کلام مولی.....

ولقد ضربنا للناس في هذا القرآن من كل مثل لعلهم يتذكرون | Flickr

کارت پستال متحرک تبریک آغاز ماه شعبان

قُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ هُوَ الْحَيُّ

قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ ۚ

بگو خداوندی که زنده است برای من کافی است

بدرستی که او راه هدایت وگمراهی را برهمگان اشکار کرده است

وَلَا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ عَلَيْهَا مَلَائِكَةٌ غِلَاظٌ شِدَادٌ لَّا يَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ ۖ أُعِدَّتْ لِلْكَافِرِينَ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَةً لِّمَنْ خَافَ عَذَابَ الْآخِرَةِ ۚ ذَٰلِكَ يَوْمٌ مَّجْمُوعٌ لَّهُ النَّاسُ وَذَٰلِكَ يَوْمٌ مَّشْهُودٌ ‎*‏ وَمَا نُؤَخِّرُهُ إِلَّا لِأَجَلٍ مَّعْدُودٍ* يَوْمَ يَأْتِ لَا تَكَلَّمُ نَفْسٌ إِلَّا بِإِذْنِهِ ۚ فَمِنْهُمْ شَقِيٌّ وَسَعِيدٌ * فَأَمَّا الَّذِينَ شَقُوا فَفِي النَّارِ لَهُمْ فِيهَا زَفِيرٌ وَشَهِيقٌ * خَالِدِينَ فِيهَا مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ إِلَّا مَا شَاءَ رَبُّكَ ۚ إِنَّ رَبَّكَ فَعَّالٌ لِّمَا يُرِيدُ ** وَأَمَّا الَّذِينَ سُعِدُوا فَفِي الْجَنَّةِ خَالِدِينَ فِيهَا مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ إِلَّا مَا شَاءَ رَبُّكَ ۖ عَطَاءً غَيْرَ مَجْذُوذٍ مَّثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ ۖ فِيهَا أَنْهَارٌ مِّن مَّاءٍ غَيْرِ آسِنٍ وَأَنْهَارٌ مِّن لَّبَنٍ لَّمْ يَتَغَيَّرْ طَعْمُهُ وَأَنْهَارٌ مِّنْ خَمْرٍ لَّذَّةٍ لِّلشَّارِبِينَ وَأَنْهَارٌ مِّنْ عَسَلٍ مُّصَفًّى ۖ وَلَهُمْ فِيهَا مِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ وَمَغْفِرَةٌ مِّن رَّبِّهِمْ ۖ كَمَنْ هُوَ خَالِدٌ فِي النَّارِ وَسُقُوا مَاءً حَمِيمًا فَقَطَّعَ أَمْعَاءَهُمْ إِنَّ اللَّهَ جَامِعُ الْمُنَافِقِينَ وَالْكَافِرِينَ فِي جَهَنَّمَ جَمِيعًا

و به کسانی که ستم کرده‌اند متمایل مشوید که آتش [دوزخ‌] به شما می‌رسد،ای کسانی که ایمان آورده‌اید، خودتان و کسانتان را از آتشی که هیزم آن، مردم و سنگهاست حفظ کنید: بر آن [آتش‌] فرشتگانی خشن [و] سختگیر [گمارده شده‌] اند. از آنچه خدا به آنان دستور داده سرپیچی نمی‌کنند و آنچه را که مأمورند انجام می‌دهند. پس از آن آتشی که هیزمش مردمان و سنگها هستند، و برای کافران آماده شده، بترسید

قطعاً در این [یادآوریها] برای کسی که از عذاب آخرت می‌ترسد عبرتی است. آن [روز] روزی است که مردم را برای آن گرد می‌آورند، و آن [روز] روزی است که [جملگی در آن‌] حاضر می‌شوند.و ما آن را جز تا زمان معيّنى به تأخير نمى‌افكنيم.روزی [است‌] که چون فرا رسد هیچ کس جز به اذن وی سخن نگوید. آنگاه بعضی از آنان تیره‌بختند و [برخی‌] نیکبخت.و اما كسانى كه تيره‌بخت شده‌اند، در آتش، فرياد و ناله‌اى دارند.تا آسمانها و زمین برجاست، در آن ماندگار خواهند بود، مگر آنچه پروردگارت بخواهد، زیرا پروردگار تو همان کُند که خواهد.و اما كسانى كه نيكبخت شده‌اند، تا آسمانها و زمين برجاست، در بهشت جاودانند، مگر آنچه پروردگارت بخواهد. [كه اين‌] بخششى است كه بريدنى نيست.مَثَل بهشتی که به پرهیزگاران وعده داده شده [چون باغی است که‌] در آن نهرهایی است از آبی که [رنگ و بو و طعمش‌] برنگشته؛ و جویهایی از شیری که مزه‌اش دگرگون نشود؛ و رودهایی از باده‌ای که برای نوشندگان لذتی است؛ و جویبارهایی از انگبین ناب. و در آنجا از هر گونه میوه برای آنان [فراهم‌] است و [از همه بالاتر] آمرزش پروردگار آنهاست. [آیا چنین کسی در چنین باغی دل‌انگیز] مانند کسی است که جاودانه در آتش است و آبی جوشان به خوردشان داده می‌شود [تا] روده‌هایشان را از هم فرو پاشد؟ بدرستی که خداوند، منافقان و کافران را همگی در دوزخ گرد خواهد آورد.

تلنگری در کلام مولی

خدای تبارک وتعالی حجت را برهمگان تمام کرده است وگوشزد کرده است که بهشت ودوزخ حق است وهم بهشت وهم دوزخ را به زیبایی وصف کرده است وجاودانگی در دوزخ وبهشت را تضمین کرده ووعده داده است تا زمانی که اسمانها وزمین پایدار هستند بهشت ودوزخ پایدار وجاودانه است جهنم جایگاه ستمگران ظالمان ومنافقان وکافران است وبهشت جایگاه اهل ایمان که عمل صالح انان را از دوزخ نگه داشته ورستگار شده است بهشت جایگاه رستگاران و خوشبخت ها یا سعدا است

اگر فرصت خواندن تمام قران را نداری اگر خوب تامل کنی همین چند جمله قران برای تذکر ویاداوری بندگان که گوش بدهند وعمل بکنند کافی است خدای تبارک وتعالی اسراف را دراین دنیا مذمت کرده است اما در بهشت واخرت اسراف هیچ معنایی ندارد برای اهل بهشت رودخانه هایی از شیر رودخانه ای اب گوارا ونوشابه هایی لذت بخش خلق کرده است یعنی درانجا دیگر اسراف معنی ندارد چون سر سفره خدا هستیم

واما دور چیز مهلک در دنیا سعادت وبدبختی ما را در اخرت تعین میکند 1-اموال 2- اولاد تمامی اعمال ما گرداگرد این دومحور اساسی میچرخد واین دو محور تمامی نقطه ضعف بشریت درانها نهفته است از این بابت است که خداوند از این دو تهدید ما را متذکر شده است تا دچار ضرر وزیان نشویم

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُلْهِكُمْ أَمْوَالُكُمْ وَلَا أَوْلَادُكُمْ عَن ذِكْرِ اللَّهِ ۚ وَمَن يَفْعَلْ ذَٰلِكَ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ

ای کسانی که ایمان آورده‌اید، [زنهار] اموال شما و فرزندانتان شما را از یاد خدا غافل نگرداند، و هر کس چنین کند، آنان خود زیانکارانند.

بی وفایی دنیا

ای دوست بیا تا غمِ فردا نخوریم

وین یک دمِ عمر را غنیمت شمریم

فردا که ازین دیرِ فنا درگذریم

با هفت‌هزارسالگان سربه‌سریم

قران....نیمه شعبان

ولقد ضربنا للناس في هذا القرآن من كل مثل لعلهم يتذكرون | Flickr

۱. وَلَقَدْ ضَرَبْنَا لِلنَّاسِ فِي هَـٰذَا الْقُرْآنِ مِن كُلِّ مَثَلٍ وَلَئِن جِئْتَهُم بِآيَةٍ لَّيَقُولَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ أَنتُمْ إِلَّا مُبْطِلُونَ ‎﴿الروم: ٥٨﴾‏

و به راستی در این قرآن برای مردم از هر گونه مَثَلی آوردیم، و چون برای ایشان آیه‌ای بیاوری، آنان که کفر ورزیده‌اند حتماً خواهند گفت: «شما جز بر باطل نیستید.

۲. وَلَقَدْ ضَرَبْنَا لِلنَّاسِ فِي هَـٰذَا الْقُرْآنِ مِن كُلِّ مَثَلٍ لَّعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ ‎﴿الزمر: ٢٧﴾‏

و در این قرآن از هر گونه مثَلی برای مردم آوردیم، باشد که آنان پندگیرند.

پند خدا در قران

1- مرگ

انك ميت وانهم ميتون ثم انكم يوم القيامة عند ربكم تختصمون | Quran verses,  Arabic art, Quran arabic

كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ وَإِنَّمَا تُوَفَّوْنَ أُجُورَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَمَن زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَأُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فَازَ وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ ‎﴿آل عمران: ١٨٥﴾‏

۲. كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ وَنَبْلُوكُم بِالشَّرِّ وَالْخَيْرِ فِتْنَةً وَإِلَيْنَا تُرْجَعُونَ ‎﴿الأنبياء: ٣٥﴾‏

۳. كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ ثُمَّ إِلَيْنَا تُرْجَعُونَ ‎﴿العنكبوت: ٥٧﴾‏

إِنَّكَ مَيِّتٌ وَإِنَّهُم مَّيِّتُونَ

ای رسول ما(محمد ص ) توخواهی مرد ومردمان نیز خواهند مرد

مرگ وعده ای حقیقی است که خداوند وعده ان را به همگان به عنوان یک پند ومثل در قران مژده داده است لذا برای ملاقات ان روز باید خود را اماده کنییم وچشم انتظار ان لحظه باشیم بنده حقیر همیشه به ان لحظه فکر میکنم خدای تبارک وتعالی را شاهد میگیرم هیچ روزی نیست که به یاد ان روز نباشم لذا برای اینکه مرگ را فراموش نکنم یک زمان خاص را برای ان روز تعین کرده ام واز خدای تبارک وتعالی خواسته ام که تا ان روز خاص به من فرصت بدهد همان طور که شیطان که رانده شده ومطرود درگاه خداوند است فرمود خدایا تا روز قیامت به من طول عمر بده وخداوند حاجت او را قبول کرد من مدت کوتاهی از خداوند طول عمر خواستم وان تاریخ 1429/10/10 است دران روز 1000ماه کامل عمر کرده ام بیش ازاین را طلب نکردم 83سال چهار ماه دقیقا هزار ماه حساب میشود لذا الان به حساب خودم 311ماه دیگر باقی مانده است ویک شمارش معکوس عمر را اغاز کرده ام وهرماه یکی کم میکنم تا ساعت ملاقات من ومرگ فرا برسد البته هرچه خدا خواست همان میشود انچه دلم خواست نه آن میشود مشخص خواهد شد خداوند چه چیزی اراده کرده است به شیطان تاروز قیامت طول عمر عنایت کرد اماعمر ما مبهم وناشناخته است واین گمان وظن ودرخواست بچه گانه ماست چون به قول علی ع بزرگترین اسرار مرگ است وطوری که خداوند درقران فرموده است هیچکس نمیداند چه موقعی میمیرد ودر چه سرزمینی موت او فرا میرسید درشب نیمه شعبان که شب جمعه بود از خداوند طلب کردم که طول عمرم را تا ان لحظه به من عنایت کند تا زندگی ام را سامان بدهم وبرای ان لحظه مرگ که لحظه ملاقات واشنا شدن با عالم اخرت هست کاملا اماده باشم

حکایت رسول خدا محمد مصطفی وعایشه در شب نیمه شعبان

از جمله روایتی است که شیخ از حمّاد بن عیسی از ابان بن تغلب روایت کرده که گفت، امام صادق علیه السّلام فرمودند: شب نیمه شعبانی فرا رسید، رسول خدا در آن شب در منزل عایشه بود، چون شب به نیمه رسید از بستر خود برای عبادت برخاست، هنگامی که عایشه بیدار شد، دریافت که پیامبر از خوابگاه خویش بیرون رفته، وی را همچون اغلب زنان وسوسه گرفت، گمان کرد آن حضرت نزد همسر دیگری از همسرانش رفته، از جا برخاست و چادرش را بر خود پیچید و سوگند به خدا که چادر او از ابریشم و کتان نبود، تارش از مو، و پودش از کرک شتر مایه داشت، حجره به حجره در حجره های زنان رسول خدا جستجو می کرد، در این میان که در جستجوی آن حضرت بود، ناگهان نگاهش به رسول خدا افتاد که مانند جامه ای بر زمین چسبیده در حال سجده است، به نزدیک آن حضرت رفت، شنید در سجده اش چنین می گوید:

سَجَدَ لَکَ سَوَادِی وَ خَیَالِی وَ آمَنَ بِکَ فُؤَادِی هَذِهِ یَدَایَ وَ مَا جَنَیْتُهُ عَلَی نَفْسِی یَا عَظِیمُ [عَظِیما] تُرْجَی [یُرْجَی] لِکُلِّ عَظِیمٍ اغْفِرْ لِیَ الْعَظِیمَ فَإِنَّهُ لا یَغْفِرُ الذَّنْبَ الْعَظِیمَ إِلّا الرَّبُّ الْعَظِیمُ

خدایا همه هستی و اندیشه ام برایت سجده کرد، و دلم به تو ایمان آورد، این است دستانم و آنچه بر خود جنایت کردم ای بزرگی که برای هر کار بزرگی به او امید است، از من گناه بزرگ را بیامرز، زیرا گناه بزرگ را جز پروردگار بزرگ نمی آمرزد.

سپس سر مبارک خویش را از سجده برداشت، و دوباره به سجده برگشت، عایشه شنید که آن حضرت می‌گوید:

أَعُوذُ بِنُورِ وَجْهِکَ الَّذِی أَضَاءَتْ لَهُ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرَضُونَ وَ انْکَشَفَتْ لَهُ الظُّلُمَاتُ وَ صَلَحَ عَلَیْهِ أَمْرُ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ مِنْ فُجْأَةِ نَقِمَتِکَ وَ مِنْ تَحْوِیلِ عَافِیَتِکَ وَ مِنْ زَوَالِ نِعْمَتِکَ اللَّهُمَّ ارْزُقْنِی قَلْباً تَقِیّاً نَقِیّاً وَ مِنَ الشِّرْکِ بَرِیئا لا کَافِراً وَ لا شَقِیّاً

پناه می آورم به نور جلوه ات که آسمان ها و زمین ها بر آن روشن شد، و تاریکی ها با آن برطرف گشت، و با ان کار گذشتگان و آیندگان اصلاح شد، از فرا رسیدن عذاب نابهنگامت و از دگرگونی عافیتت، و از زایل شدن نعمتت.

خدایا! دل با تقوا و صفا یافته، و بیزار از شرک، نه کافر و بدبخت روزی من گردان.

سپس دو طرف روی خود را بر خاک نهاد و گفت:

عَفَّرْتُ وَجْهِی فِی التُّرَابِ وَ حُقَّ لِی أَنْ أَسْجُدَ لَکَ روی خویش را به خاک ساییدم، و مرا سزاست که تو را سجده کنم.

آنگاه که رسول خدا صلی اللّه علیه و آله خواست به اطاق برگردد، عایشه با شتاب به جانب بستر خویش رفت، و هنگامی که رسول خدا صلی اللّه علیه و آله به خوابگاه خویش آمد، شنید که عایشه بلند نفس می زند، فرمود: این بلند نفس زند چیست؟ آیا ندانستی که امشب چه شبی است؟ این شب نیمه شعبان است که در آن روزی ها قسمت می شود، و زمان مرگ اشخاص ثبت می گردد، و نام کسانی که باید به حج بروند نوشته می‌شود،

قُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ هُوَ الْحَيُّ

قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ ۚ

بگو خداوندی که زنده است برای من کافی است

بدرستی که او راه هدایت وگمراهی را برهمگان اشکار کرده است

((دعای موسی مرد خدا))

مزامیر 90

ای خداوند تو همیشه پناه ما بوده ای قبل از انکه دنیا را بیافرینی وکوهها را بوجود اوری تو بوده ای تو را ابتدا وانتهایی نیست

انسان را به خاک بر می گردانی ومی گویی ای خاکیان به خاک مبدل شوید هزار سال در نزد تو چون یک روز است بلکه چون یک ساعت است تو انسان را چون سیلاب از جای بر میکنی ومیبری زندگی او خوابی بیش نیست او مانند گیاهی است که صبح می روید و می شکفد ولی عصر پژمرده وخشک میشود بر اثر غضب تو ما رو به نابودی میرویم وخشم تو مارا پریشان وبی قرار ساخته است گناهان ما را در برابر چشمان خود گذاشته ای وهیچ خطای ما از دید تو پنهان نیست روزهای زندگی ما بر اثر خشم تو کوتاه شده است وعمر خود را مثل یک خواب میگذرانییم عمر ما هفتاد سال است واگر قوی باشیم شاید به هشتاد برسد ولی در طول این مدت چیزی جز درد ورنج نصیب ما نمیشود هران ممکن است عمرمان تمام شود وبه عالم دیگر پرواز کنییم

خداوندا کیست که بداند شدت خشم تو چقدر است کدام یک از ما چنانکه باید وشاید از تو میترسد خدایا به ما یاد بده که بدانییم عمر ما چه زودگذر است تا در این مدت کوتاه با خردمندی زندگی کنییم ای خداوند تا به کی برما خشمگین خواهی بود از خشم خود برگرد وبر بندگان خود رحم کن صبحگاهان ما را از رحمت خود بهره مند گردان تا در تمام عمر خود شادمان باشیم به اندازه سالهایی که ما را ذلیل وخوار ساخته ای ما را شاد وسرافراز گردان بگذار ما بندگانت بار دیگر اعمال شگفت انگیز تورا مشاهده کنییم عظمت خود را بر فرزندانمان نمایان ساز خداوندا ما را مورد لطف خود قرار بده ودر تمام کارهایمان ما را برکت عطا فرما بلی در تمام کارهایمان ما را برکت عطا فرما

سیره عملی امام صادق‌علیه‌السلام با اهل تسنن

سیره عملی امام صادق‌علیه‌السلام با اهل تسنن

الأحقاف ٢،﴿ تنزيل الكتاب من الله العزيز الحكيم ﴾ / ثلاث مرات في القران |  Math, Arabic calligraphy, Calligraphy

Islamic Shahada There No God God Stock Vector (Royalty Free) 275689013

دست خدا .....

Pin page

يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ ۚ

وَكَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيَا ۗ

خدای تبارک وتعالی مولای ما در همه چیز دست بالا را دارد نام او بلندترین نامها را دارد دست او بالای همه دست ها است بخشنده ترین دست ها را دارد خلاقترین دستها را در خلقت دارد

دست خدا بالای همه دستهاست . او مافوق مخلوقات خویش است، کسی نمیتواند از خواست و اراده خدا فرار کند. کسی نمیتواند از عذاب خدا فرار کند. ژاپن در ساخت ساختمانهای مستحکم در جهان قدرت اول را دارند. ژاپنیها ساختمانهای مستحکمی در مقابله زلزله بنا کرده بودند. زلزله نتوانست ضرر زیادی به آنها برساند. اما سونامی بعد از زلزله را پیش بینی نکرده بودند. تمام عوامل طبیعت در دست خداست. همیشه خدا یک چیز بالاتر دارد. خدا نسبت به پیشرفته ترین تکنولوژی هم یک قدم جلوتر است. اگر ژاپن روزی ساختمانهای خویش را نسبت به سونامی هم مقاوم کند، خدا قدم بعدی بعد از سونامی را اجرا می کند. همیشه خدا یک حرف بیشتر برای گفتن دارد. خدا نیازی به عذاب خیلی پیشرفته ندارد. کشوری که ساختمانهای محکم ندارد، با زلزله 6 ریشتر عذاب میشود. اما برای ژاپن 8 ریشتر و متعاقبا سونامی اجرا میشود. گرد و خاک ناشی از بیابانهای عراق و سوریه تمام خاورمیانه را پر کرده است. مردم خاورمیانه تکنولوژی از بین بردنش را ندارند. دست خدا بالای همه دستهاست. خدا از نظر علمی بر همه حوادث جهان تسلط دارد. خدا می داند که برای چه قومی چه عذابی بفرستد. خدا نقطه ضعف همه ملتها را دارد. هیچ کس نمی تواند از دست خدا فرار کند. افراد زیادی در جهان برای پیشگیری از بیماری و مرگ خویش ، تمهیدات زیادی انجام می دهند. اما خدا بر همه چیز احاطه دارد. خدا این افراد را از طریقی می میراند که خود فرد هیچوقت به ذهنش نمی رسد. خدا از همه نظر بر همه چیز احاطه کامل دارد. هر فرد و جامعه ای نقطه ضعفی دارد. خدا نقطه ضعف همه افراد و ملتها را دارد. در زمانهای قدیم بنایی ساختمانی درست می کند. او در این ساختمان یکی از آجرها را طوری قرار می دهد که با بیرون کشیدن این آجر ، کل ساختمان به هم می ریزد. این آجر نقطع ضعف ساختمان است. هر انسانی و هر جامعه ای نقطه ضعفی دارد. این نقطه ضعفها را فقط خدا می داند. هیچکس نقطه ضعف واقعی خویش را نمی داند. کسانی بوده اند که در پیشگیری از مرگ خویش ، اقدامات پر هزینه ای انجام می دهند ، اما آنها در تشخیص نقطه ضعف خویش اشتباه می کنند. زیرا فقط خداست که نقطه ضعفها را می داند. قذافی برای محافظت از خویش ، هزاران محافظ برای خویش تعیین کرده بود ، اما بیفایده بود. همه نقطه ضعفها نزد خداست. فقط خدا می تواند نقطه ضعفها را بردارد. شفای مریضیها فقط دست خداست ، زیرا فقط خدا مکان آجر نقطه ضعف را می داند و فقط او می داند که کجاست. خدا با جا انداختن و تعمیر آجر نقطع ضعف ، مریضیها را شفا می دهد. به همین خاطر ما باید تمام دعاها و درخواستهای خویش را مطلقا به خدا اختصاص دهیم.

کلام وحی روزی یک آیه از قرآن مجید

يد الله فوق أيديهم من سورة الفتح آية (10)

معنى قوله تعالى يد الله فوق أيديهم - الشیعة

.. بت ِ نفس ...

مدّتی استاد ابوالقاسم قشیری در صحبت شیخ ابوسعید ابوالخیر بود تا روزی هر دو در بازار نشابور می‌رفتند.
شلغم پخته دیدند نهاده سپید و پاکیزه. نَفسِ هر دو بزرگ را بدان رغبتی افتاد.
شیخ قراضه‌ای بداد و از آن شلغم بستد و بخورد.
استاد ابوالقاسم با خود گفت: من امامِ نشابورم در میانِ بازار شلغم چگونه خورم؟ نخورد و به خانقاه رفت.
چنانک معهود شیخ بوده است، بعد از سفره سماع کردند.
شیخ را حالتی عظیم پیدا آمد.
بر دل استاد ابوالقاسم بگذشت که چندین تحصیل که من کرده‌ام و در راه طریقت رنج‌ها برده
مرا چنین وقتی و حالتی مسلّم نشد.
شیخ سر برآورد و گفت: آن ساعت که من در بازار شلغم می‌خوردم تو بُتِ نفس می‌پرستیدی
و می‌گفتی: من امام نشابورم در بازار چگونه شلغم خورم؟ ندانی که هیچ بت پرست را این وقت وحالت ندهند؟

دیو چو بیرون رود، فرشته درآید

خواب ...

نقل است که "شاه شجاع کرمانی"چهل سال نخفت و نمک در چشم می کرد تا چشمهای او چون دو قدح خون شده بود . بعد از چهل سال شبی بخفت خدای را به خواب ديد.
گفت: بارخدايا! من تو را به بيداری می جستم در خواب يافتم.
فرمود که ای شاه! ما را در خواب از آن بيداريها يافتی.
اگر آن بيداری نبودی چنين خوابی نديدی.
بعد از آن او را ديدندی که هرجا که رفتی بالشی می‌نهادی و می‌خفتی و گفتی:
باشد که يکبار ديگر چنان خواب بينم. عاشق خواب خود شده بود.
و گفت: يک ذره از اين خواب خود به بيداری همه عالم ندهم.


"تذکرة الاولیا_عطار"

زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست
پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست
نرگسش عربده جوی و لبش افسوس کنان
نیم شب دوش به بالین من آمد بنشست
سر فرا گوش من آورد به آواز حزین
گفت ای عاشق دیرینه من خوابت هست

دیو چو بیرون رود، فرشته درآید

ديدن و دانستن ...

يك روز، شيخ ابوسعيد ابوالخير در نيشابور، مجلس مى گفت . خواجه بوعلى سينا، از خانقاه شيخ در آمد و ايشان هر دو پيش از اين يكديگر را نديده بودند؛ اگر چه ميان ايشان مكاتبه رفته بود. چون بوعلى از در درآمد، ابوسعيد روى به وى كرد و گفت حكمت دانى آمد.
خواجه بوعلى در آمد و بنشست . شيخ به سر سخن خود رفت و مجلس تمام كرد و به خانه خود رفت . بوعلى سينا با شيخ در خانه شد و در خانه فراز كردند و با يكديگر سه شبانه روز به خلوت سخن گفتند كه كس ندانست و هيچ كس نيز نزد ايشان در نيامد مگر كسى كه اجازت دادند،
و جز به نماز جماعت بيرون نيامدند.
بعد از سه شبانه روز، خواجه بوعلى سينا برفت .
شاگردان او سؤال كردند كه شيخ ابوسعيد را چگونه يافتى ؟
گفت هر چه من مى دانم ، او مى بيند.
و مريدان از شيخ سؤال كردند كه اى شيخ،خواجه بوعلى سينا را چگونه يافتى ؟
گفت:هر چه ما مى بينيم ، او مى داند .

و البته كه بسيار فرق است ميان ديدن و دانستن .

دیو چو بیرون رود، فرشته درآید

همین الان بلند شو و قدمی بردار ...

شيخ ابوسعيد، يكبار به طوس رسيد،
مردمان از شيخ خواستند كه بر منبر رود و وعظ گويد .
شيخ پذيرفت .
مجلس را آراستند و منبرى بزرگ ساختند.
از هر سو مردم مى آمدند و در جايى مى نشستند .
چون شيخ بر منبر شد، كسى قرآن خواند.
جمعيت ، همچنان ازدحام مى كردند تا آن كه ديگر جايى براى نشستن نبود.
شيخ همچنان بر منبر نشسته بود و آماده سخن .
كسى برخاست و فرياد برآورد:
خدايش بيامرزد هر كسى را كه از جاى خود برخيزد و يك گام فراتر آيد .
شيخ چون اين بشنيد، گفت :
و صلى الله على محمد و آله اجمعين .
و از منبر فرود آمد .
گفتند: يا شيخ !
جمعيت از دور و نزديك آمده اند تا سخن تو بشنوند؛ تو ترك منبر مى گويى ؟
گفت : هر چه ما مى خواستيم كه بگوييم و آنچه پيامبران گفتند،
همه را آن مرد به صداى بلند گفت .
مگر جز اين است كه همه كتب آسمانى و رسالت پيامبران و سخن واعظان ،
براى اين است كه مردم ، يك گام پيش نهند؟
آن روز، بيش از اين نگفت ...

"اسرار التوحید";کتاب شرح عارف بزرگ شیخ ابوسعید ابوالخیر

دیو چو بیرون رود، فرشته درآیدپ

جذبِ حق ...

ابوسعید ابوالخیر درباره جذبِ حق چنین گوید :
" خدای را به هر روز سیصد و شصت نظر به دل بنده خویش است
تا بنگرد که آیا دلِ بنده هیچ به سوی او می نگرد .
اگر بیند که دلی بنده نگران اوست ،
افزونیش بخشد و به زیادت ها و روشنی ها اکرامش کند
و دلش را به سوی خویش کشد و هر که را جذبه ای از جانب بالا نباشد
کارش نظام نگیرد و حالش سامان نپذیرد.
" آنگونه که مشایخ گفته اند :
کششی از سوی حق ، بهتر از همه عبادتهاست که پرنیان و آدمیان کنند

در کشش افتی رَوِش گم گرددت
گر بوَد یک قطره ، قُلزُم گرددت

دیو چو بیرون رود، فرشته درآید

گر با غم عشق سازگار آید دل
بر مرکب آرزو سوار آید دل
گر دل نبود کجا وطن سازد عشق ؟
ور عشق نباشد ، به چه کار آید دل ؟

"ابوسعید ابوالخیر"

تفسیر سوره انعام، آیه 18

قُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ ۖ

أَلَيْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ ۖ

أَلَيْسَ اللَّهُ بِأَحْكَمِ الْحَاكِمِينَ

بگو: «خدا مرا بس است

آیا خدا کفایت‌کننده بنده‌اش نیست؟

آیا خدا نیکوترین داوران نیست؟

قرآن حکیم Quran Hakim - Apps on Google Play

صبر...فَاصْبِرْ      عجول نباشید

يا أيها الذين آمنوا ، واستعينوا بالصبر والصلاة.  وبالفعل فإن الله مع المحبة الإسلامية الصبر اقتباسات من القرآن الكريم بأشكال مختلفة من الفن

َموْلايَ يَا مَوْلايَ، وَأَنْتَ الْحَلِيمُ وَأَنَا الْعَجُولُ،,وهل یرحم العجول الا الحلیم

صبر،
افتادنِ نظر است بر آخر کار...

جناب شمس تبریزی

Image

.....

فَاصْبِرْ كَمَا صَبَرَ أُولُو الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَلَا تَسْتَعْجِل لَّهُمْ ۚ

كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَ مَا يُوعَدُونَ لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا سَاعَةً مِّن نَّهَارٍ ۚفَاصْبِرْ ۖ إِنَّ الْعَاقِبَةَ لِلْمُتَّقِينَ

فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ ۖ وَلَا يَسْتَخِفَّنَّكَ الَّذِينَ لَا يُوقِنُونَ

فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَلَا تَكُن كَصَاحِبِ الْحُوتِ فَاصْبِرْ صَبْرًا جَمِيلًا

پس همان گونه که پیامبران نستوه، صبر کردند، صبر کن، و برای آنان شتابزدگی به خرج مده. روزی که آنچه را وعده داده می‌شوند بنگرند، گویی که آنان جز ساعتی از روز را [در دنیا] نمانده‌اند..پس شکیبا باش که فرجام [نیک‌] از آنِ تقواپیشگان است.پس صبر کن که وعده خدا حق است، و زنهار تا کسانی که یقین ندارند، تو را به سبکسری واندارند.پس در حکم پروردگارت شکیبایی ورز، و مانند همدم ماهی [=یونس‌] مباش،پس صبر کن، صبری نیکو.

بنام مولا

O ، O ، O ، O ، O ، O ، O ، O ، O ، O ، O ، O ، O

صبر،
افتادنِ نظر است بر آخر کار. جناب شمس تبریزی

يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱِصْبِرُواْ وَصَابِرُواْ وَرَابِطُواْ

وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ

الله مع الصبر الاسلامي صور الله اللانهاية تاتو

صد هزاران کیمیا حق آفرید

کیمیایی همچو صبر آدم ندید
صبر را با حق قرین کن ای فلان

آخر والعصر در قرآن بخوان
صبر کردن جان تسبیحات توست

صبر کن کآن است تسبیح درست
هیچ تسبیحی ندارد آن درج

صبر کن کالصبر مفتاح الفرج
هر که را بینی یکی جامه‌ی درست

دان که او آن را به صبر و شکر جست
هر که را بینی برهنه و بینوا هست

بر بی صبری او آن گوا
گفت پیغمبر خداش ایمان نداد

هر که را نبود صبوری در نهاد
یوسف حسنی و این عالم چو چاه

وین رسن صبر است بر امر اله
یوسفا اندر رسن در زن دو دست

و ز رسن غافل مشو بیگه شده است
حمد الله کاین رسن آویختند

فضل و رحمت را به هم آمیختند
تو چه دانی ذوق صبر ای تیره دل

خاصه صبر از بهر آن شمع چگل

ذکر خدا | دفتر انتشارات و فناوری آموزشی

صبر یا کیمیای اعظم

سخنم را با این داستان شروع می کنم: لقمان به زیارت حضرت داود(ع) آمد دید او به درست کردن و بافتن زره مشغول است، لقمان که قبلاً چنین چیزی ندیده بود نمی دانست او چه می سازد، سکوت و صبر کرد و همچنان به تماشای خود ادامه داد، تا اینکه داود(ع) یک زره را به طور کامل بافت، سپس برخاست و آن را پوشید و به لقمان گفت: «به راستی چه وسیله دفاعی خوبی برای جنگ با دشمنان است.» لقمان گفت: «صبر نیز یار و پناه خوب و برطرف کننده اندوه است.» سعدی می گوید:

چو لقمان دید کاندر دست داود

همی آهن به معجز موم گردد

نپرسیدش چه می سازی که دانست

که بی پرسیدنش معلوم گردد(1)

مولانا در دیوان مثنوی پس از ذکر ماجرای فوق گوید:

گفت لقمان صبر هم نیکو دمی است کو پناه و دافع هرجا غمی است

صد هزاران کیمیا حق آفرید

کیمیایی همچو صبر آدم ندید

به راستی صبر و مقاومت کیمیایی اعظم و خمیرمایه پیروزی ها و رشد و پیشرفت ها است.

باید توجه داشت که صبر به معنی تحمّل در برابر ظالم، و دست روی دست نهادن در برابر شکست ها نیست، بلکه واژه صبر در لغت به معنی عزم و جزم برای انجام عمل است. بنابراین معنی درست بر ضد تحمّل عجزآمیز است، و معنی حقیقی آن مقاومت و استقامت در کوران های حوادث و در برابر گناهان و شداید بوده و باعث ایجادروحیّه قوی در راه اهداف عالیه انسانی و انجام وظیفه می شود. بر همین اساس قرآن می فرماید: «وَ اِن یَکُن مِنکُم عِشرُونَ صابِرُونَ یَغلِبُوا مِأَتَین؛ و هرگاه بیست نفر از شما با استقامت باشند، بر دویست نفر غلبه کنند.»(3)

بنابراین اگر صبر در اسلام به معنی تحمّل عجزآمیز بود، موجب ضعف می شد نه این که روحیّه انسان را ده برابر نیرومندتر و مقاوم تر کند. در حقیقت صبر و مقاومت همان است که ملک الشّعرا در اشعار معروف خود گوید

  • قوم دیگر می‌شناسم ز اولیا **
  • که دهانشان بسته باشد از دعا
  • از رضا که هست رام آن کرام **
  • جستن دفع قضاشان شد حرام
  • در قضا ذوقی همی‌بینند خاص **
  • کفرشان آید طلب کردن خلاص
  • حسن ظنی بر دل ایشان گشود **
  • که نپوشند از عمی جامه‌ی کبود

طلب و خواهش از خدا در نزد عرفا منافي رضاست؟

بشنـــو اكنــون قصـة آن رهــــروان

كــــــه نــدارد اعتـــراضــي در جهـان

ز اوليا اهـل دعــا خــــود ديگــرنـد

گه همـي دوزند و گـاهــي مـي‌درنـد

قـوم ديگـــر مــي شنـاسـم ز اوليا

كـه دهــانشـان بستـه باشـد از دعا

از رضا كـــــه هست رام آن كِـرام

جستـن دفــــع قضـاشان شـد حـرام

در قضا ذوقـي همـي بيننـد خـاص

كفرشـان آيــد طلب كـــــردن خــلاص

حسن ظني بـر دل ايشان گشـود

كـه نپوشند از غنــي جامــة كبـــــــود

ترجمه :

«اكنون قصة آن سالكان را بشنو كه در اين دنيا نسبت به مشيّت الهي اعتراضي نمي‌كنند. اولياي اهل دعا، گروهي ديگري هستند كه گاهي مي‌دوزند و گاهي پاره مي‌كنند. [يعني با توسل به دعا در پاره‌اي از امور دنيا تصرف مي‌كنند.] اما گروه ديگر اوليا را مي‌شناسم كه دهانشان از دعا بسته است‌. يعني چون به قضاي الهي رضا داده‌اند ، دعا نمي‌كنند كه آن قضا دفع شود. از آن‌جا كه رضا به قضاي الهي براي اولياي بزرگوار حاصل شده ، يعني آن‌ها به مقام رضا رسيده‌اند ، چاره جويي براي دفع قضاي مقدّر براي آن‌ها حرام شده است. آن‌ها در قضا و بلاي مقدر چنان لذت ذوقي مي‌يابند كه جستن راه خلاص را از دايرة قضا، كفر نسبت به حضرت حق به شمار مي‌آورند. حق تعالي بر قلب اين اوليا چنان حسن ظني عطا فرموده كه در عزا و ماتم نيز جامة تيره ماتم به تن نمي‌كنند.»[1]

به اعتقاد مولانا دعا «كليد حاجت خلقان» است و او به وعده قرآن سخت باور دارد كه خداوند بشارت داده به بندگانش كه دعايشان را مستجاب مي سازد ، اما خودِ رازگويي با خداوند و عرض حاجت به محضر او براي عارفان ما موضوعيت دارد ، صرف نظر از متعلَّق دعا كه هرچه مي خواهد باشد. همين كه آدمي خدا را در درون جانش به تجربه بنشيند و او را پيوسته حاضر و ناظر ببيند و به او رو كند و دل از غير او برگيرد و از تملّق دونان بپرهيزد ، موجب تحول عميق روحي و تعالي وجودي است ، و اين نعمت اندكي نيست. از همين رو است ، كه برخي از اوليا ، لب از دعا كردن ، به معناي حاجت خواستن ، فرو مي بستند و در اصل خواستن را خلاف ادب بندگي و حكمت و كرم و علم حق مي دانستند. خود را طلب‌كار خدا دانستن و از او خواستن و بر او فرمان راندن كه «بده يا بگير» با شأن بندگي نمي سازد. اما چون خود او رخصت داده است ، بايد خواست. و بدين سان از زبان اوست كه او را مي خوانيم و از او چيزي مي خواهيم و در حقيقت او خود دعاي خود را مستجاب مي سازد.

مقصود از نیایش و دعا در این جا ، مطلق گرایش و توجه بنده به خالق متعال نیست ، چه در این باب هیچ عارفی منکر این حقیقت بدیهی نیست ، که همۀ موجودات سرتا پا نسبت به حضرت حق تعالی دارای فقر ذاتی و صفاتی اند ؛ بلکه منظور از دعا و نیایش در این جا ، صرف سوال جهت رفع و قضایی مقدر است. در این زمینه شماری از عارفان ، دعا را منافی مقام رضا می دانند. چنان چه امام قشیری از قول یکی از آنان می گوید : « اختیار آن چه در ازل رفته است ، تو را بهتر از معارضۀ وقت.»[2]

مولانا عارفان را از این زاویه به دو گروه تقسیم می کند :

1- عارفان اهل دعا که با توسل به دعا در پاره ای از امور دست به تصرف می زنند؛

2- عارفانی که دهان به نیایش نمی گشایند و رضا به قضای الهی داده اند.

اين عارفان در «مقام تسليم و رضا» آرميده اند و ديگر خواست و تعلّقي برايشان نمانده است ؛ زيرا يك سره در حق فاني گشته اند و پسندشان همان پسند دوست است و خدا را براي چيزي غير از او نمي خواهند. اينان خدا را وسيله و ابزار رسيدن به حاجت هايشان قرار نمي دهند ، بلكه هرآن‌چه دارند ، از جمله هستي خويش را ، به پاي دوست قربان مي كنند ، اما از سر بندگي و تسليم ، منقادانه در برابر حق اقرار بندگي و اظهار چاكري مي كنند كه خدا خود چنين خواسته است :

مولوی ، رضا به قضای الهی را برای برخی عارفان چنان می داند که آن ها «کفرشان آید طلب کردن خلاص» و این گروه رضا را مرتبه ای فراتر از نیایش می دانند ، چنان چه از بایزید بسطامی پرسیدند: چه می خواهی؟ گفت : اُریدُ لا اُرید. «آن خواهم که هیچ نخواهم»

رسالۀ قشریه در این باره آورده : «و گروهی گفته اند بنده باید که به زبان صاحب سوال بود و به دل صاحب رضا ، تا هر دو به جای آورده باشی و آن اولی تر که گویند که وقت ها مختلف است ؛ وقت بود که دعا فاضل تر از خاموشی و آن نیز هم ادب است و در بعضی احوال خاموشی و آن هم ادب است و آن به وقت بتوان دانست زیرا که علم وقت اندر آن وقت بود ، چون اندر دل اشارتی یابد به دعا ، دعا اولی تر و چون اشارت به خاموشی تمام تر و اگر در وقت دعا زجری با دل وی گردد و قبض هم بیند ترک دعا اولی تر اندر وقت و اگر چنان بود که اندرین وقت دل خویش نه زیادت یابد و قبض و نه بسط و نه حاصل آمدن زجر، دعا کردن و نکردن آنجا هردو یکی است.»[4]

باید دانست یک مواجهۀ درست در شناخت انسان این است ، که آدمی به میزان بر خورداری هایش انسان نیست ، بلکه به اندازۀ تشنگی درونی انسان است. سطح تعالی و کمال هر انسانی وابستۀ مستقیم به درجۀ تعالی و کمال نیازها و کمبودهایی که در درون خود احساس می کند ، دارد. یعنی هر سالکی به میزانی عارف تر است ، که نیازهایش کامل تر و متعالی تر و در واقع اشباع شده تر باشد. پس از این دیدگاه بر قلب فاینان فی الله ، که در عالم معنا غنی ترند ، چنان حسن ظنی عطا شده که رضا به قضای الهی داده اند و دفع قضای مقدر الهی را حرام می دانند.

Pin on Quran

صبر

جدا شد یکی چشمه از کوهسار

به ره گشت ناگه به سنگی دچار

به نرمی چنین گفت با سنگ سخت

کرم کرده راهی ده ای نیکبخت

گران سنگ تیره دل سخت سر

زدش سیلی و گفت: دور ای پسر

نجنبیدم از سیل زور آزمای

که ای تو که پیش تو جنبم زجای؟

نشد چشمه از پاسخ سنگ سرد

به کندن در استاد و ابرام کرد

بسی کند و کاوید و کوشش نمود

کز آن سنگ خارا رهی برگشود

زکوشش به هر چیز خواهی رسید ب

ه هر چیز خواهی کماهی رسید

گرت پایداری است در کارها

شود سهل، پیش تو دشوارها

صبر و شکیبایی

از گفتار بزرگان است که: «اذا اردت ان تعرف شکر الرجل على المزید فانظر کیف صبره على النقص.»
یعنی: «اگر خواهی که شکر و سپاسگزاری کسی را در موقع افزایش نعمت، بشناسی، بنگر که در کم و کاست زندگانی خود چگونه بردبار و شکیبا است.»

از امیرالمؤمنین، على علیه السلام روایت شده که: « سیکون زمان لا یستقیم الملک الا بالقتل و الجور و لا یستقیم لهم الغنى الا بالبخل و لا یستقیم لهم المحبه فی الناس الا باتباع اهوائهم و الاستخراج من الدین فمن ادرک ذلک الزمان و صبر على الذل و هو یقدر على العز و صبر على بغضه الناس و هو یقدر على المحبه، اعطاه الله ثواب خمسین صدیقاً.»
یعنی : «زمانی فرا خواهد رسید که سلطنت و فرمانروایی جز در سایه کشتار و بی رحمی حاصل نگردد و ثروت، جز به بخل و پستی به دست نیاید و محبوبیت در میان مردم جز با پیروی از تمایلات و خواسته های آنان و ترک دین و مذهب خویش، یافت نشود. آن کس که در چنین زمانه و در این هنگامه، بر فقر خود صبر و شکیبایی ورزد و از ثروت و مکنت، چشم بپوشد و با آنکه قادر بر کسب محبت و جلب دوستی اهل زمانه باشد، لیکن از آن صرفنظر و بر بغض و دشمنی آنان، بردباری کند، خداوندش ثواب پنجاه صدیق و بنده مقرب، عنایت خواهد فرمود.»

همچنین از امیرالمؤمنین علی ع منقول است که به حارث اعور فرمود: «ثلثه بهن یکمل المسلم: التفقه فی الدین و التقدیر فی المعیشه و الصبر على النوائب.»
یعنیسه چیز است که موجب کمال مسلمان میگردد: یکی تدبر و تفقه در دین و دیگر اندازه نگهداشتن در امر معیشت و سوم صبر و بردباری در مشکلات و بلیات.»

خداوند متعال فرماید: «… و بشر الصابرین الذین اذا اصابتهم مصیبه قالوا انالله و انا الیه راجعون – اولئک علیهم صلوات من ربهم و رحمه و اولئک هم المهتدون.» (۱)
یعنی : « …. و بشارت ده صابران و شکیبندگان را، آنانکه چون به مصیبتی و ناگواری دچار شدند، بردباری کردند و گفتند: ما برای خدا آمده ایم و به سوی او باز خواهیم گشت. صلوات خدا و رحمت پروردگار، ویژه چنین کسان است و آنان، خـود هـدایت یافتگانند.»

امیرالمؤمنین علیه السلام فرماید: «اطرح عنک واردات الهموم بعزائم الصبر و حسن الیقین.»
یعنی :«چون سپاه غم و اندوه بر جانت هجوم کند، با استواری در صبر و باکمال یقین و ایمان، آن را از خویشتن، بران.»

حضرت امام جعفر صادق(ع)، از جد خود حضرت علی بن الحسین، صلوات الله علیهم چنین روایت فرمود: «الصبر من الایمان بمنزله الرأس من الجسد و لا ایمان لمن لا صبر له.»
یعنی : «قدر و منزلت صبر و بردباری در ایمان، به منزله سر در بدن انسان است و آن کس را که صبر نیست، ایمان نیست.»

از اصبغ بن نباته روایت شده است که حضرت امیرالمؤمنین عـلى بـن ابیطالب علیہ السلام فرمود: «الصبر صبران صبر عند المصیبه حسن جمیل و احسن من ذلک الصبر عند ما حرم الله علیک.»
یعنی: « صبر بر دو گونه است: نخستین، صبر برابر ناگواری و مصیبت ها که صبری نیکو و زیباست و از آن نیکوتر، صبر در خویشتن داری از محرمات خداوند است.

Image

إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِينَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِينَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِينَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِينَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِينَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيرًا وَالذَّاكِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا

خدای تبارک وتعالی مردان وزنان صبر کننده را وعده امرزش واجری بزرگ داده است خدای تبارک وتعالی صابران رادوست دارد وخودش نیز در این صفت خوب الگو است وصفت صبور یکی از زیباترین صفات خدای تبارک وتعالی مولای ما است وبه قول عامیانه ((عجب صبری خدا دارد ))

صبورترین فرد عالم بشریت حضرت ایوب بوده است چون بدون اینکه مرتکب هیچ گناهی شده باشد خداوند بدترین امتحان وبلاها را بر سر او جاری کرد واز انها سربلند بیرون امد واین طور شد که خداوند در قران نام او را ستود وصبر ایوب سرامد زمانه وتاریخ بشریت شد

وَاذْكُرْ عَبْدَنَا أَيُّوبَ.. إِنَّا وَجَدْنَاهُ صَابِرًا ۚ نِّعْمَ الْعَبْدُ

و بنده ما ايوب را به ياد آور ما او را شکیبا یافتیم. چه نیکوبنده‌ای!بود

وَوَهَبْنَا لِدَاوُودَ سُلَيْمَانَ ۚ نِعْمَ الْعَبْدُ

و سلیمان را به داوود بخشیدیم. چه نیکو بنده‌ای بود

خداوند دوپبامبر را به نعم العبد مفتخر کرد یکی ایوب ع به خاطر صبر ودیگری حضرت سلیمان ع چون بعد از اینکه جانشین پدرش داوود ع شد از خداوند طلب حکمت ودانایی کرد طلب مال وپادشاهی نکرد وخداوند هردو را به وی عطا کرد هم پادشاهی و هم حکمت را به وی بخشید ونعم العبد هم خوانده شد

عجب صبری خدا دارد!

title>إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِينَ  وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِينَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِينَ  وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِينَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِينَ  وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِينَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ ...

دعا مولای یا مولای در مسجد کوفه

الروحانيات في الإسلام

مناجات امیرالمومنین (علیه السلام) در مسجد کوفه

اَللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ الْأَمَانَ يَوْمَ لاَ يَنْفَعُ مَالٌ وَ لاَ بَنُونَ إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ‏

پروردگارا من از تو درخواست ايمنى مى‏ كنم آن روز سختى كه مال و فرزند هيچ نفع نبخشد و چيزى جز آنكه با قلب پاك و سالم حضور خدا آيد سود ندهد

وَ أَسْأَلُكَ الْأَمَانَ يَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلَى يَدَيْهِ يَقُولُ (يَا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلاً)[1]

اى خدا من از تو درخواست ايمنى مى‏ كنم آن روز سختى كه ظالم از پشيمانى و حسرت انگشت به دندان مى‏ خايد و مى ‏گويد «اى كاش من با رسول حق راه طاعت پيش مى‏ گرفتم»

وَ أَسْأَلُكَ الْأَمَانَ يَوْمَ يُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِيمَاهُمْ فَيُؤْخَذُ بِالنَّوَاصِي وَ الْأَقْدَامِ‏

و از تو درخواست ايمنى مى‏كنم آن روز سختى كه گنهكاران به سيمايشان شناخته مى‏شوند كه پس موى پيشانى آنها را با پايهاشان بگيرند

وَ أَسْأَلُكَ الْأَمَانَ يَوْمَ لاَ يَجْزِي وَالِدٌ عَنْ وَلَدِهِ وَ لاَ مَوْلُودٌ هُوَ جَازٍ عَنْ وَالِدِهِ شَيْئًا إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌ‏

و از تو درخواست ايمنى مى‏كنم در روز سختى كه نه پدرى به جاى فرزند و نه فرزندى به جاى پدر جزا و كيفر شود و البته آن روز وعده خدا حق و حقيقت است

وَ أَسْأَلُكَ الْأَمَانَ يَوْمَ لاَ يَنْفَعُ الظَّالِمِينَ مَعْذِرَتُهُمْ وَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدَّارِ

و از تو درخواست ايمنى مى‏كنم در روز سختى كه مردم ظالم ستمگر را عذرخواهى سود نبخشد و بر آنان لعن و منزلگاه بد است

وَ أَسْأَلُكَ الْأَمَانَ يَوْمَ لاَ تَمْلِكُ نَفْسٌ لِنَفْسٍ شَيْئًا وَ الْأَمْرُ يَوْمَئِذٍ لِلَّهِ‏

و از تو درخواست ايمنى مى‏كنم در روز سختى كه هيچكس را قدرت بر كس ديگر نيست و فرمان در آن روز خاص خداست

وَ أَسْأَلُكَ الْأَمَانَ يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ وَ أُمِّهِ وَ أَبِيهِ وَ صَاحِبَتِهِ وَ بَنِيهِ‏

و از تو درخواست ايمنى مى‏كنم در روز سختى‏كه هر شخص از برادر و مادر و پدر و زن و فرزندانش مى‏گريزد

لِكُلِّ امْرِى‏ءٍ مِنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ‏

كه هر كس در آن روز توجه به كار خويش از غيرش بى‏نياز دارد

وَ أَسْأَلُكَ الْأَمَانَ يَوْمَ يَوَدُّ الْمُجْرِمُ لَوْ يَفْتَدِي مِنْ عَذَابِ يَوْمِئِذٍ بِبَنِيهِ وَ صَاحِبَتِهِ وَ أَخِيهِ‏

و از تو درخواست ايمنى مى‏كنم در روزى كه كافر بدكار آرزو كند كه اى كاش توانستى فرزندانش را فداى خود سازد و از عذاب برهد و هم زن و برادر

وَ فَصِيلَتِهِ الَّتِي تُؤْوِيهِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً ثُمَّ يُنْجِيهِ كَلاَّ إِنَّهَا لَظَى نَزَّاعَةً لِلشَّوَى‏

و قبيله‏اش كه هميشه بحمايتش برمى‏خواستند و هر كه در روى زمين است همه را فداى خود گرداند تا از عذاب نجات يابد و هرگز نجات نخواهد يافت كه آتش دوزخ بر او شعله‏ور است تا سر و صورت و اندامش پاك بسوزد

مَوْلاَيَ يَا مَوْلاَيَ أَنْتَ الْمَوْلَى وَ أَنَا الْعَبْدُ وَ هَلْ يَرْحَمُ الْعَبْدَ إِلاَّ الْمَوْلَى‏

اى آقاى من اى آقاى من تويى مولاى من و من بنده توام و آيا در حق بنده جز مولايش كه ترحم خواهد كرد؟

مَوْلاَيَ يَا مَوْلاَيَ أَنْتَ الْمَالِكُ وَ أَنَا الْمَمْلُوكُ وَ هَلْ يَرْحَمُ الْمَمْلُوكَ إِلاَّ الْمَالِكُ‏

اى آقاى من اى آقاى من تويى مالك وجود من و من مملوك توام و آيا در حق مملوك جز مالكش كه ترحم خواهد كرد؟

مَوْلاَيَ يَا مَوْلاَيَ أَنْتَ الْعَزِيزُ وَ أَنَا الذَّلِيلُ وَ هَلْ يَرْحَمُ الذَّلِيلَ إِلاَّ الْعَزِيزُ

اى آقاى من اى آقاى من تويى با عزت و اقتدار و من بنده ذليلم و آيا در حق شخص ذليل جز ذات با عزت و اقتدار كه ترحم خواهد كرد؟

مَوْلاَيَ يَا مَوْلاَيَ أَنْتَ الْخَالِقُ وَ أَنَا الْمَخْلُوقُ وَ هَلْ يَرْحَمُ الْمَخْلُوقَ إِلاَّ الْخَالِقُ‏

اى آقاى من اى آقاى من تويى آفريننده من و من مخلوق توام و آيا در حق مخلوق جز آفريننده او كه ترحم خواهد كرد؟

مَوْلاَيَ يَا مَوْلاَيَ أَنْتَ الْعَظِيمُ وَ أَنَا الْحَقِيرُ وَ هَلْ يَرْحَمُ الْحَقِيرَ إِلاَّ الْعَظِيمُ‏

اى آقاى من اى آقاى من تويى خداى بزرگ و من بنده حقير ناچيز و آيا در حق بنده ناچيزى جز خداى بزرگ كه ترحم خواهد كرد؟

مَوْلاَيَ يَا مَوْلاَيَ أَنْتَ الْقَوِيُّ وَ أَنَا الضَّعِيفُ وَ هَلْ يَرْحَمُ الضَّعِيفَ إِلاَّ الْقَوِيُ‏

اى آقاى من اى آقاى من تويى قوى و توانا و من ضعيف و ناتوان و آيا در حق ضعيفى ناتوان جز شخص قوى توانا كه ترحم خواهد كرد؟

مَوْلاَيَ يَا مَوْلاَيَ أَنْتَ الْغَنِيُّ وَ أَنَا الْفَقِيرُ وَ هَلْ يَرْحَمُ الْفَقِيرَ إِلاَّ الْغَنِيُ‏

اى آقاى من اى آقاى من تويى بى‏نياز و من فقير و آيا در حق فقيرى محتاج جز غنى بى‏نياز كه ترحم خواهد كرد؟

مَوْلاَيَ يَا مَوْلاَيَ أَنْتَ الْمُعْطِي وَ أَنَا السَّائِلُ وَ هَلْ يَرْحَمُ السَّائِلَ إِلاَّ الْمُعْطِي‏

اى آقاى من اى آقاى من تويى عطا بخش سائلان و من به درگاهت سائلم و آيا در حق سائل جز عطا بخشنده كه ترحم خواهد كرد؟

مَوْلاَيَ يَا مَوْلاَيَ أَنْتَ الْحَيُّ وَ أَنَا الْمَيِّتُ وَ هَلْ يَرْحَمُ الْمَيِّتَ إِلاَّ الْحَيُ‏

اى آقاى من اى آقاى من تويى زنده ابدى و من مرده بى‏روح و آيا در حق مرده‏اى بى‏روح جز زنده ابدى كه ترحم خواهد كرد؟

مَوْلاَيَ يَا مَوْلاَيَ أَنْتَ الْبَاقِي وَ أَنَا الْفَانِي وَ هَلْ يَرْحَمُ الْفَانِيَ إِلاَّ الْبَاقِي‏

اى آقاى من اى آقاى من تويى وجود باقى و من مخلوقى تباه و فانى و نابودم و آيا در حق فانى نابود شدنى جز ذات باقى سرمدى كه ترحم خواهد كرد؟

مَوْلاَيَ يَا مَوْلاَيَ أَنْتَ الدَّائِمُ وَ أَنَا الزَّائِلُ وَ هَلْ يَرْحَمُ الزَّائِلَ إِلاَّ الدَّائِمُ‏

اى آقاى من اى آقاى من تويى موجود دايم ازلى و من موجودى زوال پذير و آيا در حق موجودى زوال پذير جز ذات دايم ازلى كه ترحم خواهد كرد؟

مَوْلاَيَ يَا مَوْلاَيَ أَنْتَ الرَّازِقُ وَ أَنَا الْمَرْزُوقُ وَ هَلْ يَرْحَمُ الْمَرْزُوقَ إِلاَّ الرَّازِقُ‏

اى آقاى من اى آقاى من تويى روزى دهنده خلق و من روزى خواهم و آيا در حق روزى‏خواهان جز رازق و روزى دهنده خلق كه ترحم خواهد كرد؟

مَوْلاَيَ يَا مَوْلاَيَ أَنْتَ الْجَوَادُ وَ أَنَا الْبَخِيلُ وَ هَلْ يَرْحَمُ الْبَخِيلَ إِلاَّ الْجَوَادُ

اى آقاى من اى آقاى من تويى صاحب جود و احسان و من بخيل و آيا در حق بخيل جز شخص با جود و احسان كه ترحم خواهد كرد؟

مَوْلاَيَ يَا مَوْلاَيَ أَنْتَ الْمُعَافِي وَ أَنَا الْمُبْتَلَى وَ هَلْ يَرْحَمُ الْمُبْتَلَى إِلاَّ الْمُعَافِي‏

اى آقاى من اى آقاى من تويى عافيت بخش و شفا بخش و من مبتلا و آيا در حق مبتلا جز عافيت و شفا بخش كه ترحم خواهد كرد؟

مَوْلاَيَ يَا مَوْلاَيَ أَنْتَ الْكَبِيرُ وَ أَنَا الصَّغِيرُ وَ هَلْ يَرْحَمُ الصَّغِيرَ إِلاَّ الْكَبِيرُ

اى آقاى من اى آقاى من تويى خداى بزرگ و من بنده كوچك و آيا در حق بنده صغيرى جز خداى بزرگ كه ترحم خواهد كرد؟

مَوْلاَيَ يَا مَوْلاَيَ أَنْتَ الْهَادِي وَ أَنَا الضَّالُّ وَ هَلْ يَرْحَمُ الضَّالَّ إِلاَّ الْهَادِي‏

اى آقاى من اى آقاى من تويى رهنماى خلق و من بنده گمراه و آيا در حق بنده گمراه جز رهنماى عالم كه ترحم خواهد كرد؟

مَوْلاَيَ يَا مَوْلاَيَ أَنْتَ الرَّحْمَنُ وَ أَنَا الْمَرْحُومُ وَ هَلْ يَرْحَمُ الْمَرْحُومَ إِلاَّ الرَّحْمَنُ‏

اى آقاى من اى آقاى من تويى خداى بخشاينده و من بنده قابل ترحم و بخشش و آيا در حق بنده قابل بخشش جز خداى بخشاينده كه ترحم خواهد كرد؟

مَوْلاَيَ يَا مَوْلاَيَ أَنْتَ السُّلْطَانُ وَ أَنَا الْمُمْتَحَنُ وَ هَلْ يَرْحَمُ الْمُمْتَحَنَ إِلاَّ السُّلْطَانُ‏

اى آقاى من اى آقاى من تويى سلطان و من بنده امتحان شده و آيا در حق بنده امتحان شده جز سلطان عالم كه ترحم خواهد كرد؟

مَوْلاَيَ يَا مَوْلاَيَ أَنْتَ الدَّلِيلُ وَ أَنَا الْمُتَحَيِّرُ وَ هَلْ يَرْحَمُ الْمُتَحَيِّرَ إِلاَّ الدَّلِيلُ‏

اى آقاى من اى آقاى من تويى رهبر و دليل و من متحير و سرگردان و آيا در حق متحير سرگردان جز دليل و رهبر كه ترحم خواهد كرد؟

مَوْلاَيَ يَا مَوْلاَيَ أَنْتَ الْغَفُورُ وَ أَنَا الْمُذْنِبُ وَ هَلْ يَرْحَمُ الْمُذْنِبَ إِلاَّ الْغَفُورُ

اى آقاى من اى آقاى من تويى خداى غفور آمرزنده و من بنده گنهكار و آيا در حق بنده گنهكار جز خداى غفور كه ترحم خواهد كرد؟

مَوْلاَيَ يَا مَوْلاَيَ أَنْتَ الْغَالِبُ وَ أَنَا الْمَغْلُوبُ وَ هَلْ يَرْحَمُ الْمَغْلُوبَ إِلاَّ الْغَالِبُ‏

اى آقاى من اى آقاى من تويى خداى غالب و قاهر و من بنده عاجز مغلوب و آيا در حق بنده مغلوب مقهور جز خداى غالب قاهر كه ترحم خواهد كرد؟

مَوْلاَيَ يَا مَوْلاَيَ أَنْتَ الرَّبُّ وَ أَنَا الْمَرْبُوبُ وَ هَلْ يَرْحَمُ الْمَرْبُوبَ إِلاَّ الرَّبُ‏

اى آقاى من اى آقاى من تويى پروردگار پرورنده خلق و من‏مربوب و پرورش يافته توام و آيا در حق مربوبى جز آنكه پروردگار اوست كه ترحم خواهد كرد؟

مَوْلاَيَ يَا مَوْلاَيَ أَنْتَ الْمُتَكَبِّرُ وَ أَنَا الْخَاشِعُ وَ هَلْ يَرْحَمُ الْخَاشِعَ إِلاَّ الْمُتَكَبِّرُ

اى آقاى من اى آقاى من تويى خداى با كبريا و بزرگى و من بنده فروتن و عاجز و آيا در حق بنده عاجز فروتن جز خداى باكبرياى بزرگ كه ترحم خواهد كرد؟

مَوْلاَيَ يَا مَوْلاَيَ اِرْحَمْنِي بِرَحْمَتِكَ وَ ارْضَ عَنِّي بِجُودِكَ وَ كَرَمِكَ وَ فَضْلِكَ‏

اى آقاى من اى آقاى من برحمتت ترحم كن و به جود و كرمت و فضل و احسانت از من راضى و خشنود باش

يَا ذَا الْجُودِ وَ الْإِحْسَانِ وَ الطَّوْلِ وَ الاِمْتِنَانِ بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ‏

اى خداى صاحب جود و احسان و فضل و نعمت به حق رحمتت اى مهربانترين مهربانان عالم.

مَوْلاَیَ یَا مَوْلاَیَ أَنْتَ الْکَبِیرُ وَ أَنَا الصَّغِیرُ

اِلهی رَبی سَیِدی مَوْلايَ

أَنْتَ الْخالِقُ وَأَنَا الْمَخْلُوقُ، وَأَنْتَ الْمَالِكُ وَأَنَا الْمَمْلُوكُ، وَأَنْتَ الرَّبُّ وَأَنَا الْعَبْدُ، وَأَنْتَ الرَّازِقُ وَأَنَا الْمَرْزُوقُ؛ وَأَنْتَ الْمُعْطِى وَأَنَا السَّائِلُ، وَأَنْتَ الْجَوادُ وَأَنَا الْبَخِيلُ، وَأَنْتَ الْقَوِىُّ وَأَنَا الضَّعِيفُ، وَأَنْتَ الْعَزِيزُ وَأَنَا الذَّلِيلُ، وَأَنْتَ الْغَنِىُّ و أَنَا الْفَقِيرُ، وَأَنْتَ السَّيِّدُ وَأَنَا الْعَبْدُ، وَأَنْتَ الْغافِرُ وَأَنَا الْمُسِىءُ، وَأَنْتَ الْعَالِمُ وَأَنَا الْجَاهِلُ، وَأَنْتَ الْحَلِيمُ وَأَنَا الْعَجُولُ، وَأَنْتَ الرَّحْمٰنُ وَأَنَا الْمَرْحُومُ، وَأَنْتَ الْمُعافِى وَأَنَا الْمُبْتَلىٰ، وَأَنْتَ الْمُجِيبُ وَأَنَا الْمُضْطَرُّ،

عکس پروفایل دستان در حال دعا

امن يجيب المضطر اذا دعاه ويكشف السوء امن يجيب المضطر اذا د… | Flickr

a person holding a lit candle in their hand with the words written on it,

عکس نوشته - آیه قرآن 🌸مهر بانو ۲۰۱۸🌸 در فضای مجازی: @MehrBanooo_2018

عکس نوشته - عکس پروفایل - آیه قرآن کانال 🌸مهر بانو ۲۰۱۸🌸 @MehrBanooo_2018

کانال تلگرام 🌸مهر بانو ۲۰۱۸🌸@MehrBanooo_2018

أمن يجيب المضطر إذا دعاه ويكشف السوء – Art Art Canvas

عشقت رسد به فریاد گرچه بسان حافظ

گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت…

خواجه ابوبکر صابونی شریک(هم درس) شیخ (ابوسعید ابوالخیر) بوده است به مدرسه به مرو. چون شیخ را حال بدان درجه رسید ،
روزی خواجه ابوبکر نزدیک شیخ آمد و گفت: ای شیخ ما هر دو در یک مدرسه شریک بودیم و علم بهم آموختیم،حقّ تعالی ترا بدین درجۀ بزرگ رسانید و من همچنین در دانشمندی بماندم، سبب چیست؟!
شیخ گفت : یاد داری که فلان روز این حدیث استاد ما را املا کرد که
«قال رسول الله صلى الله علیه وآله و سلم: مِنْ حُسنِ اسْلامِ المَرء تَرکُهُ مالایعنیهِ »
(یعنی از نیکو مسلمانی مرد آن است که ، ترک کند آنچه ناسودمند است و به کارش نیاید..) و هر دو بنوشتیم ؟
چون به خانه رفتی چه کردی؟
گفت «من یاد گرفتم و به طلب دیگر شدم !»
شیخ گفت : « ما چنین نکردیم،،
چون بخانه شدیم هرچه ما را از آن گزیر بود ، از پیش خویش برمی‌داشتیم ، و اندیشۀ آن از دل بیرون می‌کردیم ..
و آنچ ناگزیر بود ما آنرا فرا گرفتیم و دل خود باندیشۀ آن تسلیم کردیم ...

و آن حدیث حقّ است و پس چنانک خبر داد:
قُلِ اللّه ثُمَّ ذَرْهُمْ فِی خَوْضِهِمْ یَلْعَبُونَ
(تو بگو خدا و آنها را بگذار به بازی و تعمق در خیالاتشان فرو روند)،،

ترک بی فایده

ﺑﺎ ﻣﺪﻋﯽ ﻣﮕﻮﯾﯿﺪ ﺍﺳﺮﺍﺭ ﻋﺸﻖ ﻭ ﻣﺴﺘﯽ

با مدعی نگویید اسرار عشق و مستی

https://s8.picofile.com/file/8304011526/%D8%B3%D8%AE%D9%86_%D8%B9%DB%8C%D9%86_%D8%A7%D9%82%D8%B6%D8%A7%D8%AA_1.jpg

عین القضات فرمود :

بدان و آگاه باش که آدمی را سعادتی نهاده اند ، که آن را لقاء الله خوانند. و سالک از این سعادت جز نامی نداند. اما چون پخته گردد ، دزدیده در درون پرده های غیب ، نظری اندازد.. باشد که چیزی از آن معنی قبل از وصول به کمال ، ادراک کند!
و ممکن نیست که آدمی به این سعادت رسد ، الا آنکه محبت حق حاصل کرده بوَد.
و مپندار که از محبّت ، جز رسمی بی حقیقت دانسته آید..
.
و محبت حاصل نیاید الا آنکه معرفت حاصل گردد..
و معرفت خدای تعالی حاصل نیاید ، الا از فکری درست..
و فکر درست ، جز از "دل صافی " و پاک از شواغل دنیایی و علایق بدنی حاصل نیاید.
و تو عزیز مبتلایی به شواغل دنیایی ! پس از تو ، این فکر صافی کی صورت بندد؟
اگر یکبارگی از این شواغل برخاستن ممکن نیست ، باری ، گاه گاهی چندان که می توانی در قطع این شواغل سعی می کن . که :

هر کس ذره ای کار نیکو کرده باشد ، آن را می بیند

حکایات غریب

1-داستان زنی که امام رضا را می دید!

صاحب منتخب التّواريخ، از مرحوم حاج ملاّ غلامحسين ازغدي، معروف به حاج آخوند نقل مي‌كند كه:

در فاميل ما، زني بود خيلي باايمان و متعهّد به وظايف ديني ولي فقير و تهيدست بود و در عين حال مناعت طبع هم داشت و به كسي اظهار حاجت نمي‌كرد. او هر سال مقيّد بود كه پياده به زيارت امام رضا عليه‌السلام برود و پياده برگردد! فاصله‌ي ازغد تا مشهد هم گفته‌اند تقريباً 24 كيلومتر بوده است. وقتي هم برمي‌گشت سوغاتي فراواني براي همه‌ي بچّه‌هاي فاميل مي‌آورد؛ از قبيل كفش و كلاه و جوراب و نظاير اينها!!

ما تعجّب مي‌كرديم كه اين زن فقير، پياده مي‌رود و پياده برمي‌گردد. اين همه سوغاتي را از كجا مي‌آورد؟!

حاج آخوند مي‌گويد: وقتي از او پرسيدم مادر، ما كه مي‌دانيم تو پول نداري، از كجا اين سوغاتي‌ها را مي‌خري؟! خيلي ساده گفت: آقا پول مي‌دهد. گفتم: كدام آقا؟! گفت: آقا امام رضا عليه‌السلام .

ديدم خيلي بي‌تكلّف اين حرف را زد، من تعجّب كردم. گفتم: چطور آقا به تو پول مي‌دهد؟ گفت: من وقتي جلوي ضريح مي‌روم، آقا را مي‌بينم داخل ضريح نشسته، سلام مي‌كنم، آقا از من احوالپرسي مي‌كند، از تعداد بچّه‌ها مي‌پرسد. من هم تعداد بچّه‌ها را مي‌گويم. به من پول مي‌دهد كه با اين پول سوغاتي بخرم. بعد با تعجّب گفت: مگر شما حرم مي‌رويد آقا را نمي‌بينيد؟! من در جواب او سكوت كردم كه چه بگويم! اگر بگويم مي‌بينم، دروغ گفته‌ام. اگر بگويم نمي‌بينم مايه‌ي رمندگي من نزد او مي‌شود كه او مي‌بيند و من نمي‌بينم. من حرف او باورم نشد، با خود گفتم شايد مي‌رود و آنجا از زوّار گدايي مي‌كند. از طرفي هم مي‌دانستم كه زن راستگويي است، تصميم گرفتم امتحانش كنم.

سال بعد كه وقت زيارتش رسيد، عازم شدم بدون اينكه او باخبر شود، من هم دنبالش بروم. او به سمت مشهد حركت كرد من هم طوري كه او نفهمد دنبالش رفتم و وارد مشهد شديم؛ كاملاً مراقب بودم كه با چه كسي ملاقات مي‌كند. ديدم بدون اينكه با كسي ملاقات كند، وضو گرفت و بلافاصله رفت و داخل حرم شد، من هم رفتم و ديدم رفت جلوي ضريح ايستاد. ايستادنش طول كشيد. من هم كنار درِ حرم ايستادم ببينم با چه كسي ملاقات مي‌كند و چه مي‌كند؟

بعد از مدّتي طولاني كه جلوي ضريح بود برگشت و از حرم بيرون آمد، من هم دنبالش آمدم و در بيرون حرم رفتم جلو و سلام كردم. از ديدن من خيلي خوشحال شد. گفتم: مادر؛ كنار ضريح ايستادنت خيلي طول كشيد. گفت: بله، آقا از من احوالپرسي زياد كرد و حال بچّه‌ها را يكي يكي پرسيد. من هم گفتم كه فلان بچّه مرده و فلان بچّه تازه بدنيا آمده.

گفتم: آقا، ديگر پول نداد؟ گفت: چرا، پول داد با آن سوغاتي بخرم. دستش را باز كرد، ديدم چند قران از پول‌هاي آن روز در دستش است. فهميدم كه راست مي‌گويد. گفتم: مادر؛ اين پول را به من بده چند برابرش را به تو مي‌دهم. گفت: نه؛ نمي‌دهم! مي‌خواهم با اين پول سوغاتي بخرم. گفتم: به من بده برايت سوغاتي مي‌خرم .

هرچه اصرار کردم قبول نکرد و گفت خودم باید با همين پول بخرم!

2-شيخ بهائى و لقمه حرام!

لقمه ی نانی که باشد شبهه ناک

در حریم کعبه، ابراهیم پاک –

گر، به دست خود فشاندی تخم آن

ور به گاو چرخ کردی شخم آن

ور، مه نو در حصادش داس کرد

ور به سنگ کعبه‌اش، دستاس کرد

ور به آب زمزمش کردی عجین

مریم آیین پیکری از حور عین

ور بخواندی بر خمیرش بی‌عدد

فاتحه، با قل هوالله احد

ور بود از شاخ طوبی آتشش

ور شدی روح‌الامین هیزم کشش

ور تو برخوانی هزاران بسمله

بر سر آن لقمه ی پر ولوله

عاقبت، خاصیتش ظاهر شود

نفس از آن لقمه تو را قاهر شود

در ره طاعت، تو را بی‌جان کند

خانهٔ دین تو را ویران کند

منبع: مثنوى نان و حلوا، شيخ بهائى.

3-أمير المؤمنين علی عليه السلام:

أحسَنُ المُلوکِ حالاً مَنْ حَسُنَ عَیْشُ النّاسِ فی عَیْشِهِ و عَمَّ رَعِیَّتَهُ بِعَدْلِهِ.

بهترین زمامداران، کسى است که مردم در روزگار او
🔸 به خوشی زندگى کنند
🔸 و عدالتش همه مردم را در برگیرد.

غرر الحکم و درر الکلم ج ۱، ص ۲۰۹

4-از عجایب روزگار!

مرحوم علامه ابوالفتح کراجکی (م۴۴۹ق)، فقیه و متکلّم شیعه در قرن پنجم و از شاگردان شیخ مفید و شیخ طوسی رحمهماالله می‌نویسد:

«از عجایب روزگار این است که فاطمه زهراء بتول، سیدة نساء العالمین، دختر خاتم الانبیاء، به سوی پدرش گریه‌کنان خارج می‌شد و از امتّش یاری می‌طلبید و از کسانی که آنان را به دینش هدایت کرده بود برای دفع ظلم ابوبکر در حقّش استمداد می‌کرد((قضیه باغ فدک که رسول خدا ص در زمان حیاتش به فاطمه بخشید وبعد از مرگ رسول ص به فتوی ابوبکر صدیق خلیفه اول مسلمین و اینکه پیامبران از خود ارثی به جای نمیگذارند از ایشان غصب وپس گرفته شد ))، اما هیچ کس او را یاری نکرد و پاسخش را نداد، با وجود زمان کمی که از رسول خدا صلّی‌الله‌علیه‌وآله گذشته بود و اگر این عمل آن غاصبان در حقّ فرد دیگری مثل او صادر می‌شد، رقّت قلبی بر مردم عارض می‌گشت و به یاری آن مظلوم می‌شتافتند!

اما دیر زمانی نگذشت که عایشه دختر ابوبکر، به سوی بصره خارج شد و مردم را به جنگ با امیرالمؤمنین علیّ بن ابیطالب علیهماالسلام و نیکانی که در اصحابش بودند تحریض و ترغیب کرد و به سوی ریختن خون او و فرزندان و خاندان و شیعیانش سوق داد، در عین حال ده هزار نفر از همین مردم ندای او را لبیک گفتند و (در جنگ جمل) در برابرش جنگیدند تا این که اکثرشان در مقابلش به هلاکت رسیدند! و این از امور عجیب روزگار است!»

رباعی در مدح مولی

سُبْحانَ الْعَلِىِّ الاَْعْلى

سُبْحانَـــــــــــهُ وَ تَعالى

وَكَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُـــلْيَا ۗ

وَمَا تَوْفِيـــــقِي إِلَّا بِاللَّهِ

كتابخانه الكترونيك تك كتاب

دُعاهای رَبِ اَعُوذُبِکَ



اللّٰهُمَّ إِنَّکَ تَرىٰ وَ لَا تُرىٰ، خدایا! تو می‌بینی و دیده نمی‌شوی
وَ أَنْتَ بِالْمَنْظَرِ الْأَعْلىٰ، و تو در چشم انداز برتری
وَ أَنَّ إِلَیْکَ الْمُنْتَهىٰ وَ الرُّجْعىٰ، و نهایت و بازگشت همه به سوی تو است
وَ أَنَّ لَکَ الْآخِرَةَ وَ الْأُولىٰ، و آخرت و دنیا
وَ أَنَّ لَکَ الْمَماتَ وَ الْمَحْیَا، و مرگ و زندگی از آن تو است،

وَ رَبِّ أَعُوذُ بِکَ أَنْ أُذَلَّ أَوْ أُخْزىٰ.
پروردگارا به تو پناه می‌آورم از اینکه خوار یا رسوا شوم

رَّبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَمَزَاتِ الشَّيَاطِينِ ‏ وَأَعُوذُ بِكَ رَبِّ أَن يَحْضُرُونِ ‎
وَ رَبِّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَسْأَلَكَ مَا لَيْسَ لِي بِهِ عِلْمٌ ۖ
وَ رَّبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ غَضَبِكَ وَ حُلُولِ سَخَطِكَ
وَ رَبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْعَدِيلَةِ عِنْدَ الْمَوْتِ.
وَ رَبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ زَوالِ نِعْمَتِكَ، وتَحَوُّلِ عَافِيَتِكَ، وفُجَاءةِ نِقْمَتِكَ، وَجَميعِ سَخَطِكَ

یاحَنانُ یامَنان؟ یادَیانُ یا بُرهان؟ یا سُبحانُ یا رَحمان ؟یامُستعان؟ یا عَزیزَ الشَان ؟یادائِمَ السُلطان ؟یا کَثیرَ الخَیرِ والاِحسان ؟نَعوذُ بِکَ مِنَ الحِرمانِ وَالخُذلان؟

023097 وقل رب أعوذ بك من همزات الشياطين – Quran-HD

011047 قال رب إني أعوذ بك أن أسألك ما ليس لي به علم – Quran-HD

كتابخانه الكترونيك تك كتاب

-اَللَّهُمَّ ارْزُقْنِي........

Stream اللهم ارزقني حبّك .mp3 by المنهل العذب في إصلاح القلب | Listen  online for free on SoundCloud


اَللَّهُمَّ ارْزُقْنِي‏ حُبَّكَ‏ ‏ وَ حُبَّ مَن‏ یُحِبُّکَ
خداوندا محبت خود را و محبت کسی که تو را دوست دارد را ؛ روزی ما بفرما
اللَّهُمَّ ارْزُقْنِی حَجَّ بَیْتِکَ الْحَرَامِ فِی عَامِی هَذَا وَ فِی کُلِّ عَامٍ
خدایا مرا روزى کن حج بیت الحرام در این سال و در همه سال

اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي قَلْباً تَقِيّاً نَقِيّاً وَ مِنَ الشِّرْكِ بَرِيئا لا كَافِراً وَ لا شَقِيّاً

خدايا! دل با تقوا و صفا يافته، و بيزار از شرك، نه كافر و بدبخت روزى من گردان.

أَللّهُمَّ ارْزُقْنی شَفاعَهَ الْحُسَیْنِ یَومَ الْوُرُودِ

اللّٰهُمَّ ارْزُقْنِي مِنْ‌فَضْلِكَ الْوَاسِعِ الْحَلالِ الطَّيِّبِ، رِزْقاً واسِعاً حَلالاً طَيِّباً بَلاغاً لِلدُّنْيا وَالْآخِرَةِ
«اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي التَّجافِي عَنْ دارِ الْغُرُورِ، وَ الإِنابَةَ إِلى‏ دارِ الْخُلُودِ، وَ الاسْتِعْدادَ لِلْمَوْتِ قَبْلَ حُلُولِ الْفَوْتِ»
خدایا به من روزیِ عظیمِ پهلو تهی‌کردن از سرای فریب‌ها را عنایت فرما، و رجوع به سرای سرور و خلود و جاودانگی را روزیم کن،

و استعداد برای مرگ، قبل از نزول مرگ را نصیبم فرما.
اللّٰهُمَّ ارْزُقْنی تَوْفِيقَ الطّاعَةِ، وَبُعْدَ الْمَعْصِيَةِ، وَصِدْقَ النِّيَّةِ، وَعِرْفانَ الْحُرْمَةِ،
اللّٰهُمَّ ارْزُقْنِى رَحْمَةَ الْأَيْتامِ، وَ إِطْعامَ الطَّعامِ، وَ إِفْشاءَ السَّلامِ، وَصُحْبَةَ الْكِرامِ،

اللّٰهُمَّ ارْزُقْنِي عِلْماً نافِعاً، وَيَقِيناً صادِقاً، وَتُقىً وَبِرّاً وَوَرَعاً وَخَوْفاً مِنْكَ، وَفَرَقاً يُبَلِّغُنِي مِنْكَ زُلْفَىٰ وَلَا يُبَاعِدُنِي عَنْكَ، وَأَحْبِبْنِي وَلَا تُبْغِضْنِي،

وَتَوَلَّنِي وَلَا تَخْذُلْنِي، وَأَعْطِنِي مِنْ جَمِيعِ خَيْرِ الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ مَا عَلِمْتُ مِنْهُ وَما لَمْ أَعْلَمْ

الَّلهُمَّ ارْزُقْنِي طاعَةَ الْخاشِعِينَ وَ اجْتِهَادَ الْمُجْتَهِدِينَ وَ لاَ تَجْعَلْنِي مِنَ الْغَافِلِينَ الْمُبْعَدِينَ وَ اغْفِرْ لِي يَوْمَ الدِّينِ‏

خرید و قیمت دیوارکوب گلدوزی (اللهم ارزقنی شفاعه الحسین یوم الورود) از غرفه  گلدوزی های شکوفه ی سیب

دعای سفره فارسی و عربی و صلوات قبل و بعد از غذا + فایل صوتی و pdf

اللهم ارزقنا توفیق الطاعه

دعای فارسی سفره . دعای فارسی سر سفره . دعاي فارسي سفره

دعای معروف شب بیست و هفتم ماه مبارک رمضان | مؤسسه منتظران منجی

دعای اللَّهُمَّ ارْزُقْنَاتَوْفِیقَ الطَّاعَةِ وَبُعْدَالْمَعْصِیَةِ(امام  زمان)

چیزهایی که دانستن ان بر انسان  مسلمان لازم است

موقع الدكتور الشيخ علاء الدين الزعتري | {وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا  أَنَّكُمْ مُلَاقُوهُ} [البقرة: 223].

بنام مولا | آذر ۱۴۰۳

وَاعْلَمُوا

بفهمید

وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ ‎﴿البقرة: ١٩٤﴾‏

وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ ‎﴿البقرة: ١٩٦﴾‏

وَاذْكُرُوا اللَّهَ فِي أَيَّامٍ مَّعْدُودَاتٍ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ ‎﴿البقرة: ٢٠٣﴾‏

وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّكُم مُّلَاقُوهُ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ ‎﴿البقرة: ٢٢٣﴾‏

وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ‎﴿البقرة: ٢٣١﴾‏

وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ‎﴿البقرة: ٢٣٣﴾‏

وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ مَا فِي أَنفُسِكُمْ فَاحْذَرُوهُ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَفُورٌ حَلِيمٌ ‎﴿البقرة: ٢٣٥﴾‏

وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ‎﴿البقرة: ٢٤٤﴾‏

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنفِقُوا مِن طَيِّبَاتِ مَا كَسَبْتُمْ وَمِمَّا أَخْرَجْنَا لَكُم مِّنَ الْأَرْضِ وَلَا تَيَمَّمُوا الْخَبِيثَ مِنْهُ تُنفِقُونَ وَلَسْتُم بِآخِذِيهِ إِلَّا أَن تُغْمِضُوا فِيهِ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ ‎﴿البقرة: ٢٦٧﴾‏

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ

وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ ‎﴿الأنفال: ٢٥﴾‏

وَاعْلَمُوا أَنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَأَوْلَادُكُمْ فِتْنَةٌ وَأَنَّ اللَّهَ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ ‎﴿الأنفال: ٢٨﴾‏

وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُم مِّن شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَىٰ وَالْيَتَامَىٰ وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ

إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِندَ اللَّهِ اثْنَا عَشَرَ شَهْرًا فِي كِتَابِ اللَّهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ مِنْهَا أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ ذَٰلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ فَلَا تَظْلِمُوا فِيهِنَّ أَنفُسَكُمْ وَقَاتِلُوا الْمُشْرِكِينَ كَافَّةً كَمَا يُقَاتِلُونَكُمْ كَافَّةً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ ‎﴿التوبة: ٣٦﴾‏

فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ‎﴿البقرة: ٢٠٩﴾‏

فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ‎﴿المائدة: ٣٤﴾‏

فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَوْلَاكُمْ نِعْمَ الْمَوْلَىٰ وَنِعْمَ النَّصِيرُ ‎﴿الأنفال: ٤٠﴾‏

فَاعْلَمُوا أَنَّمَا أُنزِلَ بِعِلْمِ اللَّهِ وَأَن لَّا إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ فَهَلْ أَنتُم مُّسْلِمُونَ ‎﴿هود: ١٤﴾‏

Pin page

@elnas_tv's video Tweet

المعية الإلهية تحفظ المسلم.. أسباب وآثار

سلسلة ( لا إله إلا الله ) – فإلم يستجيبوا لكم فاعلموا أنما أنـزل بعلم الله  | موقع البطاقة الدعوي

أَفَمَنْ يَعْلَمُ أَنَّمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ الْحَقُّ كَمَنْ  هُوَ أَعْمَى} - موقع العلامة الإنساني محمد أمين شيخو قدس سره

موقع الدكتور الشيخ علاء الدين الزعتري | {وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا  أَنَّكُمْ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ} [البقرة: 203] عربي

چیزهایی که بر هر مسلمان لازم است بداند اول ملاقات خداست که بعد از مرگ محقق میشود

دوم چیزی که باید یک مسلمان بداند این است که خداوند مولای ما است وخوب مولایی است

سومین چیزی که یک مسلمان لازم است بداند این است خداوند با متقین است با افراد مومن است وبه انان بشارت ووعده نیکو داده است خداوند نه تنها با متقین است بلکه فرموده است انان را دوست دارم

چهارمین چیزی که باید یک انسان مسلمان بداند این است که خداوند دوچیز را برای امتحان وازمایش ما قرار داده است 1- اموال 2- اولاد دقیقا نقطه ضعف تمام بشریت در این دوچیز نهفته شده است

پنجمین چیزی که لازم است یک انسان با ایمان بداند این است که باید یقین داشته باشد هر کجا باشیم خداوند با ما است ما را میبیند به تمام اعمال ما اگاهی دارد حتی اسرار نهانی ما را در دل درک میکند اسراری که در دل ما خطور میکند اما ظهور نمیکند خداوند به همه امور عالم دانا است

ششمین چیزی که باید یک مسلمان معتقد وبایمان به ان یقین داشته باشد این است که قران کلام خداست کتاب نازل شده از سوی خداست که به علم او نازل شده است هرکس غیر ازاین عقیده را داشته باشد کور دل است عمین است یعنی کوری باطنی او باعث این حقیقت که قران کلام وکتاب خدا است را درک نکند

هفتمین چیزی که مسلمان باید بداند این است که همگی به سوی خداوندی محشور میشویم که شدید العقاب است درعین حال که فرموده است بردبار وامرزنده هم هست بخشنده ومهربان بزرگوار وحکیم هم هست شنوا ودانا هم هست

Image

واما بدانیید حاجتهایی که از سوی مردم به سوی شما میاید از نعمتهای خدا به سوی شماست ان ها را از خود دورنکنید که به سوی کسانی دیگر فرستاده میشوند امام حسین ع

اعترافات

سرودی تازه

وَكَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيَا

وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّه

Pin page

خدایا گناهانم را وقتی ان رادر حضور تو اعتراف نمیکنم وجود مرا مثل خوره میخورداما وقتی در حضور تو به گناه خود اعتراف میکنم وجرمم را نمی پوشانم تو نیز گناه مرا می امرزی بنابر این هر شخص با ایمانی به محض اگاه شدن از گناه خود باید تا فرصت باقی است ان را در نزد تو اعتراف کند

زبور داود ع

مزمور سي و سوم 1

.اي صالحان خداوند را با سرودی شاد ستایش کنیید خداوند را ستودن زیبنده نیکان است 2 .خداوند را با بربط حمد بگوييد، با عود ده تار او را سرود بخوانيد 3 .سرودي تازه براي او بسراييد، نيكو بنوازيد با آهنگ (بلند)4 .زيرا كلام خداوندراست ودرست است و جميع كارهاي او امین ووفادر است 5 .عدالت و انصاف رادوست ميدارد، جهان از رحمت خداوند پر است 6 .به كلام خداوند آسمانها ساخته شدند، و كل امكانات آنها به اراده و امراو (ايجاد شدند) 7 .آبهاي دريا را مثل توده جمع ميكند، و لجه ها را در خزانه ها ذخيره مينمايد 8 .تمامي اهل زمين از خداوند بترسند، جميع سكنة ربع مسكون از او بترسند 9 .زيرا كه او گفت و شد، اوامر فرمود و برپا گرديد 10 .خداوند مشورت امتها را باطل ميكند، تدبيرهاي قبائل راباطل ميگرداند 11 .مشورت خاوند استوار است تا به ابد، تدابير(مورد) نظراو نسل بعد نسل 12 .خوشا به حال امتي كه خداوند خداي ايشان است، و قومي كه ايشان را براي ميراث خود برگزيده است 13 .از آسمان خداوند نظر افكند، و جميع بني آدم را نگريست 14 .از مقام جلوس خويش نظر ميافكند، بر جميع ساكنان جهان 15 .او كه دلهاي ايشان را جميعاً سرشته است، و اعمال ايشان را درك مينمايد 16 .پادشاه به زيادتي لشگر خلاص نخواهد شد، و جبار به بسياري قوت رهايي نخواهد يافت 17 .نيروي اسب به جهت استخلاص بيهوده است، و به شدت قوت خود كسي را رهايي نخواهد داد 18 .اينك نظر خداوند بر آناني است كه از او ميترسند، بر آناني كه انتظار رحمت او را ميكشند 19 .تا جان ايشان را از موت رهايي بخشد، و ايشان را در قحط زنده نگاه دارد 20 .جان ما منتظر(نجات) خداوند ميباشد، او ياري گر و حافظ ماست 21 .زيرا كه دل ما در او شادي ميكند، و در نام قدوس او توكل ميداريم 22 .اي خداوند رحمت تو بر ما باد، چنان كه به تو اميدوار بوده ايم

مزمور سي و چهارم

.خداوند را در هر وقت متبارك خواهم گفت، تسبيح او دائماً بر زبان من خواهد بود 3 .جان من بخاطر خداوند فخر خواهد كرد، مسكينان شنيده شادي خواهند نمود 4 .خداوند را با من تكبير نماييد، نام او را با يكديگر برافرازيم 5 .چون خداوند را طلبيدم من را مستجاب فرمود، و من را از جميع ترسهايم خلاصي بخشيد 6 .به سوي او نظر كردند و منور گرديدند، و رويهاي ايشان خجل نشد 7 .اين مسكين فرياد كرد و خداوند او را شنيد، و او را از تمامي تنگيهايش رهايي بخشيد 8 .فرشتة خداوند گرداگرد ترسندگان او است، اُردو زده ايشان را ميرهاند 9 .تشخيص دهيد و ببينيد كه خداوند نيكو است، خوشا به حال شخصي كه بدو توكل ميدارد 10 .اي مقدسان خداوند از او بترسيد، زيرا كه ترسندگان او را هيچ كمي نيست 11 .شیرها نیز گرسنگی میکشند اما طالبان خداوند از هیچ نعمتی بی بهره نیستند 12 .اي فرزندان بياييد من را بشنويد، تا ترس خداوند را به شما تعليم دهم 13 .كيست آن شخصي كه آرزومند حيات است، و طول ايام را دوست ميدارد تا نيكويي را ببيند 14 .زبانت را از بدي نگاهدار، و لبهايت را از سخنان حيله آميز 15 .از بدي اجتناب نما و نيكويي بكن، صلح را طلب نما و در پي آن بكوش 16 .نظر خداوند بسوي صالحان است، و توجه وي به سوي فرياد ايشان 17 .روي خداوند به سوي بدكاران است، تا ذكر ايشان را از زمين منقطع سازد 18 .چون (صالحان) فرياد برآوردند خداوند ايشان را شنيد، و ايشان را از همة تنگيهاي ايشان رهايي بخشيد 19 .خد.اوند نزديك شكسته دلان است، روح كوفتگان را نجات خواهد داد 20 .بديهايي (كه بر) مرد صالح (حادث ميشود) بسيار است، اما خداوند او را از همة آنها خواهد رهانيد 21 .همة استخوانهاي ايشان را نگاه ميدارد، كه يكي از آنها شكسته نخواهد شد 22 .شرير را شرارت هلاك خواهد كرد، و از دشمنان مرد صالح مواخذه خواهد شد 23 .خداوند جان بندگان خود را فديه خواهد داد، و از آناني كه بر وي توكل دارند مواخذه نخواهد شد

تلنگر

در این نجوی های عارفانه حضرت داود با خداوند خوب دقت کنییددر می یابیم در ایام قدیم که هیچگونه امکاناتی نبوده است چقدر محاوره عاشقانه زیبایی بین خدا وبندگانش اتفاق افتاده است چه کلام های طولانی وراز ونیاز های بلندی بین خدا وبندگانش اتفاق افتاده است اما در عصر ما دلهای ما از این نجوی ها بی بهره است مگر از تمدن 3000ساله تمام دنیا بی بهره نباشیم وبا مطالعه در اثار گذشتگان این حقیقت را کشف کنییم وما نیز گاهگاهی با مولایمان راز ونیازی داشته باشیم

مَوْلايَ يَا مَوْلايَ،

مَوْلايَ يَا مَوْلايَ، أَنْتَ الْمَوْلَى وَ أَنَا الْعَبْدُ، وَ هَلْ يَرْحَمُ الْعَبْدَ إِلّا الْمَوْلَى؟ مَوْلايَ يَا مَوْلايَ، أَنْتَ الْمَالِكُ وَ أَنَا الْمَمْلُوكُ، وَ هَلْ يَرْحَمُ الْمَمْلُوكَ إِلا الْمَالِكُ؟ مَوْلايَ يَا مَوْلايَ، أَنْتَ الْعَزِيزُ وَ أَنَا الذَّلِيلُ، وَ هَلْ يَرْحَمُ الذَّلِيلَ إِلّا الْعَزِيزُ؟ مَوْلايَ يَا مَوْلايَ، أَنْتَ الْخَالِقُ وَ أَنَا الْمَخْلُوقُ، وَ هَلْ يَرْحَمُ الْمَخْلُوقَ إِلّا الْخَالِقُ؟ مَوْلايَ يَا مَوْلايَ، أَنْتَ الْعَظِيمُ وَ أَنَا الْحَقِيرُ، وَ هَلْ يَرْحَمُ الْحَقِيرَ إِلّا الْعَظِيمُ؟

مولایم ای مولای من، تو مولایی و من بنده‌ام، آیا رحم می‌کند به بنده جز مولا؟ مولایم ای مولای من، تو مالکی و من بنده‌ام، آیا رحم می‌کند به بنده جز مولا؟ مولایم ای مولای من، تو عزیزی و من خوار، آیا رحم می‌کند به خوار جز عزیز؟ مولایم ای مولای من، تو خالقی، من مخلوق، آیا رحم می‌کند به مخلوق جز خالق؟ مولایم ای مولای من، تو باعظمتی و من ناچیز، آیا رحم می‌کند به ناچیز جز باعظمت؟

مَوْلايَ يَا مَوْلايَ، أَنْتَ الْقَوِيُّ وَ أَنَا الضَّعِيفُ، وَ هَلْ يَرْحَمُ الضَّعِيفَ إِلّا الْقَوِيُّ؟ مَوْلايَ يَا مَوْلايَ، أَنْتَ الْغَنِيُّ وَ أَنَا الْفَقِيرُ، وَ هَلْ يَرْحَمُ الْفَقِيرَ إِلّا الْغَنِيُّ؟ مَوْلايَ يَا مَوْلايَ، أَنْتَ الْمُعْطِي وَ أَنَا السَّائِلُ، وَ هَلْ يَرْحَمُ السَّائِلَ إِلا الْمُعْطِي؟ مَوْلايَ يَا مَوْلايَ، أَنْتَ الْحَيُّ وَ أَنَا الْمَيِّتُ، وَ هَلْ يَرْحَمُ الْمَيِّتَ إِلا الْحَيُّ ؟ مَوْلايَ يَا مَوْلايَ، أَنْتَ الْبَاقِي وَ أَنَا الْفَانِي، وَ هَلْ يَرْحَمُ الْفَانِيَ إِلا الْبَاقِي؟ مَوْلايَ يَا مَوْلايَ، أَنْتَ الدَّائِمُ وَ أَنَا الزَّائِلُ، وَ هَلْ يَرْحَمُ الزَّائِلَ إِلا الدَّائِمُ؟

مولایم ای مولای من، تو نیرومندی و من ناتوان، آیا رحم می‌کند به ناتوان جز نیرومند؟ مولایم ای مولای من تو بی‌نیازی و من نیازمند، آیا رحم می‌کند به نیازمند جز بی‌نیاز؟ مولایم ای مولای من، تو عطا بخشی و من گدا، آیا رحم می‌کند به گدا جز عطابخش؟ مولایم ای مولای من، تو زنده‌ای و من مرده، آیا رحم می‌کند به مرده جز زنده؟ مولایم مولای من، تو باقی هستی و من فانی، آیا رحم می‌کند به فانی جز باقی؟ مولایم ای مولای من، تو پاینده‌ای و من از بین رونده، آیا رحم می‌کند به از بین رونده جز پاینده؟

مَوْلايَ يَا مَوْلايَ، أَنْتَ الرَّازِقُ وَ أَنَا الْمَرْزُوقُ، وَ هَلْ يَرْحَمُ الْمَرْزُوقَ إِلا الرَّازِقُ؟ مَوْلايَ يَا مَوْلايَ، أَنْتَ الْجَوَادُ وَ أَنَا الْبَخِيلُ، وَ هَلْ يَرْحَمُ الْبَخِيلَ إِلا الْجَوَادُ؟ مَوْلايَ يَا مَوْلايَ، أَنْتَ الْمُعَافِي وَ أَنَا الْمُبْتَلَى، وَ هَلْ يَرْحَمُ الْمُبْتَلَى إِلا الْمُعَافِي؟ مَوْلايَ يَا مَوْلايَ، أَنْتَ الْكَبِيرُ وَ أَنَا الصَّغِيرُ، وَ هَلْ يَرْحَمُ الصَّغِيرَ إِلا الْكَبِيرُ؟ مَوْلايَ يَا مَوْلايَ، أَنْتَ الْهَادِي وَ أَنَا الضَّالُّ، وَ هَلْ يَرْحَمُ الضَّالَّ إِلا الْهَادِي؟

مولایم ای مولای من، تو روزی‌دهنده‌ای و من روزی داده‌شده، آیا رحم می‌کند به روزی داده‌شده جز روزی دهنده؟ مولایم ای مولای من، تو باسخاوتی و من بخیل، آیا رحم می‌کند به بخیل جز باسخاوت؟ مولایم ای مولای من، تو سلامت‌بخشی و من گرفتار، آیا رحم می‌کند به گرفتار جز سلامت‌بخش؟ مولایم ای مولای من، تو بزرگی و من کوچک، آیا رحم می‌کند به کوچک جز بزرگ؟ مولایم ای مولای من، تو راهنمایی و من گمراه، آیا رحم می‌کند به گمراه جز راهنما؟

مَوْلايَ يَا مَوْلايَ، أَنْتَ الرَّحْمَنُ وَ أَنَا الْمَرْحُومُ، وَ هَلْ يَرْحَمُ الْمَرْحُومَ إِلا الرَّحْمَنُ؟ مَوْلايَ يَا مَوْلايَ، أَنْتَ السُّلْطَانُ وَ أَنَا الْمُمْتَحَنُ، وَ هَلْ يَرْحَمُ الْمُمْتَحَنَ إِلا السُّلْطَانُ؟ مَوْلايَ يَا مَوْلايَ، أَنْتَ الدَّلِيلُ وَ أَنَا الْمُتَحَيِّرُ، وَ هَلْ يَرْحَمُ الْمُتَحَيِّرَ إِلا الدَّلِيلُ؟ مَوْلايَ يَا مَوْلايَ، أَنْتَ الْغَفُورُ وَ أَنَا الْمُذْنِبُ، وَ هَلْ يَرْحَمُ الْمُذْنِبَ إِلا الْغَفُورُ؟ مَوْلايَ يَا مَوْلايَ، أَنْتَ الْغَالِبُ وَ أَنَا الْمَغْلُوبُ، وَ هَلْ يَرْحَمُ الْمَغْلُوبَ إِلا الْغَالِبُ؟

مولایم ای مولای من، تو رحم‌کننده‌ای و من رحم‌شده، آیا رحم می‌کند به رحم‌شده جز رحم‌کننده؟ مولایم ای مولای من، تو سلطانی و من آزمایش‌شده به بلاها، آیا رحم می‌کند به آزمایش‌شده به بلاها جز سلطان؟ مولایم ای مولای من، تو راهنمایی و من سرگردان، آیا رحم می‌کند به سرگردان جز راهنما؟ مولایم ای مولای من، تو آمرزنده‌ای و من گناهکار، آیا رحم می‌کند به گناهکار جز آمرزنده؟ مولایم ای مولای من، تو پیروزی و من شکست‌خورده، آیا رحم می‌کند به شکست‌خورده جز پیروز؟

مَوْلايَ يَا مَوْلايَ، أَنْتَ الرَّبُّ وَ أَنَا الْمَرْبُوبُ، وَ هَلْ يَرْحَمُ الْمَرْبُوبَ إِلا الرَّبُّ؟ مَوْلايَ يَا مَوْلايَ، أَنْتَ الْمُتَكَبِّرُ وَ أَنَا الْخَاشِعُ، وَ هَلْ يَرْحَمُ الْخَاشِعَ إِلا الْمُتَكَبِّرُ؟ مَوْلايَ يَا مَوْلايَ، ارْحَمْنِي بِرَحْمَتِكَ وَ ارْضَ عَنِّي بِجُودِكَ وَ كَرَمِكَ وَ فَضْلِكَ ؛ يَا ذَا الْجُودِ وَ الْإِحْسَانِ، وَ الطَّوْلِ وَ الامْتِنَانِ، بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ.

تلنگر در دعا

هر موقع دعای یستشیر خواندی به تاسی وپیروی از علی ع هنگامی که به این فقره از دعا رسیدی این دعا را نیز مثل دعای مسجد کوفه این طور بخوان تا بهره بیشتری ببری هر دو دعا از علی ع است لذا مثل حضرت دعا را بطلبی بهترین است

الهی ربی سیدی مولای انت الخالق وانا المخلوق وهل یرحم المخلوق الا الخالق

اِلهی رَبی سَیِدی مَوْلايَ

أَنْتَ الْخالِقُ وَأَنَا الْمَخْلُوقُ، وَأَنْتَ الْمَالِكُ وَأَنَا الْمَمْلُوكُ، وَأَنْتَ الرَّبُّ وَأَنَا الْعَبْدُ، وَأَنْتَ الرَّازِقُ وَأَنَا الْمَرْزُوقُ؛ وَأَنْتَ الْمُعْطِى وَأَنَا السَّائِلُ، وَأَنْتَ الْجَوادُ وَأَنَا الْبَخِيلُ، وَأَنْتَ الْقَوِىُّ وَأَنَا الضَّعِيفُ، وَأَنْتَ الْعَزِيزُ وَأَنَا الذَّلِيلُ، وَأَنْتَ الْغَنِىُّ و أَنَا الْفَقِيرُ، وَأَنْتَ السَّيِّدُ وَأَنَا الْعَبْدُ، وَأَنْتَ الْغافِرُ وَأَنَا الْمُسِىءُ، وَأَنْتَ الْعَالِمُ وَأَنَا الْجَاهِلُ، وَأَنْتَ الْحَلِيمُ وَأَنَا الْعَجُولُ، وَأَنْتَ الرَّحْمٰنُ وَأَنَا الْمَرْحُومُ، وَأَنْتَ الْمُعافِى وَأَنَا الْمُبْتَلىٰ، وَأَنْتَ الْمُجِيبُ وَأَنَا الْمُضْطَرُّ،

مَوْلاَیَ یَا مَوْلاَیَ أَنْتَ الْکَبِیرُ وَ أَنَا الصَّغِیرُ

مَوْلاَیَ یَا مَوْلاَیَ أَنْتَ الرَّازِقُ وَ أَنَا الْمَرْزُوقُ

خدایا من سر سفره تو بزرگ شدم ریزه خوار سر سفره وخوان نعمت تو بودم من با تو سالها هم سفره بودم شکر نعمتهای ترا بارها کرده ام ایا به این ریزه خوار سفره ات رحم نمیکنی من مثل جوجه ای سر سفره تو روزی خوردم والان برای خودم کسی شدم حال به خدایی تو اعتراف میکنم ترا حمد وسپاس میگویم وهمگان را نیز به عظمت وجلال تو تر غیب میکنم ای کاش معرفت خدای من بر همگان اشکار شود وتجلی مهر ومحبت او بر همگان اشکار شود ای کاش همگان بدانند سر سفره چه کسی روزی خوردند وناسپاسی کردند واو را فراموش کردند

یکی از صفات خوب مومنان اهل مسیحی ها این است که هر گاه سفره ای اماده خوردن است مثل ما مسلمانان که ابتدا بسم الله میگوییم انان این دعا را میخوانند بعد شروع به خوردن روزی که خداوند در سر سفره انان اماده کرده است مبادرت میورزند

ای پدر ما که در آسمانی، نام تو مقدس باد.

ملکوت تو بیاید. اراده تو چنان‌که در آسمان است، بر زمین نیز کرده شود.

نان کفاف ما را امروز به ما بده.

و گناهان ما را ببخش چنان‌که ما نیز، آنانکه بر ما گناه کردند را می‌بخشیم.

و ما را در آزمایش میاور، بلکه از شریر رهایی ده.

زیرا ملکوت، قدرت و جلال از آن توست تا ابدالاباد، آمین.

کلام روزانه

انها خوب میدانند که خداوند مثل یک پدر عمل میکند همان طور که یک پدر تلاش میکند که برای عیال خود سفره ای پهن کند انان همین روزی ها را به خدای تبارک وتعالی که پدر همه خلائق است نسبت میدهند چه دعا زیبایی است ای کاش همگان این حقیقت را درک کنییم وهرگاه سفره ای دیدیم ابتدا خدا را فراموش نکنییم وابتدا حمد وثنا اورا به جای اوریم وبعد شروع به خوردن روزی او بکنییم همه عالم ریزه خوار نعمت اوست

چه کنم غرق نعمتم کرده دوست

گردنم زیر بار منت اوست

کلام روزانه

دعا

هر وقتی دعا می کنید مانند ریاکاران نباشید . آنان دوست دارند در کنیسه ها و گوشه های خیابانها بایستند و دعا بخوانند تا مردم آنان را ببینند . یقین بدانید که آنها اجر خود را یافته اند ! هر گاه تو دعا می کنی به اندرون خانه خود برو ، در را ببند و در خلوت ، در حضور پدر نادیده خود دعا کن و پدری که هیچ از نظر او پنهان نیست ، اجر تو را خواهد داد . در وقت دعا مانند بت پرستان وردهای بی معنی را تکرار نکنید ، آنان گمان می کنند با تکرار زیاد ، دعایشان مستجاب می شود . پس مثل ایشان نباشید زیرا پدر شما احتیاجات شما را پیش از آنکه از او بخواهید می داند . پس شما این طور دعا کنید :

ای پدر آسمانی ما ،

نام تو مقدس باد .

پادشاهی تو بیاید .

اراده تو همان طور که در آسمان اجرا می شود ، در زمین نیز اجرا شود .

نان روزانه ما را امروز به ما بده .

خطاهای ما را ببخش ،

چنانکه ما نیز خطاکاران خود را می بخشیم •

ما را در وسوسه ها میاور بلکه ما را از شریر رهایی ده،

زیرا پادشاهی و قدرت و جلال تا ابدالآباد از آن توست . آمین .

چون اگر شما خطاهای دیگران را ببخشید پدر آسمانی شما نیز شما را خواهد بخشید. اما اگر شما مردم را نبخشید پدر آسمانی شما نیز خطاهای شما را نخواهد بخشید.

دعاي مسيح براي شاگردانش چه بود يا دعاي ما بايد چگونه باشد؟

در تمام کتاب انجیل فقط این یک دعا امده است قدر دین اسلام را بدانیید چقدر دعای عارفانه در این دین زیاد است اگر تمام عمرت را با دعا صرف کنی باز هم وقت کم خواهی اورد دعای کمیل ع دعای یستشیر علی ع رابخوان وان را با این دعای کوچک ربانی مسیحی ها مقایسه کن ببین شیعه اهل بیت بودن چه امتیاز بزرگ وچه توفیق خدادی است که نصیب انان شده است حتی اهل تسنن که بزرگترین جماعت مسلمان دنیا هستند یک صدم شیعیان دعای با مضامین عالی و دعای عارفانه بین خدا وبنده را ندارند اصلا بعضی از امامان ما شیعیان مثل امام زین العابدین تمام عمرش را با دعا صرف کرد وصحیفه سجادیه از شاهکارهای ادبی این امام همام است به خاطر دارم که در زمان زعامت ایت الله بروجردی ایشان این کتاب صحیفه سجادیه را به یکی از اهل علم ریاست دانشگاه علوم دینی دانشگاه الازهر مصر هدیه میدهند وان استاد که برای اولین بار بااین کتاب اشنا میشود از این کتاب دعا دچار حیرت میشودکه چطور در طول عمر خود از این کتاب بی بهره بوده است چون فقط اعراب هستند که فصاحت وبلاغت کتابهایی مثل نهچ بلاغه و صحیفه سجادیه را بهتر از ما درک میکنند همان طور که یک فارسی زبان فصلحت وبلاغت اشعار حافظ وفردوسی را به خوبی حس ولمس میکند

آنچه خدا خواست همان می‌شود وآنچه دلت خواست نه آن می‌شود

فانی بودن ثروت

زبور داود

ای همه قوم های روی زمین این رابشنوید ای تمام مردم جهان گوش کنیید ای عوام وخواص ای ثروتمندان وفقیران به سخنان حکیمانه من گوش کنید میخواهم با مثلی معمای زندگی را بیان کنم میخواهم با نوای بربط این مشکل رابگشایم هیچکس نمیتواند بهای جان خود را به خدا بپردازد وان را نجات دهد زیرا فدیه جان انسان بسیار گرانبها است وکسی قادر به پرداخت ان نیست هیچکس نمیتواند مانع مرگ انسان شود وبه او زندگی جاوید عطا کند این است سرنوشت افرادی که به خود توکل میکنند انها گوسفندانی هستند که مرگ انها را به سوی هلاکت شبانی میکند

نگران نشو وقتی کسی ثروتمند میشود وبر شکوه خانه اش افزوده میگردد زیرا هنگامی که بمیرد چیزی از ثروت خود را به قبر نخواهد برد هرچند که او در زندگی خوشبخت است اما با مرگ درظلمت ابدی ساکن خواهد شد اری انسان با وجود تمام فر وشکوهش مانند حیوان میمیرد

رفته بودم سوی قبرستان شهر - YouTube

رفته بودم سوی قبرستان شهر
هر که را دیدم سوا خوابیده بود

دلبر از عاشق جدا خوابیده بود
عاشق از دلبر جدا خوابیده بود

پهلوانی با همه کوپال و یال
بی توان و ادعا خوابیده بود

آنکه دورش بود ده ها پاچه خوار
زیر گل در انزوا خوابیده بود
قلدری که حق ما را خورده بود
مرده با نفرین ما خوابیده بود

یا فقیری مرده بود از گشنگی
در کنار اغنیا خوابیده بود

سوختم وقتی که دیدم تاجری
در کنار یک گدا خوابیده بود

با همه مال و منالش طفلکی
مثل آن یک لا قبا خوابیده بود

ظالم و مظلوم هم در یک ردیف
رعیتی با کدخدا خوابیده بود

زور می زد آنکه عمری در معاش
ساکت و بی اشتها خوابیده بود
حاکمی که امر دایم می نمود
زیر گل بی اعتنا خوابیده بود
دختری که از همه دل می ربود
در کنار مورها خوابیده بود

سارقی که مال مردم می ربود
دست خالی در عزا خوابیده بود

کدام آیه بر پایان وصیت‌نامه امام حسین(ع) نقش بست + فیلم

دانلود وکتور لایه باز و ما توفیقی الا بالله - دیجیو

مزمور صد و نوزدهم    احکام خداوند

حكمت 297 نهج البلاغه/ ضرورت عبرت گرفتن‏ | ضیاءالصالحین

بلند ترین نیایش حضرت داود با خدا

مزمور صد و نوزدهم

احکام خداوند

1 .خوشا به حال كاملان طريق، كه به شريعت خداوند سالكند 2 .خوشا به حال آناني كه شهادات او را حفظ ميكنند، و به تمامي دل او را ميطلبند 3 .كجروي نيز نميكنند، و به طريقهاي وي سلوك مينمايند 4 .تو فرمانها خود را امر فرموده اي، تا آنها را تماماً نگاه داريم 5 .كاش كه راههاي من هموار شود، تا فرايض تو را حفظ كنم 6 .آنگاه خجل نخواهم شد، چون تمام اوامرتو را در مدنظر خود دارم 7 .تو را به راستي دل حمد خواهم گفت، چون داوريهاي عدالت تو را آموخته شوم 8 .فرايض تو را نگاه ميدارم، من را تا هميشه ترك منما 9 .به چه چيز مرد جوان راه خود را هموار ميسازد، به نگاه موافق با كلام تو 10 .به تمامي دل تو را طلبيدم، مگذار كه از اوامرتو گمراه شوم 11 .كلام تو را در دل مخفي داشتم، كه مبادا به تو گناه ورزم 12 .اي خداوند تو متبارك هستي، فرايض خود را به من بياموز 13 .به لبهاي خود بيان كردم، تمامي داوريهاي دهان تو را 14 .در طريق گواهي هاي تو شادمانم چنان كه در هر كاري توانگري 15 .در اوامرتو تفكر ميكنم، و در طريقهاي تو تأمل خواهم كرد 16 .از فرايض تو لذت ميبرم، پس كلام تو را فراموش نخواهم كرد 17 .به بندة خود احسان بنما تا زنده بمانم، و كلام تو را حفظ نمايم 18 .چشمان من را بگشا تا از شريعت تو چيزهايي عجيب بينم 19 .من در زمين غريب هستم، اوامر خود را از من مخفي مدار 20 .جان من شكسته ميشود، از اشتياق داوريهاي تو در هروقت 21 .ظالمان ملعون را توبيخ نمودي، كه از اوامرتو گمراه ميشوند 22 .ننگ و رسوايي را از من بگردان، زيرا كه گواهيهاي تو را حفظ كرده ام 23 .سروران نيز نشسته به ضد من سخن گفتند، ليكن بندة تو در فرايض تو تفكر ميكند 24 .گواهيهاي تو نيز شادي من، و مشورت دهندگان من بوده اند 25 .جان من به خاك چسبيده است، من را موافق كلام خود زنده ساز 26 .راههاي خود را ذكر كردم و من را اجابت نمودي، پس فرايض خويش را به من بياموز 27 .طريق اوامر خود را به من بفهمان، و در كارهاي عجيب تو تفكر خواهم نمود 28 .جان من از حزن گداخته ميشود، من را موافق كلام خود برپا بدار 29 .راه دروغ را از من دور كن، و شريعت خود را به من عنايت فرما 30 .طريق راستي را اختيار كردم، و داوريهاي تو را پيش (روي) خود گذاشتم 31 .به گواهيهاي تو پيوستم، اي خداوند من را خجل مساز 32 .در طريق فرمانهاي تو دوان خواهم رفت، وقتي كه دل من را وسعت دادي 33 .اي خد.اوند طريق فرايض خود را به من بياموز، پس آنها را تا به آخر نگاه خواهم داشت 34 .من را فهم بده و شريعت تو را نگاه خواهم داشت، و ان را به تمامي دل خود حفظ خواهم نمود 35 .من را در طريق اوامر خود سالك گردان، زيرا كه در آن رغبت دارم 36 .دل من را به گواهي هاي خود مايل گردان، و نه به سوي طمع 37 .چشمانم را از ديدن بديها برگردان، و از طريق خود من را زنده ساز 38 .كلام خود را بر بندة خويش استوار كن، كه بترس تو سپرده شده است 39 .ننگ بدنامي من را كه از آن ميترسم از من دور كن، زيرا كه داوريهاي تو نيكو است 40 .هان به اوامرتو اشتياق دارم، به حسب عدالت خود من را زنده ساز 41 .اي خد.اوند رحمتها تو به من برسد، و نجات تو به حسب كلام تو 42 .تا بتوانم ملامت كنندة خود را جواب دهم، زيرا بر كلام تو توكل دارم 43 .و كلام راستي را از دهانم هرگز مگير، زيرا كه به داوريهاي تو اميدوارم 44 .و شريعت تو را هميشه نگاه خواهم داشت، تا به ابد 45 .و به آزادي راه خواهم رفت، زيرا كه اوامرتو را طلبيده ام 46 .و در گواهيهاي تو به حضور پادشاهان سخن خواهم گفت، و خجل نخواهم شد 47 .و از اوامرتو شادي خواهم يافت، كه آنها را دوست ميدارم 48 .و دستهاي خود را به امرتو كه دوست ميدارم برنخواهم افراشت، و در فرايض تو تفكر خواهم نمود 49 .كلام خود را با بندة خويش به ياد آور، كه من را برآن اميدوار گردانيدي 50 .اين در پريشاني تسلي من است، زيرا قول تو من را زنده ساخت 51 .ظالمان من را بسيار استهزاء كردند، ليكن از شريعت تو رو نگردانيم 52 .اي خد.اوند داوريهاي تو را از قديم به يادآوردم، و تسلي مييابم 53 .فراواني خشم من را درگرفته است، به سبب شريراني كه شريعت تو را ترك كرده اند 54 .فرايض تو سرودهاي من گرديد، در خانة تنهايي من 55 .اي خداوند نام تو را در شب به ياد آوردم، و شريعت تو را نگاه داشتم 56 .اين بهرة من گرديد، زيرا كه اوامرتو را نگاه داشتم 57 .خد.اوند نصيب من است، گفتم كه كلام تو را نگاه خواهم داشت 58 .رضامندي تو را به تمامي دل خود طلبيدم، به حسب كلام خود بر من رحم فرما 59 .در راههاي خود تفكر كردم، و پايهاي خود را به گواهي هاي تو مايل ساختم 60 .شتاب كردم و درنگ نكردم، تا اوامرتو را نگاه دارم 61 .ريسمانهاي شريران من را احاطه كرد، ليكن شريعت تو را فراموش نكردم 62 .در نصف شب برخاستم تا تو را حمد گويم، براي داوريهاي عدالت تو 63 .من همة ترسندگانت را رفيق هستم، و آناني را كه اوامرتو را نگاه ميدارند 64 .اي خد.اوند زمين از رحمت تو پر است، فرايض خود را به من بياموز 65 .با بندة خود احسان نمودي، اي خد.اوند موافق كلام خويش 66 .خردمندي نيكو و معرفت را به من بياموز، زيرا كه به اوامرتو ايمان آوردم 67 .قبل از آنكه مصيبت را ببينم من گمراه شدم، ليكن اينك كلام تو را نگاه داشتم 68 .تو نيكو هستي و نيكويي ميكني، فرايض خود را به من بياموز 69 .ظالمان بر من دروغ بستند، و اما من به تمامي دل اوامرتو را نگاه داشتم 70 .دل ايشان مثل پيه فربه است، و اما من به تمامي دل اوامرتو را نگاه داشتم 71 .من را نيكو است كه مصيبت را ديدم، تا فرايض تو را بياموزم 72 .شريعت دهان تو براي من بهتر است، از هزاران طلا و نقره 73 .دستهاي تو من را ساخته و آراسته است، من را فهيم گردان تا اوامرتو را بياموزم 74 .ترسندگان تو چون من را بينند شادمان گردند، زيرا به كلام تو اميدوار هستم 75 .اي خد.اوند دانستهام كه داوريهاي تو عدل است، و بر حق من را مصيبت دادهاي 76 .پس رحمت تو براي تسلي من بشود، موافق كلام تو با بندة خويش حضرت داوود 77 .رحمتهاي تو به من برسد تا زنده بمانم، زيرا كه شريعت تو شادماني من است 78 .شريران خجل شوند، زيرا به عبث من را ظلم رسانيدند، و اما من در اوامرتو تفكر ميكنم 79 .ترسندگان تو به من رجوع كنند، و آناني كه گواهيهاي تو را ميدانند 80 .دل من در فرايض تو كامل شود، تا خجل نشوم 81 .جان من براي (دريافتن) نجات از تو كاهيده ميشود، ليكن به كلام تو اميدوار هستم 82 .چشمان من براي كلام تو تار گرديده است، و ميگويم كي من را تسلي خواهي داد 83 .زيرا كه مثل مشك دود زده گرديده ام، ليكن فرايض تو را فراموش نكرده ام 84 .چند است ايام عمر بندة تو، و كي بر جفاكنندگانم داوري خواهي نمود 85 .شريران براي من دامها گستردند، زيرا كه موافق شريعت تو نيستند 86 .تمامي اوامرتو امين است، بر من ناحق جفا كردند پس من را امداد فرما 87 .نزديك بود كه من را از زمين نابود سازند، اما من اوامرتو را ترك نكردم 88 .به حسب رحمت خود من را زنده نگاهدار، تا شهادات نداي تو را نگاه دارم 89 .اي خد.اوند كلام تو، تا به ابد در آسمانها پايدار است 90 .امانت تو نسلاً بعد نسل است، زمين را آراستي و پايدار ميماند 91 .براي داوريهاي تو تا امروز ايستاده اند، زيرا كه همه بندة تو هستند 92 .اگر شريعت تو شادماني من نميبود، هر آينه در مذلت خود هلاك ميشدم 93 .اوامرتو را تا به ابد فراموش نخواهم كرد، زيرا به آنها من را زنده ساختهاي 94 .من از آن تو هستم من را نجات ده، زيرا كه اوامرتو را طلبيدم 95 .شريران براي من انتظار كشيدند تا من را هلاك كنند، ليكن در پيمانها تو تأمل ميكنم 96 .براي هر كمالي پاياني ديدم، ليكن رحمت تو بينهايت وسيع است 97 .شريعت تو را چه قدر دوست ميدارم، تمامي روز تفكر من است 98 .اوامرتو من را از دشمنانم حكيم تر ساخته است، زيرا كه هميشه نزد من ميباشد 99 .از جميع معلمان خود داناتر شدم، زيرا كه گفته هاي تو تفكر من است 100 .از مشايخ خردمندتر شدم، زيرا كه اوامرتو را نگاه داشتم 101 .پايهاي خود را از هرراه بد نگاه داشتم، تا آنكه كلام تو را حفظ كنم 102 .از داوريهاي تو رو برنگردانيم، زيرا كه تو من را تعليم دادي 103 .كلام تو به مذاق من چه شيرين است، و به دهانم از عسل شيرينتر 104 .از احكام تو خويشتنداري را تحصيل كردم، بنابراين هر راه دروغ را مكروه ميدارم 105 .كلام تو چراغ راه من، و براي راههاي من روشنايي است 106 .قسم خوردم و آن را وفا خواهم نمود، كه داوريهاي عدالت تو را نگاه خواهم داشت 107 .بسيار ذليل شده ام، اي خداوند موافق كلام خود من را احياء ساز 108 .اي خد.اوند هداياي بخشيدني دهان من را منظور فرما، و داوريهاي خود را به من بياموز 109 .جان من هميشه در كف من است، ليكن شريعت تو را فراموش نميكنم 110 .شريران براي من دام گذاشته اند، اما از اوامرتو گمراه نشدم 111 .گواهيهاي تو را تا به ابد ميراث خود ساختهام، زيرا كه آنها شادماني دل من هستند 112 .دل خود را براي به جا آوردن فرايض تو مايل ساختم، تا به ابد و تا نهايت 113 .مردمان دورو را مكروه داشته ام، ليكن شريعت تو را دوست ميدارم 114 .پناه و سپر من تو هستي، به كلام تو انتظار ميكشم 115 .اي بدكاران از من دور شويد، اوامر خد.اي خويش را نگاه خواهم داشت 116 .من را به حسب كلام خود تأييد كن تا زنده بمانم، و از اميد خود خجل نگردم 117 .من را تقويت كن تا رستگار گردم، و بر فرايض تو هميشه نظر نمايم 118 .همة كساني را كه از فرايض تو گمراه شده اند حقير شمرده اي، زيرا كه تظاهر ايشان دروغ است 119 .جميع شريرانِ زمين را مثل درد فنا ميكني، بنابراين گواهي هاي تو را دوست ميدارم 120 .موي بدن من از خوف تو برخاسته است، و از داوريهاي تو ترسيدم 121 .داد و عدالت را به جا آوردم، من را به ظلمكنندگانم تسليم منما 122 .براي سعادت بندة خود ضامن شو، تا شريران بر من ظلم نكنند 123 .چشمانم براي نجات تو تار شده است، و براي كلام عدالت تو 124 .با بندة خويش موافق رحمت خود عمل نما، و فرايض خود را به من بياموز 125 .من بندة تو هستم من را فهيم گردان، تا گواهي هاي تو را دانسته باشم 126 .وقت است كه خد.اوند عمل كند، زيرا كه شريعت تو را باطل نموده اند 127 .بنابراين اوامر تو را دوست ميدارم، زيادتر از طلا و زر خالص 128 .بنابراين همة اوامرتو را در هر چيز راست ميدانم، و هر راه دروغ را مكروه ميدارم 129 .گواهي هاي تو عجيب است، ازين سبب جان من آنها را نگاه ميدارد 130 .كشف كلام تو نور ميبخشد، و سادهدلان را فهيم ميگرداند 131 .دهان خود را به خوبي بازكرده نفس كشيدم، زيرا كه مشتاق اوامرتو بودم 132 .بر من نظر كن و كرم فرما، بر حسب عادت تو به آناني كه نام تو را دوست ميدارند 133 .قدمهاي من را در كلام خودت بيارا، تا هيچ كجرفتاري برمن تسلط نيابد 134 .من را از ظلم انسان خلاصي ده، تا اوامرتو را نگاه دارم 135 .روي خود را بر بندة خود روشن ساز، و فرايض خود را به من بياموز 136 .نهرهاي آب از چشمانم جاريست، بخاطر(آنانيكه) كه شريعت تو را نگاه نميدارند 137 .اي خد.اوند تو عادل هستي، و داوريهاي تو راست است 138 .گواهي هاي خود را به راستي امر فرمودي، و به امانت تا نهايت 139 .غيرت من منرا هلاك كرده است، زيرا كه دشمنان من كلام تو را فراموش كرده اند 140 .كلام تو بينهايت مصفا است، و بندة تو آن را دوست مي دارد 141 .من كوچك و حقير هستم، اما اوامرتو را فراموش نكردم 142 .عدالت تو عدل است تا به ابد، و شريعت تو راست است 143 .تنگي و ناتواني من را درگرفته است، اما اوامرتو شادماني من است 144 .گواهي هاي تو عادل است تا به ابد، من را فهيم گردان تا زنده بمانم 145 .به تمامي دل خوانده ام اي خداوند من را جواب ده، تا فرايض تو را نگاه دارم 146 .تو را خوانده ام پس من را نجات ده، و پيمانهاي تو را نگاه خواهم داشت 147 .بر طلوع فجر سبقت جسته استغاثه كردم، و كلام تو را انتظار كشيدم 148 .چشمانم بر پاسهاي شب سبقت جست، تا در كلام تو تفكر بنمايم 149 .به حسب رحمت خود آواز من را بشنو، اي خداوند موافق داوريهاي خود من را زنده ساز 150 .آناني كه در پي پستي ميروند نزديك ميآيند، و از شريعت تو دور ميباشند 151 .اي خداوند تو نزديك هستي، و جميع اوامرتو راست است 152 .گواهي هاي تو را از زمان پيش دانسته ام، كه آنها را بنيان كردهاي تا به ابد 153 .بر بيچارگي من نظر كن و من را خلاصي ده، زيرا كه شريعت تو را فراموش نكرده ام 154 .در دعواي من دادرسي فرموده من را نجات ده، و به حسب كلام خويش من را زنده ساز 155 .نجات از شريران دور است، زيرا كه فرايض تو را نميطلبند 156 .اي خد.اوند رحمتهاي تو بسيار است، به حسب داوريهاي خود من را زنده ساز 157 .جفا كنندگان و دشمنان من بسيارند، اما از فرامين تو روبرنگردانيدم 158 .خيانتكاران را ديدم و (با آنها) جدل كردم، زيرا كلام تو را نگاه نميدارند 159 .ببين كه اوامر تو را دوست ميدارم، اي خد.اوند به حسب رحمت خود من را زنده ساز 160 .جملة كلام تو راستي است، و تمامي داوري عدالت تو تا به ابد است 161 .فرمانروايان بيجهت بر من جفا كردند، اما دل من از كلام تو ترسان است 162 .من در كلام تو شادمان هستم، مثل كسي كه غنيمت وافرپيدا نموده باشد 163 .از دروغ كراهت و نفرت دارم، اما شريعت تو را دوست ميدارم 164 .هر روز تو را هفت مرتبه تسبيح ميخوانم، براي داوريهاي عادلانه تو 165 .آناني را كه شريعت تو را دوست ميدارند سلامتي عظيم است، و هيچ چيز باعث لغزش ايشان نخواهد شد 166 .اي خد.اوند براي نجات تو اميدوار هستم، و اوامرتو را به جا ميآورم 167 .جان من گواهيهاي تو را نگاه داشته است، و آنها را بينهايت دوست ميدارم 168 .اوامر و پيمانهاي تو را نگاه داشتهام، زيرا كه تمام طريقهاي من در مدنظرتو است 169 .اي خد.اوند فرياد من به حضور تو برسد، به حسب كلام خود من را فهيم گردان 170 .مناجات من به حضور تو برسد، به حسب كلام خود من را خلاصي ده 171 .لبهاي من حمد تو را جاري كند، زيرا فرايض خود را به من آموختهاي 172 .زبان من كلام تو را بسرايد، زيرا كه تمام اوامرتو عدل است 173 .دست تو ياري من بشود، زيرا كه وصاياي تو را برگزيدهام 174 .اي خد.اوند براي نجات تو مشتاق بوده ام، و شريعت تو شادماني من است 175 .جان من زنده باشد تا تو را تسبيح بخواند، و داوريهاي تو مددكار من باشند 176 .مثل گوسفند گم شده آواره گشتم بندة خود را طلب نما، زيرا كه اوامرتو را فراموش نكردم

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَا لَكُمْ ۚ أَرَضِيتُم بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا مِنَ الْآخِرَةِ ۚ فَمَا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فِي الْآخِرَةِ إِلَّا قَلِيلٌ

ای کسانی که ایمان آورده‌اید، شما را چه شده است آیا به جای آخرت به زندگی دنیا دل خوش کرده‌اید؟ متاع زندگی دنیا در برابر آخرت، جز اندکی نیست.

دلا تا کی در این کاخ مجازی

کنی مانند طفلان خاکبازی

خلیل آسا در ملک یقین زن

ندای لا احب الآفلین زن

دعای جامع ماه شعبان ........گلچین

Image

ای رسول ما بگو ((اگر دعای شما نباشد پرودگارم هیچ اعتنایی به شما نمیکند؟؟؟؟ ))

دعای جامع

إِلَهِی وَ رَبِّی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلاَیَ(( أَنْتَ الْأَوَّلُ فَلَيْسَ قَبْلَكَ شَيْءٌ، وَأَنْتَ الْآخِرُ فَلَيْسَ بَعْدَكَ شَيْءٌ، وَأَنْتَ الظَّاهِرُ فَلَيْسَ فَوْقَكَ شَيْءٌ، وَأَنْتَ الْباطِنُ فَلَيْسَ دُونَكَ شَيْءٌ، وَأَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ.))

إِلَهِی وَ رَبِّی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلاَیَ ((إِنَّكَ قُلْتَ فِي مُحْكَمِ كِتَابِكَ الْمُنْزَلِ وَ قَوْلُكَ الْحَقُّ وَ وَعْدُكَ الصِّدْقُ (( إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ ۚ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا))

اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَاهْلِكْ عَدُوَّهُمْ مِنَ الجِنِّ وَالاِنْسِ مِنَ ألاَوَّلِينَ وَالآخِرِينَ

. اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ فِى الْأَوَّلِينَ، وَصَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ فِى الْآخِرِينَ، وَصَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ فِى الْمَلَاَ الْأَعْلىٰ، وَصَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ فِى الْمُرْسَلِينَ . اللّٰهُمَّ أَعْطِ مُحَمَّداً وَآلَهُ الْوَسِيلَةَ وَالْفَضِيلَةَ وَالشَّرَفَ وَالرِّفْعَةَ وَالدَّرَجَةَ الْكَبِيرَةَ .

اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وعَلى آلِ مُحَمَّدٍ كَما صَلَّيتَ عَلى إبراهيمَ وعَلى آلِ إبراهيمَ ،اللّهُمَّ بارِك عَلى مُحَمَّدٍ وعَلى آلِ مُحَمَّدٍ كَما بارَكتَ عَلى إبراهيمَ وعَلى آلِ إبراهيمَ ، إنَّكَ حَميدٌ مَجيدٌ

اَلّلهُمَّ صَلِّ عَلی سَیِّدنا مُحَمَّدٌ مَا اخْتَلَفَ الْمَلَوان وَ تَعاقَبَ الْعَصْرانِ
وَ کَرَّ الْجَدیدانِ وَ سْتَقْبَلَ الْفَرْقَدانِ وَ بَلَّغْ رُوحَهُ وَ اَرْواحَ اَهْلِ بَیْتِهِ مِنّا التَّحِیَّهَ وَ السَّلامُ
وَبارِک وسَــــلِم عَلیه کَثـــــــــــــــیرا

إِلَهِی وَ رَبِّی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلاَیَ فإنَّكَ قلتَ و قَولُكَ الحَقُّ (( اُدْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ)) وَ اَنتَ قُلتَ و قَولُكَ الحَقُّ ((أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ ۖ)) وَ اَنتَ قُلتَ و قَولُكَ الحَقُّ(( أَمَّن يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيَكْشِفُ السُّوءَ)) وَ اَنتَ قُلتَ و قَولُكَ الحَقُّ ((قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ))

اللَّهُمَّ إِنِّي أَدْعُوكَ كَمَا أَمَرْتَنِي فَاسْتَجِبْ لِي كَمَا وَعَدْتَنِي‏ إِنَّكَ لَا تُخْلِفُ الْمِيعَادَ وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ قِيلًا وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ حَدِيثًا

إِلَهِی وَ رَبِّي وَ سَيِّدِي وَ مَوْلاَيَ ((وَ اسْمَعْ دُعَائِی إِذَا دَعَوْتُکَ وَ اسْمَعْ نِدَائِی إِذَا نَادَیتُکَ وَ أَقْبِلْ عَلَی إِذَا نَاجَیتُکَ فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَیکَ وَ

وَقَفْتُ بَینَ یدَیکَ مُسْتَکینا لَکَ مُتَضَرِّعا إِلَیکَ رَاجِیا لِمَا لَدَیکَ ثَوَابِی وَ تَعْلَمُ مَا فِی نَفْسِی وَ تَخْبُرُ حَاجَتِی وَ تَعْرِفُ ضَمِیرِی وَ لایخْفَی عَلَیکَ أَمْرُ مُنْقَلَبِی ومثوایَ

بِیدِکَ لابِیدِ غَیرِکَ زِیادَتِی وَ نَقْصِی وَ نَفْعِی وَ ضَرِّی

إِلَهِی وَ رَبِّي وَ سَيِّدِي وَ مَوْلاَيَ اَنتَ قُلتَ وقُولُکَ الحَق قُل لَّا أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعًا وَلَا ضَرًّا إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ

قُل لَّا أَمْلِكُ لِنَفْسِي ضَرًّا وَلَا نَفْعًا إِلَّا مَا شَاءَ اللَّه ۗ وَاَنتَ قُلتَ وقُولُکَ الحَق قُل لَّن يُصِيبَنَا إِلَّا مَا كَتَبَ اللَّهُ لَنَا

إِلَهِی وَ رَبِّی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلاَیَ لا اَملِكُ لِنِفسی نَفعاً وَلا ضَرا وَلا مُوتاً وَلا حَیاة وَلا نُشُورا وَلا اَستَطیعُ اَن آخَذُ إلاّ ما اَعطَیتَنی وَلا اَن اَتقیَ إِلاّ ما وَقَیتَنی ,

اَللهُمَ وَفِقنی لِما تُحِبُ وَتَرضى مِنَ القُولِ وَالعَمَلی فی عافیهَ))

إِلَهِی وَ رَبِّي وَ سَيِّدِي وَ مَوْلاَيَ إِنْ حَرَمْتَنِی فَمَنْ ذَا الَّذِی یَرْزُقُنِی وَ إِنْ خَذَلْتَنِی فَمَنْ ذَا الَّذِی یَنْصُرُنِی.

إِلَهِی وَ رَبِّي وَ سَيِّدِي وَ مَوْلاَيَ أَعُوذُ بِک مِنْ غَضَبِک وَ حُلُولِ سَخَطِک وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَمَزَاتِ الشَّيَاطِينِ ‎‏ وَأَعُوذُ بِكَ رَبِّ أَن يَحْضُرُونِ وَرَبِّ أَعُوذُ بِكَ أَنْ أُذَلَّ أَوْ أُخْزىٰ.

و أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَسْأَلَكَ مَا لَيْسَ لِي بِهِ عِلْمٌ

‏ وَأَعُوذُ بِكَ مِنْ عَذابِ النَّارِ، وَفَضِيحَةِ الْعارِ، إِذَا امْتازَ الْأَخْيارُ مِنَ الْأَشْرارِ يَا جَبَّارُ يَا قَهَّارُ،

اللَّهُمَّ إنِّي أَعوذُ بك مِنْ زوالِ نعمتِكَ، وتحوُّلِ عافيتِكَ، وفُجاءةِ نقْمتِكَ، وجَميعِ سَخَطِكَ»

إِلَهِی وَ رَبِّي وَ سَيِّدِي وَ مَوْلاَيَ لَمْ یزَلْ بِرُّک عَلَی أَیامَ حَیاتِی فَلاتَقْطَعْ بِرَّکَ عَنِّی فِی مَمَاتِی.إِلَهِی وَ رَبِّي وَ سَيِّدِي وَ مَوْلاَيَ قَدْ سَتَرْتَ عَلَی ذُنُوبا فِی الدُّنْیا وَ أَنَا أَحْوَجُ إِلَی سَتْرِهَا عَلَی مِنْک فِی الْأُخْرَی فَلاتَفْضَحْنِی یوْمَ الْقِیامَةِ عَلَی رُءُوسِ الْأَشْهَادِ إِلَهِی وَ رَبِّي وَ سَيِّدِي وَ مَوْلاَيَ جُودُک بَسَطَ أَمَلِی وَ عَفْوُک أَفْضَلُ مِنْ عَمَلِی فَسُرَّنِی بِلِقَائِکَ یوْمَ تَقْضِی فِیهِ بَینَ عِبَادِک

إِلَهِی وَ رَبِّي وَ سَيِّدِي وَ مَوْلاَيَ اِعْتِذَارِی إِلَیکَ فَاقْبَلْ عُذْرِی یا أَکرَمَ مَنِ اعْتَذَرَ إِلَیهِ الْمُسِیئُونَ.وَقَدْ أَتَيْتُكَ يَا إِلٰهِى بَعْدَ تَقْصِيرِى وَ إِسْرافِى عَلىٰ نَفْسِى، مُعْتَذِراً نادِماً مُنْكَسِراً مُسْتَقِيلاً مُسْتَغْفِراً مُنِيباً مُقِرّاً مُذْعِناً مُعْتَرِفاً، لَاأَجِدُ مَفَرّاً مِمَّا كَانَ مِنِّى وَلَا مَفْزَعاً أَتَوَجَّهُ إِلَيْهِ فِى أَمْرِى، غَيْرَ قَبُو لِكَ عُذْرِى وَ إِدْخالِكَ إِيَّاىَ فِى سَعَةِ رَحْمَتِكَ

اِلهی فَاقْبَلْ عُذْرِى، وَارْحَمْ شِدَّةَ ضُرِّى، وَفُكَّنِى مِنْ شَدِّ وَثاقِى؛

إِلَهِی وَ رَبِّي وَ سَيِّدِي وَ مَوْلاَيَ لاتَرُدَّ حَاجَتِی وَ لاتُخَیبْ طَمَعِی وَ لاتَقْطَعْ مِنْک رَجَائِی وَ أَمَلِی

إِلَهِی وَ رَبِّي وَ سَيِّدِي وَ مَوْلاَيَ ((فَلَک الْحَمْدُ أَبَدا أَبَدا دَائِما سَرْمَدا یزِیدُ وَ لایبِیدُ کمَا تُحِبُّ وَ تَرْضَی فَلَكَ الْحَمْدُ يَا رَبِّ يَا مُقْتَدِرٍ لَايُغْلَبُ، وَ يَا ذِى أَناةٍ لَايَعْجَلُ، صَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ اَللهُم اجْعَلْنِى لِنَعْمائِكَ مِنَ الشَّاكِرِينَ، وَلِآلائِكَ مِنَ الذَّاكِرِينَ؛ وَارْحَمْنِى بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ

إِلَهِی وَ رَبِّي وَ سَيِّدِي وَ مَوْلاَيَ (( فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَرَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعَالَمِينَ* وَلَهُ الْكِبْرِيَاءُ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۖ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ وَهُوَ اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ لَهُ الْحَمْدُ فِي الْأُولَىٰ وَالْآخِرَةِ ۖ وَلَهُ الْحُكْمُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ))


إِلَهِی وَ رَبِّي وَ سَيِّدِي وَ مَوْلاَيَ إِنْ أَخَذْتَنِی بِجُرْمِی أَخَذْتُک بِعَفْوِکَ وَ إِنْ أَخَذْتَنِی بِذُنُوبِی أَخَذْتُک بِمَغْفِرَتِکَ وَ إِنْ أَدْخَلْتَنِی النَّارَ أَعْلَمْتُ أَهْلَهَا أَنِّی أُحِبُّکَ

إِلَهِی وَ رَبِّي وَ سَيِّدِي وَ مَوْلاَيَ(( وَ إِنْ أَدْخَلْتَنِی النَّارَ أَعْلَمْتُ أَهْلَهَا اَنتَ قُلتَ (( نَبِّئْ عِبَادِي أَنِّي أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِيمُ )) وَ إِنْ أَدْخَلْتَنِی النَّارَ أَعْلَمْتُ أَهْلَهَا اَنتَ قُلتَ (( لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا ۚ )) وَ إِنْ أَدْخَلْتَنِی النَّارَ أَعْلَمْتُ أَهْلَهَا اَنتَ قُلتَ (( إِنَّ رَبَّكُمْ لَرَءُوفٌ رَّحِيمٌ)) إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَّحِيمٌ

وَ إِنْ أَدْخَلْتَنِی النَّارَ أَعْلَمْتُ أَهْلَهَا اَنتَ قُلتَ (( وَهُوَ الْغَفُورُ الْوَدُودُ ‎)) وَ إِنْ أَدْخَلْتَنِی النَّارَ أَعْلَمْتُ أَهْلَهَا اَنتَ قُلتَ (( إِنَّكَ أَنتَ الْوَهَّابُ ‎))

لَهِی وَ رَبِّي وَ سَيِّدِي وَ مَوْلاَيَ(( وَ إِنْ أَدْخَلْتَنِی النَّارَ يُنادِيكَ بِلِسانِ أَهْلِ تَوْحِيدِكَ، وَيَتَوَسَّلُ إِلَيْكَ بِرُبُوبِيَّتِكَ ؟،هَيْهاتَ ما ذٰلِكَ الظَّنُ بِكَ هَيْهاتَ ما ذٰلِكَ الظَّنُ بِكَ هَيْهاتَ ما ذٰلِكَ الظَّنُ بِكَ

يَا إِلٰهِى وَسَيِّدِى وَرَبِّى، وَ مَوْلاَيَ أَتُراكَ مُعَذِّبِى بِنَارِكَ بَعْدَ تَوْحِيدِكَ، وَبَعْدَ مَا انْطَوىٰ عَلَيْهِ قَلْبِى مِنْ مَعْرِفَتِكَ، وَلَهِجَ بِهِ لِسَانِى مِنْ ذِكْرِكَ، وَاعْتَقَدَهُ ضَمِيرِى مِنْ حُبِّكَ

هَيْهاتَ مَا هَكَذَا الظَّنُّ بِكَ، وَلَا أُخْبِرْنا بِفَضْلِكَ عَنْكَ يَا كَرِيمُ،

ای خدای من و سرور و پروردگارم، آیا مرا به آتش دوزخ عذاب کنی، پس از اقرار به یگانگی‌ات و پس از آنکه دلم از نور شناخت تو روشنی گرفت و زبانم در پرتو آن به ذکرت گویا گشت و پس از آنکه درونم از محبت به تو لبریز شد باور نمی‌کنم هیهات هرگز چنین گمانی به تو نیست و از فضل و احسان تو چنین خبری داده نشده هیهات همه این امور از بنده‌نوازی تو بس دور است، هرگز گمان ما به تو این نیست و نه از فضل تو چنین گویند

إِلٰهِى وَسَيِّدِى وَرَبِّى، وَ مَوْلاَيَ((( لَاتُغْلِقْ عَلىٰ مُوَحِّدِيكَ أَبْوابَ رَحْمَتِكَ، وَلَا تَحْجُبْ مُشْتاقِيكَ عَنِ النَّظَرِ إِلىٰ جَمِيلِ رُؤْيَتِكَ .)))

إِلَهِی وَ رَبِّي وَ سَيِّدِي وَ مَوْلاَيَ إِنْ دَعَانِی إِلَی النَّارِ عَظِیمُ عِقَابِکَ فَقَدْ دَعَانِی إِلَی الْجَنَّةِ جَزِیلُ ثَوَابِکَ
إِلَهِی وَ رَبِّي وَ سَيِّدِي وَ مَوْلاَيَ فَلَک أَسْأَلُ وَ إِلَیک أَبْتَهِلُ وَ أَرْغَبُ وَ أَسْأَلُک أَنْ تُصَلِّی عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
وَ أَنْ تَجْعَلَنِی مِمَّنْ یدِیمُ ذِکرَک وَ لاینْقُضُ عَهْدَکَ وَ لایغْفُلُ عَنْ شُکرِکَ وَ لایسْتَخِفُّ بِأَمْرِکَ یا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِکرَامِ يَا ذَا الْجَلالِ وَالْإِكْرامِ، يَا ذَا النَّعْماءِ وَالْجُودِ، يَا ذَا الْمَنِّ وَالطَّوْلِ، حَرِّمْ شَيْبَتِي عَلَى النَّارِ.

إِلَهِی وَ رَبِّي وَ سَيِّدِي وَ مَوْلاَيَ ((اِنَّ ذُنُوبی لا تَضُرُّکَ وَاِنَّ مَغْفِرَتَکَ لی لا تَنْقُصُکَ فَاَعْطِنی ما لایَنْقُصُکَ وَاغْفِرْ لی ما لایَضُرُّکَ))

إِلَهِی وَ رَبِّی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلاَیَ (( فَضْلُكَ رَجَائِي، وَ كَرَمُكَ وَ رَحْمَتُكَ أَمَلِي، لا عَمَلَ لِي أَسْتَحِقُّ بِهِ الْجَنَّةَ، وَ لا طَاعَةَ لِي أَسْتَوْجِبُ بِهَا الرِّضْوَانَ،

إِلا أَنِّي اعْتَقَدْتُ تَوْحِيدَكَ وَ عَدْلَكَ، وَ ارْتَجَيْتُ إِحْسَانَكَ وَ فَضْلَكَ، وَ أَنْتَ أَكْرَمُ الْأَكْرَمِينَ، وَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ،))

اِلهى وَ رَبِّی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلاَیَ اِرْحَمْ عَبْدَک الذَّلیلَ ذَاالّلِسانِ الْکلیلِ وَالْعَمَلِ الْقَلیلِ وَامْنُنْ عَلَیهِ بِطَوْلِک الْجَزیلِ

وَاکنُفْهُ تَحْتَ ظِلِّک الظَّلیلِ یا کریمُ یا جَمیلُ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ

- إِلَهِی وَ رَبِّی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلاَیَ ((مَغْفِرَتُکَ أوْسَعُ مِنْ ذُنُوبی وَرَحْمَتُکَ أرْجَی عِنْدِیِ مِنْ عَمَلِی، فَاغْفِرْلی ذُنُوبی یَا حَیَّاً لاَ یَمُوتُ؛ ))

إِلَهِی وَ رَبِّی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلاَیَ ((یَا حَیُّ یَا قَیُّومُ یَا ذَا الْجَلَالِ وَ الْإِکْرَامِ یَا رَحْمَانَ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهِ وَ رَحِیمَهُمَا یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ یَا إِلَهَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ (( ِاغْفِرْلى‏ ذُنُوبى‏، وَاسْتُرْ عَلَىَّ عيوُبى‏، وَافْتَحْ لى‏ مِنْ لَدُنْک‏ رَحْمَةً، وَرِزْقاً واسِعاً، يااَرْحَمَ الرَّاحِمينَ))

إِلَهِی وَ رَبِّی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلاَیَ (( اَنَا عاجِزٌ فِی کُلِّ شَیٍ وَ اَنْتَ اَلْقادِرُ عَلی کُلِّ شَیٍ اِرْحَمْ عَلَیَّ وَ اقْضِ حاجَتی ِبِرَحْمَتِكَ‏ يَا أَرْحَمَ‏ الرَّاحِمِينَ))

إِلَهِی وَ رَبِّی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلاَیَ یا مَنْ لا یَشْغَلُهُ سَمْعٌ عَنْ سَمْع یا مَنْ لا یُغَلِّطُهُ السّآئِلُونَ،"

"وَیا مَنْ لا یُبْرِمُهُ اِلْحاحُ الْمُلِحّینَ اَذِقْنی بَرْدَ عَفْوِکَ،"

وَمَغْفِرَتِکَ وَحَلاوَةَ رَحْمَتِکَ

"ای آن که او را شنیدنی از شنیدن دیگر منصرف نمی کند،ای آن که خواهندگان او را به اشتباه نمی اندازند،"

"ای آن که اصرار اصرارکنندگان او را خسته نمی کند،خنکی گذشت،"

و آمرزشت و شیرینی رحمتت را به من بچشان.

اللهم إني أعوذ بك من زوال نعمتك | مِنْ دُعَاءِ الرَّسُولِ صَ… | Flickr

Pin page

No photo description available.

ظلم در قران .....

پروردگارا ! پس مرا در (زمره ی) قوم ستمگران قرار مده ».

وَتَرَى الظَّالِمِينَ لَمَّا رَأَوُا الْعَذَابَ يَقُولُونَ هَلْ إِلَىٰ مَرَدٍّ مِّن سَبِيلٍ أَلَا إِنَّ الظَّالِمِينَ فِي عَذَابٍ مُّقِيمٍ

اِسْتَجِيبُوا لِرَبِّكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ يَوْمٌ لَّا مَرَدَّ لَهُ مِنَ اللَّهِ إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ أَلَا إِلَى اللَّهِ تَصِيرُ الْأُمُورُ

أَلَا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ وَلَا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ

وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنقَلَبٍ يَنقَلِبُونَ وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن ذُكِّرَ بِآيَاتِ رَبِّهِ ثُمَّ أَعْرَضَ عَنْهَا ۚ إِنَّا مِنَ الْمُجْرِمِينَ مُنتَقِمُونَ

وَلَا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ غَافِلًا عَمَّا يَعْمَلُ الظَّالِمُونَ ۚ إِنَّمَا يُؤَخِّرُهُمْ لِيَوْمٍ تَشْخَصُ فِيهِ الْأَبْصَارُ

و ستمگران را می‌بینی که چون عذاب را بنگرند می‌گویند: «آیا راهی برای برگشتن [به دنیا] هست؟»»آگاه باشید ستمکاران در عذابی پایدارند.

پیش از آنکه روزی فرا رسد که آن را از جانب خدا برگشتی نباشد، پروردگارتان را اجابت کنید. به راستی او ستمگران را دوست نمی‌دارد.

هش‌دار که [همه‌] کارها به خدا بازمی‌گردد. هان! لعنت خدا بر ستمگران باد.» و به کسانی که ستم کرده‌اند متمایل مشوید که آتش [دوزخ‌] به شما می‌رسد و خداوند،ستمگران را دوست نمی‌دارد.و کسانی که ستم کرده‌اند به زودی خواهند دانست به کدام بازگشتگاه برخواهند گشت.

و کیست ظالم تر از آن کس که به آیات پروردگارش پند داده شود [و] آنگاه از آن روی بگرداند؟ قطعاً ما از مجرمان انتقام‌کِشنده‌ایم.

و خدا را از آنچه ستمکاران می‌کنند غافل مپندار. جز این نیست که [کیفر] آنان را برای روزی به تأخیر می‌اندازد که چشمها در آن خیره می‌شود.

«یاد دوست»

هر زمان که از جور زمان
و رسوایی میان مردمان
در گوشه تنهایی بر بینوایی خود اشک می ریزم
و گوش ناشنوای آسمان را با فریادهای بی حاصل خویش می آزارم
و بر خود می نگرم و بر بخت بد خویش نفرین می فرستم
و آرزو می کنم که ای کاش چون آن دیگری بودم
که دلش از من امیدوارتر
و قامتش موزون تر
و دوستانش بیشتر است
و ای کاش هنر این یک
و شکوه و شوکت آن دیگری از آن من بود
و در این اوصاف چنان خود را محروم می بینم
که حتی از آنچه بیشترین نصیب را برده ام
کمترین خرسندی احساس نمی کنم
اما در همین حال که خود را چنین خوار و حقیر می بینم
از بخت نیک، حالی به یاد تو می افتم،
و آنگاه روح من
همچون چکاوک سحرخیز
بامدادان از خاک تیره اوج گرفته
و بر دروازه بهشت سرود می خواند
و با یاد عشق تو
چنان دولتی به من دست می دهد
که شان سلطانی به چشمم خوار می آید
و از سودای مقام خود با پادشاهان عار دارم

اسباب بازی"

پسر کوچکم که نگاهی اندیشمندانه دارد
و رفتار و گفتارش به بزرگترها می ماند،
پس از آنکه دستور مرا برای هفتمین بار شکست
او را زدم و با سخنان تند و بدون بوسه به اتاقش روانه کردم –
آخر مادرش که از من شکیباتر بود چندی پیش درگذشته بود.
سپس از بیم آنکه مبادا از غصه این قهر خوابش نبرد
به اتاقش رفتم و او را در خوابی سنگین یافتم.
پلکهایش کبود و مژگانش از گریه تازه مرطوب بود
و من با آه و ناله اشکهایش را به بوسه از گونه اش پاک کردم
و اشکهایی از خود به جای نهادم،
زیرا دیدم روی میزی، کنار دستش،
یک جعبه تَشتَک،
چند سنگ خوش آب و رنگ،
قطعه ای بلور که به سایش دریا صیقل خورده بود
شش هفت گوش ماهی،
یک شیشه از گلهای آبی رنگ،
و دو سکه فرانسوی را،
نزدیک تخت، کنار هم مرتب چیده بود
تا قلب کوچک محزونش را با دیدن آنها آرام کند
از این رو من آن شب وقتی به درگاه خدا دعا کردم، گریستم و گفتم:
آه که وقتی ما به خواب مرگ فرو رویم
و دیگر با گناهان خویش مایه ناخشنودیت نشویم
بر بالین ما خواهی آمد و به یاد خواهی آورد
که ما با چه بازیچه های کودکانه ای دل خوش کرده بودیم
و چه اندازه در فهم فرمانهای نیکوی تو ناتوان بودیم.
پس بی گمان با مهری پدرانه،
نه کمتر از من که از خاکش آفریدی،
قهرت را رها خواهی کرد و خواهی گفت:
« بر این کودکیهای آنان رحمت می آورم.»

"آرامش"

با دلی مشتاق و اراده ای چون آتش
به جنگ برخاستم تا قلعۀ آرزو را بگشایم
و با خویش گفتم که «بی گمان آرامش از آن من خواهد بود.»
امّا در این نبردِ ملامت بار، زندگی تلخ شد.
زندگی تلخ شد و روحم خسته و غرورم آزرده،
فریاد به آسمان برآوردم که
«آخر ای خدا، مرا آرامش بخش وگرنه هلاک خواهم شد»،
امّا از ستارگان گنگ و ناشنوا برق پاسخی ندرخشید.
سرانجام، شکسته و نومید، سر فرود آوردم،
خود را فراموش کردم و گفتم:
«بگذار هرچه مشیّت اوست جاری شود»
و همان دم بر چشمۀ آرامش فرود آمدم.

از دیدگاه های مختلف بدترین توشه ی آخرت چیست؟

من أخلاق الإمام علي (عليه السلام): قوله: ((بِئْسَ الزَّادُ إِلَى الْمَعَادِ الْعُدْوَانُ عَلَى الْعِبَادِ))

حکمت ۲۲۱ نهج البلاغه ؛ آینده دردناک ستمکاران (اخلاقى، سیاسى) :: بلاغ | حجة  الاسلام و المسلمین اروجی

علی ع بدترین توشه ای که بندگان در دنیا به همرا خود اورند ستم بر دیگر بندگان خداوند است

به همین خاطر بود که علی ع بارها میفرمود

به خدا سوگند! اگر هفت اقلیم را با آنچه در زیر آسمان هاست به من دهند تا خدا را نافرمانى كنم كه پوست جوى را از مورچه اى به ناروا بگیرم ، چنین نخواهم كرد، و همانا این دنیاى آلوده شما نزد من از برگ جویده شده دهان ملخ پَست تر است ، على را با نعمت هاى فناپذیر، و لذّت هاى ناپایدار چه كار؟!

به خدا پناه مى بریم از خفتن عقل ، و زشتى لغزش ها، و از او یارى مى‌جوئیم.

امام علي عليه السلام :وَاللّهِ لَوْ اءُعـْطـِيـتُ الاَْقـالِيـمَ السَّبـْعـَةِ بـِمَا تَحْتَ اءَفْلاكِهَا، عَلَى اءَنْ اءَعْصِىَ اللّهَ فِى نَمْلَةٍ اءَسْلُبُهَا جِلْبَ شَعِيرَةٍ مَا فَعَلْتُهُ.حديث

بـه خدا سوگند! اگر اقليمهاى هفتگانه با آنچه در زير آسمانها است به من دهند كه خداوند را با گرفتن پوست جوى از دهان مورچه اى نافرمانى كنم ، هرگز نخواهم كرد.

امام حسین علیه السلام:

خَمْسٌ مَنْ لَمْ تَكُنْ فِيهِ، لَمْ يَكُنْ فِيهِ كَثيرُ مُسْتَمْتَعٍ: اَلْعَقْلُ، وَ الدّينُ وَ الْأَدَبُ، وَ الْحَياءُ، وَ حُسْنُ الْخُلْقِ؛

پنـج چيز است اگر در انسـان نباشد، بهـره زيادى در او نخـواهد بود: ۱ـ عقل ۲ ـ دين ۳ ـ ادب ۴ ـ حيا ۵ ـ خوش ‏اخلاقى.

امام علی(عليه السلام) فرمودند:بِئْسَ الزَّادُ إِلَى الْمَعَادِ، الْعُدْوَانُ عَلَى الْعِبَادِ.بدترين توشه براى آخرت ستم بر بندگان (خدا) است.

امام(عليه السلام) در اين گفتار حكيمانه به يكى از آثار سوء ظلم و ستمكارى اشاره كرده مى فرمايد: «بدترين توشه براى آخرت ستم بر بندگان (خدا) است»; (بِئْسَ الزَّادُ إِلَى الْمَعَادِ، الْعُدْوَانُ عَلَى الْعِبَادِ). مى دانيم دنيا سرايى است كه همگان از آن براى رفتن به سوى آخرت توشه بر مى دارند و هر كسى به فراخور حال و اعمال خود توشه اى تهيه مى بيند.

قرآن مجيد مى گويد: بهترين توشه ها توشه تقواست «(وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَى); و زاد و توشه تهيه كنيد، و بهترين زاد و توشه، پرهيزكارى است». ولى گروهى به جاى آن ظلم و ستم بر بندگان خدا را توشه اين سفر سرنوشت ساز قرار مى دهند كه به گفته امام(عليه السلام)بدترين توشه هاست. زيرا گناهانى كه جنبه معصيت الله دارد و يا به تعبير ديگر ظلم بر خويشتن است با توبه آمرزيده مى شود و حتى بدون توبه اميد عفو الهى و شفاعت درباره آن وجود دارد، همان گونه كه قرآن مجيد مى فرمايد: (قُلْ يَا عِبَادِى الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لاَ تَقْنَطُوا مِنْ رَّحْمَةِ اللهِ إِنَّ اللهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ) زيرا او بخشنده مهربان است.

ولى آنجا كه پاى ظلم بر ديگران به ميدان مى آيد نه با آب توبه شسته مى شود و نه با عنايت شفاعت و جز با رضايت صاحب حق نجات از عواقب آن ممكن نيست و به همين دليل امام(عليه السلام)آن را بدترين زاد و توشه قيامت شمرده است. شك نيست كه زاد و توشه چيزى است كه در راه سفر و به هنگام رسيدن به مقصد به انسان كمك مى كند و به يقين ظلم چنين موقعيتى را ندارد، بنابراين انتخاب اين لفظ در اينجا نوعى كنايه بليغ است، درست مانند اين است كه انسان در سفرهاى دنيا به جاى حمل مواد غذايى مشتى از سموم با خود ببرد به او مى گوييم بدترين توشه آن است كه به جاى غذا سموم با خود حمل كنى.

امام علی (عليه السلام) در خطبه 176 نهج البلاغه بعد از آن كه ظلم را به سه بخش تقسيم مى كند مى فرمايد: «وَأَمَّا الظُّلْمُ الَّذِي لاَ يُتْرَكُ فَظُلْمُ الْعِبَادِ بَعْضِهِمْ بَعْضاً. الْقِصَاصُ هُنَاكَ شَدِيدٌ، لَيْسَ هُوَ جَرْحاً بِالْمُدَى وَلاَ ضَرْباً بِالسِّيَاطِ، وَلكِنَّهُ مَا يُسْتَصْغَرُ ذلِكَ مَعَهُ; اما ظلمى كه هرگز رها نمى شود ستمى است كه بندگان بر يكديگر مى كنند كه قصاص در آنجا شديد است اين قصاص مجروح ساختن با كارد يا زدن تازيانه (مانند قصاص در دنيا) نيست بلكه چيزى است كه اينها در برابرش ناچيز است

مرحوم كلينى در اصول كافى در حديثى از امام باقر(عليه السلام) نقل مى كند كه هنگامى كه رحلت پدرم على بن الحسين فرا رسيد مرا به سينه خود چسبانيد، سپس فرمود: «فرزندم من تو را به چيزى وصيت مى كنم كه پدرم در آستانه شهادت مرا به آن توصيه كرد و گفت اين چيزى است كه پدرش (على(عليه السلام)) به آن حضرت توصيه كرده است فرمود: «يا بُنَىَّ إيّاكَ وَظُلْمَ مَنْ لايَجِدُ عَلَيْكَ ناصِراً إلاّ اللهُ; از ستم كردن بر كسى كه هيچ يار و ياورى جز خدا ندارد بترس».

حکمت/ بدترین توشه قیامت چیست؟

ربنا لا تجعلنا مع القوم الظالمين | رَبَّنَا لَا تَجْعَلْنَا … | Flickr

ذکر یونسیه : لا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَک إِنِّی کنتُ مِنَ  الظَّالِمِینَ - قدس آنلاین

إن الظالمين لهم عذاب أليم | إِنَّ الظَّالِمِينَ لَهُمْ عَذَا… | Flickr

تلنگری در قران ......

an image of a baby in the middle of arabic writing on a pink and purple background

هُوَ الَّذِي يُصَوِّرُكُمْ فِي الْأَرْحَامِ كَيْفَ يَشَاءُ ۚ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ

اوست کسی که شما را آن گونه که می‌خواهد در رحمها صورتگری می‌کند. هیچ معبودی جز آن توانای حکیم نیست.

خدایا مولای من سرور من بسیار سپاسگذارم بابت نقاشی که از چهره من در رحم مادرم کشیدی من بسیار از این نقاشی تو راضی هستم مرا بسیار متناسب افریدی عدالت را به حد کمال در تصویر گری من به خرج داده ای .ومن از این بابت از تو بسیار سپاسگذارم وتوفیق سپاسگذاری بیش از این را تا زمانی که حیات دارم از تو طلب میکنم از اینکه حسمی سالم به من عطا کردی ممنونم از اینکه موهبت عقل را به اندازه ای که ظرفیت وقابلیت انچه را که من داشته ام عطا کرده ای ممنونم حرف دل مرا 3000سال قبل برادرم داود ع در کتاب زیور در نیایش با تو بیان کرده است واو زیباتر از من این کلام را به تصویر کشیده است همان طور که تو چهره همه ادمیان را به تصویر میکشی نام تو مقدس باد ای نقاش بزرگ عالم هستی جلال وجبروت تو جاودانه باد ای پروردگار عادل ومهربان و ای خدای حکیم ومقتدر .....

مزمور صد و سي و نهم داود ع

اي خداوند من را آزموده و شناخته اي تو نشستن و برخاستن من را ميداني، و فكرهاي من را از دور فهميده اي راه رفتن و خوابيدن من را نظاره كرده اي، و همة طريقها من را دانسته اي زيرا كه سخني بر زبان من نيست، جز اينكه تو اي خداوند آن را تماماً دانسته اي از عقب و از پيش من را احاطه كرده اي، و دست خويش را بر من نهاده اي اينگونه معرفت برايم زياده عجيب است، و عظيم است كه بدان نميتوانم رسيد سوي تو كجا بروم، و از حضور تو كجا بگريزم اگر به آسمان صعود كنم تو آنجا هستي، و اگر در گور بستر بگسترانم اينك تو آنجا هستي اگر بالهاي سحر را بگيرم، و در اقصاي دريا ساكن شوم در آنجا نيز دست تو من را رهبري خواهد نمود، و دست راست تو من را خواهد گرفت و گفتم يقيناً تاريكي من را خواهد پوشانيد، كه در حالْ شب گرداگرد من روشنايي گرديد .تاريكي نيز نزد تو تاريك نيست و شب مثل روز روشن است، و تاريكي و روشنايي يكي است .زيرا كه تو بردل من مالك هستي، من را در رحم مادرم نقش بستي .تو را حمد خواهم گفت زيرا كه به طور مهيب و عجيب خلق شده ام، كارهاي تو عجيب است و جان من اين را نيكو ميداند .استخوانهايم از تو پنهان نبود وقتي كه در نهان ساخته ميشدم، و در اسفل زمين نقشبندي ميگشتم .چشمان تو جنين من را ديده است، و در دفتر تو همة اعضاي من نوشته شده، در روزهايي كه ساخته ميشد، وقتي كه يكي از آنها وجود نداشت .اي خد.ا فكرهاي تو نزد من چه قدر گرامي است، و جملة آنها چه عظيم است .اگر آنها را بشمارم از ريگ زياده است، وقتي كه بيدار ميشوم هنوز نزد تو حاضر هستم .يقيناً اي خدا شريران را از ميان خواهي برد، پس اي مردمان خونريز از من دور شويد .زيرا سخنان مكرآميز دربارة تو ميگويند، و دشمنانت نام تو را به باطل ميبرند .اي خداوند آيا نفرت نميدارم از آناني كه تو را نفرت ميدارند، و آيا مخالفان تو را مجادله نخواهم كرد .ايشان را به نفرت تمام نفرت ميدارم، ايشان را دشمنان خويشتن ميشمارم .اي خدا من را نظاره كن و دل من را بشناس، من را آزمايش كن و فكرهاي من را بدان .و ببين كه آيا در من راه فساد است، و من را به طريق جاوداني هدايت فرما

May be an image of text

خدایا مولای من بنده حقیر به کیف تو راضی وخشنود هستم وتمام عالم هستی را برای این کلام به شهادت میگیرم

خدایا من از خلقت وتصویرگری تو بسیار راضی هستم ای حکیم

هو الذي يصوركم في - تفسير هو الذي يصوركم في الارحام 231 12

La foi au destin - الإيمان بالقدر (vidéo) - La science légiférée - العلم  الشرعي

MARABOUT VOYANT MÉDIUM GUÉRISSEUR POUR R AFFECTIF À  GENÈVE,LAUSANNE,SION,FRIBOURG,SIERRE. ::  Maitre-toure-marabout-guerisseur-paris-tours

تلنگری در قران

توصیف قرآن

قرآن؛ کلام محمد(ص) یا کلام خداوند؟ | دانشنامه پژوهه پژوهشکده باقرالعلوم

وَإِنْ أَحَدٌ مِّنَ الْمُشْرِكِينَ اِسْتَجَارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّىٰ يَسْمَعَ كَلَامَ اللَّهِ فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ ۙ

اگر یکی از مشرکان از تو پناه خواست پناهش ده تا کلام خدا را بشنود پس با پیشوایانِ کفر بجنگید

قران کلام خداست خدای تبارک وتعالی میگوید اگر کافری به شما پناه اورد پناهش بهید تا کلام خداوند را در قران امده است بشنود اما خداوند فرمان قتل سران کفر را صادر کرده است سران کفر کسانی هستند که در کفر خود دیگر زیاده روی کرده اند مثل کسانی که قران سوزی میکنند کتاب ایات شیطانی را نوشتند در 13دی 1403 شنیدم کافر عراقی که قران سوزی کرد به عنایت خداوند به سزای اعمال خود رسید وبنده حقیر سجده شکر به جای اوردم وخیلی خوشحال شدم کسی که با سوزاندن قران دل یک میلیارد مسلمان را جریحه دار کرد وسوزاند وبه عقیده یک ملیارد مسلمان بی احترامی کرد به سزای اعمال خود رسید عاقبت همه منکران ومعاندان وائمه کفر همین است سلمان رشدی همه تا اخر عمر در خانه خود محبوس وتحت محافظت است این درس عبرتی برای منکرانی است که افراط در کفر کردند

سلوان مومیکا در سال 2023 در سوئد قران سوزی کرد ودر سال 2025 به ضرب گلوله بهلاکت رسید الحمد الله رب العالمین

در ۲۸ ژوئن ۲۰۲۳، سلوان مومیکا در جریان تظاهراتی که توسط پلیس در خارج از مسجد استکهلم در سوئد برگزار شد، صفحات قرآن را پاره کرد و به آتش کشید که منجر به اعتراضات متقابل در سراسر جهان اسلام شد. مومیکا یک مرد آرامی ۳۷ ساله است که در سال ۲۰۱۸ پس از فرار از عراق به سوئد نقل مکان کرده بود.[۱] در ۲۰ ژوئیه ۲۰۲۳، مومیکا دوباره در استکهلم نسبت به قرآن بی‌حرمتی کرد، که منجر به اعتراضات و حملات، از جمله آتش زدن سفارت سوئد در بغداد شد در حالی که اعتراضات در مقابل آن سفارت از یک روز قبل شروع شده بود. عراق همچنین در واکنش به این حادثه کلیه روابط دیپلماتیک و تجاری‌اش با سوئد را قطع کرد.[۲][۳] در ۲۲ ژوئیه، علی خامنه‌ای، رهبر ایران، گفت که سوئد «برای جنگ با جهان اسلام وارد صف جنگ شده‌است».[۴]

وزارت اطلاعات ایران اعلام کرد سلوان مومیکا از سال ۲۰۱۹ با سرویس جاسوسی اسرائیل در ارتباط بوده و او به دستور سرشبکه خود برای منحرف کردن جامعه اسلام از حمله نظامیان اسرائیل به جنین ، قرآن را آتش زد

سلوان مومیکا عامل آتش زدن قرآن در سوئد کیست؟ - تیکاگو

2-سلمان رشدی

رشدی در ۲۰۲۴

فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ

سِر احمد سلمان رُشدی (به انگلیسی: Sir Ahmed Salman Rushdie) (به کشمیری: अहमद सलमान रुशदी) (زادهٔ ۱۹ ژوئن ۱۹۴۷) نویسنده و مقاله‌نویس بریتانیایی-آمریکایی زاده هند است. وی نخستین بار با کتاب بچه‌های نیمه‌شب به شهرت رسید و جایزهٔ ادبی من بوکر را بابت نگارش این اثر دریافت کرد.[۲] بیشتر آثار رشدی از شبه‌قارهٔ هند ریشه می‌گیرد و عمدتاً به پیوندها، مشکلات و مهاجرت‌ها بین تمدن‌های غربی و شرقی می‌پردازد. نوشته‌های او ترکیبی از سبک واقع‌گرایی جادویی و قصه‌های تاریخی است.

چهارمین اثر وی کتاب آیات شیطانی، جنجال‌هایی را در کشورهای اسلامی برانگیخت. پس از آن، فتوای صادرهٔ روح‌الله خمینی برای به قتل رساندن وی، باعث شد تا سلمان رشدی سالیان درازی به زندگی مخفیانه روی آورد و دولت بریتانیا وی را تحت حفاظت پلیس قرار دهد.[۳]

آیات شیطانی» سلمان رشدی یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌های آمازون شد

آثار رشدی همواره با استقبال منتقدان ادبی روبه‌رو شده‌است و وی بارها برندهٔ جوایز ادبی نظیر وایت‌برد (۲ بار)، بوکر داستان، بوکر بوکرها، جایزهٔ شورای هنر، اتحادیهٔ انگلیسی‌زبانان و نویسندهٔ سال بوده‌است. رشدی در سال ۱۹۸۳ به‌عنوان عضو انجمن پادشاهی ادبیات انگلستان انتخاب شد.[۴] رشدی در سال ۲۰۰۷ به‌دلیل خدماتش به ادبیات نشان شوالیه را دریافت کرد.[۵] در سال ۲۰۰۸، تایمز او را در ردهٔ سیزدهم فهرست ۵۰ نویسندهٔ برتر بریتانیایی از سال ۱۹۴۵ قرار داد.[۶] رشدی از سال ۲۰۰۰ در ایالات متحده زندگی می‌کند. او در سال ۲۰۱۵ در مؤسسهٔ روزنامه‌نگاری آرتور ال. کارتر در دانشگاه نیویورک به‌عنوان نویسندهٔ برجسته انتخاب شد.[۷] او پیش از این در دانشگاه اموری تدریس می‌کرد. او همچنین عضو آکادمی هنر و ادبیات آمریکا است. رشدی در سال ۲۰۱۲، کتاب جوزف آنتون: خاطرات را منتشر کرد که شرحی از زندگی خود در پی وقایع پس از انتشار آیات شیطانی بود.

در اوت ۲۰۲۲ شخصی با چاقو به وی حمله و جراحات سنگینی به او وارد کرد.[۸] پس از این حمله او یک چشم خود و کنترل یک دستش را از دست داد.[۹] مجلۀ تایم در سال ۲۰۲۳ او را یکی از ۱۰۰ شخص تاثیرگذار در جهان نامید.[۱۰]

زندگی شخصی

وی نیمه‌شب پنجشنبه ۱۹ ژوئن ۱۹۴۷ در شهر بمبئی در هند و در خانواده‌ای مسلمان به دنیا آمد. پدر او بازرگانی هندی بود. خانواده رشدی برای در امان ماندن از آزار هندوها به پاکستان رفتند و او در چهارده سالگی به بریتانیا مهاجرت کرد.[۱۱] سلمان رشدی در سال ۱۹۶۸ با مدرک کارشناسی تاریخ از کالج کینگ، کمبریج دانش‌آموخته شد.[۱۲] سلمان رشدی پس از پایان تحصیل در بریتانیا برای کار به پاکستان رفت. اما به دلیل سانسور موجود در آنجا به بریتانیا بازگشت.[۱۱]

وی در حال حاضر تبعهٔ بریتانیا است.[۲]

رشدی از سال ۲۰۰۰ در ایالات متحده، بیشتر در نزدیکی میدان اتحاد در منهتن جنوبی شهر نیویورک زندگی کرده‌است.[۱۳] او از هواداران باشگاه فوتبال انگلیسی تاتنهام هاتسپر است.[۱۴

سید روح‌الله خمینی، در ۲۵ بهمن ۱۳۶۷ (۱۴ فوریهٔ ۱۹۸۹) حکم کشتن سلمان رشدی را صادر کرد[۱۶] و این فتوا تا به امروز بر قوّت خود باقی است. رهبر فعلی جمهوری اسلامی، سید علی خامنه‌ای نیز در سال ۱۳۸۳ خورشیدی، حکم خمینی را غیرقابل‌تغییر خواند.[۱۷] پس از این فتوا برخی از نهادهای دولتی ایران، جایزه‌هایی برای کشتن او تعیین کردند.[۱۷][۱۸]

ترجمهٔ فارسی کتاب «آیات شیطانی»

به عقیدهٔ برنارد لوئیس، خمینی در صادر کردن این فتوا و تشویق مسلمانان به کشتن سلمان رشدی به شکل قابل‌ملاحظه‌ای از سنّت رایج اسلامی فاصله می‌گرفت. به گفتهٔ لوئیس به‌صورت تاریخی بیشتر فقها معتقدند که شخصی که به ارتداد متهم می‌شود باید به محکمهٔ قضاوت آورده شود، اتهام او بیان شده و سپس فرصت دفاع به او داده شود. پس از طی همهٔ این مراحل، قاضی حکم را در مورد او صادر می‌کند. اما دیدگاه فقها این بوده‌است که توهین یک مسلمان به پیامبر اسلام آن‌قدر بزرگ است که نیازی به برپایی دادگاه نیست. این گروه نظر خود را بر پایهٔ حدیثی (که صحتش مورد اختلاف است) قرار می‌دهند که محمد در آن اعلام می‌کند که «هر کسی که به من توهین بکند و مسلمانی آن را بشنود، باید فوراً شخص توهین‌کننده را بکشد.» اما حتی فقهایی که کشتن شخصی که مقابل فرد به محمد توهین می‌کند را لازم می‌دانند، هرگز تا این حد پیش نمی‌روند که دربارهٔ کسی که در کشوری دیگر به محمد توهین کرده فتوا دهند. بدین‌سان دیدگاه خمینی در اسلام کم‌سابقه است.[۱۹]

در پی صدور فتوای کشتن سلمان رشدی توسط روح‌الله خمینی و اعلام آمادگی برخی مسلمانان در نقاط مختلف جهان، وزارت کشور بریتانیا مسئولیت حمایت از سلمان رشدی که شهروندی و اقامت انگلستان را داشت، برعهده گرفت و با گماردن محافظان دولتی از وی حمایت کرد.

مصطفی مازح از اعضای حزب‌الله لبنان، از جمله کسانی بود که برای کشتن رشدی اقدام کرد و در هنگام بمب‌گذاری در یک هتل در پدینگتون مرکز لندن، به خاطر نابه‌هنگام عمل کردن بمب، کشته شد.[۲۰] شرکت هواپیمایی بریتیش ایرویز، حضور سلمان رشدی را در هواپیماهای خود تا سال ۱۹۹۸ ممنوع اعلام کرد.[۲۱] ایر کانادا نیز از لحاظ امنیتی ممنوعیت‌هایی برای سلمان رشدی در نظر گرفت

رشدی به اتهام توهین به مقدسات اسلامی از سوی رهبر پیشین جمهوری اسلامی، سید روح‌الله خمینی، به مرگ محکوم شد[۲۳] که بعدها توسط سید علی خامنه‌ای مورد تأکید قرار گرفت.[۲۴]

در ۱۹۹۱ میلادی، هیتوشی ایگاراشی، مترجم کتاب آیات شیطانی به ژاپنی، در تسوکوبا، ایباراکی و در دانشگاهی که تدریس می‌کرد، به‌دست اسلام‌گرایان، ترور و کشته شد.[۲۵] همچنین مترجم ایتالیایی کتاب در میلان، مورد ضرب و شتم و ضربات چاقو قرار گرفت.[۲۶] در ۱۹۹۳، ویلیام نیگارد ناشر نروژی کتاب، هدف سوءقصد واقع و به‌شدت زخمی شد.[۲۷] سی و هفت نفر از کسانی که برای سخنرانی مترجم بخش‌هایی از کتاب به ترکی یعنی عزیز نسین، طنزپرداز شناخته‌شده، گرد آمده بودند، در هتل محل تجمع در سیواس ترکیه به آتش کشیده شده و جان باختند.[۲۸]

قرارگیری در فهرست ترور القاعده (۲۰۱۰)

در سال ۲۰۱۰،[۲۹] انور العولقی فهرستی را در نشریهٔ اینسپایر منتشر کرد که شامل رشدی و دیگر چهره‌هایی بود که القاعده ادعا می‌کرد به اسلام توهین کرده‌اند، از جمله آیان حرصی علی، لارس ویلکس (کاریکاتوریست) و سه کارمند جیلندز پستن: کرت وسترگارد، کارستن جاست و رز فلمینگ.[۳۰][۳۱][۳۲] این فهرست بعداً گسترش یافت و شامل استفان شاربونیه شد که در حملهٔ تروریستی به شارلی ابدو در پاریس به همراه ۱۱ نفر دیگر به قتل رسید. پس از این حمله، القاعده خواستار کشتارهای بیشتر شد.[۳۳]

رشدی حمایت خود را از شارلی ابدو ابراز کرد. او گفت: «من همان‌طور که همهٔ ما باید، در کنار شارلی ابدو ایستاده‌ام تا از هنر طنز دفاع کنم که همیشه نیرویی برای آزادی و در برابر استبداد، بی‌صداقتی و حماقت بوده‌است. تمامیت‌خواهی مذهبی جهش مرگباری را در قلب اسلام ایجاد کرده‌است و ما امروز شاهد عواقب غم‌انگیز آن در پاریس هستیم.»[۳۴] رشدی در واکنش به این حمله، اظهار داشت: «شما می‌توانید شارلی ابدو را دوست نداشته باشید… اما این‌که شما آن‌ها را دوست ندارید ربطی به حق آن‌ها برای صحبت ندارد. این حقیقت که شما آن‌ها را دوست ندارید، قطعاً به هیچ‌وجه قتل آن‌ها را توجیه نمی‌کند.»

چاقو خوردن

مقالهٔ اصلی: حمله با چاقو به سلمان رشدی

سلمان رشدی در ۱۲ اوت ۲۰۲۲ هنگام سخنرانی در نیویورک مورد حمله با چاقو قرار گرفت.[۳۷] پلیس نیویورک اعلام کرد ضاربِ نویسندهٔ کتاب آیات شیطانی، هادی مطر ۲۴ ساله و اهل ایالت نیوجرسی است. اندرو وایلی، مدیر برنامه‌های سلمان رشدی، در بیانیه‌ای اعلام کرد که انتظار می‌رود رشدی یکی از چشمان خود را از دست بدهد، عصب یک بازوی او آسیب دیده و ران و کبدش چاقو خورده‌است.[۳۸][۳۹] رشدی پس از انتقال به بیمارستان، جراحی شد و یک روز بعد، او را از دستگاه تنفس مصنوعی جدا کردند و توانست صحبت کند.[۴۰][۴۱] مدیر برنامه‌های رشدی گفته‌است که رشدی در «مسیر بهبودی» است، اما بهبودی او، مدت زیادی طول خواهد کشید.[۴۲] پلیس آمریکا گفته‌است که ضارب، از علاقه‌مندان به حکومت جمهوری اسلامی است[۴۳] اما مقامات این حکومت، هرگونه ارتباط با چاقوکشی یا مهاجم را رد کرده و رشدی و پشتیبانان او را مسئول این عمل دانسته‌اند.[۴۴][۴۵] او ۶ هفته برای درمان در بیمارستان بستری بود و پس از آن به علت شدت جراحات، یک چشم خود و کنترل یک دستش را از دست داد.[۹]

جایزه جمهوری اسلامی برای ترور

در اول اسفند ۱۴۰۱ یک نهاد جمهوری اسلامی ایران به نام «شبکه مردمی اجرای فتوای روح‌الله خمینی» اعلام کرد که یک‌هزار متر «زمین باارزش» به هادی مطر اهدا می‌کند. این نهاد دینی نزدیک به حکومت جمهوری اسلامی، سلمان رشدی را «مهدورالدم» و حملهٔ هادی مطر به او را «اقدام شجاعانه جوان آمریکایی در جهت اجرای یک حکم تاریخی» نامید و افزود که «همین مقدار زمین» نیز تحویل کسانی خواهد شد که سرانجام جان سلمان رشدی را بگیرند. نهادهای متعدد جمهوری اسلامی در گذشته نیز جوایز کلان مالی برای کسی که بتواند سلمان رشدی را بکشد تعیین کرده بودند.[۴۶]

جوایز و افتخارات

سلمان رشدی برای نوشته‌هایش تحسین‌های زیادی دریافت کرده‌است، از جمله جایزهٔ ادبیِ آریستیونِ اتحادیهٔ اروپا، Premio Grinzane Cavour (ایتالیا)، و جایزهٔ نویسندهٔ سال در آلمان و بسیاری از بالاترین افتخارات در ادبیات.

خلاصه کوتاه کتاب آیات شیطانی سلمان رشدی خلاصه فصل جنجالی اسلام ماهوند  MehrTV satanic verses - YouTube

سلمان رشدی و کتاب آیات شیطانی - برنامه اجتماعی (شبکه تهران) | پخش زنده شبکه  تهران - ۲۴ مرداد ماه ۱۴۰۱

فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ

سوره توبه؛ تنها سوره بدون بسم الله + دانلود صوت و تصویر

منتظر وعده خداوند هستیم ......تا عاقبت این کافر هم به کجا بینجامد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نقدی بر «ماجرای آیات شیطانی» (1) بررسی تاریخی داستان غرانیق | دانشنامه  پژوهه پژوهشکده باقرالعلوم

ماه شعبان....مبارک

کارت پستال متحرک تبریک آغاز ماه شعبان

حلول ماه شعبان مبارک

معنى اسم شعبان بالتفصيل - موقع المعلومات

عکس پروفایل ماه شعبان | پروفایل شروع شعبان - نیوزین

إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِندَ اللَّهِ اثْنَا عَشَرَ شَهْرًا فِي كِتَابِ اللَّهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ مِنْهَا أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ ۚ ذَٰلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ ۚ فَلَا تَظْلِمُوا فِيهِنَّ أَنفُسَكُمْ ۚ

در حقيقت، شماره ماه‌ها نزد خدا، از روزى كه آسمانها و زمين را آفريده، در كتاب [علم‌] خدا، دوازده ماه است؛ از اين [دوازده ماه‌]، چهار ماه، [ماهِ‌] حرام است. اين است آيين استوار، پس در اين [چهار ماه ]بر خود ستم مكنيد،

خدای تبارک وتعالی را شکر که ماه رجب را سپری کردیم واین ماه رجب ماه بسیار سنگینی بود چون تکلیفمان در ان ماه خیلی بیشتر بود رجب یکی از چهار ماه حرام است که بسیار حرمت دارد وخدای تبارک وتعالی فرمان داده است به احترام ماه حرام رجب هرکس که این ماه رادرک میکند باید به دیگران ظلم وستم نکند ,واما بعد از ماه رجب دوماه بسیار مبارک بنام شعبان ورمضان وجود دارد که از بهترین ماهای سال هستند اما ماه شعبان ماه حرام نیست اما ماه بسیار خوبی برای انجام کار خیر است کلمه شعبان از شعبه می اید یعنی از هر دری کار خوب بکنی به شعبه وشاخه ای از خیر اویزان شده ای که ترا به سوی بهشت میکشاند خدای تبارک وتعالی در بهشت ودوزخ دو درخت غرس کرده است درخت دوزخ زَقوم نام دارد ودرخت بهشت طُوبی نام دارد در ماه شعبان شاخه های این دو درخت تا اسمان دنیا اویزان میشوند وگروهی به زقوم وگروهی به طوبی اویزان شده اند وانان را به سوی خود میکشند فقط چشم بصیرت میخواهد که انرا در دنیا ببیند در زمان صدر اسلام محمد مصطفی این واقعه را دیده وبیان کرده است هرچه هست تقدیر وسرنوشت ادمی با درختی گره خورده است ادم وحوا از درخت سیب یا درخت دانش منع شدند اما نافرمانی کردند واز بهشت رانده شدند ودر دنیا امتحان ما با درخت زقوم وطوبی گره خورده است به شاخه کدام درخت اویزان شده ای هر کار خیری در این ماه شعبان انجام بدهی به شاخه ای از درخت طوبی اویزان شده ای هرعمل شری انجام بدهی به شاخه ای از درخت زقوم اویزان شده ای صلاح کار خویش خسروان دادند

من که سر درنیاورم به دو کون

گردنم زیر بار منت اوست

تو و طوبی و ما و قامت یار

فکر هر کس به قدر همت اوست

چه کنم غرق نعمتم کرده دوست

گردنم زیر بار منت اوست

ماه شعبان ازدیدگاه علی ع

حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام در روز اوّل شعبانى گذشت به جماعتى که در مسجدى نشسته بودند و در امر قَدَرْ و امثال آن گفتگو مى کردند و بلند شده بود صداهاى ایشان و سخت شده بود لجاجت و جدال ایشان پس حضرت ایستاد و بر ایشان سلام کرد آنها جواب سلام دادند و براى آن جناب برخاستند و خواهش کردند که نزد ایشان بنشیند آن حضرت به ایشان اعتنایى نکرد و فرمود اى گروهى که سخن مى گویید در چیزى که نفع نمى رساند آیا ندانستید که خداى تعالى را بندگانیست که ساکت کرده ایشان را خوف بدون آنکه عاجز باشند از گفتن یا لال باشند بلکه ایشان هرگاه به خاطر آرند عظمت خداوند را شکسته مى شود زبانهایشان و کنده مى شود دلهایشان و مى رود عقلهاى شان و مبهوت مى شوند به جهت اِعْزاز و اِجلال و اعظام خداوند پس هرگاه به خود آمدند از این حالت رو مى آورند بسوى خدا به کردارهاى پاکیزه مى شمرند نَفْسهاى خود را با ستمکاران و خطاکاران و حال آنکه ایشان منزّهند از تقصیر و تفریط مگر آنکه ایشان راضى نمى شوند براى خدا به کردار اندک و بسیار نمى شمرند براى او عمل زیاد را و پیوسته مشغولند به اعمال پس ایشان چنانند که هر وقت نظر کنى به ایشان ایستادگانند به عبادت ترسان و هراسان در بیم و اضطرابند پس کجائید شما از ایشان اى گروه تازه کارها آیا ندانستید که داناترین مردم به قَدَرْ ساکت ترین ایشانند از آن و اینکه جاهلترین مردم به قَدَرْ سخنگوترین ایشانند در او .

اى گروه تازه کارها امروز غُرّه شعبان کریم است نامیده است او را پروردگار ما شعبان به جهت پراکنده شدن خیرات به تحقیق که باز کرده پروردگار شما در او درهاى حسنات خود را و جلوه داده به شما قصرها و خیرات او را به قیمت ارزانى و کارهاى آسانى پس بخرید آن را و جلوه داده براى شما ابلیس لعین شُعَبهاى شرور و بلاهاى خود را و شما پیوسته مى کوشید در گمراهى و طغیان و متَمَّسِک مى شوید به شعبهاى ابلیس و رُو مى گردانید از شعبهاى خیرات که باز شده براى شما درهاى او و این غُرّه ماه شعبان است و شعبهاى خیرات او نماز است و روزه و زکات و امر به معروف و نهى از منکر و بِرّ والدین و خویشان و همسایگان و اصلاح ذات الْبَینِ و صدقه بر فقراء و مساکین بر خود کلفت مى دهید چیزى را که برداشته شده از شما یعنى امر قضا و قدر و چیزى که نهى کرده شده اید از فرو رفتن در آن از کشف سِرّهاى خدا که هر که تفتیش کند از آنها از تباه شدگانست

آگاه باشید به درستى که اگر شما واقف شوید بر آنچه مهیا فرموده ، پروردگار عزّوجلّ براى مطیعین از بندگانش در امروز هر آینه بازخواهید داشت خود را از آنچه در او هستید و شروع خواهید کرد در آنچه امر کردند شما را به آن .

گفتند یا امیرالمؤ منین علیه السلام و چیست آنکه آن را خداوند مهیا فرموده در این روز براى مطیعین خود ؟

پس حضرت نقل فرمود قصه آن لشکرى را که رسول خداصَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَ اله به جهاد کفار فرستاده بود و دشمنان شب بر ایشان شبیخون زدند و آن شبى تاریک و سخت ظلمانى بود و مسلمانان در خواب بودند کسى از ایشان بیدار نبود جز زید بن حارثه و عبدالله بن رواحه و قتادة بن نعمان و قیس بن عاصم منقرى که هر کدام در یک جانب ایشان بیدار و مشغول نماز و قرآن خواندن بودند دشمنان مسلمانان را تیرباران کردند و به واسطه تاریکى و ندیدن مسلمانان دشمنان را تا از آنها احتراز کنند نزدیک بود که هلاک شوند که ناگاه از دهان این چند نفر نورهایى ساطع شد که لشکرگاه مسلمانان را روشن کرده و سبب قوت و دلیرى ایشان شده پس شمشیر کشیده و دشمنان را کشته و زخمدار و اسیر نمودند و چون مراجعت نمودند و براى حضرت رسول صلى الله علیه و آله نقل کردند فرمود این نورها به جهت اعمال این برادران شما است در غره ماه شعبان .

پس یک یک آن اعمال را حضرت نقل کردند تا آنکه فرمودند چون روز اول شعبان مى‏شود پراکنده مى‏کند ابلیس لشکر خود را در اطراف زمین و آفاق آن و مى‏گوید به ایشان که سعى کنید در کشیدن بعضى از بندگان خدا را به سوى خود در این روز و به درستى که خداى عز و جل پراکنده مى‏کند ملائکه را در اطراف زمین و آفاق او و به ایشان مى‏فرماید براستى نگاه دارید بندگان مرا و ارشاد کنید ایشان را پس همه ایشان نیک بخت مى‏شوند به شما مگر آنکه امتناع و سرکشى کند پس به درستى که او از حد گذشته مى‏گردد در حزب ابلیس و جنود او به درستى که خداوند عز و جل چون روز اول ماه شعبان مى‏شود امر مى‏کند به درهاى بهشت پس باز مى‏شود و امر مى‏کند درخت طوبى را پس نزدیک مى‏کند شاخه‏ هاى خود را بر این دنیا آنگاه ندا مى‏کند منادى پروردگار عز و جل اى بندگان خدا این شاخه ‏هاى درخت طوبى است پس در آویزید به او که بلند کند شما را بسوى بهشت و این شاخه‏ هاى درخت زقوم است پس بترسید از او که نبرد شما را بسوى دوزخ رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود قسم به آنکه مرا به راستى به رسالت مبعوث نموده که هر که فرا گیرد درى از خیر و نیکى را در این روز پس به تحقیق که در آویخته به شاخه ‏اى از شاخه ‏هاى درخت طوبى پس او کشاننده است او را بسوى بهشت و هر که فرا گیرد درى از شر را در امروز پس به تحقیق که در آویخته به شاخه ‏اى از شاخه‏ هاى درخت زقوم پس آن کشاننده است او را بسوى آتش آنگاه فرمود رسول خدا صلى الله علیه و آله پس هر کس که نماز مستحبى کند امروز براى خدا پس در آویخته به شاخه‏ اى از آن .

و هر که روزه گیرد در این روز پس به تحقیق که در آویخته به شاخه‏ اى از آن و هر که صلح دهد میان زن و شوهرش یا پدر و فرزندش یا خویشاوندانش یا مرد و زن همسایه ‏اش یا مرد و زن بیگانه پس به تحقیق که در آویخته از آن به شاخه ‏اى و کسى که تخفیف دهد پریشانى را از طلبى که از او دارد یا کم کند از آن پس به تحقیق که در آویخته از آن به شاخه ‏اى و کسى که نظر کند در حساب خود پس ببیند قرض کهنه را که صاحبش از آن مایوس شده پس ادا کند آن را پس به تحقیق که درآویخته به شاخه ‏اى از آن و کسى که کفالت کند یتیمى را پس به تحقیق که درآویخته از آن به شاخه‏ اى و کسى که باز دارد سفیهى را از عرض مؤمنى پس به تحقیق که درآویخته از آن به شاخه ‏اى و کسى که بخواند قرآن یا چیزى از آن را پس به تحقیق که درآویخته از آن به شاخه‏ اى و کسى که یاد آرد خداى را و بشمرد نعمتهاى او را و شکر کند پس به تحقیق که درآویخته از آن به شاخه‏اى و کسى که عیادت کند مریضى را پس به تحقیق که درآویخته از آن به شاخه‏اى و کسى که نیکى کند پدر و مادر خود یا یکى از آنها را پس به تحقیق که درآویخته از آن به شاخه ‏اى و کسى که پیش از این روز به غضب آورده بود ایشان را پس خوشنودشان کرد در این روز پس به تحقیق که درآویخته از آن به شاخه‏اى و هر که تشییع کند جنازه را پس به تحقیق که درآویخته از آن به شاخه‏ اى و کسى که تسلیت دهد در آن مصیبت زده را پس به تحقیق که درآویخته از آن به شاخه‏ اى و همچنین هر کسى که بجا آورد چیزى را از ابواب خیر در این روز پس به تحقیق درآویخته از آن به شاخه‏ اى آنگاه فرمود رسول خدا صلى الله علیه و آله قسم به آنکه مرا به راستى به پیغمبرى مبعوث فرموده که هر کس که فراگیرد درى از شر و گناه را در این روز پس به تحقیق که درآویخته به شاخه‏اى از شاخه‏ هاى درخت زقوم پس آن کشاننده است او را بسوى آتش آنگاه فرمود قسم به آنکه مرا براستى به پیغمبرى فرستاده که هر کس تقصیر کند در این روز نماز واجبى خود را و ضایع کند آن را پس به تحقیق که درآویخته از آن درخت به شاخه‏اى و هر کس که بیاید در نزد او فقیرى ضعیف که مى‏داند بدى حال او را و او قادر است بر تغییر حالش بدون آنکه ضررى به او برسد و کسى هم نیست از او نیابت کند و بنشیند به جاى او پس واگذارد او را که ضایع شود و هلاک گردد و دست او را نگیرد پس به تحقیق که درآویخته به شاخه‏ اى از آن و کسى که عذر خواهى کند از او بدکارى پس نپذیرد عذر او را آنگاه عقوبت نکند او را به قدر بدى او بلکه بیفزاید بر آن پس به تحقیق که درآویخته به شاخه‏اى از آن و کسى که جدائى اندازد میان شوهرى با زنش یا پدر با فرزندش یا برادر با برادرش یا خویشى با خویشش یا میان دو همسایه یا میان دو رفیق یا دو خواهر پس به تحقیق که درآویخته از آن به شاخه ‏اى و کسى که سخت بگیرد بر تنگدستى و حال آنکه مى‏داند تنگدستى او را پس بیفزاید بر غیظ او بلاى او پس به تحقیق که درآویخته از آن به شاخه‏ اى و کسى که بر او دینى باشد پس منکر شود آن را بر صاحبش و تعدى کند بر او تا آنکه باطل کند دین او را پس به تحقیق که درآویخته از آن به شاخه ‏اى و کسى که جفا کند یتیمى را و آزار رساند او را و مال او را تباه کند پس به تحقیق که درآویخته به شاخه ‏اى از آن و کسى که داخل شود در عرض برادر مؤمن خود و وادارد مردم را بر آن پس به تحقیق که درآویخته به شاخه‏ اى از او و کسى که آوازه ‏خوانى کند به قسمى از خوانندگى که برانگیزاند در آن خواندن بر معاصى پس به تحقیق که درآویخته به شاخه‏اى از او و کسى که بنشیند بشمرد کارهاى قبیح خود را در جنگها و انواع ستم خود را بر بندگان خدا و افتخار کند بر آن پس به تحقیق که درآویخته به شاخه‏اى از آن و کسى که همسایه‏اش مریض شده پس او را عیادت نکرد محض استخفاف به شان او پس به تحقیق که درآویخته به شاخه‏اى از آن و کسى که همسایه‏اش مرد پس مشایعت نکرد جنازه او را به جهت خوار بودن او در نظرش پس به تحقیق که درآویخته از آن به شاخه‏ اى و کسى که اعراض کند از مصیبت زده و جفا کند او را محض حقارت و کوچکى او در نزدش پس به تحقیق که درآویخته از آن به شاخه‏ اى و کسى که عاق کند پدر و مادر خود یا یکى از آن دو را پس به تحقیق که درآویخته به شاخه ‏اى از آن و کسى که پیش ایشان را عاق کرده بود و خوشنود نکرد ایشان را امروز و حال آنکه قدرت دارد بر آن

پس به تحقیق که درآویخته به شاخه‏ اى از آن و همچنین هر کس بکند کارى از سایر اقسام شر را پس به تحقیق که درآویخته به شاخه‏ اى از آن و قسم به آنکه مرا به راستى به پیغمبرى فرستاده که درآویختگان به شاخه ‏هاى درخت طوبى بلند مى‏کند ایشان را آن شاخه‏ ها بسوى بهشت آنگاه رسول خدا صلى الله علیه و آله نظر خود را به جانب آسمان انداخت اندکى و مى‏خندید و مسرور بود آنگاه نظر مبارک را به زیر انداخت بسوى زمین پس پیشانى مبارک را درهم کشید و روى مبارکش ترش شد .

آنگاه رو کرد به اصحاب خود و فرمود قسم به آنکه فرستاده محمد را براستى به پیغمبرى که دیدم به تحقیق درخت طوبى را که بلند مى‏شد و بلند مى‏کرد آنان که به او درآویخته بودند بسوى بهشت و دیدم بعضى از ایشان را که درآویخته بود به یک شاخه از آن و بعضى درآویخته بودند به دو شاخه از آن یا به چند شاخه بر حسب فراگرفتن ایشان مر طاعت را و به درستى که هر آینه مى‏بینم زید بن حارثه را که درآویخته به بیشتر شاخه‏ هاى از آن پس آن شاخه ‏ها بلند مى‏کند او را به اعلى علیین بهشت پس از این جهت خندیدم و خوشحال شدم پس نگاه کردم بسوى زمین پس قسم به آنکه مرا براستى به پیغمبرى فرستاده که دیدم درخت زقوم را که پایین مى‏رفت شاخه‏ هاى او و پایین مى‏برد درآویختگان به او را بسوى دوزخ و دیدم پاره‏اى از ایشان را درآویخته به شاخه ‏اى و دیدم پاره‏اى از ایشان که درآویخته به دو شاخه یا به چند شاخه بر حسب فراگرفتن او مر قبایح را و به درستى که هر آینه مى‏بینم بعضى از منافقین را که درآویخته به بیشتر شاخهاى او و آنها فرو مى برند او را به اَسفَلِ دَرَکات او پس از این جهت روى خود را تُرش کردم و پیشانى را درهم کشیدم

طوبی – موسسه خیریه طوبی

در قرآن چنین آمده است چنین آمده است:«طوبی لهم و حسن مآب »

«برای آنان که به خدا ایمان آورده و عمل صالح انجام دادند درخت طوبی و مقام نیکو و بازگشت زیباست.»

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در تفسیر این آیه فرمود:«طوبی درختی است در بهشت که خداوند از روح خود در آن دمیده است. میوه هایش بر فراز آسمان بهشت آویخته است و شاخه هایش از پشت دیوارهای بهشت دیده می شود. این درخت در خانه من است. دوستداران علی از آن محروم نیستند و دشمنان علی هرگز به آن دست نمی‌یابند.»

از حضرت صادق روایت است طوبى شجرة فى الجنّة، اصلها فى دار امير المؤمنين و فرعها فى منازل اهل الجنة.

سایه طوبی-------

فاش مي گويم و از گفته خود دلشادم

بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم

طاير گلشن قدسم چه دهم شرح فراق

که در اين دامگه حادثه چون افتادم

من ملک بودم و فردوس برين جايم بود

آدم آورد در اين دير خراب آبادم

سايه طوبي و دلجويي حور و لب حوض

به هواي سر کوي تو برفت از يادم

نيست بر لوح دلم جز الف قامت دوست

چه کنم حرف دگر ياد نداد استادم

کوکب بخت مرا هيچ منجم نشناخت

يا رب از مادر گيتي به چه طالع زادم

تا شدم حلقه به گوش در ميخانه عشق

هر دم آيد غمي از نو به مبارک بادم

مي خورد خون دلم مردمک ديده سزاست

که چرا دل به جگرگوشه مردم دادم

پاک کن چهره حافظ به سر زلف ز اشک

ور نه اين سيل دمادم ببرد بنيادم

گلچینی از دعای شعبانیه

زیباترین راز ونیاز ودعا بین بنده ومولا این فقره از دعای شعبانیه است بنده حقیر گل سرسبد این دعا را گلچین کرده ام بنده واقعا با این دعا با خدای تبارک وتعالی حال میکنم لذتی در این نیایش هست که در هیچ محاوره وگفتگویی وجود ندارد فقط باید معنای این دعا را صدردرصد حفظ کنی انگاه دعای عربی را بخوانی میفهمی که ائمه اطهار ما چگونه با خدای تبارک وتعالی اظهار بندگی میکرده اند خدایا اگر مرا به جهنم ببری به اهل دوزخ میگویم که خدای تبارک وتعالی یکی از دوستانش راهم به دوزخ اورده است دل من لبریز از حب ودوستی تو است این اخرین کلامی که خدای تبارک وتعالی محبان ودوستانش را نجات میدهد

شرح مناجات شعبانیه (فقره دوازدهم)

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ إِلَهِي وَ اسْمَعْ دُعَائِي إِذَا دَعَوْتُكَ

وَ اسْمَعْ نِدَائِي إِذَا نَادَيْتُكَ وَ أَقْبلْ عَلَيَّ إِذَا نَاجَيْتُكَ فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَيْكَ

وَ وَقَفْتُ بَيْنَ يَدَيْكَ مُسْتَكِينا لَكَ مُتَضَرِّعا إِلَيْكَ رَاجِيا لِمَا لَدَيْكَ ثَوَابِي

وَ تَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِي وَ تَخْبُرُ حَاجَتِي وَ تَعْرِفُ ضَمِيرِي وَ لا يَخْفَي عَلَيْكَ أَمْرُ مُنْقَلَبِي وَمَثْوَايَ

وَ بِيَدِكَ لابِيَدِ غَيْرِكَ زِيَادَتِي وَ نَقْصِي وَ نَفْعِي وَ ضَرِّي

إِلَهِي إِنْ حَرَمْتَنِي فَمَنْ ذَا الَّذِي يَرْزُقُنِي

وَ إِنْ خَذَلْتَنِي فَمَنْ ذَا الَّذِي يَنْصُرُنِي

إِلَهِي أَعُوذُ بِكَ مِنْ غَضَبِكَ وَ حُلُولِ سَخَطِكَ

إِلَهِي لَمْ يَزَلْ بِرُّكَ عَلَيَّ أَيَّامَ حَيَاتِي فَلا تَقْطَعْ بِرَّكَ عَنِّي فِي مَمَاتِي إِلَهِي قَدْ

سَتَرْتَ عَلَيَّ ذُنُوبا فِي الدُّنْيَا وَ أَنَا أَحْوَجُ إِلَي سَتْرِهَا عَلَيَّ مِنْكَ فِي الْأُخْرَي

فَلا تَفْضَحْنِي يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَلَي رُءُوسِ الْأَشْهَادِ

إِلَهِي جُودُكَ بَسَطَ أَمَلِي وَ عَفْوُكَ أَفْضَلُ مِنْ عَمَلِي فَسُرَّنِي بِلِقَائِكَ يَوْمَ تَقْضِي فِيهِ بَيْنَ عِبَادِكَ

إِلَهِي اعْتِذَارِي إِلَيْكَ فَاقْبَلْ عُذْرِي يَا أَكْرَمَ مَنِ اعْتَذَرَ إِلَيْهِ الْمُسِيئُونَ

إِلَهِي لا تَرُدَّ حَاجَتِي وَ لا تُخَيِّبْ طَمَعِي وَ لا تَقْطَعْ مِنْكَ رَجَائِي وَ أَمَلِي

إِلَهِي فَلَكَ الْحَمْدُ أَبَدا أَبَدا دَائِما سَرْمَدا يَزِيدُ وَ لا يَبِيدُ كَمَا تُحِبُّ وَ تَرْضَي

إِلَهِي إِنْ أَخَذْتَنِي بِجُرْمِي أَخَذْتُكَ بِعَفْوِكَ وَ إِنْ أَخَذْتَنِي بِذُنُوبِي أَخَذْتُكَ

بِمَغْفِرَتِكَ وَ إِنْ أَدْخَلْتَنِي النَّارَ أَعْلَمْتُ أَهْلَهَا أَنِّي أُحِبُّكَ

إِلَهِي إِنْ دَعَانِي إِلَي النَّارِ عَظِيمُ عِقَابِكَ فَقَدْ دَعَانِي إِلَي الْجَنَّةِ جَزِيلُ ثَوَابِكَ

إِلَهِي فَلَكَ أَسْأَلُ وَ إِلَيْكَ أَبْتَهِلُ وَ أَرْغَبُ وَأَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

وَ أَنْ تَجْعَلَنِي مِمَّنْ يُدِيمُ ذِكْرَكَ وَ لا يَنْقُضُ عَهْدَكَ وَ لا يَغْفُلُ عَنْ شُكْرِكَ وَ لا

يَسْتَخِفُّ بِأَمْرِكَ يَا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِكْرَامِ وَ صَلَّي اللَّهُ عَلَي مُحَمَّدٍ

رَسُولِهِ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ وَ سَلَّمَ تَسْلِيما كَثِيرا.

خدايا! بر پيامبر و دودمان پاكش درود فرست، و آنگاه كه تو را مي‏خوانم و صدايت مي‏زنم، صدا و دعايم را بشنو و اجابت كن،

و آنگاه كه با تو نجوا مي‏كنم، بر من عنايت كن.

من از همه به سوي تو گريخته و در پيشگاه تو ايستاده‏ ام،در حالي كه دلشكسته و نالان درگاه توام و به پاداش تو اميدوار.

در آنچه تا پايان عمرم و از نهان و آشكارم خواهد بود، قلم تقديرت نافذ و جاري است و افزوني و كاهشم و سود و زيانم، تنها به دست توست.

خدایا! اگر محرومم سازي، كيست كه روزيم دهد؟ و اگر خوارم كني، كيست كه ياريم كند؟

خدايا! از خشم و فرا رسيدن غضبت، به خودت پناه مي‏ آورم.

خدايا! همواره در طول زندگي، از لطف و احسانت ‏برخوردار بوده‏ ام، پس از مرگ هم، لطف خويش از من دريغ مدار.

در دنيا گناهاني را بر من پوشانده ‏اي كه در آخرت، نيازمندترم كه پرده پوشش خود را بر آنها افكني.

خدايا! چون گناهانم را پوشاندي و بر هيچ يك از بندگان شايسته ‏ات فاش نساختي، بر من نيكي كردي،

خدايا، پس در روز قيامت نيز رسواي خلايقم مگردان.

خدايا جود و بخشش تو، دامنه آرزوهايم را گسترده است و بخشايش تو، برتر از عمل من است.

خدايا! آن روز كه ميان بندگانت ‏به داوري مي‏پردازي، با ديدار چهره رافت ‏خود، مسرورم ساز.

خدايا! پوزش ‏طلبي من به درگاهت، عذرخواهي كسي است كه از عذرپذيري تو بي ‏نياز نيست،

پس عذرم را بپذير، اي كريم ترين بزرگواري كه زشتكاران، به درگاهش عذر گناه مي‏برند.

پروردگار من! حاجت و نيازم را رد مكن و دست اميد و آرزويم را از درگاه خويش، كوتاه مگردان.

خدايا! ستايش ابدي و ثناي سرمدي تنها از آن توست، سپاسي همواره فزاينده و بي‏ كم و كاست، آنگونه كه تو دوست داري و مي ‏پسندي.

خدايا! اگر مرا به جرمم بگيري، دست ‏به دامان عفوت مي‏زنم.

و اگر مرا به گناهانم مؤاخذه كني، تو را به بخشايشت ‏بازخواست مي‏كنم.

اگر در دوزخم افكني، به دوزخيان اعلام خواهم كرد كه تو را دوست دارم.

خداوندا! اگر عقوبت ‏سنگين تو، به آتش دوزخم فرا مي‏خواند، پاداش فراوانت، به بهشتم دعوت مي‏كند.

آفريدگارا! من از تو مي‏خواهم و تنها به آستان تو دست نياز برمي‏ آورم و تو را خواستارم.

از تو مي‏خواهم كه بر محمد و دودمانش درود فرستي و مرا از آنان قرار دهي كه همواره به ياد تواند و پيمان تو را نمي ‏شكنند

و از سپاس تو غافل نمي‏ شوند و فرمانت را سبك نمي ‏شمرند.

اي شكوهمند و بزرگوار! بر محمد و خاندان پاكش درود تو باد، و سلام بي‏ پايان و بسيار.

امام خمینی: مناجات شعبانیه از عظیم‌ترین معارف الهی است + فیلم

از بیانات امام خمینی (ره) درباره جایگاه مناجات شعبانیه اشاره می‌شود:

مناجات شعبانیه از مناجات‌هایى است که اگر انسان دنبالش برود و فکر در او بکند، انسان را به یک جایى می‌رساند. آن کسى که این مناجات را گفته و همه ائمه هم به حسب روایت می‌خواندند، این‌ها، آنهایى بودند که وارسته از همه چیز بودند، مع ذلک آن طور مناجات می‌کردند، براى اینکه خودبین نبودند. هرچه بودند این طور نبوده که خودش را ببیند که، حالا من امام صادق ام دیگر، نه، امام صادق مثل آن آدمى که در معصیت غرق است مناجات می کند، براى اینکه می‌بیند خودش هیچ نیست و هرچه هست نقص است و هرچه هست از اوست.

هرچه کمال است از اوست، خودش چیزى ندارد. هیچ یک چیزى ندارند، انبیا هم هیچى نداشتند. همه هیچ هستند و اوست فقط، همه هم دنبال او هستند، همه فطرت‌ها دنبال او هستند، منتها چون ما محجوبیم، نمی‌فهمیم که ما دنبال او هستیم؛ آنهایى که می‌فهمند، آن‌ها وارسته می‌شوند و می‌روند سراغ‌‌ همان معنا. این کمال انقطاعى که خواستند، این کمال انقطاع همین است که از همه این چیزهایى که هستش، اصلش به کنار باشند. (صحیفه امام، ج 19، ص 253).

مناجات شعبانیه از بزرگ‌ترین مناجات و از عظیم‌ترین معارف الهى و از بزرگ‌ترین امورى است که آنهایى که اهلش هستند می‌توانند تا حدود ادراک خودشان استفاده کنند. اگر نبود در ادعیه الّا دعاى مناجات شعبانیه، کافى بود براى اینکه امامان ما، امامان به حق هستند؛ آنهایى که این دعا را انشاء کردند و تعقیب کردند. این دعاهاست که به تعبیر بعض از مشایخ ما (آقاى محمدعلى شاه‌آبادى، استاد عرفان امام) مى‌فرمودند که «قرآن، قرآن ِنازل است، آمده است به طرف پایین و دعا از پایین به بالا می‌رود، این قرآن صاعد است. معنویات در این ادعیه چیزی است که انسان را می‌خواهد آدم کند، آنى که این افرادى که اگر سر خود باشند از همه حیوانات درنده ‌تر هستند، این ادعیه با یک زبان خاصى که در دعا‌ها هست این‌ها دست انسان را می‌گیرد و بالا می‌برد، آن بالایى که من و شما نمی‌توانیم بفهمیم و اهلش هستند.» (صحیفه امام، ج 13، ص 31 و 32)

مناجات شعبانیه

مناجاتی که در ماه شعبان هست و من در نظر ندارم که در هیچ یک از ادعیه گفته شده باشد که ادعیه مال همه ائمه است. این دعای شعبان، مناجات شعبان، مناجات همه ائمه است و در این، مسائل بسیار هست، معارف بسیار هست و ادب اینکه انسان چه جور باید با خدای تبارک وتعالی مناجات کند. ما غافلیم از این معانی که وضع چی است. شاید بعضی از جهال ما هم اینطور اعتقاد دارند که این ادعیه وارد شده و این چیزهایی که از ائمه وارد شده است، اینها تشریفات است. می خواهند ما را یاد بدهند و حال اینکه مسئله این نیست، مسئله این است که در مقابل خدا ایستادند آنها، آنها می دانند که در مقابل چه عظمتی ایستادند، آنها معرفت دارند به خدای تبارک و تعالی و می دانند چه کنند و مناجات شعبانیه از مناجات هایی است که اگر یک نفر انسان دلسوخته، یک عارف دلسوخته، نه از این عارف ها لفظی – بخواهد این را شرح کند و شرح کند از برای دیگران، بسیار ارزشمند است و محتاج به شرح است... (صحیفه امام، ج 21، ص 2)

تاکید بر خواندن مناجات شعبانیه

مناجات «شعبانیه» را خواندید؟ بخوانید آقا! مناجات شعبانیه از مناجات هایی است که اگر انسان دنبالش برود و فکر در او بکند، انسان را به یک جایی می رساند. آن کسی که این مناجات را گفته و همه ائمه هم به حسب روایت می خواندند، اینها، آنهایی بودند که وارسته از همه چیز بودند. مع ذلک آن طور مناجات می کردند، برای اینکه خود بین نبودند. هرچه بودند این طور نبوده که خودش را ببیند که، حالا من امام صادق ام دیگر، نه امام صادق مثل آن آدمی که در معصیت غرق است مناجات می کند، برای اینکه می بیند خودش هیچ نیست و هر چه هست نقص است و هر چه هست از اوست. هر چه کمال است از اوست، خودش چیزی ندارد هیچ یک چیزی ندارند، انبیا هم هیچی نداشتند. همه هیچ اند و اوست فقط ، همه هم دنبال او هستند، همه فطرت ها دنبال او هستند، منتها چون ما محجوبیم، نمی فهمیم که ما دنبال او هستیم؛ آنهایی که می فهمند، آنها وارسته می شوند و می روند سراغ همان معنا. این کمال انقطاعی که خواستند، این کمال انقطاع همین است که از همه این چیزهایی که هستش، اصلش به کنار باشند. انه کال ظلوما جهولا را که در آیه شریفه وارد شده است که عرضنا الامانه علی السموات والارض و الجبال فابین بعد می گوید: انه کان ظلوما جهولا بعضی می گویند که «ظلوما جهولا» بالاترین وصفی است که خدا برای انسان کرده؛ «ظلوما» که همه بت ها را شکسته و همه چیز را شکسته؛ «جهولا» برای اینکه به هیچ چیز توجه ندارد و هیچ چیز را متوجه به آن نیست، غافل از همه است. ما نمی توانیم این طور باشیم، ما امانتدار هم نمی توانیم باشیم، لکن می توانیم در آن راه باشیم. (صحیفه امام؛ ج 19، ص 253)

تفسیری از مناجات شعبانیه

و چه بسا مسائل عرفانی که در قرآن و این مناجاتهای ائمه اطهار سلام الله علیهم و همین مناجات شعبانیه مسائل عرفانی هست که اشخاص، فلاسفه، عرفا تا حدودی ممکن است ادراک کنند، بفهمند عناوین را، لکن آن ذوق عرفانی چون حاصل نشده است نمی توانند وجدان کنند. آیه شریفه در قرآن: ثم دنی فتدلی فکان قاب قوسین او ادنی خوب، مفسرین، فلاسفه در این باب صحبتهاکردند، لکن آن ذوق عرفانی کم شده است: الهی هب لی کمال الانقطاع الیک و انر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک حتی تخرق ابصار القلوب حجب النور فتصل الی معدن العظمة و تصیر ارواحنا معلقه بعز قدسک الهی و اجعلنی ممن نادیته فاجابک و ناجیته فصعق لجلاک اینها عناوینشان را خیال می کند انسان، خوب، ما هم می دانیم. نه عارف و نه فیسوف و نه دانشمند نمی توانند ذوب کنند چی هست مسئله. مسئله فصعق لجلالک که مبداش قرآن است: و خرموسی صعقا مسئله ای است که انسان گمان می کند که خوب افتاد غش کرد «صعق» یعنی غش کرد، اما این غش چی بوده است؟ غش حضرت موسی چه بوده است؟ این مسئله ای نیست که غیر موسی بفهمد یا :دنی فتدلی را، این مسئله ای نیست که غیر آن کسی که «دنو» پیدا کرده است بتواند فهم کند، ادراک کند، ذوب کند. یا همین جملاتی که دراین مناجات بزرگ است و بعض جملات دیگری که در آن هست، مسائلی است که به حسب ظاهر سهل است و واقعا ممتنع است. ریاضات بسیار می خواهد تا انسان بتواند بفهمد که ناجیته [با فتح تا] نه ناجیته [با ضم تا] «ناجیته» این چی است؟ خدا با آدم مناجات می کند، چی است مناجات؟ چه خواسته اند ائمه؟ (صحیفه امام؛ ج17، ص457 - 458)

لزوم ایمان به مناجات

این از دعاهایی است که من غیر از این دعا ندیدم که روایت شده است. همه ائمه این دعا را، این مناجات را می خواندند، این دلیل بر بزرگی این مناجات است که همه ائمه این مناجات را می خواندند. چی بوده است این؟ بین آنها و خدای تبارک و تعالی چه مسائلی بوده است؟ هب لی کمال الانقطاع الیک کمال انقطاع چی است؟ وبیدک لابید غیرک زیادتی و نقصی و نفعی و ضرّی؛ خوب، آدم به حسب ظاهر می گوید خوب، همه چیز با اوست. اما وجدان این مطلب که هیچ ضرری به ما نمی رسد الا به دست اوست، هیچ منفعتی نمی رسد الا به اوست، اوست ضار و نافع، اینها چیزهایی است که دست ماها از آن کوتاه است. و دعا کنید که خدای تبارک و تعالی به ما توفیق بدهد که در این ماه شریف و ماه شریف رمضان از این مسائل هم یک حظی ولو یک جلوه کوچکی در دل ها و قلب های ما واقع بشود، و لااقل مومن به این بشویم که قضیه «صعق» چه قضیه ای است. مومن به این بشویم که مناجات خدا با انسان چی هست. مناجات را مومن بشویم به آن، انکار نکنیم، نگوییم اینها حرف های درویشی است. همه این مسائل در قرآن هست به نحو لطیف و در کتب ادعیه مبارکه ما که از ناحیه ائمه هدی وارد شده است، همه این مسائل هست، نه به آن لطافت قرآن، لکن به نحو لطیف. آن هم و همه اشخاصی که بعدها این اصطلاحات را به کار برده اند فهمیده و نفهمیده از قرآن و حدیث گرفتند، و ممکن است که اصل مسندش هم درست ندانند؛ البته به حقیقت اش هم کم آدمی است که می تواند پی برد تا چه رسد به اینکه ذایقه روح بچشد این را. چشیدن ذایقه یک مسئله فوق این مسائل است. (صحیفه امام؛ ج17، ص 458)

معنای کمال انقطاع

در مناجات مبارک شعبانیه می خواند: «الهی هب لی کمال الانقطاع الیک و انر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک حتی تخرق ابصار القلوب حجب النور فتصل الی معدن العظمة و تصیر ارواحنا معلقه بعز قدسک. الهی و اجعلنی ممن نادیته فاجابک و لا حظته فصعق لجلالک فناجیته سرّا.»

این کمال انقطاع، خروج از منزل خود و خودی و هرچه و هر کس، و پیوستن به او است و گسستن از غیر، و هبه ای الهی است به اولیای خلص پس از صعق حاصل از جلال که دنبال گوشه چشم نشان دادن او است و لا حظته... و ابصار قلوب تا به ضیاء نظره او نور نیابد، حجب نور خرق نشود و تا این حجب باقی است، راهی به معدن عظمت نیست و ارواح تعلق به عز قدس را درنیبندد و مرتبت تدلی حاصل نیاید ثم دنی فتدلی. ادنی از این، فنای مطلق و وصول مطلق است. (صحیفه امام؛ ج 18، ص443 - 444)

مناجات کم نظیر

آن چیزی که در قرآن به طور اسرار است، در ادعیه ائمه ما به طور اسرار است. در دعای شعبانیه می خوانیم که عرض می کند به خدا: واجعلنی ممن نادیته فاجابک و لاحظته فصعق لجلالک فناجیته سرا و عمل لک جهرا، مسئله «صعق» را می آورد در میان، همان معنایی که در قرآن کریم راجع به حضرت موسی می گوید: فلما تجلی ربه للجبل و موسی در «صعق» واقع شد. این ماه صعق است و این هم ماهی است که همان صعق را می خواهد. این ماه تجلی الهی است بر پیغمبر اکرم و این ماه تجلی الهی به تبع پیغمبر اکرم بر امامان است. حضرت مهدی- سلام الله علیه- ابعاد مختلفه دارد که آنچه که برای بشر واقع شده است، بعض ابعاد اوست؛ چنانچه آنچه از قرآن و پیغمبر اکرم برای بشر معلوم شده است، بعض ابعاد آن معنویات است، معنویاتی در قرآن است که برای هیچ کس جز پیغمبر اکرم و کسانی که شاگرد او هستند و از او استفاده کرده اند، کشف نشده است. و در ادعیه ما مسائلی است که همان طور است؛ همان طوری که رسول اکرم به حسب واقع، حاکم بر جمیع موجوات است. آن خاتم رسل است و این خاتم ولایت. آن خاتم ولایت کلی بالاصاله است واین خانم ولایت کلی به تبعیت است. پس این دو ماه، ماههایی هستند که باید ما راجع به آنها احترام قائل بشویم و ادعیه ای [را] که در این ماه مبارک؛ ماه معظم شعبان وارد شده است و پس از آن در ماه مبارک رمضان وارد شده است بخوانیم و درش تدیّر کنیم. (صحیفه امام؛ ج 20، ص 249 - 250)

ضرورت تفسیر دعاهای ائمه

مفسرانی که اهل این معانی هستند، ادعیه ائمه را تفسیر کنند! مناجات شعبانیه از مناجات هایی است که کم نظیر است؛ مثل دعای ابو حمزه که از حضرت سجاد وارد شده است، آن هم کم نظیر است و این هم کم نظیر است. دعای کمیل در شعبان وارد شده است و یکی از ادعیه ای است که در پانزده شعبان، شب پانزده شعبان خوانده می شود، مشتمل بر اسراری است که دست ما از آن کوتاه است. از ائمه هدی ادعیه ای وارد شده است که مضامین آنها را باید تامل کرد، و آنهایی که اهل نظر هستند، اهل معرفت هستند، بر آنها شرح کنند؛ آنها را به مردم ارائه بدهند، اگر چه هیچ کس نمی تواند آن چیزی [را] که به حسب واقع هست، شرح کند. ما از این مسئله باید بگذریم و همان اکتفا کنیم به اینکه ما تابع هستیم. و ما قائل به این هستیم که نور نبوت و نور امامت از صدر خلقت بوده است و تا آخر خواهد بود. (صحیفه امام؛ ج 20، ص 250)

میرزا جواد ملکی عارف شیعی، مناجات شعبانیه را حاوی علوم فراوانی در چگونگی رفتار بنده با خدا، ادب دعا و استغفار معرفی کرده است.[۱۱] مرتضی مطهری معتقد است انسان با قرائت این دعا روح نیایش در اسلام را می‌فهمد و این دعا جز عرفان، محبت و عشق به خدا و معنویت، چیز دیگری نیست، او همچنین این مناجات را سطح بالا و در سطح ائمه(ع) دانسته است و معتقد است در این دعا تعبیراتی است که فهم آنها برای ما مشکل است از جمله:

الهی! هَبْ لی کمالَ الْانْقِطاعِ الَیک وَ انِرْ ابْصارَ قُلوبِنا بِضِیاءِ نَظَرِها الَیک حَتّی تَحْرِقَ ابْصارُ الْقُلوبِ حُجُبَ النّورِ فَتَصِلَ الی مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ وَ تَصیرَ ارْواحُنا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِک... الهی وَ الْحِقْنی بِنورِ عِزِّک الْابْهَجِ فَاکونَ لَک عارِفاً وَ عَنْ سِواک مُنْحَرِفاً.»[۱۲]

دعای امام حسین علیه السلام

اَللّهُمَّ اَنْتَ مُتَعالِى الْمَکانِ عَظیمُ الْجَبَرُوتِ شَدیدُ الِمحالِ غَنِىُّ َعنِ

خدایا تویى والامکان و بزرگ جبروت و سخت نیرو و بى نیاز از

الْخَلایقِ عَریضُ الْکبْرِیاَّءِ قادِرٌ عَلى ما تَشاَّءُ قَریبُ الرَّحْمَةِ

خلائق و داراى بزرگى پهناور و تواناى بر هر چه خواهى نزدیک مهر

صادِقُ الْوَعْدِ سابِغُ النِّعْمَةِ حَسَنُ الْبَلاَّءِ قَریبٌ إذا دُعیتَ مُحیطٌ بِما

راست وعده فراوان نعمت نیکو آزمایش نزدیک هرگاه خوانده شوى محیط به هر چه

خَلَقْتَ قابِلُ التَّوبَةِ لِمَنْ تابَ اِلَیک قادِرٌ عَلى ما اَرَدْتَ وَمُدْرِک ما

آفریده اى توبه پذیر براى آن کس که به سویت توبه کند توانا بر هر چه اراده کنى و بدست آرنده آنچه

طَلَبْتَ وَشَکورٌ اِذا شُکِرْتَ وَذَکورٌ اِذا ذُکِرْتَ اَدْعُوکَ مُحْتاجاً

بجویى و سپاس پذیر هرگاه سپاس شوى و یاد کنى هنگامى که یادت کنند مى خوانمت نیازمندانه

وَاَرْغَبُ اِلَیک فَقیراً وَاَفْزَعُ اِلَیک خاَّئِفاً وَاَبْکى اِلَیک مَکرُوباً

و توجه کنم بسویت فقیرانه و پناه آرم بسویت خائفانه و گریه کنم به درگاهت از روى غمزدگى و ملولانه

وَاَسْتَعینُ بِک ضَعیفاً وَاَتوَکلُ عَلَیک کافِیاً اُحْکمْ بَینَنا وَبَینَ قَوْمِنا

کمک جویم بوسیله تو ناتوانانه و توکل کنم بر تو کفایت خواهانه خدایا حکم کن میان ما و میان قوم ما

بِالْحَقِّ فَاجْعَلْ لَنا مِنْ اَمْرِنا فَرَجاً وَمَخْرَجاً بِرَحْمَتِک یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ

و بر وحى خویش امینش ساختى پس در کار ما گشایش و فرجى عطا فرما به رحمتت اى مهربانترین مهربانان

تقریری در دعای شعبانیه

دعای شعبانیه دعایی است که تمام ائمه اطهار از علی ع تا حضرت مهدی عج همه به خواندن ان مقید هستند وبعد از ائمه معصومین همه عارفین بزرگ به خواندن ان در ماه شعبان مقید بودند این دعا طوری که عارفان بزرگی چون روح الله موسوی الخمینی ومیرزا جواد اقا ملکی تبریزی در عصر خودمان اذعان کرده اند که فقراتی از دعا برای برای ما قابل فهم وهضم نیست یعنی در این دعا علی ع از خداوند حاجتی را طلب کرده است که در شان ومنزلت خودش بوده است لذا این دعا نیمی از ان طلب وحاجت عارفانه وبرای بزرگان است ونیمی از ان هم برای افراد عامی ودر جه پایین است به همین خاطر بنده حقیر گلچینی از این دعا را انتخاب کرده وبه خواندن ان در سحر های ماه شعبان مبادرت میکنم این فقره از گلچین دعا کاملا قابل فهم وحاجتهای معقول ما از خداوند تبارک وتعالی مولایمان است واما اگر کسی دوست داشت همه دعا کامل بخواند این توفیق ربانی است ومغایرتی با سلیقه وکلام ما ندارد

این مناجات حضرت امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) و امامان پس از اوست که در ماه شعبان میخواندند

گلچین دعای مناجات شعبانیه

اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ خدایا! بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست

وَاسْمَعْ دُعائِی إِذا دَعَوْتُکَ و شنوای دعایم باش آنگاه که می ‌خوانمت

وَاسْمَعْ نِدائِی إِذا نادَیْتُکَ و صدایم را بشنو گاهی که صدایت می‌کنم

وَأَقْبِلْ عَلَیَّ إِذا ناجَیْتُکَ و به من توجّه کن هنگامی‌که با تو مناجات می ‌نمایم

فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَیْکَ همانا به‌سوی تو گریختم

وَوَقَفْتُ بَیْنَ یَدَیْکَ مُسْتَکِیناً لَکَ ، مُتَضَرِّعاً إِلَیْکَ و در حال درماندگی و زاری در برابرت ایستادم

راجِیاً لِما لَدَیْکَ ثَوابِی پاداشی را که نزد توست امیدوارم

وَتَعْلَمُ مَا فِی نَفْسِی ، وَتَخْبُرُ حاجَتِی آنچه را که در درون دارم می‌دانی، بر حاجتم خبر داری

وَتَعْرِفُ ضَمِیرِی نهانم را می‌شناسی

وَلَا یَخْفی عَلَیْکَ أَمْرُ مُنْقَلَبِی وَمَثْوایَ کار بازگشت به آخرت و خانه ابدی‌ام بر تو پوشیده نیست

وَبِیَدِکَ لَابِیَدِ غَیْرِکَ زِیادَتِی وَنَقْصِی وَنَفْعِی وَضَرِّی و تنها به دست توست نه به دست غیر تو، فزونی و کاستی‌ ام و سود و زیانم

إِلهِی إِنْ حَرَمْتَنِی فَمَنْ ذَا الَّذِی یَرْزُقُنِی ؟خدایا! اگر محرومم کنی پس کیست آن‌که به من روزی دهد؟

وَ إِنْ خَذَلْتَنِی فَمَنْ ذَا الَّذِی یَنْصُرُنِی و اگر خوارم ‌سازی پس کیست آن‌که به من یاری رساند

إِلهِی أَعُوذُ بِکَ مِنْ غَضَبِکَ وَحُلُولِ سَخَطِکَ خدایا! به تو پناه می‌آورم از خشمت و از فرود آمدن غضبت

إِلهِی لَمْ یَزَلْ بِرُّکَ عَلَیَّ أَیَّامَ حَیاتِی فَلا تَقْطَعْ بِرَّکَ عَنِّی فِی مَماتِی خدایا نیکی‌ ات بر من در روزهای زندگی ‌ام پیوسته بود، پس نیکی خویش را در هنگام مرگم از من قطع مکن

إِلهِی قَدْ سَتَرْتَ عَلَیَّ ذُنُوباً فِی الدُّنْیا وَأَنَا أَحْوَجُ إِلی سَتْرِها عَلَیَّ مِنْکَ فِی الْأُخْری خدایا گناهانی را در دنیا بر من پوشاندی که بر پوشاندن آن‌ ها در آخرت محتاج‌ ترم

فَلا تَفْضَحْنِی یَوْمَ الْقِیامَةِ عَلی رُؤُوسِ الْأَشْهادِ پس مرا در قیامت در برابر دیدگان مردم رسوا مکن

إِلهِی جُودُکَ بَسَطَ أَمَلِی ، وَعَفْوُکَ أَفْضَلُ مِنْ عَمَلِی خدایا جود تو آرزویم را گسترده ساخت و عفو تو از عمل من برتری گرفت

إِلهِی فَسُرَّنِی بِلِقائِکَ یَوْمَ تَقْضِی فِیهِ بَیْنَ عِبادِکَ بار خدایا، روزی که در آن میان بندگانت حکم می‌ کنی، مرا به دیدارت خوشحال کن.

إِلهِی اعْتِذارِی إِلَیْکَ خدایا عذرخواهی میکنم من از پیشگاهت

فَاقْبَلْ عُذْرِی یَا أَکْرَمَ مَنِ اعْتَذَرَ إِلَیْهِ الْمُسِیئُونَ پس عذرم را بپذیر ای کریم ‌ترین کسی که بدکاران از او پوزش خواستند

إِلهِی لَاتَرُدَّ حاجَتِی ، وَلَا تُخَیِّبْ طَمَعِی خدایا، حاجتم را برمگردان و طمعم را قرین نومیدی مساز

وَلَا تَقْطَعْ مِنْکَ رَجائِی وَأَمَلِی و امید و آرزویم را از خود مَبُر.

إِلهِی فَلَکَ الْحَمْدُ أَبَداً أَبَداً دائِماً سَرْمَداًخدایا تو را سپاس، سپاسی ابدی و جاودانه، همیشگی و بی ‌پایان

یَزِیدُ وَلَا یَبِیدُ کَما تُحِبُّ وَتَرْضی سپاسی که افزون شود و نابود نگردد، آن‌ گونه که پسندی و خشنود گردی

إِلهِی إِنْ أَخَذْتَنِی بِجُرْمِی أَخَذْتُکَ بِعَفْوِکَ خدایا، اگر مرا بر جرمم بگیری، من نیز تو را به عفوت بگیرم

وَ إِنْ أَخَذْتَنِی بِذُنُوبِی أَخَذْتُکَ بِمَغْفِرَتِکَ و اگر به گناهانم بنگری، جز به آمرزشت ننگرم

وَ إِنْ أَدْخَلْتَنِی النَّارَ أَعْلَمْتُ أَهْلَها أَنِّی أُحِبُّکَ و اگر مرا وارد دوزخ کنی، به اهل آن آگاهی دهم که تو را دوست دارم

إِلهِی إِنْ دَعانِی إِلَی النَّارِ عَظِیمُ عِقابِکَ خدایا، اگر بزرگی مجازاتت مرا به‌سوی آتش فرا خوانده

فَقَدْ دَعانِی إِلَی الْجَنَّةِ جَزِیلُ ثَوابِکَ هرآینه ثواب برجسته ات مرا به‌سوی بهشت خوانده است

إِلهِی فَلَکَ أَسْأَلُ وَ إِلَیْکَ أَبْتَهِلُ وَأَرْغَبُ خدایا، از تو درخواست می‌کنم و به پیشگاهت زاری نموده و رغبت می‌ورزم

وَأَسْأَلُکَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍو از تو می‌خواهم که بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی

وَأَنْ تَجْعَلَنِی مِمَّنْ یُدِیمُ ذِکْرَکَ َ و مرا از کسانی قرار دهی که ذکرت را همواره بر زبان دارند

وَلَا یَنْقُضُ عَهْدَکَ و پیمانت را نمی ‌شکنند

وَلَا یَغْفُلُ عَنْ شُکْرِکَ و از سپاست غافل نمی‌ شوند

وَلَا یَسْتَخِفُّ بِأَمْرِک و فرمانت را سبک نمی‌ شمارند

یَا ذَا الْجَلالِ وَالْإِکْرامِ ای دارای بزرگی و بزرگواری

وَصَلَّی اللّهُ عَلی مُحَمَّدٍ رَسُو لِهِ وَآلِهِ الطَّاهِرِینَ وَسَلَّمَ تَسْلِیماً کَثِیراً و درود خدا و سلام بسیار او بر محمّد فرستاده‌اش و برخاندان پاکش باد

شرح و تفسیر متن مناجات شعبانیه| قسمت اول

صور اسم شعبان | قاموس الأسماء و المعاني

311 شمارش معکوس عمر

10 دی 1403 چه روزی است؟ ۱۰ دیماه 1403 چند شنبه است؟

سپاس بی کران خدای تبارک وتعالی را که 311ماه زندگی را به من عنایت فرمود وبا موهبت خویش فرصتی دیگربرای بالیدن ونمایش در صحنه زندگی عطا فرمود مولای من به من توفیق بده خوب نقش بازی کنم چنان نمایشی که رضایت تو ورضایت خلق ترا در پی داشته باشد میدانم که مردم عیال تو هستند وراضی نگه داشتن عیال تو یکی از دو اسباب خوشبختی محسوب میشود دخول در 311 ماه باقی مانده از عمر فانی مبارک باد خدایا به من توفیق بده که این کلام ترا همیشه مد نظر داشته باشم وبرای حساب وکتاب قیامت وملاقات تو کاملا آماده باشم اِقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ مُعْرِضُونَ

روز حساب مردم بسيار نزديك شده و مردم سخت غافلند و اعراض مى‌كنند

عکس پروفایل 10 دی + مجموعه عکس 10 دی برای پروفایل | پروفایل گرام


زندگی همواره به این
معنا نیست که انسان
مهره های برنده
دراختیار داشته باشد

بلکه به این معناست
که با مهره های
بسیار بدش
خوب بازی کند

Sociaal Fonds Social 311

من معتقدم سنگدلی خصلت زشتی است
برعکس کسانی که به این درد دچارند
من عاشق اینم که فقط عشق بورزم
حتی به کسانی که مرا دوست ندارند

حساسم و حساسیتم دست خودم نیست
باید همه را راضی و خرسند ببینم
من عاشق اینم که لبِ خلقِ خدا را
هر ثانیه در حالتِ لبخند ببینم

شاعر شده ام تا همه را دوست بدارم
جز عشق به همنوع در اندیشه ی من نیست
ای کاش یکی حرف مرا درک کند که...
بی عشق در این عالم فانی نتوان زیست

یک عمر بدی دیدم و نادیده گرفتم
بخشیدن هر گونه خطا عادت من بود
بیچاره کسانی که به نفرت گذراندند
عمری که به اندازه ی یک پلک زدن بود

ای خلق سراسیمه در این فرصت کوتاه
بی هیچ دلیلی همه را دوست بدارید
اصرار بورزید به تغییرِ شرایط
در مزرعه ی سینه ی خود عشق بکارید

311 Signification du nombre d'anges, flamme jumelle, amour, carrière

به محبوبم در آغاز سال "

عشقت را از سالی به سال دیگر منتقل می‌کنم⁣
همانند دانش‌آموزی که تکالیف مدرسه‌اش را به دفتر جدیدش منتقل می‌کند⁣
صدایت، ⁣
عطرت،⁣
نامه‌هایت،⁣
شماره تلفنت⁣
و صندوق نامه‌هایت را منتقل می‌کنم⁣
و آویزانشان می‌کنم در گنجینه‌ی سال نو⁣
و اقامت همیشگی‌ات در قلبم را برایت صادر می‌کنم⁣

دوستت دارم...⁣
و هرگز تو را در برگه‌ی ۳۱ دسامبر تنها رها نخواهم کرد⁣
تو را بر شانه‌هایم حمل می‌کنم⁣
و می‌گردانمت میان فصل‌ها ⁣
در زمستان، کلاه پشمی قرمز رنگی⁣
بر سرت خواهم گذاشت تا سردت نشود⁣
در پاییز، تنها بارانی‌ام را به تو خواهم داد که خیس نشوی⁣
در بهار تو را بر سبزه‌های تازه روییده رها می‌کنم تا به خواب فرو روی⁣
و با ملخ‌ها و گنجشکان صبحانه بخوری⁣
و در تابستان⁣
برایت تور کوچکی خواهم خرید⁣
تا صدف‌ها و مرغان دریایی⁣
و ماهی‌های گمنام را صید کنی⁣

دوستت دارم...⁣
و نمی‌خواهم تو را به حافظه‌ی کارهای گذشته،⁣
و نه به حافظه‌ی قطارهایِ سفر کرده وصل کنم⁣
تو آخرین قطاری که شبانه‌روز⁣
روی رگ‌های دستانم در حال سفر است⁣
تو آخرین قطار منی⁣
و من آخرین ایستگاه تو⁣

دوستت دارم⁣
و دوست دارم تو را به عصر خود⁣
و آداب و رسوم خود وصل کنم⁣
و تو را همچون ستاره‌ای⁣
در مدار خود بگذارم⁣
می‌خواهم همچون واژه⁣
و مساحت کاغذ شوی⁣
که اگر کتابی منتشر کردم و مردم آن را خواندند تو را همچون گُلی در آن بیابند⁣
می‌خواهم همچون دهانم شوی⁣
که اگر لب به سخن گشودم⁣
مردم در صدایم، تو را⁣
در حال تن‌شویی ببینند⁣
می‌خواهم شبیه دستم شوی⁣
که اگر آن را روی میز گذاشتم⁣
مردم تو را در آن خواب بیابند⁣
چونان پروانه‌ای در دستان پسرکی⁣
من به آداب تبریک گفتن‌ها ناآشنایم⁣
من عشق را، و تو را آشنایم⁣
که بر پوستم در حال گشت و گذار است،⁣
و تو که زیر پوستم در حال قدم زدنی⁣
اما من خیابان‌ها و پیاده‌روهای شسته به باران را بر کمر حمل می‌کنم⁣
و به جست‌و‌جوی تو مشغول می‌شوم⁣

دوستت دارم...⁣
آری دوستت دارم ⁣
و این تنها کاری‌ست که به آن آشنایم⁣
و به این، دوستان و دشمنان حسد می‌ورزند⁣
پیش از تو⁣
آفتاب،⁣
کوه‌ها،⁣
جنگل‌ها،⁣
لغت،⁣
و گنجشکان در خواب بودند⁣
پس سپاسگزارم که مرا وارد مدرسه کردی⁣
و سپاسگزارم که زبان عشق را به من آموختی⁣
و سپاسگزارم که پذیرفتی دلبرم باشی...⁣

311 (album) - Wikipedia

شنیدم که پیری به راه حِجاز
به هر خُطوه کردی دو رکعت نماز
چنان گرم رو در طریق خدای

که خار مغیلان نکندی ز پای
یکی هاتف از غیبش آواز داد

که ای نیک بخت مبارک نهاد
به احسانی آسوده کردن دلی
بِه از اَلْف رکعت به هر منزلی

311 Text Effect and Logo Design Number

هرگز حسد نبردم بر منصبی ومالی

الا برآن که دارد با دلبری وصالی

311: Over 254 Royalty-Free Licensable Stock Illustrations & Drawings |  Shutterstock

دانش بدون دین لنگ است، دین بدون دانش، کور!

👤 #آلبرت_انیشتن

Love Song - song and lyrics by 311 | Spotify

راستی و صداقت ، موهبتی نادر است؛
منصفانه نیست که انسان آن را از همه طلب کند.

311 Official Store - 311 Official Store

در قفس عشق تو زندانی ام
حبس ابد خورده به پیشانی ام

دفتر شعر و غزل و یاد تو...
عاشق این خطه ی بارانی ام

زلزله ی یاد تو با ما چه کرد
ای سببِ هر شبِ ویرانی ام؟!

بسکه منظم به غمت سوختم
شعر شدم! حیف نمیخوانی ام

بذرِ محبت به زمینم بکار
مستعدم! گر چه بیابانی ام

شاخه وُ برگم که به پای تو ریخت
منتظر برف زمستانی ام

آمده ای...وای که نشناختی
پیر شدم یار دبستانی ام؟!

داد زدی باش که میدانمت
لاف نزن ای که نمیدانی ام

ای که شب و روز به یاد تو ام
قول ندادی که نرنجانی ام؟!

داد زدم محض رضای خدا
ترک نکن باز به آسانی ام

دار و ندارِ منِ عاشق،بیا
خسته ی یک عمر غزل خوانی ام

کاش بیایی وُ تمامش کنی
منتظر مصرع پایانی ام

Pin page

هر ثانیه می‌گذرد چیزی از تو را با خود می‌برد؛
زمان غارتگر غریبی است!
همه چیز را بی‌اجازه می‌برد
و تنها یک چیز را
همیشه فراموش می‌کند
حس دوست داشتنِ تو را...

زندگی همچون نی‌ای توخالی‌ست.
در درون خالی و تهی است،
ولی در عین حال ظرفیتی بی‌نهایت برای نت‌های خوش‌آوا دارد.
ولی همه‌اش بستگی به نوازنده دارد.
زندگی همانی می‌شود كه تو از آن می‌سازی؛
آفریده‌ی خود فرد است.
زندگی فقط یك فرصت است.
اینكه شخص بخواهد چه نوع نوایی را بنوازد،
تماما تصمیم خودش است.
شرافت انسان چنین است،
كه او آزاد است
تا هم نوای بهشت را سر دهد و هم نوای دوزخ را...
"فلوتت را بردار. زمان با سرعت می‌گذرد. مراقب باش كه فرصت آواز خواندن از كف نرود. پیش از اینكه پرده پایین بیفتد، باید نوای زندگی‌ات را خوانده باشی."

Application Trois-Rivières 311 | Site officiel de la Ville de Trois-Rivières

در هیاهوی زندگی اگر آرامیم دلمان به خدا گرم است، چرا که خوشبختی میتواند از درون تلخ ترین روزهای زندگی زاده شود

311 Help & Info | Chattanooga.gov

زندگی همین است!
روشنایی خفیفی که در تاریکی شب خاموش می‌شود

Angel Number 311 Meaning and Symbolism in Numerology | Sarah Scoop

أَفِي اللَّهِ شَكٌّ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۖ يَدْعُوكُمْ لِيَغْفِرَ لَكُم مِّن ذُنُوبِكُمْ

چشمانم کور

گوشهایم کر

زبانم لال

اگر در پروردگاری تو به اندازه سرسوزنی در دلم شک ایجاد شود ؟؟؟؟

Angel Number 311: Meaning, Love, Twin Flame & More

إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكِي وَمَحۡيَايَ وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ

لَا شَرِيكَ لَهُۥۖ وَبِذَٰلِكَ أُمِرۡتُ وَأَنَا۠ مِنَ ٱلۡمُسۡلِمِينَ

کی رفته‌ای ز دل که تمنا کنم تو را
کی بوده‌ای نهفته که پیدا کنم تو را

با صد هزار جلوه برون آمدی که من
با صد هزار دیده تماشا کنم تو را...

الله

اول رخ خود به ما نبایست نمود

تا آتش ما جای دگر گردد دود

اکنون که نمودی و ربودی دل ما

ناچار ترا دلبر ما باید بود

311 Angel Number | A Divine Call to Progress

از گابریل گارسیا پرسیدند: اگر بخواهی کتابی صد صفحه‌ای درباره امید بنویسی، چه می‌نویسی؟

گفت ۹۹ صفحه رو خالی میذارم صفحه آخر، سطر آخر می نویسم:
یادت باشه دنیا گرد است، هر وقت احساس کردی به آخر رسیدی شاید در نقطه شروع باشی. زندگی ساختنی است، نه ماندنی، بمان برای ساختن، نساز برای ماندن...
منتظرنباش کسی برایت گل بیاورد، خاک را زیر و روکن، بذر را بکار، از آن مراقبت کن، گل خواهد داد...

عکس الله الله - عکس نودی

الله الله الله

دل از دستم رفته برون
زان دم که تورا دیدم
عشقم دارد رنگ جنون
زان دم که تورا دیدم

شعله به جان گران زده ام
قید خود و دگران زده ام
زان دم که تورا دیدم
دست رد از غم تو به
سر این خوشی گذران زده ام
زان دم که تو را دیدم
تو پری رو با چشمت شعله به پا کردی
تو اسیرم در دام و رنج و بلا کردی
که نهان شبی از نظرم
همه جا به تو مینگرم
ز جهان همه بی خبرم ای فتنه چه ها دیدم
زان دم که تو را دیدم
عشق آتش از نو بر جان من زد
برقی سوزان بر سر و سامان من زد
وای از چشم ره زن تو
خون من بر گردن تو زین آشنایی
اشک من آمد به سخن
کمتر کن با این دل من
بی اعتنایی

عکس پس زمینه شاد مشکی - عکس نودی

الله الله الله

زندگی شطرنج دنیــا و دل است

قصه ی پردردصدها مشکل است

شاه دل کیــش هوس ها می شود

پای اسب آرزوهــا در گل است

فیـــل بخت ما عجب کج می رود

در سر ما بس خیالی باطل است

ما نســــــــــــنجیده پی فرزین او

غافل از این که حریفی قابل است

مهره های عمر من نیمش برفت

مهره های او تمامش کامل است

زیباترین ستایش از خدای تبارک وتعالی در زیر اسمانها

فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَرَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعَالَمِينَ* وَلَهُ الْكِبْرِيَاءُ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۖ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ وَهُوَ اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ لَهُ الْحَمْدُ فِي الْأُولَىٰ وَالْآخِرَةِ ۖ وَلَهُ الْحُكْمُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ سُبْحَانَ اللَّهِ وَتَعَالَىٰ عَمَّا يُشْرِكُونَ سُبْحَانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ * وَسَلَامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ *‏ وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ

تَاللَّهِ ....سوگند به خدا

به خداوند سوگند

تَاللَّهِ ....سوگند به خدا کلمه تالله 9بار درقران امده است

تالله | در فرهنگ لغات ها (دهخدا،معین و ... ) + سایر منابع اطلاعاتی - جدول  یاب

قیمت و خرید تابلو طلاکوب زرین هنر ایران مدل الله کلمه الله هی العلیا

1-قَالُوا تَاللَّهِ لَقَدْ عَلِمْتُم مَّا جِئْنَا لِنُفْسِدَ فِي الْأَرْضِ وَمَا كُنَّا سَارِقِينَ ‎﴿يوسف: ٧٣﴾‏

۲. قَالُوا تَاللَّهِ تَفْتَأُ تَذْكُرُ يُوسُفَ حَتَّىٰ تَكُونَ حَرَضًا أَوْ تَكُونَ مِنَ الْهَالِكِينَ ‎﴿يوسف: ٨٥﴾‏

۳. قَالُوا تَاللَّهِ لَقَدْ آثَرَكَ اللَّهُ عَلَيْنَا وَإِن كُنَّا لَخَاطِئِينَ ‎﴿يوسف: ٩١﴾‏

۴. قَالُوا تَاللَّهِ إِنَّكَ لَفِي ضَلَالِكَ الْقَدِيمِ ‎﴿يوسف: ٩٥﴾‏

۵. وَيَجْعَلُونَ لِمَا لَا يَعْلَمُونَ نَصِيبًا مِّمَّا رَزَقْنَاهُمْ تَاللَّهِ لَتُسْأَلُنَّ عَمَّا كُنتُمْ تَفْتَرُونَ ‎﴿النحل: ٥٦﴾‏

۶. تَاللَّهِ لَقَدْ أَرْسَلْنَا إِلَىٰ أُمَمٍ مِّن قَبْلِكَ فَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَهُوَ وَلِيُّهُمُ الْيَوْمَ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ‎﴿النحل: ٦٣﴾‏

۷. وَتَاللَّهِ لَأَكِيدَنَّ أَصْنَامَكُم بَعْدَ أَن تُوَلُّوا مُدْبِرِينَ ‎﴿الأنبياء: ٥٧﴾‏

۸. تَاللَّهِ إِن كُنَّا لَفِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ ‎﴿الشعراء: ٩٧﴾‏

۹. قَالَ تَاللَّهِ إِن كِدتَّ لَتُرْدِينِ

تَاللَّهِ

سوگند به خدا

تَاللَّهِِ... وَمَا أَمْوَالُكُمْ وَلَا أَوْلَادُكُم بِالَّتِي تُقَرِّبُكُمْ عِندَنَا زُلْفَىٰ إِلَّا مَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا

يَوْمَ لَا يَنفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ ‎‏ إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُلْهِكُمْ أَمْوَالُكُمْ وَلَا أَوْلَادُكُمْ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَمَن يَفْعَلْ ذَٰلِكَ فَأُولَـٰئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ

إِنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَأَوْلَادُكُمْ فِتْنَةٌ وَاللَّهُ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ

سوگند به خدا و اموال و فرزندانتان چیزی نیست که شما را به پیشگاه ما نزدیک گرداند، مگر کسانی که ایمان آورده و کار شایسته کرده باشند.روزی که هیچ مال و فرزندی سود نمی‌دهد،مگر كسى كه دلى پاك به سوى خدا بياورد.

ای کسانی که ایمان آورده‌اید، [زنهار] اموال شما و فرزندانتان شما را از یاد خدا غافل نگرداند، و هر کس چنین کند، آنان خود زیانکارانند.

اموال شما و فرزندانتان صرفاً [وسیله‌] آزمایشی [برای شما]یند، و خداست که نزد او پاداشی بزرگ است.

إذ جاء ربه بقلب سليم | إِذْ جَاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ -… | Saleh  Badrah | Flickr

تلنگری در ایات خدا در قران

سوگند به خدا نماز روزه خریدنی نیست با مال نمیتوان نماز خرید با مال نمیتوان روزه خرید تا زنده ای هر وظیفه وتکلیفی که بر دوش داری ادا کن هر صدقه ای هر عملی صالح داری با قلبی سلیم با قلبی پاک ادا کن تا رستگار شوی بعد از مرگ خودت نگو برایت حج بروند برایت روزه بگیرند برایت نماز بخوانند این ایات همه چیز واضح بیان کرده است در دستگاه الهی مال وفرزندان به داد ما نمیرسند مگر عملی صالح با قلبی سلیم وپاک تا موقعی که زنده ای در پیشکاه خداوند انجام بدهی مال ومنال وسیله تقرب حساب نمیشوند واولاد ما به حال ما سودی برای تقرب به خدا ندارند اولاد فقط حجاب بین ما وخدا هستند هیچ سود دیگری ندارند برای نزدیکی به خدا اول ایمان به خدا لازم است دومین کار عملی صالح با قلبی سلیم لازم است قلب سلیم دوبار در قران امده است قلب سلیم قلب بدون لک وافت است هر گناه یک لکه سیاهی در دل ایجاد میکند وگرنه قلب انسان درابتدا که بدنیا میاید سلیم وبدون لک است اما گناه انرا از این حالت خارج میکند قلب سلیم قلبی سبز وبهاری وباطراوت است قلبی باحال وشور شعف است قلبی عارفانه است قلبی مطمئن است

تمام دل خوشی انسان در دنیا به دو چیز است یکی اولاد دیگری اموال است لذا خداوند در دنیا این دو چیز را نشانه رفته است فرموده هردو انهای محل ازمایش شما هستند این دو قسمتی از امتحان شما در دنیا است تا بدانییم چقدر به انها وابسته هستید وبرای این دو چیز چقدر اخرت خود را ویران میکنیید چقدر به کلام ما ارج مینهید ودر این دوامر تامل میکنیید که دچار لغزش نشوید

قلب سلیم (ویرایش دوم) - ویکی‌نور، دانشنامهٔ تخصصی

قلب سلیم اصطلاحی فقهی است که به قلبی اشاره دارد که عاری از هر نوع انحراف اخلاقی و بیماری باشد. قرآن، قلب سلیم را تنها سرمایه نجات روز قیامت می‌داند، چنان‌که در سوره شعراء آمده‌است: روزی که نه مال سود می‌دهد و نه فرزندان، مگر آن‌کس که با قلبی رسته از شرک نزد خدا بیاید.[۱] توسط مفسران قرآن، تفسیرهای زیادی برای «قلب سلیم» بیان شده‌است که هر کدام به یکی از ابعاد این موضوع اشاره دارد: - قلب سلیم، قلبی است که از شرک پاک باشد؛ قلبی است که خالص از کینه، نفاق و معاصی باشد؛ قلبی است که از عشق دنیا تهی باشد؛ چراکه حب دنیا سرچشمه همه خطاهاست؛ قلبی که جز خدا در آن نباشد. چنان‌که بیان شد، «سلیم» از ماده «سلامت» گرفته شده و وقتی سلامت به‌طور مطلق مطرح می‌گردد، سلامتی از هر نوع بیماری اخلاقی و اعتقادی را شامل می‌شود. پس صاحب قلب سلیم در این دنیا، قلبش از امور غیرخدایی خالی است؛ زیرا اموری چون هوای نفس، قدرت‌طلبی، زیاده‌خواهی، ناهنجاری‌های اخلاقی و … با قلب سلیم هیچ‌گونه تناسبی ندارند.[۲][۳] در روایات اسلامی هم از قلب سلیم، بسیار یاد شده‌است.

واژه سلیم از «سلم» و «سلامت» به معنی دور بودن از آفات ظاهری و باطنی است. از نظر راغب اصفهانی، قلب سلیم یکی از اصطلاحات با محتوا و بسیار زیبای موجود در قرآن است.

قلب سلیم که از دنیادوستی خالی است. علایق شدید مادی و دنیاپرستی، انسان را به هر گناهی می‌کشاند؛ زیرا «دوستی دنیا، سرچشمه همه گناهان است». پس قلبی که از حب دنیا خالی باشد، قلب سلیم است. در حدیثی از امام ششم شیعیان آمده‌است که «این قلبی است که از دوستی دنیا در امان مانده باشد.»

در قلب سلیم چیزی جز خدا نیست. قلبی است که جز خدا در آن نباشد؛ چنان‌که باز امام ششم جعفر صادق فرموده: قلب سلیم، قلبی است که خدا را ملاقات کند درحالی‌که بجز او در آن نباشد. پس منظور از قلب در اینگونه موارد، روح و جان آدمی است. در روایات اسلامی دربارهٔ قلب و سلامت آن و آفاتی که بر آن وارد می‌شود و راه مبارزه با این آفات، مطالب زیادی آمده‌است.

إلا من اتى الله بقلب سليم 🙏❤️

امام علی (ع) درخصوص قلب سلیم می‌فرمایند: از قلب سلیم جز اندیشه‌ها (و کارهای) درست سرنزند. یکی دیگر از انواع و اصناف قلب، قلب مطمئن است. خداوند در آیه 28 سوره رعد می‌فرماید: (رستگارند) آنان که ایمان آورند و قلب‌هایشان به یاد خدا آرام می‌گیرد؛ آگاه باش که با ذکر خدا (الله)، دل‌ها آرامش می‌یابد و به اطمینان می‌رسد.

خداوند در آیه 89 سوره شعرا با اشاره به ویژگی قلب سلیم می‌فرماید: (در آن روز، مال و فرزندان به کار نیاید) مگر کسی که با قلبی سالم (و پیراسته از عیب‌ها و عقاید باطل) نزد خدا آید.

پیامبر (ص) می‌فرمایند: هرگاه قلب کسی پاک گردد تن او نیز پاک گردد.

امام علی (ع) درخصوص قلب سلیم می‌فرمایند: از قلب سلیم جز اندیشه‌ها (و کارهای) درست سرنزند.

یکی دیگر از انواع و اصناف قلب، قلب مطمئن است. خداوند در آیه 28 سوره رعد می‌فرماید: (رستگارند) آنان که ایمان آورند و قلب‌هایشان به یاد خدا آرام می‌گیرد؛ آگاه باش که با ذکر خدا (الله)، دل‌ها آرامش می‌یابد و به اطمینان می‌رسد.

امام باقر (ع) می‌فرمایند: ایمان در دل ثابت است، اما یقین گاه به گاه در دل می‌گذرد. پس هرگاه یقین در دل آید، چنان شود که گویی پاره‌ای از آهن است.

خداوند درخصوص یکی دیگر از انواع قلب یعنی قلب مفتوح که چگونه قلبی است، در آیه 22 سوره زمر می‌فرماید: آیا کسی که خدا دلش را برای پذیرش اسلام گشوده و فروغ پروردگاری بر جان او تافته است (چون دیگران است؟)

پیامبر (ص) نیز در حدیثی می‌فرمایند: در قلب نوری است که نمی‌درخشد مگر از راه حق گرایی و میانه روی و آن نور، نوری از پیامبران است.

امام باقر (ع) می‌فرمایند:‌ دل‌ها بر سه گونه‌اند... و دلی «مفتوح»، که در آن چراغی فروزان است، و روشنی آن تا روز قیامت خاموش نمی‌شود، و آن دل مومن است.

در روایات اهل بیت علیهم السلام جالب ترین تفسیر براى "قلب سلیم" را امام صادق (علیه السلام) بیان فرمود، آن جا که مى فرماید: «الْقَلْبُ السَّلِیمُ الَّذِی یلْقَى رَبَّهُ وَ لَیسَ فِیهِ أَحَدٌ سِوَاهُ»؛ (9) قلب سلیم قلبى است که خدا را ملاقات کند، در حالى که هیچ کس جز او در آن نباشد.

نیز در روایت دیگرى از همان امام همام (علیه السلام) آمده است: « صاحِبُ النِّیةِ الصّادِقَةِ صاحِبُ الْقَلْبِ السَّلِیمِ، لِأَنَّ سَلامَةُ الْقَلْبِ مِنْ هَواجِسِ الْمَحْذُوراتِ بِتَخْلِیصِ النِّیةَ لِلّهِ فِى الاُمُورِ کُلِّها »؛(10) کسى که نیت صادقى دارد، صاحب قلب سلیم است؛ چرا که سلامت قلب از شرک و شک، نیت را در همه چیز خالص مى کند. بنابراین، امام صادق (علیه السلام)، صاحبان نیت پاک و خالص را، صاحب قلب سلیم می داند.

امام باقر(علیه السلام)فرمود: قلب ها چهار گونه است:

قلبى که در آن نفاق و ایمان است.
قلبى که وارونه است.
قلبى که مُهر بر آن خورده، هیچ حقى بر آن وارد نمى شود.
و قلبى که نورانى است و خالى (از غیر خدا).

سپس افزود: قلب نورانى قلب مومن است، هر گاه خدا نعمتى به او بخشد شکر مى گوید، و هر گاه مصیبتى به او رسد، صبر و شکیبائى مى کند، اما قلب وارونه قلب مشرکان است همان گونه که خداوند فرموده: « اَ فَمَنْ یَمْشِی مُکِبّاً عَلى وَجْهِهِ اَهْدى اَمَّنْ یَمْشِی سَوِیّاً عَلى صِراط مُسْتَقِیم»: «آیا کسى که به صورت بر زمین راه مى رود هدایت یافته تر است یا کسى که راست قامت بر صراط مستقیم گام برمى دارد»؟!(11)

قلب سلیم و راه به دست آوردن آن-img

تقویم قرآنی ـ حدیثی : قلب سلیم

Ingen fotobeskrivning tillgänglig.

انواع قلب در قرآن کریم

بیست نوع قلبی که در قرآن ذکر شده است:

💝 ۱. قلب سليم:

و آن قلبی است مخلص برای خدا و خالی از کفر و نفاق و هرگونه پستی.

{ إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ }

💝۲. قلب مُنيب:

وآن قلبی است که هميشه درحال برگشت و توبه به سوی خدا و بر طاعت خدا استوار و پابرجاست.

{مَنْ خَشِيَ الرَّحْمَن بِالْغَيْبِ وَجَاء بِقَلْبٍ مُّنِيبٍ}

💝 ۳. قلب مُخبِت:

وآن قلبی است فروتن و آرام یافته به ذکرخدا. { فتُخْبِتَ لَهُ قلُوبُهُمْ }

💝 ۴. قلب وَجِل:

و آن قلبی است که از ياد خدا میلرزد که مبادا عمل وی به درگاه خدا قبول نشود و از عذاب خدا نجات نيابد. { وَالَّذِينَ يُؤْتُونَ مَا آتَوا وَّقُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ أَنَّهُمْ إِلَى رَبِّهِمْ رَاجِعُونَ }

💝 ۵. قلب تَقِيّ:

و آن قلبی است که به احکام خدا احترام ميگذارد. { ذَلِکَ وَمَن يُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِن تَقْوَى الْقُلُوبِ }

💝 ۶. قلب مَهدِیّ:

و آن قلبی است که تسليم امر خدا و راضی به قضا و قدر پروردگار است .{وَمَن يُؤْمِن بِاللَّهِ يَهْدِ قَلْبَهُ

💝 ۷. قلب مُطمئن:

وآن قلبی است که با ياد خدا و توحيدش آرام میگيرد.{ وتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِکْرِ اللّه}

💝 ۸. قلب حَیّ:

و آن قلب زنده ای است که از شنيدن پندهای قرآنی و داستان های امت های گذشته که با گناه وطغيان هلاک شدند پند و اندرز میگيرد .{ إِنَّ فِي ذَلِکَ لَذِکْرَى لِمَن کَانَ لَهُ قَلْبٌ }

💔 ۹. قلب مريض:

و آن قلبی است که دچار بيماری شک و نفاق و مبتلا به فسق و فجور و شهوت های حرام است.{ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قلبِه مَرَضٌ }

💔 ۱۰. قلب أعمَى:

وآن، قلب کوری است که حق را نمیبيند و در نتيجه پند و اندرز نمیگيرد .{ وَلَکِن تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِی فِی الصُّدُورِ }

💔 ۱۱. قلب لاهِی:

وآن قلبی است که از قرآن غافل و مشغول لهو و لعب و شهوت های دنياست .{ لاهِيَةً قُلُوبُهُمْ }

💔 ۱۲. قلب آثم:

و آن قلبی است که گواهی حق را کتمان میکند و میپوشاند .{ وَلاَ تَکْتُمُواْ الشَّهَادَةَ وَمَن يَکْتُمْهَا فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ }

💔 ۱۳. قلب متکبر:

وآن دل مغرور و متکبری است که به خاطر ظلم و طغيان، از توحيد و طاعت خداوند رويگردان، و زورگو و جبار است .{ قلْبِ مُتَکَبِّرٍ جَبَّارٍ }

💔 ۱۴. قلب غليظ:

و آن قلبی است که عطوفت و رحمت و رأفت از آن برداشته شده:{وَلَوْ کُنتَ فَظّاً غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِکَ }

💔 ۱۵. قلب مَختُوم:

و آن قلبی است که هدايت را نمی شنود و تعقل نمیکند.{ وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِه}

💔 ۱۶. قلب قاسِی:

وآن قلبی است که به عقيده و ايمان نرم نمیشود و وعظ و ارشاد در آن تأثيری ندارد و از ياد خداوند رويگردان است.{ وَجَعَلْنَا قُلُوبَهُمْ قَاسِيَةً }

💔 ۱۷. قلب غافل:

وآن قلبی است که مانع ذکر و ياد پروردگار است و هوا و هوسش را بر طاعت حق تعالی ترجيح میدهد:{ وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَن ذِکْرِنَا }

💔 ۱۸. قلب أغلف:

و آن قلبی است که پوشيده شده است به طوری که اقوال و فرمايشات رسول اکرم "ص"در آن نفوذ و رسوخ نمیکند.{ وَقَالُواْ قُلُوبُنَا غُلْفٌ }

💔 ۱۹. قلب زائغ:

و آن قلبی است که از حق و حقيقت اعراض ميکند:{ فأَمَّا الَّذِينَ في قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ }

💔 ۲۰. قلب مُرِيب:

و آن قلبی است که در شک و شکوک متحير و سرگردان است{ وَارْتَابَتْ قُلُوبُهُمْ }

💚خدايا قلب‌های ما را قلب سليم و مطمئن و در حال توبه و برگشت به خود و بهترين قلب‌ها قرار بده و ما را بر هدايت و ايمان ثابت قدم فرما!

يوم لا ينفع مال والا بنون الا من اتي الله بقلب سليم

27رجب 1403

في معنى قولِ اللهِ تعالى “يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ”

يَوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ

[یاد کن‌] روزی را که هر گروهی را با پیشوایشان فرا می‌خوانیم.

درا ن روز ابتدا دست به دامن امام اول خود میشوم که علی بن ابیطالب است فورا پشت سر او صف میکشیم میگویم امام من علی ع است همه عالم دنیا علی را میشناسند وبه او افتخار میکنیم با افتخار میگویم من شیعه علوی هستم وسریع در صف امام خود صف میکشیم

اگر علی ع ما را لیاقت علوی بودن ندانست فورا بدون درنگ میروم پشت سر امام صادق ع قرار میگیرم میگویم من شیعه جعفری هستم واو را امام خود میدانستم همه عالم هم علم ودانش ودرایت هوش امام صادق را میدانند گروهی از دانشمندان مسیحی کتابی بنام مغز متفکر جهان شیعه در باره شخصیت او نوشته اند علمای اهل تسنن در دانشگاه الازهر مصر ان قدر شیفته فقه این امام شدند که کرسی فقه جعفری را به رسمیت شناختند اگر این دو امام مر انپذیرند مجبورم پشت سر نگارم محبوبم قرار بگیرم ومتوسل به شفاعت او بشوم اخرین دریچه امید ما مسلمانان نگارمان محمد ص است

لذا من با افتخار میگویم شیعه علوی هستم با افتخار هم میگویم شیعه جعفری هستم اگر این بزرگواران ما را به عنوان شیعه خود بپذیرند قبول درگاه حق تعالی واقع میشویم ورستگار میشویم

قدرت روحی حضرت زینب(س)| قلب سلیم چگونه قلبی است؟| زلیخا چه چیزی کم داشت؟

شاخص سنجش

دعا برای تقویت ایمان بعد از نماز: رضیت بالله ربا / شما هم منتشرش کنید

شيخ طوسى از محمد بن سليمان ديلمى روايت كرده است كه: به خدمت حضرت صادق عليه السلام عرض كردم كه شيعيان تو مى‌گويند كه ايمان بر دو قسم است يكى مستقر و ثابت و ديگر آنكه به امانت سپرده شده است و زايل مى‌گردد پس به من بياموز دعايى را كه هر گاه آن را بخوانم ايمان من كامل گردد و زايل نشود فرمود كه بگو بعد از هر نماز واجب

رَضِيتُ بِاللَّهِ رَبّاً وَ بِمُحَمَّدٍ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ نَبِيّاً وَ بِالْإِسْلاَمِ دِيناً وَ بِالْقُرْآنِ كِتَاباً وَ بِالْكَعْبَةِ قِبْلَةً وَ بِعَلِيٍّ وَلِيّاً وَ إِمَاماً وَ بِالْحَسَنِ وَ اَلْحُسَيْنِ وَ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ وَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ وَ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ وَ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ اَلْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ وَ اَلْحُجَّةِ بْنِ اَلْحَسَنِ صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَيْهِمْ أَئِمَّةً اَللَّهُمَّ إِنِّي رَضِيتُ بِهِمْ أَئِمَّةً فَارْضَنِي لَهُمْ إِنَّكَ عَلىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ

رضیت بالله ربا و بالاسلام دینا

حروف بسم الله الرحمن الرحيم بنفسجي, ابدأ بسم الله, دين الاسلام, البسملة Png  PNG والمتجهات للتحميل مجانا

پیامبر اکرم ص فرمودند: هر کاری که با بسم الله الرحمن الرحیم شروع نشود ابتر است.

حدیثی گهربار از حضرت محمد(ص)

عکس استوری و متن تسلیت 28 صفر و آخر صفر + عکس پروفایل اسم حضرت محمد -  آرمانین

امام صادق ع فرمودند

طلبت ثقل الميزان، فوجدته فى شهادة »ان لا اله الا الله و محمد رسول الله»:
و سنگينى ترازوى اعمال را جستجو نمودم، پس آن را در گواهى به يگانگى خدا تعالى و رسالت حضرت محمد (ص) يافتم.

نام رسول گرامی اسلام حضرت محمد (ص) چهار بار در قرآن و در سوره های زیر آمده است:

1. آل عمران، آیه 144: "وَ ما مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى‏ أَعْقابِکُمْ وَ مَنْ یَنْقَلِبْ عَلى‏ عَقِبَیْهِ فَلَنْ یَضُرَّ اللَّهَ شَیْئاً وَ سَیَجْزِی اللَّهُ الشَّاکِرینَ".

2. احزاب، آیه 40: "ما کانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِکُمْ وَ لکِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَ خاتَمَ النَّبِیِّینَ وَ کانَ اللَّهُ بِکُلِّ شَیْ‏ءٍ عَلیماً.

3. محمد، آیه 2: "وَ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ آمَنُوا بِما نُزِّلَ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ هُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ کَفَّرَ عَنْهُمْ سَیِّئاتِهِمْ وَ أَصْلَحَ بالَهُمْ".

4. فتح، آیه 29: "مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَماءُ بَیْنَهُمْ تَراهُمْ رُکَّعاً سُجَّداً یَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللَّهِ وَ رِضْواناً سیماهُمْ فی‏ وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذلِکَ مَثَلُهُمْ فِی التَّوْراةِ وَ مَثَلُهُمْ فِی الْإِنْجیل‏...".

یکبار نام رسول خدا ص به اسم احمد امده است

وَإِذْ قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُم مُّصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ يَأْتِي مِن بَعْدِي اِسْمُهُ أَحْمَدُ

مابقی ایات اشاره به او شده است مثل طه یس عبد ....بیشترین اشاره عبد است چون او از بندگی به این مقام رسید

هُوَ الَّذِي يُنَزِّلُ عَلَىٰ عَبْدِهِ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ لِّيُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ ۚ وَإِنَّ اللَّهَ بِكُمْ لَرَءُوفٌ رَّحِيمٌ ‎

رَّسُولًا يَتْلُو عَلَيْكُمْ آيَاتِ اللَّهِ مُبَيِّنَاتٍ لِّيُخْرِجَ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ ۚ

تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَىٰ عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعَالَمِينَ نَذِيرًا ‎

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَنزَلَ عَلَىٰ عَبْدِهِ الْكِتَابَ وَلَمْ يَجْعَل لَّهُ عِوَجًا ۜ

سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَىٰ بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا ۚ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ

فَأَوْحَىٰ إِلَىٰ عَبْدِهِ مَا أَوْحَىٰ

وَإِنَّكَ لَعَلَىٰ خُلُقٍ عَظِيمٍ

قال رسول الله ص

إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاقِ

روایتی در کتاب کافی از امام صادق(ع) و با سند متصل و صحیح روایت شده است که ایشان فرمودند:
«خداى عزّ و جلّ پیغمبرانش را به "مکارم اخلاق" زینت داد، شما نیز خود را بیازمائید، اگر چنین اخلاق والایی در وجود شما هم بود، خدا را سپاس گوئید و بدانید که بودن آنها در شما خیر است و اگر در شما نبود، از خدا بخواهید و نسبت به آنها رغبت جوئید.
امام سپس ده مصداق از مکارم اخلاق را بیان فرمود:
یقین، قناعت، صبر، شکر، خویشتن دارى، خلق نیکو، سخاوت، غیرت، شجاعت و مروّت».
سرآمد همه پیامبران الهی حضرت پیامبر خاتم(ص) است که خداوند در این زمینه ایشان را به «خُلق عظیم» ستوده و درباره‌اش فرموده: «و اخلاق نیک برجسته‌اى در اندرونت وجود دارد».

«أَخْبَرَنا أبو محمّد بن یوسُف الاصبَهانی، أنبأ أبو سعید بن الأعرابیّ، ثنا أبو بکر محمّد بن عُبَید المَرْوَرّوذیّ، ثنا سعید بن منصور، ثنا عبد العزیز بن محمّد، أخبرنی محمّد بن عَجْلان، عن القَعْقاع بن حکیم، عن أبی صالح، عن أبی هُرَیْرَة، قال: قال رسول الله(ص): إِنَّما بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکارِمَ الْأَخْلاقِ»؛ بیهقی، احمد بن حسین، السنن الکبری، ج 10، ص 323، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ سوم، 1424ق.

وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلًا ۚ قُلْ كَفَىٰ بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ ‎

و كسانى كه كافر شدند مى‌گويند: «تو فرستاده نيستى.» بگو: «كافى است خدا و آن كس كه نزد او علم كتاب است، ميان من و شما گواه باشد.»

خدای تبارک وتعالی انقدر محمد ص را دوست دارد که کسانی که منکر این هستند که محمد فرستاده ورسول خداست را کافر خوانده است وخدای تبارک وتعالی دو نفر را برای صداقت اینکه تو فرستاده خدا هستی را کافی دانسته است یکی خود خداوند گواه است ودیگری کسی که علم کتاب خدا قران در نزد اوست وان کسی جز علی بن ابیطالب نیست

الأمالي ، الشيخ الصدوق ، ص 659 .

ابي سعيد خدري گفته است : از رسول خدا راجع به آيه « ومن عنده علم الكتاب » سؤال كردم ، فرمود : كسي كه علمي از كتاب در نزد او است آن كس وصي و برادرم سليمان بن داود است . گفتم يا رسول اللَّه در گفتار ديگري خداوند عز و جل : « بگو بس است به خدا گواه ميان من و شما و كسي كه نزد او است علم كتاب » فرمودند : آن كس برادرم علي بن ابي طالب است .

رسول خدا(ص) در شب معراج فرشته‌ای را به شکل و شمایل امام علی(ع) مشاهده نمود که در این زمینه باید گفت که اصل وجود فرشته‌ای با شکل و شمایل امام علی(ع) و یا حتی حضور خود امام(ع) در بهشت، مطلبی نیست که مخالف عقل و یا نقل باشد، اما هر گزارش باید جداگانه مورد بررسی سندی و محتوایی قرار گیرد. به هر حال، در یکی از این گزارش‌ها می‌خوانیم:

رسول خدا(ص) فرمود: شبی که مرا به معراج بردند، در آسمان فرشته‌ای را دیدم که بر منبری از نور نشسته و فرشتگان گرد او جمع بودند. از جبرئیل سؤال کردم این فرشته کیست؟ به من گفت: به او نزدیک شو و سلامش کن. من نزدیکش شدم و سلامش کردم. در این هنگام مشاهده نمودم که او برادر و پسر عمویم علی بن ابی طالب(ع) است. به جبرئیل گفتم: یا جبرئیل! علی(ع) بر من سبقت جسته و در آسمان چهارم است؟! جبرییل(ع) چنین گفت: او علی(ع) نیست! لکن ملائکه به جهت محبت زیادی که به علی(ع) دارند از خداوند درخواست دیدار او را کردند و خداوند ملکی را به صورت علی(ع) خلق نمود که در هر شب و روز جمعه، هفتاد هزار فرشته او را زیارت نموده و تسبیح و تقدیس می‌نمایند و ثواب آن را به دوستان او هدیه می‌نمایند.[1]

خدای تبارک وتعالی در قرانئ5بار نام رسول خدا ص پیامبر اسلام را اورده است چهار بار محمد ویکبار احمد نام برده است اما ذربیشتر موارد به جای محمد کلمه عبد را بکار برده است یعنی محمد ص اگر به جایی رسید از بندگی وعبد رسید ودر زمره نعم العبد بوده است

تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَىٰ عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعَالَمِينَ نَذِيرًا ‎

الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلَمْ يَتَّخِذْ وَلَدًا وَلَمْ يَكُن لَّهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ

وَخَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِيرًا

امام علی عليه ‏السلام:

فـَبـَعـَثَ اللّهُ مـُحـَمَّداً (ص) بـِالْحـَقِّ لِيـُخـرِجَ عـِبـادَهُ مِنْ عِبادَةِ الاَْوْثانِ إلى عِبادَتِهِ وَ مِنْ طاعَةِ الشَّيْطانِ اِلى طاعَتِهِ؛

خداوند، محمد(ص) را به حق برانگيخت تا بندگانش را از پرستش بتان به عبادت او درآورد و از پيروى شيطان به فرمان بردارى او سوق دهد.

نهج البلاغه : خ ۱۴۷، ص ۴۴۶

پيامبر صلي الله عليه و آله : إنَّما بُعِثتُ لاُِتَمِّمَ مَكارِمَ الأخلاقِ ؛

پيامبر صلي الله عليه و آله :من مبعوث شدم تا بزرگوارى هاى اخلاقى را كامل كنم

باید درسنن رسول خدا تحقیق وتفحص کنییم تا مکارم اخلاقی اورا در زندگی فردی او کشف وبوسیله عمل به ان اخلاق رستگار شویم وخدای تبارک وتعالی به ما فرمان داده است که از سنن رسول خدا ص پیروی کنییم پیروی از اخلاق وسنن او پیروی از خداوند به حساب امده است

مَّن يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ

چهل اخلاق و رفتار پیامبر گرامى اسلام


1-دائماً متفکر بود
2-اکثر اوقات ساکت بود
3-خلقش نرم بود
4کسى را تحقیر نمى کرد
5دنیا و ناملایمات هرگز او را به خشم نمى آورد
6حقى كه پایمال مى شد از شدت خشم کسى او را نمى شناخت تا اینکه حق را یارى کند
7هنگام اشاره به تمام دست اشاره مى فرمود
8وقتى خوشحال می‌شد چشمها را به ‌هم مى نهاد
9بیشترخنده‌هاىآن‌حضرت تبسم بود
10همیشه مى فرمود حاجت و نیاز کسانى که به من دسترسى ندارند را ابلاغ کنید
11🔹هر کس را به مقدار فضیلتى که در دین داشت احترام مى کرد
12🔹با مردم انس مى گرفت و آنان را از خود دور نمى کرد
13در همه امور اعتدال داشته و افراط و تفریط نمى کرد
14زبان خویش را از بیان سخنان غیرضرورى کنترل مى کرد
15🔹در انجام وظیفه به هیچ وجه کوتاهى نمى كرد
16🔹بافضیلت‌ترین فرد نزد پیامبر خیرخواه‌ترین آنان براى مردم بود
17🔹پیامبر در هیچ محفل و انجمنى نمى نشست و برنمى خاست جز آنکه به یاد خدا باشد
18🔹در مجالس جایگاه خاص براى خود برنمى گزید
19🔹هنگامى كه بر جمعى وارد مى شد هر جایى خالى بود مى نشست و به یاران خویش دستور مى داد این گونه عمل کنند.
20🔹هر کس براى رفع نیاز رجوع مى کرد نیازش را برآورده مى کرد یا با کلام دلنشین آن حضرت قانع مى شد.
21🔹رفتار پیامبر آنقدر نرم بود که مردم او را همچون پدرى دلسوز و مهربان مى دانستند و حق همه مردم نزد آن بزرگوار یکسان بود
22🔹مجلسش مجلس بردبارى، حیا، صدق و امانت بود
23🔹عیب‌جو نبود و از کسى هم تعریف زیاد نمى کرد
24🔹پیامبر نفس خود را از سه چیز پرهیز مى داد جدال، پرحرفى و سخنان غیرضرورى
25🔹هرگز کسى را سرزنش نمى کرد
26🔹در پى لغزش‌هاى مردم نبود
27🔹سخن نمى گفت مگر در جایى که امید ثواب در آن وجود داشت
28🔹سخن کسى را قطع نمى کرد مگر این که از حد متعارف تجاوز مى کرد
29🔹به آرامى و متانت گام برمى داشت
30🔹کلامش مختصر، جامع، آرام و شمرده بود و آهنگ صدایش از همه مردم زیباتر بود
31🔹رسول خدا صلی الله علیه وسلم شجاع‌ترین، بهترین و سخاوتمندترین مردم بود
32🔹پیامبر در تمام حالات و در برابر همه مشکلات شکیبا بود
33🔹پیامبر بر روی زمین مى نشست و غذا مى خورد
34🔹با دست خویش کفش خود را وصله مى زد و جامه خود را با دست خود مى دوخت
35🔹آنقدر از ترس خدا مى گریست که جاى نماز آن حضرت نمناک مى شد
36🔹هر روز هفتاد بار استغفار مى كرد
37🔹لحظه‌اى از عمر بابرکت خویش را بیهوده نمى گذرانید
38🔹دیرتر از همه مردم به خشم مى آمد و زودتر از همه راضى مى گشت
39🔹با ثروتمندان و تهیدستان یکسان دست مى داد و مصافحه مى کرد وقتى به کسی دست مى داد بیش از او دست خویش را باز نمى کشید
40🔹با مردم شوخى مى کرد تا مردم را خوشحال سازد.

حال که رسول خدا ص در میان ما نیست مکارم اخلاقی را باید از قران بیاموزیم وعمل کنییم تمام مکارم اخلاقی وصفات خوب رسول خدا ص در قران امده است باید انقدر در قران تامل وتفحص کنییم که تمام سجایای اخلاقی انسانی را کشف ودر خود پیاده کنییم ویقین بدانید هرکس انسان قرانی بشود انسان کاملی است اولین نصیحت را از علی ع بیان میکنم تا قدر قران وعمل به ان را بدانی

در کتاب شریف نهج الابلاغه تحت عنوان نامه ۴۷ به وصيّت امام عليه السلام به حسن و حسين عليهما السّلام پس از ضربت ابن ملجم كه لعنت خدا بر او باد اشاره شده كه در ماه رمضان سال ۴۰ هجرى در شهر كوفه مطرح فرمود:


((شما را به ترس از خدا سفارش مى كنم، به دنيا پرستى روى نياوريد، گر چه به سراغ شما آيد، و بر آنچه از دنيا از دست مى دهيد اندوهناك مباشيد، حق را بگوييد، و براى پاداش الهى عمل كنيد و دشمن ستمگر و ياور ستمديده باشيد. شما را، و تمام فرزندان و خاندانم را، و كسانى را كه اين وصيّت به آنها مى رسد، به ترس از خدا، و نظم در امور زندگى، و ايجاد صلح و آشتى در ميانتان سفارش مى كنم، زيرا من از جدّ شما پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شنيدم كه مى فرمود: «اصلاح دادن بين مردم از نماز و روزه يك سال برتر است». خدا را خدا را در باره يتيمان، نكند آنان گاهى سير و گاه گرسنه بمانند، و حقوقشان ضايع گردد خدا را خدا را در باره همسايگان، حقوقشان را رعايّت كنيد كه وصيّت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شماست، همواره به خوشرفتارى با همسايگان سفارش مى كرد تا آنجا كه گمان برديم براى آنان ارثى معيّن خواهد كرد.

خدا را خدا را در باره قرآن، مبادا ديگران در عمل كردن به دستوراتش از شما پيشى گيرند. خدا را خدا را در باره نماز، چرا كه ستون دين شماست. خدا را خدا را در باره خانه خدا، تا هستيد آن را خالى مگذاريد، زيرا اگر كعبه خلوت شود، مهلت داده نمى شويد. خدا را خدا را در باره جهاد با اموال و جانها و زبان هاى خويش در راه خدا. بر شما باد به پيوستن با يكديگر، و بخشش همديگر، مبادا از هم روى گردانيد، و پيوند دوستى را از بين ببريد. امر به معروف و نهى از منكر را ترك نكنيد كه بدهاى شما بر شما مسلّط مى گردند، آنگاه هر چه خدا را بخوانيد جواب ندهد (سپس فرمود).

اى فرزندان عبد المطلّب: مبادا پس از من دست به خون مسلمين فرو بريد [و دست به كشتار بزنيد] و بگوييد، امير مؤمنان كشته شد، بدانيد جز كشنده من كسى ديگر نبايد كشته شود. درست بنگريد اگر من از ضربت او مردم، او را تنها يك ضربت بزنيد، و دست و پا و ديگر اعضاى او را مبريد، من از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شنيدم كه فرمود: «بپرهيزيد از بريدن اعضاى مرده، هر چند سگ ديوانه باشد».))

ما در در این کلام علی ع به این جمله درباره قرآن بسنده میکنییم خدا را خدا را در باره قرآن، مبادا ديگران در عمل كردن به دستوراتش از شما پيشى گيرند.

تا قدر قران وعمل به ان رادرک کنییم اگر به کلام علی ع ایمان نمیاوریم کلام خدای تبارک وتعالی در باره قران رابیان میکنییم ودر قران کریم غور میکنییم تا سجایای اخلاقی ومکارم اخلاقی را کشف وعمل کنییم

وَهَـٰذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ مُّصَدِّقُ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَلِتُنذِرَ أُمَّ الْقُرَىٰ وَمَنْ حَوْلَهَا وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَهُمْ عَلَىٰ صَلَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ ‎﴿الأنعام: ٩٢﴾‏

۲. وَهَـٰذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ فَاتَّبِعُوهُ وَاتَّقُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ‎﴿الأنعام: ١٥٥﴾‏

خدای تبارک وتعالی در دو جای قران فرموده است قران مبارک کتابی است که برای ترساندن شما نازل شده است وازان پیروی کنیید

گروهی از مسیحیان خدمت علی ع امدند واز او سوال کردند آیا خدا را بوسیله محمد شناختی یا محمد را بوسیله خداوند شناختی؟ علی ع فرمود((خدا را به محمد نشناختم بلکه محمد را بوسیله خدا شناختم))

اگر میخواهی محمد را بشناسی اول قران را بشناس همه پیامبران در قران ذوب شده اند قران معجونی است که تمام انبیا واولیا وعرفا دران غرق شده اند پس قران را بجش تا با رایحه واخلاق انبیا گذشته اشنا شوی

حال با اولین نکته اخلاقی قران که خداوند به توصیه کرده است شما را اشنا میکنم وباید در طول زندگی همیشه عامل به ان باشی تا جان در بدن داری همواره به ان عمل کنم

1-إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ ۚ

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا

1. شبى پیامبر خدا(ص) در مسجد با یارانش سخن می‌گفت، و در ضمن سخنانش فرمود: «یَا قَوْمِ إِذَا ذَکَرْتُمُ الْأَنْبِیَاءَ الْأَوَّلِینَ فَصَلُّوا عَلَیْهِمْ، وَ إِذَا ذَکَرْتُمْ أَبِی إِبْرَاهِیمَ فَصَلُّوا عَلَیْهِ ثُمَّ صَلُّوا عَلَیّ‏»؛
اى مردم! زمانى که پیامبران نخستین را یاد می‌نمایید، بر آنان درود بفرستید، ولى هنگامى که پدرم ابراهیم را یاد می‌نمایید، بعد از آن‌که بر او درود فرستادید، آن‌گاه بر من نیز صلواتی نثار کنید.
یاران گفتند: اى رسول خدا! به چه سبب ابراهیم(ع) به چنین مقامى رسیده است؟
پیامبر خدا(ص) فرمود: «بدانید! شبى که من به معراج برده شدم وقتى به آسمان سوّم رسیدم منبرى از نور براى من نصب گردید، من در فراز آن منبر قرار گرفتم، و ابراهیم یک درجه پایین‌تر از من نشست و سایر پیامبران نخستین در اطراف منبر نشستند. در این هنگام على(ع) آمد، او بر مرکبى از نور سوار شده بود که چهره‌اش مانند ماه می‌درخشید، و یارانش مانند ستارگان در گرداگرد وجودش بودند. ابراهیم رو به من کرد و گفت: "اى محمّد! این شخص، کدام پیامبر بزرگوار و یا کدام فرشته مقرّب الهی است؟" گفتم: او نه پیامبر بزرگوار و نه فرشته مقرّب است. او برادر، پسر عمو، داماد و وارث علم من؛ علىّ بن ابی‌طالب است. ابراهیم گفت: "آن کسانی که مانند ستارگان گرداگرد وجود او حلقه زده‌اند، کیستند؟" گفتم: شیعیان او هستند. این‌جا بود که ابراهیم به درگاه خداوند عرض کرد: "خدایا! مرا نیز از شیعیان على قرار ده." در این هنگام جبرئیل فرود آمد و این آیه شریفه را نازل کرد: "وَ إِنَّ مِنْ شِیعَتِهِ لَإِبْراهیمَ"[1]».

چگونگی صلوات

از حضرت محمد(ص) درباره چگونگی صلوات پرسیده شد، و آن‌حضرت فرمود که این‌گونه صلوات فرستاده شود: «اللّهُمَّ صَلِّ علی مُحمَّدٍ و علی آلِ محمّدٍ کَما صَلَّیتَ علی ابراهیمَ و علی آلِ ابراهیمَ انَّکَ حَمیدٌ مَجیدٌ،اللّهُمَّ بارِک علی مُحمَّدٍ و علی آلِ محمّدٍ کَما بارِکتَ علی ابراهیمَ و علی آلِ ابراهیمَ انَّکَ حَمیدٌ مَجیدٌ».

به همین دلیل است که در دعای ام داود در نیمه رجب اینگونه صلوات بیان شده است ودعای کاملی است

1-اَللّـهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد، وَارْحَمْ مُحَمَّداً وَآلَ مُحَمَّد، وَبارِکْ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد،
کَما صَلَّیْتَ وَرَحِمْتَ وَبارَکْتَ عَلی اِبْراهیمَ وَآلِ اِبْراهیمَ، اِنَّکَ حَمیدٌ مَجیدٌ،

2- اَلّلهُمَّ صَلِّ عَلی سَیِّدنا مُحَمَّدٌ مَا اخْتَلَفَ الْمَلَوان وَ تَعاقَبَ الْعَصْرانِ
وَ کَرَّ الْجَدیدانِ وَ سْتَقْبَلَ الْفَرْقَدانِ وَ بَلَّغْ رُوحَهُ وَ اَرْواحَ اَهْلِ بَیْتِهِ مِنّا التَّحِیَّهَ وَ السَّلامُ
وَبارِک وسَــــلِم عَلیه کَثـــــــــــــــیرا





3-اللّٰهُمَّ يَا أَجْوَدَ مَنْ أَعْطىٰ، وَيَا خَيْرَ مَنْ سُئِلَ، وَيَا أَرْحَمَ مَنِ اسْتُرْحِمَ . اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ فِى الْأَوَّلِينَ، وَصَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ فِى الْآخِرِينَ، وَصَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ فِى الْمَلَاَ الْأَعْلىٰ، وَصَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ فِى الْمُرْسَلِينَ . اللّٰهُمَّ أَعْطِ مُحَمَّداً وَآلَهُ الْوَسِيلَةَ وَالْفَضِيلَةَ وَالشَّرَفَ وَالرِّفْعَةَ وَالدَّرَجَةَ الْكَبِيرَةَ . اللّٰهُمَّ إِنِّى آمَنْتُ

بِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَلَمْ أَرَهُ فَلا تَحْرِمْنِى فِى الْقِيامَةِ رُؤْيَتَهُ، وَارْزُقْنِى صُحْبَتَهُ، وَتَوَفَّنِى عَلَىٰ مِلَّتِهِ، وَاسْقِنِى مِنْ حَوْضِهِ مَشْرَباً رَوِيّاً سائِغاً هَنِيئاً لَاأَظْمَأُ بَعْدَهُ

أَبَداً، إِنَّكَ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍ قَدِيرٌ . اللّٰهُمَّ إِنِّى آمَنْتُ بِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَلَمْ أَرَهُ فَعَرِّفْنِى فِى الْجِنانِ وَجْهَهُ . اللّٰهُمَّ بَلِّغْ مُحَمَّداً صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ مِنِّى تَحِيَّةً

كَثِيرَةً وَسَلاماً.

4-اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ

وَ أَهْلِکْ عَدُوَّهُمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ مِنَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ‏

ﵟ وَمَآ أَرۡسَلۡنَٰكَ إِلَّا كَآفَّةٗ لِّلنَّاسِ بَشِيرٗا وَنَذِيرٗا وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعۡلَمُونَ 28 ﵞ
<br>
[سُورَةُ سَبَإٍ:28]

تفسیر قران ....

وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا كَافَّةً لِّلنَّاسِ بَشِيرًا وَنَذِيرًا وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ (28)

يقول تعالى لعبده ورسوله محمد ، صلوات الله وسلامه عليه : ( وما أرسلناك إلا كافة للناس ) : أي : إلا إلى جميع الخلق من المكلفين ، كقوله تعالى : ( قل يا أيها الناس إني رسول الله إليكم جميعا ) [ الأعراف : 158 ] ، ( تبارك الذي نزل الفرقان على عبده ليكون للعالمين نذيرا ) [ الفرقان : 1 ] . ( بشيرا ونذيرا ) أي تبشر من أطاعك بالجنة ، وتنذر من عصاك بالنار .
( ولكن أكثر الناس لا يعلمون ) ، كقوله تعالى : ( وما أكثر الناس ولو حرصت بمؤمنين ) [ يوسف : 103 ] ، ( وإن تطع أكثر من في الأرض يضلوك عن سبيل الله ) [ الأنعام : 116 ] .
قال محمد بن كعب في قوله : ( وما أرسلناك إلا كافة للناس ) يعني : إلى الناس عامة .
وقال قتادة في هذه الآية : أرسل الله محمدا صلى الله عليه وسلم إلى العرب والعجم ، فأكرمهم على الله أطوعهم لله عز وجل .
وقال ابن أبي حاتم : حدثنا أبو عبد الله الظهراني ، حدثنا حفص بن عمر العدني ، حدثنا الحكم - يعني : ابن أبان - عن عكرمة قال : سمعت ابن عباس يقول : إن الله فضل محمدا صلى الله عليه وسلم على أهل السماء وعلى الأنبياء . قالوا : يا ابن عباس ، فيم فضله الله على الأنبياء ؟ قال : إن الله قال : ( وما أرسلنا من رسول إلا بلسان قومه ليبين لهم ) ، وقال للنبي صلى الله عليه وسلم : ( وما أرسلناك إلا كافة للناس ) ، فأرسله الله إلى الجن والإنس .
وهذا الذي قاله ابن عباس قد ثبت في الصحيحين رفعه عن جابر قال : قال رسول الله صلى الله عليه وسلم : " أعطيت خمسا لم يعطهن أحد من الأنبياء قبلي : نصرت بالرعب مسيرة شهر . وجعلت لي الأرض مسجدا وطهورا ، فأيما رجل من أمتي أدركته الصلاة فليصل . وأحلت لي الغنائم ، ولم تحل لأحد قبلي . وأعطيت الشفاعة . وكان النبي يبعث إلى قومه ، وبعثت إلى الناس عامة " .
وفي الصحيح أيضا أن رسول الله صلى الله عليه وسلم قال : " بعثت إلى الأسود والأحمر " : قال مجاهد . يعني : الجن والإنس . وقال غيره : يعني : العرب والعجم . والكل صحيح .

تلنگر

خداوند در باره شخصیت محمد ص وشناخت او حجت را بر همه عالم تمام کرده است اوبرای همه مردم فرستاده شد حتی جن وانس بواسطه اطاعت از او رستگار میشوند وهرکس از اطاعت خدا ورسول او محمد سر پیچی کند در گمراهی اشکار به سر میبرد

وَمَن يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَتَعَدَّ حُدُودَهُ يُدْخِلْهُ نَارًا خَالِدًا فِيهَا وَلَهُ عَذَابٌ مُّهِينٌ

۲. وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَن يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَن يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُّبِينًا

وَمَن يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَإِنَّ لَهُ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا

خدای تبارک وتعالی در باره محمد دو ایه نازل کرده است که هر دو جای تامل دارد وصداقت پیامبری او را اثبات میکند

مَّا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِّن رِّجَالِكُمْ وَلَٰكِن رَّسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ ۗ وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا

يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِدًا وَمُبَشِّرًا وَنَذِيرًا ‎﴿٤٥﴾‏ وَدَاعِيًا إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَسِرَاجًا مُّنِيرًا

وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلًا ۚ

در باره شخصیت محمدص این دو ایه کفایت میکند 1- خداوند فرمود اخرین پیامبر است و1400سال است که صداقت خداوند اثبات شد قبل از اسلام هر 500 سال یک پیامبر ظهور پیدا میکرد به اذن خداوند تا بشر را راهنمایی کنند اما بعد از نزوال این ایه درب نبوت بسته شد

2- محمد یک داعی الی الله بود ودر این عصر که او نیست تمام پیروان او میتوانند به عنوان یک داعی عمل بکنند

وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِمَّنْ دَعَا إِلَى اللَّهِ وَعَمِلَ صَالِحًا وَقَالَ إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ

3- هرکس منکر رسول خدا بودن محمد ص باشد طبق فرموده قران وخداوند کافر است

4- خداوند اشاره کرده است که او یک چراغ روشنی سِرَاجًا مُّنِيرًا بود که تمام بشر را به سوی نور هدایت کند واز ظلمات جهل وگمراهی ما را بیرون بیاورد به همین خاطر است که حافظ رحمت الله ع فرمود

ستاره ای بدرخشید وماه مجلس شد

دل رمیده ما را انیس ومونس شد

نگار من که به مکتب نرفت وخط ننوشت

به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد

نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت

No photo description available.

ماه فروماند از جمال محمد

سرو نباشد به اعتدال محمد

قدر فلک را کمال و منزلتی نیست

در نظر قدر با کمال محمد

وعدهٔ دیدار هر کسی به قیامت

لیلهٔ اسری شب وصال محمد

آدم و نوح و خلیل و موسی و عیسی

آمده مجموع در ظلال محمد

عرصهٔ گیتی مجال همت او نیست

روز قیامت نگر مجال محمد

وآنهمه پیرایه بسته جنت فردوس

بو که قبولش کند بلال محمد

همچو زمین خواهد آسمان که بیفتد

تا بدهد بوسه بر نعال محمد

شمس و قمر در زمین حشر نتابد

نور نتابد مگر جمال محمد

شاید اگر آفتاب و ماه نتابند

پیش دو ابروی چون هلال محمد

چشم مرا تا به خواب دید جمالش

خواب نمی‌گیرد از خیال محمد

سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

عشق محمد بس است و آل محمد

undefined

بَلَغَ العُلیٰ بِکَمالِهِ

کَشَفَ الدُّجیٰ بِجَمالِهِ

حَسُنَت جَمیعُ خِصالِهِ

صَلُّوا عَلَیهِ وَ آلِهِ[۱]


پیامبر اکرم(ص) به عالی‌ترین مدارج کمال رسیده است. تاریکی‌ها را با نور جمالش برطرف ساخته و دارای همه ویژگی‌های نیکو است. درود خدا بر او و آل وی باد.

تلنگری ...درتقدیر

نظامی گنجوی » پیغمبر گفت علم علمان

العلم علمان علم ادیان وعلم الابدان

قال رسول الله صلى الله عليه و آله : العِلمُ عِلمانِ: عِلمُ الأديانِ، و عِلمُ الأبدانِ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : علم بر دو قسم است: علم اديان و علم ابدان

خداوند را سپاس میگویم که از هردو شاخه علم ابدان وادیان مرا نصیبی داده است علم ابدان را با تحصیل وعلم ادیان را با سرنوشت وتوفیق ورحمت خود مرا عطا فرمود سرنوشت وتقدیر ورحمت از اینکه مرا در یک خانواده وکشور ی خلق کرد که علم ادیان را از ائمه اطهار بیاموزم وسرنوشت وتقدیر این بود یک بچه دهاتی چگونه به لطف خدا ومهاجرت پدرش در موقع مناسب از او یک تحصیل کرده در علوم تجربی وعلم ابدان رغم بزند

اما ایمان من ناقص است گاهی از نردبان ایمان بالامیروم گاهی در ظلمات گناه غوطه میخورم نمیدانم بخت من برای کدامشان سرشته شده است فقط این را میدانم که مولایم را دوست دارم ومیدانم که کریم است ورحیم است ورحمن است و ودوود است وهاب است در بهاران وقت عیش ودست یار در دست گنهکارم در رمضان ورجب وشعبان توبه واستغفار میکنم واز نردبان ایمان بالا میروم به طاعت خود امیدوارم تا خداوند چه سرنوشتی برایم رغم زده باشذ

حاشَ لِلَّه که نیَم معتقدِ طاعتِ خویش

این قَدَر هست که گَه گَه قدحی می‌نوشم

هست امیدم که علیرغمِ عدو روزِ جزا

فیضِ عَفوَش نَنَهد بارِ گُنَه بر دوشم

شبهاتی پیرامون تضاد علم و دین (1)

آیین تقوا ما نیز دانیم

لیکن چه چاره با بخت گمراه؟

ما شیخ و واعظ کمتر شناسیم

یا جام باده یا قصه کوتاه

من رند و عاشق در موسم گل

آن گاه توبه؟ استغفرالله

جانا چه نالی گر وصل خواهی؟

خون بایدت خورد هر گاه و بی‌گاه

خواستم به عزم توبه نهم جام می زکف

آمد ندای قدسی که می خور و لاتخف

عمر تو گنج است هر نفس زوی یک گهر

عمری چنین نفیس را مکان رایگان تلف

حاشَ لِلَّه که نیَم معتقدِ طاعتِ خویش

این قَدَر هست که گَه گَه قدحی می‌نوشم

هست امیدم که علیرغمِ عدو روزِ جزا

فیضِ عَفوَش نَنَهد بارِ گُنَه بر دوشم

پدرم روضهٔ رضوان به دو گندم بفروخت

من چرا مُلکِ جهان را به جوی نفروشم؟!

خرقه‌پوشیِ من از غایتِ دین‌داری نیست

پرده‌ای بر سرِ صد عیبِ نهان می‌پوشم

از نبى خاتم (ص) روایت است که فرمود:
العلم علمان: علم الادیان و علم الابدان
این روایت حتى اگر در مقام حصر مطلق نیز نباشد، باز هم از دو دسته علم با تایید و ترغیب یاد مى کند: علم ابدان و علم ادیان . یکى به جنبه جسمانى انسان مى پردازد و دیگرى به بعد روحانى و معنوى او توجه دارد . یکى براى سلامت جسم است و دیگرى سلامت روح است هر دو علم گرچه مهم و لازم اند، اما آن علم که سلامت جان و قلب را تامین مى کند، در دیدگاه اسلام مهم تر است . در برخى روایات، معرفت نفس سودمندترین معرفت ها دانسته شده و در برخى دیگر، توحید، ارزشمندترین گزاره شناخته شده است و در برخى دیگر، معرفت نفس با معرفت رب، قرین و همنشین شده است .

علم

کسب علم از منظر متون دینی بسیار سفارش شده است، به‌گونه‌ای که در روایات، «اهل علم» به عنوان محبوب خداوند معرفی شده‌اند. امام صادق علیه‌السلام از رسول‌خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله نقل می‌فرمایند: «طَلَبُ‏ الْعِلْمِ‏ فَرِيضَةٌ عَلى‏ كُلِّ مُسْلِمٍ‏ ، أَلَا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ بُغَاةَ الْعِلْمِ»؛[1] «طلب دانش بر هر مسلمانى واجب است. بدانيد كه خداوند جويندگان دانش را دوست دارد».

نورعلی تابنده (قطب سابق دراویش گنابادی) در ضمن سخنانی به یکی از تقسیمات اشاره کرده و گفت: «نمی‌دانم (این عبارت) به کدامیک از بزرگان (منسوب است) که فرمود: اَلْعِلْمُ عِلمٰانِ عِلْمُ الْاَدیٰانِ و عِلْمُ الاَبْدٰانِ. دو نوع علم است: یکی علم ابدان است، بدن‌‌هاست. یکی علم‌الادیان، علم فکرهاست. در اینجا هم خداوند خواسته است که از آن عالم ادیان علمی که مخصوص خودش است، تراوشاتی می‌کند، یک تراوشات اوّلیه در عالم ادیان است».[2]

متصوفه برای قطب، همان مقامی را قائلند که شیعیان در حق امام معصوم علیه‌السلام می‌گویند؛[3] به این خاطر هر قطب باید دارای ویژگی‌های امام (از جمله علم) باشد؛ ولی نورعلی‌تابنده، کلام مشهوری را نقل کرده و اعتراف می‌کند که گوینده این کلام را نمی‌داند.

نورعلی تابنده، گوینده کلام «اَلْعِلْمُ عِلمٰانِ عِلْمُ الْاَدیٰانِ و عِلْمُ الاَبْدٰانِ» را ندانسته و فقط به این اکتفا کرده که یکی از بزرگان این کلام را فرموده است؛ نمی‌داند که قائل این کلام یکی از سران سنی متصوفه است یا یکی از معصومین علیهم‌السلام، در صورتی که منظور نورعلی تابنده ، معصوم علیه‌السلام باشد، با بررسی مختصر در منابع حدیثی اشتباه او روشن می‌شود؛ اگر منظور او سران صوفیه باشد؛ باید گفت چرا او که ادعای تشیع داشته، سخنان بزرگان اهل‎‌سنت همچون شافعی را معیار سخنان خویش قرار داده است.

کلام «اَلْعِلْمُ عِلمٰانِ عِلْمُ الْاَدیٰانِ و عِلْمُ الاَبْدٰانِ»، اولین‌بار در منابع قرن سوم و چهارم اهل‌سنت همچون العقد الفرید ابن عبد ربه اندلسی (۳۲۸ق) به نقل از شافعی نقل شده «و قد قال الشافعي: العلم علمان: علم الأديان، و علم الأبدان»؛[4] «و به تحقیق شافعی گفت: علم، دو چیز است: علم دین‌ها و علم بدن‌ها».

این کلام در منابع متصوفه همچون علم القلوب ابوطالب مكى (متوفی ۳۸۶ ق)، طبقات الصوفية سُلمی (۴۱۲ق)، طبقات الصوفية خواجه عبدالله انصارى و... همچون العقد الفرید، به شافعی نسبت داده شده است؛ ولی اولین‌ بار منابعی نه‌چندان متقدّم، همچون کراجکی (۴۴۹ ق) در کتاب «كنزالفوائد»،[5] سنایی غزنوی (۵۴۵ ق) در کتاب حدیقة الحقیقة و سلطان ولد (۷۱۲ ق) در کتاب ولدنامه و... این کلام، به صورتِ مرسل[6] و بی‌سند به رسول‌خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله نسبت داده و به این خاطر، اعتبار کلام نقل شده در این منابع بسیار ضعیف است.

شدت ضعف انتساب این کلام به رسول‌خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله به‌گونه‌ای است که عالم خبیری همچون علامه مجلسی، جعلی بودن این کلام را از عالم سنی به نام صنعانی نقل کرده و ردی بر کلام این عالم سنی بیان نکرده است؛ پس می‌توان ادعا کرد که علامه مجلسی نیز جعلی بودن این کلام را پذیرفته است.

در نتیجه باید توجه کرد که منابع اولیه، کلام «اَلْعِلْمُ عِلمٰانِ عِلْمُ الْاَدیٰانِ و عِلْمُ الاَبْدٰانِ» را به صورت جزمی به امام شافعی منتسب کرده‌اند و منابع بعدی مرسلاً به رسول‌خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله انتساب داده‌اند؛ پس نمی‌توان آن را جزء روایات معصومین‌علیهم‌السلام دانست،

پی‌نوشت:
[1]. كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، الكافي، دار الحديث، قم، اول، ق‏1429، ج‏1 ؛ ص72.
[2]. تابنده، نورعلی، گفتارهای عرفانی مجذوبعلیشاه، جلد نهم، قسمت ۱۲۷، ص ۱، صبح شنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۶ شمسی.
[3]. نصر، سید حسین، تشیع و تصوف، مجله عرفان ایران، شماره 7، حقیقت، تهران، 1379، صص 32 و 33.
[4]. ابن عبد ربه، العقد الفريد، دار الكتب العلمية، ج 8، ص 2.
[5]. كراجكى، محمد بن على، كنز الفوائد، دارالذخائر، قم، اول، 1410 ق، ج‏ 2، ص107.
[6]. مُرْسل، در اصطلاح علوم حدیث، به حديثی گفته می‌شود كه راوی آن از معصوم علیه‌السلام روايتی را نقل می‌كند؛ در حالی كه محضر معصوم را درک نكرده، اعم از اين كه واسطه‌هايی كه در سلسله سند ذكر نكرده، یک نفر باشد يا بيشتر و در سلسله سند واسطه را اصلا ذكر نكرده باشد.

4- الطب النبوي 17) العلم علمان علم الفقه للأديان وعلم الطب للأبدان وما سوى  ذلك فبلغة مجلس #يوسف_شوم

۵ وحدت علم و دین در کلام رهبر · علم و دین

سهل بن عبدالله تستری گويد: «سه‌ساله بودم كه شب زنده مى‌داشتم و در نماز كردن خال خود، محمد بن سوّار، مى‌نگريستم. مرا مى‌گفت: اى سهل! برو و خواب كن كه دل مرا مشغول مى‌دارى.

و روزى مرا گفت: هيچ ياد نمى‌كنى آفريدگار خود را؟ گفتم: چگونه ياد كنم‌؟ گفت: هر شب در جامۀ خواب خود سه بار بگوى در دل خود بى‌آنكه زبان تو بجنبد كه: اللّه معى، اللّه ناظرى، اللّه شاهدي. چند شب آن را گفتم، و وى را آگاه كردم از آن. گفت: هر شب هفت بار بگوى! چند شب آن را گفتم و وى را آگاه گردانيدم از آن. گفت: هر شب يازده بار بگوى! چند گاهآن را گفتم، و در دل خود از آن حلاوتى يافتم. چون سالى بر آن بگذشت، گفت: ياد دار آنچه ترا آموختم و بر آن مداومت نماى تا به قبر درآيى، كه آن ترا سود خواهد داشت در دنيا و آخرت. بعد از چند گاه ديگر مرا گفت: من كان اللّه معه، و هو ناظره و شاهده يعصيه‌؟ ايّاك و المعصية»

از سهل پرسيدند كه: «نشان بدبختى چيست‌؟» گفت: «آن است كه ترا علم دهد و توفيق عمل ندهد، و عمل دهد و اخلاص ندهد كه عمل كنى بيكار كنى، و ديدار و صحبت دهد با نيكان و ترا قبول ندهد. نفحات الانس جامی

ابومحمد، سهل بن عبدالله بن يونس بن عيسى بن عبدالله تسترى (200- 283ق)، مفسر، صوفی، از مریدان ذوالنون مصری، از آثار او تفسیر التستري و لطائف قصص الأنبياء علیهم‌السلام است.

به سال 200 يا 201ق در تستر (شوشتر)خوزستان به دنيا آمد و نسبت وى به همين شهر برمى‌گردد.

وى از عارفان بنام بود كه سهليان به او منسوبند.در زهد و بى اعتبارى به زخارف دنيوى، كم نظير بود و كراماتى به او نسبت داده‌اند.در مكۀ مكرّمه با ذو النون مصرى(شخصيت معروف جهان تصوف متوفاى 246) ملاقات كرد و از او بهرۀ فراوان گرفته، سخت شيفتۀ وى گرديد.

مدت زيادى در بصره سكنا گزيد و به رياضت و عبادت پرداخت و همانجا به سال 283 ق (برخى 273ق و برخى ديگر 293ق گفته‌اند.) وفات يافت. ابن بطوطه در سفرنامۀ خود مى‌نويسد كه نوه‌هاى تسترى را در شوشتر ديده است.

تسترى در شوشتر پرورش يافت و از سنين كودكى با تصوف آشنا گشت از وى نقل مى‌شود كه سه ساله بودم و شبها از خواب برخاسته نماز شب داييم را تماشا مى‌كردم.محمد بن سوّار (دايى تسترى) به من مى‌گفت كه به خواب روم، بيدارى تو قلب مرا به خود مشغول مى‌كند. روزى داييم به من گفت: نمى‌خواهى خدايت را ذاكر باشى، همان كسى كه تو را خلق كرد. کیفیت آن را از او پرسيدم گفت، شبها سه مرتبه در دل بگو:الله معى، الله ناظر الى، الله شاهدى. بر همين منوال عمل كرده پس از مدتى احساس شيرينى خاصى در دل نمودم و آن را به هفت بار رساندم.بعد از يكسال به من گفت بر همين عمل تا هنگام مرگ ادامه بده زيرا هم در دنيا و هم در آخرت به نفع تو خواهد بود.همواره از اين ذكر شيرينى درونى خاصى در خود احساس مى‌كردم، روزى به من گفت: اى سهل، کسیكه خدا با اوست و او ناظر اعمالش مى‌باشد و شاهد بر احوال اوست، گناه نمى‌كند، مبادا گناه از تو سر بزند.

شش يا هفت ساله بود كه قرآن را حفظ نمود.به مدت 12 سال همواره روزه بود تا اينكه براى يافتن پاسخ سؤالى به بصره و سپس به آبادان آمده و جواب مردى به نام ابوحبيب حمزه بن عبداللّه عبادى او را آرام كرد.مدتى نزد او به فراگيرى مشغول شد، سپس به شوشتر مراجعت نموده به زهد و تهجد و عبادت مشهور گشت.قوت سال خود را با يك درهم نان جو، سامان مى‌داد و سحر را با نان جو مى‌گذراند، پس از مدتى هر سه شب، پنج شب و هفت شب يك بار سحر مى‌خورد،20 سال بر اين منوال سپرى كرد.سپس به مسافرت پرداخت و بسيارى از علما و اوليا را ملاقات كرد و بعد از مدتى به شوشتر بازگشت و از آن پس تمام شب را به عبادت مى‌گذارند.وى از 21 سالگى مرجع پاسخگويى مشكلات علمى گشت و اين بيانگر مقام علمى او مى‌باشد

وقضى ربك ألا تعبدوا إلا إياه – اجمل واروع الصور الاسلامية والدينية 2024

وَقَضَىٰ رَبُّكَ حکم خدا

وَقَضَىٰ رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا ۚ إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِندَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلَاهُمَا فَلَا تَقُل لَّهُمَا أُفٍّ وَلَا تَنْهَرْهُمَا وَقُل لَّهُمَا قَوْلًا كَرِيمًا ‎﴿٢٣﴾‏ وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَقُل رَّبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّيَانِي صَغِيرًا ‎﴿٢٤﴾‏ رَّبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَا فِي نُفُوسِكُمْ ۚ إِن تَكُونُوا صَالِحِينَ فَإِنَّهُ كَانَ لِلْأَوَّابِينَ غَفُورًا ‎﴿٢٥﴾‏ وَآتِ ذَا الْقُرْبَىٰ حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَلَا تُبَذِّرْ تَبْذِيرًا ‎﴿٢٦﴾‏ إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كَانُوا إِخْوَانَ الشَّيَاطِينِ ۖ وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِرَبِّهِ كَفُورًا ‎﴿٢٧﴾‏وَإِمَّا تُعْرِضَنَّ عَنْهُمُ ابْتِغَاءَ رَحْمَةٍ مِّن رَّبِّكَ تَرْجُوهَا فَقُل لَّهُمْ قَوْلًا مَّيْسُورًا ‎﴿٢٨﴾‏ وَلَا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلَىٰ عُنُقِكَ وَلَا تَبْسُطْهَا كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًا مَّحْسُورًا ‎﴿٢٩﴾‏ إِنَّ رَبَّكَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاءُ وَيَقْدِرُ ۚ إِنَّهُ كَانَ بِعِبَادِهِ خَبِيرًا بَصِيرًا ‎﴿٣٠﴾‏ وَلَا تَقْتُلُوا أَوْلَادَكُمْ خَشْيَةَ إِمْلَاقٍ ۖ نَّحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَإِيَّاكُمْ ۚ إِنَّ قَتْلَهُمْ كَانَ خِطْئًا كَبِيرًا ‎﴿٣١﴾‏ وَلَا تَقْرَبُوا الزِّنَىٰ ۖ إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً وَسَاءَ سَبِيلًا ‎﴿٣٢﴾‏ وَلَا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ ۗ وَمَن قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِيِّهِ سُلْطَانًا فَلَا يُسْرِف فِّي الْقَتْلِ ۖ إِنَّهُ كَانَ مَنصُورًا ‎﴿٣٣﴾‏ وَلَا تَقْرَبُوا مَالَ الْيَتِيمِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّىٰ يَبْلُغَ أَشُدَّهُ ۚ وَأَوْفُوا بِالْعَهْدِ ۖ إِنَّ الْعَهْدَ كَانَ مَسْئُولًا ‎﴿٣٤﴾‏ وَأَوْفُوا الْكَيْلَ إِذَا كِلْتُمْ وَزِنُوا بِالْقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِيمِ ۚ ذَٰلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا ‎﴿٣٥﴾‏ وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ ۚ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَٰئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا ‎﴿٣٦﴾‏ وَلَا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحًا ۖ إِنَّكَ لَن تَخْرِقَ الْأَرْضَ وَلَن تَبْلُغَ الْجِبَالَ طُولًا ‎﴿٣٧﴾‏ كُلُّ ذَٰلِكَ كَانَ سَيِّئُهُ عِندَ رَبِّكَ مَكْرُوهًا ‎﴿٣٨﴾ذَٰلِكَ مِمَّا أَوْحَىٰ إِلَيْكَ رَبُّكَ مِنَ الْحِكْمَةِ ۗ وَلَا تَجْعَلْ مَعَ اللَّهِ إِلَٰهًا آخَرَ فَتُلْقَىٰ فِي جَهَنَّمَ مَلُومًا مَّدْحُورًا ‎﴿٣٩﴾‏ أَفَأَصْفَاكُمْ رَبُّكُم بِالْبَنِينَ وَاتَّخَذَ مِنَ الْمَلَائِكَةِ إِنَاثًا ۚ إِنَّكُمْ لَتَقُولُونَ قَوْلًا عَظِيمًا ‎﴿٤٠﴾‏ وَلَقَدْ صَرَّفْنَا فِي هَٰذَا الْقُرْآنِ لِيَذَّكَّرُوا وَمَا يَزِيدُهُمْ إِلَّا نُفُورًا ‎﴿٤١﴾‏ قُل لَّوْ كَانَ مَعَهُ آلِهَةٌ كَمَا يَقُولُونَ إِذًا لَّابْتَغَوْا إِلَىٰ ذِي الْعَرْشِ سَبِيلًا ‎﴿٤٢﴾‏ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَىٰ عَمَّا يَقُولُونَ عُلُوًّا كَبِيرًا ‎﴿٤٣﴾‏ تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالْأَرْضُ وَمَن فِيهِنَّ ۚ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلَٰكِن لَّا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ ۗ إِنَّهُ كَانَ حَلِيمًا غَفُورًا ‎﴿٤٤﴾‏ وَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ جَعَلْنَا بَيْنَكَ وَبَيْنَ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ حِجَابًا مَّسْتُورًا ‎﴿٤٥﴾‏ وَجَعَلْنَا عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَن يَفْقَهُوهُ وَفِي آذَانِهِمْ وَقْرًا ۚ وَإِذَا ذَكَرْتَ رَبَّكَ فِي الْقُرْآنِ وَحْدَهُ وَلَّوْا عَلَىٰ أَدْبَارِهِمْ نُفُورًا

Stream episode ۞ وَقَضَىٰ رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ  وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا ۚ 💕 # محمد عمران by عِبَادُ اللَّه 🍃  podcast | Listen online for free on SoundCloud

وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي تَسَاءَلُونَ بِهِ وَالْأَرْحَامَ ۚو از خدایی که به [نام‌] او از همدیگر درخواست می‌کنید پروا نمایید؛ و زنهار از خویشاوندان مَبُرید

text

القران الكريم | وقضى ربك ألا تعبدوا إلا إياه وبالوالدين إحسانا | قران كريم  سورة الاسراء

متحیرم از عده ای از مسیحیان که عیسی ع را خداوند خطاب میکنند؟؟؟

Stream وقضى ربك ألا تعبدوا إلا إياه وبالوالدين إحسانا by زيد علي | Listen  online for free on SoundCloud

Stream الأسطورة مصطفى إسماعيل في مقام النهاوند - وقضى ربك ألا تعبدوا إلا  إياه وبالوالدين إحسانا by Ali Diab 3 | Listen online for free on SoundCloud

کتاب مزامیر

حضرت داوود David

داود بن يسَّى،

David in Arabic with purple background

کتاب مزامیرکه به زبور داود نیز شهرت دارد یکی از دلپذیرترین کتب ((کتاب مقدس )) است این کتاب مجموعه ای است از شعر وسرود که به زبان شیوا روحیات و رویدادهای تاریخی قوم یهود را بیان میکند بیشتر بخشهای این کتاب در زمان داوود پادشاه وکمی بعد از ان نگارش یافته است زبور داود را قوم یهود پس از بازگشت از اسارت بابل به عنوان کتاب سرود بکار می برد هفتاد ودو مزمور را داود نوشته دو مزمور را سلیمان دوازده مزمور را آساف نه مزمور را خاندان قورح و بالاخره یک مزمور را موسی ع برشته تحریر در اورده است مزامیر روحیات مردم را در هنگام غم وشادی بیان میکند از این کتاب میفهمیم که در هر روحیه وحالتی که باشیم میتوانیم قلب خود را به سوی خدا بگشاییم وبا وی راز ونیاز کنیم در این کتاب با سرودهای زیبای پرستش خدا آشنا میشویم وبه انسان کمک میکند تا مشکلات خود را باخداوند درمیان بگذارد وخداوند را برای نعمتهایش ستایش کند

موضوع اصلی کتاب مزامیر ((پرستش )) است این واژه بیش از 200بار در این کتاب بکار رفته است واژه توکل 57 بار بکار رفته است آِیه کلیدی این کتاب در مزامیر 150 یافت میشود ((هر که جان در بدن دارد خداوند را ستایش کند خداوند را سپاس باد ))

مزامیر (عبری: תהילים تِهیلِم) زبور داوود، یکی از بخش‌های تنخ یهودی و عهد عتیق در کتاب مقدس است. مزامیر به صورت شعر بی‌وزن عبری نگاشته شده است. قسمت‌هایی از مزامیر به همراه برخی از متون دیگر نمازهای سه‌گانه یهودیان را تشکیل می‌دهند. همچنین خواندن تهیلیم را به مناسبت‌های گوناگون نیز انجام می‌دهند. در این کتاب نام بسیاری از آلات موسیقی قدیمی مانند دف، کینور و غیره ذکر شده است و در بخش‌هایی از آن بر اهمیت موسیقی و رقص برای ستایش پروردگار تأکید شده است. سرایش تعدادی زیادی از این اشعار به داوود، پادشاه اسرائیل، منسوب است اما پژوهشگران این ادعا را رد می‌کنند.[۱] از ۱۵۰ مزمور فقط سی و چهارتای آن عنوان ندارند که به آن‌ها مزامیر یتیم گفته می‌شود.

در کتاب مقدس عبری، این کتاب با عنوان ستایش‌ها خوانده می‌شود. عنوان این کتاب در کتاب مقدس یونانی برگرفته از کلمه‌ای به معنای «به صدا درآوردن زه‌ها» است و این نشاندهٔ این است که در بند بند نوشته‌های این کتاب، موسیقی مستتر شده است. اما کلمهٔ «مزامیر» در عربی جمع مزمار به معنی سرود و ترانه است. شعری که با موسیقی خوانده می‌شود. بر اساس روایت منابع سنتی، کتاب مزامیر را هفت نویسنده به نگارش درآورده اند:

  • داوود پادشاه، ۷۳ مزمور
  • پسران قورح، ۹ مزمور (مزامیر ۴۲، ۴۹–۴۴، ۸۴، ۸۵، ۸۷)
  • آساف، ۱۱ مزمور (مزامیر ۵۰، ۸۳–۷۳)
  • سلیمان، مزامیر ۷۲ و ۱۲۷
  • موسی، مزمور ۹۰
  • هیمان، مزمور ۸۸
  • ایتان، مزمور ۸۹.

هویت نویسندهٔ پنجاه مزمور باقی مانده روشن نیست، ولی اغلب «عزرا» را نویسنده آنها می‌دانند. مزامیر در طول هزاران سال، سرودهای عبادتی یهودیان و مسیحیان (در کلیسا‌ها و کنیسه‌ها) بوده است.

کتاب مزامیر را نمی‌توان بر اساس موضوع تقسیم‌بندی کرد، اما اغلب آن را به پنج مجموعه یا کتاب به شرح زیر تقسیم می‌کنند. هر کتاب شامل موضوعات مختلف نظیر بیان رنج‌ها، درخواست کمک، اعلام توکل به خداوند و پیروزی در او، بخش‌هایی از تاریخ قوم اسرائیل و حمد و ستایش خدا است. هر کتب با جمله‌ای در ستایش خدا به پایان می‌رسد.

مزمور اول 1

خوشا به حال كسي كه به مشورت شريران نرود و به راه گناهكاران نايستد، و در مجلس استهزاءكنندگان ننشيند .بلكه رغبت او در شريعت خداوند است، و روز و شب در شريعت او تفكر ميكند .پس مثل درختي نشانده نزد نهرهاي آب خواهد بود، كه ميوة خود را در موسمش ميدهد، و برگش پژمرده نميگردد، و هرآنچه ميكند نيك انجام خواهد بود شريران چنين نيستند، بلكه مثل كاهند كه باد آن را پراكنده ميكند 5 .پس شريران در داوري نخواهند ايستاد، و نه گناهكاران در جماعت عادلان .زيرا خد.اوند طريق عادلان را ميداند، ولي طريق گناهكاران فنا خواهد شد

مزمور صد و پنجاهم

1 .هَلِلُوياه (خداوند را ستایش کنیید ) خداوند را در خانه مقدسش (بیت المقدس ) ستایش کنید توانی وقوت او را در آسمانها ستایش کنیید اورا به خاطر کارهای عظیمش ستایش کنیید عظمت بی نظیر او را ستایش کنیید او را بانغمه سرنا وبربط وعود ستایش کنیید اورا با دف ورقص ستایش کنیید اورا با با سازهای زهی ونی ستایش کنیید او را با سنج های خوش صدا وقوی ستایش کنیید هر که جان در بدن دارد خداوند را ستایش کند هَلِلُو ياه(خداوند را سپاس باد )

هَلِه‌ لُو یا یا hallelujah ترجمه لفظ (به عبری: הללו יה) می‌باشد این لفظ از دو واژه «هَلِه‌لُو» و «یاه» (مخفف یهوه) تشکیل شده است و به معنای «ستوده باد یهوه» است. این کلمه بصورت عامیانه «هللویا» بکار برده می‌شود و در زبان پارسی معنی «سپاس پروردگار را» می‌دهد. این لفظ در کتاب مقدس عبری ۲۴ بار عمدتاً در کتاب مزامیر به کار رفته است (مزامیر ۱۱۱ تا ۱۱۷ و ۱۴۵ تا ۱۵۰). عمده مسیحیان به عنوان ستایشی لذت بخش از خدا، از این لفظ استفاده می‌کنند.

  • الحمد لله، ترکیب مشابهی از جهت معنایی که توسط مسلمانان و همچنین یهودیان و مسیحیان عرب زبان استفاده می شود.

قلبت به نور نوشته‌های آسمانی روشن باد! جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّناتِ  وَ بِالزُّبُرِ وَ بِالْكِتابِ الْمُنِيرِ! - دکتر محمد شعبانی راد

وَ لَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصَّالِحُونَ

✨أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصَّالِحُونَ (۱۰۵)

«زبور»، کتاب مقدس حضرت داود نبی(ع) است. علامه طباطبایی در تفسیر آیه «وَ لَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصَّالِحُونَ»[1] گفته‌اند: ظاهراً منظور از «زبور» کتابی است که به حضرت داود داده شده است؛ زیرا در جای دیگر قرآن خداوند می‌فرماید: «وَ آتَیْنا داوُدَ زَبُوراً»؛[2] یعنی «و به داود، زبور دادیم». و برخی گفته‌اند مقصود از زبور مطلق کتاب‌هایی است که بر پیامبران نازل شده است و یا منظور کتاب‌های بعد از حضرت موسی(ع) است ولی دلیلی براین مدعا وجود ندارد.[3]

با توجه به آیات قرآن؛ به نظر می‌رسد حضرت داود نبی(ع) دین جدیدی را عرضه نکرده باشد. مانند آیات 247 تا 251 سوره بقره که به بخشی از اوائل زندگی ایشان می‌پردازد:

بعد از اتمام پیامبری حضرت موسی، عده‌ای از بزرگان بنی اسرائیل نزد پیامبرشان (در نام این پیامبر میان مفسران اختلاف است)[4] رفتند و از او درخواست نمودند که پادشاهی بر آنها بگمارد تا در راه خدا کارزار نمایند. خداوند به آنان گوشزد کرد که ممکن است فرمان او را نپذیرید و آنان قول فرمانبری دادند ولی جز اندکی به سخن خود پایبند نبوده و خداوند به (احوال) ستمکاران دانا است. خداوند طالوت را بر آنان فرمان‌روا ساخت و نشانه‌هایی در اثبات پادشاهی او از ناحیه پروردگار وجود داشت؛ مانند وسعت دانش و قدرت بدنی و همراه داشتن تابوت (عهد) که مایه آرامش برای آنان بود و (نیز) بازمانده‌اى از آنچه از خاندان موسى و هارون بر جاى نهاده‌اند و فرشتگان آن‌را حمل می‌کنند... و خداوند آنان را با چشمه‌ای آزمایش نمود و جز اندکی در این امتحان پیروز نشدند و سپاه طالوت با جالوت رویارو شد و جالوت توسط یکی از سربازان لشکر طالوت که حضرت داود(ع) بود کشته شد.[5]

در آیات دیگر نیز اشاره نشده که ایشان دین جدیدی آورده باشند. اما به هر حال وظیفه پیروان تمام ادیان است که این کتاب الهی را مقدس بشمارند.

و لقد كتبنا فى الزبور من بعد الذكر أن الأرض يرثها عبادى الصالحون

حدیث

۱۲فضیلت از جانب خداوند به داوود ع

مواهب بزرگ خدا بر حضرت داوود

وَ لَقَدْ آتَیْنا داوُدَ مِنَّا فَضْلاً یا جِبالُ أَوِّبِی مَعَهُ وَ الطَّیْرَ وَ أَلَنَّا لَهُ الْحَدِیدَ (سبا ۱۰)

و همانا داوود را از سوی خود فضیلتی دادیم (و گفتیم:) ای کوه‏ها! با او (در تسبیح خدا) هم نوا شوید و (ای) پرندگان! (همراهی کنید) و آهن را برای او نرم کردیم.

از آنجا که در آخرین آیه بحث گذشته سخن از" عبد منیب" و بنده توبه کار بود و می‏دانیم این توصیف در بعضی از آیات قرآن (۲۴ سوره ص) برای داوود پیامبر ذکر شده است بنابراین چه بهتر که گوشه‏ای از حال این پیامبر بزرگ و فرزندش سلیمان به عنوان یک الگو بازگو شود و بحث گذشته تکمیل گردد.

ضمنا هشداری باشد برای همه کسانی که نعمتهای خدا را به دست فراموشی می‏سپرند و به هنگامی که بر عریکه قدرت می‏نشینند خدا را بنده نیستند.

می‏گوید:" ما به داوود از فضل خود نعمتی بزرگ بخشیدیم" (وَ لَقَدْ آتَیْنا داوُدَ مِنَّا فَضْلًا). واژه" فضل" مفهوم وسیعی دارد که تمام مواهبی را که خدا به داوود ارزانی داشته بود شامل می‏شود، و ذکر آن به صورت" نکره" دلیل بر عظمت آن است.

حضرت داوود مشمول مواهب بسیاری چه در جنبه معنوی و چه در جنبه مادی از سوی پروردگار شده بود که آیات قرآن گویای آن است.

داوود(ع) از این توانایی که خدا به او داده بود در بهترین طریق یعنی ساختن وسیله جهاد، آن هم وسیله حفاظت در برابر دشمن، استفاده می‏کرد، و هرگز از آن در وسائل عادی زندگی بهره‏گیری ننمود، و تازه از در آمد آن- طبق بعضی از روایات- علاوه بر اینکه زندگی ساده خود را اداره می‏کرد چیزی‏هم به نیازمندان انفاق می‏نمود

دوازده فضیلتی که خداوند به حضرت داوود علیه السلام عطا فرموده به این شرح است:

۱) علم الهی. «وَ لَقَدْ آتَیْنا داوُدَ وَ سُلَیْمانَ عِلْماً» (نمل، ۱۵)

۲) نبوّت و رسالت. «آتاهُ اللَّهُ الْمُلْکَ وَ الْحِکْمَةَ» (بقره، ۲۵۱)

۳) کتاب آسمانی. «آتَیْنا داوُدَ زَبُوراً» (اسراء، ۵۵)

۴) خلافت. «یا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناکَ خَلِیفَةً فِی الْأَرْضِ» (ص، ۲۶)

۵) استواری حکومت. «شَدَدْنا مُلْکَهُ»( ص، ۲۰)

۶) امکانات فراوان. «أُوتِینا مِنْ کُلِّ شَیْ‏ءٍ» (نمل، ۱۶)

۷) حکمت. «آتَیْناهُ الْحِکْمَةَ وَ فَصْلَ الْخِطابِ» (صف، ۲۰)

۸) قضاوت. «فَاحْکُمْ بَیْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ» (ص، ۲۶)

۹) نرم شدن آهن در دست او. «أَلَنَّا لَهُ الْحَدِیدَ»

۱۰) فهمیدن سخن پرندگان. «عُلِّمْنا مَنْطِقَ الطَّیْرِ» (نمل، ۱۶)

۱۱) هم صدایی کوه‏ها و پرندگان با او. «یا جِبالُ أَوِّبِی مَعَهُ وَ الطَّیْرَ»

۱۲) فرزندی ‏مثل سلیمان. «وَهَبْنا لِداوُدَ سُلَیْمانَ» (ص، ۳۰) در حدیث می‏خوانیم که خداوند به داوود فرمود: تو بنده خوبی هستی اگر از بیت المال مصرف نکنی! او چهل روز گریه کرد تا خداوند آهن را بدست او نرم و مشغول زره‏بافی شد و هر روز یک زره به قیمت هزار درهم می‏بافت و تا سیصد و شصت زره بافت. (کافی، ج ۵، ص ۷۴ و تفسیر نور الثقلین، ج ۳، ص ۴۴۶ به نقل از تفسیر راهنما)

در این آیه کلمه اوبی در اصل از " تاویب" به معنی ترجیع و گرداندن صدا در گلو است، این ماده گاهی به معنی توبه نیز استعمال می‏شود بخاطر اینکه حقیقت آن بازگشت به سوی خداست.

● امتیازداوود(ع)چه بود؟

گرچه همه ذرات جهان ذکر و تسبیح و حمد خدا می‏گویند، خواه داوودی با آنها هم صدا بشود یا نشود، ولی امتیاز داوود این بود که به هنگام بلند کردن صدا و سردادن نغمه تسبیح، آنچه در درون این موجودات بود آشکار می‏گشت و زمزمه درونی به نغمه برونی تبدیل می‏شد همانگونه که در مورد تسبیح" سنگریزه" در دست پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) نیز در روایات آمده است.

و نیز در روایتی از امام صادق (علیه السلام) می‏خوانیم: انه خرج یقرأ الزبور و کان اذا قرأ الزبور لا یبقی جبل و لا حجر و لا طائر الا اجابه!:" داوود به سوی دشت و بیابان خارج شد، و هنگامی که زبور را تلاوت می‏کرد هیچ کوه و سنگ و پرنده‏ای نبود مگر اینکه با او همصدا می‏شد" " کمال الدین صدوق" (طبق نقل المیزان جلد ۱۶ صفحه ۳۹۰)

آیه، بعد از ذکر این فضیلت معنوی به ذکر یک فضیلت مادی پرداخته می‏گوید: " و ما آهن را برای او نرم کردیم" (وَ أَلَنَّا لَهُ الْحَدِیدَ).

گرچه همه ذرات جهان ذکر و تسبیح و حمد خدا می‏گویند، خواه داوودی با آنها هم صدا بشود یا نشود، ولی امتیاز داوود این بود که به هنگام بلند کردن صدا و سردادن نغمه تسبیح، آنچه در درون این موجودات بود آشکار می‏گشت و زمزمه درونی به نغمه برونی تبدیل می‏شد همانگونه که در مورد تسبیح" سنگریزه" در دست پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) نیز در روایات آمده است

در این باره بعضی گفته اند: خداوند به صورت اعجازمانندی روش نرم کردن آهن را به داوود تعلیم داد، آن چنان که بتواند از آن مفتولهای نازک و محکمی برای بافتن زره بسازد.

وبعضی دیگر بر این عقیده اند که: قبل از داوود برای دفاع در جنگها از صفحات آهن استفاده می‏شد که هم سنگین بود و هم اگر آن را به خود می‏بستند چنان خشک و انعطاف ناپذیر بود که جنگجویان را سخت ناراحت می‏کرد، هیچکس تا آن روز نتوانسته بود از مفتولهای باریک و محکم آهن چیزی همچون زره ببافد که همچون لباس به راحتی در تن برود و با حرکات بدن نرم و روان باشد.

ولی ظاهر آیه این است که، نرم شدن آهن در دست داود به فرمان الهی و به صورت اعجاز انجام می‏گرفت، چه مانعی دارد همان کسی که به کوره داغ خاصیت نرم کردن آهن را داده، همین خاصیت را به شکل دیگر در پنجه‏های داود قرار دهد؟ در بعضی از روایات اسلامی نیز به همین معنی اشاره شده است. (" تفسیر برهان" جلد ۳ صفحه ۳۴۳ و تفسیر" نور الثقلین" جلد ۴ صفحه ۳۱۵ )

در حدیثی آمده است که خداوند به داود وحی فرستاد: نعم العبد انت الا انک تاکل من بیت المال فبکی داود اربعین صباحا فالان اللَّه له الحدید و کان یعمل کل یوم درعا ... فاستغنی عن بیت المال:

" تو بنده خوبی هستی جز اینکه از بیت المال ارتزاق می‏کنی، داود ۴۰ روز گریه کرد (و از خدا راه حلی خواست) خداوند آهن را برای او نرم کرد، زرهی می‏ساخت ... و به این وسیله از بیت المال بی نیاز شد"( مجمع البیان ذیل آیه مورد بحث)

درست است که بیت المال مصرف کسانی است که خدمت بدون عوض به جامعه می‏کنند، و بارهای زمین مانده مهم را بر می‏دارند، ولی چه بهتر که انسان بتواند هم این خدمت را بکند و هم از کد یمین- در صورت توانایی- امرار معاش نماید، و داوود می‏خواست چنین بنده ممتازی باشد.

● نعمات را بهترین شکل ممکن مصرف کنیم !

به هر حال داوود از این توانایی که خدا به او داده بود در بهترین طریق یعنی ساختن وسیله جهاد، آن هم وسیله حفاظت در برابر دشمن، استفاده می‏کرد، و هرگز از آن در وسائل عادی زندگی بهره‏گیری ننمود، و تازه از در آمد آن- طبق بعضی از روایات- علاوه بر اینکه زندگی ساده خود را اداره می‏کرد چیزی‏هم به نیازمندان انفاق می‏نمود (تفسیر ابو الفتوح رازی جلد ۹ صفحه ۱۹۲) علاوه بر همه اینها فایده دیگر این کار آن بود که معجزه‏ای گویا برای او محسوب می‏شد.

بعضی از مفسران چنین نقل کرده‏اند که" لقمان" به حضور" داوود" آمد به هنگامی که نخستین زره را می‏بافت، آهن را به صورت مفتول‏ها و حلقه‏های متعددی در می‏آورد، و در هم فرو می‏کرد این منظره سخت نظر لقمان را به خود جلب کرد، و در فکر فرو رفت، ولی هم چنان نگاه می‏کرد، و هیچ سؤال ننمود، تا اینکه داوود بافتن زره را به پایان رسانید، برخاست و بر تن کرد و گفت چه وسیله دفاعی خوبی برای جنگ است؟! لقمان که هدف نهایی را دریافته بود، چنین گفت الصمت حکمة و قلیل فاعله!:" خاموشی حکمت است اما کمتر کسی آن را انجام می‏دهد"! (مجمع البیان ذیل آیه مورد بحث)

کسی که دل خود را برای خدا نرم کند، خداوند هم آهن را برای او نرم می‏کند. «أَوِّبِی ... أَلَنَّا لَهُ الْحَدِیدَ»

داود في الإسلام - ويكيبيديا

جهنم....

وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِّنَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ لَهُمْ  قُلُوبٌ لَّا يَفْقَهُونَ - YouTube

وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِّنَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ ۖ لَهُمْ قُلُوبٌ لَّا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَّا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَّا يَسْمَعُونَ بِهَا ۚ أُولَٰئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ ۚ أُولَٰئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ عَلَيْهَا مَلَائِكَةٌ غِلَاظٌ شِدَادٌ لَّا يَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ

و در حقیقت، بسیاری از جنّیان و آدمیان را برای دوزخ آفریده‌ایم. [چرا که‌] دلهایی دارند که با آن [حقایق را] دریافت نمی‌کنند، و چشمانی دارند که با آنها نمی‌بینند، و گوشهایی دارند که با آنها نمی‌شنوند. آنان همانند چهارپایان بلکه گمراه‌ترند. [آری،] آنها همان غافل‌ماندگانند.ای کسانی که ایمان آورده‌اید، خودتان و کسانتان را از آتشی که سوخت آن، مردم و سنگهاست حفظ کنید: بر آن [آتش‌] فرشتگانی خشن [و] سختگیر [گمارده شده‌] اند. از آنچه خدا به آنان دستور داده سرپیچی نمی‌کنند و آنچه را که مأمورند انجام می‌دهند.

تلنگری در ایات قران

مواظب باشید خدای تبارک وتعالی از قبل مشتری های جهنم را خلق کرده است وصفات انان را نیز بیان کرده است واز کلمه کثیرا نیز بترسید چون اکثر مردم در علم ازلی خداوند جهنمی هستند انسانهایی که قلب دارند اما قلب انان سنگی است اهنی است فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ دلهایی از جنس سنگ دارند

چشم دارند اما نمی بینند انان کورانی هستند که خداوند در قران انان راوصف کرده است در دنیا کورند دراخرت نیز کور محشور میشوند

أَفَمَن يَعْلَمُ أَنَّمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ الْحَقُّ كَمَنْ هُوَ أَعْمَىٰ إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُولُو الْأَلْبَابِ

وَمَن كَانَ فِي هَـٰذِهِ أَعْمَىٰ فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمَىٰ وَأَضَلُّ سَبِيلًا

. وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنكًا وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَىٰ . قَالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمَىٰ وَقَدْ كُنتُ بَصِيرًا قَالَ كَذَٰلِكَ أَتَتْكَ آيَاتُنَا فَنَسِيتَهَا ۖ وَكَذَٰلِكَ الْيَوْمَ تُنسَىٰ

ایشان گوش دارند اما حقیقت را با ان درک نمیکنند گوش شنوا ندارند در برابر حقیقت کر هستند برعکس خداوند کسانی را ستوده است وفرموده است أُذُنٌ وَاعِيَةٌ گوش شنوا دارند گوشهایی که با حقیقت اشنا هستند کلام خداوند را میشنوند وبا دل وجان عمل میکنند

چنین انسانهایی از حیوان هم گمراهتر هستند یک پله از حیوانها هم پست تر هستند ایشان غافلان در دنیا هستند که خدا را فراموش کردند ایشان گروه تغیر ناپذیری هستند که برای جهنم خلق شده اند لذا اگر قران که کتاب خداست که از سوی او وبه علم او نازل شده است وسرشار از حکمت ودانایی است در قلب وچشم وگوش تو تاثیر نداشت از این امر بترس نکند در زمره این گروهی هستی که خداوند از قبل برای جهنم خلق کرده است وبه پیامبر فرمود ایشان را رها کن تا مثل حیوانات اندک زمان حیات دنیا بچرند ولحظه ای در دنیا بازی کنند تا به ملاقات ما بیایند قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ فِي خَوْضِهِمْ يَلْعَبُونَ . فَذَرْهُمْ يَخُوضُوا وَيَلْعَبُوا حَتَّىٰ يُلَاقُوا يَوْمَهُمُ الَّذِي يُوعَدُونَ مَا يَأْتِيهِم مِّن ذِكْرٍ مِّن رَّبِّهِم مُّحْدَثٍ إِلَّا اسْتَمَعُوهُ وَهُمْ يَلْعَبُونَ

بگو: «خدا ؛ آنگاه بگذار تا در ژرفای [باطل‌] خود به بازی [سرگرم‌] شوند.پس آنان را رها کن تا در یاوه‌گویی خود فرو روند و بازی کنند تا آن روزی را که بدان وعده داده می‌شوند دیدار کنند.هیچ پند تازه‌ای از پروردگارشان نیامد، مگر اینکه بازی‌کنان آن را شنیدند.

بدانید که قران کتابی نازل شده از سوی حق که باتهدید نازل شده است ومولای ما برای ما خط ونشان کشیده وبا کلام خویش تهدید کرده وفرمان داده که در این کتاب خوب تامل کنییم این کتاب را باهزار چشم نگرسته اند وهر کس بهره ای غیر از دیگری یافته کیسه گنجی است که هر کسی چیزی از ان بر میدارد این کتاب فرقان است که حق وباطل را از هم جدا میکند این کتاب دارویی است که کسانی را شفا وکسانی را جزضرر وزیان سودی ندارد شمشیری دولبه که هم میبرد وهم نوازش میکند عروسی زیبا که به هرکسی چهره نمایان نمیکند باید خیلی ناز او رابکشی تا اندک اندک رخ نمایان کند وتو را پذیرا باشد در این کتاب خدای ما ولی ما مولای ما از هر پند ومثلی برای راهنمایی ما دریغ نکرده وگروه اندکی که عالم ودانشمند وصاحب خرد این امر رادرک کرده وبهره میبرند پس ای کسی که این کلام مارا میخوانی اندکی تامل نما ودر بعضی ایات قران خوب تدبر نما تابهره ببری

وَ إِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وارِدُها كانَ عَلى‌ رَبِّكَ حَتْماً مَقْضِيًّا

و هيچ كس از شما نيست مگر آنكه وارد دوزخ مى‌شود، (و اين ورود شما) از جانب پروردگارت حكمى قطعى است.

بهشت عدن 11مرتبه در قران امده است

اما نام جهنم درقران 77بار امده است

نکته ها

در تفسير طبرى آمده است: روزى عبداللّه‌بن رواحه در حال بيمارى مى‌گريست، همسرش نيز با ديدن او به گريه افتاد. عبداللّه پرسيد: تو چرا اشك مى‌ريزى؟ گفت: به خاطر گريه‌ى تو. عبداللّه گفت: ولى من به خاطر اين سخن خداى متعال مى‌گريم كه فرمود: «إِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وارِدُها» ورود ما به دوزخ قطعى است، امّا من نمى‌دانم از آن نجات مى‌يابم يا خير؟

اين آيه بايد در كنار آيات و رواياتى كه مربوط به صراط است معنا شود، چون صراط پلى است كه بر روى دوزخ كشيده شده است و همه‌ى مردم از روى آن عبور مى‌كنند، بعضى تند و بعضى كُند و بعضى به دوزخ مى‌افتند.

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: روز قيامت، همه‌ى انسان‌ها (چه خوب و چه بد) وارد جهنّم مى‌شوند، ولى آتش به مؤمنين زيانى نمى‌رساند، همچون حضرت ابراهيم كه آتش بر او سرد شد. بنابراين آيه‌ى مورد بحث كه ورود همگان را به دوزخ حتمى مى‌داند، با آياتى كه مى‌گويد: مؤمنين از دوزخ دورند «1» منافاتى ندارد. زيرا از سويى وارد دوزخ مى‌شوند، و از سوى ديگر با لطف خداوند آسيبى نمى‌بينند.

لذا برای نجات از جهنم باید دست به دعا باشیم ودعاهایی از قران یاموزیم تا باعث نجات ما باشد دعاهایی از ائمه اطهار ییاد بگیریم تا خداوند ما را نجات بدهد نجات از جهنمی که خداوند خلق کرده است وهیزم ان سنگ وادمیان است

رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذَابَ جَهَنَّمَ ۖ إِنَّ عَذَابَهَا كَانَ غَرَامًا ‎﴿٦٥﴾‏ إِنَّهَا سَاءَتْ مُسْتَقَرًّا وَمُقَامًا

رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ

یا ذَاالْجَلالِ وَالاِْکْرامِ‌

ای صاحب جلالت و بزرگواری

یا ذَاالنَّعْماَّءِ وَالْجُودِ

ای صاحب نعمت و جود

یا ذَاالْمَنِّ وَالطَّوْلِ حَرِّمْ شَیْبَتی عَلَی النّارِ

‌ای صاحب بخشش و عطا حرام کن محاسنم را بر آتش دوزخ

يَا رَبَّنَا وَ يَا سَيِّدَنَا وَ يَا مَوْلَانَا وَ يَا غَايَةَ رَغْبَتِنَا

أَسْأَلُكَ يَا اللَّهُ أَنْ لَا تُشَوِّهَ خَلْقِي بالنَّار

واما در نماز شب هم دعا برای نجات از جهنم فراموش نشود بخصوص نماز وتر....

قالَ اَبُوعَبْدِاللّهِ عليه السلام : اِسْتَغْفِرِاللّهَ فِى الْوَتْرِ سَبْعينَ مَرَّةً، تَنْصِبُ يَدَكَ اليُسْرى وَتَعِدُّ بِالْيُمْنى اَلاِْسْتِغْفارَ. وَكانَ رَسُولُ اللّهِ صلي الله عليه و آله يَسْتَغْفِرُ فِى الْوَتْرِ سَبْعينَ مَرَّةً وَيَقُولُ: «هذا مَقامُ الْعائِذِبِكَ مِنَ النّارِ» سَبْعَ مَرّاتٍ. حديث

امام صادق عليه السلام فرمود: در نماز وتر هفتاد بار استغفار كن در حالى كه دست چپ را (مقابل صورت) بلند كرده و با دست راست استغفار را مى شمارى. و رسول خدا صلي الله عليه و آله هم در نماز وتر هفتاد بار استغفار مى كرد و هفت بار مى گفت: «هذا مَقامُ العائِذِ بِكَ مِنَ النّار». يعنى اين جايگاه كسى است كه از آتش به تو (خدا) پناه آورده است.

امام صادق علیه السلام ــ وصفی از جهنم

به سند صحیح از ابوبصیر روایت شده که: خدمت حضرت صادق (ع) عرضه داشتم ای فرزند رسول خدا مرا از عذاب الهی بترسان که دلم زنگ قساوت گرفته است.

فرمود: ای ابومحمد آماده زندگی دور و درازی باش که زندگی آخرت است، که آن زندگی را نهایت نیست، درباره آن زندگی اندیشه کن و برای آن توشه فراهم نما.

ای ابوبصیر روزی امین وحی جبرئیل با چهره ای تلخ که آثار اندوه از آن می‌ریخت به محضر رسول خدا آمد، درحالی که پیش از آن هرگاه به محضر حضرت مشرف می‌شد متبسم و خوشحال بود.

رسول خدا به جبرئیل فرمود: چرا امروز با چهره گرفته و محزون آمده ای؟ عرضه داشت: امروز نفخه و دمی که بر آتش دوزخ می‌دمیدند از دست نهادند! فرمود دم‌های آتش دوزخ چیست؟ گفت: ای محمد خداوند فرمان داد هزار سال بر آتش دوزخ دمیدند تا سپید شد، پس هزار سال دیگر دمیدند تا سرخ شد، آنگاه هزار سال دیگر دمیدند تا سیاه شد، و اکنون سیاه است و تاریک.

و اگر قطرهای از آشامیدنی دوزخ که محصولی از چرک و زخم عورت زنان زناکار است و در دیگ‌های دوزخ جوشانده می‌شود و به عوض آب به اهل جهنم می‌خورانند در آب‌های اهل دنیا بریزند هر آینه همه اهل دنیا از بوی بدش بمیرند، و اگر یک حلقه از زنجیری که هفتاد زرع است و بر گردن اهل دوزخ می‌گذارند بر دنیا بگذارند از حرارت آن تمام دنیا بگدازد، و اگر پیراهنی از پیراهن‌های اهل آتش را در میان آسمان و زمین بیاویزند اهل دنیا از بوی بد آن هلاک شوند.

چون امین وحی این مطالب را بیان کرد رسول خدا و جبرئیل به گریه افتادند، خداوند فرشتهای را نازل فرمود که: پروردگار به شما سلام می‌رساند، و می‌فرماید: من شما را از آنچه مستوجب عذاب می‌گردد ایمنی دادم.

سپس حضرت صادق (ع) فرمود: در آن روز اهل آتش عظمت دوزخ و عذاب الهی را درک می‌کنند، و اهل بهشت عظمت بهشت و نعیم آن را آگاه می‌شوند، و چون اهل دوزخ وارد دوزخ می‌شوند هفتاد سال می‌کوشند تا خود را به بالای دوزخ می‌رسانند هنگامی که به کنار دوزخ می‌رسند، فرشتگان گرزهای آهن بر سر آنان می‌کوبند تا به قعر دوزخ بازگردند، پوستهای دوزخیان را پس از سوختن به پوست جدید تغییر می‌دهند، تا عذاب بر آنان تأثیر بیشتری بگذارد.

پس امام صادق (ع) به ابوبصیر فرمود: آنچه برایت گفتم تو را بس است؟ ابوبصیر گفت: آری مرا بس است: «1»

Le jeûne - Baladislam

تصویری مذهبی که نشان می‌دهد مردم در آتش جهنّم عذاب می‌کشند.‏

جهنم

۸ آیات کتاب مقدس در مورد جهنم - DailyVerses.net

دروازه‌ جهنم» در سیبری در حال رشد است! (+ویدئو)

کلام خداوند در قران

حَافِظُوا عَلَى الصَّلَوَاتِ وَالصَّلاةِ الْوُسْطَى وَقُومُوا لِلَّهِ  قَانِتِينَ ... سورة البقرة

صدق الله العلي العظيم (سورة النساء:113) - ppt download

وَإِذَا ضَرَبْتُمْ فِي الْأَرْضِ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَن تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلَاةِ فَإِذَا قَضَيْتُمُ الصَّلَاةَ فَاذْكُرُوا اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىٰ جُنُوبِكُمْ ۚإِنَّا أَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِمَا أَرَاكَ اللَّهُ وَأَنزَلَ اللَّهُ عَلَيْكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ

و چون در زمین سفر کردید، اگر بیم داشتید که آنان که کفر ورزیده‌اند به شما آزار برسانند، گناهی بر شما نیست که نماز را کوتاه کنید و چون نماز را به جاى آورديد، خدا را [در همه حال‌] ايستاده و نشسته و بر پهلوآرميده، ياد كنيد ما این کتاب را به حق بر تو نازل کردیم، تا میان مردم به [موجب‌] آنچه خدا به تو آموخته داوری کنی و خدا کتاب و حکمت بر تو نازل کرد

كن مع الله ..ذاكرا - بصمة | نلهمك لتبدع

فَإِذَا قَضَيْتُمُ الصَّلَاةَ فَاذْكُرُوا اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا  وَعَلَىٰ جُنُوبِكُمْ

یاد خدا به هر شکلی زیباست....

فإذا قضيتم الصلاة فاذكروا الله قياما

دعای سجده

يَا رَبَّ الْأَرْبابِ، وَيَا مَلِكَ الْمُلُوكِ، وَيَا سَيِّدَ السَّاداتِ، وَيَا جَبَّارَ الْجَبابِرَةِ، لَا تَكِلْنِي إِلَىٰ نَفْسِي طَرْفَةَ عَيْنٍ أَبَداً

وَأَسْأَلُکَ الرَّاحَةَ عِنْدَ الْمَوْتِ، وَ الْعَفْوَ عِنْدَ الْحِسابِ

یَا اللّٰهُ یَا رَبّاهُ یَا سَیِّداهُ یَا اللّٰهُ یَا رَبّاهُ یَا سَیِّداهُ یَا اللّٰهُ یَا رَبّاهُ یَا سَیِّداهُ إِنِّی ظَلَمْتُ نَفْسِی فَاغْفِرْ لِی إِنِّی ظَلَمْتُ نَفْسِی فَاغْفِرْ لِی إِنِّی ظَلَمْتُ نَفْسِی فَاغْفِرْ لِی

اللّٰهُمَّ مَغْفِرَتُكَ أَوْسَعُ مِنْ ذُنُوبِي، وَرَحْمَتُكَ أَرْجَىٰ عِنْدِي مِنْ عَمَلِي، فَاغْفِرْ لِي ذُنُوبِي يَا حَيّاً لَايَمُوتُ

يَا رَبِّ إِنَّ ذُنُوبِى لا تَضُرُّکَ وَاِنَّ مَغْفِرَتَکَ لی لا تَنْقُصُکَ فَاَعْطِنی ما لایَنْقُصُکَ وَاغْفِرْ لی ما لایَضُرُّکَ

لا إلهَ اِلاّ اللّه حَقّاً حَقّاً، لا اِلهَ اِلاّ اللّه ایماناً وَ تَصْدیقاً، لا اِلهَ اِلاّ اللّه عُبودِیةً وَ رِقّاً، سَجَدْتُ لَک یا رَبِّ تَعَبُّداً وَ رِقّاً لا مُسْتَنکِفاً وَ لا مُسْتَکبِراً،

بَلْ اَنَا عَبْدٌ ذَلیلٌ ضَعیفٌ خائِفٌ مُسْتَجیر

آخرین خبر | سجده شکر

آموزش احکام _ ۲۴ / چند نکته درباره سجده نماز

حدیثی از امام علی در مورد سجده

حدیث درباره سجده طولانی +دانلود عکس نوشته - عطر قرآن

سجده

کتاب روح القدوس محی الدین عربی عارف بزرگ جهان اسلام

از همه کارهایی که انسان انجام میدهد هیچ چیز برای ابلیس کشنده تر از سجده ای نیست که در نماز انجام میدهد زیرا گناهش در سجده کردن تحقق یافت وسجده بسیار وطولانی ابلیس را اندوهگین میکند زیرا وقتی انسان سجده میکند ابلیس گناه خویش را به یاد می اورد واندوهگین میشود

واز این روی پیامبر اکرم ص فرمود

اذا سجد ابن اد م السجدة اعتزل الشیطان یبکی ((هرگاه انسان سجده ای کرد شیطان گریان از انجا میرود))

انسان به هنگام سجده کردن خویش از شیطان ایمن است اما از نفس خود ایمن نیست وهر انچه در حال سجده بر ذهن انسان میگذرد یاخدایی است ویا از جانب فرشتگان ویا به طور و یژه از نفس خود انسان شیطان در آن نقشی ندارد هرگاه از سجده بر میخیزد اندوه ابلیس بر طرف میشود وبه اغوای انسان میپردازد واسجدواقترب چنانکه میبینیم نزدیک شدن با سجده محقق میشود

در کارپیامبران اندیشه کن خواهی دید برای مومنان فقر را بر توانگری وساده زیستی را بر رفاه تر جیح داد ه است چنانکه وقتی اسرافیل فرود امد وان بزرگوار (حضرت رسول ص ) را مختار گذاشت وگفت خداوند ترا مختار گذاشته است ومیتوانی پیامبر وبنده ویا پیامبری پادشه باشی جبرییل وقتی این سخن را شنید به ان حضرت اشارت کرد که فروتن باشد وپیامبری وبندگی را بر گزیند وا ن حضرت فرمود ((ولو قلت نبیا ملکا لسارت معی الجبال ذهبا وفضة اگر میگفتم پیامبری پادشاه کوهها مانند زر وسیم برای من روان میشدند

نتیجه خواستار شدن بندگی ان بود که درویشی وفروتنی را بپذیرد تا انجا که از شدت گرسنگی سنگ به شکم خود میبست ما نیز باید تلاش وکوشش کنیم واز دنیا واسباب دنیوی خود راپالوده بداریم وتنها به عبادت وپرستش خدا بپردازیم یکی از مصادیق اموری که عقل سلیم را به کوشش ترغیب میکند درنگ در مهم ترین نعمت هایی که خداوند متعال به انسان داده است به شرط انکه بدرستی انها رابشناسد

نخستین نعمتی که از پروردگارت دریافته ای ان است که ترا از نیستی به هستی اورد اولایذکر الانسان انا خلقناه من قبل ولم یک شیئا

دومین نعمتی که خداوند به ما داده است ما را ازجمادات قرار ندا ده است هرچند که جمادات وسنگها نیز از نگاه ما بر خلاف ان هستند که مردم میبینند چنانکه پیامبر اکرم ص فرمود ((من سنگی رامیشناسم که به من سلام میدهد ودر احد فرمود این کوهی است که ما رادوست میدارد وما نیز اورا دوست میداریم

از نگاه ما جمادات خدا را میشناسند ودرعالم خویش به وجود او گواهی میدهند

ای عزیز خدایت سلامت بدارد با تمام توان تلاش کن که تو به اندازه شناخت وباریک بینی ات مسئول هستی پس باید که دانش ما کاملترین دانش باشد هر انسانی میباید به اندازه توان کامل خویش در کسب خشنودی خدا بکوشد وانسان باید از تباهی وبطالت بپرهیزد

دیگر انکه هر یک از انان اعم از جماد ونبات وحیوان دو گونه عبادت دارند دیگر سایه ای که از شخص من ایجاد میشود از اودونوع عبادت دیده ام که خودش را به ان مقید میداند اما از میان حیوانات هم سرمشق هایی داریم ویکی از انها اسب است که عبادتش عجیب است ونیز باز وگربه وسگ ویوز پلنگ وزنبور عسل .....هرگز این توانایی را نیافته ام که بتوانم پرستش انها را چنان که خود از انها اگاه هستند وصف کنم ودر بهترین وجه تنها در برخی مواقع توانسته ام پرستش انها رادرک کنم

حکایت منگوله ها در تورات.....

خرید و قیمت مگنت پرمانه طرح سوره رعد کد pmag2.27794 مجموعه 2 عددی

دکتر علی شریعتی

آیه‌ای در ِانجیل هست که من خیلی این آیه را دوست دارم و فکر میکنم که اگر همه انجیل تحریف شده باشد این سخن، بوی سخن یک پیغمبر‬ ‫را میدهد و فکر نمیکنم کسانی که به تحریف یک کتاب آسمانی میپردازند این قدر شُعور و ذوق داشته باشند که چنین جمله‌ای را بسازند! میگوید‬ که:‬ "‫ای انسانها! (انسان بزرگ و مستقل میخواهد بسازد) ای انسانها! از راه‌هایی مَروید که روندگان آن بسیارند، از راه‌هایی بروید که روندگان آن کمَند!‬" ‫چرا که تاریخ، تکامل، مال کسانی است که خودشان راهِ تازه انتخاب کرده‌اند یا راههایی را انتخاب کرده‌اند که هنوز انسانها، و تودهٔ مردمی که همیشه‬ ‫دنباله رو هستند و همیشه دیگران برایشان فکر میکنند و تصمیم میگیرند از این راهها نمیروند. از راههای بروید که روندگان آن کمند، از راههایی مَروید‬ ‫که روندگان آن بسیارند. علمای قسطنطنیه برای اینکه به مَضمون این آیه عمل بکنند هیچ وقت از توی خیابانها رد نمیشدند، از کوچه پس کوچه‌ها رد‬ ‫میشدند!‬ ‫

((‫ای انسانها! ای انسانها! از راه‌هایی مَروید که روندگان آن بسیارند، از راه‌هایی بروید که روندگان آن کمَند))

دکتر شریعتی (آیه انجیل)

حکایت منگوله ها در تورات

خداوند به موسی ع فرمود به قوم اسراییل بگوکه برای حاشیه لباسهای خود منگوله هایی درست کنند وبا نخ ابی به حاشیه لباس خود وصل کنند هدف از این قانون ان است که هر وقت منگوله ها را ببینند احکام خداوند را یاد اورند وخواسته دل خود را بجا نیاورند این قانون به شما یاد اوری خواهد کردکه برای خدای خود مقدس باشید

جنات عدن

خرید و قیمت مگنت طرح جنات عدن مفتحه لهم الابواب مدل S2249

جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِي وَعَدَ الرَّحْمَٰنُ عِبَادَهُ بِالْغَيْبِ ۚ إِنَّهُ كَانَ وَعْدُهُ مَأْتِيًّا * لَّا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا إِلَّا سَلَامًا ۖ وَلَهُمْ رِزْقُهُمْ فِيهَا بُكْرَةً وَعَشِيًّا * تِلْكَ الْجَنَّةُ الَّتِي نُورِثُ مِنْ عِبَادِنَا مَن كَانَ تَقِيًّا وَمَا كَانَ رَبُّكَ نَسِيًّا رَّبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا فَاعْبُدْهُ وَاصْطَبِرْ لِعِبَادَتِهِ إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَالْمُشْرِكِينَ فِي نَارِ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا ۚ أُولَٰئِكَ هُمْ شَرُّ الْبَرِيَّةِ * إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَٰئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ جَزَاؤُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ۖ رَّضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ۚ ذَٰلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ مَّثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ ۖ فِيهَا أَنْهَارٌ مِّن مَّاءٍ غَيْرِ آسِنٍ وَأَنْهَارٌ مِّن لَّبَنٍ لَّمْ يَتَغَيَّرْ طَعْمُهُ وَأَنْهَارٌ مِّنْ خَمْرٍ لَّذَّةٍ لِّلشَّارِبِينَ وَأَنْهَارٌ مِّنْ عَسَلٍ مُّصَفًّى ۖ وَلَهُمْ فِيهَا مِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ وَمَغْفِرَةٌ مِّن رَّبِّهِمْ ۖ كَمَنْ هُوَ خَالِدٌ فِي النَّارِ وَسُقُوا مَاءً حَمِيمًا فَقَطَّعَ أَمْعَاءَهُمْ

باغهای جاودانی که [خدای‌] رحمان به بندگانش در جهان ناپیدا وعده داده است. در حقیقت، وعده او انجام‌شدنی است.در آنجا سخن بيهوده‌اى نمى‌شنوند، جز درود. و روزى‌شان صبح و شام در آنجا [آماده‌] است.اين همان بهشتى است كه به هر يك از بندگان ما كه پرهيزگار باشند به ميراث مى‌دهيم.و پروردگارت هرگز فراموشكار نبوده است.پروردگار آسمانها و زمين و آنچه ميان آن دو است. پس او را بپرست و در پرستش او شكيبا باش

کسانی از اهل کتاب که کفر ورزیده‌اند و [نیز] مشرکان در آتش دوزخند، [و] در آن همواره می‌مانند؛ اینانند که بدترین آفریدگانند.در حقیقت کسانی که گرویده و کارهای شایسته کرده‌اند، آنانند که بهترین آفریدگانند.پاداش آنان نزد پروردگارشان باغهای همیشگی است که از زیر [درختان‌] آن، نهرها روان است، جاودانه در آن «همی» مانند؛ خدا از آنان خشنود است و [آنان نیز] از او خشنود، این [پاداش‌] برای کسی است که از پروردگارش بترسد.

مَثَل بهشتی که به پرهیزگاران وعده داده شده [چون باغی است که‌] در آن نهرهایی است از آبی که [رنگ و بو و طعمش‌] برنگشته؛ و جویهایی از شیری که مزه‌اش دگرگون نشود؛ و رودهایی از باده‌ای که برای نوشندگان لذتی است؛ و جویبارهایی از انگبین ناب. و در آنجا از هر گونه میوه برای آنان [فراهم‌] است و [از همه بالاتر] آمرزش پروردگار آنهاست. [آیا چنین کسی در چنین باغی دل‌انگیز] مانند کسی است که جاودانه در آتش است و آبی جوشان به خوردشان داده می‌شود [تا] روده‌هایشان را از هم فرو پاشد؟

تلنگر در قران

ایا با این توصیف که خدای تبارک وتعالی از بهشت عدن کرده است باز دل به دنیای نقد میبندید وبه شک وتردیدهایی که دیگران(خیام ) در شما ایجاد کردند اعتماد میکنیید

گویند بهشتِ عَدْن با حور خوش است،

من چه گویم ؟ آب انگور خوش است

این نقد بگیر و دست از آن نسیه بدار،

که آواز دُهُل شنیدن از دور خوش است.

اگر طالب رستگاری به دخول در بهشت عدن خداوند هستی اعمال را خالصانه برای خداوند انجام بده

فاز في جنات عدن بالأمل | | موقع قصيدة

۱. وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ذَٰلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ‎﴿التوبة: ٧٢﴾‏

۲. جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَهَا وَمَن صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَالْمَلَائِكَةُ يَدْخُلُونَ عَلَيْهِم مِّن كُلِّ بَابٍ ‎﴿الرعد: ٢٣﴾‏

۳. جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَهَا تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ لَهُمْ فِيهَا مَا يَشَاءُونَ كَذَٰلِكَ يَجْزِي اللَّهُ الْمُتَّقِينَ ‎﴿النحل: ٣١﴾‏

۴. أُولَـٰئِكَ لَهُمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهِمُ الْأَنْهَارُ يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٍ وَيَلْبَسُونَ ثِيَابًا خُضْرًا مِّن سُندُسٍ وَإِسْتَبْرَقٍ مُّتَّكِئِينَ فِيهَا عَلَى الْأَرَائِكِ نِعْمَ الثَّوَابُ وَحَسُنَتْ مُرْتَفَقًا ‎﴿الكهف: ٣١﴾‏

۵. جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِي وَعَدَ الرَّحْمَـٰنُ عِبَادَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّهُ كَانَ وَعْدُهُ مَأْتِيًّا ‎﴿مريم: ٦١﴾‏

۶. جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَذَٰلِكَ جَزَاءُ مَن تَزَكَّىٰ ‎﴿طه: ٧٦﴾‏

۷. جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَهَا يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٍ وَلُؤْلُؤًا وَلِبَاسُهُمْ فِيهَا حَرِيرٌ ‎﴿فاطر: ٣٣﴾‏

۸. جَنَّاتِ عَدْنٍ مُّفَتَّحَةً لَّهُمُ الْأَبْوَابُ ‎﴿ص: ٥٠﴾‏

۹. رَبَّنَا وَأَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِي وَعَدتَّهُمْ وَمَن صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ إِنَّكَ أَنتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ‎﴿غافر: ٨﴾‏

۱۰. يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَيُدْخِلْكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ ذَٰلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ

پاورپوینت تدریس قرآن نهم | درس 8: سوره صف و جمعه، او خواهد آمد (جلسه اول) -  گاما

الوعد والوعيد في القرآن المجيد – جنات عدن التي وعد الرحمن عباده بالغيب

ادمها چهار گونه اند از دیدگاه دکتر شریعتی

دکتر علی شریعتی انسانها را به چهار دسته تقسیم کرده است:

۱) آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم نیستند

عمده آدمها. حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم می‌شوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.

۲) آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هم نیستند

مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هویتشان را به ازای چیزی فانی واگذاشته‌اند. بی شخصیت‌اند و بی اعتبار. هرگز به چشم نمی‌آیند. مرده و زنده‌اشان یکی است.

۳) آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم هستند

آدمهای معتبر و با شخصیت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را می گذارند. کسانی که هماره به خاطر ما می‌مانند. دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم.

۴) آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هستند

شگفت انگیز ترین آدمها. در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه اند که ما نمی‌توانیم حضورشان را دریابیم. اما وقتی که از پیش ما میروند نرم نرم آهسته آهسته درک می‌کنیم. باز می‌شناسیم. می فهمیم که آنان چه بودند. چه می گفتند و چه می خواستند. ما همیشه عاشق این آدمها هستیم . هزار حرف داریم برایشان. اما وقتی در برابرشان قرار می‌گیریم قفل بر زبانمان می‌زنند. اختیار از ما سلب می‌شود. سکوت می‌کنیم و غرقه در حضور آنان مست می‌شویم و درست در زمانی که می‌روند یادمان می آید که چه حرفها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد اینها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.

Picture

No photo description available.

عیسی مسیح ع در کتاب مقدس انجیل فرموده است : «فقط با عبور از درِ تنگ می‌توان به حضور خدا رسيد. جاده‌ای كه به طرف جهنم می‌رود خيلی پهن است و دروازه‌اش نيز بسيار بزرگ، و عدهٔ زيادی به آن راه می‌روند، و براحتی می‌توانند داخل شوند. اما دری كه به زندگی جاودان باز می‌شود، كوچک است و راهش نيز باريک، و تنها عدهٔ كمی می‌توانند به آن راه يابند» (متی فصل 7 آیه های 13 تا 14).

دو نصیحت ناب از مولایمان خدای تبارک وتعالی

تدبر اية (فلنحيينه حياة طيبة ) سورة النحل...#حالات_واتس #حالات_واتساب_دينية  #حالات_واتساب_اسلامية - YouTube

ما عندكم ينفد

اگر طالب هدایت خداوند هستی اولین پله نردبان هدایت ایمان اوردن به ایات خداوند یعنی ایمان اوردن به انچه که در زبور وانجیل تورات (کتاب مقدس عهد عتیق ) وایمان به قران یا فرقان که عهد جدید است ایمان به کلام خداوند اولین پله ترقی است بعد از ایمان به ایات عمل صالح است یعنی بعد از ایمان شرط اساسی عمل کردن به کلام وایات الهی است که حیات طیبه ما را تضمین میکند یقین بدان انچه در دستان ما است فناپذیر است وانچه که به امانت در دستان خداوند قرار بگیرد جاودانه وباقی است لذا اگر مالی داری مقداری از انها را با صدقه ومهمانی وانفاق ونیکی در نزد خداوند ذخیره کن تا جاودانه بماند

مَا عِندَكُمْ يَنفَدُ ۖ وَمَا عِندَ اللَّهِ بَاقٍ ۗ وَلَنَجْزِيَنَّ الَّذِينَ صَبَرُوا أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَىٰ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً ۖ وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ۚ إِنَّمَا عِندَ اللَّهِ هُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ

إِنَّ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ لَا يَهْدِيهِمُ اللَّهُ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ وَالَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا صُمٌّ وَبُكْمٌ فِي الظُّلُمَاتِ

آنچه پیش شماست تمام می‌شود و آنچه پیش خداست پایدار است، و قطعاً کسانی را که شکیبایی کردند به بهتر از آنچه عمل می‌کردند، پاداش خواهیم داد.هر كس -از مرد يا زن- كار شايسته كند و مؤمن باشد، قطعاً او را با زندگى پاكيزه‌اى، حيات [حقيقى‌] بخشيم، و مسلماً به آنان بهتر از آنچه انجام مى‌دادند پاداش خواهيم داد.زیرا آنچه نزد خداست -اگر بدانید- همان برای شما بهتر است.در حقیقت، کسانی که به آیات خدا ایمان ندارند، خدا آنان را هدایت نمی‌کند و برایشان عذابی دردناک است.و کسانی که آیات ما را دروغ پنداشتند، در تاریکیها[ی کفر] کر و لالند

عرض وقفات المصدر موقع حصاد | تدارس القرآن الكريم

إن الذين لا يؤمنون بآيات الله لا يهديهم الله ولهم عذاب أليم || ماهر المعيقلي

Pin page

الله

مَا عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ ۖ وَمَا عِنْدَ اللَّهِ بَاقٍ ۗ وَلَنَجْزِيَنَّ الَّذِينَ صَبَرُوا أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ


آنچه [از ثروت و مال] نزد شماست، فانی می شود و آنچه [از پاداش و ثواب] نزد خداست، باقی می ماند، و قطعاً آنان که [برای دینشان] شکیبایی ورزیدند، پاداششان را بر پایه بهترین عملی که همواره انجام می داده اند، می دهیم.

آیه 96 سوره نحل - دانشنامه‌ی اسلامی

الله

المؤمن القانع والعفيف

الله

Τι σημαίνει έχω καλή ζωή; – مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَىٰ  وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً – Το Ορθόδοξο Ισλάμ με  Ορθόδοξη Κατανόηση

الله

Image

الله