مومن کیست ...

إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آيَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِيمَانًا وَعَلَىٰ رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ ‎‏ أُولَٰئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا ۚ

قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ وَالَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ وَالَّذِينَ هُمْ لِلزَّكَاةِ فَاعِلُونَ وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ إِلَّا عَلَىٰ أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ ‎‏ فَمَنِ ابْتَغَىٰ وَرَاءَ ذَٰلِكَ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْعَادُونَ وَالَّذِينَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ وَالَّذِينَ هُمْ عَلَىٰ صَلَوَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ أُولَٰئِكَ هُمُ الْوَارِثُونَ الَّذِينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ

وَعِبَادُ الرَّحْمَٰنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا وَالَّذِينَ يَبِيتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّدًا وَقِيَامًا وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا اَصْرِفْ عَنَّا عَذَابَ جَهَنَّمَ ۖ إِنَّ عَذَابَهَا كَانَ غَرَامًا إِنَّهَا سَاءَتْ مُسْتَقَرًّا وَمُقَامًا وَالَّذِينَ إِذَا أَنفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَلَمْ يَقْتُرُوا وَكَانَ بَيْنَ ذَٰلِكَ قَوَامًا وَالَّذِينَ لَا يَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلَٰهًا آخَرَ وَلَا يَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ وَلَا يَزْنُونَ ۚ وَمَن يَفْعَلْ ذَٰلِكَ يَلْقَ أَثَامًا يُضَاعَفْ لَهُ الْعَذَابُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَيَخْلُدْ فِيهِ مُهَانًا إِلَّا مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فَأُولَٰئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ ۗ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا وَمَن تَابَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَإِنَّهُ يَتُوبُ إِلَى اللَّهِ مَتَابًا وَالَّذِينَ لَا يَشْهَدُونَ الزُّورَ وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًا وَالَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ لَمْ يَخِرُّوا عَلَيْهَا صُمًّا وَعُمْيَانًا وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا أُولَٰئِكَ يُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِمَا صَبَرُوا وَيُلَقَّوْنَ فِيهَا تَحِيَّةً وَسَلَامًا خَالِدِينَ فِيهَا ۚ حَسُنَتْ مُسْتَقَرًّا وَمُقَامًا قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ

@QuranRadio_ksa's video Tweet

Pin on تأملات في المتشابهات

Stream إنما المؤمنون الذين إذا ذكر الله وجلت قلوبهم.MP3 by ahmedshubra |  Listen online for free on SoundCloud

إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَج… | Flickr

حجاب...

title>وَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ جَعَلْنَا بَيْنَكَ وَبَيْنَ الَّذِينَ لَا  يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ حِجَابًا مَّسْتُورًا ... سورة الإسراء ~ أسباب نزول  آيات القرآن

وَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ جَعَلْنَا بَيْنَكَ وَبَيْنَ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ حِجَابًا مَسْتُورًا

خدایا مولای من این حجابا مستورا چیست که هر کس قران ترا تلاوت کند این موهبت را به او عنایت فرمایی ,وبین او وکسانی که با قران تو مانوس نیستند حجاب مستوری قرار میدهی ایا این حجاب همان ظلمتی است که جلو دیدگان کافران را میگیرد تا حقیقت را درک نکنند تا از ایمان به محروم بمانند

وَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ جَعَلْنَا بَيْنَكَ وَبَيْنَ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ حِجَابًا مَسْتُورًا﴿45﴾

ای پیامبر هرگاه شما قرآن را قرائت می کنید و شعاع نور قرائت شما به اطراف پراکنده می شود و هر موجود خفته را بیدارتر می کند ما پوششی در بین قرآن و کسانی که به آخرت ایمان ندارند و بر کفر خود اصرار دارند قرار دادیم که فقط از قرآن صوت را می شنوند و این اقدام یک نوع کیفر است برای کافران.

وَجَعَلْنَا عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ وَفِي آذَانِهِمْ وَقْرًا ۚ وَإِذَا ذَكَرْتَ رَبَّكَ فِي الْقُرْآنِ وَحْدَهُ وَلَّوْا عَلَىٰ أَدْبَارِهِمْ نُفُورًا﴿46﴾

و خداوند روی قلبهای کافران به خاطر لجاجت آنها پرده و پوششی قرار داده است که توان فهم و درک کلام خداوند را ندارند و معنی قرآن کریم را نمی فهمند اضافه بر پرده ای که بر روی قلب آنها قرار دادیم در گوشهای آنها سنگینی قرار داده ایم به نحوی که زمانی شما خداوند خالق آسمانها و نازل کننده قرآن را ذکر می کنید و نام می برید و از توحید دفاع می کنید با ناراحتی به شما و برنامه ات پشت می کنند و از تو روی بر می تابند.

معنی آیه لَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَیْکُمْ کِتَابًا فِیهِ ذِکْرُکُمْ أَفَلَا  تَعْقِلُونَ | جدول یاب

لَقَدْ أَنْزَلْنَا إِلَيْكُمْ كِتَابًا فِيهِ ذِكْرُكُمْ أَفَلَا تَعْقِلُونَ

در حقيقت ما كتابى به سوى شما نازل كرديم كه ياد شما در آن است آيا نمى‏ انديشيد (

قال الله العظیم :


وَ إِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ جَعَلْنا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ الَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَه حِجاباً مَسْتُوراً


وَ جَعَلْنا عَلى‏ قُلُوبِهِمْ أَكِنَّه أَنْ يَفْقَهُوهُ وَ في‏ آذانِهِمْ وَقْراً وَ إِذا ذَكَرْتَ رَبَّكَ فِي الْقُرْآنِ وَحْدَهُ وَلَّوْا عَلى‏ أَدْبارِهِمْ نُفُوراً­ (اسرا 46 /45)



و هنگامی که قرآن می خوانی میان تو وآنها که ایمان به آخرت ندارند حجاب ناپیدایی قرار می دهیم.
و بر دلهای آنها پوشش هایی قرار می دهیم تا آن را نفهمند ودر گوشهایشان سنگینی ( قرار می دهیم ) وهنگامی که پروردگارت را به یگانگی یاد می کنی پشت می کنند واز تو روی برمی گردانند.


مـوانـع فهـم قـرآن



نکات مورد توجه آیات:


قران وسیله تربیت وهدایت متقین است (هُدی لِلمُتَقِین ) و از نشانه های متقین یقین به آخرت است (وَبِالاخِرَهِ هُم یُوقِنُون) پس قرآن برای آنان که به قیامت ایمان ندارند هدایت گر نیست.


نکته اول: یکی از راههای تربیت، قرائت و شنیدن آیات قرآن کریم است. به تجربه ثابت شده است که انسان سخنانی راکه به آن تمایل ندارد به سختی می شنود و بالعکس، حرفهایی که مورد علاقه و عشق اوست با سرعت و تیز گوشی مخصوصی درک می کند. گویا تمایلات درونی در حواس ظاهری انسان نیز اثر می گذارند و آن را به رنگ خود در می آورند .

در آیه نخستین سخن از کسانی که محروم از درک وحی الهی هستند و در حجاب قرار دارند می فرماید:

ای پیامبر هنگامی که قرآن می خوانی میان تو وآنها که به آخرت ایمان ندارند حجاب و پوششی قرار می دهیم .

وَ إِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ جَعَلْنا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ الَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَه حِجاباً مَسْتُوراً

"حجاب مستور" یعنی حجابی که از دیده ها پنهان است که در واقع همان حجاب کینه وعداوت وحسادت، لجاجت و تعصب، خود خواهی وغرور، جهل ونادانی است که حقایق قرآن را از دیدگاه فکر وعقل آنها مکتوم می داشت وبه آنها اجازه نمی داد حقایق روشنی همچون توحید ومعاد وصدق پیامبر و مانند آنها رادرک کنند.


نکته دوم­:­ اعتقاد به معاد و یاد قیامت بیش از هرموضوع دیگری در سازندگی انسان مؤثر است وتقویت این باور کارآمدترین ابزار اصلاح فرد وجامعه است وشاید راز اینکه موضوع قیامت حجم فراوانی از آیات قرآن را به خود اختصاص داده همین باشد.

­­بنابر تصریح قران ریشه گناهکاری و هر صفت بدی ایمان نداشتن به آخرت وخفیف شمردن امر حساب است در آیه 60 سوره نحل می خوانیم : " للَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَه مَثَلُ السَّوْءِ" برای آنها که ایمان به سرای آخرت ندارند صفات زشت است .

کسانی که قیامت را باور ندارند هم اکنون درعذاب وگمراهی هستند چنانچه در سوره سبأ آیه 8 می خوانیم :

بلِ الَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَه فِي الْعَذابِ وَ الضَّلالِ الْبَعيدِ...

بی گمان حجاب مستور نوعی از این عذاب است که خداوند میان آنها و رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم­ قرار می دهد­ که درنتیجه نمی توانستند حقیقت معارف قرآن را بفهمند چنانچه می فرماید:

وَ إِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ جَعَلْنا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ الَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَه حِجاباً مَسْتُوراً

نکته سوم: درآیه بعد چگونگی این حجاب را بیشتر توضیح داده می فرماید:

بردلهای آنان پوشش هایی قرار دادیم تاآن را نفهمند وگوش هایشان را سنگین کردیم تا حق را نشنوند " وَ جَعَلْنا عَلى‏ قُلُوبِهِمْ أَكِنَّه أَنْ يَفْقَهُوهُ وَ في‏ آذانِهِمْ وَقْراً ".

"
اکنّه " جمع " کنان" به معنای وسیله پوشاندن است " وقر" به معنای سنگینی در گوش است.

معنای نهایی سخن این است که وقتی تو قرآن می خوانی ما دل های ایشان را باپرده هایی می پوشانیم تا قرآن را نفهمند وگوش هایشان را هم کر و سنگین می کنیم تا قرآن را به گوش قبول نشنوند. همه اینها کیفر کفرو فسق ایشان است.

نکته چهارم : بیش از هزار بار درقرآن از توحید یاد شده است ولی متاسفانه کوردلان از شنیدن آیات توحید وبهره گیری از آنها محروم و ناراحتند " وَ إِذا ذَكَرْتَ رَبَّكَ فِي الْقُرْآنِ وَحْدَهُ وَلَّوْا عَلى‏ أَدْبارِهِمْ نُفُوراً"

نتیجه این موانع سه گانه ) حجاب، کنان، وقر ) این است که اولا از شنیدن حق فرار می کردند مخصوصاً هنگامی که سخن از یگانگی خدا به میان می آمد که با اساس همه معتقدات شرک آلودشان تناقض داشت به سرعت می گریختند چنان چه در آیه ای دیگر آمده است:

وَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اِشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَه وَ إِذا ذُكِرَ الَّذينَ مِنْ دُونِهِ إِذا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ­(زمر 45 )

چون خدا به تنهایی یاد شود دل های کسانی که آخرت را باور ندارند به تنگ می آید وچون از غیرخدا یاد شود ناگهان شادمان می گردند.

الزمر ٤٥ - ٤٦ | Art quotes, Chalkboard quote art, Chalkboard quotes

بنابراین اگر کسی بخواهد صراط مستقیم حق را بپیماید واز انحراف وگمراهی درامان بماند باید قبل از هرچیز دراصلاح خویشتن بکوشد.

دل و روح را از بغض، کینه، حسد، عناد، کبر، غرور و نخوت و... پاک کند چرا که آیینه قلب هرگاه از این رذائل پاک شود وصیقل یابد همه حقایق درآن پرتوافکن خواهد بود.

به همین دلیل گاهی افراد بی سواد پاکدل، حقایقی را می فهمند که دانشمند تهذیب نایافته قدرت درک آن را ندارد.

پیاله بر کفنم بند، تا سحرگهِ حَشر

به مِی ز دل بِبَرَم هولِ روزِ رستاخیز

فقیر و خسته به درگاهت آمدم رحمی

که جز وِلایِ تواَم نیستْ هیچْ دست آویز

میانِ عاشق و معشوق هیچ حائل نیست

تو خود حجابِ خودی جانااز میان برخیز

ريشة قلم همة طويق : لَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَيْكُمْ كِتَابًا فِيهِ ذِكْرُكُمْ  ۖ أَفَلَا تَعْقِلُونَ سورة الأنبياء الآية10

حجاب چهره جان می‌شود غبار تنم
خوشا دمی که از آن چهره پرده برفکنم
چنین قفس نه سزای چو من خوش الحانیست
روم به گلشن رضوان که مرغ آن چمنم

عیان نشد که چرا آمدم کجا رفتم
دریغ و درد که غافل ز کار خویشتنم
چگونه طوف کنم در فضای عالم قدس
که در سراچه ترکیب تخته بند تنم

الآية 45 سورة الإسراء

ارباب ما خداست ....

أَأَرْبَابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ

ارباب های گوناگون دنبا بهتر هستد یا خدای یگانه قهار ؟؟؟

يَا صَاحِبَيِ السِّجْنِ أَأَرْبَابٌ مُّتَفَرِّقُونَ - آيات من - (سورة يوسف)  القارئ محمد النقيب

خدایا سرور من مولای من چه سوال اسانی از بندگانت پرسیده ای ؟؟؟ مسلم است که ارباب اصلی تو هستی مولای ما تو هستی سرور ما تو هستی ما جز تو اربابی نداریم ونمی شناسیم که او را ارباب صدا بزنیم الحمدالله رب العالمین که جز یک ارباب با کسی اشنا نیستیم وان ارباب خدای واحد القهار است بهترین ارباب است چون بخشنده است چون مهربان است چون دو دست او به عطا وبخشش باز است

وِی یادِ توام مونس در گوشه‌ی تنهایی

رخساره به کس ننمود آن شاهدِ هرجایی

دایم گل این بُستان شاداب نمی‌ماند

دریاب ضعیفان را در وقتِ توانایی

ملک الناس....پادشاه مردم

جبار

قهار

متکبر

این صفات پادشاه من است جبار وقهار ومتکبر است عاشق این صفات او هستم این صفات برای ادمی زیبنده نیست اما برای مولای من بسیار برازنده وزیبا است ارباب من هر صفتی که خودش اعلان کرده برازنده قامت اوست این صفات که از دیدگاه ما خشن است در ذات مولای ما با صفت دیگری به نام حلیم بودن در هم امیخته شده است ومعجون بسیار معتدلی از او ساخته است طوری که ما عاشق ارباب ومولای خود شده ایم.....

الهی ربی سیدی ......

گر فراق بنده از بد بندگیست

چون تو با بد، بد کنی پس فرق چیست؟

ای بدی که تو کنی در خشم و جنگ

با طرب‌تر از سماع و بانگ چنگ

ای جفای تو ز دولت خوب‌تر

و انتقام تو ز جان محبوب‌تر

نار تو اینست نورت چون بود

ماتم این، تا خود که سورت چون بود

از حلاوتها که دارد جور تو

وز لطافت کس نیابد غور تو

نالم و ترسم که او باور کند

وز کرم آن جور را کمتر کند

عاشقم بر قهر و بر لطفش بجد

بوالعجب من عاشق این هر دو ضد

من عاشق تمام صفات متضاد مولای خود هستم اگر جبار است اگر قهار است اگر متکبر است چون او را دوست دارم عاشق همه صفات متضاد او هستم وبه این عشق ودوستی خود با مولایم با اربابم مباهات میکنم جهان که متعلق به ارباب من است کشور من است وخدای تبارک وتعالی شاه من است ودل من به چیز دیگری غیر از این کشور واین شاه اگاهی دیگری ندارد وبه این امر اعتراف میکنم وبا صدای بلند به این امر اذعان میکنم

جهان کشور من خدا شاه من

نداند جر این قلب آگاه من

حضرت آیت الله شوشتری:فرمودند
در زمان پهلوی، دربار به همه شعرا گفته بود که در مدح شاه و ایران شعر بگویند، یکی از آنها هم طبیعتا ً مرحوم حکیم و عارف کم نظیر و شاعر نامدار آیت الله حکیم الهی قمشه ای رحمه الله علیه بود. و از ایشان نیز این کار را خواسته بودند، اما این مرد عارف در جواب دربار این گونه زیبا سروده بود که:
جهان کشور من، خدا شاه من
نداند جز این قلب آگاه من
-------------------------------------------------
خرمن معرفت، ص 91 تألیف: حجت الاسلام سیدعباس موسوی مطلق

فتبارك الله اقوى الخالقينيلا افهم تفس

مؤسسة البتار تُقدّم:  🎙 قراءة لافتتاحية النبأ للعدد 386: [حزب الله أم حزب الشيطان]

صبح جمعه 28 اردیبهشت 1403 قران راباز کردم وبه این ایه چشمان ما اشنا شد لذا دران تامل وتدبر نمودم

1-کافران..حزب شیطان

اِسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطَانُ فَأَنسَاهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ ۚ أُولَٰئِكَ حِزْبُ الشَّيْطَانِ ۚ

أَلَا إِنَّ حِزْبَ الشَّيْطَانِ هُمُ الْخَاسِرُونَ

((شیطان بر آنان چیره شده و خدا را از یادشان برده است؛ آنان حزب شیطانند. آگاه باش که حزب شیطان همان زیانکارانند.))

2- حزب الله اهل ایمان...مومنان مسلمانان اهل کتاب موحدان

رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ۚ أُولَٰئِكَ حِزْبُ اللَّهِ ۚ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ

((خدا از ایشان خشنود و آنها از او خشنودند؛ اینانند حزب خدا. آری، حزب خداست که رستگارانند.))

درایات قران که تامل نمدم دیدم همان طور که در دنیای ما ادمیان حزب بازی رواج دارد حزب دموکرات وجمهوری خواه در امریکا یا درایران ماه جناح یا حزب چپ یاراست که رواج یافته است خداوند نیز درقران به دو حزب توجه کرده است وصفات این دو حزب رابیان کرده است این دو حذب یکی حزب طرفدار خودش حزب الله ودیگری حزب طرفدار شیطان است

No photo description available.

هالوين كوسبلاي ديابلو بليال الرعب الشيطان اللاتكس قناع حزب الدعائم ديكور |  Fruugo QA

حزب شیطان

در این حزب خداوند شیطان را بر انان چیره مبکنم طوری که ذکر ونام خداوند را از یادشان میبرد لذا اگر دیدی نماز نمیخوانی در طول روز ذکر لا اله الا الله بر زبانت ودل تو نمیگذرد بترس وبدان شیطان برتو غلبه کرده است وتو را ازیاد خداوند باز داشته است وقتی تو خدا را فراموش کنی او نیز ترا فراموش میکند این یک اصل است وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ و چون کسانی مباشید که خدا را فراموش کردند و او [نیز] آنان را دچار خودفراموشی کرد

هالوين الرعب مومو الماس قناع تأثيري زاحف شبح الوجه شيطان القرصنة لعبة أقنعة  بلاستيكية حزب الديكور زي الدعائم | Fruugo AE

مَن هُم “حِزبُ الشيطان” في القرآن العظيم؟ – التصوف 24/7

Quran HD 013 e1479142814745 – القرآن الكريم بدقة غير مسبوقة - جودة عالية جدا

حزب الله

اما اهل ایمان کسانی هستند که خداوند از انان راضی است وایشان نیز از خداوند راضی هستند لذا اگر دیدی دل تو از خداوند وحکمت او وکارهای او واز روزی اندک او گله مند است اگر از خداوند ناراضی بودی بدان در زمره حزب الله نیستی چون در این گروه یک شرط واصل اساسی این است که خداوند از انان راضی است وانان نیز از خداوند راضی هستند لذا اگر طالب رستگاری هستی سعی کن در دنیا در زمره حزب الله باشی وبا اعمال نیک خود هم خلائق از تو راضی باشند هم خداوند از تو راضی باشد تا این دنیای دون وزودتر گذر را سپری کنی تا اینکه مولا وارباب خود را ملاقات کنی در حالی که از تو راضی باشد

لذا خوب تامل کن در دنیا دو حزب بیشتر وجود ندارد راه میانه ای در کار نیست خودت را خوب سبک وسنگین کن وبسنج ببین الان در کدام حزب قرار گرفته ای اعمال تو ایمان تو محک این کار است ایا در گروه وحزب شیطان هستی یا در حزب الله قرار گرفته ای شاید خودت از خود بینی این امر درک نکنی اما به دوستان خود نگاه کن ببین با چه کسانی گرم گرفته ای ورفت امد میکنی دوستان تو محک این امر هستند لذا خداوند این امر را در قران به ما گوشزد کرده است وفرموده است دوست و ولی ما چه کسانی هستند وکسانی که دین ما را مسخره میکنند وبه دین خداوند به دیده تحقیر مینگرند را دوست وولی خود نگیریم

إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ وَمَن يَتَوَلَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ ‎‏ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَكُمْ هُزُوًا وَلَعِبًا مِّنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ وَالْكُفَّارَ أَوْلِيَاءَ ۚ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ

ولىّ شما، تنها خدا و پيامبر اوست و كسانى كه ايمان آورده‌اند: همان كسانى كه نماز برپا مى‌دارند و در حال ركوع زكات مى‌دهند.و هر کس خدا و پیامبر او و کسانی را که ایمان آورده‌اند ولیّ خود بداند [پیروز است، چرا که‌] حزب خدا همان پیروزمندانند.ای کسانی که ایمان آورده‌اید، کسانی را که دین شما را به ریشخند و بازی گرفته‌اند [چه‌] از کسانی که پیش از شما به آنان کتاب داده شده و [چه از] کافران، دوستان [خود] مگیرید، و اگر ایمان دارید از خدا پروا دارید.

Thoughts of Faith - Episode 24

الا کلمه تهدید وتحذیر است اگاه باشید گوش به زنگ باشید نفهم نباشید بدرستی که حزب خداوند همرستگارند وهم پیروز این میدان هستند فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ در مورد ‎حزب الله دو صفت بارز را خداوند وعده داده است واین کلام خداوند در قران است وحق است یکی رستگار میشوند یکی پیروزمند وغالب میشوند وعده پیروزی انان را خداوند در قران خود بشارت داده است

Image

ألا إن حزب الله هم المفلحون, عبارات ونصوص اسلامية باللغة العربية, قوالب وتصاميم دينية, فنون الخط العربي الأصيل, آيات من القرآن الكريم، خلفية رمادية, فيكتور اليستريتور

Image

Quran HD 004 e1479142007825 – القرآن الكريم بدقة غير مسبوقة - جودة عالية جدا

79 37 39 – القرآن الكريم بدقة غير مسبوقة - جودة عالية جدا

79 40 – القرآن الكريم بدقة غير مسبوقة - جودة عالية جدا

9 129 – القرآن الكريم بدقة غير مسبوقة - جودة عالية جدا

9 51 – القرآن الكريم بدقة غير مسبوقة - جودة عالية جدا

2 235 – القرآن الكريم بدقة غير مسبوقة - جودة عالية جدا

74 38 – القرآن الكريم بدقة غير مسبوقة - جودة عالية جدا

9 119 – القرآن الكريم بدقة غير مسبوقة - جودة عالية جدا

6 162 2 – القرآن الكريم بدقة غير مسبوقة - جودة عالية جدا

بنده حقیر قبل از تکبیر نماز واجب این دعا را که از امام مهدی ع اموخته ام میخوانم بعد تکبیرمیگویم ونماز را شروع میکنم

دعای افتتاح نماز

إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ حَنِيفًا مُسلِما عَلی مِلَةِ اِبراهیمَ وَدینِ مُحمَد وَهَدیَ اَمیرَالمُومنینَ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ‎لَا شَرِيكَ لَهُ وَبِذَٰلِكَ أُمِرْتُ وَأَنَامِنَ الْمُسْلِمِينَ اَللهُمَ الاجعَلنی مِنَ المُسلِمینَ اَعُوذُ بِاللهِ سَمیعُ العَلیم مِنَ الشَیطانِ رَجیم

الله...نور آسمان وزمین

پرونده:الله نور السموات والارض.JPG - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۚ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَن يَشَاءُ ۚ

ساده ترین ودر عین حال زیباترین ایه قران که خداوند رامعرفی کند این ایه قران است از این زیباتر هیچ ایه ای به سادگی خداوند را توصیف نکرده است این ایه زیباترین ایه برای معرفی خداوند برای عوام است یک فرد عامی این ایه را هم درک میکند دو جای قران خداوند را برای عوام معرفی میکند یکی ایه نور ودیگری سوره توحید است اما در جایی که خداوند برای عارفان وعالمان خود را میخواهد معرفی کن ایات اخر سوره حشر وابتدای سوره الحدید است

هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ ۖ هُوَ الرَّحْمَٰنُ الرَّحِيمُ هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ ۚ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ هُوَ اللَّهُ الْخَالِقُ الْبَارِئُ الْمُصَوِّرُ ۖ لَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَىٰ ۚ يُسَبِّحُ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۖ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۖ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ‎﴿١﴾‏ لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۖ يُحْيِي وَيُمِيتُ ۖ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ‎﴿٢ ‏ هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ ۖ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ

هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَىٰ عَلَى الْعَرْشِ ۚ يَعْلَمُ مَا يَلِجُ فِي الْأَرْضِ وَمَا يَخْرُجُ مِنْهَا وَمَا يَنزِلُ مِنَ السَّمَاءِ وَمَا يَعْرُجُ فِيهَا ۖ وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ ۚ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ‎﴿٤﴾‏ لَّهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۚ وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ ‎﴿٥﴾‏ يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَيُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ ۚ وَهُوَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ

سنگ حدید الله نور السماوات و الارض code 7665

الله نور السموات و الارض اثر خوشنویسی هنرمند اعظم علیزاده نیک

خداوند خود را این گونه به موسی ع معرفی کرد

((هستم انکه هستم))

اما خداوند در قران این گونه خود را معرفی کرده است

من نو ر آسمانها وزمین هستم

لذا اگر طالب نور هستی طالب خدا باش اگر طالب ظلمت هستی مطیع شیطان هستی واز نور بی بهره هستی

درجهان هر چیز چیزی جذب کرد

گرم گرمی را کشید وسرد سرد

نوریان مر نوریان را جاذبند

ناریان مر ناریان را طالبند

در جهان هر چیز چیزی جذب کرد گرم گرمی را کشید و سرد سرد جذب سلامتی

المناجاة الشعبانية - مجموعة النبراس الثقافية

فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَرَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعَالَمِينَ

وَلَهُ الْكِبْرِيَاءُ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۖ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ

فَلَكَ الْحَمْدُ يَا رَبِّ یا مُقْتَدِرٍ لَايُغْلَبُ، وَ یا ذِى أَناةٍ لَايَعْجَلُ، صَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ اللهم اجْعَلْنِى لِنَعْمائِكَ مِنَ الشَّاكِرِينَ، وَلِآلائِكَ مِنَ الذَّاكِرِينَ؛وَارْحَمْنِى بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ؛

إِلَهِی فَلَکَ الْحَمْدُ أَبَدا أَبَدا دَائِما سَرْمَدا یَزِیدُ وَ لا یَبِیدُ کَمَا تُحِبُّ وَ تَرْضَی

خداشناس ترین مردم

الإمامُ عليٌّ عليه السلام : أعلَمُ النّاسِ بِاللَّهِ أكثَرُهُم لَهُ مَسألَةً .

امام على عليه السلام : داناترين مردم به خدا، پر خواهش ترين آنها از اوست

امام محمد باقر(ع) : خدا را نشناخته آن که نافرمانی اش کند.

Pin tillagd av Afghanistan Photos på يا مهدئ

عظمت و قدرت، جلال و شكوه و بزرگی برازندهٔ توست. ای خداوند،… اول تواريخ ۲۹:‏۱۱

ایات 21 کتاب مقدس درباره خداوند متعال

الله نور السماوات والأرض - مجلة منار الهدى

نور (سوره) - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

دعای نور همراه با ترجمه + فایل صوتی - مجله نورگرام

دعای نور 1

شرح دعای عظیم الشأن نور ازکتاب مهج الدعوات سید بن طاوس نقل شده است با شرح و بسط كه مختصرش این است:حضرت امیرالمومنین(ع) فرمودند كه ((هركه در هر روز یكبار یا در سالی یكبار یا در عمر خود یك مرتبه این دعا را بخواند مراد هر دو جهان او برآید)) زینهار كه به همه كس این دعا رانیآموزید كه نعوذبالله به حرام بیازمایند

و در روایت دیگر از حضرت امیرالمومنین علیه السلام مروی است كه فرمود: هركس دعای نور را در عمر خود یكبار بخواند حقتعالی از گناهان او به بركت این دعا درگذرد نیز عرض كرد هركس آنرا به صدق دل در ماه مبارك رمضان در روز آدینه(جمعه) در هنگامی كه نماز صبح را گذارده باشد و با كسی سخن نگفته باشد بخواند هر حاجتی كه دارد حقتعالی در شب قدر كه شب فیض است برآورد

اَللّهُمَّ یانُورَ النَّورِ تَنَوَّرْتَ بِالنُّورِوَالنُّورُفی نُورِكَ یا نُورُ ،

اَللّهمَّ یاعَزیزُ تَعَزَّزْتَ بِالعِّزةِ والعِزَّةُ فی عِزَّةِ عِزَّتِكَ یاعَزیزُ ،

اَللّهُمَّ یا جَلیلُ تَجَلَّلْتَ بِالْجَلالِ والجَلالُ فی جَلالِ جَلالِكَ یا جَلیلُ اَللّهُمَّ یا قَدیمُ تَقَدَّمْتَ بِالْقِدَمِ وَالْقِدَمُ فی قِدَمِ قِدَمِكَ یاقَدیمُ ،

اَللّهُمَّ یا قَدیرُ تَقَدَّرْتَ بِالْقُدْرَةِ وَالْقُدْرَةُ فی قُدْرَةِ قُدْرَتِكَ یا قَدیرُ

اَللّهُمَّ یاوَهّابُ تَوَهَّبْتَ بِالْهَیْبَةِ وَالْهَیْبَةُ فِی هَیْبَةِ هَیْبَتِكَ یا وَهّاب

اَللّهُمَّ یا عَلیْمُ تَعَلَّمْتَ بِالْعِلْمِ وَالْعِلْمُ فِی عِلْمِ عِلْمِكَ یا عَلیمُ

اَللّهُمَّ یا حَكیمُ تَحَكَّمْتَ بِالْحِكْمَةِ وَالْحِكْمَةُ فِی حِكْمَةِ حِكْمَتِكَ یا حَكیمُ اَللّهُمَّ یامالِكُ تَمَلَّكْتَ بِالْمُلْكِ وَالْمَلَكُوتُ فِی مَلَكوتِ مَلَكوتِكَ یا مالِكُ

اَللّهُمَّ یا قُدُّوسُ تَقَدَّسْتَ بِالْقُدْسِ وَالقُدْسُ فِی قُدْسِ قُدْسِكَ یا قُدّوسُ اَللّهُمَّ یا صَبُورُ تَصَبَّرْتَ بِالْصَبْرِ وَالْصَبْرُ فِی صَبْرِ صَبْرِكَ یا صَبُور ،

اَللّهُمَّ یا مَنّانُ تَمَنَّنْتَ بِالْمِنَّةِ وَالْمِنَّةُ فِی مِنَّتِ مِنَّتِكَ یا مَنّانُ

اَللّهُمَّ یا فَرْدُ تَفَرَّدْتَ بِالْفَرْدِ وَالْفَرْدُ فِی فَرْدِ فَرْدِكَ یا فَرْدُ

اَللّهُمَّ یا واحِدُ تَوَحَّدْتَ بِالْوَحْدانِیَّةِ والْوَحْدانِیَّةُ فِی وَحدانیَّةِ وَحْدانیَّتِكَ یا واحِدُ

اَللّهُمَّ یا جَمیلُ تَجَمَّلْتَ بِالْجَمالِ وَالْجَمالُ فِی جَمالِ جَمالِكَ یا جَمیلُ، اَللّهُمَّ یاسَلامُ تَسَلَّمْتَ بِالْسَّلامِ وَالْسَّلامُ فِی سَلامِ سَلامِكَ یا سَلامُ ، اَللّهُمَّ یارَبِّ تَرََبَّیْتَ بِالْرُّبُوبِیَّةِ والْرُّبُوبِیَّةُ فِی رُبُوبِیَّةِ رُبوبِیَّتِكَ یا رَبُّ،

اَللّهُمَّ یاقَهّارُ تَقَهَّرْتَ بِالْقَهْرِ وَالْقَهْرُ فِی قَهْرِ قَهْرُكَ یا قَهّارُ ،

اَللّهُمَّ یا جَبّارُتَجَبَّرْتَ بِالْجَبَروتِ وَالْجَبَروتُ فِی جَبَروتِ جَبَروتِكَ یاجَبّارُ،

اَللّهُمَّ یا كَریمُ تَكَرَّمْتَ بِالْكَرَمِ وَالْكَرَمُ فِی كَرَمِ كَرَمِكَ یا كَریمُ،

اَللّهُمَّ یاكَبیرُتَكَبَّرْتَ بِالْكِبْرِیاءِ وَالْكِبْرِیاءُ فِی كِبْرِیاءِ كِبْرِیائِكَ یا كَبیرُ، اَللّهُمَّ یا رَحیمُ تَرَحَّمْتَ بِالرَّحْمَةِ وَالرَحْمَةُ فِی رَحْمَةِ رَحْمَتِكَ یا رَحیمُ ،اَللّهُمَّ یا عَظیمُ تَعَظَّمْتَ بِالْعَظَمَةِ والعَظَمَةُ فی عَظَمَةِ عَظَمَتِكَ یا عَظیمُ ، اَللّهُمَّ یا مَجیدُ تَمَجَّدْتَ بِالْمَجْدِ وَالْمَجْدُ فِی مَجْدِ مَجْدِكَ یا مَجیدُ ، اَللّهُمَّ یا حَلیمُ تَحَمَّلْتَ بِالْحِلمِ وَالْحِلْمُ فِی حِلْمِ حِلْمِكَ یا حَلیمُ ، اَللّهُمَّ لااله الّا اَنْتَ ،اِنَّكَ عَلی كُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ، سُبْحانَ الْقَهّارِ ،سُبحانَ الْغَفّارِ، سُبحانَ الْقادِرِ، سُبحانَ العزیزِ، سُبحانَ الحَیِّ، سُبحانَ القیومِ سُبحانَ القاهرِ، سُبحانَ الجَبّارِ، سُبحانَ الصَّبِیرِ، سُبحانَ الجَبّارِالْوَهّابِ، سُبحانَ المانِع، سُبحانَ المُبِینِ ، سُبحانَ الشّافِیِ، سُبحانَ الْكافِیِ، سُبحانَ الْمُعافِیِ ، سُبحانَ الْمؤمِنِ، سُبحانَ المُهَیْمِنِ سُبحانَ الْماجِدِ، سُبحانَ الواحِدِ، سُبحانَ الاَحَدِ، سُبحانَ الرَّحْمنِ، سُبحانَ الجَلِیلِ، سُبحانَ الكَریمِ، سُبحانَ المُقَدِّمِ، سُبحانَ الْمُؤَخِّرِ، سُبحانَ الَاوَّلِ، سُبحانَ الْآخِرِ، سُبحانَ الظّاهِرِ، سُبحانَ الْباطِنِ ،سُبحانَ الْوافِیِ ، سُبحانَ الغَنیِّ، سُبحانَ المُغَنِیِّ، سُبحانَ المُقَدِّرِ، سُبحانَ النُّورِ،

سُبحانَ الْهادیِ، سُبحانَ الجَلیلِ، سُبحانَ المُجِیبِ، سُبحانَ اللهِ وَالْحَمْدُلِلّهِ ولااِلهَ الّااللهُ وَاللهُ اَكبر، سُبحانَ اللهِ المُسَمّی قَبْلَ اَنْ یُسَمّی سُبحانَ الْعَلِیِّ الْاَعْلی ، سُبحانَ اللهِ وتَعالی عَمّا یَقولُونَ عُلُواً كَبیرا، سُبحانَ ذِی الْمُلْكِ وَالْمَلَكوتِ، سُبحانَ ذِی الْعِزَّةِ وَالعَظَمَةِ وَالْهَیْبَةِ وَالْقُدْرَةِ وَالْكِبرِیاءِ وَالْجَلالِ وَالْجَبَروتِ، سُبحانَ الْمَلِكِ الْمَعْبود، سُبحانَ الْمَلِكِ المَقصود، سُبحانَ الْمَلِكِ الْحَیِّ الْعَلیمِ الْحَكیمِ

اَلَّذی لایَنامُ ولایَفوتُ اَبَداً دائِماً باقِیاً سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّنا وَ رَبُّ الْمَلائِكَةِ وَالْرّوحِ لاِالهَ اِلّااللهُ وَحْدَهُ لاشَریكَ لَه , لَهُ الْمُلْكُ وَلَهُ الْحَمْدُ وَهوَعَلی كُلِّ شَی ءٍ قَدیرٌ، یاحَیُّ یاقَیُّومُ یاذَالْجَلالِ وَالْاِكرامِ لاالهَ اِلّا هُوَ ،عَلیهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَرَبُّ الْعَرْشِ الْعَظیمِ وَلاحَوْلَ وَلاقُوَّةَ اِلّابِاللهِ الْعَلِیِّ الْعَظیمِ بِرَحْمَتِكَ یااَرْحَمَ اْلراحِمِینَ ،لااِلهَ اِلّااللهُ الْحَلِیمُ الْكَریمُ لااِلهَ اِلّااللهُ العَلِیُّ الْعَظیمُ سُبحانَ اللهِ رَبِّ الْسَّمواتِ السَّبْعِ وَرَبِّ الْاَرَضینَ الْسَّبْعِ وَما فِیهِنَّ وَمابَینَهُنَّ وَرَبِّ الْعَرْشِ الْعَظیمِ وَالْْحَمدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمِینِ . یا مَن اَظْهَرَالْجَمیلَ وَسَتَرَ الْقَبِیحَ، یا مَنْ لَمْ یُؤاخِذْ بِالْجَریرَةِ وَلَم یَهْتِكِ الْسِّتْرَ یا عَظیمَ الْعَفو یا حَسَنَ التَّجاوُزِ یا واسِعَ الْمَغفِرَةِ وَ یا باسِطَ الْیَدَیْنِ بِالرََّحْمَةِ یا صاحِبَ كُلِّ نَجْوی وَیا مُنْتَهی كُلِّ شَكْوی وَ یا مُفَرِّجَ كُلِّ كُرْبَةٍ یا مُقِیلَ كُلِّ عَثْرَةٍ یا كَریمَ الصَفْحِ یا عَظیمَ الْمَنِّ یا مُبْتَدِءً بِالنِّعَمِ قَبْلَ اِسْتِحْقاقِها یا رَ بّاهُ یا سَیّداهُ یا غَایَةَ رَغْبَتاهُ اَسْئَلُكَ بِكَ وَبِمُحَمَّدٍ وَعَلِیٍّ وَفاطِمَةَ وَالْحَسَنِ وَالْحُسینِ وَعَلی بنِ الْحُسَین وَمُحَمَّد بنِ عَلی وَجَعْفَرِبنِ مُحَمَّدٍ وَمُوسَی بنِ جَعْفَرٍ وَعَلیِّ بنِ مُوسی وَمُحَمَّدٍ بن عَلیٍّ وعَلیِّ بنِ مُحَمَّدٍ والحَسَنِ بن عَلیِ وَالْقائِمِ المَهْدِیِّ، اَلْاَئِمَّةِ الْهادِیةِ عَلَیْهِمُ الْسَّلامُ اَنْ تُصَلّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَاَسْئَلُكَ یا اللهُ یااللهُ یا اللهُ اَن لاتُشَوِّهَ خَلْقِی بِالْنّارِ وَ اَن تَفْعَلَ بِی ما اَنْتَ اَهْلُهُ بِرَحْمَتِكَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمِینَ

دعا -نور - با صدای فرهمند

دعای نور،2

که به حضرت فاطمه زهرا (س) نسبت داده می‌شود، دارای مضمونی خداشناختی است

سيّد ابن طاووس در كتاب «مهج الدعوات» از سلمان روايتى نقل كرده كه: به اين مضمون: حضرت فاطمه عليها السلام كلامى به من آموخت كه از حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله فراگرفته بود، ايشان آن را در صبح و شام میخواند

دعای نور

بِسْمِ اللّهِ النُّورِ بِسْمِ اللّهِ نُورِ النُّورِ بِسْمِ اللّهِ نُورٌ عَلى نُورٍ بِسْمِ اللّهِ الَّذى هُوَ مُدَبِّرُ الاْمُورِ بِسْمِ اللّهِ الَّذى خَلَقَ النُّورَ مِنْ النُّورِ اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى خَلَقَ النُّورَ مِنَ النُّورِ وَاَنْزَلَ النُّورَ عَلىَ الطُّورِ فى کِتابٍ مَسْطُورٍ فى رَقٍّ مَنْشُورٍ بِقَدَرٍ مَقْدُورٍ عَلى نَبِیٍ مَحْبُورٍ اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى هُوَ بِالْعِزِّ مَذْکُورٌ وَبِالْفَخْرِ مَشْهُورٌ وَعَلَى السَّرّاَّءِ وَالضَّرّاَّءِ مَشْکُورٌ وَصَلَّى اللّهُ عَلى سَیِّدِنا مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ.

به‌نام خدای نور، به‌نام خدای نور نور، به‌نام خدای نور بر نور، به‌نام خدایی که تدبیرگر امور است، به‌نام خدایی که نور را از نور آفرید، و سپاس خدایی را که نور را از نور آفرید، و نور را در کوه طور فروفرستاد در کتابی برنوشته، در ورق‌های گشوده، با اندازه‌های درخور، بر پیامبری آراسته، سپاس خدای را که به عزّت یاد شود، و به عظمت مشهور است، و بر شادی و بدحالی سپاس‌گزاری شود، درود خدا بر آقای ما محمّد و خاندان پاکش.

با 1 بار مطالعه به تمام خواص دعای نور برسید - مزگت

الْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِى لَاإِلٰهَ إِلّا هُوَ الْمَلِكُ الْحَقُّ الْمُبِينُ، الْمُدَبِّرُ بِلا وَزِيرٍ، وَلَا خَلْقٍ مِنْ عِبادِهِ يَسْتَشِيرُ، الْأَوَّلُ غَيْرُ مَوْصُوفٍ، وَالْباقِى بَعْدَ فَناءِ الْخَلْقِ، الْعَظِيمُ الرُّبُوبِيَّةِ، نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرَضِينَ وَفاطِرُهُما وَمُبْتَدِعُهُما، بِغَيْرِ عَمَدٍ خَلَقَهُما وَفَتَقَهُما فَتْقاً، فَقامَتِ السَّمَاوَاتُ طائِعاتٍ بِأَمْرِهِ

خدای تبارک وتعالی در دعای یستشیر که دعای علی است این گونه معرفی شده است خداوند پادشاهی است که پادشاهی او اشکار است پادشاهی او مبین واظهر من الشمس است پادشاه بدون وزیر است وبرای انجام امور خود نیازی به مشورت ندارد پروردگاری ام با عظمت است نور اسمانها وزمین هاست فکر نکن در عالم هستی فقط زمین ما هست علی ع مییفرماید خداوند نور اسمان ها وزمین ها است واو افریننده انها واختراع کننده انها است لذا اسمانها با این عظمت به اطاعت از خداوند قامت راست کرده اند ومن متحیرم که انسان به کوچکی که دو متر بیشتر قد ندارد با این فکر کوتاه خود چگونه از اطاعت خالق خود سر باز زده وعاصی وچوش شده ونافرمانی میکند ؟؟/

دعای نور , تصویر دعای نور , تصویر لایه باز دعای نور , فایل لایه باز دعای نور , متن دعای نور , ترجمه دعای نور

الله نور السماوات والأرض | Abdo Fonts

کلام گهر بار مولای ما خدای بارک وتعالی....در قران

برچسب پیام های قرآنی - دبستانی ها

Qur'an Lovers - Quora

Buy Tughra Arts LLP Must Read Description Ayatul Kursi Calligraphy in  Stainless Steel islamic Wall Art & Home Decor 29x36 Inches (Gold Silver)  Online at Low Prices in India - Amazon.in

Tughra Arts Ayatul Kursi in Metal islamic Wall Art & Home Decor Calligraphy  in Stainless Steel 24x30 Inches (Gold Glossy) : Amazon.in: Home & Kitchen

Farheen Bano Shaikh - Mumbai, Maharashtra, India | Professional Profile |  LinkedIn

وتعاونوا على البر والتقوى ولا تعاونوا على الإثم والعدوان﴾ ...سورة المائدة:  آية 2

40 Islamic Virtues Written Metal Wall Art - WAM201 – EU Wall Art Istanbul

Large Shiny Ayatul Kursi, Metal Islamic Wall Art, Islamic Wall Decor, Gift  for Muslims, Quran Wall Art, Muslim Housewarming Gift (Ayatul Kursi-Round 2)

آموزش پیام قرآنی(اِنّ مَعَ العُسْرِ یسْراً )در کلاس دوم – دبستان دخترانه –  تربت حیدریه

جواب پیام قرانی صفحه 43 قران دوم - حالا درس

جواب درس ۱ قرآن دوم ابتدایی ؛ صفحه ۷

جواب پیام قرآنی صفحه 13 درس 2 آموزش قرآن دوم - مای درس

پیام قرآنی

پیام قرآنی- پسرانه واحد 4 – دوازدهمین دوره مسابقات قرآن – پرتو نور

جواب پیام قرانی صفحه 40 قران دوم - حالا درس

پیام قرآنی

. يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ

Large Shiny Ayatul Kursi, Metal Islamic Wall Art, Islamic Wall Decor, Gift  for Muslims, Quran Wall Art, Muslim Housewarming Gift (Ayatul Kursi-Round 2)

🕋 روزی یک آیه از قرآن کریم 🕋 - عکس ویسگون

در قران کریم که کلام خداوند وحجت خداوند بر بندگان است خدای تبارک وتعالی بر اهل ایمان وخداترسان 17 جکم روا داشته است وسزاوار است که اهل ایمان وهرکس که ادعای خداترسی دارد به این 17 اصل مقید باشد

اولین اصل خداترسی اهل ایمان دوری از ربا است ربا اعلان جنگ با خدا ورسول خداست حکم ان انقدر نهی شده است که هر کس به ان چنگ بزند اعلان جنگ با خدا ورسول خدا کرده است

دومین اصل خدا ترسی این است که اگر به کسی قرض دادید یکی مکتوب باشد ودیگری دو نفر شاهد مرد یا یک نفر مرد ودونفر زن ان مکتوب را امضا کنند

سومین اصل خدا ترسی ترسیدن از خداوند انچنان که در شان خدا باشد این اصل از همه اصل ها برتری دارد يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ در عین حال از همه اصل ها اسرار ان نهفته تر است چون خداوند عالم خود را در عالم هستی مثل یک گنج مستور وپنهان کرده است البته خداوند مستور نیست حجاب دنیا وحجاب تن خاکی ما وحجاب هوای نفسانی ما خداوند را مستور کرده است طوری که از خداوند هیگونه ترسی نداریم واین حجاب دنیا باعث شده است که همگی در شناخت ومعرفت خداوند دچار شک وتردید وابهام بشویم جلال الدین مولوی مثال خوبی در مثنوی خود در قالب شعر برای حجاب دنیا بیان کرده است یکی مثال فیل در تاریکی است که گروهی در تاریکی فیلی را با لمس توحجیه کردند یکی دست به پای فیل زد گفت ستونی است یکی دست به گوش فیل زد گفت باد بزنی است یکی دست بر خرطوم فیل زد گفت ناودانی است یکی دست بر پشت فیل زد گفت تختی است مثال ما وخداوند دز ظلمات دنیا مثل فیل در تاریکی است شناخت ومعرفت ما از خداوند در تاریکی دنیا بسیار محدود است

از گذشته‌های دور تا به امروز در سراسر جهان افراد صاحب کمال برای توضیح و بیان سازوکار جهان و آموختن هر مفهوم و باوری داستان و حکایتی می‌ساختند تا به مردم نقل کنند و هر کسی از این حکایت‌های شیرین و خواندنی درسی بیاموزد و توشه‌ی مسیر زندگی سازد. مولوی یکی از همین افراد است که در کتاب مثنوی معنوی خود به بیان ظریف‌ترین و اخلاقی‌ترین حکایات می‌پردازد

از هر زاویه ای بخواهیم شخصیت مولانا جلال الدین محمد مولوی را بررسی کنیم، با معماهای زیادی مواجه می‌شویم و درس‌های بی شماری از او خواهیم آموخت. مثنوی معنوی اوج شاهکار علمی و عرفانی و روحی شخصیت مولاناست که در قلمرو دانش و معرفت به زیبایی هر چه تمام‌تر حقایق درون انسان را نشان می‌دهد و در قالب داستان به ما می‌آموزد.

نکته گیرای مثنوی معنوی درست همینجاست؛ بیان داستان و صورت‌گری قهرمانان به شیوایی صورت گرفته اما هدف اصلی مولوی، محتوا و پیام اخلاقی داستان است. هر داستان مثنوی معنوی خواننده را محسور جادوی کشش و جذبه خود می‌کند و به نحوی ماهرانه نظر خود را بیان کرده و خواننده را به پیام اخلاقی راهنمایی می‌کند.

خود مولوی درباره صورت و معنی قصه‌های خود می‌گوید:

ای برادر قصه چون پیمانه‌ای ست /

معنی اندر وی به سان دانه‌ای ست


در داستان کهن “فیل در تاریکی” مولوی به ظرافت هر چه تمام‌تر در قالب یک داستان، پیام اخلاقی مدنظر خود را به خواننده ارائه می‌کند. این حکایت یکی از مشکل‌ترین فصل‌های مثنوی معنوی است چون حاوی یک پیام بسیار پیچیده عرفانی است که مولانا توانسته اوج هنر خود را در این داستان نشان دهد. با این حکایت زیبا و آموزنده همراه ما باشید.

حکایت فیل در تاریکی
روزی روزگاری در شهری دور، از کشور هندوستان یک فیل آوردند و در خانه‌ای تاریک قرار دادند. مردم آن شهر که تا به حال فیل ندیده‌بودند برای تماشای فیل دور هم جمع شدند و وارد خانه شدند. از آنجا که خانه تاریک تاریک بود، کسی نمی‌توانست فیل را ببینند.

به نوبت هر کدام از افراد وارد خانه می‌شدند و دست به فیل می‌کشیدند و هنگام بیرون آمدن برای بقیه تعریف می‌کردند که فیل چه شکلی بود. کسی که دست به خرطوم فیل زده‌بود، فیل را به صورت یک ناودان تصور کرده‌بود و به مردم می‌گفت فیل یک ناودان است.

مرد دیگری که دست به گوش فیل زده‌بود، خیال می‌کرد فیل مانند یک بادبزن پهن و نازک است که دائما باز و بسته می‌شود. فرد دیگری دستش به پشت فیل رسیده‌بود و هنگام بیرون آمدن برای مردم تعریف کرد فیل مثل یک پشته مرتفع و بلند است و مردی که قد کوتاهی داشت و دستش به پای فیل رسیده‌بود، به سایرین گفت فیل درست مانند یک درخت بلند است.

هرکسی تصورات خودش را با لمس فیل به بقیه می‌گفت و با این که چیز کوچکی از فیل را درک کرده‌بود و تصورش درست بود اما تصویر کاملی نبود. بین مردم اختلاف و درگیری شکل گرفت و هر کس اصرار داشت که او فیل را دیده و درک کرده و چیزی که می‌گوید درست است.

اگر در آن خانه، شمعی برای روشن کردن می‌گذاشتند، شکل حقیقی فیل مشخص می‌شد و اختلافات مردم در توصیف فیل حل می‌شد. اختلاف ميان آنان تفاوتي اندک نبود بلکه اختلاف ميان شکل الف و دال بود!

پیام حکایت فیل در تاریکی
به گفته افلاطون، مردم در توصیف حق نه کاملا درست می‌گویند و نه کاملا اشتباه می‌کنند. حکایت مردم در درک حقیقت درست مانند حکایت فیل در تاریکی است که بین آن‌ها در توصیف شکل فیل اختلاف افتاد و هریک مدعی بود تصویری که او می‌گوید درست است.

زمینه این حکایت مثنوی معنوی، معرفت‌شناسي است و معرفت انسان نسبت به هر حقيقت از دانش (علوم اکتسابي که حافظه در فراگيري آن نقشي فعال دارد) و بينش (دريافت‌های شخصی تجربی و گهگاه شهودی) او از آن حقيقت حاصل می‎‌شود. در این داستان “فيل” نمادي از حقيقتی است که مردم به دنبال دانستن آن هستند و هر کسی با نگاه و تصورات خود آن را می‌بیند، یکی با عقل و یکی با چشم و یکی با دل به دنبال حقیقت است. همچنین منظور از “خانه” جهان مادی است و “تاریکی” نماد جهل و گمراهی است.خانه تاريک همان دنيای مادی است که در آن زندگی می‌کنیم و جهل در این دنیا بسیار بيش‌تر از دانايی است و حتی در بهترين شرايط، نهايت دانايی انسان، آگاهی او به نادانی خود است.

پیل اندر خانهٔ تاریک بود

عرضه را آورده بودندش هُنود

از برای دیدنش مردم بسی

اندر آن ظلمت همی‌شد هر کسی

دیدنش با چشم چون ممکن نبود

اندر آن تاریکیش کف می‌بسود

آن یکی را کف به خرطوم اوفتاد

گفت همچون ناودانست این نهاد

آن یکی را دست بر گوشش رسید

آن برو چون بادبیزن شد پدید

آن یکی را کف چو بر پایش بسود

گفت شکل پیل دیدم چون عمود

آن یکی بر پشت او بنهاد دست

گفت خود این پیل چون تختی بدست

همچنین هر یک به جزوی که رسید

فهم آن می‌کرد هر جا می‌شنید

از نظرگه گفتشان شد مختلف

آن یکی دالش لقب داد این الف

در کف هر کس اگر شمعی بدی

اختلاف از گفتشان بیرون شدی

چشم حس همچون کف دستست و بس

نیست کف را بر همهٔ او دست‌رس

چشم دریا دیگرست و کف دگر

کف بهل وز دیدهٔ دریا نگر

جنبش کفها ز دریا روز و شب

کف همی‌بینی و دریا نه عجب

ما چو کشتیها بهم بر می‌زنیم

تیره‌چشمیم و در آب روشنیم

ای تو در کشتی تن رفته به خواب

آب را دیدی نگر در آب آب

آب را آبیست کو می‌راندش

روح را روحیست کو می‌خواندش

موسی و عیسی کجا بد کآفتاب

کشت موجودات را می‌داد آب

آدم و حوا کجا بد آن زمان

که خدا افکند این زه در کمان

این سخن هم ناقص است و ابترست

آن سخن که نیست ناقص آن سرست

گر بگوید زان بلغزد پای تو

ور نگوید هیچ از آن ای وای تو

ور بگوید در مثال صورتی

بر همان صورت بچفسی ای فتی

بسته‌پایی چون گیا اندر زمین

سر بجنبانی ببادی بی‌یقین

لیک پایت نیست تا نقلی کنی

یا مگر پا را ازین گل بر کنی

چون کنی پا را حیاتت زین گلست

این حیاتت را روش بس مشکلست

چون حیات از حق بگیری ای روی

پس شوی مستغنی از گل می‌روی

شیر‌خواره چون ز دایه بسکلد

لوت‌خواره شد مرورا می‌هلد

بستهٔ شیر زمینی چون حبوب

جو فطام خویش از قوت القلوب

حرف حکمت خور که شد نور ستیر

ای تو نور بی‌حجب را ناپذیر

تا پذیرا گردی ای جان نور را

تا ببینی بی‌حجب مستور را

چون ستاره سیر بر گردون کنی

بلک بی گردون سفر بی‌چون کنی

آنچنان کز نیست در هست آمدی

هین بگو چون آمدی مست آمدی

راههای آمدن یادت نماند

لیک رمزی بر تو بر خواهیم خواند

هوش را بگذار و انگه هوش‌دار

گوش را بر بند و انگه گوش دار

نه نگویم زانک خامی تو هنوز

در بهاری تو ندیدستی تموز

این جهان همچون درختست ای کرام

ما برو چون میوه‌های نیم‌خام

سخت گیرد خامها مر شاخ را

زانک در خامی نشاید کاخ را

چون بپخت و گشت شیرین لب‌گزان

سست گیرد شاخها را بعد از آن

چون از آن اقبال شیرین شد دهان

سرد شد بر آدمی ملک جهان

سخت‌گیری و تعصب خامی است

تا جنینی کار خون‌آشامی است

چیز دیگر ماند اما گفتنش

با تو روح القدس گوید بی منش

نه تو گویی هم بگوش خویشتن

نه من و نه غیر من ای هم تو من

همچو آن وقتی که خواب اندر روی

تو ز پیش خود به پیش خود شوی

بشنوی از خویش و پنداری فلان

با تو اندر خواب گفتست آن نهان

تو یکی تو نیستی ای خوش رفیق

بلک گردونی و دریای عمیق

آن تو زفتت که آن نهصد توست

قلزمست و غرقه‌گاه صد توست

خود چه جای حد بیداریست و خواب

دم مزن والله اعلم بالصواب

دم مزن تا بشنوی از دم‌زنان

آنچ نامد در زبان و در بیان

دم مزن تا بشنوی زان آفتاب

آنچ نامد در کتاب و در خطاب

دم مزن تا دم زند بهر تو روح

آشنا بگذار در کشتی نوح

همچو کنعان کآشنا می‌کرد او

که نخواهم کشتی نوح عدو

هی بیا در کشتی بابا نشین

تا نگردی غرق طوفان ای مهین

گفت نه من آشنا آموختم

من به جز شمع تو شمع افروختم

هین مکن کین موج طوفان بلاست

دست و پا و آشنا امروز لاست

باد قهرست و بلای شمع کش

جز که شمع حق نمی‌پاید خمش

گفت نه رفتم برآن کوه بلند

عاصمست آن که مرا از هر گزند

هین مکن که کوه کاهست این زمان

جز حبیب خویش را ندهد امان

گفت من کی پند تو بشنوده‌ام

که طمع کردی که من زین دوده‌ام

خوش نیامد گفت تو هرگز مرا

من بری‌ام از تو در هر دو سرا

هین مکن بابا که روز ناز نیست

مر خدا را خویشی و انباز نیست

تا کنون کردی و این دم نازکیست

اندرین درگاه گیرا ناز کیست

لم یلد لم یولدست او از قدم

نه پدر دارد نه فرزند و نه عم

ناز فرزندان کجا خواهد کشید

ناز بابایان کجا خواهد شنید

نیستم مولود پیرا کم بناز

نیستم والد جوانا کم گراز

نیستم شوهر نیم من شهوتی

ناز را بگذار اینجا ای ستی

جز خضوع و بندگی و اضطرار

اندرین حضرت ندارد اعتبار

گفت بابا سالها این گفته‌ای

باز می‌گویی بجهل آشفته‌ای

چند ازینها گفته‌ای با هرکسی

تا جواب سرد بشنودی بسی

این دم سرد تو در گوشم نرفت

خاصه اکنون که شدم دانا و زفت

گفت بابا چه زیان دارد اگر

بشنوی یکبار تو پند پدر

همچنین می‌گفت او پند لطیف

همچنان می‌گفت او دفع عنیف

نه پدر از نصح کنعان سیر شد

نه دمی در گوش آن ادبیر شد

اندرین گفتن بدند و موج تیز

بر سر کنعان زد و شد ریز ریز

نوح گفت ای پادشاه بردبار

مر مرا خر مرد و سیلت برد بار

وعده کردی مر مرا تو بارها

که بیابد اهلت از طوفان رها

دل نهادم بر امیدت من سلیم

پس چرا بربود سیل از من گلیم

گفت او از اهل و خویشانت نبود

خود ندیدی تو سپیدی او کبود

چونک دندان تو کرمش در فتاد

نیست دندان بر کنش ای اوستاد

تا که باقی تن نگردد زار ازو

گرچه بود آن تو شو بیزار ازو

گفت بیزارم ز غیر ذات تو

غیر نبود آنک او شد مات تو

تو همی دانی که چونم با تو من

بیست چندانم که با باران چمن

زنده از تو شاد از تو عایلی

مغتذی بی واسطه و بی حایلی

متصل نه منفصل نه ای کمال

بلک بی‌چون و چگونه و اعتلال

ماهیانیم و تو دریای حیات

زنده‌ایم از لطفت ای نیکو صفات

تو نگنجی در کنار فکرتی

نی به معلولی قرین چون علتی

پیش ازین طوفان و بعد این مرا

تو مخاطب بوده‌ای در ماجرا

با تو می‌گفتم نه با ایشان سخن

ای سخن‌بخش نو و آن کهن

نه که عاشق روز و شب گوید سخن

گاه با اطلال و گاهی با دمن

روی با اطلال کرده ظاهرا

او کرا می‌گوید آن مدحت کرا

شکر طوفان را کنون بگماشتی

واسطهٔ اطلال را بر داشتی

زانک اطلال لئیم و بد بدند

نه ندایی نه صدایی می‌زدند

من چنان اطلال خواهم در خطاب

کز صدا چون کوه واگوید جواب

تا مثنا بشنوم من نام تو

عاشقم بر نام جان‌آرام تو

هر نبی زان دوست دارد کوه را

تا مثنا بشنود نام ترا

آن که پست مثال سنگ لاخ

موش را شاید نه ما را در مناخ

من بگویم او نگردد یار من

بی‌صدا ماند دم گفتار من

با زمین آن به که هموارش کنی

نیست همدم با قدم یارش کنی

گفت ای نوح ار تو خواهی جمله را

حشر گردانم بر آرم از ثری

بهر کنعانی دل تو نشکنم

لیکت از احوال آگه می‌کنم

گفت نه نه راضیم که تو مرا

هم کنی غرقه اگر باید ترا

هر زمانم غرقه می‌کن من خوشم

حکم تو جانست چون جان می‌کشم

ننگرم کس را و گر هم بنگرم

او بهانه باشد و تو منظرم

عاشق صنع توم در شکر و صبر

عاشق مصنوع کی باشم چو گبر

عاشق صنع خدا با فر بود

عاشق مصنوع او کافر بود



داستان و تفسیر حکایت فیل در تاریکی
مردم در وصف حضرت حق نه کاملا بر صواب اند و نه بر خطا. آنان مثل آن نابینایی است که به فیلی می رسند و هر کدام به عضوی از اعضای او دست می سایید و پیش خود صورتی تجسم کنند. ما آدمیان کلیتی از حضرت حق به دست آورده ایم و هر کس به تصور خود تصویری دارد و هر یکی مدعی که من درست می بینم.

داستان حکایت فیل مولانا
داستان به این صورت است که در هندوستان فیلی آوردند و در یک خانه تاریک قرار دادند و مردمی که تا به آن زمان فیل ندیده بودند در خانه تاریکی بر روی فیل دست می کشیدند ، هر کس تصویری از فیل در ذهن خود ساخت.



به عنوان مثال کسی که بر روی خرطومش دست می کشید فیل را به شکل یک لوله تصور کرد. کسی که بر گوش فیل دست می کشید و او را مانند یک بادبزن مجسم کرد. فردی که دست به پای فیل ، او را مانند یک ستون محکم تجسم کرد. فردی دیگری که دست بر کمر فیل کشید و فیل را مانند تخت تصور کرد.

اگر در خانه شمعی روشن می کردند. اختلاف تصورات افراد از بین می‌رفت. ادراک حسی مانند ادراک کف دست، ناقص می باشد و نمی‌توان همه چیز را با حس و عقل شناخت.



تفسیر حکایت فیل مولوی
مولانا در تمثیل خود حضرت حق را فیل و تاریکی اتاق را دنیای مادی که انسان در حجابها و لایه های آن پوشیده مانده است که عقل خود را زندانی احساس لامسه کرده اند، تشبیه کرده است و شمع در این شعر کنایه از کشف و یقین می باشد. که هر گاه این نور در قلبی روشن شود، به معرفت و شناخت حقیقی خواهد رسید و تمثیل فیل در مثنوی داستان افراد سطحی نگری می باشد که خدا را در تعصب و حجابهای مادی دنیوی گم کرده اند.


مولوی یک مثال زیبا دیگری در کتاب مثنوی دارد وان حکایت روستایی وبستن گاو در اخور است که این حکایت زیبای حجاب دنیا واینکه مانع شناخت ما از خداوند میشود واینکه خدا ترسی ما را این حجاب مانع شده است یکی از روستائیان گاو خود را در طویله به آخوری بست و رفت . شبانگاهان ، شیری دژم به طویله آمد و گاو را کُشت و خود در جای آن آرمید . آن روستایی بی خبر از همه جا ، شبانه آمد که به گاو خود سری بزند . طبق عادت همیشگی به نوازش و سودنِ گاو خود مشغول شد . به گمانِ آنکه این همان گاو است . شیر نیز با زبان حال با خود می گفت : اگر چادرِ سیاهِ شب بر پندارِ این روستایی سایه نمی افکند و می توانست مرا ببیند . یقیناََ از ترس ، جان می داد این عین حکایت ما با ظلمات دنیا وخداوند که شیر هستی است وطویله همان دنیا ما است وظلمات دنیا مانع ترس ما از خداوند شده است

روستایی گاو در آخر ببست

شیر گاوش خورد و بر جایش نشست

روستایی شد در آخر سوی گاو

گاو را می‌جست شب آن کنج‌کاو

دست می‌مالید بر اعضای شیر

پشت و پهلو گاه بالا گاه زیر

گفت شیر ار روشنی افزون شدی

زهره‌اش بدریدی و دل خون شدی

این چنین گستاخ زان می‌خاردم

کو درین شب گاو می‌پنداردم

حق همی‌گوید که ای مغرور کور

نه ز نامم پاره پاره گشت طور


هنگامی قوم بنی اسراییل از موسی ع خواستند که خداوند را با چشم ظاهری ببینند خداوند 70نفر از بزرگان قوم دعوت کرد وخداوند بر کوه طور تجلی کرد وموسی وهمه سران قوم در اثر متلاشی شدن کوه طور بیهوش شدند اگر ما از خداوند ترسی نداریم حجاب دنیا وظلمات دنیا است واگر این حجاب کنار برود همه در خدا ترسی به کمال میرسیم لذا خداوند از اهل ایمان انتظار دارد که دراین حجاب وظللمات دنیا باز خداترسی را درشان خدای تبارک وتعالی به جای اورند وکمال خدا ترسی را دراین دنیا به نهایت خود برسانند تا رستگار بشوند يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ واگر ما در دنیا تسلیم اوامر خداوند باشیم وانچه که در قران است به ان عمل بکنییم به خدا ترسی که در شان خداوند باشد دست یافته ایم

۱. يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَذَرُوا مَا بَقِيَ مِنَ الرِّبَا إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ‎﴿البقرة: ٢٧٨﴾‏

۲. يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا تَدَايَنتُم بِدَيْنٍ إِلَىٰ أَجَلٍ مُّسَمًّى فَاكْتُبُوهُ وَلْيَكْتُب بَّيْنَكُمْ كَاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَلَا يَأْبَ كَاتِبٌ أَن يَكْتُبَ كَمَا عَلَّمَهُ اللَّهُ فَلْيَكْتُبْ وَلْيُمْلِلِ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ وَلْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَلَا يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئًا فَإِن كَانَ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهًا أَوْ ضَعِيفًا أَوْ لَا يَسْتَطِيعُ أَن يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ وَاسْتَشْهِدُوا شَهِيدَيْنِ مِن رِّجَالِكُمْ فَإِن لَّمْ يَكُونَا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّن تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاءِ أَن تَضِلَّ إِحْدَاهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحْدَاهُمَا الْأُخْرَىٰ وَلَا يَأْبَ الشُّهَدَاءُ إِذَا مَا دُعُوا وَلَا تَسْأَمُوا أَن تَكْتُبُوهُ صَغِيرًا أَوْ كَبِيرًا إِلَىٰ أَجَلِهِ ذَٰلِكُمْ أَقْسَطُ عِندَ اللَّهِ وَأَقْوَمُ لِلشَّهَادَةِ وَأَدْنَىٰ أَلَّا تَرْتَابُوا إِلَّا أَن تَكُونَ تِجَارَةً حَاضِرَةً تُدِيرُونَهَا بَيْنَكُمْ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَلَّا تَكْتُبُوهَا وَأَشْهِدُوا إِذَا تَبَايَعْتُمْ وَلَا يُضَارَّ كَاتِبٌ وَلَا شَهِيدٌ وَإِن تَفْعَلُوا فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ‎﴿البقرة: ٢٨٢﴾‏

۳. يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ ‎﴿آل عمران: ١٠٢﴾‏

۴. يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَأْكُلُوا الرِّبَا أَضْعَافًا مُّضَاعَفَةً وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ‎﴿آل عمران: ١٣٠﴾‏

۵. يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَصَابِرُوا وَرَابِطُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ‎﴿آل عمران: ٢٠٠﴾‏

۶. يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُحِلُّوا شَعَائِرَ اللَّهِ وَلَا الشَّهْرَ الْحَرَامَ وَلَا الْهَدْيَ وَلَا الْقَلَائِدَ وَلَا آمِّينَ الْبَيْتَ الْحَرَامَ يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِّن رَّبِّهِمْ وَرِضْوَانًا وَإِذَا حَلَلْتُمْ فَاصْطَادُوا وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَن صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ أَن تَعْتَدُوا وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَىٰ وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ ‎﴿المائدة: ٢﴾‏

۷. يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَىٰ أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَىٰ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ ‎﴿المائدة: ٨﴾‏

۸. يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ هَمَّ قَوْمٌ أَن يَبْسُطُوا إِلَيْكُمْ أَيْدِيَهُمْ فَكَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ ‎﴿المائدة: ١١﴾‏

۹. يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُوا فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ‎﴿المائدة: ٣٥﴾‏

۱۰. يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَكُمْ هُزُوًا وَلَعِبًا مِّنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ وَالْكُفَّارَ أَوْلِيَاءَ ۚ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ

۱۱. يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ ‎﴿التوبة: ١١٩﴾‏

۱۲. يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلًا سَدِيدًا ‎﴿الأحزاب: ٧٠﴾‏

۱۳. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ‎﴿الحجرات: ١﴾‏

۱۴. يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا يَغْتَب بَّعْضُكُم بَعْضًا أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَن يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتًا فَكَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَّحِيمٌ ‎﴿الحجرات: ١٢﴾‏

۱۵. يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَآمِنُوا بِرَسُولِهِ يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِن رَّحْمَتِهِ وَيَجْعَل لَّكُمْ نُورًا تَمْشُونَ بِهِ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ‎﴿الحديد: ٢٨﴾‏

۱۶. يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا تَنَاجَيْتُمْ فَلَا تَتَنَاجَوْا بِالْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَمَعْصِيَتِ الرَّسُولِ وَتَنَاجَوْا بِالْبِرِّ وَالتَّقْوَىٰ وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ ‎﴿المجادلة: ٩﴾‏

۱۷. يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنظُرْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ

سامانه خطابه‌ی غدیر و فدک

صادقی تهرانی : تشابه آیه اتقوا الله حق تقاته

أسباب نزول آيات القرآن : يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا  وَصَابِرُو... | Islamic inspirational quotes, Inspirational quotes, Islamic  images

009119 اتقوا الله وكونوا مع الصادقين – Quran-HD

Image

یادآوری نعمت های الهی-img

يا أيها الذين آمنوا اتقوا الله وقولوا قولا سديدا ۝

برچسب لااله الاالله - شـــهـــری درآســـمـــــان

وَاللَّهُ يَقُولُ الْحَقَّ وَهُوَ يَهْدِي السَّبِيلَ حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ

فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَوْلَاكُمْ ۚ نِعْمَ الْمَوْلَىٰ وَنِعْمَ النَّصِيرُ

العبد العاصی الحقیر یوسف نورایی مطلق 23 اردیبهشت 143

✿❤ پنجمي ها ❤✿ ❤سلام ❤✿ | قرآن

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم - عکس ویسگون

چند حکایت .....

ﻛﻮﺩﻛﺎﻥ ﺭﺍ ﻗﺮﺁﻥ ﺑﻴﺎﻣﻮﺯﻳﺪ

بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم

ﺯﻣﺎﻧﻰ ﻛﻪ ﻓﺮﺯﺩﻕ ( (۱) ) ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﻛﻮﺩﻛﻰ , ﻫﻤﺮﺍﻩ ﭘﺪﺭﺵ ﺑﻪ ﺣﻀﻮﺭﺍﻣﺎﻡ ﻋﻠﻰ (ﻉ) ﺭﺳﻴﺪ, ﺍﻣﺎﻡ ﺍﺯ ﭘﺪﺭﺵ ﺳﺆﺍﻝ ﻛﺮﺩ: ﺍﻳﻦ ﭘﺴﺮﻛﻴﺴﺖ؟
ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ: ﺍﻭ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻫﻤﺎﻡ ﻧﺎﻡ ﺩﺍﺭﺩ.
ﭘﺪﺭ ﻓﺮﺯﺩﻕ ﺩﺭ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺳﺨﻨﺶ ﮔﻔﺖ: ﺷﻌﺮ ﻭ ﻛﻠﺎﻡ ﻋﺮﺏ ﺭﺍ ﺁﻥ ﭼﻨﺎﻥ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺁﻣﻮﺧﺘﻢ ﻛﻪ ﻣﻬﺎﺭﺕ ﻛﺎﻣﻞ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻓﻦ ﺩﺍﺭﺩ.
ﺁﻥ ﻣﺮﺩ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺩﺍﺷﺖ ﻛﻪ ﻓﺮﺯﻧﺪﺵ ﻣﻮﺭﺩ ﺗﺸﻮﻳﻖ ﺍﻣﺎﻡ (ﻉ) ﻗﺮﺍﺭ ﺑﮕﻴﺮﺩ,ﻭﻟﻰ ﺍﻣﺎﻡ (ﻉ) ﻛﻪ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ ﻛﻮﺩﻙ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻓﺮﺍﮔﻴﺮﻯ ﻗﺮﺁﻥ ﻣﻰ ﺩﺍﻧﺴﺖ ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﺍﮔﺮ ﻗﺮﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻳﺎﺩ ﻣﻰ ﺩﺍﺩﻯ ﺑﺮﺍﻳﺶ ﺑﻬﺘﺮ ﺑﻮﺩ.
ﻓﺮﺯﺩﻕ ﻭﻗﺘﻰ ﺍﻳﻦ ﺳﺨﻦ ﺍﻣﺎﻡ ﺭﺍ ﺷﻨﻴﺪ ﺑﻪ ﻓﻜﺮ ﻓﺮﻭ ﺭﻓﺖ.
ﻛﻠﺎﻡ ﺍﻣﺎﻡ (ﻉ) ﺩﺭ ﻗﻠﺒﺶ ﻧﺸﺴﺖ ﻭ ﺍﻳﻦ ﺳﺨﻦ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺩﺭ ﺧﺎﻃﺮﺵ ﻣﺎﻧﺪ. ﺍﺯ ﺁﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﻣﻘﻴﺪ ﻛﺮﺩ ﺗﺎ ﻭﻗﺘﻰ ﻗﺮﺁﻥ ﺭﺍ ﺣﻔﻆ ﻧﻜﻨﺪ ﺁﺭﺍﻡ ﻧﻨﺸﻴﻨﺪ. ﭼﻨﻴﻦ ﻧﻴﺰﻛﺮﺩ ﻭ ﻗﺮﺁﻥ ﺭﺍ ﻛﺎﻣﻠﺎ ﺣﻔﻆ ﻧﻤﻮﺩ. (۲)


۱- ﺍﺯ ﺑﺰﺭﮒ ﺗﺮﻳﻦ ﺷﻌﺮﺍﻯ ﺻﺪﺭ ﺍﺳﻠﺎﻡ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﺷﻌﺎﺭﻯ ﺑﻠﻨﺪ ﺩﺭ ﻣﺪﺡ ﺍﺋﻤﻪ (ﻉ) ﻧﻴﺰﺩﺍﺭﺩ.
۲- ﺍﺑﻦ ﺍﺑﻰ ﺍﻟﺤﺪﻳﺪ, ﺷﺮﺡ ﻧﻬﺞ ﺍﻟﺒﻠﺎﻏﻪ , ﺝ 10, ﺹ 21

رسول اكرم صلى الله عليه و آله:

اِنَّ البَيتَ اِذا كَثُرَ فيهِ تِلاوَةُ القُرآنِ كَثُرَ خَيرُهُ وَ اتَّسَعَ اَهلُهُ وَ اَضاءَ لاَهلِ السَّماءِ كَما تُضى ءُ نُجومُ السَّماءِ لاَهلِ الدُّنيا؛

خانه اى كه در آن قرآن فراوان خوانده شود، خير آن بسيار گردد و به اهل آن وسعت داده شود و براى آسمانيان بدرخشد چنان كه ستارگان آسمان براى زمينيان مى درخشند.

امام صادق عليه السّلام فرمودند:

بر خردمند لازم است (در زندگي) چند برنامه داشته باشد: 1- برنامه اي براي مناجات با خدا 2- برنامه اي براي محاسبه نفس 3- برنامه اي براي تفکر در آفريده هاي خدا 4- و برنامه اي براي تفريح و بهره مندي از امور حلال.

📚الخصال/ ج 2/ ص 525

چشم انتظاری والدین پس از مرگ

بسم الله الرحمن الرحیم

✍ آیت الله سیدعبدالله جعفری(ره) ، از شاگردان علامه طباطبایی(ره) ، با وجود کهولت سنی که داشتند برنامه شان این بود که هر هفته یک روز را کنار قبر مادرشان می روند و روز دیگر را در کنار قبر پدرشان حاضر می شدند.

🍁 در یکی از روزهای سرد زمستانی به ایشان عرض کردم: هوا خیلی سرد است و ممکن است بیماریتان تشدید شود، اگر صلاح می دانید امروز از رفتن به قبرستان منصرف شوید.

💐 فرمودند: « ... این را بدانید که انتظار پدر و مادر از فرزندانشان پس از فوتشان بیشتر از حال حیاتشان می باشد که آن ها به زیارت و دیدارشان بروند»

وصل یار


بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم

علی بن ابراهیم بن مهزیار می گوید:
19 سال متوالی به مکه رفتم تا خدمت امام زمان (عج ) تشرف پیدا کنم.
سال آخری که آمدم نا امید ودلگیر بودم
با خود گفتم دیگر فایده ندارد چقدر منتظر باشم گویا لیاقت ندارم برای زیارت.
در همین حال بودم که به من الهام شد برای دیدار سال آینده بیا تا حضرت را ببینی...
سال بیستم فرا رسید" با دلی پر از امید و عشق کنار کعبه نشستم و نماز میخواندم
ناگهان دستی روی شانه ام گذاشته شد ، به من گفتند اگر میخواهی حضرت را ببینی دنبال ما بیا...
سوار بر مرکب شدیم و در کوه های اطراف گردشی کردیم شب شد دیدم روی کوهی چادری برپاست و روشنایی از آن پیداست نزدیک شدم بعد از اجازه داخل شدم
دیدم صورتی دلربا و قامتی بلند ، ابروان بهم پیوسته ، خوشخو و بخشنده
سلام کردم
حضرت فرمود: منتظرت بودیم چرا دیر آمدی؟
گفتم سیدی و مولای" من شب و روز منتظر شما بودم
حضرت فرمود:
سه چیز باعث شده امامتان را نبینید:
1⃣بی رحمی به ضعفاء
2⃣قطع رحم
3⃣دنیا طلبی
شما اگر رفتارتان را درست کنید ما خودمان می آییم.

دعا برای همه


بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم

علامه حسن زاده آملی می فرمودند:
کتابی نوشته بودم، خدمت علامه طباطبایی تقدیم کردم مطالعه نمایند. ایشان یک دوره تمام آن را مطالعه فرمودند. در جایی از کتاب دعای شخصی درباره خودم کرده بودم. علامه به من فرمودند: آقا تا من خودم را شناختم دعای شخصی در حق خودم نکردم بلکه دعایم عام است. (همه را شامل می‌شود)
علامه حسن زاده آملی می‌فرمود: این تادیب اخلاقی بسیار در من اثر گذاشت!

آقا جون مهربون بود!


بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم

💠آفتاب آمده بود تا وسط اتاق و مگس ها را هم با خودش آورده بود. اردیبهشت بود و هنوز لذت داشت كه دراز بكشی توی این آفتاب و آن قدر گل ختمی هایی را كه با آن گردن خارخاری تا لب پنجره قد كشیده بودند، نگاه كنی تا چشم هایت گرم شود، سنگین شود و خوابت ببرد؛ اگر مگسها بگذارند.
محمدحسین هر روز اول چادر برمی دارد، مگس ها را بیرون می كند و گاهی كه یكی دوتایشان سمج می شوند، آن قدر دور اتاق دنبالشان می كند تا بالاخره آن ها را می گیرد توی مشتش. بعد در حالی كه عرق از سر و رویش راه افتاده، می آید توی حیاط، ولشان می كند. آن وقت است كه نجمه سادات، عبدالباقی، نورالدین و بدرسادات با هم می زنند زیر خنده. نجمه می گوید: آقا جون، خب چرا این طوری می كنید؟ یكی بزنید توی سرش بمیرد دیگر. و خودش جلو جلو می داند آقا جون چی جواب می دهد: عزیز دلم، این مگس هم جان دارد. نباید جاندار را كشت. بعد چادر را با وسواس، تا می كند و می دهد دست نجمه سادات. می گوید: لباس را هیچ وقت پرت نكنید بیفتد یك گوشه. حتما آویزان كنید یا تا كنید. كلی از این كارهای ریز ریز هست كه مقید است آنها را انجام بدهد. دست هایش را قبل از كار و قبل و بعد از غذا بشوید. قبل از غذا كمی نمك بخورد، بعدش هم همین طور. وقتی سرش را شانه می كند، بنشیند و چیزی پهن كند. ایستاده چیز نخورد. توی در ننشیند. سبزه و گیاه ـ اگر شده كم ـ دور و برش باشد و... به بچه ها می گوید: كسی كه مقید باشد به چیزهای كوچك، كم كم آمادة چیزهای بزرگ هم می شود. این ها خودش آدم را می كشد به سمت حقیقت.

📚زندگی محمد حسین طباطبایی

نماز

بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم

[خدا] نماز آخوند کاشی را از شما [جوانان] نمی خواهد که شصت سال هم در زمستان و هم درتابستان، در حجره اش و در ایوان مدرسۀ صدر اصفهان، وقتی نماز می‌خواند، در نماز از دنیا جدای جدا می‌شد،

و بعد از تمام شدن نماز، باید می‌رفت پیراهنش را که بر اثر کثرت گریه خیس شده بود، عوض می‌کرد، هم در نماز ظهرش، هم در نماز عصرش، هم در نماز مغربش و هم در نماز عشایش.

در نماز شبش در مدرسۀ صدر، بعد از وتر، وقتی به سجده رفت و با آن حالش گفت: «سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِکَة وَ الرُّوحِ» [سید بن طاووس، اقبال، ج۳، ص۱۸۵]
تمام آجرها، دیوارها، برگ‌ها و درخت‌های مدسه، هم آن ها، به دنبال آخوند داشتند می‌گفتند، «سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ... ».
یک نفر [طلاب مدرسه وقتی] این تسبیح‌ها را شنید و غش کرد.

امّا جوان‌ها حداقل این نماز را بی عیب، صحیح و به موقع به جا بیاورید.

استادانصاریان

شرط وصال

بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم

یكى از علماء بزرگ (مرحوم آیة الله سید باقر مجتهد سیستانى پدر آیة الله سید على سیستانى ومرحوم سید محمود مجتهد سیستانى ) در مشهد مقدس براى آنكه به محضر امام زمان عجل اللّه شرفیاب شود ختم زیارت عاشورا در چهل جمعه هر هفته در مسجدى از مساجد شهر آغاز می كند ایشان فرمودند:
در یكى از جمعه هاى آخرین ، ناگهان شعاع نورى را مشاهده كردم كه از خانه ى نزدیك آن مسجدى كه من در آن مشغول به زیارت عاشورا بودم مى تابید، حال عجیبى به من دست داد، از جاى برخاستم و بدنبال آن نور به در آن خانه رفتم ، خانه كوچك و فقیرانه اى بود، از درون خانه نور عجیبى مى تابید.
در زدم وقتى در را باز كردند، مشاهده كردم حضرت ولى عصر امام زمان عجل اللّه فرجه در یكى از اتاق هاى آن خانه تشریف داشتند و در آن اتاق جنازه اى را مشاهده كردم كه پارچه اى سفید بروى آن كشیده بودند، وقتى من وارد شدم و اشك ریزان سلام كردم ، حضرت بمن فرمودند: چرا اینگونه دنبال من مى گردى و رنج ها را متحمّل مى شوى؟ مثل این باشید (اشاره به آن جنازه كردند) تا من دنبال شما بیایم!
بعد فرمودند: این بانوئى است كه در دوره بى حجابى (رضا خان پهلوى ) هفت سال از خانه بیرون نیامده مبادا نامحرم او را ببیند!

📚شيفتگان حضرت مهدى(عج)، ج 3، ص ۱۵۸

خدا را کجا جوییم

بسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم


از ابوسعید ابوالخیر(عارف نامدار ایرانی در نیمه¬ دوم قرن چهارم و نیمه اول قرن پنجم) پرسیدند: خدا را کجا جوییم؟
ابوسعید در پاسخ گفت:
عارفی گفته است: مراد از خداجویی نه آن است که او را پیدا کنی، بلکه تو باید از گمگشتگی پیدا شوی یعنی خود را بشناسی.
چنانکه حضرت علی(ع) فرمود: من عرف نفسه فقد عرف ربه؛ هرکه خود را بشناسد، خدا را شناخته است.
من عرف زین گفت شاه اولیا

عارف خود شو که بشناسی خدا

سفارش به قرآن خوانی

بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم


ملا محمدتقی مجلسی رحمه الله درگذشت. در وصیت نامه ایشان خطاب به پسرش، علامه محمدباقر مجلسی رحمه الله آمده بود: «هر روز یک جزء قرآن قرائت کن و از مطالعه و تفکر در نامه امیرمؤمنان علی علیه السلام به امام حسن علیه السلام غافل نباش و به آن عمل کن».

روح عوامانه را از ما نگیر

بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم

آیه الله حسین مظاهری:

بـا ایـن کـه امام در فلسفه و عرفان مقام والایی داشتند ولی روح تـعـبـد ایـشـان بـه ظـواهر شرع، اعجاب انگیز بود و این دو صفت تـوامـان کم تر در کسی جمع می شود. از مرحوم حاج آقا مصطفی نقل شـده که شبی در نجف هوا طوفانی شده و بیرون رفتن از خانه بسیار سخت بود، من به امام گفتم: امیرالمومنین(ع) دور و نزدیک ندارد; زیـارت جـامـعه را که در حرم می خوانید، امشب در خانه بخوانید. امـام فـرمـودند: مصطفی تقاضا دارم روح عوامانه را از ما نگیر. بالاخره ایشان همان شب به حرم مشرف شدند.

خلاصه شده از: برداشت هایی از سیره امام خمینی، ج3، ص20

آیت اللهی که در حال بیهوشی "پرفسور برلون" را مسلمان کرد

بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم

تمام اعمال صالح انسان در لبه پرتگاه ریا قرار دارد، چه بسا کار نیک که از خطر ریا دور نمانده و حبط شده است، پس چه زیباست انسان با سلاح اخلاص از نابودی اعمال خویش حفاظت کند.

مرحوم آیت الله سید محمد هادی میلانی (ره) دچار بیماری معده شده بودند، پروفسور برلون را برای جراحی ایشان آوردند، جراح حاذق پس از یک عمل سه ساعته زمانی که آن مرجع تقلید در حال به هوش آمدن بودند، به مترجم دستور داد تمام کلماتی که ایشان در حین به هوش آمدن می گویند را برایش ترجمه کند.

مرحوم آیت الله میلانی در آن لحظات فرازهایی از دعای ابوحمزه ثمالی را قرائت می کردند، پس از این مساله پروفسور برلون گفت: شهادتین را به من بیاموزید، از این لحظه می خواهم مسلمان شوم و پیرو مکتب این روحانی باشم، وقتی دلیل این کار را پرسیدند، پروفسور برلون گفت: تنها زمانی که انسان شاکله وجودی خود را بدون این که بتواند برای دیگران نقش بازی کند، نشان می دهد، در حالت به هوش آمدن بعد از عمل است و من دیدم این آقا، تمام وجودش محو خدا بود، در آن لحظه به یاد اسقف کلیسای کانتربری افتادم که چندی پیش در همین حالت و پس از عمل در کنارش ایستاده بودم، دیدم او ترانه های کوچه بازاری جوانان آن روزگار را زمزمه می کند، در آن لحظه بود که فهمیدم حقیقت، نزد کدام مکتب است و بعد از آن هم وصیت کرد وی را در شهری که مرحوم میلانی را در آن دفن کرده اند به خاک بسپارند و اینچنین شد که مزار این پروفسور مسیحی، مسلمان شده در خواجه ربیع، محل مراجعه مردم و افرادی است که حقیقت اسلام را باور کرده اند قرار دارد.

خاطره‌ای از حجت‌الاسلام جواد مروی

شهود مرحوم حاجی اشرفی

بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الرّحیم

یکی از بزرگان علمای اسلامی مرحوم حاجی اشرفی(ره) است که مزارش در آستانۀ اشرفیّه زیارتگاه است. در شرح حال او نقل می کنند که یکی از دوستان این مرد بزرگ خواست به زیارت امام هشتم(ع) مشرّف شود. خدمت حاجی عرض کرد: می خواهم مشهد مشرّف بشوم. شما فرمایشی ندارید؟ آن وقت با مشقّتی می رفتند؛ چون این وسائل نقلیّه نبود. مرحوم حاجی به او فرمود: هر وقت خواستی حرکت کنی، بیا اینجا کاری دارم. آن شخص هنگام حرکت خدمت حاجی آمد. حاجی نامه ای را که در پاکتی قرار داده بود و درش را بسته بود، به این شخص داد. گفت: وقتی مشرّف می شوی، این را از پنجرۀ ضریح به داخل بینداز و جوابش را از حضرت بگیر و برای من بیاور. این شخص نقل می کند که من متحیّر شدم. من چگونه از حضرت جواب بگیرم؟ ولی این مرد بزرگ، آن شخصیّت و عالم ربّانی، عظمتش طوری بود که نتوانستم حرف بزنم. رفتم و مشرّف شدم. آن موقع مشهد که مشرّف می شدند تا می رفتند و برمی گشتند، شاید حدود دو ماه طول می کشید. می گوید: رفتم و شاید حدود چهل روزی مشرّف بودم. روزهای آخر که شد، گفتم چه کنم و جواب حاجی را چه بگویم. روز آخر یک مرتبه مشرّف شدم و برگشتم، باز دفعۀ بعد مشرف شدم. موقع حرکت مشرّف شدم و گفتم یا امام هشتم(ع)! من جواب حاجی را چه بدهم؟ می گوید: نفهمیدم چه شد. یک وقت دیدم که منادی به من این ندا را می کند: به حاجی بگو:

آییـــنه شـو جمال پری طلعــتان طلب

جاروب کن تو خانه، سپس میهمان طلب

خوشحال شدم. چه بود؟ صدا از کجا بود؟ این یک موج معنوی است که روی روح این شخص می آید که جواب نامۀ حاجی را گرفتم. نقل می کند: نزدیکِ به وطن که می رسیدم، خیلی خوشحال بودم و در قالب خودم نمی گنجیدم. تا وارد شدم، قبل از آنکه به خانه بروم، درب منزل حاجی را زدم که زود جواب نامه را بدهم. همین که کوبۀ در را کوبیدم، یک وقت دیدم صدای حاجی از داخل منزل بلند شد:

آییـــنه شـو جمال پری طلعــتان طلب

جاروب کن تو خانه، سپس میهمان طلب

توبه قاتل

بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم


مرحوم فخر المحققين سيد محمد اشرف سبط سيد الحكماء ميرداماد رضوان اللّه تعالي عليه فرمود: اسحاق بن ابراهيم طاهري كه يكي از بزرگان بوده يك شب در عالم خواب آقا حضرت رسول اكرم - صلي الله عليه و آله - را ديد، حضرت به او فرمود: قاتل را رها كن . با ترس از خواب بيدار شد. ملازمان خود را طلبيد و گفت : اين قاتل كيست و در كجاست ؟ گفتند: در اينجا حاضر است و خودش هم اقرار بقتل كرده است . او را حاضر كردند اسحق به او گفت اگر راستش را بگوئي تو را رها خواهم كرد قاتل گفت : من با يكسري از رفقايم اهل همه فسادها و لااُبالي گري و عيّاشي و ولگردي بوديم با آنها مرتكب هر حرامي مي شديم و در بغداد بهر عمل زشتي دست مي زديم، يك پيرزالي براي ما زن مي آورد. يك روز آن پير زن بر ما وارد شد كه با خودش ‍ دختري بسيار زيبا آورده بود، آن دختر تا ما را ديد و متوجه شد كه آن پير زن او را فريب داده صيحه اي زد و بي هوش پخش زمين شد وقتي او را بهوش آوردند فرياد زد و گفت اللّه اللّه از خدا بترسيد و دست از من برداريد من اين كاره نيستم و اين پير زن غداره مرا فريب داد و گفت در فلان محل تماشائي است و قابل ديدن است و افسانه هائي برايم بافت و مرا راغب گردانيد من هم همراهش راهي شدم از خدا بترسيد من علويه از نسل حضرت زهرا سلام الله عليها هستم . دوستانم به حرفهاي او اعتنايي نكردند و جلو آمدند كه به او دست درازي كنند من بخاطر حرمت رسول اللّه - صلي الله عليه و آله - غيرتم بجوش آمده و از آنها جلوگيري كردم در نزاعي كه با آنها كردم جراحات زيادي بر من وارد شد چنانچه مي بيني پس من ضربه اي سخت بر او وارد كردم و پيشكسوت آنها را كشتم و دختر را سالم از دست آنها خلاص ‍ كردم . دختر وقتي خود را رها ديد درباره ام دعا كرد و گفت : همين طور كه عيبم را پوشاندي خدا انشاء الله عيب هاي تو را بپوشاند و هينطور كه مرا ياري و كمك كردي خدا تو را ياري كند در اين هنگام صداي همسايه ها بلند شد و به خانه ما ريختند در حالي كه خنجر خون آلود در دست من بود ومقتول در خون مي غلتيد مرا گرفتند و اينجا آوردند. اسحاق گفت : من تو را به خدا و رسول الله - صلي الله عليه و آله - بخشيدم آن مرد قاتل گفت من هم از همه گناهانم توبه كردم و به حق آن كسيكه مرا به او بخشيدي ديگر گرد گناه و معصيت بر نمي گردم و توبه كردم و كم كم يكي از نيكان گرديد.

أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ؟؟؟ایا وقت ان نرسیده است....

لكي لا تأسوا على ما فاتكم

أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ

وَلَا يَكُونُوا كَالَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِن قَبْلُ فَطَالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ ۖ وَكَثِيرٌ مِّنْهُمْ فَاسِقُونَ

لَوْ أَنزَلْنَا هَٰذَا الْقُرْآنَ عَلَىٰ جَبَلٍ لَّرَأَيْتَهُ خَاشِعًا مُّتَصَدِّعًا مِّنْ خَشْيَةِ اللَّهِ ۚ

وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ

فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ ۚ أُولَٰئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ

آیه 23 سوره حدید - حدیث گراف

در قران که کتاب خداست وکلام خداوند است در دو جای مختلف حجت را بر اهل ایمان تمام کرده است این دو جمله قران خیلی تکان دهنده است خطاب به اهل ایمان است خطاب به کافران نیست خداوند در این دو کلام میخواهد به اهل ایمان بگوید که میدانم ایمان دارید اما میخواهم که مطیع واقعی باشید حرف خداوند این است میفرماید اگر قران را بر کوه نازل میکند در برابر کلام ما خاشع ومطیع میشد لذا میفرماید ایا وقت ان نرسیده است که قلب های شما در مقابل کلام ما که همان قران است مطیع وخاشع بشود خداوند از اهل ایمان انتظار دارد که قلب ما یک قلب کاملا مطیع باشد در زمان گذشته کسانی بوند همانند فضیل عیاض هم مسلمان بود هم نماز میخواند وهم قران میخواند وهم دزدی میکرد یک شب در حال دزدی دید در یک خانه ای یکی قران میخواند گوش داد دید این ایه را میخواند أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ

ایا هنگام ان نرسیده که این دلهای چموش شما رام بگردد ومطیع کلام ما قران بشوید ؟؟؟؟ این جمله سوالی است این ایه قران در همه عصرها وخطاب به همه کسانی است که کاملا مطیع نیستند لذا فضیل یک لحظه معنای واقعی این ایه را فهمید وهمان لحظه فرمود لبیک یا سیدی لبیک یا مولای وقت ان رسید وفضیل یکی از عارفان وبزرگان ان عصر شد واما ما باید این حقیقت را درک کنییم که این ایه خطاب به همه اهل ایمان است وخداوند میخواهد ما قلبی خاشع ومطیع در برابر کلام خداوند که قران است واز سوی او نازل شده است داشته باشیم وگرنه ما هم در زمره فاسقان هستیم اگر خوب دقت کنی در اخر هر دو کلام خداوند که در دو جای مختلف قران هم هستند فرموده است اگر خاشع ومطیع فرمان خداوند نباشید در زمره فاسقان قرار میگیرید واما دو حکایت از فضیل عیاض که چگونه این ایه قران مسیر زندگی او را تغیر داد وخود را از گروه فاسقان بیرون کشید

Stream ألـم يـأن للـذين آمـنوا أن تخشع قلوبــهم لذكـــراللــه..بصوت \  رامـــــــى حســــــــن by Ramy Hassan :) | Listen online for free on  SoundCloud

توبه فضیل بن عیاض

بسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الرحیم

فضیل بن عیاض در اوایل، راهزن بود و در همان اوقات، نسبت به یکی از زنان علاقمند شده بود. وی شبی از شب ها برای آنکه به وصال آن زن برسد. از دیواری بالا رفت تا به منزل او برود، ناگاه آواز گوینده ای را شنید که این آیه را تلاوت می نمود:
الم یان للذین آمنوا ان تخشع قلوبهم لذکر الله(1)
آیا وقت آن نرسیده است آنان که ایمان آورده اند، قلب هایشان از برای یاد خدا نرم شود.

همین که فضیل این آیه را شنید، با خود گفت: وقت آن شده که دل آهنین من، چون موم، از آتش توبه نرم گردد.
او همان شب، سر به بیابان نهاد و بعد از طی مسافتی، به کاروان سرایی رسید که جماعتی از کاروانیان در آنجا پیاده شده و به استراحت می پرداختند. نیمه شب، کاروانیان برخاستند و گفتند: برخیزند تا روانه شویم. یکی از آنها گفت: توقف کنید تا روز شود؛ زیرا که فضیل در راه است.
فضیل از شنیدن این حرف، ناراحت شد و به آنها گفت: جوانمردان! فضیل، اکنون در مقابل شماست، از ناحیه او، خاطر جمع باشید و حرکت کنید.
رسم فضیل این بود که هر مالی را که می دزدید، نام صاحبانش را در طوماری ثبت می نمود، بنابراین صاحبان اموال را طلبید و به هر نحو بود، رضایت آنان را به دست را آورد. یک یهودی که فضیل از او مال زیادی دزدیده بود باقی ماند. آن یهودی در شام زندگی می کرد، بنابراین فضیل به شام رفت و یهودی را پیدا کرد و جریان توبه خود را به او گفت و از او حلالیت طلبید. یهودی به فضیل گفت: من سوگند خورده ام تا مال خود را نستانم، رضایت ندهم، و اکنون که مالی در دست نداری، باید به خانه من بیایی و از پولی که من در زیر بساط دارم برداشته و به من بدهی، تا سوگند خود را نشکسته باشم و تو هم به مراد خود که رضایتمندی من است برسی. مرد یهودی فضیل را به خانه خود برد، آنگاه فضیل دست به زیر تشک وی برد و مرتب زر برداشته و به یهودی داد؛ تا هنگامی که ذمه خود را بری نمود.
مرد یهودی پس از مشاهده این جریان مسلمان شد و گفت: آیا می دانی که چرا مسلمان شدم! فضیل گفت: خیر!
مرد یهود گفت: در کتاب آسمانی تورات خوانده بودم هر کس از امت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)، به راستی توبه کند، خاک برای او به خواست خداوند عالم، مبدل به طلا گردد. چون در زیر بساط من به غیر از خاک چیزی نبود، می خواستم تو را امتحان کنم و از این راه، حقانیت اسلام را هم بشناسم؛ به همین دلیل چون چنین دیدم، مسلمان شدم

پند گرفتن حتى از راهزن(فضیل بن عیاض )

بسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الرحیم

فضیل بن عیاض، پیش از آن که با شنیدن آیه اى از آیات قرآن توبه کند راهزن بود.
وى در بیابان مرو خیمه زده بود و پلاسى پوشیده و کلاه پشمین بر سر و تسبیح در گردن افکنده و یاران بسیار داشت، همه دزد و راهزن.
هر مال و جنس دزدیده شده اى که نزد او مى بردند، میان دوستان راهزن تقسیم مى کرد و بخشى هم خود برمى داشت.

روزى کاروانى بزرگ مى آمد، در مسیر حرکتش آواز دزد شنید.
ثروتمندى در میان کاروان، پولى قابل توجه داشت.
برگرفت و گفت در جایى پنهان کنم تا اگر کاروان را بزنند، این پول برایم بماند.
به بیابان رفت، خیمه اى دید در آن پلاس پوشى نشسته، پول به او سپرد.
فضیل گفت در خیمه رو و در گوشه اى بگذار،
خواجه پول در آنجا نهاد و بازگشت.

چون به کاروان رسید، دزدان راه را بر کاروان بسته و همه اموال کاروان را به دزدى تصرف کرده بودند.
آن مرد قصد خیمه پلاس پوش کرد.
چون آنجا رسید، دزدان را دید که مال تقسیم مى کردند.
گفت آه، من مال خود را به دزدان سپرده بودم.

خواست باز گردد، فضیل او را بدید و آواز داد که بیا.
چون نزد فضیل آمد، فضیل گفت چه کار دارى؟
گفت جهت امانت آمده ام.
گفت همان جا که نهاده اى بردار.
برفت و برداشت.
یاران فضیل را گفتند ما در این کاروان هیچ زر نیافتیم و تو چندین زر باز مى دهى.
فضیل گفت او به من گمان نیکو برد و من نیز به خداى تعالى گمان نیکو مى برم.
من گمان او را به راستى تحقق دادم تا باشد که خداى تعالى گمان من نیز به راستى تحقق دهد.

منابع:
1. تذکرة الاولیا، فریدالدین عطار نیشابوری
2. زیبایی های اخلاق، حسین انصاریان، صفحه 266

valor binario trigo ألم يأن للذين آمنوا أن تخشع قلوبهم لذكر الله قصة Sueño  Golpe fuerte rebanada

در هر سختی و دشواری بگویید حسبی الله

وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ ۚ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

و ما توفيقي إلا بالله – @shoodzz on Tumblr

آبان 1400 – عطر قرآن

Quran-HD | 011088 وما توفيقي إلا بالله | Quran-HD

اهتمامه بالدعوة إلى الله

حَسبِيَ الرَّبُّ مِنَ الْمَرْبُوبينَ، حَسْبِيَ الْخالِقُ مِنَ الْمَخْلُوقينَ،

حَسْبِيَ ‏الرَّازِقُ مِنَ الْمَرْزُوقينَ، حَسْبِيَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمينَ،

حَسْبي مَنْ هُوَ حَسْبي، حَسْبي مَنْ لَمْ يَزَلْ حَسْبي،

حَسْبي مَنْ كانَ مُذْ كُنْتُ لَمْ يَزَلْ حَسْبي

، حَسْبِيَ اللَّهُ لا إِلهَ إِلّا هُوَ، عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظيمِ.

خواص آیه حسبی الله لا اله الا هو عليه توكلت و هو رب العرش العظیم - دعاگو -  ادعیه و اذکار قرآنی و باستان شناسی

در هر سختی و دشواری بگویید حسبی الله

تفسير قل لن يصِيبنا إِلا ما كتب الله لنا هو مولى - موسوعة انا عربي

قال تبارک وتعالی (("لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ"))

انجام شد //// آیه‌نگاشت/دل نبستن به امور مادی؛ از نشانه‌های زهد

آیه 23 سوره حدید - دانشنامه‌ی اسلامی

وَ قَالَ علی (عليه السلام): الزُّهْدُ كُلُّهُ بَيْنَ كَلِمَتَيْنِ مِنَ الْقُرْآنِ، قَالَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ: "لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ"؛ وَ مَنْ لَمْ يَأْسَ عَلَى الْمَاضِي وَ لَمْ يَفْرَحْ بِالْآتِي، فَقَدْ أَخَذَ الزُّهْدَ بِطَرَفَيْهِ.

لكيلا تأسو على ما فاتكم) لا تحزن على ما فات فهو بقدر الله (ولا تفرحوا بما  آتاكم) ولا تغتر بما آتاك الله فهو بفضل الله... – @heeekma on Tumblr

آیه 23 سوره حدید :: سفینه نجات

طقم ثلاث لوحات إسلامية قل لا أملك لنفسي نفعا ولا ضرا إلا ما شاء الله - هذا  الفن المعاصر صنع بكل فخر في السعودية موقع ماركات دوت كوم Markat

ملاقات خدا

معرفی و دانلود کتاب Meeting the God (ملاقات با خدا) | هدایت زندی | انتشارات  پارسیان البرز | کتابراه

پله پله تا ملاقات خدا - سرزمین های دور

قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِلِقَاءِ اللَّه

وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّكُم مُّلَاقُوهُ ۗ

إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَوا وَّالَّذِينَ هُم مُّحْسِنُونَ

يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَىٰ رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ

ای انسان، حقاً که تو به سوی پروردگار خود بسختی در تلاشی، و او را ملاقات خواهی کرد.

أَلَا إِنَّهُمْ فِي مِرْيَةٍ مِّن لِّقَاءِ رَبِّهِمْ أَلَا إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُّحِيطٌ ‎

بپآگاه باشید ، آنان در لقای پروردگارشان تردید دارند. آگاه باش که مسلماً او به هر چیزی احاطه دارد.

خوشا به سعادت کسی که یقین کند که روزی مولایمان خدای تبارک وتعالی را ملاقات خواهیم کرد ودر این دنیا به این ملاقات یقین داشته باشد وان را تکذیب نکند چون تکذیب این امر خسران ضرر زیادی در پی خواهد داشت وسعادت ما را تهدید میکند علی ع در دعای شعبانیه میفرماید

إِلٰهِى جُودُكَ بَسَطَ أَمَلِى، وَعَفْوُكَ أَفْضَلُ مِنْ عَمَلِى . إِلٰهِى فَسُرَّنِى بِلِقائِكَ يَوْمَ تَقْضِى فِيهِ بَيْنَ عِبادِكَ

((معبودم جود تو آرزویم را گسترده ساخت و عفو تو از عمل من برتری گرفت. معبودم، روزی که در آن بین بندگانت داوری می‌کنی، مرا به لقائت خوشحال کن ))

علی ع در خواست قشنگی از مولا ی خود خدای تبارک وتعالی میکند میفرماید خدایا در روز قیامت که روزحساب وکتاب بندگان تو است دلم را به ملاقات خودت خرسند وشاد کن یعنی دغدغه علی دران روز اعمال دنیوی نباشد بلکه ملاقات تو باشد

ببیند ائمه اطهار در دعاهای خود از خداوند چه چیزی طلب کرده اند امام سجاد ع در دعاهای خمسه عشره خود بخصوص در دعای المفتقرین از خداوند چه ارزوی قشنگی طلب میکند

إِلٰهِى كَسْرِى لَايَجْبُرُهُ إِلّا لُطْفُكَ وَحَنانُكَ ...وَغُلَّتِى لَايُبَرِّدُها إِلّا وَصْلُكَ،

وَلَوْعَتِى لَايُطْفِيها إِلّا لِقاؤُكَ، وَشَوْقِى إِلَيْكَ لَايَبُلُّهُ إِلّا النَّظَرُ إِلَىٰ وَجْهِكَ

Image

معبودم، کمبودها ونقص هایم را جز لطف و محبتت جبران نکند و سوز سینه‌ام را جز وصل تو خنک نکند و آتش درونم را جز دیدارت خاموش نگرداند و بر حرارت شوقم به تو جز نگاه به جمالت زوال نپذیرد

امام سجاد چقدر زیبا با مولایمان درد دل کرده است وچه ارزوی های قشنگی طلب کرده است خدایا اتش دلم جز با ملاقات تو ولقای تو خاموش نمیشود واین اشتیاق دل من برای ملاقات تو تو جز با دیدن چهره نازنین تو ارام نمیشود

🔻علي⭕️ (@aliakbarhajj) / X

قرآن كريم ~ آية ~ رب إني لما أنزلت إلي من خير فقير | Arabic tattoo quotes,  Islamic phrases, Islamic quotes quran

Amina Shahbaz on LinkedIn: رَبِّ إِنِّي لِمَا أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ  خَيْرٍ فَقِيرٌ This Dua is a…

مُناجاتُ مفتقرین+ دانلود صوتی و تصویری

فایل صوتی و متن دعای مناجات المفتقرین به همراه ترجمه - ستاره

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانی‌اش همیشگی است؛

إِلٰهِى كَسْرِى لَايَجْبُرُهُ إِلّا لُطْفُكَ وَحَنانُكَ، وَفَقْرِى لَايُغْنِيهِ إِلّا عَطْفُكَ وَ إِحْسَانُكَ، وَرَوْعَتِى لَايُسَكِّنُها إِلّا أَمانُكَ، وَذِلَّتِى لَايُعِزُّها إِلّا سُلْطانُكَ، وَأُمْنِيَّتِى لَايُبَلِّغُنِيها إِلّا فَضْلُكَ، وَخَلَّتِى لَايَسُدُّها إِلّا طَوْلُكَ، وَحَاجَتِى لَا يَقْضِيها غَيْرُكَ، وَكَرْبِى لَايُفَرِّجُهُ سِوَىٰ رَحْمَتِكَ، وَضُرِّى لَايكْشِفُهُ غَيْرُ رَأْفَتِكَ،

معبودم، شکستگی‌ام را جز لطف و محبتت جبران نکند و تهیدستی‌ام را به بی‌نیازی نرساند جز مهر و احسانت و هراسم را جز امان تو آرام ننماید و خواری‌ام را جز توانایی‌ات به عزّت تبدیل نکند و مرا جز احسانت به آرزویم نرساند و شکاف فقرم را جز نیکی و محبتت پر نکند و حاجتم را کسی جز تو بر نیاورد و غم‌زدگی‌ام را جز رحمتت برطرف نکند و بدحالی‌ام را جز مهرت نگشاید

وَغُلَّتِى لَايُبَرِّدُها إِلّا وَصْلُكَ، وَلَوْعَتِى لَايُطْفِيها إِلّا لِقاؤُكَ، وَشَوْقِى إِلَيْكَ لَايَبُلُّهُ إِلّا النَّظَرُ إِلَىٰ وَجْهِكَ، وَقَرارِى لَايَقِرُّ دُونَ دُنُوِّى مِنْكَ؛ وَلَهْفَتِى لَا يَرُدُّها إِلّا رَوْحُكَ، وَسُقْمِى لَايَشْفِيهِ إِلّا طِبُّكَ، وَغَمِّى لَايُزِيلُهُ إِلّا قُرْبُكَ، وَجُرْحِى لَايُبْرِئُهُ إِلّا صَفْحُكَ، وَرَيْنُ قَلْبِى لَايَجْلُوهُ إِلّا عَفْوُكَ، وَوَسْوَاسُ صَدْرِى لَايُزِيحُهُ إِلّا أَمْرُكَ.

و سوز سینه‌ام را جز وصل تو خنک نکند و آتش درونم را جز دیدارت خاموش نگرداند و بر حرارت شوقم به تو جز نگاه به جمالت آب نریزد و آرامشم بدون نزدیک شدن به حضرتت برقرار نشود؛ و حسرتم را جز نسیم رحمتت برنگرداند و بیماری‌ام را جز درمانت شفا ندهد و غمم را جز مقام قربت برطرف نسازد و زخمم را جز چشم‌پوشی‌ات التیام ندهد و آلودگی دلم را جز گذشت تو صیقل ندهد و وسواس سینه‌ام را جز فرمانت از میان نبرد، ای نهایت آرزوی آرزومندان،

فَيَا مُنْتَهىٰ أَمَلِ الْآمِلِينَ، وَيَا غَايَةَ سُؤْلِ السَّائِلِينَ، وَيَا أَقْصَىٰ طَلِبَةِ الطَّالِبِينَ، وَيَا أَعْلَىٰ رَغْبَةِ الرَّاغِبِينَ، وَيَا وَلِىَّ الصَّالِحِينَ، وَيَا أَمانَ الْخَائِفِينَ، وَيَا مُجِيبَ دَعْوَةِ الْمُضْطَرِّينَ، وَيَا ذُخْرَ الْمُعْدِمِينَ، وَيَا كَنْزَ الْبَائِسِينَ، وَيَا غِيَاثَ الْمُسْتَغِيثِينَ؛ وَيَا قَاضِىَ حَوَائِجِ الْفُقَرَاءِ وَالْمَسَاكِينِ، وَيَا أَكْرَمَ الْأَكْرَمِينَ، وَيَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ،

ای هدف خواهش خواهندگان، ای دورترین مطلوب جویندگان، ای والاترین اشتیاق مشتاقان، ای سرپرست شایستگان، ای امان ترسیدگان، ای اجابت کننده دعای بیچارگان، ای ذخیره ناداران، ای گنج بینوایان، ای فریادرس دادخواهان؛ ای برآورنده حاجات تهیدستان و بر خاک‌نشستگان، ای کریم‌ترین کریمان، ای مهربان‌ترین مهربانان،

لَكَ تَخَضُّعِى وَسُؤالِى، وَ إِلَيْكَ تَضَرُّعِى وَابْتِهالِى، أَسْأَلُكَ أَنْ تُنِيلَنِى مِنْ رَوْحِ رِضْوانِكَ، وَتُدِيمَ عَلَىَّ نِعَمَ امْتِنانِكَ، وَهَا أَنَا بِبابِ كَرَمِكَ واقِفٌ، وَ لِنَفَحاتِ بِرِّكَ مُتَعَرِّضٌ، وَبِحَبْلِكَ الشَّدِيدِ مُعْتَصِمٌ، وَبِعُرْوَتِكَ الْوُثْقىٰ مُتَمَسِّكٌ .

فروتنی و خواهشم به پیشگاه توست و زاری و ناله‌ام به‌سوی تو، از تو می‌خواهم مرا به نسیم خرسندی‌ات برسانی و نعمت‌های نیکویت را بر من تداوم بخشی، من اینک بر در خانه کرمت ایستاده‌ام و در معرض نسیم‌های نیکی‌ات قرار دارم و به رشته محکمت چنگ زده‌ام و به دست‌آویز استوارت دست آویختم،

إِلٰهِى ارْحَمْ عَبْدَكَ الذَّلِيلَ، ذَا اللِّسَانِ الْكَلِيلِ، وَالْعَمَلِ الْقَلِيلِ، وَامْنُنْ عَلَيْهِ بِطَوْلِكَ الْجَزِيلِ، وَاكْنُفْهُ تَحْتَ ظِلِّكَ الظَّلِيلِ، يَا كَرِيمُ يَا جَمِيلُ، يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ.

خدایا بر بنده خوارت که زبانش از گفتن ناتوان و عملش اندک است رحم کن و با احسان پیوسته و برجسته‌ات بر او منّت گذار و او را زیر سایه بلندت حمایت کن، ای گرامی، ای زیبا، ای مهربان‌ترین مهربانان.

💠مقطع من ادعیة مناجات مفتقرین | اداء: سید علی دخانچي | جِئتُ اِلَیک |  رمضان 1445 - YouTube

إِلٰهِى كَسْرِى لَایَجْبُرُهُ إِلّا لُطْفُكَ وَحَنانُكَ، وَفَقْرِى لَایُغْنِیهِ إِلّا عَطْفُكَ وَ إِحْسَانُكَ، وَرَوْعَتِى لَایُسَكِّنُها إِلّا أَمانُكَ، وَذِلَّتِى لَایُعِزُّها إِلّا سُلْطانُكَ، وَأُمْنِیَّتِى لَایُبَلِّغُنِیها إِلّا فَضْلُكَ، وَخَلَّتِى لَایَسُدُّها إِلّا طَوْلُكَ، وَحَاجَتِى لَا یَقْضِیها غَیْرُكَ، وَكَرْبِى لَایُفَرِّجُهُ سِوَىٰ رَحْمَتِكَ، وَضُرِّى لَایكْشِفُهُ غَیْرُ رَأْفَتِكَ، وَغُلَّتِى لَایُبَرِّدُها إِلّا وَصْلُكَ، وَلَوْعَتِى لَایُطْفِیها إِلّا لِقاؤُكَ، وَشَوْقِى إِلَیْكَ لَایَبُلُّهُ إِلّا النَّظَرُ إِلَىٰ وَجْهِكَ، وَقَرارِى لَایَقِرُّ دُونَ دُنُوِّى مِنْكَ؛ وَلَهْفَتِى لَا یَرُدُّها إِلّا رَوْحُكَ، وَسُقْمِى لَایَشْفِیهِ إِلّا طِبُّكَ، وَغَمِّى لَایُزِیلُهُ إِلّا قُرْبُكَ، وَجُرْحِى لَایُبْرِئُهُ إِلّا صَفْحُكَ، وَرَیْنُ قَلْبِى لَایَجْلُوهُ إِلّا عَفْوُكَ، وَوَسْوَاسُ صَدْرِى لَایُزِیحُهُ إِلّا أَمْرُكَ.

فَیَا مُنْتَهىٰ أَمَلِ الْآمِلِینَ، وَیَا غَایَةَ سُؤْلِ السَّائِلِینَ، وَیَا أَقْصَىٰ طَلِبَةِ الطَّالِبِینَ، وَیَا أَعْلَىٰ رَغْبَةِ الرَّاغِبِینَ، وَیَا وَلِىَّ الصَّالِحِینَ، وَیَا أَمانَ الْخَائِفِینَ، وَیَا مُجِیبَ دَعْوَةِ الْمُضْطَرِّینَ، وَیَا ذُخْرَ الْمُعْدِمِینَ، وَیَا كَنْزَ الْبَائِسِینَ، وَیَا غِیَاثَ الْمُسْتَغِیثِینَ؛ وَیَا قَاضِىَ حَوَائِجِ الْفُقَرَاءِ وَالْمَسَاكِینِ، وَیَا أَكْرَمَ الْأَكْرَمِینَ، وَیَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ،لَكَ تَخَضُّعِى وَسُؤالِى، وَ إِلَیْكَ تَضَرُّعِى وَابْتِهالِى، أَسْأَلُكَ أَنْ تُنِیلَنِى مِنْ رَوْحِ رِضْوانِكَ، وَتُدِیمَ عَلَىَّ نِعَمَ امْتِنانِكَ، وَهَا أَنَا بِبابِ كَرَمِكَ واقِفٌ، وَ لِنَفَحاتِ بِرِّكَ مُتَعَرِّضٌ، وَبِحَبْلِكَ الشَّدِیدِ مُعْتَصِمٌ، وَبِعُرْوَتِكَ الْوُثْقىٰ مُتَمَسِّكٌ.

إِلٰهِى ارْحَمْ عَبْدَكَ الذَّلِیلَ، ذَا اللِّسَانِ الْكَلِیلِ، وَالْعَمَلِ الْقَلِیلِ، وَامْنُنْ عَلَیْهِ بِطَوْلِكَ الْجَزِیلِ، وَاكْنُفْهُ تَحْتَ ظِلِّكَ الظَّلِیلِ، یَا كَرِیمُ یَا جَمِیلُ، یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ.

شرح و تفسیر متن مناجات شعبانیه| قسمت اول

گلچین مناجات شعبانیه

جایگاه و اهمیت مناجات شعبانیه از دیدگاه امامین انقلاب - خبرگزاری مهر |  اخبار ایران و جهان | Mehr News Agency

اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اسْمَعْ دُعَائِی إِذَا دَعَوْتُک وَ اسْمَعْ نِدَائِی إِذَا نَادَیتُک وَ أَقْبِلْ عَلَی إِذَا نَاجَیتُک فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَیک وَ وَقَفْتُ بَینَ یدَیک مُسْتَکینا لَک مُتَضَرِّعا إِلَیک رَاجِیا لِمَا لَدَیک ثَوَابِی وَ تَعْلَمُ مَا فِی نَفْسِی وَ تَخْبُرُ حَاجَتِی وَ تَعْرِفُ ضَمِیرِی وَ لایخْفَی عَلَیک أَمْرُ مُنْقَلَبِی ومثوای وَ بِیدِک لابِیدِ غَیرِک زِیادَتِی وَ نَقْصِی وَ نَفْعِی وَ ضَرِّی إِلَهِی إِنْ حَرَمْتَنِی فَمَنْ ذَا الَّذِی یرْزُقُنِی وَ إِنْ خَذَلْتَنِی فَمَنْ ذَا الَّذِی ینْصُرُنِی.إِلَهِی أَعُوذُ بِک مِنْ غَضَبِک وَ حُلُولِ سَخَطِک إِلَهِی لَمْ یزَلْ بِرُّک عَلَی أَیامَ حَیاتِی فَلاتَقْطَعْ بِرَّک عَنِّی فِی مَمَاتِی.

إِلَهِی قَدْ سَتَرْتَ عَلَی ذُنُوبا فِی الدُّنْیا وَ أَنَا أَحْوَجُ إِلَی سَتْرِهَا عَلَی مِنْک فِی الْأُخْرَی فَلاتَفْضَحْنِی یوْمَ الْقِیامَةِ عَلَی رُءُوسِ الْأَشْهَادِ إِلَهِی جُودُک بَسَطَ أَمَلِی وَ عَفْوُک أَفْضَلُ مِنْ عَمَلِی فَسُرَّنِی بِلِقَائِک یوْمَ تَقْضِی فِیهِ بَینَ عِبَادِک إِلَهِی اعْتِذَارِی إِلَیک فَاقْبَلْ عُذْرِی یا أَکرَمَ مَنِ اعْتَذَرَ إِلَیهِ الْمُسِیئُونَ.

إِلَهِی لاتَرُدَّ حَاجَتِی وَ لاتُخَیبْ طَمَعِی وَ لاتَقْطَعْ مِنْک رَجَائِی وَ أَمَلِی إِلَهِی فَلَک الْحَمْدُ أَبَدا أَبَدا دَائِما سَرْمَدا یزِیدُ وَ لایبِیدُ کمَا تُحِبُّ وَ تَرْضَی إِلَهِی إِنْ أَخَذْتَنِی بِجُرْمِی أَخَذْتُک بِعَفْوِک وَ إِنْ أَخَذْتَنِی بِذُنُوبِی أَخَذْتُک بِمَغْفِرَتِک وَ إِنْ أَدْخَلْتَنِی النَّارَ أَعْلَمْتُ أَهْلَهَا أَنِّی أُحِبُّک إِلَهِی إِنْ دَعَانِی إِلَی النَّارِ عَظِیمُ عِقَابِک فَقَدْ دَعَانِی إِلَی الْجَنَّةِ جَزِیلُ ثَوَابِک إِلَهِی فَلَک أَسْأَلُ وَ إِلَیک أَبْتَهِلُ وَ أَرْغَبُ وَ أَسْأَلُک أَنْ تُصَلِّی عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَجْعَلَنِی مِمَّنْ یدِیمُ ذِکرَک وَ لاینْقُضُ عَهْدَک وَ لایغْفُلُ عَنْ شُکرِک وَ لایسْتَخِفُّ بِأَمْرِک یا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِکرَامِ وَ صَلَّی اللهُ عَلَی مُحَمَّدٍ رَسُولِهِ وَ آلِهِ الطَّاهِرِینَ وَ سَلَّمَ تَسْلِیما کثِیرا.

فرازی از مناجات شعبانیه امیرالمومنین علیه السلام:

إِلٰهِى لَمْ يَكُنْ لِى حَوْلٌ فَأَنْتَقِلَ بِهِ عَنْ مَعْصِيَتِكَ إِلّا فِى وَقْتٍ أَيْقَظْتَنِى لَِمحَبَّتِك، وَ كَما أَرَدْتَ أَنْ أَكُونَ كُنْتُ…

💬 پروردگارا، هیچ نیرویی ندارم تا خود را به‌وسیله آن از عرصه گناه بیرون ببرم،
مگر آنگاه که به وسیله محبّتت (از خواب غفلت) بیدارم سازی.
و (از برکت محبت تو) همانی بشوم که تو می خواهی!

📚مناجات شعبانیه. مفاتیح الجنان.

👈 نیروی عشق این قدرت را دارد که انسان را تغییر دهد و او را شبیه معشوقش کند.
لذا هرچه انسان، در وادی عشق خدا و حجت او پیش برود، به مولایش نزدیکتر و از گناه دورتر خواهد شد.

مناجات شعبانیه - اسلام پاسخ

حضرت امام؛ مناجات شعبانیه - پایگاه نشر آثار حسن صفرزاده تهرانی

مناجات شعبانیه از منظر امام خمینی(ره) - خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان |  Mehr News Agency

پله پله تا ملاقات خدا - عکس ویسگون

قال الله تعالى :(يَٰٓأَيُّهَا ٱلْإِنسَٰنُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَىٰ رَبِّكَ  كَدْحًا فَمُلَٰقِيهِ)  💜🔹💜🔹💜🔹💜🔹💜🔹💜🔹💜🔹💜🔹💜🔹💜🔹💜🔹💜🔹💜🔹💜🔹💜🔹💜🔹…

ای انسان، حقاً که تو به سوی پروردگار خود بسختی در تلاشی، و او را ملاقات خواهی کرد.

یک ارزوی کودکانه ..

از خداوند تبارک وتعالی عاجزانه در خواست کرده ام که هزار ماه کامل به من عمر عنایت بفرماید و سال ملاقات من ومولایم سال 1430 خواهد بود من برای ملاقات با مولایم دران سال اماده هستم اگربه لطف او دعای ما را اجابت بفرماید خدایا مشتاق ان ملاقات هستم

خوش ان روزی که سال سی در آِیو

ملاقات من ومولا و سر آیو

چیست از این خوبتر در همه آفاق کار

دوست بردوست رود یار بر یار

قیمت و خرید پیکسل پرمانه طرح شعر کد pm.25396پله پله تا ملاقات خدا مرحله دوم حق الناس

پله‌پله تا ملاقات خدا * - همشهری آنلاین

سلامتی آزادی, 2024

Pin by Y on Persian Poetry | Persian quotes, Deep thought quotes, Persian  poetry

goonagoon | Mohammad Zare | Flickr

هل یستوی...آِیا برابرند

Image

ایکس شبهه - س/ لیسانس عمران – ساده و جامع بگویید که چرا مقام و منزلت  پیامبران و ائمه (ع) از ما بالاتر است، مگر آنها برای خدا چه کرده‌اند؟

امام صادق عليه السلام : علمْ به آموختن نيست، بلكه آن، در حقيقت، نورى است كه خداوند تبارك و تعالى در دل هر كس كه خواهان هدايتش باشد، مى نهد بنا بر اين، اگر خواهان دانش هستى، نخست حقيقت عبوديت را در جان خودت جويا شو و دانش را از طريق به كار بستن آن بجوى و از خداوند فهم و دانايى بخواه تا تو را فهم و دانايى دهد.

امام صادق عليه السلام : لَيسَ العِلمُ بِالتَّعَلُّمِ ، إنَّما هُوَ نورٌ يَقَعُ في قَلبِ مَن يُريدُ اللّه ُ تَبارَكَ و تَعالى أن يَهدِيَهُ ، فإن أرَدتَ العِلمَ فَاطلُب أوَّلاً في نَفسِكَ حَقيقَةَ العُبودِيَّةِ ، وَ اطلُبِ العِلمَ بِاستِعمالِهِ ، وَ استَفهِمِ اللّه َ يُفهِمْكَ .

حدیث عنوان بصری – استاد ضیائی

علم و آگاهی؛ مقدمه پذیرش مسئولیت/ ثبت‌نام بی‌محابا و فراموشی پاسخگویی در  برابر پروردگار

و چیزی را که بدان علم نداری دنبال مکن،(پیروی نکن ) زیرا گوش و چشم و قلب، همه مورد پرسش واقع خواهند شد.

ولا تقف ماليس لك به علم , ما في اجمل ولا اعظم من كلام الله عزوجل - صور  اسلامية

item image #1

وَاتَّقُوا اللَّهَ ۖ وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّه

و از خدا پروا کنید، و خدا [بدین گونه‌] به شما آموزش می‌دهد

Pin en Islamic Wall Art

آموزگار نورانی! نور معلّم! وَ يُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ! - دکتر محمد شعبانی راد

هَلْ يَسْتَوِي...حال که میدانی خداوند بین جهل وعلم بین کور دلی وفهیم بودن بین عقل وجهل چقدر امتیاز و فرق قائل است پس بدنبال علم باش خداوند نفرمود ایا بین فقیر وغنی برابری هست فرمود بین کوری باطن وروشن فکری خیلی فرق است

تابع شرح أسماء الله الحسنى للأطفال ( الحق – الواسع – القاهر القهار )

پایگاه اطلاع رسانی استاد قربانی همایی

. قُل لَّا أَقُولُ لَكُمْ عِندِي خَزَائِنُ اللَّهِ وَلَا أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَلَا أَقُولُ لَكُمْ إِنِّي مَلَكٌ إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَىٰ إِلَيَّ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الْأَعْمَىٰ وَالْبَصِيرُ أَفَلَا تَتَفَكَّرُونَ ‎﴿الأنعام: ٥٠﴾‏

۲. مَثَلُ الْفَرِيقَيْنِ كَالْأَعْمَىٰ وَالْأَصَمِّ وَالْبَصِيرِ وَالسَّمِيعِ هَلْ يَسْتَوِيَانِ مَثَلًا أَفَلَا تَذَكَّرُونَ ‎﴿هود: ٢٤﴾‏

۳. قُلْ مَن رَّبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ قُلِ اللَّهُ قُلْ أَفَاتَّخَذْتُم مِّن دُونِهِ أَوْلِيَاءَ لَا يَمْلِكُونَ لِأَنفُسِهِمْ نَفْعًا وَلَا ضَرًّا قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الْأَعْمَىٰ وَالْبَصِيرُ أَمْ هَلْ تَسْتَوِي الظُّلُمَاتُ وَالنُّورُ أَمْ جَعَلُوا لِلَّهِ شُرَكَاءَ خَلَقُوا كَخَلْقِهِ فَتَشَابَهَ الْخَلْقُ عَلَيْهِمْ قُلِ اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ ‎﴿الرعد: ١٦﴾‏

an arabic text written in two languages on a black circle with white writing underneath it

۵. أَمَّنْ هُوَ قَانِتٌ آنَاءَ اللَّيْلِ سَاجِدًا وَقَائِمًا يَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَيَرْجُو رَحْمَةَ رَبِّهِ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُولُو الْأَلْبَابِ ‎﴿الزمر: ٩﴾‏

item image #1

Premium Vector | Arabic and islamic calligraphy - quran verses

قل هل يستوي الذين يعلمون والذين لا يعلمون - الشيخ د. محمد بن هادي المدخلي -  YouTube

قوقـــل قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا - هل  يستوي الذين يعلمون والذين لا يعلمون - pgge

وَقُل رَّبِّ زِدْنِي عِلْمًا

إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ

يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ ۚ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ

ريشة قلم همة طويق : يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَالَّذِينَ  أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ ۚ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ سورة  المجادلة الآية 11

يرفع الله الذين امنوا منكم والذين

قرآن كريم ~ آية ~ ويرفع الذين آمنوا منكم والذين أوتوا العلم درجات

تفسير قوله تعالى يرفع الله الذين أمنوا منكم والذين أوتوا العلم درجات - موقع  فكرة

راهکار زندگی موفق با مروری بر آیه ۱۱ سوره مجادله

من اسماء الله الحسنى 99 اسم..{ الواحد } | Beautiful names of allah, Allah  names, Names

الله والتوحيد في الخالقية

Image

تابع شرح أسماء الله الحسنى للأطفال ( الحق – الواسع – القاهر القهار )

اسماء الله الحسنى كامله مرتبه

File:الله خالق كل شيئ وهو على كل شيئ قدير.png - Wikimedia Commons

دين ودنيا | جريدة اللواء

Image

قُل لَّا يَسْتَوِي الْخَبِيثُ وَالطَّيِّبُ وَلَوْ أَعْجَبَكَ كَثْرَةُ الْخَبِيثِ ۚ فَاتَّقُوا اللَّهَ يَا أُولِي الْأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ

لَا يَسْتَوِي أَصْحَابُ النَّارِ وَأَصْحَابُ الْجَنَّةِ ۚ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمُ الْفَائِزُونَ

an arabic text on leaves in the woods with trees and foliage behind it, which has been

ا يَسْتَوِي أَصْحَابُ النَّارِ وَأَصْحَابُ الْجَنَّةِ ۚ أَصْحَابُ  الْجَنَّةِ هُمُ الْفَائِزُونَ (20) | Calligraphy, Arabic calligraphy

افمن...

أَفَمَنْ يَعْلَمُ أَنَّمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ الْحَقُّ كَمَنْ  هُوَ أَعْمَى} - موقع العلامة الإنساني محمد أمين شيخو قدس سره

پس آيا كسى كه مى‌داند آن‌چه از سوى پروردگارت به تو نازل شده حق است چون كسى است كه [از ديدن چنين حقى] كور است‌؟ تنها خردمندان تذكر مى‌يابند

-أَفَمَنِ.....پس آيا كسى كه مى‌داند

خوشا به سعادت کسی که -أَفَمَنِ های قران را درک کند واین حقیقت را بفهمد واز کوری باطنی وظاهری دست بردارد وبداند قران کتاب نازل شده ازسوی خداست وبه حق نازل شده است براستی در اینکه قران کتاب خداست چقدر به این امر یقین دارید وچقدر شک دارید ایا خود را دراین امر محک زده ای ویا ایا تا حالا به این امر اصلا فکر کرده ی افمن های قران تلنگر های روح وفکر ما هستند ؟؟؟ این تلنگر در روح شما اثر میکند اگر عاقل باشی از این موهبت بهره میبری وازکور دلی نجات پیدا میکنی این موهبت گوارای خردمندان می باشد انان هستند که متذکر این حقیقت میشوند که کلام خداوند قران حق است ونازل شده از سوی حق است

في معنى “أَفَمَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَ اللَّهِ” – التصوف 24/7

أَفَمَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَ اللَّهِ كَمَن بَاءَ بِسَخَطٍ مِّنَ اللَّهِ  وَمَأْوَاهُ جَهَنَّمُ ۚ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ

1-أَفَمَنِ اِتَّبَعَ رِضْوَانَ اللَّهِ كَمَن بَاءَ بِسَخَطٍ مِّنَ اللَّهِ وَمَأْوَاهُ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ ‎﴿آل عمران: ١٦٢﴾‏

۲. أَفَمَنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَىٰ تَقْوَىٰ مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانٍ خَيْرٌ أَم مَّنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَىٰ شَفَا جُرُفٍ هَارٍ فَانْهَارَ بِهِ فِي نَارِ جَهَنَّمَ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ‎﴿التوبة: ١٠٩﴾‏

۳. قُلْ هَلْ مِن شُرَكَائِكُم مَّن يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ قُلِ اللَّهُ يَهْدِي لِلْحَقِّ أَفَمَن يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَن يُتَّبَعَ أَمَّن لَّا يَهِدِّي إِلَّا أَن يُهْدَىٰ فَمَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ ‎﴿يونس: ٣٥﴾‏

۴. أَفَمَن كَانَ عَلَىٰ بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّهِ وَيَتْلُوهُ شَاهِدٌ مِّنْهُ وَمِن قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَىٰ إِمَامًا وَرَحْمَةً أُولَـٰئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَمَن يَكْفُرْ بِهِ مِنَ الْأَحْزَابِ فَالنَّارُ مَوْعِدُهُ فَلَا تَكُ فِي مِرْيَةٍ مِّنْهُ إِنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ وَلَـٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يُؤْمِنُونَ ‎﴿هود: ١٧﴾‏

۵. أَفَمَن يَعْلَمُ أَنَّمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ الْحَقُّ كَمَنْ هُوَ أَعْمَىٰ إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُولُو الْأَلْبَابِ ‎﴿الرعد: ١٩﴾‏

۶. أَفَمَنْ هُوَ قَائِمٌ عَلَىٰ كُلِّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ وَجَعَلُوا لِلَّهِ شُرَكَاءَ قُلْ سَمُّوهُمْ أَمْ تُنَبِّئُونَهُ بِمَا لَا يَعْلَمُ فِي الْأَرْضِ أَم بِظَاهِرٍ مِّنَ الْقَوْلِ بَلْ زُيِّنَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا مَكْرُهُمْ وَصُدُّوا عَنِ السَّبِيلِ وَمَن يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ ‎﴿الرعد: ٣٣﴾‏

۷. أَفَمَن يَخْلُقُ كَمَن لَّا يَخْلُقُ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ ‎﴿النحل: ١٧﴾‏

۸. أَفَمَن وَعَدْنَاهُ وَعْدًا حَسَنًا فَهُوَ لَاقِيهِ كَمَن مَّتَّعْنَاهُ مَتَاعَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ثُمَّ هُوَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مِنَ الْمُحْضَرِينَ ‎﴿القصص: ٦١﴾‏

۹. أَفَمَن كَانَ مُؤْمِنًا كَمَن كَانَ فَاسِقًا لَّا يَسْتَوُونَ ‎﴿السجدة: ١٨﴾‏

۱۰. أَفَمَن زُيِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ فَرَآهُ حَسَنًا فَإِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَن يَشَاءُ وَيَهْدِي مَن يَشَاءُ فَلَا تَذْهَبْ نَفْسُكَ عَلَيْهِمْ حَسَرَاتٍ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِمَا يَصْنَعُونَ

أفمن زين له سوء عمله فرآه حسنا فإن الله يضل من يشاء ويهدي من يشاء فلا تذهب  نفسك عليهم حسرات ….)غافر

۱۱. أَفَمَنْ حَقَّ عَلَيْهِ كَلِمَةُ الْعَذَابِ أَفَأَنتَ تُنقِذُ مَن فِي النَّارِ ‎﴿الزمر: ١٩﴾‏

۱۲. أَفَمَن شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ فَهُوَ عَلَىٰ نُورٍ مِّن رَّبِّهِ فَوَيْلٌ لِّلْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُم مِّن ذِكْرِ اللَّهِ أُولَـٰئِكَ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ ‎﴿الزمر: ٢٢﴾‏

۱۳. أَفَمَن يَتَّقِي بِوَجْهِهِ سُوءَ الْعَذَابِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَقِيلَ لِلظَّالِمِينَ ذُوقُوا مَا كُنتُمْ تَكْسِبُونَ ‎﴿الزمر: ٢٤﴾‏

۱۴. إِنَّ الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي آيَاتِنَا لَا يَخْفَوْنَ عَلَيْنَا أَفَمَن يُلْقَىٰ فِي النَّارِ خَيْرٌ أَم مَّن يَأْتِي آمِنًا يَوْمَ الْقِيَامَةِ اعْمَلُوا مَا شِئْتُمْ إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ‎﴿فصلت: ٤٠﴾‏

۱۵. أَفَمَن كَانَ عَلَىٰ بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّهِ كَمَن زُيِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ وَاتَّبَعُوا أَهْوَاءَهُم ‎﴿محمد: ١٤﴾‏

أفمن كان على بينة من ربه كمن زين له سوء عمله واتبعوا أهواءهم

۱۶. أَفَمِنْ هَـٰذَا الْحَدِيثِ تَعْجَبُونَ ‎﴿النجم: ٥٩﴾‏

۱۷. أَفَمَن يَمْشِي مُكِبًّا عَلَىٰ وَجْهِهِ أَهْدَىٰ أَمَّن يَمْشِي سَوِيًّا عَلَىٰ صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ

لا يستوي اصحاب النار واصحاب الجنة💜 بصوتي (hossam magdy ) - YouTube

٣٢- سورة السجدة

الآية 17 - سورة النحل: (أفمن يخلق كمن لا يخلق ۗ أفلا تذكرون...)

كن مؤمنا (@konmoamna) / X

title>أَفَمَن كَانَ مُؤْمِنًا كَمَن كَانَ فَاسِقًا لَّا يَسْتَوُونَ ...  سورة السجدة ~ أسباب نزول آيات القرآن

Surah Sajdah Ayat 18 (32:18 Quran) With Tafsir - My Islam

Iqra

٣٢- سورة السجدة

شبكة فجر الثقافية :: الآيات النازلة في حق الإمام علي (عليه السلام)

الآية 20 - سورة الحشر: (لا يستوي أصحاب النار وأصحاب الجنة ۚ أصحاب الجنة هم  الفائزون...)

چرا ما شیعه جعفری هستیم ؟؟؟

25 شوال شهادت امام جعفر صادق ع تسلیت باد

ولادت امام صادق علیه السلام

مرحوم قطب‌الدین راوندی روایت کرده است:‌ روزی از امام جعفر صادق(ع) سؤال کردند: روزگار خود را چگونه سپری می‌فرمایید؟
حضرت(ع) در جواب فرمودند: عمر خویش را بر چهار پایه اساسی سپری می‌نمایم: می‌دانم آنچه روزی برای من مقدر شده است، به من خواهد رسید و نصیب دیگری نمی‌گردد. می‌دانم دارای وظايف و مسئولیت‌هایی هستم، که غیر از خودم کسی توان انجام آنها را ندارد. می‌دانم مرا مرگ درمی‌یابد و ناگهان بدون خبر قبلی مرا می‌رباید؛ پس باید هر لحظه آماده مرگ باشم. و می‌دانم خدای متعال بر تمام امور و حالات من آگاه و شاهد است و باید مواظب اعمال و حرکات خود باشم. (مستدرک وسائل الشیعه، محدث نوری، ج 12، ص 172، ح 15)

حدیث امام صادق علیه السلام - حدیث گراف

چرا ماشیعه جعفری هستیم؟؟

هیچ تاکنون به این نکته اندیشیده اید که چرا ما شیعیان راپیروان مذهب جعفری می خوانند؟ در میان امامان دوازدگانه شیعه چرا مذهب ما به ایشان انتساب یافته است؟ با توجه به این که امام جعفر صادق(ع) ششمین امام شیعه هستند مگر پیش از ایشان وضعیت شیعه چگونه بوده و به عبارت دیگر چرا مذهب شیعه علوی یاحسنی یا حسینی یا سجادی و یا باقری نامیده نشده است

من جواب این سوال را نمیدانستیم در حالی که از امام علی ع فردی بالاتر در علم وحکمت وشجاعت وتقوی پیدا نمیشود چرا شیعه علوی نیستیم در تهور وایثار جان ومال در راه خدا از امام حسین ع کسی بالاتر نبود چرا شیعه حسینی نیستیم وهمچنین امام باقر شکافنده علم وامام رضا عالم ال محمد لقب داشته است وبه هیچکدام از این امامان ما را منصوب نکردند در تمام مذاهب دنیا ما شیعیان به شیعه جعفری مشهور ومعروف هستیم تا اینکه کتاب مغز متفکر جهان شیعه را که یک فرد خارجی وبدون طرف ومسیحی بوده است در باره زندگی امام صادق ع مطالعه کردم انگاه فهمیدم چرا ما شیعه جعفری هستیم این کتابی است که جمعی از نویسندگان در مرکز مطالعات اسلامی استراسبورگ فرانسه نوشته‌اند.وذبیح الله منصوری ان را ترجمه کرده است ما شیعیان شخصیت فردی امامان خود را خوب درک نکرده ایم اما با مطالعه این کتاب عظمت شخصیت امام صادق ع اشکار میگردد واینکه چگونه حقیقت واقعی دین اسلام چه از احکام وچه از دعا وچه از شریعت دین اسلام ومسائل علمی روز بوسیله امام صادق ع در عصر خود هویدا شده است به جرئت میتوان گفت که همان طور که شریعت ادیان گذشته بر هیچ کسی چون موسی بن عمران اشکار نشد شریعت واحکام دین اسلام را هیچکسی چون امام صادق ع اشکار نکرد

کتاب مغز متفکر جهان شیعه - ترجمه ذبیح الله منصوری - دانلود pdf - سایت آسمان  کتاب

نکته‌هایی از کتاب مغز متفکر جهان شیعه

  • چشمان امام آبی بود. دانشمندان آن را به خاطر وراثت از نسل ایرانی‌ها می‌دانند.
  • او به فرضیه‌های نجوم آن زمان ایراد گرفته است. به عنوان مثال فرضیه گردش خورشید به دور زمین از این فرضیه‌ها بوده است.
  • در حالی که اکثرا دانشمندان بحث مذهب و علم را جدا از هم می‌دانند، امام باقر(ع) و امام صادق(ع) این دو را در کنار هم تدریس می‌کردند.
  • در اسلام ابراز نظریه‌های علمی که ولو با مذهب تماس حاصل می‌کرد، آزادتر از اروپا بوده و حتی در سخت‌ترین دوره‌های اسلامی از لحاظ ایدئولوژی مثل دوره خلافت بعضی از عباسیان، یک دانشمند اسلامی آزادتر از یک دانشمند اروپائی برای ابراز نظریه علمی بوده است.
  • عقیده به عناصر چهارگانه آب، هوا، خاک و آتش جزء لاینفک علم فیزیک آن دوران بوده است اما امام جعفر صادق (ع) این نظریه را رد می‌کند و به عناصر مختلف در خاک و هوا اشاره می‌کند.
  • در درس امام، پیروان دیگر ادیان مانند مسیحیان نیز شرکت می‌کردند.
  • او با رهبانیت در دوره خود مبارزه کرد.
  • امام اولین کسی بوده است که راجع به گردش زمین به دور خودش توضیح داده است.
  • یکی از قوانینی که جعفر صادق در فیزیک ابراز کرد قانون مربوط به کدورت اجسام و شفاف بودن آن‌ها است.
  • آنچه ابن راوندی در کتاب خود گفت این بود که نباید به دستاویز دین از پیشرفت علم ممانعت کرد و این موضوع نشان می‌دهد که آن مرد در مکتب فرهنگ مذهبی جعفر صادق (ع) پرورش یافته بود.
  • جعفر صادق در اسلام اولین کسی است که روایات تاریخی را با دیده انتقاد نگریست و نشان داد که روایات تاریخی را نباید بدون تعمق و نقد پذیرفت و هم او بود که در نوشتن تاریخ استاد و مربی ابن‌ جریر طبری شد و سبب گردید که وقتی ابن جریر طبری برای نوشتن تاریخ قلم به دست گرفت که باید چیزهائی را بنویسد که عقل بپذیرد و از ذکر افسانه‌هایی که شنیدن آن عوام را می‌خواباند خودداری نماید.
  • طول عمر انسان بدون تردید وابسته به دو چیز است: یکی رعایت بهداشت و دیگری خودداری از پرخوری.
  • یکی از مظاهر نبوغ علمی جعفر صادق توصیه او به مادران بود تا این که کودکان شیرخوار را در طرف چپ خود بخوابانند

سخن امام جعفر صادق سلام الله علیه در مورد عقل و ثروت و فقر

وامام ازبین دعاهای منقول شده ازامام صادق ع این دها را از همه بیشتر دوست دارم وبه خواندن ان مداومت میکنم

از عَمرو بن ابی المِقدام روایت شده: حضرت صادق(علیه‌السلام) این دعا را بر من دیکته کرد و این دعا جامع دنیا و آخرت است.
پس از حمد و ثنای خداوند عزّوجلّ، می‌گویی:

اگر خواستی قبل از این دعا حمد وثنای خدای را به جای اوری بهترین حمد وثنا به نظر بنده حقیر این است (( اللهم أنت الأول فليس قبلك شيء، وأنت الآخر فليس بعدك شيء، وأنت الظاهر فليس فوقك شيء، وأنت الباطن فليس دونك شيء"وانت العزیز الحکیم ))

اللّٰهُمَّ أَنْتَ اللّٰهُ لَاإِلٰهَ إِلّا أَنْتَ الْحَلِيمُ الْكَرِيمُ، وَأَنْتَ اللّٰهُ لَاإِلٰهَ إِلّا أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ،

وَأَنْتَ اللّٰهُ لَاإِلٰهَ إِلّا أَنْتَ الْواحِدُ الْقَهَّارُ، وَأَنْتَ اللّٰهُ لَاإِلٰهَ إِلّا أَنْتَ الْمَلِكُ الْجَبَّارُ؛

خدایا، تویی خدا، معبودی جز تو نیست، بردبار و بزرگوار و تویی خدا، معبودی جز تو نیست، عزیز و حکیم و تویی خدا، معبودی جز تو نیست یگانه و چیره و پیروز و تویی خدا، معبودی جز تو نیست، فرمانروا و قدرت مطلق؛

وَأَنْتَ اللّٰهُ لَاإِلٰهَ إِلّا أَنْتَ الرَّحِيمُ الْغَفَّارُ، وَأَنْتَ اللّٰهُ لَاإِلٰهَ إِلّا أَنْتَ الشَّدِيدُ الْمِحالُ، وَأَنْتَ اللّٰهُ لَاإِلٰهَ إِلّا أَنْتَ الْكَبِيرُ الْمُتَعالِ،

وَأَنْتَ اللّٰهُ لَا إِلٰهَ إِلّا أَنْتَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ، وَأَنْتَ اللّٰهُ لَاإِلٰهَ إِلّا أَنْتَ الْمَنِيعُ الْقَدِيرُ، وَأَنْتَ اللّٰهُ لَا إِلٰهَ إِلّا أَنْتَ الْغَفُورُ الشَّكُورُ؛

و تویی خدا، معبودی جز تو نیست، مهربان و آمرزنده و تویی خدا، معبودی جز تو نیست، سخت قدرت و تویی خدا، معبودی جز تو نیست، بزرگ و برتر و تویی خدا، معبودی جز تو نیست، شنوا و بینا و تویی خدا معبودی جز تو نیست، توانمند و توانا و تویی خدا، معبودی جز تو نیست، آمرزنده و قدردان؛

وَأَنْتَ اللّٰهُ لَاإِلٰهَ إِلّا أَنْتَ الْحَمِيدُ الْمَجِيدُ، وَأَنْتَ اللّٰهُ لَاإِلٰهَ إِلّا أَنْتَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ، وَأَنْتَ اللّٰهُ لَاإِلٰهَ إِلّا أَنْتَ الْغَفُورُ الْوَدُودُ،

وَأَنْتَ اللّٰهُ لَاإِلٰهَ إِلّا أَنْتَ الْحَنَّانُ الْمَنَّانُ، وَأَنْتَ اللّٰهُ لَاإِلٰهَ إِلّا أَنْتَ الْحَلِيمُ الدَّيَّانُ، وَأَنْتَ اللّٰهُ لَاإِلٰهَ إِلّا أَنْتَ الْجَوادُ الْماجِدُ؛

و تویی خدا، معبودی جز تو نیست، ستوده و بزرگوار و تویی خدا، معبودی جز تو نیست، بی‌نیاز و ستوده و تویی خدا، معبودی جز تو نیست، آمرزنده و دوستدار و تویی خدا، معبودی جز تو نیست، پُرمهر و پُر احسان و تویی خدا، معبودی جز تو نیست، بردبار و جزا دهنده و تویی خدا، معبودی جز تو نیست، بخشنده و شکوهمند؛

وَأَنْتَ اللّٰهُ لَاإِلٰهَ إِلّا أَنْتَ الْواحِدُ الْأَحَدُ، وَأَنْتَ اللّٰهُ لَاإِلٰهَ إِلّا أَنْتَ الْغائِبُ الشَّاهِدُ،

وَأَنْتَ اللّٰهُ لَاإِلٰهَ إِلّا أَنْتَ الظَّاهِرُ الْباطِنُ، وَأَنْتَ اللّٰهُ لَاإِلٰهَ إِلّا أَنْتَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ؛

و تویی خدا، معبودی جز تو نیست، یگانه و یکتا و تویی خدا، معبودی جز تو نیست، پنهان و پیدا و تویی خدا، معبودی جز تو نیست، آشکار و نهان و تویی خدا، معبودی جز تو نیست، دانای به هر چیز؛

تَمَّ نُورُكَ فَهَدَيْتَ، وَبَسَطْتَ يَدَكَ فَأَعْطَيْتَ، رَبَّنا وَجْهُكَ أَكْرَمُ الْوُجُوهِ، وَجِهَتُكَ خَيْرُ الْجِهاتِ، وَعَطِيَّتُكَ أَفْضَلُ الْعَطايَا وَأَهْنَأُها؛

کامل است نورت، پس هدایت کردی و دست لطفت را گشودی پس عطا نمودی، پروردگار ما، ذات تو گرامی‌ترین ذات‌ها است و سمت و سویت بهترین سمت و سوهاست و بخششت برترین بخشش‌ها و گواراترین آن‌هاست؛

تُطاعُ رَبَّنا فَتَشْكُرُ، وَتُعْصىٰ رَبَّنا فَتَغْفِرُ لِمَنْ شِئْتَ، تُجِيبُ‌الْمُضْطَرِّينَ، وَتَكْشِفُ السُّوءَ،

وَتَقْبَلُ التَّوْبَةَ، وَتَعْفُو عَنِ الذُّنُوبِ، لَاتُجَازَىٰ أَيادِيكَ، وَلَا تُحْصىٰ نِعَمُكَ، وَلَا يَبْلُغُ مِدْحَتَكَ قَوْلُ قائِلٍ.

پروردگارا اطاعت شوی پس قدردانی کنی و نافرمانی شوی، پس بیامرزی هرکه را که بخواهی، درماندگان را اجابت نمایی و بدی را برطرف کنی و توبه را بپذیری و از گناهان گذشت نمایی، عطاهایت پاداش داده نمی‌شود و نعمت‌هایت به شماره نیاید و گفتار گوینده‌ای به ثنایت نرسد.

اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَرَوْحَهُمْ وَراحَتَهُمْ وَسُرُورَهُمْ، وَأَذِقْنِي طَعْمَ فَرَجِهِمْ، وَأَهْلِكْ أَعْداءَهُمْ مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ، وَآتِنا فِي الدُّنْيا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً، وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ، وَاجْعَلْنا مِنَ الَّذِينَ لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ، وَاجْعَلْنِي مِنَ الَّذِينَ صَبَرُوا وَعَلَىٰ رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ؛

خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و در گشایش کارشان و آسودگی و راحتی و شادی‌شان شتاب فرما و طعم فرجشان را به من بچشان و دشمنانشان را از جنّ و انس نابود کن و به ما در دنیا و آخرت حسنه عنایت فرما و از عذاب آتش حفظ کن و ما را از کسانی که ترسی بر آنان نیست و اندوهگین نمی‌شوند قرار ده و ما را از کسانی بدار که صبر کردند و بر پروردگارشان توکل می‌کنند؛

وَثَبِّتْنِي بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَفِي الْآخِرَةِ، وَبارِكْ لِي فِي الْمَحْيَا وَالْمَماتِ، وَالْمَوْقِفِ وَالنُّشُورِ،

وَالْحِسابِ وَالْمِيزانِ وَأَهْوَالِ يَوْمِ الْقِيامَةِ، وَسَلِّمْنِي عَلَى الصِّراطِ، وَأَجِزْنِي عَلَيْهِ؛

و مرا در دنیا و آخرت به گفتار ثابت پابرجا دار و به من در زندگی و مرگ و جایگاه آن جهان و بازگشت دوباره و کنار حساب و میزان و هراس‌های روز قیامت برکت ده و بر صراط سالمم بدار و از آن بگذرانم؛

وَارْزُقْنِي عِلْماً نافِعاً، وَيَقِيناً صادِقاً، وَتُقىً وَبِرّاً وَوَرَعاً وَخَوْفاً مِنْكَ، وَفَرَقاً يُبَلِّغُنِي مِنْكَ زُلْفَىٰ وَلَا يُبَاعِدُنِي عَنْكَ، وَأَحْبِبْنِي وَلَا تُبْغِضْنِي، وَتَوَلَّنِي وَلَا تَخْذُلْنِي، وَأَعْطِنِي مِنْ جَمِيعِ خَيْرِ الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ مَا عَلِمْتُ مِنْهُ وَما لَمْ أَعْلَمْ، وَأَجِرْنِي مِنَ السُّوءِ كُلِّهِ بِحَذَافِيرِهِ مَا عَلِمْتُ مِنْهُ وَما لَمْ أَعْلَمْ.

و نصیب من فرما دانش سودمند و یقین صادقانه و تقوا و نیکی و پارسایی و بیم از خود و ترسی که مرا به مقام قُرب تو برساند و از تو دورم نسازد و دوستم بدار و دشمنم مدار و سرپرستم باش و مرا وا‌مگذار و از همه خیر دنیا و آخرت، آنچه از آن دانستم و ندانستم به من عطا فرما و از همه بدی‌ها به تمامی‌اش آنچه را از آن دانستم و ندانستم پناهم ده.

مناجات تصویری از امام سجاد(ع)-05 | تقویم و طرح مذهبی

واز بین احادیث روایت شده از امام صادق ع به دو حدیث علاقه وافری دارم

1-حدیث عنوان بصری

2-دیگری حدیث ذیل است

امام صادق (علیه السلام) تجربه زندگی خودشان را در حدیثی برای ما تعریف کرده است؛ من در زندگی دنبال این چند چیز بودم و راه‌های رسیدنش را پیدا کردم.

بهشت می‌خواهی؟

1- «طَلَبْتُ‏ الْجَنَّةَ فَوَجَدْتُهَا فِي السَّخَاءِ» من در زندگی دنبال بهشت بودم، راهش را در سخاوت پیدا کردم. بخشندگی از صفات خداست. به هر اندازه در ما باشد، شبیه خدا می‌شویم. در قرآن هم کسانی مورد توجه خدا قرار گرفتند که چیزی را بخشیدند. مالشان، جانشان، فرزندشان.

راهی برای رسیدن به آسایش

طَلَبْتُ الْعَافِيَةَ فَوَجَدْتُهَا فِي الْعُزْلَة» دنبال آسایش بودم، دیدم راهش در خلوت گزینی است. دین اسلام یک دین اجتماعی است. نماز جماعت، نماز جمعه، حج، عبادت سالانه، مشورت، ولی در عین حال یک عبادت دیگری هم به نام اعتکاف داریم که یک نوع خلوت گزینی هست. گوشه نشینی به معنای اینکه از فعالیت‌های اجتماعی جدا شویم، نه. یک نوع خلوتی باید برای خودمان داشته باشیم شبیه همین اعتکاف، رهبانیت نه! پیغمبر فرمود: رهبانیت من جهاد است.

عملی که ترازوی اعمال نیک را سنگین می‌کند

«طَلَبْتُ ثِقْلَ الْمِيزَانِ فَوَجَدْتُهُ فِي شَهَادَةِ أَنْ لا إِلَهَ إِلا للَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّه‏»» در چند جای قرآن می‌خوانیم که روز قیامت ترازویی خواهد بود و عملکرد ما وزن می‌شود. روز قیامت دنبال این بودم که ترازوی من سنگین باشد. دیدم ذکر صلوات با لا اله الا الله در کفه ترازوی اعمال در قیامت برابری می‌کند. توجه به یکتایی خدا و توجه به فرستاده خداست، اینها مهمترین چیزهایی هستند که اگر ما توجه ‌کنیم، ترازوی اعمال ما را سنگین می‌کند. شبیه همین حدیث برای ذکر «لا اله الا الله» است.

لا اله الا هو

اهمیت ذکر لا اله الا الله – پایگاه اطلاع رسانی وحید باقر پور کاشانی

دلیل معطلی ما در قیامت

«طَلَبْتُ السُّرْعَةَ فِي الدُّخُولِ إِلَي الْجَنَّةِ فَوَجَدْتُهَا فِي الْعَمَلِ لِلَّهِ تَعَالَي‏»» روز قیامت یک روزی طولانی است. روزی است که خدا می‌خواهد عملکرد ما را ریز به ریز مورد محاسبه قرار بدهد.امام دنبال این است که سریع به بهشت برود غیر از اصل بهشت،«طَلَبْتُ السُّرْعَةَ فِي الدُّخُولِ إِلَي الْجَنَّةِ» راهش چیست؟ اخلاص است.

معطلی‌ها برای این است که این کارهایی که کردی چه انگیزه‌ای داشتی؟ اخلاص، یعنی کار خوبی که انجام می‌دهیم تمرین کنیم «فقط خدا». برای خوشایند دیگران، از ترس این و آن نباشد. چیزی قاطی نکنیم. ناخالصی نداشته باشد. خدا همان خالص و ناب را می‌پسندد.

چگونه عاشق مرگ باشم

«طَلَبْتُ حُبَّ الْمَوْتِ» در زندگی دنبال این بود که عاشق مرگ باشم. شخصی از پیغمبر پرسید: چرا از مرگ می‌ترسم؟ فرمود: «أ لک مالٌ» دلبسته پولی هستی؟ راه اینکه مرگ را دوست بداری این است: «فِي تَقْدِيمِ الْمَالِ وَجْهِ اللَّه‏» پولهایت را در راه خدا بدهی، ترس تو از مرگ می‌ریزد.

مزد کنار گذاشتن گناه

«طَلَبْتُ حَلاوَةَ الْعِبَادَةِ فَوَجَدْتُهَا فِي تَرْكِ الْمَعْصِيَة»» در زندگی دنبال شیرینی عبادت بودم. ما خیلی عبادت می‌کنیم، گاهی می‌گوید: کیف نکردم. به دلم ننشست. اگر کسی می‌خواهد شیرینی عبادت را بچشد باید گناه را کنار بگذارد. مزدش این است که خدا آن شیرینی را به کام او می‌چشاند.

راه دل نازک شدن چیست؟

«طَلَبْتُ رِقَّةَ الْقَلْبِ» بعضی از دلها سنگ است، بعضی دلها نازک است. امام می‌فرماید: در زندگی دنبال این بودم که دلم نازک باشد، تا زندگی بیچاره‌ای را شنیدم، اشکم جاری شود و دلم بشکند. سنگدل نباشم. راهش چیست؟ «فَوَجَدْتُهَا فِي الْجُوعِ وَ الْعَطَش‏» گرسنگی را تجربه کنیم. تشنگی را تجربه کنیم. این راهی است که امام معصوم به ما یاد می‌دهد. آنهایی که سلامت هستند حداقل ماهی سه روز، اول و وسط و آخر ماه را روزه بگیرند. یا بعضی موفق می‌شوند دوشنبه‌ها و پنج‌شنبه‌ها روزه می‌گیرند.

جواز عبور از صراط

«طَلَبْتُ الْجَوَازَ عَلَي الصِّرَاطِ» روی جهنم یک پلی هست که همه باید از این پل گذر کنند. هرکس توانست گذر کند آن طرف جهنم بهشت است. امام می فرماید: دنبال این بودم از آن پل عبور کنم. راهش را پیدا کردم. «فَوَجَدْتُهُ فِي الصَّدَقَة» راهش صدقه دادن است. صدقه یعنی کمکی که صادقانه انجام بدهیم.

عاملی که صورت را نورانی می کند

«طَلَبْتُ نُورَ الْوَجْهِ» دنبال این بودم که صورتم نورانی باشد. نورانیتی است که گاهی ما هم نمی‌توانیم توصیف کنیم ولی این حقیقت وجود دارد. امام فرمود: راهش را در نماز شب خواندن یافتم. «فَوَجَدْتُهُ‏ فِي صَلاةِ اللَّيْل‏» اگر کسی هم نمی‌تواند هفته‌ای یکبار، ماهی یکبار بخواند.

کسب فضیلت جهاد و پاداش جهاد در زندگی

«طَلَبْتُ‏ فَضْلَ‏ الْجِهَادِ» جنگ همیشه نیست و گاهی پیش می‌آید. ولی فضیلت جهاد خیلی زیاد است. در زندگی دنبال این بودم این فضیلت جهاد و پاداش جهاد در زندگی من بیاید. راهش را پیدا کردم. «فَوَجَدْتُهُ فِي الْكَسْبِ لِلْعِيَال‏» دیدم «الْكَادُّ عَلَي عِيَالِهِ كَالْمُجَاهِدِ فِي سَبِيلِ اللَّهِ‏» (كافي، ج 5، ص 88) کارگری که کارخانه می‌رود، کارمندی که اداره می‌رود، کاسبی که بازار می‌رود. دانشجویی که درس می‌خواند، استادی که درس می‌دهد، اینطور نگاه کند که کار من برای اداره خانواده جهاد است. کسانی که زحمت می‌کشند درآمدی کسب کنند و این خانواده در راحتی به سر ببرند. این ثواب جهاد دارد.

ریاستی که هرگز محو نمی شود

«طَلَبْتُ الرِّئَاسَةَ» امام می‌فرماید: در زندگی به دنبال ریاست بودم. به ریاست به عنوان هدف نگاه می‌کردم که رئیس باشم. دیدم راهش در خیرخواهی برای مردم است. ریاست واقعی این است که خیرخواه مردم باشیم، برای مردم بسوزیم. این ریاست است که هرگز محو نمی‌شود.

کلید موفقیت در کارهای بزرگ

«طَلَبْتُ عَزَائِمَ الامُورِ» دنبال این بودم به دست من یک کار مهمی صورت بگیرد. «فَوَجَدْتُهَا فِي الصَّبْرِ» راهش را در صبر یافتم. هیچ کار بزرگی در تاریخ رخ نداده مگر در سایه استقامت. کارآفرینان با مبلغ کم، در جای کوچک، با امکانات کم هستند ولی استقامت دارند. صبر و استقامت کلید موفقیت در کارهای بزرگ است.

راحتی در سادگی است

«طَلَبْتُ الرَّاحَةَ» دنبال آسایش و راحتی بودم، دیدم در سادگی است. راحتی در سادگی است. ازدواج ساده، پذیرایی ساده، لباس ساده، خانه ساده، بیشتر افراد متأسفانه به سمت تجملات می‌روند. چشم و هم چشمی.

اگر می‌خواهی بالا بروی

«طَلَبْتُ الرِّفْعَةَ» دنبال این بودم که بالا باشم، مقام من بالا باشد. جایگاه و موقعیت من بالا باشد. راهش را پیدا کردم. «فَوَجَدْتُهَا فِي التَّوَاضُع‏» دیدم اگر خاکی باشی بالا می‌روی و همه دوستت دارند. «مَنْ‏ تَوَاضَعَ‏ لِلَّهِ‏ رَفَعَهُ اللَّهُ» هرکس بخاطر خدا تواضع کند، خدا او را بالا می برد.

عزت در صداقت است

«طَلَبْتُ‏ الْعِزَّ» دنبال عزت بودم، «فَوَجَدْتُهُ فِي الصِّدْق‏» در راستی و راستگویی یافتم. متأسفانه ما در جامعه‌مان مشکل داریم. در بازار و اداره و خانه مشکل داریم. زیر بار این صدق نمی‌رویم. برای ما سخت است.

دنبال بی‌نیازی هستی؟

«طَلَبْتُ الْغِنَي فَوَجَدْتُهُ فِي الْقَنَاعَةِ» دنبال بی‌نیازی بودم، آن را در قناعت یافتم. قرض می‌کند تلویزیونش را عوض کند. چه لزومی دارد؟ صبر کن هروقت پولدار شدی. در عوض آبروی خودمان، عزت و بی نیازی خودمان را بالا ببریم. سعی کنید زندگی‌تان را طوری مدیریت کنید قرض نگیرید. تا جایی که می‌توانیم قرض نکنیم.

تا می‌توانی با قرآن مأنوس باش

«طَلَبْتُ الانْسَ» در زندگی دنبال این بودم یک کسی باشد با آن مأنوس شوم، پیدا کردم. «فَوَجَدْتُهُ فِي قِرَاءَةِ الْقُرْآن‏» قرآن عجب رفیقی است. امیرالمؤمنین می‌فرماید: کسی با قرآن ننشست مگر اینکه یک چیزی به او اضافه شد و یک چیزی از او کم شد. «زِيَادَةٍ فِي‏ هُدًى‏ أَوْ نُقْصَانٍ مِنْ عَمًى‏» (نهج‌البلاغه/ص252) آنچه اضافه شد هدایت و راهنمایی، آنچه کم شد کوری و نا دیدنی.

اگر می‌خواهی دوستان زیادی داشته باشی

«طَلَبْتُ صُحْبَةَ النَّاسِ» در زندگی دنبال این بودم با مردم بجوشم. «فَوَجَدْتُهَا فِي‏ حُسْنِ الْخُلُقِ‏» خوش اخلاقی، خوش اخلاق‌ها دوست زیاد دارند.

رضایت خدا در نیکی به پدر و مادر است

دنبال رضایت خدا بودند. «طَلَبْتُ رِضَي اللَّهِ فَوَجَدْتُهُ فِي بِرِّ الْوَالِدَيْنِ‏» (مستدرك‏الوسائل، ج 12، ص 173) جلب رضایت خدا در نیکی کردن به پدر و مادر است.

ستاد عمره و عتبات دانشگاهیان

مستدرک الوسائل، ج ۱۲، ص ۱۷۳ – ۱۷۴، ح ۱۳۸۱۰.

حدیث عنوان بصری – استاد ضیائی

حدیث عنوان بصری امام صادق ع

  • هو العلیم

  • متن کامل روایت عنوان بصری با ترجمه آن

  • علامه آیة الله حاج سیدمحمدحسین حسینی طهرانی رضوان الله علیه

  • این روایت از حضرت امام جعـفر صادق علیه‌السّلام منقول است، و مجلسی در کتاب «بحارالأنوار» ذکر نموده است؛ و چون دستورالعمل جامعی است که از ناحیه‌ آن إمام هُمام نقل شده است، ما در اینجا عین الفاظ و عبارات روایت وبه دنبال آن ترجمه‌اش را بدون اندک تصرّف ذکر می‌نمائیم تا محبین و عاشقین سلوک إلی اللَه از آن متمتّع گردند:

  • أقُولُ: وَجَدْتُ بِخَطِّ شَیخِنَا الْبَهَآئِی قَدَّسَ اللَه رُوحَهُ مَا هَذَا لَفْظُهُ:

  • قَالَ الشَّیخُ شَمْسُ الدِّینِ مُحَمَّدُ بْنُ مَکی: نَقَلْتُ مِنْ خَطِّ الشَّیخِ أحْمَدَ الْفَرَاهَانِی رَحِمَهُ اللَه، عَنْ عُـِنْوَانِ1 الْبَصْرِی؛ وَ کانَ شَیخًا کبِیـرًا قَدْ أتَی2 عَلَیهِ أ رْبَعٌ وَ تِسْعُونَ سَنَةً.

  • قَالَ: کنْتُ أخْتَلِفُ إلَی مَالِک بْنِ أنَسٍ سِنِیـنَ. فَلَمَّا قَدِمَ جَعْفَرٌ الصَّادِقُ عَلَیهِ‌السَّلاَمُ الْمَدِینَةَ اخْتَلَفْتُ إلَیهِ، وَ أحْبَبْتُ أنْ ءَ‌اخُذَ عَنْهُ کمَا أخَذْتُ عَنْ مَالِک.

  • «می‌گویم: من به خطّ شیخ ما: بهاء‌الدّین عامِلی قَدَّس اللَه روحَه چیزی را بدین عبارت یافتم:

  • شیخ شمس الدّین محمّد مکی (شهید اوّل) گفت: من نقل می‌کنم از خطّ شیخ احمد فراهانی رحمة اللَه از عُنوان بصری؛ و وی پیرمردی فرتوت بود که ازعمرش نود و چهار سال سپری می‌گشت.

  • او گفـت: حال من این طور بود که به نزد مالک بن أنس رفت و آمد داشتـم.

  • چون جعفر صادق علیه‌السّلام به مدینه آمد، من به نزد او رفت و آمد کردم، و دوست داشتم همان طوری که از مالک تحصیل علم کرده‌ام، از او نیز تحصیل علم نمایم.»

  • فَقَالَ لِی یوْمًا: إنِّی رَجُلٌ مَطْلُوبٌ وَ مَعَ ذَلِک لِی أ وْرَادٌ فِی کلِّ سَاعَةٍ مِنْ ءَ‌انَآءِ اللَیلِ وَ النَّهَارِ، فَلاَ تَشْغَلْنِی عَنْ وِرْدِی ! وَ خُذْ عَنْ مَالِک وَ اخْتَلِفْ إلَیـهِ کمَا کنـْتُ تَخْـتـَلِفُ إلَیهِ.

  • «پس روزی آن حضرت به من گفت: من مردی هستم مورد طلب دستگاه حکومتی ( آزاد نیستم و وقتم در اختیار خودم نیست، و جاسوسان و مفتّشان مرا مورد نظر و تحت مراقبه دارند. ) و علاوه بر این، من در هر ساعت از ساعات شبانه روز، أوراد و اذکاری دارم که بدانها مشغولم. تو مرا از وِردم و ذِکرم باز مدار! و علومت را که می‌خواهی، از مالک بگیر و در نزد او رفت و آمد داشته باش، همچنان که سابقاً حالت اینطور بود که به سوی وی رفت و آمد داشتی.»

  • فَاغْتَمَمْتُ مِنْ ذَلِک، وَ خَرَجْتُ مِنْ عِنْدِهِ، وَ قُلْتُ فِی نَفْسِی: لَوْتَفَرَّسَ فِی خَیرًا لَمَا زَجَرَنِی عَنِ الاِخْتِلاَفِ إلَیهِ وَ الأخْذِ عَنْهُ.

  • فَدَخَلْتُ مَسْجِدَ الرَّسُولِ صَلَّی اللَه عَلَیهِ وَ ءَ‌الِهِ وَ سَلَّمْتُ عَلَیهِ، ثُمَّ رَجَعْتُ مِنَ الْغَدِ إلَی الرَّوْضَةِ وَ صَلَّیتُ فِیهَا رَکعَتَینِ وَ قُلْتُ: أسْألُک یا اللَه یا اللَه ! أنْ تَعْطِفَ عَلَی قَلْبَ جَعْفَرٍ، وَ تَرْزُقَنِی مِنْ عِلْمِهِ مَا أهْتَدِی بِهِ إلَی صِرَاطِک الْمُسْتَقِیمِ !

  • «پس من از این جریان غمگین گشتم و از نزد وی بیرون شدم، و با خودگفتم: اگر حضرت در من مقدار خیر جزئی را هم تفرّس می‌نمود، هر آینه مرا از رفت و آمد به سوی خودش، و تحصیل علم از محضرش منع و طرد نمی‌کرد.

  • پس داخل مسجد رسول اللَه صلّی اللَه علیه و آله شدم و بر آن حضرت سلام کردم. سپس فردای آن روز به سوی روضه برگشتم و در آنجا دو رکعت نماز گزاردم و عرض کردم: ای خدا ! ای خدا ! من از تو می‌خواهم تا قلب جعفر را بهمن متمایل فرمائی، و از علمش به مقداری روزی من نمائی تا بتوانم بدان، به سوی راه مستقیم و استوارت راه یابم !»

  • وَ رَجَعْتُ إلَی دَارِی مُغْتَمًّا وَ لَمْ أخْتَلِفْ إلَی مَالِک بْنِ أنَسٍ لِمَا اُشْرِبَ قَلْبِی مِنْ حُبِّ جَعْفَرٍ.

  • فــَمَا‌ خَرَجْــتُ مـِـنْ‌ دَارِی إلاَّ إلَــی الصَّلَـوةِ الْمَکتُـوبَةِ، حَتَّـی عِیـلَ صَبْرِی.

  • فَلَمَّا ضَاقَ صَدْرِی تَنَعَّلْتُ وَ تَرَدَّیتُ وَ قَصَدْتُ جَعْفَرًا، وَ کانَ بَعْدَ مَا صَلَّیتُ الْعَـصْرَ.

  • «و با حال اندوه و غصّه به خانه‌ام بازگشتم؛ و بجهت آن که دلم از محبّت جعفر اشراب گردیده بود، دیگر نزد مالک بن أنس نرفتم. بنابراین از منزلم خارج نشدم مگر برای نماز واجب ( که باید در مسجد با امام جماعت بجای آورم ) تا به جائی که صبرم تمام شد.

  • در اینحال که سینه‌ام گرفته بود و حوصله‌ام به پایان رسیده بود نعلَین خود را پوشیدم و ردای خود را بر دوش افکندم و قصد زیارت و دیدار جعفر را کردم؛ و این هنگامی‌ بود که نماز عصر را بجا آورده بودم.»

  • فَلَمَّا حَضَرْتُ بَابَ دَارِهِ اسْتَأذَنْتُ عَلَیهِ، فَخَرَجَ خَادِمٌ لَهُ فَقَالَ:

  • مَا حَاجَتُک ؟!

  • فَقُلْتُ: السَّلاَمُ عَلَی الشَّرِیفِ.

  • فَقَالَ: هُوَ قَآئِمٌ فِی مُصَلاَّهُ. فَجَلَسْتُ بِحِذَآءِ بَابِهِ. فَمَا لَبِثْتُ إلاَّ یسِیـرًا إذْ خَرَجَ خَادِمٌ فَقَالَ: ا دْخُلْ عَلَی بَرَکةِ اللَه. فَدَخَلْتُ وَ سَلَّمْتُ عَلَیهِ. فَرَدَّ السَّلاَمَ وَ قَالَ: اجْلِسْ ! غَفَرَ اللَه لَک !

  • «پس چون به درِ خانه حضرت رسیدم، اذن دخول خواستم برای زیارت و دیدار حضرت. در اینحال خادمی‌ از حضرت بیرون آمد و گفت: چه حاجت داری ؟!

  • گفتم: سلام کنم بر شریف.

  • خادم گفت: او در محلّ نماز خویش به نماز ایستاده است. پس من مقابلدرِ منزل حضرت نشستم. در اینحال فقط به مقدار مختصری درنگ نمودم کهخادمی‌ آمد و گفت: به درون بیا تو بر برکت خداوندی (که به تو عنایت کند). من داخل شدم و بر حضرت سلام نمودم. حضرت سلام مرا پاسخ گفتند و

  • فرمودند: بنشین ! خداوندت بیامرزد!»

  • فَجَلَسْتُ، فَأطْرَقَ مَلِیا، ثُمَّ رَفَعَ رَأسَهُ، وَ قَالَ: أبُو مَنْ ؟!

  • قُلْتُ: أبُو عَبْدِاللَه !

  • قَالَ: ثَبَّتَ اللَه کنْیتَک وَ وَفَّقَک یا أبَا عَبْدِاللَه ! مَا مَسْألَتُک ؟!

  • فَقُلْتُ فِی نَفْسِی: لَوْ لَمْ یکنْ لِی مِنْ زِیارَتِهِ وَ التَّسْلِیمِ غَیرُ هَذَا الدُّعَآءِلَکانَ کثِیـرًا.

  • «پس من نشستم، و حضرت قدری به حال تفکر سر به زیر انداختند وسپس سر خود را بلند نمودند و گفتند: کنیه‌ات چیست ؟!

  • گفتم: أبو عبداللَه ( پدر بنده خدا )

  • حضرت گفتند: خداوند کنیه‌ات را ثابت گرداند و تو را موفّق بدارد ایأبو عبداللَه ! حاجتت چیست ؟!

  • مـن در ایـن لحظه با خود گفتم: اگر برای من از این دیـدار و سلامی‌ کـه برحضرت کردم غیر از همین دعای حضرت هیچ چیز دگری نباشد، هر آینه بسیار است.»

  • ثُمَّ رَفَعَ رَأسَهُ ثُمَّ قَالَ: مَا مَسْألَتُک ؟!

  • فَقُلْتُ: سَألْتُ اللَه أنْ یعْطِفَ قَلْبَک عَلَی، وَ یرْزُقَنِی مِنْ عِلْمِک. وَأ رْجُو أنَّ اللَه تَعَالَی أجَابَنِی فِی الشَّریفِ مَا سَألْتُهُ

  • فَقَالَ: یا أبَا عَبْدِاللَه !‌ لَیسَ الْعِلْمُ بِالتَّعَلُّمِ؛ إنَّمَا هُوَ نُورٌ یقَعُ فِی قَلْبِمَنْ یرِیدُ اللَه تَبَارَک وَ تَعَالَی أنْ یهْدِیهُ. فَإنْ أ رَدْتَ الْعِلْمَ فَاطْلُبْ أوَّلاً فِینَـفْسِک حَقِیـقَةَ الْعُبُودِیـَّةِ، وَ اطْلُبِ الْعِلْمَ بِـاسْتـِعْمَالِهِ، وَ اسْـتَـفْـهِمِ اللَه یفْهِمْک!

  • «سپس حضرت سر خود را بلند نمود و گفت: چه می‌خواهی ؟!

  • عرض کردم: از خداوند مسألت نمودم تا دلت را بر من منعطف فرماید، و از علمت به من روزی کند. و از خداوند امید دارم که آنچه را که درباره حضرت شریف تو درخواست نموده‌ام به من عنایت نماید.

  • حضرت فرمود: ای أبا عبداللَه ! علم به آموختن نیست. علم فقط نوری است که در دل کسی که خداوند تبارک و تعالی اراده هدایت او را نموده استواقع می‌شود. پس اگر علم می‌خواهی، باید در اولین مرحله در نزد خودت حقیقت عبودیت را بطلبی؛ و بواسطه عملکردن به علم، طالب علم باشی؛ و از خداوند بپرسی و استفهام نمائی تا خدایت ترا جواب دهد و بفهماند.»

  • قُلْتُ: یا شَرِیفُ ! فَقَالَ: قُلْ: یا أبَا عَبْدِاللَه !

  • قُلْتُ: یا أبَا عَبْدِاللَه !‌ مَا حَقِیقَةُ الْعُبُودِیةِ ؟!

  • قَالَ: ثَلاَثَةُ أشْیآءَ: أنْ لاَ یرَی الْعَبْدُ لِنَفْسِهِ فِیمَا خَوَّلَهُ اللَه مِلْکا، لأنَّ الْعَبِیدَ لاَ یکونُ لَهُمْ مِلْک، یرَوْنَ الْمَالَ مَالَ اللَه، یضَعُونَهُ حَیثُ أمَرَهُمُ اللَه بِهِ؛ وَ لاَ یدَبِّرَ الْعَبْدُ لِنَفْسِهِ تَدْبِیـرًا؛ وَ جُمْلَةُ اشْتِغَالِهِ فِیمَا أمَرَهُ تَعَالَی بِهِ وَ نَهَاهُ عَنْهُ.

  • فَإذَا لَمْ یرَ الْعَبْدُ لِنَفْسِهِ فِیمَا خَوَّلَهُ اللَه تَعَالَی مِلْکا هَانَ عَلَیهِ الإنْفَاقُ فِیمَا أمَرَهُ اللَه تَعَالَی أنْ ینْفِقَ فِیهِ؛ وَ إذَا فَوَّضَ الْعَبْدُ تَدْبِیـرَ نَفْسِهِ عَلَی مُدَبِّرِهِ هَانَ عَلَیهِ مَصَآئِبُ الدُّنْیا؛ وَ إذَا اشْتَغَلَ الْعَبْدُ بِمَا أمَرَهُ اللَه تَعَالَی وَ نَهَاهُ، لاَ یـتَـفَرَّغُ مِنْهُمَا إلَی الْمِرَآءِ وَ الْمُبَاهَـاةِ مَعَ النَّاسِ.

  • فَإذَا أکرَمَ اللَه الْعَبْدَ بِهَذِهِ الثَّلاَثَةِ‌ هَانَ عَلَیهِ الدُّنْیا، وَ إبْلِیسُ، وَ الْخَلْقُ. وَ لاَ یطْلُبُ الدُّنْیا تَکاثُرًا وَ تَفَاخُرًا، وَ لاَ یطْـلُبُ مَا عِنْدَ النَّاسِ عِزًّا وَ عُلُوًّا، وَ لاَ یدَعُ أیامَهُ بَاطِلاً.

  • فَهَذَا أوَّلُ دَرَجَةِ التُّقَی. قَالَ اللَه تَبَارَک وَ تَعَالَی:

  • ﴿تِلْك الدَّارُ الأخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لاَ يرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الأرْضِ وَ لاَفَسَادًا وَ الْعَاقِبَةُ الِلْمُـتَّـقِيـنَ.﴾1

  • «گفتم: ای شریف ! گفت: بگو: ای پدر بنده خدا (أبا عبداللَه) !

  • گفتم: ای أبا عبداللَه ! حقیقت عبودیت کدام است ؟

  • گفت: سه چیز است: اینکه بنده خدا برای خودش درباره آنچه را که خدا به وی سپرده است مِلکیتی نبیند؛ چرا که بندگان دارای مِلک‌ نمی‌باشند، همه اموال را مال خدا می‌بینند، و در آنجائی که خداوند ایشان را امر نموده است که بنهند، می‌گذارند؛ و اینکه بنده خدا برای خودش مصلحت اندیشی و تدبیر نکند؛ و تمام مشغولیاتش در آن منحصر شود که خداوند او را بدان امر نموده است و یا از آن نهی فرموده است.

  • بنابراین، اگر بنده خدا برای خودش مِلکیتی را در آنچه که خدا به او سپرده است نبیند، انفاق نمودن در آنچه خداوند تعالی بدان امر کرده است بر او آسـان می‌شود. و چون بنـده خـدا تـدبیــر امـور خـود را بـه مُدبـّرش بسپــارد، مصائب و مشکلات دنیا بر وی آسان می‌گردد. و زمانی که اشتغال ورزد به آنچه را که خداوند به وی امر کرده و نهی نموده است، دیگر فراغتی از آن دو امر نمی‌یابد تا مجال و فرصتی برای خودنمائی و فخریه نمودن با مردم پیدا نماید.

  • پس چون خداوند، بنده خود را به این سه چیز گرامی‌ بدارد، دنیا و ابلیس و خلائق بر وی سهل و آسان می‌گردد؛ و دنبال دنیا به جهت زیاده اندوزی و فخریه و مباهات با مردم نمی‌رود، آنچه را که از جاه و جلال و منصب و مال در دست مردم می‌نگرد، آنها را به جهت عزّت و علوّ درجه خویشتن طلب نمی‌نماید، و روزهای خود را به بطالت و بیهوده رها نمی‌کند.

  • و این است اولین پلّه از نردبان تقوی. خداوند تبارک و تعالی می‌فرماید:

  • آن سرای آخرت را ما قرار می‌دهیم برای کسانی که در زمین اراده بلندمنشی ندارند، و دنبال فَساد نمی‌گردند؛ و تمام مراتبِ پیروزی و سعادت در پایان کار، انحصاراً برای مردمان با تقوی است.»

  • قُلْتُ: یا أبَا عَبْدِاللَه ! أ وْصِنِی !

  • قَالَ: أوْصِیک بِتِسْعَةِ أشْیآءَ‌، فَإنَّهَا وَصِیتِی لِمُرِیدِی الطَّرِیقِ إلَی اللَه تَعَالَی، وَ اللَه أسْألُ أنْ یوَفِّقَک لاِسْتِعْمَالِهِ.

  • ثَلاَثَةٌ مِنْهَا فِی رِیاضَةِ النَّفْسِ، وَ ثَلاَثَةٌ مِنْهَا فِی الْحِلْمِ، وَ ثَلاَثَةٌ مِنْهَا فِی الْعِلْمِ. فَاحْفَظْهَا، وَ إیاک وَ التَّهَاوُنَ بِهَا !

  • قَالَ عُـِنْوَانٌ: فَفَرَّغْتُ قَلْبِی لَهُ.

  • «گفتم: ای أباعبداللَه ! به من سفارش و توصیه‌ای فرما !

  • گفت: من تو را به نُه چیز وصیت و سفارش می‌نمایم؛ زیرا که آنها سفارش و وصیت من است به اراده کنندگان و پویندگان راه خداوند تعالی. و از خداوندمسألت می‌نمایم تا ترا در عمل به آنها توفیق مرحمت فرماید.

  • سه تـا از آن نُه امر درباره تربیت و تـأدیب نفس است، و سه تا از آنها درباره حلم و بردباری است، و سه تا از آنها درباره علم و دانش است. پس ای عنوان آنها را به خاطرت بسپار، و مبادا در عمل به آنها از تو سستی و تکاهل سر زند !

  • عنوان گفت: من دلم و اندیشه‌ام را فارغ و خالی نمودم تا آنچه را که حضرت می‌فرماید بگیرم و اخذ کنم و بدان عمل نمایم.»

  • فَقَالَ: أمَّا اللَوَاتِی فِی الرِّیاضَه: فَإیاک أنْ تَأکلَ مَا لاَ تَشْتَهِیهِ، فَإنَّهُ یورِثُ الْحَمَاقَةَ وَ الْبَلَهَ؛ وَ لاَ تَأکلْ إلاَّ عِنْدَ الْجُوعِ؛ وَ إذَا أکلْتَ فَکلْ حَلاَلاً وَسَمِّ اللَه وَ ا ذْکرْ حَدِیثَ الرَّسُولِ صَلَّی اللَه عَلَیهِ وَ ءَ‌الِهِ:

  • «مَا مَلأ ءَ‌ادَمی‌ وِعَآءً‌ا شَرًّا مِنْ بَطْنِهِ»؛ فَإنْ کانَ وَ لاَ بُدَّ فَثُلْثٌ لِطَعَامِهِ وَثُلْثٌ لِشَرَابِهِ وَ ثُلْثٌ لِنَفـْسِهِ.

  • «پس حضرت فرمود: امّا آن چیزهائی که راجع به تأدیب نفس استآن که: مبادا چیزی را بخوری که بدان اشتها نداری، چرا که در انسان ایجاد حماقت و نادانی می‌کند؛ و چیزی مخور مگر آنگاه که گرسنه باشی؛ و چون خواستی چیزی بخوری از حلال بخور و نام خدا را ببر و به خاطر آور حدیث رسول اکرم صلّی اللَه علیه و آله را که فرمود: هیچوقت آدمی‌ ظرفی را بدتر از شکمش پر نکرده است. بناءً علیهذا اگر بقدری گرسنه شد که ناچار از تناول عذا گردید، پس به مقدار ثُلث شکم خود را برای طعامش بگذارد، و ثلث آن را برای آبش، و ثلث آن را برای نفَسش.»

  • وَ أمَّا اللَوَاتِی فِی الْحِلْمِ: فَمَنْ قَالَ لَک: إنْ قُلْتَ وَاحِدَةً سَمِعْتَ عَشْرًا فَقُلْ: إنْ قُلْتَ عَشْرًا لَمْ تَسْمَعْ وَاحِدَةً !

  • وَ مَنْ شَتَمَک فَقُلْ لَهُ: إنْ کنْتَ صَادِقًا فِیمَا تَقُولُ فَأسْألُ اللَه أنْ یغْفِرَ لِی؛ وَ أنْ کنْتَ کاذِبًا فِیمَا تَقُولُ فَاللَه أسْألُ أنْ یغْفِرَ لَک. وَ مَنْ وَعَدَک بِالْخَنَی فَعِدْهُ بِالنَّصِیحَةِ وَ الرَّعَآءِ.

  • «و امّا آن سه چیزی که راجع به بردباری و صبر است: پس کسی که به تو بگوید: اگر یک کلمه بگوئی ده تا می‌شنوی به او بگو: اگر ده کلمه بگوئی یکی هم نمی‌شنوی !

  • و کسی که ترا شتم و سبّ کند و ناسزا گوید، به وی بگو: اگر در آنچه می‌گوئی راست می‌گوئی، من از خدا می‌خواهم تا از من درگذرد؛ و اگر در آنچه می‌گوئی دروغ می‌گوئی، پس من از خدا می‌خواهم تا از تو درگذرد.

  • و اگر کسی تو را بیم دهد که به تو فحش خواهم داد و ناسزا خواهم گفت، تو او را مژده بده که من درباره تو خیرخواه می‌باشم و مراعات تو را می‌نمایم.»

  • وَ أمَّا اللَوَاتِی فِی الْعِلْمِ: فَاسْألِ الْعُلَمَآءَ مَا جَهِلْتَ، وَ إیاک أنْ تَسْألَهُمْ تَعَنُّتًا1 وَ تَجْرِبَةً؛ وَ إیاک أنْ تَعْمَلَ بِرَأیک شَیئًا، وَ خُذْ بِالاِحْتِیاطِ فِی جَمِیعِ مَا تَجِدُ إلَیهِ سَبِیلاً؛ وَ اهْرُبْ مِنَ الْفُتْیا هَرَبَک مِنَ الأسَدِ، وَ لاَ تَجْعَلْ رَقَبَتَک لِلنَّاسِ جِسْرًا !

  • قُمْ عَنِّی یا أبَا عَبْدِاللَه ! فَقَدْ نَصَحْتُ لَک؛ وَ لاَ تُفْسِدْ عَلَی وِرْدِی؛ فَإنِّی امْرُؤٌ ضَنِیـنٌ بِنَفْسِی. وَ السَّلاَمُ عَلَی مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَی2

  • «و امّا آن سه چیزی که راجع به علم است: پس، از علماء بپرس آنچه را که نمی‌دانی؛ و مبادا چیزی را از آنها بپرسی تا ایشان را به لغزش افکنی و برای آزمایش و امتحان بپرسی. و مبادا که از روی رأی خودت به کاری دست زنی؛ و در جـمیـع امـوری کـه راهـی بـه احتـیاط و محافظت از وقوع در خلافِ امر داری

  • احتیاط را پیشه خود ساز و از فتوی دادن بپرهیز همانطور که از شیر درنده فرار می‌کنی؛ و گردن خود را جِسر و پل عبور برای مردم قرار نده.

  • ای پدر بنده خدا (أباعبداللَه) دیگر برخیز از نزد من !‌ چرا که تحقیقاً‌ برای تو خیرخواهی کردم؛ و ذِکر و وِرد مرا بر من فاسد مکن، زیرا که من مردی هستم که روی گذشت عمر و ساعات زندگی حساب دارم، و نگرانم از آن که مقداری از آن بیهوده تلف شود. و تمام مراتب سلام و سلامت خداوند برای آن کسی باد که از هدایت پیروی می‌کند، و متابعت از پیمودن طریق مستقیم می‌نماید

خرید و قیمت کتاب از بندگی تا پادشاهی : شرح حدیث عنوان بصری

کس در جهان ندارد یک بنده همچو حافظ

زیرا که چون تو شاهی کس در جهان ندارد

جهان کشور من خدا شاه من

نداند جز این قلب آگاه من

سخنان حضرت امام جعفر صادق سلام الله علیه

امام صادق ـ عليه السّلام ـ همزمان با سالروز ولادت رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ در هفدهم ماه ربيع الاول در شهر مدينه مصادف با سال هشتاد و سه هجري، در دودمان رسالت و نبوت، قدم به عرصة حيات گذاشت.[1] نام پدرش باقر (امام پنجم شيعيان) و مادرش حضرت «امّ فروه» از شيفتگان مقام ولايت و عصمت و يكي از بانوان با فضيلت و باتقوي بود؛[2] فضيلت او در حدي بود كه گاه امام صادق ـ عليه السّلام ـ را با عنوان «ابن المكرمه» (فرزند بانوي بزرگوار) صدا مي‌كردند.

امام صادق ـ عليه السّلام ـ قد متوسطي داشتند؛ سرخ رو،‌ سفيد اندام، بيني كشيده و موهاي مجعد مشكي داشتند و بر گونه‌شان خال سياهي بود.[3]

ايشان در خانواده عصمت و ولايت، در كنار جد (امام سجاد ـ عليه السّلام ـ ) و پدر (امام باقر ـ عليه السّلام ـ ) و در آغوش مادر، بزرگ شدند و امر تغذيه و شيردهي ايشان را مادرش شخصاً بر عهده گرفت چرا که ايشان در دوران كودكي به سببي ضعيف و لاغر بودند.[4]

اسناد تاريخي نشان مي‌‌‌دهند كه ايشان در دوران كودكي ضعيف الجسم و ضعيف البنيه بوده و بيماري‌هاي متعددي متحمل شده‌اند كه هر كدام را در ساية عنايت و دعاي اهل خانواده پشت سر گذاشته‌اند. حدودا پس از دو سالگي وضع و حال عادي يافته و نيازش به پرستاري و مراقبت كمتر شده است.[5]

امام صادق ـ عليه السّلام ـ 12 تا 15 سال (بنابر اختلاف اقوال) تحت تربيت جدّ بزرگوارش امام سجاد ـ عليه السّلام ـ بودند.[6] آن حضرت از آغاز طفوليت شاهد و نظاره‌گر رفت و آمد دانشجويان و فضيلت پژوهان به منزل جد بزرگوارش و پدر گرانقدرش بودند. او در اين رفت و آمدها تماشاگر بحث‌ها و گفتگوهاي علمي و فقهي آنان در زمينه‌هاي مختلف علوم اسلامي بودند. از آغاز طفوليت تار گوش و صفحات قلبش با انوار علم و دانش و فضيلت آشنايي و مؤانست پيدا مي‌كند. شب زنده داري‌ها و سجده‌هاي طولاني امام سجاد زين العابدين ـ عليه السّلام ـ اثر خاصي در روحية ايشان باقي گزارده بود به گونه‌اي كه هنوز به حدّ بلوغ و رشد كامل جسماني نرسيده بود كه عاشق و دلباختة عبادت و اطاعت الهي مي‌شود. زمزمه‌ها و دعاها و اذكار امام سجاد ـ عليه السّلام ـ در روح او نقش مي‌بست و او را بيش از پيش شيفتة راه و رسم خدايي مي‌كرد. آثار تربيت امام سجاد ـ عليه السّلام ـ در زندگي بعدي امام در عبادات و حالات و نماز او، زمزمه و شب زنده داري‌هايشان مشهود است. و آنقدر خود را در اين مسير به مشقت وا مي‌دارد (قبل از بلوغ) كه مورد نهي و ممانعت پدر قرار مي‌گيرد. خود امام در اين باره مي‌فرمايد: «من نوجواني بودم و در عبادت مستحب بسيار كوشا بودم پدرم به من فرمود: فرزندم با توجه به سنّ کم، از اين عمل كمتر كن، وقتي بنده‌اي محبوب خدا باشد خدا با عمل كم هم از او راضي مي‌شود.»[7]

امام صادق ـ عليه السّلام ـ پس از شهادت امام سجاد ـ عليه السّلام ـ در محضر پدرش به فعاليت و تلاش مي‌پرداخت. ايشان ده سال داشته كه در جلسات بحث جد و بعدها جلسات درس پدر شركت مي‌كرد، در حالي كه افراد شركت كننده در آن جلسات همه از افراد مسنّ، و يا بزرگسال بودند.[8]

روزي وليد بن عبدالملك بر امام باقر ـ عليه السّلام ـ وارد شد در حالي كه امام سرگرم تدريس بود و امام صادق ـ عليه السّلام ـ نيز كه در سنين كودكي يا ‌آغاز نوجواني بود در آنجا حضور داشت. وليد از ديدن او متعجب شد و پرسيد او با اين سنّ و سال در اينجا چه مي‌كند؟ پاسخ شنيد كه آن دانشجوي كلاس درس است. سؤالاتي از امام صادق ـ عليه السّلام ـ كرد و پاسخ‌هاي شايسته شنيد، و سرانجام چنين گفت كه او در آينده از دانشمندان خواهد شد.[9]

خلاصه آن كه امام صادق ـ عليه السّلام ـ از همان كودكي و نوجواني عاشق كسب علم و فضيلت بود و در محضر علمي پدر شركت مي‌كرد و از دروس هيئت و جغرافيا بهره مي‌گرفت و عظمت فكري خود را متجلي مي‌ساخت و با اين‌كه كم سنّ بود ميان دانشجويان درخششي فوق العاده داشت.[10]

با اين‌كه كودكي بيش نبود ولي كارهاي بزرگان را انجام مي‌داد و سخنان او بزرگ منشانه و حاكي از عظمت فكري و روحي او بود. از تاريخ چنين بر مي‌آيد كه او هم در كودكي مانند ديگر كودكان بازي مي‌كرد ولي نوع بازي‌هايش با ديگران متفاوت و اغلب از نوع بازي‌هاي فكري بود.

در بين جمع كودكان كه براي بازي گرد آمده بودند او استاد مي‌شد؛ مثلاً از آنان مي‌پرسيد اين كدام ميوه است كه در فلان فصل پديد مي‌آيد و مزه‌اش شيرين يا ترش است؟ و يا گاهي كلمه‌اي ذكر مي‌كرد و از كودكان مي‌خواست هموزن و يا مرادف آن كلمه را پيدا كنند و بدين ترتيب او كودكان را به تفكر و كسب علم ترغيب مي‌كرد[11].

متاسفانه به جهت در تنگنا قرار گرفتن شيعيان توسط خلفاي ظالم، تاريخ اطلاعات زيادي از کودکي اغلب امامان در اختيار ما نميگذارد و آنچه را که بيان مي شود از متن برخي روايات و نقل برخي تاريخ ها درمي يابيم.

فضائل امام صادق عليه السّلام

براي امام صادق فضائل زيادي نقل كرده‎اند كه به برخي از آنها اشاره مي‎شود؛

1. بخشش و بزرگواري آن حضرت:

از مشكوه الانوار نقل است كه مردي خدمت حضرت صادق ـ عليه السّلام ـ رسيد و عرض كرد پسر عمويت فلان اسم جناب تو را برد و نگذاشت چيزي از بد‎‎گوئي و ناسزا مگر آن كه براي تو گفت. حضرت كنيز خود را فرمود كه آب وضو برايش حاضر كند پس وضو گرفت و داخل نماز شد، راوي گفت من در دلم گفتم كه حضرت نفرين خواهد كرد بر او، پس حضرت دو ركعت نماز گذاشت و گفت: اي پروردگار من اين حق من بود من بخشيدم براي او، و تو جود و كرمت از من بيشتر است پس ببخش او را و مگير او را به كردارش و جزا مده او را به عملش؛ پس رقّت كرد آن حضرت و پيوسته براي او دعا كرد و من تعجب كردم از حال آن جناب[12].

2. صدقات پنهاني و امداد از بيچارگان بصورت نهاني:

ابن شهر آشوب از ابوجعفر خثعمي نقل كرده كه گفت حضرت امام جعفر صادق ـ عليه السّلام ـ همياني زر به من داد و فرمود اين را بده فلان مرد هاشمي و مگو كدام كسي داده. راوي گفت آن مال را چون به آن مرد دادم گفت خدا جزاي خير دهد به آن كه اين مال را براي من فرستاده كه هميشه براي من مي‎فرستد و من به آن زندگاني مي‎كنم و لكن جعفر صادق يك درهم براي من نمي‎دهد با آن كه مال بسياري دارد.[13]

3. عطوفت و مهرباني امام:

از سفيان ثوري روايت شده كه روزي به خدمت آن حضرت رسيد آن جناب را متغيّرانه ديدار كرد سبب تغّير رنگ را پرسيد آن حضرت فرمود: كه من نهي كرده بودم كه در خانه كسي بالاي بام برود، اين وقت داخل خانه شدم يكي از كنيزان را كه مسئول تربيت فرزند من بود ديدم كه طفل مرا در بر دارد و بالاي نردبان است چون نگاهش به من افتاد متحير شد و لرزيد و طفل از دست او افتاد بر زمين و مرد و تغيير رنگ من از جهت غصّه مردن طفل نيست بلكه به سبب آن ترسي است كه آن كنيزك از من پيدا كرد و با اين حال آن كنيزك را فرموده بود تو را به جهت خدا آزاد كردم، باكي بر تو نيست، باكي نباشد تو را.[14]

4. از حضرت ابوجعفر سوالي كردند امام پس از شما كيست؟

حضرت دست بر پشت مبارك امام صادق زده فرمود سوگند به خدا اين همان كسي است كه بايد آئين آل محمد ـ عليهم السّلام ـ را احيا، كند.[15]

5. طاهر، مصاحب امام ابوجعفر ـ عليه السّلام ـ گفت حضور حضرتش شرفياب بودم، جعفر وارد شد حضرت باقر عليه السلام فرمود: اين آقا، بهترين آفريده خداست.[16]

6. تواضع در پوشش:

روزي يكي از اصحاب حضرت صادق بر آن حضرت وارد شد آن جناب پيراهني پوشيده كه گريبان او را وصله زده‎اند. آن مرد پيوسته نظرش بر آن پينه بود و گويا از پوشيدن آن حضرت آن پيراهن را تعجب داشت، حضرت فرموده چه شده تو را كه نظر به سوي من دوخته‎اي؟ گفت نظرم به پينه‎اي است كه در گريبان پيراهن شماست فرمود بردار اين كتاب را و بخوان آن چيزي كه در او نوشته است. راوي گفت. مقابل آن حضرت يا نزديك آن حضرت كتابي بود پس آن مرد نظر افكند در آن ديد نوشته است در آن:

«لا ايمان لمن لاحياء له و لامال لمن لاتقدير له و لاجديد لمن لاخلق له»

ايمان ندارد كسي كه حياء ندارد و مال ندارد كسي كه در معاش خود تقدير و اندازه ندارد و نو ندارد كسي كه كهنه ندارد.[17]

معجزات و كرامات امام صادق عليه السّلام

1. ابوبصير گويد وارد مدينه شدم و همان وقت كنيزكي همراه من بود كامي از او گرفتم. خواستم به حمام بروم ديدم اصحاب ما كه شيعيان حضرت صادق بودند بديدن آن حضرت متوجه‏‎اند. من ترسيدم هرگاه به حمام بروم و بر‎گردم ممكن است از زيارت آن جناب و تشريف به خدمتش محروم بمانم. به همين مناسبت از رفتن به حمام منصرف شده و همراه آنان وارد منزل حضرت صادق شدم چون برابر آن جناب رسيدم به من توجهي كرده فرمود: اي ابوبصير مگر نمي‎داني آدم جنب حق ندارد به حال جنابت به خانه انبياء و فرزندان آنان وارد شود. من از اين فرموده شرمنده شده عرض كردم چنان است كه مي‎فرمائيد ليكن هنگامي كه مي‎خواستم به حمام بروم ياران خود را در راه ملاقات كردم كه آهنگ حضور حضرت شما را دارند ترسيدم هرگاه به حمام و مراجعت كنم از زيارت شما محروم شوم و اكنون متعهد مي‎شوم بار ديگر با اين حال حضور حضرتت شرفياب نشوم و مرخص شدم.[18]

2. علم امام بر اسرار: شيخ طوسي از داود بن كثير رقّي روايت كرده كه گفت نشسته بودم خدمت حضرت صادق ـ عليه السّلام ـ كه ناگاه ابتدا از پيش خود به من فرمود اي داود به تحقيق كه عرضه شد بر من عمل‎هاي شما روز پنجشنبه پس ديدم در بين اعمال تو صله و احسان تو را به پسر عمّت فلان پس اين مطلب مرا خشنود گردانيد. همانا صلة تو مردم او را سبب شود كه عمر او زود فاني واجل او منقطع شود. داود گفت مرا پسر عمّي بود معاند و دشمن اهلبيت و مردي خبيث، خبر به من رسيد كه او و عيالاتش بد مي‎گذرانند، پس براي نفقه او براتي نوشتم و نزد او فرستادم پيش از آن كه بسوي مكّه توجه كنم چون به مدينه رسيدم خبر داد مرا بدين مطلب حضرت امام جعفر صادق ـ عليه السّلام ـ [19]

3. در زنده كردن امام، گاو مرده را به اذن خدا: درخراجيست كه روايت شده از مفضل بن عمر كه گفت راه مي‎رفتم با حضرت صادق ـ عليه السّلام ـ در مكه، يا گفت: در مني كه گذشتيم به زني كه در مقابل او ماده گاو مرده‎اي بود و آن زن و بچه‎هايش مي‎گريستند حضرت فرمود: چيست قصة شما؟ آن زن گفت كه من و كودكانم از اين گاو معاش مي‎كرديم و الحال مرده، است و من متحّير مانده‎ام كه چه كنم؛ فرمود دوست مي‎داري كه حق تعالي او را زنده گرداند، گفت اي مرد با ما تمسخر مي‎كني؟ فرمود: چنين نيست من قصد تمسخر نداشتم. پس دعائي خواند و پاي مبارك خود را به گاو زد صيحه زد به او پس آن گاو مرده زنده شد و برخاست بشتاب، آن زن گفت به پروردگار كعبه اين عيسي است. حضرت خود را در ميان مردم داخل كرد كه شناخته نشود.[20]

4. در علم امام به زبان حيوانات: روايت است از صفوان بن يحيي از جابركه گفت نزد حضرت صادق ـ عليه السّلام ـ بودم پس بيرون شديم با آن جناب كه ناگاه ديديم مردي بزغاله‎اي را خوابانيده كه ذبح كند. آن بزغاله چون حضرت را ديد صيحه كشيد. حضرت فرمود به آن مرد كه قيمت اين بزغاله چيست؟ گفت: چهار درهم. حضرت از كيسة خود چهار درهم درآورد و به او داد و فرمود: بزغاله را رها كن براي خودش پس گذشتيم. ناگاه برخورديم به شاهين كه پرنده‎اي را تعقيب مي‎كرد تا صيد كند، آن پرنده صيحه كشيد. حضرت صادق ـ عليه السّلام ـ اشاره كرد به عقاب با آستين خود. آن شاهين از صيد پرنده دست برداشت. من گفتم: ما امري عجيب ديديم از شما. فرمود: بلي همانا آن بزغاله كه آن شخص او را خوابانيده بود ذبح كند چون نظرش بر من افتاد گفت: أستجير باالله و بكم اهل البيت مما يراد منّي، طلب مي‎كنم از خدا و شما اهلبيت كه مرا رهايي دهيد از كشتن. و درّاج نيز همين را گفت و اگر شيعيان استقامت داشتند هر آيينه مي‎شنوانيدم به شما منطق الطير را.

امام صادق درباره نفس

حدیث‌نگاشت/ فرصتی برای مناجات با خدا

سفارش آیت الله موسوی اصفهانی برای در امان ماندن از بیماری ها و آفات دنیوی  بویژه ویروس کرونا - مؤسسه جهانى سبطين (ع)

شعر .....

دوره اول متوسطه | استیکر متحرک وبلاگ

بربندبد محمل ها

مرادر منزل جانان چه امن وعیش چون هردم

جرس فریاد میدارد که بر بندیید محمـــــلها

به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید

که سالک بی خبر نبود زراه ورسم منزلها

همه کارم زخود کامی به بدنامی کشید آخر

نهان کی ماند آن رازی کزو سازند محفلها

درخت غم ...

درخت غم بجانم کرده ریشه

بدرگاه خدا نالم همیشه

رفیقان قدر یکدیگر بدانید

اجل سنگست و آدم مثل شیشه

دل خون .....

دلم خون دلم خون شد از غصه ساقی جایی

که در تابم از دست زهد ریایی

رفیقان چنان عهد صحبت شکستند

که گویی نبودست هیچ آشنایی

مرا گر تو بگذاری ای نفس طامع

بسی پادشاهی کنم در گدایی

بیاموزمت کیمیای سعادت

زهم صحبت بد جدایی جدایی

مکن جانا از جور گردون شکایت

چه دانی تو ای بنده کار خدایی

یار شیرازی ....

اگر آن یارشیرازی بدست ارد دل مارا

به خال هندویش بخشم سمـــــرقند وبخارا

زعشق ناتمام ما جمال یار مستــــــــــــغنی است

به آب ورنگ وخط وخال چه حاجت روی زیبا را

من از آن حسن روز افزون که یوسف داشت دانستم

که عشق از پرده عصمت برون آرد زلیــــــخا را

نصیحت گوش کن جانا که از جان دوستر دارند

جوانان ســــــــــــــــــعادتمند پند پیر دانا را

حدیث از مطرب ومی گو وراز دهر کمتر جو

که کس نگشود ونگشاید بحکمت این معمارا

قصر امل.....

بیا که قصر امل سخت سست بنیاد است

بیار باده که بنیاد عمر بر باد است

غلام همت آنم که زیر چرخ کبود

زهر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است

چه گویمت که به میخانه دوش مست وخراب

سروش عالم غیبم چه مژده دادســــــــــــت

که ای بلند نظر شاهباز سدره نشین

نشیمن تو نه این کنج محنت آبادست

ترا زکنگره عرش میزنند سفیر

ندانمت که در این دامگه چه افتادست

نصیحتی کنمت یادگیر در عمل آر

که این حدیث زپیر طرقتم یاد است

مجو درستی عهد از جهان سست نهاد

که این عجوزه عروس هزار داماد است

رضا به یار بده وز جبین گره بگشای

که بر من وتو در اختیار نگشادست

نشان عهد ووفا نیست در تبسم گل

بنال بلبل بیدل که جای فریاد است

حسد چه میبری ای سست نظم بر حافظ

قبول خاطر ولطف سخن خدا دادست

اسرار عشق ومستي

بامدعی مگویید اسرار عشق ومستی

تا بی خبر بمیرد در دردخود پرستی

عاشق شو ارنه روزی کار جهان سر آید

نا خوانده نقش مقصود از کارگاه هستی

باد بهار میوزد

باد بهار می وزد باده خوش گوار کو

مُُردم از این هوس ولی قدرت واختیار کو

هر گل نو زگلرخی یاد همی دهد ولی

گوش سخن شنو کجا دیده اعتبار کو

دمی با غم ...

دمی باغم دمی با غم به سر بردن جهان یکسر نمی ارزد

زهی سجاده تقوی که یک ساغــــــــــــــــر نمی ارزد

شکوه تاج سلطانی که بیم جان درودرج است

کلاهی دلکش است اما به ترک سر نمـــــــی ارزد

چوحافظ در قناعت کوش وازدنیای دون بگذر

که یک جو منت دونان دو صد من زر نمـــی ارزد

شراب تلخ.....
شراب تلخ میخواهم که مرد افکن بود زورش
که تا یک د م بیاسایم زدنیا وشر وشــــــورش
کمند صیدبهرامی بیفکن جام مـــــــــــی بردار
که من پیموده این صحرا؟ نه بهرام است ونه گورش
نظر کردن به درویشان منافی بزرگی نیست
سلیمان با چنان حشمت نظرها بود بامورش

توبه فرمایان

واعظان کاین جلوه در محراب ومنبر میکنند

چون به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند

مشکلی دارم زدانشمند مجـــــلس باز پرس

توبه فرمایان چرا خود توبه کمــــتر میکنند

گوییا باور نمیدارند روز داوری

کاین همه قلب ودغل در کــــار داور میکنند

خانه خالی کن دلا تا منزل سلطان شود

کاین هوسناکان دل وجان جای لشکر میکنند

صبحدم از عرش می آید خروشی عقل گفت
قدسیان گویی که شعر حافــــظ از بر میکنند

یوسُــــف گمــــگشته
یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور
کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور
این دل غمدیده حالش به شود دل بد مکن
وین سر شوریده باز اید به سامان غم مخور
دور گردون گردوروزی برمراد مانرفت
دایما یکسان نباشـــــــد حال دوران غم مخور
گربهار عمر باشــــــــــد باز برتخت چمن
چتر گل بر سر کشی ای مرغ خوشخوان غم مخور
ای دل گر سیل فنا بنیاد هستی بر کند
چون ترانوح است کشتیبان زطوفان غم مخور
هان مشو نومید چون واقف نیی از سر غیب
باشد اندر پرده ؟ بازی های پنهان غم مخور
در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم
سرزنش ها گر کندخار مغیلان غم مخور
گر چه منزل بس خطرناک است ومقصد بس بعید
هیچ راهی نیست کان رانیست پایان غم مخور
حافظا در کنج فقر خلوت شبهای تار
تابود وردت دعا ودرس قرآن غم مخور

صحبت گل
باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدش
بر جفای خار هجران صبر بلبل بایدش
ای دل اندر بند زلفش از پریشانی منال
مرغ زیرک چون به دام افتد تحمل بایدش
رند عالم سوز را با مصلحت بینی چکار
کار شاه است انکه تدبیر وتامل بایدش
تکیه بر تقوی ودانش در طریقت کافری ست
راهرو گر صد هنر دارد توکل بایـــــــدش

بشنو این نکته

بشنو این نکته که خود را زغم آزاده کنی

خون خوری گر طلب روزی ننهاده کنی

آخر الامر گل کوزه گران خواهی شد

جان من فکر سبو باش که پر از باده کنی

خاطرت کی رقم فیض پذیرد هیهات

مگر از نقش پراکنده ورق ساده کنی

کار خود گر به کرم بازگذاری جانا

ای بسا عیش که با بخت خداداده کنی

تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف

مگر اسباب بزرگی همه آماده کنی

خرقه رهن شراب

این خرقه که من دارم در رهن شراب باید

وین دفتر بی معنی غرق می ناب باید

چون عمر تبه کردم چندانکه نگه کردم

در کنج خراباتی افتاده خراب باید

چون پیر شدی جانا از میکده بیرون شو

رندی وهوسناکی در عهدشباب باید

چوم مصلحت اندیشی دور است ز در ویشی

هم سینه پر آتش به وهم دیده پر آب باید

من قصه عاشق را با خلق نخواهم گفت

این قصه اگر گویم با چنگ ورباب باید

تا بی سر پا باشد اوضاع فلک زین سان

در سر هوس ساقی ودر دست شراب باید

از همچو تو دلداری دل بر نکنم آری

چون تاب کشم باری زان زلف بتاب باید

این خرقه که من دارم در رهن شراب باید

رندی وهوسناکی در عهد شباب باید

مهر سیه چشمان

مرا مهر سیه چشمان زسر بیرون نخواهد شد

قضای آسمان است این ودگرگون نخواهد شد

مجال من همین باشد که پنهان عشـــــــــق اوورزم

هر آن قسمت که بر مارفت از ان افزون نخواهدشد

تسلیم تقدیر

هر لحظه که تسلیمم در کارگه تقدیر

آرام تر از آهو بی باک تر از شیرم

هر لحظه که می کوشم در کارکنم تدبیر

رنج از پی رنج آید زنجیر پی زنجیر

هر لحظه که تسلیمم در کارگه تقدیر *** - عکس ویسگون

عیب توبه کاران

من نه آن رِندم که تَرک شاهد وساغر کنم

محتسب داند که من این کارها کمتر کنم

من که عیب توبه کاران کرده باشم بارها

توبه از می وقت گل دیوانه باشم گر کنم

من که دارم در گدایی گنج سلطانی بدست

کی طمع در گردش گردون دون پرور کنم

من که از یاقوت ولعل اشک دارم گنج ها

کی نظر در فیض خورشید بلند اختر کنم

عهد وپیمان فلک را نیست چندین اعتبار

عهد با پیمانه بندم شرط با ساغر کنم

عاشقان را گر در آتش می پسندت لطف دوست

تنگ چشمم گر نظر در چشمه کوثر کنــــــــــــــم

من که پی بردم به گنج حسن بی پایان دوست

صد گدای همچو خود را بعد ازاین قارون کنم

Image

احوال گنج قارون که ایام داد بر باد

در گوش خلق فروخوان تا زر نهان ندارند

وَالَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلاَ يُنفِقُونَهَا فِي سَبِيلِ اللّهِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ

فاش میگویم

فاش میگویم از گفته خود دلشادم

بنده عشقم و ازهردو جهان آزادم

طایر گلشن قدسم چه دهم شرح فراق

که در این دامگه حادثه چون افتادم

من ملک بودم فردوس برین جایم بود

آدم آورد در این دیر خراب آبادم

سایه طوبی دلجویی حور ولب جوی

به هوای سر کوی تو برفت از یادم

نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار

چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم

کوکب بخت مرا هیچ منجم نشناخت

یارب از مادر گیتی به چه طالع زادم

پاک کن چهره مارا به سر زلف زاشک

ورنه این سیل دمادم ببرد بنیاد م

تا شدم حلقه به گوش در میخانه عشق

هردم آید غمی از نو به مبارکبادم

قران

لا اله الا الله یعنی حذف خدایان موهوم” – مرغ قدم

دانلود صوت ذکر سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله و الله اکبر - الگو  ایرانی

سبحان الله والحمد لله ولا اله الا الله - Bezmaksas animēts GIF - PicMix

لا اله الا انت سبحانك اني كنت من الظالمين تويتر – ايميجز

طقم ثلاث لوحات إسلامية لا إله إلا أنت سبحانك إني كنت من الظالمين - هذا الفن  المعاصر صنع بكل فخر في السعودية موقع ماركات دوت كوم Markat

زاهد نکند گنه، که قهاری تو

ما غرق گناهیم، که غفاری تو

او قهارت خواند و ما غفارت

آیا به کدام نام، خوش داری تو

زاهد نکند گنه، که قهاری تو ما غرق گناهیم، که غ - گیتی شو

رفیق من سنگ صبور غم هام

به دیدنم بیا که خیلی تنهام
هیشکی نمیفهمه چه حالی دارم

چه دنیای رو به زوالی دارم
مجنونم و دل زده از لیلیا

خیلی دلم گرفته از خیلیا
نمونده از جوونیام نشونی
پیر شدم پیر تو ای جوونی ...

گفت دانایی که: گرگی خیره سر،

هست پنهان در نهاد هر بشر!

لاجرم جاری است پیکاری سترگ

روز و شب، مابین این انسان و گرگ

زور بازو چاره ی این گرگ نیست

صاحب اندیشه داند چاره چیست

ای بسا انسان رنجور پریش

سخت پیچیده گلوی گرگ خویش

وی بسا زور آفرین مرد دلیر

هست در چنگال گرگ خود اسیر

هر که گرگش را در اندازد به خاک

رفته رفته می شود انسان پاک

وآن که با گرگش مدارا می کند

خلق و خوی گرگ پیدا می کند

در جوانی جان گرگت را بگیر!

وای اگر این گرگ گردد با تو پیر

روز پیری، گر که باشی هم چو شیر

ناتوانی در مصاف گرگ پیر

مردمان گر یکدگر را می درند

گرگ هاشان رهنما و رهبرند

اینکه انسان هست این سان دردمند

گرگ ها فرمانروایی می کنند

وآن ستمکاران که با هم محرم اند

گرگ هاشان آشنایان هم اند

گرگ ها همراه و انسان ها غریب

با که باید گفت این حال عجیب؟

کاش .....

ﮐﺎﺵ ﻣﯽ ﺷﺪ ﮐﺎﺵ ﻫﺎﯼ ﺯﻧﺪگی
ﺗﺎ ﺷﻮﺩ ﺩﺭ ﭘﺸﺖ ﻗﺎﺏ ﺑﻨﺪﮔﯽ
ﮐﺎﺵ ﻣﯿﺸﺪ ﮐﺎﺵ ﻫﺎ ﻣﻬﻤﺎﻥ ﺷﻮﻧﺪ
ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﻏﺼﻪ ﻫﺎ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﺷﻮﻧﺪ
ﮐﺎﺵ ﻣﯽ ﺷﺪ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﻧﺒﻮﺩ
ﺭﺩ ﭘﺎﯼ ﮐﯿﻨﻪ ﻫﺎ ﺭﻧﮕﯿﻦ ﻧﺒﻮد..

ﮐﺎﺵ ﻣﯿﺸﺪ ﺯﻧﺪﮔﯽ
ﺗﮑﺮﺍﺭ ﺩﺍﺷﺖ . . .
ﻻﺍﻗﻞ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﺭﺍ ﯾﮑﺒﺎﺭ ﺩﺍﺷﺖ . . .
ﺳﺎﻋﺘﻢ ﺑﺮﻋﮑﺲ
ﻣﯿﭽﺮﺧﯿﺪ ﻭ ﻣﻦ . . .
ﺑﺮﺗﻨﻢ ﻣﯿﺸﺪ ﮔﺸﺎﺩ ﺍﯾﻦ
ﭘﯿﺮﻫﻦ . . .
ﺁﻥ ﺩﺑﺴﺘﺎﻥ ، ﮐﻮﺩﮐﯽ ، ﺳﺮﻣﺸﻖ
ﺁﺏ . . .
ﭘﺎﯼ ﻣﺎﺩﺭ ﻫﻢ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺟﺎﯼ
ﺧﻮﺍﺏ . . .
ﺧﻮﺩ ﺑﺮﻭﻥ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ
ﺍﺯ ﺩﻟﻮﺍﭘﺴﯽ . . .
ﺩﻝ ﻧﻤﯿﺪﺍﺩﻡ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ
ﻫﺮ ﮐﺴﯽ . . .
ﻋﻤﺮ ﻫﺴﺘﯽ ، ﺧﻮﺏ ﻭ ﺑﺪ
ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻧﯿﺴﺖ . . .
ﺣﯿﻒ ﻫﺮﮔﺰﻗﺎﺑﻞ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﻧﯿﺴﺖ !
“نیما یوشیج “

هستم انکه هستم  1

موسی کلیم الله ع

Stream مهاب قديم الايام، اهيه ... چوي وهيب by Joy Wahib | Listen online for  free on SoundCloud

در صبح جمعه کتاب مقدس تورات میخواندم واینکه حضرت موسی ع هنگامی به پیامبری برگزیده شد در چهار پشت به حضرت یعقوب یا اسرائیل میرسد حضرت یعقوب که نام اسرائیل از طرف خداوند به او داده شد 12 فرزند داشت یکی از فرزندان او لاوی بود که جهار پسر داشت یکی ازانان قهات بود قهات چهار پسر داشت کی یکی از انان عمرام (عمران درکتب مسلمانان ) وعمرام دو پسر بنام موسی وهارون بدنیا اورد که به پیامبری رسیدند و موسی ع وهارون قوم بنی اسرایل پس از 8نسل بعد از حضرت ابراهیم رهبری کردند

پس شجره موسی ع این است موسی بن عمرام بن قهات بن لاوی بن یعقوب ع(اسرائبل )

شجره نامه حضرت یوسف ع که اصیل ترین فرد روی زمین بوده است به فرموده حضرت محمد ص که فردی از وی فرمود ایا شما اصیل ترین فرد روی زمین هستی فرمود نه من اصیل ترین فرد روی زمین نیستم اصیل ترین فرد روی زمین برادرم یوسف ع بود که تا چهار جد وی پیامبر بودند

یوسف بن یعقوب بن اسحاق بن ابراهیم ع

نکته جالبی که در کتاب مقدس تورات خواندم این بود که هنگامی که خداوند بر موسی ع ظاهر شد وبا او گفتگو کلامی کرد وملقب به کلیم الله شد موسی از او پرسید اگر نزد قوم بنی اسرائی وفرعون بروم بگویم مرا چه کسی فرستاده است ونام ترا طلب بکنند به انها چه جوابی بدهم خدواند فرمود نام من (( هستم انکه هستم )) بگو ((هستم)) خدای اجداد شما ابراهیم اسحاق یعقوب مرا پیش شما فرستاده است این نام جاودانه من است وتمام نسلها مرا به این نام خواهند شناخت

هستم آنکه هستم (به عبری: אהיה אשר אהיה) یا به صورت مختصر اِهیِه واژه‌ای عبری است که در کتاب مقدس ترجمه قدیم عیناً آمده‌است. اصل این عبارت چنین است: «اِهیِه اَشِر اِهیِه»، به معنی «هستم آنکه هستم» و از نام‌های خداوند در یهودیت و مسیحیت است. وقتی موسی در کوه حوریب خدا را ملاقات می‌کند و خدا موسی را مامور رساندن پیامش به سوی بنی اسرائیل می‌کند، موسی چنین می‌گوید:

«اینک چون من نزد بنی‌اسرائیل برسم، و بدیشان گویم خدای پدران شما مرا نزد شما فرستاده است، و از من بپرسند که نام او چیست، بدیشان چه گویم؟» خدا به موسی گفت: «هستم آنکه هستم.» و گفت: «به بنی‌اسرائیل چنین بگو: اَهْیَه (هستم) مرا نزد شما فرستاد.» و خدا باز به موسی گفت: «به بنی‌اسرائیل چنین بگو، یهوه خدای پدران شما، خدای ابراهیم و خدای اسحاق و خدای یعقوب، مرا نزد شما فرستاده.»[۱]

ehyeh=allah

I Am that I Am

(هستم آنکه هستم)

https://bookshow.blurb.com/bookshow/cache/P7487054/md/cover_2.jpeg?access_key=6d2942332fd8b8f159846e5a8e94f3d0

✝✨ هستم آنکه هستم ✨✝

اسماءالله و کتبش را به سخره نگیرید و ادعاهای باطل نکنید!

بسم الله الرحمن الرحیم

وَمِنَ النَّاسِ مَن یَشْتَرِی لَهْوَ الْحَدِیثِ لِیُضِلَّ عَن سَبِیلِ اللَّهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَیَتَّخِذَهَا هُزُوًا أُولَٰئِکَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِینٌ ﴿لقمان: ٦﴾

موضوع: بررسی آیات 13 تا 15 بخش سوم کتاب خروج (شموت) از تنزیل تورات عظیم و بررسی معنایی کلمه "یهوه"

ابتدا اجازه دهید به بررسی آیات 13 تا 15 باب سوم صحیفه خروج (شموت) از تنزیل تورات مقدس بپردازیم. :

خلاصه آیه 13: در این آیه موسی نبی به الله سبحانه تعالی میگوید: که من به سوی فرزندان اسرائیل خواهم رفت و خواهم گفت که اله پدران شما من را مبعوث گردانده. سپس آنها به من خواهند گفت، این الهی که تو را مبعوث کرده کیست؟ من چه جوابی به قومم بدهم؟

خلاصه آیه 14: الله سبحانه تعالی در این آیه تورات می فرماید: "اَهیه آشِر اَهیه"

توجه: رسم الخط عبری را از راست به چپ و مانند عربی و فارسی میخوانند

سپس الله سبحانه تعالی در ادامه آیه، تاکید می فرماید: پس به فرزندان اسرائیل بگو که "اهیه" مرا فرستاده است:

بنابراین اسمی که الله سبحانه تعالی به موسی میدهد عبارت است از: (اهیه)

حال ریشه این اسم مبارک و تلفظ این ریشه را در تصویر ذیل می بینیم:

حالا این ریشه را صرف میکنیم، اما قبل از آن توجه شما را به این نکته مهم جلب میکنم:

توجه: در لسان تورات، فقط دو حالت فعلی وجود دارد: افعال کامل Perfect و افعال ناقص Imperfect. یعنی برخلاف ساختار صرف و نحو عرب و انگلیسی، اصلا چیزی به نام سه زمان ماضی، مضارع و مستقبل در ادبیات عبری توراتی وجود ندارد. حتما تا اینجا متوجه شده اید که با این حساب هیچ ترجمه ای از تورات چه به یونانی و چه انگلیسی یا عربی، حق مطلب اصل لسان تورات را ادا نخواهد کرد، مگر اینکه هر کلمه ای از تورات را بنا به شرایط آیه با یک جمله (حداقل) توضیح دهند و همینجا ریشه بسیاری از سوءتفاهم ها و مشکلات ترجمه ای شکل میگیرد. دقت کنید که ساختار ادبیات تورات "فعل محور" است و ساختار ادبیات مابقی زبانها "زمان محور" (گذشته، حال، آینده). همچنین بطور خلاصه فعل کامل، دلالت بر کاری دارد که انجام شده است و فعل ناقص دلالت بر کاری دارد که هنوز کامل نشده و ادبیات توراتی همین کامل شدن یا نشدن هاست. حال به صرف ریشه بالا می پردازیم:

همانطور که در تصویر می بینید، صرف آن ریشه (ه.ی.ه) ما را به همان نام مبارکی که در آیه 14 باب سوم از صحیفه خروج تورات عظیم آمده است می رساند که فعل ناقص و اول شخصی است که آنرا به کسر الف میخوانند "اهیه" . همچنین یکی دیگر از تکرارهای همین فعل در آیه 12 باب چهارم صحیفه خروج آمده است که در تصویر بالا می بینید. مترجمین این کلمه را به گزاره های ذیل ترجمه کرده اند که همگی آنها صحیح است و ایده فعل ناقص و بدون زمان لسان تورات را می رساند:

ترجمه واژه اهیه هر سه عبارت ذیل را در بر میگیرد:

من وجود دارم

من وجود خواهم داشت

من هستم

پس معانی (نه معنا!) آن عبارت "اهیه آشر اهیه" از قرار ذیل است:

ترجمه "اهیه آشر اهیه" همه عبارات ذیل را شامل میگردد:

من وجود خواهم داشت چون من وجود خواهم داشت

من وجود دارم چون من وجود دارم

من همان هستم که هستم

من همان خواهم بود که خواهم بود

من همان هستم که وجود دارم

ملاحظه کنید که علیرغم اینکه ترجمه های فوق زمانهای گوناگون در زبان فارسی دارند، اما همگی آنها برای توصیف جمله " اهیه آشر اهیه" صحیح می باشند و نکته سر همان بدون زمان بودن فعلهای لسان مقدس تورات است که در تذکری که بالا نوشتم تفصیلش آمد. زبان شناسان معتقدند که برای ادای حق ترجمه، همه عبارات فوق باید ذیل آیه قرار گیرند در غیر اینصورت ترجمه کامل نیست! آگاه باشید که هیچ مترجمی همه این معانی را ترجمه نمیکند و او بر حسب سلیقه شخصی و ویژگیهای زبان مقصد، یکی از گزینه های فوق را به دلخواه انتخاب میکند، که این مدخلی برای انواع سوء تعبیرها و تعبیرات شخصی در ترجمه تورات عظیم به زبانهای دیگر ایجاد کرده است.

حال به بررسی آیه اصلی مورد تفحص این یادداشت یعنی آیه 15 می پردازیم، لطفا دقت کنید:

خلاصه آیه 15: و الله تعالی به موسی گفت، پس به فرزندان اسرائیل بگو که (ی. ه . و . ه) ، اله پدرانتان، اله ابراهیم، اله اسحاق و اله یعقوب تو را فرستاده است. این نام من است. و این نام یادبود از نسلی به نسل دیگر است.

برادران و خواهران مسلمان، بنابراین الله تعالی بار دیگر (سومین بار) یکی دیگر از اسماءش را به موسی نبی در آیه 15 عنایت میکند و بر روی آن تاکید می فرماید. این بار این اسم ذیل است:

ملاحظه فرمودید؟؟ به چشم ببینید که دو کلمه (اهیه) و (ی.ه.و.ه) از یک ریشه آمده اند. به ریشه این دو فعل نگاهی کنید و از جهل و تمسخر اسماء الله بپرهیزید! در ذیل ریشه کلمات "اهیه" و "ی.ه.و.ه" را از بالا به پائین می بینید.

این ریشه دومی (ه.و.ه) دقیقا در صرف و معنی و استفاده به مانند ریشه اول (ه.ی.ه) می باشد و دقیقا به مانند فعل اول حالت ناقص Imperfect دارد. حال ریشه دوم (ه.و.ه) را نیز صرف می نماییم:

پس ملاحظه کردید که با صرف فعل ناقص سوم شخص ریشه (ه.و.ه) دقیقا به همان واژه (ی.ه.و.ه) می رسیم که به معنای "او زنده و موجود بود، هست، خواهد بود" می باشد.

لذا کلمه قرمز رنگ تصویر فوق (ی.ه.و.ه) که همان اسم مقدس الله است بصورت ذیل تلفظ میگردد

بهترین تلفظ "ییه وه" است نه الزاما یهوه!

حال به آیاتی از قرآن کریم توجه کنید که معنای اسم مقدس ییه وه "او زنده و موجود بود، هست، خواهد بود" که هزاران بار در آیات تورات مقدس بکار رفته است را تایید می نماید:

إِنَّنِی أَنَا اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِی وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِکْرِی طه: ١٤

(تذکر) می بینیم که چون تورات در قرآن هم فرموده: همان الهی هستم که جز من اله هدایتگری نیست

لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ یُحْیِی وَیُمِیتُ رَبُّکُمْ وَرَبُّ آبَائِکُمُ الْأَوَّلِینَ – دخان 8

(تذکر) می بینیم که چون تورات در قرآن هم فرموده: پروردگار پدران اول شما بوده ام

" پس به فرزندان اسرائیل بگو که (ییه وه) ، اله پدرانتان، اله ابراهیم، اله اسحاق و اله یعقوب تو را فرستاده است. این نام من است. و این نام یادبود از نسلی به نسل دیگر است."

آیات را می بینید یا عده ای هنوز میخواهند اسم مقدس "ییه وه" را انکار نمایند؟؟ شرمندگی اینها بماند برای آن کس و کسانی که بدون علم به الله و کتب محفوظش افترا میزنند.

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ ﴿آل‌عمران: ١٠٢﴾

نام مقدس دیگری که در کتاب مقدس برای الله بیان شده است یهوه است

نام خاص خدا در دين يهود، «یَهُـوَه» است به معنای باشنده؛موجود است. اين نام نزد يهوديان آن قدر محترم و مقدس است كه به زبان آوردنش حتی از طريق قرائت تورات، حرام است!

به خاطر همين، تلفظ صحيح و حقيقی آن كمی مشكل است، و در كتب علمی غربيان اونو بدون حركت (YHWH) ثبت كرده‌اند.
جالب است بدانيم كه اين نام در وقت قرائت تورات به اِدونای (معادل سیّدی!: آقای من) تبديل می‌شود و به اعتقاد برخی پژوهش‌گران، تركيب (ياهو) ـ كه از نظر دستور زبان عربی كاملاً غلط است ـ از یَهُوَه اقتباس شده‌است. (یَـهو) و (ياهو) هم نام دو بت در منطقه خاورميانه قديم بوده‌است.
اما از ديگر نام‌های خدا كه در تورات آمده ( اِهـیِِـِه اَشِـر اِهـیِِـِه) به معنای: هستم آنچه هستم، است. (ر.ك سفر خروج۱۴:۳) كه اتفاقاً در دعای شب عرفه، ياد شده در مفاتيح الجنان نيز آمده:
اللهم يا شاهد كلِّ نجوی! و ... تا می‌رسد به قسم دادن خدا به نام برخی انبيا از آدم تا موسی و خاتم، و كتاب تورات و زبور و فرقان (قرآن) و بعدش اين عبارت است: و بـِـآهِياًّ شَراهِیّاً: يعنی قَسمِت می‌دهم به اين نامت: آهِياًّ شَراهِیّاً. اين نام در اثر نسخه‌برداری افراد كم‌اطلاع به اين صورت ضبط شده‌است.

نام خداوند،‏ یَهُوَه،‏ در لسان‌های مختلف

۱.‏ چرا خداوند لیاقتِ پرستش را دارد؟‏

خداوندِ توانا آفریدگارِ همه چیز در عالم است.‏ او آغاز و پایان ندارد.‏ (‏مزامیر ۹۰:‏۲‏)‏ آفریدگارِ ما سرچشمهٔ خبر خوش است که در کتاب مقدس آمده است.‏ (‏۱ تیموتاوس ۱:‏۱۱‏)‏ ما باید فقط خدای یکتا را پرستش کنیم،‏ زیرا او به ما زنده‌گی بخشیده است.‏—‏لطفاً بخوانید:‏ مکاشفه ۴:‏۱۱

۲.‏ خداوند چه صفاتی دارد؟‏

هیچ انسانی نمی‌تواند خدا را ببیند زیرا او روح است.‏ (‏۱ یوحنا ۴:‏۱۲؛‏ یوحنا ۴:‏۲۴‏)‏ اما ما می‌توانیم صفاتِ عالی او را در چیزهایی که آفریده است،‏ ببینیم و درک کنیم.‏ به طورِ مثال،‏ در انواعِ گلها و میوه‌ها می‌توانیم ببینیم که او چقدر پرمحبت و داناست.‏ بزرگیِ عالم ثابت می‌کند که او چقدر پرقدرت است.‏—‏لطفاً بخوانید:‏ رومیان ۱:‏۲۰

خواندن کتاب مقدس همچنین به ما کمک می‌کند که شخصیتِ خداوند را خوبتر درک کنیم.‏ مثلاً به ما نشان می‌دهد که او چه چیز را خوش دارد و از چه چیز بدش می‌آید.‏ همچنین می‌خوانیم که او چطور با انسانها رفتار می‌کند و یا در شرایطِ مختلف چطور عمل می‌کند.‏—‏لطفاً بخوانید:‏ مزامیر ۱۰۳:‏۷-‏۱۰

۳.‏ آیا خدا نامی دارد؟‏

نام خداوند،‏ یَهُوَه،‏ در لسان‌های مختلف

انسانها به آفریدگارِ خود خدا و یا خداوند می‌گویند.‏ ولی او یک نامِ شخصی دارد.‏ در کلامش می‌خوانیم:‏ «بدانند تو که اسمت خداوند یَهُوَه می‌باشد،‏ یگانه حکمفرمای مطلق کائنات هستی».‏ (‏مزامیر ۸۳:‏۱۸‏)‏ تلفظِ نامِ خدا در هر لسان فرق می‌کند.‏ در لسانِ دری این نام به صورتِ «یَهُوَه» آمده است.‏—‏لطفاً بخوانید:‏ خُروج ۳:‏۱۵

وقتی که کتاب مقدس نوشته می‌شد،‏ نامِ خدا ‏«یَهُوَه»‏ حدود ۷۰۰۰ بار در آن آمد.‏ اما در بسیاری از ترجمه‌های کتاب مقدس به جای این نام از لقبها استفاده شده است.‏ عیسی وقتی که مردم را در موردِ خدا تعلیم می‌داد،‏ نامِ او را استفاده می‌کرد

یَهُوَه خدا به ما ارادهٔ آزاد یعنی حقِ انتخاب را بخشیده است.‏ چقدر جای شکر است که این افتخار را داریم و می‌توانیم در موردِ اطاعت از خدا آزادانه تصمیم بگیریم.‏ (‏یوشع ۲۴:‏۱۵‏)‏ متأسفانه انسانهای زیادی از حقِ آزادی خود سوءاستفاده کرده،‏ به دیگران بدی و ظلم می‌کنند.‏ در نتیجه حالت و اوضاعِ دنیا بد و بدتر می‌شود.‏ دیدنِ این بی‌عدالتی‌ها یَهُوَه خدا را غمگین می‌سازد.‏—‏لطفاً بخوانید:‏ پیدایش ۶:‏۵،‏۶

یَهُوَه خدا حقیقتاً به فکر ما است و فقط خوشبختیِ ما را می‌خواهد.‏ او به زودی بدی و کسانی را که مسئول این بدی‌ها استند،‏ کاملاً نابود می‌کند.‏ تا آن زمان،‏ او موقتاً اجازه داده است که بدی و ظلم وجود داشته باشد.‏ دلیل آن را در درس ۸ بررسی می‌کنیم.‏—‏لطفاً بخوانید:‏ ۲ پطرس ۲:‏۹؛‏ ۳:‏۷،‏۱۳

یَهُوَه خدا می‌خواهد که توسطِ دعا به او نزدیک شویم،‏ چونکه او به فکر هر کدامِ ما است.‏ (‏مزامیر ۶۵:‏۲؛‏ ۱۴۵:‏۱۸‏)‏ او حاضر است ما را از دل و جان ببخشد.‏ اگر چه که در راهِ درست همیشه کامیاب نمی‌شویم،‏ ولی خداوند می‌بیند که تلاش و کوشش می‌کنیم که او را از خود راضی بسازیم.‏ ما ناکامل استیم،‏ یعنی در زنده‌گی زیاد اشتباه می‌کنیم.‏ اما باز هم می‌توانیم یک رابطهٔ نزدیک و صمیمانه همراه خداوند داشته باشیم.‏—‏لطفاً بخوانید:‏ مزامیر ۱۰۳:‏۱۲-‏۱۴؛‏ یعقوب ۴:‏۸

یَهُوَه خدا را باید از هر چیزِ دیگر زیادتر دوست داشته باشیم به خاطری که او به ما زنده‌گی بخشیده است.‏ (‏مرقس ۱۲:‏۳۰‏)‏ کسی که کوشش می‌کند خداوند را خوبتر بشناسد و به خواستِ او عمل کند،‏ دوستیِ خود را به او ثابت می‌کند و به او نزدیکتر می‌شود.‏—‏لطفاً بخوانید:‏ ۱ تیموتاوس ۲:‏۴؛‏ ۱ یوحنا ۵:‏۳

سبوح یهوه قدوس یهوه سبوح قدوس رب الملائکه وروح

((پروردگارا نام تو مقدس باد ملکوت تو بیاید اراده تو چنانچه در آسمان است در زمین نیز به انجام برسد ))

تلنگر ((دعای اللّٰهُمَّ يَا شاهِدَ كُلِّ نَجْوىٰ،))

یکی از دعاهای توصیه شده در متون مذهب شیعه دعای اللهم یا شاهد کل نجوی است این دعا در شب جمعه وشب عرفه توصیه شده که مسلمانان بخوانندروایت شده: هرکه آن را در شب عرفه یا شب‌های جمعه بخواند، خدا او را بیامرزد:

در فقره ای از این دعا امده است وَباهِيّاً شَراهِيّاً.این فقره عربی نیست که قابل ترجمه باشد درمفاتیح الجنان این گونه ترجمه کرده است

و به‌حق باهی و شراهی [دو نام اعظم یا دو راز یا دو تن از اولیای الهی] فقط در یکی از کتب خواندم که علامه طباطبایی که اهل علم ومطالعه بود فرموده بود این کلمه عبری است ومعنای یا حی یاقیوم را میدهد اما امروز با مراجعه به کتاب مقدس بر من روشن شد که این فقره از دعا همان «اِهیِه اَشِر اِهیِه»، به معنی «هستم آنکه هستم» و از نام‌های خداوند در یهودیت و مسیحیت است. ودر متون دعا ما به این شکل تغیر کرده است ونوشته شده است خداوند منان را سپاسگذارم که ما را به روشنایی وراه های خود هدایت میکند

العبد العاصی الحقیر المسکین یوسف اردیبهشت 1403 وماتوفیقی الا بالله حسبی الله لاحول ولا قوه الا بالله

JESUS CHRIST :The Anatomical And Physiological Details Of 6 Hours Of Pain  And Death By Crucifixion: - Vanguard News

هستم انکه هستم 2

اسماء الهی در آیین یهودیت: رهنمودی به نام‌های خدا و معنای عمیق آنها در اعتقادات یهودیت

اسماء الهی در آیین یهودیت

در تَنَخ tanah(تورات و کتب انبیاء بعدی بنی اسرائیل)، تَلمُود talmud و زُوهَر zohar نام های زیادی به خداوند اطلاق شده است که غیر از یک نام اصلی و اعظم، سایر اسامی به نوعی صفت و لقب برای او محسوب می شوند. بنابراین، غیر از نام اصلی که ویژه و مختص خداوند است، ممکن است سایر اسامی به غیر خداوند نیز نسبت داده شوند (مانند کلمه ی قادر).

در یهودیت از نام‌های مختلفی برای اشاره به خداوند استفاده می‌شود. رایجترین نام استفاده شده در تورات نام چهار حرفی خداوند یهوه (عبری :יהוה ) می‌باشد که گاهی تتراگراماتون نامیده می‌شود.

نام‌های دیگر مورد استفاده در یهودیت عبارتند از ال (خدا)ُ الوهیم ( که به معنی خدای واحد ترجمه می‌شود با اینکه این لغت جمع است) ال شدای (خدای قدرتمند) آدونای (ارباب) الیون (بالاترین) و آوینو (پدرمان). این نام‌ها با معنی نام به صورت رایج نیستند بلکه به معنی لقب‌های مختلف برای اشاره به یک معنی هستند.

نامهای رایج خدا در یهودیت

یهوه

نام اصلی و اعظم خد.اوند، ی-ه-و-ه (y-h-w-h) این نام تنها به خداوند اختصاص دارد و هیچ گونه صفتی که به غیر از او اطلاق گردد به شمار نمی رود. تلفظ آن طبق شرع یهود ممنوع است و تنها در ایام آبادی بیت المقدس (معبد سلیمان)، کاهن اعظم (و در مواردی دیگر کاهنان) در موارد خاص مجاز به تلفظ آن بودند. از اعراب گذاری های متعددی برخوردار است که در متن تورات (تنخ) طبق قانون ویژه ای، اعمال می شود. این کلمه به علت قداست ویژه در نزد یهودیان، علاوه بر تورات، تنها در کتب مقدس (مانند کتاب های دعا) نوشته یا چاپ می شود و حتی در تلمود یا سایر نوشته های دینی از این کلام استفاده نمی شود. همان گونه که ذکر شد، برای خواندن آن از کلمات "اَ.دُونای" یا "هَشِم" استفاده می شود.

عرفای یهود، این کلمه را نشانه ی خصلت رحمت خداوند دانسته اند، که گاه در مقابل و گاه در کنار کلمه ی اِلوهیم به نشانه ی عدالت الهی قرار می گیرد.

اهیه اشر اهیه (من هستم آنکه هستم)

اهیه اشر اهیه (عبری :אהיה אשר אהיה) اولین از سه پاسخی است که موسی هنگامی که نام خداوند را در خروج ۳:۱۴ میپرسد دریافت می‌کند. در ترجمه انگلیسی جیمز پادشاه این جمله به معنی هستم آنکه هستم ترجمه می‌شود که یکی از نام‌های خداوند است. اهیه شکل سوم شخص واژه حی به معنی بودن است. اشر نیز در این جمله معمولاً به معنی آن ترجمه می‌شود. با اینکه جمله معمولاً به زمان حال ترجمه می‌شود ترجمه دقیقتر می‌تواند من آن خواهم بود که خواهم بود باشد زیرا شکل استفاده شده در این جمله آینده است.

آدونای

در یهودیت معمولاً وقتی شخصی که تورات را میخواند به واژه یهوه می‌رسد لغت آدونای (به معنی ارباب) را جایگزین آن می‌کند. برای اشاره به یهوه در غیر از عبادت از لغت هاشم (آن نام) استفاده می‌شود. اینکار به این دلیل است که تصور می‌شود نام یهوه آن قدر مقدس است که نباید در هیچ جای دیگری به غیر از معبد سلیمان خوانده شود.

هاشم

به صورت معمول در یهودیت نام آدونای فقط در عبادت مورد استفاده قرار میگیرد. در مکالمه برای اشاره به خدا از لغت هاشم ( השם به معنی‌ها (آن) شم (نام) ) استفاده می‌کنند. این لغت برای اولین بار در لاویان ۲۴:۱۱ استفاده شده‌است. بعضی از یهودیان برای اینکه نام خداوند را به صورت معمول بر زبان نیاورند بعضی از حروف آن را با حروف دیگر جایگزین می‌کنند مثلاً ه را با ک جایگزین کرده و به جای الوهیم ُ الوکیم و یه با جای شدای شکای میگویند. هاشم معمولاً به صورت غیررسمی تری از آدونای مورد استفاده قرار میگیرد.

آدوشم

تا قبل از قرن ۲۰ استفاده از لغت آدوشم که ترکیبی از آدونای و هاشم است رایج بود. ولیکن حاخام دیوید هالوی سیگال اینکار را ممنوع کرد زیرا معتقد بود که اینکار بی‌احترامی به نام خداوند است. در یهودیت امروزی از این لغت بسیار به ندرت استفاده می‌شود.

بعلی

بعلی یکی از نام‌های قبلی مورد استفاده توسط قوم اسراییل برای اشاره به خداوند است که معنی سرورم می‌باشد. ولیکن پیامبر اسراییل هوشع قوم اسراییل ر ا از استفاده از این نام منع کرد و به آنان گفت که به جای بعلی از لغت ایشی به معنی همسرم استفاده کنند.

ال

ال یک لغت ریشه فینیسیایی است که به صورت معمول به معنی خدا ترجمه می‌شود. در تورات واژه ال (عبری : אל) به تنهایی بسیار به ندرت مورد استفاده قرار میگیرد. بلکه معمولاً ال به همراه یک صفت خداوند مورد اشاره قرار می‌گیرد مثلاً ال شدای به معنی خدای قدرتمند ال الیون به معنی بالاترین خدا ال اولم به معنی خدای بی انتها ال حی به معنی خدای زنده ال روا به معنی خدای چوپان ما ال گیبور (معادل جبار در عربی) به معنی خدای قدرتمند. در نام‌های عبری که دارای صدای ال است نیز این صدا به اشاره به نام خداوند است مقلا گابریل (قدرت خداوند) میکاییل (چه کسی مانند خدا است؟ ) رافایل (داروی خداوند) آریل (شیر خداوند) دانیل (قضاوت خداوند) اسراییل (آن که با خدا کشتی گرفت) ایمانویل (خدا با ماست) اشماعیل (خدا میشنود).

اله

اله ( عبری : אֱלָה) لغت آرامی به معنی خداوند است. ریشه اصلی این لغت مشخص نیست. اله در عهد عتیق در کتاب‌های عزرا دانیال و ارمیا مورد استفاده قرار گرفته‌است. اله به معنی کلی خداوند است و گاهی برای اشاره به خدایان بت پرستان نیز استفاده شده‌است. این نام با نام الله به معنی ال اله که توسط مسلمانان مورد استفاده قرار گرفته‌است مرتبط می‌باشد. استفاده‌های این لغت به شرح زیرند:

– اله آواهاتی خدای پدران من (دانیال ۲:۲۳)

– اله الین خدای خدایان (دانیال ۲:۴۷)

– اله یروشلم خدای اورشلیم (عزارا ۷:۱۹)

– اله یسراییل خدای اسراییل (عزرا ۵:۱)

– اله شمایا خدای بهشت (عزرا ۷:۲۳)

الواه

لغت عبری الواه که فرم مونث واژه جمع الوهیم است نادر است و تنها در کتاب ایوب مورد استفاده قرار گرفته‌است. الواه یا اله با واژه الله ریشه مشترکی دارد. الله به معنی لغوی ال اله است که نام عربی خدای ابراهیم می‌باشد. در عهد عتیق فرم مفرد الوهیم در چند جا برای اشاره به خدایان بت پرستان استفاده شده‌است (مانند دانیال ۱۱:۳۷ و ۳۸).

الوهیم

یکی از نام‌های رایج استفاده شده در تورات الوهیم (عبری : אלהים ) است. با اینکه این لغت به دلیل داشتن ایم در انتها جمع است برای اشاره به خدای واحد مورد استفاده قرار میگیرد. در زبان کنعانیان این لغت برای اشاره به خدایان آن‌ها به معنی جمع مورد استفاده قرار میگرفت. دلیل جمع بودن این لغت مورد مطالعه بسیاری قرار گرفته‌است و دلایل مختلفی برای آن ابراز شده‌است. در قرآن نیز خدا برای اشاره به خود گاهی از لغات جمع استفاده می‌کند. در بعضی قسمت‌های تورات واژه الوهیم برای اشاره به خدایان غیر اسراییل استفاده شده‌است. (رجوع شود به رائلیان )

ال روا

ال روا به معنی خدای پادشاه در چند جای عهد عتیق استفاده شده‌است.

ال شدای

ال شدای (عبری : : אל שדי ) به معنی خدای قدرتمند نیز چندین بار در عهد عتیق استفاده شده‌است.

شخینا

شخینا یا شکینا (عبری: שכינה ) به معنی حضور خداوند است که در بین عبریان وجود داشت. این واژه در تورات استفاده نشده‌است ولیکن حاخام‌ها در مورد حضور خدا در تابوت عهد و بین قوم اسراییل از این لغت استفاده کرده‌اند. ریشه این لغت به معنی سکنا گزیدن است. این واژه تنها واژه مونث برای اشاره به خداوند است. بعضی اعتقاد دارند که شخینا به معنی بعد مونث خداوند است ولیکن این توصیف به نظر صحیح نمی‌اید. لغت عربی سکینه که در قرآن استفاده شده‌است نیز معادل شخینا در عبری است. در قرآن نیز این لغت مرتبط با تابوت عهد است. همچنین نتیجه محمد و دختر حسین ابن علی نیز دارای نام سکینه بود.

در کابالا

در کابالا از نام عین سوف (عبری: אין סוף) به معنی بی‌پایان برای اشاره به خداوند استفاده می‌شود. همچنین در کابالا استفاده از نام ۴۲ حرفی برای خداوند نیز رایج است. کابالیستها همچنین اعتقاد دارند موسی از نام ۷۳ حرفی خدواند برای باز کردن رود نیل استفاده کرده‌است و آیات مربوط به این داستان در تورات نام خداوند را داراست(خروج ۱۴:۱۹-۲۱). آنان این سه آیه را ترکیب می‌کنند تا واژه ۷۲ حرفی برای نام خدا را ایجاد کنند. بعضی اعتقاد دارند که این نام مرتبط با اسم اعظم خداوند است.

اسامی دیگر خدا در آیین یهودیت

علاوه بر اسامی فوق، در دیگر منابع دینی یهود (تلمود، زوهر، گفتار علمای مذهبی) اسامی و صفات دیگری نیز برای خد.اوند به کار رفته اند، که تعدادی از آنها به این شرح هستند:

- هَگاوُوهَ: (خدای) متعال

- صِوائُوت رییس لشکریان الهی (توانا بر همه چیز)

- هَگِوورا: آن (خدای) جبار و قدرتمند.

- یُوصِر هَکُل: آفریننده همه چیز.

- اِل هَتیشبا حُوت: خدای شایسته ی سپاس ها و مدح ها.

- شُومِر ییسرائل: محافظ بنی اسرائیل.

- ماگِن اَوراهام: محافظ ابراهیم.

- صور ییصحاق: صخره ی پناه اسحق.

- مِلِخ مَلخِه هَمِلاخیم: پادشاهی (مسلط) بر پادشاهِ پادشاهان

- هَشامَییم: به معنای لغوی آسمان که در متون دینی به خد.اوند نیز اشاره دارد.

- هَقادوُش باروخ هو: (خد.ای) مقدسِ متبارک.

- ریبوُنو شِل عُلام: سرورِ جهان.

- هَماقُوم: آن مکان (آن مقام متعالی).

- هارَحمان: آن (خدای) رحمان.

- رَحمانا: آن (خد.ای) رحمان.

- آوینو شِبَشامَییم: پدر ما که در آسمان است. (پدر آسمانی ما).

- شالُوم: به معنی سلام و صلح و سلامتی، یکی از اسامی خد.اوند است.

- تِمیرا دِ-تِمیرین: پنهان تر از پنهان ها.

- عَتیقا دِ-عَتیقین: قدیمی تر از قدیمی ها.

- سیبَت کُل هَسیبوُت: مسبب تمام سَبب ها.

- عیلَت کُل هاعیلُوت: علتِ تمام علت ها.

- اِن سُوف: بی نهایت، ازلی و ابدی

تَنَخ یا تَناخ tanach

تَنَخ یا تَناخ[۱]‏ (به عبری: תָּנָ"ךְ) که کتاب مقدس عبرانی و در عبری میقرا (به عبری: מִקְרָא، قرائت کردن) نیز نامیده می‌شود، مجموعهٔ متون مقدس عبری شامل تورات، نوییم و کتوویم است. شاخه‌های مختلف یهودیت و سامریت نسخه‌های متفاوتی از این مجموعه را معتبر می‌دانند، از جمله هفتادگانیِ یونانی قرن سوم ق‌م در یهودیت معبد دوم، پشیطای سریانی، تورات سامری، طومارهای دریای مرده و در نهایت متن مازورتی قرن دهم میلادی که توسط گروهی از کاتبان نهایی شده و در حال حاضر در یهودیت ربانی مورد استفاده است.[۲]‏ اصطلاح «کتاب مقدس عبری» اغلب با متن مازورتی یکسان گرفته می‌شود؛ با این حال، این نسخه‌ای قرون وسطایی و یکی از چندین متنی است که در طول تاریخ توسط شاخه‌های مختلف یهودیت معتبر دانسته شده است.[۲]‏ نسخهٔ فعلی متن مازورتی عمدتاً به عبری توراتی و بخش‌های متاخرتری نیز به زبان آرامی توراتی (در کتاب‌های دانیال و عزرا؛ ۱۰:۱۱ در کتاب ارمیا) است.[۳]

نسخهٔ معتبر فعلی تنخ — مورد استناد در یهودیت ربانی — متن مازورتی (قرن هفتم تا دهم میلادی) است که حاوی ۲۴ کتاب است. این کتب نیز هر کدام به فصل‌ها و آیاتی تقسیم می‌شوند. تنخ در دوران معبد دوم تدوین و تثبیت (حدوداً ۵۲۰ قبل از میلاد تا ۷۰ میلادی) شده است؛ این عهدی است که یهودیان بر سر اینکه کدام بخش‌ها از متونشان منشأ الهی دارد، بحث کرده و به اجماع رسیدند و با استفاده از متون قدیمی‌تر آنچه امروزه «تورات» نامیده می‌شود را شکل دادند. متن مازورتی توسط کاتبان و دانشمندان یهودی اوایل قرون وسطی نهایی شده است.[۲] یهودیان یونانی‌زبان اسکندریه ترجمه‌ای یونانی از تنخ، به نام «هفتادگانی» تدوین کردند. هفتادگانی شامل برخی از کتاب‌هایی که بعدها اپوکریفا/اسفار مشکوک نامیده شدند هم می‌شود. سامریان نسخهٔ خودشان از تورات را دارند. هر دوی این نسخه‌های باستانیِ تنخ به‌طور قابل توجهی با متن مازورتی قرون وسطی متفاوت هستند.[۲]

پژوهشگران معاصر به منظور درک تاریخ تنخ علاوه بر متن مازورتی از منابع متعددی استفاده می‌کنند.[۴] از جملهٔ این منابع، هفتادگانی یونانی، پشیطای سریانی، تورات سامری، مجموعه طومارهای دریای مرده و فرازهایی از نسخ خطی ربانی هستند. این منابع در برخی موارد قدیمی‌تر از متن مازورتی بوده و اغلب با آن تفاوت دارند.[۵] این تفاوت‌ها منجر به نظریه‌ای شده است مبنی بر اینکه نسخه‌ای اولیه از تنخ وجود داشته که منشأ نسخه‌های موجود امروز بوده است.[۶] با این حال، چنین متن اولیه‌ای هرگز یافت نشده و در این زمینه که کدام یک از سه نسخهٔ معروف (هفتادگانی، متن مازورتی و تورات سامری) به متن اولیه نزدیک‌تر است، اختلاف وجود دارد.[۷]

مشترکات زیادی میان تنخ عبری و عهد عتیق مسیحی وجود دارد. عهد عتیق پروتستان‌ها همان کتاب‌های تنخ را دارد، اما به ترتیب متفاوتی چیده شده‌اند. عهد عتیقِ کلیساهای کاتولیک، ارتدکس شرقی و ارتدکس مشرقی شامل کتاب‌های قانونی ثانی نیز شامل می‌شوند که در تنخ وجود ندارند.[۸]

نام[ویرایش]

کتاب‌های بیست‌وچهارگانه تنخ

تنخ سرواژه‌ای است که از حروف اول عبری هر یک از سه بخش سنتی متن مازورتی ساخته شده است: تورات (به معنای شریعت یا احکام)، نوییم (انبیاء) و کتوویم (مکتوبات). تقسیم‌بندی فعلی تنخ به سه بخش، در ادبیات ربانی نیز دیده می‌شود.[۹] با این حال، در آن دوره از اصطلاح تنخ استفاده نمی‌شد و به جای آن، میقرا (یا میکرا، מקרא، به معنای قرائت کردن یا آنچه قرائت می‌شود) رواج داشت زیرا متون تنخ در جمع قرائت می‌شدند. اصطلاح تنخ اولین بار در دورهٔ قرون وسطی ثبت شده است.[۱۰] میقرا تا به امروز در عبری در کنار تنخ استفاده می‌شود و در عبری محاوره‌ای معاصر، معنای یکسانی دارند.[۱۱]

کتاب مقدس عبری اصطلاحی است که بیشتر توسط محققان دانشگاهی مطالعات کتاب مقدس استفاده می‌شود. این لفظی بی‌طرفانه‌تر به جای تنخ یهودی و عهد عتیق مسیحی است.[۱۲][۱۳] «عبری» به زبان اصلی کتاب‌ها و گاه به یهودیان دوران معبد دوم اشاره دارد.[۱۴]

تورات

تورات (به معنای شریعت؛ حرف ت در تنخ) یا اسفار پنجگانه بخش اول تنخ است که خود شامل پنج سِفر (کتاب) است. تورات پراهمیت‌ترین نوشتار یهودی است و به باور آنان به‌وسیله یهوه (خداوند) به موسی داده شده است، ولی هیچ‌کدام از این پنج کتاب مشخص نمی‌کنند توسط چه کسی نوشته شده‌اند.[۱۵] اعتقاد بر اینکه موسی همهٔ تورات را نوشته است احتمالاً ریشه در آیاتی دارد که می‌گویند موسی ۴۰ روز و ۴۰ شب در کوه سینا (یا حوریب) ماند. این زمانی بس طولانی برای انتقال قوانین کوتاهی مانند ده فرمان است؛ بنابراین روایاتی شگل گرفتند که موسی کل تورات مکتوب را در آن دوره از خدا دریافت کرده است. تورات طبق منابع یهودی (که توسط کلیسای اولیه نیز پذیرفته شده‌اند) شامل سفر پیدایش نیز می‌شود که در آن خدا به موسی از تاریخ اولیهٔ جهان و ابراهیم و خاندان او گفته است. برخی منابع یهودی حتی نوشته‌اند که تثنیه ۳۴، آخرین باب تورات حاوی مرگ موسی، توسط خدا به موسی گفته شد و موسی آن را با اشک‌هایش نوشته است.[۱۶] به نظر می‌رسد قدیمی‌ترین منابعی که تورات را به موسی نسبت داده، کتاب یوبیل و طومارهای دریای مرده (حدود دو قرن قبل از میلاد) باشند.[۱۷]

با ظهور خردگرایی، به ویژه همراه با چهره‌هایی چون توماس هابز (۱۵۸۸–۱۶۷۹) و باروخ اسپینوزا (۱۶۳۲–۱۶۷۷)، دیدگاه مبنی بر اینکه تورات یک اثر واحد و منسجمِ نوشته‌شده توسط موسی است، زیر سؤال رفت. این نظریات نهایتاً منجر به تدوین «فرضیهٔ مستند» در قرن نوزدهم شد که بر اساس آن، پنج‌کتاب موسی (یا شش‌کتاب موسی) از چهار منبع یا سند عمده تشکیل شده است و هر یک از این منابع یا اسناد به شکل نسبتاً کاملی در تورات فعلی گنجانده شده‌اند و هر یک اصطلاحات و دیدگاه‌های الهیاتی متمایزی دارند. این منابع بر اساس حرف اول نام مستعارشان، به منبع «پی» (روحانی)، «جِی» (یهوه‌ای، Jahwist)، «ای» (الوهیمی) و «دی» (تثنوی) نام گرفتند. «جی» و «ای» نام خود را از اسمی که خدای اسرائیل را بدان می‌خوانند، دارند. «جی»، او را از آغاز یهوه می‌نامد، حتی قبل از اینکه او نام خویش را در روایات «پی» و «ای» آشکار کند. منبع «ای» به این خدا الوهیم (اصطلاح کلی به معنای خدا) می‌گوید. منبع «پی» نام‌های متفاوتی به کار می‌برد اما به او یهوه نمی‌گوید. منبع «دی» نیز به سفر تثنیه (Deuteronomy) اشاره دارد.[۱۶]

البته تفاوت در نام‌های الهی معیار اصلی برای تشخیص این چهار منبع گمنام نیست. در تورات، دوباره‌گویی‌ها و تناقضات جدی—هم در روایات و هم در احکام—وجود دارد. برای مثال، از دیرباز مشخص شده است که باب‌های ۱ تا ۳ سفر پیدایش دو بار آفرینش جهان را روایت می‌کنند: انسان اول بار در ۱:۲۷ خلق می‌شود — «پس خدا انسان را به صورت خود آفرید، به صورت خدا آفریدش؛ مرد و زن آفریدشان» — و باری دیگر در ۲:۷ — «پس یهوه الوهیم انسان را از خاک زمین ساخته، دم حیات را در او دمید و انسان موجودی زنده شد.» روایت دوم (آدم و حوا) صرفاً بازگویی اولی نیست، بلکه هم در رئوس و هم در جزئیات تفاوت‌های شگرفی دارد.[۱۶]

داستان تورات به صورت تاریخِ خطی روایت شده است؛ از ابتدایی‌ترین زمان آغاز می‌شود و از پیدایشِ زمینِ قابل سکونت تا زمانی که بنی اسرائیل در آستانهٔ ورود به سرزمینی هستند که خدا به آنان وعده داده را در بر می‌گیرد. مجموعهٔ شریعتی که از طریق موسی به آن‌ها اعطا شده است، همه در این جریان رویدادهای روایی قرار گرفته‌اند و مجموعه‌ای انتزاعی یا نظری از احکام فقهی نیستند. تورات منبعی غنی از درام، جزئیات روایی، شخصیت‌های قابل توجه و تعاملات شگفت‌آور با خدایی است که از آن‌ها حمایت می‌کند. این کتاب پایه و اساس برای تاریخ بعدی اسرائیل را می‌نهد که در کتب انبیاء بیان شده است.[۱۸]

(نام‌های درون پرانتز در ذیل عنوانی است که در نزد مسیحیان به کار می‌رود)

  • برشیت בראשית (پیدایش) عنوان سفر پیدایش یا تکوین که دربردارنده داستان آفرینش، سرگذشت آدم و حوا، نوح، ابراهیم، لوط، اسماعیل، اسحاق، یعقوب و فرزندان وی است و با مرگ یوسف به پایان می‌رسد.
  • شموت שמות (خروج) عنوان سفر خروج و دربردارنده مطالبی چون ماجرای بردگی بنی اسرائیل در مصر، تولد و پیامبری موسی، خروج بنی اسرائیل از مصر، سرگردانی آنها در بیابان و اعطای ده فرمان به موسی است.
  • وییقرا ויקרא (لاویان) عنوان سفر لاویان و شامل احکام شرعی و آداب و شعائری است که در واقع به منزله کتاب راهنمای کاهنان بنی اسرائیل از سبط لاوی محسوب می‌شود.
  • بمیدبار במדבר (اعداد) عنوان سفر اعداد و شامل گزارش دو سرشماری قوم بنی اسرائیل و حوادثی است که بین راه مصر و سرزمین موعود بر این قوم گذشت.
  • دواریم דברים (تثنیه) عنوان سفر تثنیه است که حاوی بازگویی مقررات و فرمان‌های اسفار قبلی از زبان موسی خطاب به بنی اسرائیل و تعیین یوشع به عنوان رهبر بنی اسرائیل و درنهایت درگذشت موسی است.

کتاب‌های انبیاء

نبوت در اسرائیل همزمان با ظهور پادشاهان پدیدار شد و با سقوط پادشاهی از بین رفت.[۱۹] این اتفاقی نبوده است؛ انبیاء عمیقاً بخشی از مناسبات سیاسی اسرائیل بودند و پدیدهٔ نبوت را نمی‌توان جدا از سیاست اسرائیل دید. انبیاء گاه از تصمیمات پادشاه حمایت و گاه انتقاد می‌کردند. انبیای یهوه در واقع نوعی توازن بر قدرت پادشاه اعمال می‌کردند، چه از جانب یهوه سخن می‌گفتند و مستقیماً تحت فرمان پادشاه نبودند.[۲۰] کتب انبیاء در بخش دوم تنخ قرار دارند؛ نوییم که حرف ن در تنخ نشانگر آن است. خود این بخش به قسمت تقسیم می‌شود: انبیای متقدم که شامل یوشع، داوران، کتاب‌های سموئیل و کتاب‌های پادشاهان است؛ و انبیای متاخر که اشعیاء، ارمیا، حزقیال و دوازده نبی صغیر را شامل می‌شود.[۲۱]

انبیای متقدم

وقایع نقل شده در کتاب‌های یوشع تا پادشاهان، داستانِ تشکیل حکومت اسرائیل را بازگو می‌کند. در ابتدای این داستان، قوم اسرائیل گروهی مهاجر بودند. همان‌طور که در کتاب یوشع آمده است، یوشع آن‌ها را به کنعان کوچاند. کتاب داوران، سختی‌های اسکان یافتن در سرزمین و دفاع در برابر دشمنان مختلف را روایت می‌کند. کتاب‌های سموئیل به ظهور پادشاهی در اسرائیل می‌پردازند و کتاب‌های پادشاهان، تاریخِ پادشاهی را شامل می‌شوند، از جمله انشعاب اسرائیل به دو پادشاهی و نابودیِ هرکدام توسط قدرت‌های خارجی. تورات و انبیای متقدم روی هم «تاریخِ اولیه» نامیده می‌شوند، روایتی جامع از خلقت تا تبعید قوم اسرائیل.[۲۲]

دیدگاهِ الهیاتی انبیای متقدم تا حد زیادی برگرفته از «شریعت تثنوی» است. انبیای متقدم را می‌توان کتب تاریخی نامید، اما نویسندگان آن در حال خلقِ تاریخِ مستند نبودند. این مؤمنان به یهوه، اعتقادشان بر این بود که یهوه در تاریخِ اسرائیل نقشی فعال دارد و داستان را از این دیدگاه روایت کرده‌اند. آن‌ها باور داشتند که علت و معلول، نتایجِ تاریخی را رقم می‌زند، اما تحلیلِ آن‌ها علاوه بر سیاست و عوامل اقتصادیِ انسانی، شاملِ علیتِ الهی نیز می‌شد. پژوهشگران گاه انبیای متقدم را روی هم رفته «تاریخ تثنوی» می‌نامند، چه دیدگاه نویسندگان این آثار برگرفته از شریعت تثنوی بوده است. شریعت تثنوی در واقع احکامی است که در کتاب تثنیه در تورات که زمان شاه یوشیا نوشته شدند.[۲۲]

  • کتاب یوشع یا یهوشوع יהושע

با نبوت یهوشوع یا ورود بنی اسرائیل به ارض موعود شروع می‌شود و تاریخچهٔ اقوام بنی‌اسرائیل را پس از آن بیان می‌کند.

  • شوفطیم یا کتاب داوران שופטים

از رخدادهای زمان داورانی چون دوورا و گیدعون و شیمشون که پس از یوشع رهبری مردم را به عهده گرفتند سخن می‌گوید.

  • کتاب‌های سموئیل שמואל

این کتاب به دوران پس از شوفطیم می‌پردازد. همچنین از به پادشاهی رسیدن شائول نخستین پادشاه اسرائیل و سپس داوود سخن می‌گوید.

  • ملاخیم یا کتاب پادشاهان מלכים

با شرح دوران پادشاهان اسرائیل پس از داوود که از سلطنت شلومو (سلیمان) است، آغاز می‌شود و تا خرابی بیت همیقداش اول به دست نبوکد نصر پادشاه بابل ادامه دارد.

انبیای متاخر

بخش موسوم به «انبیاء متأخر» به افراد مشخصی در اسرائیل می‌پردازد که جایگاه اجتماعی و معنوی شناخته‌شده‌ای در اسرائیل داشتند و نظر خدا دربارهٔ رویدادهای زمان خود را بیان می‌کردند. انبیاء متأخر شامل اشعیا، ارمیا، حزقیال و کتاب دوازده‌گانه است. کتاب دوازده‌گانه شامل دوازده اثر کوتاه‌تر، از هوشع تا ملاکی، است و برخی آن‌ها را «انبیای صغیر» می‌نامند. دورهٔ تاریخیِ انبیاء متأخر با پادشاهیِ تقسیم‌شدهٔ اسرائیل (اسرائیل شمالی و یهودا) آغاز می‌شود و تا دوران پس از تبعید ادامه می‌یابد.[۲۳]

  • اشعیا ישעיהו
  • ارمیا ירמיהו
  • حزقیال יחזקאל

انبیای صغیر

  • کتاب هوشع הושע
  • کتاب یوئیل יואל
  • کتاب عاموس עמוס
  • کتاب عوبدیا עובדיה
  • کتاب یونس יונה
  • کتاب میکاه מיכה
  • کتاب ناحوم נחום
  • کتاب حبقوق חבקוק
  • کتاب صفنیا צפניה
  • کتاب حجی חגי
  • کتاب زکریا זכריה
  • کتاب ملاکی מלאכי

مکتوبات

بخش سوم «کتوویم» (حرف ک یا خ آخر در «تنخ») نامیده می‌شود که به معنای «مکتوبات» است. مسیحیان به آن «هگیوگرافی» (کلمهٔ یونانی به معنای «نوشته‌های مقدس») می‌گویند. این بخش شامل مجموعه‌ای از متون متنوع از جمله سرودها، دعاها، نصایح اخلاقی، پژوهش‌های فلسفی، داستان‌های کوتاه، آداب عبادت و تاریخ است. برخی از کتاب‌های این بخش به روایات اولیهٔ تاریخ اسرائیل مرتبط هستند اما همهٔ کتاب‌های این بخش متعلق به دورهٔ پس از اسارت یهودیان در بابل هستند. کتویم آخرین بخش تنخ بود که شکل نهایی به خود گرفت و این اتفاق در اواخر قرن اول میلادی رخ داد.[۲۴]

مزامیر مجموعه‌ای از سرودها و دعاهایی است که اسرائیلیان برای خطاب به یهوه به کار می‌بردند. امثال و کتاب ایوب در دستهٔ ادبیات حکمت طبقه‌بندی می‌شوند. غزل غزل‌های سلیمان، روت، مراثی، جامعه و استر با یکدیگر گروهی به نام پنج طومار را تشکیل می‌دهند. هر یک از این طومارها در یکی از عیدها یا روزه‌های مهم یهودی خوانده می‌شد. دانیال در دستهٔ مختص خودش قرار دارد. این کتاب، به معنای سنتی، یک کتاب نبوی نیست، بلکه شکلی خاصی از مکاشفه است و در طبقه‌بندی ادبیات آخرالزمانی قرار می‌گیرد. در نهایت، کتاب‌های عزرا، نحمیا و تواریخ در گروه نوشته‌های تاریخی قرار می‌گیرند. این مجموعه تاریخ اسرائیل را از آدم تا پایان قرن پنجم پیش از میلاد روایت می‌کند.[۲۵]

در تنخ این کتاب‌ها را در انتهای مجموعهٔ کتاب‌های مقدس قرار دارند، اما در نسخه‌های مسیحی کتاب‌ها را از هم جدا کرده و آن‌ها را در میان کتاب‌های انبیاء پخش می‌کنند که اغلب بر اساس توالی زمانی است. برای مثال، کتاب روت بین داوران و سموئیل قرار داده شده است زیرا رویدادهای ثبت شده در این کتاب در دورهٔ داوران اتفاق افتاده‌اند. استر نیز پس از نحمیا قرار گرفته است زیرا هر دو کتاب در دورهٔ هخامنشی به وقوع پیوسته‌اند.[۲۵]

  • تهیلیم یا مزامیر תהילים
  • امثال سلیمان משלי
  • کتاب جامعه קהלת
  • غزل غزلها שיר השירים
  • کتاب ایوب איוב
  • کتاب روت רות
  • مراثی ارمیا איכה
  • کتاب استر אסתר
  • کتاب دانیال דניאל
  • کتاب عزرا עזרא
  • کتاب نحمیا נחמיה
  • تواریخ ایام דברי הימים

هستم انکه هستم  3

JEHOVAH IS GOD

تثنیه 4:6 ای اسرائیل بشنو، یهوه، خدای ما، یهوه واحد است. | Persian Old  Version (POV-FAS) | Download The Bible App Now

پطرس ( Peter )

حواریون مسیح

پِطرُس شخصی یهودی بود که نام اصلی وی شمعون (در زبان یونانی سیمون) به معنای “ شنوا ” می باشد. نام پدر او یونا و و نام برادرش اندریاس که از شاگردان یحیی تعمید دهنده بود.

پِطرُس ساکن بیت صیدا در شمال دریاچه جلیل بود، هر چند که سپس با خانواده خود در کفرناحوم ساکن گردید. شغل وی ماهیگیری و با برادرش اندریاس و با یعقوب‌ و یوحنا پسران‌ زبدی ، شریک بوده و با هم به ماهیگیری می رفتند. پطرس ازدواج کرده و در سفرهای بشارتی خود همسرش را نیز همراه خود می برده است.

پطرس رسول ( به یونانی : Απόστολος Πέτρος )

پطرس از پیروان یحیی تعمید دهنده بود، پس از آنکه اندریاس فهمید که عیسی همان مسیح است، نزد پطرس آمده و او را برای اولین بار به مسیح معرفی شد. عیسی نام وی را به کیفا که ترجمه آن پطرس می باشد، تغییر داد. پیتِر یا کیفا از اسامی آرامی است که در زبان یونانی قدیم پِطرُس نامیده می شده است، و تمامی آنها به معنای “ صخره ” می باشد.

در کتاب مقدس زمانی که خداوند نام شخصی را تغییر می دهد، بیانگر نقشه بزرگی است که خداوند برای او در نظر گرفته است برای مثال: خداوند ابرام را به ابراهیم و سولُس را به پولُس و یعقوب را به اسرائیل تغییر داد. در این ملاقات وی برای اولین بار، توسط مسیح به شاگردی خوانده شد. برای دومین بار زمانی بود که انتخاب کرد که همراه و وفادار به مسیح باشد، و برای سومین بار زمانی که به عنوان رسول انتخاب گردید.

داستان زندگی پطرس به دو دوره تقسیم می شود. اولین دوره از زمان خوانده شدن وی به شاگردی تا عروج عیسی به آسمان، و دومین دوره پس از عروج عیسی و شامل خدمات زمینی وی می باشد.

ما نمیدانیم در اولین دیدار پطرس با مسیح، وی چگونه فکر کرد، اما دومین دیدار وی با مسیح، زمانی بود که مسیح به قایق وی وارد شد و به او گفت دوبار تور ماهیگیری را در دریا بیندازد و پس از گرفتن ماهی بسیار، پطرس به گناهکار بودن خود اعتراف کرده و گفت: “ای‌ خداوند از من‌ دور شوزیرا مردی‌ گناهکارم‌.” عیسی به وی گفت که نترسد و پس از آن صیاد مردم خواهد شد.

پطرس اولین شاگرد از دوازده شاگرد عیسای مسیح بوده است. وی و سایر شاگردان پس از بازگشت از میهمانی عروسی در قانای جلیل، به عیسی ایمان آوردند. سپس پطرس به کفرناحوم آمده و در آنجا ساکن گردید. مادر زن پطرس در کفرناحوم توسط مسیح شفا یافت. پطرس تمامی خانه و زندگی و کار خود را کنار گذاشته و به دنبال و پیروی عیسی آمد. او عیسی را، مسیح پسر خدای زنده خواند و عیسی کلیدهای ملکوت آسمان را به وی سپرد. پس از سخنان عیسی در کنیسه کفرناحوم تعداد زیادی از پیروانش او را ترک کردند، اما پطرس به عیسی گفت: که تو خدای زنده هستی و ما تو را ترک نخواهیم کرد. وی همراه با یوحنا ویعقوب شاهد بر برخاستن دختر یایروس از مردگان توسط عیسی بود.

زمانی که عیسی بر روی آب راه می رفت تا به قایق آنان برسد، پطرس از وی خواست که او هم بر روی آب راه رود. اما زمانی که موجهای بلند را دید، دچار وحشت شده و به داخل دریا فرو رفت، و عیسی او را از آب بیرون کشید. پطرس یکی از سه شاگردی بود که توسط عیسی به بالای تپه ای برده شد و او حضور الیاس و موسی را با مسیح دید. پطرس پس از صحبت با مامور وصول مالیات و اطلاع آن به عیسی، از طرف عیسی مامور گرفتن ماهی با قلاب و یافت یک سکه در دهان ماهی و پرداخت آن به مامور وصول مالیات گردید.

پطرس و یوحنا مامور تدارک شام فصح ( شام آخر ) گردیند. وی در مرحله اول اجازه نداد که عیسی پاهای او را بشوید، اما پس از سخنان مسیح، اجازه داد که او پاهایش را بشوید. پس از شام، پطرس یکی از کسانی بود که عیسی با خود به باغ جتسیمانی برد، ولی در آنجا به خواب رفت. عیسای مسیح برای وی دعا کرد تا ایمانش توسط شیطان تلف نشود و به وی گفت قبل از بانگ خروس سه بار وی را انکار خواهد کرد.

زمانیکه عیسی را دستگیر می کردند، پطرس به حمایت از عیسی، شمشیر کشیده و گوش یکی از سربازان را قطع کرد و مسیح وی را مورد نکوهش قرار داد، سپس پطرس و بقیه شاگردان عیسی را تنها گذاشته و فرار کردند. در هنگامی که عیسی را سران قوم یهود بازخواست می کردند، وی سه بار قبل از خواندن خروس، دوستی با عیسی را انکار کرد و سپس به گوشه ای رفت و گریست.

دیگر از پطرس تا رستاخیز مسیح از مردگان چیزی دیده نمی شود. فرشته ای که خبر برخاستن مسیح از مردگان را به زنان گفت، بطور ویژه از پطرس نام می برد. پطرس و یوحنا اولین کسانی بودند که مریم مجدلیه پس از آنکه سنگ قبر را در جایش ندید، به آنان اطلاع داد، و پطرس اولین نفری بود که وارد قبر شده و کفن را باز شده دید و از عیسی هیچ خبری نبود.

وی عیسی را قبل از سایر شاگردان زنده دید. فردای آنروز عیسی‌ باز در کناره‌ دریای‌ طبریه‌، در بین شاگردان حضور پیدا کرد و پس از معجزه صید ماهی، پطرس اولین کسی بود که به او خوش آمد گفت، و بعد از خوردن صبحانه، عیسی سه بار از پطرس پرسید: “ای‌ شمعون‌، پسر یونا، آیا مرا بیشتر از اینها محبت‌ می‌نمایی‌؟” و پطرس جواب داد بلی خداوندا، تو می‌دانی‌ که‌ تو را دوست‌ می‌دارم‌ و پیمان خود را در پیروی از عیسی تا مرگ استوار ساخت.

پس از عروج مسیح، که پطرس بدون تردید یکی از شاهدان آن بود، وی در بالاخانه ای در اورشلیم در بین صد و بیست نفر سخنرانی کرده و بنا به پیشنهاد پطرس، پس از دعا و به قید قرعه، متیاس را به جای یهودای اسخریوطی انتخاب کردند و در روز پنطیکاست به سبب سخنرانی پطرس، که پر از روح القدس بود، تعداد زیادی به مسیح ایمان آوردند.

پس از معجزه شفای شخصی لنگ در دروازه معبد، پطرس و یوحنا توسط روسای یهود دستگیر و به زندان افتادند. پس از دستگیری و حضور در شورای یهودیان، به سبب ترویج حقانیت مسیح، اعضای شورا، او را شخصی بی سواد و معمولی اما پرجرات دیدند، و دانستند که همراهی با عیسی چنین تغییر شگرفی در آنان به وجود آورده و آنان را رها کردند. اما دوباره بر اثر حسادت به خاطر شفای بیماران و دیوانگان توسط پطرس، رئیس کهنه، وی را دستگیر و به زندان انداخت، اما فرشته خداوند درهای زندان را گشوده و آنان را آزاد کرد، رئیس کهنه سپس او را به جلسه شورای یهود برد و پس از دفاعیه پطرس، اعضای شورا تصمیم گرفتند او را بکشند، اما به خاطر صحبت شخصی‌ فریسی‌، به نام غمالائیل‌، پطرس را شلاق زده و آزاد کردند.

زمان آن فرا رسیده بود که پطرس اورشلیم را به مقصد سامره جهت بشارت و آموزش نوایمانان ترک کند. وی پس از آن دوباره به اورشلیم بازگشت. وی به لده رفته و در آنجا شخصی به نام اینیاس را که مدت هشت سال فلج بود، شفا داد و سپس در یافا زنی به نام طابیتا را که مرده بود دوباره زنده کرد و عده بسیاری به مسیح ایمان آوردند و این آغاز گشودن دری برای ایمان آوردن غیر یهودیان به مسیح بود. پس از بازگشت از یافا به اورشلیم، توسط مسیحیان یهودی نژاد، به سبب همراهی و غذا خوردن با غیر یهودیان، مورد بازخواست قرا گرفت، اما پطرس از ایمانداران غیر یهودی دفاع کرده و اعلام کرد که نجات شامل تمام امت ها می باشد.

پِطرُس در زمان هیرودیس نیز دستگیر شده و به زندان افتاد، ولی توسط فرشته خداوند از زندان نجات پیدا کرد. پطرس مدت زمانی نیز در انطاکیه به فعالیت پرداخت و در شورایی که در اورشلیم جهت ختنه شدن غیر یهودیانی که ایمان آآورده بودند، شرکت و بر علیه این عقیده سخنرانی کرد و در این جلسه پولس را نیز ملاقات نمود. در انطاکیه پولس وی را به سبب دوگانگی در رفتار با یهودیان و غیر یهودیان مورد نکوهش قرار داد.

احتمالا وی در بابل نیز به بشارت پرداخته است، ولی بطور محرز مدتی در روم اقامت داشته است. در مورد مرگ وی در کتاب مقدس هیچ چیزی گفته نشده است.

کفته می شود که وی در سال ۶۷ بعد از میلاد در سن ۷۵ سالگی در رُم به شهادت رسیده است. مرگ وی را به گفتار مسیح در یوحنا باب ۲۱ آیه ۱۸ و ۱۹ تشبیه می کنند. در زمان نرون به مرگ بوسیله صلیب محکوم شد، ول بنا به درخواست خودش، او را بصورت وارونه مصلوب کردند، چون خود را کوچکتر از آن می دانست که همانند مسیح مصلوب شود. اما در کتاب مقدس در این باره و مرگ وی چیزی گفته نشده است.

شخصیت

شخصیت پطرس، شفاف و به راحتی قابل تجزیه و تحلیل بوده و بی تردید کاملا حقیقت داشته، که زندگی هیچکس همانند وی در تاریخ اناجیل بدین صورت شفاف و با قوت دیده نمی شود. شیوه زندگی او، به حق وی را شاهزاده رسولان می سازد و در واقع به نظر می رسد که در اغلب مواقع، وی رهبری گروه رسولان را به عهده داشته، نام وی در اول لیست شاگردان مسیح آمده، و او سخنران آنان برای عموم مردم بوده است.

او امیدوار، دلیر، مطمئن، با جرات، رک گو، عمل کننده، پر انرژی، قوی، پر قوت، با محبت و پر از ایمان به استاد خود تا جایی که مصلوب گردید، بوده است. وی دارای سرشت و طبیعت اخلاقی عجیب و ناهماهنگی بود، گاهی اوقات او را عجول و بی پروا می بینیم، که خود را جلو می انداخته است. اما بعدها با فیض خداوند، او بر این نقایص پیروز شده و وارد فروتنی و تواضع و ملایمتی بسیار زیبا می شود که در دو رساله نوشته شده توسط او، کاملا هویدا و خود را نشان می دهد.

رهبریت او بر سایر رسولان در بعضی مواقع، نشان بر برتری وی بر سایر رسولان نیست. نه عیسای مسیح او را برتر قرار داد و نه خود پطرس چنین ادعایی را کرد و نه هرگز به خاطر نزدیکی و معاشرت وی با دیگران به او واگذار شد.

پطرس رسول ( به عبری : פטרוס הקדוש )

رسالات

دو رساله توسط پطرس در اواخر زندگیش نوشته شده است و زمان نوشتن رسالات در رساله دوم او، کاملا دیده می شود. روش نگارش هر دو رساله از یک سبک برخوردار بوده و نمایانگر آن است که توسط یک نفر نوشته شده است.

پطرس در اولین رساله به نام خود اشاره می کند. این رسالات بویژه برای یهودیانی که مسیحی شده بودند و در شهرهای مختلفی در آسیای صغیر پراکنده و زندگی می کردند، نوشته شده است. رساله اول در بابل نوشته شده است، که در آن زمان ویران شده و از آن تنها شهر کوچکی در کنار رود فرات باقی مانده و هنوز مورد توجه گروهی از مردم وبخصوص یهودیان بوده است.


نماد

نماد پطرس دو کلید بصورت ضربدر و یک صلیب وارونه می باشد، که معمولا روی تصویر یک سِپر کشیده می شود.

تصویر کلید به واسطه آن است که پس از آنکه پطرس به عیسی پاسخ داد که او مسیح، پسر خدای زنده است. عیسی کلیدهای ملکوت آسمان را به وی سپرد.

تصویر صلیب وارونه، نمادی از به شهادت رسیدن پطرس است، که به خاطر تقاضای خودش به صورت وارونه به صلیب کشیده شد.

شاهدان یَهُوَه

شاهدان یَهُوَه (به انگلیسی: Jehovah's Witnesses) سازمانی آئینی و یکی از جنبش‌های متفاوت اندیش مسیحی با قرائتی دگراندیشانه از کتاب مقدس نسبت به اکثریت جامعه مسیحیان جهان است. سازمان امروزی شاهدان یهوه برآمده از فعالیت کسانی در اوایل قرن ۱۹ است که در پنسیلوانیای آمریکا با قرائت و تفسیری دیگر گونه از اصول کتاب مقدس مسیحی دور هم گرد می‌آمدند و مجموعه مجلات برج دیده‌بانی را منتشر می‌کردند. شاخص‌ترین فرد از رهبران آنان چارلز تیز راسل بود،[۱][۲] هرچند شاهدان یهوه نهایتاً عیسی مسیح را بنیانگذار راه و روش خود می‌دانند.[۳] دکترین و تلقی شاهدان یهوه در مبانی الوهیتی میان شاخه‌های مذاهب مسیحیت از اصول کلیساهای کاتولیک و پروتستان و ارتدکس متمایز و با آن‌ها متفاوت است.[۴] شاهدان یهوه به تثلیث معتقد نیستند و به مخلوق بودن مفهوم پسر در عیسی مسیح اعتقاد دارند. از وجوه عینی تمایز و پایبندی شاهدان یهوه در عدم انجام برخی امور عادی و معمول یکی مخالفت با روش درمانی انتقال خون و اهدای خون هنگام مداوا و مداخلات پزشکی است[۵] و دیگری عدم برگزاری مراسم جشن تولد است ــ با وجود آنکه خود معترفند که به استناد کتاب مقدس مسیحیان چنین جشنی هرگز منع نشده‌است.[۶] شاهدان یهوه مردمی از صدها فرهنگ و زبان مختلف با پیشینه‌های گوناگونند که اهداف مشترکی در زندگیشان آنان را متحد ساخته‌است؛ هدف اصلی آنان ستایش یهوه، خدای کتاب مقدّس و آفریدگار عالم، است. به علاوه، آن‌ها نهایت سعی خود را می‌کنند که در زندگیشان عیسی مسیح را سرمشق قرار دهند و مسیحی خوانده می‌شوند زیرا پیرو راه عیسی هستند. هر یک از شاهدان یهوه داوطلبانه وقت صرف می‌کند تا مردم را با کلام خدا و پادشاهی او آشنا کند و خبر خوش را بشارت دهد. آن‌ها «شاهد یهوه» خوانده می‌شوند، زیرا در مورد یهوه با مردم صحبت می‌کنند.[۷] بنا بر بشارت این گروه، نام «شاهدان یهوه» نشان دهنده این است که آن‌ها در خصوص یهوه شهادت می‌دهند.[۸]

وقتی کتاب مقدّس از مردان وفادار متعددی که اولین آن‌ها هابیل است نام می‌برد، ایشان را «اَبر شاهدان» می‌خواند.[۹] از افراد برجسته‌ای همچون نوح، ابراهیم، اسحاق، یعقوب، یوسف، داود و موسی به عنوان شاهدان خدا یاد شده‌است. عیسی مسیح «شاهد امین و صدیق» خوانده شده‌است.[۱۰]

شاهدان یهوه دارای یک هیئت اداره‌کننده[۱۱] می‌باشند که گروهی کوچک از مسیحیان بالغ هستند و شاهدان یهوه را در سراسر دنیا هدایت می‌کنند. مسئولیت‌های هیئت اداره‌کننده را می‌توان در دو بخش خلاصه کرد:

  1. آنان بر تهیهٔ تعالیم کتاب مقدّس نظارت دارند، تعالیمی که از طریق نشریات، جلسات و مدارس شاهدان یهوه فراهم می‌شود. —لوقا ۱۲:۴۲.
  2. آنان بر فعالیت جهانی شاهدان یهوه نظارت دارند. این کار شامل هدایت موعظهٔ عمومی و نحوهٔ استفاده از اعانات می‌شود.

همچنین بیش از ۱۰۰ دفتر شعبه در دنیا وجود دارد که آنها را بیت ئیل[۱۲] (نامی عبری به‌معنای «خانهٔ خدا») می‌نامند. در این مکان‌ها، افراد داوطلب نشریه‌های کتاب مقدس را، که توسط هیئت اداره کننده تهیه شده، ترجمه و چاپ و ارسال می‌نمایند. همچنین، از این دفاتر راهنمایی‌ها و دستورهایی در جهت سازماندهی کار موعظه به جماعات ابلاغ می‌گردد.
شاهدان یهوه دو بار در هفته به جهت آموزش خدمت موعظه و فراگیری تعالیم کتاب مقدس در یک‌جا جمع می‌شوند. این برنامه به‌صورت یکپارچه و در کل دنیا و به زبان‌های مختلف برگزار می‌شود. همچنین، کنگره‌ها و مجامعی به زبان‌های مختلف در سراسر دنیا برگزار می‌شود که تعمید شاگردان جدید بخشی معمول و همیشگی از برنامه هر مجمع یا کنگره است.[۱۳]
شاهدان یهوه به‌هیچ‌وجه به مسائل سیاسی کشورها و جهان توجه نشان نمی‌دهند و در رای گیری‌ها و همچنین جنگ‌ها شرکت نمی‌کنند و حتی از آموزش نظامی و شرکت در دوره‌های سربازی امتناع می‌کنند، زیرا بر طبق تعالیم کتاب مقدس تنها راه برقراری صلح واقعی در جهان را در گرو برقراری حکومت یهوه خدا بر انسان‌ها می‌دانند. شاهدان یهوه تفاوت خود را با دیگر شاخه‌های مسیحیت در موارد زیر می‌دانند:

  1. به تثلیث عقیده ندارند. کسی که می‌خواهد شاهد یهوه شود و تعمید یابد باید برتری پدر ــ یهوه ــ و مقام و اختیار پسر ــ عیسی ــ را تشخیص دهد.
  2. به روح فناناپذیر اعتقاد ندارند.
  3. معتقد به رستاخیز به معنی بازگشت مردگان به زمینی که به بهشت تبدیل خواهد شد هستند.
  4. اعتقادی به سرنوشت محتوم ندارند.
  5. معتقدند که طبقه روحانی ندارند اما در شاهدان یهوه افرادی به نام پیران مسیحی یا پیران جماعت هستند که همان وظایف مراقبت معنوی و آموزش کتاب مقدس و وعظ را انجام می‌دهند؛ این وظایف در سایر گروه‌های مسیحی نیز توسط افرادی با نام‌های دیگر مانند شماس و کشیش و اسقف انجام می‌شود. شاهدان یهوه این قشر از خادمین را نه کشیش، بلکه پیر جماعت با پیر مسیحی می‌نامند.[۱۴]
  6. از بکار بردن مجسمه، صلیب و مانند آن دوری می‌کنند و این سازه‌ها را بت می‌دانند.[۱۵]
  7. معتقد به پایان قریب‌الوقوع دنیای کنونی هستند.

دو شاهد یَهُوَه در حال موعظه به زنی

شاهدان یَهُوَه چه اعتقادی دارند؟‏

ما شاهدان یَهُوَه می‌کوشیم به اصول و معیارهایی پای‌بند بمانیم که عیسی آن‌ها را تعلیم داد و رسولانش به آن‌ها عمل کردند.‏ در این مقاله اعتقادات اساسی ما بررسی می‌شود.‏

  1. ۱.‏ خدا.‏ ما یک خدای حقیقی،‏ قادر مطلق و آفریدگار را می‌پرستیم که نامش یَهُوَه است.‏ (‏مزمور ۸۳:‏۱۸؛‏ مکاشفه ۴:‏۱۱‏)‏ او خدای ابراهیم،‏ موسی و عیساست.‏—‏خروج ۳:‏۶؛‏ ۳۲:‏۱۱؛‏ یوحنا ۲۰:‏۱۷‏.‏

  2. ۲.‏ کتاب مقدّس.‏ ما کتاب مقدّس را به عنوان کتابی که حاوی پیام‌های الهام‌شدهٔ خدا به انسان‌هاست،‏ قبول داریم.‏ (‏یوحنا ۱۷:‏۱۷؛‏ ۲تیموتاؤس ۳:‏۱۶‏)‏ اعتقادات ما بر پایهٔ کل ۶۶ کتابی است که در این کتاب آمده و شامل «عهد قدیم» و «عهد جدید» می‌باشد.‏ پروفسور جیسون بیدون به‌درستی اظهار کرد که «اعتقادات و اعمال شاهدان یَهُوَه بر اساس حقایق کتاب مقدّس است،‏ نه بر پایهٔ آنچه که خود از کتاب مقدّس برداشت می‌کنند.‏»‏ a

    ما در حین این که تمام کتاب مقدّس را به رسمیت می‌شناسیم،‏ بنیادگرا نیستیم‏.‏ ما می‌دانیم که بخش‌هایی از کتاب مقدّس به زبان مجازی یا سمبولی به نگارش درآمده‌اند و نباید آن‌ها را به طور تحت‌اللفظی برداشت کرد.‏ —‏مکاشفه ۱:‏۱‏.‏

  3. ۳.‏ عیسی.‏ ما از تعالیم عیسی مسیح پیروی می‌کنیم،‏ او را الگوی خود قرار می‌دهیم و به عنوان نجات‌دهندهٔ خود و مخلوق یگانهٔ خدا گرامی می‌داریم.‏ (‏مَتّی ۲۰:‏۲۸؛‏ اعمال ۵:‏۳۱‏)‏ از این رو،‏ مسیحی هستیم.‏ (‏اعمال ۱۱:‏۲۶‏)‏ با این حال،‏ از کتاب مقدّس آموخته‌ایم که عیسی خدای قادر مطلق نیست و برای تثلیث نیز هیچ پایه و اساسی در این کتاب وجود ندارد.‏—‏یوحنا ۱۴:‏۲۸‏.‏

  4. ۴.‏ پادشاهی خدا.‏ این پادشاهی،‏ حکومتی واقعی در آسمان است،‏ نه وضعیتی در دل مسیحیان‏.‏ این حکومت جایگزین حکومت‌های بشری خواهد شد و مقصودی را که خدا برای زمین دارد به تحقق خواهد رساند.‏ (‏دانیال ۲:‏۴۴؛‏ مَتّی ۶:‏۹،‏ ۱۰‏)‏ پادشاهی خدا به‌زودی وارد عمل خواهد شد،‏ زیرا نبوّت کتاب مقدّس حاکی از این است که ما در «‏روزهای آخر‏» زندگی می‌کنیم.‏—‏۲تیموتاؤس ۳:‏۱-‏۵؛‏ مَتّی ۲۴:‏۳-‏۱۴‏.‏

    عیسی پادشاه حکومت خدا در آسمان است.‏ او حکمرانی خود را در سال ۱۹۱۴ آغاز کرد.‏—‏مکاشفه ۱۱:‏۱۵‏.‏

  5. ۵.‏ نجات.‏ رهایی از گناه و مرگ،‏ از طریق قربانی عیسی امکان‌پذیر است.‏ (‏مَتّی ۲۰:‏۲۸؛‏ اعمال ۴:‏۱۲‏)‏ مردم برای فایده بردن از این قربانی،‏ نه تنها باید به عیسی ایمان بورزند بلکه باید شیوهٔ زندگی خود را تغییر دهند و تعمید بگیرند.‏ (‏مَتّی ۲۸:‏۱۹،‏ ۲۰؛‏ یوحنا ۳:‏۱۶؛‏ اعمال ۳:‏۱۹،‏ ۲۰‏)‏ اعمال شخص ثابت می‌کند که ایمانش زنده است.‏ (‏یعقوب ۲:‏۲۴،‏ ۲۶‏)‏ ما فقط با اعمالمان به نجات دست نمی‌یابیم،‏ بلکه نجات از طریق «لطف خدا» میسر است.‏—‏غَلاطیان ۲:‏۱۶،‏ ۲۱‏.‏

  6. ۶.‏ آسمان.‏ یَهُوَه خدا،‏ عیسی مسیح و فرشتگان وفادار در عالم روحی ساکن هستند.‏ b (‏مزمور ۱۰۳:‏۱۹-‏۲۱؛‏ اعمال ۷:‏۵۵‏)‏ تعداد نسبتاً کمی از انسان‌ها یعنی ۱۴۴٬۰۰۰ نفر،‏ برای زندگی در آسمان رستاخیز می‌یابند تا با عیسی در پادشاهی خدا حکمرانی کنند.‏—‏دانیال ۷:‏۲۷‏؛‏ ۲ ۲:‏۱۲؛‏ مکاشفه ۵:‏۹،‏ ۱۰؛‏ ۱۴:‏۱،‏ ۳‏.‏

  7. زن و دختری در حال باغبانی در باغ گل

    ۷.‏ زمین.‏ خدا زمین را آفرید تا مسکن ابدی بشر باشد.‏ (‏مزمور ۱۰۴:‏۵؛‏ ۱۱۵:‏۱۶؛‏ جامعه ۱:‏۴‏)‏ او به افراد مطیع برکت خواهد داد و آنان به سلامت کامل و زندگی ابدی در بهشت روی زمین دست خواهند یافت.‏—‏مزمور ۳۷:‏۱۱،‏ ۳۴‏.‏

  8. ۸.‏ شرارت و رنج.‏ شرارت و درد و رنج،‏ با سرکشی یکی از فرشتگان خدا شروع شد.‏ (‏یوحنا ۸:‏۴۴‏)‏ این فرشته که پس از سرکشی‌اش،‏ ‏«شیطان» و «ابلیس»‏ خوانده شد،‏ اولین زوج انسانی را متقاعد کرد که به او بپیوندند.‏ این کار برای فرزندان آنان نتایجی اسفبار به همراه داشته است.‏ (‏پیدایش ۳:‏۱-‏۶؛‏ رومیان ۵:‏۱۲‏)‏ خدا برای رسیدگی به موضوع‌هایی که توسط شیطان مطرح شد،‏ اجازه داد شرارت و رنج وجود داشته باشد،‏ ولی نه تا ابد.‏

  9. ۹.‏ مرگ.‏ کسانی که می‌میرند‏،‏ دیگر هستی ندارند.‏ (‏مزمور ۱۴۶:‏۴؛‏ جامعه ۹:‏۵،‏ ۱۰‏)‏ آنان در آتش جهنّم عذاب نمی‌کشند.‏

    خدا میلیاردها نفر را از مرگ رستاخیز خواهد داد.‏ (‏اعمال ۲۴:‏۱۵‏)‏ اما کسانی که پس از رستاخیزشان نمی‌خواهند طریق‌های خدا را بیاموزند،‏ تا ابد نابود خواهند شد و امید رستاخیز برای آنان وجود نخواهد داشت.‏—‏مکاشفه ۲۰:‏۱۴،‏ ۱۵‏.‏

  10. زن و شوهری همراه با دو فرزندشان در بیرون از خانه

    ۱۰.‏ خانواده.‏ ما به معیار اصلی خدا برای ازدواج که پیوند یک مرد با یک زن است،‏ پای‌بندیم و معتقدیم که رابطهٔ نامشروع جنسی،‏ تنها دلیل معتبر برای طلاق می‌باشد.‏ (‏مَتّی ۱۹:‏۴-‏۹‏)‏ ما مطمئن هستیم که حکمت موجود در کتاب مقدّس به موفقیت خانواده‌ها کمک می‌کند‏.‏—‏اِفِسُسیان ۵:‏۲۲–‏۶:‏۱‏.‏

  11. ۱۱.‏ شیوهٔ پرستش.‏ ما به صلیب یا هیچ مجسمه و شمایلی احترام نمی‌گذاریم.‏ (‏تَثنیه ۴:‏۱۵-‏۱۹؛‏ ۱یوحنا ۵:‏۲۱‏)‏ جوانب اصلی پرستش ما عبارتند از:‏

    • دعا به خدا.‏—‏فیلیپیان ۴:‏۶‏.‏

    • خواندن و مطالعهٔ کتاب مقدّس‏.‏—‏مزمور ۱:‏۱-‏۳‏.‏

    • تعمّق بر روی آنچه از کتاب مقدّس می‌آموزیم‏.‏—‏مزمور ۷۷:‏۱۲‏.‏

    • شرکت در جلسات برای دعا،‏ مطالعهٔ کتاب مقدّس،‏ خواندن سرودهای حمد،‏ ابراز ایمانمان و تشویق هم‌ایمانانمان و افراد دیگر.‏—‏کولُسیان ۳:‏۱۶؛‏ عبرانیان ۱۰:‏۲۳-‏۲۵‏.‏

    • موعظهٔ «خبر خوشِ پادشاهی» خدا.‏—‏مَتّی ۲۴:‏۱۴‏.‏

    • کمک به نیازمندان‏.‏—‏یعقوب ۲:‏۱۴-‏۱۷‏.‏

    • ساختن و نگهداری سالن‌های جماعت و ساختمان‌های دیگر برای پیشبرد کار آموزش جهانی کتاب مقدّس.‏—‏مزمور ۱۲۷:‏۱‏.‏

    • امدادرسانی به مصیبت‌زدگان.‏—‏اعمال ۱۱:‏۲۷-‏۳۰‏.‏

    یکی از جلسات شاهدان یَهُوَه

  12. ۱۲.‏ سازمان ما.‏ ما به شکل جماعت‌ها سازماندهی شده‌ایم و هیئتی متشکل از پیران جماعت بر هر جماعت نظارت دارد.‏ این پیران،‏ طبقهٔ روحانیان را تشکیل نمی‌دهند و حقوق دریافت نمی‌کنند.‏ (‏مَتّی ۱۰:‏۸؛‏ ۲۳:‏۸‏)‏ ما قانون عُشر یا یک‌دهم را نداریم و حتی در جلساتمان اعانه جمع‌آوری نمی‌شود.‏ (‏۲قُرِنتیان ۹:‏۷‏)‏ تمام کارها و فعالیت ما از طریق اعانات داوطلبانه پشتیبانی می‌شود که اهداکنندگان آن‌ها،‏ افرادی ناشناس هستند.‏

    هیئت اداره‌کننده که متشکل از گروهی کوچک از مسیحیان بالغ است و در شعبهٔ مرکزی ما مشغول به کار می‌باشد،‏ هدایت و راهنمایی شاهدان یَهُوَه را در سراسر دنیا به عهده دارد.‏—‏مَتّی ۲۴:‏۴۵‏.‏

  13. ۱۳.‏ اتحاد ما.‏ ما در سراسر جهان در اعتقاداتمان متحد هستیم.‏ (‏۱قُرِنتیان ۱:‏۱۰‏)‏ همچنین تلاش می‌کنیم که تفاوت‌های اجتماعی،‏ قومی،‏ نژادی یا طبقاتی بین ما تفرقه ایجاد نکند‏.‏ (‏اعمال ۱۰:‏۳۴،‏ ۳۵؛‏ یعقوب ۲:‏۴‏)‏ با این حال،‏ اتحاد ما به این معنی نیست که حق انتخاب نداشته باشیم.‏ هر یک از شاهدان یَهُوَه تصمیمات خود را بر طبق وجدانی می‌گیرد که آن را بر اساس اصول و تعالیم کتاب مقدّس پرورش داده است.‏ —‏رومیان ۱۴:‏۱-‏۴؛‏ عبرانیان ۵:‏۱۴‏.‏

  14. ۱۴.‏ رفتار ما.‏ ما سعی می‌کنیم در همهٔ کارهایمان محبتی فداکارانه از خود نشان دهیم.‏ (‏یوحنا ۱۳:‏۳۴،‏ ۳۵‏)‏ از کارهایی که باعـث نارضایتی خدا می‌شود‏،‏ از جمله تزریق خون که سوءاستفاده از خون است،‏ دوری می‌کنیم.‏ (‏اعمال ۱۵:‏۲۸،‏ ۲۹؛‏ غَلاطیان ۵:‏۱۹-‏۲۱‏)‏ انسان‌هایی صلحجو هستیم و در جنگ و درگیری شرکت نمی‌کنیم‏.‏ (‏مَتّی ۵:‏۹؛‏ اِشَعْیا ۲:‏۴‏)‏ به دولت کشوری که در آن زندگی می‌کنیم،‏ احترام می‌گذاریم و تا جایی که قوانین آن از ما نمی‌خواهد که قوانین خدا را زیر پا بگذاریم،‏ از آن‌ها اطاعت می‌کنیم.‏—‏مَتّی ۲۲:‏۲۱؛‏ اعمال ۵:‏۲۹‏.‏

  15. ۱۵.‏ روابط ما با دیگران.‏ عیسی فرمان داد:‏ «همسایه‌ات را همچون خویشتن دوست بدار.‏» او همچنین گفت که مسیحیان «به دنیا تعلّق ندارند.‏» (‏مَتّی ۲۲:‏۳۹؛‏ یوحنا ۱۷:‏۱۶‏)‏ پس ما سعی می‌کنیم «به همه نیکویی کنیم» و در عین حال در امور سیاسی کاملاً بی‌طرف بمانیم و به ادیان دیگر وابسته نباشیم‏.‏ (‏غَلاطیان ۶:‏۱۰؛‏ ۲قُرِنتیان ۶:‏۱۴‏)‏ با این حال،‏ به انتخاب دیگران در خصوص این مسائل احترام می‌گذاریم.‏—‏رومیان ۱۴:‏۱۲‏.‏

اGolgotha | Definition, In the Bible, Meaning, Map, & Facts | Britannica

يَا أَيُّهَا النَّاسُ ....ای مردم دنیا

أيها الناس اعبدوا ربكم الذي خلقكم والذين من قبلكم لعلكم تتقون 1 – القرآن الكريم بدقة غير مسبوقة - جودة عالية جدا

ای مردم، بپرستید خدایی را که آفریننده شما و پیشینیان شماست، باشد که پارسا و منزّه شوید.

۱. يَا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ‎﴿البقرة: ٢١﴾‏

آیه‌گرافی از پیام آیه 21 سوره بقره

تفسیر سوره بقره آیه 21 - هیئت زنجیرزنان قاسمیه شتربان

۲. يَا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُوا مِمَّا فِي الْأَرْضِ حَلَالًا طَيِّبًا وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ ‎﴿البقرة: ١٦٨﴾‏

((

يَا أَيُّهَا الرُّسُلُ كُلُوا مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَاعْمَلُوا صَالِحًا إِنِّي بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ [51]
اى پيامبران، از چيزهاى پاكيزه و خوش بخوريد و كارهاى شايسته كنيد كه من به كارهايى كه انجام می دهید آگاهم.

سوره البقرة

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُلُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَاشْكُرُوا لِلَّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ [172]
اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، از آن چيزهاى پاكيزه‌اى كه روزى شما كرده‌ايم، بخوريد و اگر خدا را مى‌پرستيد، سپاسش را به جاى آوريد.

سوره المائدة

وَكُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلَالًا طَيِّبًا وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي أَنْتُمْ بِهِ مُؤْمِنُونَ [88]
از چيزهاى حلال و پاكيزه‌اى كه خدا به شما روزى داده است بخوريد و از خدايى كه به او ايمان آورده‌ايد بترسيد. ))

يَا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُواْ مِمَّا فِي الأَرْضِ حَلاَلاً طَيِّبًا وَلاَ  تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ} -  المغرب الاوسط

۵. يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُمُ الرَّسُولُ بِالْحَقِّ مِن رَّبِّكُمْ فَآمِنُوا خَيْرًا لَّكُمْ وَإِن تَكْفُرُوا فَإِنَّ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا ‎﴿النساء: ١٧٠﴾‏

۶. يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُم بُرْهَانٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكُمْ نُورًا مُّبِينًا ‎﴿النساء: ١٧٤﴾‏

item image #1

۷. قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ جَمِيعًا الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَا إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ يُحْيِي وَيُمِيتُ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ النَّبِيِّ الْأُمِّيِّ الَّذِي يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَكَلِمَاتِهِ وَاتَّبِعُوهُ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ ‎﴿الأعراف: ١٥٨﴾‏

۹. يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَتْكُم مَّوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَشِفَاءٌ لِّمَا فِي الصُّدُورِ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ ‎﴿يونس: ٥٧﴾‏

item image #1

۱۰. قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِن كُنتُمْ فِي شَكٍّ مِّن دِينِي فَلَا أَعْبُدُ الَّذِينَ تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ وَلَـٰكِنْ أَعْبُدُ اللَّهَ الَّذِي يَتَوَفَّاكُمْ وَأُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ

۱۱. قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُمُ الْحَقُّ مِن رَّبِّكُمْ فَمَنِ اهْتَدَىٰ فَإِنَّمَا يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ وَمَن ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا وَمَا أَنَا عَلَيْكُم بِوَكِيلٍ ‎﴿يونس: ١٠٨﴾‏

۱۲. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَيْءٌ عَظِيمٌ ‎﴿الحج: ١﴾‏

۱۳. يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِن كُنتُمْ فِي رَيْبٍ مِّنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِن مُّضْغَةٍ مُّخَلَّقَةٍ وَغَيْرِ مُخَلَّقَةٍ لِّنُبَيِّنَ لَكُمْ وَنُقِرُّ فِي الْأَرْحَامِ مَا نَشَاءُ إِلَىٰ أَجَلٍ مُّسَمًّى ثُمَّ نُخْرِجُكُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ وَمِنكُم مَّن يُتَوَفَّىٰ وَمِنكُم مَّن يُرَدُّ إِلَىٰ أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِكَيْلَا يَعْلَمَ مِن بَعْدِ عِلْمٍ شَيْئًا وَتَرَى الْأَرْضَ هَامِدَةً فَإِذَا أَنزَلْنَا عَلَيْهَا الْمَاءَ اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ وَأَنبَتَتْ مِن كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ ‎﴿الحج: ٥﴾‏

۱۴. قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا أَنَا لَكُمْ نَذِيرٌ مُّبِينٌ ‎﴿الحج: ٤٩﴾‏

۱۷. يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ وَاخْشَوْا يَوْمًا لَّا يَجْزِي وَالِدٌ عَن وَلَدِهِ وَلَا مَوْلُودٌ هُوَ جَازٍ عَن وَالِدِهِ شَيْئًا إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَلَا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَلَا يَغُرَّنَّكُم بِاللَّهِ الْغَرُورُ ‎﴿لقمان: ٣٣﴾‏

۱۸. يَا أَيُّهَا النَّاسُ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ هَلْ مِنْ خَالِقٍ غَيْرُ اللَّهِ يَرْزُقُكُم مِّنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ لَا إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ فَأَنَّىٰ تُؤْفَكُونَ ‎﴿فاطر: ٣﴾‏

۱۹. يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَلَا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَلَا يَغُرَّنَّكُم بِاللَّهِ الْغَرُورُ ‎﴿فاطر: ٥﴾‏

يا أيها الناس إن وعد الله حق | يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ و… | Flickr

۲۰. يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ

يا أيها الناس أنتم الفقراء إلى الله | ۞ يَا أَيُّهَا النَّاس… | Flickr

۲۱. يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَأُنثَىٰ وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ ‎﴿الحجرات: ١٣﴾‏

المقالة - الكرامة بالتقوى

كيف أتحدث مع الطفل عن العنصرية والتمييز؟ | مدار الساعة

۲۲. يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ عَلَيْهَا مَلَائِكَةٌ غِلَاظٌ شِدَادٌ لَّا يَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ

سلسلة مع القرآن والعترة(4) قُوا أَنْفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا  وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ

في معنى قَولِ اللهِ تعالى “يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ  وَأَهْلِيكُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ” – التصوف 24/7

معنى قوله تعالى : ( يا أيها الذين آمنوا قوا أنفسكم وأهليكم نارا وقودها  الناس والحجارة..)

قرآن كريم ~ آية ~ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ  وَأَهْلِيكُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ عَلَيْهَا  مَلَائِكَةٌ غِلَاظٌ شِدَادٌ…

title>يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى  وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوباً وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ  عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ ... سورة الحجرات ~  أسباب نزول آيات القرآن

ISLAMIC ART by AMIR-GFX on DeviantArt

ضبط وحصر | مواضع يا أيها الناس | في القرآن - YouTube

an arabic calligraphy is displayed on a wall

Dutiful To Parents Arabic Calligraphy Painting –, 42% OFF

item image #1

320ماه شمارش معکوس...

..

گریه کن عیبی ندارد دل سبک تر می شود

در گلـو بغضت بماند چشم دل تر میشود

زندگی بالا و پایین دارد اما چاره چیست؟

گـر بخواهی یا نخواهی زندگی سر میشود

حــسرت شــیرین و تلــخ زندگانی را نخور

هـر چه در پیشانی ات باشد مـقدر میشود

زندگـی مانند یـک آئـینه ای شـفاف نیست

بــر خــلاف آئــینه گــاهی مـکدر میــشود

پُــر تلاطـم مثل دریا، زندگـی یـعنی خــطر

گــاهی آرام و گـهی مـوج ستــمگر میـشود

ســطح دریا را رها کن قعر دریا دیدنی است

ســنگ هم در قـعر دریـا مثل گـوهر میشود

زندگــی دارد شـباهت های بسیاری به جـنگ

هـر نـبـردی گــاه گــاهی نــابـرابـر مـیشود!

نقاشیخط (کالیگرافی) شعر مولانا - نمای نزدیک

Gold Number 470 Isolated On White Stock Illustration 1338217037 |  Shutterstock

نقاشیخط (کالیگرافی) شعر سعدی شیرازی

Gold Numbers 320 Image & Photo (Free Trial) | Bigstock

3D Numéro 320 Trois cent vingt-couleurs vives Photo Stock - Alamy

Green Number 320 isolated white background Stock Photo - Alamy

10 اردیبهشت 1403 چه روزی است؟ ۱۰ اردیبهشت 1403 چند شنبه است؟

خدایا مولای من سپاس که 320 ماه معکوس عمر را به من عنایت فرمودی مرا دراطاعت خودت کوشاکن واز من راضی باش ...

blue 320 number 3d effect white background Stock Photo - Alamy

گاندی خطاب به همسرش چه زیبا نوشت:

خوبِ من ، هنر در فاصله هاست ؛
زیاد نزدیک به هم می سوزیم،
و زیاد دور از هم ، یخ می زنیم .
تو نباید آنکسی باشی که من میخواهم،
و من نباید آنکسی باشم که تو میخواهی.
کسی که تو از من می خواهی بسازی،
یا کمبودهایت هستند یا آرزوهایت.

من باید بهترین خودم باشم برای تو.
و تو باید بهترین خودت باشی برای من .

خوبِ من ، هنرِِ عشق در پیوند تفاوت هاست،
و معجزه اش نادیده گرفتن کمبودها .

زندگی ست دیگر...
همیشه که همه رنگ‌هایش جور نیست؛
همه سازهایش کوک نیست.

حواست باشد به این روزهایی که دیگر برنمی گردد؛
به فرصت هایی که مثل باد می آیند و می روند و همیشگی نیستند.
به این سالها که به سرعت برق گذشتند

تولدی دوباره مبارک

320 Efeito de texto e desenho de logotipo Número

کلیپ تبریک تولد ۱۰ اردیبهشت ماهی

نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی

که بسی گل بدمد باز و تو در گل باشی

من نگویم که کنون با که نشین و چه بنوش

که تو خود دانی اگر زیرک و عاقل باشی

چنگ در پرده همین می‌دهدت پند ولی

وعظت آن گاه کند سود که قابل باشی

در چمن هر ورقی دفتر حالی دگر است

حیف باشد که ز کار همه غافل باشی

نقد عمرت ببرد غصه دنیا به گزاف

گر شب و روز در این قصه مشکل باشی

گرچه راهیست پر از بیم ز ما تا بر دوست

رفتن آسان بود ار واقف منزل باشی

عمومی - میقات القرآن

320 Efeito de texto e desenho de logotipo Número

هیچ چیزِ تازه ای در مورد امروز، صبح روز بعد و سال بعد و آدمهای دیگر و حتی روابط دیگر وجود ندارد.
همه چیز به همان کسالت و بیهودگی تکرار میشود اگر تمرکزمان بر روی جهان بیرون از خودمان و کشف دیگران باشد.
تا زمانی که تمرکز بر بیرون باشد،
قضیه به دست آوردنِ فرد یا موقعیت، فتح کردن و بعد دیدنِ مشکلات یا دقیق‌تر بگویم، پیدا شدنِ نقص‌های ان فرد یا موقعیت است و در نهایت دلزدگی‌ست. دلزدگی ما از توقعی که داشتیم و دلزدگی آن موقعیت و آن فرد از ما حتی!
اما فقط کافی‌ست، تمرکز بر خودمان و بخش‌های کشف نشده‌ی خودمان باشد،
فقط کافی‌ست مهم‌ترین فردی که قرار است از او شناخت پیدا کنیم خودمان باشد،
فقط کافی‌ست برویم درگیرِ خودمان شویم تا بدانیم بخش‌های سرکوب شده، فراموش شده و پنهان شده‌ی شخصیتِ خودمان چیست و کجاست؟
آن وقت، هر اتفاق، هر روز، هر سال و هر آدمی، چیزی تازه دارد که به ما نشان دهد.
که خودمان را به خودمان نشان دهد.
و آن لحظه‌ی جادویی رویارویی با خودمان است که متوجه میشویم سخت‌ترین، پر نقص‌ترین، مشکل‌دار ترین اما دوست داشتنی‌ترین و پیچیده‌ترین آدمی که تا به حال با او قرار گذاشته ایم، خودمان هستیم.
و چه کسی‌ست که از ماهیت درونش و شخصیت واقعی‌اش آگاهی پیدا کند و همچنان به قضاوت دیگران و جهان اطرافش ادامه دهد؟

320 Efeito de texto e desenho de logotipo Número

سعادتمندترینِ مردمان کسانی هستند که نیکوترین افکار را در سر دارند.
افکار نیکو تنها در ضمیرهای حاصل‌خیز حیات می‌یابند.
آنان که تفریح را وسیله‌ای برای رشد اندیشه قرار میدهند،
آنان که به موسیقیِ غنی، کتابِ خوب، نقاشیِ زیبا، نمایشنامه دیدنی، رفیق شفیق و گفتگوی نشاط بخش عشق می‌ورزند، چه کسانی هستند؟
ایشان سعادتمندترین مردمان جهان‌اند؛ آنها نه تنها خود سعادتمندند، بلکه دلیل سعادت دیگران نیز هستند.

320 Efeito de texto e desenho de logotipo Número

من آنقدر بزرگوار نبودم که از اهانت‌ها بگذرم، امّا سرانجام فراموش می‌کردم. و آن‌که گمان می‌برد از او بیزارم مبهوت می‌شد. آن‌گاه که می‌دید لبخندزنان به او سلام می‌کنم، برحسب سرشتش عظمت روحم تحسینش را برمی‌انگیخت یا خفت منشم را خوار می‌شمرد.
غافل از این‌که علتِ رفتارم ساده‌تر از این حرف‌ها بود
: حتی نامش رافراموش کرده بودم.»

هواتو کردم من حیرون تو این روزا هواتو کردم

الله

هواتو کردم من حیرون تو این روزا هواتو کردم
دلم میخوادت میخوام بیام تو آسمون دورت بگردم

هوایی میشم همون روزا که میبینم هوامو داری
میخوام بدونم تا کی میخوای ببینی و به روم نیاری
دلمو دست تو دادم من دلتنگ احساسی
نمیذاری که تنها شم تو رو من خیلی حساسی
دلمو دست تو دادم دلمو آسمونی کن
همیشه مهربون بودی دوباره مهربونی کن
چه روزا حالمو دیدی چه شبهایی که رسیدی
تو صدای دل تنهای منو شنیدی
تو که دردامو میدونی تو که چشمامو میخونی
بده بازم به دل من یه نشونی
دلمو دست تو دادم من دلتنگ احساسی
نمیذاری که تنها شم تو رو من خیلی حساسی
دلمو دست تو دادم دلمو آسمونی کن
همیشه مهربون بودی دوباره مهربونی کن

اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من
دل من داند و من دانم و دل داند و من

خاک من گل شود و گل شکفد از گل من
تا ابد مهر تو بیرون نرود از دل من

الله

یکباره مکش از کف ما زلف دوتا را

لن اقدر فی هجرک صبرا وقرارا

عکس پروفایل ادیت خفن و شیک کلمه الله با کیفیت فوق العاده

خوش ان روزی که سال سی در آیو

ملاقات من و مولی سر آیو

چیست از این خوبتر در همه آفاق کار

دوست بر دوست رود یار بر یار

عمومی - میقات القرآن

شب جمعه...شب راز ونیاز با مولا

Stream يا دائم الفضل على البرية - بصوت الحاج جعفر النفيلي by bufajr |  Listen online for free on SoundCloud

هر هفته هنگامی که شب جمعه شد بعد از نماز مغرب وعشا بعداز تعقیبات نماز به پنج دعا توصیه میشود 1- اول دعای علامه مجلسی 2- دعای یا دائم الفضل 3- دعای اویس قرنی 4- گلچینی از دعای کمیل یا اگر حال دعا داشتی کامل بخوانید 5- اللّٰهُمَّ يَا شاهِدَ كُلِّ نَجْوىٰ،هرکه آن را در شب عرفه یا شب‌های جمعه بخواند، خدا او را بیامرزد

دعای کمیل | مجمع جهانی شیعه شناسی

گلچین دعای کمیل

دعای کمیل - برنامه‌ها در Google Play

«بسم الله الرحمن الرحیم»

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِرَحْمَتِكَ الَّتى وَسِعَتْ كُلَّ شَىْءٍ

خدايا از تو درخواست مى‌كنم، به رحمتت كه همه‌چيز را فرا گرفته

وَ بِقُوَّتِكَ الَّتى قَهَرْتَ بِها كُلَّ شَىْءٍ وَ خَضَعَ لَها كُلُّ شَىْءٍ وَ ذَلَّ لَها كُلُّ شَىْءٍ

و به نيرويت كه با آن بر هرچيز چيره‌ گشتى و در برابر آن هرچيز فروتنى نموده و همه‌چيز خوار شده

وَ بِجَبَرُوتِكَ الَّتى غَلَبْتَ بِها كُلَّ شَىْءٍ وَ بِعِزَّتِكَ الَّتى لا يَقُومُ لَها شَىْءٌ

و به جبروتت كه با آن بر همه‌چيزى فائق‌ آمدى و به عزّتت كه چيزى در برابرش تاب نياورد

وَ بِعَظَمَتِكَ الَّتى مَلاَتْ كُلَّ شَىْءٍ وَ بِسُلْطانِكَ الَّذى عَلا كُلَّ شَىْءٍ

و به بزرگى‌ات كه همه‌چيز را پر كرده و به پادشاهى‌ات‌ كه برتر از همه‌چيز قرار گرفته

وَ بِوَجْهِكَ الْباقى بَعْدَ فَناءِ كُلِّ شَىْءٍ وَ بِأَسْمائِكَ الَّتى مَلاَتْ اَرْكانَ كُلِّ شَىْءٍ

و به جلوه‌ات كه پس از نابودى همه‌چيز باقى است و به نامهايت كه پايه‌هاى‌ همه‌چيز را انباشته

وَ بِعِلْمِكَ الَّذى اَحاطَ بِكُلِّ شَىْءٍ وَ بِنُورِ وَجْهِكَ الَّذى اَضاَّءَ لَهُ كُلُّ شىْءٍ

و به علمت كه بر همه‌چيز احاطه نموده، و به نور ذاتت كه همه‌چيز در پرتو آن‌ تابنده گشته.

يا نُورُ يا قُدُّوسُ يا اَوَّلَ الاْوَّلِينَ وَ يا آخِرَ الآخِرينَ

اى نور، اى پاك از هر عيب، اى آغاز هر آغاز، و اى پايان هر پايان

اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تَهْتِكُ الْعِصَمَ

خدايا! بيامرز براى من آن گناهانى را كه پرده حرمتم مى‌درد

اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تُنْزِلُ النِّقَمَ

خدايا! بيامرز براى من آن گناهانى را كه كيفرها را فرو مى‌بارند

اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تُغَيِّرُ النِّعَمَ

خدايا! بيامرز برايم گناهانى را كه نعمتها را دگرگون مى‌سازند

اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تَحْبِسُ الدُّعاءَ

خدايا! بيامرز برايم آن گناهانى را كه دعا را باز مى‌دارند

اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تُنْزِلُ الْبَلاءَ

خدايا! بيامرز برايم گناهانى كه بلا را نازل مى‌كند.

✨دعای کمیل✨ | تبادل نظر نی نی سایت

اَللّهُمَّ اغْفِرْلى كُلَّ ذَنْبٍ اَذْنَبْتُهُ وَ كُلَّ خَطيئَةٍ اَخْطَاْتُها

خدايا! بيامرز برايم همه گناهانى را كه مرتكب شدم، و تمام خطاهايى كه به آنها آلوده گشتم.

اَللّهُمَّ اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلَيْكَ بِذِكْرِكَ وَ اَسْتَشْفِعُ بِكَ اِلى نَفْسِكَ

خدايا! با ياد تو به سويت نزديكى مى‌جويم، و از ناخشنودى تو به درگاه خودت شفاعت می طلبم

وَ اَسْئَلُكَ بِجُودِكَ اَنْ تُدْنِيَنى مِنْ قُرْبِكَ وَ اَنْ تُوزِعَنى شُكْرَكَ وَ اَنْ تُلْهِمَنى ذِكْرَكَ

و از تو خواستارم‌ به جودت مرا به بارگاه قرب خويش نزديك گردانى و سپاس خود را نصيب من كنى، و يادت را به من الهام نمايى

دعای کمیل - صدقی | کامل + متن و ترجمه فارسی +دانلود صوت کامل دعا

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ سُؤالَ خاضِعٍ مُتَذَلِّلٍ خاشِعٍ اَنْ تُسامِحَنى وَ تَرْحَمَنى وَ تَجْعَلَنى بِقَِسْمِكَ راضِياً قانِعاً وَ فى جَميعِ الاْحْوالِ مُتَواضِعاً

خدايا! از تو درخواست مى‌كنم، درخواست بنده‌اى فروتن، خوار و افتاده، كه با من مدارا نمايى و به من رحم كنى و به آنچه روزى‌ام نموده‌اى‌ خشنود و قانع بدارى و در تمام حالات در عرصه تواضعم بگذارى.

اَللّهُمَّ عَظُمَ سُلْطانُكَ وَ عَلا مَكانُكَ وَ خَفِىَ مَكْرُكَ وَ ظَهَرَ اَمْرُكَ وَ غَلَبَ قَهْرُكَ وَ جَرَتْ قُدْرَتُكَ وَ لا يُمْكِنُ الْفِرارُ مِنْ حُكُومَتِكَ

خدايا! فرمانروايى‌ بس بزرگ و مقامت والا و تدبيرت پنهان، و فرمانت آشكار، و قهرت چيره، و قدرتت‌ نافذ، و گريز از حكومتت ممكن نيست.

اَللّهُمَّ لا اَجِدُ لِذُنُوبى غافِراً وَ لا لِقَبائِحى ساتِراً وَ لا لِشَىْءٍ مِنْ عَمَلِىَ الْقَبيحِ بِالْحَسَنِ مُبَدِّلاً غَيْرَكَ

خدايا! آمرزنده‌اى براى گناهانم و پرده‌پوشى براى‌ زشتكاری‌هايم و تبديل كننده‌اى براى كار زشتم به زيبايى

لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ سُبْحانَكَ وَ بِحَمْدِكَ ظَلَمْتُ نَفْسى وَ تَجَرَّأتُ بِجَهْلى

وَ كُنِ اللّهُمَّ بِعِزَّتِكَ لى فى كُلِّ الاْحْوالِ رَؤُفاً وَ عَلَىَّ فى جَميعِ الاُْمُورِ عَطُوفاً.

خدايا! با من در همه احوال مهر ورز و بر من در هر كارم به ديده لطف‌ بنگر

اِلهى وَرَبّى مَنْ لى غَيْرُكَ اَسْئَلُهُ كَشْفَ ضُرّى وَالنَّظَرَ فى اَمْرى

خدايا، پروردگارا، جز تو كه را دارم؟ تا برطرف شدن ناراحتى و نظر لطف در كارم را از او درخواست كنم.

فراز هایی از دعای کمیل

اَللّهُمَّ فَاقْبَلْ عُذْرى وَارْحَمْ شِدَّةَ ضُرّى وَ فُكَّنى مِنْ شَدِّ وَثاقى

خدايا! پس عذرم را بپذير، و به بدحالى‌ام رحم كن و رهايم ساز از بند محكم گناه.

يا رَبِّ ارْحَمْ ضَعْفَ بَدَنى وَ رِقَّةَ جِلْدى وَ دِقَّةَ عَظْمى

پروردگارا! بر ناتوانى جسمم و نازكى پوستم و نرمى استخوانم رحم كن.

يا اِلهى وَ سَيِّدى وَ رَبّى اَتُراكَ مُعَذِّبى بِنارِكَ بَعْدَ تَوْحيدِكَ وَ بَعْدَ مَا انْطَوى عَلَيْهِ قَلْبى مِنْ مَعْرِفَتِكَ وَ لَهِجَ بِهِ لِسانى مِنْ ذِكْرِكَ وَاعْتَقَدَهُ ضَميرى مِنْ حُبِّكَ

اى خداى من و سرور و پروردگارم، آيا مرا به آتش دوزخ عذاب نمايى، پس از اقرار به يگانگى‌ات و پس از آنكه دلم از نور شناخت تو روشنى گرفت و زبانم در پرتو آن به ذكرت گويا گشت و پس از آنكه درونم از عشقت لبريز شد

وَ بَعْدَ صِدْقِ اعْتِرافى وَ دُعائى خاضِعاً لِرُبُوبِيَّتِكَ؟

و پس از صداقت در اعتراف و درخواست خاضعانه‌ام در برابر پروردگارى‌ات.

وَ لَيْتَ شِعْرى يا سَيِّدى وَ اِلهى وَ مَوْلاىَ اَتُسَلِّطُ النّارَ عَلى وُجُوهٍ خَرَّتْ لِعَظَمَتِكَ ساجِدَةً وَ عَلى اَلْسُنٍ نَطَقَتْ بِتَوْحيدِكَ صادِقَةً وَ بِشُكْرِكَ مادِحَةً

اى كاش مى‌دانستم‌ اى سرورم و معبودم و مولايم، آيا آتش را بر صورتهايى كه براى عظمتت سجده‌كنان بر زمين نهاده شده مسلطّ مى‌كنى و نيز بر زبانهايى كه صادقانه به توحيدت و به سپاست مدح‌كنان گويا شده

ما هكَذَا الظَّنُّ بِكَ وَ لا اُخْبِرْنا بِفَضْلِكَ عَنْكَ يا كَريمُ يا رَبِّ

شگفتا اين همه را به آتش بسوزانى! هرگز چنين‌ گمانى به تو نيست و از فضل تو چنين خبرى داده نشده اى بزرگوار، اى پروردگار

وَ اَنْتَ تَعْلَمُ ضَعْفى عَنْ قَليلٍ مِنْ بَلاءِ الدُّنْيا وَ عُقُوباتِها وَ ما يَجْرى فيها مِنَ الْمَكارِهِ عَلى اَهْلِها

و تو از ناتوانى‌ام در برابر اندكى از غم و اندوه دنيا و كيفرهاى آن و آنچه كه زا ناگواريها بر اهلش مى‌گذرد آگاهى

عَلى اَنَّ ذلِكَ بَلاءٌ وَ مَكْرُوهٌ قَليلٌ مَكْثُهُ يَسيرٌ بَقائُهُ قَصيرٌ مُدَّتُهُ

با آنكه اين غم و اندوه و ناگوارى درنگش كم بقايش اندك و مدّتش كوتاه است.

فَكَيْفَ احْتِمالى لِبَلاءِ الآخِرَةِ وَ جَليلِ وُقُوعِ الْمَكارِهِ فيها

پس چگونه خواهد بود تابم در برابر بلاى آخرت، و فرود آمدن ناگواريها در آن جهان بر جسم و جانم

وَهُوَ بَلاءٌ تَطُولُ مُدَّتُهُ وَ يَدُومُ مَقامُهُ وَ لا يُخَفَّفُ عَنْ اَهْلِهِ لاِنَّهُ لا يَكُونُ اِلاّ عَنْ غَضَبِكَ وَاْنتِقامِكَ وَ سَخَطِكَ

و حال انكه زمانش طولانى و جايگاهش ابدى است و تخفيفى براى‌ اهل آن بلا نخواهد بو، چرا كه مايه آن بلا جز از خشم و انتقام و ناخشنودى تو نيست

وَ هذا ما لا تَقُومُ لَهُ السَّمواتُ وَالاَْرْضُ يا سَيِّدِى فَكَيْفَ لى وَ اَنَا عَبْدُكَ الضَّعيفُ الذَّليلُ الْحَقيرُ الْمِسْكينُ الْمُسْتَكينُ

و اين چيزى است كه تاب نياورند در برابرش آسمانها و زمين، اى سرور من تا چه رسد به من؟ و حال آنكه من بنده ناتوان، خوار و كوچك، زمين‌گير و درمانده توأم.

يا اِلهى وَ رَبّى وَ سَيِّدِى وَ مَوْلاىَ لاِىِّ الاُْمُورِ اِلَيْكَ اَشْكُو وَ لِما مِنْها اَضِجُّ وَ اَبْكى؟ لأليمِ الْعَذابِ وَ شِدَّتِهِ اَمْ لِطُولِ الْبَلاءِ وَ مُدَّتِهِ؟

اى خداى من و پروردگارم و سرور و مولايم، براى كداميك از دردهايم به حضرتت شكوه كنم و براى كدامين گرفتاريم‌ به درگاهت بنالم و اشك بريزيم. آيا براى دردناكى عذاب و سختى‌اش، يا براى طولانى شدن بلا و زمانش

فَلَئِنْ صَيَّرْتَنى لِلْعُقُوباتِ مَعَ اَعْدائِكَ وَ جَمَعْتَ بَيْنى وَ بَيْنَ اَهْلِ بَلائِكَ وَ فَرَّقْتَ بَيْنى وَ بَيْنَ اَحِبّائِكَ وَ اَوْليائِكَ،

پس اگر مرا در عقوبت و مجازات با دشمنانت قرار دهى، و بين من و اهل عذابت جمع كنى، و ميان من و عاشقان و دوستانت جدايى اندازى

فَهَبْنى يا اِلهى وَ سَيِّدِى وَ مَوْلاىَ وَ رَبّى صَبَرْتُ عَلى عَذابِكَ فَكَيْفَ اَصْبِرُ عَلى فِراقِكَ

اى خدا و آقا و مولا و پروردگارم، بر فرض كه بر عذابت شكيبائى ورزم، ولى بر فراقت چگونه صبر كنم

وَ هَبْنى صَبَرْتُ عَلى حَرِّ نارِكَ فَكَيْفَ اَصْبِرُ عَنِ النَّظَرِ اِلى كَرامَتِكَ اَمْ كَيْفَ اَسْكُنُ فِى النّارِ وَ رَجائى عَفْوُكَ

و گيرم اى خداى من‌ بر سوزندگى آتشت صبر كنم، اما چگونه چشم‌پوشى از كرمت را تاب آورم يا چگونه در آتش، سكونت‌ گزينم و حال آنكه اميد من گذشت و عفو تواست.

هَيْهاتَ ما ذلِكَ الظَّنُ بِكَ وَ لاَالْمَعْرُوفُ مِنْ فَضْلِكَ وَ لا مُشْبِهٌ لِما عامَلْتَ بِهِ الْمُوَحِّدينَ مِنْ بِرِّكَ وَ اِحْسانِكَ

همه اين امور از بنده‌نوازى تو بس دور است، هرگز گمان ما به تو اين نيست و نه از فضل تو چنين گويند و نه به آنچه كه از خوبى و احسانت با اهل توحيد رفتار كرده‌اى شباهتى دارد.

«يا رَبِّ يا رَبِّ يا رَبِّ يا اِلهى وَ سَيِّدى وَ مَوْلاىَ وَ مالِكَ رِقّى يا مَنْ بِيَدِهِ ناصِيَتى يا عَليماً بِضُرّى وَ مَسْكَنَتى يا خَبيراً بِفَقْرى وَ فاقَتى

اى خداى من‌ اى سرور من، اى مولاى من و اختيار دارم، اى كسى‌كه مهارم به دست اوست، اى آگاه از پريشانى و ناتوانى‌ام‌ اى داناى تهيدستى و نادارى‌ام

يا رَبِّ يا رَبِّ يا رَبِّ اَسْئَلُكَ بِحَقِّكَ وَ قُدْسِكَ وَ اَعْظَمِ صِفاتِكَ وَ اَسْمائِكَ اَنْ تَجْعَلَ اَوْقاتى مِنَ اللَّيْلِ وَالنَّهارِ بِذِكْرِكَ مَعْمُورَةً وَ بِخِدْمَتِكَ مَوْصُولَةً وَ اَعْمالى عِنْدَكَ مَقْبُولَةً

پروردگارا! پروردگارا! پروردگارا! از تو درخواست مى‌كنم به حقّت و قدست و بزرگ‌ترين‌ صفات و نامهايت كه همه اوقاتم را از شب و روز به يادت آباد كنى و به خدمتگزاريت‌ پيوسته بدارى. و اعمالم را در پيشگاهت قبول فرمايى

حَتّى تَكُونَ اَعْمالى وَ اَوْرادى كُلُّها وِرْداً واحِداً وَ حالى فى خِدْمَتِكَ سَرْمَداً

تا آنكه اعمال و اورادم هماهنگ، همسو و همواره باشد و حالم در خدمت تو پاينده گردد.

«يا سَيِّدى يا مَنْ عَلَيْهِ مُعَوَّلى يا مَنْ اِلَيْهِ شَكَوْتُ اَحْوالى

اى سرور من، اى آن‌كه بر او تكيه دارم، اى آن‌كه شكوه حالم را تنها به سوى او برم

يا رَبِّ يا رَبِّ يا رَبِّ قَوِّ عَلى خِدْمَتِكَ جَوارِحى وَاشْدُدْ عَلَى الْعَزيمَةِ جَوانِحى وَ هَبْ لِىَ الْجِدَّ فى خَشْيَتِكَ وَالدَّوامَ فِى الاِْتِّصالِ بِخِدْمَتِكَ

اى پروردگارم، اى پروردگارم، اى پروردگارم اعضايم را در راه خدمتت نيرو بخش و دلم را بر عزم و همّت محكم كن، و كوشش در راستاى پروايت و دوام در پيوستن به خدمتت را به من ارزانى دار

«اَللّهُمَّ وَ مَنْ اَرادَنى بِسُوءٍ فَاَرِدْهُ وَ مَنْ كادَنى فَكِدْهُ

خدايا! هركس مرا به بدى قصد كند تو قصدش كن، و هركس با من مكر ورزد تو با او مكر كن

وَاجْعَلْنى مِنْ اَحْسَنِ عَبيدِكَ نَصيباً عِنْدَكَ وَ اَقْرَبِهِمْ مَنْزِلَةً مِنْكَ وَ اَخَصِّهِمْ زُلْفَةً لَدَيْكَ فَاِنَّهُ لا يُنالُ ذلِكَ اِلاّ بِفَضْلِكَ

و مرا از بهره‌مندترين بندگانت نزد خود، و نزديك‌ترينشان در منزلت به تو و مخصوص‌ ترينشان در رتبه به پيشگاهت بگردان، زيرا اين همه به دست نيايد جز به فضل تو

وَ جُدْلى بِجُودِكَ وَاعْطِفْ عَلَىَّ بِمَجْدِكَ وَاحْفَظْنى بِرَحْمَتِكَ وَاجْعَلْ لِسانى بِذِكْرِكَ لَهِجاً وَ قَلْبى بِحُبِّكَ مُتَيَّماً

خدايا! با جودت به من جود كن و با بزرگواريت به من نظر كن و با رحمتت مرا نگاهدار و زبانم را به ذكرت گويا كن، و دلم را به محبتت شيفته و شيدا فرما

وَ مُنَّ عَلَىَّ بِحُسْنِ اِجابَتِكَ وَ اَقِلْنى عَثْرَتى وَاغْفِرْ زَلَّتى

و بر من منّت گذار با پاسخ نيكويت و لغزشم را ناديده انگار و گناهم را ببخش

فَاِنَّكَ قَضَيْتَ عَلى عِبادِكَ بِعِبادَتِكَ وَ اَمَرْتَهُمْ بِدُعائِكَ وَ ضَمِنْتَ لَهُمُ الاِْجابَةَ

زيرا تو بندگانت را به بندگى فرمان دادى و به دعا و درخواست از خود امر كردى و اجابت دعا را براى آنان ضامن شدى.

«فَاِلَيْكَ يا رَبِّ نَصَبْتُ وَجْهى وَ اِلَيْكَ يا رَبِّ مَدَدْتُ يَدى

پس اى‌ پروردگار من تنها روى به سوى تو داشتم و دستم را تنها به جانب تو دراز كردم

فَبِعِزَّتِكَ اسْتَجِبْ لى دُعائى وَ بَلِّغْنى مُناىَ وَ لا تَقْطَعْ مِنْ فَضْلِكَ رَجائى وَاكْفِنى شَرَّ الْجِنِّ وَالاِْنْسِ مِنْ اَعْدائى

پس تو را به عزّتت سوگند مى‌دهم كه دعايم را اجابت كنى‌ و مرا به آرزويم برسانى، و اميدم را از فضلت نااميد نكنى، و شرّ دشمنانم را از پرى و آدمى از من كفايت كنى.

يا سَريعَ الرِّضا اِغْفِرْ لِمَنْ لا يَمْلِكُ اِلا الدُّعاءَ فَاِنَّكَ فَعّالٌ لِما تَشاءُ

اى‌ خدايى كه زود از بنده‌ات خشنود مى‌شوى، بيامرز آن را كه جز دعا چيزى ندارد، همانا تو هرچه بخواهى انجام مى‌دهى

اي خدايي كه زود از بنده‌ات خشنود مي‌شوي (فرازی از دعای کمیل)

يا مَنِ اسْمُهُ دَواءٌ وَ ذِكْرُهُ شِفاءٌ وَ طاعَتُهُ غِنىً اِرْحَمْ مَنْ رَأسُ مالِهِ الرَّجاءُ وَ سِلاحُهُ الْبُكاءُ

اى آن‌كه نامش دوا و يادش‌ شفا و طاعتش توانگرى است، رحم كن به كسى‌كه سرمايه‌اش اميد و سازوبرگش اشك‌ريزان است

يا سابِغَ النِّعَمِ يا دافِعَ النِّقَمِ يا نُورَ الْمُسْتَوْحِشينَ فِى الظُّلَمِ يا عالِماً لا يُعَلَّمُ

اى فروريزنده نعمتها اى دوركننده بلاها، اى روشنى‌ بخش وحشت‌ زدگان در تاريكيها، اى داناى ناآموخته

صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَافْعَلْ بى ما اَنْتَ اَهْلُهُ وَ صَلَّى اللّهُ عَلى رَسُولِهِ وَالاْئِمَّةِ الْمَيامينَ مِنْ آلِهِ وَ سَلَّمَ تَسْليماً كَثيراً.

بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست، و با من چنان كن تو را شايد، و درود و سلام فراوان خدا بر پيامبرش و بر امامان‌ خجسته از خاندانش.

دعاي كميل | زيارت عاشورا

دعای یا دائم الفضل علی البریه

Image

دعای یا دائم الفضل: تجلی صفات الهی و خواسته های بندگان :

دعای یا دائم الفضل یکی از معروف ترین ادعیه ی شیعیان است که به شرح صفات خداوند و خواسته های بندگانش پرداخته است. در این مقاله از بیتوته، به بررسی این دعا، مفاهیم و اهمیت آن پرداخته می شود.

دعای یا دائم الفضل علی البریة:

دعای یا دائمَ الفَضْلِ عَلَی الْبَریَّة از دعاهای غیرمأثور که در شب جمعه خوانده می شود. کفعمی از عالمان شیعه، در کتاب المصباح در باب اعمال شب جمعه آورده که این دعا ده مرتبه خوانده شود. شیخ عباس قمی در مفاتیح الجنان، خواندن این دعا را برای شب عید قربان،شب عید فطر و ماه شوال نیز وارد دانسته است.

ابن حجر هیثمی، یکی از علمای شافعی در قرن دهم قمری، در کتاب اَلدُّرُ الْمَنضود و در بخش اعمال جمعه، با خواندن دعای "یا دائمَ الفَضْلِ عَلَی الْبَریَّة" در شب جمعه و به تعداد ده مرتبه مخالفت کرده و آن را دروغ و جعلی خوانده است.

به علت اختلاف عقاید و مذاهب در بین علمای اسلام، بعضی از علمای مذاهب دیگر، مانند شافعیان، به خواندن برخی از دعاهایی که در مذاهب دیگر مورد تایید قرار می گیرند، معترض هستند و این موضوع در کتب و رساله های شافعی منتشر شده است.

abdolla abdollay دعای یا دائم الفضل علی البریه خواندن این دعا از جمله اعمال  شب جمعه است ده مرتبه بگوید ائ ال..

فضیلت دعای یا دائم الفضل علی البریة :

هر كه در شب جمعه ده مرتبه اين دعا را بخواند در نامه عمل او هزار هزار حسنه نوشته شود و هزار هزار سيئه محو شود و در بهشت براى او هزار هزار درجه و جنات احديت بلند شود. خداوند سه مرتبه فرمايد كه : نيستم خداى او اگر او را نيامرزم و در درجه حضرت ابراهيم خليل عليه السلام باشد.

دعای معروفی در دعای کمیل وجود دارد که به دعای استغفار معروف است و خوانده می شود. این دعا مستحب است که در قنوت نمازهای مغرب و عشا خوانده می شود و بیشتر مضمون آن استغفار است. و آن دعا، دعای یا دائم الفضل می باشد.

يادائم الفضل ع البريه M0ZM1Q

متن و ترجمه دعای یا دائم الفضل :

يَا دَائِمَ الْفَضْلِ عَلَى الْبَرِيَّةِ يَا بَاسِطَ الْيَدَيْنِ بِالْعَطِيَّةِ يَا صَاحِبَ الْمَوَاهِبِ السَّنِيَّةِ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ خَيْرِ الْوَرَى سَجِيَّةً وَ اغْفِرْ لَنَا يَا ذَا الْعُلَى فِي هَذِهِ الْعَشِيَّةِ.

ای خدایی که فضل و کرم تو بر خلق همیشگی است، ای که دو دست عطا و بخشش تو به جانب بندگان دراز است ، ای صاحب بخشش های بزرگ! درود بفرست بر محمد و آلش که در اصل خلقت و فطرت بهترین خلق اند ، ای خدای بلندمرتبه، در همین شب گناه ما را ببخش.

دعاء يا دائم الفضل على البرية (مكرر 10 مرات) - بصوت الرادود جمعة حامد

در دعای "یا دائمَ الفَضْلِ عَلَی الْبَریَّة"، اشاره به این نکته مهم دارد که فضل و کرم خداوند دائمی است و او با صفت "دائم الفضل" شناخته می شود. در ادامه دعا، با یادآوری صفت "باسِطَ الیَدَینِ بِالعَطِیَّة"، به گشاده دستی خداوند در ارزانی داشتن عطاها، نشان داده می شود. این صفت بیان گر رحمانیت و مهربانی فراگیر خداوند نسبت به بندگانش است.

به طور کلی، دعاهایی مانند "یا دائمَ الفَضْلِ عَلَی الْبَریَّة"، با بیان صفات و خصوصیات خداوند، به بیان تعظیم و تمجید از پروردگار و به دست آوردن برکت و رحمت از او کمک می کند. این دعاها به عنوان یکی از راه های برقراری ارتباط با خداوند و درخواست کمک و رحمت از او، مورد استفاده قرار می گیرند.

صفت "صاحِبَ المَواهِبَ السَّنیَّة" که در دعای "یا دائمَ الفَضْلِ عَلَی الْبَریَّة" آمده است، به معنای صاحب موهبت های بزرگ و عظیم خداوند است. این صفت بیانگر ارزشمندی و اهمیت بی نهایت موهبت های الهی است که تنها به دلیل فضل و رحمت خداوند به بشریت اعطا شده اند.

به طور کلی، این دعا به ما یادآوری می کند که همه موهبت های الهی، از جمله سلامتی، عقل، خلاقیت، ثروت و غیره، ارزشمند هستند و ما به دلیل این موهبت ها، باید شاکر و قدردان خداوند باشیم. همچنین، این دعا به ما یادآوری می کند که تنها با الطاف و موهبت های الهی، می توانیم به رشد و پیشرفت در زندگی برسیم و باید سعی کنیم تا این موهبت ها را به بهترین شکل ممکن به کار بگیریم.

در دعای "یا دائمَ الفَضْلِ عَلَی الْبَریَّة"، پس از نامیدن خداوند با صفات زیبا و عظیمش، به رسول خدا و خاندان پاکش درود فرستاده می شود. سپس، در شب جمعه که شبی بسیار ارزشمند است، از خداوند بخشندگار آمرزش خواسته می شود. در این بخش از دعا، با گفتن "صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِه خَیر الوَری سَجیَّة"، به رسول خدا و خاندان پاکش درود فرستاده می شود. در ادامه، با گفتن "اغفِر لنا یا ذا العُلی فی هذه العَشیَّة"، از خداوند بخشنده و آمرزش برای خطاهایی که ما مرتکب شده ایم، خواستاریم.

در کل، این دعا با نامیدن خداوند و رسول خدا، به تعظیم و تمجید پروردگار و ارتباط با معصومان پاک، خداوند را به خود نزدیک می کند و از او بخشندگی و آمرزش خواستاری می کند. همچنین، شب جمعه، شبی بسیار مقدس در دین اسلام است و این دعا از برکت و بخشندگی این شب استفاده می کند.

دعاء يا دائم الفضل على البريه مكتوب كامل - موقع المرجع

دعاء اويس القرني لقضاء الحاجات عن أمير المؤمنين صلوات الله عليه

غفر الله له كل ذنب بينه وبين الله، ولو أن رجلا دخل على السلطان لخلصه الله من شره، ومن دعا بها منامه فيذهب به النوم وهو يدعو بها، بعث الله جل ذكره بكل حرف بينه سبعين ألف ملك من الروحانية وجوههم أحسن من الشمس بسبعين ألف مرة، ويستغفرون الله ويدعون له، ويكتبون له الحسنات، ومن دعا بها - وقد ارتكب الكبائر - غفرت له الذنوب كلها، وإن مات ليلته مات شهيدا.
ثم قال لي: يا أبا عبد الله، غفر الله له ولأهل بيته ولمؤذن مسجده ولإمامه المستجير، الدعاء:
يا سلام المؤمن المهيمن العزيز الجبار المتكبر الطاهر المطهر القاهر القادر المقتدر يا من ينادى من كل فج عميق بألسنة شتى، ولغات مختلفة، وحوائج أخرى يا من لا يشغله شأن عن شأن، أنت الذي لا تغيرك الأزمنة، ولا تحيط بك الأمكنة ولا تأخذك سنة ولا نوم، يسر لي من أمري ما أخاف عسره، وفرج لي من أمري ما أخاف كربه، وسهل لي من أمري ما أخاف حزنه، سبحانك لا إله إلا أنت إني كنت من الظالمين، عملت سوء وظلمت نفسي، فاغفر لي إنه لا يغفر الذنوب إلا أنت، والحمد لله رب العالمين، ولا حول ولا قوة إلا بالله العلي العظيم، وصلى الله على نبيه وآله وسلم تسليما (1).
31 - ومن ذلك: دعاء آخر لمولانا أمير المؤمنين علي بن أبي طالب صلوات الله عليه علمه أيضا لأويس القرني، حدث أبو عبد الله الدبيلي يرفع الحديث إلى أويس القرني، عن أمير المؤمنين صلوات الله عليه قال: قال رسول الله صلى الله عليه وعلى أهل بيته: ما من عبد دعا بهذا الدعاء إلا استجاب الله له.
وحلف النبي دفعات كثيرة أنه لو دعي به على ماء جار لسكن، ولو دعا به رجل قد بلغ به الجوع والعطش لأطعمه الله وسقاه، ولو دعا به على جبل أن يزول من موضعه لزال، ولو دعا به لامرأة قد عسر عليها ولادتها لسهل الله عليها ولادتها

(١) مهج الدعوات ص ١٢٩ - 130.

Yasmina (yasmina826). Áudio original criado por Yasmina. ...

دعای اویس قرنی

دعايى از مولاى ما اميرالمؤمنين عليه‌السلام كه آن را به اويس قرنى آموخت.
ابن طاووس مى گويد: اين دعا غير دعايى است كه در كتاب «سعادات» و «اغاثة الدّاعى» ذكر نموده ام. على بن ابى طالب عليه‌السلام فرمود: هر كس اين دعا را بخواند، خدا همه حاجت هاى او را برمى آورد و رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله فرمود: قسم به كسى كه مرا به پيغمبرى فرستاده است، كسى كه گرسنه و تشنه باشد، و اين دعا را بخواند، خدا او را سير مى گرداند و آب ارزانى او مى دارد.اگر شخصى اين نام ها را بر كوهى بخواند كه ميان او و جايى كه قصد كرده، مانع باشد، آن كوه راه خواهد گشود تا آن جايى كه مى خواهد برود. اگر اين دعا را بر ديوانه اى بخواند عاقل مى شود. اگر اين دعا را بر زنى بخواند كه زائيدن بر او دشوار مى باشد، خدا وضع حمل او را آسان مى گرداند. قسم به كسى كه مرا به پيغمبرى فرستاده است، هر كس اين دعا را چهل شب جمعه بخواند، خدا هر گناهى را كه ميان او و ميان خدا باشد مى آمرزد.اگر شخصى بر پادشاه ظالمى وارد شود و اين دعا را بخواند، خدا او را از شرّ وى خلاص مى گرداند. هر كس اين دعا را در وقت خواب بخواند و به خواب رود، خدا به شمار هر حرفى از اين دعا هفتاد هزار فرشته را خلق مى نمايد كه چهره هاى ايشان تابناك تر از آفتاب باشد كه از خدا براى او طلب آمرزش نمايند و براى او دعا كنند و براى او حسنات بنويسند. هر كس اين دعا را بخواند و از او گناهان كبيره سر زده باشد، همه گناهان او آمرزيده مى شود. اگر در آن شب بميرد، شهيد خواهد بود. خدا او و خانواده و مؤذن مسجدى راكه در آن نماز گزارده و پيشنمازى را كه به او اقتدا نموده، مى آمرزد و آن دعا اين است:
يَا سَلاَمُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ الطَّاهِرُ الْمُطَهَّرُ

الْقَاهِرُ الْقَادِرُ الْمُقْتَدِرُ، يَا مَنْ يُنَادَى مِنْ كُلِّ فَجّ عَمِيق بِأَلْسِنَة شَتَّى

وَ لُغَات مُخْتَلِفَة وَ حَوَائِجَ أُخْرَى، يَا مَنْ لاَ يَشْغَلُهُ شَأْنٌ عَنْ شَأْن أَنْتَ

الَّذِي لاَ تُغَيِّرُكَ الاَْزْمِنَةُ وَ لاَ تُحِيطُ بِكَ الاَْمْكِنَةُ وَ لاَ تَأْخُذُكَ سِنَةٌ وَ لاَ

نَوْمٌ يَسِّرْ لِي مِنْ أَمْرِي مَا أَخَافُ عُسْرَهُ وَ فَرِّجْ لِي مِنْ أَمْرِي مَا

أَخَافُ كَرْبَهُ وَ سَهِّلْ لِي مِنْ أَمْرِي مَا أَخَافُ حُزْنَهُ سُبْحَانَكَ لاَ إِلَهَ إِلاَّ

أَنْتَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ عَمِلْتُ سُوءاً وَ ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ

لِي إِنَّهُ لاَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ أَنْتَ وَ الْحَمْدُ للهِِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ لاَ حَوْلَ وَ لاَ

قُوَّةَ إِلاَّ بِاللهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ وَ صَلَّى اللهُ عَلَى نَبِيِّهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ

تَسْلِيماً .

اى سلامتى بخش! اى ايمنى بخش! اى غالب! اى شكست ناپذير! اى قدرتمند! اى بزرگ منش! اى پاك! اى پاكيزه! اى نيرومند! اى قادر! اى توانا! اى آن كه از هر راه دور با زبان هاى مختلف و لغات گوناگون و حوايج بسيار خوانده مى شود! اى آن كه كارى از كار ديگر او را سرگرم نكند.تو كسى هستى كه زمان ها تو را تغيير نداده و مكان ها تو را فرا نگرفته و خواب و چرت تو را در بر نگيرد; در كارهايم آن چه ترس سختى اش را دارم، آسان فرما و آن چه از رنج آن در هراسم، برطرف ساز و آن چه مرا محزون مى سازد آسان گردان. پاك و منزّهى و معبودى جز تو نيست; به درستى كه من از ستمكاران هستم; كار بدى انجام داده و به خود ستم نمودم; پس مرا بيامرز; چرا كه گناهان را جز تو كسى نمى آمرزد و سپاس مخصوص خداوند جهانيان است و نيرو و توانى جز به اراده خداى برتر و والا نيست و درود خدا بر پيامبرش محمّد و خاندان پاكش باد.

یَا سَلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَیْمِنُ الْعَزِیزُ الْجَبَّارُ الْمُتَکَبِّرُ الطَّاهِرُ الْمُطَهَّرُ الْقَاهِرُ الْقَادِرُ الْمُقْتَدِرُ یَا مَنْ یُنَادِی‌

مِنْ کُلِّ فَجٍّ عَمِیقٍ‌ بِأَلْسِنَةٍ شَتَّی وَ لُغَاتٍ مُخْتَلِفَةٍ وَ حَوَائِجَ أُخْرَی یَا مَنْ لَا یَشْغَلُهُ شَأْنٌ عَنْ شَأْنٍ

أَنْتَ الَّذِی لَا تُغَیِّرُکَ الْأَزْمِنَةُ وَ لَا تُحِیطُ بِکَ الْأَمْکِنَةُ وَ لَا تَأْخُذُکَ سِنَةٌ وَ لَا نوْمٌ یَسِّرْ لِی مَا أَخَافُ

عُسْرَهُ وَ فَرِّجْ لِی مِنْ أَمْرِی مَا أَخَافُ کَرْبَهُ وَ سَهِّلْ لِی مِنْ أَمْرِی مَا أَخَافُ حُزْنَهُ سُبْحَانَکَ لَا إِلَهَ إِلَّا

أَنْتَ- إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ‌ عَمِلْتُ سُوءاً وَ ظَلَمْتُ نَفْسِی فَاغْفِرْ لِی‌ إِنَّهُ لَا یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا أَنْتَ-

وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ‌ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ وَ صَلَّی اللَّهُ عَلَی نَبِیِّهِ مُحَمَّدٍ وَ

آلِهِ وَ سَلَّمَ تَسْلِیماً»؛

دعای علامه محمد باقر مجلسی در شب جمعه


ملا محمد باقر مجلسي صاحب بحارالانوار به خط خود نوشته است. بنده خطاكار محمدباقر مجلسي فرزند محمد تقي، شبي از شبهاي جمعه درباره دعاها مطالعه مي كردم. دعايي نظرم را جلب كرد كه الفاظ آن كم بود ولي معناي زيادي داشت. آن دعا را در همان شب خواندم. شب جمعه ديگر خواستم همان دعا را بخوانم؛ ناگهان صدايي از سقف خانه شنيدم كه گفت: اي فاضل كامل! هنوز كرام الكاتبين از نوشتن ثواب اين دعا كه در شب جمعه سابق خواندي، فارغ نشده اند كه تو دوباره مي خواهي آن دعا را بخواني!

آن دعا اين است:

بسم الله الرحمن الرحیم،

اَلْحَمْدُ لله مِنْ اَوَّلِ الدُّنْیا اِلی فَنائِها وَ مِنَ الآخِرَه اِلی بَقائِها. اَلْحَمْدُاللهِ عَلی

کُلِّ نِعْمَه، اَسْتَغْفِرُالله مِنْ کُلِّ ذَنْبٍ وَ اَتُوبُ اِلَیْه، وَ هُوَ اَرْحَمُ الرّاحِمینَ "

بعد از یک هفته مجدد خواستم آن را بخوانم که در حالت مکاشفه ندایی شنیدم از ملائک، که ما هنوز از نوشتن ثواب قرائت قبلی فارغ نشده ایم.

خواندن این دعای با فضیلت در شب جمعه سفارش شده است.

اللهم...

نصیحتی از مولای ما خدای تبارک وتعالی...یا بنی آدم

فؤاد عبدالواحد - يا بني آدم (فيديو كليب) | 2018

Pin by الْحَيَاة مَعَ ٱللَّٰه on Islam: The Way of Life ♡ | Ramadan day,  Ramadan quotes, Ramadan

ريشة قلم همة طويق : فَمَنِ اتَّقَىٰ وَأَصْلَحَ فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ  وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ سورة الأعراف الآية 35

يَا بَنِي آدَمَ لَا يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطَانُ كَمَا أَخْرَجَ أَبَوَيْكُم مِّنَ الْجَنَّةِ يَنزِعُ عَنْهُمَا لِبَاسَهُمَا لِيُرِيَهُمَا سَوْآتِهِمَا إِنَّهُ يَرَاكُمْ هُوَ وَقَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لَا تَرَوْنَهُمْ

إِنَّا جَعَلْنَا الشَّيَاطِينَ أَوْلِيَاءَ لِلَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ

أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَن لَّا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ ۖ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ

وَيَا آدَمُ اسْكُنْ أَنتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ فَكُلَا مِنْ حَيْثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَـٰذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ

. يَا بَنِي آدَمَ قَدْ أَنزَلْنَا عَلَيْكُمْ لِبَاسًا يُوَارِي سَوْآتِكُمْ وَرِيشًا وَلِبَاسُ التَّقْوَىٰ ذَٰلِكَ خَيْرٌ ذَٰلِكَ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ .

يَا بَنِي آدَمَ خُذُوا زِينَتَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَكُلُوا وَاشْرَبُوا وَلَا تُسْرِفُوا ۚ إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ ۚ قُلْ هِيَ لِلَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا خَالِصَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ ۗ كَذَٰلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَالْإِثْمَ وَالْبَغْيَ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَأَن تُشْرِكُوا بِاللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَأَن تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُون

يَا بَنِي آدَمَ إِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ رُسُلٌ مِّنكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِي ۙ فَمَنِ اتَّقَىٰ وَأَصْلَحَ فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ ‎ وَالَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَاسْتَكْبَرُوا عَنْهَا أُولَٰئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ ۖ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ

وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِن بَنِي آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَىٰ أَنفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَىٰ شَهِدْنَا أَن تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَـٰذَا غَافِلِينَ

وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَىٰ كَثِيرٍ مِّمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلًا

أين حقوق الإنسان ، في اليوم العالمي لحقوق الإنسان | امبراطورية الأنمي Amino

Stream د. مريم العويش | Listen to تدبر آية playlist online for free on  SoundCloud

تویی تو نسخه نقش الهی

بجو از خویشتن هر آنچه خواهی

بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش ز یک گوهرند چو عضوی … | Flickr

توکز محنت دیگران بی غمی

نشاید که نامت نهند آدمی

أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يا بني‏ آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيطانَ  إِنَّهُ لَكُم عَدُوٌّ مُبين | انجمن گفتگوی دینی

Image

آیه 31 سوره اعراف (2).jpg

جانْ بی جمالِ جانان میلِ جهان ندارد

دردا که این معما شرح و بیان ندارد

با هیچ کس نشانی زان دِلْسِتان ندیدم

یا من خبر ندارم یا او نشان ندارد

چنگِ خمیده قامت می‌خوانَدَت به عشرت

بشنو که پندِ پیران هیچت زیان ندارد

ای دل طریقِ رندی از محتسب بیاموز

مست است و در حقِ او کس این گمان ندارد

احوالِ گنجِ قارون کَایّام داد بر باد

در گوشِ دل فروخوان تا زر نهان ندارد

846.jpg