اسماء الهی در آیین یهودیت: رهنمودی به نام‌های خدا و معنای عمیق آنها در اعتقادات یهودیت

اسماء الهی در آیین یهودیت

در تَنَخ tanah(تورات و کتب انبیاء بعدی بنی اسرائیل)، تَلمُود talmud و زُوهَر zohar نام های زیادی به خداوند اطلاق شده است که غیر از یک نام اصلی و اعظم، سایر اسامی به نوعی صفت و لقب برای او محسوب می شوند. بنابراین، غیر از نام اصلی که ویژه و مختص خداوند است، ممکن است سایر اسامی به غیر خداوند نیز نسبت داده شوند (مانند کلمه ی قادر).

در یهودیت از نام‌های مختلفی برای اشاره به خداوند استفاده می‌شود. رایجترین نام استفاده شده در تورات نام چهار حرفی خداوند یهوه (عبری :יהוה ) می‌باشد که گاهی تتراگراماتون نامیده می‌شود.

نام‌های دیگر مورد استفاده در یهودیت عبارتند از ال (خدا)ُ الوهیم ( که به معنی خدای واحد ترجمه می‌شود با اینکه این لغت جمع است) ال شدای (خدای قدرتمند) آدونای (ارباب) الیون (بالاترین) و آوینو (پدرمان). این نام‌ها با معنی نام به صورت رایج نیستند بلکه به معنی لقب‌های مختلف برای اشاره به یک معنی هستند.

نامهای رایج خدا در یهودیت

یهوه

نام اصلی و اعظم خد.اوند، ی-ه-و-ه (y-h-w-h) این نام تنها به خداوند اختصاص دارد و هیچ گونه صفتی که به غیر از او اطلاق گردد به شمار نمی رود. تلفظ آن طبق شرع یهود ممنوع است و تنها در ایام آبادی بیت المقدس (معبد سلیمان)، کاهن اعظم (و در مواردی دیگر کاهنان) در موارد خاص مجاز به تلفظ آن بودند. از اعراب گذاری های متعددی برخوردار است که در متن تورات (تنخ) طبق قانون ویژه ای، اعمال می شود. این کلمه به علت قداست ویژه در نزد یهودیان، علاوه بر تورات، تنها در کتب مقدس (مانند کتاب های دعا) نوشته یا چاپ می شود و حتی در تلمود یا سایر نوشته های دینی از این کلام استفاده نمی شود. همان گونه که ذکر شد، برای خواندن آن از کلمات "اَ.دُونای" یا "هَشِم" استفاده می شود.

عرفای یهود، این کلمه را نشانه ی خصلت رحمت خداوند دانسته اند، که گاه در مقابل و گاه در کنار کلمه ی اِلوهیم به نشانه ی عدالت الهی قرار می گیرد.

اهیه اشر اهیه (من هستم آنکه هستم)

اهیه اشر اهیه (عبری :אהיה אשר אהיה) اولین از سه پاسخی است که موسی هنگامی که نام خداوند را در خروج ۳:۱۴ میپرسد دریافت می‌کند. در ترجمه انگلیسی جیمز پادشاه این جمله به معنی هستم آنکه هستم ترجمه می‌شود که یکی از نام‌های خداوند است. اهیه شکل سوم شخص واژه حی به معنی بودن است. اشر نیز در این جمله معمولاً به معنی آن ترجمه می‌شود. با اینکه جمله معمولاً به زمان حال ترجمه می‌شود ترجمه دقیقتر می‌تواند من آن خواهم بود که خواهم بود باشد زیرا شکل استفاده شده در این جمله آینده است.

آدونای

در یهودیت معمولاً وقتی شخصی که تورات را میخواند به واژه یهوه می‌رسد لغت آدونای (به معنی ارباب) را جایگزین آن می‌کند. برای اشاره به یهوه در غیر از عبادت از لغت هاشم (آن نام) استفاده می‌شود. اینکار به این دلیل است که تصور می‌شود نام یهوه آن قدر مقدس است که نباید در هیچ جای دیگری به غیر از معبد سلیمان خوانده شود.

هاشم

به صورت معمول در یهودیت نام آدونای فقط در عبادت مورد استفاده قرار میگیرد. در مکالمه برای اشاره به خدا از لغت هاشم ( השם به معنی‌ها (آن) شم (نام) ) استفاده می‌کنند. این لغت برای اولین بار در لاویان ۲۴:۱۱ استفاده شده‌است. بعضی از یهودیان برای اینکه نام خداوند را به صورت معمول بر زبان نیاورند بعضی از حروف آن را با حروف دیگر جایگزین می‌کنند مثلاً ه را با ک جایگزین کرده و به جای الوهیم ُ الوکیم و یه با جای شدای شکای میگویند. هاشم معمولاً به صورت غیررسمی تری از آدونای مورد استفاده قرار میگیرد.

آدوشم

تا قبل از قرن ۲۰ استفاده از لغت آدوشم که ترکیبی از آدونای و هاشم است رایج بود. ولیکن حاخام دیوید هالوی سیگال اینکار را ممنوع کرد زیرا معتقد بود که اینکار بی‌احترامی به نام خداوند است. در یهودیت امروزی از این لغت بسیار به ندرت استفاده می‌شود.

بعلی

بعلی یکی از نام‌های قبلی مورد استفاده توسط قوم اسراییل برای اشاره به خداوند است که معنی سرورم می‌باشد. ولیکن پیامبر اسراییل هوشع قوم اسراییل ر ا از استفاده از این نام منع کرد و به آنان گفت که به جای بعلی از لغت ایشی به معنی همسرم استفاده کنند.

ال

ال یک لغت ریشه فینیسیایی است که به صورت معمول به معنی خدا ترجمه می‌شود. در تورات واژه ال (عبری : אל) به تنهایی بسیار به ندرت مورد استفاده قرار میگیرد. بلکه معمولاً ال به همراه یک صفت خداوند مورد اشاره قرار می‌گیرد مثلاً ال شدای به معنی خدای قدرتمند ال الیون به معنی بالاترین خدا ال اولم به معنی خدای بی انتها ال حی به معنی خدای زنده ال روا به معنی خدای چوپان ما ال گیبور (معادل جبار در عربی) به معنی خدای قدرتمند. در نام‌های عبری که دارای صدای ال است نیز این صدا به اشاره به نام خداوند است مقلا گابریل (قدرت خداوند) میکاییل (چه کسی مانند خدا است؟ ) رافایل (داروی خداوند) آریل (شیر خداوند) دانیل (قضاوت خداوند) اسراییل (آن که با خدا کشتی گرفت) ایمانویل (خدا با ماست) اشماعیل (خدا میشنود).

اله

اله ( عبری : אֱלָה) لغت آرامی به معنی خداوند است. ریشه اصلی این لغت مشخص نیست. اله در عهد عتیق در کتاب‌های عزرا دانیال و ارمیا مورد استفاده قرار گرفته‌است. اله به معنی کلی خداوند است و گاهی برای اشاره به خدایان بت پرستان نیز استفاده شده‌است. این نام با نام الله به معنی ال اله که توسط مسلمانان مورد استفاده قرار گرفته‌است مرتبط می‌باشد. استفاده‌های این لغت به شرح زیرند:

– اله آواهاتی خدای پدران من (دانیال ۲:۲۳)

– اله الین خدای خدایان (دانیال ۲:۴۷)

– اله یروشلم خدای اورشلیم (عزارا ۷:۱۹)

– اله یسراییل خدای اسراییل (عزرا ۵:۱)

– اله شمایا خدای بهشت (عزرا ۷:۲۳)

الواه

لغت عبری الواه که فرم مونث واژه جمع الوهیم است نادر است و تنها در کتاب ایوب مورد استفاده قرار گرفته‌است. الواه یا اله با واژه الله ریشه مشترکی دارد. الله به معنی لغوی ال اله است که نام عربی خدای ابراهیم می‌باشد. در عهد عتیق فرم مفرد الوهیم در چند جا برای اشاره به خدایان بت پرستان استفاده شده‌است (مانند دانیال ۱۱:۳۷ و ۳۸).

الوهیم

یکی از نام‌های رایج استفاده شده در تورات الوهیم (عبری : אלהים ) است. با اینکه این لغت به دلیل داشتن ایم در انتها جمع است برای اشاره به خدای واحد مورد استفاده قرار میگیرد. در زبان کنعانیان این لغت برای اشاره به خدایان آن‌ها به معنی جمع مورد استفاده قرار میگرفت. دلیل جمع بودن این لغت مورد مطالعه بسیاری قرار گرفته‌است و دلایل مختلفی برای آن ابراز شده‌است. در قرآن نیز خدا برای اشاره به خود گاهی از لغات جمع استفاده می‌کند. در بعضی قسمت‌های تورات واژه الوهیم برای اشاره به خدایان غیر اسراییل استفاده شده‌است. (رجوع شود به رائلیان )

ال روا

ال روا به معنی خدای پادشاه در چند جای عهد عتیق استفاده شده‌است.

ال شدای

ال شدای (عبری : : אל שדי ) به معنی خدای قدرتمند نیز چندین بار در عهد عتیق استفاده شده‌است.

شخینا

شخینا یا شکینا (عبری: שכינה ) به معنی حضور خداوند است که در بین عبریان وجود داشت. این واژه در تورات استفاده نشده‌است ولیکن حاخام‌ها در مورد حضور خدا در تابوت عهد و بین قوم اسراییل از این لغت استفاده کرده‌اند. ریشه این لغت به معنی سکنا گزیدن است. این واژه تنها واژه مونث برای اشاره به خداوند است. بعضی اعتقاد دارند که شخینا به معنی بعد مونث خداوند است ولیکن این توصیف به نظر صحیح نمی‌اید. لغت عربی سکینه که در قرآن استفاده شده‌است نیز معادل شخینا در عبری است. در قرآن نیز این لغت مرتبط با تابوت عهد است. همچنین نتیجه محمد و دختر حسین ابن علی نیز دارای نام سکینه بود.

در کابالا

در کابالا از نام عین سوف (عبری: אין סוף) به معنی بی‌پایان برای اشاره به خداوند استفاده می‌شود. همچنین در کابالا استفاده از نام ۴۲ حرفی برای خداوند نیز رایج است. کابالیستها همچنین اعتقاد دارند موسی از نام ۷۳ حرفی خدواند برای باز کردن رود نیل استفاده کرده‌است و آیات مربوط به این داستان در تورات نام خداوند را داراست(خروج ۱۴:۱۹-۲۱). آنان این سه آیه را ترکیب می‌کنند تا واژه ۷۲ حرفی برای نام خدا را ایجاد کنند. بعضی اعتقاد دارند که این نام مرتبط با اسم اعظم خداوند است.

اسامی دیگر خدا در آیین یهودیت

علاوه بر اسامی فوق، در دیگر منابع دینی یهود (تلمود، زوهر، گفتار علمای مذهبی) اسامی و صفات دیگری نیز برای خد.اوند به کار رفته اند، که تعدادی از آنها به این شرح هستند:

- هَگاوُوهَ: (خدای) متعال

- صِوائُوت رییس لشکریان الهی (توانا بر همه چیز)

- هَگِوورا: آن (خدای) جبار و قدرتمند.

- یُوصِر هَکُل: آفریننده همه چیز.

- اِل هَتیشبا حُوت: خدای شایسته ی سپاس ها و مدح ها.

- شُومِر ییسرائل: محافظ بنی اسرائیل.

- ماگِن اَوراهام: محافظ ابراهیم.

- صور ییصحاق: صخره ی پناه اسحق.

- مِلِخ مَلخِه هَمِلاخیم: پادشاهی (مسلط) بر پادشاهِ پادشاهان

- هَشامَییم: به معنای لغوی آسمان که در متون دینی به خد.اوند نیز اشاره دارد.

- هَقادوُش باروخ هو: (خد.ای) مقدسِ متبارک.

- ریبوُنو شِل عُلام: سرورِ جهان.

- هَماقُوم: آن مکان (آن مقام متعالی).

- هارَحمان: آن (خدای) رحمان.

- رَحمانا: آن (خد.ای) رحمان.

- آوینو شِبَشامَییم: پدر ما که در آسمان است. (پدر آسمانی ما).

- شالُوم: به معنی سلام و صلح و سلامتی، یکی از اسامی خد.اوند است.

- تِمیرا دِ-تِمیرین: پنهان تر از پنهان ها.

- عَتیقا دِ-عَتیقین: قدیمی تر از قدیمی ها.

- سیبَت کُل هَسیبوُت: مسبب تمام سَبب ها.

- عیلَت کُل هاعیلُوت: علتِ تمام علت ها.

- اِن سُوف: بی نهایت، ازلی و ابدی

تَنَخ یا تَناخ tanach

تَنَخ یا تَناخ[۱]‏ (به عبری: תָּנָ"ךְ) که کتاب مقدس عبرانی و در عبری میقرا (به عبری: מִקְרָא، قرائت کردن) نیز نامیده می‌شود، مجموعهٔ متون مقدس عبری شامل تورات، نوییم و کتوویم است. شاخه‌های مختلف یهودیت و سامریت نسخه‌های متفاوتی از این مجموعه را معتبر می‌دانند، از جمله هفتادگانیِ یونانی قرن سوم ق‌م در یهودیت معبد دوم، پشیطای سریانی، تورات سامری، طومارهای دریای مرده و در نهایت متن مازورتی قرن دهم میلادی که توسط گروهی از کاتبان نهایی شده و در حال حاضر در یهودیت ربانی مورد استفاده است.[۲]‏ اصطلاح «کتاب مقدس عبری» اغلب با متن مازورتی یکسان گرفته می‌شود؛ با این حال، این نسخه‌ای قرون وسطایی و یکی از چندین متنی است که در طول تاریخ توسط شاخه‌های مختلف یهودیت معتبر دانسته شده است.[۲]‏ نسخهٔ فعلی متن مازورتی عمدتاً به عبری توراتی و بخش‌های متاخرتری نیز به زبان آرامی توراتی (در کتاب‌های دانیال و عزرا؛ ۱۰:۱۱ در کتاب ارمیا) است.[۳]

نسخهٔ معتبر فعلی تنخ — مورد استناد در یهودیت ربانی — متن مازورتی (قرن هفتم تا دهم میلادی) است که حاوی ۲۴ کتاب است. این کتب نیز هر کدام به فصل‌ها و آیاتی تقسیم می‌شوند. تنخ در دوران معبد دوم تدوین و تثبیت (حدوداً ۵۲۰ قبل از میلاد تا ۷۰ میلادی) شده است؛ این عهدی است که یهودیان بر سر اینکه کدام بخش‌ها از متونشان منشأ الهی دارد، بحث کرده و به اجماع رسیدند و با استفاده از متون قدیمی‌تر آنچه امروزه «تورات» نامیده می‌شود را شکل دادند. متن مازورتی توسط کاتبان و دانشمندان یهودی اوایل قرون وسطی نهایی شده است.[۲] یهودیان یونانی‌زبان اسکندریه ترجمه‌ای یونانی از تنخ، به نام «هفتادگانی» تدوین کردند. هفتادگانی شامل برخی از کتاب‌هایی که بعدها اپوکریفا/اسفار مشکوک نامیده شدند هم می‌شود. سامریان نسخهٔ خودشان از تورات را دارند. هر دوی این نسخه‌های باستانیِ تنخ به‌طور قابل توجهی با متن مازورتی قرون وسطی متفاوت هستند.[۲]

پژوهشگران معاصر به منظور درک تاریخ تنخ علاوه بر متن مازورتی از منابع متعددی استفاده می‌کنند.[۴] از جملهٔ این منابع، هفتادگانی یونانی، پشیطای سریانی، تورات سامری، مجموعه طومارهای دریای مرده و فرازهایی از نسخ خطی ربانی هستند. این منابع در برخی موارد قدیمی‌تر از متن مازورتی بوده و اغلب با آن تفاوت دارند.[۵] این تفاوت‌ها منجر به نظریه‌ای شده است مبنی بر اینکه نسخه‌ای اولیه از تنخ وجود داشته که منشأ نسخه‌های موجود امروز بوده است.[۶] با این حال، چنین متن اولیه‌ای هرگز یافت نشده و در این زمینه که کدام یک از سه نسخهٔ معروف (هفتادگانی، متن مازورتی و تورات سامری) به متن اولیه نزدیک‌تر است، اختلاف وجود دارد.[۷]

مشترکات زیادی میان تنخ عبری و عهد عتیق مسیحی وجود دارد. عهد عتیق پروتستان‌ها همان کتاب‌های تنخ را دارد، اما به ترتیب متفاوتی چیده شده‌اند. عهد عتیقِ کلیساهای کاتولیک، ارتدکس شرقی و ارتدکس مشرقی شامل کتاب‌های قانونی ثانی نیز شامل می‌شوند که در تنخ وجود ندارند.[۸]

نام[ویرایش]

کتاب‌های بیست‌وچهارگانه تنخ

تنخ سرواژه‌ای است که از حروف اول عبری هر یک از سه بخش سنتی متن مازورتی ساخته شده است: تورات (به معنای شریعت یا احکام)، نوییم (انبیاء) و کتوویم (مکتوبات). تقسیم‌بندی فعلی تنخ به سه بخش، در ادبیات ربانی نیز دیده می‌شود.[۹] با این حال، در آن دوره از اصطلاح تنخ استفاده نمی‌شد و به جای آن، میقرا (یا میکرا، מקרא، به معنای قرائت کردن یا آنچه قرائت می‌شود) رواج داشت زیرا متون تنخ در جمع قرائت می‌شدند. اصطلاح تنخ اولین بار در دورهٔ قرون وسطی ثبت شده است.[۱۰] میقرا تا به امروز در عبری در کنار تنخ استفاده می‌شود و در عبری محاوره‌ای معاصر، معنای یکسانی دارند.[۱۱]

کتاب مقدس عبری اصطلاحی است که بیشتر توسط محققان دانشگاهی مطالعات کتاب مقدس استفاده می‌شود. این لفظی بی‌طرفانه‌تر به جای تنخ یهودی و عهد عتیق مسیحی است.[۱۲][۱۳] «عبری» به زبان اصلی کتاب‌ها و گاه به یهودیان دوران معبد دوم اشاره دارد.[۱۴]

تورات

تورات (به معنای شریعت؛ حرف ت در تنخ) یا اسفار پنجگانه بخش اول تنخ است که خود شامل پنج سِفر (کتاب) است. تورات پراهمیت‌ترین نوشتار یهودی است و به باور آنان به‌وسیله یهوه (خداوند) به موسی داده شده است، ولی هیچ‌کدام از این پنج کتاب مشخص نمی‌کنند توسط چه کسی نوشته شده‌اند.[۱۵] اعتقاد بر اینکه موسی همهٔ تورات را نوشته است احتمالاً ریشه در آیاتی دارد که می‌گویند موسی ۴۰ روز و ۴۰ شب در کوه سینا (یا حوریب) ماند. این زمانی بس طولانی برای انتقال قوانین کوتاهی مانند ده فرمان است؛ بنابراین روایاتی شگل گرفتند که موسی کل تورات مکتوب را در آن دوره از خدا دریافت کرده است. تورات طبق منابع یهودی (که توسط کلیسای اولیه نیز پذیرفته شده‌اند) شامل سفر پیدایش نیز می‌شود که در آن خدا به موسی از تاریخ اولیهٔ جهان و ابراهیم و خاندان او گفته است. برخی منابع یهودی حتی نوشته‌اند که تثنیه ۳۴، آخرین باب تورات حاوی مرگ موسی، توسط خدا به موسی گفته شد و موسی آن را با اشک‌هایش نوشته است.[۱۶] به نظر می‌رسد قدیمی‌ترین منابعی که تورات را به موسی نسبت داده، کتاب یوبیل و طومارهای دریای مرده (حدود دو قرن قبل از میلاد) باشند.[۱۷]

با ظهور خردگرایی، به ویژه همراه با چهره‌هایی چون توماس هابز (۱۵۸۸–۱۶۷۹) و باروخ اسپینوزا (۱۶۳۲–۱۶۷۷)، دیدگاه مبنی بر اینکه تورات یک اثر واحد و منسجمِ نوشته‌شده توسط موسی است، زیر سؤال رفت. این نظریات نهایتاً منجر به تدوین «فرضیهٔ مستند» در قرن نوزدهم شد که بر اساس آن، پنج‌کتاب موسی (یا شش‌کتاب موسی) از چهار منبع یا سند عمده تشکیل شده است و هر یک از این منابع یا اسناد به شکل نسبتاً کاملی در تورات فعلی گنجانده شده‌اند و هر یک اصطلاحات و دیدگاه‌های الهیاتی متمایزی دارند. این منابع بر اساس حرف اول نام مستعارشان، به منبع «پی» (روحانی)، «جِی» (یهوه‌ای، Jahwist)، «ای» (الوهیمی) و «دی» (تثنوی) نام گرفتند. «جی» و «ای» نام خود را از اسمی که خدای اسرائیل را بدان می‌خوانند، دارند. «جی»، او را از آغاز یهوه می‌نامد، حتی قبل از اینکه او نام خویش را در روایات «پی» و «ای» آشکار کند. منبع «ای» به این خدا الوهیم (اصطلاح کلی به معنای خدا) می‌گوید. منبع «پی» نام‌های متفاوتی به کار می‌برد اما به او یهوه نمی‌گوید. منبع «دی» نیز به سفر تثنیه (Deuteronomy) اشاره دارد.[۱۶]

البته تفاوت در نام‌های الهی معیار اصلی برای تشخیص این چهار منبع گمنام نیست. در تورات، دوباره‌گویی‌ها و تناقضات جدی—هم در روایات و هم در احکام—وجود دارد. برای مثال، از دیرباز مشخص شده است که باب‌های ۱ تا ۳ سفر پیدایش دو بار آفرینش جهان را روایت می‌کنند: انسان اول بار در ۱:۲۷ خلق می‌شود — «پس خدا انسان را به صورت خود آفرید، به صورت خدا آفریدش؛ مرد و زن آفریدشان» — و باری دیگر در ۲:۷ — «پس یهوه الوهیم انسان را از خاک زمین ساخته، دم حیات را در او دمید و انسان موجودی زنده شد.» روایت دوم (آدم و حوا) صرفاً بازگویی اولی نیست، بلکه هم در رئوس و هم در جزئیات تفاوت‌های شگرفی دارد.[۱۶]

داستان تورات به صورت تاریخِ خطی روایت شده است؛ از ابتدایی‌ترین زمان آغاز می‌شود و از پیدایشِ زمینِ قابل سکونت تا زمانی که بنی اسرائیل در آستانهٔ ورود به سرزمینی هستند که خدا به آنان وعده داده را در بر می‌گیرد. مجموعهٔ شریعتی که از طریق موسی به آن‌ها اعطا شده است، همه در این جریان رویدادهای روایی قرار گرفته‌اند و مجموعه‌ای انتزاعی یا نظری از احکام فقهی نیستند. تورات منبعی غنی از درام، جزئیات روایی، شخصیت‌های قابل توجه و تعاملات شگفت‌آور با خدایی است که از آن‌ها حمایت می‌کند. این کتاب پایه و اساس برای تاریخ بعدی اسرائیل را می‌نهد که در کتب انبیاء بیان شده است.[۱۸]

(نام‌های درون پرانتز در ذیل عنوانی است که در نزد مسیحیان به کار می‌رود)

  • برشیت בראשית (پیدایش) عنوان سفر پیدایش یا تکوین که دربردارنده داستان آفرینش، سرگذشت آدم و حوا، نوح، ابراهیم، لوط، اسماعیل، اسحاق، یعقوب و فرزندان وی است و با مرگ یوسف به پایان می‌رسد.
  • شموت שמות (خروج) عنوان سفر خروج و دربردارنده مطالبی چون ماجرای بردگی بنی اسرائیل در مصر، تولد و پیامبری موسی، خروج بنی اسرائیل از مصر، سرگردانی آنها در بیابان و اعطای ده فرمان به موسی است.
  • وییقرا ויקרא (لاویان) عنوان سفر لاویان و شامل احکام شرعی و آداب و شعائری است که در واقع به منزله کتاب راهنمای کاهنان بنی اسرائیل از سبط لاوی محسوب می‌شود.
  • بمیدبار במדבר (اعداد) عنوان سفر اعداد و شامل گزارش دو سرشماری قوم بنی اسرائیل و حوادثی است که بین راه مصر و سرزمین موعود بر این قوم گذشت.
  • دواریم דברים (تثنیه) عنوان سفر تثنیه است که حاوی بازگویی مقررات و فرمان‌های اسفار قبلی از زبان موسی خطاب به بنی اسرائیل و تعیین یوشع به عنوان رهبر بنی اسرائیل و درنهایت درگذشت موسی است.

کتاب‌های انبیاء

نبوت در اسرائیل همزمان با ظهور پادشاهان پدیدار شد و با سقوط پادشاهی از بین رفت.[۱۹] این اتفاقی نبوده است؛ انبیاء عمیقاً بخشی از مناسبات سیاسی اسرائیل بودند و پدیدهٔ نبوت را نمی‌توان جدا از سیاست اسرائیل دید. انبیاء گاه از تصمیمات پادشاه حمایت و گاه انتقاد می‌کردند. انبیای یهوه در واقع نوعی توازن بر قدرت پادشاه اعمال می‌کردند، چه از جانب یهوه سخن می‌گفتند و مستقیماً تحت فرمان پادشاه نبودند.[۲۰] کتب انبیاء در بخش دوم تنخ قرار دارند؛ نوییم که حرف ن در تنخ نشانگر آن است. خود این بخش به قسمت تقسیم می‌شود: انبیای متقدم که شامل یوشع، داوران، کتاب‌های سموئیل و کتاب‌های پادشاهان است؛ و انبیای متاخر که اشعیاء، ارمیا، حزقیال و دوازده نبی صغیر را شامل می‌شود.[۲۱]

انبیای متقدم

وقایع نقل شده در کتاب‌های یوشع تا پادشاهان، داستانِ تشکیل حکومت اسرائیل را بازگو می‌کند. در ابتدای این داستان، قوم اسرائیل گروهی مهاجر بودند. همان‌طور که در کتاب یوشع آمده است، یوشع آن‌ها را به کنعان کوچاند. کتاب داوران، سختی‌های اسکان یافتن در سرزمین و دفاع در برابر دشمنان مختلف را روایت می‌کند. کتاب‌های سموئیل به ظهور پادشاهی در اسرائیل می‌پردازند و کتاب‌های پادشاهان، تاریخِ پادشاهی را شامل می‌شوند، از جمله انشعاب اسرائیل به دو پادشاهی و نابودیِ هرکدام توسط قدرت‌های خارجی. تورات و انبیای متقدم روی هم «تاریخِ اولیه» نامیده می‌شوند، روایتی جامع از خلقت تا تبعید قوم اسرائیل.[۲۲]

دیدگاهِ الهیاتی انبیای متقدم تا حد زیادی برگرفته از «شریعت تثنوی» است. انبیای متقدم را می‌توان کتب تاریخی نامید، اما نویسندگان آن در حال خلقِ تاریخِ مستند نبودند. این مؤمنان به یهوه، اعتقادشان بر این بود که یهوه در تاریخِ اسرائیل نقشی فعال دارد و داستان را از این دیدگاه روایت کرده‌اند. آن‌ها باور داشتند که علت و معلول، نتایجِ تاریخی را رقم می‌زند، اما تحلیلِ آن‌ها علاوه بر سیاست و عوامل اقتصادیِ انسانی، شاملِ علیتِ الهی نیز می‌شد. پژوهشگران گاه انبیای متقدم را روی هم رفته «تاریخ تثنوی» می‌نامند، چه دیدگاه نویسندگان این آثار برگرفته از شریعت تثنوی بوده است. شریعت تثنوی در واقع احکامی است که در کتاب تثنیه در تورات که زمان شاه یوشیا نوشته شدند.[۲۲]

  • کتاب یوشع یا یهوشوع יהושע

با نبوت یهوشوع یا ورود بنی اسرائیل به ارض موعود شروع می‌شود و تاریخچهٔ اقوام بنی‌اسرائیل را پس از آن بیان می‌کند.

  • شوفطیم یا کتاب داوران שופטים

از رخدادهای زمان داورانی چون دوورا و گیدعون و شیمشون که پس از یوشع رهبری مردم را به عهده گرفتند سخن می‌گوید.

  • کتاب‌های سموئیل שמואל

این کتاب به دوران پس از شوفطیم می‌پردازد. همچنین از به پادشاهی رسیدن شائول نخستین پادشاه اسرائیل و سپس داوود سخن می‌گوید.

  • ملاخیم یا کتاب پادشاهان מלכים

با شرح دوران پادشاهان اسرائیل پس از داوود که از سلطنت شلومو (سلیمان) است، آغاز می‌شود و تا خرابی بیت همیقداش اول به دست نبوکد نصر پادشاه بابل ادامه دارد.

انبیای متاخر

بخش موسوم به «انبیاء متأخر» به افراد مشخصی در اسرائیل می‌پردازد که جایگاه اجتماعی و معنوی شناخته‌شده‌ای در اسرائیل داشتند و نظر خدا دربارهٔ رویدادهای زمان خود را بیان می‌کردند. انبیاء متأخر شامل اشعیا، ارمیا، حزقیال و کتاب دوازده‌گانه است. کتاب دوازده‌گانه شامل دوازده اثر کوتاه‌تر، از هوشع تا ملاکی، است و برخی آن‌ها را «انبیای صغیر» می‌نامند. دورهٔ تاریخیِ انبیاء متأخر با پادشاهیِ تقسیم‌شدهٔ اسرائیل (اسرائیل شمالی و یهودا) آغاز می‌شود و تا دوران پس از تبعید ادامه می‌یابد.[۲۳]

  • اشعیا ישעיהו
  • ارمیا ירמיהו
  • حزقیال יחזקאל

انبیای صغیر

  • کتاب هوشع הושע
  • کتاب یوئیل יואל
  • کتاب عاموس עמוס
  • کتاب عوبدیا עובדיה
  • کتاب یونس יונה
  • کتاب میکاه מיכה
  • کتاب ناحوم נחום
  • کتاب حبقوق חבקוק
  • کتاب صفنیا צפניה
  • کتاب حجی חגי
  • کتاب زکریا זכריה
  • کتاب ملاکی מלאכי

مکتوبات

بخش سوم «کتوویم» (حرف ک یا خ آخر در «تنخ») نامیده می‌شود که به معنای «مکتوبات» است. مسیحیان به آن «هگیوگرافی» (کلمهٔ یونانی به معنای «نوشته‌های مقدس») می‌گویند. این بخش شامل مجموعه‌ای از متون متنوع از جمله سرودها، دعاها، نصایح اخلاقی، پژوهش‌های فلسفی، داستان‌های کوتاه، آداب عبادت و تاریخ است. برخی از کتاب‌های این بخش به روایات اولیهٔ تاریخ اسرائیل مرتبط هستند اما همهٔ کتاب‌های این بخش متعلق به دورهٔ پس از اسارت یهودیان در بابل هستند. کتویم آخرین بخش تنخ بود که شکل نهایی به خود گرفت و این اتفاق در اواخر قرن اول میلادی رخ داد.[۲۴]

مزامیر مجموعه‌ای از سرودها و دعاهایی است که اسرائیلیان برای خطاب به یهوه به کار می‌بردند. امثال و کتاب ایوب در دستهٔ ادبیات حکمت طبقه‌بندی می‌شوند. غزل غزل‌های سلیمان، روت، مراثی، جامعه و استر با یکدیگر گروهی به نام پنج طومار را تشکیل می‌دهند. هر یک از این طومارها در یکی از عیدها یا روزه‌های مهم یهودی خوانده می‌شد. دانیال در دستهٔ مختص خودش قرار دارد. این کتاب، به معنای سنتی، یک کتاب نبوی نیست، بلکه شکلی خاصی از مکاشفه است و در طبقه‌بندی ادبیات آخرالزمانی قرار می‌گیرد. در نهایت، کتاب‌های عزرا، نحمیا و تواریخ در گروه نوشته‌های تاریخی قرار می‌گیرند. این مجموعه تاریخ اسرائیل را از آدم تا پایان قرن پنجم پیش از میلاد روایت می‌کند.[۲۵]

در تنخ این کتاب‌ها را در انتهای مجموعهٔ کتاب‌های مقدس قرار دارند، اما در نسخه‌های مسیحی کتاب‌ها را از هم جدا کرده و آن‌ها را در میان کتاب‌های انبیاء پخش می‌کنند که اغلب بر اساس توالی زمانی است. برای مثال، کتاب روت بین داوران و سموئیل قرار داده شده است زیرا رویدادهای ثبت شده در این کتاب در دورهٔ داوران اتفاق افتاده‌اند. استر نیز پس از نحمیا قرار گرفته است زیرا هر دو کتاب در دورهٔ هخامنشی به وقوع پیوسته‌اند.[۲۵]

  • تهیلیم یا مزامیر תהילים
  • امثال سلیمان משלי
  • کتاب جامعه קהלת
  • غزل غزلها שיר השירים
  • کتاب ایوب איוב
  • کتاب روت רות
  • مراثی ارمیا איכה
  • کتاب استر אסתר
  • کتاب دانیال דניאל
  • کتاب عزرا עזרא
  • کتاب نحمیا נחמיה
  • تواریخ ایام דברי הימים