الله

  • پروفایل الله زیبا 2022 جدید
  • لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ الجَلیلُ الــجَبار،
  • لا اِلهَ اِلاَّاللهُ الواحِدُ الــــقَهّارُ
  • لا إله إلا الله العزيز الـغفار،
  • لا إله إلا الله الكريم السـتار،
  • لا إله إلا الله الكبير المتعال،
  • Fichier:کفتر کاکل به سر.gif — Wikipédia

  • من آن مرغم که هر شام سحرگاه

    زبام عرش می اید ســـــــــــــفیرم

    چو حافظ عشق او درسیـــنه دارم

    اگر چه مدعی بیند حـــــــــــــقیرم

  • فال حافظ برای متولدین ماه های مختلف شنبه ۱۰ تیر ۱۴۰۲
  • فال حافظ برای متولدین ماه های مختلف یکشنبه ۱۸ تیر ۱۴۰۲
  • ،

لَاإِلٰهَ إِلّا هُوَ الْمَلِكُ الْحَقُّ الْمُبِينُ، الْمُدَبِّرُ بِلا وَزِيرٍ، وَلَا خَلْقٍ مِنْ عِبادِهِ يَسْتَشِيرُ، الْأَوَّلُ غَيْرُ مَوْصُوفٍ، وَالْباقِى بَعْدَ فَناءِ الْخَلْقِ، الْعَظِيمُ الرُّبُوبِيَّةِ، نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرَضِينَ ،كُنْتَ قَبْلَ كُلِّ شَىْءٍ، وَكَوَّنْتَ كُلَّ شَىْءٍ، وَقَدَرْتَ عَلىٰ كُلِّ شَىْءٍ، وَابْتَدَعْتَ كُلَّ شَىْءٍ، فَتَبارَكْتَ يَا اللّٰهُ وَتَعالَيْتَ، فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ ‎ فَتَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ ‎تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَىٰ عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعَالَمِينَ نَذِيرًا تَبَارَكَ الَّذِي جَعَلَ فِي السَّمَاءِ بُرُوجًا وَتَبَارَكَ الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا تَبَارَكَ الَّذِي بِيَدِهِ الْمُلْكُ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ

عکس های اسم الله برای استوری

ای خدای من، ای خالق هستی، ای بخشنده مهربان،
در این خلوت خاموش، رو به سوی تو می‌آورم و
از اعماق وجودم با تو راز و نیاز می‌کنم.

تو را سپاس می‌گویم که مرا آفریدی و
به من نعمت هستی و زندگی عطا کردی.
تو را سپاس می‌گویم که در تاریکی‌ها یار و یاورم بودی و
در سختی‌ها دست مرا رها نکردی.

خدایا، تو را به عظمت و جلال خودت سوگند می‌دهم که
مرا در این دنیا و آن دنیا یاری کنی و
از من در برابر وسوسه‌های شیطان و نفس اماره محافظت کنی.

خدایا، به من توفیق عبادت خالصانه خود را عطا کن و
قلبم را مملو از عشق و ایمان به خودت گردان.

خدایا، مرا از بند گناهان رهایی بخش و
به من یاری ده تا در مسیر درست قدم بردارم و
انسانی نیکوکار و صالح باشم.

خدایا، به من صبر و بردباری در برابر مشکلات عطا کن و
مرا در برابر مصائب و سختی‌ها قوی و استوار گردان.

خدایا، به من یاری ده تا به دیگران کمک کنم و
در رفع مشکلاتشان کوشا باشم.

خدایا، مرا به لطف و رحمت بی‌پایانت مشمول عنایت خود قرار ده و
من را از یاران و مقربان درگاه خود گردان.

خدایا، من در برابر عظمت و جلال تو هیچ چیز نیستم.
از تو می‌خواهم که مرا یاری کنی تا بنده‌ای شایسته باشم و
در مسیر رضایت تو قدم بردارم.

خدایا، دعای مرا به درگاه اجابت خود بپذیر و
مرا در این دنیا و آن دنیا رستگار گردان.

عکس پروفایل درباره خدا 2021 جدید

وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ رَمَىٰ

قال تبارک وتعالی مولای من ...

وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ رَمَىٰ


(و هنگامی که به سوی دشمنان تیر پرتاب کردی، تو پرتاب نکردی، بلکه خدا پرتاب کرد.) سوره انفال آیه‌ی ۱۶

آهِ کسان خُرد نبايد شــــــــمرد
آتش سوزان چه بزرگ و چه خُرد
تير ضعيفان چو گشاد از کــــمان
بگذرد از نه سپر آســــــــــــــمان
نظامي

وصیت علی ع به فرزندش حسن ع

ولایکبرن علیک ظلم من ظلمک فانه یسعی فی مضرته ونفعک ولیس من سرک ان تسوءه

ای فرزندم مبادا ظلم کسی که برتوستم میکند در دیده ات بزرگ جلوه کند چه اوبه زیان خود وسود تو کوشش میکند وسزای ان کس که ترا شاد میکند بدی کردن نیست ....

از ابن خفیف شیرازی نقل شده است که گفت شنیدم دو استاد بزرگ در مصر به سر میبرند پس شتاب کردم تا به فیض حضورشان نائل گردم وقتی به آنجا رسیدم آندو معلم بزرگ را در حال مراقبه دیدم سه بار سلام کردم اما پاسخی نشنیدم من نیز با ایشان چهار روز را به مراقبه گذراندم هر روز عاجزانه تقاضا میکردم با من سخن بگویند با من که چنین راه طولانی را پشت سر گذاشته بودم سر انجام ان که جوان تربود چشم از هم گشود وفرمود ((ابن خفیف زندگی بس کوتاه است )) از همان قدرکه باقی مانده توشه بر گیر تا وجود را عمیق تر کنی وقت خود را با احوال پرسی وتعارف تلف مکن . از او خواستم به اندرزی دلم را شاد کند فرمود ((در حضور کسانی باش که ترا به یاد خالقت می اندازند کسانی که از عقل سخن نمی گویند خود عین آنند ))این به گفت وبار دیگر به مراقبه مشغول شد .

پروردگارا ! پس مرا در (زمره ی) قوم ستمگران قرار مده ».

وَتَرَى الظَّالِمِينَ لَمَّا رَأَوُا الْعَذَابَ يَقُولُونَ هَلْ إِلَىٰ مَرَدٍّ مِّن سَبِيلٍ ‎ أَلَا إِنَّ الظَّالِمِينَ فِي عَذَابٍ مُّقِيمٍ

اِسْتَجِيبُوا لِرَبِّكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ يَوْمٌ لَّا مَرَدَّ لَهُ مِنَ اللَّهِ إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ أَلَا إِلَى اللَّهِ تَصِيرُ الْأُمُورُ ‎

أَلَا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ وَلَا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ

وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنقَلَبٍ يَنقَلِبُونَ وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن ذُكِّرَ بِآيَاتِ رَبِّهِ ثُمَّ أَعْرَضَ عَنْهَا ۚ إِنَّا مِنَ الْمُجْرِمِينَ مُنتَقِمُونَ

وَلَا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ غَافِلًا عَمَّا يَعْمَلُ الظَّالِمُونَ ۚ إِنَّمَا يُؤَخِّرُهُمْ لِيَوْمٍ تَشْخَصُ فِيهِ الْأَبْصَارُ

و ستمگران را می‌بینی که چون عذاب را بنگرند می‌گویند: «آیا راهی برای برگشتن [به دنیا] هست؟»»آگاه باشید ستمکاران در عذابی پایدارند.

پیش از آنکه روزی فرا رسد که آن را از جانب خدا برگشتی نباشد، پروردگارتان را اجابت کنید. به راستی او ستمگران را دوست نمی‌دارد.

هش‌دار که [همه‌] کارها به خدا بازمی‌گردد. هان! لعنت خدا بر ستمگران باد.» و به کسانی که ستم کرده‌اند متمایل مشوید که آتش [دوزخ‌] به شما می‌رسد و خداوند،ستمگران را دوست نمی‌دارد.و کسانی که ستم کرده‌اند به زودی خواهند دانست به کدام بازگشتگاه برخواهند گشت.

و کیست ظالم تر از آن کس که به آیات پروردگارش پند داده شود [و] آنگاه از آن روی بگرداند؟ قطعاً ما از مجرمان انتقام‌کِشنده‌ایم.

و خدا را از آنچه ستمکاران می‌کنند غافل مپندار. جز این نیست که [کیفر] آنان را برای روزی به تأخیر می‌اندازد که چشمها در آن خیره می‌شود.

«یاد دوست»

هر زمان که از جور زمان
و رسوایی میان مردمان
در گوشه تنهایی بر بینوایی خود اشک می ریزم
و گوش ناشنوای آسمان را با فریادهای بی حاصل خویش می آزارم
و بر خود می نگرم و بر بخت بد خویش نفرین می فرستم
و آرزو می کنم که ای کاش چون آن دیگری بودم
که دلش از من امیدوارتر
و قامتش موزون تر
و دوستانش بیشتر است
و ای کاش هنر این یک
و شکوه و شوکت آن دیگری از آن من بود
و در این اوصاف چنان خود را محروم می بینم
که حتی از آنچه بیشترین نصیب را برده ام
کمترین خرسندی احساس نمی کنم
اما در همین حال که خود را چنین خوار و حقیر می بینم
از بخت نیک، حالی به یاد تو می افتم،
و آنگاه روح من
همچون چکاوک سحرخیز
بامدادان از خاک تیره اوج گرفته
و بر دروازه بهشت سرود می خواند
و با یاد عشق تو
چنان دولتی به من دست می دهد
که شان سلطانی به چشمم خوار می آید
و از سودای مقام خود با پادشاهان عار دارم

اسباب بازی"

پسر کوچکم که نگاهی اندیشمندانه دارد
و رفتار و گفتارش به بزرگترها می ماند،
پس از آنکه دستور مرا برای هفتمین بار شکست
او را زدم و با سخنان تند و بدون بوسه به اتاقش روانه کردم –
آخر مادرش که از من شکیباتر بود چندی پیش درگذشته بود.
سپس از بیم آنکه مبادا از غصه این قهر خوابش نبرد
به اتاقش رفتم و او را در خوابی سنگین یافتم.
پلکهایش کبود و مژگانش از گریه تازه مرطوب بود
و من با آه و ناله اشکهایش را به بوسه از گونه اش پاک کردم
و اشکهایی از خود به جای نهادم،
زیرا دیدم روی میزی، کنار دستش،
یک جعبه تَشتَک،
چند سنگ خوش آب و رنگ،
قطعه ای بلور که به سایش دریا صیقل خورده بود
شش هفت گوش ماهی،
یک شیشه از گلهای آبی رنگ،
و دو سکه فرانسوی را،
نزدیک تخت، کنار هم مرتب چیده بود
تا قلب کوچک محزونش را با دیدن آنها آرام کند
از این رو من آن شب وقتی به درگاه خدا دعا کردم، گریستم و گفتم:
آه که وقتی ما به خواب مرگ فرو رویم
و دیگر با گناهان خویش مایه ناخشنودیت نشویم
بر بالین ما خواهی آمد و به یاد خواهی آورد
که ما با چه بازیچه های کودکانه ای دل خوش کرده بودیم
و چه اندازه در فهم فرمانهای نیکوی تو ناتوان بودیم.
پس بی گمان با مهری پدرانه،
نه کمتر از من که از خاکش آفریدی،
قهرت را رها خواهی کرد و خواهی گفت:
« بر این کودکیهای آنان رحمت می آورم.»

"آرامش"

با دلی مشتاق و اراده ای چون آتش
به جنگ برخاستم تا قلعۀ آرزو را بگشایم
و با خویش گفتم که «بی گمان آرامش از آن من خواهد بود.»
امّا در این نبردِ ملامت بار، زندگی تلخ شد.
زندگی تلخ شد و روحم خسته و غرورم آزرده،
فریاد به آسمان برآوردم که
«آخر ای خدا، مرا آرامش بخش وگرنه هلاک خواهم شد»،
امّا از ستارگان گنگ و ناشنوا برق پاسخی ندرخشید.
سرانجام، شکسته و نومید، سر فرود آوردم،
خود را فراموش کردم و گفتم:
«بگذار هرچه مشیّت اوست جاری شود»
و همان دم بر چشمۀ آرامش فرود آمدم.

از دیدگاه های مختلف بدترین توشه ی آخرت چیست؟

من أخلاق الإمام علي (عليه السلام): قوله: ((بِئْسَ الزَّادُ إِلَى الْمَعَادِ الْعُدْوَانُ عَلَى الْعِبَادِ))

حکمت ۲۲۱ نهج البلاغه ؛ آینده دردناک ستمکاران (اخلاقى، سیاسى) :: بلاغ | حجة  الاسلام و المسلمین اروجی

علی ع بدترین توشه ای که بندگان در دنیا به همرا خود اورند ستم بر دیگر بندگان خداوند است

به همین خاطر بود که علی ع بارها میفرمود

به خدا سوگند! اگر هفت اقلیم را با آنچه در زیر آسمان هاست به من دهند تا خدا را نافرمانى كنم كه پوست جوى را از مورچه اى به ناروا بگیرم ، چنین نخواهم كرد، و همانا این دنیاى آلوده شما نزد من از برگ جویده شده دهان ملخ پَست تر است ، على را با نعمت هاى فناپذیر، و لذّت هاى ناپایدار چه كار؟!

به خدا پناه مى بریم از خفتن عقل ، و زشتى لغزش ها، و از او یارى مى‌جوئیم.

امام علي عليه السلام :وَاللّهِ لَوْ اءُعـْطـِيـتُ الاَْقـالِيـمَ السَّبـْعـَةِ بـِمَا تَحْتَ اءَفْلاكِهَا، عَلَى اءَنْ اءَعْصِىَ اللّهَ فِى نَمْلَةٍ اءَسْلُبُهَا جِلْبَ شَعِيرَةٍ مَا فَعَلْتُهُ.حديث

بـه خدا سوگند! اگر اقليمهاى هفتگانه با آنچه در زير آسمانها است به من دهند كه خداوند را با گرفتن پوست جوى از دهان مورچه اى نافرمانى كنم ، هرگز نخواهم كرد.

امام حسین علیه السلام:

خَمْسٌ مَنْ لَمْ تَكُنْ فِيهِ، لَمْ يَكُنْ فِيهِ كَثيرُ مُسْتَمْتَعٍ: اَلْعَقْلُ، وَ الدّينُ وَ الْأَدَبُ، وَ الْحَياءُ، وَ حُسْنُ الْخُلْقِ؛

پنـج چيز است اگر در انسـان نباشد، بهـره زيادى در او نخـواهد بود: ۱ـ عقل ۲ ـ دين ۳ ـ ادب ۴ ـ حيا ۵ ـ خوش ‏اخلاقى.

امام علی(عليه السلام) فرمودند:بِئْسَ الزَّادُ إِلَى الْمَعَادِ، الْعُدْوَانُ عَلَى الْعِبَادِ.بدترين توشه براى آخرت ستم بر بندگان (خدا) است.

امام(عليه السلام) در اين گفتار حكيمانه به يكى از آثار سوء ظلم و ستمكارى اشاره كرده مى فرمايد: «بدترين توشه براى آخرت ستم بر بندگان (خدا) است»; (بِئْسَ الزَّادُ إِلَى الْمَعَادِ، الْعُدْوَانُ عَلَى الْعِبَادِ). مى دانيم دنيا سرايى است كه همگان از آن براى رفتن به سوى آخرت توشه بر مى دارند و هر كسى به فراخور حال و اعمال خود توشه اى تهيه مى بيند.

قرآن مجيد مى گويد: بهترين توشه ها توشه تقواست «(وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَى); و زاد و توشه تهيه كنيد، و بهترين زاد و توشه، پرهيزكارى است». ولى گروهى به جاى آن ظلم و ستم بر بندگان خدا را توشه اين سفر سرنوشت ساز قرار مى دهند كه به گفته امام(عليه السلام)بدترين توشه هاست. زيرا گناهانى كه جنبه معصيت الله دارد و يا به تعبير ديگر ظلم بر خويشتن است با توبه آمرزيده مى شود و حتى بدون توبه اميد عفو الهى و شفاعت درباره آن وجود دارد، همان گونه كه قرآن مجيد مى فرمايد: (قُلْ يَا عِبَادِى الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لاَ تَقْنَطُوا مِنْ رَّحْمَةِ اللهِ إِنَّ اللهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ) زيرا او بخشنده مهربان است.

ولى آنجا كه پاى ظلم بر ديگران به ميدان مى آيد نه با آب توبه شسته مى شود و نه با عنايت شفاعت و جز با رضايت صاحب حق نجات از عواقب آن ممكن نيست و به همين دليل امام(عليه السلام)آن را بدترين زاد و توشه قيامت شمرده است. شك نيست كه زاد و توشه چيزى است كه در راه سفر و به هنگام رسيدن به مقصد به انسان كمك مى كند و به يقين ظلم چنين موقعيتى را ندارد، بنابراين انتخاب اين لفظ در اينجا نوعى كنايه بليغ است، درست مانند اين است كه انسان در سفرهاى دنيا به جاى حمل مواد غذايى مشتى از سموم با خود ببرد به او مى گوييم بدترين توشه آن است كه به جاى غذا سموم با خود حمل كنى.

امام علی (عليه السلام) در خطبه 176 نهج البلاغه بعد از آن كه ظلم را به سه بخش تقسيم مى كند مى فرمايد: «وَأَمَّا الظُّلْمُ الَّذِي لاَ يُتْرَكُ فَظُلْمُ الْعِبَادِ بَعْضِهِمْ بَعْضاً. الْقِصَاصُ هُنَاكَ شَدِيدٌ، لَيْسَ هُوَ جَرْحاً بِالْمُدَى وَلاَ ضَرْباً بِالسِّيَاطِ، وَلكِنَّهُ مَا يُسْتَصْغَرُ ذلِكَ مَعَهُ; اما ظلمى كه هرگز رها نمى شود ستمى است كه بندگان بر يكديگر مى كنند كه قصاص در آنجا شديد است اين قصاص مجروح ساختن با كارد يا زدن تازيانه (مانند قصاص در دنيا) نيست بلكه چيزى است كه اينها در برابرش ناچيز است

مرحوم كلينى در اصول كافى در حديثى از امام باقر(عليه السلام) نقل مى كند كه هنگامى كه رحلت پدرم على بن الحسين فرا رسيد مرا به سينه خود چسبانيد، سپس فرمود: «فرزندم من تو را به چيزى وصيت مى كنم كه پدرم در آستانه شهادت مرا به آن توصيه كرد و گفت اين چيزى است كه پدرش (على(عليه السلام)) به آن حضرت توصيه كرده است فرمود: «يا بُنَىَّ إيّاكَ وَظُلْمَ مَنْ لايَجِدُ عَلَيْكَ ناصِراً إلاّ اللهُ; از ستم كردن بر كسى كه هيچ يار و ياورى جز خدا ندارد بترس».

حکمت/ بدترین توشه قیامت چیست؟

ربنا لا تجعلنا مع القوم الظالمين | رَبَّنَا لَا تَجْعَلْنَا … | Flickr

ذکر یونسیه : لا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَک إِنِّی کنتُ مِنَ  الظَّالِمِینَ - قدس آنلاین

إن الظالمين لهم عذاب أليم | إِنَّ الظَّالِمِينَ لَهُمْ عَذَا… | Flickr

نفرین ......

1-أَوَمَن كَانَ مَيْتًا فَأَحْيَيْنَاهُ وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَن مَّثَلُهُ فِي الظُّلُمَاتِ لَيْسَ بِخَارِجٍ مِّنْهَا ۚ كَذَٰلِكَ زُيِّنَ لِلْكَافِرِينَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ

2-رَبَّنَا اطْمِسْ عَلَىٰ أَمْوَالِهِمْ وَاشْدُدْ عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ فَلَا يُؤْمِنُوا حَتَّىٰ يَرَوُا الْعَذَابَ الْأَلِيمَ ‎

در این روز عید غدیر با اینکه روز شادی است خواستم با خدای تبارک وتعالی با مولایم حرف بزنم لذا گفتم با ایات وکلام مولایم با خودش حرف بزنم واز اوحاجت بطلبم چون از یهودیان جنایتکار اسرائیلی چنان دلگیر شده ام که بعد از نماز مغرب با خواندن این ایات قران انان را نفرین کردم کشتار کودکان غزه دلتنگم کرده بود واکنون کشتن کودکان کشورم ایران در این روز غدیر که در خواب شیرین جانشان توسط ظالمان یهودی گرفته شد براستی که قتل وادم کشی برای انان زینت داده شده است انان مردگانی بیش نیستند دلهای انان مرده وتهی از ترس از خداوند است به همین خاطر ادم کشی وکودک کشی بر انان سهل واسان شده است پروردگار این مردگان را در ظلمات دنیا نگه دار وعمل انان را تا اخرین لحظه عمرشان زینت بده اموال انان را نابود ودلهای انان را سخت نگه دار تا به تو ایمان نیاورند تا لحظه ای که با مرگ روبرو شوند وعذاب درناک ترا بابت این هم ظلم وادم کشی با چشمان خود ببینند

🩸خون ناحق

ای مالک ؛ از خونریزى بپرهیز ؛ و از خون ناحق پروا کن ؛ که هیچ چیز همانند خون ناحق ؛ عذاب الهى را نزدیک و مجازات را بزرگ نمى‏ کند ؛ و نابودى نعمت‏ها را سرعت نمى‏ بخشد و زوال حکومت را نزدیک نمى‏ گرداند

و روز قیامت خداى سبحان قبل از رسیدگى اعمال بندگان ؛ نسبت به خون‏هاى ناحق ریخته شده داورى خواهد کرد ؛ پس با ریختن خونى حرام ؛ حکومت خود را تقویت مکن. زیرا خون ناحق ؛ پایه‏ هاى حکومت را سست مى‏ کند و بنیاد آن را بر کنده به دیگرى منتقل سازد.

📚امام علی، نهج‌البلاغه، نامه ۵۳

ایا میدانیید چرا در همه نمازها ما باید سوره حمد را بخوانییم چون سوره رحمت است سوره عافیت است امام صادق ع فرمود اگر سوره حمد را بر مرده ای هفتاد بار خواندی وزنده شد تعجب نکن به همین خاطر نماز هیچ مسلمانی بدون سوره حمد نیست چون بدون حمد خیری در ان نماز نیست لذا حمد سوره مشترک همه مسلمانان در نماز است اما در رکعت دوم خواندن هر سوره دیگری بلامانع است وفرد نماز گذار مخیر است هر سوره دیگری را بخواند یا حتی سوره نباشد قسمتی از ایات قران را بخواند همان طور که برادران اهل تسنن این کار را انجام می دهیم چرا حمد سوره عافیت است من این علم لدنی را از اهل دلی اموختم

او به صورت موهبتی حافظ کل قران شد در حالی که بیسواد بود ان اهل دل فرمود مادر قرآن سوره فاتحه است خدای تبارک وتعالی هفت حرف را در سوره حمد برداشته است چون در هفت نام دوزخ امده است چون سوره حمد سوره رحمت است سوره عافیت است به همینخاطر است که خواندن سوره حمد در هر نمازی واجب است وخداود تمام این هفت حرف را در ایه 122 سوره انعام ظاهر کرده است ایه ظلمانی به همین خاطر است وان هفت حرف در نامهای دوزخ ظاهر شده است

حکایت ان اهل دل وآیت الله بروجردی

آقای سید اسماعیل علوی که پسر عموی آیت الله بروجردی بود محمد کاظم را به نزد وی فرستاد تا موهبتی بودن حفظ قرآن اورا امتحان کند

آیت الله بروجردی یک صفحه از قرآن را باز کردوفرمود اذ یعد کم الله احدی الطائفتین وقرآن را بستند کربلایی کاظم آن آیه را ادامه داد ودر آخر به آیت الله بروجردی فرمودند آقا اول آیه ودارد واذ یعدکم الله ایشان لبخندی زدند وحاظران با من تندی کردند وگفتند آقا درست خوانده اندمن گفتم قرآن را نگاه کنید خودم قران راگرفتم وآیه را در سوره انفال نشان دادم

آنگاه کر بلایی کاظم فرمودند شما مرا امتحان کردید حال من یک کلام از شما میپرسم آقا تبسمی کرد وحظارازاین سوال من به خنده افتادند بعد ایت الله بروجردی فرمودند بپرسید

گفتم کدام سوره است که هفت حرف از حروف الفبا را ندارد

آقی بروجردی قدری فکر کردند وفرمودند خاطر ندارم من گفتم آن سوره فاتحة الکتاب است که این هفت حرف راندارد وچون این هفت حرف مربوط به هفت طبقه جهنم است آن را در این سوره که سوره رحمت است نیاورده است واین حروف عبارتنداز

ث

وَإِذَا أُلْقُوا مِنْهَا مَكَانًا ضَيِّقًا مُّقَرَّنِينَ دَعَوْا هُنَالِكَ ثُبُورًا ‎﴿الفرقان: ١٣﴾‏

۳. لَّا تَدْعُوا الْيَوْمَ ثُبُورًا وَاحِدًا وَادْعُوا ثُبُورًا كَثِيرًا ‎﴿الفرقان: ١٤﴾‏

۴. فَسَوْفَ يَدْعُو ثُبُورًا ‎

ج

وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِينَ

خ

وَمِنَ النَّاسِ مَن يَعْبُدُ اللَّهَ عَلَىٰ حَرْفٍ فَإِنْ أَصَابَهُ خَيْرٌ اطْمَأَنَّ بِهِ وَإِنْ أَصَابَتْهُ فِتْنَةٌ انقَلَبَ عَلَىٰ وَجْهِهِ خَسِرَ الدُّنْيَا وَالْآخِرَةَ ذَٰلِكَ هُوَ الْخُسْرَانُ الْمُبِينُ ‎﴿الحج: ١١﴾‏

۲. فَاعْبُدُوا مَا شِئْتُم مِّن دُونِهِ قُلْ إِنَّ الْخَاسِرِينَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنفُسَهُمْ وَأَهْلِيهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَلَا ذَٰلِكَ هُوَ الْخُسْرَانُ الْمُبِينُ

ز

۱. أَذَٰلِكَ خَيْرٌ نُّزُلًا أَمْ شَجَرَةُ الزَّقُّومِ ‎﴿الصافات: ٦٢﴾‏

۲. إِنَّ شَجَرَتَ الزَّقُّومِ ‎﴿الدخان: ٤٣﴾‏

۳. لَآكِلُونَ مِن شَجَرٍ مِّن زَقُّومٍ ‎﴿الواقعة: ٥٢﴾‏

ش

فَأَمَّا الَّذِينَ شَقُوا فَفِي النَّارِ لَهُمْ فِيهَا زَفِيرٌ وَشَهِيقٌ

ظ

كَلَّا إِنَّهَا لَظَىٰ ‎﴿المعارج: ١٥﴾‏

۲. فَأَنذَرْتُكُمْ نَارًا تَلَظَّىٰ ‎﴿الليل: ١٤﴾‏

ف

لَا يَحْزُنُهُمُ الْفَزَعُ الْأَكْبَرُ وَتَتَلَقَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ هَٰذَا يَوْمُكُمُ الَّذِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ

این هفت حرف را خداوند برداشت ودر آیه ظلمانی که در سوره انعام(ایه 122) است قرار داد

أَوَمَن كَانَ مَيْتًا فَأَحْيَيْنَاهُ وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَن مَّثَلُهُ فِي الظُّلُمَاتِ لَيْسَ بِخَارِجٍ مِّنْهَا ۚ كَذَٰلِكَ زُيِّنَ لِلْكَافِرِينَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ

لذا در این روز غدیر که روز شادی ما بود دلهای ما در کشتن افراد بیگناه دلخون بود این دو ایه را خواندم وبه سوی اسراییل دمیدم تا در ظلمات ظلم وادم کشی خود بمانند وتیرهای رها شده از سوی ما بر انان به لطف خداوند فرود اید تا عبرت ایندگان بشود وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ رَمَىٰ

1-أَوَمَن كَانَ مَيْتًا فَأَحْيَيْنَاهُ وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَن مَّثَلُهُ فِي الظُّلُمَاتِ لَيْسَ بِخَارِجٍ مِّنْهَا ۚ كَذَٰلِكَ زُيِّنَ لِلْكَافِرِينَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ

2-رَبَّنَا اطْمِسْ عَلَىٰ أَمْوَالِهِمْ وَاشْدُدْ عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ فَلَا يُؤْمِنُوا حَتَّىٰ يَرَوُا الْعَذَابَ الْأَلِيمَ ‎

دين ودنيا | جريدة اللواء

این ایه 122 سوره انعام ایه ظلمانی است همان طور که ایت الکرسی بالاترین ایه قران از نظر رتبه است این ایه در پایینترین رتبه قرار دارد پایین ترین رتبه انسانیت یا همان اسفل الا سافلین است این ایات راخواندم تا این یهودیان مرده دل را خداوند دز ظلمات دنیا نگه دارد وعمل انان را زینت بدهد تا به خداوند ایمان نیاورند تا لحظه ای که عذاب الیم ودردناک خداوند را با چشمان خود ببینند

ایه دوم هم توسط حضرت موسی ع بیان شده است واو فرعون وقوم ظالمین را نفرین کرده است ونابودی اموال انان را از خداوند طلب کرده است ونیز از خداوند خواسته است انان را در بی ایمانی نگه دارد تا لحظه مرگ عذاب خداوند را باچشمان خود ببینند

ربَّنَا اطْمِسْ عَلَىٰ أَمْوَالِهِمْ وَاشْدُدْ عَلَىٰ قُلُوبِهِم ( دعاء  موسى عليه السلام )

010088 ربنا اطمس على أموالهم واشدد على قلوبهم – Quran-HD

غدیر .....مبارک


مرا عید است و خوش عیدی و شوق آن «ولی » دارم
که بار نامرادی را ، به هر تقدیر بردارم
مرا عید است و می خواهم که از شوق ولای او
به مستی بر درش از عشق ، سر بر خاک بسپارم
شرابی گرم می خواهم ز دست ساقی کوثر
چنان گیرا که از مستی ، کند زان قصه هشیارم
و آن بار امانت را که در روز ازل ، حق گفت
بنام نامی مولای خود بر دوش بنگارم
در این عیدی که خالی دستم و باری است بر دوشم
چگونه بار از پشتم به راه دوست بگذارم
زنم فریاد و بردارم به عالم هر کجا این بانگ
که او را دوست می دارم و از آن فتنه بیزارم
مرا عید است آن روزی که مستان عید می گیرند
و من روز خوشی آن روز از محو ستم دارم

از ابوعلی سینا پرسیدند با این همه علم ودانش چگونه به حضرت محمد ایمان اورده ای ومرید او شده ای در حالی که او فردی امی بوده است

فرمود چون دیدم مریدی چون علی ع به او ایمان اورد من نیز به او ایمان اوردم

ستاره‌ای بدرخشید و ماهِ مجلس شد

دل رمیدهٔ ما را رفیق و مونس شد

نگارِ من که به مکتب نرفت و خط ننوشت

به غمزه مسأله‌آموزِ صد مُدَرِّس شد

دل اگر خدا شناسی همه در رخ علی بین - عکس ویسگون

علیٌّ حُبُّه جُنَّة شعری در مورد جایگاه و فضایل امام علی(ع) که به محمد بن ادریس شافعی، از فقهای چهارگانه اهل‌سنت، منسوب است. این شعر چهار مصرع دارد و به مصونیت از آتش به واسطه محبت علی(ع) و تقسیم بهشت و جهنم توسط او اشاره می‌کند. وصایت بر حق امام علی(ع) و امامت او نسبت به انسان‌ها و اجنه، بخش دیگری از محتوای این شعر است. به غیر از شافعی، از افراد دیگری به عنوان سرایندگان این دوبیتی یاد شده است.

عَلیٌّ حُبُّه جُنَّة

قَسیمُ النّارِ و الجَنَّة

وَصیُّ المصطفی حَقّاً

إمامُ الإنسِ و الجِنَّة

علی، دوستی‌‏اش حفاظ است

او تقسیم‌‏کننده دوزخ و بهشت است.

او وصی بر حق حضرت مصطفی(ص)

و امام انس و جن است.[۲]


در مصراع اول، به جُنَّة بودن محبت امام علی(ع) اشاره شده‌ است. جنة در لغت به‌معنای سلاح[۳] یا سپر[۴] است که از شخص محافظت می‌کند. برخی این واژه را به‌معنای هر چیزی دانسته‌اند که از انسان محافظت می‌کند.[۵]

مضمون مصرع اول یعنی مصونیت از آتش به سبب محبت امام علی(ع) در روایاتی از پیامبر اسلام(ص) در منابع شیعی[۶] و اهل‌سنت[۷] نقل شده است. البته این مطلب به نقل از عمر بن خطاب هم بیان شده است[۸] و در برخی از مصادر، شعری را بدین مضمون به خلیفه دوم منتسب ساخته‌اند.[۹]

تقسیم بهشت و جهنم توسط امام علی(ع) نیز در احادیث رسول خدا(ص) درباره امام علی(ع)[۱۰] و در گفته‌های خود امام علی[۱۱] و دیگر ائمه[۱۲] نقل شده است. چنان‌که این مطلب در منابع اهل‌سنت نیز انعکاس یافته[۱۳] و برخی همچون ابن‌ابی‌الحدید در شرح نهج‌البلاغه آن را مستفیض دانسته‌اند.[۱۴] و گفته شده که ابن‌حنبل از این مسئله دفاع کرده است

بیرق شب ولادت امام علی هیئت رایة العباس سال 1401

چهار سطری نستعلیق - مرحوم میرزا غلامرضا اصفهانی(ره)

 برای آپلود تصویر خود به قسمت پروفایل من مراجعه نمائید

عید غدیر بر عاشقان علی کرم الله وجه مبارک

دوست دارمA - عکس ویسگون

دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین

طرح/ دل اگر خدا شناسی همه در رخ علی بین- گرافیک و کاریکاتور طرح و تصویرسازی  تسنیم | Tasnim

پوستر از علی آموز اخلاص عمل (49/5×34/5)

دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین/ از علی آموز اخلاص عمل - شبستان

معنی شعر همای رحمت (شهریار) - دانشچی

دل اگر خدا شناسی همه در رخ علی بین :: دامنه‌ی داراب‌کلا

علی ای همای رحمت، تو چه آیتی خدا را

که به ماسوا فکندی همه سایه هما را

دل اگر خداشناسی، همه در رخ علی بین

به علی شناختم من به خدا قسم خدا را

به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند

چو علی گرفته باشد سر چشمهٔ بقا را

مگر ای سحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ

به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را

برو ای گدای مسکین در خانه علی زن

که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را

بجز از علی که گوید به پسر که قاتل من

چو اسیر توست اکنون به اسیر کن مدارا

بجز از علی که آرد پسری ابوالعجائب

که علم کند به عالم شهدای کربلا را

چو به دوست عهد بندد ز میان پاکبازان

چو علی که می‌تواند که به سر برد وفا را

نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت

متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را

به دو چشم خون‌فشانم هله ای نسیم رحمت

که ز کوی او غباری به من آر توتیا را

به امید آن که شاید برسد به خاک پایت

چه پیامها سپردم همه سوز دل صبا را

چو تویی قضای گردان به دعای مستمندان

که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را

چه زنم چونای هردم ز نوای شوق او دم

که لسان غیب خوشتر بنوازد این نوا را

«همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی

به پیام آشنایی بنوازد آشنا را»

ز نوای مرغ یا حق بشنو که در دل شب

غم دل به دوست گفتن چه خوش است شهریارا

سامانه آرشیو IUVM | مجموعه پوستر : به جز ازعلی که آرد پسری ابوالعجائب

غزل استاد شهریار و خواب آیت الله مرعشی نجفی

آیت الله العظمی مرعشی نجفی فرمودند شبی توسلی پیدا کردم تا یکی از اولیای خدا را در خواب ببینم. آن شب در عالم خواب دیدم که در زاویه مسجد کوفه نشسته ام و وجود مبارک مولا امیرالمومنین (علیه السلام) با جمعی حضور دارند .حضرت فرمودند: شاعران اهل بیت را بیاورید. دیدم چند تن از شاعران عرب را آوردند. فرمودند: شاعران فارسی زبان را نیز بیاورید. آن گاه محتشم و چند تن از شاعران فارسی زبان آمدند .فرمودند: شهریار کجاست؟ شهریار آمد .حضرت خطاب به شهریار فرمودند: شعرت را بخوان!

به همین دلیل ما برای نخستین‌بار نامه آیت‌الله مرعشی نجفی را که مزین به به سجع و مُهر این مرجع فقید است، منتشر کرده‌ایم. در این نامه گفته شده که اصل رؤیا چگونه بوده است.

شهریار و خواب آیت‌الله مرعشی؛ رؤیایی از حضور در محضر امیرالمؤمنین (ع)

آیت‌الله مرعشی نجفی خواب می‌بینند که حضرت امیر(ع) به شعرای شیعه در مسجد کوفه بار می‌دهند، از این میان نام چند شاعر خاطرشان مانده است، از جمله میرزا کاظم ازری، محتشم کاشانی و... که نشسته‌اند و حضرت می‌فرمایند: کجاست شاعر ما؟ شهریار را می‌آورند،‌ جار می‌زنند،‌ شهریار تبریزی و واردش می‌کنند ـ البته شهریار شهره به تبریزی نبود ـ شهریار می‌نشیند و حضرت امیر(ع) می‌فرمایند که شعرت را بخوان. استاد نیز شعر می‌خواند اما نه شعر «علی ای همای رحمت» را، بلکه شعر «علی آن شیر خدا شاه عرب،‌ الفتی داشته با این دل شب...» را می‌خواند. طبقه گفته آیت‌الله مرعشی؛ این خواب همان شبی رخ داد که شهریار این شعر را در شب بیست و یکم ماه مبارک رمضان سروده بود. حضرت به شهریار برات می‌دهند و شهریار را مرخص می‌کنند... .

شاگرد شهریار تصریح می‌کند:‌ شهریار در توضیح این خواب به من گفت من همان شبی که این شعر را سرودم،‌ خودم نیز این خواب را دیده‌ام، عین همان رؤیا را. علاوه بر آیت الله نجفی، دو سه نفر از علمای دیگر هم این خواب را دیده‌ بودند. این مرجع فقید نقل می‌کند که وقتی برای نماز صبح از منزل بیرون می‌آید، در همسایگی خود آیت‌الله قاضی را می‌بیند و می‌پرسد تو شهریار را می‌شناسی؟ آیت‌الله قاضی می‌پرسد تو هم دیده‌ای؟... .

فردی ادامه می‌دهد:‌ ما ۳۰ سال است که صبر کرده‌ایم. در این ۳۰ سال بارها این رؤیا به شکل‌های دیگری نقل شده است،‌ اما ما در کتاب «شهریار و انقلاب ملت» برای نخستین‌بار این نامه ممهور به مهر آیت‌الله مرعشی نجفی را منتشر کردیم تا اصل رؤیا بر همگان روشن شود. من این نامه را در اوراق استاد دیده بودم اما استاد اجازه خواندن به من نمی‌داد. یکبار دیدند که من از اینکه اجازه نمی‌دهند ناراحت شده‌ام،‌ گفت بیا این نامه را داشته باش، اما بعد از مرگ من مجاز به خواندن هستی...

داستان حضور شهریار در محضر امام علی(ع) چه بود؟

از مرحوم آیت الله العظمی مرعشی نجفی نقل شده است: «شبی توسلی پیدا کردم تا یکی از اولیای خدا را در خواب ببینم، آن شب در عالم خواب، دیدم که در زاویه مسجد کوفه نشسته‌ام و مولا امیرالمؤمنین(ع) با جمعی حضور دارند، حضرت فرمودند: «شاعران اهل بیت را بیاورید»، دیدم چند تن از شاعران عرب را آوردند، امام علی(ع) فرمودند: «شاعران فارسی زبان را نیز بیاورید؛ آن گاه محتشم و چند تن از شاعران فارسی زبان آمدند».

مولا(ع) فرمودند: «شهریار ما کجاست؟»، شهریار آمد، حضرت علی(ع) خطاب به شهریار فرمودند: «شهریار شعرت را بخوان!» و شهریار این شعر را خواند:

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را

که به مـا ســوا فـکـندی هـمـه سایـه هـمـا را

آیت‌الله مرعشی نجفی، ادامه ماجرا را اینگونه نقل می‌کند: وقتی شعر شهریار تمام شد، از خواب بیدار شدم؛ چون من شهریار را ندیده بودم، فردای آن روز پرسیدم که شهریار کیست؟ گفتند: «شاعری است که در تبریز زندگی می‌کند.» گفتم: «از جانب من او را دعوت کنید که به قم نزد من بیاید. چند روز بعد، ساعت شش صبح، شهریار به خانه آیت الله می‌رسد، خادم از او نامش را می‌پرسد، می‌گوید من سید محمد بهجت تبریزی مشهور به شهریار از تبریز آمده‌ام؛ پس از کمی تعلل خدام او را می پذیرند؛ آیت‌الله مرعشی، پس از دیدن شهریار می‌گویند: «این همان کسی است که من او را در خواب در حضور حضرت امیر(ع) دیده‌ام».

آیت الله مرعشی نجفی می‌پرسند: «این شعر « علی ای همای رحمت » را کِی ساخته ای؟» شهریار با حالت تعجب سؤال می‌گوید: «شما از کجا خبر دارید! که من این شعر را ساخته ام؟ چون من نه این شعر را به کسی داده‌ام و نه درباره آن با کسی صحبت کرده‌ام، ولی من فلان شب این شعر را ساخته‌ام و همان طور که قبلا عرض کردم، تاکنون کسی را در جریان سرودن این شعر قرار نداده‌ام!»

آنگاه آیت الله مرعشی سری تکان می‌دهد و می‌گو ید: «می‌دانم ولی تو ای شهریار شعرت را بخوان!»

و او متحیر و حیران می‌خواند، و شهریار همان شعر بالا را می‌خواند.

مرحوم آیت‌الله العظمی مرعشی نجفی به شهریار می‌فرمایند: «چند شب قبل من خواب دیدم که در مسجد کوفه هستم و حضرت امیرالمومنین(ع) تشریف دارند. حضرت, شاعران اهل بیت(ع) را احضار فرمودند، ابتدا شاعران عرب آمدند. سپس فرمودند: «شاعران فارسی زبان را بگویید بیایند». آنها نیز آمدند. بعد فرمودند: «شهریار ما کجاست؟ شهریار را بیاورید!»، و شما هم آمدید، آن‌گاه حضرت علی(ع) فرمودند: «شهریار شعرت را بخوان!»، و شما شعری که مطلع آن را به یاد دارم خواندید.

شهریار فوق العاده منقلب می‌شود و می‌گوید: «من فلان شب این شعر را ساخته‌ام و همان طور که قبلا عرض کردم، تاکنون کسی را در جریان سرودن این شعر قرار نداده‌ام».

آیت الله مرعشی نجفی فرمودند: «وقتی شهریار تاریخ و ساعت سرودن شعر را گفت, معلوم شد مقارن ساعتی که شهریار آخرین مصرع شعر خود را تمام کرده, من آن خواب را دیده‌ام».

ایشان چندین بار به دنبال نقل این خواب فرمودند: «یقینا در سرودن این غزل, به شهریار الهام شده که توانسته است چنین غزلی به این مضامین عالی بسراید؛ البته خودش هم از فرزندان فاطمه زهرا(س) است و خوشا به حال شهریار که مورد توجه و عنایت جدش قرار گرفته است.

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را

که به ماسوا فکندی همه سایه هما را

دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین

به علی شناختم من به خدا قسم خدا را

به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند

چو علی گرفته باشد سر چشمه بقا را

مگر ای سحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ

به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را

برو ای گدای مسکین در خانه علی زن

که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را

بجز از علی که گوید به پسر که قاتل من

چو اسیر تست اکنون به اسیر کن مدارا

بجز از علی که آرد پسری ابوالعجائب

که علم کند به عالم شهدای کربلا را

چو به دوست عهد بندد ز میان پاکبازان

چو علی که میتواند که بسر برد وفا را

نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت

متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را

بدو چشم خون فشانم هله ای نسیم رحمت

که ز کوی او غباری به من آر توتیا را

به امید آن که شاید برسد به خاک پایت

چه پیامها سپردم همه سوز دل صبا را

چو تویی قضای گردان به دعای مستمندان

که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را

چه زنم چونای هردم ز نوای شوق او دم

که لسان غیب خوشتر بنوازد این نوا را

«همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی

به پیام آشنائی بنوازد آشنا را»

ز نوای مرغ یا حق بشنو که در دل شب

غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهریارا

حدیث‌نگاشت/ اهمیت حفظ عزت نفس از نگاه امام علی(ع)

استوری گرافی ولادت امام علی علیه السلام

محبت علی ع مانندی سپری ست که نگهدارنده است اوقسمت کننده دوزخ وبهشت است او وصی برحق رسول خدا ص بود امامت اورا انس وجن پذیرفته اند

سلام الله على أبي السبطين ورحمة الله وبركاته | Art quotes, Chalkboard quote  art, Chalkboard quotes

طرح/ دل اگر خدا شناسی همه در رخ علی بین- گرافیک و کاریکاتور طرح و تصویرسازی  تسنیم | Tasnim | خبرگزاری تسنیم | Tasnim

عکس واقعی امام علی در فرانسه

💚💚💚💚علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را❤❤❤❤ | تبادل نظر نی نی سایت

علی ای همای رحمت

مرحوم آیت الله العظمی مرعشی نجفی وشهریار

غدیر 1404

تصویر بادکنک رنگی عید غدیر مبارک

کلیپ تبریک عید غدیر -کلیپ عید غدیر خم - تبریک عید سید و سادات - عید غدیر  مبارک

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّكِينَ بِوِلاَيَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة علی بن ابیطالب «ع

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّكِينَ بِوِلاَيَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْأَئِمَّةِ عَلَيْهِمُ السَّلاَمُ
سپاس خدا را که ما را از کسانی قرار داد که به ولایت امیرالمومنین علی (ع) و ائمه اطهار (ع) تمسک می‌جویند

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَ كَمَالَ دِينِهِ وَ تَمَامَ نِعْمَتِهِ بِوِلاَيَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَم‏
سپاس خداى را كه مقرر فرموده كمال دين و تماميت نعمت خود را بر ولايت حضرت امير المؤمنين على بن ابى طالب كه بر او درود و سلام باد

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَكْرَمَنَا بِهَذَا الْيَوْمِ وَ جَعَلَنَا مِنَ الْمُوفِينَ بِعَهْدِهِ إِلَيْنَا
سپاس خداى راست كه ما را بدين روز گرامى داشته و ما را از وفا كنندگان به عهدى كه به ما سپرده قرار داده است

وَ مِيثَاقِهِ الَّذِي وَاثَقَنَا بِهِ مِنْ وِلاَيَةِ وُلاَةِ أَمْرِهِ وَ الْقُوَّامِ بِقِسْطِهِ‏
و قرار داده ما را از وفا كنندگان پيمانى كه از ما گرفته است براى ولايت واليان امرش و قائمان به عدلش

وَ لَمْ يَجْعَلْنَا مِنَ الْجَاحِدِينَ وَ الْمُكَذِّبِينَ بِيَوْمِ الدِّين‏
و ما را از منكران و تكذيب كنندگان به روز قيامت نكرده است

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة علی بن ابیطالب «ع

رَضيتُ بِاللَّهِ رَبّاً، وَبِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وآلِهِ نَبِيّاً، وَبِالإِسْلامِ‏ ديناً

راضى و خشنودم كه پروردگارم خدا است و محمد صلى الله عليه و آله پيغمبرم هست و اسلام‏ دینم

وَبِالْقُرآنِ كِتاباً، وَبِالْكَعْبَةِ قِبْلَةً، وَبِعَلِىٍّ وَلِيّاً وَاِماماً، وَبِالْحَسَنِ‏ وَالْحُسَيْنِ

و قرآن كتابم و كعبه قبله‏ ام و على صاحب اختيار و امام من است و حسن و حسین

وَعَلِىِ‏ بْنِ‏ الْحُسَيْنِ، وَمُحَمَّدِ بْنِ عَلِىٍّ، وَجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ، وَمُوسى‏ بْنِ‏ جَعْفَرٍ

و على بن الحسين و محمد بن على و جعفر بن محمد و موسى بن‏ جعفر

وَعَلِىِّ بْنِ مُوسى‏، وَمُحَمَّدِ بْنِ عَلِىٍّ، وَعَلِىِّ بْنِ مُحَمَّدٍ، وَالْحَسَنِ بْنِ‏ عَلِیٍّ

و على بن موسى و محمد بن على و على بن محمد و حسن بن‏ علی

وَالْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ، صَلَواتُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ اَئِمَّةً

و حجة بن الحسن صلوات الله عليهم امامان و پيشوايان منند خدايا من به پيشوايى ايشان‏

اَللّهُمَّ اِنّى‏ رَضيتُ بِهِمْ اَئِمَّةً، فَارْضَنى‏ لَهُمْ، اِنَّكَ عَلى‏ كُلِّ شَىْ‏ءٍ قَديرٌ

خشنودم مرا هم مورد خشنودى آنان گردان كه تو بر هر چيز توانايى‏

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة علی بن ابیطالب «ع

از حضرت صادق علیه السلام منقول است که هر که بخواهد مسرور کند محمّد و آل محمّد را در صَلَوات بر ایشان بگوید:

اَللّهُمَّ یا اَجْوَدَ مَنْ اَعْطی وَ یا خَیْرَ

خدایا ای بخشنده‌ترین عطابخشان و ای بهترین

مَنْ سُئِلَ وَیا اَرْحَمَ مَنِ اسْتُرْحِمَ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِهِ فِی

درخواست شدگان و ای مهربان‌ترین کسی که از او مهربانی جویند خدایا درود فرست بر محمد و آلش در

الْاَوَّلینَ وَصَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِهِ فِی الّْاَخِرینَ وَصَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ

زمره پیشینیان و درود فرست بر محمد و آلش در زمره پسینیان و درود فرست بر محمد

و آلِهِ فِی الْمَلاَءِ الْاَعْلی وَصَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِهِ فِی الْمُرْسَلینَ

و آلش در ساکنین عالم بالا و درود فرست بر محمد و آلش در زمره مرسلین

اَللّهُمَّ اَعْطِ مُحَمَّداً وَآلَهُ الْوَسیلَةَ وَالْفَضیلَةَ وَالشَّرَفَ وَالرِّفْعَةَ

خدایا عطا کن به محمد و آلش مقام وسیله و فضیلت و شرف و رفعت

وَالدَّرَجَةَ الْکَبیرَةَ اَللّهُمَّ اِنّی آمَنْتُ بِمُحَمَّدٍ صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ

و درجه بلند خدایا من ایمان آوردم به محمد صلی الله علیه و آله

وَلَمْ اَرَهُ فَلا تَحْرِمْنی فِی الْقِیمَةِ رُؤْیَتَهُ وَارْزُقْنی صُحْبَتَهُ وَ تَوَفَّنی

با اینکه او را ندیده‌ام پس در روز قیامت از دیدارش محرومم مفرما و مصاحبت و همنشینی او را روزیم فرما

عَلی مِلَّتِهِ وَاسْقِنی مِنْ حَوْضِهِ مَشْرَباً رَوِیّاً سآئِغاً هَنَّیئاً لا اَظْمَاءُ

و بر کیش او بمیرانم و بنوشانم از حوض او (حوض کوثر) نوشاندنی سیراب و جانبخش و گوارا که

بَعْدَهُ اَبَداً اِنَّکَ عَلی کُلِّشَیْءٍ قَدیرٌ اَللّهُمَّ اِنّی آمَنْتُ بِمُحَمَّدٍ صَلَّی

پس از آن هرگز تشنه نشوم که براستی تو بر هرچیز توانایی خدایا من ایمان آورده‌ام به محمد صلی

اللّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَلَمْ اَرَهُ فَعَرَّفْنی فِی الْجِنانِ وَجْهَهُ اَللّهُمَّ بَلِّغْ مُحَمَّداً

الله علیه وآله و او را ندیدِه ام پس در بهشت رویش را به من نشان ده خدایا برسان به محمد

صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ مِنّی تَحِیَّةً کَثیرَةً وَ سَلاماً.

صلی الله علیه و آله از جانب من تحیتی بسیار و سلامی.

سلام و احترام🌻

«تمثال علی(ع)»؛ رؤیای صادقه‌ای که بر تابلو نقش بست

گروه هنر: نقاشی از تمثال حضرت علی(ع) توسط هنرمند فقید «علی‌اشرف والی» سال ۶۵ و پس از ۲۳ سال حساسیت نقاش به پایان می‌رسد، تصویری که به زعم بسیاری از کارشناسان مذهبی شبیه‌ترین اثر نقاشی به تمثال امیرالمؤمنین(ع) است.

علی‌اشرف والی، سال ۱۲۹۹ خورشیدی در کرج متولد شد و همزمان با گذراندن دوران تحصیل، استعداد هنری خود را به نحو چشمگیری بروز داد تا جایی‌ که رشته دانشگاهی خود را نقاشی برای تحصیل در دانشکده هنرهای زیبا انتخاب کرد.
در دانشکده از محضر اساتیدی همچون علی‌محمد حیدریان، رفیع حالتی بهره برد و البته در این سیر هنری بیشتر از همه اسماعیل آشتیانی او را در استفاده از از شیوه‌های کلاسیک در طرح و رنگ کمک کرد.
اما وقوع ماجرایی در دوران نوجوانی دلیل اصلی شیفتگی او به هنر و از همه مهمتر نقاشی بود، ماجرایی که خود استاد آن را چنین نقل می‌کند: «۱۳ ساله بودم که رؤیای صادقه‌ای را دیدم؛ در خواب با چهره نورانی مردی مواجه شدم که آنقدر برایم آشنا بود که انگار سالیان سال بود می‌شناسمش، آری او کسی نبود جز علی بن ابیطالب(ع). از آن زمان عزم خود را جزم کردم تا هنر نقاشی را فرا گیرم تا شاید بتوانم آنچه را که در خواب دیدم روی بوم پیاده کنم».
والی از زمان اتخاذ این تصمیم ممارست و مجاهدتی چند ده ساله را به جان خرید که البته در این راه مجموعه‌ای از آثار نگارگری، خوشنویسی، تذهیب و صفحه‌آرایی را خلق کرد که تنها یک بار آن هم در سال ۴۲ در معرض دید عموم گذاشته شد.
سال ۴۴ بود که این هنرمند فقید، تصمیم می‌گیرد، هدف عالی خود از فراگیری هنر نقاشی را عملی کند؛ پس دست به کار خلق تابلویی می‌شود که ۲۱ سال از عمر هنری خود را به آن اختصاص می‌دهد، تابلویی که با حساسیت وی مو به مو منطبق با همان چیزی که در نوجوانی آن را به خواب دیده بود اجرا شد.

سال ۶۵ تابلو به نمایش درآمد؛ بسیاری از جمله مراجع و علمای حوزه‌های علمیه آن را دیدند و با توجه به مصادیق و مشاهداتی که در مورد چهره ظاهری حضرت علی(ع) در مکتوبات مذهبی وجود داشت، همگی به تصدیق آن پرداخته و به زعم ایشان این اثر، شبیه‌ترین نقاشی به تمثال مبارک حضرت امیر(ع) شناخته شد.
شبیه‌ترین نقاشی به تمثال مبارک حضرت علی(ع) اکنون در موزه آستان قدس رضوی است؛ ویژگی بارز این اثر آن است که برخلاف سایر نقاشی‌هایی که معمولاً از تمثال حضرت‌علی(ع) سراغ داریم که به دست ایشان ذوالفقار داده شده است، در این نقاشی ذوالفقار به زمین گذاشته شده و قرآن در دستان حضرت علی(ع) قرار گرفته است.
اما علی‌اشرف والی در سال ۱۳۸۹ به دلیل کهولت سن، چشم از جهان فرو می‌بندد و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا(س) آرام می‌گیرد؛ هنرمندی که رهبر معظم انقلاب به پاس هنر متعهد او، درگذشتش را تسلیت گفتند.

قال رسول الله ص «یا عَلِی إِنَّکَ قَسِیمُ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ»؛‌ای علی، تو تقسیم‌کننده بهشت و جهنم هستی

خوشنویسی نستعلیق اثر احمدعلی مربوط به دوره صفویه

علی حُبُّه جُنَّة شعری در مورد جایگاه و فضایل امام علی(ع) که به محمد بن ادریس شافعی، از فقهای چهارگانه اهل‌سنت، منسوب است. این شعر چهار مصرع دارد و به مصونیت از آتش به واسطه محبت علی(ع) و تقسیم بهشت و جهنم توسط او اشاره می‌کند. وصایت بر حق امام علی(ع) و امامت او نسبت به انسان‌ها و اجنه، بخش دیگری از محتوای این شعر است. به غیر از شافعی، از افراد دیگری به عنوان سرایندگان این دوبیتی یاد شده است.

مضمون این شعر در احادیثی که در منابع شیعه و اهل‌سنت نقل شده، آمده است. همچنین این شعر یا برخی از مصرع‌های آن در اشعار شاعران دیگر نیز استفاده شده است. شعر علی حبه جنه بر در روضه حرم امام علی(ع) نقش بسته است.

اشعار مشابهی با موضوع این شعر توسط شاعران دیگر سروده شده است.

محتوا

عَلیٌّ حُبُّه جُـــــــنَّة

قَسیمُ النّارِ و الجَنَّة

وَصیُّ المصطفی حَــقّاً

إمامُ الإنسِ و الجِــــــنَّة

علی، دوستی‌‏اش حفاظ است او تقسیم‌‏کننده دوزخ و بهشت است.

او وصی بر حق حضرت مصطفی(ص) و امام انس و جن است.[۲]

در مصراع اول، به جُنَّة بودن محبت امام علی(ع) اشاره شده‌ است. جنة در لغت به‌معنای سلاح[۳] یا سپر[۴] است که از شخص محافظت می‌کند. برخی این واژه را به‌معنای هر چیزی دانسته‌اند که از انسان محافظت می‌کند.[۵]

مضمون مصرع اول یعنی مصونیت از آتش به سبب محبت امام علی(ع) در روایاتی از پیامبر اسلام(ص) در منابع شیعی[۶] و اهل‌سنت[۷] نقل شده است. البته این مطلب به نقل از عمر بن خطاب هم بیان شده است[۸] و در برخی از مصادر، شعری را بدین مضمون به خلیفه دوم منتسب ساخته‌اند.[۹]

تقسیم بهشت و جهنم توسط امام علی(ع) نیز در احادیث رسول خدا(ص) درباره امام علی(ع)[۱۰] و در گفته‌های خود امام علی[۱۱] و دیگر ائمه[۱۲] نقل شده است. چنان‌که این مطلب در منابع اهل‌سنت نیز انعکاس یافته[۱۳] و برخی همچون ابن‌ابی‌الحدید در شرح نهج‌البلاغه آن را مستفیض دانسته‌اند.[۱۴] و گفته شده که ابن‌حنبل از این مسئله دفاع کرده است.[۱۵][یادداشت ۱]

همچنین ببینید: حدیث قسیم النار و الجنة

شاعر

شعر «علی حبه جنه» در منابع، به محمد بن ادریس شافعی از فقهای چهارگانه اهل‌سنت (۱۵۰-۲۰۴ق) نسبت داده شده است.[۱۶] از عامر بن ثعلبه[۱۷] یا عمّار بن تغلبه[۱۸] نیز به‌عنوان شاعر این شعر نام برده شده است. همچنین آثار دیگری بدون نام بردن از سراینده این شعر، تنها به نقل آن بسنده کرده‌اند.[۱۹]

اشعار مشابه

اشعاری با مضمون مشابه علی حبه جنه و درباره مصونیت از آتش با محبت امام علی(ع) و قسیم النار و الجنه بودن امام توسط شاعران دیگر سروده شده است.[۲۰] برخی از آنها عبارتند از:

برخی قدیمی‌ترین شعر مشابه را از سید حمیری می‌دانند که چنین سروده‌است:

ذاکَ قَسیمُ النّارِ مِن قیلِه خُذی عَدُوّی و ذَری ناصِری

ذاک علیِّ بنُ أبی طالب صِهرُ النبیِّ المصطفی الطاهرِ

همچنین به صاحب بن عباد در مین زمینه، شعر زیر نسبت داده شده‌ است.

أبا حسنٍ لُو کانَ حُبُّکَ مُدخِلی جهنمَ کانَ الفوزَ عندی جحیمُها

و کیف یَخافُ النارَ مَن هُوَ موقنٌ بِأنکُ مُولاهُ و أنتَ قسیمُها[۲۲] [یادداشت ۳]

دعبل نیز به این موضوع در شعر خود اشاره کرده‌ است:

قسیمُ الجحیمِ فَهذا لهو هذا لها باعتدال القسمِ[۲۳] [یادداشت ۴]

مضمون شعر علی حبه جنة در توصیف امام علی(ع) توسط نویسندگان بعدی به‌کار رفته است[۲۴] و بعدها برخی از شعرا مانند عطار نیشابوری[۲۵] و موسی بن جعفر حسینی طالقانی[۲۶] از دو بیت این شعر یا مطلع آن در اشعار خود بهره برده‌اند.

در سال ۱۳۷۶ق، دو درِ طلاکاری‌شده در روضه حرم امام علی(ع) نصب گردید که شعر علی حبه جنه بر آن نقش بسته بود.[۲۷]

السلام علیک یا قسیم الجنة و النار 
السلام عليك يا ابا الحسن اميرالمومنين علي

حل مشکل هادی دین معنی ام الکتاب

یا علی یا ایلیا یا بوالحسن یا بوتراب

به آسمان رود و کار آفتاب کند (نظر کیمیا اثر)

به ذره گر نظز لطف بوتراب کند

به آسمان رود وکار افتاب کند

طلبه‌ای که به لوستر‌های حرم امیرالمؤمنین (ع) اعتراض داشت
یکى از طلبه‌هاى حوزه باعظمت نجف از نظر معیشت در تنگنا و دشوارى غیرقابل تحملى بود. روزى از روى شکایت و فشار روحى کنار ضریح مطهر حضرت امیرالمؤمنین (ع) عرضه مى‌دارد: شما این لوسترهاى قیمتى و قندیل‌هاى بى‌بدیل را به چه سبب در حرم خود گذارده‌اید، در حالى که من براى اداره امور معیشتم در تنگناى شدیدى هستم؟!

شب امیرالمؤمنین (ع) را در خواب مى‌بیند که آن حضرت به او مى‌فرماید: اگر مى‌خواهى در نجف مجاور من باشى اینجا همین نان و ماست و فیجیل (نوعی سبزی) و فرش طلبگى است و اگر زندگى مادى قابل توجهى مى‌خواهى باید به هندوستان در شهر حیدرآباد به خانه فلان کس مراجعه کنى، چون حلقه به در زدى و صاحب‌خانه در را باز کرد به او بگو‌: به آسمان رود و کار آفتاب کند.

پس از این خواب، دوباره به حرم مطهر مشرف مى‌شود و عرضه مى‌دارد: زندگى من اینجا پریشان و نابسامان است شما مرا به هندوستان حواله مى‌دهید؟! بار دیگر حضرت را خواب مى‌بیند که مى‌فرماید: سخن همان است که گفتم، اگر در جوار ما با این اوضاع مى‌توانى استقامت‌ورزى اقامت کن، اگر نمى‌توانى باید به هندوستان به همان شهر بروى و خانه فلان راجه را سراغ بگیرى و به او بگویى: به آسمان رود و کار آفتاب کند.

پس از بیدار شدن و شب را به صبح رساندن، کتاب‌ها و لوازم مختصرى که داشته به فروش مى‌رساند و اهل خیر هم با او مساعدت مى‌کنند تا خود را به هندوستان مى‌رساند و در شهر حیدرآباد سراغ خانه آن راجه را مى‌گیرد. مردم از اینکه طلبه‌اى فقیر با چنان مردى ثروتمند و متمکن قصد ملاقات دارد، تعجب مى‌کنند.

وقتى به در خانه آن راجه مى‌رسد در مى‌زند، چون در را باز مى‌کنند، مى‌بیند شخصى از پله‌هاى عمارت به زیر آمد، طلبه وقتى با او روبرو مى‌شود، مى‌گوید: به آسمان رود و کار آفتاب کند. فوراً راجه پیشخدمت‌هایش را صدا مى‌زند و مى‌گوید: این طلبه را به داخل عمارت راهنمایى کنید و پس از پذیرایى از او تا رفع خستگى‌اش وى را به حمام ببرید و او را با لباس‌هاى فاخر و گران قیمت بپوشانید.

مراسم به صورتى نیکو انجام مى‌گیرد و طلبه در آن عمارت عالى تا فردا عصر پذیرایى مى‌شود.

فردا دید محترمین شهر از طبقات مختلف، چون اعیان و تجار و علما وارد شدند و هر کدام در آن سالن پرزینت در جاى مخصوص به خود قرار گرفتند. از شخصى که کنار دستش بود، پرسید: چه خبر است؟

گفت: مجلس جشن عقد دختر صاحب خانه است. پیش خود گفت: وقتى به این خانواده وارد شدم که وسایل عیش براى آنان آماده است. هنگامى که مجلس آراسته شد، راجه به سالن درآمد. همه به احترامش از جاى برخاستند و او نیز پس از احترام به مهمانان در جاى ویژه خود نشست.

او نگاه رو به اهل مجلس کرد و گفت: آقایان من نصف ثروت خود را که بالغ بر فلان مبلغ مى‌شود از نقد و مِلک و منزل و باغات و اغنام و اثاثیه به این طلبه که تازه از نجف اشرف بر من وارد شده مصالحه کردم و همه مى‌دانید که اولاد من منحصر به دو دختر است؛ یکى از آن‌ها را هم که از دیگرى زیباتر است براى او عقد مى‌بندم و شما اى عالمان دین، هم‌اکنون صیغه عقد را جارى کنید.

چون صیغه جارى شد طلبه که در دریایى از شگفتى و حیرت فرو رفته بود، پرسید: شرح این داستان چیست؟

راجه گفت: من چند سال قبل قصد کردم در مدح امیرالمؤمنین (ع) شعرى بگویم، یک مصراع گفتم و نتوانستم مصراع دیگر را بگویم. به شعراى فارسى زبان هندوستان مراجعه کردم. مصراع گفته شده آن‌ها هم چندان مطلوب نبود. به شعراى ایران مراجعه کردم. مصراع آنان هم چندان چنگى به دل نمى‌زد. پیش خود گفتم حتماً شعر من منظور نظر کیمیا اثر امیرالمؤمنین (ع) قرار نگرفته است؛ لذا با خود نذر کردم اگر کسى پیدا شود و مصراع دوم این شعر را به صورتى مطلوب بگوید، نصف دارایى‌ام را به او ببخشم و دختر زیباتر خود را به عقد او درآورم.

شما آمدید و مصراع دوم را گفتید. دیدم از هر جهت این مصراع شما درست و کامل و تمام و با مصراع من هماهنگ است. طلبه گفت: مصراع اول چه بود؟ راجه گفت: من گفته بودم: به ذره، گر نظر لطف، بوتراب کند، طلبه گفت: مصراع دوم از من نیست، بلکه لطف خود امیرالمؤمنین (ع) است. راجه سجده شکر کرد و خواند:

به ذره گر نظر لطف بوتراب کند

به آسمان رود و کار آفتاب کند.

Pin on Persian poem

گیرم هزار کعبه خدا خلق می نمود

چنگی به دل نمی زد اگر مرتضی نبود

ما را نوشته اند گدایان مرتضی

بر روی سینه حک شده این لوح یاد بود

شایسته است رو به نجف ، عاشق علی

شب را سحر کند همه در حالت سجود

روح الامین ز جانب حق ذاکر علی است

گهگاه اگر به سمت نبی می کند فرود

ما را ز خاک پای علی آفریده اند

در کثرتیم اگر همه از وحدت وجود

تنها امیر هر دو جهان گشته مرتضی

کوری چشم دومی و آن زن حسود

حاجی به دور کعبه و ما دور مرتضی

حج ها بدون حب علی واقعا چه سود ؟!

من خاک پای هرکه شده زائر علی

بر زائران خاک نجف رحمت و درود

مشهد بهشت ، کعبه بهشت ، کربلا بهشت

خاک بهشت هم به دلم چون نجف نبود

حال دلم بد است ، نجف روزیم کنید

رحمت به شاعری که به شعر این چنین سرود:

"چون کوی دوست هست به صحرا چه حاجت است"

ایوان طلای یار ، دل از عاشقان ربود

معنی اسم ابوتراب و نام های هم آوا با آن + میزان فراوانی در ثبت احوال

چرا پیغمبر به علی (ع) لقب ابوتراب داد؟

امیرالمؤمنین صفت ابوتراب را خیلی دوست داشت. این کّنیه را پیغمبر صلی الله علیه وآله به او داده بود. به ابن عباس گفتند چرا به علی، ابوتراب می گفتند؟ گفت: لانه صاحبها / برای این که صاحبش است. یعنی پدر تراب که شوی، می شوی پدربزرگ آدم. آدم از تراب خلق شد دیگر . وقتی پیغمبر (ص) به امیرالمؤمنین می گوید: ابوتراب یعنی پدرِ خاکی و آدم می شود فرزندت. لذا هر جا که تراب هست، صاحبش علی است. در اوج نماز که سجده است بالاترین نقطه بدنت یعنی سر و پیشانی ات را می گذاری پایین ترین جا، جای پات، برای چه؟ برای این که بر تراب سجده می کنی و صاحب تراب علی (ع) است.

قرآن می فرماید: یا لیتنی کنت ترابا / روز قیامت یک عده ای می گویند ای کاش ما هم تراب بودیم و علی پدرمان بود. آن وقت که می پرسیدند پدرت کیست آنجا خاک به بعضی از موجودات افتخار می کند، ما الان این ها را نمی فهمیم. توجه کردی؟ در اوج نماز نزدیک ترین نقطه انسان به خدا در حال سجده به خاک است یعنی آن موقع که تو پیشانی ات را به خاک می مالی. و اصلا سجده کردن به خاک از خصایل شیعه است.

چرا به حضرت علی(ع)، ابوتراب می‌گویند

ابو‌تراب به معنای پدر خاک، دمساز خاک یا پدر و رئیس خاکیان است و این لقب از محبوب‌ترین القاب در نزد امام علی علیه‌السلام و یکی از زیباترین القاب آن حضرت به شمار می‌آید‌.

ابو‌تراب به معنای پدر خاک، دمساز خاک یا پدر و رئیس خاکیان است و این لقب از محبوب‌ترین القاب در نزد امام علی علیه‌السلام و یکی از زیباترین القاب آن حضرت به شمار می‌آید‌.

، نخستین کسی که به کنیه (ابو‌تراب) نامیده شد، علی بن ابی طالب رضی‌الله عنه است، این کنیه را رسول خدا صلی‌الله علیه و آله و سلم به او داد آن گاه که دید او بر روی زمین خوابیده و خاک بر پهلوی او نشسته است، از روی لطف و مهربانی به او فرمود: برخیز ای ابوتراب.

و این محبوب‌ترین القاب او به شمار می‌رفت و از آن پس به برکت نفس محمدی این کرامتی برای او شد، زیرا خاک خبرهای گذشته و آینده تا روز قیامت را برای او باز می‌گفت‌.

از رسول خدا (ص) نقل شده که فرموده‌اند: چون روز قیامت شود و شخص کافر پاداش و نزدیکی و کرامتی را که خدای متعال برای شیعیان علی(ع) آماده شده را ببیند، گوید "ای کاش من ترابی بودم"، یعنی کاش از شیعیان علی (ابو‌تراب) بودم.

‌علامه مجلسی رحمه‌الله در بیان این جمله گوید‌: ممکن است ذکر آیه در اینجا برای بیان علت دیگری در نامگذاری آن حضرت به ابو‌تراب باشد، زیرا شیعیان او به جهت تذلل بیش از اندازه و تسلیم بودن در برابر فرمان‌های حضرتش تراب نامیده شده‌اند، چنان که در آیه کریمه آمده و چون آن حضرت صاحب و پیشوا و زمامدار آنهاست، ابو‌تراب نام گرفته است‌.

در این که پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله وسلم در چه زمانی این لقب مبارک را به امیر‌المؤمنین علیه السلام داده است، روایات متفاوتی نقل شده است‌. برخی از آن‌ها حاکی از آن است که این لقب در جمادی الأول یا جمادی الثانی سال دوم هجرت در غزوۀ العشیره به آن حضرت داده شده است‌. در برخی دیگر آمده است که در یوم‌التآخی، یعنی روزی که پیامبر اسلام بین همۀ مسلمان عقد برادری بست و از بین تمام مردم علی را برای خود برگزید، به او داده شده است‌.

منابع:

الغدیر – علامه أمینی - ج 6 - ص 337 – 338،

علل الشرائع - الشیخ الصدوق - ج 1 - ص 156 ،

بحار‌الأنوار - علامة مجلسی - ج 35 - ص 51

وبگردی؛معارف،پیامبرواهل بیت،پرسمان لقب ابوتراب

ابوتراب

دربهاران کی شود سرسبز سنگ

خاک شو تا گل برویی رنگ رنگ

افتادگی اموز اگر طالب فیضی

که هرگز نخورد اب زمینی که بلند است

در بهاران کی شود سرسبز سنگ؟

مولوی - از بهاران کی شود سرسبز سنگ

لقب ابوتراب در چه زمانی به امام علی(ع) داده شد؟

در باره اطلاق ابو تراب به امام علی(ع) و این كه این كنیه را پیامبر(ص) به او داده است اتفاق نظرهست ولی در باره چگونگی دادن آن كنیه به آن حضرت دو روایت متفاوت ذكرشده است. پاره‌ای منابع با ذكر حدیثی از عمار یاسر می‌گویند : در غزوه ذوالعشیره، پیامبر(ص) علی(ع) را كه در نخلستان بنی مدلج به خواب رفته بود با پای خود تكان داد و فرمود: «ای ابوتراب برخیز» و در پی آن چگونگی شهادت او را پیش‌گویی فرمود. در روایتی دیگر آمده كه روزی علی(ع) ‌از خانه بیرون آمد و در سایه مسجد خوابید، پس از آن پیامبر(ص) به نزد فاطمه(س) آمد و پرسید. پسر عمّت كجاست؟ فاطمه(س) پاسخ گفت: «در مسجد خوابیده است» پیامبر(ص) رفت و او را دید كه ردا از پشتش افتاده و خاك آلوده شده است. پیامبر(ص) به پاك كردن خاك از پشت او پرداخت و در آن حال می‌فرمود: «ای ابوتراب برخیز»(دایرة المعارف تشیع، ج1، ص 30.) . ابوهریره نقل كرده است كه: «روزی پیامبر آن حضرت را دیدند كه بر روی خاك خوابیده است. پیامبر(ص) نشستند و گرد و غبار از پشت آن حضرت پاك نموده و فرمودند:برخیز، پدر و مادرم فدای تو باد ای ابا تراب!...»، )علل الشرایع، ج1، ص 155.)

روایتی از ابوتراب

حدیث ؛ عزم و اراده

حدیث جوانمردی علی(ع) و ندای «لا فتى إلّا علىّ»

پرسش : نداى «لا سیف إلّا ذو الفقار و لا فتى إلّا عَلىٌّ» در کجا و از چه کسى شنیده شد؟

پاسخ اجمالی:

شناخته شده ترین مورخان نقل نموده اند که در جنگ احد و پس از فداکاری ها و حماسه سازی های علی در حمله به بخش های مختلف سپاه شرک و کشتن بزرگان آنها، جبرئیل بر پیامبر(ص) نازل گشت و جهاد علی را یاری نمودن پیامبر با جان و دل توصیف کرد. همچنین در آن روز لشکریان صدایی شنیدند – صدای جبرئیل - که می گفت: «لا سیف إلاّ ذو الفقار***و لا فتى إلاّ علی». مثل نقل طبرى در «تاریخ الاُمم و الملوک» از ابو رافع . ابن ابى الحدید مى گوید: «این روایت مشهور است».

پاسخ تفصیلی:

طبرى در «تاریخ الاُمم و الملوک»(1) از ابو رافع نقل مى کند:
در جنگ احد پس از آنکه على بن ابى طالب پرچمداران دشمن را به قتل رسانید، پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) عدّه اى از مشرکان قریش را دید و به على فرمود: بر این دسته حمله کن.
على(علیه السلام) بر گروه آنها حمله نموده و آنها را متلاشى ساخت و عمرو بن عبدالله جمحى را کشت. سپس پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) جماعتى دیگر از مشرکان قریش را مدّ نظر قرار داده و به على فرمود: «بر ایشان حمله کن». على بر گروه آنها حمله نموده و جمع آنها را پراکنده کرد و شیبة بن مالک را به هلاکت رساند. سپس جبرئیل به رسول اکرم(صلى الله علیه وآله) گفت: «یا رسول الله إنَّ هذا للمواساة»؛ (اى رسول خدا! این است معناى با جان و دل یارى نمودن). پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: «إنّه منّی وأنا منه»؛ (او از من است و من از او هستم). جبرئیل گفت: «و أنا منکما»؛ (من هم از شما دو نفر هستم). ابورافع مى گوید: در این هنگام لشکریان صدایى را شنیدند که مى گفت:
لا سیف إلاّ ذو الفقار***و لا فتى إلاّ علی.
ابن ابى الحدید نیز این روایت را در «شرح نهج البلاغه» ذکر کرده و مى گوید: «این روایت مشهور است»، و اضافه مى کند که پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) فرمودند: «این، صداى جبرئیل است».(2)
علاّمه امینى مى گوید: احادیثِ گوناگون نشان مى دهند که این حادثه چند بار اتّفاق افتاده است، و چنانکه گفتیم ندا دهنده در روز اُحد جبرئیل بوده است. ولى ندا دهنده در روز بدر فرشته اى است که «رضوان» نام دارد.(3)، (4)

پی نوشت:

(1). تاریخ الاُمم و الملوک، ج 2، ص 514.

(2). شرح نهج البلاغة، ج 1، ص 9؛ ج 2، ص 236؛ ج 3، ص 281 (ج 1، ص 29، مقدّمه؛ ج 13، ص 293، خطبه 238؛ ج 14، ص 251).

(3). مراجعه شود: کفایة الطالب، ص 144 (277 ـ 280، باب 69)؛ و الریاض النضرة، ج 2، ص 190 (ج 3، ص 137).

(4). گردآوری از کتاب: گزیده ای جامع از الغدیر، علامه شیخ عبدالحسین امینی، ترجمه محمد حسین شفیعی شاهرودی، موسسه میراث نبوت، چاپ سوم، ص 158.

عید ولایت غدیر بر غدیریان مبارک

شمشیر امیرالمومنین علی

لا فَتَى إِلَّا عَلِی به معنای «جوانمردی جز علی وجود ندارد»، که به دلیل شجاعت و فداکاری امام علی(ع) در جنگ احد از سوی جبرئیل گفته شد. این حدیث در منابع شیعه و اهل سنت نقل شده و در کارهای هنری نیز منشأ پیدایش آثاری شده است. به گفته علامه امینی، دانشمندان علم حدیث بر نقل این حدیث اجماع دارند.

شرح ماجرا

در غزوه احد، هنگامی که از اطراف به پیامبر(ص) حمله می‌شد؛ حضرت علی(ع) به فرمان پیامبر(ص) به آنان حمله می‌کرد. جبرئیل نازل شد و روحیه جوانمردی امام علی(ع) را ستایش نمود. رسول خدا(ص) جبرئیل را تصدیق کرد و گفت: من از علی هستم و او از من است. سپس صدایی در آسمان پیچید که: «لا سَیفَ اِلاّ ذُوالفَقار، و لا فَتی اِلاّ عَلی؛ شمشیری چون ذوالفقار و جوانمردی همچون علی وجود ندارد».[۲] این حدیث در الکافی به نقل از امام صادق(ع) روایت شده و در آن آمده است پس از آن که امام علی(ع) نخستین فرد از کافران را که از پای درآورد، جبرئیل گفت:‌ ای محمّد! این است مساوات. پیامبر فرمود: او از من است و من از او. سپس جبرئیل عبارت «لا سَیفَ اِلاّ ذُوالفَقار و لا فَتی اِلاّ عَلی» خواند.[۳] در برخی کتاب‌ها، چنین نقل شده است: «لا فَتی اِلاّ عَلی و لا سَیفَ اِلاّ ذُوالفَقار».[۴]

حسان بن ثابت با اجازه پیامبر(ص)، شعر (جبریل نادی معلنا) را در این‌باره سرود.[۵]

مکان نزول

بر پایه حدیثی که از امام باقر(ع) روایت شده فرشته‌ای به نام رضوان در جنگ بدر این جمله را گفته است.[۶] سیط بن جوزی، از علمای اهل سنت در قرن هفتم قمری، گفته است که احمد بن حنبل این فضیلت را برای جنگ خیبر می‌دانسته است.[۷] علامه امینی با استناد به احادیث متعدد در این زمینه، معتقد است که این جریان چندین بار رخ داده و دانشمندان علم حدیث بر نقل آن اجماع دارند.[۸]

احتجاج امام علی

حضرت علی(ع) به فضیلت این حدیث درباره خود احتجاج کرده است: شما را به خدا قسم. آیا در میان مهاجران و انصار به غیر از من جبرئیل درباره کسی گفته است: «ای محمد! شمشیری مانند ذوالفقار و جوانمردی مانند علی نیست» آیا در میان مهاجرین و انصار جبرئیل در حق کسی چنین تعبیری آورده است؟[۹]

آثار هنری

تابلوی لا فتی الا علی، اثر حسن روح الامین که در آن صحنه‌ای از جنگ احد به تصویر کشیده شده است.

این جمله در آثار هنری به کار رفته است. در نوروز ۱۳۳۵ش بر روی سکه نقره‌ای ضرب شد.[نیازمند منبع] حسن روح الامین در اردیبهشت ۱۳۹۶ش تابلویی را با محتوای این حدیث طراحی کرد.[۱۰]

جرج جرداق می‌گوید: «من در خانواده‌ای مسیحی بزرگ شده‌ام. پدرم سنگ‌تراش بود. سنگی را به سردر خانه‌مان آویخته بود که روی آن سنگ این جمله حک شده بود: «لافتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار».[۱۱]

شاعران فارسی‌زبان همچون سعدی،[۱۲] خواجوی کرمانی،[۱۳] عطار نیشابوری،[۱۴] شاه نعمت‌الله ولی[۱۵] و شهریار[۱۶] در آثار خود با «لافتی الا علی» اشعار و ترکیب‌های گوناگونی ساخته‌اند.

خواجوی کرمانی در این باره سروده است:

مهر او از آسمان لافتی الا علی

تیغ او از گوهر لاسیف الا ذوالفقار[۱۷]

عطار نیشابوری:

هیچ میدانی سخاوت حقّ کیست

من بگویم لافتی إلّا علی است [۱۸]

شاه نعمت الله ولی:

لافتی الّا علی لاسیف الّا ذوالفقار

این نَفَس را از سر صدق و صفا باید زدن [۱۹]

شهریار:

نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت

متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را [۲۰]

عید غدیرخم مبارک

امیرالمومنین

امیرالمؤمنین لقب اختصاصی حضرت مولی علی(ع) و فقط از آنِ اوست. نه کسی قبل از او و نه کسی بعد از او مجاز به این لقب نیست. این لقب را خداوند برای او برگزیده است. در روایتی از قول جابر نقل شده است که از امام باقر(ع) پرسیدم: «لم سمّی امیرالمؤمنین؟: چرا امیرالمؤمنین(ع) به این نام نامیده شد؟ قال الله سماه؛[1] حضرت فرمود خدا این لقب را به او داد.»

و پیامبر اکرم(ص) مکرّر ایشان را به این لقب خواندند.[2] این لقب اختصاصی اوست و خداوند اجازه نداده بر غیر او اطلاق شد.«فما سمیت بهذا احداً قبله و لاسمّی بهذا احداً بعده... ؛[3] هیچ کس را قبل از او به این لقب ننامیدم و هیچ کس را بعد از او به این لقب نخواهم نامید.»

در روایتی آمده است که شخصی وارد بر امام صادق(ع) شد و به حضرت چنین سلام کرد: «السلام علیک یا امیرالمؤمنین!» امام صادق ایستاد و فرمود: «آرام! این اسمی است که جز زیبنده امیرمؤمنان(ع) نیست. خداوند این لقب را به او داده و هیچ کس دیگری را به این لقب نخوانده است.» راوی پرسید: «آخرین حجت الهی به چه نامی خوانده می شود؟» حضرت فرمود: «السلام علیک یا بقیه الله! السلام علیک یابن رسول الله!»[4]

* شکر خدا *

دورترین مردم

کارت تبریک 1343 مذهبی / قصیده عید غدیر خم

Image

دعای نادعلی کبیر و صغیر

دعای نادعلی

دعای نادعلی یکی از دعاهای زیبا و دلنشینی است که فضیلت های بسیاری را بر آن برشمرده اند. نادعلی شامل دو دعای جداگانه به نام نادعلی صغیر و نادعلی کبیر می باشد که ماهیت مشابهی دارند و مضمون هر دوی آنها بر آشکار کردن فضایل حضرت علی (ع) استوار است . این دعا مانند شعر است. دعایی نادعلی کبیر در کتاب زادالمعاد و دعای نادعلی صغیر در کتاب بحارالانوار آمده است.

ناد علی

دعای ناد علی کبیر

بِسمِ الله الرحمن الرحیم

نادِ عَلیاً مَظهَرَالعَجائِب تَجِدهُ عَوَناً لَکَ فِی النَوّائِب لی اِلیَ اللهِ

حاجَتی وَ عَلَیهِ مُعَوَّلی کُلَّما اَمَرتَهُ وَ رَمَیتَ مُنقَضی فی ظِلّ اللهِ وَ یُضِلل اللهُ لی اَدعُوکَ کُلَّ هَمٍ وَغَمًّ

سَیَنجَلی بِعَظَمَتِکَ یا اللهُ بِنُبُوَّتِکَ یا مُحَمَّدَ بِوَلایَتِکَ یا عَلِیُّ یا عَلِیُّ یا عَلِیُّ اَدرِکنی بِحقِّ لُطفِکَ الخَفیَّ اللهِ اَکبَرُ

اَنا مِن شَرِّ اَعدائکَ بَریءٌ اللهُ صَمَدی مِن عِندِکَ مَدَدی وَ عَلَیکَ مُعتَمِدی بِحقِّ إِیاکَ نَعبُدُ وَ إِیاکَ نَستَعینُ

یا اَبا لغَیثِ اَغِثنی یا اَبَا الَحَسَنَین اَدرِکنی یا سَیفَ اللهُ اَدرِکنی یا بابَ اللهِ اَدرِکنی یا حُجَّهَ اللهِ اَدرِکنی یا وَلِیَّ اللهِ

اَدرِکنی بِحَقَّ لُطفِکَ الخَفیَّ یا قَهّارُ تَقَهَّرتَ بِا لقَهرِ وَ القَهر ُفی قَهرِ قَهرکَ یا قَهارُ یا قاهِرَ العَدُوّ یا واِلیَ الوَلِیَّ یا مَظهَرَ العَجائِبِ

یا مُرتَضی عَلِیُّ رَمَیتَ مِن بَغی عَلَیَّ بِسَهمِ اللهِ وَ سَیفِ اللهِ القاتِلِ اُفَوَّضُ اَمری اِلیَ اللهِ اِنَّ اللهُ بَصَیرٌ بِالعَبادِ وَ اِلهُکُم اِلهٌ واحِدٌ

لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الرَّحمنُ الرَّحیمُ یا غیاثَ المُستَغیثیَنِ یا دَلیلَ المُتَحیِّرِینَ یا اَمانَ الخائِفینَ یا مُعینَ المُتَوَکِلینَ یا رَاحِمَ المَساکینَ یا اِلهَ العالَمَینَ

بِرَحمَتِکَ وَ صَلَّی اللهُ عَلی سَیِّدِنا مُحَمَّدٍ وَ الِهِ اَجمَعین وَ الحَمدُ اللهِ رَبِّ العالَمینَ. (مجلسی، زاد المعاد، ج1، ص429-430)

ترجمه دعای نادعلی کبیر

بخوان علی را که مظهر صفات عجیبه است . تا یاری کننده تو باشد در سختی ها ،این بنده پیوسته به خدا نیازمند است.

و من در امورم به او تکیه کرده ام و امور گذشته و آینده ام را به او وا می گذارم و برای رفع هر ناراحتی تو را می خوانم.

تا مشکل حل و مسائل روشن گردد. قسم به بزرگیت ای خدا و به پیامبریت ای محمد و به ولایت تو ای علی ای علی ای علی مرا در یاب بحق لطف پنهانت.

الله اکبر و من از شر دشمنانت بیزاری می جویم. خدای بی نیاز از سوی تو یاری می شم و بر تو اعتماد دارم به حق ایاک نعبد و ایاک نستعین.

ای پدر کمک، ای پدر حسنین مرا در یاب ،ای شمشیر خدا ای در خدا, ای حجت خدا ,ای ولی خدا مرا در یاب.

به حق لطف پنهانت ای غالب و غلبه کننده، ای دوست خدا، ای مظهر صفات عجیب ، ای علی یقین دارم هرکه بخواهد ظلم نماید تو به شمشیر کشنده او را از پای در می آوری من تمام امورم را به تو واگذارمی کنم.

بدرستی او بصیر بر بندگان است و فرماید:خدای شما خدای واحد است و غیر از او خدایی نیست و بخشنده و مهربان.

مرا در یاب ای فریاد رس فریاد خواهان ای راهنمای سر گردانان ای امان ده تر سندگان ای یاری دهنده پناه آورندگان ای رحم کننده بر فقرا

ای خدا به رحمتت مرا در یاب و درود فرست بر محمد و ال او و ستایش برای خداوند جهانیان است و بس.

عکس با کیفیت دعای نادعلی

دعای نادعلی دعایی است که در وصف مولای اول شیعیان امام علی (ع) نوشته شده است، این دعا از جمله دعاهای بسیار زیبا و دلنشینی است که فضایل فراوانی برای آن ذکر کرده‌اند که یکی از آنها برای گشایش فوری کار و گرفتن حاجت است.

دو نوع دعای نادعلی وجود دارد، «ناد علی کبیر» که در کتاب زادالمعاد بیان شده و «نادعلی صغیر» که در کتاب بحارالانوار آمده است.

Image

ختم دعای نادعلی به پیشنهاد آیت الله کشمیری (ره) برای رفع گرفتاری

از اذکار اهل ولایت، ذکر «ناد علی » است که در کتاب ها به صورت های مختلف نقل شده است.

آیت الله کشمیری (ره) ذکر «نادعلی » را چنین می خواند:

«نَادِ عَلِیاً مَظْهَرَ الْعَجَائِبِ تَجِدْهُ عَوْناً لَکَ فِی النَّوَائِبِ کُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ سَینْجَلِی بِوَلَایتِکَ یا عَلِی یا عَلِی یا عَلِی یا أَبَا الْغَوثِ أَغِثْنِی یا وَلِی اللَّه‌ أَدْرِکْنِی‌ بِلُطْفِکَ‌ الْخَفِی‌ لا إِلهَ‌ إِلَّا أَنْتَ‌ سُبْحانَکَ‌ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظَّالِمِین‌»

استاد کشمیری (ره) در مورد ذکر نادعلی می فرمود:

اگر یا علی در این ذکر 100 بار گفته شود، خوب است. من از ناد علی خیر زیادی دیدم. هر مشکلی در نجف برایم پیش می آمد، می رفتم صحن حضرت امیرالمؤمنین (ع) و چند بار آن را می خواندم مشکلم حل می شد. (روح ریحان، شرح حال عارف کامل مرحوم آیت الله سید عبدالکریم رضوی کشمیری، سید علی اکبر صداقت ص 93 و 94)

دعای نادعلی

طریقه خواندن دعای نادعلی صغیر برای حاجت

علامه سید محمدحسین حسینی تهرانی از مرحوم سید هاشم حداد نقل کرده است که هر کس هر روز ١١٠ مرتبه دعای نادعلی صغیر را بخواند و این دستور را سه روز پی در پی انجام دهد هر حاجتی داشته باشد، خداوند عطا می‌فرماید. (حسینی طهرانی، سیدمحمدحسین، مطلع الانوار، ج2، ص155)

متن دعای نادعلی صغیر برای گشایش کار

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

نَادِ عَلِیًّا مَظْهَرَالْعَجائِبِ تَجِدْهُ عَوْنًا لَکَ فِی النَّوائِبِ کُلَّ هَمٍّ وَ غَمٍّ سَیَنْجَلِی

بِعَظَمَتِکَ یا اَللهُ بِنُبُوَّتِکَ یا مُحَمَّدُ بِوِلایَتِکَ یا عَلِیُّ یا عَلِیُّ یا عَلِیُّ (علامه مجلسی، بحارالانوار، 1403ق، ج20، ص73)

نادعلی صغیر

ترجمه متن دعای نادعلی برای حاجت فوری

به نام خداوند بخشنده مهربان

بخوان علی (ع) را که مظهر عجائب است

می یابی او را یاور در مشکلات

تمام هم و غم هایم امید دارم که بزودی برطرف شود

قسم به بزرگیت ای خدا قسم به نبوتت ای محمد (ص) و قسم به ولایتت ای علی و ای علی و ای علی (علامه مجلسی، بحارالانوار، 1403ق، ج20، ص73)

نسخه صغیر دعای نادعلی

نسخه‌ي صغیر دعای نادعلی برای تسخیر قلب از چهار بیت شعر تشکیل شده اسـت. ابیاتی کـه در روز جنگ احد بـه شکل ندایی بر قلب پیامبر اسلام فرود آمد. البته در نقل میبدی بـه این موضوع اشاره نشده اسـت کـه این ندا از سوی جبرییل بوده یا آن کـه از منبع دیگری بـه رسول خدا الهام شده اسـت. بـه هرحال چهار بیتی کـه ازآن بعنوان نسخه‌ي صغیر دعای نادعلی برای تسخیر قلب یاد میشود عبارت اسـت از:

نادِ عَلِیاً مَظهَرَ العَجائِب

تَجِدهُ عَوناً لَکَ فِي النَّوائِبِ

کُلُّ هَمٍّ و غَمٍّ سَینجَلي

بِوِلایتِکَ یا عَلِي یا عَلِي یا عَلِي

باید این نکته را نیز مطرح کرد که در مطلب نقل شده توسط میبدی هیچ اشاره‌اي بـه این موضوع نشده است کـه می توان از این شعر چهار بیتی بعنوان دعا و ختم خاصی بهره گرفت. البته بـه غیر از میبدی کسان دیگری هم هستند کـه در آثار خود بـه دعای نادعلی صغیر اشاره کرده‌اند. بعنوان مثال شیخ میرزا حسین بن محمد تقی بن علی محمد نوری طبرسی کـه بـه محدث نوری مشهور اسـت.

و یکی از محدثان شیعه در قرن چهاردهم هجری به شمار میرود، در کتاب مستدرک الوسایل بـه این نکته اشاره کرده اسـت کـه: «بـه خط شهید اول دیدم کـه این دو بیت برای پیدا شدن گم شده و برده فراری خوانده می شود.» منظور محدث نوری از شهید اول، ابوعبدالله شمس‌الدین محمد بن مکی بن محمد شامی عاملی جزینی اسـت کـه از فقهای شیعه در قرن هشتم قمری بـه شار میرود.

و علاوه بر شهید اول با نام شیخ شهید نیز از او یاد می گردد. همچنین در کتاب ناسخ التواریخ کـه تالیف محمد تقی لسان الملک سپهر بوده و از جمله کتاب‌هاي تاریخی بـه زبان پارسی محسوب میشود، بـه این نکته اشاره شده اسـت کـه شعر دو بیتی موسوم بـه نسخه‌ي صغیر دعای نادعلی برای تسخیر قلب در جنگ احد از جانب خداوند بـه پیامبر اسلام الهام شده اسـت.

دعای نادعلی

تصویر بادکنک چاپی مرغوب ویژه عید غدیر

دعای نادعلی برای بدست آوردن محبت + آداب صحیح دعا خواندن

دعای نادعلی برای بدست آوردن محبت + آداب صحیح دعا خواندن

برداشته ام دو دست از بهر دعا

ای شاه دوعالم بنگر سوی گدا

دادی به من اذن ذکر نامت از لطف

ورنه تو کجا ومن بی رتبه کجا

منتظران را به لب امد نفس

ای شه خوبان تو به فریاد رس

گیفت و یادبود عید غدیر|زیورآلات و اکسسوری|اراک, |دیوار

دعای نادعلی برای بدست آوردن محبت + آداب صحیح دعا خواندن

ناد علیا مظهر العجائب

متن دعای ناد علی + فایل صوتی

نادِ عَلیّاً مَظهَرَ العَجائِب تَجِدهُ عَوْناً لَکَ فِی النَّوائِب لی اِلَی اللهِ حاجَتی وَ عَلَیهِ مُعَوَّلی کُلَّما اَمَرتَهُ وَ رَمَیتُ مُنقَضی فی ظِلِّ اللهِ وَ یُضِلِلِ اللهُ لی اَدعُوکَ کُلَّ هَمٍّ وَ غَمٍّ سَیَنجَلی بِعَظَمَتِکَ یا اللهُ بِنُبُوَّتِکَ یا مُحَمَّدُ بِوَلایَتِکَ یا عَلِیُّ یا عَلِیُّ یا عَلِیُّ اَدرِکنی بِحَقِّ لُطفِکَ الخَفیِّ اللهُ اَکبَرُ اَنَا مِن شَرِّ اَعدائِکَ بَرِیءٌ اللهُ صَمَدی مِن عِندِکَ مَدَدی وَ عَلَیکَ مُعتَمِدی بِحَقِّ إِیّاکَ نَعبُدُ وَ إِیّاکَ نَستَعینُ یا اَبَا الغَیْثِ اَغِثْنی یا اَبَاالحَسَنَیْنِ اَدْرِکنی یاسَیفَ اللهِ اَدرِکنی یا بابَ اللهِ اَدرِکنی یاحُجَّةَ اللهِ اَدرِکنی یا وَلِیَّ اللهِ اَدرِکنی بِحَقِّ لُطفِکَ الخَفیِّ یا قَهّارُ تَقَهَّرْتَ بِالقَهرِ وَ القَهرُ فی قَهرِ قَهرِکَ یا قَهّارُ یا قاهِرَ العَدُوِّ یا والِیَ الوَلِیِّ یا مَظْهَرَ العَجائِبِ یا مُرتَضی عَلِیٌّ رَمَیْتَ مَن بَغی عَلَیَّ بِسَهمِ اللهِ وَ سَیفِ اللهِ الْقاتِلِ اُفَوِّضُ اَمری اِلَی اللهِ اِنَّ اللهَ بَصَیرٌ بِالْعِبادِ وَ اِلهُکُم اِلهٌ واحِدٌ لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الرَّحمنُ الرَّحیم اَدرِکنی یا غیاثَ المُستَغیثینَ یا دَلیلَ المُتَحَیِّرِینَ یا اَمانَ الخائِفینَ یا مُعینَ المُتَوَکِّلینَ یا رَاحِمَ المَساکینَ یا اِلهَ العالَمَینَ بِرَحمَتِکَ وَ صَلَّی اللهُ عَلی سَیِّدِنا مُحَمَّدٍ وَ الِهِ اَجمَعینَ وَ الحَمدُ للِهِ رَبِّ العالَمینَ

بخوان علی را که مظهر صفات عجیبه است. تا یاری کننده تو باشد در سختی ها این بنده پیوسته به خدا نیازمند است. و من در امورم به او تکیه کرده ام و امور گذشته و آینده ام را به او وا می گذارم. برای رفع هر ناراحتی تو را می خوانم. تا مشکل حل و مسائل روشن گردد قسم به بزرگیت ای خدا و به پیامبری ات ای محمد و به ولایت تو ای علی ای علی ای علی. مرا در یاب بحق لطف پنهانت. الله اکبر و من از شر دشمنانت بیزاری می‌جویم. خدای بی نیاز از سوی تو یاری می‌شوم و بر تو اعتماد دارم به حق ایاک نعبد و ایاک نستعین. ای پدر کمک ای پدر حسنین مرا در یاب ای شمشیر خدا ای حجت خدا، ای ولی خدا مرا در یاب. به حق لطف پنهانت ای غالب و غلبه کننده، ای دوست دوست خدا. ای مظهر صفات عجیبه. ای علی یقین دارم هرکه بخواهد ظلم نماید، تو به شمشیر کشنده او را از پای در می آوری من تمام امورم را به تو واگذارمی کنم. به درستی او بصیر بر بندگان است و فرماید: خدای شما خدای واحد است و غیر از او خدایی نیست و بخشنده و مهربان است. مرا در یاب ای فریاد رس فریاد خواهان، ای راهنمای سر گردانان، ای امان ده ترسندگان، ای یاری دهنده پناه آورندگان، ای رحم کننده بر فقرا، ای خدا به رحمتت مرا دریاب و درود فرست بر محمد و آل او و ستایش برای جهانیان است.

کتیبه کهنه و قدیمی - دعای نادعلیا مظهر العجایب - اثری ماندگار و کلکسیونی از استاد عباس جاغوری

یکی از کارهای مستحب وحسنه در روز عید غدیر صیغه عقد اخوت است لذا اگر دوست خالصی داری که دوستتی با او ناگسستنی است پیمان عقد اخوت با او ببند تا همان طور که در دنیا باهم رفیق هستید دراخرت نیز باهم رفیق باشید در صدر اسلام پیامبر خدا محمد مصطفی ص بین مهاجرین مکه وانصار مدینه پیمان عقد اخوت بر قرار کرد وبین خودش وعلی ع نیز پیمان عقد اخوت برقرار کرد به تاسی از گذشتگان ما نیز در این روز مبارک با یکی از دوستانم صیغه عقد اخوت خواندیم در حالی که دست در دست یکدیگر ((دست راست ارجح)) داشتیم از خداوند منان پایداری ودوام در دوستی خالصانه را طالب هستیم

صیغه عقد اخوت

به این خاطر عقد برادری در این روز با برادران مؤمن سزاوار است و کیفیت آن به صورتی که شیخ ما در کتاب «مستدرک الوسائل» از کتاب «زاد الفردوس» نقل فرموده است چنین است:

دست راست خود را بر دست راست برادر مؤمن خود بگذار و بگو:

واخَيْتُكَ فِي اللّٰهِ، وَصافَيْتُكَ فِي اللّٰهِ، وَصافَحْتُكَ فِي اللّٰهِ، وَعاهَدْتُ اللّٰهَ وَمَلائِكَتَهُ وَكُتُبَهُ وَرُسُلَهُ وَأَنْبِياءَهُ وَالْأَئِمَّةَ الْمَعْصُومِينَ عَلَيْهِمُ السَّلامُ عَلَىٰ أَنَّي إِنْ كُنْتُ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَالشَّفاعَةِ وَأُذِنَ لِي بِأَنْ أَدْخُلَ الْجَنَّةَ لَاأَدْخُلُها إِلّا وَأَنْتَ مَعِي.

در راه خدا برادرت شدم و در راه خدا دوست با صفایت گشتم و در راه خدا با تو دست دادم و با خدا و فرشتگان و کتاب‌هایش و رسولان و پیامبرانش و امامان معصوم (درود بر آنان) عهد کردم، بر اینکه اگر از اهل بهشت و شفاعت بودم و به من اجازه داده شد که وارد بهشت شوم، به بهشت وارد نشوم مگر اینکه تو هم با من باشی.

آنگاه برادر مؤمن بگوید:

قَبِلْتُ

پذیرفتم

سپس بگوید:

أَسْقَطْتُ عَنْكَ جَمِيعَ حُقُوقِ الْأُخُوَّةِ مَا خَلَا الشَّفاعَةَ وَالدُّعاءَ وَالزِّيارَةَ.

همه حقوق برادری را از تو ساقط کردم، به جز شفاعت و دعا و زیارت.

کيست مولا ؟آن که آزادت کند
بند رقـــــــــــــيت زپايت بر کَند

بدبختی....خوشبختی

بدبختی خوشبختی دو واژه ای که با تقدیر ما گره خورده است با تولد خوشبختی وبدبختی ما نیز متولد میشود چه راضی باشی چه راضی نباشی لذا همواره دروجود خودت خوب تامل کن ببین برای خوشبختی افریده شده ای یا برای بدبختی افریده شده ای این امر انقدر مهم است که امام سجاد زین العابدین ع در دعاهای خمسه عشره از ان یاد کرده است وامامان ما نیز به این امر مهم اعتقاد راسخ داشته اند امام سجاد در راز نیاز ودعا با خدای تبارک وتعالی میفرماید

إِلٰهِى لَيْتَ شِعْرِى أَلِلشَّقاءِ وَلَدَتْنِى أُمِّى؟ أَمْ لِلْعَناءِ رَبَّتْنِى ؟ فَلَيْتَها لَمْ تَلِدْنِى، وَلَمْ تُرَبِّنِى، وَلَيْتَنِى عَلِمْتُ أَمِنْ أَهْلِ السَّعادَةِ جَعَلْتَنِى، وَبِقُرْبِكَ وَجِوارِكَ خَصَصْتَنِى، فَتَقَِرَّ بِذٰ لِكَ عَيْنِى، وَتَطْمَئِنَّ لَهُ نَفْسِى .

خدایا ای کاش می‌دانستم که آیا مادرم مرا برای بدبختی به دنیا آورده، یا برای رنج کشیدن و زحمت پرورانده است؟ اگر چنین است کاش مرا نزاده و نپرورانده بود و ای کاش آگاه بودم که آیا مرا از اهل سعادت قرار داده و به قرب و جوارت اختصاص داده‌ای تا به این سبب چشمم روشن و جانم آرام گیرد؟

حافظ شیرازی نیز به تقدیر بدبختی وخوشبختی در زندگی اعتقاد داشته است آنجا که اشاره به بخت گمراه وبدبختی میکند ومیگوید

آیین تقوا ما نیز دانیم

لیکن چه چاره با بخت گمراه؟

گر تیغ بارد در کوی آن ماه

گردن نهادیم الحکمُ لِلّه

ما شیخ و واعظ کمتر شناسیم

یا جام باده یا قصه کوتاه

من رند و عاشق در موسم گل

آن گاه توبه؟ اَستِغفِرُالله

لذا اخرین کلام اهل جهنم با خدای تبارک وتعالی این است خدایا شقاوت وبدبختی بر ما غلبه پیدا کرد ونتوانستیم بدبختی خود را در دنیا تغیربدهیم

گناه اگر چه نبود اختیارِ ما حــــــــــافظ

تو در طریقِ ادب باش، گو گناهِ من است

ذَٰلِكَ يَوْمٌ مَّجْمُوعٌ لَّهُ النَّاسُ وَذَٰلِكَ يَوْمٌ مَّشْهُودٌ ‎ يَوْمَ يَأْتِ لَا تَكَلَّمُ نَفْسٌ إِلَّا بِإِذْنِهِ ۚ فَمِنْهُمْ شَقِيٌّ وَسَعِيدٌ ‎﴿١٠٥﴾‏ فَأَمَّا الَّذِينَ شَقُوا فَفِي النَّارِ لَهُمْ فِيهَا زَفِيرٌ وَشَهِيقٌ ‎﴿١٠٦﴾‏ خَالِدِينَ فِيهَا مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ إِلَّا مَا شَاءَ رَبُّكَ ۚ إِنَّ رَبَّكَ فَعَّالٌ لِّمَا يُرِيدُ ‎﴿١٠٧﴾‏ ۞ وَأَمَّا الَّذِينَ سُعِدُوا فَفِي الْجَنَّةِ خَالِدِينَ فِيهَا مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ إِلَّا مَا شَاءَ رَبُّكَ ۖ عَطَاءً غَيْرَ مَجْذُوذٍ ‎

السعادة الحقيقية المطلقة، زمانها ومكانها – تجمع دعاة الشام

قال رسول الله ص السَّعیدُ مَن سَعِدَ فی بَطنِ امِّهِ، و الشَّقِی مَن شَقِی فی بَطنِ امِّهِ؛

خوشبخت از همان شکم مادر خود خوشبخت است و بدبخت از همان شکم مادر خود، بدبخت است.

از ظاهر این حدیث، چنین برداشت می شود که خوش بختی و بدبختی، مادرزادی اند و سعادت و شقاوت انسان ها، پیش از آن که تولّدشان مشخّص است. به سخن دیگر، هر کسی در شکم مادرْ سعادتمند باشد، زندگی او پس از تولّد نیز توأم با خوش بختی است و اگر در شکم مادرْ بدبخت رقم خورده باشد، پس از تولّد نیز بدبخت خواهد بود

از ظاهر این حدیث، چنین برداشت می شود که خوش بختی و بدبختی، مادرزادی اند و سعادت و شقاوت انسان ها، پیش از آن که تولّدشان مشخّص است. به سخن دیگر، هر کسی در شکم مادرْ سعادتمند باشد، زندگی او پس از تولّد نیز توأم با خوش بختی است و اگر در شکم مادرْ بدبخت رقم خورده باشد، پس از تولّد نیز بدبخت خواهد بود.

در خور ذکر است که قضا و قدر الهی و از جمله تقدیر خوش بختی و بدبختی انسان، حتما باید به گونه ای تفسیر شود که به مجبور بودن انسان در انتخاب راه زندگی نینجامد.

با عنایت به این نکته، می توان گفت که این حدیث، به یکی از معانی زیر، اشاره دارد:

۱. خداوند، قبل از تولّد انسان ها، به خوش بختی و بدبختی آنها علم دارد.

خداوند متعال، سرنوشت همه انسان ها را قبل از تولّد آنها می داند؛ امّا روشن است که علم ازلی خداوند، علّت صدور افعال انسان نیست. به سخن دیگر، خداوند متعال می داند که هر انسانی با اراده و انتخاب خود، چه راهی را در زندگی انتخاب می کند. با این فرض، انسان در انتخاب راه خوب یا بد، مجبور نیست. این تفسیر از حدیث، عینا از امام کاظم(ع) روایت شده است:

الشَّقی مَن عَلِمَ اللّهُ و هُوَ فی بَطنِ أُمِّهِ أَنَّهُ سَیعمَلُ أَعمالَ الأَشقیاءِ، و السَّعیدُ مَن عَلِمَ اللّهُ و هُوَ فی بَطنِ أُمِّهِ أَنَّهُ سَیعمَلُ أَعمالَ السُّعداء؛[۱]

بدبخت، کسی است که خداوند از همان زمانی که او در رحم مادرش است، می داند که او کارهای بدبختان را خواهد کرد؛ و خوش بخت، کسی است که خداوند از همان زمانی که او در رحم مادرش است، می داند که او کارهای خوش بختان را خواهد کرد.

۲. خوش بختی برای مؤمن و بدبختی برای کافر، تقدیر شده است.

خداوند متعال برای فرزندانی که می داند در آینده راه درست زندگی را انتخاب می کنند و ایمان می آورند، در شکم مادرهایشان خوش بختی مقدّر کرده و برای فرزندانی که می داند در آینده راه نادرست را انتخاب می کنند و کفر می ورزند، در شکم مادرهایشان بدبختی مقدّر نموده است، چنان که در حدیثی، از پیامبر خدا آمده است که:

سَبَقَ العِلمُ و جَفَّ القَلَمُ، و مَضی القَدَرُ بِتَحقیقِ الکتابِ و تَصدیقِ الرُّسُلِ، و بِالسَّعادَةِ مِنَ اللّهِ عز و جل لِمَن آمَنَ و اتَّقی، و بِالشَّقاءِ لِمَن کذَّبَ و کفَرَ، و بِوَلایةِ اللّهِ المُؤمِنینَ، و بَراءَتَهُ مِنَ المُشرِکینَ؛[۲]

علم، پیشی گرفت و قلم، رقم زد و قَدَر، قطعی شد برای به حقیقت پیوستن کتاب [آسمانی] و تصدیق پیامبران و برای سعادتمندی هر مؤمن و تقواپیشه ای از جانب خدا و برای بدبختی هر تکذیب کننده و کافر و نیز برای ولایت خداوند بر مؤمنان و برائتش از مشرکان.

بنا بر این، سعادت و شقاوت، گرچه به وسیله خداوند عز و جل تقدیر می شوند، امّا بر اساس ایمان و تقوا، و کفر و انکار که عمل اختیاری انسانند برای انسان، رقم می خورند.

۳. انتخاب انسان در عالم ذَر، در خوش بختی و بدبختی او مؤثّر است.

سومین معنای ارائه شده برای حدیث مورد بحث، آن است که بر أساس شماری از احادیث، انتخاب انسان در عالَم ذر که پیش از عالم کنونی بوده در تکوین سرشت او مؤثّر بوده است، بدین معنا که افراد در آن عالم، اگر راه درست را انتخاب کرده اند، سرشتشان در این جهان نیز تمایل به انتخاب راه درست دارد که موجب خوش بختی آنها می شود و کسانی که راه نادرست را انتخاب کرده اند، طبعا مایل به کارهای ناشایست هستند که موجب بدبختی آنها می شود، هر چند آنها که تمایل به بدی دارند، می توانند راه درست را انتخاب کنند و آنها که تمایل به نیکی دارند، می توانند راه نادرست را انتخاب نمایند و در هر دو صورت، اجباری در کار نیست.

جمع بندی

به نظر می رسد معنای حدیث مورد بحث، همان معنای نخست است که در کلام امام کاظم(ع) آمده است و معنای دوم نیز به همان معنا باز می گردد؛ امّا معنای سوم، علاوه بر این که مبتنی بر اعتقاد به عالَم ذر است و خودِ این مسئله، نیاز به بررسی دارد، انطباق آن با حدیث «خوش بخت، در شکم مادرش خوش بخت است...» مشکل است.

احادیث ائمه درباره شقاوت و سعادت

شقاوت چیست ؟

شقاوت در لغت به معنای نکبت و خواری و بدبختی و پریشانی است. و اغلب در کنار سعادت به معنای خوشبختی می آید. دانستن معنای سعادت و شقاوت برای هر مسلمانی واجب است. و هر مسلمانی باید بداند که چه چیزی باعث سعادت انسان شده و چه چیزی انسان را به سوی شقاوت می برد،

اراده قوی انسانی می تواند سرنوشتش را تغییر دهد و شقاوت خود را تبدیل به سعادت کند. شقاوت و سعادت چون میزان عمر انسان و بسیاری چیزهای دیگر، مشروط به انجام یا ترک اموری از سوی آدمی است و انسانی که در طول حیات، در مسیر صحیح قدم برداشته و اعمال نیک انجام می دهد، خدای متعال شقاوت او را تبدیل به سعادت می کند و البته رحمت وسیع او مانع است از اینکه سعادتی را به شقاوت مبدل سازد.

آیا سعادت و شقاوت انسان ها ذاتی است؟

اصل حاکم و مسلم در اعتقادات شیعی بر مختار بودن و مسئول بودن انسان در قبال سعادت و شقاوت خویشتن است. و روایت مذکور فقط خبر از این واقعه می دهد که فردی که هم اکنون شقی است، از همان شکم مادر هم در بستری از شقاوت متولد شده بود و خود او هم با اعمالش بر این شقاوت صحه گذاشت. این شقاوت البته خارج از اراده انسانی نیست.

خداوند، قبل از تولد انسان ها، به خوش بختی و بدبختی آنها علم دارد.

خداوند متعال، سرنوشت همه انسان ها را قبل از تولد آنها می داند؛ اما روشن است که علم ازلی خداوند، علت صدور افعال انسان نیست. به سخن دیگر، خداوند متعال می داند که هر انسانی با اراده و انتخاب خود، چه راهی را در زندگی انتخاب می کند. با این فرض، انسان در انتخاب راه خوب یا بد، مجبور نیست. این تفسیر از حدیث، عینا از امام کاظم (ع) روایت شده است :

الشَّقی مَن عَلِمَ اللّهُ و هُوَ فی بَطنِ أُمِّهِ أَنَّهُ سَیعمَلُ أَعمالَ الأَشقیاءِ، و السَّعیدُ مَن عَلِمَ اللّهُ و هُوَ فی بَطنِ أُمِّهِ أَنَّهُ سَیعمَلُ أَعمالَ السُّعداء؛

بدبخت، کسی است که خداوند از همان زمانی که او در رحم مادرش است، می داند که او کارهای بدبختان را خواهد کرد؛ و خوش بخت، کسی است که خداوند از همان زمانی که او در رحم مادرش است، می داند که او کارهای خوش بختان را خواهد کرد.

• پیامبر (ص) فرمودند :

الشَّقِی مَنْ شَقِیَ فِی بَطْنِ أُمِّهِ وَ السَّعِیدُ مَنْ سَعِدَ فِی بَطْنِ أُمِّهِ»؛

شقی در شکم مادرش شقی است و سعادتمند در شکم مادر خود سعادتمند است.

• پیامبر (ص) فرمودند :

«ما مِنْ نَسَمَةٍ یخْلُقُهَا اللَّهُ فی بَطْنِ امِّه الَّا انَّهُ شَقِی اوْ سَعیدٌ»

هیچ نفسی را خدادر شکم مادر نیافریده مگر اینکه یا شقی است و یا سعید.

• پيامبر صلى الله عليه و آله می فرمایند :

اَلصَّدَقَةُ عَلى‏ وَجه ِها و َاصطِناعُ المَعروفِ وَ بِرُّ الوالِدَينِ و َصِلَةُ الرَّحِمِ تُحَوِّلُ الشِّقاءَ سَعادَةً و َتَزيدُ فِى العُمرِ وَ تَقى مَصارِ عَ السُّوءِ؛

صدقه بجا، نيكوكارى، نيكى به پدر و مادر و صله رحم، بدبختى را به خوشبختى تبديل و عمر را زياد و از پيشامدهاى بد جلوگيرى مى كند.

• پیامبر صلى الله علیه و آله فرمودند :

«مِنْ عَلاماتِ الشِّقاءِ جُمُودُ الْعَیْنَیْنِ، وَ قَسْوَةُ الْقَلْبِ، وَ شِدَّةُ الْحِرْصِ فِی طَلَبِ الرِّزْقِ، وَ الإِصْرارُ عَلَى الذَّنْبِ»؛

از نشانه هاى شقاوت، آن است که هرگز قطره اشکى از چشم انسان نریزد، و نیز از علامات آن، سنگدلى، حرص شدید در تحصیل روزى، و اصرار بر گناه است.

• امام على عليه السلام فرمودند :

إنَّ الشَّقِيَّ مَن حُرِمَ نَفعَ ما اُوتِيَ مِنَ العَقلِ و التَّجرِبَةِ .

بدبخت كسى است كه از عقل و تجربه خود بهره نگيرد.

• امام على عليه ‏السلام می فرمودند :

اَلْجَهْلُ مُميتُ الاَحْياءِ وَ مُخَلِّدُ الشَّقاءِ؛

نادانى، مايه مرگ زندگان و دوام بدبختى است.

• امیرالمومنین علی علیه السلام فرمودند :

«ایاک وَالْوَلَهَ بِالدُّنْیا فَانَّها تُورِثُک الشَّقاءَ وَالْبَلاءَ وَتَحْدُوک عَلَی بَیعِ الْبَقاءِ بِالْفَناءِ»

بر تو باد دوری از علاقه و شیفتگی به دنیا که تو را به شقاوت می افکند، و به فروش آخرت به دنیا سوق می دهد.

• امام على عليه السلام فرمودند :

إنَّ أسعَدَ الناسِ في الدنيا مَن عَدَلَ عَمّا يَعرِفُ ضُرَّهُ، وإنَّ أشقاهُم مَنِ اتَّبَعَ هَواهُ؛

خوشبخت ترين مردم در دنيا، كسى است كه از آنچه مى داند برايش زيان آور است دورى كند و شقاوتمند كسى است، كه از هواى نفس خود پيروى كند.

• امام على عليه السلام فرمودند :

الشَّقِيُّ مَنِ انخَدَعَ لِهَواهُ و غُرُورِهِ .

بدبخت كسى است كه فريفته هوا و هوس خود گردد.

• امام على (ع) فرمودند :

تَوَقَّوُا المَعاصِيَ و احبِسُوا أنفُسَكُم عنها ؛ فإنَّ الشَّقِيَّ مَن أطلَقَ فيها عِنانَهُ.

از گناهان باز ايستيد و نفسهاى خود را از آنها باز داريد ؛ زيرا بدبخت كسى است كه عنان خود را در عرصه گناهان رها سازد .

امام حسین (ع) در دعای عرفه می فرمایند:

«اللَّهُمَّ اجْعَلْنی اخْشاک کانّی اراک وَاسْعِدْنی بِتَقْواک وَلا تُشْقِنی بِمَعْصِیتِک»

خدایا چنان ترسان قرارم ده که گوئی تو را می بینم و به پرهیز از معاصی مرا سعادتمند گردان و به ارتکاب گناهان شقاوتمندم نفرما.

• امام صادق علیه السلام فرمودند :

«انَّ اللَّهَ ینْقُلُ الْعَبْدَ مِن الشَّقاءِ الَی السَّعادَةِ وَلا ینْقُلُهُ مِنَ السَّعادَةِ الَی الشَّقاءِ»

خداوند بنده را از شقاوت به سوی سعادت انتقال می دهد ولی از سعادت به سوی شقاوت نمی آورد.

• به نقل از منصور بن حازم : به امام صادق (ع) گفتم :

لَم تُجِبني مُنذُ سِنينَ عنِ الشَّقاءِ و السَّعادَةِ ، أنَّهُما كانا من قَبلِ أن يَخلُقَ اللّه ُ الخَلقَ ؟ قالَ: بَلى ، و أنا الساعَةَ أقُولُهُ. قُلتُ : فَأخبِرْني عنِ السَّعيدِ هَل أبغَضَهُ اللّه ُ على حالٍ مِن الحالاتِ ؟ فقالَ : لو أبغَضَهُ على حالٍ مِن الحالاتِ لَما ألطَفَ لَهُ حتّى يُخْرِجَهُ مِن حالٍ إلى حالٍ فَيَجعَلَهُ سَعيدا . قُلتُ : فَأخبِرْني عنِ الشَّقِيِّ هَل أحَبَّهُ اللّه ُ على حالٍ مِن الحالاتِ ؟ فقال : لو أحَبَّهُ ... ما تَرَكَهُ شَقيّا.

آيا شقاوت و سعادت پيش از آن كه خداوند خلايق را بيافريند وجود داشته اند؟ حضرت فرمود : آرى، و اينك من آن را [برايت] مى گويم. عرض كردم: پس، مرا خبر ده كه آيا خداوند انسانِ خوشبخت را در هيچ حالتى از حالات دشمنش مى دارد؟ فرمود : اگر موردى از موارد او را دشمن مى داشت، با نظر لطف خود او را از حالتى به حالتى در نمى آورد و خوشبختش نمى كرد. عرض كردم : مرا خبر ده از بدبخت كه آيا حالى از حالات هست كه خداوند او را در آن حالت دوست بدارد؟ فرمود : اگر او را در حالتى از حالت ها دوستش مى داشت ... بدبخت رهايش نمى كرد.

• امام صادق (ع) درباره كسى كه سوره «كافرون» و «اخلاص» را در نماز واجب بخواند فرمود :

و إن كانَ شَقيّا مُحِيَ مِن دِيوانِ الأشقياءِ، و اُثبِتَ في دِيوانِ السُّعَداءِ .

اگر بدبخت باشد، نامش از ديوان شور بختان پاك مى شود و در ديوان نيكبختان ثبت مى گردد.

• «ابن ابی عمیر» از امام کاظم (ع) در مورد شقاوت و سعادت آدمی در شکم مادر پرسیده و آن حضرت در پاسخ او فرمودند:

«الشَّقِی مَنْ عَلِمَ اللَّهُ (عَلِمَهُ) وَهُوَ فی بَطْنِ امِّه انَّهُ سَیعْمَلُ اعْمالَ الْاشْقیاءِ، وَالسَّعیدُ مَنْ عَلِمَ اللَّهُ (عَلِمَهُ) وَهُوَ فی بَطْنِ امِّه انَّهُ سَیعْمَلُ اعْمالَ السُّعَداءِ»

شقی کسیست که در شکم مادرش خداوند از او خبر دارد که اعمال و افعال اشقیاء را انجام می دهد، و سعید کسی است که در شکم مادرش خداوند از او خبر دارد که اعمال سُعداء را انجام می دهد.

• امام کاظم (ع) می فرمایند:

«انَّ الدُّعاءَ یرُدُّ ما قَدْ قُدِّرَ وَما لَمْ یقَدَّرْ»

دعا مقدر شده ها و مقدرنشده ها را برمی گرداند.

• امام رضا (ع) فرمودند :

«اذا تَمَّتِ الْارْبَعَةُ اشْهُرٍ بَعَثَ اللَّهُ تَبارَک وَتَعالی الَیها مَلَکینِ خَلّاقَینِ یصَوِّرانَهُ وَیکتُبانِ رِزْقَهُ وَاجَلَهُ، شَقِیاً وَسَعیداً»

وقتی چهارماهگی نطفه تمام شود، خدای متعال دو فرشته به سوی نطفه می فرستد، تا او را صورت و هیأت دهند و روزی و زمان عمر او را ثبت نمایند، شقی باشد یا سعید.

امام صادق عليه السلام فرموده اند:

چه مانع است شما را که در
هر صبح و شام اين دعا
را سه مرتبه بخوانيد؟!

⚪️ « دعای صبح و شام » :

⬅️ اللّٰهُمَّ مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْاَبْصارِ،
▫️ثبِّتْ قَلْبى عَلىٰ دينِکَ،
▫️و لا تُزِغْ قَلْبى بَعْدَ اِذْ هَدَيْتَنى،

💠 ای خدایی که دل ها و
دیده ها را زیر و رو می سازی!
▫️دل مرا بر دینت ثابت بدار،
▫️و پس از آنکه هدایتم کردی،
دلم را گمراه مساز،

⬅️ و هَبْ لى مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَةً
▫️انَّکَ اَنْتَ الْوَهّابُ،
▫️و اَجِرْنى مِنَ النّارِ بِرَحْمَتِکَ.

💠 و از جانب خویش بر من رحمتی ببخش؛
▫️زیرا تویی که بسیار بخشنده ای،
▫️و به رحمت خود از آتش جهنم پناهم ده.

⬅️ اللّٰهُمَّ امْدُدْ لى فى عُمْرى،
▫️و اَوْسِعْ عَلَىَّ فى رِزْقى،
▫️و انْشُرْ عَلَىَّ مِنْ رَحْمَتِکَ،

💠 خداوندا، عمر مرا طولانی گردان،
▫️و روزی ام را وسعت ده،
▫️و رحمتت را بر من بگستران،

⬅️ و اِنْ کُنْتُ عِنْدَکَ
▫️فى اُمِّ الْکِتابِ شَقِيًّا
▫️فاجْعَلْنى سَعيدًا،

💠 و ا گر من نزد تو
▫️در لوح محفوظ (كتاب تقدیر)
شقی و بدبخت محسوب شده ام،
▫️تو مرا سعادتمند قرار ده؛

⬅️ فاِنَّکَ تَمْحُو ما تَشاءُ وَ تُثْبِتُ
▫️و عِنْدَکَ اُمُّ الْکِتاب.

💠 چرا که تو
هرچه را بخواهی محو می‌کنی و
هرچه را بخواهی ثابت میداری
▫️و لوح محفوظ تنها در اختیار توست.

⏪ از اين دعا استفاده مي شود
که براي اشقيا نيز اميد نجات
و سعادت وجود دارد.
بنا براين کسي که توفيق
خواندن آن را پيدا نمي کند
و ميل به خواندن آن ندارد،
بايد بيش از ديگران عنايت
به خواندن آن داشته باشد.

معیار سعادت و شقاوت-img

بدبختی در احادیث - موسسه تحقیقات و نشر معارف اهل‌البیت علیهم‌السلام

غفلت ...

هرگاه به دنیای کنونی با چشم واقع بین نگاه کنییم می بینیم که تمام دنیا چنان در خواب غفلت فرو رفته اند که انگار خداوند تبارک وتعالی پادشاه عالم هستی نیست ومردمان چنان زندگی میکنند انگار که زندگی واقعی در همین عالم هستی است ان وقت است که این ایه قران چشم باطنی ما را باز میکند وبه ما نهیب میزند که از کثرت غفلت ادمیان تردید وشک به دل تو هم نیفتد که دنیا یک بازیچه بیش نیست وزندگی واقعی ما بعد از مرگ رغم میخورد وهرگاه در این ایه تامل کنییم به خودمان هم نگاهی بکنییم که ما هم در زمره این گروه کثیری که در خواب غفلت هستند نباشیم خدای تبارک وتعالی که راستگوترین فرد عالم هستی در کلام وسخن است در قران فرموده است بیشتر مردمان دنیا فاسق غافل وکافر هستند لذا در این عالم هستی با هر کسی نمیشود باب دوستی ورفاقت را باز کرد دوستان واقعی هم اندک وانگشت شمار هستند

وَإِنَّ كَثِيرًا مِّنَ النَّاسِ لَفَاسِــــــــــقُونَ ‎

وَإِنَّ كَثِيرًا مِّنَ النَّاسِ عَنْ آيَاتِنَا لَغَافِلُونَ ‎

وَإِنَّ كَثِيرًا مِّنَ النَّاسِ بِلِقَاءِ رَبِّهِمْ لَكَافِرُونَ ‎

وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ ۖ وَمَا يَعْقِلُهَا إِلَّا الْعَالِمُونَ

و این مَثَلها را برای مردم می‌زنیم وجز عاقلان آنها را درنیابند.

the mountains are covered in blue haze and there is a quote written in arabic on it

الله

بصیرت ....

اگر قران که کلام الله است را خواندی وبصیرت پیدا نکردی هیچ بهره ای از قران نبرده ای برای هر بنده ای که رو به سوی مولای خود دارد قران باید بصیرت ایجاد کند وثمره بصیرت یقین است میدانی چرا علی ع روزی هزار رکعت گاهی عبادت میکرد چون بصیرت پیدا کرده بود به خاطر همین بصیرت بود که فریاد زد من خدایی راکه نبینم را عبادت نمیکنم به خاطر همین بصیرت بود که قاطعانه فرمود به خداوند سوگند اگر تمام پرده های عالم ظاهری دنیا کنار برود ذره ای به یقین من اضافه نمیشود خوشا به سعادت کسی که با قران انس والفت بگیرد وبواسطه قران بصیرت یابد

امام علی علیه السّلام فرمودند:

لو كُشِفَ الغطاءُ ما اذْدَدْتُ يَقيناً؛

اگر پرده ها هم كنار رود، بر يقين من چيزي اضافه نشود

Iqra

از امام علی (ع) پرسیدند آیا خدا را دیده‌اید؟ ایشان در پاسخ فرمودند: «من کسی را که نبینم، نمی‌پرستم. دیدگان با مشاهده، او را نمی‌بینند، ولی قلب‌ها با حقایق ایمان او را می‌بینند.»

به عبارت دیگر، امام علی (ع) بیان می‌کردند که اگر خدا را نمی‌دیدند، او را نمی‌پرستیدند. ایشان توضیح دادند که خدا را با چشم‌های جسمانی نمی‌توان دید، بلکه با قلب و ایمان می‌توان او را درک کرد و شناخت.

این پاسخ نشان دهنده این است که برای امام علی (ع)، شناخت خدا و ایمان به او، فراتر از دیدن ظاهری است و بر اساس فهم عمیق و درونی از حقیقت اوست

سخن امیر مؤمنان علی (ع) : "هیچ چیزی را مشاهده نکردم، مگر اینکه خدا را قبل از آن، بعد از آن و با آن دیدم."

و شعر سعدی :"دوست نزدیک تر از من به من است /

/ وین عجب تر که من از وی دورم"

امام علی می‌فرماید:

ما رَاَیتُ شَیئًا هیچ چیزی را ندیدم

اِلّا وَ رَاَیتُ اللّٰهَ مگر اینکه خداوند را

قَبلَه‌و وَ بَعدَه‌و وَ مَعَه‌و قبل و بعد با آن دیدم

مقصود امام علی از اینکه می‌فرماید قبل و بعد و همراه هر چیزی خدا را دیدم چیست؟

منظور دیدن تجلی خداوند در تمامی لحظات و تمامی موجودات است. یعنی یک یک موجوات دلیل بر وجود خدای متعال هستند و ایشان دائم خدا را در چهرهٔ عالم می‌بیند.

اینکه انسان بتواند با هر چیزی خدا را ببیند، معرفتی عمیق و والاست

تَبْصِرَةً وَذِكْرَى

الإمام الصادق(ع):

بَینا أَمیرُ المُؤمِنینَ(ع) یخطُبُ عَلی مِنبَرِ الکوفَةِ، إِذ قامَ إِلَیهِ رَجُلٌ یقالُ لَهُ: ذِعلِبٌ، ذو لِسانٍ بَلیغٍ فِی الخُطَبِ، شُجاعُ القَلبِ، فَقالَ: یا أَمیرَ المُؤمِنینَ، هَل رَأَیتَ رَبَّک؟

قالَ: وَیلَک یا ذِعلِبُ، ما کنتُ أَعبُدُ رَبّا لَم أَرَهُ.

فَقالَ: یا أَمیرَ المُؤمِنینَ کیفَ رأَیتَهُ؟

قالَ: وَیلَک یا ذِعلِبُ، لَم تَرَهُ العُیوُن بِمُشاهَدَةِ الأَبصارِ ولکن رَأَتهُ القُلوبُ بِحَقائِقِ الإِیمانِ، وَیلَک یا ذِعلِبُ، إِنَّ رَبّی لَطیفُ اللَّطافَةِ لا یوصَفُ بِاللُّطفِ، عَظیمُ العَظَمَةِ لا یوصَفُ بالعِظَمِ، کبیرُ الکبرِیاءِ لا یوصَفُ بِالکبَرِ، جَلیلُ الجَلالَةِ لا یوصَفُ بِالغِلَظِ، قَبلَ کلِّ شَیءٍ لا یقالُ شَیءٌ قَبلَهُ، وبَعدَ کلِّ شَیءٍ لا یقالُ لَهُ بَعدٌ، شاءَ الأَشیاءَ لا بِهِمَّةٍ، دَرّاک لا بِخَدیعَةٍ، فِی الأَشیاءِ کلِّها غَیرُ مُتَمازِجٍ بِها ولا بائِنٌ مِنها، ظاهِرٌ لا بِتَأویلِ المُباشَرَةِ، مُتَجَلٍّ لا بِاستِهلالِ رُؤیةٍ، ناءٍ لا بِمَسافَةٍ، قَریبٌ لا بِمُداناةٍ.[۱]

امام صادق(ع):

امیرمؤمنان بر منبر کوفه سخنرانی می کرد که مردی به نام ذِعلِب ـ که زبان آور، سخنور و شجاع بود ـ برخاست و گفت: ای امیر مؤمنان! آیا تو پروردگارت را دیده ای؟

فرمود: «وای بر تو، ای ذعلب! من پروردگاری را که ندیده باشم، عبادت نمی کنم».

گفت: ای امیر مؤمنان! چگونه او را دیده ای؟

فرمود: «وای بر تو، ای ذعلب! چشم ها با نگاهِ سر او را ندیده اند؛ بلکه دل ها با حقایق ایمان [و تصدیقات یقینی]، او را دیده اند. وای بر تو، ای ذعلب! پروردگارم چنان لطیف [و ناپیدا] است که به لطافت [جسمانی] وصف نمی شود، و چندان باعظمت است که به عظمت، وصف نمی گردد، و آن سان بزرگ است که به بزرگی، وصف نمی شود، و چنان سترگ است که به درشتی [و غلظت جسمانی] وصف نمی گردد. پیش از هر چیز است و گفته نمی شود که: چیزی پیش از اوست. و پس از هر چیزی است و گفته نمی شود که: بَعدی دارد. چیزها را خواسته است (/ خواهنده چیزهاست)؛ امّا نه با کوشش [و تلاش، آن گونه که ویژگی بشر است]، و دریابنده[ی باطن ها] است؛ امّا نه با حیله. در همه اشیا هست؛ امّا نه این که با آنها آمیخته و یا از آنها جدا باشد. پدیدار است؛ امّا نه به نحو مباشرت (قابل رؤیت حسّی). آشکار است؛ امّا نه به نحو آشکار شدن [اشیا] برای چشم. دور است، نه به مسافت، [و] نزدیک است، نه به نحو هم جواری».

چرا امام علی (ع) نسبت به همه انبیاء غیر از خاتم انبیاء (ص) برتری دارد؟

صعصعة بن صوحان، از دوستان و ارادتمندان حضرت علی (ع) بود.
👈عرض کرد: یاامیرالمومنین! آیا شما افضل و بالاتر هستید یا #حضرت_آدم؟
حضرت، چشم های مبارک خویش را گشوده و فرمودند: انسان خوب نیست از خودش تعریف کند، اما برای اینکه نعمت های الهی را در حق خودم اظهار کنم و نوعی شکرگزاری کرده باشم، جواب تو را می گویم: خداوند متعال، آدم را داخل بهشت کرد و تمام نعمت های بهشت به غیر از خوردن گندم را بر او مباح و حلال نمود. با وجود منع الهی، آدم از آن گندم خورد ولی برای من گندم مباح بود اما از آن استفاده نکردم.
.
👈عرض کرد: شما افضل هستید یا #حضرت_نوح؛ امام فرمودند: زمانی که قوم نوح، او را اذیت و آزار رساندند، قومش را نفرین کرد؛ ولی من با این همه مصیبت و آزار، در عمر خود نفرین نکردم. 👈صعصعة پرسید: آیا شما افضلید یا #ابراهیم_خلیل؟ حضرت فرمودند: ابراهیم به خدا عرضه داشت: خداوندا، به من نشان بده که چگونه این مردگان پوسیده را زنده خواهی کرد، خطاب رسید: مگر به قدرت ما ایمان نیاورده ای؟ عرض کرد: چرا؛ ولی می خواهم قلبم مطمئن شود، اما ایمان من در مرتبه ای است که اگر تمام پرده های بین خالق و مخلوق برداشته شود، یقین و اطمینان من به حدی است که کم و زیاد نمی شود. .
👈باز پرسید: یا علی! تو افضلی یا #موسی(ع)؟ امام فرمود: زمانی که خداوند موسی را با معجزه ید بیضا و عصا به سوی فرعون فرستاد و فرمان داد: برو به سوی فرعون؛ از خداوند تقاضا کرد که برادرش هارون را با او همراه کند؛ می ترسید او را بکشند اما وقتی پیامبر اسلام (ص) مرا مامور کرد تا سوره برائت را به سوی فرعونیان مکه ببرم و در موسم حج بخوانم، با وجودی که بسیاری از پهلوانان، پدران و برادران آنها را در جنگ کشته بودم ذره ای به دلم خوف نیامد و کسی را برای کمک و یاری نخواستم.
.
👈صعصعة عرض کرد: یا علی: تو افضل هستی یا #عیسی_بن_مریم (ع)؟ امام فرمود: آنگاه که مادر عیسی (ع) خواست بچه اش را به دنیا بیاورد و زمان وضع حملش رسید از طرف خداوند فرمان رسید: مریم! از بیت المقدس بیرون رو، که اینجا جای زایمان نیست، اینجا عبادتگاه است و او به زیر یک نخل خشک پناه برد. اما وقتی مادر من در مسجدالحرام، آثار وضع حمل را دید و خواست از آنجا خارج شود ندا رسید: داخل خانه ما بیا؛ و دیوار کعبه شکافت و مادرم مرا در خانه خدا به دنیا آورد و سه روز مهمان پروردگارم بودم.
.
👈صعصعه عرض کرد یا علی تو افضل هستی یا #محمد_مصطفی (ص)؟ فرمود : من بنده ای از بندگان محمد هستم.
.
کتاب اللمعه البیضا ص۲۲۰

چرا امام علی (ع) نسبت به همه انبیاء غیر از خاتم انبیاء (ص) برتری دارد؟

دلیل قرآنی بر برتری علی (ع) بر دیگر پیامبران

علی (ع) جان پیامبر(ص) است

الف: نفس واحد: بنا بر آیه 61 سوره آل عمران که به آیه مباهله مشهور است امیرالمومنین علیه السلام نفس پیغمبر صلی الله علیه و آله است و با آن حضرت اتحاد وجودی دارد چرا که میفرماید:

«أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ» و مراد از نفس یا خودِ پیغمبر صلی الله علیه و آله که در این آیه آمده است به شهادت شیعه و سنی مراد امام علی علیه السلام است. و اگر رسول خدا صلی الله علیه و آله برتر از انبیای پیشین است امیرالمومنین علیه السلام نیز برتر از آنها خواهد بود.

در همتایی امیرمومنان علیه السلام و حضرات معصومین علیهم السلام با رسول خدا صلی الله علیه و آله در برخی مراحل وجودی همچنین میتوان به روایاتی تکیه کرد که در آنها سخن از اشتراک خلقت این ذوات مقدس در «نور واحد» آمده است:

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: « أَنَا وَ عَلِیُّ مِنْ نُورٍ وَاحِد »[1] من و علی از یک نور هستیم.

و یا فرمود: « خُلِقْتُ أَنَا وَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ مِنْ نُورٍ وَاحِد »[2] و نیز فرمود: «خَلَقَنِیَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى وَ أَهْلَ بَیْتِی مِنْ نُورٍ وَاحِد»[3] خداوند من و اهل بیتم را از یک نور خلق کرد.

همانطور که در متن دعای ندبه هم آمده است که { لَحْمُکَ مِنْ لَحْمِی وَ دَمُکَ مِنْ دَمِی } حضرت علی (ع) خون و گوشت پیامبر (ص) بوده است.

برتری امام علی (ع) بر انبیاء از منظر امام صادق علیه السلام

روایت اول:
عبداللَّه بن ولید نقل می ‌کند: امام صادق علیه السلام از من پرسید: نظر مردم درباره ی پیامبران اولوالعزم و امامتان امیرالمومنین علیه السلام چیست؟ (کدام را مقدم و برتر می دانند؟)

گفتم: هیچ کس را بر اولوالعزم مقدّم نمى‏دارند.حضرت فرمود: خداوند متعال درباره ی موسى علیه السلام فرمود: «و براى او در آن لوحها از هر گونه پندى چیزى نوشتیم»[7].

و نفرمود: تمام موعظه‏ها را و از قول عیسى علیه السلام فرمود: «و تا برخى از آنچه را که درباره ی آن اختلاف مى‏کنید برایتان بیان کنم»[8]؛

اما درباره ی امامتان أمیرالمومنین علیه السلام فرمود: «بگو: میان من و شما خدا گواهى بسنده است و آن که دانش کتاب نزد اوست»[9] و خداوند [درباره آن کتاب‏] فرمود:

«و نه هیچ ترى و نه هیچ خشکى مگر آنکه در کتابى است روشن»[10] و نیز فرمود: «و هر چیزى را در امام مبین به شمار آورده‏ایم»[11] و علم و دانش آن کتاب نزد او است.[12]

شبیه این روایت که بیانگر برتری علمی و برخورداری از کمالات روحی بالاتر است را می توان در مجامع روایی دیگر مانند "بصائر الدرجات" ملاحظه کرد.[13]

روایت دوم:

امام صادق(ع) از یکی از شیعیانش پرسیدند: «نظر دوستاران ما راجع به امیرالمومنین و مقایسه ایشان نسبت به سایر انبیا چیست؟ او گفت: آقا، منظور شما کدام ویژگی حضرت است؟

فرمودند: علم ایشان، پاسخ داد: آنان امیرالمومنین را خیلی بزرگ می دانند اما انبیاء اولوالعظم (حضرت محمد (ص)، حضرت عیسی، حضرت موسی، حضرت ابراهیم و حضرت نوح) را اعلم از ایشان می دانند. حضرت پاسخ دادند: خیر، امیرالمنین افضل هستند. [13]

آن شخص با تعجب پرسید: آیا واقعا امیرالمنین از همه انبیا افضل هستند؟! حضرت فرمودند: «إِنَّ اللَّهَ یَفْتَحُ‏ مَسَامِعَ‏ مَنْ یَشَاء»[15]،

خدای متعال اگر بخواهد کسی را هدایت کند گوش دلش را باز می کند تا حرف را بفهمد و اگر قصد هدایت کسی را نداشته باشد گوش دل را می بندد؛

یعنی می شنود ولی نمی فهمد. بعد حضرت در ادامه توضیح دادند که من می گویم هرچه نزد همه انبیا بود نزد امیرالمومنین است اما «هُوَ یَسْأَلُنِی هُوَ أَعْلَمُ أَمْ بَعْضُ النَّبِیِّین»‏ تو می گویی امیرالمونین افضل است یا انبیاء اولوالعظم؟!

رتری حضرت علی(ع) از منظر امام رضا (ع)

امام رضا از پدران بزرگوارشان از امیر المؤمنین (ع) از رسول اکرم(ص) روایت میکند که فرمود: خداوند خلقى که بهتر از من باشد و نزد او گرامى‏ تر از من باشد نیافریده است

علیّ (ع) گوید به پیامبر اکرم گفتم: اى رسول خدا تو بهترى یا جبرئیل؟

فرمود: اى علىّ! خداى تعالى انبیاء مرسلین را بر ملائکه مقرّبین برترى داد و مرا بر جمیع انبیاء و رسولان فضیلت بخشید و پس از من اى علىّ! برترى از آن تو و امامان پس از توست و فرشتگان خادمین ما و دوستداران ما هستند.

اى علیّ! کسانى که عرش را حمل مى‏ کنند و کسانى که اطراف آنند به واسطه ولایت ما حمد پروردگارشان را به جا مى‏ آورند و براى مؤمنان استغفار مى‏ کنند.

اى علیّ! اگر ما نبودیم خداوند آدم و حوّا و جنّت و نار و آسمان و زمین را نمى‏ آفرید و چگونه افضل از ملائکه نباشیم در حالى که در توحید و معرفت پروردگارمان و تسبیح و تقدیس و تهلیل او بر آنها سبقت گرفته‏ ایم،

زیرا ارواح ما نخستین مخلوقات خداى تعالى است و او ما را به توحید و تمجید خود گویا ساخت، سپس ملائکه را آفرید و چون ارواح ما را در حالى که نور واحدى بود مشاهده نمودند، امور ما را بزرگ شمردند، ما تسبیح او را گفتیم تا ملائکه بدانند که ما خلقى هستیم آفریده شده و او از صفات ما منزّه است،

بعد از آن ملائکه نیز تسبیح او را گفتند و او را از صفات ما تنزیه کردند، و چون بزرگى شأن ما را مشاهده کردند تهلیل گفتیم تا ملائکه بدانند که هیچ معبودى جز اللَّه نیست و بدانند که ما بندگانى هستیم و نه خدایانى که با او و یا در کنار او پرستیده شویم و گفتند:

«لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ‏» و چون بزرگى منزلت ما را مشاهده کردند خدا را تکبیر گفتیم تا ملائکه بدانند که خدا بزرگتر از آن است که بدو رسند و منزلت او عظیم است.

و چون عزّت و قوّتى را که خداوند براى ما قرار داده است مشاهده کردند، گفتیم: «لا حول و لا قوّة إلّا باللَّه العلیّ العظیم» تا ملائکه بدانند که هیچ قدرت و قوّتى جز به واسطه خدا نیست و ملائکه گفتند:

لا حول و لا قوة الّا باللَّه، و چون مشاهده کردند آن نعمتى را که خدا بر ما ارزانى داشته و طاعت ما را واجب شمرده است گفتیم:

«الحمد للَّه» تا ملائکه بدانند خداوند به واسطه نعماتى که بر ما ارزانى داشته است حقوقى دارد و ملائکه گفتند: الحمدللَّه . پس به واسطه ما به معرفت خداى تعالى و تسبیح و تهلیل و تحمید او رهنمون شدند.

سپس خداى تعالى آدم علیه السلام را آفرید و ما را در صلب او نهاد و به ملائکه فرمان داد که به خاطر تعظیم و اکرام ما بدو سجده کنند سجده آنها براى خداى تعالى عبودیّت و بندگى و براى آدم اکرام و طاعت بود، زیرا ما در صلب او بودیم، پس چگونه ما افضل از ملائکه نباشیم در حالى که همه آنها به آدم سجده کردند.

و چون مرا به آسمان ها به معراج بردند، جبرئیل دو تا دو تا اذان و اقامه گفت، سپس گفت: اى محمّد! پیش بایست، گفتم: اى جبرئیل! آیا بر تو پیش بایستم؟ گفت:

آرى، زیرا خداى تعالى پیامبرانش را و على الخصوص تو را بر همه ملائکه برترى داده است، من پیش ایستادم و با ایشان نماز خواندم و هیچ فخرى هم نیست و چون به حجاب هاى نور رسیدیم، جبرئیل علیه السّلام گفت:

اى محمّد! پیش برو و از من باز ایستاد، گفتم: اى جبرئیل! آیا در مثل این موضع از من مفارقت مى‏ کنى؟ گفت: اى محمّد! این نهایت حدّ من است که خداى تعالى براى من مقرّر فرموده است

و اگر از آن درگذرم به واسطه تجاوز از حدودى که پروردگارم مقرّر فرموده است بال هایم خواهد سوخت و در نورى افکنده شدم افکنده‏ شدنى‏ تا بدان جا که خداى تعالى از ملکوتش اراده فرموده بود رسیدم و ندا رسید: اى محمّد! گفتم: لبّیک و سعدیک‏ اى پروردگار من! تبارکت و تعالیت‏،

ندا رسید تو بنده من و من پروردگار توأم، مرا پرستش کن و بر من توکّل نما، تو نور من در میان بندگان من و فرستاده من به سوى خلقم و حجّت من در بین مردمانى، بهشت من براى کسى است که از تو پیروى کند و آتش من براى کسى است که با تو مخالفت کند،

و کرامتم را براى اوصیاى تو لازم گردانیدم و ثوابم را براى شیعیان تو مقرّر داشتم، گفتم: پروردگارا! اوصیاى من چه کسانى هستند؟ ندا رسید اى محمّد!

اوصیاى تو بر ساق عرش نوشته شده است و من- در حالى که در مقابل پروردگارم بودم- به ساق عرش نگریستم و دوازده نور دیدم و در هر نورى سطرى سبز بود که نام هر یک از اوصیاى من بر آن نوشته شده بود، اوّل ایشان علىّ بن أبى طالب و آخر آنها مهدى امّتم بود، گفتم: پروردگارا!

آیا آنها اوصیاى پس از من هستند؟ ندا آمد که اى محمّد! آنها اولیا و دوستان و برگزیدگان و حجّت هاى من بر خلایق پس از تو هستند و آنها اوصیا و خلفاى تو و بهترین خلق من پس از تو مى‏ باشند، به عزّت و جلالم سوگند که به واسطه ایشان دینم را چیره و کلمه‏ ام را بلند مى‏ نمایم.

و توسّط آخرین آنها زمین را از دشمنانم پاک مى‏ گردانم و مشرق و مغرب زمین را به تملیک او در مى‏ آورم و باد را مسخّر او مى‏ کنم و گردنکشان سخت را رام او مى‏ سازم و او را بر نردبان ترقّى بالا مى‏ برم .

و با لشکریان خود یاریش مى‏ کنم و با فرشتگانم به او مدد مى‏ رسانم تا آنکه دعوتم را آشکار کند و مردمان را بر توحیدم گرد آورد، سپس ملکش را تداوم بخشم و روزگار را در اختیار اولیاى خود قرار دهم تا روز قیامت فرا رسد. [19].

اهل بیت پیامبر مکرم اسلام صلوات الله علیه و آله از منظر محیی الدین ابن عربى

اهل بیت از منظر و دیدگاه محیی الدین ابن عربى

نویسنده محمد بدیعى‏

محیى‏ الدین ابن عربى از اعاظم عرفا و شیخ اکبر اهل طریقت است. بعضى ابن عربى را بزرگترین اهل عرفان در مرتبه بعد از ائمه اطهار مى‏دانند. دراین مورد اگر اختلافى باشد در این‏که او، مؤسس عرفان نظرى و اولین کسى است که اصول و قواعد عرفانى را نظم و ترتیب داده و بر برخى از آنها استدلال کرده، اختلافى نیست. مقاله حاضر، بحثى درباره ارادت و میزان تبعیت ابن‏عربى از اهل بیت(ع)، بخصوص امیرالمؤمنین(ع) است و نتیجه‏اى که مى‏گیرد- چنانکه معقول نیز همین است- عشق سرشار ابن‏عربى به این بزرگواران و خوشه‏چینى او از خرمن فضل و کرامت ائمه هدى است.

ابن عربى در مبحث ولایت و همچنین در موارد دیگر، از حضرت امیرالمؤمنین و فرزندان بزرگوار آن حضرت، نام برده، و به تمجید نیز پرداخته است. جالب توجه است که ابن عربى آن تجلیل و تکریمى که از على علیه‏السلام کرده و آن عبارات باشکوهى که در مدح و ستایش آن امام همام آورده، درباره دیگران نکرده و نیاورده است و اصولاً آن حضرت را، از دیگر صحابه ممتاز مى‏داند. اکنون به‏نقل چند نمونه مى‏پردازیم: او پس از ذکر مطالبى، این‏گونه مى‏نویسد: «هذا على‏بن ابى‏طالب کرم‏الله وجهه- باب مدینة العلم النبوى و صاحب الاسرار امامها» این على‏بن ابیطالب کرم‏الله وجهه است، همان‏که دروازه شهر علم نبوى و صاحب اسرار و امام آن شهر است. ابن عربى سپس مى‏گوید: با سند صحیح روایت شده که «ضراربن ضمرة کندى» گفت: خدا را گواه مى‏گیرم که خودم دیدم آن حضرت را در نیمه‏هاى شب که ستارگان غروب کرده بودند، در یکى از نبردگاه‏ها به عبادت ایستاده و دست بر محاسن خود گرفته و مانند مارگزیده به خود مى‏پیچید و اندوهناک مى‏گریست. گویى اکنون مى‏شنوم که با تضرع با خدا، سخن مى‏گفت: سپس خطاب به دنیا مى‏فرمود: آیا به من تمایل نموده و به سوى من آمده‏اى؟! تو هرگز نمى‏توانى به من دسترسى پیدا کنى، برو دیگرى را بفریب، که من تو را سه طلاقه کرده‏ام. عمر تو کوتاه و ارزش تو اندک و خطرت بسیار است. آه از کمى توشه و دورى سفر آخرت و تنهایى در راه!». همچنین از «نوف بکالى» نقل شده، که گفت: على‏بن ابیطالب کرم‏الله وجهة را دیدم از خانه بیرون آمد و به ستارگان نگریست و خطاب به من فرمود: اى نوف خوابى یا بیدار؟ عرض کردم: بیدارم اى امیرالمؤمنین، فرمود: اى نوف خوشا به حال زاهدان که به دنیا تمایل نداشته و به آخرت گرایش دارند، آنان که زمین را فرش خود و خاک را بستر خود و آب را عطر خود و دعا و قرآن را لباس رو و زیرین خود برگزیده و چونان حضرت عیسى(ع) دنیا را ترک گفته‏اند.»(1) ابن عربى بعد از نقل روایاتى که حکایت از مقام والاى زهد و قدس و پارسایى آن حضرت مى‏کند و نیز پس از ذکر عباراتى از وى، که درجه بسیار شایسته عرفان و معنویت آن امام معصوم را مى‏رسانند، درباره حضرت ولایت مآبى، چنین داورى مى‏کند ومى‏نویسد: «و من مثل على و هذا مقامه و من یعادله و هذا کلامه(2)» و کیست مثل على در این مقام والا و کیست معادل او، که در مقام و کلام، با او برابرى کند؟

در «فتوحات مکیه»، در معرفت نخستین خلق روحانى اولین موجود، پس از این‏که به حقیقت محمدیه به نص صریح اشاره و در اثبات آن سخن مى‏گوید، حضرت او سید تمامى عوامل و نخستین نمودار و ظاهر در وجود از نور الهى بوده و عین عالم را از تجلى حق دانسته و پیامبر اکرم(ص) را عقل اول و اکمل مظاهر مى‏شناسد، آن‏گاه به علو قدر و منزلت و مرتبت على(ع) توجه داشته و در کمال تحقیق و انصاف سخن مى‏گوید، عبارت ابن‏عربى این است: «و أقرب‏الناس الیه (محمد صلى‏الله علیه و آله) على‏بن ابى‏طالب و اسرارالانبیاء اجمعین(3)»، لیکن همین عبارت در چاپ دیگر «فتوحات» به نحو کامل‏تر آمده و نوشته شده است: «اقرب الناس الیه على‏بن ابى‏طالب رضى‏الله عنه امام‏العالم و سرالانبیاء اجمعین»(4) یکى از محققان در ذیل کلام فوق مى‏نویسد: شیخ اکبر از این عبارت دو معناى مهم را افاده نموده است: یکى این‏که على(ع) بعد از پیغمبر ختمى، اشرف و افضل خلایق است، و دیگر آنکه على(ع) سر و باطن انبیاست و انبیا ظهور وجود او هستند و حقیقت کلیه ولایت او متجلى در مظاهر خلایق است و عوالم وجودى مسخر اراده حضرت ولایتمدار على(ع) (5). این احتمال، قوى مى‏نماید که مقصود وى از على(ع) حقیقت ولایت باشد نه شخص او، همان‏طور که منظورش از محمد(ص) حقیقت محمدى است که حقیقت نبوت و رسالت و ولایت است نه شخص او. بنابراین، لازم مى‏آید که شخص على(ع) اکمل مظاهر اولیا باشد، همانطور که شخص محمد(ص) کمال مظاهر انبیاء و رسل و اولیاست(6). ابن‏عربى در فص شیثى «فصوص الحکم»-ص‏64- مى‏نویسد: همانطور که پیغمبر(ص) فرموده است:«کنت نبیاً و آدم بین الماء و الطین»، یعنى که حقیقت او پیش از همه انبیاء بوده ولو این‏که به‏صورت بعد از جمیع آنها ظاهر شده و خاتم آنهاست، خاتم‏الاولیاء هم ولى بوده در حالى که هنوز آدم میان آب و گل بوده است، یعنى حقیقت خاتم الاولیا هم مقدم بر جمیع اولیاست. پیروان شیعى ابن عربى، خاتم الاولیاء را على (ع) دانسته و روایت: «کنت ولیا و آدم بین الماء والطین» را از وى نقل کرده و او را حقیقت ولایت مطلقه شناخته‏اند که با باطن نبوت مطلقه وحدت دا رد. (7)

ابن عربى در کتاب «الدرالمکنون و الجوهر المصون فى علم الحروف» درباره آگاهى حضرت على (ع) از علم جفر مى‏گوید: به جز على (ع) هیچکس از زمان حضرت آدم تا ظهور اسلام به این علم راه نیافته بود. وى سپس مطالبى ارزشمند در این باره نقل مى‏کند که به نقل از علامه حسن‏زاده آملى، آمده است.

محیى‏الدین همچنین درباره امام صادق (ع) مى‏گوید: امام صادق همان کسى است که در اعماق اندیشه‏هاى خود فرر رفت و درهاى شاهوار را از صدف اسرار به درآورد و رموزگره خورده علوم را گشود و گنجینه‏هاى طلسم‏شده را باز کرد. در ادامه این نقل، مطالب مهمى درباره مقام علمى و معنوى ائمه علیهم‏السلام آورده است.

برخى از علماى شیعه نیز ابن عربى را به این جهت نکوهش کردند که نسبت به شیعه عداوت شدیدى داشته و بیش از دیگر سنیان با شیعیان خصومت ورزیده است. آنها مى‏گویند او در کتب و رسایلش از هر کس، نام و خبرى آورده است جز اهل بیت عصمت و طهارت. ابن عربى در کتاب «شجرةالکون» مى‏گوید: اسلام برپنج اصل بنا شده است... اصل پنجم اهل بیت علیهم‏السلام است که پنج نفرند، محمد، على، فاطمه، حسن و حسین و ارکان دین برپاداشتن ارکان شریعت و محبت یاران و مودت نزدیکان پیامبر است... اهل بیت پیامبر پنج شخصیتند که خداوند ناپاکى را از آنان زدوده، مى‏فرماید: انما یریدالله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیراً»، «قال رسول‏الله (ص): انزلت هذه اغ‏آیة فینا اهل البیت انا و على و فاطمه و الحسن و الحسین» پیامبر فرمود: این آیه درباه اهل بیت نازل شده است، یعنى من و على و فاطمه و حسن و حسین. (8)

او در «فتوحات مکیه» و دیگر آثارش، در موارد متعدد از ائمه شیعه روایاتى نقل کرده است که براى نمونه موارد زیر نقل مى‏شود:

1 «- وکان على‏بن ابیطالب رضى‏الله عنه یقول: «ان‏الوحى قد انقطع بعد رسول‏الله صلى‏الله علیه و سلم و مابقى باید ینا الا ان یرزق‏الله عبداً فهماً فى هذا القرآن (9)». على ابیطالب رضى‏الله عنه مى‏فرمود: همانا پس از پیامبر خدا (ص) و حى منقطع شد و در دست ما چیزى نماند، مگر این که خداوند فهم این قرآن را به بنده‏اى روزى گرداند.

2 «- کان یقول فیه (فى علم الافراد) على‏بن ابیطالب رضى‏الله عنه حین یضرب بیده الى صدره و بتنهدان ههنا لعلوماً جمة لو وجدت لها حملة (10)». على ابن‏ابیطالب رضى‏الله عنه در خصوص همین - علم الاقراد- (11) مى‏فرمود: هنگامى که دستش را به سینه‏اش مى‏زده و آن را جلو مى‏آورده ، ه مانا در اینجا علوم کثیرى است، اگر براى آنها پذیرندگانى بیابم.

-3 « والى هذا العلم (علم الافراد) کان یشیر على‏بن الحسین‏بن على‏بن ابیطالب زین‏العابدین علیهم‏الصلاة و السلام بقوله:

· یا رب جوهر علم لو ابوح بهولاستحل رجال مسلمون دمى

· لقیل لى انت ممن یعبد الوثنایرون اقبح ما یأتونه حسنا» (12)

على‏بن الحسین بن‏ابیطالب زین‏العابدین علیهم‏الصلوة والسلام با این شعر: چه بسا جوهر علمى که اگر آن را آشکار بسازم مرا متهم مى‏دارند که از بت‏پرستانم و مردان مسلمانى، خونم را حلال مى‏شمارند و زشت‏ترین چیزى را که به جا مى‏آورند، نیکو مى‏پندارند.

به طورى که ملاحظه مى‏شود ابن عربى، على امام على (ع) را که براى آن پذیرندگانى نمى‏یابد تا آن را آشکار سازد و همینطور علم امام زین‏العابدین علیه‏السلام را که در صورت اظهار، موجب تکفیرش مى‏گردد از نوع علم‏الافراد مى‏شمارد که اختصاص به خود آن بزرگواران داشته و دیگران از آن بى‏نصیب بوده و شایستگى پذیرش آن را نیز نداشته‏اند.

-«انا روینا من حدیث جعفربن محمدالصادق عن ابیه محمدبن على عن ابیه على بن الحسین عن ابیه الحسین بن على عن ابیه على بن‏ابیطالب عن رسول‏الله صلى‏الله علیه و سلم انه قال مولى القوم منهم. (13) از حدیث جعفربن محمد صادق از پدرش محمدبن على، ازپدرش على بن الحسین، ازپدرش حسین بن على، از پدرش على بن ابیطالب، از رسول‏الله(ص) روایت شده‏است که فرمود:خادم قوم از خود قوم است.

- 5 «روینا عن على بن ابیطالب رضى‏الله عنه انه قال وصانى رسول‏الله صلى‏الله علیه و سلم فقال یا على اوصیتک بوصیه فاحفظها فانک لاتزال بخیر ما حفظت وصیتى یاعلى: ان‏للمؤمن ثلاث علامات. الصلوة والصیام و الزکوة... از على بن ابى‏طالب رضى‏الله عنه روایت شده که گفته است: پیامبر خدا(ص) مرا وصیت کرد و فرمود: اى على، ترا وصیت مى‏کنم آن را نگهدار تا وقتى که وصیت مرا نگه مى‏دارى از خیر و نیکى برخوردارى، براى مؤمن سه علامت است: نماز، روزه، زکات و...

6 «- قال على‏ابن ابیطالب علیه‏السلام سئل رسول‏الله(ص) عن اشراط الساعة، فقال اذا رأیت الناس قد ضیعواالحق و اماتواالصلوة و اکثرواالقذف و استحلوا الکذب و اخدواالرشوة وشیدوا البنیان واعظموا ارباب الاموال....ء فعندها قیام الساعه‏

(15) على‏بن ابیطالب(ع) فرمود: از رسول خدا(ص) از علامات قیامت پرسیده شد، پاسخ داد:«هنگامى که دیدى که مردم حق را ضایع مى‏نمایند، نماز را مى‏میرانند، قذف (نسبت زنا به زن محصنه دادن) را فزون مى‏سازند، دروغ را روا مى‏دارند، رشوه مى‏گیرند، بنا را استوار مى‏کنند، دولتمندان را بزرگ مى‏شمارند... در آن وقت قیامت برپا خواهدشد.

7«- من کلام على‏ابن ابیطالب رضى‏الله عنه قال یوما لابنه الحسن رضى‏الله عنه یا بنى ابذل لصدقک کل الموده و لاتطمئن الیه کل الطمأنینه و اعطه کل المواساه ولاتفش له کل الاسرار».(16) از سخن على ابن ابیطالب رضى‏الله عنه که روزى به پسرش حسن رضى‏الله عنه فرمود: اى پسر من، همه محبتت را به دوست ارزانى دار، ولى به طور کامل به وى مطمئن مباش، واز هرگونه کمک ویاریت وى را برخوردار ساز، اما همه اسرارت را پیش وى فاش مگردان.

8«- وقد نقل عن الامام المحق السابق جعفر محمد الصادق علیه‏السلام انه قال لقد تجلى‏الله لعباده فى کلامه ولکن لاتبصرون.(17) از امام به حق ناطق حضرت جعفربن محمد صادق(ع) نقل شده‏است که فرمود: خداوند در کلام خود (قرآن) براى بندگانش تجلى کرده‏است، لیکن شما نمى‏بینید.

9«- و روى عنه علیه‏السلام انه خرمغشیاً علیه و هو فى الصلاة فسئل عن ذلک فقال ما ذلت اردد الایه حتى سمعتها من المتکلم بها»(18) از امام صادق(ع) روایت شده است که آن حضرت در هنگام نماز مدهوش شد، از ایشان سؤال شد که سبب مدهوشى چه بود؟ فرمود: چندین بار آیه را تکرار کردم تا اینکه از متکلم شنیدم.

10 «- عن جعفربن محمد بن على بن‏الحسین عن ابیه عن جابر بن عبدالله قال: ان رسول الله صلى‏الله علیه و سلم مکث تسع سنین لمن یحج ثم اذن فى‏الناس فى العاشرة...»(19) جعفربن محمد على بن الحسین از پدرش از جابر بن عبدالله نقل کرده‏است که رسول خدا (ص) نه سال حج بجا نیاورد، سپس درسال دهم به مردم اعلام کرد که مى‏خواهد حج به جا آورد...

11«- قال على بن ابى‏طالب رضى‏الله عنه هذاالباب ما هو الافهم یوتیه الله من شاء من عباده فى هذاالقرآن»(20) على بن ابیطالب رضى‏الله عنه فرمود: منشأ آن (غیب‏گویى‏هاى من) فهم از قرآن است که خداوند به عده‏اى از بندگانش عنایت مى‏کند.

- 12«این عالم الرسوم من قول على بن ابیطالب رضى‏الله عنه حین اخبر عن نفسه انه لو تکلم فى الفاتحه من القرآن لجمال منها سبعین وقراً هل هذا الا من الفهم الذى اعطاه‏الله فى‏القرآن»(21) چه کسى مى‏تواند از علومى که على بن ابیطالب رضى‏الله عنه بیان فرموده، آگاه باشد، آن جا که از خود خبر داده و مى‏گوید که اگر درباره سوره حمد سخن بگوید، هفتاد بارشتر مطلب خواهدگفت؟! آیا این جز شمه‏اى از فهم قرآن است که خداوند به او اعطا کرده‏است.

-13 «قال على بن ابى‏طالب رضى‏الله عنه: قال رسول‏الله صلى‏الله علیه و سلم: ان فى القیامه لخمسین موقفا کل موقف الف سنة، فاول موقف اذا خرج الناس من قبورهم...»(22) حدیث طولانى است على‏بن‏ابیطالب رضى‏الله عنه به نقل از رسول‏الله(ص) فرمودند:

در روز قیامت پنجاه ایستگاه وجود دارد که توقف در هر کدام هزار سال به طول مى‏انجامد و اولین ایستگاه وقتى است که مردم از قبرها بیرون مى‏آیند.»

-14 ان جعفر بن محمد قال له: اذا اجاءک ما تحب فاکثر من الحمدالله و اذا جاءک ما تکره فاکثر من لاحول و لاقوه الا بالله و اذا استبطات الرزق فاکثر من الاستغفار»(23) جعفر بن محمد گفت: زمانى که چیز پسندیده و محبوبى به تو رسید الحمدلله زیاد بگو، و زمانى که چیز ناپسند و مکروهى به تو رسید زیاد بگو لاحول و لاقوه الا بالله، و زمانى که دیدى روزى تو دیر مى‏رسد، زیاد استغفار بر زبان جارى کن.

15-«عن على بن ابى‏طالب قال: قال رسول الله صلى الله علیه و سلم: من ملک زاداً و راحلة تبلغه الى بیت الله ثم لم یحج فلا علیه ان یموت یهودیاً او نصرانیاً.»(24) على بن ابیطالب به نقل از رسول خدا(ص) فرمود: هر کس توشه و شتر قدس سره‏وسیله سفر[ داشته باشد، که او را به خانه خدا برساند و حج به جا نیاورد، مى‏خواهد یهودى بمیرد یا نصرانى.

16-«قال على رضى الله عنه: لو کشف الغطاء ما ازددت یقیناً» (25) على رضى الله عنه فرمود: اگر پرده کنار رود، به یقین من، افزوده نمى‏گردد.

17-«آخى رسول الله صلى الله علیه و سلم بین اصحابه بدارالخیزران و اخذ بید على و قال: «هذا اخى»(26) رسول خدا(ص) در دارالخیزران بین اصحاب خود، عقد برادرى خواند و خود، دست على را گرفت و فرمود: این بردار من است.

18-«قوله صلى الله علیه و سلم:«اقضاکم على...»(27) پیامبر اکرم(ص) فرمود: على، آگاه‏ترین شما به قضاوت است.

19-«»لافتى الا على لانه الوصى و الولى(28) جوانمردى مانند على وجود ندارد، زیرا او جانشین من و ولى و سرپرست شماست.

ابن‏عربى، علاوه بر این که در آثارش به نقل روایات از ائمه شیعه اهتمام ورزیده، در مواردى هم به ولایتشان اعتراف کرده و برایشان مقامى برابر با مقام انبیاء قایل شده است، چنانکه در باب دویست و هفتادم کتاب «فتوحات مکیه» آنجا که در خصوص معرفت منزل قطب و امامین از مناجات محمدیه سخن گفته، آورده است: «اعلم ایدک الله بروح منه ان ممن تحقق بهذا المنزل من الانبیاء صلوات الله علیهم اربعة: محمد و ابراهیم و اسمعیل و اسحق علیهم السلام و من الوالیاء اثنان و هما الحسن و الحسین سبطا رسول الله صلى الله علیه و سلم.» بدان- خداوند یارى دهاد- از کسانى که در این منزل متحقق شده‏اند، از انبیاء چهار کس اند: محمد، ابراهیم، اسماعیل و اسحاق علیهم السلام و از اولیا، دو کسند: حسن و حسین فرزندان رسول الله(ص)(29) و نیز در فراز دیگر در دفاع از محبت رسول خدا(ص) نسبت به امام حسن و امام حسین علیهم السلام مى‏نویسد: روز جمعه‏اى، پیامبر(ص) مشغول ایراد خطبه بود که دید حسن و حسین به سوى او مى‏آیند، پیراهن به پایشان گیر کرد و به زمین افتادند، رسول خدا نتوانست خود را نگه دارد، لذا از منبر به زیر آمد و دست آن دو را گرفت و با خود، بالاى منبر برد و خطبه را ادامه داد. آیا این براى پیامبر، نقص محسوب مى‏شود؟ خیر، بلکه به خدا سوگند، این از کمال معرفت وى ناشى مى‏گردد، زیرا او خود مى‏داند که با چه دیدى و به چه کسى نظر کرده است، دیدى که کورباطنان از دیدن آن عاجزند، لذا، آنها در مثل این موارد مى‏گویند: چرا او به سبب توجه به خدا، از توجه به این امور خوددارى نکرد، و این در حاکى است که به خدا سوگند، آن حضرت در آن هنگام، جز به خدا توجه نکرد.(30)

باز در همان کتاب از جمله علماى این امت- امت اسلام- که از صحابه بوده‏اند و احوال رسول الله(ص) و اسرار علومش را براى این امت حفظ کرده‏اند، على(ع)، سلمان فارسى و ابن عباس را شمرده است و از خلفاى دیگر، نام نبرده است.(31)

باز در شأن نزول آیات:«و یوفون بالنذر و یخافون یوماً کان شره مستطیراً و یطعمون الطعام على حبه مسکینا و یتیماً و اسیراً»(32) ماجراى بیمار شدن امام حسن و امام حسین(ع) و نذر کردن سه روز روزه حضرت على و حضرت زهرا و امام حسن و امام حسین(ع) و فضه را و نیز جریان تهیه جو براى پختن نان را، با تمام جزییات آن در دو صفحه نقل کرده و سپس مى‏نویسد: روز چهارم روزه نبودند، که نذرشان پایان یافته بود. على، حسن و حسین علیهم‏السلام به پیش پیامبر(ص) رفتند و آن کودکان، از شدت گرسنگى چون جوجکان به خود مى‏لرزیدند، پیامبر از این حالت نگران شد و فرمود به سوى فاطمه برویم و چون به پیش فاطمه رسیدند، او را در محراب عبادت یافتند، درحالى که از شدت گرسنگى شکمش به پشتش چسبیده و چشمانش فرو رفته بود، پیامبر که فاطمه را به این حالت دید، فرمود: «واغوثاه» درحال، جبرئیل امین نازل شد و عرض کرد یا محمد بگیر، گواراى اهل بیتت باد، پیامبر فرمود اى جبرییل چه بگیرم؟ جبرییل این آیت بخواند که: «یطعمون الطعام على حبه مسکیناً و یتیماً و اسیراً» تا «وکان سعیکم مشکوراً».(33)

چنانکه ملاحظه شد، ابن‏عربى این واقعه را که ازمقام تقوا و طهارت و قدس و معنویت و نهایت محبت و انسان‏دوستى و احسان و ایثار آن بزرگواران حکایت مى‏نماید با اهمیت و دقت نقل کرد و به این وسیله، مقام شامخ ایمان و احسان آنان را ستود و در ضمن، محبت و ارادت خود را نیز نسبت به ایشان آشکار ساخت. محیى‏الدین مى‏نویسد: حضرت حق به رسول خدا(ص) دستور داده است که پاداش رسالتش را از امت خود بگیرد، به این معنا که نزدیکان او را دوست بدارند. از این‏رو فرمود: «قل لاأسئلکم علیه اجراً الا المودة فى القربى» یعنى در برابر تبلیغ آنچه براى شما آورده‏ ام، مزدى از شما نمى‏ خواهم، جز این که نزدیکانم را دوست بدارید.

بنابراین، بر امت است که پاداش تبلیغ او را که خداوند بر آنان واجب کرده است، ادا کنند. یعنى، نزدیکان و اهل بیت او را دوست بدارند، و این مسأله را با تعبیر «مودت» که به معناى ثبوت محبت و دوستى است، بیان داشت.

ابن‏عربى مى‏نویسد: هیچکس، جز خدا نمى‏داند که اهل مودت و دوستان و نزدیکان رسول خدا(ص) از چه پاداشى بهره‏مند هستند. (34) بالاتر از اینها، او محبت اهل بیت را برابر با محبت پیامبر(ص) دانسته و تصریح کرده است که دشمنى و خیانت به ایشان، در واقع دشمنى و خیانت به آن حضرت است، چنانکه در «فتوحات مکیه» نوشته است: «کسانى که اهل بیت رسول‏الله(ص) را دشمن مى‏دارند و به آنان خیانت مى‏ورزند، همانا با خود رسول‏الله دشمنى کرده و به وى خیانت ورزیده‏اند. فرض است همانطور که رسول‏الله را دوست داریم، اهل بیتش را نیز دوست بداریم و از عداوت و کراهت نسبت به ایشان، احتراز و اجتناب کنیم».بعد مى‏افزاید: «شخص ثقه‏اى در مکه به من گفت: من از اعمال شرفا (سادات از نسل حضرت فاطمه) در مکه ناراحت بودم و کراهت داشتم. شبى، فاطمه(س) دختر رسول‏الله(ص) را در خواب دیدم که از من اعراض مى‏کند و روى برمى‏گرداند؛ من بر وى سلام کردم و از جهت اغراضش جویا شدم، پاسخ داد تو از شرفا بدگویى مى‏کنى، گفتم اى بانوى من، آیا کارهایشان را درباره مردمان نمى‏بینى؟ فرمود، آیا ایشان فرزندان من نیستند؟ پس من از کار خود توبه کردم و آن حضرت به من اقبال فرمود و من از خواب بیدار شدم». ابن‏عربى پس از نقل این واقعه ابیات زیرا را انشاد مى‏کند:

· فلا تعدل باهل البیت خلقاًفبغضهم من الانسان خسر

· فاهل البیت هم اهل السیادةحقیقى و حبهم عبادة (35)

ترجمه: در سیادت و بزرگى، احدى را با اهل بیت برابر مدان، پس تنها اهل البیت شایسته سیادت و بزرگى هستند. دشمنى با ایشان، زیان و خسارت حقیقى و دوستیشان، عبادت است. و در همان جا تصریح مى‏کند که: «فاجعل بالک و اعرف اهل البیت فمن خان اهل البیت فقدخان رسول‏الله صلى الله علیه و سلم.»

ترجمه: تمام قرار بده همت خود براى شناخت اهل بیت، پس کسى که خیانت کند به اهل بیت، خیانت کرده است به رسول خدا(ص).

گفتنى است که ابن‏عربى باز در «فتوحات مکیه» احادیثى نقل کرده و عباراتى آورده، که دلالت بر حسن عقیدت و محبت و ارادتش به آن بزرگواران دارد. از جمله نوشته است: «وقد ورد فى الخبر: عن النبى صلى‏الله علیه و سلم ان الجنة اشتاقت الى على و عمار و سلمان و بلال» یعنى: بهشت، مشتاق و علاقه‏مند است به على و عمار و سلمان و بلال. (36) باز این حدیث را از پیامبر(ص) نقل کرده که فرمود: «فاطمة بضعة منى یسؤنى ما یسوءها و یسرنى ما یسرها و انه لیس لى تحریم ما احل الله و لاتحلیل ما حرم‏الله» یعنى، فاطمه پاره تن من است، آنچه او را ناراحت کند مرا ناراحت مى‏کند و آنچه او را مسرور کند، مرا مسرور کرده است. (37) بالاخره تصریح کرده است که: فاطمه (س) گرامى‏ترین مردم، نزد پیامبر است. (38)

پس ملاحظه شد که او از احادیث ائمه امامیه در کتاب‏هایش آورده و به ذکر فضایل و مناقبشان پرداخته و از آن بزرگواران به بزرگى و پاکى و پارسایى نام برده و هرگز با آنان خصومت و دشمنى نورزیده و حتى دشمنى با آنان را زیان‏آور و دوستیشان را عبادت دانسته است. منتها او در ظاهر، شیعه نبوده است تا فقط از ائمه شیعه روایت نقل کند، و تنها به ذکر فضایل و مناقب آن بزرگواران بپردازد و منحصراً نسبت به ایشان، اظهار محبت و مودت نماید. لذا از روى تقیه، از دیگران نیز احادیثى نقل کرده و براى آنها هم فضایل و مناقبى قایل شده است.

استاد سید جلال‏الدین آشتیانى مى‏نویسد: رساله‏اى در ولایت از شیخ اکبر ابن عربى به نام «الوعاء المختوم على السر المکتوم» که از بهترین آثار عرفانى در تمام دوران عرفان است و مؤلف عظیم آن را در شئون ختم ولایت مطلقه محمد به مهدى موعود علیه السلام و نحوه ظهور آن حضرت تألیف کرده است. (39)

علامه حسن زاده آملى، پس از ذکر تشرف محیى‏ الدین به حضرت بقیة الله مهدى موعود (عج) به نقل از «فتوحات مکیه» مى‏گوید: و به همین منوال و مضمون در چند جاى دیگر فتوحات مکیه مطالبى دارد و رساله «شق الحبیب» را بخصوص درباره حضرت مهدى علیه السلام نوشته است.(40) نگارش کتاب «شق الحبیب»، رمزگونه است به طورى که در آغاز آن آمده است: این رساله ازعلومى است که جز بر صاحبان آن علم، واجب است پوشیده بماند و آن از علومى است که على بن ابیطالب رضى الله عنه با دست خود به سینه خود زد و گفت در این سینه دانش‏هاى زیادى است، اگر حاملانى براى آنها مى‏یافتم». (41)

مى‏گوید: خواستم آنچه را که گاهى آشکار مى‏کنم و گاهى پنهان در این کتاب قرار دهم که مرتبه نخست آن، این است که این نسخه انسانیت مقام انبیاست و مرتبت دوم آن، مقام امام مهدى منسوب به دختر نبى است. (42)

در پایان مى‏گوید: ما در این کتاب، به طور ضمنى به مطالبى اشاره کرده‏ایم. و آنچه گفتیم پرده از روى آنچه نگفتیم برمى‏دارد. (43)

ابن عربى، حضرت مهدى موعد (عج) را خاتم اولیا مى‏داند. چنانکه در «فتوحات مکیه» در باب معرفت وزراى مهدى در آخرالزمان مى‏نویسد:«خداوند را خلیفه‏اى است موجود، که ظاهر مى‏گردد و ظهورش، در زمانى اتفاق مى‏افتد که دنیا پر از جور و ستم باشد و او، دنیا را پر از عدل و قسط مى‏فرماید و اگر از عمر دنیا نماند مگر یک روز، خداوند آن را طولانى مى‏گرداند تا آن خلیفه، ولایت کند. او از عترت رسول الله (ص) و جدش حسین بن على ابن ابیطالب است». سپس مى‏گوید: مهدى (عج) حکم نمى‏کند مگر به آنچه را که فرشته از نزد خدا در قلب او القا مى‏کند، فرشته‏اى که خداوند بر او گمارده است تا او را یارى کند. و این همان شرع واقعى محمدى است، به گونه‏اى که اگر حضرت محمد (ص) زنده بود، درباره آن مساله درست به همان گونه که امام مهدى (عج) حکم مى‏کند، حکم مى‏کرد. بنابراین، خداوند مهدى (عج) را آگاه مى‏کند که شریعت محمدى چنین است. و با وجودى نصوصى که خداوند به او عنایت کرده، قیاس بر او حرام است. و به همین دلیل، رسول خدا (ص) در توصیف مهدى (عج) فرمود: «یقفو اثرى لایخطى‏ء...» از من پیروى مى‏نماید و خطا نمى‏کند. پیامبر (ص) با این کلام به ما فهماند که از او ، باید پیروى کرد، زیرا او تابع رسول خداست و نیز به ما فهماند که مهدى (عج) معصوم است، چرا که معناى معصوم در حکم، چیزى جز عدم خطا و اشتباه نیست»(44)

او به دنبال عبارات مزبور در یک فصل، مطالب بسیارى درباره وقایع ظهور آن حضرت آورده و پس از ذکر شمایل و فضایل مهدى و وصف اعوان و انصار و شرح شروع و پایان کار آن حضرت، مى‏سراید:

· «الا ان ختم الاولیاء شهیدهوالسید المهدى من آل احمدهو الشمس یجلو کل غم و ظلمة

· و عین امام العالمین فقیدهو الصارم الهندى حین یبیدهوالوابل الوسمى حین یجود»(45)

ابن‏عربى در کتاب «عنقاء مغرب فى ختم الاولیاء و شمس المغرب» در توصیف خصایص و شروط و کمالات خاتم‏الولایة، به نقل امتیازاتى مى‏پردازد، که آنها را جز در شخص قائم آل محمد(ص) و امام دوازدهم شیعیان نمى‏توان یافت و در آخر همان کتاب، به تعیین صریح خاتم‏الاولیا پرداخته و گوید: «فان الامام المهدى المنسوب الى بیت النبى». (46)

مرحوم حکیم آقا محمدرضا قمشه‏اى در رساله خویش در ذیل فص شیثى(ص‏8)، براى اثبات این‏که ابن‏عربى، حضرت مهدى را به عیسى برترى داده، چنین استدلال مى‏کند که: او، مهدى(عج) را امام العالمین خواند و العالمین، جمع محلى به الف و لام است، لذا افاده عموم مى‏کند و عیسى و روح و نیز از عالمین است و اگر العالمین به کسر لام خوانده شود، باز عیسى و روح داخل خواهند بود، خلاصه به هر دو قرائت و به هر دو معنى، این بیت نص است بر امامت مهدى بر عیسى و روح.

شایسته ذکر است، ابن عربى پس از ایراد ابیات فوق و بحث و تحقیق در این مقام، میان ختم ولایت محمدیه و مهدى موعود(ع) فرق مى‏گذارد و مى‏نویسد: «و امام ختم الولایة المحمدیة فهو أعلم الخلق بالله لایکون فى زمانه و لا بعد زمانه اعلم بالله و بمواقع الحکم منه فهو و القرآن اخوان کما ان المهدى و السیف اخوان». (47)

او، خصوص مهدى موعود(ع) از نسل على(ع) و در پاسخ به سؤال سیزدهم از پرسش‏هاى محمدبن‏على ترمذى مقام ختم ولایت محمد را، از آن مردى از عرب مى‏داند که اکرم این قوم است، چنانکه در باب هفتاد و سوم «فتوحات مکیه» مى‏نگارد: «و اما ختم ولایت محمدى، آن براى مردى از عرب است که به لحاظ اصل و نسب و به‏دست گرفتن این ولایت اکرم این قوم است و امروز در زمان ما موجود است، در سال پانصدونودوپنج وى را شناختم و نشانه (خاتم ولایت مطلقه)اش را که حق از دیدگان بندگانش پنهان نموده، در شهر فاس مشاهده کردم... و چنانکه خداوند نبوت تشریعى را به محمد(ص) ختم کرده، ولایت مطلقه محمدى را به مهدى(عج) ختم نموده است» (48)

ابن‏عربى در باب سیصد و شصت‏وششم «فتوحات مکیه» (49) بحث مبسوطى درباره امام مهدى(عج) دارد، که بر وفق باور شیعه امامیه و حاکى از عقیده استوار وى به مقام بسیار والا و معنوى آن امام همام است. مثلاً او را معصوم و علمش را، از طریق تنزیل الهى مى‏داند و تأکید مى‏کند با این‏که، او علم به قیاس دارد، ولى هرگز بدان حکم نمى‏کند، بلکه تنها به چیزى حکم مى‏کند که فرشته از سوى خداوند به وى القا کرده است و آن شرع حقیقى محمدى است، که اگر آن حضرت زنده مى‏بود، جز آن حکم نمى‏فرمود.

1- رساله روح‏القدس، ص 128.

2- همان، ص 39.

3- فتوحات مکیه، ج 1، باب 6، چاپ بیروت.

آیت الله جوادی آملی خدا را می‌توان دید

٦ : ٨- ق

وَجَعَلْنَا بَعْضَكُمْ لِبَعْضٍ فِتْنَةً أَتَصْبِرُونَ.....

وَجَعَلْنَا بَعْضَكُمْ لِبَعْضٍ فِتْنَةً أَتَصْبِرُونَ

و برخی از شما را برای برخی دیگر [وسیله‌] آزمایش قرار دادیم. آیا شکیبایی می‌کنید؟

یکی از ایات عجیب خداوند که جای تامل دارد این ایه است خدای تبارک وتعالی گروهی را سبب امتحان گروه دیگری قرار میدهد تا درس عبرت بگیرند واین بهترین درسی است که در زندگی باید بیاموزیم تا ا ز این امتحان سربلند بیرون بیاییم وجز با صبر وشکیبایی کسی از این میدان امتحان الهی سرفراز بیرون نمیاید

صد هزاران کیمیا حق آفرید

کیمیایی همچو صبر آدم ندید

معانی کلمات آیه

«فِتْنَةً»: آزمون. آزمایش. «جَعَلْنَا بَعْضَکُمْ لِبَعْضٍ فِتْنَةً»: مراد آزمایش عمومی مردم به وسیله یکدیگر است.

نزول

محمد بن العباس بعد از دو واسطه از عیسى بن داود النجار نقل نماید که گوید: مولاى من امام کاظم علیه‌السلام از پدر بزرگوارش امام صادق علیه‌السلام و ایشان از پدر بزرگوار خود امام باقر علیه‌السلام نقل نماید که فرمود: رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم روزى على علیه‌السلام و فاطمه علیهاالسلام و حسن و حسین علیهماالسلام را نزد خود در اطاق جمع کرد و در را بست سپس فرمود: اى اهل بیت من که اهل اللَّه نیز هستید خداوند بر شما سلام می‌رساند و جبرئیل هم اکنون در این اطاق نزد ما قرار دارد و می‌گوید که خداوند می‌فرماید من دشمنان شما را براى شما وسیله آزمایش و فتنه قرار داده ام شما در این باره چه عقیده اى دارید؟

همه گفتند: ما بر این آزمایش صبر و شکیبائى را پیشه خود می‌سازیم و به قضاى الهى راضى و خشنود می‌شویم تا این که به رحمت و لطف خداوند واصل گردیم و بالاترین اجر و ثواب او را بدست آوریم زیرا می‌دانیم که صابرین در بلایا و مصائب بزرگترین پاداش خیر را دریافت خواهند نمود. پیامبر پس از این گفتار به گریه افتاد به قسمتى که صداى گریه رسول خدا صلى الله علیه و آله از بیرون اطاق شنیده می‌شد سپس این قسمت از آیه «وَ جَعَلْنا بَعْضَکمْ لِبَعْضٍ فِتْنَةً أَتَصْبِرُونَ وَ کانَ رَبُّک بَصِیراً» نازل گردید.[۱]

از طریق جویبر از ضحاک او از ابن عباس روایت کند که مشرکین پیامبر را شماتت کرده و به او عیب مى گرفتند که ما چگونه به مرد فقیرى که غذا می‌خورد و در میان بازار راه می‌رود، ایمان آورده و بگرویم. رسول خدا صلى الله علیه و آله از این موضوع دلگیر و محزون گردید، خداوند این آیه را به رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل فرمود.[۲]

ـہطْل

 أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ.....

أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَلَا يَكُونُوا كَالَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِن قَبْلُ فَطَالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ ۖ

آیا برای کسانی که ایمان آورده‌اند هنگام آن نرسیده که دلهایشان به یاد خدا و آن حقیقتی که نازل شده نرم [و فروتن‌] گردد و مانند کسانی نباشند که از پیش بدانها کتاب داده شد و [عمر و] انتظار بر آنان به درازا کشید، و دلهایشان سخت گردید

a wooden sign hanging from the side of a tree with leaves and flowers on it

ألم يأن للذين آمنوا أن تخشع قلوبهم لذكر الله | تصميم إسلامي … | Flickr

هر چیزی حد ومرزی دارد ابتدا وانتهایی دارد اگر در بی ایمانی طغیان کرده ای باید یک لحظه خاص از زندگی دیگر از خدای تبارک وتعالی شرم کنییم ودست از طغیان ونافرمانی برداریم ودر مسیر مستقیم که خدای تبارک وتعالی بدان اشاره کرده است برگردیم خداوند حتی برای اهل ایمان هم حد ومرز قرار داده است یعنی از انان انتظار دارد در یک نقطه حساس از زندگی خود دلهای انان در برابر خداوند خاشع ومطیع بگردد ودرازی عمر قلب های انان را سخت نکند وهمواره در مسیر نافرمانی قرار نداشته باشند این لحظه حساس در عمر به نظر شما چه موقع است ؟؟ هرچه زودتر به مسیر مستقیم برگردی زیباست اما اگر نتوانستی این فروتنی را در خود بوجود اوری باید در سن 60 حتما فروتنی واطاعت را کامل رعایت کنی چون خط قرمز خداوند در بازگشت به سوی خدا در ایه أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ میباشد خوشبخت کسی است هنگامی که 60 ساله شد بفهمد عمری که باید عبرت میگرفت به پایان رسید وخداوند بعد از این سن بر بندگان سخت میگیرد ودریچه توبه استغفار بر انجام گناه بعد از این سن دیگر سپری شده است وسن 60 سالگی همان زمانی است که خداوند تبارک وتعالی بدان اشاره کرده است

أَوَلَمْ نُعَمِّرْكُم مَّا يَتَذَكَّرُ فِيهِ مَن تَذَكَّرَ

"آيا به اندازه كافى عمر نداديم به شما تا هر كس بخواهد یاد گرفته باشد (یا پند بگیرد)؟" در آیه 35 سوره فاطر، این جمله به عنوان پاسخ به درخواست دوزخیانی که در آتش عذاب هستند، آمده است. دوزخی ها در آتش فرياد می زنند: "ای پروردگار ما، ما را از اینجا خارج کن تا كار شايسته‌ای انجام دهیم، غیر از آنچه انجام می دادیم!" در پاسخ به آنان، خدا می فرماید: "آیا شما را به اندازه کافی عمر نداديم كه در آن هر کس بخواهد یاد بگیرد (یا پند بگیرد)؟" این جمله نشان می دهد که خداوند به انسان‌ها فرصت کافی برای تفكر، یادگیری، و اصلاح رفتار داده است، اما آن‌ها از این فرصت استفاده نكرده‌اند.

اری خدای تبارک وتعالی به فرصت کافی برای انسان بودن را عطا کرده است فرصت کافی برای عبرت در زندگی را به همگان عطا کرده است وما در قیامت هیچ عذر وبهانه ای نداریم

گناه‌کاری که با شنیدن این آیه توبه کرد

«فضیل» که در کتب رجال، به عنوان یکى از راویان موثق، از امام صادق(علیه السلام)و از زهاد معروف، معرفى شده و در پایان عمر، در جوار «کعبه» مى زیست و همانجا در «روز عاشورا» بدرود حیات گفت، در آغاز کار، راهزن خطرناکى بود که همه مردم از او وحشت داشتند.


از نزدیکى یک آبادى مى گذشت، دخترکى را دید و نسبت به او علاقه مند شد، عشق سوزان دخترک «فضیل» را وادار کرد که شب هنگام از دیوار خانه او بالا رود، و تصمیم داشت به هر قیمتى شده به وصال او نائل گردد، در این هنگام بود که در یکى از خانه هاى اطراف، شخص بیدار دلى مشغول تلاوت قرآن بود و به همین آیه رسیده بود: «أَ لَمْ یَأْنِ لِلَّذِینَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اللّهِ...» این آیه همچون تیرى بر قلب آلوده «فضیل» نشست، درد و سوزى در درون دل احساس کرد، تکان عجیبى خورد، اندکى در فکر رفت، این کیست که سخن مى گوید؟ و به چه کسى این پیام را مى دهد؟ به من مى گوید: اى فضیل! «آیا وقت آن نرسیده است که بیدار شوى؟ از این راه خطا برگردى؟ از این آلودگى خود را بشوئى؟ و دست به دامن توبه زنى؟! ناگهان صداى «فضیل» بلند شد، و پیوسته مى گفت: بَلى وَ اللّهِ قَدْ آنَ، بَلى وَ اللّهِ قَدْ آنَ!: به خدا سوگند وقت آن رسیده است، به خدا سوگند وقت آن رسیده است»!

Stream خاطرة بعنوان (أولم نعمركم ما يتذكر فيه من تذكر....) by أبو بكر  القاضي | Listen online for free on SoundCloud

تفسیر عرفانی آیه

خواجه نصیرالدین طوسی در تعریف خشوع می گوید: «خشوع، خضوع آمیخته با ترس یا محبت است، بدین‌نحو که در اثر هیبت و عظمت محبوب بلندمرتبه، قوای طبیعی نفس به حالت سکون درمی‌آید.»
یعنی آنقدر برای محبوب ارزش و قداست و عظمت قائل باشیم که نفس سرکش خود را ساکن کرده و همانی را بخواهیم که محبوبمان بدان میل دارد.

حالا فرض کنید محبوب ما خداوندی باشد که با عظمت ترین موجود عالم است، وجودی که بر همه عالم تسلط دارد و ناظر ظاهر و باطن انسان ها است؛ آیا نباید در برابر چنین محبوبی خشوع داشت و خواسته او را به خواسته خود ترجیح داد؟
نکته جالب در تفسیر عرفانی خشوع این است که خشوع ناشی از یک حسی بین ترس و محبت است. عاشق ها از طرفی می ترسند کاری کنند که معشوق خوشش نیاید و از طرفی کشش عجیبی به معشوق خود دارند.

خشوع دارای سه مرتبه است: درجه نخست (مبتدیان)، تعبد به امر خداست و تسلیم حکم او شدن در کمال خضوع و همراه با عجز و مسکنت و اعتقاد به این‌که حق او را می‌بیند، ولو این‌که بنده حق را نبیند. درجه دوم (متوسطان) آن است که شخص بر اثر وقوف به کاستی های نفس، منتظر بروز آفات و امراض نفس همچون عُجب و ریا باشد و از این جهت حالت خشوع به وی دست دهد. همچنین از آفات نیت و عمل بترسد، حقوق دیگران را بر حقوق خود مقدّم بدارد، به فضل دیگران اذعان و فضل خود را فراموش کند و نفس خود را پاک و مبرا نداند. درجه سوم خشوع (منتهیان) آن است که شخص در مقام مکاشفه گرفتار شطحیات نگردد و در قبض و بسط ، خویش را مهار کند و به یاری خشوع، احوال و کرامات خود را پنهان سازد.

خدا منتظر آمدن ماست♥️♥️♥️ | تبادل نظر نی نی سایت

الطاف الهی، عفو و قهر خداوند، بهانه ای برای خشوع دل ها-img

307شمارش معکوس عمر .....

۱۰ خرداد در تاریخ چه گذشت؟

خدایا به ذات مقدست ترا سوگند 307ماه دیگر عمر با برکت عمری که با اطاعت تو سپری شود به ما عنایت فرمایی عمری که همواره مشتاق تو باشیم

بحران جهانی پیری جمعیت؛ جایگاه ایران در جدول سالمندی+آمار قاره ای :: نورنیوز

پیری رسید و سستی طبع جوان گذشت
ضعف تن از تحمل رطل گران گذشت
وضع زمانه قابل دیدن دوبار نیست
رو پس نکردهر که از این کاروان گذشت...
یکروز صرف بستن دل شد باین و آن
روز دگر بکندن دل زین و آن گذشت

307 Number Animated GIF Logo Designs

عمری که اجل در پی آن می تازد

307 Number Animated GIF Logo Designs

عمری که اجل در پی آن می‌تازد
هر کس غم دنیا بخورد می‌بازد
پس غصه و اندوه مخور ای عاقل
دنیا به دمی کار تو را می‌سازد

307 Number Animated GIF Logo Designs

خون دل می خورم و چشم نظر بازم جام

جرمم این است که صاحبدل و صاحبنظرم

من که با عشق نراندم به جوانی هوسی

هوس عشق و جوانی است به پیرانه سرم

307 Number Animated GIF Logo Designs

307 Number Animated GIF Logo Designs

زندگی را دوست بدار
تا روزی که خدا بخواهد زندگی خواهی کرد
پس غم به دلت راه نده
چتر زیبای خداوند،
چه در روزهای آفتابی و چه در روزهای بارانی
همیشه برسر من و تو گسترده است
قدرش را بدان

هنگامی که حقیقتا خدارا بشناسی،
دیگر غصه چیزی را نخواهی خورد

صبح را
شادی را
و رنگ‌ها را
به زندگی دعوت کن
که می‌گذرد مثلِ باد
این بهارِ عمر...

گر هزاران دام باشد هر قدم

چون تو با مایی نباشد هیچ غم

وکتور خوشنویسی « گر هزاران دام باشد هر قدم / چون تو با مایی نباشد هیچ غم »

الله الله الله mosbat__bash@instagram on Pinno: ‎‌‌‌‌‌🕊🍃 گر هزاران دام باشد در قدم چون  تو با مایی نباشد هیچ غم … #مولانا . . @mosbat__bash@instagram  @mosbat__bash@instagram @mosbat__bash@instagram . .

الله

عکس پروفایل خدا گز هزاران دام باشد در قدم چون تو با مایی نباشد هیچ قدم |  پروفایل گرام

الله

پیکسل نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار کد 414 - فروشگاه محصولات فرهنگی و  هنری زیزیپ

الله

30 عکس پروفایل شعر عاشقانه ی مولانا و حافظ

الله

مجنون تو کوه را ز صحرا نشناخت

دیوانهٔ عشق تو سر از پا نشناخت

هر کس بتو ره یافت ز خود گم گردید

آنکس که ترا شناخت خود را نشناخت

ابوسعید ابوالخیر

شعر در مورد دیوانگی عاشق

روح با آنچه می‌گیرد،
غنی می‌شود و
قلب با آنچه می‌بخشد.

ویکتور_هوگو

آن کس که تو را شناخت جان را چه کند

الله

شعر در مورد دیوانگی مولانا

الله

شعر عاشقانه حافظ❤️+ اشعار حافظ در مورد عشق • مجله تصویر زندگی

الله

عکس نوشته های اشعار عاشقانه حافظ شیرازی برای پروفایل

الله

دردیده بجای خواب، آب است مرا *

وَإِلَىٰ رَبِّكَ فَارْغَبْ

و مشتاقانه به سوی پروردگارت رو آور.

ولی  ما کیست ؟؟؟

الولي | wa7ty

ولله الأسماء الحسنى...الولي والمولى | جريدة الشروق التونسية

قرآن كريم ~ آية ~ الله ولي الذين آمنوا يخرجهم من الظلمات الى النور

السلام عليكم ممكن تصميم اية : الله ولي الذين امنوا يخرجهم من الظلمات الى  النور. – @slo7iii on Tumblr

a vase filled with pink flowers on top of a blue background and the words in arabic

اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ

براستی هر گاه کلمه ولی را میشنوم به یاد دوران دبستان میافتم هر گاه هر کار خلافی انجام میدانیم مدیر مدرسه ما را مواخذه میکرد که باید ولی شما فردا بیاید تا در باره کارهای شما با او مشورت کنییم اما الان بزرگ شدیم ان ولی کودکی رنگ ورو خودش را ازدست داده است وکمرنگ شده است اکنون ولی حقیقی خود را یافته ایم وان خدای تبارک وتعالی است بزرگترین وقوی ترین حامی ما در دنیا واخرت است اری ولی ظاهری ما پدرانمان هستند اما ولی حقیقی خداست ما دو ولی داریم یکی پدر ودیگری خدای تبارک وتعالی است تمام خطاهای ما به این دو ولی رجوع میشود

وَمَن يَتَّخِذِ الشَّيْطَانَ وَلِيًّا مِّن دُونِ اللَّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْرَانًا مُّبِينًا ‎ وَاللَّهُ وَلِيُّ الْمُؤْمِنِينَ

. أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا لَكُم مِّن دُونِ اللَّهِ مِن وَلِيٍّ وَلَا نَصِيرٍ

مگر ندانستی که فرمانروایی آسمانها و زمین از آن خداست؛ و شما جز خدا سرور و یاوری ندارید؟

إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ

قُلْ أَغَيْرَ اللَّهِ أَتَّخِذُ وَلِيًّا فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ يُطْعِمُ وَلَا يُطْعَمُ

وَذَرِ الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَهُمْ لَعِبًا وَلَهْوًا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَذَكِّرْ بِهِ أَن تُبْسَلَ نَفْسٌ بِمَا كَسَبَتْ لَيْسَ لَهَا مِن دُونِ اللَّهِ وَلِيٌّ وَلَا شَفِيعٌ

إِنَّ وَلِيِّيَ اللَّهُ الَّذِي نَزَّلَ الْكِتَابَ وَهُوَ يَتَوَلَّى الصَّالِحِينَ

أَمِ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَوْلِيَاءَ فَاللَّهُ هُوَ الْوَلِيُّ وَهُوَ يُحْيِي الْمَوْتَىٰ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ

وَمَن يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِن وَلِيٍّ مِّن بَعْدِهِ مِّن وَرَائِهِمْ جَهَنَّمُ وَلَا يُغْنِي عَنْهُم مَّا كَسَبُوا شَيْئًا إِنَّهُمْ لَن يُغْنُوا عَنكَ مِنَ اللَّهِ شَيْئًا وَإِنَّ الظَّالِمِينَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ وَاللَّهُ وَلِيُّ الْمُتَّقِينَ

.وَاخْتَارَ مُوسَىٰ قَوْمَهُ سَبْعِينَ رَجُلًا لِّمِيقَاتِنَا ۖ فَلَمَّا أَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ قَالَ رَبِّ لَوْ شِئْتَ أَهْلَكْتَهُم مِّن قَبْلُ وَإِيَّايَ ۖ أَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ السُّفَهَاءُ مِنَّا ۖ إِنْ هِيَ إِلَّا فِتْنَتُكَ تُضِلُّ بِهَا مَن تَشَاءُ وَتَهْدِي مَن تَشَاءُ ۖ أَنتَ وَلِيُّنَا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا ۖ وَأَنتَ خَيْرُ الْغَافِرِينَ

موسی از میان قوم خود هفتاد مرد برای میعاد ما برگزید، و چون زلزله، آنان را فرو گرفت، گفت: «پروردگارا، اگر می‌خواستی، آنان را و مرا پیش از این هلاک می‌ساختی. آیا ما را به [سزای‌] آنچه کم‌خردان ما کرده‌اند هلاک می‌کنی؟ این جز آزمایش تو نیست؛ هر که را بخواهی به وسیله آن گمراه و هر که را بخواهی هدایت می‌کنی؛ تو سرور مایی؛ پس ما را بیامرز و به ما رحم کن، و تو بهترین آمرزندگانی.»

وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا ثُمَّ يَقُولُ لِلْمَلَائِكَةِ أَهَٰؤُلَاءِ إِيَّاكُمْ كَانُوا يَعْبُدُونَ ‎﴿٤٠﴾‏ قَالُوا سُبْحَانَكَ أَنتَ وَلِيُّنَا مِن دُونِهِم ۖ بَلْ كَانُوا يَعْبُدُونَ الْجِنَّ ۖ أَكْثَرُهُم بِهِم مُّؤْمِنُونَ

و [یاد کن‌] روزی را که همه آنان را محشور می‌کند، آنگاه به فرشتگان می‌فرماید: «آیا اینها بودند که شما را می‌پرستیدند؟»می‌گویند: «منزّهی تو، سرپرست ما تویی نه آنها بلکه جنّیان را می‌پرستیدند؛ بیشترشان به آنها اعتقاد داشتند.»

“اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آَمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ”
“God is the protector of those who have attained to faith, He takes them out of the darknesses and into the light. (Quran 2:257)”
Source: to-jannah, via IslamicArtDB

آنقدر زیبا و شیرین و پر سوز می خواند که قالب مرده را زنده میکند

ÂL-İ İMRÂN-68

فالله هو الولي

قل أغير الله أتخذ وليا فاطر السماوات والأرض وهو يطعم ولا يطعم 006014 –  Quran-HD

تلنگری در کلام خدا .....

این ایه گوشزد میکند که ایمان بعضی افراد فقط به حرف است از ایمان هیچ بهره ای نبرده اند فقط به حرف وزبان از اهل ایمان هستند اما اهل ایمان واقعی در عمل به ایات خداوند در قران بر یکدیگر سبقت میگیرند ایمان واقعی به دانستن فقه وشریعت نیست بلکه در عما انها است که مراتب ایمان ارزش پیدا میکند ایا نشنیدی که علی ع هنگام که فرق او در نماز شکافته شد در اخرین وصیت خود به مومنان فرمود خدا خدا خدا را در باره قران مبادا دیگران در عمل بدان بر شما سبقت بگیرند

هر انسان با ایمان ومسلمانی که ادعای مسلمان بودن میکند باید خود را بر قران عرضه کند باید ایمان خود را محک بزند باید در ایمان خود شک بکند راستی نکند من هم در زمره کسانی هستم که به خداوند تبارک وتعالی مولی و ولی ما در حد حرف ایمان دارم همان کسانی که تمام شریعت واحکام وچیزهایی که خداوند دوست دارد را ترک کرده اند وبه خداوند تنها در حد یک حرف ان هم به خدا قسم برای اثبات کارهای خود بسنده میکنند

الإمامُ الصّادقُ عليه السلام : (إنّ) العُبّادَ ثَلاثةٌ : قَومٌ عَبَدوا اللّه َ عَزَّ و جلَّ خَوفا فتِلكَ عِبادَةُ العَبيدِ، وَ قَوم عَبَدوا اللّه َ تَباركَ و تَعالى طَلَبَ الثَّوابِ فتِلكَ عِبادَةُ الاُجَراءِ، و قَوم عَبَدوا اللّه َ عَزَّ و جلَّ حُبّا لَهُ فَتِلكَ عِبادَةُ الأحرارِ، و هِيَ أفضَلُ العِبادَةِ .حديث

امام صادق عليه السلام : عبادت كنندگان سه دسته اند: گروهى خداوند عزّ و جلّ را از ترس عبادت مى كنند، كه اين عبادت بردگان است؛ گروهى خداى تبارك و تعالى را به طمع ثواب عبادت مى كنند، كه اين عبادت مزدوران است؛ و گروهى خداوند عزّ و جلّ را از سر عشق و محبّت به او عبادت مى كنند كه اين عبادت آزادگان است و اين برترين عبادت است.

a person walking up the side of a tall building with arabic writing on it's sides

Stream episode ومن الناس من يعبد الله على حرف ( ما تيسر من سورة الحج ) -  الشيخ محمد رفعت by باسل محمد مؤنس II podcast | Listen online for free on  SoundCloud

verses from the Quran 12 by najikarem on DeviantArt

فارغ شدی...

فإذا فرغت فانصب وإلى ربك فارغب

No photo description available.

آیه 8 سوره شرح - دانشنامه‌ی اسلامی

فَإِذَا فَرَغْتَ فَانصَب

وَإِلَىٰ رَبِّكَ فَـــارْغَب

فَاِذا فَرَغْتَ فَانْصَبْ وَاِلى رَبِّکَ فَارْغَبْ

زمانى که فراغت یافتى در عبادت بکوش، و به جانب پروردگارت رغبت کن

در تفسیر این آیه روایت شده: چون از نماز فارغ شوى، خود را در دعا به زحمت انداز، و به سوى پروردگار خود میل کن، و حاجات خود را از او بطلب، و امیدت را از غیر او قطع کن. و از حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام روایت شده: هر کدام‏ از شما که از نماز فارغ شد، باید دستها را به سوى آسمان بلند کند، و خود را در دعا به سختى اندازد.

خدای تبارک وتعالی می داند بندگان او در دنیا گرفتار مسائل دنیوی هستند لذا فرمود هنگامی که از کارهای دنیوی فارغ واسوده شدید انگاه رغبت خودتان را به خداوند مولای خود نشان بدهید واو را در دعا وعبادت یاد کنیید هنگامی که این کلام او تلاوت میکنیید بگویید خدایا رغبت ما به سوی توست خوشا به سعادت کسی که رغبت وشوق او نسبت به خداوند بسیار باشد واو را فراموش نکند خدایا چطور میشود به تو رغبت نداشته باشیم؟؟؟ در حالی که بازگشت همه ما به سوی توست چون ما از تو هستیم وبه سوی تو بازگشت خواهیم کرد

إِنَّا إِلَى اللَّهِ رَاغِبُونَ ‎

إِنَّا إِلَىٰ رَبِّنَا رَاغِبُونَ

وَإِنَّا إِلَىٰ رَبِّنَا لَمُنقَلِبُونَ

إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ

Quran Car Hanging - Etsy

Ayatul Kursi Magnet Favors  - Muslim wedding favors - Islamic Wedding Nikah Favor Custom Islamic Gift

Pink Heart Cubic Zirconia Charm Car Hanging Travel Dua Ornament - Etsy

Buy Dua Safar for Car Online In India - Etsy India

Blue safar ki dua car hanging

Car Hanging Ornament - Travel Dua - Etsy

And indeed we, to our lord, will (surely) return. #Alhumdulillah #For  #Islam #Muslim

Quran Car Hanger – Al Aqsa

ZUHRUF-14

ayat.khodaa@instagram on Pinno: 💖 یه جمله به خدای مهربانت بزن 💖 کامنت کن  وبگو الهی آمین ❤️ عزیزترین فرد زندگیتو تگ کن و براش دعا کن🤲 💞این پست رو  برای دیگران بفرستید

إنا إلى الله راغبون : Islamiyatsb : Free Download, Borrow, and Streaming :  Internet Archive

قرآن كريم ~ آية ~ فإذا فرغت فانصب

فَإِذَا فَرَغْتَ فَانْصَبْ (7) وَإِلَى رَبِّكَ فَارْغَبْ (8) So when you  are freed [from distress], remain steadfast, and turn to your Lord with  longing. (Quran 94:7-8)

قرآن کریم: به یقین با (هر) سختی آسانی است

لا يوجد نص بديل لوصف هذه الصورة

حقب از دیدگاه خداوند....

زمان از دیدگاه انسان به گونه ای دیگر است وزمان از دیدگاه خداوند به گونه ای دیگر است کمترین واحد زمان از دیدگاه ما ثانیه که همان چشم به همزدن طرفه العین است سپس دقیقه ساعت روز وماه وسال وقرن شروع میشود اما طبق قران زمان از دیدگاه او به این گونه است اول فرمود زمین واسمانها را در شش روز افریدم ودر روز هفتم ارام گرفتم یعنی افرینش را تعطیل کردم ما هم به تاسی از مولایمان شش روز کار می کنیم یک روز استراحت می کنیم در جایی دیگر مولایمان فرموده است یک روز من هزار سال شما ادمیان است در جایی دیگر فرمود جهنمیان مدت انها انقدر طولانی است که احقابا که جمع حقب است دران درنگ میکنند در روایتی از رسول خدا ص شنیدم که درباره کسی که دورکعت نماز را عمدا ترک کند عقوبت او چقدر است فرمود 80 حقب در جهنم سزای ان دو رکعت درنگ میکند گفتند یا رسول الله یک حقب چه مقدار زمان است فرمود یک حقب از اول دنیا تا اخر دنیا که همان قیامت است میباشد

معنى كلمة ( أحقابا ) فى الآية الكريمة ( 23 ) من سورة النبأ .

حُقْب (به ضم حاء و سکون قاف) یا حُقُب (به ضم حاء و قاف) از واژگان قرآن کریم به معنای دهر و زمان است.
جمع آن در آیات قرآن به صورت اَحْقاب (به فتح الف و سکون حاء) آمده است‌.
مشتقات حُقْب که در آیات قرآن آمده عبارتند از:

حُقُباً (به ضم حاء و قاف) به معنای مدت و زمان؛

اَحْقاباً (به فتح الف و سکون حاء) به معنای زمان‌ها و مدت‌ها است.

«حقب» (بر وزن قفل) به معنای مدت نامعلومی از زمان است. بعضی آن را به هشتاد سال، بعضی هفتاد و بعضی چهل سال تفسیر کرده اند; و چون از این تعبیر به نظر می آید که دوزخیان مدت هایی طولانی در دوزخ می مانند، و سرانجام پایان می یابد، و این با آیات خلود و عذاب دائم تضاد دارد، هر کدام در تفسیر آن راهی را پوییده اند

(لابِثِينَ فِيها أَحْقاباً) كلمه أحقاب به معناى زمانهاى بسيار و روزگاران طولانى است كه آغاز و انجام آن مشخص نباشد.

و اين كلمه جمع است و اما در اينكه مفردش چيست؟ آيا حقب- به ضمه اول و سكون دوم است- و يا حقب- به دو ضمه- است، اختلاف كرده‌اند، و حقب- به دو ضمه- در قرآن كريم آمده، مى‌فرمايد:(أَوْ أَمْضِيَ حُقُباً)[2]. بعضى‌[3] هم گفته‌اند: مفردش حقب - به فتح اول و سكون دوم- است، و واحد حقب هم حقبه - به كسر اول و سكون دوم- است.

راغب گفته: حق اين است كه حقبه به معناى مدت نامعلومى از زمان است‌[4].

بعضى‌[5] هم كلمه حقب را به هشتاد و يا هشتاد و چند سال تحديد كرده‌اند.

و بعضى‌[6] ديگر اضافه كرده‌اند كه: هر سال از اين حقب سيصد و شصت روز و هر روزش برابر هزار سال است. و از بعضى‌[7] ديگر نقل شده كه گفته‌اند: حقب به معناى چهل سال است. و از بعضى‌[8] ديگر آمده كه گفته‌اند: هفتاد سال است. و أقوالى ديگر در معناى حقب گفته‌اند، اما از خود قرآن كريم دليلى بر هيچ يك از اين تحديدها وارد نشده، علم لغت هم چيزى در اين باب نگفته.

شخصی از امام صادق(ع) پرسید: حقب چیست؟ امام فرمود: «هر حقبی هشت‌صد سال است و بابت هر گناهی هزار سال نگه می‌دارند و این هزار سال هر روزش معادل پنجاه هزار سال دنیوی است»

واژه‌ی «أحقاب» از ریشه‌ی «حقب»[1] به معنای زمان‌های بسیار و روزگاران طولانی است که آغاز و انجام آن مشخص نباشد.[2] این کلمه جمع است و در این‌که مفردش چیست، اختلاف نظر وجود دارد. برخی مفرد آن‌را «حُقْب» به ضم اول و سکون دوم دانسته و گروهی نیز مفردش را «حُقُب» با دو ضمه می‌دانند. برخی نیز معتقدند که احقاب، مفردش «حَقْب» به فتح اول و سکون دوم بوده، و مفرد «حُقُب» هم «حِقْبه» - به کسر اول و سکون دوم - است.[3]

قرآن کریم در دو آیه از واژه‌های ریشه «حقب» استفاده کرده ‌است:

  1. «لابِثِینَ فِیها أَحْقاباً»؛[4] (طغیان‌گران) مدّت‌های طولانی در آن(جهنم) می‏مانند.
  2. «وَ إِذْ قالَ مُوسی‏ لِفَتاهُ لا أَبْرَحُ حَتَّی أَبْلُغَ مَجْمَعَ الْبَحْرَینِ أَوْ أَمْضِی حُقُباً»؛[5] هنگامی که موسی به دوست خود گفت: دست از جست‌وجو برنمی‏دارم تا به محل تلاقی دو دریا برسم، هر چند مدت طولانی به راه خود ادامه دهم.

زمان‌های نقل شده برای أحقاب

احقاب به معنای دهر(روزگار) و مدت زمانی طولانی است که آغاز و انجامش مشخص نباشد.[6] با این وجود در برخی روایات و متون دینی، مدت زمان‌های مشخصی نیز برای این «أحقاب» ذکر شده است که بدون بررسی سندی و محتوایی به برخی از آنها اشاره می‌کنیم:

  1. یک سال

در بعضی از تفاسیر آمده است که احقاب چند سال است و حقب یک‌سال است و هر سال سی‌صد و شصت روز است و هر روز آن به اندازه هزار سالی است که انسان آن‌را می‏شمارد.[7]

  1. چهل سال

برخی در ذیل آیه «لابِثِینَ فِیها أَحْقاباً» گفته‌اند که هر حقب چهل سال است که هر روز آن برابر با هزار سال دنیا است.[8]

  1. شصت سال

از رسول خدا(ص) نقل شده است: کسی که وارد آتش شده است از آن خارج نمی‌شود مگر آن‌که به مدت احقاب در آن باشد. و هر حقب شصت و اندی سال است و هر سال سی‌صد و شصت روز، و هر روز آن به اندازه هزار سالی است که شما می‏شمارید! پس کسی دلخوش نباشد که به این زودی‌ها از آتش خارج شود».[9]

  1. هشتاد سال

روایت مشابهی با روایت قبل از پیامبر(ص) وجود دارد تنها با این تفاوت که هر حقب را هشتاد و اندی سال اعلام می‌کند.[10]

گزارش دیگری نیز نقل شده است که بر اساس آن امام علی(ع) از فرد غیر مسلمانی به نام هلال هجری پرسید که شمار حقب در کتاب خود چه مقدار یافته‌‏اید؟ هلال گفت هشتاد سال، هر سالی دوازده ماه، هر ماهی سی روز و هر روزی هزار سال.[11]

امام صادق‌(ع) در تفسیر قول خدای متعال «لابِثِینَ فِیها أَحْقاباً»[12] فرمود: أحقاب هشت دوره است و «حُقْبَه» هشتاد سال‏ است، و هر سال سی‌صد و شصت روز، و هر روزی مانند هزار سال دنیایی است.[13]

  1. هفده هزار سال

برخی از مفسران هر حقبی را هفده هزار سال اعلام کرده‌اند.[14]

  1. هفتاد هزار سال

و برخی دیگر از آنان، نیز عدد هفتاد هزار سال را اعلام کرده‌اند. [15]

  1. بیش از هفت‌صد و پنجاه میلیون سال

برخی نیز چنین نگاشته‌اند که احقاب شامل چهل و سه حقب است که هر حقبی هفتاد خریف و هر خریفی هفت‌صد سال و هر سالی سی‌صد و شصت روز است و هر روزی هزار سال دنیایی است.[16] که مجموع این ارقام، رقمی بیش از هفت‌صد و پنجاه میلیون سال خواهد شد.

  1. زمان طولانی اما نامشخص

همچنین گفته شده است که آیه در صدد بیان متناهی و محدود بودن أحقاب نیست؛ چراکه هرگاه حقبی به اتمام رسد، حقب دیگری به دنبال آن آغاز خواهد شد[17] و این جریان تا ابد ادامه خواهد یافت. البته برخی معتقدند که مدت هر حقب هفتاد هزار سال بوده که هر روزش برابر با هزار سال دنیایی است،[18] اما هیچ مشخص نیست که دوزخیان باید چند حقب را بگذرانند.

گفتنی است روایتی را نیافتیم که هر حقب را چنانچه در پرسش آمده، هشت‌‌صد سال بداند که در صورت مشاهده چنین گزارشی، این پاسخ را ویرایش خواهیم کرد.

وجه جمع بین روایات و گزارش‌ها

قرآن صریحا اعلام می‌کند که بسیاری از دوزخیان تا ابد در دوزخ خواهند ماند و در ارتباط با باقیمانده آنان نیز اساسا دانستن مدت دقیق اقامت آنان در دوزخ فایده چندانی ندارد و همان معنای کلی و لغوی «حقب» و «احقاب» که زمانی بسیار طولانی می‌باشد نیز برای آنانی که بخواهند از مجازات خداوند در هراس باشند، کفایت می‌کند، علاوه بر آن‌که بسیاری از اعداد و ارقام ارائه‌شده توسط مفسران، مستند به روایتی از معصومان(ع) نبوده و بعضی از روایات نیز که در این موضوع وجود دارند سند چندان معتبری ندارند که بتوان آنها را به عنوان تفسیری قطعی از آیه اعلام نمود.

078021023 إن جهنم كانت مرصادا للطاغين مآبا لابثين فيها أحقابا – Quran-HD

لابثين_فيها_أحقابا

قال الله تعالى: أَلَم يَعلَموا أَنَّهُ مَن يُحادِدِ اللَّـهَ وَرَسولَهُ فَأَنَّ لَهُ نارَ جَهَنَّمَ خالِدًا فيها ذلِكَ الخِزيُ العَظيمُ ﴿٦٣﴾ سورة التوبة

أصحاب النار

78 21 23 – القرآن الكريم بدقة غير مسبوقة - جودة عالية جدا

إن جهنم كانت مرصادا للطاغين مٱبا لابثين فيها احقابا - YouTube

سوره النبإ (78) آیه 23 | زندیق

ارزو

أَمْ لِلْإِنسَانِ مَا تَمَنَّىٰ فَلِلَّهِ الْآخِرَةُ وَالْأُولَىٰ

مگر انسان آنچه را آرزو کند دارد؟آن سرا و اين سرا از آن خداست.

ﮐﺎﺵ ﺗﺎ ﺩﻝ ﻣﯿﮕﺮﻓﺖ ﻭ ﻣﯿﺸﮑﺴﺖ
ﺩﻭﺳﺖ ﻣﯽ ﺁﻣﺪ ﮐﻨﺎﺭﺵ ﻣﯽ ﻧﺸﺴﺖ !
ﮐﺎﺵ ﻣﯿﺸﺪ ﺭﻭﯼ ﻫﺮ ﺭﻧﮕﯿﻦ ﮐﻤﺎﻥ
ﻣﯽ ﻧﻮﺷﺘﻢ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺑﺎ ﻣﻦ ﺑﻤﺎﻥ !!!
ﮐﺎﺵ ﻣﯽ ﺷﺪ ﻗﻠﺐ ﻫﺎ ﺁﺑﺎﺩ ﺑﻮﺩ
ﮐﯿﻨﻪ ﻭ ﻏﻢ ﻫﺎ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺑﺎﺩ ﺑﻮﺩ
ﮐﺎﺵ ﻣﯽ ﺷﺪ ﺩﻝ ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﯽ ﻧﺪﺍﺷﺖ
ﻧﻢ ﻧﻢ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﻫﻢ ﺁﻏﻮﺷﯽ ﻧﺪﺍﺷﺖ
ﮐﺎﺵ ﻣﯽ ﺷﺪ ﮐﺎﺵ ﻫﺎﯼ ﺯﻧﺪگی
ﺗﺎ ﺷﻮﺩ ﺩﺭ ﭘﺸﺖ ﻗﺎﺏ ﺑﻨﺪﮔﯽ
ﮐﺎﺵ ﻣﯿﺸﺪ ﮐﺎﺵ ﻫﺎ ﻣﻬﻤﺎﻥ ﺷﻮﻧﺪ
ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﻏﺼﻪ ﻫﺎ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﺷﻮﻧﺪ
ﮐﺎﺵ ﻣﯽ ﺷﺪ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﻧﺒﻮﺩ
ﺭﺩ ﭘﺎﯼ ﮐﯿﻨﻪ ﻫﺎ ﺭﻧﮕﯿﻦ ﻧﺒﻮد..

ﮐﺎﺵ ﻣﯿﺸﺪ ﺯﻧﺪﮔﯽ
ﺗﮑﺮﺍﺭ ﺩﺍﺷﺖ . . .
ﻻﺍﻗﻞ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﺭﺍ ﯾﮑﺒﺎﺭ ﺩﺍﺷﺖ . . .
ﺳﺎﻋﺘﻢ ﺑﺮﻋﮑﺲ
ﻣﯿﭽﺮﺧﯿﺪ ﻭ ﻣﻦ . . .
ﺑﺮﺗﻨﻢ ﻣﯿﺸﺪ ﮔﺸﺎﺩ ﺍﯾﻦ
ﭘﯿﺮﻫﻦ . . .
ﺁﻥ ﺩﺑﺴﺘﺎﻥ ، ﮐﻮﺩﮐﯽ ، ﺳﺮﻣﺸﻖ
ﺁﺏ . . .
ﭘﺎﯼ ﻣﺎﺩﺭ ﻫﻢ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺟﺎﯼ
ﺧﻮﺍﺏ . . .
ﺧﻮﺩ ﺑﺮﻭﻥ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ
ﺍﺯ ﺩﻟﻮﺍﭘﺴﯽ . . .
ﺩﻝ ﻧﻤﯿﺪﺍﺩﻡ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ
ﻫﺮ ﮐﺴﯽ . . .
ﻋﻤﺮ ﻫﺴﺘﯽ ، ﺧﻮﺏ ﻭ ﺑﺪ
ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻧﯿﺴﺖ . . .
ﺣﯿﻒ ﻫﺮﮔﺰﻗﺎﺑﻞ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﻧﯿﺴﺖ !

dr_anusheh@instagram on Pinno: . کاش می شد سرنوشت خویش را از سر نوشت کاش می  شد اندکی تاریخ را بهتر نوشت … . #شعر #شعرکوتاه #دکترانوشه #شاعرانه #شعرنو  #شعرعاشقانه . @dr_anusheh@instagram @dr_anusheh@instagram

عن أمير المؤمنين عليه السلام:"أيّها النّاس: إنّ أخوف ما أخاف عليكم اثنتان: اتّباع الهوى و طول الأمل، فأمّا اتّباع الهوى فيصدّ عن الحقّ، و أمّا طول الأمل فيُنسي الآخرة".

ای مردم! وحشتناک‌ترین چیزی که از آن بر شما می‌ترسم، دو چیز است: پیروی از هوای (نفس) و آرزوی دراز، اما پیروی از هوا (انسان را) از حق بازمی‌دارد و اما آرزوی دراز موجب فراموشی آخرت می‌شود.حدیث روز | دو عمل وحشتناک از نگاه حضرت أمیر (ع)

حَسْبُنَا اللَّهُ نِعْمَ الْمَوْلَىٰ

حَسْبُنَا اللَّهُ نِعْمَ الْمَوْلَىٰ

حَسْبُنَا اللَّهُ نِعْمَ الْمَوْلَىٰ

حَسْبُنَا اللَّهُ نِعْمَ الْمَوْلَىٰ

حَسْبُنَا اللَّهُ نِعْمَ الْمَوْلَىٰ

حَسْبُنَا اللَّهُ نِعْمَ الْمَوْلَىٰ

حَسْبُنَا اللَّهُ نِعْمَ الْمَوْلَىٰ

حَسْبُنَا اللَّهُ نِعْمَ الْمَوْلَىٰ

حَسْبُنَا اللَّهُ نِعْمَ الْمَوْلَىٰ

حَسْبُنَا اللَّهُ نِعْمَ الْمَوْلَىٰ

حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکیلُ نِعْمَ الْمَوْلى وَ نِعْمَ النَّصیرُ خداوند ما را کفایت می کند، او بهترین وکیل و بهترین سرپرست و بهترین یاور است

حَسْبنَاالله وَنِعْمَ الْوَكِيل نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ

حسبي الله ونعم الوكيل نعم المولى ونعم النصير ///

قُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ هُوَ الْحَيُّ

قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ ۚ

بگو خداوندی که زنده است برای من کافی است

بدرستی که او راه هدایت وگمراهی را برهمگان اشکار کرده است

حَسْبُنَا اللهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِ –  Art Art Canvas

حَسْبِيَ الرَّبُّ مِنَ الْـــــــــــــــــــــــــــــــــــمَرْبُوبِينَ

حَسْبِيَ الْخَالِقُ مِنَ الْمَـــــــــــــــــــــــــــــــخْلُوقِينَ

حَسْبِيَ الرَّازِقُ مِنَ الْمَــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرْزُوقِينَ

حَسْبِيَ اللَّهُ رَبُّ الْــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــعَالَمِينَ

حَسْبِي مَنْ هُوَ حَـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــسْبِي

حَسْبِي مَنْ لَمْ يَزَلْ حَــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــسْبِي

حَسْبِيَ اللَّهُ لا إِلَهَ إِلّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْــــــــــــــــــعَظِيمِ.

خواص آیه حسبی الله لا اله الا هو عليه توكلت و هو رب العرش العظیم

خواص حسبنا الله ونعم الوكيل

حسبي الله لا إله إلا هو عليه توكلت وهو رب العرش العظيم | Flickr

آیه آخر سوره توبه | خواص آیه 129 سوره توبه | مناهل

آیه 129 سوره توبه - دانشنامه‌ی اسلامی

تمام زهد در دو جمله قران ...

مَا أَصَابَ مِن مُّصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي أَنفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتَابٍ مِّن قَبْلِ أَن نَّبْرَأَهَا ۚ إِنَّ ذَٰلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ ‎* لِّكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَىٰ مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ ۗ

هیچ مصیبتی نه در زمین و نه در نفسهای شما [= به شما] نرسد، مگر آنکه پیش از آنکه آن را پدید آوریم، در کتابی است. این [کار] بر خدا آسان است.تا بر آنچه از دست شما رفته اندوهگین نشوید و به [سبب‌] آنچه به شما داده است شادمانی نکنید،

Image

از ایات عجیب وحیرت اور قران که بسیار جای تامل دارد این ایه است خداوند میفرماید من گارگردان عالم هستی هستم ونمایشنامه عالم هستی را از قبل در کتاب مبین نوشته ام لذا هر عملی در دنیا برای شما اتفاق افتاد دران کتاب ثبت شده است این کار برای خداوند اسان است اما درک ان برای بندگان سخت است خداوند تبارک وتعالی میگوید حال که همه چیز به خواست واراده من نوشته شده است ورغم خورده است شما هم مثل زاهدان در دنیا عمل کنیید وهمیشه این جمله مرا به خاطر بسپارید تَأْسَوْا عَلَىٰ مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ ۗ بر انچه از دستتان برود اندوه نخورید وبر انچه بدست میاورید نیز شادمان نباشید

الإمامُ عليٌّ عليه السلام : الزُّهدُ كُلُّهُ في كَلِمَتَينِ مِنَ القُرآنِ ، قالَ اللّه ُ تعالى : «لِكَيْلا تَأْسَوا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ» فَمَن لم يَأسَ عَلَى الماضِي و لم يَفرَحْ بالاْتي فهُو الزاهِدُ .

امام على عليه السلام : همه زهد در دو جمله قرآن آمده است ؛ خداوند متعال فرموده : «تا بر آنچه از دستتان مى رود، اندوهگين نشويد و بر آنچه به دستتان مى آيد، شادمانى نكنيد» . بنا بر اين ، كسى كه بر گذشته اندوه نخورد و براى آنچه به دستش مى رسد شاد نشود ، زاهد است .

تم عمل فيديو ريلز لصفحة سكون (تحويل منشور كلامي الي فيديو قصير احترافي) |  مستقل

خصلت های پنجگانه زندگی در دنیا

خصلت های پنج گانه زندگی در دنیا

قرآن کریم زندگی در دنیا را با پنج خصیصه معرفی نموده و می فرماید:

«اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِینَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَیْنَكُمْ وَتَكَاثُرٌ فِی الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ كَمَثَلِ غَیْثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَبَاتُهُ ثُمَّ یَهِیجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ یَكُونُ حُطَامًا وَفِی الْآخِرَةِ عَذَابٌ شَدِیدٌ وَمَغْفِرَةٌ مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانٌ وَمَا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ»؛(1)

بدانید كه زندگى دنیا در حقیقت بازى و سرگرمى و آرایش و فخرفروشى شما به یكدیگر و فزون ‏جویى در اموال و فرزندان است [مثل آنها] چون مثل بارانى است كه كشاورزان را رستنى آن [باران] به شگفتى اندازد سپس [آن كشت] خشك شود و آن را زرد بینى آنگاه خاشاك شود و در آخرت [دنیا پرستان را] عذابى سخت است و [مومنان را] از جانب خدا آمرزش و خشنودى است و زندگانى دنیا جز كالاى فریبنده نیست.

به تعبیر حضرت علامه طباطبایی(رحمة الله تعالی علیه): این‌ها همان موهوماتى است كه نفس آدمى بدان و یا به بعضى از آنها علاقه مى ‏بندد، امورى خیالى و زائل است كه براى انسان باقى نمى‏ ماند، و هیچ یك از آنها براى انسان كمالى نفسانى و خیرى حقیقى جلب نمى‏كند.

شیخ بهایی (رحمه الله) نیز این پنج خصلت مذکور در آیه شریفه را مراحل زندگی انسان در این دنیا و مترتب بر یکدیگر معرفی فرموده است. به این بیان که "لعب و بازی" در دوران کودکی و "لهو و سرگرمی" متعلق به دوران بلوغ است و پس از اتمام دوران بلوغ به "آرایش" خود و زندگی اش می پردازد و بعد از این سنین به حد كهولت مى ‏رسد آن وقت است كه بیشتر به فكر "تفاخر" به حسب و نسب مى ‏افتد و چون سالخورده شد همه كوشش و تلاشش در "بیشتر كردن مال و اولاد" صرف مى‏ شود.

زهد حقیقی بین دو کلمه از قرآن کریم است؛ یکی " لِكَیْلا تَأْسَوْا عَلى‏ ما فاتَكُمْ " و دیگری " لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ" پس کسی که به خاطر گذشته مأیوس نشود و به سبب آینده شادمان نگردد قطعاً دو طرف زهد را به دست آورده است

چگونگی تعامل با دنیا

به تعبیر قرآن کریم زندگی زودگذر دنیا سرمایه ای است فریبنده (4) که برای کافران زینت داده شده (5) ولی در چشم مۆمنان خوار و حقیر است. به همین جهت برای این ‌که انسان شیفته و فریفته این ظواهر نشود لازم است به دستورالعملی که اتفاقاً در همین کتاب آسمانی ذکر شده است عمل نماید؛

«مَا أَصَابَ مِن مُّصِیبَةٍ فِی الْأَرْضِ وَلَا فِی أَنفُسِكُمْ إِلَّا فِی كِتَابٍ مِّن قَبْلِ أَن نَّبْرَأَهَا إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ یَسِیرٌ، لِكَیْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ وَاللَّهُ لَا یُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ»؛ (6)

این آیه شریفه در مقام بیان صفت حمیده زهد است كه انسان باید علاقه و دلبستگى به ‌دنیا نداشته باشد و تمام آنچه از جانب خداوند متعال می ‌رسد عین صلاح است شكرگزار باشد و در بلیّات صابر. بداند كه آنچه اصابت می ‌كند از بلیّات موافق حكمت است پس غمگین نباشد. (7)

دنیا دوستی

علامه طباطبایی در تفسیر این آیه شریفه می فرماید:

این جمله بیانگر علت مطلبى است كه در آیه قبل بود. البته اشتباه نشود. در آیه قبل دو چیز بود: یكى خبرى كه خدا مى‏ داد از نوشتن حوادث قبل از وقوع آن، و یكى هم خود حوادث، و آیه مورد بحث بیانگر خبر دادن خدا است، نه خود حوادث. (8)

امیر بیان، امام علی(علیه السلام) پیرامون حقیقت زهد می فرماید؛

«الزّهد كلّه بین كلمتین من القرآن. قال اللّه تعالى:" لِكَیْلا تَأْسَوْا عَلى‏ ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ" و من لم یأس على الماضی و لم یفرح بالآتی فقد أخذ الزّهد بطر فیه»؛ (9)

زهد حقیقی بین دو کلمه از قرآن کریم است؛ یکی "لِكَیْلا تَأْسَوْا عَلى‏ ما فاتَكُمْ" و دیگری "لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ" پس کسی که به خاطر گذشته مأیوس نشود و به سبب آینده شادمان نگردد قطعاً دو طرف زهد را به دست آورده است.

بنابر این انسان باید نفس خویش را تربیت نموده و به زهد و بی رغبتی به دنیا عادت دهد تا بدین وسیله زیباترین زینت ‌های دنیا در چشمش بی ارزش و پست جلوه نماید به امید اینکه بار خویش به مقصد برساند و چه بسا تنها راه ترک تعلقات دنیوی تمرین بر اتصاف به زهد است.

شیخ بهایی (رحمه الله) نیز این پنج خصلت مذکور در آیه شریفه را مراحل زندگی انسان در این دنیا و مترتب بر یکدیگر معرفی فرموده است. به این بیان که "لعب و بازی" در دوران کودکی و "لهو و سرگرمی" متعلق به دوران بلوغ است و پس از اتمام دوران بلوغ به "آرایش" خود و زندگی اش می پردازد و بعد از این سنین به حد كهولت مى ‏رسد آن وقت است كه بیشتر به فكر "تفاخر" به حسب و نسب مى ‏افتد و چون سالخورده شد همه كوشش و تلاشش در "بیشتر كردن مال و اولاد" صرف مى‏ شود.

این نیز بگذرد ...

در پایان جهت تلطیف مطالب، حکایتی مرتبط با موضوع جاری نقل می ‌شود که حکیم ملا هادی سبزواری (رحمه الله) آن را در قالب شعری در منظومه‌ی خود نقل نموده است:

پادشاهی نگین انگشتریِ زیبا و گرانبهایی داشت. در این فکر بود روی این نگین کلمه یا جمله ای ترسیم نماید که دو فایده داشته باشد: یکی اینکه در زمان شادمانی به شادی خود غَرّه نشود و دیگر اینکه در مواقع غم و اندوه با یادآوری آن جمله، اندوهش تسکین یابد.

از مشاوران و خردمندان زمان مشورت خواست ولی ایده‌ی مطلوبی ارائه نشد.

پس از مدتی شخصی با ظاهری ساده و لباسی مندرس حاضر شد و گفت...

پادشاهی دُر ثمینی داشت

بهر انگشترین نگینی داشت

خواست نقشی که باشدش دو ثمر

هر زمان کافکند به نقش، نظر

گاه شادی نگیردش غفلت

گاه اندُه نباشدش محنت

هرچه فرزانه بود در ایّام

کرد اندیشه ها، ولی همه خام

ژنده پوشی پدید شد آن دم

گفت: بنگار؛ بگذرد این هم

شاه را این سخن فتاد پسند

بر نگینش همین عبارت کَند

ز آنکه شادیّ و عیش و محنت و غم

بگذرد بر همه بنی آدم

Stream لكى لا تأسوا علي ما فاتكم ولا تفرحوا بما آتاكم . by amany abutaleb |  Listen online for free on SoundCloud

از خدا پرسيدم :

خدايا چطور می توان بهتر زندگی کرد؟

خدا جواب داد :
گذشته ات را بدون هيچ تاسفی بپذير،

با اعتماد زمان حال ات را بگذران،
وبدون ترس برای آينده آماده شو،
ايمان را نگه دار و ترس را به گوشه ای انداز،

شک هايت را باور نکن وهيچ گاه به باورهايت شک نکن.

زندگي شگفت انگيز است فقط اگر بدانيد که چطور زندگی کنيد

#نلسون_ماندلا

خدا ترس باشید همه چیز دارید

وَاتَّقُوا اللَّهَ ۖ وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّه و از خدا پروا کنید، و خدا به شما آموزش می‌دهد به شما علم عطا میکند شما را دانش سودمند عطا میکند

وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا ۚ و کسانی که در راه ما کوشیده‌اند، به یقین راه‌های خود را بر آنان می‌نماییم

التقوى من أهم الأسباب التي تساعد في التعلم والفتوح من الله تعالى

امیرالمؤمنین(ع) فرمود این ۵ کلمه را از من فرابگیرید

عَن اَمیرِ المُؤمِنین (عَلَیهِ السَّلام) اَنَّهُ قالَ: خُذوا عَنّی کَلِماتٍ‌ لَو رَکِبتُمُ المَطِیَّ فَاَنضَیتُموها لَم تُصیبوا مِثلَهُنَّ اَلا لا یَرجو اَحَدٌ اِلَّا رَبَّهُ وَ لا یَخافَنَّ اِلَّا ذَنبَهُ وَ لا یَستَحیِی العَالِمُ اِذا لَم یَعلَم اَن یَتَعَلَّمَ وَ لا یَستَحیی اِذا سُئِلَ عَمّا لا یَعلَمُ اَن یَقولَ اللهُ اَعلَمُ وَ اعلَموا اَنَّ الصَّبرَ مِنَ الایمانِ بِمَنزِلَةِ الرَّأسِ مِنَ الجَسَدِ وَ لا خَیرَ فی جَسَدٍ لا رَأسَ لَه.(۱)

«على (علیه السّلام) فرمود: کلماتى از من فرا گیرید که اگر بر چهارپایان سوار شوید و در راه‌پیمایى آنها را از پاى درآورید، مانند آن کلمات را نخواهید یافت. هان که هیچ کس جز به پروردگارش امید نبندد و بجز از گناهِ خویش نهراسد و چون چیزى نداند از فرا گرفتنش خجالت نکشد و چون چیزى از او سؤال شد که نمیداند، خجالت نکشد و بگوید خدا بهتر میداند، و بدانید که شکیبایى براى پیکره‌ی ایمان همچون سر است براى بدن، و بدنى که سر ندارد خیرى در او نیست.»

قرآن كريم ~ آيه ~ واتقوا الله ويعلمكم الله

وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا ۚ و کسانی که در راه ما کوشیده‌اند، به یقین راه‌های خود را بر آنان می‌نماییم

یکی از ایات عجیب قران کریم که همگان باید دران تامل کنند این ایه است یک رابطه دو طرفه بین بنده وخدا است در حقیقت یک معامله دو طرفه وتنگاتنگ است معامله ای که بندگان حقیقی از ان بهره می برند وبه راههای هدایت وگنج های نادیدنی دست می یابند برای بدست اوردن این گنج باید تلاش بکنیم زحمت بکشیم عرق بریزیم ودر حقیقت جهادی با مال وجان نیاز دارد تا به سوی ان طرف قضیه که لنهدینهم سبلنا است برسیم این ریسمان کشیده یک طرفش متصل به جاهدوا است وطرف دیگرش به لنهدینهم سبلنا ختم میشود طرف وسطی در میانه نیست راه میانبری نداریم لذا زهی خیال باطل که حقیقتی را درک کنی بدون اینکه مجاهده ای در کار باشد عارف بلند پایه حافظ شیرازی این ایه را خوب با شعر تفسیر کرده است

خوش بود گر محک تجربه آید به میان

تا سیه روی شود هر که در او غش باشد

خط ساقی گر از این گونه زند نقش بر آب

ای بسا رخ که به خونابه منقش باشد

ناز پرورد تنعم نبرد راه به دوست

عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد

Pin on آيــات♥ ツ

حدیث قدسی به این ایه بسیار لطیف به زیبایی اشاره می کند:

((مَن تَقَرَّبَ إلَیَّ شِبرا" تَقَرَّبـتُ إلَیهِ ذِرَاعا" وَ مَن تَقَرَّبَ إلَیَّ ذِرَاعا" تَقَرَّبتُ إِلَبهِ بَاعا" وَ من أَتَانِی مَشیا" أَتَیتُهُ هَروَلَهً )).۱

هر کسی یک وجب به من نزدیک شود، من یک ذراع(از آرنج تا نوک انگشتان برابر با سه وجب)به او نزدیک می شوم و هر کس یک ذراع به من نزدیک شود، من یک باع (به اندازه گشودن دو دست) به او نزدیک می شوم و هر کس آهسته [و معمول]به سوی من آید، من با هروله (حالتی بین دویدن و راه رفتن) به سوی او می آیم.

راه من پوييد كاين راهست و بس
عشق من جوييد نى هر خار و خس
هر كه نزديك من آيد يك ذراع
من روان گردم به سویش باع باع
هر كه پيمايد ره من ميل ميل
من به فرسخ فرسخ آيم آن سبيل

29 69 2 – القرآن الكريم بدقة غير مسبوقة - جودة عالية جدا

ای انسان ....چرا غرور

title>يَا أَيُّهَا الْإنْسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ ... سورة  الانفطار ~ أسباب نزول آيات القرآن

یَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَىٰ رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ

ای انسان، حقاً که تو به سوی پروردگار خود بسختی در تلاشی، و او را ملاقات خواهی کرد.

يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ وَإِنَّ عَلَيْكُمْ لَحَافِظِينَ ‎﴿١٠﴾‏ كِرَامًا كَاتِبِينَ ‎﴿١١﴾‏ يَعْلَمُونَ مَا تَفْعَلُونَ ‎﴿١٢﴾‏ إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ ‎﴿١٣﴾‏ وَإِنَّ الْفُجَّارَ لَفِي جَحِيمٍ

ای انسان، چه چیز تو را در باره پروردگار بزرگوارت مغرور ساخته؟و قطعاً بر شما نگهبانانى [گماشته شده‌]اند:[فرشتگان‌] بزرگوارى كه نويسندگان [اعمال شما] هستند؛آنچه را مى‌كنيد، مى‌دانند.قطعاً نيكان به بهشت اندرند و بی‌شک، بدکاران در دوزخند.

این ایه یکی از ایاتی است که جای تامل دارد نکته این است که چون با ای انسانها شروع میشود وقران کتابی است که برای تمام بشریت وتمام اعصار نازل شده است چون خاتم مرسلین اعلان گردیه است ختم نبوت از طرف خدا در قران گوشزد شده است هم محمد رحمتی برای همه عالم است وهم کتاب قران برای ترسانیدن تمام بشریت نازل شده است لذا در اینجا خطاب یا ایها الانسان هم بشریت را شامل میشود فقط مربوط به مسلمین نیست همه بشر بدانند که نباید از کریم بودن ورحیم بودن خداوند سوء استفاده کنند ومغرور شوند واز خداوند وفرمان او سرپیچی نکنند چون دو فرشته در چپ وراست ما همیشه حاضرند واز ما محافظت میکنند وهرکاری را انجام بدهیم ثبت میکند در ادامه خداوند به همه دنیا بدون توجه به مذهب انان میفرماید ادم های خوب ونیک کردار وارد بهشت وادم های بدکاره وفاجر وارد جهنم میشوندد با هر اعتقاد ودینی ملاک خوب وبد بودن است که ما را وارد بهشت میکند ار اعمال خوب انجام بدهی اگر اعمال بد بکنی در زمره فاجران ثبت میشوی و وارد دوزخ خداوند میشوی

يا أيها الإنسان ما غرك بربك الكريم #خطي_تصويري #العراق #خط_عربي

تفسیرآسان

یا أَیُّهَا الإِنسان‌ُ ما غَرَّک‌َ بِرَبِّک‌َ الکَرِیم‌ِ.

کلمه (الإِنسان‌ُ) شامل‌ عموم‌ بشر میشود، چه‌ مؤمن‌ و چه‌ کافر. ولی‌ جمله (ما غَرَّک‌َ) چه‌ چیزی‌ تو ‌را‌ مغرور کرد آنرا بافرادی‌ محدود میکند ‌که‌ گنهکار و خطاکار باشند. ‌پس‌ بنابراین‌: مؤمنین‌ راستین‌ فردای‌ قیامت‌ مشمول‌ و مخاطب‌ ‌اینکه‌ مسئولیت‌ بزرگ‌ نخواهند شد. گروهی‌ ‌از‌ مفسرین‌ گفته‌اند: خدای‌ سبحان‌ کلمه (الکَرِیم‌ِ) ‌را‌ ‌در‌ ‌اینکه‌ ‌آیه‌ باین‌ منظور آورده‌ ‌که‌ ‌به‌ بندگان‌ ‌خود‌ تلقین‌ کند: هرگاه‌ ‌از‌ آنان‌ جویا شود: چه‌ چیزی‌ باعث‌ شد ‌که‌ ‌شما‌ بپروردگار ‌خود‌ مغرور شوید آنان‌ بگویند: کرم‌ و بزرگواری‌ تو. ولی‌ ‌اینکه‌ معنا ‌با‌ سیاق‌ و ظاهر آیه مورد بحث‌ سازش‌ ندارد. زیرا سیاق‌ ‌اینکه‌ ‌آیه‌ نشان‌ میدهد ‌که‌ ‌در‌ صدد بیان‌ مسئولیت‌ و تهدید خطاکاران‌ ‌است‌. باین‌ معنا ‌که‌ لفظ (ما) استفهام‌ توبیخی‌ می‌‌-‌ ‌باشد‌. ‌یعنی‌ ای‌ انسان‌ خطاکار؟ آیا جا دارد: ‌در‌ مقابل‌ ‌اینکه‌ همه‌ کرامت‌ و الطاف‌ پروردگار ‌که‌ شامل‌ حال‌ تو ‌شده‌ ‌است‌ باز همه‌ ‌را‌ نادیده‌ بگیری‌ و مغرور شوی‌!

بقول‌ معروف‌: آیا سزای‌ نیکی‌ بدی‌ ‌است‌! آیا شایسته‌ ‌است‌ ‌که‌ بجای‌ عبادت‌ ‌در‌ مقابل‌ ‌اینکه‌ همه‌ بزرگواری‌های‌ پروردگارت‌ متمرد و طاغی‌ شوی‌؟! مضمون‌ آیه‌-‌ 60‌-‌ سوره الرحمان‌ ‌اینکه‌ معنا ‌را‌ تأیید و تفسیر میکند و می‌فرماید:

هَل‌ جَزاءُ الإِحسان‌ِ إِلَّا الإِحسان‌ُ. ‌یعنی‌ آیا جا دارد ‌که‌ پاداش‌ احسان‌ و نیکوئی‌ ‌غیر‌ ‌از‌ پاداش‌ نیکوئی‌ ‌باشد‌!؟‌-‌ مؤلف‌. حضرت‌ ‌علی‌ ‌بن‌ أبی طالب‌ ‌در‌: لابلای‌ خطب‌ نهج‌ البلاغه‌ مطالبی‌ ‌را‌ ‌در‌ تأیید ‌اینکه‌ معنا ایراد نموده‌ ‌که‌ خلاصه‌ای‌ ‌از‌ ‌آن‌ ‌اینکه‌ ‌است‌: ای‌ انسان‌؟ چه‌ چیزی‌ بتو ‌اینکه‌ جرئت‌ ‌را‌ داد ‌که‌ مرتکب‌ معصیت‌ پروردگار ‌خود‌ شوی‌! و حال‌ آنکه‌ ‌در‌ کنف‌ ‌او‌ هستی‌، و غرق‌ نعمتهایش‌ میباشی‌، آیا جا دارد ‌که‌ ‌در‌ مقابل‌ آنهمه‌ نعمتهایش‌ مغرور شوی‌! و ‌از‌ ‌خدا‌ رو گردان‌ و متوجه‌ دیگری‌ گردی‌! آیا نمیدانی‌ ‌که‌ ‌اینکه‌ توجهی‌ ‌که‌ ‌خدا‌ بتو کرده‌ یک‌ نوع‌ تفضلی‌ میباشد ‌که‌ بتو فرموده‌ ‌است‌،و ‌برای‌ تو مهلتی‌ میباشد ‌تا‌ شاید بسوی‌ رشد و هدایت‌ خویشتن‌ برگردی‌، و ‌از‌ گمراهی‌ ‌خود‌ صرف‌ نظر نمائی‌.

روی‌ ‌اینکه‌ مبنا معنای‌ کلمه (الکَرِیم‌ِ) ‌که‌ ‌در‌ آیه مورد بحث‌ میباشد ‌اینکه‌ ‌است‌: خدائی‌ ‌که‌ بنده گنهکار ‌خود‌ ‌را‌ مهلت‌ میدهد، و ‌در‌ عقوبت‌ ‌او‌ تعجیل‌ نمیکند. و ‌بر‌ انسان‌ لازم‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌در‌ توبه‌ کردن‌ بشتابد. و باین‌ مهلت‌ و امدادی‌ ‌که‌ ‌خدا‌ میدهد مغرور نشود‌

🌧جمال السعيد 🌧 on X: وفاح_العبير_اذا_ذكرت_محمدا لما قرأ رسول الله - صلى  الله عليه وسلم - يا أيها الإنسان ما غرك بربك الكريم قال : ——— غره الجهل  ———— :  t.colR67NDm2bP  X

تفسیر خسروی

ای‌ انسان‌ چه‌ چیز ترا مغرور کرده‌ و فریبت‌ داده‌ ‌است‌ ‌که‌ بخالق‌ ‌خود‌ خدعه‌ کنی‌ و باطل‌ ‌را‌ ‌در‌ نظر تو جلوه‌ داده‌ ‌است‌ ‌که‌ نافرمانی‌ ‌او‌ ‌را‌ کنی‌ و مخالفت‌ ‌او‌ ‌را‌ نمائی‌، آنهم‌ پروردگاری‌ کریم‌ ‌یعنی‌ منعم‌ محسنی‌ ‌که‌ کم‌ ‌را‌ می‌پذیرد و زیاد عطا می‌کند.

بفضیل‌ ‌بن‌ عیاض‌ گفتند ‌که‌: ‌اگر‌ خداوند روز قیامت‌ ترا برابر ‌خود‌ نگهدارد و بفرماید ما غَرَّک‌َ بِرَبِّک‌َ الکَرِیم‌ِ تو چه‌ جواب‌ میدهی‌ ‌گفت‌ میگویم‌ غرّنی‌ ستورک‌ المرخاة.

یحیی‌ ‌بن‌ معاذ ‌گفت‌ ‌اگر‌ خداوند مرا ‌در‌ برابر ‌خود‌ بپا دارد و بگوید ‌ما غرّک‌ بی‌ ترا چه‌ چیز بمن‌ مغرور کرده‌ ‌است‌ می‌گویم‌: غرّنی‌ بک‌ برّک‌ بی‌ سالفا و آنفا و دیگری‌ گفته‌ ‌است‌ گویم‌: غرّنی‌ حلمک‌‌-‌ و ‌أبو‌ بکر ورّاق‌ گفته‌ ‌است‌:

غرّنی‌ کرم‌ الکریم‌.

و اینکه‌ خداوند سبحانه‌ ‌در‌ ‌اینکه‌ ‌آیه‌ ‌از‌ ‌بین‌ تمام‌ اسماء و صفات‌ ‌خود‌ صفت‌ کریم‌ ‌را‌ آورده‌ ‌برای‌ اینست‌ ‌که‌ گویا انسانرا تلقین‌ کند ‌که‌ ‌در‌ جواب‌ بگوید غرّنی‌ کرم‌ الکریم‌.

‌عبد‌ اللّه‌ مسعود گفته‌ ‌است‌: ‌ما منکم‌ ‌من‌ احد إلّا سیخلو اللّه‌ ‌به‌ یوم القیمة فیقول‌ ‌ یا ‌ ‌بن‌ آدم‌ ‌ما غرک‌ بی‌ ‌ یا ‌ ‌بن‌ آدم‌ ‌ما ذا عملت‌ فیما علمت‌ ‌ یا ‌ ‌بن‌ آدم‌ ‌ما ذا اجبت‌ المرسلین‌.

و أمیر المؤمنین‌ ‌علیه‌ السّلام‌ فرموده‌ ‌است‌: کم‌ مغرور بالستر ‌علیه‌ و مستدرج‌ بالاحسان‌ الیه‌.

Story pin image

تفسیر ابوالفتوح رازی

«یا اَیُّها الاِنسانُ ما غَرَّک بِرَبَّکَ الکَریمِ؛ ای آدمی! چه بفریفت تو را به خدایِ کریمَت»

آن گه خطاب کرد با آدمی. گفت: یا آدمی! چه غَرّه کرد تو را و چه بفریفت تو را و مغرور کرد به خدای کریم؟

در خبر است که رسول این آیت بخواند و گفت: آدمی را، جهل، به خدایْ مغرور کرد.

و گفته اند: او را مغرور بکرده است عفو خدای، برای آن که تعجیلِ عقوبت نکرد بر او. و نیز: به مدارایی که خدای با او کرد، او را مغرور نمود. و نیز: حلمِ خدای او را مغرور کرد.

عبداللّه ِ عباس گفت: هیچ بنده نباشد و الاّ خدای تعالی او را بدارد روز قیامت و گوید: ای آدم زاده! تو را چه، مغرور کرد به من؟

یا ایها الانسان ما غرک بربک الکریم/ غرور برای چی؟/ خدایا در برابر تو هیچم❤  | تبادل نظر نی نی سایت

تفسیر هدایت

[6] در آن هنگام که پروردگار با مهربانى و عطوفت و کبریاء کامل به او چنین ندا مى‏کند که:

یا أَیُّهَا الْإِنْسانُ ما غَرَّکَ بِرَبِّکَ الْکَرِیمِ- اى انسان! چه چیز تو را در برابر پروردگار کریمت مغرور کرد و فریفت؟» سخت مضطرب شود و با خود بگوید که: براى چه از فرمان خدایت سرپیچى مى‏کنى؟ آیا بدان سبب است که از وى بى‏نیاز شده و در برابر او به طغیان و عصیان پرداخته‏اى؟ مگر تو را از آبى ناچیز نیافرید؟ آیا آفرینش تو را چندان استوار نکرد که تکامل یافتى و از یک هستى متعادل برخوردار شدى؟ یا این که از استیلا و قدرت او بر خودت آگاهى ندارى؟ آیا او همان کس نیست که صورت تو را از کوتاهى و بلندى و نیرومندى و ضعف و سفیدى یا سیاهى یا گندمگونى برگزید و ... و ...؟ یا این که به کرم او که پیاپى نعمتهاى خویش را پنهان و آشکار بر تو ارزانى مى‏داشت غرّه شده‏اى؟ آیا قلب تو راهنماییت نکرد که از خشم آن که بردبار است بیمناک شوى و بر حذر باشى؟ آیا انسانیت تو تو را بر آن وانداشت که احسان او را به احسان پاسخ گویى؟ چنان مى‏نماید که پاسخ این پرسشها از شخصى به شخص دیگر تغییرپذیر است، ولى هیچ نمود و بهانه قابل قبولى وجود ندارد، و غرور، به هر سبب که بوده باشد، مردود و پرهیز کردنى است.

در حدیثى به جا مانده از رسول اللَّه- صلّى الله علیه وآله- آمده است که‏گفت: «نادانیش او را مغرور کرد و فریبش داد». آرى، آنان را پیاپى رسیدن نعمتهاى پروردگارشان فریب داد. و از امام سجاد- علیه السلام- روایت شده است که گفت: «پیاپى رسیدن نعمتت سپاسگزارى را از یاد من برد».

ولى این به مصلحت انسان نیست، بلکه لازم است که با بیدارى ضمیر و سلاح تقوى به جنگ با غرور بپردازد. و امام ما امیر المؤمنین على بن ابى طالب- علیه السلام- پس از تلاوت آیه یا أَیُّهَا الْإِنْسانُ ما غَرَّکَ بِرَبِّکَ الْکَرِیمِ چنین گفت:

«انسان، از هر سؤال شده‏اى دلیلش بى‏پاتر است، و از هر فریب خورده عذرش ناپذیرفته‏تر. چون به شناخت خود نادان است، خود را پسندد و بر خود نازان است».

«اى انسان تو را بر گناه چه چیره کرده است؟ و بر پروردگارت چنین دلیر؟ چرا به کشتن خودت چنین ناپژمانى، مگر دردت را درمان نیست، و یا بیداریت از این خواب گران نیست؟ تو که بر دیگرى مهربانى، چرا در کار خود وامى‏مانى؟ بسا که یکى را در تابش آفتاب بینى و او را به سایه آرى، یا بر گرفتارى که بیمارى وى را گداخته، از روى رحمت اشک بارى! پس چه تو را بر درد خود شکیبا نمود، و در مصیبت توانایى بخشود، و در گریستن بر نفس خویش که نزد تو گرانبهاترین جانها است، به شکیبایى‏ات امر فرمود؟ و چگونه بیم کیفرى بیدارت نمى‏سازد که شبانگاه بر تو بتازد، در حالى که با نافرمانى خدا خود را- تباه ساخته‏اى- و در پنجه قهرش انداخته. پس سستى دل را با پایدارى درمان کن، و خواب غفلت دلت را به بیدارى».

«و طاعت خدا را بپذیر و به یاد او انس گیر. و به خاطر آر از آن گاه که تو روى از او گردانده‏اى او روى به تو گرداند و تو را به خواستن بخشایش از خود مى‏خواند و- جامه- کرم خویش بر تو مى‏پوشاند، و تو از او رویگردانى و دیگرى را خواهان. پس چه نیرومند است و بزرگوار، و چه ناتوانى تو و بى‏مقدار، و چه گستاخ در نافرمانى پروردگار. در سایه پوشش او مى‏آرامى، و در پهنه بخشایش اومى‏خرامى، نه بخشش خویش را از تو بریده، و نه پرده خود را بر تو دریده، بلکه چشم به هم زدنى بى احسان او به سر نبرده‏اى، در نعمتى که بر تو تازه گردانیده، یا گناهى که بر تو پوشانیده، یا از بلایت رهانیده- با نافرمانى این چنین به نعمتش اندرى- پس چه گمان بدو برى، اگر وى را فرمان برى؟ به خدا اگر این رفتار میان دو کس بود که در قوت برابر بودند، و در قدرت همسر- و تو یک از آن دو بودى- نخست خود را محکوم مى‏نمودى که رفتارت نکوهیده است و کردارت ناپسندیده.

سخن به راست بگویم، دنیا تو را فریفته نساخته، که تو خود فریفته دنیایى و بدان پرداخته. آنچه را مایه عبرت است برایت آشکار داشت، و میان تو و دیگرى فرقى نگذاشت. او با دردها که به جسم تو مى‏گمارد، و با کاهشى که در نیرویت پدید مى‏آرد، راستگوتر از آن است که با تو دروغ گوید و وفادارتر از آن که با تو راه خیانت پوید، و بسا نصیحت گویى از سوى دنیا که وى را متهم داشتى و راستگویى که گفته او را دروغ پنداشتى. اگر در پى شناخت او باشى در خانه‏هاى ویران، و سرزمینهاى خالى از مردمان، اندرزهایى چنان نیکو فرا یاد تو آرد، و نمونه‏هایى براى گرفتن پند پیش چشمت دارد، که او را همانند دوستى یابى مهربان، و از بدبختى و تباهى‏ات نگران و دنیا خانه‏اى است خوب براى کسى که آن را چون خانه نپذیرد، و محلى است نیکو براى آن که آن را وطن خویش نگیرد و همانا فردا خوشبختان دنیا آنانند که امروز از آن گریزانند».

«آن گاه که زمین لرزیدن گیرد- و صرصر مرگ وزیدن- و رستاخیز روى آرد، با همه هراس که دارد، و به هر کیش پیروانش پیوندند و به هر پرستیده پرستندگانش و به هر مهتر فرمانبرانش. پس دیده‏اى در فضا گشاده و گامى آهسته در زمین نهاده نماند، جز که در ترازوى داد و محکمه عدالت بنیاد حق تعالى جزایى را که درخور است ستاند. پس بسا حجت که در آن روز باطل و ناپسندیده باشد، و دستاویزهاى عذر که بریده. پس در کار خویش بکوش، تا عذرى آورى که پایدار باشد، و حجتى که استوار. و آن را بگیر که براى تو مى‏ماند- و آن نیکویى کردار است- از آنچه براى آن نخواهى ماند- که جهان ناپایدار است- و سفر خود راآماده باش، و به برق نجات دیده گشاده، و پارگى جد و جهد را بار برنهاده». «3»

آیه 6 سوره انفطار - دانشنامه‌ی اسلامی

تفسیر مجمع البیان

راستى چه عامل و انگیزه‏اى تو را فریفت و زشت را زیبا و باطل را حق و بیداد را، در نظرت دادگرى جلوه داد تا او را نافرمانى کنى و به گناه دست‏ یازى؟!
از پیامبر گرامى آورده ‏اند که به هنگام تلاوت این آیه مى‏فرمود: «غَرَّ جَهلُهُ» نادانى و ناآگاهى انسان او را در برابر خداى توانا و زندگى‏ بخش به ورطه غرور و غفلت کشاند.
در مورد واژه «کریم»، که در آیه شریفه به عنوان وصف پروردگار انسان به کار رفته، دیدگاه‏ها متفاوت است:
1 - به باور پاره‏اى از دانشمندان «کریم» آن نعمت بخش و ارزانى دارنده نعمتى است که همه کارهاى او نیکى و احسان است و در هر کارى سود مى‏رساند و یا زیانى را برطرف مى‏سازد.
2 - امّا به باور پاره‏اى دیگر، منظور از آن، بخشنده‏اى است که افزون بر حقوق قانونى دیگران، حقوق اخلاقى آنان را نیز محترم مى‏شمارد و در پرتو کرم و فضل خویش - افزون بر آنچه در خور آن هستند - به آنها نعمت مى‏بخشد و حقوق خویش را از آنان نمى‏طلبد و در اندیشه سود و یا دفع زیان نیست.
3 - از دیدگاه برخى، منظور کسى است که اندک انجام وظیفه را مى‏پذیرد و پاداشى پرشکوه مى‏دهد.
4 - و از دیدگاه برخى دیگر منظور آن خدایى است که در صورت توبه و اصلاح خود از سوى بنده، به بخشایش گناهان بسنده نمى‏ کند، بلکه گناهان آنان را به ثواب و پاداش تبدیل مى ‏سازد.
از «فضیل» پرسیدند، که اگر در روز رستاخیز خداى دادگر تو را در برابر دادگاه آن روز برپا نگاه دارد بپرسد: «ما غرّک بربک الکریم؟» هان اى انسان! چه چیز تو را در برابر پروردگار ارجمندت مغرور ساخت، چه پاسخى خواهى داد؟
او گفت: در پاسخ خواهم گفت: «غرّنى ستورک المرخاة» پرده‏هایى که بر گناهانم افکندى و آنها را پوشاندى!
«یحیى‏بن معاذ» مى‏گوید: اگر خداوند در روز رستاخیز مرا در برابر دادگاه خود نگاه دارد و این پرسش را طرح کند، خواهم گفت: «غرّنى بک برّک بى سالفاً و آنفاً» احسان و نیکى تو در گذشته و حال مرا مغرور ساخت.
و پاره‏اى نیز برآنند که: خواهم گفت: بردبارى و مداراى تو مرا مغرور ساخت «غَرَّنى حلمک».
و «ابوبکر وراق» مى‏گوید: خواهم گفت: کرامت و فزون‏بخشى خداى بخشاینده مرا مغرور ساخت.
«ابن مسعود» مى‏گوید: هیچ انسانى نخواهد بود، جز اینکه در روز رستاخیز خداى فرزانه او را سؤال باران مى‏کند و مى‏پرسد: هان اى فرزند انسان! چه چیز تو را نسبت به من مغرور ساخت؟ چرا آنچه را آموختى به کار نبستى؟ چرا دعوت پیامبران مرا لبیک نگفتى؟ و پرسش‏هایى از این‏گونه...
از امیرمؤمنان آورده‏اند که فرمود: «کم مغرور بالستر علیه و مستدرج بالأحسأن الیه»
چه بسیار انسان‏هاى مغرورى که با مهر و گناه پوشى او به جاى بیدارى بیشتر به خواب غفلت و غرور گرفتار مى ‏گردند! و چه بسیار کسانى که در احسان و نعمت‏ دهى او غرق مى ‏شوند و توبه و جبران و اصلاح خویش را به تأخیر مى‏افکنند و سرانجام گرفتار مى ‏شوند!

تلاوة جميلة يا أيها الإنسان ما غرك بربك الكريم حالات واتس اب اسلاميه دينيه  قرآن

تفسیر هفت جلدی جامع قرآن بقلم و جمع آوری مرحوم علامه حاج سید ابراهیم بروجردی

قوله تعـــالی: { یا أَیُّهَا الْإِنْسانُ ما غَرَّکَ بِرَبِّکَ الْکَریمِ الَّذی خَلَقَکَ فَسَوَّاکَ فَعَدَلَکَ فی‏ أَیِّ صُورَةٍ ما شاءَ رَکَّبَکَ کَلاَّ بَلْ تُکَذِّبُونَ بِالدِّینِ وَ إِنَّ عَلَیْکُمْ لَحافِظینَ کِراماً کاتِبینَ یَعْلَمُونَ ما تَفْعَلُونَ}
در این آیه خطاب میکند به آدمی که ای انسان غافل چه باعث شد که به خـــــــدای کریم و بزرگوار خود مغرور گشتی؟ چون پیغمبر اکرم ﷺ آیه را تلاوت مینمود میفرمود جهل و نادانی انسان به خــــدای خود او را فریفت و مغرور کرد و فرمود: روز قیامت خـــــــداوند تبارک و تعالی به بنده خود گوید ای فرزند آدم چه تو را بمن مغرور کرد؟ با آن علم و دانشیکه بتو عطا کردم چه کردی؟ و جواب پیغمبران مرا چه دادی؟ سپس فرمود: آن خدائیستکه تو را از عدم بوجود آورد و بصورتی تمام و کامل بدون نقصان بیاراست و با اعتدال قامت و تناسب اندام برگزید و بهر صورتی خواست از طول و قصر و حسن و قبیح و زشت و زیبا و سفید و سیاه بر حسب مصلحت بیافرید, چنین نیست که شما کافران گمان میکنید و روز جزا و قیامت را تکذیب میکنید و پیغمبر و امیرالمؤمنین ع را دروغ میپندارید البته نگهبانانی از فرشتگان مامورند بر مراقبت احوال و اعمال شما و آنها اعمال حسنات و سیئات شما را مینویسند و آنها کریمانند و کرم آنها آنست چون بنده ای حسنه ای بجا آورد فرشته موکول طرف راست شاد شود و به شتاب یکی را ده بنویسد و اگر آدمیزاد معصیتی کند هر دو فرشته ملول و ناراحت شوند و چون فرشته طرف چپ بخواهد آن معصیت بنویسد دیگری گوید ساعتی توقف کن شاید پشیمان شود و توبه کند و بهمین کیفیت تا هفت ساعت نگذارد بنویسد, آنگاه گوید این بنده نادان است یکی را یکی بنویس و آن فرشتگان میدانند آنچه شما مردمم بجا می آورید.

سوره انفطار

یا ایها الانسان ما غرک به رب الکریم..ای انسان چه شده که ب

يا أيها الإنسان ما غرك بربك الكريم - موقع الشيخ الداعية : وهبان بن مرشد  المودعي

Image

ایمان همان چیزیــست که تو به آن نیاز داری
درست به اندازه نفس کشیدن‌هایت
ایمان به بودن خداوندی که تک تک لحظات زندگی ات را می‌بیند و روزی تمام سختی ها و تلاش ها و دویدن هایی را که به عشق او تحمل کردی برایت هزاران هزار برابر جبران می‌کند

ایمان همان چیزیــست که تو به آن نیاز داری

قرآن كريم آية يا أيها الإنسان انك كادح الى ربك Movie Posters Lockscreen Screenshot Quran

تأملات في آية يآ أيها الإنسان انك كادح الى ربك كدحا فملاقية

عین صاد

الصورة

يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

هر کس برای این جمله سوالی خداوندباید جوابی اماده داشته باشد اگر مولایم در روز قیامت مرا به گناهان مواخذه کند وبگوید چرا در مقابل من غرور داشتی ونافرمانی کردی این گونه جواب میدهم.......

((مولای من کریم بودن تو بخشنده بودن ترا مهربان بودن تو غفار بودن تو ستار العیوب بودن تو باعث شد من بارها عهد شکنی کنم ودر محضر تو در مقابل فرشتگان تو مغرور بشوم وگناه بکنم از سوی دیگر محبت ترا در دل داشتم وامیدوارم بودم مرا با دشمنانت به دوزخ دعوت نکنی چون در مقابل همه انان اعتراف به دوستی تو خواهم کرد از سویی کلامهای شگفت تو در قران مرا امیدوارکرد که زیاد هم به اعمال خود نگاه نکنم چه گناه باشد چه ثواب چون دیدم تو فرمودی هر کس را که بخواهم می امرزم وهرکس راکه بخواهم میبخشم وحتی گمراهی وهدایت بدستان من است يَغْفِرُ لِمَن يَشَاءُ وَيُعَذِّبُ مَن يَشَاءُ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ يُضِلُّ مَن يَشَاءُ وَيَهْدِي مَن يَشَاءُ ‎ لذا همه زندگی خود را به تو واگذارکردم ومهمترین علت نافرمانی وغرور من جهل من بود واینکه عظمت ترا ان طور که شایسته تو بود نشناختم حال هر کاری دوست داری با من بکن ای کریم و انگاه چند بیتی بیت از عطار چند بیت از حافظ را میخوانم وبه احترام وارد دوزخ او میشود))

عین عفو تو شده عاصی طلب

عرصه عصیان گرفتم زین سبب

رحمتت را تشنه دیدم آب خواه

تا بکردم در حضورت صد گناه

چند قدم که به سوی دوزخ قدم برداشتم دوباره امیدم را قطع نمیکنم واین اشعار حافظ زمزمه میکنم

عاشقان را گر در آتش می پسندت لطف دوست

تنگ چشمم گر نظر در چشمه کوثر کنــــــــــــــم

*****

جایی که برق عصیان بر آدم صفی زد

ما راچگونه زیبد دعوی بی گنــــاهی

*****

پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت

ناخلف باشم اگر من به جویی نفروشم

******

بنام مولا | فروردین ۱۴۰۱

يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ

وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الـــــــــــــــــــــرَّحِيمُ

إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِي نَـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــعِيمٍ

وَإِنَّ الْفُجَّارَ لَفِي جَــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــحِيمٍ

گلچین ...3

قد أفلح المؤمنون الذين هم في صلاتهم خاشعون ( سورة المؤمنون )

وارثان بهشت

قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ ‎﴿١﴾‏ الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ ‎﴿٢﴾‏ وَالَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ ‎﴿٣﴾‏ وَالَّذِينَ هُمْ لِلزَّكَاةِ فَاعِلُونَ ‎﴿٤﴾‏ وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ ‎﴿٥﴾‏ إِلَّا عَلَىٰ أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ ‎﴿٦﴾‏ فَمَنِ ابْتَغَىٰ وَرَاءَ ذَٰلِكَ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْعَادُونَ ‎﴿٧﴾‏ وَالَّذِينَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ ‎﴿٨﴾‏ وَالَّذِينَ هُمْ عَلَىٰ صَلَوَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ ‎﴿٩﴾‏ أُولَٰئِكَ هُمُ الْوَارِثُونَ ‎﴿١٠﴾‏ الَّذِينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ

موقع مكتبة المعارف الإسلامية - قد أفلح المؤمنون

قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ *الَّذِينَ هُمْ فِي صَلاَتِهِمْ خَاشِعُونَ *

قد أفلح المؤمنون

دَحْوُ الْأرْض روز 25 ذی القعده

img

دَحْوُ الْأرْض

دحوالارض از روزهای پر برکت خدا برای بندگان است. در کتاب شریف «المراقبات» روایت است که امام رضا(ع) فرموده‌اند: در شب بیست و پنجم ماه ذی‌القعده حضرت ابراهیم (ع) و حضرت عیسی (ع) متولد شده‌اند.در برخی از روایات این روز به عنوان روز قیام امام زمان مهدی موعود(عج) معرفی شده است

دَحْوُ الْأرْض به معنای گستراندن زمین، روز بیرون آمدن زمین از زیر آب است. برخی آن را به گسترش دادن خشکی‌های زمین و بعضی به حرکت زمین معنا کرده‌اند. بنابر منابع روایی، گسترده شدن زمین در روز ۲۵ ذی‌القعده بوده‌است. همچنین براساس منابع حدیثی و تاریخی، نخستین جایی از زمین که از آب سر برآورد، مکه یا کعبه بود.

آیه ۳۰ سوره نازعات وَالْأَرْ‌ضَ بَعْدَ ذَٰلِک دَحَاهَا؛ و زمین را پس از آن گسترانید»، تنها آیه‌ای است که به دحو الارض اشاره دارد. مفسران در تفسیر آیه اختلاف کرده‌اند. بیشتر مفسران معتقدند زمین پیش از آسمان خلق و پس از آفرینش آسمان، گسترده شد؛ اما از نظر علامه طباطبایی، آفرینش و گسترده شدن زمین یکی است و پس از خلق آسمان رخ داده‌است. به گفته طبری، اختلاف مفسران به اختلاف در معنای «بعد ذلک» بازمی‌گردد.

برخی از علما، گسترده شدن زمین از کعبه را با یافته‌های علمی سازگار دانسته و گفته‌اند از آنجا که کعبه، بلندترین نقطه زمین بود، پس از فرونشستن آب، اولین نقطه‌ای بود که ظاهر شد و سپس سایر نقاط زمین از زیر آب بیرون آمدند. عده‌ای از محققان معاصر نیز تلاش کردند این مطلب را با نظریات علمی همچون ریخت‌شناسی زمین و نظریه اشتقاق واگنر توضیح و توجیه کنند.

بنابر بعضی روایات در این روز وقایعی همچون فرود آمدن کشتی نوح بر کوه جودی، تولد حضرت ابراهیم(ع) و حضرت عیسی(ع) و نزول نخستین رحمت خدا بر حضرت آدم(ع) به وقوع پیوسته‌است. دحو الارض در فرهنگ اسلامی از روزهای بافضلیت شناخته می‌شود و اعمالی همچون غسل، روزه و نماز در آن سفارش شده‌است.

در قرآن تنها در آیه ۳۰ سوره نازعات «وَالْأَرْ‌ضَ بَعْدَ ذَٰلِک دَحَاهَا؛ و زمین را پس از آن گسترانید»، به دحو الارض اشاره شده‌است و مفسران ذیل آن، درباره چگونگی آفرینش زمین و گسترش آن سخن گفته‌اند.[۱۶]

گفته شده بیشتر علما براین باورند که آفرینش زمین پیش از آسمان بود؛ ولی پس از خلق آسمان، گسترده شد.[۱۷] علامه طباطبایی، آفرینش زمین و گسترش آن را یکی شمرده و آن را بعد از آسمان دانسته‌است. از نظر وی، از آنجا که زمین، کروی شکل است، گستردن آن به جز آفرینش آن به این شکل، نمی‌تواند باشد.[۱۸] به گفته وی، پس از آنکه خداوند، آسمان را بنا کرد و هر جزئش را در جای خود قرار داد، زمین را بگستراند.[۱۹] از نظر فخر رازی نیز منظور از «دحو»، نوعی گستردن است که زمین را آماده رویاندن گیاهان کند و این تنها پس از خلقت آسمان حاصل می‌شود.[۲۰] محمد بن جریر طبری با اشاره به اختلاف نظر مفسران درباره معنای «بعد ذلک»، نوشته‌است برخی از مفسران کلمه «بعد» را به معنای اصلی آن، که خلاف «قبل» است، دانسته و معتقدند که گسترش زمین پس از آفرینش آسمان بوده‌است. در مقابل، گروهی دیگر «بعد ذلک» را به معنای «مع ذلک» گرفته و گفته‌اند که زمین پیش از آسمان آفریده و گسترده شده‌است.[۲۱]

علامه مجلسی اشکالات وارد بر خلق و گسترش زمین را پاسخ داده‌است[۲۲] و روایات را بر آن تطبیق داده‌است.[۲۳]

برخی از مفسران، آیه سی‌ام نازعات را اشاره به حرکت زمین دانسته‌اند.[۲۴] آیت الله طالقانی در تفسیر «پرتوی از قرآن» گفته‌است اگر «دحا» به معنای پرتاب کردن باشد، آیه سی‌ام نازعات به مرحله نخستین خلقت زمین و جدا شدن آن از منشأ اصلی خود اشاره دارد؛ اما اگر «دحا» به معنای گستردن و آماده کردن باشد، چنان‌که نظر مفسرین با استناد به ظاهر لغت همین است، آیه مربوط به دوره‌ای است که زمین سرد شده و سطح آن، آماده برای ظهور برکات و رحمت خدا و زندگی شده‌است. احتمال دارد آیه هر دو معنا را نیز شامل شود.[۲۵]

گسترده شدن زمین از زیر کعبه و چگونگی آن

در منابع روایی و تاریخی، به گسترده شدن زمین از زیر کعبه تصریح شده‌است.[۲۶] از جمله در روایتی از امام رضا(ع) نقل شده‌است که ۲۵ ذی‌القعده، زمین از زیر کعبه گسترده و پهن شد.[۲۷] در حدیثی از امام باقر(ع) نیز نقل شده‌است که خداوند هنگامی که اراده کرد زمین را بیافریند، به باد امر فرمود بر سطح آب‌ها کوبیده شود، در این هنگام موج‌هایی پدید آمد و بر روی آب‌ها، کف ایجاد شد. خداوند کف‌ها را در مکان کعبه جمع کرد و از آن، کوهی از کف پدیدآورد و سپس زمین را از زیر آن گستراند.[۲۸]

علامه شعرانی با اشاره به سازگاری دحو الارض با یافته‌های علمی، می‌گوید دانشمندان علوم تجربی معتقدند در آغازِ آفرینش زمین، آب همه سطح زمین را فرا گرفته بود و به تدریج خشکی‌ها از آب بیرون آمدند؛ چنان‌که امروزه نیز گاهی بر اثر زلزله یا آتشفشانی و علل دیگر، سطح کف دریا بالا می‌آید و جزیره‌ای نو پدید می‌آید.[۲۹] هنگامی که آب فرو نشست، قهراً بلندترین نقطه زمین، نخستین بار ظاهر می‌شود و از آب بیرون می‌آید. از آنجا که کعبه، بلندترین نقطه زمین بود، اولین نقطه زمین است که پس از فرو نشستن آب، ظاهر شد. سایر نقاط زمین پس از کعبه از آب بیرون آمدند و خشکی‌های زمین به تدریج گسترش یافت که از آن به دحو الارض تعبیر شده‌است.[۳۰] ناصر مکارم شیرازی نیز ضمن تأکید بر سازگاری دحو الارض با اکتشافات علمی، می‌نویسد سرزمین مکه، نخستین نقطه‌ای است که از آب سربرآورد. اگر ارتفاع این سرزمین در حال حاضر، مرتفع‌ترین نقطه زمین نیست، منافاتی ندارد؛ زیرا از آن روز صدها میلیون سال می‌گذرد و تاکنون وضعیت نقاط زمین به کلی دگرگون شده، بعضی از کوه‌ها در اعماق اقیانوس‌ها قرار گرفته و بعضی از اعماق اقیانوس‌ها تبدیل به قله کوه شده‌است. این از مسلمات زمین‌شناسی و جغرافیای طبیعی است.[۳۱]

برخی از محققان معاصر گسترده شدن زمین از زیر کعبه را با مورفولوژی (ریخت‌شناسی) و چهره زمین[۳۲] و بعضی دیگر با توجه به نظریه اشتقاق واگنر و تاریخ جغرافیایی-سیاسی مکه و کعبه توضیح داده‌اند.

اعمال

  • خواندن دو رکعت نماز در وقت ظهر، در هر رکعت بعد از سوره حمد، پنج مرتبه سوره شمس بخواند و بعد از اتمام نماز بگوید:لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ‏

سپس بگوید: يَا مُقِيلَ الْعَثَرَاتِ أَقِلْنِي عَثْرَتِي يَا مُجِيبَ الدَّعَوَاتِ أَجِبْ دَعْوَتِي يَا سَامِعَ الْأَصْوَاتِ اسْمَعْ صَوْتِي وَ ارْحَمْنِي وَ تَجَاوَزْ عَنْ سَيِّئَاتِي وَ مَا عِنْدِي يَا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ ترجمه:ای نادیده‌گیرنده لغزش‌ها، لغزشم را نادیده‌گیر، ای اجابت کننده دعاها، دعایم را اجابت کن، ای شنوای صداها، صدایم را بشنو به من رحم کن و از بدی‌هایم و آنچه نزد من است درگذر، ای صاحب بزرگی و رأفت و محبت

img

  • خواندن دعای اللَّهُمَّ دَاحِيَ الْكَعْبَهِ ...

اللَّهُمَّ دَاحِيَ الْكَعْبَةِ وَ فَالِقَ الْحَبَّةِ وَ وَ كَاشِفَ كُلِّ كُرْبَةٍ أَسْأَلُكَ فِي هَذَا الْيَوْمِ مِنْ أَيَّامِكَ الَّتِي أَعْظَمْتَ حَقَّهَا وَ أَقْدَمْتَ سَبْقَهَا وَ جَعَلْتَهَا عِنْدَ الْمُؤْمِنِينَ وَدِيعَةً وَ إِلَيْكَ ذَرِيعَةً وَ بِرَحْمَتِكَ الْوَسِيعَةِ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ الْمُنْتَجَبِ فِي الْمِيثَاقِ الْقَرِيبِ يَوْمَ التَّلاقِ فَاتِقِ كُلِّ رَتْقٍ وَ دَاعٍ إِلَى كُلِّ حَقٍّ وَ عَلَى أَهْلِ بَيْتِهِ الْأَطْهَارِ الْهُدَاةِ الْمَنَارِ دَعَائِمِ الْجَبَّارِ وَ وُلاةِ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ وَ أَعْطِنَا فِي يَوْمِنَا هَذَا مِنْ عَطَائِكَ الْمَخْزُونِ غَيْرَ مَقْطُوعٍ وَ لا مَمْنُوعٍ تَجْمَعُ لَنَا بِهِ التَّوْبَةَ وَ حُسْنَ الْأَوْبَةِ ،يَا خَيْرَ مَدْعُوٍّ وَ أَكْرَمَ مَرْجُوٍّ يَا كَفِيُّ يَا وَفِيُّ يَا مَنْ لُطْفُهُ خَفِيٌّ الْطُفْ لِي بِلُطْفِكَ وَ أَسْعِدْنِي بِعَفْوِكَ وَ أَيِّدْنِي بِنَصْرِكَ وَ لا تُنْسِنِي كَرِيمَ ذِكْرِكَ بِوُلاةِ أَمْرِكَ وَ حَفَظَةِ سِرِّكَ وَ احْفَظْنِي مِنْ شَوَائِبِ الدَّهْرِ إِلَى يَوْمِ الْحَشْرِ وَ النَّشْرِ وَ اجْعَلْنِي مِنْ مُرَافِقِي أَوْلِيَائِكَ وَ أَهْلِ اجْتِبَائِكَ وَ اصْطِفَائِكَ وَ بَارِكْ لِي فِي لِقَائِكَ وَ ارْزُقْنِي حُسْنَ الْعَمَلِ قَبْلَ حُلُولِ الْأَجَلِ اللَّهُمَّ وَ أَوْرِدْنِي حَوْضَ نَبِيِّكَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ اسْقِنِي مِنْهُ مَشْرَباً رَوِيّاً سَائِغاً هَنِيئاً لا أَظْمَأُ بَعْدَهُ اللَّهُمَّ وَ عَجِّلْ فَرَجَ أَوْلِيَائِكَ وَ ارْدُدْ عَلَيْهِمْ مَظَالِمَهُمْ وَ أَظْهِرْ بِالْحَقِّ قَائِمَهُمْ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَيْهِ وَ عَلَى جَمِيعِ آبَائِهِ وَ اجْعَلْنَا مِنْ صَحْبِهِ وَ أُسْرَتِهِ وَ ابْعَثْنَا فِي كَرَّتِهِ حَتَّى نَكُونَ فِي زَمَانِهِ مِنْ أَعْوَانِهِ اللَّهُمَّ أَدْرِكْ بِنَا قِيَامَهُ وَ أَشْهِدْنَا أَيَّامَهُ وَ صَلِّ عَلَيْهِ وَ ارْدُدْ إِلَيْنَا سَلامَهُ وَ السَّلامُ عَلَيْهِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ.اَللّهُمَّ یا اَجْوَدَ مَنْ اَعْطى وَیا خَیْرَ مَنْ سُئِلَ وَیا اَرْحَمَ مَنِ اسْتُرْحِمَ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ فِى الاَْوَّلینَ وَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ فِى الاَّْخِرینَ وَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ فِى الْمَلاَءِ الاَْعْلى وَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ فِى الْمُرْسَلینَ اَللّهُمَّ اَعْطِ مُحَمَّداً وَآلَهُ الْوَسیلَةَ وَالْفَضیلَةَ وَالشَّرَفَ وَالرِّفْعَةَ وَالدَّرَجَةَ الْکَبیرَةَ اَللّهُمَّ اِنّى آمَنْتُ بِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَلَمْ اَرَهُ فَلا تَحْرِمْنى فِى الْقِیمَةِ رُؤْیَتَهُ وَارْزُقْنى صُحْبَتَهُ وَتَوَفَّنى عَلى مِلَّتِهِ وَاسْقِنى مِنْ حَوْضِهِ مَشْرَباً رَوِیّاً سآئِغاً هَنَّیئاً لا اَظْمَاءُ بَعْدَهُ اَبَداً اِنَّکَ عَلى کُلِّشَىْءٍ قَدیرٌ اَللّهُمَّ اِنّى آمَنْتُ بِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَلَمْ اَرَهُ فَعَرَِّفْنى فِى الْجِنانِ وَجْهَهُ اَللّهُمَّ بَلِّغْ مُحَمَّداً صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ مِنّى تَحِیَّةً کَثیرَةً وَسَلاماً.

دحو الارض.. كل ما تريد معرفته عن يوم دحو الارض

دوّم: خواندن دعایى که شیخ در کتاب «مصباح» فرموده: خواندن آن مستحبّ است:

اللهُمَّ دَاحِیَ الْکَعْبَةِ وَ فَالِقَ الْحَبَّةِ وَ صَارِفَ اللَّزْبَةِ وَ کَاشِفَ کُلِّ کُرْبَةٍ أَسْأَلُکَ فِی هَذَا الْیَوْمِ مِنْ أَیَّامِکَ الَّتِی أَعْظَمْتَ حَقَّهَا وَ أَقْدَمْتَ سَبْقَهَا وَ جَعَلْتَهَا عِنْدَ الْمُؤْمِنِینَ وَدِیعَةً وَ إِلَیْکَ ذَرِیعَةً وَ بِرَحْمَتِکَ الْوَسِیعَةِ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَى مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ الْمُنْتَجَبِ فِی الْمِیثَاقِ الْقَرِیبِ یَوْمَ التَّلاقِ فَاتِقِ کُلِّ رَتْقٍ وَ دَاعٍ إِلَى کُلِّ حَقٍّ وَ عَلَى أَهْلِ بَیْتِهِ الْأَطْهَارِ الْهُدَاةِ الْمَنَارِ دَعَائِمِ الْجَبَّارِ وَ وُلاةِ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ وَ أَعْطِنَا فِی یَوْمِنَا هَذَا مِنْ عَطَائِکَ الْمَخْزُونِ غَیْرَ مَقْطُوعٍ وَ لا مَمْنُوعٍ [مَمْنُونٍ‏] تَجْمَعُ لَنَا بِهِ التَّوْبَةَ وَ حُسْنَ الْأَوْبَةِ،

خدایا اى گستراننده کعبه، و شکافننده دانه، و برگیرنده سختى، و برطرف کننده هر گرفتارى، از تو مى‏خواهم‏ در این روز از روزهایت، که حقّش را بزرگ گرداندى، و سبقتش را پیش انداختى، و آن را نزد اهل ایمان امانت و و به سوى خود وسیله قرار دادى، و به رحمت گسترده‏ات که بر محمّد درود فرستى آن بنده برگزیده‏ات‏ در پیمان نزدیک، روز دیدار، شکافنده هر امر بسته، و دعوت کننده به حق، و بر اهل بیت پاکش‏ آن راهنمایان، و روشن‏کنندگان راه حق، ستون هاى جبّار، و متولّیان بهشت و دوزخ، و عطا کن به ما از عطاى در خزانه‏ات که نه بریده شود، و نه منع گردد، تا به وسیله آن توبه، و بازگشت خوبى براى ما فراهم نمایى،

یَا خَیْرَ مَدْعُوٍّ وَ أَکْرَمَ مَرْجُوٍّ یَا کَفِیُّ یَا وَفِیُّ یَا مَنْ لُطْفُهُ خَفِیٌّ الْطُفْ لِی بِلُطْفِکَ وَ أَسْعِدْنِی بِعَفْوِکَ وَ أَیِّدْنِی بِنَصْرِکَ وَ لا تُنْسِنِی کَرِیمَ ذِکْرِکَ بِوُلاةِ أَمْرِکَ وَ حَفَظَةِ سِرِّکَ وَ احْفَظْنِی مِنْ شَوَائِبِ الدَّهْرِ إِلَى یَوْمِ الْحَشْرِ وَ النَّشْرِ وَ أَشْهِدْنِی أَوْلِیَاءَکَ عِنْدَ خُرُوجِ نَفْسِی وَ حُلُولِ رَمْسِی وَ انْقِطَاعِ عَمَلِی وَ انْقِضَاءِ أَجَلِی اللهُمَّ وَ اذْکُرْنِی عَلَى طُولِ الْبِلَى إِذَا حَلَلْتُ بَیْنَ أَطْبَاقِ الثَّرَى وَ نَسِیَنِیَ النَّاسُونَ مِنَ الْوَرَى وَ أَحْلِلْنِی دَارَ الْمُقَامَةِ وَ بَوِّئْنِی مَنْزِلَ الْکَرَامَةِ،

اى بهترین خوانده شده و کریم‏ ترین امید شده، اى کفایت کننده، اى وفادار، اى آن‏که لطفش پنهانى است، به لطفت به من لطف کن، و به‏ عفوت خوشبختم نما، و به یارى‏ات تأییدم فرما، و از ذکر کریمانه‏ات فراموشم مکن به حق متولیان امرت و نگهبانان‏ رازت و از گرفتاری هاى روزگار تا روز قیامت و برانگیخته‏ شدن خفظم کن‏ هنگام بیرون آمدن جانم، و فرو رفتن در قبرم، و تمام شدن کارم، و سپرى شدن عمرم، اولیایت را به بالینم حاضر کن، خدایا یادم کن، بر طول پوسیدگى، زمانى‏که در میان توده‏ هاى خاک فرود آیم، و فراموش‏ کنندگان از مردم فراموشم کنند، و در خانه اقامت فرودم آر، و در منزل کرامت جایم ده،

وَ اجْعَلْنِی مِنْ مُرَافِقِی أَوْلِیَائِکَ وَ أَهْلِ اجْتِبَائِکَ وَ اصْطِفَائِکَ وَ بَارِکْ لِی فِی لِقَائِکَ وَ ارْزُقْنِی حُسْنَ الْعَمَلِ قَبْلَ حُلُولِ الْأَجَلِ بَرِیئا مِنَ الزَّلَلِ وَ سُوءِ الْخَطَلِ اللهُمَّ وَ أَوْرِدْنِی حَوْضَ نَبِیِّکَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ اسْقِنِی مِنْهُ مَشْرَبا رَوِیّا سَائِغا هَنِیئا لا أَظْمَأُ بَعْدَهُ وَ لا أُحَلَّأُ وِرْدَهُ وَ لا عَنْهُ أُذَادُ وَ اجْعَلْهُ لِی خَیْرَ زَادٍ وَ أَوْفَى مِیعَادٍ یَوْمَ یَقُومُ الْأَشْهَادُ اللهُمَّ وَ الْعَنْ جَبَابِرَةَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ وَ بِحُقُوقِ [لِحُقُوقِ‏] أَوْلِیَائِکَ الْمُسْتَأْثِرِینَ اللهُمَّ وَ اقْصِمْ دَعَائِمَهُمْ وَ أَهْلِکْ أَشْیَاعَهُمْ وَ عَامِلَهُمْ وَ عَجِّلْ مَهَالِکَهُمْ وَ اسْلُبْهُمْ مَمَالِکَهُمْ وَ ضَیِّقْ عَلَیْهِمْ مَسَالِکَهُمْ وَ الْعَنْ مُسَاهِمَهُمْ وَ مُشَارِکَهُمْ.

و از دوستان اولیایت، و برگزیدگان و خاصان درگاهت قرارم‏ ده، و دیدارت را بر من مبارک گردان، و پیش از فرا رسیدن پایان عمرم حسن عمل روزى‏ام فرما، درحالى‏که پاک از لغزشها و گفتار بى‏پایه و منطق تباه باشم. خدایا مرا به حوض پیامبرت محمّد (درود خدا بر او و خاندانش) وارد کن، و از آن به من بنوشان، نوشاندنى سیراب کننده، روان و گوارا، که پس از آن هرگز تشنه نشوم، و از ورود به آن طرد نگردم، و از آن‏ منع نشوم، و آن را قرار ده برایم بهترین توشه، و کامل ترین وعده‏ گا، روزى که گواهان بپا مى‏خیزند. خدایا لعنت کن گردنکشان‏ گذشته و آینده را، هم آنان‏که حقوق اولیایت را به ناحق به خود اختصاص دادند. خدایا پایه‏ هایشان را بشکن، و پیروان و عمّالشان را نابود ساز، زمیه‏هاى هلاکتشان را به زودى فراهم فرما، و کشورهایشان را از دستشان بگیر، و راه هایشان را بر آنان تنگ کن، و بر آنان‏که با آنان سهیم و شریکند لعنت فرست.

اللهُمَّ وَ عَجِّلْ فَرَجَ أَوْلِیَائِکَ وَ ارْدُدْ عَلَیْهِمْ مَظَالِمَهُمْ وَ أَظْهِرْ بِالْحَقِّ قَائِمَهُمْ وَ اجْعَلْهُ لِدِینِکَ مُنْتَصِرا وَ بِأَمْرِکَ فِی أَعْدَائِکَ مُؤْتَمِرا اللهُمَّ احْفُفْهُ بِمَلائِکَةِ النَّصْرِ وَ بِمَا أَلْقَیْتَ إِلَیْهِ مِنَ الْأَمْرِ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ مُنْتَقِما لَکَ حَتَّى تَرْضَى وَ یَعُودَ دِینُکَ بِهِ وَ عَلَى یَدَیْهِ جَدِیدا غَضّا وَ یَمْحَضَ الْحَقَّ مَحْضا وَ یَرْفِضَ الْبَاطِلَ رَفْضا اللهُمَّ صَلِّ عَلَیْهِ وَ عَلَى جَمِیعِ آبَائِهِ وَ اجْعَلْنَا مِنْ صَحْبِهِ وَ أُسْرَتِهِ وَ ابْعَثْنَا فِی کَرَّتِهِ حَتَّى نَکُونَ فِی زَمَانِهِ مِنْ أَعْوَانِهِ اللهُمَّ أَدْرِکْ بِنَا قِیَامَهُ وَ أَشْهِدْنَا أَیَّامَهُ وَ صَلِّ عَلَیْهِ [عَلَى مُحَمَّدٍ] وَ ارْدُدْ إِلَیْنَا سَلامَهُ وَ السَّلامُ عَلَیْهِ [عَلَیْهِمْ‏] وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَکَاتُهُ.

خدایا در فرج دوستانت شتاب کن و حقوق تاراج‏رفته آنان را به آنان بازگردان و قائم آنان را به حق آشکار کن، و او را یارى‏رسان دینت بدار، و درباره دشمنانت فرمانده به فرمانت قرار ده. خدایا فرشتگان پیروزى را گرداگرد او همواره بدار، و به آن دستورى که در شب قدر به او القا کردى او را انتقام ‏گیرنده خویش‏ قرار ده، تا جایى‏ که خشنود شوى، و دینت به وسیله او، و به دست او به گونه ‏اى نو و تازه بازگردد، و حق به طور کامل ناب شود، و باطل به صورت‏ همه جانبه به دور افکنده شود. خدایا بر او و همه پدرانش درود فرست، و ما را از همنشینان و خاندانش قرار بده، و در زمان بازگشتش ما را برانگیز، تا در دوران او در شمار یارانش باشیم. خدایا درک قیامش را روزى ما کن، و در روزگارش ما را حاضر کن، و بر او درود فرست، و سلام او را به ما باز رسان، درود و رحمت خدا و برکاتش بر او باد.

گلچین....2

وَعِبَادُ الرَّحْمَٰنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا ‎﴿٦٣﴾‏ وَالَّذِينَ يَبِيتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّدًا وَقِيَامًا ‎﴿٦٤﴾‏ وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذَابَ جَهَنَّمَ ۖ إِنَّ عَذَابَهَا كَانَ غَرَامًا ‎﴿٦٥﴾‏ إِنَّهَا سَاءَتْ مُسْتَقَرًّا وَمُقَامًا ‎﴿٦٦﴾‏ وَالَّذِينَ إِذَا أَنفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَلَمْ يَقْتُرُوا وَكَانَ بَيْنَ ذَٰلِكَ قَوَامًا ‎﴿٦٧﴾‏وَالَّذِينَ لَا يَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلَٰهًا آخَرَ وَلَا يَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ وَلَا يَزْنُونَ ۚ وَمَن يَفْعَلْ ذَٰلِكَ يَلْقَ أَثَامًا ‎﴿٦٨﴾‏ يُضَاعَفْ لَهُ الْعَذَابُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَيَخْلُدْ فِيهِ مُهَانًا ‎﴿٦٩﴾‏ إِلَّا مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فَأُولَٰئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ ۗ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا ‎﴿٧٠﴾‏ وَمَن تَابَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَإِنَّهُ يَتُوبُ إِلَى اللَّهِ مَتَابًا ‎﴿٧١﴾‏ وَالَّذِينَ لَا يَشْهَدُونَ الزُّورَ وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًا ‎﴿٧٢﴾‏ وَالَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ لَمْ يَخِرُّوا عَلَيْهَا صُمًّا وَعُمْيَانًا ‎﴿٧٣﴾‏ وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا ‎﴿٧٤﴾‏ أُولَٰئِكَ يُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِمَا صَبَرُوا وَيُلَقَّوْنَ فِيهَا تَحِيَّةً وَسَلَامًا ‎﴿٧٥﴾‏ خَالِدِينَ فِيهَا ۚ حَسُنَتْ مُسْتَقَرًّا وَمُقَامًا ‎﴿٧٦﴾‏ قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ

لا يوجد نص بديل لوصف هذه الصورة

عباد الرحمن

گلچین....1

وَاتَّبِعُوا أَحْسَنَ مَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّبِّكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَكُمُ الْعَذَابُ بَغْتَةً وَأَنتُمْ لَا تَشْعُرُونَ ‎

و پیش از آنکه به طور ناگهانی و در حالی که حدس نمی‌زنید شما را عذاب دررسد، نیکوترین چیزی را که از جانب پروردگارتان به سوی شما نازل آمده است پیروی کنید.». این آیه، انسان‌ها را به پیروی از بهترین دستورالعمل‌ها و آموزه‌های الهی که از طرف خدا به آنها نازل شده است، تشویق می‌کند، تا پیش از آنکه عذاب ناگهانی آنها را فرا گیرد، به این آموزه‌ها عمل کنند.

تأملات قرآنية - حلمي العلق

خدای تبارک وتعالی به ما اذن داده است از قران کریم گلچین ان را انتخاب ودر مسیرزندگی ودر طول زندگی برای خوشبختی خود استفاده کنییم مثلا در مسائل عبادی کسانی هستند به نماز علاقه بیشتری دارند گروهی به دعا ونیایش شوق بهتری دارند گروهی زیارتی هستند شوق زیارت مکه ...کربلا ...مشهد ...نجف گروهی شوق انفاق دارند گروهی شوق خدمت گذاری وگره گشایی از مردم را علاقه مند هستند گروهی غزلت را ترجیح میدهند هر قسمت نیکویی از قران را شوق داشتی مداومت داشته باشید که رستگاری در همین مسیر است

1-إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ

2-وَالْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَــــــــاتِ

3-وَالْقَانِتِينَ وَالْقَــــــــــــانِتَاتِ

4-وَالصَّادِقِينَ وَالـــــــصَّادِقَاتِ

5-وَالصَّابِرِينَ وَالـــــــــصَّابِرَاتِ

6-وَالْخَاشِعِينَ وَالْـــخَاشِعَاتِ

7-وَالْمُتَصَدِّقِينَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ

8-وَالصَّائِمِينَ وَالـــــــصَّائِمَاتِ

9-وَالْحَافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ

10-وَالذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيرًا وَالذَّاكِرَاتِ

أَعَدَّ اللَّهُ لَهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا

قرآن كريم

title>إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِينَ  وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِينَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِينَ  وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِينَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِينَ  وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِينَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ ...

روزگار میچرخد ....وهمه ما را دور میزند

a piece of paper that has some writing on it with arabic characters in the background

قال تبارک وتعالی

وَتِلْكَ الْأَيَّامُ نُدَاوِلُهَا بَيْنَ النَّاسِ

و ما این روزها وایام وروزگاران را میان مردم به نوبت می‌گردانیم

توجه داشته باشیم روزگار میچرخد مثل چرخ وفلک یکسری را بالا میبرد یکسری را به پایین میکشد اسیاب روزگار به نوبت است همه خلائق زیر ورو میکند وخودش همیشه سر جایش هست وما زیر اسیاب روزگار خرد میشویم وبا مرگ تحویل اخرت داده میشویم اما روزگار خودش شاهد همه چیز در بین ادمیان است روزهای سخت وتلخ را میبیند وروزهای شادی وگشایش را بارها به خود دیده است مواظب باشیم گردش روزگار به چه مسیری سرنوشت ما را رغم زده است ومنتظر همه مراحل ان باشیم.....

وتلك الأيام ندوالها بين الناس﴾ فتارة فقر، وتارة غنى، وتارة عسر وتارة يسر،  والعاق - Free animated GIF - PicMix

لا يتوفر وصف للصورة.

No photo description available.

تلاوة مؤثرة | وتلك الأيام نداولها بين الناس - YouTube

انتظار طولانی......

قال تبارک وتعالی

فَطَالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ

و انتظار بر آنان به درازا کشید، و دلهایشان سخت گردید

اگر در زندگی صبر نداشته باشیم ارزوهای طولانی ما وانتظار طولانی در اثر عمر طولانی ما را دلسرد میکند نشاط عبادت نشاط روزه داری همه سرد میشوند انگاه دلهای ما سخت میشود وان طور که خداوند اهل کتاب را مذمت کرده است ما نیز شایسته سرزنش خدای تبارک وتعالی قرار میگیریم

قَالَ أمِیرُالمُؤْمِنِین علیّ عَلَیْهِ‌السَّلَامُ:
أَیُّهَا النَّاسُ! إِنَّ أَخْوَفَ مَا أَخَافُ عَلَیْکُمُ اثْنَانِ اتِّبَاعُ الْهَوَى وَ طُولُ الأمَلِ؛ فَأَمَّا اتِّبَاعُ الْهَوَى فَیَصُدُّ عَنِ الْحَقِّ وَ أَمَّا طُولُ الأمل فَیُنْسِی الْآخِرَهَ؛

ای مردم! همانا بر شما از دو چیز می‌‌ترسم؛ هواپرستی و آرزوهای طولانی. امّا پیروی از خواهش نفس، انسان را از حقّ باز می‌دارد، و آرزوهای طولانی، آخرت را از یاد می‌برد.

نهج البلاغه، خطبه۴۲؛
این خبر در منابع امامی طرق بسیاری دارد: کتاب سلیم بن قیس الهلالی، ج‏۲، ص۷۱۸؛ وقعه صفین، ص۳؛ المحاسن، ج‏۱، ص۲۱۱؛ الکافی (ط – الإسلامیه)، ج‏۲، ص۳۳۵؛ ج۸، ص۵۸؛ الخصال، ج‏۱، ص۵۱، ۵۲؛ الأمالی للمفید، ص۹۳، ۲۰۷، ۳۴۵. و از عامه با تنوع سندی پایین‌تر: الزهد للمعافى بن عمران الموصلی، ص۳۰۴؛ الزهد لوکیع، ص۴۴۱؛ الزهد لأحمد بن حنبل، ص۱۰۷؛ قصر الأمل لابن أبی الدنیا، ص۵۰.

روایت زیر در معناشناسی و ثمرات آفات پیش‌گفته مفید است:
أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْهَیْثَمِ النَّهْدِیِّ عَنْ عَبْدِ الْعَزِیزِ بْنِ عَمْرٍو الْوَاسِطِیِّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عُمَرَ الْحَلَبِیِّ عَنْ زَیْدٍ الْقَتَّاتِ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ تَجَنَّبُوا الْمُنَى فَإِنَّهَا تُذْهِبُ بَهْجَهَ مَا خُوِّلْتُمْ وَ تَسْتَصْغِرُونَ بِهَا مَوَاهِبَ اللَّهِ تَعَالَى عِنْدَکُمْ وَ تُعْقِبُکُمُ الْحَسَرَاتِ فِیمَا وَهَّمْتُمْ بِهِ أَنْفُسَکُمْ.

از آرزوها (ی دور) بپرهیزید که شادی نعماتی را که داده شده‌اید، از میان می‌برد. و با آن مواهب الهی را کوچک می‌شمارید، و به حسرت آن خیالات و اوهامتان گرفتار می‌آیید.

الکافی (ط – الإسلامیه)، ج‏۵، ص۸۶؛ المجتنى ابن درید، ص۳۷؛ نثر الدر فی المحاضرات، ۱/ ۱۹۶ از شعبی از امیرالمؤمنین ع.

امام علی (ع):

إِنَّما اَخْشی عَلَیْکُمْ إِثْنَیْنِ: طُولَ الاَْمَلِ وَ اتِّباعَ الْهَوی، اَمّا طُولُ الاَْمَلِ فَیُنْسِی الاْخِرَهَ وَ اَمّا إِتِّباعُ الْهَوی فَإِنَّهُ یَصُدُّ عَنِ الْحَقِّ.

همانا برای شما از دو چیز می‌ترسم: درازی آرزو و پیروی هوای نفس؛ درازی آرزو سبب فراموشی آخرت می شود و پیروی از هوای نفس، آدمی را از حقّ باز می دارد.

آرزوهای طولانی Long dreams | خلق ضیاءالصالحین

حدیث امام علی (ع) درباره خطرات آرزوی طولانی و هوای نفس