
حلول ماه شعبان مبارک


إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِندَ اللَّهِ اثْنَا عَشَرَ شَهْرًا فِي كِتَابِ اللَّهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ مِنْهَا أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ ۚ ذَٰلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ ۚ فَلَا تَظْلِمُوا فِيهِنَّ أَنفُسَكُمْ ۚ
در حقيقت، شماره ماهها نزد خدا، از روزى كه آسمانها و زمين را آفريده، در كتاب [علم] خدا، دوازده ماه است؛ از اين [دوازده ماه]، چهار ماه، [ماهِ] حرام است. اين است آيين استوار، پس در اين [چهار ماه ]بر خود ستم مكنيد،
خدای تبارک وتعالی را شکر که ماه رجب را سپری کردیم واین ماه رجب ماه بسیار سنگینی بود چون تکلیفمان در ان ماه خیلی بیشتر بود رجب یکی از چهار ماه حرام است که بسیار حرمت دارد وخدای تبارک وتعالی فرمان داده است به احترام ماه حرام رجب هرکس که این ماه رادرک میکند باید به دیگران ظلم وستم نکند ,واما بعد از ماه رجب دوماه بسیار مبارک بنام شعبان ورمضان وجود دارد که از بهترین ماهای سال هستند اما ماه شعبان ماه حرام نیست اما ماه بسیار خوبی برای انجام کار خیر است کلمه شعبان از شعبه می اید یعنی از هر دری کار خوب بکنی به شعبه وشاخه ای از خیر اویزان شده ای که ترا به سوی بهشت میکشاند خدای تبارک وتعالی در بهشت ودوزخ دو درخت غرس کرده است درخت دوزخ زَقوم نام دارد ودرخت بهشت طُوبی نام دارد در ماه شعبان شاخه های این دو درخت تا اسمان دنیا اویزان میشوند وگروهی به زقوم وگروهی به طوبی اویزان شده اند وانان را به سوی خود میکشند فقط چشم بصیرت میخواهد که انرا در دنیا ببیند در زمان صدر اسلام محمد مصطفی این واقعه را دیده وبیان کرده است هرچه هست تقدیر وسرنوشت ادمی با درختی گره خورده است ادم وحوا از درخت سیب یا درخت دانش منع شدند اما نافرمانی کردند واز بهشت رانده شدند ودر دنیا امتحان ما با درخت زقوم وطوبی گره خورده است به شاخه کدام درخت اویزان شده ای هر کار خیری در این ماه شعبان انجام بدهی به شاخه ای از درخت طوبی اویزان شده ای هرعمل شری انجام بدهی به شاخه ای از درخت زقوم اویزان شده ای صلاح کار خویش خسروان دادند
من که سر درنیاورم به دو کون
گردنم زیر بار منت اوست
تو و طوبی و ما و قامت یار
فکر هر کس به قدر همت اوست
چه کنم غرق نعمتم کرده دوست
گردنم زیر بار منت اوست
ماه شعبان ازدیدگاه علی ع
حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام در روز اوّل شعبانى گذشت به جماعتى که در مسجدى نشسته بودند و در امر قَدَرْ و امثال آن گفتگو مى کردند و بلند شده بود صداهاى ایشان و سخت شده بود لجاجت و جدال ایشان پس حضرت ایستاد و بر ایشان سلام کرد آنها جواب سلام دادند و براى آن جناب برخاستند و خواهش کردند که نزد ایشان بنشیند آن حضرت به ایشان اعتنایى نکرد و فرمود اى گروهى که سخن مى گویید در چیزى که نفع نمى رساند آیا ندانستید که خداى تعالى را بندگانیست که ساکت کرده ایشان را خوف بدون آنکه عاجز باشند از گفتن یا لال باشند بلکه ایشان هرگاه به خاطر آرند عظمت خداوند را شکسته مى شود زبانهایشان و کنده مى شود دلهایشان و مى رود عقلهاى شان و مبهوت مى شوند به جهت اِعْزاز و اِجلال و اعظام خداوند پس هرگاه به خود آمدند از این حالت رو مى آورند بسوى خدا به کردارهاى پاکیزه مى شمرند نَفْسهاى خود را با ستمکاران و خطاکاران و حال آنکه ایشان منزّهند از تقصیر و تفریط مگر آنکه ایشان راضى نمى شوند براى خدا به کردار اندک و بسیار نمى شمرند براى او عمل زیاد را و پیوسته مشغولند به اعمال پس ایشان چنانند که هر وقت نظر کنى به ایشان ایستادگانند به عبادت ترسان و هراسان در بیم و اضطرابند پس کجائید شما از ایشان اى گروه تازه کارها آیا ندانستید که داناترین مردم به قَدَرْ ساکت ترین ایشانند از آن و اینکه جاهلترین مردم به قَدَرْ سخنگوترین ایشانند در او .
اى گروه تازه کارها امروز غُرّه شعبان کریم است نامیده است او را پروردگار ما شعبان به جهت پراکنده شدن خیرات به تحقیق که باز کرده پروردگار شما در او درهاى حسنات خود را و جلوه داده به شما قصرها و خیرات او را به قیمت ارزانى و کارهاى آسانى پس بخرید آن را و جلوه داده براى شما ابلیس لعین شُعَبهاى شرور و بلاهاى خود را و شما پیوسته مى کوشید در گمراهى و طغیان و متَمَّسِک مى شوید به شعبهاى ابلیس و رُو مى گردانید از شعبهاى خیرات که باز شده براى شما درهاى او و این غُرّه ماه شعبان است و شعبهاى خیرات او نماز است و روزه و زکات و امر به معروف و نهى از منکر و بِرّ والدین و خویشان و همسایگان و اصلاح ذات الْبَینِ و صدقه بر فقراء و مساکین بر خود کلفت مى دهید چیزى را که برداشته شده از شما یعنى امر قضا و قدر و چیزى که نهى کرده شده اید از فرو رفتن در آن از کشف سِرّهاى خدا که هر که تفتیش کند از آنها از تباه شدگانست
آگاه باشید به درستى که اگر شما واقف شوید بر آنچه مهیا فرموده ، پروردگار عزّوجلّ براى مطیعین از بندگانش در امروز هر آینه بازخواهید داشت خود را از آنچه در او هستید و شروع خواهید کرد در آنچه امر کردند شما را به آن .
گفتند یا امیرالمؤ منین علیه السلام و چیست آنکه آن را خداوند مهیا فرموده در این روز براى مطیعین خود ؟
پس حضرت نقل فرمود قصه آن لشکرى را که رسول خداصَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَ اله به جهاد کفار فرستاده بود و دشمنان شب بر ایشان شبیخون زدند و آن شبى تاریک و سخت ظلمانى بود و مسلمانان در خواب بودند کسى از ایشان بیدار نبود جز زید بن حارثه و عبدالله بن رواحه و قتادة بن نعمان و قیس بن عاصم منقرى که هر کدام در یک جانب ایشان بیدار و مشغول نماز و قرآن خواندن بودند دشمنان مسلمانان را تیرباران کردند و به واسطه تاریکى و ندیدن مسلمانان دشمنان را تا از آنها احتراز کنند نزدیک بود که هلاک شوند که ناگاه از دهان این چند نفر نورهایى ساطع شد که لشکرگاه مسلمانان را روشن کرده و سبب قوت و دلیرى ایشان شده پس شمشیر کشیده و دشمنان را کشته و زخمدار و اسیر نمودند و چون مراجعت نمودند و براى حضرت رسول صلى الله علیه و آله نقل کردند فرمود این نورها به جهت اعمال این برادران شما است در غره ماه شعبان .
پس یک یک آن اعمال را حضرت نقل کردند تا آنکه فرمودند چون روز اول شعبان مىشود پراکنده مىکند ابلیس لشکر خود را در اطراف زمین و آفاق آن و مىگوید به ایشان که سعى کنید در کشیدن بعضى از بندگان خدا را به سوى خود در این روز و به درستى که خداى عز و جل پراکنده مىکند ملائکه را در اطراف زمین و آفاق او و به ایشان مىفرماید براستى نگاه دارید بندگان مرا و ارشاد کنید ایشان را پس همه ایشان نیک بخت مىشوند به شما مگر آنکه امتناع و سرکشى کند پس به درستى که او از حد گذشته مىگردد در حزب ابلیس و جنود او به درستى که خداوند عز و جل چون روز اول ماه شعبان مىشود امر مىکند به درهاى بهشت پس باز مىشود و امر مىکند درخت طوبى را پس نزدیک مىکند شاخه هاى خود را بر این دنیا آنگاه ندا مىکند منادى پروردگار عز و جل اى بندگان خدا این شاخه هاى درخت طوبى است پس در آویزید به او که بلند کند شما را بسوى بهشت و این شاخه هاى درخت زقوم است پس بترسید از او که نبرد شما را بسوى دوزخ رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود قسم به آنکه مرا به راستى به رسالت مبعوث نموده که هر که فرا گیرد درى از خیر و نیکى را در این روز پس به تحقیق که در آویخته به شاخه اى از شاخه هاى درخت طوبى پس او کشاننده است او را بسوى بهشت و هر که فرا گیرد درى از شر را در امروز پس به تحقیق که در آویخته به شاخه اى از شاخه هاى درخت زقوم پس آن کشاننده است او را بسوى آتش آنگاه فرمود رسول خدا صلى الله علیه و آله پس هر کس که نماز مستحبى کند امروز براى خدا پس در آویخته به شاخه اى از آن .
و هر که روزه گیرد در این روز پس به تحقیق که در آویخته به شاخه اى از آن و هر که صلح دهد میان زن و شوهرش یا پدر و فرزندش یا خویشاوندانش یا مرد و زن همسایه اش یا مرد و زن بیگانه پس به تحقیق که در آویخته از آن به شاخه اى و کسى که تخفیف دهد پریشانى را از طلبى که از او دارد یا کم کند از آن پس به تحقیق که در آویخته از آن به شاخه اى و کسى که نظر کند در حساب خود پس ببیند قرض کهنه را که صاحبش از آن مایوس شده پس ادا کند آن را پس به تحقیق که درآویخته به شاخه اى از آن و کسى که کفالت کند یتیمى را پس به تحقیق که درآویخته از آن به شاخه اى و کسى که باز دارد سفیهى را از عرض مؤمنى پس به تحقیق که درآویخته از آن به شاخه اى و کسى که بخواند قرآن یا چیزى از آن را پس به تحقیق که درآویخته از آن به شاخه اى و کسى که یاد آرد خداى را و بشمرد نعمتهاى او را و شکر کند پس به تحقیق که درآویخته از آن به شاخهاى و کسى که عیادت کند مریضى را پس به تحقیق که درآویخته از آن به شاخهاى و کسى که نیکى کند پدر و مادر خود یا یکى از آنها را پس به تحقیق که درآویخته از آن به شاخه اى و کسى که پیش از این روز به غضب آورده بود ایشان را پس خوشنودشان کرد در این روز پس به تحقیق که درآویخته از آن به شاخهاى و هر که تشییع کند جنازه را پس به تحقیق که درآویخته از آن به شاخه اى و کسى که تسلیت دهد در آن مصیبت زده را پس به تحقیق که درآویخته از آن به شاخه اى و همچنین هر کسى که بجا آورد چیزى را از ابواب خیر در این روز پس به تحقیق درآویخته از آن به شاخه اى آنگاه فرمود رسول خدا صلى الله علیه و آله قسم به آنکه مرا به راستى به پیغمبرى مبعوث فرموده که هر کس که فراگیرد درى از شر و گناه را در این روز پس به تحقیق که درآویخته به شاخهاى از شاخه هاى درخت زقوم پس آن کشاننده است او را بسوى آتش آنگاه فرمود قسم به آنکه مرا براستى به پیغمبرى فرستاده که هر کس تقصیر کند در این روز نماز واجبى خود را و ضایع کند آن را پس به تحقیق که درآویخته از آن درخت به شاخهاى و هر کس که بیاید در نزد او فقیرى ضعیف که مىداند بدى حال او را و او قادر است بر تغییر حالش بدون آنکه ضررى به او برسد و کسى هم نیست از او نیابت کند و بنشیند به جاى او پس واگذارد او را که ضایع شود و هلاک گردد و دست او را نگیرد پس به تحقیق که درآویخته به شاخه اى از آن و کسى که عذر خواهى کند از او بدکارى پس نپذیرد عذر او را آنگاه عقوبت نکند او را به قدر بدى او بلکه بیفزاید بر آن پس به تحقیق که درآویخته به شاخهاى از آن و کسى که جدائى اندازد میان شوهرى با زنش یا پدر با فرزندش یا برادر با برادرش یا خویشى با خویشش یا میان دو همسایه یا میان دو رفیق یا دو خواهر پس به تحقیق که درآویخته از آن به شاخه اى و کسى که سخت بگیرد بر تنگدستى و حال آنکه مىداند تنگدستى او را پس بیفزاید بر غیظ او بلاى او پس به تحقیق که درآویخته از آن به شاخه اى و کسى که بر او دینى باشد پس منکر شود آن را بر صاحبش و تعدى کند بر او تا آنکه باطل کند دین او را پس به تحقیق که درآویخته از آن به شاخه اى و کسى که جفا کند یتیمى را و آزار رساند او را و مال او را تباه کند پس به تحقیق که درآویخته به شاخه اى از آن و کسى که داخل شود در عرض برادر مؤمن خود و وادارد مردم را بر آن پس به تحقیق که درآویخته به شاخه اى از او و کسى که آوازه خوانى کند به قسمى از خوانندگى که برانگیزاند در آن خواندن بر معاصى پس به تحقیق که درآویخته به شاخهاى از او و کسى که بنشیند بشمرد کارهاى قبیح خود را در جنگها و انواع ستم خود را بر بندگان خدا و افتخار کند بر آن پس به تحقیق که درآویخته به شاخهاى از آن و کسى که همسایهاش مریض شده پس او را عیادت نکرد محض استخفاف به شان او پس به تحقیق که درآویخته به شاخهاى از آن و کسى که همسایهاش مرد پس مشایعت نکرد جنازه او را به جهت خوار بودن او در نظرش پس به تحقیق که درآویخته از آن به شاخه اى و کسى که اعراض کند از مصیبت زده و جفا کند او را محض حقارت و کوچکى او در نزدش پس به تحقیق که درآویخته از آن به شاخه اى و کسى که عاق کند پدر و مادر خود یا یکى از آن دو را پس به تحقیق که درآویخته به شاخه اى از آن و کسى که پیش ایشان را عاق کرده بود و خوشنود نکرد ایشان را امروز و حال آنکه قدرت دارد بر آن
پس به تحقیق که درآویخته به شاخه اى از آن و همچنین هر کس بکند کارى از سایر اقسام شر را پس به تحقیق که درآویخته به شاخه اى از آن و قسم به آنکه مرا به راستى به پیغمبرى فرستاده که درآویختگان به شاخه هاى درخت طوبى بلند مىکند ایشان را آن شاخه ها بسوى بهشت آنگاه رسول خدا صلى الله علیه و آله نظر خود را به جانب آسمان انداخت اندکى و مىخندید و مسرور بود آنگاه نظر مبارک را به زیر انداخت بسوى زمین پس پیشانى مبارک را درهم کشید و روى مبارکش ترش شد .
آنگاه رو کرد به اصحاب خود و فرمود قسم به آنکه فرستاده محمد را براستى به پیغمبرى که دیدم به تحقیق درخت طوبى را که بلند مىشد و بلند مىکرد آنان که به او درآویخته بودند بسوى بهشت و دیدم بعضى از ایشان را که درآویخته بود به یک شاخه از آن و بعضى درآویخته بودند به دو شاخه از آن یا به چند شاخه بر حسب فراگرفتن ایشان مر طاعت را و به درستى که هر آینه مىبینم زید بن حارثه را که درآویخته به بیشتر شاخه هاى از آن پس آن شاخه ها بلند مىکند او را به اعلى علیین بهشت پس از این جهت خندیدم و خوشحال شدم پس نگاه کردم بسوى زمین پس قسم به آنکه مرا براستى به پیغمبرى فرستاده که دیدم درخت زقوم را که پایین مىرفت شاخه هاى او و پایین مىبرد درآویختگان به او را بسوى دوزخ و دیدم پارهاى از ایشان را درآویخته به شاخه اى و دیدم پارهاى از ایشان که درآویخته به دو شاخه یا به چند شاخه بر حسب فراگرفتن او مر قبایح را و به درستى که هر آینه مىبینم بعضى از منافقین را که درآویخته به بیشتر شاخهاى او و آنها فرو مى برند او را به اَسفَلِ دَرَکات او پس از این جهت روى خود را تُرش کردم و پیشانى را درهم کشیدم

در قرآن چنین آمده است چنین آمده است:«طوبی لهم و حسن مآب »
«برای آنان که به خدا ایمان آورده و عمل صالح انجام دادند درخت طوبی و مقام نیکو و بازگشت زیباست.»
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در تفسیر این آیه فرمود:«طوبی درختی است در بهشت که خداوند از روح خود در آن دمیده است. میوه هایش بر فراز آسمان بهشت آویخته است و شاخه هایش از پشت دیوارهای بهشت دیده می شود. این درخت در خانه من است. دوستداران علی از آن محروم نیستند و دشمنان علی هرگز به آن دست نمییابند.»
از حضرت صادق روایت است طوبى شجرة فى الجنّة، اصلها فى دار امير المؤمنين و فرعها فى منازل اهل الجنة.
سایه طوبی-------
فاش مي گويم و از گفته خود دلشادم
بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم
طاير گلشن قدسم چه دهم شرح فراق
که در اين دامگه حادثه چون افتادم
من ملک بودم و فردوس برين جايم بود
آدم آورد در اين دير خراب آبادم
سايه طوبي و دلجويي حور و لب حوض
به هواي سر کوي تو برفت از يادم
نيست بر لوح دلم جز الف قامت دوست
چه کنم حرف دگر ياد نداد استادم
کوکب بخت مرا هيچ منجم نشناخت
يا رب از مادر گيتي به چه طالع زادم
تا شدم حلقه به گوش در ميخانه عشق
هر دم آيد غمي از نو به مبارک بادم
مي خورد خون دلم مردمک ديده سزاست
که چرا دل به جگرگوشه مردم دادم
پاک کن چهره حافظ به سر زلف ز اشک
ور نه اين سيل دمادم ببرد بنيادم
گلچینی از دعای شعبانیه
زیباترین راز ونیاز ودعا بین بنده ومولا این فقره از دعای شعبانیه است بنده حقیر گل سرسبد این دعا را گلچین کرده ام بنده واقعا با این دعا با خدای تبارک وتعالی حال میکنم لذتی در این نیایش هست که در هیچ محاوره وگفتگویی وجود ندارد فقط باید معنای این دعا را صدردرصد حفظ کنی انگاه دعای عربی را بخوانی میفهمی که ائمه اطهار ما چگونه با خدای تبارک وتعالی اظهار بندگی میکرده اند خدایا اگر مرا به جهنم ببری به اهل دوزخ میگویم که خدای تبارک وتعالی یکی از دوستانش راهم به دوزخ اورده است دل من لبریز از حب ودوستی تو است این اخرین کلامی که خدای تبارک وتعالی محبان ودوستانش را نجات میدهد

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ إِلَهِي وَ اسْمَعْ دُعَائِي إِذَا دَعَوْتُكَ
وَ اسْمَعْ نِدَائِي إِذَا نَادَيْتُكَ وَ أَقْبلْ عَلَيَّ إِذَا نَاجَيْتُكَ فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَيْكَ
وَ وَقَفْتُ بَيْنَ يَدَيْكَ مُسْتَكِينا لَكَ مُتَضَرِّعا إِلَيْكَ رَاجِيا لِمَا لَدَيْكَ ثَوَابِي
وَ تَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِي وَ تَخْبُرُ حَاجَتِي وَ تَعْرِفُ ضَمِيرِي وَ لا يَخْفَي عَلَيْكَ أَمْرُ مُنْقَلَبِي وَمَثْوَايَ
وَ بِيَدِكَ لابِيَدِ غَيْرِكَ زِيَادَتِي وَ نَقْصِي وَ نَفْعِي وَ ضَرِّي
إِلَهِي إِنْ حَرَمْتَنِي فَمَنْ ذَا الَّذِي يَرْزُقُنِي
وَ إِنْ خَذَلْتَنِي فَمَنْ ذَا الَّذِي يَنْصُرُنِي
إِلَهِي أَعُوذُ بِكَ مِنْ غَضَبِكَ وَ حُلُولِ سَخَطِكَ
إِلَهِي لَمْ يَزَلْ بِرُّكَ عَلَيَّ أَيَّامَ حَيَاتِي فَلا تَقْطَعْ بِرَّكَ عَنِّي فِي مَمَاتِي إِلَهِي قَدْ
سَتَرْتَ عَلَيَّ ذُنُوبا فِي الدُّنْيَا وَ أَنَا أَحْوَجُ إِلَي سَتْرِهَا عَلَيَّ مِنْكَ فِي الْأُخْرَي
فَلا تَفْضَحْنِي يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَلَي رُءُوسِ الْأَشْهَادِ
إِلَهِي جُودُكَ بَسَطَ أَمَلِي وَ عَفْوُكَ أَفْضَلُ مِنْ عَمَلِي فَسُرَّنِي بِلِقَائِكَ يَوْمَ تَقْضِي فِيهِ بَيْنَ عِبَادِكَ
إِلَهِي اعْتِذَارِي إِلَيْكَ فَاقْبَلْ عُذْرِي يَا أَكْرَمَ مَنِ اعْتَذَرَ إِلَيْهِ الْمُسِيئُونَ
إِلَهِي لا تَرُدَّ حَاجَتِي وَ لا تُخَيِّبْ طَمَعِي وَ لا تَقْطَعْ مِنْكَ رَجَائِي وَ أَمَلِي
إِلَهِي فَلَكَ الْحَمْدُ أَبَدا أَبَدا دَائِما سَرْمَدا يَزِيدُ وَ لا يَبِيدُ كَمَا تُحِبُّ وَ تَرْضَي
إِلَهِي إِنْ أَخَذْتَنِي بِجُرْمِي أَخَذْتُكَ بِعَفْوِكَ وَ إِنْ أَخَذْتَنِي بِذُنُوبِي أَخَذْتُكَ
بِمَغْفِرَتِكَ وَ إِنْ أَدْخَلْتَنِي النَّارَ أَعْلَمْتُ أَهْلَهَا أَنِّي أُحِبُّكَ
إِلَهِي إِنْ دَعَانِي إِلَي النَّارِ عَظِيمُ عِقَابِكَ فَقَدْ دَعَانِي إِلَي الْجَنَّةِ جَزِيلُ ثَوَابِكَ
إِلَهِي فَلَكَ أَسْأَلُ وَ إِلَيْكَ أَبْتَهِلُ وَ أَرْغَبُ وَأَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
وَ أَنْ تَجْعَلَنِي مِمَّنْ يُدِيمُ ذِكْرَكَ وَ لا يَنْقُضُ عَهْدَكَ وَ لا يَغْفُلُ عَنْ شُكْرِكَ وَ لا
يَسْتَخِفُّ بِأَمْرِكَ يَا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِكْرَامِ وَ صَلَّي اللَّهُ عَلَي مُحَمَّدٍ
رَسُولِهِ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ وَ سَلَّمَ تَسْلِيما كَثِيرا.
خدايا! بر پيامبر و دودمان پاكش درود فرست، و آنگاه كه تو را ميخوانم و صدايت ميزنم، صدا و دعايم را بشنو و اجابت كن،
و آنگاه كه با تو نجوا ميكنم، بر من عنايت كن.
من از همه به سوي تو گريخته و در پيشگاه تو ايستاده ام،در حالي كه دلشكسته و نالان درگاه توام و به پاداش تو اميدوار.
در آنچه تا پايان عمرم و از نهان و آشكارم خواهد بود، قلم تقديرت نافذ و جاري است و افزوني و كاهشم و سود و زيانم، تنها به دست توست.
خدایا! اگر محرومم سازي، كيست كه روزيم دهد؟ و اگر خوارم كني، كيست كه ياريم كند؟
خدايا! از خشم و فرا رسيدن غضبت، به خودت پناه مي آورم.
خدايا! همواره در طول زندگي، از لطف و احسانت برخوردار بوده ام، پس از مرگ هم، لطف خويش از من دريغ مدار.
در دنيا گناهاني را بر من پوشانده اي كه در آخرت، نيازمندترم كه پرده پوشش خود را بر آنها افكني.
خدايا! چون گناهانم را پوشاندي و بر هيچ يك از بندگان شايسته ات فاش نساختي، بر من نيكي كردي،
خدايا، پس در روز قيامت نيز رسواي خلايقم مگردان.
خدايا جود و بخشش تو، دامنه آرزوهايم را گسترده است و بخشايش تو، برتر از عمل من است.
خدايا! آن روز كه ميان بندگانت به داوري ميپردازي، با ديدار چهره رافت خود، مسرورم ساز.
خدايا! پوزش طلبي من به درگاهت، عذرخواهي كسي است كه از عذرپذيري تو بي نياز نيست،
پس عذرم را بپذير، اي كريم ترين بزرگواري كه زشتكاران، به درگاهش عذر گناه ميبرند.
پروردگار من! حاجت و نيازم را رد مكن و دست اميد و آرزويم را از درگاه خويش، كوتاه مگردان.
خدايا! ستايش ابدي و ثناي سرمدي تنها از آن توست، سپاسي همواره فزاينده و بي كم و كاست، آنگونه كه تو دوست داري و مي پسندي.
خدايا! اگر مرا به جرمم بگيري، دست به دامان عفوت ميزنم.
و اگر مرا به گناهانم مؤاخذه كني، تو را به بخشايشت بازخواست ميكنم.
اگر در دوزخم افكني، به دوزخيان اعلام خواهم كرد كه تو را دوست دارم.
خداوندا! اگر عقوبت سنگين تو، به آتش دوزخم فرا ميخواند، پاداش فراوانت، به بهشتم دعوت ميكند.
آفريدگارا! من از تو ميخواهم و تنها به آستان تو دست نياز برمي آورم و تو را خواستارم.
از تو ميخواهم كه بر محمد و دودمانش درود فرستي و مرا از آنان قرار دهي كه همواره به ياد تواند و پيمان تو را نمي شكنند
و از سپاس تو غافل نمي شوند و فرمانت را سبك نمي شمرند.
اي شكوهمند و بزرگوار! بر محمد و خاندان پاكش درود تو باد، و سلام بي پايان و بسيار.

از بیانات امام خمینی (ره) درباره جایگاه مناجات شعبانیه اشاره میشود:
مناجات شعبانیه از مناجاتهایى است که اگر انسان دنبالش برود و فکر در او بکند، انسان را به یک جایى میرساند. آن کسى که این مناجات را گفته و همه ائمه هم به حسب روایت میخواندند، اینها، آنهایى بودند که وارسته از همه چیز بودند، مع ذلک آن طور مناجات میکردند، براى اینکه خودبین نبودند. هرچه بودند این طور نبوده که خودش را ببیند که، حالا من امام صادق ام دیگر، نه، امام صادق مثل آن آدمى که در معصیت غرق است مناجات می کند، براى اینکه میبیند خودش هیچ نیست و هرچه هست نقص است و هرچه هست از اوست.
هرچه کمال است از اوست، خودش چیزى ندارد. هیچ یک چیزى ندارند، انبیا هم هیچى نداشتند. همه هیچ هستند و اوست فقط، همه هم دنبال او هستند، همه فطرتها دنبال او هستند، منتها چون ما محجوبیم، نمیفهمیم که ما دنبال او هستیم؛ آنهایى که میفهمند، آنها وارسته میشوند و میروند سراغ همان معنا. این کمال انقطاعى که خواستند، این کمال انقطاع همین است که از همه این چیزهایى که هستش، اصلش به کنار باشند. (صحیفه امام، ج 19، ص 253).
مناجات شعبانیه از بزرگترین مناجات و از عظیمترین معارف الهى و از بزرگترین امورى است که آنهایى که اهلش هستند میتوانند تا حدود ادراک خودشان استفاده کنند. اگر نبود در ادعیه الّا دعاى مناجات شعبانیه، کافى بود براى اینکه امامان ما، امامان به حق هستند؛ آنهایى که این دعا را انشاء کردند و تعقیب کردند. این دعاهاست که به تعبیر بعض از مشایخ ما (آقاى محمدعلى شاهآبادى، استاد عرفان امام) مىفرمودند که «قرآن، قرآن ِنازل است، آمده است به طرف پایین و دعا از پایین به بالا میرود، این قرآن صاعد است. معنویات در این ادعیه چیزی است که انسان را میخواهد آدم کند، آنى که این افرادى که اگر سر خود باشند از همه حیوانات درنده تر هستند، این ادعیه با یک زبان خاصى که در دعاها هست اینها دست انسان را میگیرد و بالا میبرد، آن بالایى که من و شما نمیتوانیم بفهمیم و اهلش هستند.» (صحیفه امام، ج 13، ص 31 و 32)
مناجات شعبانیه
مناجاتی که در ماه شعبان هست و من در نظر ندارم که در هیچ یک از ادعیه گفته شده باشد که ادعیه مال همه ائمه است. این دعای شعبان، مناجات شعبان، مناجات همه ائمه است و در این، مسائل بسیار هست، معارف بسیار هست و ادب اینکه انسان چه جور باید با خدای تبارک وتعالی مناجات کند. ما غافلیم از این معانی که وضع چی است. شاید بعضی از جهال ما هم اینطور اعتقاد دارند که این ادعیه وارد شده و این چیزهایی که از ائمه وارد شده است، اینها تشریفات است. می خواهند ما را یاد بدهند و حال اینکه مسئله این نیست، مسئله این است که در مقابل خدا ایستادند آنها، آنها می دانند که در مقابل چه عظمتی ایستادند، آنها معرفت دارند به خدای تبارک و تعالی و می دانند چه کنند و مناجات شعبانیه از مناجات هایی است که اگر یک نفر انسان دلسوخته، یک عارف دلسوخته، نه از این عارف ها لفظی – بخواهد این را شرح کند و شرح کند از برای دیگران، بسیار ارزشمند است و محتاج به شرح است... (صحیفه امام، ج 21، ص 2)
تاکید بر خواندن مناجات شعبانیه
مناجات «شعبانیه» را خواندید؟ بخوانید آقا! مناجات شعبانیه از مناجات هایی است که اگر انسان دنبالش برود و فکر در او بکند، انسان را به یک جایی می رساند. آن کسی که این مناجات را گفته و همه ائمه هم به حسب روایت می خواندند، اینها، آنهایی بودند که وارسته از همه چیز بودند. مع ذلک آن طور مناجات می کردند، برای اینکه خود بین نبودند. هرچه بودند این طور نبوده که خودش را ببیند که، حالا من امام صادق ام دیگر، نه امام صادق مثل آن آدمی که در معصیت غرق است مناجات می کند، برای اینکه می بیند خودش هیچ نیست و هر چه هست نقص است و هر چه هست از اوست. هر چه کمال است از اوست، خودش چیزی ندارد هیچ یک چیزی ندارند، انبیا هم هیچی نداشتند. همه هیچ اند و اوست فقط ، همه هم دنبال او هستند، همه فطرت ها دنبال او هستند، منتها چون ما محجوبیم، نمی فهمیم که ما دنبال او هستیم؛ آنهایی که می فهمند، آنها وارسته می شوند و می روند سراغ همان معنا. این کمال انقطاعی که خواستند، این کمال انقطاع همین است که از همه این چیزهایی که هستش، اصلش به کنار باشند. انه کال ظلوما جهولا را که در آیه شریفه وارد شده است که عرضنا الامانه علی السموات والارض و الجبال فابین بعد می گوید: انه کان ظلوما جهولا بعضی می گویند که «ظلوما جهولا» بالاترین وصفی است که خدا برای انسان کرده؛ «ظلوما» که همه بت ها را شکسته و همه چیز را شکسته؛ «جهولا» برای اینکه به هیچ چیز توجه ندارد و هیچ چیز را متوجه به آن نیست، غافل از همه است. ما نمی توانیم این طور باشیم، ما امانتدار هم نمی توانیم باشیم، لکن می توانیم در آن راه باشیم. (صحیفه امام؛ ج 19، ص 253)
تفسیری از مناجات شعبانیه
و چه بسا مسائل عرفانی که در قرآن و این مناجاتهای ائمه اطهار سلام الله علیهم و همین مناجات شعبانیه مسائل عرفانی هست که اشخاص، فلاسفه، عرفا تا حدودی ممکن است ادراک کنند، بفهمند عناوین را، لکن آن ذوق عرفانی چون حاصل نشده است نمی توانند وجدان کنند. آیه شریفه در قرآن: ثم دنی فتدلی فکان قاب قوسین او ادنی خوب، مفسرین، فلاسفه در این باب صحبتهاکردند، لکن آن ذوق عرفانی کم شده است: الهی هب لی کمال الانقطاع الیک و انر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک حتی تخرق ابصار القلوب حجب النور فتصل الی معدن العظمة و تصیر ارواحنا معلقه بعز قدسک الهی و اجعلنی ممن نادیته فاجابک و ناجیته فصعق لجلاک اینها عناوینشان را خیال می کند انسان، خوب، ما هم می دانیم. نه عارف و نه فیسوف و نه دانشمند نمی توانند ذوب کنند چی هست مسئله. مسئله فصعق لجلالک که مبداش قرآن است: و خرموسی صعقا مسئله ای است که انسان گمان می کند که خوب افتاد غش کرد «صعق» یعنی غش کرد، اما این غش چی بوده است؟ غش حضرت موسی چه بوده است؟ این مسئله ای نیست که غیر موسی بفهمد یا :دنی فتدلی را، این مسئله ای نیست که غیر آن کسی که «دنو» پیدا کرده است بتواند فهم کند، ادراک کند، ذوب کند. یا همین جملاتی که دراین مناجات بزرگ است و بعض جملات دیگری که در آن هست، مسائلی است که به حسب ظاهر سهل است و واقعا ممتنع است. ریاضات بسیار می خواهد تا انسان بتواند بفهمد که ناجیته [با فتح تا] نه ناجیته [با ضم تا] «ناجیته» این چی است؟ خدا با آدم مناجات می کند، چی است مناجات؟ چه خواسته اند ائمه؟ (صحیفه امام؛ ج17، ص457 - 458)
لزوم ایمان به مناجات
این از دعاهایی است که من غیر از این دعا ندیدم که روایت شده است. همه ائمه این دعا را، این مناجات را می خواندند، این دلیل بر بزرگی این مناجات است که همه ائمه این مناجات را می خواندند. چی بوده است این؟ بین آنها و خدای تبارک و تعالی چه مسائلی بوده است؟ هب لی کمال الانقطاع الیک کمال انقطاع چی است؟ وبیدک لابید غیرک زیادتی و نقصی و نفعی و ضرّی؛ خوب، آدم به حسب ظاهر می گوید خوب، همه چیز با اوست. اما وجدان این مطلب که هیچ ضرری به ما نمی رسد الا به دست اوست، هیچ منفعتی نمی رسد الا به اوست، اوست ضار و نافع، اینها چیزهایی است که دست ماها از آن کوتاه است. و دعا کنید که خدای تبارک و تعالی به ما توفیق بدهد که در این ماه شریف و ماه شریف رمضان از این مسائل هم یک حظی ولو یک جلوه کوچکی در دل ها و قلب های ما واقع بشود، و لااقل مومن به این بشویم که قضیه «صعق» چه قضیه ای است. مومن به این بشویم که مناجات خدا با انسان چی هست. مناجات را مومن بشویم به آن، انکار نکنیم، نگوییم اینها حرف های درویشی است. همه این مسائل در قرآن هست به نحو لطیف و در کتب ادعیه مبارکه ما که از ناحیه ائمه هدی وارد شده است، همه این مسائل هست، نه به آن لطافت قرآن، لکن به نحو لطیف. آن هم و همه اشخاصی که بعدها این اصطلاحات را به کار برده اند فهمیده و نفهمیده از قرآن و حدیث گرفتند، و ممکن است که اصل مسندش هم درست ندانند؛ البته به حقیقت اش هم کم آدمی است که می تواند پی برد تا چه رسد به اینکه ذایقه روح بچشد این را. چشیدن ذایقه یک مسئله فوق این مسائل است. (صحیفه امام؛ ج17، ص 458)
معنای کمال انقطاع
در مناجات مبارک شعبانیه می خواند: «الهی هب لی کمال الانقطاع الیک و انر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک حتی تخرق ابصار القلوب حجب النور فتصل الی معدن العظمة و تصیر ارواحنا معلقه بعز قدسک. الهی و اجعلنی ممن نادیته فاجابک و لا حظته فصعق لجلالک فناجیته سرّا.»
این کمال انقطاع، خروج از منزل خود و خودی و هرچه و هر کس، و پیوستن به او است و گسستن از غیر، و هبه ای الهی است به اولیای خلص پس از صعق حاصل از جلال که دنبال گوشه چشم نشان دادن او است و لا حظته... و ابصار قلوب تا به ضیاء نظره او نور نیابد، حجب نور خرق نشود و تا این حجب باقی است، راهی به معدن عظمت نیست و ارواح تعلق به عز قدس را درنیبندد و مرتبت تدلی حاصل نیاید ثم دنی فتدلی. ادنی از این، فنای مطلق و وصول مطلق است. (صحیفه امام؛ ج 18، ص443 - 444)
مناجات کم نظیر
آن چیزی که در قرآن به طور اسرار است، در ادعیه ائمه ما به طور اسرار است. در دعای شعبانیه می خوانیم که عرض می کند به خدا: واجعلنی ممن نادیته فاجابک و لاحظته فصعق لجلالک فناجیته سرا و عمل لک جهرا، مسئله «صعق» را می آورد در میان، همان معنایی که در قرآن کریم راجع به حضرت موسی می گوید: فلما تجلی ربه للجبل و موسی در «صعق» واقع شد. این ماه صعق است و این هم ماهی است که همان صعق را می خواهد. این ماه تجلی الهی است بر پیغمبر اکرم و این ماه تجلی الهی به تبع پیغمبر اکرم بر امامان است. حضرت مهدی- سلام الله علیه- ابعاد مختلفه دارد که آنچه که برای بشر واقع شده است، بعض ابعاد اوست؛ چنانچه آنچه از قرآن و پیغمبر اکرم برای بشر معلوم شده است، بعض ابعاد آن معنویات است، معنویاتی در قرآن است که برای هیچ کس جز پیغمبر اکرم و کسانی که شاگرد او هستند و از او استفاده کرده اند، کشف نشده است. و در ادعیه ما مسائلی است که همان طور است؛ همان طوری که رسول اکرم به حسب واقع، حاکم بر جمیع موجوات است. آن خاتم رسل است و این خاتم ولایت. آن خاتم ولایت کلی بالاصاله است واین خانم ولایت کلی به تبعیت است. پس این دو ماه، ماههایی هستند که باید ما راجع به آنها احترام قائل بشویم و ادعیه ای [را] که در این ماه مبارک؛ ماه معظم شعبان وارد شده است و پس از آن در ماه مبارک رمضان وارد شده است بخوانیم و درش تدیّر کنیم. (صحیفه امام؛ ج 20، ص 249 - 250)
ضرورت تفسیر دعاهای ائمه
مفسرانی که اهل این معانی هستند، ادعیه ائمه را تفسیر کنند! مناجات شعبانیه از مناجات هایی است که کم نظیر است؛ مثل دعای ابو حمزه که از حضرت سجاد وارد شده است، آن هم کم نظیر است و این هم کم نظیر است. دعای کمیل در شعبان وارد شده است و یکی از ادعیه ای است که در پانزده شعبان، شب پانزده شعبان خوانده می شود، مشتمل بر اسراری است که دست ما از آن کوتاه است. از ائمه هدی ادعیه ای وارد شده است که مضامین آنها را باید تامل کرد، و آنهایی که اهل نظر هستند، اهل معرفت هستند، بر آنها شرح کنند؛ آنها را به مردم ارائه بدهند، اگر چه هیچ کس نمی تواند آن چیزی [را] که به حسب واقع هست، شرح کند. ما از این مسئله باید بگذریم و همان اکتفا کنیم به اینکه ما تابع هستیم. و ما قائل به این هستیم که نور نبوت و نور امامت از صدر خلقت بوده است و تا آخر خواهد بود. (صحیفه امام؛ ج 20، ص 250)
میرزا جواد ملکی عارف شیعی، مناجات شعبانیه را حاوی علوم فراوانی در چگونگی رفتار بنده با خدا، ادب دعا و استغفار معرفی کرده است.[۱۱] مرتضی مطهری معتقد است انسان با قرائت این دعا روح نیایش در اسلام را میفهمد و این دعا جز عرفان، محبت و عشق به خدا و معنویت، چیز دیگری نیست، او همچنین این مناجات را سطح بالا و در سطح ائمه(ع) دانسته است و معتقد است در این دعا تعبیراتی است که فهم آنها برای ما مشکل است از جمله:
الهی! هَبْ لی کمالَ الْانْقِطاعِ الَیک وَ انِرْ ابْصارَ قُلوبِنا بِضِیاءِ نَظَرِها الَیک حَتّی تَحْرِقَ ابْصارُ الْقُلوبِ حُجُبَ النّورِ فَتَصِلَ الی مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ وَ تَصیرَ ارْواحُنا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِک... الهی وَ الْحِقْنی بِنورِ عِزِّک الْابْهَجِ فَاکونَ لَک عارِفاً وَ عَنْ سِواک مُنْحَرِفاً.»[۱۲]
دعای امام حسین علیه السلام
اَللّهُمَّ اَنْتَ مُتَعالِى الْمَکانِ عَظیمُ الْجَبَرُوتِ شَدیدُ الِمحالِ غَنِىُّ َعنِ
خدایا تویى والامکان و بزرگ جبروت و سخت نیرو و بى نیاز از
الْخَلایقِ عَریضُ الْکبْرِیاَّءِ قادِرٌ عَلى ما تَشاَّءُ قَریبُ الرَّحْمَةِ
خلائق و داراى بزرگى پهناور و تواناى بر هر چه خواهى نزدیک مهر
صادِقُ الْوَعْدِ سابِغُ النِّعْمَةِ حَسَنُ الْبَلاَّءِ قَریبٌ إذا دُعیتَ مُحیطٌ بِما
راست وعده فراوان نعمت نیکو آزمایش نزدیک هرگاه خوانده شوى محیط به هر چه
خَلَقْتَ قابِلُ التَّوبَةِ لِمَنْ تابَ اِلَیک قادِرٌ عَلى ما اَرَدْتَ وَمُدْرِک ما
آفریده اى توبه پذیر براى آن کس که به سویت توبه کند توانا بر هر چه اراده کنى و بدست آرنده آنچه
طَلَبْتَ وَشَکورٌ اِذا شُکِرْتَ وَذَکورٌ اِذا ذُکِرْتَ اَدْعُوکَ مُحْتاجاً
بجویى و سپاس پذیر هرگاه سپاس شوى و یاد کنى هنگامى که یادت کنند مى خوانمت نیازمندانه
وَاَرْغَبُ اِلَیک فَقیراً وَاَفْزَعُ اِلَیک خاَّئِفاً وَاَبْکى اِلَیک مَکرُوباً
و توجه کنم بسویت فقیرانه و پناه آرم بسویت خائفانه و گریه کنم به درگاهت از روى غمزدگى و ملولانه
وَاَسْتَعینُ بِک ضَعیفاً وَاَتوَکلُ عَلَیک کافِیاً اُحْکمْ بَینَنا وَبَینَ قَوْمِنا
کمک جویم بوسیله تو ناتوانانه و توکل کنم بر تو کفایت خواهانه خدایا حکم کن میان ما و میان قوم ما
بِالْحَقِّ فَاجْعَلْ لَنا مِنْ اَمْرِنا فَرَجاً وَمَخْرَجاً بِرَحْمَتِک یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ
و بر وحى خویش امینش ساختى پس در کار ما گشایش و فرجى عطا فرما به رحمتت اى مهربانترین مهربانان
تقریری در دعای شعبانیه
دعای شعبانیه دعایی است که تمام ائمه اطهار از علی ع تا حضرت مهدی عج همه به خواندن ان مقید هستند وبعد از ائمه معصومین همه عارفین بزرگ به خواندن ان در ماه شعبان مقید بودند این دعا طوری که عارفان بزرگی چون روح الله موسوی الخمینی ومیرزا جواد اقا ملکی تبریزی در عصر خودمان اذعان کرده اند که فقراتی از دعا برای برای ما قابل فهم وهضم نیست یعنی در این دعا علی ع از خداوند حاجتی را طلب کرده است که در شان ومنزلت خودش بوده است لذا این دعا نیمی از ان طلب وحاجت عارفانه وبرای بزرگان است ونیمی از ان هم برای افراد عامی ودر جه پایین است به همین خاطر بنده حقیر گلچینی از این دعا را انتخاب کرده وبه خواندن ان در سحر های ماه شعبان مبادرت میکنم این فقره از گلچین دعا کاملا قابل فهم وحاجتهای معقول ما از خداوند تبارک وتعالی مولایمان است واما اگر کسی دوست داشت همه دعا کامل بخواند این توفیق ربانی است ومغایرتی با سلیقه وکلام ما ندارد
این مناجات حضرت امیرالمؤمنین(علیهالسلام) و امامان پس از اوست که در ماه شعبان میخواندند
گلچین دعای مناجات شعبانیه
اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ خدایا! بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست
وَاسْمَعْ دُعائِی إِذا دَعَوْتُکَ و شنوای دعایم باش آنگاه که می خوانمت
وَاسْمَعْ نِدائِی إِذا نادَیْتُکَ و صدایم را بشنو گاهی که صدایت میکنم
وَأَقْبِلْ عَلَیَّ إِذا ناجَیْتُکَ و به من توجّه کن هنگامیکه با تو مناجات می نمایم
فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَیْکَ همانا بهسوی تو گریختم
وَوَقَفْتُ بَیْنَ یَدَیْکَ مُسْتَکِیناً لَکَ ، مُتَضَرِّعاً إِلَیْکَ و در حال درماندگی و زاری در برابرت ایستادم
راجِیاً لِما لَدَیْکَ ثَوابِی پاداشی را که نزد توست امیدوارم
وَتَعْلَمُ مَا فِی نَفْسِی ، وَتَخْبُرُ حاجَتِی آنچه را که در درون دارم میدانی، بر حاجتم خبر داری
وَتَعْرِفُ ضَمِیرِی نهانم را میشناسی
وَلَا یَخْفی عَلَیْکَ أَمْرُ مُنْقَلَبِی وَمَثْوایَ کار بازگشت به آخرت و خانه ابدیام بر تو پوشیده نیست
وَبِیَدِکَ لَابِیَدِ غَیْرِکَ زِیادَتِی وَنَقْصِی وَنَفْعِی وَضَرِّی و تنها به دست توست نه به دست غیر تو، فزونی و کاستی ام و سود و زیانم
إِلهِی إِنْ حَرَمْتَنِی فَمَنْ ذَا الَّذِی یَرْزُقُنِی ؟خدایا! اگر محرومم کنی پس کیست آنکه به من روزی دهد؟
وَ إِنْ خَذَلْتَنِی فَمَنْ ذَا الَّذِی یَنْصُرُنِی و اگر خوارم سازی پس کیست آنکه به من یاری رساند
إِلهِی أَعُوذُ بِکَ مِنْ غَضَبِکَ وَحُلُولِ سَخَطِکَ خدایا! به تو پناه میآورم از خشمت و از فرود آمدن غضبت
إِلهِی لَمْ یَزَلْ بِرُّکَ عَلَیَّ أَیَّامَ حَیاتِی فَلا تَقْطَعْ بِرَّکَ عَنِّی فِی مَماتِی خدایا نیکی ات بر من در روزهای زندگی ام پیوسته بود، پس نیکی خویش را در هنگام مرگم از من قطع مکن
إِلهِی قَدْ سَتَرْتَ عَلَیَّ ذُنُوباً فِی الدُّنْیا وَأَنَا أَحْوَجُ إِلی سَتْرِها عَلَیَّ مِنْکَ فِی الْأُخْری خدایا گناهانی را در دنیا بر من پوشاندی که بر پوشاندن آن ها در آخرت محتاج ترم
فَلا تَفْضَحْنِی یَوْمَ الْقِیامَةِ عَلی رُؤُوسِ الْأَشْهادِ پس مرا در قیامت در برابر دیدگان مردم رسوا مکن
إِلهِی جُودُکَ بَسَطَ أَمَلِی ، وَعَفْوُکَ أَفْضَلُ مِنْ عَمَلِی خدایا جود تو آرزویم را گسترده ساخت و عفو تو از عمل من برتری گرفت
إِلهِی فَسُرَّنِی بِلِقائِکَ یَوْمَ تَقْضِی فِیهِ بَیْنَ عِبادِکَ بار خدایا، روزی که در آن میان بندگانت حکم می کنی، مرا به دیدارت خوشحال کن.
إِلهِی اعْتِذارِی إِلَیْکَ خدایا عذرخواهی میکنم من از پیشگاهت
فَاقْبَلْ عُذْرِی یَا أَکْرَمَ مَنِ اعْتَذَرَ إِلَیْهِ الْمُسِیئُونَ پس عذرم را بپذیر ای کریم ترین کسی که بدکاران از او پوزش خواستند
إِلهِی لَاتَرُدَّ حاجَتِی ، وَلَا تُخَیِّبْ طَمَعِی خدایا، حاجتم را برمگردان و طمعم را قرین نومیدی مساز
وَلَا تَقْطَعْ مِنْکَ رَجائِی وَأَمَلِی و امید و آرزویم را از خود مَبُر.
إِلهِی فَلَکَ الْحَمْدُ أَبَداً أَبَداً دائِماً سَرْمَداًخدایا تو را سپاس، سپاسی ابدی و جاودانه، همیشگی و بی پایان
یَزِیدُ وَلَا یَبِیدُ کَما تُحِبُّ وَتَرْضی سپاسی که افزون شود و نابود نگردد، آن گونه که پسندی و خشنود گردی
إِلهِی إِنْ أَخَذْتَنِی بِجُرْمِی أَخَذْتُکَ بِعَفْوِکَ خدایا، اگر مرا بر جرمم بگیری، من نیز تو را به عفوت بگیرم
وَ إِنْ أَخَذْتَنِی بِذُنُوبِی أَخَذْتُکَ بِمَغْفِرَتِکَ و اگر به گناهانم بنگری، جز به آمرزشت ننگرم
وَ إِنْ أَدْخَلْتَنِی النَّارَ أَعْلَمْتُ أَهْلَها أَنِّی أُحِبُّکَ و اگر مرا وارد دوزخ کنی، به اهل آن آگاهی دهم که تو را دوست دارم
إِلهِی إِنْ دَعانِی إِلَی النَّارِ عَظِیمُ عِقابِکَ خدایا، اگر بزرگی مجازاتت مرا بهسوی آتش فرا خوانده
فَقَدْ دَعانِی إِلَی الْجَنَّةِ جَزِیلُ ثَوابِکَ هرآینه ثواب برجسته ات مرا بهسوی بهشت خوانده است
إِلهِی فَلَکَ أَسْأَلُ وَ إِلَیْکَ أَبْتَهِلُ وَأَرْغَبُ خدایا، از تو درخواست میکنم و به پیشگاهت زاری نموده و رغبت میورزم
وَأَسْأَلُکَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍو از تو میخواهم که بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی
وَأَنْ تَجْعَلَنِی مِمَّنْ یُدِیمُ ذِکْرَکَ َ و مرا از کسانی قرار دهی که ذکرت را همواره بر زبان دارند
وَلَا یَنْقُضُ عَهْدَکَ و پیمانت را نمی شکنند
وَلَا یَغْفُلُ عَنْ شُکْرِکَ و از سپاست غافل نمی شوند
وَلَا یَسْتَخِفُّ بِأَمْرِک و فرمانت را سبک نمی شمارند
یَا ذَا الْجَلالِ وَالْإِکْرامِ ای دارای بزرگی و بزرگواری
وَصَلَّی اللّهُ عَلی مُحَمَّدٍ رَسُو لِهِ وَآلِهِ الطَّاهِرِینَ وَسَلَّمَ تَسْلِیماً کَثِیراً و درود خدا و سلام بسیار او بر محمّد فرستادهاش و برخاندان پاکش باد

