ایا نمی بینید

أرح سمعك - فیلم ویسگون

أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَلَمْ يَعْيَ بِخَلْقِهِنَّ بِقَادِرٍ عَلَىٰ أَن يُحْيِيَ الْمَوْتَىٰ ۚ بَلَىٰ إِنَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ

مگر ندانسته‌اند که آن خدایی که آسمانها و زمین را آفریده و در آفریدن آنها درمانده نگردید؛ می‌تواند مردگان را [نیز] زنده کند؟ آری، اوست که بر همه چیز تواناست.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

طه ‎﴿١﴾‏ مَا أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقَىٰ ‎﴿٢﴾‏ إِلَّا تَذْكِرَةً لِّمَن يَخْشَىٰ ‎﴿٣﴾‏ تَنزِيلًا مِّمَّنْ خَلَقَ الْأَرْضَ وَالسَّمَاوَاتِ الْعُلَى ‎﴿٤﴾‏ الرَّحْمَٰنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَىٰ ‎﴿٥﴾‏ لَهُ مَا فِي

السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَمَا تَحْتَ الثَّرَىٰ ‎﴿٦﴾‏ وَإِن تَجْهَرْ بِالْقَوْلِ فَإِنَّهُ يَعْلَمُ السِّرَّ وَأَخْفَى ‎﴿٧﴾‏ اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ لَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَىٰ

قرآن را بر تو نازل نکردیم تا به رنج افتی،جز اینکه برای هر که می‌ترسد، پندی باشد.نازل شده از جانب کسی که زمین و آسمانهای بلند را آفریده است.

آنچه در آسمانها و آنچه در زمين و آنچه ميان آن دو و آنچه زير خاك است از آنِ اوست.و اگر سخن به آواز گويى، او نهان و نهان‌تر را مى‌داند.خدايى كه جز او

معبودى نيست [و] نامهاى نيكو به او اختصاص دارد.

يس ﴿١﴾‏ وَالْقُرْآنِ الْحَكِيمِ ‎﴿٢﴾‏ إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ ﴿٣﴾‏ عَلَىٰ صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ‎﴿٤﴾‏ تَنزِيلَ الْعَزِيزِ الرَّحِيمِ ‎﴿٥﴾‏ لِتُنذِرَ قَوْمًا مَّا أُنذِرَ آبَاؤُهُمْ فَهُمْ غَافِلُونَ ‎﴿٦﴾‏ لَقَدْ حَقَّ الْقَوْلُ عَلَىٰ

أَكْثَرِهِمْ فَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ

یس وطه هردو نام پیامبر اسلام هستند مراد از ین دو محمد مصطفی ص است خدای تبارک وتعالی در دو جای مختلف قران میفرماید این قران را برای ترساندن مردم نازل کرده ایم اما گوش شنوا ((اُذُن واعیه)) کجاست تا این حقیقت را درک کند غفلت بیماری است که مثل طاعون تمام عالم را فرا گرفته است وسبب شده است که به کلام خداوند ایمان نیاورند واز قران که کلام خداست ترسی نداشته باشند

شاسی  (این نیز بگذرد)

ملا هادی سبزواری

پادشاهی دُر ثمینی داشت

بهر انگشترین نگینی داشت

خواست نقشی که باشدش دو ثمر

هر زبان کافکند بنقش نظر

وقت شادی نگیردش غفلت

گاه انده نباشدش محنت

هرچه فرزانه بود آن ایام

کرد اندیشهٔ ولی بدخام

ژنده پوشی پدید شد آندم

گفت بنویس بگذرد این نیز هم

این نیز بگذرد

🔹ﻣﺮﺩﯼ ﺑﺎ ﻟﺒﺎﺱ ﻭ کفش‌های ﮔﺮﺍن‌قیمت ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﺭﯼ ﺧﯿﺮﻩ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ می‌گریست.

🔸ﻧﺰﺩﯾﮑﺶ ﺷﺪﻡ ﻭ ﺑﻪ ﻧﻘﻄﻪ‌ﺍﯼ ﮐﻪ ﺧﯿﺮﻩ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ، ﺑﺎ ﺩﻗﺖ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩﻡ، ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ:
“ﺍﯾﻦ می‌گذرد.”

🔹ﻋﻠﺖ ﺭﺍ ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ، ﮔﻔﺖ:
ﺍﯾﻦ ﺩﺳﺖ‌ﺧﻂ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ. ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻧﻘﻄﻪ ﻫﯿﺰﻡ می‌فروختم. ﺣﺎﻝ ﺻﺎﺣﺐ ﭼﻨﺪﯾﻦ ﮐﺎﺭﺧﺎﻧﻪﺍﻡ!

🔸ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ:
ﭘﺲ ﭼﺮﺍ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﻪ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺑﺮﮔﺸﺘﯽ؟

🔹گفت ﺁﻣﺪﻡ ﺗﺎ ﺑﺎﺯ ﺑﻨﻮﯾﺴﻢ:

🔸”ﺍﯾﻦ نیز می‌گذرد.”

پیکسل این نیز بگذرد

دیجی کتاب | معرفی قیمت دانلود و خرید کتاب این نیز بگذرد ( داستان هایی از  صوفیان) اشو اوشو نسخه کامل , بدون سانسور

عکس نوشته جبران خلیل جبران ما شادی ها و غم های خود را مدت

شادی و غم (جبران خلیل جبران)

شادیهای شما همان غمهای شماست که نقابش را برداشته است.
و چاهی که خنده‌هایتان از آن می‌جوشد،
همان است که از اشکهایتان پرشده‌است.
و چگونه جز این تواند بود؟
هرچه غم ژرفتر وجود شما را می‌کاود،
گنجایشی فراختر برای شادی خواهید داشت.
آیا سبوی شرابتان همان سوخته جانی نیست که،
از کوره کوزه‌گران بیرون آمده است؟
و آیا آن عود که آهنگش جان شما را می‌نوازد،
همان چوبی نیست که دلش را با تیغ تیز تهی کرده‌اند؟
وقتی شاد و خرم هستی به ژرفای قلبت نظر کن،
تا ببینی که این قلب،
همان است که تو را غمگین کرده بود.
و هنگامی که غم بر تو چیره شده است،
باز در قلب خود نگاه کن تا ببینی که،
براستی در فراق آنچه قلبت را از شادی پرکرده بود،
گریه می‌کنی.
بعضی گویند شادی از غم عظیمتر است.
بعضی گویند چنین نیست،
بلکه غم بر شادی چیرگی دارد.
اما من با تو می‌گویم که غم و شادی از هم جدایی ناپذیرند.
آنها با هم نزد تو می‌آیند
و هنگامی که یکی از آن دو در کنارت نشسته است،
بیادآر که آن دیگری نیز در بستر تو به خواب رفته است.
و همانا که تو چون دو کفه ترازو میان شادی و غم آویخته‌ای.
و تنها هنگامی که به کلی تهی باشی،
دو کفه در حال توازن کنار هم خواهند بود.
اما وقتی که خزانه‌دار هستی،
تو را برمی‌دارد تا زر و نقره خویش را بسنجد،
در آن هنگام بناچار دو کفه غم و شادی تو بالا و پایین می‌رود.
جبران خلیل جبران

نیچه باید به دنبال شادی ها گشت غم خودش ما را پیدا میکند

گمان نکن فلانی....

وَلَا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ غَافِلًا عَمَّا يَعْمَلُ الظَّالِمُونَ وَأَنذِرِ النَّاسَ يَوْمَ يَأْتِيهِمُ الْعَذَابُ فَيَقُولُ الَّذِينَ ظَلَمُوا رَبَّنَا أَخِّرْنَا إِلَىٰ أَجَلٍ قَرِيبٍ نُّجِبْ دَعْوَتَكَ وَنَتَّبِعِ الرُّسُلَ فَلَا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ مُخْلِفَ وَعْدِهِ رُسُلَهُ ۗ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ ذُو انتِقَامٍ ‎﴿٤٧﴾‏ يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ وَالسَّمَاوَاتُ ۖ وَبَرَزُوا لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ ‎﴿٤٨﴾‏ وَتَرَى الْمُجْرِمِينَ يَوْمَئِذٍ مُّقَرَّنِينَ فِي الْأَصْفَادِ ‎﴿٤٩﴾‏ سَرَابِيلُهُم مِّن قَطِرَانٍ وَتَغْشَىٰ وُجُوهَهُمُ النَّارُ ‎﴿٥٠﴾‏وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن ذُكِّرَ بِآيَاتِ رَبِّهِ ثُمَّ أَعْرَضَ عَنْهَا ۚ إِنَّا مِنَ الْمُجْرِمِينَ مُنتَقِمُونَ لِيَجْزِيَ اللَّهُ كُلَّ نَفْسٍ مَّا كَسَبَتْ ۚ إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ ‎﴿٥١﴾‏ هَٰذَا بَلَاغٌ لِّلنَّاسِ وَلِيُنذَرُوا بِهِ وَلِيَعْلَمُوا أَنَّمَا هُوَ إِلَٰهٌ وَاحِدٌ وَلِيَذَّكَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ ‎﴿٥٢﴾‏فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْكَافِرِينَ إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَمَاتُوا وَهُمْ كُفَّارٌ أُولَٰئِكَ عَلَيْهِمْ لَعْنَةُ اللَّهِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ أَلَا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ وَلَا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ

پس زمینه قرمز متن نوشته:  تا راهرو نباشی کی راهبر شوی
هان ای پسر بکوش که روزی پدر شوی
تا کیمیای عشق بیابی و زر شوی
آن گه رسی به خویش که بی خواب و خور شوی
بالله کز آفتاب فلک خوبتر شوی
کز آب هفت بحر به یک موی تر شوی
در راه ذوالجلال چو بی پا و سر شوی
زین پس شکی نماند که صاحب نظر شوی
در دل مدار هیچ که زیر و زبر شوی
باید که خاک درگه اهل هنر شوی ای بی خبر بکوش که صاحب خبر شوی
در مکتب حقایق پیش ادیب عشق
دست از مس وجود چو مردان ره بشوی
خواب و خورت ز مرتبه خویش دور کرد
گر نور عشق حق به دل و جانت اوفتد
یک

اي آنكه از اسرار خلقت كانيات بي خبري، سعي كن تا دل آگاه شوي. تا سالك و رونده راه نباشي چگونه مي تواني به مقام رهبري برسي.
(۲) اي پسر،‌ در مدرسه حقايق و در نزد آموزگار عشق سعي كن تا مثل پدر مجرب و آگاه شوي.
(۳) مانند سالكان راه حقيقت از وجود خود كه چون مس كم ارزش است چشم بپوش تا به اكسير عشق دست يافته و به طلا مبدل شوي.
(۴) انديشه خواب و خوراك تو را از مقام واقعي خود دور كرده است وقتي به مقام درخور خويش دسترسي پيدا مي كني كه فكر خواب و خوراك را از سر به در كني.
(۵) اگر پرتو عشق الهي به دل و جانت بتابد، سوگند به خدا كه از آفتاب جهانتاب روشنتر خواهي شد.
(۶) يك لحظه خود را در درياي تفكر الهي غرق كن و مطمئن باش كه آب هفت دريا يك موي موي از بدن تو را تر نخواهد كرد.
(۷) اگر در راه خداوند ذوالجلال بي قرار شده سر از پاي نشناسي، سراپاي وجود تو را نور خدا فرا خواهد گرفت.
(۸) اگر خوشنودي و رضايت خدا مورد نظرت باشد بي گمان روشن ضمير و بينا دل خواهي شد.
(۹) اگر بنياد هستي تو (در نتيجه آنچه در بالا توصيف شد) دگرگون شود، هيچ مپندار كه دگرگوني و خللي در وجود و روح تو راه يابد.
(۱۰) حافظ اگر در سر، خيال رسيدن به محبوب را مي پروراني، بايستي خاك درگاه مردمان صاحب فضل و هنر شوي.

پس زمینه طبیعت متن نوشته:  ای بی خبر بکوش که صاحب خبر شوی
در مکتب حقایق پیش ادیب عشق
دست از مس وجود چو مردان ره بشوی
خواب و خورت ز مرتبه خویش دور کرد
گر نور عشق حق به دل و جانت اوفتد
یک دم غریق بحر خدا شو گمان مبر
از پای تا سرت همه نور خدا شود
وجه خدا اگر شودت منظر نظر
بنیاد هستی تو چو زیر و زبر شود
گر در سرت هوای وصال است حافظا تا راهرو نباشی کی راهبر شوی
هان ای پسر بکوش که روزی پدر شوی
تا کیمیای عشق بیابی و زر شوی
آن گه رسی به خویش که بی خواب و خور شوی
بالله کز آفتاب فلک خوبتر شوی
کز آب هفت بح

در ديوان حافظ اين غزل از جهاتي در نوع خود كم نظير و محصول دوره كمال شاعر در مراحل سير و سلوك عرفان است.
بي شك آنچه را كه حافظ در بيت بيت اين غزل بازگو و توصيه كرده، خود به تجربه دريافته و خود اين مراحل را از سر گذرانيده است. بنابراين با غور و دقت در مفاد ابيات اين غزل مي توان به روحيه و شناخت شاعر دست يافت.
حافظ در شروع كلام به آن كسي كه تازه پا به جاده سير و سلوك نهاده توصيه مي كند كه هدف اصلي تو بايد اين باشد كه از اسرار خلقت و وجود خالق سر درآوري. و در بيت دوم راه را به او نشان داده مي فرمايد راه، راه عشق است و تو بايد در نزد آموزگار عشق، درس حقايق را فرا گيري تا مجرب و كار آزموده گردي. و در ابيات بعدي سالك را متوجه اين نكته مي سازد كه دست از خواسته هاي نفساني بكش تا به درجات عالي برسي و به خور و خواب مينديش تا موفق به شناخت واقعي روح متعالي خويش شوي. نور عشق الهي را دل خود بتابان تا خود خورشيدي تابناك شده و (از پاي تا سرت همه نور خدا شود) و اگر در راه خدا و خوشنودي او گام برداري آن زمان به درجه كمال رسيده و صاحب نظر و مرشد و پيشوا خواهي شد.
شاعر در بيت نهم به نكته دقيقي اشاره كرده مي فرمايد اگر جسم و وجود مادي تو زير و زبر شود يعني فاني و دستخوش نابودي گردد هيچ تصور نكن كه جوهر مجرد روح تو هم نابود خواهدشد و اين اشاره به اين عقيده فلاسفه و عرفاست كه روح را نشاني از نور خدا در وجود مادي بشر مي دانند.

اي بي خبر بکوش که صاحب خبر شوي . .

سفر آخرت از نگاه حضرت علی(ع)

مَن كَانَ يُرِيدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فِي حَرْثِهِ ۖ وَمَن كَانَ يُرِيدُ حَرْثَ الدُّنْيَا نُؤْتِهِ مِنْهَا وَمَا لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِن نَّصِيبٍ

کسی که کِشت آخرت بخواهد، برای وی در کِشته‌اش می‌افزاییم، و کسی که کِشت این دنیا را بخواهد به او از آن می‌دهیم و[لی‌] در آخرت او را نصیبی نیست.

رسول خدا محمد مصطفی ص فرمود

برای هر امتی وسیله امتحانی وجود دارد و وسیله امتحان امت من ثروت ومال دنیا است

دست از مس وجود چو مردان ره بشوی

پس زمینه شب متن نوشته:  تا راهرو نباشی کی راهبر شوی
هان ای پسر بکوش که روزی پدر شوی
تا کیمیای عشق بیابی و زر شوی
آن گه رسی به خویش که بی خواب و خور شوی
بالله کز آفتاب فلک خوبتر شوی
کز آب هفت بحر به یک موی تر شوی
در راه ذوالجلال چو بی پا و سر شوی
زین پس شکی نماند که صاحب نظر شوی
در دل مدار هیچ که زیر و زبر شوی
باید که خاک درگه اهل هنر شوی ای بی خبر بکوش که صاحب خبر شوی
در مکتب حقایق پیش ادیب عشق
دست از مس وجود چو مردان ره بشوی
خواب و خورت ز مرتبه خویش دور کرد
گر نور عشق حق به دل و جانت اوفتد
یک د

تصاویر درباره روز عرفه

شب عرفه

دعای یا شاهد کل نجوی

اللَّهُمَّ يَا شَاهِدَ كُلِّ نَجْوَى وَ مَوْضِعَ كُلِّ شَكْوَى وَ عَالِمَ كُلِّ خَفِيَّةٍ

وَ مُنْتَهَى كُلِّ حَاجَةٍ يَا مُبْتَدِئاً بِالنِّعَمِ عَلَى الْعِبَادِ يَا كَرِيمَ الْعَفْوِ يَا حَسَنَ التَّجَاوُزِ يَا جَوَادُ

يَا مَنْ لاَ يُوَارِي مِنْهُ لَيْلٌ دَاجٍ وَ لاَ بَحْرٌ عَجَّاجٌ‏

وَ لاَ سَمَاءٌ ذَاتُ أَبْرَاجٍ وَ لاَ ظُلَمٌ ذَاتُ ارْتِتَاجٍ يَا مَنِ الظُّلْمَةُ عِنْدَهُ ضِيَاءٌ

أَسْأَلُكَ بِنُورِ وَجْهِكَ الْكَرِيمِ الَّذِي تَجَلَّيْتَ بِهِ لِلْجَبَلِ فَجَعَلْتَهُ دَكّاً وَ خَرَّ مُوسَى صَعِقاً

وَ بِاسْمِكَ الَّذِي رَفَعْتَ بِهِ السَّمَاوَاتِ بِلاَ عَمَدٍ وَ سَطَحْتَ بِهِ الْأَرْضَ عَلَى وَجْهِ مَاءٍ جَمَدٍ

وَ بِاسْمِكَ الْمَخْزُونِ الْمَكْنُونِ الْمَكْتُوبِ الطَّاهِرِ الَّذِي إِذَا دُعِيتَ بِهِ أَجَبْتَ وَ إِذَا سُئِلْتَ بِهِ أَعْطَيْتَ‏

وَ بِاسْمِكَ السُّبُّوحِ الْقُدُّوسِ الْبُرْهَانِ الَّذِي هُوَ نُورٌ عَلَى كُلِّ نُورٍ وَ نُورٌ مِنْ نُورٍ

يُضِي‏ءُ مِنْهُ كُلُّ نُورٍ إِذَا بَلَغَ الْأَرْضَ انْشَقَّتْ وَ إِذَا بَلَغَ السَّمَاوَاتِ فُتِحَتْ وَ إِذَا بَلَغَ الْعَرْشَ اهْتَزَّ

وَ بِاسْمِكَ الَّذِي تَرْتَعِدُ مِنْهُ فَرَائِصُ مَلاَئِكَتِكَ وَ أَسْأَلُكَ بِحَقِّ جَبْرَئِيلَ وَ مِيكَائِيلَ وَ إِسْرَافِيلَ‏

وَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ الْمُصْطَفَى صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ عَلَى جَمِيعِ الْأَنْبِيَاءِ وَ جَمِيعِ الْمَلاَئِكَةِ

وَ بِالاِسْمِ الَّذِي مَشَى بِهِ الْخِضْرُ عَلَى قُلَلِ (طَلَلِ) الْمَاءِ كَمَا مَشَى بِهِ عَلَى جَدَدِ الْأَرْضِ‏

وَ بِاسْمِكَ الَّذِي فَلَقْتَ بِهِ الْبَحْرَ لِمُوسَى وَ أَغْرَقْتَ فِرْعَوْنَ وَ قَوْمَهُ‏

وَ أَنْجَيْتَ بِهِ مُوسَى بْنَ عِمْرَانَ وَ مَنْ مَعَهُ‏

وَ بِاسْمِكَ الَّذِي دَعَاكَ بِهِ مُوسَى بْنُ عِمْرَانَ مِنْ جَانِبِ الطُّورِ الْأَيْمَنِ فَاسْتَجَبْتَ لَهُ وَ أَلْقَيْتَ عَلَيْهِ مَحَبَّةً مِنْكَ‏

وَ بِاسْمِكَ الَّذِي بِهِ أَحْيَا عِيسَى بْنُ مَرْيَمَ الْمَوْتَى وَ تَكَلَّمَ فِي الْمَهْدِ صَبِيّاً وَ أَبْرَأَ الْأَكْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ بِإِذْنِكَ‏

وَ بِاسْمِكَ الَّذِي دَعَاكَ بِهِ حَمَلَةُ عَرْشِكَ وَ جَبْرَئِيلُ وَ مِيكَائِيلُ وَ إِسْرَافِيلُ وَ حَبِيبُكَ مُحَمَّدٌ صَلَّى اللَّهُ

عَلَيْهِ وَ آلِهِ‏ وَ مَلاَئِكَتُكَ الْمُقَرَّبُونَ وَ أَنْبِيَاؤُكَ الْمُرْسَلُونَ وَ عِبَادُكَ الصَّالِحُونَ مِنْ أَهْلِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرَضِينَ‏

وَ بِاسْمِكَ الَّذِي دَعَاكَ بِهِ ذُو النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغَاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ (تَقْدِرَ) عَلَيْهِ‏

فَنَادَى فِي الظُّلُمَاتِ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ‏

سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ فَاسْتَجَبْتَ لَهُ وَ نَجَّيْتَهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذَلِكَ تُنْجِي (نُنْجِي) الْمُؤْمِنِينَ‏

وَ بِاسْمِكَ الْعَظِيمِ الَّذِي دَعَاكَ بِهِ دَاوُدُ وَ خَرَّ لَكَ سَاجِداً فَغَفَرْتَ لَهُ ذَنْبَهُ‏

وَ بِاسْمِكَ الَّذِي دَعَتْكَ بِهِ آسِيَةُ امْرَأَةُ فِرْعَوْنَ إِذْ قَالَتْ رَبِّ ابْنِ لِي عِنْدَكَ بَيْتاً فِي الْجَنَّةِ

وَ نَجِّنِي مِنْ فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ وَ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ فَاسْتَجَبْتَ لَهَا دُعَاءَهَا

وَ بِاسْمِكَ الَّذِي دَعَاكَ بِهِ أَيُّوبُ إِذْ حَلَّ بِهِ الْبَلاَءُ فَعَافَيْتَهُ‏

وَ آتَيْتَهُ أَهْلَهُ وَ مِثْلَهُمْ مَعَهُمْ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِكَ وَ ذِكْرَى لِلْعَابِدِينَ‏

وَ بِاسْمِكَ الَّذِي دَعَاكَ بِهِ يَعْقُوبُ فَرَدَدْتَ عَلَيْهِ بَصَرَهُ وَ قُرَّةَ عَيْنِهِ يُوسُفَ وَ جَمَعْتَ شَمْلَهُ‏

وَ بِاسْمِكَ الَّذِي دَعَاكَ بِهِ سُلَيْمَانُ فَوَهَبْتَ لَهُ مُلْكاً لاَ يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ‏

وَ بِاسْمِكَ الَّذِي سَخَّرْتَ بِهِ الْبُرَاقَ لِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ‏

إِذْ قَالَ تَعَالَى (سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى‏)

وَ قَوْلُهُ (سُبْحَانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَ مَا كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ وَ إِنَّا إِلَى رَبِّنَا لَمُنْقَلِبُونَ‏)

وَ بِاسْمِكَ الَّذِي تَنَزَّلَ بِهِ جَبْرَئِيلُ عَلَى مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ‏

وَ بِاسْمِكَ الَّذِي دَعَاكَ بِهِ آدَمُ فَغَفَرْتَ لَهُ ذَنْبَهُ وَ أَسْكَنْتَهُ جَنَّتَكَ‏

وَ أَسْأَلُكَ بِحَقِّ الْقُرْآنِ الْعَظِيمِ وَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ خَاتَمِ النَّبِيِّينَ وَ بِحَقِّ إِبْرَاهِيمَ‏

وَ بِحَقِّ فَصْلِكَ يَوْمَ الْقَضَاءِ وَ بِحَقِّ الْمَوَازِينِ إِذَا نُصِبَتْ وَ الصُّحُفِ إِذَا نُشِرَتْ‏

وَ بِحَقِّ الْقَلَمِ وَ مَا جَرَى وَ اللَّوْحِ وَ مَا أَحْصَى‏

وَ بِحَقِّ الاِسْمِ الَّذِي كَتَبْتَهُ عَلَى سُرَادِقِ الْعَرْشِ قَبْلَ خَلْقِكَ الْخَلْقَ وَ الدُّنْيَا وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ بِأَلْفَيْ عَامٍ‏

وَ أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَحْدَهُ لاَ شَرِيكَ لَهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ‏

وَ أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ الْمَخْزُونِ فِي خَزَائِنِكَ الَّذِي اسْتَأْثَرْتَ بِهِ فِي عِلْمِ الْغَيْبِ عِنْدَكَ‏

لَمْ يَظْهَرْ عَلَيْهِ أَحَدٌ مِنْ خَلْقِكَ لاَ مَلَكٌ مُقَرَّبٌ وَ لاَ نَبِيٌّ مُرْسَلٌ وَ لاَ عَبْدٌ مُصْطَفًى‏

وَ أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ الَّذِي شَقَقْتَ بِهِ الْبِحَارَ وَ قَامَتْ بِهِ الْجِبَالُ وَ اخْتَلَفَ بِهِ اللَّيْلُ وَ النَّهَارُ

وَ بِحَقِّ السَّبْعِ الْمَثَانِي وَ الْقُرْآنِ الْعَظِيمِ وَ بِحَقِّ الْكِرَامِ الْكَاتِبِينَ‏

وَ بِحَقِّ طه وَ يس وَ كهيعص وَ حمعسق وَ بِحَقِّ تَوْرَاةِ مُوسَى‏

وَ إِنْجِيلِ عِيسَى وَ زَبُورِ دَاوُدَ وَ فُرْقَانِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ‏

وَ عَلَى جَمِيعِ الرُّسُلِ وَ بِآهِيّاً شَرَاهِيّاً

اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِحَقِّ تِلْكَ الْمُنَاجَاةِ الَّتِي كَانَتْ بَيْنَكَ وَ بَيْنَ مُوسَى بْنِ عِمْرَانَ فَوْقَ جَبَلِ طُورِ سَيْنَاءَ

وَ أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ الَّذِي عَلَّمْتَهُ مَلَكَ الْمَوْتِ لِقَبْضِ الْأَرْوَاحِ‏

وَ أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ الَّذِي كُتِبَ عَلَى وَرَقِ الزَّيْتُونِ فَخَضَعَتِ النِّيرَانُ لِتِلْكَ الْوَرَقَةِ فَقُلْتَ يَا نَارُ كُونِي بَرْداً

وَ سَلاَماً وَ أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ الَّذِي كَتَبْتَهُ عَلَى سُرَادِقِ الْمَجْدِ وَ الْكَرَامَةِ

يَا مَنْ لاَ يُحْفِيهِ سَائِلٌ وَ لاَ يَنْقُصُهُ نَائِلٌ يَا مَنْ بِهِ يُسْتَغَاثُ وَ إِلَيْهِ يُلْجَأُ

أَسْأَلُكَ بِمَعَاقِدِ الْعِزِّ مِنْ عَرْشِكَ وَ مُنْتَهَى الرَّحْمَةِ مِنْ كِتَابِكَ‏

وَ بِاسْمِكَ الْأَعْظَمِ وَ جَدِّكَ الْأَعْلَى وَ كَلِمَاتِكَ التَّامَّاتِ الْعُلَى‏

اللَّهُمَّ رَبَّ الرِّيَاحِ وَ مَا ذَرَتْ وَ السَّمَاءِ وَ مَا أَظَلَّتْ وَ الْأَرْضِ وَ مَا أَقَلَّتْ‏

وَ الشَّيَاطِينِ وَ مَا أَضَلَّتْ وَ الْبِحَارِ وَ مَا جَرَتْ وَ بِحَقِّ كُلِّ حَقٍّ هُوَ عَلَيْكَ حَقٌ‏

وَ بِحَقِّ الْمَلاَئِكَةِ الْمُقَرَّبِينَ وَ الرَّوْحَانِيِّينَ وَ الْكَرُوبِيِّينَ وَ الْمُسَبِّحِينَ لَكَ بِاللَّيْلِ وَ النَّهَارِ لاَ يَفْتُرُونَ‏

وَ بِحَقِّ إِبْرَاهِيمَ خَلِيلِكَ وَ بِحَقِّ كُلِّ وَلِيٍّ يُنَادِيكَ بَيْنَ الصَّفَا وَ الْمَرْوَةِ وَ تَسْتَجِيبُ لَهُ دُعَاءَهُ يَا مُجِيبُ‏

أَسْأَلُكَ بِحَقِّ هَذِهِ الْأَسْمَاءِ وَ بِهَذِهِ الدَّعَوَاتِ أَنْ تَغْفِرَ لَنَا مَا قَدَّمْنَا وَ مَا أَخَّرْنَا

وَ مَا أَسْرَرْنَا وَ مَا أَعْلَنَّا وَ مَا أَبْدَيْنَا وَ مَا أَخْفَيْنَا وَ مَا أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ مِنَّا

إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ‏

يَا حَافِظَ كُلِّ غَرِيبٍ يَا مُونِسَ كُلِّ وَحِيدٍ يَا قُوَّةَ كُلِّ ضَعِيفٍ‏

يَا نَاصِرَ كُلِّ مَظْلُومٍ يَا رَازِقَ كُلِّ مَحْرُومٍ يَا مُونِسَ كُلِّ مُسْتَوْحِشٍ‏

يَا صَاحِبَ كُلِّ مُسَافِرٍ يَا عِمَادَ كُلِّ حَاضِرٍ يَا غَافِرَ كُلِّ ذَنْبٍ وَ خَطِيئَةٍ

يَا غِيَاثَ الْمُسْتَغِيثِينَ يَا صَرِيخَ الْمُسْتَصْرِخِينَ يَا كَاشِفَ كَرْبِ الْمَكْرُوبِينَ يَا فَارِجَ هَمِّ الْمَهْمُومِينَ‏

يَا بَدِيعَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرَضِينَ يَا مُنْتَهَى غَايَةِ الطَّالِبِينَ يَا مُجِيبَ دَعْوَةِ الْمُضْطَرِّينَ‏

يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ يَا رَبَّ الْعَالَمِينَ يَا دَيَّانَ يَوْمِ الدِّينِ‏

يَا أَجْوَدَ الْأَجْوَدِينَ يَا أَكْرَمَ الْأَكْرَمِينَ يَا أَسْمَعَ السَّامِعِينَ يَا أَبْصَرَ النَّاظِرِينَ يَا أَقْدَرَ الْقَادِرِينَ‏

اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُغَيِّرُ النِّعَمَ وَ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُورِثُ النَّدَمَ‏

وَ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُورِثُ السَّقَمَ وَ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تَهْتِكُ الْعِصَمَ‏

وَ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تَرُدُّ الدُّعَاءَ وَ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تَحْبِسُ قَطْرَ السَّمَاءِ

وَ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُعَجِّلُ الْفَنَاءَ وَ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تَجْلِبُ الشَّقَاءَ

وَ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُظْلِمُ الْهَوَاءَ وَ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تَكْشِفُ الْغِطَاءَ

وَ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي لاَ يَغْفِرُهَا غَيْرُكَ يَا اللَّهُ‏

وَ احْمِلْ عَنِّي كُلَّ تَبِعَةٍ لِأَحَدٍ مِنْ خَلْقِكَ وَ اجْعَلْ لِي مِنْ أَمْرِي فَرَجاً وَ مَخْرَجاً وَ يُسْراً

وَ أَنْزِلْ يَقِينَكَ فِي صَدْرِي وَ رَجَاءَكَ فِي قَلْبِي حَتَّى لاَ أَرْجُوَ غَيْرَكَ‏

اللَّهُمَّ احْفَظْنِي وَ عَافِنِي فِي مَقَامِي وَ اصْحَبْنِي فِي لَيْلِي وَ نَهَارِي‏

وَ مِنْ بَيْنِ يَدَيَّ وَ مِنْ خَلْفِي وَ عَنْ يَمِينِي وَ عَنْ شِمَالِي وَ مِنْ فَوْقِي وَ مِنْ تَحْتِي‏

وَ يَسِّرْ لِيَ السَّبِيلَ وَ أَحْسِنْ لِيَ التَّيْسِيرَ وَ لاَ تَخْذُلْنِي فِي الْعَسِيرِ

وَ اهْدِنِي يَا خَيْرَ دَلِيلٍ وَ لاَ تَكِلْنِي إِلَى نَفْسِي فِي الْأُمُورِ وَ لَقِّنِي كُلَّ سُرُورٍ

وَ اقْلِبْنِي إِلَى أَهْلِي بِالْفَلاَحِ وَ النَّجَاحِ مَحْبُوراً فِي الْعَاجِلِ وَ الْآجِلِ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ

وَ ارْزُقْنِي مِنْ فَضْلِكَ وَ أَوْسِعْ عَلَيَّ مِنْ طَيِّبَاتِ رِزْقِكَ‏

وَ اسْتَعْمِلْنِي فِي طَاعَتِكَ وَ أَجِرْنِي مِنْ عَذَابِكَ وَ نَارِكَ وَ اقْلِبْنِي إِذَا تَوَفَّيْتَنِي إِلَى جَنَّتِكَ بِرَحْمَتِكَ‏

اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ زَوَالِ نِعْمَتِكَ وَ مِنْ تَحْوِيلِ عَافِيَتِكَ وَ مِنْ حُلُولِ نَقِمَتِكَ‏

وَ مِنْ نُزُولِ عَذَابِكَ وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْ جَهْدِ الْبَلاَءِ وَ دَرَكِ الشَّقَاءِ وَ مِنْ سُوءِ الْقَضَاءِ وَ شَمَاتَةِ الْأَعْدَاءِ

وَ مِنْ شَرِّ مَا يَنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ وَ مِنْ شَرِّ مَا فِي الْكِتَابِ الْمُنْزَلِ‏

اللَّهُمَّ لاَ تَجْعَلْنِي مِنَ الْأَشْرَارِ وَ لاَ مِنْ أَصْحَابِ النَّارِ وَ لاَ تَحْرِمْنِي صُحْبَةَ الْأَخْيَارِ

وَ أَحْيِنِي حَيَاةً طَيِّبَةً وَ تَوَفَّنِي وَفَاةً طَيِّبَةً تُلْحِقُنِي بِالْأَبْرَارِ

وَ ارْزُقْنِي مُرَافَقَةَ الْأَنْبِيَاءِ فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ

اللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ عَلَى حُسْنِ بَلاَئِكَ وَ صُنْعِكَ وَ لَكَ الْحَمْدُ عَلَى الْإِسْلاَمِ وَ اتِّبَاعِ السُّنَّةِ

يَا رَبِّ كَمَا هَدَيْتَهُمْ لِدِينِكَ وَ عَلَّمْتَهُمْ كِتَابَكَ فَاهْدِنَا وَ عَلِّمْنَا

وَ لَكَ الْحَمْدُ عَلَى حُسْنِ بَلاَئِكَ وَ صُنْعِكَ عِنْدِي خَاصَّةً كَمَا خَلَقْتَنِي فَأَحْسَنْتَ خَلْقِي‏

وَ عَلَّمْتَنِي فَأَحْسَنْتَ تَعْلِيمِي وَ هَدَيْتَنِي فَأَحْسَنْتَ هِدَايَتِي‏

فَلَكَ الْحَمْدُ عَلَى إِنْعَامِكَ عَلَيَّ قَدِيماً وَ حَدِيثاً فَكَمْ مِنْ كَرْبٍ يَا سَيِّدِي قَدْ فَرَّجْتَهُ‏

وَ كَمْ مِنْ غَمٍّ يَا سَيِّدِي قَدْ نَفَّسْتَهُ وَ كَمْ مِنْ هَمٍّ يَا سَيِّدِي قَدْ كَشَفْتَهُ‏

وَ كَمْ مِنْ بَلاَءٍ يَا سَيِّدِي قَدْ صَرَفْتَهُ وَ كَمْ مِنْ عَيْبٍ يَا سَيِّدِي قَدْ سَتَرْتَهُ‏

فَلَكَ الْحَمْدُ عَلَى كُلِّ حَالٍ فِي كُلِّ مَثْوًى وَ زَمَانٍ وَ مُنْقَلَبٍ وَ مُقَامٍ (مَقَامٍ) وَ عَلَى هَذِهِ الْحَالِ وَ كُلِّ حَالٍ‏

اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي مِنْ أَفْضَلِ عِبَادِكَ نَصِيباً فِي هَذَا الْيَوْمِ مِنْ خَيْرٍ تَقْسِمُهُ أَوْ ضُرٍّ تَكْشِفُهُ‏

أَوْ سُوءٍ تَصْرِفُهُ أَوْ بَلاَءٍ تَدْفَعُهُ أَوْ خَيْرٍ تَسُوقُهُ أَوْ رَحْمَةٍ تَنْشُرُهَا أَوْ عَافِيَةٍ تُلْبِسُهَا

فَإِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ وَ بِيَدِكَ خَزَائِنُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ‏

وَ أَنْتَ الْوَاحِدُ الْكَرِيمُ الْمُعْطِي الَّذِي لاَ يُرَدُّ سَائِلُهُ وَ لاَ يُخَيَّبُ آمِلُهُ‏

وَ لاَ يَنْقُصُ نَائِلُهُ وَ لاَ يَنْفَدُ مَا عِنْدَهُ بَلْ يَزْدَادُ كَثْرَةً وَ طِيباً وَ عَطَاءً وَ جُوداً

وَ ارْزُقْنِي مِنْ خَزَائِنِكَ الَّتِي لاَ تَفْنَى وَ مِنْ رَحْمَتِكَ الْوَاسِعَةِ إِنَّ عَطَاءَكَ لَمْ يَكُنْ مَحْظُوراً

وَ أَنْتَ عَلَى كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ‏

عکس روز عرفه

عکس پروفایل روز عرفه

عکس نوشته درباره روز عرفه

دعای شب عرفه

اعمال روز عرفه چیست؟

اعمال روز عرفه

بهترین دعا وراز ونیاز با مولایمان خدای کعبه دعای یاشاهد کل نجوی است بعضی دعای امام حسین ع را در روز عرفه میخوانند حقیقتا من توان خواندن این دعا را در خود ندیدم این دعا را شخصیت بزرگی چون امام حسین ع خوانده است وبرای من عامی قابل فهم نیست اما دعای یاشاهد کل نجوی را خوب درک کردم واز خواندن ان یهره ها بردم این دعا با مضامین عالی تمام خواسته ها وحوائج ما را در نظر گرفته است در شب های جمعه به جای دعای کمیل میتوان ان را خواند این دعا نائب دعای کمیل است از دعای امام حسین ع در روز عرفه فقط به این قسمت از دعای او در این روز اکتفا میکنم

اَلْحَمْدُ لله الَّذی لَیْسَ لِقَضآئِهِ دافِعٌ وَلا لِعَطائِهِ مانِعٌ وَهُوَ الْجَوادُ الْواسِعُ وَلَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ وَهُوَ السَّمیعُ الْبَصیرُاللَّطیفُ الْخَبیرُ وَهُوَ عَلی کُلِّشَیْءٍ قَدیرٌ اَللّهُمَّ اِنّی اَرْغَبُ إِلَیْکَ وَاَشْهَدُ بِالرُّبُوبِیَّةِ لَکَ مُقِرّاً بِاَنَّکَ رَبّی وَ اِلَیْکَ مَرَدّی لا اِلهَ اِلاّ اَنتَ سبحانکَ اِنی کنتُ منَ الظّالِمینَ

لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ سُبْحانَکَ اِنّی کُنْتُ مِنَ الْمُسْتَغْفِرینَ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ سُبْحانَکَ اِنّی کُنْتُ مِنَ الْمُوَحِّدینَ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ سُبْحانَکَ اِنّی کُنْتُ مِنَ الْخاَّئِفینَ لا اِلهَ اِلاّ اَنتَ سبحانکَ اِنی کنتُ منَ الْوَجلینَ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ سُبْحانَکَ اِنّی کُنْتُ مِنَ الرَّاجینَ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ سُبْحانَکَ اِنّی کُنْتُ مِنَ الرّاغِبینَ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ سُبْحانَکَ اِنّی کُنْتُ مِنَ الْمُهَلِّلینَ لا اِلهَ اِلاّ اَنتَ سبحانکَ اِنی کنتُ من الساَّئِلینَ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ سُبْحانَکَ اِنّی کُنْتُ مِنَ الْمُسَبِّحینَ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ سُبْح انَکَ اِنّی کُنْتُ مِنَ الْمُکَبِّرینَ لااِلهَاِلاّ اَنْتَ سُبْحانَکَ رَبّی وَرَبُّ اباَّئِیَ الاَْوَّلینَ،

سومین عمل روز عرفه صلوات مخصوصه امام صادق ع

امام صادق(علیه السلام) فرمود: هر کس بخواهد محمّد و آل محمّد را با صلوات بر آنان مسرور و خشنود سازد، این صلوات را بخواند(13):

اَللّهُمَّ یا اَجْوَدَ مَنْ اَعْطى، وَیا خَیْرَ مَنْ سُئِلَ، وَیا اَرْحَمَ مَنِ اسْتُرْحِمَ،

خدایا اى بخشنده ترین عطابخشان و اى بهترین درخواست شدگان و اى مهربانترین کسى که از او مهربانى جویند

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِهِ فِى الاَْوَّلینَ، وَصَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِهِ فِى

خدایا درود فرست بر محمّد و آلش در زمره پیشینیان و درود فرست بر محمّد و آلش در زمره

الاْخِرینَ، وَصَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِهِ فِى الْمَلاَِ الاَْعْلى، وَصَلِّ عَلى مُحَمَّد

پسینیان و درود فرست بر محمّد و آلش در ساکنین عالم بالا و درود فرست بر محمّد

وَآلِهِ فِى الْمُرْسَلینَ، اَللّهُمَّ اَعْطِ مُحَمَّداً وَ آلَهُ الْوَسیلَةَ وَ الْفَضیلَةَ،

و آلش در زمره مرسلین خدایا عطا کن به محمّد و آلش مقام وسیله و فضیلت

وَالشَّرَفَ وَ الرِّفْعَةَ وَ الدَّرَجَةَ الْکَبیرَةَ، اَللّهُمَّ اِنّى آمَنْتُ بِمُحَمَّد صَلَّى اللهُ

و شرف و رفعت و درجه بلند خدایا من ایمان آوردم به محمّد صلى الله

عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ لَمْ اَرَهُ، فَلا تَحْرِمْنى فِى الْقِیمَةِ رُؤْیَتَهُ، وَ ارْزُقْنى صُحْبَتَهُ،

علیه و آله با این که او را ندیده ام پس در روز قیامت از دیدارش محرومم مفرما و مصاحبت و همنشینى او را روزیم فرما

وَتَوَفَّنى عَلى مِلَّتِهِ، وَ اسْقِنى مِنْ حَوْضِهِ مَشْرَباً رَوِیّاً سآئِغاً هَنیئاً، لا

و بر کیش او بمیرانم و بنوشانم از حوض او (حوض کوثر) نوشاندنى سیراب و جانبخش و گوارا که

اَظْمَأُ بَعْدَهُ اَبَداً، اِنَّکَ عَلى کُلِّ شَىْء قَدیرٌ، اَللّهُمَّ اِنّى آمَنْتُ بِمُحَمَّد صَلَّى

پس از آن هرگز تشنه نشوم که براستى تو بر هر چیز توانایى خدایا من ایمان آورده ام به محمّد صلى

اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَلَمْ اَرَهُ، فَعَرِّفْنى فِى الْجِنانِ وَجْهَهُ، اَللّـهُمَّ بَلِّغْ مُحَمَّداً

الله علیه وآله و او را ندیده ام پس در بهشت رویش را به من نشان ده خدایا برسان به محمّد

صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ مِنّى، تَحِیَّةً کَثیرَةً وَسَلاماً.

صلى الله علیه و آله از جانب من تحیتى بسیار و سلامى.

4- چهارمین عمل روز عرفه

در پایان روز عرفه این دعا را بخوان:

یا رَبِّ إنَّ ذُنُوبى لا تَضُرُّکَ، وَاِنَّ مَغْفِرَتَکَ لى لا تَنْقُصُکَ، فَاَعْطِنى ما لا

یَنْقُصُکَ، وَاغْفِرْ لى ما لایَضُــرُّکَ.

پروردگارا همانا گناهان من زیانى به تو نزند و محققاً آمرزش تو از من نقصانى به تو نرساند پس عطا کن به من آنچه را

نقصانت نرساند و بیامرز برایم آنچه را زیانت نزند.

ایمان انسان‌هاى بینا

ایمان انسان‌هاى بینا

از نشانه های مطابقت کامل صراط مستقیم زندگى با حق از نظز قرآن

انسان، به طور فطرى حق‌‌بین [۱]، حق‌‌طلب و حق‌‌پذیر است. [۲] تنها کسانى حق را نمى‌‌بینند و با آن مخالفت مى‌‌ورزند که آلودگى‌‌هاى اخلاقى و عملى، دیدۀ عقل و قلب آنها را کور، و گوشِ دل آنها را کر، کرده باشد.

مطابقت کامل برنامه‌‌اى که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله، از جانب او براى زندگى انسان آورده است با حق، ایجاب مى‌‌کند افرادى که فطرت پاک آنها آلوده نشده و حواسّ باطنى آنها سالم است، حق بودن آن را تشخیص دهند و به آن ایمان بیاورند:

(أَفَمَن یعْلَمُ أَنَّمَا أُنزِلَ إِلَیک مِن رَّبِّک الْحَقُّ کمَنْ هُوَ أَعْمَى إِنَّمَا یتَذَکرُ أُولُوا الْأَلْبَـبِ (رعد: ۱۹).

آیا کسى که مى‌‌داند آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده، حقّ است، همانند کسى است که نابیناست؟! تنها صاحبان اندیشه متذکر مى‌‌شوند).

این تعبیر لطیف و زیبا، بیانگر این واقعیت است که حقّانیت برنامه‌‌هایى که پیامبر_ صلی الله علیه و آله _ از جانب خداوند سبحان آورده، به قدرى روشن است که امکان ندارد چشم دلِ کسى بینا باشد و آن را تشخیص ندهد و یا نپذیرد .

این معنا با تعبیرهاى دیگر، در آیات متعدّدى (ر. ک: سبأ: ۶ / قصص: ۵۳ / احقاف: ۳۰) دیده مى‌شود، مانند:

(وَ لِیعْلَمَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّک فَیؤْمِنُوا بِهِ فَتُخْبِتَ لَهُ قُلُوبُهُمْ وَ إِنَّ اللّه لَهَادِ الَّذِینَ ءَامَنُوا إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ (حج: ۵۴).

و [نیز] هدف این بود که آگاهان بدانند این (قرآن)، حقّ است از سوى پروردگارت، و در نتیجه به آن ایمان بیاورند و دل‌هایشان در برابر آن، خاضع گردد و خداوند، کسانى را که ایمان آوردند، به سوى صراط مستقیم، هدایت مى‌کند).

آیا کسى که مى‌‌داند آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده، حقّ است، همانند کسى است که نابیناست؟! تنها صاحبان اندیشه متذکر مى‌‌شوند).

أَفَمَن يَعْلَمُ أَنَّمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ الْحَقُّ كَمَنْ هُوَ أَعْمَىٰ ۚ إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُولُو الْأَلْبَابِ

وَمَن كَانَ فِي هَـٰذِهِ أَعْمَىٰ فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمَىٰ وَأَضَلُّ سَبِيلًا

وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنكًا وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَىٰ

قَالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمَىٰ وَقَدْ كُنتُ بَصِيرًا قَالَ كَذَٰلِكَ أَتَتْكَ آيَاتُنَا فَنَسِيتَهَا ۖ وَكَذَٰلِكَ الْيَوْمَ تُنسَىٰ

قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الْأَعْمَىٰ وَالْبَصِيرُ ۚ أَفَلَا تَتَفَكَّرُونَ

وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ ۖ وَيَوْمَ يَقُولُ كُن فَيَكُونُ ۚ قَوْلُهُ الْحَقُّ ۚ وَلَهُ الْمُلْكُ يَوْمَ يُنفَخُ فِي الصُّورِ ۚ عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ ۚ وَهُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِيرُ ثُمَّ رُدُّوا إِلَى اللَّهِ مَوْلَاهُمُ الْحَقِّ ۚ أَلَا لَهُ الْحُكْمُ وَهُوَ أَسْرَعُ الْحَاسِبِينَ وَالَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا صُمٌّ وَبُكْمٌ فِي الظُّلُمَاتِ ۗ

حلول ماه ذی الحجه مبارک

فَفِرُّوا إِلَی اللَّهِ ۖ إِنِّی لَکُمْ مِنْهُ نَذِیرٌ مُ

مذهبی telavatnoor 38125180 - عکس ویسگون

حلول ماه خدا ذی الحجه مبارک ماه ذکر ویاد خدا

دعای امام صادق ع در ماه ذی الحجه

اَللّـهُمَّ هذِهِ الاَْیّامُ الَّتى فَضَّلْتَها عَلَى الاَْیّامِ وَشَرَّفْتَها، وَ قَدْ بَلَّغْتَنیها بِمَنِّکَ ووَرَحْمَتِکَ، فَاَنْزِلْ عَلَیْنا مِنْ بَرَکاتِکَ، وَاَوْسِعْ عَلَیْنا فیها مِنْ نَعْمآئِکَ، اَللّـهُمَّاِنّى اَسْئَلُکَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد،وَاَنْ تَهْدِیَنا فیه لِسَبیلِ الْهُدى، وَالْعَفافِ وَالْغِنى، وَالْعَمَلِ فیها بِما تُحِبُّ وَتَرْضى، اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ یا مَوْضِعَ کُلِّ شَکْوى، وَیا سامِعَ کُلِّ نَجْوى وَیا شاهِدَ کُلِّ مَلاَ، وَیا عالِمَ کُلِّ خَفِیَّة،، اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد، وَ اَنْ تَکْشِفَ عَنّا فیهَا الْبَلاءَ، وَتَسْتَجیبَ لَنا فیهَا الدُّعآءَ، وَ تُقَوِّیَنا فیها وَ تُعینَنا،وَتُوَفِّقَنا فیها لِما تُحِبُّ رَبَّناوَتَرْضى ، وَعَلى مَا افْتَرَضْتَ عَلَیْنا مِنْ طاعَتِکَ،وَطـاعَةِ رَسُولِکَ وَاَهْلِ وِلایَتِکَ،اَللّـهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ، اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّدوَاَنْ تَهَبَ لَنا فیهَا الرِّضا،اِنَّکَ سَمیعُ الدُّعآءِ، وَلا تَحْرِمْنا خَیْرَ ما تُنْزِلُ فیها مِنَالسَّمآءِ، وَطَهِّرْنا مِنَ الذُّنُوبِ یا عَلاّمَ الْغُیُوبِ، وَاَوْجِبْ لَنا فیها دارَ الْخُلُودِ،اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد،وَلا تَتْرُکْ لَنا فیها ذَنْباً اِلاَّ غَفَرْتَهُ، وَلاهَمّاً اِلاَّ فَرَّجْتَهُ،وَلا دَیْناً اِلاَّ قَضَیْتَهُ، وَلا غائِباً اِلاَّ اَدَّیْتَهُ، وَلا حاجَةً مِنْ حَوائِجِ الدُّنْیا وَالاْخِرَةِ اِلاَّ سَهَّلْتَها وَیَسَّرْتَها، اِنَّکَ عَلى کُلِّ شَىْء قَدیرٌ،اَللّـهُمَّ یا عالِمَ الْخَفِیّاتِ، یا راحِمَ الْعَبَراتِ، یا مُجیبَ الدَّعَواتِ،یا رَبَّ الاَْرَضینَ وَالسَّمواتِ، یا مَنْ لا تَتَشابَهُ عَلَیْهِ الاَْصْواتُ، صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَاجْعَلْنا فیها مِنْ عُتَقآئِکَ وَطُلَقآئِکَ مِنَ النّارِ،وَالْفائِزینَ بِجَنَّتِکَ،وَالنّاجینَ بِرَحْمَتِکَ، یااَرْحَمَ الرّاحِمینَ، وَصَلَّى اللهُ عَلى سَیِّدِنا مُحَمَّد وَآلِهِ اَجْمَعینَ، وَسَلَّمَ عَلَیْهِمْ تَسْلیماً

خدایا این روزهایى است که برترى و شرافتش دادى بر سایر روزها و به لطف رحمتت مرا بدانها رساندى پس برکات خودت را بر ما فرو بار و از نعمتهاى خود در اینروزها بر ما وسعت ده خدایا من از تو خواهم که درود فرستى بر محمّد و آل محمّد و نیز خواهم که ما را دراین روزها بهراه هدایت و پاکدامنى و بى نیازى راهنمایى فرمایى و موفقمان دارى به انجام آنچه دوست دارى و موجب خشنودى تواست خدایااز تو خواهم اى جایگاه هر شکایت و اى شنواى هر سخن سِرّى و راز و اى حاضر در هرجمع و اى داناى هر نهان که درود فرستى بر محمّد و آل محمّد و بگشایىدر این روزها از ما بلا و گرفتارى را و مستجاب گردانى در آنها دعاى ما را و نیرو دهى به ما در این روزها و کمک مان دهى و موفقمان دارى پروردگارا بدانچه دوست دارى و خشنود گردى و بر آنچه واجب کرده اى بر ما از اطاعت خودتو اطاعت پیامبرت و اهل ولایتت خدایا از تو خواهم اى مهربانترین مهربانان که درود فرستى بر محمّد و آل محمّد و در این ایام خشنودى خویش را به من ببخشکه براستى تو شنواى دعایى و محروم مکن ما را از خیرى که در این روزها از آسمان فرو بارى و پاکمان کناز گناهان اى داناى بر نادیدنیها و واجب گردان در این ایّام براى ما خانه جاویدان را خدایا درود فرست بر محمّد و آل محمّد و هیچ گناهى براى ما باقى مگذار جز آن که بیامرزى و نه اندوهى جزآن که بگشایى و نه بِدهى جز آن که بپردازى و نه غایبى جز آن که به ما برسانى و نه حاجتى از حاجاتدنیا و آخرت جز آن که آسان و هموارش گردانى که براستى تو بر هر چیز توانایى خدایا اىداناى اسرار پنهان اى رحم کننده بر اشک دیدگان اى اجابت کننده دعاها اى پروردگار زمینهاو آسمانها اى که صداها(ى بیشمار) بر او اشتباه نشود درود فرست بر محمّد و آلمحمّد و قرار ده ما را در این روزها ازآزادشدگان و رهایى یافتگان از آتش و نائل شوندگان به بهشت تو نجات یافتگان بوسیله رحمتت اى مهربانترین مهربانان و درود خدا بر آقاى ما محمّد وآلش همگى و سلام بر همه آنان باد.

لااله الا الله

لااله الا الله عدد اللیالی و الدهور.

(نیست معبودی جز خدای متعال به اندازه تعداد شبها و سالها)

لااله الا الله عدد امواج البحور.

(نیست معبودی جز خدای متعال به اندازه امواج دریاها)

لااله الاالله و رحمة خیر مما یجمعون.

(نیست معبودی جز خدای متعال درحالیکه رحمت و لطف او بهتراست از آنچه که مردم اندوخته می کنند)

لااله الاالله عدد الشوک و الشجر.

(نیست معبودی جز خدای متعال به میزان خارهای بيابان و درختان صحرا)

لااله الاالله عدد الشعر و الوبر.

(نیست معبودی جز خدای متعال به اندازه تمام موها و کرک های عالم)

لااله الاالله عدد الحجروالمدر.

(نیست معبودی جز خدای متعال به اندازه تمامی سنگها و کلوخ ها)

لااله الاالله عدد لمح العیون.

(نیست معبودی جز خدای متعال به اندازه زدن پلکهای چشمها)

لااله الاالله فی اللیل اذا عسعس و الصبح اذا تنفس.

(نیست معبودی جز خدای متعال در شب هنگام،وقتی که تاریکی فرا می گیرد و سپیده دم در وقتیکه حیات مجدد می یابد)

لااله الاالله عدد الریاح فی البراری و الصخور.

(نیست معبودی جز خدای متعال به اندازه بادها در بیابانها و صخره ها)

لااله الاالله من الیوم الی یوم ینفخ فی الصور.

(نیست معبودی جز خدای متعال از امروز تا روزی که در صور دمیده می شود)

صور لا اله الا الله

خواندن ذکر‌هایی که از حضرت علی (ع) روایت شده است؛لا إِلهَ إِلاّ اللهُ عَدَدَ اللَّیالِی وَالدُّهُورِ،لا إِلهَ إِلاّ اللهُ عَدَدَ أَمْواجِ البُحُور، لا إِلهَ إِلاّ اللهُ و رَحْمَتُهُ خَیرٌ مِمَّا یجْمَعُونَ،لا إِلهَ إِلاّ اللهُ عَدَدَ الشَّوْک وَالشَّجَرِ، لا إِلهَ إِلاّ اللهُ عَدَدَ الشَّعْرِ وَالوَبَرِ،لا إِلهَ إِلاّ الله عَدَدَ الحَجَرِ والمَدَرِ، لا إِلهَ إِلاّ الله عَدَدَ لَمْحِ العُیونِ،لا إِلهَ إِلاّ الله فِی اللَّیلِ إِذا عَسْعَسَ وَالصُّبْحِ إِذا تَنَفَّسَ،لا إِلهَ إِلاّ الله عَدَدَ الرِّیاحِ فِی البَرارِی وَالصُّخُورِ،لا إِلهَ إِلاّ الله مِنْ الیوْمِ إِلی یوْمِ ینْفَخُ فِی الصُّورِ"

ما هو فضل قول لا إله إلا الله؟ 12 حديث من السنة يوضحوا فضلها

لَا إِلٰهَ إِلّا اللّٰهُ به شمار شب‌ها و روزگاران، لَا إِلٰهَ إِلّا اللّٰهُ به شمار امواج دریاها، لَا إِلٰهَ إِلّا اللّٰهُ و رحمت او از آنچه گرد می‌آورند بهتر است،.....، به شمار خارها و درختان، ..... به شمار موها و کرک‌ها، معبودی جز خدا نیست به شمار سنگ‌ها و کلوخ‌ها، ....به شمار بهم‌خوردن پلک‌ها، .......... در شب چون سیاهی بنماید و در صبح چون سپیدی سر برآرد، ...... به شمار بادها در صحراها و کوه‌ها،......از امروز تا روز دمیده شدن در صور

ثواب تهلیلات ده گانه علی ع

على علیه السّلام مى‏فرمود: «هر کس در هر روز از این دهه، ده مرتبه این ذکر را بخواند، خداوند به ازاى هر «لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ‏» که مى‏گوید درجه ‏اى در بهشت از در و یاقوت به او عنایت فرماید که میان هر دو درجه براى سوارى که با شتاب رکاب مى‏زند یک صد سال راه است.

و در هر درجه‏ ا ى شهرى است و در هر شهر کاخى از گوهر یکپارچه قرار دارد که درزى در آن نیست، در هر شهرى از آن شهرها آنقدر از خانه‏ ها و قلعه‏ ها و اتاق‌ها و خانه ‏ها و بسترها و همسران و تخت‌ها و حوران بهشتى و پشتی‌ها و فرش‌ها و سفره‏ ها و خدمتگزاران و رودها و درختها و زیورها و جامه‏ ها قرار دارد که وصف آن از توان وصف‏ کنندگان بیرون است.

و هنگامى که از قبر خارج مى‏شود، از هر موى بدن او نورى مى‏تابد و هفتاد هزار فرشته به پیش باز او مى‏آیند، و از پیش رو و سمت راست و چپ او حرکت مى‏کنند تا به درب بهشت رسند و هنگامى که وارد بهشت مى‏شود پشت سر او مى‏ایستند و او در پیشاپیش جلوى آنها قرار مى‏گیرد تا به شهرى مى‏رسند که نماى بیرونى آن از یاقوت سرخ است و اندرون آن از زبرجد سبز رنگ، و در آن شهر، تمام آنچه را که خداوند در بهشت آفریده است وجود دارد، هنگامى که به آنجا مى‏رسند فرشتگان مى‏گویند: اى دوست خدا! آیا مى‏دانى این شهر و آنچه در آن است چیست؟

مى‏گوید: نه، شما کیستید؟ مى‏گویند: ما فرشتگانى هستیم که در دنیا روزى که خداى تبارک و تعالى را تهلیل مى‏کردى تو را مى‏دیدیم، این شهر با آنچه که در آن هست همه ثواب توست، تو را به ثوابى برتر از این ثواب از جانب خدا مژده باد! تا آنچه را که خداوند براى تو در دار السلام خود و در جوار خویش فراهم آورده است‏ ببینى، آن بخششى را که هرگز بریده نمى‏شود.

***************************

فضیلت دهه اول ذی الجه رسول الله صلی الله علیه و سلم میفرمایند: انجام دادن اعمال نیک در هیچ روزی نزد الله محبوبتر و بزرگتر از انجام دادن آن در روزهای دهگانه (دهه ذی الحجه)نیست. پس در این روزها:تهلیل(لا اله الا الله) تکبیر(الله اکبر) ،تحمید (الحمدلله) را زیاد بگویید. وقت آن از ابتدای ماه ذوالحجه تا غروب آخرین روز ایام تشریق (روز سیزدهم ذی الحجه) می باشد.

ذی‌الحِجّة (ذی‌حجه)، آخرین ماه در ترتیب تقویم هجری قمری و از ماه‌های حرام و ماه‌های حج است. برای دهه اول این ماه اعمالی ذکر شده است که از مهم‌ترین آن‌ها به جا آوردن نماز دهه اول میان نماز مغرب و عشا و نیز خواندن ادعیه و تهلیل‌های ویژه است.

احرام بستن برای حج تمتع، تنها در این ماه جایز است و «ذی حجه» به معنی «صاحب حج» به این نکته اشاره دارد. آیین حج از روز نهم شروع و معمولاً تا سیزدهم این ماه انجام می‌شود.

این ماه، آخرین ماه در تقویم هجری قمری و از ماه‌های شریف و برجسته سال است. از آن جا که مناسک حج در آن انجام می‌شود ذی‌الحجه نام گرفته‌است.[۱] این ماه جزو ماه‌های حرام (ذی‌القعده، ذی‌الحجه، محرم و رجب) است[۲] که احترام خاصی دارند و جنگ در آنها به دلیل برخی آیات مانند ۲۱۷ سوره بقره، حرام است.[۳] ذی‌الحجه از ماه‌های حج (شوال، ذی‌القعده و ذی‌الحجه) نیز به شمار می‌رود.[۴] ماه‌های حج، ماه‌‌های بجا آوردن حج هستند.[۵] در «الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَّعْلُومَاتٌ؛ حجّ در ماه‌های معینی است.»[۶] به این ماه‌‌ها اشاره شده است.

ماه «ذی‌الحجه» آخرین ماه «سال هجری قمری» است و ماهی است بسیار پربرکت. بزرگان دین هنگامی که این ماه وارد می‌شد، اهمیت ویژه‌ای به عبادت در آن می‌دادند، مخصوصا در دهه اول این ماه. در حدیثی از رسول خدا (ص) می‌خوانیم که عبادت و کار نیک در هیچ ایامی به اندازه این ایام (۱۰ روز اول ماه ذی‌الحجه) فضیلت ندارد.

در بعضی از روایات درباره ماه ذی‌الحجه آمده است، شب‌های ده‌گانه‌ای که قرآن در سوره «والفجر و لیال عشر» به آن سوگند یاد کرده است، شب‌های دهه اول این ماه شریف است و این سوگند به خاطر عظمت آن است.

خداوند در سوره حج (آیه ۲۸) ضمن بیان فریضه بزرگ «حج» سخن از «ایام معلومات» می‌فرماید که مومنان باید در آن به یاد خدا باشند. یکی از تفسیرهای معروف «ایام معلومات» که در روایات نیز آمده است، ۱۰ روز اول ذی‌الحجه است. بنابراین، هم شب‌های آن عزیز است و هم روزهای آن.

در حدیثی از رسول خدا (ص) می‌خوانیم که عبادت و کار نیک در هیچ ایامی به اندازه این ایام (۱۰ روز اول ماه ذی‌الحجه) فضیلت ندارد.

افزون بر این‌ها، هم صدا شدن با زوار خانه خدا در این ماه و یاد و خاطره مراسم با شکوه حج و معنویت و برکات آن، حال و هوای دیگری به انسان می‌دهد، مخصوصا برای کسانی که در سلک زوار سعادتمند خانه خدا قرار گرفته‌اند، یا با یاد و خاطره آن‌ها همراهند.

وجود دو «عید» مهم اسلامی عید قربان (عید اضحی) و عید غدیر ‌(عید ولایت) و روز «عرفه» و خاطره دعای عجیب و بسیار گران‌بهای امام حسین (ع) در عرفات، شکوه و عظمت خاصی به این ماه بخشیده و سزاوار است همه مومنان (مخصوصا جوانان پاک‌دل) از فضای آکنده از معنویت این ماه، غافل نشوند و در خودسازی و تهذیب نفس بکوشند که به پیشرفت‌های مهمی نایل می‌شوند.

آغاز ماه ذی‌الحجه و ایام معلومات/ چگونه در ثواب حجاج شریک شویم

نماز مخصوص ماه ذی الحجه

امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید: پدرم حضرت امام باقر (علیه السلام) به من فرمود: پسرم! در دهه نخست از ماه ذی الحجّه (از شب اول ماه تا شب عید قربان) هر شب میان نماز مغرب و عشا این دو رکعت نماز را ترک مکن:

در هر رکعت سوره حمد و سوره قل هو الله را می‌خوانی، پس از آن آیه ۱۴۲ سوره اعراف را بخوان:وَ وَاعَدْنَا مُوسَی ثَلاَثِینَ لَیْلَةً وَ أَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِیقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِینَ لَیْلَةً وَ قَالَ مُوسَی لأَخِیهِ هَارُونَ اخْلُفْنِی فِی قَوْمِی وَ أَصْلِحْ وَلاَ تَتَّبِعْ سَبِیلَ الْمُفْسِدِینَ. (اعراف/۱۴۲)

اگر چنین کنی، در ثواب حاجیان، و اعمال حجّ آن‌ها شریک می‌شوی. (اقبال، ص ۳۱۷)

*فضیلت ماه ذی الحجّه بزرگان دین هنگامی که ماه ذی الحجّه وارد می‌شد، اهمّیّت ویژه‌ای به عبادت در آن به ویژه در دهه اوّل می‌دادند. (زادالمعاد، ص ۲۴۰)

در بعضی از روایات آمده است، شب‌های دهگانه‌ای که قرآن در سوره «والفجر و لیال عشر» به آن سوگند یاد کرده است، شب‌های دهه اوّل ماه ذی الحجّه است و این سوگند به دلیل عظمت آن است. (تفسیر قمی، ج ۲، ص ۴۱۹)

خداوند در سوره حج آیه ۲۸ ضمن بیان فریضه بزرگ «حج» از «أیّام مَعْلُومات» سخن گفته است که مؤمنان باید در آن به یاد خدا باشند. یکی از تفسیر‌های معروفِ «أیّام مَعْلُومات» که در روایات نیز آمده است، ده روز اوّل ماه ذی الحجّه است. (مصباح المتهجّد، صفحه ۶۷۱.) بنابراین هم شب‌ها و هم روز‌های آن عزیز است.

در حدیثی از رسول خدا (صلی الله علیه وآله و سلم) می‌خوانیم که عبادت و کار نیک در هیچ ایّامی به اندازه این ایّام (ده روز اوّل ماه ذی الحجّه) فضیلت ندارد. (اقبال، ص ۳۱۷)

وجود دو «عید» مهمّ اسلامی عید قربان (عید اضحی) و عید غدیر (عید ولایت) و روز «عرفه» و دعای عجیب و بسیار گرانبهای امام حسین (علیه السلام) در عرفات، شکوه و عظمت خاصّی به این ماه بخشیده و سزاوار است همه مؤمنان (بویژه جوانان پاکدل) از فضای آکنده از معنویّت این ماه غافل نشوند و در خودسازی و تهذیب نفس بکوشند که به پیشرفت‌های مهمّی نائل می‌شوند.

*اعمال دهه اوّل ماه ذی الحجّه

امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید: پدرم حضرت امام باقر (علیه السلام) به من فرمود: پسرم! در دهه نخست از ماه ذی الحجّه (از شب اول ماه تا شب عید قربان) هر شب میان نماز مغرب و عشا این دو رکعت نماز را ترک مکن:

در هر رکعت سوره حمد و سوره قل هو الله را می‌خوانی، پس از آن آیه ۱۴۲ سوره اعراف را بخوان:وَ وَاعَدْنَا مُوسَی ثَلاَثِینَ لَیْلَةً وَ أَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِیقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِینَ لَیْلَةً وَ قَالَ مُوسَی لأَخِیهِ هَارُونَ اخْلُفْنِی فِی قَوْمِی وَ أَصْلِحْ وَلاَ تَتَّبِعْ سَبِیلَ الْمُفْسِدِینَ. (اعراف/۱۴۲)

اگر چنین کنی، در ثواب حاجیان، و اعمال حجّ آن‌ها شریک می‌شوی. (اقبال، ص ۳۱۷)

روزه گرفتن در ۹ روز اوّل؛ در روایتی از امام موسی کاظم (علیه السلام) نقل شده است که هرکس ۹ روز اوّل ذی الحجّه را روزه بدارد، خداوند ثواب روزه تمام عمر را برای او می‌نویسد. (زاد المعاد، ص ۲۴۰)

ابوحمزه ثمالی از امام صادق (علیه السلام) نقل کرده است که آن حضرت، از روز اوّل تا عصر روز عرفه، پس از نماز صبح و قبل از نماز مغرب این دعا را می‌خواند:اَللّـهُمَّ هذِهِ الاَْیّامُ الَّتی فَضَّلْتَها عَلَی الاَْیّامِ وَشَرَّفْتَها و..... وَ صَلَّی اللهُ عَلی سَیِّدِنا مُحَمَّدوَآلِهِ اَجْمَعینَ، وَسَلَّمَ عَلَیْهِمْ تَسْلیماً.(مصباح المتهجّد، ص ۶۷۲ و اقبال، ص ۳۲۲ (با اندکی تفاوت)، مفاتیح الجنان)

در هر روز از این دهه، این تهلیلات [لا اله إلاّ اللّه ها]را که از امیر مؤمنان (علیه السلام) نقل شده است بخواند و اگر روزی ۱۰ مرتبه بخواند بهتر است:لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ عَدَدَ الّلَیالی وَالدُّهُورِ، لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ عَدَدَ اَمْواجِ الْبُحُورِ.لااِلهَ اِلاَّ اللهُ وَرَحْمَتُهُ خَیْرٌ مِمّا یَجْمَعُونَ، لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ عَدَدَ الشَّوْکِ وَالشَّجَرِ.لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ عَدَدَ الشَّعْرِ وَالْوَبَرِ، لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ عَدَدَ الْحَجَرِ وَالْمَدَرِ.لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ عَدَدَ لَمْحِ الْعُیُونِ.لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ فِی اللَّیْلِ اِذاعَسْعَسَ، وَالصُّبْحِ اِذا تَنَفَّسَ.لا اِلـهَ اِلاَّ اللهُ عَدَدَ الرِّیاحِ فِی الْبَراری وَالصُّخُـورِ.لا اِلـهَ اِلاَّ اللهُ مِـنَ الْیَـوْمِ اِلـی یَـوْمِ یُنْفَخُ فِی الصُّورِ. (اقبال، ص ۳۲۴)

هر کس از ظالمی خوف داشته باشد در این روز بگوید:«حَسْبی حَسْبی حَسْبی مِنْ سُؤالی، عِلْمُکَ بِحالی»، تا خداوند او را از شرّ آن ظالم حفظ کند.

ایام ذی الحجه از دیدگاه اهل تسنن

دهه ذو الحجه در فضیلت و بزرگی این دهه مبارک ادله بسیاری از قرآن و سنت وارد شده است:۱- الله سبحانه و تعالی می فرماید: { والفجر ولیال عشر } [الفجر/۲-۱] (قسم به سپیده دم و قسم به شب های دهگانه) ابن کثیر رحمه الله در تفسیر خود می گوید: منظور از این ده شب دهه ذی الحجه است همانطور که ابن عباس رضی الله عنهما و ابن زبیر ـ رضی الله عنهما ـ و مجاهد و دیگران گفته اند. [رواه البخاری] ۲- و همچنین از ابن عباس رضی الله عنهما روایت است که گفت: رسول الله ـ صلی الله علیه و سلم ـ فرمود: «هیچ ایامی نیست که نزد الله سبحانه و تعالی عمل صالح محبوبتر از این ایام باشد» گفتند: و نه حتی جهاد در راه الله؟ فرمود: «ونه جهاد در راه الله مگر شخصی که با جان و مال خود خارج شود و هیچ کدامشان را برنگرداند»۳- و الله سبحانه و تعالی می فرماید: {ویذکروا اسم الله فی أیام معلومات} [الحج/۲۸] (ونام الله را یاد کنند در روزهای مشخص) ابن عباس در تفسیر آن می گوید: یعنی روزهای دهگانه ذی الحجه [تفسیر ابن کثیر] ۴- و از ابن عمر رضی الله عنهما روایت است که رسول الله ـ صلی الله علیه و سلم ـ فرمودند: «هیچ ایامی نیست که عمل صالح در آن محبوبتر از این ایام دهگانه باشد؛ پس در آنها بسیار تهلیل (لا اله الا الله) و تکبیر (الله اکبر) و تحمید (الحمدلله) بگویید» [رواه احمد] ۵- سعید بن جبیر رحمه الله (راوی حدیث دوم از ابن عباس) وقتی که دهه ذی الحجه داخل می شد تا جایی در عبادت تلاش می کرد که توانش به پایان می رسید. [رواه الدارمی] ۶- و همچنین ابن حجر عسقلانی در فتح الباری (شرح صحیح بخاری) می گوید: و آنچه در فضیلت و برتری ایام ذی الحجه نمایان است جمع شدن تمام عبادات در این مناسبت است، یعنی: نماز و روزه و صدقه و حج، و در هیچ مناسبت دیگری چنین نیست.

آنچه در این دهه مستحب است۱- نماز: در این ایام زود رفتن برای انجام فرائض در مسجد و بسیار انجام دادن نوافل مستحب است زیرا این اعمال از بهترین قربات است. ثوبان ـ رضی الله عنه ـ می گوید: شنیدم رسول الله ـ صلی الله علیه و سلم ـ فرمود: «بر تو باد بسیار سجده بردن برای الله که تو سجده ای برای الله نمی بری مگر آنکه الله تو را به خاطر آن درجه ای بالا می برد و گناهی از گناهانت پاک می کند» [رواه مسلم] و این فضیلت در تمام سال وجود دارد.

۲- روزه: از هنیده بن خالد ـ رضی الله عنه ـ از همسرش رضی الله عنها از برخی از همسران رسول الله ـ صلی الله علیه و سلم ـ روایت می کند که «رسول الله ـ صلی الله علیه و سلم ـ نهم ذی الحجه و روز عاشورا و سه روز از هر ماه را روزه می گرفت». [رواه الامام أحمد و أبوداود و النسائی] امام نووی رحمه الله درباره روزه ایام ده گانه می گوید: روزه آن شدیدا مستحب است.

۳- تکبیر و تهلیل و تحمید: به دلیل آنچه در حدیث ابن عمر رضی الله عنهما که گذشت وارد شده است: «پس در این روزها (روزهای دهگانه) بسیار تهلیل و تکبیر و تحمید بگویید» و امام بخاری رحمه الله می گوید: «ابن عمر و ابوهریره رضی الله عنهما در روزهای دهگانه وارد بازار می شدند و تکبیر می گفتند و مردم به تکبیر آنها تکبیر می گفتند» و همچنین امام بخاری می گوید: «و عمر ین الخطاب ـ رضی الله عنه ـ در قبه اش در منی [منا] تکبیر می گفت و اهل مسجد تکبیر او را می شنیدند و تکبیر می گفتند و مردم در بازار به تکبیر آنها تکبیر می گفتند چنانکه منی بر اثر تکبیر آنها به لرزه می افتاد» و عادت ابن عمر این بود که در این ایام در منا و قبل از نمازها و در رختخوابش و در خیمه اش و در مجلسش و در حال راه رفتنش تکبیر می گفت و مستحب این است که تکبیر به صدای بلند باشد به دلیل فعل عمربن الخطاب و ابن عمر و ابی هریره رضی الله عنهما.شایسته است ما مسلمانان این سنت فراموش شده را که متاسفانه حتی در بین اهل صلاح و خیر به فراموشی سپرده شده است به مانند آنچه در میان سلف صالحمان بود زنده کنیم.

نحوه تکبیر:الف) الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر کبیراب) الله اکبر، الله اکبر، لا اله الا الله، و الله اکبر، الله اکبر، و لله الحمد.ج) الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر، لا اله الا الله، و الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر، و لله الحمد.

۴- روزه روز عرفه: روزه عرفه به دلیل آنچه از رسول الله ـ صلی الله علیه و سلم ـ در مورد روزه عرفه به ثبوت رسیده است مستحب است. رسول الله ـ صلی الله علیه و سلم ـ می فرماید: : «[ثواب] آن را نزد خداوند اینگونه احتساب می کنم که کفاره گناهان سال قبل و سال بعدش باشد» [رواه مسلم] اما هر کس که خود در صحرای عرفه حاضر باشد (یعنی خود حاجی باشد) روزه برایش مستحب نیست زیرا رسول الله ـ صلی الله علیه و سلم ـ در حالی که روزه نبود در عرفه وقوف نمود.

۵- فضیلت روز قربانی (نحر): بسیاری از مسلمانان از عظمت و بزرگی این روز غفلت می ورزند حال آنکه برخی از علما بر این نظر هستند که این روز مطلقا بهترین روز سال است حتی بهتر از روز عرفه. ابن قیم رحمه الله می گوید: «بهترین روزها نزد خداوند روز نحر است که همان روز حج اکبر است» چنانکه در سنن ابی داود از رسول الله ـ صلی الله علیه و سلم ـ روایت است که فرمود: «بزرگترین ایام نزد الله سبحانه و تعالی روز نحر است و پس از آن روز قَرّ» و روز قر یعنی روز استقرار در منی که روز ۱۱ ذی الحجه است و گفته شده است که روز عرفه بهتر است زیرا روزه اش کفاره گناهان دو سال است و هیچ روزی نیست که خداوند به اندازه روز عرفه انسانها را از آتش آزاد سازد، به این دلیل که در این روز خداوند به بندگانش نزدیک می شود و به خاطر اهل موقف (حجاجی که در عرفات وقوف کرده اند) به فرشتگان مباهات می کند. البته قول اول صحیح تر است زیرا حدیثی که درباره آن آمده معارضی نداردو الله اعلم. و چه روز عرفه بافضیلت تر باشد و یا روز نحر، انسان مسلمان چه حاجی باشد چه مقیم باید در به دست آوردن این فضایل و استفاده از فرصت کوشا باشد…

چگونه به استقبال این مواسم خیر برویم؟۱- شایسته است انسان مسلمان با توبه نصوح و صادقانه و برگشتن از گناهان و ترک آنها به استقبال این مواسم خیر برود زیرا این گناهان است که انسان را از فضل پروردگار محروم می سازد.

۲- و هنچنین باید با عزم صادق و جدی برای اغتنام این فرصتها از این مواسم مبارک استقبال کنیم و هر که با خداوند صدق ورزد، خداوند نیز او را تصدیق خواهد کرد: {والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا وإن الله لمع المحسنین} [العنکبوت/۶۹] (و کسانی که در راه ما جهاد کردند، قطعا آنها را به راه های خویش هدایت خواهیم کرد) پس برادر و خواهر مسلمان من! تا فرصت هست از آن استفاده ببر. خداوند ما را بر قدردانی این مواسم موفق بدارد.

برخی از احکام قربانی:اصل در قربانی آن است که برای زنده ها مشروع است چنانکه رسول الله ـ صلی الله علیه و سلم ـ و اصحابش برای خود و خانواده شان قربانی می کردند اما اینکه برخی از مردم گمان می کنند قربانی تنها برای مرده گان است، صحیح نیست و اصل و اساسی ندارد. اما قربانی برای اموات سه حالت دارد:

۱- به همراه زنده گان برای آنها نیز قربانی شود؛ مانند اینکه فرد برای خود و خانواده اش قربانی کند و قصدش زنده گان و اموات باشد (خویشاوندانش که فوت نموده اند) و دلیل این قول قربانی کردن رسول الله ـ صلی الله علیه و سلم ـ برای خود و خانواده اش است در حالی که برخی از خانواده او فوت کرده بودند

۲- اینکه فرد بر اساس وصیت متوفی برایش قربانی کند.

۳- اینکه فرد به عنوان صدقه برای اموات بطور مستقل قربانی کند: و این جایز است و فقهای حنبلی تقریر نموده اند که ثواب آن به متوفی می رسد (با قیاس بر صدقه) اما آنچه مشخص است این نوع قربانی سنت و مستحب نیست به دلیل آنکه رسول الله ـ صلی الله علیه و سلم ـ برای هیچکدام از درگذشتگانش به طور خصوصی قربانی ننموده است. نه برای حمزه سید الشهداء ـ رضی الله عنه ـ و نه برای فرزندانش که قبل از او وفات کردند و نه برای همسرش ام المومنین خدیجه رضی الله عنها که از محبوب ترین همسرانش بود. و از هیچکدام از اصحاب پیامبر رضی الله عنهم اجمعین روایت نشده که برای یکی از بستگان متوفی خود بطور خصوصی قربانی کرده باشند. همچنین کاری که برخی از مردم انجام می دهند و سال اول وفات میت برایش قربانی می کنند و اعتقاد دارند که در این قربانی نباید هیچ کس را شریک نمود، صحیح نیست. شاید اگر آنها می دانستند می توان از طرف خود و خانواده خود چه زنده گان و چه رفتگان قربانی نمود، چنین نمی کردند.

آنچه نباید شخص قربانی کننده انجام دهد:اگر شخصی نیت قربانی کرد و ماه ذی الحجه (چه با رویت هلال و چه با تکمیل ماه ذی القعده) وارد شد؛ بر او حرام می شود که موی خود را کوتاه کند و یا چیزی از آن کم کند و یا ناخن خود را بگیرد و یا هر چیزی از پوست خود بگیرد تا اینکه قربانی را انجام دهد زیرا در حدیث ام السلمه رضی الله عنها از رسول الله ـ صلی الله علیه و سلم ـ روایت شده که ایشان فرمودند: «اگر ماه ذی الحجه وارد شد و یکی از شما خواست قربانی کند، مو و ناخن هایش را نگه دارد [کوتاه نکند]» [رواه أحمد و مسلم] و در لفظ دیگر حدیث: «پس چیزی از مو و پوستش نگیرد تا قربانی کند» و اگر در وسط دهه ذی الحجه نیت قربانی کرد از زمان نیت این کارها بر او ممنوع می شود و اگر قبل از نیت مو و یا ناخن خود را کوتاه کرده بر او اشکالی نیست.

حکمت این نهی: از آنجا که قربانی کننده در برخی از اعمال نسک یعنی قربانی برای الله با حاجیان مشارکت کرده است در برخی از خصوصیتهای احرام نیز با آنها شریک می شود مانند ممنوع بودن گرفتن مو و ناخن و … اما خانواده او می توانند این کارها را انجام دهند.و این حکم خاص قربانی کننده است اما این حکم به خانواده او و کسانی که او از طرف آنها قربانی می کند تعلق نمی گیرد زیرا رسول الله ـ صلی الله علیه و سلم ـ می فرماید: «هر کدام از شما که خواست قربانی کند …» و همچنین از او روایت شده که از طرف اهل بیتش قربانی می کرد اما روایت نشده به آنان دستور امساک از این موارد را داده باشد.اما اگر شخصی که نیت قربانی دارد چیزی از مو یا ناخن و یا پوستش گرفت گناهکار است و باید به سوی الله توبه نماید و دیگر تکرار نکند و کفاره ای بر او نیست و هیچ امری بر او تعلق نمی گیرد. و اگر از روی فراموشی یا جهل یا بدون قصد این امور از او صورت گرفت گناهی بر او نیست. اما اگر مجبور شد به علتی این امور را انجام دهد گناهی بر او نیست مثلا اگر ناخنش شکست و راهی جز کوتاه کردن آن نبود یا برای مداوای زحم موجود در سر مجبور به تراشیدن سر شد، و اینگونه موارد…

2-ثواب ذی الحجه

چنانچه حدیثی از رسول الله صلی الله علیه و سلم روایت است که عده ای از فقرا نزد آنحضرت صلی الله علیه و سلم آمدند و با عرض شکوه آمیزی گفتند «ثروتمندان به سبب مال خویش به درجات بلند (ثواب) و نعمتهای دایمی رسیدند، یعنی آنها نماز میگذارند چنانکه ما نماز میگذاریم و روزه میگیرند چنانکه ما روزه میگیریم و آنان را مال فراوانی است که با آن حج و عمره میکنند و جهاد میکنند و صدقه میدهند.

آنحضرت صلی الله علیه و سلم فرمود: آیا شما را چیزی نگویم که اگر بدان عمل کنید، دریابید کسانی را که از شما پیشی گرفته اند و پس از شما هیچکسی این مرتبهء شما را در نیابد و شما در میان ایشان بهترین کسان باشید، بجز کسانی که مثل آن عمل کنند؟ پس در پی هر نماز تسبیح و تحمید و تکبیر بگویید تا اینکه از همه آنها سی و سه بار شود» ترجمه صحیح البخاری حدیث 841

مزیت بعضی زمانها و ایام نسبت به سایر اوقات همچنان وسیله و کمکیست از فضل و رحمت الهی نسبت به بندگانش و فراهم سازی امکانی برای جبران ضعفها و تلافی کاستی ها و عوض بر آنچه که در مسیر بدست آوری فضایل در مواسم با فضیلت دیگر از آنان فوت شده. و فرصتی که بندگان در آن با رغبت و نشاط به طاعات پرداخته و اجر بیشتر را کمایی نمایند و آمادگی برای سفر مرگ و روز آخرت داشته باشند.

هیچکدام از این فصول و ایام با فضیلت که در آن سفارش و تشویق بر سبقت در عبادت الله صورت گرفته چیزی نیست جز راه و وسیله ای برای تقرب بندگان بر او تعالی، و موهبتی از مواهب الهی جل جلاله که به فضل و رحمتش شامل هرکه بخواهد میسازد. پس با سعادتست کسیکه این فصول و ایام و ساعات را غنیمت شمرده و بخاطر تقرب به الله جل جلاله و کسب رضای او جهد نماید و با این وسایل خود را از آتش دوزخ ایمن ساخته و جنت فردوس را برای خود تضمین کند.

بر هر مسلمان لازم است قدر و قیمت حیات و وقت را شناخته و بر عبادت الله تا هنگام مرگ غافل نشود. چنانچه الله سبحانه و تعالی میفرماید: (واعبد ربک حتی یأتیک الیقین) الحجر99. مفسرین میگویند منظور از یقین در این آیت مرگ است. «یعنی پروردگارت را تا هنگام مرگ عبادت کن»

از مواسم پر فیض وبرکت که الله سبحانه و تعالی جل جلاله آنرا نسبت به سایر ایام فضیلت بخشیده و در مقابل اعمال بندگان اجور عظیم تعیین کرده، ده روز اول ذی الحجه است. در حدیث‌ شریف‌ به‌ روایت‌ ابن‌عباس‌ رضی‌الله عنهما آمده‌ است: «هیچ‌ روزی‌ نیست‌ که‌ عمل‌ صالح‌ به‌سوی‌ خداوند جل جلاله در آنها از این‌ روزها ـ یعنی‌ از ده‌ روز ذی‌الحجه‌ ـ محبوبتر باشد. اصحاب‌ گفتند: حتی‌ جهاد در راه‌ خدا؟ رسول‌ خدا فرمودند: حتی‌ جهاد در راه‌ خدا مگر شخصی‌ که‌ خود با مالش‌ به‌میدان‌ جهاد برود و سپس‌ چیزی‌ از آنها را برنگرداند». سنن ابی داود

و در روایات دیگر هم در فضیلت این ده روز نسبت به سایر ایام سال آمده است. و فضایل این ده روز را در روشنایی قرآن و حدیث میتوان چنین برشمرد:

1– الله سبحانه و تعالی جل جلاله به آن قسم یاد کرده: (والفجر و لیال عشر) ابن عباس و ابن زبیر و مجاهد و سایرین در بیان این آیت میگویند که «لیال عشر» عبارت از همان ده روز ذی الحجه است. و قسم یاد کردن الله جل جلاله دلیلی است بر اینکه او تعالی جل جلاله در آن اهمیت و عظمت و نفع قرار داده.

2- و پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و سلم در فضیلت این ایام بیان داشته که آن افضلتر از همه روز های دنیا است، چنانچه در حدیث فوق ذکر آن رفت.

3– و رسول الله صلی الله علیه و سلم در این روزها امت را به انجام اعمال صالح و کثرت تسبیح و حمد و تکبیر توصیه کرده، چنانچه در حدیثی از عبدالله بن عمر رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمود: ” ما من أیام أعظم عند الله ولا أحب إلیه العمل فیهن من هذه الأیام العشر فأکثروا فیهن من التهلیل والتکبیر والتحمید “. أخرجه احمد 7/224

4– درین ایام روز عرفه است. روزیکه الله سبحانه و تعالی جل جلاله دینش را تکمیل کرد، و روزهء آنروز بنا بر حدیثی از رسول الله صلی الله علیه و سلم گناهان دو سال را محو میسازد. و در این ایام روز قربانی است که آنروز از بزرگترین روز های سال است و همچنان حج اکبر که در آن عبادات و طاعاتی جمع میشود که در هیچ جای دیگری این تجمع صورت نمیگیرد.

عباداتی که برای مسلمان شایسته است در دهه ذی الحجه بر انجام آن حریص باشد:

1- روزه گرفتن

رسول الله صلی الله علیه و سلم بر انجام بیشتر اعمال نیک در دهه اول تشویق و ترغیب فرموده اند. و گرفتن روزه از بهترین عبادات است، چنانچه خداوند جل جلاله اجر روزه را فراتر از حدی که به سایر عبادات تعیین فرموده آنرا بخود راجع ساخته. و در حدیث قدسی روایت است که رسول الله صلی الله علیه و سلم میفرماید: اجر و مزد هر عمل بنی آدم ده برابر اجر داده میشود حتی تا هفتصد برابر میگرد، الله سبحانه و تعالی جل جلاله میفرماید بجز روزه که آن برای من است و من مزد و اجر آنرا میدهم. صحیح مسلم

و در حدیث دیگری روایت است که رسول الله صلی الله علیه و سلم روز نهم ذی الحجه، و روز عاشوراء و سه روز در هر ماه و همچنان دوشنبه و پنجشنبه را روزه میگرفتند. سنن ابی داود 2437

2- تکبیر

از سنن این دهه تکرار تکبیرات تشریق است. و در هرجا که ذکر الله جائز باشد میتوان به جهر این تکبیرات را تکرار کرد، اما خانمها به خفیه میگویند. و همچنان در اخیر نماز های فرض پنجگانه این تکبیرات تکرار میشود. شروع آن از نماز صبح روز عرفه الی نماز عصر روز چهارم عید، و جمعا عقب 23 نماز تکرار میشود.

اما تکرار این تکبیرات مسنونه را در این عصر، اندک مسلمانانی انجام میدهند و اکثراً آنرا متروک و مهجور ساخته اند. در حالیکه لازم است این سنت به جهر احیاء شود تا کسانیکه فراموش کرده اند بیاد آورند.

3– قربانی

عبادت دیگر و پر فضیلت در این ایام که باعث قرب الهی میشود قربانی است. و وقت آن بعد از نماز عید الی قبل از غروب روز دوازدهم ذی الحجه (سوم عید) ادامه مییابد اما فضیلت روز اول بیشتر است.

ابن عباس -رضی الله عنهما- از رسول اکرم -صلی الله علیه و آله و سلم- روایت می‌کند: هیچ روزی در ایام سال برای انجام اعمال صالحه محبوب‌تر در نزد الله ذوالجلال از دهه اول ذی الحجة نیست. (بخاری).

Glorify Allah سبحان الله | Al-Ikhwan (The Elite Brothers)

سبحان الله وبحمده سبحان الله العظيم | Doa islam, Quran recitation, Morning  images

سبحان الله وبحمده سبحان الله العظيم | لا اله الا انت سبحانك اني كنت من  الظالمين | Flickr

سبحان الله وبحمده سبحان الله العظيم صباح الخير

سبحان الله وبحمده سبحان الله العظيم | Islamic images, Instagram posts,  Islamic art

سبحان الله وبحمده سبحان الله العظيم

سبحان الله وبحمده سبحان الله العظيم فضلها, فضل سبحان الله وبحمده

أسئلة بخصوص حديث : من قال سبحان الله وبحمده سبحان الله العظيم - أم أمة الله

تزوج لافت للنظر البورسلين سبحان الله وبحمده سبحان الله العظيم mp3 -  stimulkz.com

Best سبحان الله وبحمده GIFs | Gfycat

زندگی سگی ....

خصلت های نیکوی سگ

زندگی سگی شایسته ترین زندگی دنیاست

علی ع فرمودند .............................

سگ ۱۰ صفت دارد که شایسته است هر مؤمن واقعی داشته باشد تا به کمال برسد.

۱) سگ را درمیان مردم قدر و منزلتی نیست واین حال مسکینان و بیچارگان است.

۲) مال وملکی از آن سگ نیست واین همان صفت مجردان و فرشتگان است.

۳) سگ لانه و خانه ی معینی ندارد و هرجا که برود رفته است. و این علامت متوکلان است.

۴) سگ اغلب اوقات گرسنه است و این عادت صالحان است.

5-سگ اگرصد تازیانه از دست صاحب خود بخورد، در خانه او را رها نمی کند و این صفت مریدان حقیقی است.

۶) شب هنگام به جز اندکی نمی آرامد و این حالت عاشقان و دوستداران است.

۷) هرگاه رانده شود وستم بیند، چون صدایش کنند بدون دلگیری باز گردد واین صفت فروتنان است.

۸) هر خوراکی که صاحبش به او بدهد راضی است و این صفت و حال قانعان است.

۹) بیشتر اوقات لب فرو بسته وخاموش است و این علامت خائفان است.

۱۰) وقتی بمیرد هیچ میراثی بر جای نمی گذارد واین حال زاهدان حقیقی است

حديث و آيات: حقيقت زهد

الإمامُ عليٌّ عليه السلام : الزُّهدُ كُلُّهُ في كَلِمَتَينِ مِنَ القُرآنِ ، قالَ اللّه ُ تعالى : «لِكَيْلا تَأْسَوا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ» فَمَن لم يَأسَ عَلَى الماضِي و لم يَفرَحْ بالاْتي فهُو الزاهِدُ .

امام على عليه السلام : همه زهد در دو جمله قرآن آمده است ؛ خداوند متعال فرموده : «تا بر آنچه از دستتان مى رود، اندوهگين نشويد و بر آنچه به دستتان مى آيد، شادمانى نكنيد» . بنا بر اين ، كسى كه بر گذشته اندوه نخورد و براى آنچه به دستش مى رسد شاد نشود ، زاهد است .

امام علی علیه السلام: 💠تمام زهد در دو جمله از قرآن آمده اس

شیخ بهایی :: حکایت ها و داستان های پند آموز،

حکایت سگ گبر وعابد لبنانی

عابدی، در کوه لبنان بد مقیم

در بن غاری، چو اصحاب الرقیم

روی دل، از غیر حق برتافته

گنج عزت را ز عزلت یافته

روزها، می‌بود مشغول صیام

قرص نانی، می‌رسیدش وقت شام

نصف آن شامش بدی، نصفی سحور

وز قناعت، داشت در دل صد سرور

بر همین منوال، حالش می‌گذشت

نامدی زان کوه، هرگز سوی دشت

از قضا، یک شب نیامد آن رغیف

شد ز جوع، آن پارسا زار و نحیف

کرد مغرب را ادا، وآنگه عشاء

دل پر از وسواس، در فکر عشاء

بس که بود از بهر قوتش اضطراب

نه عبادت کرد عابد، شب، نه خواب

صبح چون شد، زان مقام دلپذیر

بهر قوتی آمد آن عابد به زیر

بود یک قریه، به قرب آن جبل

اهل آن قریه، همه گبر و دغل

عابد آمد بر در گبری ستاد

گبر او را یک دو نان جو بداد

بستد آن نان را و شکر او بگفت

وز وصول طعمه‌اش، خاطر شکفت

کرد آهنگ مقام خود دلیر

تا کند افطار زان خبز شعیر

در سرای گبر بد گرگین سگی

مانده از جوع، استخوانی و رگی

پیش او، گر خط پرگاری کشی

شکل نان بیند، بمیرد از خوشی

بر زبان گر بگذرد لفظ خبر

خبز پندار، رود هوشش ز سر

کلب، در دنبال عابد بو گرفت

آمدش دنبال و رخت او گرفت

زان دو نان، عابد یکی پیشش فکند

پس روان شد، تا نیابد زو گزند

سگ بخورد آن نان، وز پی آمدش

تا مگر، بار دگر آزاردش

عابد آن نان دگر، دادش روان

تا که از آزار او یابد امان

کلب خورد آن نان و از دنبال مرد

شد روان و روی خود واپس نکرد

همچو سایه، در پی او می‌دوید

عف عفی می‌کرد و رختش می‌درید

گفت عابد چون بدید آن ماجرا:

من سگی چون تو ندیدم، بی‌حیا

صاحبت، غیر دو نان جو نداد

وان دونان، خود بستدی، ای کج نهاد

دیگرم، از پی دویدن بهر چیست؟

وین همه، رختم دریدن بهر چیست؟

سگ، به نطق آمد که: ای صاحب کمال

بی‌حیا، من نیستم، چشمت بمال

هست، از وقتی که بودم من صغیر

مسکنم، ویرانهٔ این گبر پیر

گوسفندش را شبانی می‌کنم

خانه‌اش را پاسبانی می‌کنم

گاه گاهی، نیم نانم می‌دهد

گاه، مشتی استخوانم می‌دهد

گاه، غافل گردد از اطعام من

وز تغافل، تلخ گردد کام من

بگذرد بسیار، بر من صبح و شام

لا اری خبزا ولا القی الطعام

هفته هفته، بگذرد کاین ناتوان

نی ز نان یابد نشان، نی ز استخوان

گاه هم باشد، که پیر پر محن

نان نیابد بهر خود، چه جای من

چون که بر درگاه او پرورده‌ام

رو به درگاه دگر، ناورده‌ام

هست کارم، بر در این پیر گبر

گاه شکر نعمت او، گاه صبر

تا قمار عشق با او باختم

جز در او، من دری نشناختم

گه به چوبم می‌زند، گه سنگها

از در او، من نمی‌گردم جدا

چون که نامد یک شبی نانت به دست

در بنای صبر تو آمد شکست

از در رزاق رو بر تافتی

بر در گبری روان بشتافتی

بهر نانی، دوست را بگذاشتی

کرده‌ای با دشمن او آشتی

خود بده انصاف، ای مرد گزین!

بی‌حیاتر کیست؟ من یا تو؟ ببین

مرد عابد، زین سخن، مدهوش شد

دست را بر سر زد و از هوش شد

ای سگ نفس بهائی، یاد گیر!

این قناعت، از سگ آن گبر پیر

بهترین اشعار شیخ بهایی + گلچین شعر کوتاه و بلند عاشقانه شیخ بهایی

پیامبر اکرم «ص»: «خدا را بخوانید و بـه اجابت دعای خود یقین داشته باشید و بدانید کـه خداوند دعا را از قلب غافل بی‌خبر نمی‌پذیرد.»

امام علی «ع»:

«گاهی چيزى را «از خدا» می خواهی اما بـه تـو داده نمیشود و دير يا زود بهتر ازآن بـه تـو داده میشود، يا بخاطر انچه خير و مصلحت تـو در آن اسـت از برآورده شدن خواسته‌ات دريغ می شود، زيرا بسا خواسته‌اي كه اگر برآورده شود بـه نابودى و تباهى دين تـو می‌انجامد، پس چيزى بخواه كه زيبايى و نیکی‌اش برايت میماند و پيامد سوئى ندارد.»

آخرین خبر | شيخ بهايي

گذر پوست به دباغ خانه میافتد

جرم تهدید و فحاشی تلفنی و پیامکی + جرم تهدید پخش عکس - گروه وکلای سنا

أَلَا.....آگاه باشید

داشتم قران تلاوت میکردم دوست داشتم بدانم چه ایاتی از قران معنی این ضر ب الامثل را بیان میکند دیدم این ایات ذیل به این معنی خیلی نزدیک هستند وخداوند با این ایات به ما هشدار داده است که بلاخره گذر پوست به دباغ خانه میافتد

إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ

«ما از آنِ خدا هستیم، و به سوی او باز می‌گردیم.»

‎إِنَّ إِلَيْنَا إِيَابَهُمْ ‎ ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا حِسَابَهُم

در حقیقت، بازگشت آنان به سوی ماست،آنگاه حساب [خواستن از] آنان به عهده ماست.

أَلَا إِلَى اللَّهِ تَصِيرُ الْأُمُورُ

هش‌دار که [همه‌] کارها به خدا بازمی‌گردد.

وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ

و [همه‌] کارها به خدا بازگردانیده می‌شود.

وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنقَلَبٍ يَنقَلِبُونَ

وکسانی که ستم کردند بزرودی خواهند دانست به چه جایی بازگشت خواهند کرد

وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ

وفرجام همه کارها از ان خداست

ألا إلى الله تصير الأمور - موسوعة الأدب العربي

آیه های انتظار | از مکافات عمل غافل مشو، گندم از گندم بروید جو ز جو

از مکافات عمل غافل مشو،

گندم از گندم بروید جو ز جو

توی بیمارستان فیروز آبادی دستیار دکتر مظفری بودم.روزی از روزها دکتر مظفری ناغافل صدایم کرد اتاق عمل و پیرمردی را نشان ‌دادن که باید پایش را بعلت عفونت می بریدیم.دکتر گفت که اینبار من نظارت می کنم و شما عمل می کنید…به مچ پای بیمار اشاره کردم که یعنی از اینجا قطع کنم و دکتر گفت: برو بالاتر!بالای مچ را نشان دادم و دکتر گفت برو بالاتر!!بالای زانو را نشان دادم و دکتر گفت برو بالاتر!!!تا اینکه وقتی به بالای ران رسیدم دکتر گفت که از اینجا ببر…عفونت از این جا بالاتر نرفته!

لحن و عبارت «برو بالاتر» خاطره بسیار تلخی را در من زنده می كرد خیلی تلخ.دوران کودکی همزمان با اشغال ایران توسط متفقین در محله پامنار زندگی می کردیم.قحطی شده بود و گندم نایاب بود و نانوایی ها تعطیل.مردم ایران و تهران بشدت عذاب و گرسنگی می کشیدند که داستانش را همه میدانند.

عده ای هم بودند که به هر قیمتی بود ارزاق شان را تهیه می کردند و عده ای از خدا بی خبر هم بودند که با احتکار از گرسنگی مردم سودجویی می کردند.شبی پدرم دستم را گرفت تا در خانه همسایه مان که دلال بود و گندم و جو می فروخت برویم و کمی از او گندم یا جو بخریم تا از گرسنگی نمیریم.پدرم هر قیمتی که می گفت همسایه دلال ما با لحن خاصی می گفت: برو بالاتر… برو بالاتر… !

بعد از به هوش آمدن پیرمرد برای دیدنش رفتم.چقدر آشنا بود…وقتی از حال و روزش پرسیدم گفت: بچه پامنار بودم.‌..گندم و جو می فروختم…خیلی سال پیش…قبل از اینکه در شاه عبدالعظیم ساکن بشم…

دیگر تحمل بقیه صحبت‌هایش را نداشتم.خود را به حیاط بیمارستان رساندم.من باور داشتم که «از مکافات عمل غافل مشو، گندم از گندم بروید جو ز جو»؛اما به هیچ وجه انتظار نداشتم که چنین مکافاتی را به چشمم ببینم.

دکتر مرتضی عبدالوهابی استاد آناتومی دانشگاه تهران

خرقه پوشی من از غایت دین داری نیست

پرده‌ای بر سر صد عیب نَهان می‌پوشم

پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت

من چرا مُلکِ جهان را به جُوی نفروشم

پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت

ناخلف باشم اگر من به جوی نفروشم

حافظ

No photo description available.

مردي را بنزد منصور خليفه آوردند که بدگوئي وي کرده بود. منصور از او بازپرسيد. مرد به گفتن حجت خويش آغاز کرد.

منصور گفت: نزد من نيز چرات سخن گفتن همي کني؟ مرد گفت: اي امير، خداوند عزوجل مي فرمايد: «يوم تأتي کل نفس تجادل عن نفسها».

آيا در عين اين که تو با خداوند مجادله هميکني من با تو سخن نگويم؟ سخن وي منصور را از پاسخ عاجز ساخت. وي را ببخشود و فرمان داد جايزه اش دهند.

Faith on Tumblr

فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ ‎

پس به نام پروردگار بزرگت تسبیح گوی.

این ایه سه بار در قران بیان شده است اهمیت تسبیح خداوند را بیان میکند

حب ما تعمل***: سبحان الله ‏وبحمده ‏سبحان ‏الله ‏العظيم

سبحان الله وبحمده سبحان الله العظيم | Islamic images, Instagram posts,  Islamic art

سبحان الله وبحمدة سبحان الله العظيم mp3

سبحان الله وبحمده . سبحان الله العظيم | سبحان الله وبحمده . … | Flickr

گندم از گندم بروید جو ز جو

من که از آتش دل چون خم می در جوشم

ترس

عکس نوشته از خدا بترس برای پروفایل


فَاللَّهُ أَحَقُّ أَن تَخْشَوْهُ

خدا سزاوارتر است که از او بترسید.

اگر در زندگی خواستید از چیزی بترسید خداوند سزاوارترین فرد برای ترسیدن است اگر از اوامر خداوند سر پیچی کردی بترس اگر ازیاد او غافل بودی بترس اگر تمام همت تو وتلاشت برای دنیا است بتری اگر مطیع شیطان بودی بترس اگر در خواب غفلت فرو رفته ای ودر طول زندگی هیچ تغیری نمیکنی بترس اگر در ظلمات جهل غوطه ور شده ای بترس اگر در زندگی اجتماعی از تو میترسند بترس اگر جز شر هیچ خیری به دیگران نمی رسانی بترس

Image



از مردم نترسید سزاوارترین کس به ترس خداست خدایی که هم روح وهم جسم را میسوزاند اوست که لیاقت ترسیدن را دارد خدای تبارک وتعالی ما را از ترسیدن از دیگران شماتت کرده است این همان جمله گه بار است که امیر المومنین علی ع فرمود بزرگترین گناه ترس است
Image

على عليه السلام ترس را بزرگترین گناه نامیده است. ولی بنظر ما ترس علت العلل گناه و ذات همه گناهان است و نه نوعی از گناه . از آدم بزدلی پرسیدند : چرا اینقدر می ترسی کمی دلیر باش .

در پاسخ گفت : ترس که در جیبم نیست که آن را بیرون بیاندازم بلکه در دل من است و متاسفانه دستم به دلم نمیرسد . براستی وقتی که از آدم ترسو سخن می گوییم از دلی ترسو سخن می گوییم .

و اما دل ترسو همان دل غير مؤمن است چرا که ایمان به معنای احساس امنیت است و دلی که ایمان ندارد همواره در ترس و دغدغه است حتی در ایمن ترین شرایط .

از این نکته میتوان فهمید که ترس عین بی ایمانی است و منشاء باطنی ارتکاب به هر گناهی می باشد . به همين دليل آدمهای ترسو مجبورند در زندگی خود مستمرة بواسطة ثروت اندوزی و قدرت اندوزی و لشگر آفرینی و نهایتأ بواسطة بيمه ها از بیم خود بکاهند هر چند که همه این عوامل بیرونی کاهنده ناامنی موجب افزایش هراس قلبی می شود که جنونها و جنایت ها و خشم ها و سکته های مغزی و قلبی از نشانه های این هراس هستند و نهایتأ به مصرف مسکن ها منجر می شود .

ترس گناه نیست بلکه گناه آفرین است پس ترس را باید ام الذنوب نامید همانطور که دروغ را ام الفساد .

و اصلا بعنوان زاینده مفاسد خود حاصل ترس است ترس از فقر و بیکسی و بی آبرویی و مرگ و نابودی . و میدانیم که منشأ همه ترسها ، ترس از نابود شدن است .

بنابراین ایمان به حیات بعد از مرگ تنها داروی ترس است . ترس بزرگترین بیماری دل انسان است و علاجی جز ایمان ندارد و برای فائق آمدن بر این مرض عظیم کافی است که در حد توان دست از اعمال نادرست برداریم زیرا خداوند می فرماید که هیچ دلی بی اذن او ایمان نمی آورد و دلی که اذن ایمان ندارد به دلیل تبهکاری صاحبش می باشد .

پس برای شجاع شدن باید نیکو کار شد. استاد علی اکبر خانجانی

Pin on Quran

معنای واقعی ترس از خدا چیست



قال رسول الله ص خداوند هیچکس را بر انسان مسلط نمیکند مگر کسی که انسان از او میترسد واگر ادمی جز از خدا نترسد خداوند جز خودش کسی را بر او مسلط نمیکند









اگر در زندگی درس خدا ترسی را اموختید ان طور که شایسته اوست از او بترسید طوری که ترس از او مانع از گناه ما باشد این شایسته اوست ترس بچه گانه نباشد ترس مردانه باشد

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از خدا آن گونه که حق پرواکردن از اوست، پروا کنید

اتقوا الله ما استطعتم - نصائح مالية

سحر جمعه 26خرداد 1402والله یقول الحق وهو یهدی السبیل حسبنا الله ونعم الوکیل

وارد ترس شو - بخوان: نزدیک شدن به خدا

﷽ ۝ وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ … | Flickr

Jo.h7 (@ajbenzema) / Twitter

Pin on ۞ القرآن الكريم- Quran ۞

اراده.....خدا

Image

تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيَا وَاللَّهُ يُرِيدُ الْآخِرَةَ ۗ

شما متاع دنیا را می‌خواهید و خدا آخرت را می‌خواهد

دایره قسمت

اراده خداوند چیز دیگری است ما تمام همت واراده خود را برای رسیدن به مال دنیا کرده ایم اما خداوند اخرت را برای ما خواسته است او اراده کرده است ما فرزندان دنیا نباشیم فرزندان اخرت باشیم او از ما خواسته است بین انتخاب دنیا واخرت همواره رغبت ما به اخرت بیشتر از دنیا باشد ایا این همه گناه را نمیبینی که به خاطر حب دنیا واقع میشود؟؟ وحب دنیا سرچشمه اصلی همه خطاها شناخته شده است

خدای تبارک وتعالی در همه کتابهای اسمانی توصیه کرده است که به فکر اخرت باشید به حضرت موسی ع وابراهیم ع توصیه کرد دنیا طلب نباشید اما باز مردم بین انتخاب دنیا واخرت مردد هستند بین نقد دنیا ونسیه اخرت مردد هستند اما به این فکر نمیکنند که چه کسی تضمین کننده وضامن این کلام است وان مولای ما خدای تبارک وتعالی است

بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا ‎‏ وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ وَأَبْقَىٰ ‎‏ إِنَّ هَٰذَا لَفِي الصُّحُفِ الْأُولَىٰ ‎صُحُفِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَىٰ ‎

لیکن [شما] زندگی دنیا را بر می‌گزینید؛ا آنکه [جهان‌] آخرت نیکوتر و پایدارتر است.قطعاً در صحيفه‌هاى گذشته اين [معنى‌] هست،صحيفه‌هاى ابراهيم و موسى.

خدای تبارک وتعالی در قران نام دنیا را العاجله بیان کرده است هرکجا نام عاجله امده است یعنی دنیا خداوند تبارک وتعالی میگوید هر کس طالب دنیا باشد ما دنیا را از او دریغ نمیکنییم ولی در اخرت بهره ونصیبی ندارد به این نکته توجه کن اولین گروهی که وارد بهشت میشوند فقرا هستند واخرین پیامبری که وارد بهشت میشود سلیمان بن داود است چون بهره ونصیبی فراوان از دنیا برده است

1- مَّن كَانَ يُرِيدُ الْعَاجِلَةَ عَجَّلْنَا لَهُ فِيهَا مَا نَشَاءُ لِمَن نُّرِيدُ ثُمَّ جَعَلْنَا لَهُ جَهَنَّمَ يَصْلَاهَا مَذْمُومًا مَّدْحُورًا ‎

هر کس خواهان [دنیای‌] زودگذر است، به زودی هر که را خواهیم [نصیبی‌] از آن می‌دهیم، آنگاه جهنم را که در آن خوار و رانده داخل خواهد شد، برای او مقرر می‌داریم.

2-. كَلَّا بَلْ تُحِبُّونَ الْعَاجِلَةَ

چنین نیست که شما می‌پندارید بلکه شما دنیای زودگذر را دوست دارید

3-. إِنَّ هَـٰؤُلَاءِ يُحِبُّونَ الْعَاجِلَةَ وَيَذَرُونَ وَرَاءَهُمْ يَوْمًا ثَقِيلًا

اینان دنیای زودگذر را دوست دارند، و روزی گرانبار را [به غفلت‌] پشت سر می‌افکنند.

4- مَن كَانَ يُرِيدُ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا نُوَفِّ إِلَيْهِمْ أَعْمَالَهُمْ فِيهَا وَهُمْ فِيهَا لَا يُبْخَسُونَ ‎

کسانی که زندگی دنیا و زیور آن را بخواهند [جزای‌] کارهایشان را در آنجا به طور کامل به آنان می‌دهیم، و به آنان در آنجا کم داده نخواهد شد.

5-وَلَا تَعْدُ عَيْنَاكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَن ذِكْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَكَانَ أَمْرُهُ فُرُطًا ‎﴿الكهف: ٢٨﴾‏

و دو دیده‌ات را از آنان برمگیر که زیور زندگی دنیا را بخواهی، و از آن کس که قلبش را از یاد خود غافل ساخته‌ایم و از هوس خود پیروی کرده و [اساس‌] کارش بر زیاده‌روی است، اطاعت مکن.

6- مَن كَانَ يُرِيدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فِي حَرْثِهِ وَمَن كَانَ يُرِيدُ حَرْثَ الدُّنْيَا نُؤْتِهِ مِنْهَا وَمَا لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِن نَّصِيبٍ ‎

کسی که کِشت آخرت بخواهد، برای وی در کِشته‌اش می‌افزاییم، و کسی که کِشت این دنیا را بخواهد به او از آن می‌دهیم و[لی‌] در آخرت او را نصیبی نیست.

7-وَمَا أُوتِيتُم مِّن شَيْءٍ فَمَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَزِينَتُهَا ۚ وَمَا عِندَ اللَّهِ خَيْرٌ وَأَبْقَىٰ ۚ أَفَلَا تَعْقِلُونَ

و هر آنچه به شما داده شده است، کالای زندگی دنیا و زیور آن است، و[لی‌] آنچه پیش خداست بهتر و پایدارتر است؛ مگر نمی‌اندیشید؟

8-فَإِذَا جَاءَتِ الطَّامَّةُ الْكُبْرَىٰ ‎‏ يَوْمَ يَتَذَكَّرُ الْإِنسَانُ مَا سَعَىٰ ‎‏ وَبُرِّزَتِ الْجَحِيمُ لِمَن يَرَىٰ ‎ فَأَمَّا مَن طَغَىٰ ‎‏ وَآثَرَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا ‎ فَإِنَّ الْجَحِيمَ هِيَ الْمَأْوَىٰ ‎وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَىٰ ‎‏ فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوَىٰ

پس آنگاه که آن هنگامه بزرگ (قیامت)دررسد،[آن‌] روز است که انسان آنچه را که در پی آن کوشیده است به یاد آورد و جهنم براى هر كه بيند آشكار گردد.

اما هر كه طغيان كرد،و زندگی پست دنیا را برگزید،پس جايگاه او همان آتش است.و اما کسی که از ایستادن در برابر پروردگارش هراسید، و نفس خود را از

هوس باز داشت...پس جايگاه او همان بهشت است.

الآية 34 - سورة النازعات: (فإذا جاءت الطامة الكبرى...)

این زیباترین کلامی است رسا وبلیغ که خداوند در قران که کلام اوست قیامت را توصیف کرده است این ایات باید همیشه نصب العین ما باشد هیچگاه از ذهن ما پاک نشود وهموار با تلاوت ان وتدبر دران روز قیامت را قبل از این به وقوع بپیوندد تجسم کییم وبرای ان روز بزرگ خود را اماده کنییم إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَعِبْرَةً لِّمَن يَخْشَىٰ در حقیقت، برای هر کس که [از خدا] بترسد، در این [ماجرا] عبرتی است.

فَإِذَا جَاءَتِ الطَّامَّةُ الْكُبْرَى.. يَوْمَ يَتَذَكَّرُ الْإِنسَانُ

Hasan Baran - Design Engineer - Company BBT(Barg Behin Tagrobh) | LinkedIn

برتری اراده خداوند بر همه اراده ها

Pin by fahimeh s. on پارسی | Fun texts, Quotations, Persian quotes

در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم

لطف آن چه تو اندیشی حکم آن چه تو فرمایی

پژوهشی بر جنبه‌های نمایشی در قرآن (بخش دوم) خصایص فنی و تکنیک قصه گویی در  قرآن | کانون تئاتر دینی اداره کل هنرهای نمایشی

حضرت ابراهیم هنگامی قربانی فرزندش اسماعیل

چرا سلیمان (ع) آخرین پیامبری است که به بهشت می‌رود - YouTube

هر لحظه که تسلیمم در کارگه تقدیر ***

هر لحظه که تسلیمم در کارگه تقدیر آرام تر از آهو بی باک تر از شیرم

امام صادق(ع): «فقر براى مؤمن از خط گونه اسب خوش‌نماتر است. آخرین پیامبری که وارد بهشت می‌شود، سلیمان(ع) است، تنها به این دلیل این‌که در دنیا به او نعمت‌هایی عطا شده بود».

در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم.... فکر آنچه تو اندیشی. ...

https://hawzah.net/Image/LifeStyle/%D9%82%D9%86%D8%A7%D8%B9%D8%AA%20%D8%AE%D8%A7%DA%AF%20%DA%A9%D9%88%D8%B1.jpg

آن شنیدستی که در اقصای غور

بار سالاری بیفتاد از ستور

گفت: چشم تنگ دنیادوست را

یا قناعت پر کند یا خاک گور

آرامش و راحتی آرامش یعنی استوری آرامش دل

درمکافات عمل

آخرین خبر | قدرت خدا

فخر رازی | طرفداری

دعای ربانی

ای پرردگار ما که در آسمانی، نام تو مقدس باد.

ملکوت تو بیاید. اراده تو چنان‌که در آسمان است، بر زمین نیز کرده شود.

نان کفاف ما را امروز به ما بده.

و گناهان ما را ببخش چنان‌که ما نیز، آنانکه بر ما گناه کردند را می‌بخشیم.

و ما را در آزمایش میاور، بلکه از شریر رهایی ده.

زیرا ملکوت، قدرت و جلال از آن توست تا ابدالاباد، آمین.

آخرین خبر | قدرت خدا ...

هیچ کاری نیست که از دایره قدرت خداوند خارج باشد/ فاصله‌ای میان اراده خدا و  موجود شدن چیزی وجود ندارد

آيات عن البعث و الحياة في الآخرة – آيات قرآنية

عشق  .....

بنام مولا

با مدّعی مگویید اسرار عشق و مستی

تا بیخبر بمیرد در، درد خودپرستی

-عاشق شو ار نه روزی کار جهان سر آید

ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی

تا فضل و عقل بینی بی معرفت نشینی

یک نکته ات بگویم خود را مَبین و رَستی

آثارخوشنویسی بهروز نخستین شاکر

Verse 149 - Surah Al-An'aam: (قل فلله الحجة البالغة ۖ فلو شاء لهداكم  أجمعين...)

قُلْ فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ ۖ فَلَوْ شَاءَ لَهَدَاكُمْ أَجْمَعِينَ ‎

وَاللَّهُ يَقُولُ الْحَقَّ وَهُوَ يَهْدِي السَّبِيلَ أَفَلَا يَسْمَعُونَ أَفَلَا يُبْصِرُونَ

أَفَلَا تَذَكَّرُونَ وَيُبَيِّنُ آيَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ قَلِيلًا مَّا تَذَكَّرُونَ

بگو: «برهان رسا ویژه خداست، و اگر [خدا] می‌خواست قطعاً همه شما را هدایت می‌کرد.»و خدا حقیقت را می‌گوید، و او[ست که‌] به راه راست هدایت می‌کند.مگر نمی‌شنوند؟مگر نمی بینید ؟؟؟؟

خدای تبارک وتعالی با دلائل وبراهین قاطع در قران که کلام اوست حجت را بر همگان تمام کرده است نمیدانم عیب از گیرنده های شنوایی وبینایی ما است که حقیقت را درک نمیکنییم وطالب هدایت نیستیم ؟؟؟صداقت کلام مولایمان خدای کعبه در همه اشکار است اندکی از انسانها متذکر کلام خداوند میشوند اندکی به کلام او ایمان میاورند قلیلا ما تذکرون ادکی به کلام ما ایمان میاورند اللهم الجعل الاقلین خدیا ما را در زمره این گروه اندک قرار بده

آیه قُلْ فَلِلهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ فَلَوْ شاءَ لَهَداكُمْ أَجْمَعينَ [149] سوره انعام

بگو: «دليل رسا براى خداست [دليلى كه براى هيچ‌كس بهانه‌اى باقى نمى‌گذارد]. و اگر او مى‌خواست، همه‌ی شما را [به اجبار] هدايت مى‌كرد. [ولى هدايت اجبارى بى‌ثمر است]».

بگو: «دلیل رسا برای خداست

الکاظم (علیه السلام)- یَا هِشَامُ إِنَّ لِلَّهِ عَلَی النَّاسِ حُجَّتَیْنِ حُجَّهًًْ ظَاهِرَهًًْ وَ حُجَّهًًْ بَاطِنَهًًْ فَأَمَّا الظَّاهِرَهًُْ فَالرُّسُلُ وَ الْأَنْبِیَاءُ (علیهم السلام) ِوَ الْأَئِمَّهًُْ (علیهم السلام) وَ أَمَّا الْبَاطِنَهًُْ فَالْعُقُولُ.

امام کاظم (علیه السلام)- ای هشام! خدا بر مردم دو حجّت و دلیل دارد: حجّت آشکار، و حجّت نهان، حجّت آشکار فرستاده‌شدگان و پیغمبران و پیشوایان (علیهم السلام) می‌باشند، و حجّت نهان عقل‌ها هستند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۲۰

الکافی، ج۱، ص۱۶/ نورالثقلین

۱ -۲

(انعام/ ۱۴۹)

الصّادق (علیه السلام)- عَنِ مَسعَدَهًَْ ابْنِ زِیَادٍ قَالَ: سَمِعْتُ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ (علیه السلام) وَ قَدْ سُئِلَ عَنْ قَوْلِهِ تَعَالَی فَلِلهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی یَقُولُ لِلْعَبْدِ یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ أَ کُنْتَ عَالِماً فَإِنْ قَالَ نَعَمْ قَالَ لَهُ أَ فَلَا عَمِلْتَ بِمَا عَلِمْتَ وَ إِنْ قَالَ کُنْتُ جَاهِلًا قَالَ لَهُ أَ فَلَا تَعَلَّمْتَ حَتَّی تَعْمَلَ فَیَخْصِمُهُ وَ ذَلِکَ الْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ.

امام صادق (علیه السلام)- مسعدهًْ‌بن‌زیاد گوید: شنیدم امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی این کلام خدای عزّوجلّ: فَلِلّهِ الحُجَّةُ الْبَالِغَةُ؛ فرمود: «خدای تبارک‌وتعالی در روز قیامت به بنده‌اش می‌گوید: «بنده‌ی من! آیا عالم بودی»؟ اگر بگوید: «بلی»، به او می‌گوید: «چرا به آنچه که می‌دانستی عمل نکردی»؟ و اگر بگوید: «بی‌اطّلاع بودم». به او می‌گوید: «چرا مشغول یادگیری نشدی تا به آن عمل کنی؟ پس بر او اتمام حجّت می‌کند و این همان حجّت بالغه است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۲۰

بحارالأنوار، ج۱، ص۱۷۷/ بحارالأنوار، ج۲، ص۲۹/ الأمالی للطوسی، ص۹/ الأمالی للمفید، ص۲۲۷/ مجموعهًْ ورام، ج۲، ص۱۷۸؛ فیه: «فیخصمه» محذوفٌ/ نورالثقلین/ البرهان

۱ -۳

(انعام/ ۱۴۹)

الرضا (علیه السلام)- إِنَّ اللَّهَ جَلَّ جَلَالُهُ قَالَ لِمُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) فَلِلهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ وَ هِیَ الَّتِی تَبْلُغُ الْجَاهِلَ فَیَعْلَمُهَا بِجَهْلِهِ کَمَا یَعْلَمُهَا الْعَالِمُ بِعِلْمِهِ وَ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهًُْ قَائِمَتَانِ بِالْحُجَّهًِْ.

امام رضا (علیه السلام)- خداوند متعال به محمّد (صلی الله علیه و آله) می‌فرماید: فَلِلَّهِ الحُجَّةُ الْبالِغَةُ؛ این همان دلیل است که نادان با نادانی می‌فهمد و دانا نیز به علم خود می‌یابد؛ دنیا و آخرت به دلیل استوار است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۲۰

مستدرک الوسایل، ج۱۸، ص۳۲/ بحارالأنوار، ج۴۹، ص۲۸۸/ عیون أخبار الرضا (ع)، ج۲، ص۲۳۷/ المناقب، ج۴، ص۳۶۸

۱ -۴

(انعام/ ۱۴۹)

الکاظم (علیه السلام)- فَقَالَ الرَّشِیدُ بَعْدَ کَلَامٍ طَوِیلٍ لِموسی‌بْنِ‎جَعْفَرٍ (علیه السلام) بِحَقِّ آبَائِکَ (علیهم السلام) لَمَّا اخْتَصَرْتَ کَلِمَاتٍ جَامِعَهًًْ لِمَا تَجَارَبْنَاهُ فَقَالَ نَعَمْ وَ أُتِیَ بِدَوَاهًٍْ وَ قِرْطَاسٍ فَکَتَبَ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ جَمِیعُ أُمُورِ الْأَدْیَانِ أَرْبَعَهًٌْ أَمْرٌ لَا اخْتِلَافَ فِیهِ وَ هُوَ إِجْمَاعُ الْأُمَّهًِْ عَلَی الضَّرُورَهًِْ الَّتِی یُضْطَرُّونَ إِلَیْهَا وَ الْأَخْبَارُ الْمُجْمَعُ عَلَیْهَا وَ هِیَ الْغَایَهًُْ الْمَعْرُوضُ عَلَیْهَا کُلُّ شُبْهَهًٍْ وَ الْمُسْتَنْبَطُ مِنْهَا کُلُّ حَادِثَهًٍْ وَ أَمْرٌ یَحْتَمِلُ الشَّکَّ وَ الْإِنْکَارَ فَسَبِیلُهُ اسْتِیضَاحُ أَهْلِهِ لِمُنْتَحِلِیهِ بِحُجَّهًٍْ مِنْ کِتَابِ اللَّهِ مُجْمَعٍ عَلَی تَأْوِیلِهَا وَ سُنَّهًٍْ مُجْمَعٍ عَلَیْهَا لَا اخْتِلَافَ فِیهَا أَوْ قِیَاسٍ تَعْرِفُ الْعُقُولُ عَدْلَهُ وَ لَا تَسَعُ خَاصَّهًُْ الْأُمَّهًِْ وَ عَامَّتُهَا الشَّکَّ فِیهِ وَ الْإِنْکَارَ لَهُ وَ هَذَانِ الْأَمْرَانِ مِنْ أَمْرِ التَّوْحِیدِ فَمَا دُونَهُ وَ أَرْشِ الْخَدْشِ فَمَا فَوْقَهُ فَهَذَا الْمَعْرُوضُ الَّذِی یُعْرَضُ عَلَیْهِ أَمْرُ الدِّینِ فَمَا ثَبَتَ لَکَ بُرْهَانُهُ اصْطَفَیْتَهُ وَ مَا غَمَضَ عَلَیْکَ صوَابُهُ نَفَیْتَهُ فَمَنْ أَوْرَدَ وَاحِدَهًًْ مِنْ هَذِهِ الثَّلَاثِ وَ هِیَ الْحُجَّهًُْ الْبَالِغَهًُْ الَّتِی بَیَّنَهَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ (صلی الله علیه و آله) فِی قَوْلِهِ لِنَبِیِّهِ قُلْ فَلِلهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ فَلَوْ شاءَ لَهَداکُمْ أَجْمَعِینَ تَبْلُغُ الْحُجَّهًُْ الْبَالِغَهًُْ الْجَاهِلَ فَیَعْلَمُهَا بِجَهْلِهِ کَمَا یَعْلَمُهُ الْعَالِمُ بِعِلْمِهِ لِأَنَّ اللَّهَ عَدْلٌ لَا یَجُورُ یَحْتَجُّ عَلَی خَلْقِهِ بِمَا یَعْلَمُونَ یَدْعُوهُمْ إِلَی مَا یَعْرِفُونَ لَا إِلَی مَا یَجْهَلُونَ وَ یُنْکِرُونَ فَأَجَازَهُ الرَّشِیدُ وَ رَدَّهُ. (الوِلَایَةُ

امام کاظم (علیه السلام)- هارون بعد از سخنان طولانی به امام کاظم (علیه السلام) گفت: «به حق پدرانت، سخنان جامعی برای آنچه ما در جریان کار خود داریم زبده کن». فرمود: «بسیار خوب»! دوات و کاغذی آوردند و نوشت: «به نام خداوند بخشاینده مهربان! همه‌ی امور دین چهار است: ۱. اموری که اختلاف ندارد و مورد اتّفاق امّت است و مورد ضرورت و نیاز آن‌ها است. ۲. اخبار مورد اتّفاق که هدف نهایی است و هر شبهه‌ای به آن‌ها عرضه می‌شود و هر پیشامدی از آن‌ها استنباط می‌گردد، و آن اجماع امّت است. ۳. امری که مورد تردید و انکارپذیر است و راهش این است که از متخصّص آن توضیح خواهند و از آن‌ها دلیل آن را جویند؛ از آیات قرآنی که تفسیرش مورد اتّفاق است و سنّتی که همه قبول دارند و اختلافی در آن نیست. ۴. قانونی که از نظر همه‌ی عقول عادلانه است و خاصّه و عامّه‌ی امّت را در آن تردید و انکاری نیست، و این دو امر، از توحید و پایین‌تر از آن تا دیه‌ی یک خراش در تن و بالاتر، جاری هستند. این است میزانی که امر دین بر آن سنجیده شود، پس هر آنچه برهانش برای تو پا برجا است بپذیر، و هر چه صحّتش بر تو نامعلوم است از دین ندان. هرکه برای اثبات یک امر دینی، یکی از این سه را آورد (قرآن، سنت و قانون عقلی) همان حجّت رسا است. خداوند خود برای پیامبرش بیان کرده: قُلْ فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ فَلَوْ شاءَ لَهَداکُمْ أَجْمَعِینَ؛ حجّت رسا را به نادان می‌رساند و او با نادانی خود آن را می‌فهمد، چنانچه دانا به دانایی خود آن را می‌فهمد؛ زیرا خدا عادل است و زورگو نیست. بر خلق خود به آنچه می‌فهمند احتجاج می‌کند، نه به آنچه ندانند و نفهمند». هارون الرّشید به آن حضرت جایزه داد و او را برگردانید... (ولایت

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۲۰

وسایل الشیعهًْ، ج۲۷، ص۱۰۳/ بحارالأنوار، ج۱۰، ص۲۴۳/ تحف العقول، ص۴۰۶

۱

(انعام/ ۱۴۹)

الصّادق (علیه السلام)- نَحْنُ الْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ عَلَی مَنْ دُونَ السَّمَاءِ وَ فَوْقَ الْأَرْضِ.

امام صادق (علیه السلام)- ما بر هرچه در پایین آسمان و روی زمین است، دلیل رسا هستیم.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۲۲

بصایر الدرجات، ج۱، ص۱۰۴/ البرهان/ نورالثقلین

۲

(انعام/ ۱۴۹)

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- وَ أَنَا الْحُجَّهًُْ الْبَالِغَهًُْ وَ الْکَلِمَهًُْ الْبَاقِیَهًُْ.

امام علی (علیه السلام)- من دلیل رسا و کلمه‌ی کامل هستم.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۲۲

تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۴۹۳

۳

(انعام/ ۱۴۹)

الصّادق (علیه السلام)- نَحْنُ خُزَّانُ اللَّهِ عَلَی عِلْمِ اللَّهِ نَحْنُ تَرَاجِمَهًُْ وَحْیِ اللَّهِ نَحْنُ الْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ عَلَی مَا دُونَ السَّمَاءِ وَ فَوْقَ الْأَرْضِ.

امام صادق (علیه السلام)- ما خزانه‌دار علم خدای علیم هستیم و ما ترجمان وحی اوییم. ما بر هرچه در پایین آسمان و روی زمین است، دلیل رسا هستیم.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۲۲

بحار الأنوار، ج۲۶، ص۱۰۵

۴

(انعام/ ۱۴۹)

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِی یَعْفُورٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) یَا ابْنَ أَبِی یَعْفُورٍ إِنَ اللَّهَ وَاحِدٌ مُتَوَحِّدٌ بِالْوَحْدَانِیَّهًِْ مُتَفَرِّدٌ بِأَمْرِهِ فَخَلَقَ خَلْقاً فَقَدَّرَهُمْ لِذَلِکَ الْأَمْرِ فَنَحْنُ هُمْ یَا ابْنَ أَبِی یَعْفُورٍ فَنَحْنُ حُجَجُ اللَّهِ فِی عِبَادِهِ وَ خُزَّانُهُ عَلَی عِلْمِهِ وَ الْقَائِمُونَ بِذَلِکَ.

امام صادق (علیه السلام)- عبدالله‌بن‌ابی‌یعفور گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: «همانا خداوند تبارک‌وتعالی یکتاست و یکتایی ویژه‌ی اوست. در فرمانروایی خود یکّه و تنهاست. از آن پس جمعی را آفرید و بر فرمان خود گماشت. ما از آن جمع هستیم. ما حجّت خدا در میان بندگان و خزانه‌داران دانشش و متولّی آن هستیم.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۲۲

الکافی، ج۱، ص۱۹۳

۵

(انعام/ ۱۴۹)

الصّادق (علیه السلام)- کَانَ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) بَابَ اللَّهِ الَّذِی لَا یُؤْتَی إِلَّا مِنْهُ وَ سَبِیلَهُ الَّذِی مَنْ سَلَکَ بِغَیْرِهِ هَلَکَ وَ کَذَلِکَ جَرَی عَلَی الْأَئِمَّهًِْ الْهُدَی وَاحِداً بَعْدَ وَاحِدٍ جَعَلَهُمُ اللَّهُ أَرْکَانَ الْأَرْضِ أَنْ تَمِیدَ بِأَهْلِهَا وَ الْحُجَّهًَْ الْبَالِغَهًَْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ وَ مِنْ تَحْتِ الثَّرَی.

امام صادق (علیه السلام)- امیرالمؤمنین (علیه السلام) باب اللَّه بود؛ که فقط از آن در میشد به سوی خدا رفت و راهی به سوی خدا بود که هرکه از غیر آن راه رفت، هلاک گردید. و همچنین است در مورد ائمّه هدی (علیهم السلام)، یکی پس از دیگری. خداوند آنها را ارکان زمین قرار داده تا اهلش را تکان ندهد و آنها حجّت بالغه او بر هر آن کس که روی زمین و زیر آسمان است، هستند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۲۲

بصایر الدرجات، ج۱، ص۲۰۰/ نورالثقلین

۶

(انعام/ ۱۴۹)

الصّادق (علیه السلام)- أَنَّهُ قَالَ فِی اللَّوْحِ الَّذِی أَنْزَلَهُ اللهُ وَ فِیهِ أَسْمَاءُ الْأَئِمَّهًِْ: وَ جَعَلْتُ حُسَیْناً (علیه السلام) خَازِنَ وَحْیِی وَ أَکْرَمْتُهُ بِالشَّهَادَهًِْ وَ خَتَمْتُ لَهُ بِالسَّعَادَهًِْ فَهُوَ أَفْضَلُ مَنِ اسْتُشْهِدَ وَ أَرْفَعُ الشُّهَدَاءِ دَرَجَهًًْ جَعَلْتُ کَلِمَتِیَ التَّامَّهًَْ مَعَهُ وَ حُجَّتِیَ الْبَالِغَهًَْ.

امام صادق (علیه السلام)- و حسین (علیه السلام) را خازن وحی خود ساختم و به شهادتش مفتخر نمودم و کمال سعادت را نصیب وی کردم که او افضل شهدا و والامقامترین آنان است و کلمه‌ی تامّه‌ی من با او و دلیل رسای من نزد اوست.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۲۴

نورالثقلین

۷

(انعام/ ۱۴۹)

الصّادق (علیه السلام)- عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ‌عُمَرَ الْجُعْفِیِّ قَالَ: سَأَلْتُ مَوْلَایَ جَعْفَرَبْنَ‌مُحَمَّدٍ الصَّادِقَ (علیه السلام) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ قُلْ فَلِلهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ فَلَوْ شاءَ لَهَداکُمْ أَجْمَعِینَ؟ فَقَالَ جَعْفَرُبْنُ‌مُحَمَّدٍ (علیه السلام): الْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ الَّتِی تَبْلُغُ الْجَاهِلَ مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ فَیَعْلَمُهَا بِجَهْلِهِ کَمَا یَعْلَمُهَا الْعَالِمُ بِعِلْمِهِ لِأَنَّ اللَّهَ تَعَالَی أَکْرَمُ وَ أَعْدَلُ مِنْ أَنْ یُعَذِّبَ أَحَداً إِلَّا بِحُجَّهًٍْ ثُمَّ تَلَا جَعْفَرُبْنُ‌مُحَمَّدٍ (علیه السلام) وَ مَا کَانَ اللهُ لِیُضِلَّ قَوْماً بَعْدَ إِذْ هَداهُمْ حَتَّی یُبَیِّنَ لَهُمْ مَا یَتَّقُونَ ثُمَّ أَنْشَأَ جَعْفَرُبْنُ‌مُحَمَّدٍ (علیه السلام) مُحْدِثاً یَقُولُ: مَا مَضَی رَسُولُ الله (صلی الله علیه و آله) إِلَّا بَعْدَ إِکْمَالِ الدِّینِ وَ إِتْمَامِ النِّعْمَهًِْ وَ رِضَا الرَّبِّ أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَی نَبِیِّه (صلی الله علیه و آله) بکُرَاعِ الْغَمِیمِ یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ لِأَنَّ رَسُولَ الله (صلی الله علیه و آله) خَافَ الْإِرْتِدَادَ مِنَ الْمُنَافِقِینَ الَّذِینَ کَانُوا یُسِرُّونَ عَدَاوَهًَْ عَلِیٍّ (علیه السلام) وَ یُعْلِنُونَ مُوَالَاتِهِ خَوْفاً مِنَ الْقَتْلِ. فَلَمَّا صَارَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) بِغَدِیرِ خُمٍّ بَعْدَ انْصِرَافِهِ مِنْ حَجَّهًِْ الْوَدَاعِ انْتَصَبَ لِلْمُهَاجِرِینَ وَ الْأَنْصَارِ قَائِماً یُخَاطِبُهُمْ، فَقَالَ بَعْدَ مَا حَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَی عَلَیْهِ: مَعَاشِرَ الْمُهَاجِرِینَ وَ الْأَنْصَارِ أَ لَسْتُ أَوْلَی بِکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ؟ فَقَالُوا: اللَّهُمَّ نَعَمْ. فَقَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه و آله) اللَّهُمَّ اشْهَدْ ثَلَاثاً ثُمَّ قَالَ: یَا عَلِیُّ (علیه السلام) فَقَالَ: لَبَّیْکَ یَا رَسُولَ الله (صلی الله علیه و آله) فَقَالَ لَهُ: قُمْ، فَإِنَّ اللهَ أَمَرَنِی أَنْ أُبَلِّغَ فِیکَ رِسَالَاتِهِ أَنْزَلَ بِهَا جَبْرَائِیلَ: یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ. فَقَامَ إِلَیْهِ عَلِیٌّ (علیه السلام) فَأَخَذَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه و آله) بضَبْعِهِ فَشَالَهُ حَتَّی رَأَی النَّاسُ بَیَاضَ إِبْطُیْهِمَا ثُمَّ قَالَ: مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِیٌّ (علیه السلام) مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالَاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ فَأَوَّلُ قَائِمٍ قَامَ مِنَ الْمُهَاجِرِینَ وَ الْأَنْصَارِ عُمَرُبْنُ‌الْخَطَّابِ فَقَالَ: بَخْ بَخْ لَکَ یَا عَلِیُّ (علیه السلام) أَصْبَحْتَ مَوْلَایَ وَ مَوْلَی کُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَهًٍْ فَنَزَلَ جَبْرَائِیلُ بِقَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلَامَ دِیناً فَبِعَلِیٍّ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) فِی هَذَا الْیَوْمِ أَکْمَلَ اللَّهُ لَکُمْ مَعَاشِرَ الْمُهَاجِرِینَ وَ الْأَنْصَارِ دِینَکُمْ وَ أَتَمَّ عَلَیْکُمْ نِعْمَتَهُ وَ رَضِیَ لَکُمُ الْإِسْلَامَ دِیناً فَاسْمَعُوا لَهُ وَ أَطِیعُوا لَهُ تَفُوزُوا.

امام صادق (علیه السلام)- مفضّل‌بن‌عمر جعفی گوید: از مولایم امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی این کلام خداوند عزّوجلّ: قُلْ فَلِلّهِ الحُجَّةُ الْبَالِغَةُ فَلَوْ شَاء لَهَدَاکُمْ أَجْمَعِینَ؛ سؤال کردم و امام صادق (علیه السلام) فرمود: «الحُجَّةُ الْبَالِغَةُ یعنی حجّتی که به جاهلان اهل کتاب می‌رسد، و با جهل خود از آن باخبر می‌شوند، آن‌گونه که عالم با علم خود آن را می‌داند، زیرا که خدای عزّوجلّ بزرگوارتر و عادل‌تر از این است که کسی را بدون حجّت مورد شکنجه قرار دهد». سپس امام صادق (علیه السلام) این آیه را تلاوت فرمود: چنان نبود که خداوند قومی را، پس از آنکه آن‌ها را هدایت کرد [و ایمان آوردند] گمراه [و مجازات] کند مگر آنکه اموری را که باید از آن بپرهیزند، برای آنان بیان نماید. (توبه/۱۱۵) سپس امام (علیه السلام) شروع کرد به روایت این حدیث: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) رحلت نکرد، مگر پس از اکمال دین و اتمام نعمت و رضایت پروردگار، و خدا بر پیامبرش (صلی الله علیه و آله) در منطقه کَراع الَغمیم این آیه را نازل کرد: ای پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، کاملًا [به مردم] برسان! و اگر نکنی، رسالت او را انجام نداده‌ای!. (مائده/۶۷). زیرا که پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله)، از مرتدشدن منافقین که دشمنی با علی (علیه السلام) را پنهان می‌داشتند، میترسید. هنگامی‌که پیامبر (صلی الله علیه و آله) پس از تمام‌شدن حجهًْ الوداع به غدیر خم رسید، به ایراد خطبه برای مهاجرین و انصار پرداخته و خطاب به آنان پس از ستایش خدا فرمود: «ای گروه مهاجران و انصار! آیا من از خود شما به شما سزاوارتر نیستم»؟ گفتند: «به خدا قسم بلی». رسول خدا (صلی الله علیه و آله) سه‌بار فرمود: «خدایا، خود شاهد باش». سپس فرمود: «ای علی (علیه السلام)»! علی (علیه السلام) جواب داد: «اطاعت ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله)»! پس فرمود: «برخیز! زیرا که خدا به من دستور داده است که پیام و رسالت‌های او را درباره‎ی تو ابلاغ کنم و جبرئیل آن را از طرف خدا نازل کرده است: ای پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، کاملًا [به مردم] برسان! و اگر نکنی، رسالت او را انجام نداده‌ای!. (مائده/۶۷) پس حضرت علی (علیه السلام) برخاست و رسول خدا (صلی الله علیه و آله)، دست او را گرفته و بازویش را بالا برد تا اینکه مردم سفیدی زیر بغلش را دیدند. سپس فرمود: «هرکه من مولای اویم، علی (علیه السلام) نیز مولای اوست. خدایا هرکه او را دوست می‌دارد، دوست بدار و با هرکسی که با او دشمن است، دشمنی کن و به آن که به او یاری می‌رساند، یاری برسان و تنها بگذار کسی را که او را تنها می‌گذارد». عمربن‌خطاب اوّلین کسی از مهاجرین و انصار بود که برخاست، و گفت: «خوشا به حالت ای علی (علیه السلام)! تو مولای من و مولای هر مرد و زن مؤمن شدی». آنگاه جبرئیل نازل شد و این آیه را فرود آورد: امروز، دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به‌عنوان آیین [جاودان] شما پذیرفتم. (مائده/۲). بنابراین خداوند متعال در امروز، دین خود را برای شما مهاجرین و انصار، توسّط علی (علیه السلام) تکمیل کرد و نعمت خویش را بر شما تمام نمود. پس به او گوش کنید و از او اطاعت کنید تا رستگار شوید.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۲۴

البرهان

۸

(انعام/ ۱۴۹)

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- وَ مَا کَانَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ لِیَجْعَلَ لِجَوَارِحِ الْإِنْسَانِ إِمَاماً فِی جَسَدِهِ یَنْفِی عَنْهَا الشُّکُوکَ وَ یُثْبِتُ لَهَا الْیَقِینَ وَ هُوَ الْقَلْبُ وَ یُهْمِلُ ذَلِکَ فِی الْحُجَجِ وَ هُوَ قَوْلُهُ تَعَالَی فَلِلهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ فَلَوْ شاءَ لَهَداکُمْ أَجْمَعِینَ وَ قَالَ لِئَلَّا یَکُونَ لِلنَّاسِ عَلَی اللهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُل.

امام علی (علیه السلام)- این‌طور نیست که خداوند در میان اعضاء و جوارح آدمیان رهبر و امامی قرار دهد که شکّ و شبهه را از آن‌ها دور کند و برای آن‌ها یقین را ثابت نماید و آن امام قلب آدمی می‌باشد، ولی در حجّت‌ها آن را مهمل بگذارد. در قرآن مجید فرمود: فَلِلَّهِ الحُجَّةُ الْبالِغَةُ فَلَوْ شاءَ لَهَداکُمْ أَجْمَعِینَ در جای دیگر فرمود: تا بعد از این پیامبران، حجّتی برای مردم بر خدا باقی نماند، [و بر همه اتمام حجّت شود]. (نساء/۱۶۵)».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۲۶

بحارالأنوار، ج۶۶، ص۷۸/ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۵۵

۹

(انعام/ ۱۴۹)

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ الثَّانِی (علیه السلام) قَالَ قَالَ أَبُوعَبْدِ اللَّه (علیه السلام) سَأَلَ إِلْیَاسُ أَبِی (علیه السلام) فَقَالَ یَا ابْنَ‌رَسُولِ اللَّهِ (علیه السلام) بَابٌ غَامِضٌ أَ رَأَیْتَ إِنْ قَالُوا حُجَّةُ اللهِ الْقُرْآنُ قَالَ إِذَنْ أَقُولَ لَهُمْ إِنَّ الْقُرْآنَ لَیْسَ بِنَاطِقٍ یَأْمُرُ وَ یَنْهَی وَ لَکِنْ لِلْقُرْآنِ أَهْلٌ یَأْمُرُونَ وَ یَنْهَوْنَ وَ أَقُولَ قَدْ عَرَضَتْ لِبَعْضِ أَهْلِ الْأَرْضِ مُصِیبَهًٌْ مَا هِیَ فِی السُّنَّهًِْ وَ الْحُکْمِ الَّذِی لَیْسَ فِیهِ اخْتِلَافٌ وَ لَیْسَتْ فِی الْقُرْآنِ أَبَی اللَّهُ لِعِلْمِهِ بِتِلْکَ الْفِتْنَهًِْ أَنْ تَظْهَرَ فِی الْأَرْضِ وَ لَیْسَ فِی حُکْمِهِ رَادٌّ لَهَا وَ مُفَرِّجٌ عَنْ أَهْلِهَا فَقَالَ هَاهُنَا تَفْلُجُونَ یَا ابْنَ‌رَسُولِ اللَّهِ (علیه السلام) أَشْهَدُ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ ذِکْرُهُ قَدْ عَلِمَ بِمَا یُصِیبُ الْخَلْقَ مِنْ مُصِیبَهًٍْ فِی الْأَرْضِ أَوْ فِی أَنْفُسِهِمْ مِنَ الدِّینِ أَوْ غَیْرِهِ فَوَضَعَ الْقُرْآنَ دَلِیلًا قَالَ فَقَالَ الرَّجُلُ هَلْ تَدْرِی یَا ابْنَ‌رَسُولِ اللَّهِ (علیه السلام) دَلِیلَ مَا هُوَ قَالَ أَبُوجَعْفَرٍ (علیه السلام) نَعَمْ فِیهِ جُمَلُ الْحُدُودِ وَ تَفْسِیرُهَا عِنْدَ الْحُکْمِ فَقَالَ أَبَی اللَّهُ أَنْ یُصِیبَ عَبْداً بِمُصِیبَهًٍْ فِی دِینِهِ أَوْ فِی نَفْسِهِ أَوْ فِی مَالِهِ لَیْسَ فِی أَرْضِهِ مِنْ حُکْمِهِ قَاضٍ بِالصَّوَابِ فِی تِلْکَ الْمُصِیبَهًِْ قَالَ فَقَالَ الرَّجُلُ أَمَّا فِی هَذَا الْبَابِ فَقَدْ فَلَجْتَهُمْ بِحُجَّهًٍْ إِلَّا أَنْ یَفْتَرِیَ خَصْمُکُمْ عَلَی اللَّهِ فَیَقُولَ لَیْسَ لِلَّهِ جَلَّ ذِکْرُهُ حُجَّهًْ.

امام صادق (علیه السلام)- از امام جواد (علیه السلام) روایت است: امام صادق (علیه السلام) فرمود: الیاس از پدرم سؤال کرد: «ای فرزند رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! اینجا باب غامضی است؛ اگر آن‌ها بگویند: حُجَّةُ اللهِ قرآن است چه جوابی باید داد»؟ فرمود: «من خواهم گفت: قرآن دارای زبان نیست که امر و نهی کند، ولی قرآن اهلی دارد که امر و نهی میکنند». و نیز میگویم: «پیشآمدی برای مردم اتّفاق می‌افتد که نه در سنّت، نه در حکم بی‌اختلاف و نه در قرآن در موردش چیزی نیست، هرگز خدایی که واقف به این پیشآمد است، این فتنه را در زمین ظاهر نمیکند که اهل زمین راه و چارهای برای دفع آن و گشودهشدنش نداشته باشند». آن مرد گفت: «ای فرزند رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! با این سخن آن‌ها از پای در میآیند. من گواهی میدهم که خداوند میداند به خلایق چه مصیبت‌هایی، چه در زمین چه در خودشان از دین گرفته تا مسائل دیگر، میرسد و قرآن را راهنما قرار داده است». باز گفت: «ای فرزند رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! آیا می‌دانی قرآن دلیل و راهنمای چیست»؟ امام باقر (علیه السلام) فرمود: «آری، در قرآن جملاتی از حدود هست که تفسیر آن نزد حاکم است. هرگز خداوند مردم را رها نخواهد کرد که در زمین یا جانشان و یا مالشان پیشآمدی روی دهد و قاضی عادلی نباشد که حکم صحیح را در آن مورد بگوید». مرد گفت: «در این مورد شما پیروز شدید، مگر اینکه دشمن شما بر خداوند افترا بزند و بگوید: «خداوند را حجّتی نیست».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۲۶

نورالثقلین

۱۰

(انعام/ ۱۴۹)

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- إِنَّمَا جَعَلَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی فِی کِتَابِهِ هَذِهِ الرُّمُوزَ الَّتِی لَا یَعْلَمُهَا غَیْرُهُ وَ غَیْرُ أَنْبِیَائِهِ وَ حُجَجِهِ فِی أَرْضِهِ لِعِلْمِهِ بِمَا یُحْدِثُهُ فِی کِتَابِهِ الْمُبَدِّلُونَ مِنْ إِسْقَاطِ أَسْمَاءِ حُجَجِهِ مِنْهُ وَ تَلْبِیسِهِمْ ذَلِکَ عَلَی الْأُمَّهًِْ لِیُعِینُوهُمْ عَلَی بَاطِلِهِمْ فَأَثْبَتَ فِیهِ الرُّمُوزَ وَ أَعْمَی قُلُوبَهُمْ وَ أَبْصَارَهُمْ لِمَا عَلَیْهِمْ فِی تَرْکِهَا وَ تَرْکِ غَیْرِهَا مِنَ الْخِطَابِ الدَّالِّ عَلَی مَا أَحْدَثُوهُ فِیهِ وَ لَوْ عَلِمَ الْمُنَافِقُونَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ مَا عَلَیْهِمْ مِنْ تَرْکِ هَذِهِ الْآیَاتِ الَّتِی بَیَّنْتُ لَکَ تَأْوِیلَهَا لَأَسْقَطُوهَا مَعَ مَا أَسْقَطُوا مِنْهُ وَ لَکِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ اسْمُهُ مَاضٍ حُکْمُهُ بِإِیجَابِ الْحُجَّهًِْ عَلَی خَلْقِهِ کَمَا قَالَ اللَّهُ فَلِلهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ أَغْشَی أَبْصَارَهُمْ وَ جَعَلَ عَلی قُلُوبِهِمْ أَکِنَّةً عَنْ تَأَمُّلِ ذَلِکَ فَتَرَکُوهُ بِحَالِهِ وَ حَجَبُوا عَنْ تَأْکِیدِ الْمُلْتَبِسِ بِإِبْطَالِهِ فَالسُّعَدَاءُ یَنْتَبِهُونَ عَلَیْهِ وَ الْأَشْقِیَاءُ یَعْمَهُونَ عَنْه. (القَدَر

امام علی (علیه السلام)- البته خداوند تبارک و تعالی این رموز را که تنها او و پیامبران (علیهم السلام) و حجّت‌هایش در زمین میشناسند، در کتاب خود قرار داد؛ چرا که میدانست تبدیل کنندگان با حذف نامهای حجّتهای او از کتابش در آن بدعت میگذارند و این امر را مبهم میکنند تا امّت، آنان را در راه باطلشان یاری دهند. از این رو حق تعالی این رموز را در کتابش استوار ساخت و دلها و دیدههای آنان را کور کرد تا ناگزیر شوند این رمزها و دیگر آیات را رها سازند؛ همان رموز و آیاتی که بر اموری دلالتگرند که آن‌ها آن امور را تحریف میکنند. و نیز خدای عزّوجلّ اهل کتاب (قرآن) و برپا دارندگان کتاب و کسانی را که به ظاهر و باطن آن آگاهی کامل دارند، از شجرهای قرار دارد که ریشهاش برقرار و شاخهاش در آسمان است و به اذن پروردگارش همیشه میوه میدهد؛ یعنی همانند این علم را در هر زمانی برای در بردارندگانش پدید میآورد. دشمنان آن شجره را نیز از شجره ملعون قرار داد؛ همان کسانی که کوشیدند نور خدا را با دهانهایشان خاموش کنند، امّا خداوند تنها روا دید که نور خود را کامل کند. اگر منافقان میدانستند چگونه ناگزیر شدهاند آیاتی را که تأویل آن‌ها را برایت بیان کردم، رها کنند، هر آینه آن‌ها را به همراه آنچه حذف کردهاند، از میان میبردند، امّا حکم خداوند بر اتمام حجّت بر بندگانش جاری شد؛ همان گونه که فرمود: فَلِلّهِ الْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ، دیدگان آنان را پوشانید و بر دلهایشان پردههایی کشید تا در این امر نیندیشند و این گونه شد که منافقان، آن را به حال خود رها کردند. پس نیک‌بختان بر آن ثابت قدم شدند و نگون‌بختان از دیدنش کور شدند. (قدر

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۲۶

بحارالأنوار، ج۸۹، ص۴۵/ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۱۱۹/ نورالثقلین؛ فیه: «إنّما جعل الله ... احدثوه فیه» محذوفٌ و «ملبس» بدلٌ «ملتبس»/ الاحتجاج، ج۱، ص۲۵۳؛ فیه: «و جعل علی قلوبهم ... یعمهون به» محذوفٌ

۱

(انعام/ ۱۴۹)

الحسن (علیه السلام)- کَتَبَ الْحَسَنُ الْبَصْرِیُّ إِلَی أَبِی‌مُحَمَّدٍ الْحَسَنِ‌بْنِِ‎عَلِیٍّ (علیه السلام) أَمَّا بَعْدُ کَتَبْتُ إِلَیْکَ یَا ابْنَ‎رَسُولِ اللَّهِ (علیه السلام) عِنْدَ اخْتِلافِنَا فِی الْقَدَرِ وَ حَیْرَتِنَا فِی الِاسْتِطَاعَهًِْ فَأَخْبِرْنَا بِالَّذِی عَلَیْهِ رَأْیُکَ وَ رَأْیُ آبَائِکَ (علیه السلام) فَأَجَابَهُ الْحَسَنُ (علیه السلام) أَمَّا بَعْدُ فَمَنْ لَمْ یُؤْمِنْ بِالْقَدَرِ خَیْرِهِ وَ شَرِّهِ أَنَّ اللَّهَ یَعْلَمُهُ فَقَدْ کَفَرَ ومَنْ أَحَالَ الْمَعَاصِیَ عَلَی اللَّهِ فَقَدْ فَجَرَ إِنَّ اللَّهَ لَمْ یُطَعْ مُکْرِهاً وَ لَمْ یُعْصَ مَغْلُوباً وَ لَمْ یُهْمِلِ الْعِبَادَ سُدًی مِنَ الْمَمْلَکَهًِْ بَلْ هُوَ الْمَالِکُ لِمَا مَلَّکَهُمْ وَ الْقَادِرُ عَلَی مَا عَلَیْهِ أَقْدَرَهُمْ بَلْ أَمَرَهُمْ تَخْیِیراً وَ نَهَاهُمْ تَحْذِیراً فَإِنِ ائْتَمَرُوا لِلطَّاعَهًِْ لَمْ یَجِدُوا عَنْهَا صادّاً وَ إِنِ انْتَهَوْا إِلَی الْمَعْصِیَهًِْ فَشَاءَ أَنْ یَمُنَّ عَلَیْهِمْ بِأَنْ یَحُولَ بَیْنَهُمْ وَ بَیْنَهَا فَعَلَ وَ إِنْ لَمْ یَفْعَلْ فَلَیْسَ هُوَ الَّذِی حَمَلَهُمْ عَلَیْهَا جَبْراً وَ لَا أُلْزِمُوهَا کَرْهاً بَلْ مَنَّ عَلَیْهِمْ بِأَنْ بَصَّرَهُمْ وَ عَرَّفَهُمْ وَ حَذَّرَهُمْ وَ أَمَرَهُمْ وَ نَهَاهُمْ لَا جَبْلًا لَهُمْ عَلَی مَا أَمَرَهُمْ بِهِ فَیَکُونُوا کَالْمَلائِکَهًُْ وَ لَا جَبْراً لَهُمْ عَلَی مَا نَهَاهُمْ عَنْهُ وَ فَلِلهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ فَلَوْ شاءَ لَهَداکُمْ أَجْمَعِینَ وَ السَّلامُ عَلی مَنِ اتَّبَعَ الْهُدی.

امام حسن (علیه السلام)- حسن بصری نامه‌ای به امام حسن عسکری (علیه السلام) به این مضمون نوشت: شما ای بنی‌هاشم که چون کشتی‌های رونده در دل دریاهای عمیق هستید و نشان‌های نورانی و سرشناس می‌باشید و [یا] مانند کشتی نوح (علیه السلام) هستید که مؤمنان بر آن سوار می‌شوند و مسلمانان [با آمدن] در آن نجات می‌یابند؛ ای فرزند رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! وقتی در مسأله‌ی قَدَر اختلاف یافتیم و در مورد استطاعت متحیّر شدیم، برایتان نامه‌ای نوشتم؛ ما را از نظر خود و پدرانتان (علیهم السلام) آگاه بنمایید که علم شما از علم خداوند است و شما گواهان بر مردمان و خداوند گواه بر شماست. امام حسن عسکری (علیه السلام) [در جواب] نوشتند: «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم. نامه‌ی تو به دستم رسید. اگر از حیرت خود و اطرافیانت سخنی نگفته بودی، جواب تو را نمی‌دادم. [بدان‌که] کسی که به تقدیر، چه خوب و چه بد آن، و این [مسأله] که خدا به تقدیرات علم دارد ایمان نداشته باشد، کفر ورزیده است و هرکه معصیت‌ها [ی خود را] به عهده خدا بیاندازد، [بر او] ستم کرده است؛ خداوند به زور اطاعت نمی‌گردد و مغلوبانه معصیت نمی‌شود و بندگان را به حال و اختیار خود وا نگذارد، بلکه اوست که مالک [حقیقی] آنچه به اختیارشان در آورده و قادر [حقیقی] بر آنچه آنان را بر آن قادر کرده می‌باشد. او آنان را امر کرد تا [خود] اختیار کنند و نهی نمود تا برحذر باشند؛ اگر به طاعت گردن نهند، مانعی بر سر راه اطاعتشان نمی‌یابند و اگر به معصیت تن دهند و خدا بخواهد بر ایشان منّت گذارد و بین آنان و معصیت مانع شود، این کار را می‌کند و اگر چنین نکند، او آن‌ها را مجبور به معصیت نکرده است و این‌گونه نیست که آنان برخلاف میل خود ناچار از معصیت شده باشند، بلکه خداوند بر آنان منّت گذاشت و بصیرت بخشید و معرفت داد و برحذرشان داشت و امرشان کرد و نهیشان نمود، ولی در وجودشان اطاعت از اوامر را نیافرید که مانند ملائکه باشند، و [از سوی دیگر نیز] آنان را مجبور بر انجام آنچه از آن نهی نموده بود نکرد، فَلِلَّهِ الحُجَّةُ الْبالِغَةُ. و درود بر آن کس باد که از هدایت پیروی می‌کند!. (طه/۴۷)».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۲۸

بحارالأنوار، ج۵، ص۴۰

و اگر او بخواهد، همه‌ی شما را [به اجبار] هدایت می‌کند. [ولی چون هدایت اجباری بی‌ثمر است، این کار را نمی‌کند]

۲ -۱

(انعام/ ۱۴۹)

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- فَلَوْ شَاءَ لَهَداکُمْ أَجْمَعِینَ قَالَ: لَوْ شاءَ لَجَعَلَکُمْ کُلَّکُمْ عَلَی أَمْرٍ وَاحِدٍ وَ لَکِنْ جَعَلَکُمْ عَلَی اخْتِلَافٍ.

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- فَلَوْ شاءَ؛ یعنی خداوند متعال. لَهَداکُمْ؛ یعنی، شما را بر یک امر جمع می‌کرد. امّا شما را بر اختلاف قرار داده است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۲۸

القمی، ج۱، ص۲۱۹/ نورالثقلین/ البرهان

قرآن کریم آیه ۱۶۵ سوره بقره

امام صادق ع فرمودند

۱- طلبتُ الجنة، فوجدتها فی السخأ: بهشت را جستجو نمودم، پس آن را در بخشندگی و جوانمردی یافتم.

۲- و طلبتُ العافیة، فوجدتها فی العزلة: و تندرستی و رستگاری را جستجو نمودم، پس آن را در گوشه گیری (مثبت و سازنده -عزلت ) یافتم.

۳- و طلبت ثقل المیزان، فوجدته فی شهادة «ان لا اله الا الله و محمد رسول الله»: و سنگینی ترازوی اعمال را جستجو نمودم، پس آن را در ان لا اله الا الله و محمد رسول الله یافتم.

۴- و طلبت السرعة فی الدخول الی الجنة، فوجدتها فی العمل لله تعالی: سرعت در ورود به بهشت را جستجو نمودم، پس آن را در کار خالصانه برای خدای تعالی یافتم.

۵- و طلبتُ حب الموت، فوجدته فی تقدیم المال لوجه الله: و دوست داشتن مرگ را جستجو نمودم، پس آن را در پیش فرستادن ثروت (انفاق) برای خشنودی خدای تعالی یافتم.

۶- و طلبت حلاوة العبادة، فوجدتها فی ترک المعصیة: و شیرینی عبادت. . . را در ترک گناه یافتم.

۷- و طلبت رقة القلب، فوجدتها فی الجوع و العطش: نرمی قلب. . . را در گرسنگی و تشنگی (روزه) یافتم.

۸- و طلبت نور القلب، فوجدته فی التفکر و البکأ: و روشنی قلب را. . . در اندیشیدن و گریستن یافتم.

۹- و طلبت الجواز علی الصراط، فوجدته فی الصدقة: ) عبور بر صراط را را در صدقه یافتم.

۱۰- و طلبت نور الوجه، فوجدته فی صلاة اللیل: و روشنی رخسار را را در نماز شب یافتم.

۱۱- و طلبت فضل الجهاد، فوجدته فی الکسب للعیال: و فضیلت جهاد را جستجو نمودم، پس آن را در به دست آوردن هزینه زندگی زن و فرزند یافتم.

۱۲- و طلبت حدب الله عزوجل، فوجدته فی بغض اهل المعاصی: و دوستی خدای تعالی را جستجو کردم، پس آن را در دشمنی با گنهکاران یافتم.

۱۳- و طلبت الرئاسة، فوجدتها فی النصیحة لعبادالله: و سروری و بزرگی را جستجو نمودم، پس آن را در خیرخواهی برای بندگان خدا یافتم.

۱۴- و طلبت فراغ القلب، فوجدته فی قلة المال: و آسایش قلب را جستجو نمودم، پس آن را در کمی ثروت یافتم.

۱۵- و طلبت عزائم الامور، فوجدتها فی الصبر: و کارهای پر ارزش را در شکیبایی یافتم.

۱۶- و طلبت الشرف، فوجدته فی العلم: قدر و حسب را جستجو نمودم، آن را در دانش یافتم.

۱۷- و طلبت العبادة فوجدتها فی الورع: و عبادت را جستجو نمودم، آن را در پرهیزکار یافتم

۱۸- و طلبت الراحة، فوجدتها فی الزهد: آسایش را جستجو نمودم، پس آن را در پارسایی یافتم.

۱۹- و طلبت الرفعة، فوجدتها فی التواضع: بزرگواری را جستجو نمودم، آن را در فروتنی یافتم.

۲۰- و طلبت العز، فوجدته فی الصدق: عزت را جستجو نمودم، آن را در راستی و درستی یافتم.

۲۱- و طلبت الذلة، فوجدتها فی الصوم: و نرمی و فروتنی را جستجو نمودم، وآن را در روزه یافتم. ۲۲- و طلبت الغنی، فوجدته فی القناعة: و توانگری را جستجو نمودم، پس آن را در قناعت یافتم. قناعت توانگر کند مرد را خبر کن حریص جهانگرد را

۲۳- و طلبت الانس، فوجدته فی قرائة القرآن: و آرامش و همدمی را جستجو نمودم، پس آن را در خواندن قرآن یافتم.

۲۴- و طلبت صحبة الناس، فوجدتها فی حسن الخلق: و همراهی و گفتگوی با مردم را جستجو نمودم، پس آن را در خوشخویی یافتم.

۲۵- و طلبت رضی الله، فوجدته فی برالوالدین: و خوشنودی خدا تعالی را جستجو نمودم، پس آن را در نیکی به پدر و مادر یافتم. مستدرک الوسائل، ج ۱۲، ص ۱۷۳ - ۱۷۴، ح ۱۳۸۱۰

سکوت

هر کس هوس سخن فروشی داند

من بنده آنم که خموشی داند

ارزش سکوت درقران

1-قرآن در بیان داستان زندگی زکریا سکوت را نشانه ای از سوی خداوند می شمارد: قال ربّ اجعل لی آیة قال آیتک الّا تکلّم الناس ثلاث لیال سویّاً ... (مریم، ۱۰-۱۱). پاره ای از مفسران گفته اند که آن سکوت خود نشانه خداوند بود، و پاره ای دیگر گفته اند که نشانه خداوند بواسطه آن سکوت بر زکریّا آشکار گردید. در هرحال، عارف در دل داستان زکریّا راز سکوت و نقش کارساز آن را در طریق معنا می خواند.

2-وَالشُّعَرَاءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغَاوُونَ ‎أَلَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِي كُلِّ وَادٍ يَهِيمُونَ وَأَنَّهُمْ يَقُولُونَ مَا لَا يَفْعَلُونَ

وشاعران را گمراهان پیروی میکنند ایا ندیدی که انان در هر وادی سرگردانند وانان چیزهایی را میگویند که انجام نمی دهند

خدای تبارک وتعالی از کلامی که بدان عمل نشود بیزار است لذا در قران سوره ای به نام شعرا نازل شده است وخداوند شاعران را چون زیاد بیان میکنند وکمتر عمل میکنند را نکوهش کرده است

3-يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ ‎ كَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ

اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، چرا چيزى مى‌گوييد كه انجام نمى‌دهيد؟نزد خدا سخت ناپسند است که چیزی را بگویید و انجام ندهید.

سکوت ار کلامی که بدان عمل نکنییم بالاتر است این ایه ارزش سکوت را بیان میکند

4- چهارمی ایه ای که ارزش سکوت را در قران بیان میکند در سوره نمل است ما میدانییم که حضرت سلیمان حکیم وسخندان مشهوری بوده است اما هنگامی که برای ملکه سبا بلقیس نامه مینویسد مفهوم کلام خود را در یک جمله بیان کرده است واز زیاده گویی در سخن پرهیز کرده است متن نامه حضرت سلیمان به بلقیس این بود إِنَّهُ مِن سُلَيْمَانَ وَإِنَّهُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ ‎أَلَّا تَعْلُوا عَلَيَّ وَأْتُونِي مُسْلِمِينَ ((‎بر من بزرگی مکنید و مرا از در اطاعت درآیید.))

متن هرکس هوس سخن فروشی داند... | زیبا متن

کیمیای سکوت در کلام بزرگان

زبان ترجمان دل و کلید شخصیت انسان است؛ آن چه بر صفحه روح انسان نقش می بندد قبل از هر چیز؛ بر صفحه زبان و در لابه لای گفته های او ظاهر می شود. زبان در عین این که یکی از شگفت انگیزترین آفریدهای پروردگار و از بزرگ ترین نعمت های او است، می تواند بسیار خطرناک و سرچشمه گناهان بیشماری باشد و خرمن سعادت انسان را به آتش بکشد.

هر قدر انسان کمتر سخن بگوید، لغزش های او کمتر است و هر قدر بیشتر سکوت کند، سلامت او بیشتر است

امام علی(ع) فرمود: جمع الخیر کله فی ثلاث خصال: النظر و السکوت و الکلام.

همه خوبی‌ها در سه خصلت خلاصه می‌شود: 1) نظر کردن 2) سکوت و خاموشی 3) سخن گفتن

از امام رضا(ع) نقل است که سکوت یکی از درهای حکمت است، زیرا محبت دیگران را جلب می‌کند و آدمی را به هر امر نیکی رهنمون می‌شود.

(اصول کافی ج3 ص174)

رسول خدا(ص) فرمود: من صمت نجی- هر که سکوت را شیوه خود کرد نجات می‌یابد.

رسول خدا ص فرمود: هر کس که به خدا و رسول(ص) ایمان آورد، باید هر سخنی که می‌گوید خیر باشد یا خاموش نشیند.

لقمان حکیم(ع) بر حضرت داود(ع) وارد شد. دید مشغول ساختن زره است. لقمان(ع) که قبلا زره ندیده بود، تعجب کرد و تصمیم گرفت راجع به آن سوال کند، ولی حکمتش اجازه نداد. وقتی داود(ع) زره را تمام کرد آن را پوشید و گفت برای جنگ بسیار خوب است. سپس لقمان فرمود: سکوت حکمت است ولی انجام‌دهنده آن کم است. آنچه می‌خواستم بدون سوال فهمیدم. گفته‌اند: لقمان(ع) تا یک سال تمام برای دانستن این موضوع پیش داود(ع) می‌رفت اما چیزی نمی‌پرسید.

حدیث : سکوت طلاست (+پوستر) | موسسه تحقیقات و نشر معارف اهل البیت علیهم  السلام

سکوت یا سخن گفتن؛ کدام بهتر است؟

از امام سجاد زین العابدین (ع) پرسیدند: سکوت بهتر است یا سخن گفتن؟ فرمود: هر یک از این دو آفاتی دارند. در صورتی که هر دو عاری از آفات باشند، سخن گفتن بهتر است، زیرا خداوند انبیا و اوصیا را مبعوث کرد تا سخن بگویند نه آنکه ساکت باشند. هیچ کسی با سکوت مستحق بهشت و مستوجب دوستی خدا نمی‌شود و کسی به وسیله سکوت از آتش و غضب خدا در امان نمی‌ماند. همه اینها با سخن میسر می‌شود. من نمی‌توانم ماه را با خورشید مقایسه کنم. تو اگر بخواهی فضیلت خاموشی را بیان کنی، از کلام استفاده می‌کنی در حالی که فضیلت کلام را نمی‌توان با سکوت بیان کرد.

آخرین خبر | طرح/ سکوت،طلاست و سخن نقره

مرحوم آیت‌الله سیدمحمد حسینی همدانی نقل می‌کنند که: مرحوم سیدعلی قاضی دائم‌السکوت بود. روزی متوجه شدم که داخل دهان ایشان کبودرنگ است. بعد از مدت‌ها اصرار که از علت آن جویا شدم در خلوت فرمودند: آقا سیدمحمد، سیر و سلوک سختی‌های فراوان دارد و از بسیاری از مطالب باید گذشت. من در ابتدای راه در دوران جوانی برای اینکه جلوی افسارگسیختگی زبانم را بگیرم مدت 26 سال ریگ در دهان گذاشتم که از سخن‌فرسایی خودداری کنم، اینها از ثمرات آن دوران است.

سکوت طلاست ... - عکس ویسگون

سخن گرچه هر لحظه دلکش‌تر است

چه بینی خموشی از آن بهتر است

در فتنه بستن دهان بستن است

که گیتی به نیک و بد آبستن است

پشیمان ز گفتار دیدم بسی

پشیمان نگشت از خموشی کسی

سکوت طلاست

ما دو گوش و یک زبان داریم، برای اینکه بیشتر از حرف زدن، گوش بدهیم. حکیم دیوژن

رسول خدا ص هر کس به خداوند وروز قیامت ایمان دارد باید سخن نیک بگوید یا سکوت کند

صحیح بخاری


.

خوب شنیدن را همچون خوب گفتن نیز فراگیرید.‌

حضرت امام باقر علیه السلام

گفتن یا نگفتن، مسئله این است.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله

السُّکوتُ ذَهَبٌ و الکلامُ فِضّةٌ.

سکوت، طلاست و سخن، نقره است

امام صادق علیه السلام فرمود: لقمان به پسرش فرمود: فرزند عزیزم، اگر پنداری سخن از نقره است، بدان که سکوت از طلاست.

🌷امام باقر علیه السلام فرمود: ابوذر می گفت: ای طالب علم، این زبان کلید خیر و کلید شر است،پس بر زبانت مهر بزن چنان که بر طلا و نقره ات مهر می زنی. (اصول کافی جلد چهارم )

🌷حضرت امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام فرماید:زبان تربیت نشده درنده ای است که اگر رهایش کنی می گزد (نهج البلاغه )

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود :🌷 زبانت را نگه دار، که آن صدقه ای است که به خود می دهی.

سپس فرمود هیچ بنده ای حقیقت ایمان را نمی شناسد مگر آن که زبانش را نگه دارد.

🌷مسلمان کسی است که مسلمانان از دست و زبانش در امان باشند. (نهج الفصاحه)

اگر سخن از نقره باشد سزاوار است که سکوت از طلا باشد | اندیشه برتر

. عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ قَالَ لُقْمَانُ لِابْنِهِ يَا بُنَيَّ إِنْ كُنْتَ زَعَمْتَ أَنَّ الْكَلَامَ مِنْ فِضَّةٍ فَإِنَّ السُّكُوتَ مِنْ ذَهَبٍ « الكافى ج 2 ص 114 و بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ج‏68 ص : 274» ابن قداح از امام صادق عليه السّلام روايت مى‏كند كه لقمان به پسرش گفت اى فرزند اگر گمان دارى سخن از نقره مى‏باشد سكوت هم از طلا هست‏

3. قال رسول الله صلى الله عليه و اله و سلم: من صمت نجى. (شهاب الأخبار - ص 140 ) هر كه خاموش شد ؛ نجات يافت

4. قَالَ أَبُو الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام مِنْ عَلَامَاتِ الْفِقْهِ الْحِلْمُ وَ الْعِلْمُ وَ الصَّمْتُ إِنَّ الصَّمْتَ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ الْحِكْمَةِ إِنَّ الصَّمْتَ يَكْسِبُ الْمَحَبَّةَ إِنَّهُ دَلِيلٌ عَلَى كُلِّ خَيْر (الكافي ج‏2 ص : 113) امام رضا (ع) فرمود: از نشانه ‏هاى فهم (در دين) بردبارى و دانش و خاموشى است، به راستى خاموشى درى است از درهاى حكمت، به راستى خاموشى دوستى آورد، به راستى كه آن دليل هر خوبى است‏

5. عَنْ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام يَقُولُ إِنَّمَا شِيعَتُنَا الْخُرْس (بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ج‏68 ص : 274) حضرت باقر عليه السّلام فرمود: همانا شيعيان ما بى‏زبان و گنگ و لال هستند (خاموش اند)

از امام على عليه السلام پرسيدند: بهترين چيزى كه خدا آفريده كدام است؟ فرمود: سخن. عرض شد: زشت ترين چيزى كه خدا آفريده كدام است؟ فرمود: سخن. سپس فرمود: با سخن است كه رو سفيدى حاصل مى شود و با سخن است كه رو سياهى به وجود مى آيد.

14. رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله : إنّ الرجُلَ لَيتكَلَّمُ بالكَلِمَةِ مِن رِضوانِ اللّه ِ ما كانَ يَظُنُّ أن تَبلُغَ ما بَلَغَت يَكتُبُ اللّه ُ تعالى لَهُ بها رِضوانَهُ إلى يَومِ يَلقاهُ ، و إنّ الرجُلَ لَيَتكلَّمُ بالكَلِمَةِ مِن سَخَطِ اللّه ِ ما كانَ يَظُنُّ أن تَبلُغَ ما بَلَغَت يَكتُبُ اللّه ُ لَهُ بها سَخَطَهُ إلى يَومِ يَلقاهُ ( الترغيب و الترهيب : ٣/٥٣٧/٤٥. ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : گاه انسان سخنى خشنود كننده خدا مى گويد كه گمان نمى كند آن سخن بدانجا رسد كه رسيد و خداوند متعال به سبب آن سخن خشنودى خود را تا روزى كه ديدارش كند، براى او مى نويسد و گاه انسان سخنى نا خرسند كننده خداوند مى گويد كه گمان نمى كند آن سخن بدانجا رسد كه رسيد و خداوند به سبب آن سخن خشم و ناخشنودى خود را تا روزى كه ديدارش كند، براى او مى نويسد

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : كسى كه گفتارش را جزئى از كردارش به شمار آورد، گفتار بى فايده او كاستى پذيرد

امام على عليه السلام : سخن چون داروست، اندكش سود مى بخشد و بسيارش كشنده است

شعر

سکوت و دیگر هیچ

شمس تبریزی

چیزی که در سخن نمیگنجد فقط با سکوت قابل فهم است

گریه ....

تصاویر چشم گریان متحرک - عکس نودی

گیف گریه

عامل گریستن چشمها و ترس دلها

گیف گریه

فَلْيَضْحَكُوا قَلِيلًا وَلْيَبْكُوا كَثِيرًا جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ ‎ کم بخندند وبسیار بگریند به سزای اعمال زشتی که انجام دادند

فَلْيَضْحَكُوا قَلِيلًا وَلْيَبْكُوا كَثِيرًا جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ.. القران الكريم

در کتاب خویش چون حی قدیر

بندگان را گفت وَلْيَبْكُوا كَثِيرًا

خیز و شب ها چشم دل بیدار کن

گریه از خوف خدا بسیار کن

چون بگرید مؤمن از خوف خدا

لرزه می افتد به عرش کبریا

گریه بر هر درد بی درمان دواست

چشم گریان چشمه ی فیض خداست

از پی هر گریه آخر خنده ای است

مرد آخر بین مبارک بنده ای است

آب کم جو، تشنگی آور به دست

تا بجوشد آبت از بالا و پست

تا نگرید ابر کی خندد چمن

تا نگرید طفل کی نوشد لبن

کام تو موقوف زاری دل است

بی تضرع کامیابی مشکل است

چون خدا خواهد که غفاری کند

میل بنده جانب زاری کند

ای خدا زاری ز تو مرهم ز تو

هم دعا از تو، اجابت هم ز تو

Stream [ فليضحكوا قليلا وليبكوا كثيرا ] - تلاوه لـ خالد الجليل - مبكيه  وخاشعة جدا َ by Quran1001 | Listen online for free on SoundCloud

فیک خونای عزیز💌توجه توجه🎟

گر چه بری است از مَلال ذاتِ ذُوالجلال

او در دل است و هیچ دلی نیست بی مَلال

محتشم کاشانی - هست از ملال گرچه بری ذات ذوالجلال

در بارگاه قدس که جای ملال نیست - سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است :: یا علی

أَللّهُمَّ ارْزُقْنی شَفاعَهَ الْحُسَیْنِ یَومَ الْوُرُودِ.

توصیه‌ها و طریقت شیخ جعفر مجتهدی در سلوک الی الله – موسسه علمیه السلطان علی  بن موسی الرضا (ع)

تمثال مبارک شیخ جعفر مجتهدی

تلنگر وحکایتی عجیب

مرحوم شیخ جعفر اقای مجتهدی با چندی از طلاب و شاگردان داخل حجره نشسته بودند و مشغول کار . . .

آقا شیخ جعفر کاغذ و قلمی طلب میکنه . . .

چشماش چند دقیقه ای بسته میشه و بعد شروع میکنه به گریه شدید . . .

دو بیت شعر رو کاغذ می نویسه . . .

طلاب سئوال میکنند آقا این دوبیت انقدر تاثیر داشت روی شما ؟

شیخ می فرمایند : این شعر رو خود حضرت صاحب الزمان ( عجل الله تعالی فرجه ) در مورد عمویشان عباس (علیه السلام ) فرمودند و من یاد داشت کردم . . .

اون دو بیت این بود :

یادم ز وفای اشجع الناس آید

وز چشم ترم سوده الماس آید

آید به جهان اگر حسین دگری

هیهات برادری چوعباس آید

شاید دراین حدیث دچار شک وتردید شوی که اسمان چگونه گریه میکند خدای تبارک وتعالی در قران این حدیث را تایید کرده است که اسمان وزمین برای مرگ گروهی گریه میکنند وبرای مرگ گروهی گریه نمیکنند خدای تبارک وتعالی میفرماید هنگامی که لشگر فرعون واو را غرق کردیم اسمان وزمین در مرگ انان گریه نکردند این کلام حدیث بالا را تایید میکند

فَمَا بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّمَاءُ وَالْأَرْضُ و آسمان و زمین بر آنان گریه وزاری زاری نکردند

جناب آقای مصطفی حسنی تعریف کردند : روزی همراه بعضی از دوس

جناب آقای مصطفی حسنی تعریف کردند : روزی همراه بعضی از دوستان...

جناب آقای مصطفی حسنی تعریف کردند : روزی همراه بعضی از دوستان جهت زیارت آقای مجتهدی به قزوین منزل آقای حاج فتحعلی رفتیم ، بعد از اینکه لحظاتی را در خدمتشان سپری کردیم ، خطاب به حاج آقا فتحعلی فرمودند : کاغذ و قلمی تهیه کنید تا یک دو بیتی درباره حضرت ابالفضل علیه السلام بگویم ، حاج علی آقا یک برگ کاغذ و قلمی به ایشان دادند ، پشت کاغذ مقدار اندکی خط خورگی داشت ، فرمودند اسم آقا را بر روی کاغذ قلم خورده نمی نویسند و حاج علی آقا فورا کاغذی کاملا تمیز مهیّا نمودند ، آنگاه آقای مجتهدی گفتند : حضرت ولیّ عصر ارواحناه فداه می فرمایند : هر کس با این دو بیت شعر متوسل به عمویم قمر منیر بنی هاشم حضرت عباس علیه السلام بشود ،حتما حاجتش بر آورده خواهد شد و سپس شروع به خواندن بیت اوّل کردند و در فاصله بین بیت اوّل و دوّم حدود نیم ساعت با شدت تمام می گریستند ، آنگاه بیت دوّم را خوانده و باز حدود نیم ساعت شدیداً گریه کردند آنگاه دو بیتی را روی کاغذ نوشتیم که عبارت بود از:

یادم ز وفای اشجع الناس آید

وز چشم ترم سوده الماس آید

آید به جهان اگرحسین دگری

هیهات برادری چو عباس آید

کتاب لاله ای از ملکوت – شیخ جعفر مجتهدی

گذری بر زندگانی شیخ جعفر مجتهدی

شیخ جعفر مجتهدی: - عکس ویسگون

نجات جان صدها دانش آموز توسط یکی از یاران خاص امام زمان عج در سبزوار :: دست  نوشته های بچه مثبت/مهرداد

استوری کلیپ/ به جز از علی که آرد پسری ابوالعجائب

شهادت مظلومانه مولای متقیان ، امیرمومنان و برترین جلوه انسانیت تسلیت باد

توسّل به حضرت ابوالفضل العبّاس عموی بزرگوار امام زمان علیهما السلام

اشک

به خود می گویم:

لااقل چشمی گریان داشته باش.......

امام زين العابدين علیه السلام:

كُلُّ عَينٍ ساهِرةٌ يَومَ القِيامةِ إلّا ثلاثَ عُيونٍ: عَينٌ سَهِرَت في سَبيلِ اللّهِ، وعينٌ غَضَّت عَن مَحارمِ اللّهِ، وعَينٌ فاضَت مِن خَشية اللّهِ؛

تمام چشم‏ها در روز قيامت گريان و چون چشمه روانند مگر سه چشم: چشم بيدارى كشيده در راه خدا و چشم فروهشته از حرام هاى الهى و چشم اشك بار از ترس خدا.

الكافي: ج ۲ ص ۸۰ ح ۲ / چشم تماشا: ج1 ص144.

الله

يَسْأَلُهُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۚ كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ

هر که در آسمانها و زمین است ازخداوند گدایی وطلب حاجت می‌کنند. خداوند هر روز به کاری مشغول است

خدایا میدانم که همه عالم و انچه در زمین واسمانها است از تو حاجت مطلبند لذا تو فعالترین وپر کارترین کارگردان عالم هستی هستی چون ارباب رجوع تو بسیار فراوان است تو هیچگاه بیکار نیستی هر روز به کاری مشغول هستی وتعطیلی در اوامر تو بی معنی است یک روز بیکار باشی تمام هستی فنا میشود چون همگان به تو نیازمندند واین نیاز ما است که تو را واداشته که هر روز به کاری مشغول باشی در واقع این شان ومشغول بودن کار تو برای مخلوقات یک لطف است که از ذات مقدس تو سرچشمه میگیرد تو لطیف وحنان هستی واین دوصفت ترا به شان وکار دائمی برای مخلوقات جاودانه کرده است وخستگی وتعطیلی در اوامر تو راهی ندارد این برداشت فکری من از این ایه قران است که جای تامل دارد

Image

یَسئَلُهُ مَن فِی السَّمواتِ وَالاَرضِ کُلَّ یَوم هُوَ فی شان:پروردگار در این آیه بی نیازی از مخلوقات را بیان نموده و می فرماید هر موجودی که که در آسمان ها و زمین است از فرشته و آدمی و جن و سایر موجودات دیگر همه حاجات خود را از او می طلبند و او هر روز در شان و کاری است...ابن بابویه ذیل آیه فوق از حضرت رضا روایت کرده فرمود از کار پروردگار آن است که روز زنده میکند و می میراند و روزی می دهد و کم و زیاد می گرداند و درجات بندگان را و رفیع و یا خوار و پست می کند..

سؤال‌ و ‌در‌ خواست‌ می‌کنند ‌از‌ خداوند متعال‌ ‌هر‌ ‌که‌ ‌در‌ آسمانها و زمین‌ ‌است‌ تمام‌ روزها خداوند ‌در‌ کار ‌است‌ یهود عنود می‌گویند: خداوند روز یک‌ شنبه‌ شروع‌ کرد بخلقت‌ آسمانها و زمین‌ و آنچه‌ ‌در‌ ‌آنها‌ ‌است‌ ‌تا‌ شش‌ روز روز جمعه‌ و شنبه‌ تعطیل‌ کرد و ‌اینکه‌ کارخانه‌ دیگر ‌خود‌ بخود می‌گردد لذا شنبه‌ ‌ما ‌هم‌ تعطیل‌ می‌کنیم‌.وَ قالَت‌ِ الیَهُودُ یَدُ اللّه‌ِ مَغلُولَةٌ غُلَّت‌ أَیدِیهِم‌ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَل‌ یَداه‌ُ مَبسُوطَتان‌ِ یُنفِق‌ُ کَیف‌َ یَشاءُ مائده‌ آیه 69، اقول‌: ‌پس‌ ‌از‌ صرف‌ نظر ‌از‌ کلمات‌ مفسرین‌ و اقوال‌ مختلفه ‌آنها‌ ‌در‌ تفسیر ‌اینکه‌ آیه شریفه‌ می‌گوئیم‌: ممکن‌ ‌در‌ حدّ ذات‌، نیست‌ صرف‌ ‌است‌ و احتیاج‌ بواجب‌ دارد حدوثا و بقاء‌أن‌‌به‌ یا أَیُّهَا النّاس‌ُ أَنتُم‌ُ الفُقَراءُ إِلَی‌ اللّه‌ِ وَ اللّه‌ُ هُوَ الغَنِی‌ُّ الحَمِیدُ فاطر آیه 16 وَ اللّه‌ُ الغَنِی‌ُّ وَ أَنتُم‌ُ الفُقَراءُ ‌محمّد‌ آیه 40 خداوند ‌آن‌ بآن‌ افاضه‌ دارد و سرتاسر ممکنات‌ دست‌ حاجت‌ ‌آنها‌ بسوی‌ ‌او‌ ‌است‌ ‌حتی‌ طبیعی‌ منکر ‌خدا‌ ‌در‌ مورد اضطرار و بی‌چارگی‌ قهرا توجّه‌ باو می‌کند، چنانچه‌ حضرت‌ صادق‌ (ع‌) بآن‌ طبیعی‌ ‌که‌ ‌گفت‌ بحضرت‌: ‌ما الدلیل‌ ‌علی‌ وجود ربک‌ حضرت‌ ‌پس‌ ‌از‌ اقرار ‌آن‌ ‌که‌ ‌در‌ کشتی‌ بوده‌ و کشتی‌ غرق‌ ‌شده‌ فرمود: ‌در‌ ‌اینکه‌ حال‌ آیا متوجّه‌ شدی‌ کسی‌ هست‌ تو ‌را‌ نجات‌ دهد! عرض‌ کرد بلی‌ فرمود همان‌ ‌خدا‌ ‌است‌.

قال رسول الله ص : از شأن خداوند است که گناه را ببخشد و در امور گشایش فرماید و قومی را بردارد و قوم دیگری را قرار دهد.

Image

مقاتل گوید: این آیه درباره یهود نازل شده، هنگامى که گفته بودند خداوند در روز شنبه به قضاوت و داورى نمى پردازد و کارى را نمى گذارند و منظورشان استراحت کردن خدا در آن روز بوده است.[۱]

سؤال و درخواست، گاهى به زبان حال است و گاهى به زبان قال. انسان، چه نيازمندى خود به خداوند را به زبان آورد و چه نياورد، در هر صورت، همواره محتاج خداست.

مراد از «يَوْمٍ» در آيه، روز نيست، بلكه مطلق زمان است، زيرا خداوند در زمان نمى‌گنجد، بلكه فراتر از زمان است.

در تفسير آيه‌ «كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ»، در حديث مى‌خوانيم: خداوند هر روز امر جديدى ايجاد مى‌كند كه قبلًا نبوده است. «من احداث بديع لم يكن» «1»

حضرت على عليه السلام به مناسبت آيه‌ «كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ» فرمود: هر روز گناهى را مى‌بخشد، غمى را بر طرف مى‌كند، گروهى را بالا و عده‌اى را فرو مى‌آورد. «2»

يَسْئَلُهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ «29»

يَسْئَلُهُ‌: سؤال مى‌كنند او را يعنى جميع حاجات از او طلب نمايند. مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ‌: هر كه در آسمانها و زمينهاست، چه تمامى اهل آسمان و زمين به او محتاجند در وجود و بقا و صفات، پس اهل آسمان از او مى‌طلبند هر چه متعلق باشد به دين و طاعت، و اهل زمين از او طلب مى‌كنند آنچه تعلق به دين و دنيا داشته باشد، و همه را بر وجه مصلحت و حكمت اجابت فرمايد: كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ‌: هر وقتى و زمانى ذات قادر متعال در شأنى است.

«1» بصائر الدرجات، (چ 1380 ق) جزء دوم باب 3 روايت اوّل ص 61. روايت از امام باقر عليه السّلام و قسمت داخل كروشه در اصل كتاب نبوده است.

جلد 12 - صفحه 415

بيان: در آيه شريفه وجوهى است:

1- على ابن ابراهيم قمى رحمه اللّه فرمايد: يحيى و يميت و يرزق و يزيد و ينقص: زنده مى‌نمايد و مى‌ميراند و روزى مى‌دهد و زياد فرمايد و كم مى‌نمايد «1».

2- در امالى- شيخ طوسى رحمه اللّه روايت نموده از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام كه فرمود حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله: كل يوم هو فى شأن فان من شانه ان يغفر ذنبا و يفرج كربا و يرفع قوما و يضع آخرين‌ «2»: هر آنى در شأن است، پس بدرستى كه از شأن سبحانى است اينكه مى‌آمرزد گناه را، و فرج مى‌دهد مكروب را، ترفيع دهد جماعتى را، و پست گرداند دسته ديگر را.

3- در مجمع- از شأن او سبحانه است احياى قومى و اماته جماعتى ديگر و اعطاى سلامتى به جمعى و مرض نسبت بدسته‌اى و غير آن از هلاك و انجاء و حرمان و اعطاء و امور ديگر كه در شماره نمى‌آيد از حوادثات عالم‌ «3».

4- از بعضى اكابر نقل است كه شأن سبحانى ايصال منافع باشد به تو و دفع مضار از تو، پس تو غافل مشو از طاعت ذاتى كه غافل نيست از نيكوئى كردن در حق تو.

5- زمخشرى- در كشاف- يكى از ملوك، معنى آيه را از وزير خود پرسيد گفت: مرا يك روز مهلت ده تا بيان كنم. گفت: چنين باشد. پس وزير متفكر و دلتنگ به خانه آمد. در ميان غلامان غلام سياهى بود، خواجه را غمناك ديد، پرسيد چه چيز مغموم ساخته تو را؟ وزير جواب نگفت. غلام گفت شايد سبب فرح تو من باشم. وزير حال را گفت، غلام گفت: شاه را بگو مرا غلامى است تفسير آيه را مى‌داند. ملك امر به احضار غلام نمود. گفت: هر روز خداى در چه شأن باشد؟ گفت: اى ملك، شأن خدا آنست: يولج الليل فى‌

«1» به نقل از نور الثقلين، ج 5، ص 193، ح 28، تفسير قمى ج 2 ص 345.

أرح سمعك - فیلم ویسگون

Pin on Lα ιllαhα ιllα Allααh❤️

Image

کل یوم هو فی شأن

در معنای (کل یوم هو فی شأن) اختلاف است، گفته شده منظور شأن خداوند است که گروهی را زنده می نماید و گروهی دیگر را می میراند و گروهی را عافیت عطا می کند و گروه دیگری را بیمار می نماید. وهمچنین دیگر مواردی مانند هلاکت و نجات و محرومیت و عطا کردن و…

از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم در مورد (کل یوم هو فی شأن) نقل شده که : از شأن خداوند است که گناه را ببخشد و در امور گشایش فرماید و قومی را بردارد و قوم دیگری را قرار دهد.

آیه شریفه ۲۹ سوره مبارکه الرحمن :

یسئله من فى السموات و الارض کل یوم هو فى‏ شان؛ تمام کسانى که در آسمان ها و زمین هستند از او تقاضا دارند، و او در هر روز در کارى‏ نو مشغول است،

ملاحظه می شود که این آیه شریفه از دو بخش تشکیل شده است:بخش اول: تمام موجودات به او نیاز دارند که این به این معنى است که تمام موجودات در هستى و شوون ذاتى و غیر ذاتى خود بدو محتاج اند. به زبان فلسفى تمام موجودات حادث ذاتى هستند و در پیدایش و بقاء خود به علت خود یعنى ذات بى نیاز پاک نیازمند.بخش دوم: ذیل آیه است که «کل یوم هو فى شان؛ هر روز خدا در کار جدیدى است». آیا منظور از «یوم» زمان است؟

تفسیر آیه این است که خداوند تعالى هر زمانى در آفرینش جدیدى است و هر زمانى طرحى نو در مى‏ اندازد، (تفسیر نمونه، ج ۲۳، ص ۱۳۴ و ۱۳۵) یا منظور از «یوم» امرى بالاتر از زمان است که تعبیر از آن به «یوم» تعبیر شده است. توضیح این که هر حادثه اى اگر زمانى باشد دو چهره دارد: زمانى و زمانه اى.

آنچه مربوط به زمان است جزء تاریخ است و آنچه مربوط به زمانه است در تاریخ و بند زمان نمى ‏گنجد و فراتر از زمان مى رود و چون ثابت است فراتر از زمان و مکان مى رود.

چنانچه واقعه عاشورا یک بعد زمانى دارد و یک بعد زمانه اى و ملکوتى که فراتر از زمان و مکان است، (عرفان وحماسه ، آیت الله جوادى آملى، ص ۴۹ – ۴۶)

با این تفسیر احتمال دارد که منظور از «یوم» زمانه باشد. زیرا پدیده مادى که چنین باشد، که چهره ملکوتیش فراتر از زمان باشد و در عین حالى که در زمان و مکان واقع شده است، در زمان و مکان نگنجد از آنها فراتر رود، موجود مجرد و آن هم مجرد على ‏الاطلاق که هیچ جهت امکان و نقصى در او نیست، و هیچ چهره زمانى ندارد، لاجرم در ظرف زمان نمى‏ گنجد، آرى او در هر زمانى هست اما در زمان نیست و زمانمند نیست و در هر مکانى هست و اما در مکان نمى ‏گنجد و مکان‏ دار نیست، (المیزان ج ۱۹ ص ۶۱۱) بنابر این معناى آیه این مى‏ شود که خداوند متعال در هر زمان ه‏اى در کارى جدید است و امرى جدید مى آفریند که هرگز نبوده است و کارهاى او تکرارى نیست، بلکه بدون الگو و ابتکارى است.براى تفسیر بیشتر آیه به تفاسیر ذیل مراجعه کنید: تفسیر نمونه ج:۲۳ ص:۱۳۸ ۱۳۷و۱۴۱ ۱۴۰تفسیر المیزان متن عربى ج:۱۹ ص:۱۱۵ و۱۱۷تفسیر المیزان ترجمه فارسى ج:۱۹ ص:۱۷۱ ۱۷۰ و ۱۷۳

آرى، خلقت او دائم و مستمر است، و پاسخگوئى او به نیازهاى سائلان و نیازمندان نیز چنین است، و هر روز طرح تازه اى ابداع مى کند.کهکشان

یک روز اقوامى را قدرت مى دهد، روز دیگرى آنها را بر خاک سیاه مى نشاند، یک روز سلامت و جوانى مى بخشد، روز دیگر ضعف و ناتوانى مى دهد، یک روز غم و اندوه را از دل مى زداید، روز دیگر مایه اندوهى مى آفریند، خلاصه هر روز، طبق حکمت و نظام احسن، پدیده تازه و خلق و حادثه جدیدى دارد.

توجه به این حقیقت، از یکسو، نیاز مستمر ما را به ذات پاک او روشن مى کند، و از سوى دیگر، پرده هاى یأس و نومیدى را از دل کنار مى زند.

گرچه مفسران، هر کدام گوشه اى از این معنى گسترده را به عنوان تفسیر آیه ذکر کرده اند:

بعضى، تنها آمرزش گناهان، و بر طرف ساختن اندوه ها، و تعالى و سقوط اقوام را.

بعضى، تنها مسأله آفرینش، رزق، حیات، مرگ، عزت، و ذلت را.

و بعضى دیگر، تنها مسأله آفرینش و مرگ انسان ها را عنوان نموده، و گفته اند: خداوند در هر روز، سه لشکر دارد: لشکرى از اصلاب پدران به ارحام مادران منتقل مى شوند، و لشکرى از رحم مادران به عالم دنیا گام مى نهند، و لشکرى از این دنیا روانه قبر مى شوند.

ولى، همان گونه که گفتیم، آیه مفهوم گسترده اى دارد که هرگونه آفرینش تازه و خلقت جدید و دگرگونى و تحول را در این جهان در بر مى گیرد.

در روایتى از امیر مؤمنان «على»(علیه السلام) مى خوانیم: کهکشان

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لایَمُوتُ وَ لاتَنْقَضِی عَجَائِبُهُ لِأَنَّهُ کُلَّ یَوْم فِی شَأْن مِنْ إِحْدَاثِ بَدِیع لَمْ یَکُنِ :

حمد و ستایش مخصوص خداوندى است که هرگز نمى میرد، و شگفتی هاى خلقتش پایان نمى گیرد، چرا که هر روز در شأن و کارى است، و موضوع تازه اى مى آفریند که هرگز نبوده.

و در حدیث دیگرى از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) مى خوانیم: در تفسیر این آیه فرمود: مِنْ شَأْنِهِ أَنْ یَغْفِرَ ذَنْباً، وَ یُفَرَّجَ کَرَباً وَ یَرْفَعَ قَوْماً، وَ یَضَعَ آخَرِینَ:

از کارهاى او این است که گناهى را مى بخشد، ناراحتى و رنجى را برطرف مى سازد، گروهى را بالا مى برد، و گروه دیگرى را پائین مى آورد.

کلمه کار در این جمله به معنای این است که خد ا قبل از خلقت چه صفت فعلی را ابراز می کرده و این بی معناست چون وقتی مخلوق نباشد صفت فعل و کار کردن هم معنی ندارد. و به همین خاطر است که امام رضا علیه السّلام می فرمایند : الْمَشِیئَهُ مِنْ صِفَاتِ الْأَفْعَالِفَمَنْ زَعَمَ أَنَّ اللَّهَ لَمْ یَزَلْ مُرِیداً شَائِیاً فَلَیْسَ بِمُوَحِّدٍ –

مشیت از صفات فعل خداست پس کسی که گمان کند خدای متعال پیوسته صفت اراده را ابرازمی کرده ( دائماً‌ کاری می کرده ) این فرد موحّد نیست .

توضیح اینکه اراده خدای تعالی مساوی با ایجاد شیء است و اگر بگوییم خدای تبارک و تعالی همیشه در حال اراده کاری بوده یعنی چیزی بوده که این کار خدای متعال بر آن چیز اعمال شود و این بدان معناست که ( نستجیر بالله ) همیشه همراه خدای متعال و هم طراز با او کسی بوده است واین مسأله مساوی با شرک است .

آیا خدای تعالی قبل از خلقت بیکار بوده است ؟وقتی می گویید بیکار این معنا پیدا نمی کند مگر آنکه مسبوقِ بر آن ، کاری وجود داشته باشد که دست برداشتن از آن کار ، به معنای بیکاری باشد.

عمران صابئی همین سؤال را از امام رضاعلیه السّلام پرسید:

و قال عمران یا سیدی ألیس قد کان ساکتا قبل الخلق لا ینطق ثمنطق ؟کهکشانآیا خدا قبل ازخلقت مخلوقات بیکار بوده است سپس به کار افتاده؟قال الرضا علیه السّلام لا یکون السکوت إلا عن نطق قبلهامام رضا علیه السّلام فرمودند: بیکار بودن معنا پیدا نمی کند مگر اینکه قبل از آن کاری باشد .بعد حضرت رضاعلیه السّلام برای عمران مثالی می زنند :و المثل فی ذلکأنه لا یقال للسراج هو ساکت لا ینطقبه چراغ نمی گویند این بیکار استو لا یقال إنالسراج لیضی‏ء فیما یرید أن یفعل بناو نمی گویند که چراغ بخاطر اظهار فعلش برای ما مجبور است نور داشته باشدلأن الضوء منالسراج لیس بفعل منه و لا کون و إنما هو لیس شی‏ء غیرهاگر کون و مکانی نباشد( مخلوق نباشد ) نور چراغ دیگر صفت فعل او نیست ؛ چون برای کسی نور افشانی نمی کند و غیر او هم چیزی وجود ندارد( که این نور افشانی برای او باشد)فلما استضاء لناقلنا قد أضاء لنا حتى استضأنا بهوقتی ماها وجودداشته باشیم و چراغ برای ما نورافشانی کند می گوییم او برما نور افشاند و ما از نورآن بهره بردیم .خلاصه کلام اینکه فیض الهی لایزالی است و به همین علّت یکی از اسمای ۹۹ گانه الهی نور است ولی استفاضه از او معناپیدا نمی کند مگر با خلقت خلق؛ نستجیر بالله مانند چراغ که نور دارد ولی استفاده از این نور معنا پیدا نمی کند مگر با وجود کسانی که این نور را درک کنند.

امّا معنای آیه شریفه هم که می فرماید کلّ یوم هو فی شان مربوط به بعد از خلقت خلق و بروز صفات فعل است . اینجاست که یوم یا همان روز که کنایه از زمان است معنا پیدا می کند و گفتیم که زمان از محدودیت های مخلوق است.

آری !‌ خدای تعالی بعد از خلقت خلق هرلحظه صفات فعلش را اظهار می کند امّا این که خدای تعالی قبل از خلقت خلق چه کار می کرده بی معناست و بدون وجود مخلوق اصلاً‌ اطلاق کلمه « کارکردن » به خدای متعال بی معناست.

MIDO on Tumblr

Image

کتاب اسرار التوحید

الله

وهو الله في السماوات والأرض ../ الخط العربي. Arabic calligraphy | Arabic  calligraphy, Calligraphy, Words quotes

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَهُوَ اللَّهُ فِي السَّمَاوَاتِ وَفِي الْأَرْضِ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ وَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ ۚ وَهُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِيرُ ‎

بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَّا تُدْرِكُهُ الْأَبْصَارُ وَهُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصَارَ ۖ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ ذَٰلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ ۖ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ ۚ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ

سُبْحَانَهُ وَتَعَالَىٰ عَمَّا يَصِفُونَ ‎

سُبْحَانَهُ وَتَعَالَىٰ عَمَّا يُشْرِكُونَ

سُبْحَانَهُ وَتَعَالَىٰ عَمَّا يَقُولُونَ عُلُوًّا كَبِيرً

وَأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ

وَأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ} وكلمة «عليّ» مشتقّة من «العلو»  بمعنى ذي المنزلة الرفيعة، وتطلق أيضاً على القادر والقاهر الذي لا تقف أمامه  قدرة. أمّا كلمة «الكبير» فهي إشارة إلى سعة علم

خدایا تا ترا دارم هیچگاه احساس تنهایی وناامیدی نمیکنم اگر تمام دنیا مرا ترک کنند تا ترا دارم غمی ندارم چون تو فرمودی لا تحزن ان الله معنا نگران نباشید همیشه با شما هستم رفیق خوبی هستی هیچگاه ما را ترک نمیکنی

قرآن كريم ~ آية ~ لا تلهكم أموالكم وأولادكم عن ذكر الله | Flower wallpaper,  Floral, Floral wreath

What is the command that God gave to God? [Updated version] Let us begin  with a couple of verses.. | VK

تفسير سورة الأنعام الآية (3) || برنامج التفسير الميسر لفضيلة الشيخ مصطفى  العدوي - YouTube

وَهُوَ اللَّهُ فِي السَّمَاوَاتِ وَفِي الْأَرْضِ ۖ يَعْلَم… | Flickr

وَهُوَ اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ لَهُ الْحَمْدُ فِي الْأُولَىٰ  وَالْآخِرَةِ ۖ وَلَ هُ الْحُكْمُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ | Novelty sign,  Novelty, Decor

Quran-HD | 002029 هو الذي خلق لكم ما في الأرض جميعا ثم استوى إلى السماء  فسواهن سبع سماوات وهو بكل شيء عليم | Quran-HD

9789643290450

.امروز سخن ما پیرامون یكی از گرامی ترین عارفان تاریخ ایران و از عشاق واصل به حق و دوستداشتنی ترین شخصیت های تصوف ایرانی است.شیخ ابوسعید فضل الله بن ابی الخیر محمدبن احمد میهنی، متولد سال ۳۷۵ هجری قمری در ابیورد استان خراسان و متوفی به سال ۴۴۰ هجری در همان ناحیه است.پدرش پیشۀ عطاری داشت و دوستدار اهل تصوف بود و بوسعید در مجالسی كه پدر ترتیب می داد با مبادی تصوف آشنا شد. و بعدها به تكمیل علوم شرعیه و علوم گوناگون مانند ادبیات و فقه و اصول و حدیث پرداخت و سپس به مرو و سرخس سفر كرد و به در خدمت مشایخ بزرگ آن دوران كسب فیض نمود تا عارفی بزرگ و واصل شد و بعدها در خانقاه خود در میهنه و سپس نیشابور، به ارشاد مشغول شد و بر اثر قدرت بیان و ذهن نیرومندی كه لبریز از قوت شاعری نیز بود، محبوبیتی خاص در بین متصوفه و نیز بین مردم عادی پیدا كرد.ابوسعید شاید نخستین كسی باشد كه افكار عارفانه خویش را به كسوت شعر در آورده است و در عهد اسلامی او اولین فردی به شمار می رود كه از شعر برای بیان مقاصد صوفیانه بهره جسته و به قول استاد فقید ـ دكتر ذبیح الله صفا ـ از این حیث او حتی بر نخستین شاعرانی كه نامشان با معارف عرفانی عجین شده، مثل سنایی و عطار، فضل تقدم و سبقت زمانی دارد. اشعار بسیاری به ابوسعید نسبت داده شده كه در اصل تنها بعضی از آن ها از وی می باشد اما به مرور زمان و به علت محبوبیت فراوان ابوسعید، اشعار بسیاری، گاه از شاعرانی گم نام و گاه شاعرانی شهیر، به دیوان رباعیات او راه یافت، با این حال در این كه وی طبع زلال شاعری داشته تردیدی نیست؛ گرچه باید گفت تعدادی از رباعیات منتصب به او از دیگر شاعران است. تا جایی كه در بعضی نسخ دیوان رباعیات ابوسعید، استنساخ شده در دوره صفویه و پس از آن، برخی از رباعیات سعدی، مولانا، حافظ و خواجو به اشتباه وارد كتاب ابوسعید شده است.اما محور كلام ما در سخن امروز و هفته های آتی، تنها معطوف به رباعیات این عارف بزرگ و شوریده سر نیست. بلكه مشی و منش و زندگانی نورانی و درخشان وی است كه به همت نوۀ فاضل و ارجمندش، محمدبن منور بن میهنی در كتاب مستطاب«اسرار التوحید فی مقامات شیخ ابوسعید» ثبت شده و با هزار سال فاصله زمانی، امروز به دست ما رسیده.در این كتاب شیرین و تكان دهنده و زیبا، نوۀ اوسعید، از پدربزرگ عارف و جلیل القدر خویش سخن رانده و البته بدون هیچگونه بزرگ نمایی و مبالغه ای كه بعضاً در برخی كتب اهل تصوف در باب مشایخ صوفیه دیده می شود. محمدبن منوّر، زیباترین تابلوهای زندگانی جد بزرگوار خویش را به تصویر كشیده و این روایات صادقانه از منظر یك شاهد نزدیك، معتبرترین اسناد است در باب ابوسعید ابوالخیر و باورهای صوفیانۀ وی و عرفان عملی او. در این كتاب ما ابوسعید را با همان چهرۀ مهربانش كه در رباعیات او مجسم شده می بینیم: مردی بزرگوار كه در دلش برای همگان جای هست. او مسلمانی معتقد و موحدی راستین است. اما یهود و ترسا را نیز گرامی می دارد و با منكران نیز به بحث می نشیند، شاید كه بتواند هدایتشان كند.بندگی محض ابوسعید و خاكساری عاشقانه اش در برابر معشوق ازلی، در سراسر كتاب، چون دریایی خروشان موج می زند و محور اصلی كتاب همین عشق سرشار این عارف است به ذات حضرت حق.نكتۀ مهم دیگر در باب این كتاب، پرهیز از ترویج رهبانیت و گوشه گیری از خلق است كه از آموزه های عذفان اسلامی ـ ایرانی است و ما در جای خود و در نوشتارهای بعدی مصادیق عینی این تفكر سازنده را مذكور خواهیم كرد.نثر این كتاب بسیار دلكش و شیرین و شیواست و نمونۀ كامل نثر مُرسل در قرن پنجم. جملات وافی به مقصود و شیرین و در جان نشیننده هستند. نه از اصطلاحات دشوار تصوف، كه بیشتر به كار فخر فروشی می آید در این اثر زیبا اثری هست و نه از جملات رنگین اما بی محتوا.ما امروزه بهترین و نیكوترین تصحیح از این كتاب مهم و شیوا و انسان ساز ادب پارسی را مدیون كوشش های بی دریغ و دانشورانۀ دانشمند جلیل القدر معاصر، استاد فقید دكتر ذبیح الله صفا هستیم. دكتر ذبیح الله صفا كه در مقاله ای پیشتر به ذكر بخشی از خدمات شایان و درخشان فرهنگی ـ ادبی این بزرگمرد بی مانند پرداخته ایم، حق مطلب را در مورد كتاب اسرارالتوحید نیز به نیكی ادا كرده اند و چنان اثر منقحی به دامان جامعۀ فرهنگی ایران تقدیم كرده اند كه تالی و نظیری در تصحیح برای آن نمی توان تصور كرد.در پایان نخستین دیدارمان با كتاب اسرارالتوحید، اثر محمدبن منور، یك حكایت دلكش و زیبا از دیدار ابوسعید ابوالخیر با شیخ الرئیس ـ ابن سینا ـ را عیناً نقل می كنیم تا هم عظمت روحی و اندیشه والای این مردان بزرگ ایرانی را بنگریم و هم روحیۀ وحدت و تسامح و تساهل بزرگدان دل و خرد را كه هرگز درصدد نفی یكدیگر برنمی آمده اند؛ نیز توجه شما عزیزان را به نثر ساده و روان محمدبن منور جلب می كنم:«یك روز شیخ ابوسعید قدس الله روحه العزیز در نشابور مجلس می‌گفت. خواجه بوعلی سینا از در خانقاه شیخ در آمد و ایشان هر دو پیش از این یكدیگر را ندیده بودند؛ اگر چه میان ایشان مكاتبه رفته بود. چون بوعلی از در آمد، شیخ روی به وی كرد و گفت: حكمت دانی آمد، خواجه بوعلی در آمد و بنشست، شیخ با سر سخن رفت و مجلس تمام كرد و در خانه رفت. بو علی در خانه شد و در خانه فراز كردند(= در را بستند) و با یكدیگر سه شبانروز به خلوت سخن گفتند كه كس ندانست و هیچ كس نیز به نزدیك ایشان در نیامد مگر كسی كه اجازت دادند و جز به نماز جماعت بیرون نیامدند. بعد سه شبانروز، خواجه بوعلی سینا برفت.شاگردان او سؤال كردند كه شیخ را چگونه یافتی؟ گفت: هر چه من می‌دانم، او می‌بیند و مریدان از شیخ سؤال كردند كه ای شیخ! بوعلی را چگونه یافتی؟ گفت: هر چه ما می‌بینیم او می‌داند!»

گفته اند که پدر شیخ ما ، بابوابوالخیر ، سلطان محمود را عظیم دوست داشتی و او را در میهنه سرایی بکرد و بر دو دیوار سقف های آن بنا، نام سلطان محمود و ذکر حشم و خدم و پیلان و مراکب او نقش فرمود. و شیخ کودک بود. پدر را گفت: «مرا درین سرا، یک خانه بنا کن چنانک آن خانه خاصه من باشد و هیچ کس را در آن هیچ تصرف نباشد.» پدر او را خانه ی بنا کرد در بالای سرای، که صومعه‏ی شیخ آن است. چون خانه تمام شد و در گل گرفتند، شیخ فرمود تا بر در و دیوار و سقف آن بنوشتند که «الله الله الله» پدرش گفت: «یا پسر این چیست؟» شیخ گفت:«هر کسی بر دیوار خانه ی خویش نام امیر خویش نویسند.» پدرش را وقت خوش گشت و از آن چه کرده بود پشیمان شد و بفرمود که تا آن همه که نبشته بودند از سرای او دور کردند و از آن ساعت باز در شیخ به چشم دیگر نگریست و دل بر کار شیخ نهاد.

شیخ ما گفت که روزی پیش بلقسم بشر یاسین بودیم، ما را گفت: «ای پسر! خواهی که با خدای سخن گویی؟» گفتیم:« خواهیم، چرا نخواهیم؟» گفت: «هر وقت که در خلوت باشی این گوی و بیش از این مگوی»

بی تو جانا قرار نتوانم کرد

احسان تو را شمار نتوانم کرد

گر بر تن من زبان شود هر مویی

یک شکر تو از هزار نتوانم کرد

روزی درویشی به میهنه رسید و هم چنان با پای افزار پیش شیخ ما آمد و گفت: «ای شیخ بسیار سفر کردم و قدم فرسودم. نه بیاسودم و نه آسوده‏ای را دیدم.» شیخ گفت: «هیچ عجب نیست. سفر تو کردی و مراد خود جستی. اگر تو درین سفر نبودی، و یک دم به ترک خود بگفتی هم تو بیاسودیی و هم دیگران به تو بیاسودندی. زندان مرد، بود مرد است. چون قدم از زندان بیرون نهاد به مراد رسید.»

مناجات جميلة مكررة - سُبْحانَ الْقائِمِ الدَّائِمِ، سُبْحانَ الدّائِمِ  القائِمِ - YouTube


Pin on اذكارات

أعظم آية في كتاب الله (آية الكرسي) - إسلام أون لاين

تفسير سورة الأنعام الآية (3) || برنامج التفسير الميسر لفضيلة الشيخ مصطفى  العدوي - YouTubeیا غایت‏ الامال‏ العارفین”.

دعای کمیل نسخۀ همۀ ما نیست، خیلی اصرار نکنید که به آن نزدیک شوید، این را به کمیل گفتند، فقط در گوش او گفتند، چون این نجوای علی با شخص کمیل بود. چون او کمی علی را درک می‏کرد.

توصیه هایی از آیت الله سید عبدالکریم کشمیری | موسسه تحقیقات و نشر معارف اهل  البیت علیهم السلام

تمثال مبارک سید عبدالکریم کشمیری

جلوه اسداللهی


استاد محمد علی مجاهدی تعریف كردند:
در همان اوائلی كه
حضرت آیت الله سید عبدالكریم كشمیری تازه با آقای مجتهدی آشنا شده بودند، آقای مجتهدی به علت سكته مغزی در بیمارستان آیت الله گلپایگانی بستری شدند.

یك روز كه من خدمت آیت الله كشمیری رسیدم فرمودند:
خیلی مایلم به عیادت آقای مجتهدی بروم. اگر فردا وسیله‌ای باشد به اتفاق به عیادت ایشان می‌رویم.
روز بعد با ماشین خدمت ایشان رسیدم و با هم به عیادت آقای مجتهدی در بیمارستان رفتیم. وقتی به اتاقی كه آقای مجتهدی در آن بستری بودند وارد شدیم آقای كشمیری روی صندلی در كنار آقای مجتهدی نشستند و من روی یك صندلی كه در پایین تخت قرار داشت نشستم و همینطور سر به زیر نشسته بودم
جهت شفای آقای مجتهدی متوسل به حضرت اباعبدالله الحسین (علیه‌السلام) شده و تصمیم گرفتم 391 مرتبه به عدد كلمه شافی ذكر « یا شافی » را بگویم ولی برای اینكه كسی متوجه نشود ذكر را قلباً شروع كردم.

اما هنوز چند مرتبه‌ای بیشتر آنرا تكرار نكرده بودم كه آقای مجتهدی به آقای كشمیری فرمودند:
آقاجان؛ آقای مجاهدی به جهت شفای ما ذكر یا شافی را گرفته‌اند. سپس به من فرمودند:
آقا جان ما شفا گرفتیم دیگر ادامه ندهید و خودتان را ناراحت نكنید از شما بسیار ممنون می‌باشم
و اجازه ندادند من ذكر را تمام كنم.
چون آقا چند هفته بستری بودند و كسی نبود صورتشان را اصلاح كند موهای سر و صورتشان یك حالت پریشانی بخود گرفته و ابهت و جلالت عجیبی به ایشان بخشیده بود در همین احوال كه روی صندلی نشسته بودم یكمرتبه دیدم یك تغییر قیافه عجیبی كه توأم با هیبت و هیمنه و سلطنت بود در ایشان پیدا شد و من از این حالت تكان خوردم ولی علت آنرا نمی‌دانستم!!

سه مرتبه این حالت رخ داد! اما در هر مرتبه با شدت بیشتر! در این هنگام ناگهان آقای كشمیری به من فرمودند: آقای مجاهدی برویم و بعد از خداحافظی با آقای مجتهدی آنجا را ترك كردیم.

از اتاق كه بیرون آمدیم متوجه شدم آقای كشمیری منقلب می‌باشند؟! وقتی از ایشان علت آن را پرسیدم فرمودند:
امروز دچار اشتباه بزرگی شدم، نباید این كار را می‌كردم.

عرض كردم چه اشتباهی؟!
فرمودند:
قبل از اینكه شما به منزل بیایید تا با هم به عیادت آقای مجتهدی برویم قلباً به حضرت مولا امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) عرض كردم یا مولا شما اسدالله (شیر خدا) هستید و من دوست دارم شیر خدا را ببینم. اگر جعفر آقا را دوست دارید و مورد عنایت شماست ایشان یك جلوه اسدالله پیدا كنند تا آن جلوه را ببینم.
وقتی خدمت ایشان رسیدیم این حرفی كه به مولا عرض كرده بودم از ذهنم عبور كرد، در همین حین یكمرتبه دیدم چهره ایشان تغییر كرده و مثل یك شیر شدند و به من نگاه می‌كنند.
نزدیك بود روح از بدنم خارج شود كه ناگهان آقای مجتهدی لبخندی زده و به حالت اول برگشتند.
با خود گفتم سید؛ چرا این قدر زود تحت تأثیر قرار گرفته و شاید اشتباه كرده ‌باشی! به محض اینكه این فكر از خاطرم گذشت باز ایشان تغییر حالت داده و همان جلوه را به خود گرفتند و بعد از اندكی دو مرتبه به حالت عادی بازگشتند!
با خودگفتم عبدالكریم نترس، اینها خیالات است كه مجدداً در مرتبه سوم باز آن جلوه را با شدت بیشتر بخود گرفته و به طرف من آمدند، من كه بشدت ترسیدم تكان خورده و به عقب آمدم كه ایشان باز به حالت عادی برگشتند گویا در این سه مرتبه آقای مجتهدی می‌خواستند بگویند:
آقای كشمیری، مردان خدا را نباید امتحان كرد .

و به همین دلیل از اینكه ایشان را مورد امتحان قرار دادم سخت پشیمان می‌باشم.

آیت الله كشمیری پس از رحل اقامت در شهر مقدس قم تا زمانی كه از سلامت جسمانی برخوردار بودند هر روز خدمت حضرت آقای مجتهدی می‌رفتند و در محضر ایشان می‌نشستند و دائماً درباره آقای مجتهدی به دوستان نزدیك و نزدیكان می‌فرمودند:

جعفر آقا و ما ادراك ما جعفر آقا
و همچنین می‌فرمودند:
اگر كسی از من بپرسد در ایران چه كردی؟ (ایشان اهل عراق بود با تهدید صدام ملعون فراری شد )
با مباهات می‌گویم جعفر آقای مجتهدی را دیدم.

چرا عیالتان را ناراحت می‌کنید!؟ + فیلم

تمثال مبارک شیخ جعفر مجتهدی

توصیه آیت الله کشمیری برای برآورده شدن حاجات

قران

في معنى كلمة “عِلم” في دعاءِ سيدِنا نوح “رَبِّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ أَنْ  أَسْأَلَكَ مَا لَيْسَ لِي بِهِ عِلْمٌ” – التصوف 24/7

Stream الشيخ ادريس ابكر وقل ربي اعوذ بك من همزات الشياطين by emirati2014 |  Listen online for free on SoundCloud

قرآن عامه مردم را دعوت به تدبر کرده است/تفاوت تدبر و تفسیر به رأی -  خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان | Mehr News Agency

رَبِّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَسْأَلَكَ مَا لَيْسَ لِي بِهِ عِلْمٌ

«پروردگارا، من به تو پناه می‌برم که از تو چیزی بخواهم که بدان علم ندارم

یکی از ایات قران که جای تامل دارد این ایه است که از دهان یک پیغمبر صادر شده است هنگامی که یک پیغمبر چیزی را از خدا طلب بکند که مصلحت ان را نمیدانست حال ما افراد عامی چگونه از خداوند چیزهایی را طلب کنییم که حکمت ومصلحت انان را نمیدانییم حضرت نوح از خداوند چیزی را طلب کرد که خیر ومصلحت ان را نمیدانست وخداوند او را اگاه کرد حضرت موسی ع با اینکه یک پیغمبر اولی العزم بود از حضرت خضر ع چیزی را طلب کرد که حکمت ومصلحت ان را نمیدانست حال که پیامبران الهی از خداوند چیزی را طلب میکنند که مصلحت ان را نمیدانند حال تکلیف ما که این همه درخواست نابجا از خداوند داریم چگونه است خداوند بر ما رحم کند وبسیاری از ارزوهای ما را که اگاهی از مصلحت وحکمت انان را نداریم برآورده نکند؟؟؟؟؟

دعاء اليوم الخامس والعشرين من شهر رمضان 2023 | مجلة سيدتي

حافظ شیرازی رحمه الله علیه در باره ایه ربنا اتنا فی الدنیا حسنه...... شعر زیبایی سروده است که جای تامل دارد

حافظ خام طمع شرمی از این قصه بدار

عملت چیست که فردوس برین می‌خواهی

حافظ خام طمع شرمی از این قصه بدار

عملت چیست که مزد دو جهان میخواهی

حافظ » حافظ خام طمع شرمی از این قصه بدار

مردم گمان میکنند که هنگام نیایش،آنهایندکه خدارا میخوانند. درحالیکه قضیه برعکس این است.یعنی این خداست که مارا میخواند و این ماییم که در نیایش به او پاسخ مثبت میدهیم.پیش از آنکه ماخدا را بخوانیم ،او ما راخوانده و به ساحت نیایش کشانده است.✨او به ما مشتاق تراست در نیایش

دعای سریع الاجابه.....

اللّٰهُمَّ إِنَّكَ تَرىٰ وَلَا تُرىٰ، وَأَنْتَ بِالْمَنْظَرِ الْأَعْلىٰ، وَأَنَّ إِلَيْكَ الْمُنْتَهىٰ وَالرُّجْعىٰ، وَأَنَّ لَكَ الْآخِرَةَ وَالْأُولىٰ، وَأَنَّ لَكَ الْمَماتَ وَالْمَحْيَا، وَرَبِّ أَعُوذُ بِكَ أَنْ أُذَلَّ أَوْ أُخْزىٰ وَرَبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَمَزَاتِ الشَّيَاطِينِ ‎وَأَعُوذُ بِكَ رَبِّ أَن يَحْضُرُونِ وَرَبِّ أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَسْأَلَكَ مَا لَيْسَ لِي بِهِ عِلْمٌ وَرَبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ غَضَبِكَ وَحُلُولِ سَخَطِكَ

اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ زَوَالِ نِعْمَتِكَ، وَتَحَوُّلِ عَافِيَتِكَ، وَفُجَاءَةِ نِقْمَتِكَ، وَجَمِيعِ سَخَطِكَ یا حَنانُ یا مَنان یا دَیانُ یا بُرهان یا مُستعان یا عَزیز شَان یا دائِم السُلطان یا کَثیر الاخَیر وَالاِحسان نَعُوذُ بِکَ مِنَ الحِرمان وَالاخُذلان اللهم إني أعُوذُ بِكَ مِن عِلم لا يَنفع، ومن دُعاء لا يُسمع، ومن قَلب لا يَخشع، ومن نفس لا تُشبع

اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي عِلْماً نافِعاً، وَيَقِيناً صادِقاً، وَتُقىً وَبِرّاً وَوَرَعاً وَخَوْفاً مِنْكَ، وَفَرَقاً يُبَلِّغُنِي مِنْكَ زُلْفَىٰ وَلَا يُبَاعِدُنِي عَنْكَ، وَأَحْبِبْنِي وَلَا تُبْغِضْنِي، وَتَوَلَّنِي وَلَا تَخْذُلْنِي، وَأَعْطِنِي مِنْ جَمِيعِ خَيْرِ الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ مَا عَلِمْتُ مِنْهُ وَما لَمْ أَعْلَمْ، وَأَجِرْنِي مِنَ السُّوءِ كُلِّهِ بِحَذَافِيرِهِ مَا عَلِمْتُ مِنْهُ وَما لَمْ أَعْلَمْ.

پروردگارا نصیب من فرما دانش سودمند و یقین صادقانه و تقوا و نیکی و پارسایی و بیم از خود و ترسی که مرا به مقام قُرب تو برساند و از تو دورم نسازد و دوستم بدار و دشمنم مدار و سرپرستم باش و مرا وا‌مگذار و از همه خیر دنیا و آخرت، آنچه از آن دانستم و ندانستم به من عطا فرما و از همه بدی‌ها به تمامی‌اش آنچه را از آن دانستم و ندانستم پناهم ده.

Image

اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ عِلْماً نافعا وأعوذ بك من علم لا ينفع – اجمل  واروع الصور الاسلامية والدينية 2020

Would you still remember the same things you wanted to do in Jannah when you're  there? - Quora

اللهم اني اعوذ بك من علم لا ينفع | Home decor decals, Home decor, Decor

اللهم اني اعوذ بك من علم لا ينفع - Free animated GIF

No photo description available.

Image

اللَّهمَّ إني أعوذُ بك من علمٍ لا ينفعُ ، وقلبٍ لا يخشعُ ، ودعاءٍ لا يُسمعُ  ، ونفسٍ لا تشبعُ : r/salafiyyah

Pin on Al Quran Passion

من أدعیة القرآن الكریم ~ سورة هود ٤٧ With English Translation

دعاء الأنبياء - كورساتي

خدایا به تو پناه می برم از علم بدون فایده. | Plants, Dandelion, Flowers

من جوامع دعاء النبي ﷺ - (٤٦) ( اللهم إني أعوذ بك من العجز والكسل ...) |  شبكة بينونة للعلوم الشرعية

مجموعة مواقع مداد on Tumblr

Twitter

پیام رسان گپ: Channel به غربت مهدی خدایا العجل

madarepesaran (@madarepesaran) / Twitter

اللهم إنا نعوذ بك من شرور أنفسنا وسيئات أعمالنا | اللهم إنا … | Flickr

اللهم إني أسألك علما نافعا ورزقا طيبا وعملا متقبلا | Teaching, Save, Quran

المناجاة الشعبانية - مجموعة النبراس الثقافية

اللهم إني أعوذ بك من زوال نعمتك | مِنْ دُعَاءِ الرَّسُولِ صَ… | Flickr

خدایا به تو پناه میبرم - عکس ویسگون

دلنوشته دلنشین خداوند _ خدایا به تو پناه میبرم

رَّبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَمَزَاتِ الشَّيَاطِينِ ‎ وَأَعُوذُ بِكَ رَبِّ أَن يَحْضُرُونِ

Quran-HD | 023097 وقل رب أعوذ بك من همزات الشياطين | Quran-HD

قرآن كريم ~ آية ~ وقل أعوذ بك من همزات الشياطين | Islamic phrases, Quran,  Islam

🕋دوسرے عشرے کی فضیلت 🌙 Images • . (@fez) on ShareChat

رَّبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَمَزَاتِ الشَّيَاطِينِ وَأَعُوذُ… | Flickr

فرار از وسوسه شیطان

آیه‌نگاشت/ خدایا به تو پناه می‌برم از خواستن آنچه به آن علم ندارم

قرآن حکیم Quran Hakim - Apps on Google Play

قران

قرآن حکیم Quran Hakim - Apps on Google Play


تامل در قران

به نظر بنده حقیر بر هر مسلمان با سوادی لازم وواجب است که این ایات پایانی سوره حشر را از حفظ در سینه خود محفوظ داشته باشد تا هر کجای عالم بعد از نماز خواست ان را تلاوت کند تا دنیای فانی او را مغرور وفریفته خود نکند ومعانی این ایات را خوب درک وهضم کند تا از ان بهره کافی ببرد این ایات بهترین موعظه ونصیحت برای کسی است که طالب حکمت وموعظه باشد

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنظُرْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ لِغَدٍ ۖ وَاتَّقُوا اللَّهَ ۚ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ ‎﴿١٨﴾‏ وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ ۚ أُولَٰئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ ‎﴿١٩﴾‏ لَا يَسْتَوِي أَصْحَابُ النَّارِ وَأَصْحَابُ الْجَنَّةِ ۚ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمُ الْفَائِزُونَ ‎﴿٢٠﴾‏ لَوْ أَنزَلْنَا هَٰذَا الْقُرْآنَ عَلَىٰ جَبَلٍ لَّرَأَيْتَهُ خَاشِعًا مُّتَصَدِّعًا مِّنْ خَشْيَةِ اللَّهِ ۚ وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ ‎﴿٢١﴾‏ هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ ۖ هُوَ الرَّحْمَٰنُ الرَّحِيمُ ‎﴿٢٢﴾‏ هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ ۚ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ ‎﴿٢٣﴾‏ هُوَ اللَّهُ الْخَالِقُ الْبَارِئُ الْمُصَوِّرُ ۖ لَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَىٰ ۚ يُسَبِّحُ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۖ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ

اولین توصیه خداوند به خدا ترسی است مولوی مثال خوبی در کتاب مثنوی خود بیان کرده است که حکایت حال واحوال ما در این دنیا است میگوید روستایی گاوی در اخور خود داشت واین قدر علاقه به این گاو داشت شبی چند بار از خواب بیدار میشد و میامد در تاریکی طویله فقط دست بر بدن واعضای او میمالید تا بفهمد گاو هست ودزد او را نبرده است ومقداری پشت وگردن او را مالش میداد بعد می رفت میخوابید یک شب شیری وارد اخور شد گاو را خورد همان جا ی گاو خوابید شب روستایی مثل قبل امد تا ببیند گاوش هست یا نیست در ناریکی طویله دست بر پشت وگردن شیر میمالید وشیر بیدار بود وچون تاریک بود این ظلمت او را از هیبت شیر محفوظ داشته بود وبدون هیچ ترسی بدن شیر را مالش میداد وشیر در دلش خودش به این ماجرا میخندید گفت اگر ذره ای نور الان وجود داشتی از ترس زهره اش می ترکید سوگند به خدای کعبه اگر پرده های حجاب دنیا کنار بروذ همه از ترس عظمت وبزرگی وجلال خداوند قالب تهی میکنییم انچه که ما را در مقابل مولایمان جسور کرده است فقط حجاب وظلمات دنیا است مَّا لَكُمْ لَا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقَارًا ((چه مرگتان شده است که از عظمت خداوند ترسی ندارید ))

حق همی گوید که ای مغرور کور

نی زنامم پاره پاره گشت طور

خداوند در قران میگوید هنگامی که ما در کوه طور برای موسی وقوم او که طلب دیدن ما را داشتند تجلی کردیم کوه طور از ترس حضور من ذره ذره شد وموسی بی هوش شد شما هم به خاطرظلمات وحجاب این دنیا کور هستید واین کوری در دنیا شما را جسور و بی باک کرده است همان طور که ان روستایی تاریکی طویله او را جسور کرده بود تا دست بر اعضای ان شیر بکشد

روستایی گاو در آخر ببست

شیر گاوش خورد و بر جایش نشست

روستایی شد در آخور سوی گاو

گاو را می‌جست در شب آن کنج‌کاو

دست می‌مالید بر اعضای شیر

پشت و پهلو گاه بالا گاه زیر

گفت شیر ار روشنی افزون شدی

زهره‌اش بدریدی و دل خون شدی

این چنین گستاخ زان می‌خاردم

کو درین شب گاو می‌پنداردم

حق همی‌گوید که ای مغرور کور

نی ز نامم پاره پاره گشت طور

که لو انزلنا کتابا للجبل

لانصدع ثم انقطع ثم ارتحل

از من ار کوه احد واقف بدی

پاره گشتیّ و دلش پرخون شدی

واما در خدا ترسی ما باید به دو چیز دقت کنییم

1- يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ ‎‏ وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا ۚ

خدا ترسی ما باید در شان خدا باشد یعنی ترس ما ترس واقعی باشد طوری که اگر گناهی برای ما مهیا شد ان خدا ترسی مانع گناه ما باشد

علامات تقوى الله حق تقاته Desktop Screenshot, Movies, Movie Posters, Films, Film Poster, Cinema, Movie, Film, Movie Quotes

2- فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ وَاسْمَعُوا وَأَطِيعُوا وَأَنفِقُوا خَيْرًا لِّأَنفُسِكُمْ ۗ وَمَن يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ‎

٦٤- سورة التغابن

خدا ترسی در حد توانمان باشد هر چه انسان اگاه تر باشد معرفت بیشتری داشته باشد حجاب های دنیا کنار میرود وخدا ترسی اوبیشتر میشود ما در خداترسی هیچگاه به علی ع نمی رسیم چون او فرمود سوگند به ذات خدا اگر تمام پرده های حجاب دنیا کنار برود ذره ای به یقین علی ابن ابیطالب اضافه نمیشود او در دنیا به یقین صددر صد رسید لذا خداترسی او کامل بود ویقین کمترین موهبتی است که در دنیا تقسیم شده است هر کس از این موهبت بهره بیشتری برده باشد خدا ترسی او کامل تر است

إِنَّ وَلِيِّيَ اللَّهُ الَّذِي نَزَّلَ الْكِتَابَ ۖ وَهُوَ يَتَوَلَّى الصَّالِحِينَ وَإِذَا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَأَنصِتُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ وَاذْكُر رَّبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعًا وَخِيفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ وَلَا تَكُن مِّنَ الْغَافِلِينَ ‎ إِنَّ الَّذِينَ عِندَ رَبِّكَ لَا يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِهِ وَيُسَبِّحُونَهُ وَلَهُ يَسْجُدُونَ إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آيَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِيمَانًا وَعَلَىٰ رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ ‎‏ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ‏ أُولَٰئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا ۚ لَّهُمْ دَرَجَاتٌ عِندَ رَبِّهِمْ وَمَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ ‎

Waseem Khalid Cheema - Pakistan | Professional Profile | LinkedIn

سحر جمعه 12 خرداد والله یقول الحق وهو یهدی السبیل حسبنا الله ونعم الوکیل

120 Arabic Calligraphy ideas | islamic calligraphy, calligraphy, islamic art

آی آدما آی آدما

پر بکشید سوی خدا

آی آدما آی آدما

وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ

Pin on Islamic Quotes, Pictures & Du'a

Islamic Quran Quotes. Image & Photo (Free Trial) | Bigstock

terbang tinggi di langit GIF - Muat turun & Kongsi di PHONEKY

قوله تعالى﴿ فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ إِنِّي لَكُمْ مِنْهُ نَذِيرٌ مُبِينٌ ﴾

Komal Shahzadi - Lahore, Punjab, Pakistan | Professional Profile | LinkedIn

حمامة GIF - تحميل ومشاركة علىPHONEKY

Quran-HD | 051050 ففروا إلى الله | Quran-HD

ففروا الى الله – Dar El Izza Maison d'édition – Pour le plaisir de lire

ففروا إلي الله (@6Busv9Lm0pEXTbc) / Twitter

Stream ففروا إلى الله | Listen to ممارسة الدين في الأزمنة الصعبة playlist  online for free on SoundCloud

وَإِنَّ كَثِيرًا مِّنَ النَّاسِ بِلِقَاءِ رَبِّهِمْ لَكَافِرُونَ

وَإِنَّ كَثِيرًا مِّنَ النَّاسِ عَنْ آيَاتِنَا لَغَافِلُونَ

وَإِنَّ كَثِيرًا مِّنَ النَّاسِ لَفَاسِقُونَ ‎

Image

وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ ۚ

و توفیق من جز به [یاری‌] خدا نیست

تصویر

Stream إدريس ابكر تلاوة وقل رب أعوذ بك من همزات الشياطين.MP3 by الأنوار |  Listen online for free on SoundCloud

Stream ففروا إلى الله | Listen to ممارسة الدين في الأزمنة الصعبة playlist  online for free on SoundCloud

Stream ففروا إلى الله | Listen to ممارسة الدين في الأزمنة الصعبة playlist  online for free on SoundCloud

331...تولدی دوباره مبارک

عکس پروفایل تقویم 10 خرداد

تولدی دوباره - YouTube

سپاس بیکران مولایم خدای کعبه که به من توفیق داد 331ماه باقی مانده از عمرم را درک کنم ,ودرسایه عنایت مولایم زندگی ارام وشادی داشته باشم خدایا از اینکه برمن منت نهادی وتمام ارزوهایم را براورده کردی وبیش از انچه که مستحق ان باشم به من عطیه نمودی ترا بی نهایت سپاسگذارم خدایا به سوی تو رغبت دارم وترا دوست دارم ودرس عشق ومحبت در زندگی را مدیون تو هستم ترا سپاس بر همه فضل وعنایتی که نصیب من کرده ای

سلام که تکرار شود.آرامش قطره قطره ی کدورت های جان را شستش

عاشقان، هر چند مشتاق جمال دلبرند

دلبران بر عاشقان از عاشقان عاشق ترند

عشق می نازد بحسن و حسن می نازد بعشق

آری، آری، این دو معنی عاشق یکدیگرند

در گلستان گر بپای بلبلان خاری خلد

نو عروسان چمن صد جامه بر تن میدرند

جان شیرین با لبت آمیخت، گویا، در ازل

گوهر جان من و لعل تو از یک گوهرند

ای رقیب، از منع ما بگذر، که جانبازان عشق

از سر جان بگذرند، اما ز جانان نگذرند

مردم و رحمی ندیدم زین بتان سنگدل

من نمی دانم مسلمانند، یا خود کافرند؟

Image

File:US 331.svg - Wikimedia Commons

  • No alternative text description for this image

https://cse.google.com/cse?cx=009263453155192514755%3Ar4b-mt53wl0&cof=FORID%3A0&q=%D8%AE%D8%AF%D8%A7&sa=Search#gsc.tab=0&gsc.q=%D8%AE%D8%AF%D8%A7&gsc.page=1

  • انسان جدا از خدا

331 là tài khoản gì?

  • خدایا چه فرصت های با ارزشی در ااختیار من نهاده ای گرابهاترین گوهر هستی را به من هدیه داده ای واین گوهر زمان نام دارد ارزش این گوهر شناخته نمیشود مگر هنگامی که از دست برود

No photo description available.

Tài Khoản 331 là tài khoản gì?

422 331 Images, Stock Photos & Vectors | Shutterstock

خدایا ماه های هدیه شده به من از سوی تو چه زود سپری میشوند ومن ارزش این ماه ها را خوب نمیدانم فکر واندیشه ای باز به من عطا کن که ان را در ذکر وتسبیح تو سپری کنم وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلَٰكِن لَّا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ ۗ و هیچ چیز نیست مگر اینکه در حال ستایش، تسبیح او می‌گوید، ولی شما تسبیح آنها را درنمی‌یابید

ولكن لا تفقهون تسبيحهم 🐦 | ✨ المنشاوي - YouTube

سبحان الله وبحمده سبحان الله العظيم

No photo description available.

سبحان الله وبحمده سبحان الله العظيم | Islamic love quotes, Movie fast and  furious, Doa islam

سبحان الله وبحمده . سبحان الله العظيم | سبحان الله وبحمده . … | Flickr

Screenshot image 1

Number 331 - Number written text three hundred thirty one Stock Photo |  Adobe Stock

توییتر \ إبراهـــيم عليــــلي در توییتر: «@Dr_alqarnee سبحـــان الله  وبحمــــده، سبحـــان الله العظيــــــم. سبحـــان الله وبحمــــده، سبحـــان  الله العظيــــــم. سبحـــان الله وبحمــــده، سبحـــان الله العظيــــــم. سبحـــان  الله وبحمــــده، سبحـــان ...

3D número 331 trescientos treinta y uno de colores vivos Fotografía de  stock - Alamy

سبحان الله

الهی به مستان جام شهود

به عقل آفرینان بزم وجود

به آنان که بی باده مست آمدند

ننوشیدند؛ می پرست آمدند

دلم مجمر آتش طور کن

گلم ساغر آب انگور کن

به ساغر کشان شراب ازل

به میخارگان می لم یزل

به عشقی که شد از ازل آشکار

به حسنی که شد عشق را پرده دار

دلم مجمر آتش طور کن

گلم ساغر آب انگور کن

در این حال مستی صفا کردم

تو را ای خدا من صدا کردم

از این روزگاری که من دیده ام

چه شب ها خدایا خدا کردم

نهادم سر سجده بر خاکت

به درگاهت امشب دعا کردم

شرار عمر فانی من

طلوع جاودان تویی تو

نشان نا تمام من

توان بی نشان تویی تو

تو شور عشقم داده ای

مرا تو رسوا کرده ای

به کوی عقل دل مرا

تو مست و شیدا کرده ای

کجا روم که چاره ساز ای خدا تویی

تصویر: https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/03937916110069749207.jpg

خدايا ...

خواستم بپرسم: چرا من را آفريدي؟

ديدم در ازاي لطف كريم چه كسي را ناسپاسي كنم.

خواستم بپرسم: چرا تنهايم گذاشتي؟

ديدم زماني كه تو از رگ گردن به من نزديك تري، اين سؤال بي معناست.

خواستم بگويم: اگر تو مرا دوست داري، چرا مشكلات را بر سرم آوار كردي؟

ديدم هزار مشكل داشته باشم، هزاران برابر نعمت دارم.

خواستم بپرسم؛ پس چرا نمي توانم ببينمت؟

ديدم، اگر تو هم ديدني بودي، چگونه با چشم هاي گناه آلود تو را مي ديدم.

خواستم بپرسم؛ تو كه همه ما را دوست داري، پس چرا مرگ را آفريدي؟

ديدم اگر مرگ نبود، چگونه به تو مي رسيديم و اگر اين گذرگاه را نداشتيم، چگونه تو را باور مي كرديم؟

خواستم بپرسم:چرا با من حرف نمي زني؟

ديدم تمام حرفهايت را در يك جا و در يك كتاب برايم گفته اي!

خواستم بپرسم: آيا اين انصاف است كه من بدون ديدن تو، تو را بپرستم؟

ديدم نشانه هايت در تمام عالم فراگير شده، چه نياز به ديدن.

در آخر به يك سؤال رسيدم. من در مقابل اين درياي بي كران محبت چه كرده ام؟

هيچ جوابي نتوانست قانعم كند.

نگاهي به آسمان كردم، نسيمي روي صورتم وزيد، اشكي روي صورتم سر خورد و خداوند دست نوازشش را به رويم كشيد و دلم آرام گرفت.

اما هر چه با خود فكر كردم، جوابي براي سؤالم پيدا نكردم

تصویر: https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/69401313925408119816.jpg

No photo description available.

آخرین خبر | ترجمه تصویری سوره مبارکه حشر

بارالها!

روزشمار زندگانی را که نظر افکندم جز معرفت چیزی لابه لای خاطراتت نیافتم...

در ازدحام و انزوا/از تنگناها تا شاهراه های زندگی/ تنها تو را کنار خود یافتم

هر ثانیه ام تکرار توست...خداوندا وقتی نگذاشتی لحظه ای تنها بمانم،چگونه بی یاد تو با دیگران بر جا بمانم؟؟!!!

ماندی،دردهایم قسمت کردی،لحظه هایم ساختی,بودنت رنگ عشقی بر بوم دل پاشید و ماندنت باران عاشقی بر کوچه پس کوچه های هستی...

همه هیچ شدند و تو یگانه ماندی......

خداوندا

من یاد گرفتم همه را دوست بدارم و حتی بس بیش از این،عاشقانه دوست بدارممن از تو یاد گرفتم همه انسان ها بسی با ارزشند و همه بر در عالم نقشی از خود می زنند.من از تو یاد گرفتم ار بدی هست،نور نیکی بسی گسترده است و من یاد گرفتم وسعت دید دلم افزون و افزون تر کنم،همه چیز ببینم،بشنوم،بدی هاشان قاب دیوار نکنم و خوبی ها به زیر خاکهمه را فرصت میدهی پروردگارا،تو همانی که تار و پود<بخشش>را با حوصله بافته ای

و چه خوبی،تو ای بهترین...من از تو یاد گرفتم تک تک عالم خلقت،همه موجودات را عاشقانه،تا نهایت دوست بدارم

و بسی عشق بورزم...

No photo description available.

انشا درباره نامه ای به خدا

خدای من، دوست قدیمی و همراه همیشگی من، حرفی ندارم که از تو پنهان باشد، خدای من رازی و سخنی مگو ندارم که تو از آن خبر نداشته باشی، دوست و عشق صادق من، بگذار کمی با تو راحت حرف بزنم.

گاهی دلم می گیرد و به گوشه ای می روم و دلم می خواهد با کسی مستقیم سخن بگویم، ولی نمی دانم چرا بندگانت حرف را نگه نمی دارند و بر ملا می کنند. دلم می خواهد خواسته هایم را بگویم و تو خدای خوب من جوابم را بدهی، می خواهم بهترین دعا هایم را بر زبان بیاورم و از تو بخواهم که کمک کنی تا همه دعاها و خواسته هایم دست یافتنی گردد.

خدایا هر صبح به یادت بر می خیزیم و هر شب در پناه دستان تو به آغوش خواب می روم. همه چیز را به دست مهربان و کرم گسترده تو می سپارم

نامه نوشتن را بهانه کردم و خواسته هایم را گفتم، خدای بزرگ و دانا، هرچه در سینه و دل دارم از آن خبر داری، هر آنچه که مستحق اجابت است بر تو و آنچه که شایسته و صلاح نیست از حوالی من دور کن و آرزویش را هم از من بگیر.

انشا نامه ای به خدا

به نام خداوند احسان و فضل

اجازه می خواهم پیش از ارائه ی شعر "نامه ای به خدا" در ارتباط با توکل بر خدا و عنایات الهی یک داستان واقعی را بعنوان مقدمه ی شعر خدمت شما نقل کنم تا ببینید که ایمان حقیقی و توکّل بر خداوند رحمان چقدر در زندگی انسان موثر و چاره ساز است !

نقل شده است که در زمان ناصرالدین شاه، طلبه ی مخلص و فقیری بود بنام نظرعلی طالقانی که در حوزه ی علمیه مروی تهران درس ميخواند.

روزی نظرعلی که از مشکلات و گرفتاری‌های زندگی به تنگ آمده و مضطر شده بود با خود گفت خوب است خواسته هایم را طیِّ نامه ای برای خداوند بنویسم....

لذا دست به قلم شد و عریضه ای به این مضمون خدمت خداوند رحمان نوشت:

زیباترین کپشن در مورد نامه ای به خدا

بسم الله الرحمن الرحیم

خدمت جناب خداوند متعالسلام علیکم

اینجانب بنده ی شما نظرعلی طالقانی هستم.با توجه به اینکه در قرآن فرموده ای :

وَمَا مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُهَا

هیچ موجود زنده ای نیست مگر اینکه روزی او بر عهده ی خداوند است.

بنده هم جنبنده ای از جنبندگانت بر روی زمین هستم و با عنایت به این موضوع که در جای دیگر از قرآن فرموده ای :

انّ الله لا یُخِلفُ المیعادمُسلمّا خدا خُلف وعده نمی کند

با این وجود خود شاهد هستی که به شدت نیازمندمبه هرحال اینجانب دست نیاز به پیشگاهت دراز می کنم تا از خزانه ی فیض ات بی نیازم سازی

و اما خواسته های بنده عبارتند از:

۱ - همسری زیبا ؛ نجیب و متدین۲ - خانه ای وسیع۳ - یک خادم مطمئن۴ - یک کالسکه و سورچی۵ - یک باغ مناسب۶ - مقداری پول برای کسب و کار

لطفا خواسته ها و مایحتاج بنده را بررسی نموده ؛ تمام احتیاجاتم را برطرف فرمائید

با تشکر

نظرعلی طالقانیمدرسه مرویحجره ی شماره ی ۱۶

نظرعلی بعد از نوشتن نامه، با خودش فکر کرد که نامه را چگونه می تواند به دست خدا برساند؟

او با خود می گوید که مسجد خانه ی خداست، پس بهتر است نامه را بگذارم روی پشت بام مسجد تا به دست خدا برسد.

لذا در روز پنجشنبه ای به مسجد بزرگ بازار تهران (مسجد شاه آن زمان) می رود و نامه را لای شکاف دیواری در پشت بام مسجد پنهان می کند

فردای آن روز یعنی صبح جمعه، ناصرالدین شاه با جمعی از درباریان در مسير رفتن به شکار از جلوی آن مسجد می گذشتند که به خواست خداوند ناگهان تندبادی می وزد و نامه ی نظرعلی طالقانی روی پای ناصرالدین شاه می افتد.

ناصرالدین شاه نامه را می خواند و با خواندن آن از شکار منصرف شده دستور میدهد که همراهانش به کاخ برگردند

شاه همه ی درباریان و وزیران و ماموران حکومتی را فرا می خواند و موضوع را با آنان در میان می گذارد.

همچنین پیکی را به مدرسه ی مروی می فرستد تا نظرعلی را به کاخ بیاورد.

در هر حال ناصر الدین شاه از نظرعلی می خواهد که نامه اش را در حضور وُزرا و اُمرای حاضر بخواند

نظرعلی نامه را می خواند سپس شاه به درباریان میگوید:

خداوند او را به ما حواله فرموده است.

سپس بند بند خواسته های نظرعلی را دوباره مطرح می کند و هر یک از وزرا و درباریان عهده دار برآوردن یکی از خواسته های او می شوند....

خلاصه یک روز نشده همه ی حوائج نظرعلی طالقانی برآورده می شود

آری ؛ وقتی به در خانه ی خدا می روید ، یادتان باشد که همراه خود ایمان، توکّل و صفای دل را ببرید و با اطمینان در بزنبد و مطمئن باشید که حاجت روا خواهید شد

ان شاءالله

این نامه الآن در موزه گلستان موجود است و نگهداری می شود.

☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆

خدایا از تو خواهم با سماجت

که سازی این دعا را استجابت:

چنان فرما مقدر در دو عالم

که خود خواهی برایم از کرامت

ناصرالدین شاه

نامه، نامه ای به خدا

خدای خوب من سلام:

بارالها گاهی احساس میکنم که مرا فراموش کرده ای حس میکنم که صدایم به آسمانت نمیرسد دوست دارم فریاد بزنم اما غافل از اینکه درست در همان لحظه که من چنین احساسی دارم تو به من نزدیکتر هستی ـ تو برای من نشانه ای فرستاده ای تا به من یادآوری کنی که مرا فراموش نکرده ای اما من به جای آنکه خوشحال شوم وبیشتر از پیش شکر تو را به جای آورم غمگین شده و نقاط ناامیدی درون من بیشتر وبیشتر می شود تا آنجا که به سوی بندگانت می روم واز آن ها یاری می طلبم وپس از اینکه از آنها نیز ناامید گشتم تو خود دوباره چراغ امیدی را در دلم روشن میسازی ومن نیز به سوی تو می آیم ـ تو در تمام این لحظات شاهد اعمال من هستی وضعف مرا در ایمان می بینی

افسوس که ما چون تو بزرگی را هنوز نشناخته ایم...

ای کاش قبل از ناشکری به حکمت کار پی می بردیم ...

ای کاش در طوفان حوادث این نکته را از یاد نبریم که میگویند:

خدا گر زحکمت ببندد دری ز رحمت گشاید در دیگری

به راستی که لایق پرستش و دوست داشتنی.

ای دهنده بی منت از تو سلامتی ـ عاقبت بخیری وعشق و محبت به خودت را برای خودم ودوستانم خواستارم.

از تو میخواهم صبری همچون ایوب به من عطا کنی تا بتوانم مشکلات زندگی را صبورانه پشت سر بگذارم اما ظرفیت آن را هم به من بده.

خدایا لحظه ای مرا به خودم وامگذار.

به ما چشمی بینا و گوشی شنوا ده تا بتوانم نعمت هایت را ببینم و سخن حق را بشنوم.

من ودوستانم را در سایه محبت و عطوفت خود قرار ده

https://cse.google.com/cse?cx=009263453155192514755%3Ar4b-mt53wl0&cof=FORID%3A0&q=%D8%AE%D8%AF%D8%A7&sa=Search#gsc.tab=0&gsc.q=%D8%AE%D8%AF%D8%A7&gsc.page=1

حرف با خدا کوتاه

درددل با خدا غمگین

مُنِيبِينَ إِلَيْهِ وَاتَّقُوهُ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَأَقِمِ الصَّلَاةَ طَرَفَيِ النَّهَارِ وَزُلَفًا مِّنَ اللَّيْلِ ۚ إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ ۚ ذَٰلِكَ ذِكْرَىٰ لِلذَّاكِرِينَ أَقِمِ الصَّلَاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلَىٰ غَسَقِ اللَّيْلِ وَقُرْآنَ الْفَجْرِ ۖ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كَانَ مَشْهُودًا ‎ وَمِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَّكَ عَسَىٰ أَن يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامًا مَّحْمُودًا

رو به سوی خداوند اورید و از او پروا بدارید(بترسید) و نماز را برپا کنید و در دو طرف روز [=اول و آخر آن‌] و نخستین ساعات شب نماز را برپا دار، زیرا خوبیها بدیها را از میان می‌برد. این برای پندگیرندگان، پندی است.نماز را از زوال آفتاب تا نهایت تاریکی شب برپادار، و [نیز] نماز صبح را، زیرا نماز صبح همواره [مقرون با] حضور [فرشتگان‌] است.و پاسى از شب را زنده بدار، تا براى تو [به منزله‌] نافله‌اى باشد، اميد كه پروردگارت تو را به مقامى ستوده برساند.

Image

شعرهای عاشقانه/شعرهای حافظ /من مَلَک بودم و فردوسِ بَرین جایَم بود/آدم آورد  در این دیرِ خراب آبادم

القارئ اسلام صبحي - {أقم الصلاة لدلوك الشمس إلى غسق الليل وقرآن الفجر} -  {سورة الإسراء} - YouTube

331 — триста тридцать один. натуральное нечетное число. 67е простое число.  в ряду натуральных чисел находится между числами 330 и 332. Все о числе  триста тридцать один.

در قران مجید هر جا نام قرآن امده است همان معنی قرآن را میدهد اما دراین اینجا منظور از قران نماز است قران فجر یعنی نماز صبح ونماز صبح در بین پنج نماز جایگاه ویژه ای دارد چون مشهود به فرشتگان شب وفرشتگان روز است

إن قرآن الفجر كان مشهودا

ان قران الفجر مشهود

قران الفجر كان مشهودا تويتر

331 — триста тридцать один. натуральное нечетное число. 67е простое число.  в ряду натуральных чисел находится между числами 330 и 332. Все о числе  триста тридцать один.

ماه پر خیر وبرکتی برای ما رغم بخورد انشا الله وماتوفیقی الا بالله الحمد الله شکرا لله حمدا لله

عبارات شكر لله

الحمد لله والشكر لله

Image

دعای گرفتاری در دنیا

ادعية لتسهيل الامور

دعای مشلول با صدای استاد فرهمند مداحی و سخنرانی مذهبی

، يَا مَنِ الْعَسِيرُ عَلَيْهِ سَهْلٌ يَسِيرٌ

ای آن‌که دشواری‌ها برای او سهل و آسان است

هرگاه در دنیا گرفتاری سختی داشتی که برایت غیر ممکن جلوه میکرد با دل شکسته از مولایت بااین دعا در طلب حاجت خود باش انشالله گره از کارت باز میشود مداوت بر این دعا کارهای سخت زندگی را برای تو اسان میکند تو از خداوند بخواه او اجابت میکند خداوند بر هر کاری توانا است

داستان کوتاه::

خدا از سلطان محمود بزرگتر است


روزی سلطان محمود بر لب ایوان بارگاه خویش قدم میزد که چشمش به زن نجّاری افتاد. سخت عاشق زن شد و بیقرار. از وزیرش راه چاره خواست.

وزیر که خیلی زیرک و موذی بود، گفت:« اگر شاه این راز را فاش کند یا بخواهد علناً نجّار را بکشد، خیلی بد میشود. چه خوب است که به نجّار ایرادی بگیریم و بگوییم که باید در مدت یک شبانه روز برای ما، یک بار جو از چوب بتراشد که ریزه های چوب دقیقا شبیه و هم وزن دانه جو باشد. اگر از یک بار حتی یک سیر هم کم باشد، او را بدون چون و چرا به دار میکشیم.»

سلطان محمود به هوش وزیر آفرین گفت و او را مأمور این کار کرد.

وزیر رفت به خانهً نجّار و قضیه را به او حالی کرد. نجّار بیچاره که نمیدانست سلطان محمود میخواهد او را دنبال نخود سیاه بفرستد، نزدیک بود از ترس قالب تهی کند.

با ترس و وحشت آمد و قضیه را به زنش گفت و راه و چاره خواست. زن نجّار که خیلی دانا و هوشیار و عفیفه و پاکدامن بود، به اصل مطلب پی برد و به شوهرش گفت:«چرا خودت را باخته ای؟ ترس نکن. خدا از سلطان محمود بزرگتر است.»

ولی هر چه زن او را دلداری میداد، بی نتیجه بود. شب که شد، مرد نجّار مشغول کار و تراشیدن چوب شد، در حالیکه زنش مرتب میگفت:«بلند شو و با فکر راحت بخواب، تا صبح خدا بزرگ است.»

ولی نجّار هوش و حواسی نداشت و از ترس آرام نمیگرفت. تا اینکه صبح شد و نجّار فقط یک مشت جو تراشیده بود. با زنش وداع کرد و گفت:« الآن غلامان شاه می آیند و مرا میبرند و به چوبهً دار میکشند.»

زن باز هم گفت:«نترس. خدا از سلطان محمود بزرگتر است.»

در این گفتگو بودند که در خانه زده شد. رنگ از صورت نجًار پرید و نزدیک بود، روح از تنش پرواز کند.

به زنش گفت.«من که قادر نیستم. تو برو و جواب آنها را بده.»

زن رفت در را باز کرد و دید نوکران سلطان محمود آمده اند. پرسید:«چه کار دارید؟»

گفتند:« شوهرت را میخواهیم ببریم. سلطان محمود مرده. باید برای او تابوت درست کند.»

زن باخوشحالی برگشت و موضوع را به شوهرش رساند و گفتک

« نگفتم نترس؟ خدا از سلطان محمود بزرگتر است

اللهم یسرلی امری واقضی حاجتی بحق الامام علی علیه السلام و - عکس ویسگون

Mohsen Hosseini Delam Gerefte Ey Khoda Music fa.com دانلود آهنگ دلم گرفته ای خدا محسن حسینی

صور يارب31

عکس نوشته فراق یار

غم زمانه خورم یا فراغ یار کشم

به طاقتی که ندارم کدام بار کشم ؟

غم زمانه خورم یا فراق یار کشم

اللَّهُ الَّذِي أَنزَلَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ وَالْمِيزَانَ ۗ وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّ السَّاعَةَ قَرِيبٌ ‎ وَالَّذِينَ آمَنُوا مُشْفِقُونَ مِنْهَا وَيَعْلَمُونَ أَنَّهَا الْحَقُّ ۗ

أَلَا إِنَّ الَّذِينَ يُمَارُونَ فِي السَّاعَةِ لَفِي ضَلَالٍ بَعِيدٍ

تَرَى الظَّالِمِينَ مُشْفِقِينَ مِمَّا كَسَبُوا وَهُوَ وَاقِعٌ بِهِمْ ۗ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فِي رَوْضَاتِ الْجَنَّاتِ ۖ لَهُم مَّا يَشَاءُونَ عِندَ رَبِّهِمْ ۚ ذَٰلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِيرُ

ذَٰلِكَ الَّذِي يُبَشِّرُ اللَّهُ عِبَادَهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ ۗ

مَن كَانَ يُرِيدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فِي حَرْثِهِ ۖ وَمَن كَانَ يُرِيدُ حَرْثَ الدُّنْيَا نُؤْتِهِ مِنْهَا وَمَا لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِن نَّصِيبٍ

ألا إلى الله تصير الأمور | أَلَا إِلَى اللَّهِ تَصِيرُ الْأُ… | Flickr

أَلَا إِلَى اللَّهِ تَصِيرُ الْأُمُورُ

فَلَا تَغُرَّنَّكُمُ الدارَ الْغَرُورُ

رؤى سياسية قرانية.. ح 8 (حكومة في الارض ...لا ظلم و لا فساد)

يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ : 19user : Free  Download, Borrow, and Streaming : Internet Archive

سوره العنکبوت آ یه 64

مشخصات، قیمت و خرید دفتر نقاشی 50 برگ طرح خدایا چنان کن سرانجام کار |  دیجی‌کالا

💌 وَیَسِّرْ لِی أَمْرِی - عکس ویسگون

شرح نهج البلاغه

Pin by Umran Khalid on my . faith | Arabic calligraphy art, Islamic  calligraphy painting, Islamic art calligraphy

Magiran | روزنامه کیهان (1399/04/14): عوامل آسانی در زندگی از نظر قرآن

قطعا خداوند به زودی پس از سختی آسانی قرارمیدهد - عکس ویسگون

بعد هر سختی یک اسانی است - عکس ویسگون

زیارت امین الله به زبان عربی:

خدابزرگه.....

عکس با موضوع خدا 1402؛ 180 عکس نوشته پروفایل برای اینستاگرام

شیخ صدوق(ره) در “کتاب التوحید” روایت بلندی را از امام موسی بن جعفر(ع) آورده است که آن حضرت از پدران بزرگوارش و آنان از سیدالشهداء حسین بن علی بن أبی طالب (علیهم السلام) نقل کرده اند که در مسجد نشسته بودیم که مؤذن ندای اذان را سر داد. با شنیدن ندای “الله اکبر” امیر مؤمنان علی (علیه السلام) گریه کرد و ما نیز بر اثر گریه ایشان، گریستیم. زمانی که مؤذن، اذان را به پایان رساند، آن حضرت فرمود: اگر می دانستید که مؤذن چه می گوید، خنده شما کم و گریه شما زیاد می شد. آنگاه فرمودند:

“فلقوله «الله أکبر» معان کثیره”

یعنی: «الله اکبر» دارای معانی زیادی است:

  • الله أکبر یقع علی قدمه و أزلیته و أبدیته و علمه و قوته و قدرته و حلمه و کرمه وجوده و عطائه، و کبریائه فاذا قال المؤذن الله أکبر فانه یقول: الله الذی له الخلق و الأمر، و بمشیته کان الخلق، و منه کان کل شی ء للخلق، و الیه یرجع الخلق، و هو الأول قبل کل شی ء لم یزل، و الأخر بعد کل شی ء لا یزال، و الظاهر فوق کل شی ء لا یدرک، و الباطن دون کل شی ء لا یحد، فهو الباقی و کل شی ء دونه فان.
  • یکی از آن معانی “الله اکبر” این است: الله اکبر بر ازلی بودن، دائمی بودن، ابدی بودن، دانش، قدرت، نیرو، بردباری، بخشیدن، دادن و بزرگی خداوند دلالت دارد. پس زمانی که مؤذن می گوید: الله اکبر یعنی می گوید: خداوند کسی است که آفریدن و دستور دادن مخصوص او است و به خواست او آفرینش وجود دارد و آفرینش هر چیزی مخصوص او است و مخلوقات به سوی او بر می گردند و او قبل از هر چیزی اول و بعد از هر چیزی پایان است. بالاتر از هر چیزی که درک نمی شود، آشکار است و باطنی است که هیچ اندازه ای ندارد. پس او پایدار است و هر چیزی غیر از او از بین رفتنی است.

عنای دوم الله اکبر؛ علم بی نهایت خداوند

  • و المعنی الثانی الله أکبر أی: العلیم الخبیر علم ما کان و ما یکون قبل أن یکون.
  • معنای دوم “الله اکبر” این است که خداوند علیم و آگاه است، و هر آنچه بوده و هر چه خواهد بود را قبل از آنکه باشد می داند.

معنای سوم الله اکبر؛ قدرت خداوند

  • و الثالث الله أکبر أی القادر علی کل شی ء، یقدر علی ما یشاء القوی لقدرته، المقتدر علی خلقه، القوی لذاته، قدرته قائمه علی الأشیاء کلها، اذا قضی أمرا فانما یقول له کن فیکون،
  • معنای سوم “الله اکبر” یعنی این که: خداوند بر هر چیزی توانا است و نسبت به هر چیزی که بخواهد قدرت دارد، به قدرت خود، قوی می باشد و بر مخلوقات خود تسلط دارد و ذاتا قوی است و قدرت او بر تمام چیزها استوار است. زمانی که بر انجام کاری حکم کند، به آن چیز می گوید: موجود شو، او نیز (سریعا) موجود می شود.

معنای چهارم الله اکبر؛ صبر و گذشت خداوند (گویی بندگان اصلاً گناهی انجام نداده اند)

  • و الرابع الله أکبر علی معنی حمله و کرمه یحلم کأنه لا یعلم و یصفح کأنه لا یری و یستر کأنه لا یعصی، لا یعجل بالعقوبه کرما و صفحا و حلما،
  • معنای چهارم “الله اکبر” یعنی: بردباری و بخشش خداوند به طوری که بردباری او طوری است که کسی نمی داند و به گونه ای می گذرد مثل این که ندیده و چنان می پوشاند مثل این که گناهی انجام نگرفته است. او به خاطر بخشش، گذشت و بردباری ای که دارد، در عذاب دادن شتاب نمی کند.

معنای پنجم الله اکبر؛ بذل و بخشش خداوند

  • و الوجه الاخر فی معنی الله أکبر أی الجواد جزیل العطاء کریم الفعال،
  • معنای دیگر “الله اکبر” یعنی: کسی که می بخشد و زیاد (نعمت) داده و کار پسندیده انجام می دهد

معنای ششم الله اکبر؛ خارج از توصیف بودن خداوند

  • و الوجه الاخر الله أکبر فیه نفی کیفیته کأنه یقول: الله أجل من أن یدرک الواصفون قدر صفته التی هو موصوف بها و انما یصفه الواصفون علی قدرهم لا علی قدر عظمته و جلاله، تعالی الله عن أن یدرک الواصفون صفته علوا کبیرا،
  • و معنای دیگر “الله اکبر” این است که “چگونگی و کیفیت” از خداوند منتفی می باشد. مثل این که می گوید: خداوند بزرگ تر از آن است که توصیف کنندگان، جایگاه صفاتی که خداوند به آنها وصف شده است را درک کنند و توصیف کنندگان به مقدار توانایی خود نه به اندازه بزرگی خداوند، او را توصیف می کنند و خداوند برتر از آن است که بزرگی صفت او را وصف کنندگان درک کنند.

معنای هفتم الله اکبر؛ بی نیاز بودن خداوند

  • و الوجه الاخر الله أکبر کأنه یقول: الله أعلی و أجل و هو الغنی عن عباده لا حاجه به الی أعمال خلقه.
  • معنای دیگر “الله اکبر” این است که: خداوند برتر و بزرگ تر است و از بندگانش بی نیاز بوده و به کارهایشان احتیاجی ندارد.

پروفایل خدا بزرگه (۵)

خداوند بی نهایت است و لامکان و بی زمان

اما بقدر فهم تو کوچک میشود

وبقدر نیاز تو فرود می آید

وبقدر آرزوی تو گسترده میشود

وبقدر ایمان تو کارگشا میشود

وبه قدر نخ پیرزنان دوزنده باریک میشود

و به قدر دل امیدواران گرم میشود

یتیمان را پدر می شود و مادر

بی برادران را برادر می شود

بی همسر ماندگان را همسر میشود

عقیمان را فرزند میشود

نا امیدان را امید می شود

گمگشتگان را راه میشود

در تاریکی ماندگان را نور میشود

رزمندگان را شمشیر می شود

پیران را عصا می شود

و محتاجان به عشق را عشق می شود

خداوند همه چیز می شود همه کس را

به شرط اعتقاد

به شرط پاکی دل

به شرط طهارت روح

به شرط پرهیز از معامله با ابلیس

بشویید قلب هایتان را از هر احساس ناروا

و مغزهایتان را از هر اندیشه خلاف

و زبانهایتان را از هر گفتار ناپاک

و دست هایتان را از هر آلودگی در بازار

و بپرهیزید

از نااجوانمردیها

ناراستی ها

نامردی ها!

چنین کنید تا ببینید که خداوند

چگونه بر سر سفره ی شما

با کاسه یی خوراک و تکه ای نان می نشیند

و بر بند تاب،با کودکانتان تاب میخو.رد

و در دکان شما کفه های ترازویتان را میزان میکند

و در کوچهئ های خلوت شب با شما آواز میخواند

مگر از زندگی چه میخواهید

که در خدایی خدا یافت نمیشود؟

که در عشق یافت نمی شود

که به نفرت پناه میبرید؟

که در سلامت یافت نمیشود

که به خلاف پناه میبرید؟

و مگر حکمت زیست را از یاد برده اید

که انسانیت را پاس نمی دارید؟!

پروفایل خدا بزرگه (۱۳)

ملاصدرای شیرازی

پروفایل خدا بزرگه (۱)

جمیع بن عمیر گوید: حضرت صادق علیه السلام از من پرسید: به نظر تو معنای «اللَّهِ أَکْبَرُ» چیست ؟ گفتم: یعنی پروردگار بزرگتر از همه چیز است. فرمود: مگر در آنجا چیزی وجود داشت که خدا بزرگتر از آن باشد. عرض کردم: پس بفرمائید معنی «اللَّهِ اَکْبَرُ» چیست ؟ امام (ع) فرمود: یعنی «اللَّه» بزرگتر از آن است که بتوان او را وصف کرد. (حقیقت وجود او نامحدود است و درک و بیان انسان محدود، پس حقیقتی که در وهم نیاید چگونه در بیان آید؟ و دیگر آنکه موصوف گواهی می دهد که ذاتش غیر از صفت است.)

ذکر خدا چیست و چگونه است؟

پروفایل خدا بزرگه (۴)

پروفایل خدا بزرگه (۳)

آراسپ کاظمیان

پروفایل خدا بزرگه (۶)

پروفایل خدا بزرگه (۸)

پروفایل خدا بزرگه (۹)

پروفایل خدا بزرگه (۱۱)

متن موریس مترلینگ عظمت خدای هر... | زیبا متن

پروفایل خدا بزرگه (۱۵)

حدیث دوم در مورد الله اکبر :

ابن محبوب از فردی از امام ششم علیه السلام روایت کرده: شخصی در محضر آن جناب گفت: «اللَّهِ أَکْبَرُ» حضرت فرمود: و خدا از چه بزرگتر است؟ پاسخ داد: از همه چیز، امام فرمود: تو مرزی برای او ساختی و او را محدود ساختی. عرض کرد: پس چگونه بگویم؟ فرمود: بگو: «اللَّهِ أَکْبَرُ مِنْ أن یوصف» یعنی پروردگار بزرگتر از آنست که وصف گردد.

پروفایل خدا بزرگه (۱۸)

حدیث سوم در مورد الله اکبر :

«قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام أَیُّ شَیْ‏ءٍ اللَّهُ أَکْبَرُ فَقُلْتُ اللَّهُ أَکْبَرُ مِنْ کُلِّ شَیْ‏ءٍ فَقَالَ وَ کَانَ ثَمَّ شَیْ‏ءٌ فَیَکُونُ أَکْبَرَ مِنْهُ فَقُلْتُ وَ مَا هُوَ قَالَ اللَّهُ أَکْبَرُ مِنْ أَنْ یُوصَف‏» یکی از اصحاب گوید: امام صادق علیه السلام به من فرمودند: خدا از کدام چیز بزرگتر است؟ گفتم: خدا بزرگتر از هر چیزی است. امام فرمودند: آیا چیزی بود که خدا بزرگتر از آن باشد؟ گفتم: پس حقیقت چیست؟ امام فرمودند: خدا بزرگتر از آن است که قابل وصف باشد.»

پروفایل خدا بزرگه (۲۱)

عکس پروفایل خدا بزرگه (۲)

Copyright delbaraneh.com © 2021- Allrights Reserved.

محمدميرپاينده (@MMPayandh) / Twitter

اين مرام ماست كه در وجود دوست خانه ای داشته باشيم حتی به مساحت يك #ياد…خدایا هر چه دارم از تو دارم

روز و شب نشانه ای از قدرت خدا