رِجَالٌ لَّا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ....

an arabic text in black and white, with the words'i am not sure what to

رِجَالٌ لَّا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ

خدایا مولای من پناه میبرم به تو از اینکه چیزی مانند خرید وفروش تجارت ومشغول شدن به عالم دون دنیا مانع ذکر ویاد تو وما بشود خدایا پناه میبرم به تو از اینکه زن وفرزندانمان حجاب بین ما وپادشاهی با عظمت چون شما باشد خدایا به تو پناه می بریم از اینکه در حضور دوستانمان ودر اجتماع شلوغ مردم ودر یازار ها که تجملات دنیا زاد است ترا فراموش کنم بی سبب نبوده است که شیخ اوسعید ابوالخیر میفرمود از بازارها متنفرم وبدترین جای دنیا است چون یاد تودر انجا فراموش میشود وبهترین مکان در روی زمین مسجدی است که خداوند تبارک وتعالی یاد شود وبدترین مکانهای روی کره زمین بازارها هستند در هرصورت ما باید همیشه این کلام تهدید امیز مولایمان رِجَالٌ لَّا تُلْهِيهِمْ را جلو نظر خودمان داشته باشیم تا از زمره چنیین مردانی نباشیم که خداوند انان را نکوهش کرده است وحتی در شلوغی بازارها ودر اجتماعات که همه مشغول به دنیا هستند یک لحظه به یاد این کلام بیفتی وبه ذکر لااله الاالله مشغول بشوی وبگویی مولای من ترا در همه احوالات ومشغولیات دنیوی از یاد نبرده ام

رجال لا تلهيهم تجارة ولا بيع عن ذكر الله وإقام الصلاة|القاري منصور  السالمي|سورة النورMansour Elsalmi - YouTube

ز هرچه غیر یار استغفرالله

ز بود مستعار استغفرالله

دمی کان بگذرد بی یاد رویش

از آن دم بیشــمار استغفرالله

سر آمد عمر و یکساعت ز غفلت

نگشتم هوشیار استغفرالله

جوانی رفت پیری هم سر آمد

نکردم هیچ کار استغفرالله

نکردم یک سجودی در همه عمر

که آید آن بکار استغفرالله

ز کردار بدم صد بار توبه

ز گفتارم هزار استغفرالله

پست محمد باقر پزنده (@m.b.p110) • هورسا

ایام نحسات...روزهای شوم ونامبارک

أَيَّامٍ نَّحِسَاتٍ

مولای ما خدای تبارک وتعالی میفرماید ما بعضی از گناهکاران ایام گذشته را در روزهایی نحس نابود کردیم لذا این امر اثبات میکند که تمام روزها وایام خداوند یکسان نیست روز مبارک شب مبارک در طول ایام سال نهفته است وپنهان است حافظ هم اعتقاد به سعد ونحس داشته است جایی که فرمود

کوکب بخت مرا هیچ منجّم نشناخت

یارب از مــــادر گیتی بچه طالع زادم

فال حافظ امروز اول آبان

آیین تقوا ما نیز دانیم

لیکن چه چاره با بخت گمراه؟

ما شیخ و واعظ کمتر شناسیم

یا جام باده یا قصه کوتاه

آیین تقوا ما نیز دانیم شعر حافظ در زمان آدم ما و می و زاهدان و تقوا - عکس  ویسگون

روزهای نحس:

  • آخرین چهارشنبه ماه قمری: این روز به دلیل اینکه تکرار نمی‌شود، به عنوان روزی نحس شناخته شده است.
  • روز دوشنبه: در برخی روایات، روز دوشنبه نیز جزو روزهایی دانسته شده که در آن باید احتیاط کرد و از انجام برخی کارها پرهیز نمود.

روزهای سعد (مبارک):

  • روزهای ۱، ۲، ۶، ۷، ۹، ۱۴، ۱۸، ۱۹، ۲۰، ۲۲، ۲۳، ۲۷، ۲۸ و ۲۹ هر ماه قمری: این روزها بنابر روایات، برای انجام کارهای مهم و مبارک مناسب شمرده شده‌اند.
  • روز شنبه و یکشنبه: این دو روز طبق روایتی از امام صادق (ع)، برای تجارت و کسب روزی مبارک و پر برکت هستند.

قمر در عقرب فروردین 1404


🌙قمر در عقرب پدیدهٔ نجومی عبور کره ماه از زمینه صورت فلکی عقرب (کژدم) یا از امتداد برج فلکی عقرب است که هر ماه قمری یک بار رخ می‌دهد و معمولاً دو تا سه روز طول می‌کشد. در ستاره‌بینی از قدیم آمیخته به بعضی باورهای دینی، پدیدهٔ قمر در عقرب نشان از واقعه‌ای شوم (نحس) دانسته می‌شده‌است. از نظر دینی در متون اسلامی هنگام قمر در عقرب باید از انجام کارهای اساسی مانند ازدواج و بنای خانه و مسافرت پرهیز کرد یا در قبال آن صدقه پرداخت.

✨روایتی از امام صادق (ع) نقل شده که «هر کس در هنگامی‌که قمر در عقرب باشد، مسافرت یا ازدواج نماید، خیری نمی‌بیند

عکس نوشته ای فلک گر من نمیزادی

امروفرمان  خدا غالب است

وَاللَّهُ غَالِبٌ عَلَىٰ أَمْرِهِ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ

و خدا بر کار خویش چیره است ولی بیشتر مردم نمی‌دانند.

چقدر دوست دارم خدا ....

عکس خدایا دوست دارم

http://s2.picofile.com/file/7784868602/Cheghadr_Dooset_daram_Khoda.jpg

دوست دارم خدا
هر جا برم تو با منی واسم مث جون وتنی
حرفاتو دلت که میگیره فقط حرفتو با من میزنی
هر جا برم کنارمی فرقی نمیکنه کجا
فرقی نمیکنه چقدر فاصله باشه بین ما
چقدر دوست دارم خدا
من
چقدر دوست دارم خدا
وقتی که میرقصم تو باد وقتی که میخندم با برگ
وقتی که میشم غرق در احساس بی تکرار مرگ
وقتی که بارون میشی و بی چتر میباری به من
میفهمم از آرامشت حس خوشی داری به من
چقدر دوست دارم خدا
من
چقدر دوست دارم خدا
وقتی که میچینم تو رو مثل یه گندم یا یه سیب
همجنس آدم میشم و پر میشم از حسی عجیب
هر جا که هستم با منی هر جا که باشی عاشقم
خوشحالم از این که واسه این هم صدایی لایقم
هر جا برم کنارمی فرقی نمیکنه کجا
فرقی نمیکنه چقدر فاصله باشه بین ما
من چقدر دوست دارم خدا
من چقدر دوست دارم خدا

«دانلود آهنگ انگیزشی دوستت دارم خدا رضا صادقی و متن»

اهنگ رضا صادقی

خیلی قشنگ وعالی

****************************************************************

نگاهت میکنم در من غمی آرام میگیرد

تویی که ماه از زیبایی تو وام میگیرد
تو را دیدم برای اولین بار تازه فهمیدم

چگونه یک نفر با یک نگاه از شوق میمیرد
جانان من به قلب من نزدیکی چون روح من

جانان من حرفی بزن تا کم شود اندوه من
هر بار صدا زدم تو را شدی آرام من
همیشه غم خوار من غم بی آزار من

تویی که شیرین کرده ای دنیا به کام من
قسم به تار مویت به آفتاب رویت

که قصد من از زندگی لبخند تو بود
مرا می‌فهمیدی حال مرا میدیدی

اگر کسی مانند تو دلبند تو بود

آهنگ جانان محمد اصفهانی

خیلی قشنگ وعــــالی

*********************************

بزرگی هست در عــالم خدا نام

که دل بایاد او میــــــــگیرد آرام

آگاه باشید که با یاد خدا دل ها آرامش می گیرد | طرفداری

آگاه باشید که با یاد خدا دل ها آرامش می گیرد | طرفداری

عکس خدا دوستت دارم برای پروفایل - عکس نودی

تلنگری برای بخشیدن مال قبل از مرگ .....

۩۩☫اشعار/ پند پیرما(طریقت) اینچنین ۩۩

حکایت دست خر شکسته و گرگ خاموش

پیرمردی صاحبِ مال و منال
زندگانی کرده او
هشتاد سال

با خودش گفتا که پیر و خسته‌ام
عمرخود را کوله باری بسته‌ام

مرگ را از خویش من قافل نِهم
سهم فرزندان همین حالا دهم

بچه‌ها را مُطلع زین کار کرد
پافشاری کردوُهی اصرار کرد

سهم دخترها یکا یک برشمُرد
از پسرها باقی اموال شد

پیرمرد فارغ از مال و منال
صاف وُ صادق شد ز دارائیِ مال

روزها بگذشت و روزی پیر مرد
دید رفتار عروسش گشته سرد

با تعرض نیش میزد بر پسر
بودن بابای تو شد دردسر

پیرمرد افسرده و غمگین شد
سینه‌اش چون کوه غم سنگین شد

لب فرو بست و برون شد از سرا
تا که نشنید ست مَرد بینوا

رفت و در زد خانه‌ی دیگر پسر
در گشود وُ راه دادش مختصر

با کسی حرفی ز دلسردی نزد
حرفی از مردی و نامردی نزد

تا که دیگ معرفت آمد بجوش
آنچه باید نشنود آمد بگوش

جمله اولاد ذکورش بی‌صفت
جملگی زن باره و بی‌معرفت

دختران زین ماجراها بی خبر
شاد بودندی زِ اعمالِ پدر

کور سوئی در دل آن پیر بود
چونکه امیدش به آن تدبیر بود

رهسپار خانه داماد شد
گفت دامادش دل ما شاد شد

اشک خوشحالی به چشم دخترش

مات و حیران بود نمی‌شد باورش

دید دامادش بر او هست بی نظر
ماندنش آنجا شده یک درد سر

او همی گوید که بابایت چرا
لنگرش افتاده در ساحل بما

ما که تنها وارث او نیستیم
با حقوق مختصر کو نیستیم

خانه شد دوار در گِرد سرش
چونکه تا این حد نمی‌شد باورش

این چنین اندیشه‌اش بیدار شد
موسم پیری رسید و خار شد

عاقبت تدبیر خود را کار بست
نقش یک گنجینه در افکار بست

رفت در بازار صندوقی خرید
آشنائی در رهش آمد پدید

گفت :به به تحفه ای گنجینه‌ات
این چنین چسبانده‌ای بر سینه‌ات

گفت اگر گوشَت ز رازم کَر کنی
وارثی مملو زِ سیم و زر کنی

راز او افشا شد آنجا گوئیا
بچه‌ها پیدا شدند چون طوتیا

ای بقربان تو ای بابا پدر
تو کجائی ای گل زیبا پدر

خانه ما بی تو تاریک است و سرد
تو چراغ خانه‌ای ای شیرمرد

الغرض با التماس و احترام
شد پذیرائی دگر هر صبح و شام

لیکن از گنجینه‌اش غافل نبود
هر کجا می‌رفت حملش می‌نمود

جنگ و دعوائی سرش کردند وای
خانه بی بابا نباشد وای وای

فکر و ذکر بچه‌ها گنجینه بود
گنج واهی بود.دردِ سینه بود

عاقبت، قالب تهی کرد پیرمرد
رفت و شد آسوده از رفتار سرد

باز کردند وارثان گنجینه را
صندوقی مملو ز درد سینه را

شد نمایان استخوانِ دستِ خر
نامه‌ای رویش بجای سیم و زر

نامه را خواندند او بنوشته بود
قصهء عمرِ من آخر گشته بود

دست خر بر آن فلانِ هر کسی
تا نمرده ، مال بخشد بر کسی

زنده بر مال و منالت باش پیر
تا نگردی همچو من خار و اسیر

معنی دسته خر - واژگان عامیانه

Drveni magarac

تلنگری برای مجرمان.....

قُلِ اِنتَظِرُوا إِنَّا مُنتَــــظِرُونَ

إِنَّا مِنَ الْمُجْرِمِينَ مُنتَقِمُونَ

طرح عن المجرمین – ایران وکتور

MÜDDESSİR-42, 43, 44, 45, 46, 47

عَنِ الْمُجْرِمِينَ ‎﴿٤١﴾‏ مَا سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ ‎﴿٤٢﴾‏ قَالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ ‎﴿٤٣﴾‏ وَلَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكِينَ ‎﴿٤٤﴾‏ وَكُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخَائِضِينَ ‎﴿٤٥﴾‏ وَكُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ ‎﴿٤٦﴾‏ حَتَّىٰ أَتَانَا الْيَقِينُ ‎فَمَا تَنفَعُهُمْ شَفَاعَةُ الشَّافِعِينَ

درباره مجرمان چه چیز شما را در آتش [سَقَر] درآورد؟گویند: «از نمازگزاران نبودیم،و بينوايان را غذا نمى‌داديم، از اين رو شفاعت شفاعت‌كنندگان به حال آنها سودى نمى‌بخشد.

آگاه باشید که با یاد خدا دل ها آرامش می گیرد | طرفداری

در روز قیامت از مجرمان که مستحق جهنم هستند سوال میشود چه چیزی شما را جهنمی کرد اولین کلام انان نمازخوان نبودیم بخشنده نبودیم شفاعت مقربان درگاه خداوند که اخرین حربه نجات است هم شامل انان نشد پس در این سه چیز باید خوب تامل کنییم اول نماز که ستون دین است چهره دین اسلام نماز است اسلام بدون نماز عریان وبی چهره است لذا شما را به عظمت مولایمان قسم میدهم که چند دقیقه وقت برای نماز ونیایش با خدا را ازدست ندهید

دومین صفت بخشندگی است فقرا نیازمندان واقوام صله رحم پدر ومادر را با دادن مالمان شاد کنییم حتی با بخشیدن دانه ای خرما هم این صفت را در خودمان زنده نگه داریم حال به روایت در صدر اسلام دقت کنیید وارزش بخشندگی را درک کنیید

رُوِيَ أَنَّ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ أَتَى رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ بِأَسِيرَيْنِ فَأَمَرَ اَلنَّبِيُّ بِضَرْبِ عُنُقِهِمَا فَضَرَبَ عُنُقَ وَاحِدٍ مِنْهُمَا ثُمَّ قَصَدَ اَلْآخَرَ فَنَزَلَ جَبْرَئِيلُ فَقَالَ يَا مُحَمَّدُ إِنَّ رَبَّكَ يُقْرِئُكَ اَلسَّلاَمَ وَ يَقُولُ لاَ تَقْتُلْهُ فَإِنَّهُ حَسَنُ اَلْخُلُقِ سَخِيُّ قَوْمِهِ فَقَالَ اَلْيَهُودِيُّ تَحْتَ اَلسَّيْفِ هَذَا رَسُولُ رَبِّكَ يُخْبِرُكَ فَقَالَ نَعَمْ قَالَ وَ اَللَّهِ مَا مَلَكْتُ دِرْهَما مَعَ أَخٍ لِي قَطُّ وَ لاَ قَطَبْتُ وَجْهِي فِي اَلْحَرْبِ وَ أَنَا أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ وَ أَنَّكَ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اَللَّهِ فَقَالَ رَسُولُ اَللَّهِ هَذَا مِمَّنْ جَرَّهُ حُسْنُ خُلُقِهِ وَ سَخَاؤُهُ إِلَى جَنَّاتِ اَلنَّعِيمِ .

روايت شده كه:امير مؤمنان علی ع عليه السّلام دو نفر اسير را نزد رسول خدا صلّى اللّٰه عليه و آله آورد،پيامبر صلّى اللّٰه عليه و آله امر كرد گردن هر دو را بزنند،گردن يكى از آن دو را زد،سپس خواست گردن ديگرى را بزند كه جبرئيل نازل شد و گفت:اى محمّد خدايت سلام مى رساند و مى گويد:اين را نكشى،زيرا وى در بين قومش خوش اخلاق و با سخاوت است،يهودى اسير از زير شمشير گفت:اين فرستادۀ پروردگارت است كه به تو خبر مى دهد؟فرمود:بلى،گفت: به خدا قسم هرگز در يك درهم با برادر دينى ام شريك نشدم،و هرگز از جنگ روى نگرداندم،و من شهادت مى دهم كه خدايى جز پروردگار نيست،و تو محمّد رسول خدايى،رسول خدا صلّى اللّٰه عليه و آله فرمود:اين از كسانى است كه خوش اخلاقى و سخاوت او را به طرف بهشت كشانيد.

واما در دنیا محبت اولیاء خداوند را دل داشته باشید به زیارت قبور انها بروید به زیارت قبر امام رضا ع در مشهد زیارت قبر امام حسین ع بروید تا اگر در اخرت راه نجاتی نیابید شفاعت انان سودی به ما برساند در قنوت نمازها اللهم الرزقنی شفاعه الحسین فراموش نکنیید سعی کنیید نماز خوان باشید چون اخرین وصیت امام صادق در لحظه مرگ به اقوام واشنایان این بود

ابوبصیر یکی از اصحاب امام صادق(ع) می‎گوید: به حضور حُمیده رسیدم تا رحلت امام صادق(ع) را به او تسلیت بگویم. حُمیده گریه کرد، سپس گفت: اى ابا محمّد! کاش هنگام فوت آن حضرت بودی. امام(ع) یکى از چشمان خود را بست و سپس به من فرمود: خویشان و نزدیکانم را نزد من بیاورید. وقتى همه دور آن بزرگوار جمع شدند، فرمود: « شَفَاعَتَنَا لَا تَنَالُ مُسْتَخِفّاً بِالصَّلَاةِ؛ هرگز شفاعت ما به کسى که نماز را سبک بشمارد، نمى‌رسد

حضرت محمد (ص) فرمودند:

لَیْسَ مِنِّی مَنِ اسْتَخَفَّ بِصَلاتِهِ، لا یَرِدُ عَلَیَّ الْحَوْضَ لا وَاللهِ.

آن که نمازش را سبک بشمارد از من نیست، به خدا سوگند در قیامت کنار حوض [کوثر]بر من وارد نمی‌شود.

من لا یحضره الفقیه، ج ۱، ص ۲۰۶

قران که کلام خداست در سوره بقره که سید وسرور سوره های قران است از همین اولین کلام راه سعادت را به انسان اموخته است اگر کسی حوصله ندارد تمام قران رابخواهد خدای تبارک وتالی در 4 تا 5جمله راه سعادت و خوشبختی را در ایتدای قران در سوره بقره بیان کرده است این چند جمله شگفت انگیز بر هر بنده ای که جویای سعادت است کافی است

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

الم ‎﴿١﴾‏ ذَٰلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ ۛ فِيهِ ۛ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ ‎﴿٢﴾‏ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ ‎﴿٣﴾‏ وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ وَبِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ ‎﴿٤﴾‏ أُولَٰئِكَ عَلَىٰ هُدًى مِّن رَّبِّهِمْ ۖ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ

راه رستگاری در ایمان به غیب بدون هیچ ودلیل وبرهانی خواندن نماز وانفاق وبخشندگی است

Image

ذلك الكتاب لا ريب فيه هدىً للمتقين | ذَٰلِكَ الْكِتَابُ لَا … | Flickr

أَفَنَجْعَلُ الْمُسْلِمِينَ كَالْمُجْرِمِينَ وَنَسُوقُ الْمُجْرِمِينَ إِلَىٰ جَهَنَّمَ وِرْدًا كَذَٰلِكَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِينَ ‎إِنَّا مِنَ الْمُجْرِمِينَ مُنتَقِمُونَ

پس آیا فرمانبرداران را چون بدکاران قرار خواهیم داد؟و مجرمان را با حال تشنگی به سوی دوزخ می‌رانیم.با مجرمان چنین می‌کنیم.قطعاً ما از مجرمان انتقام‌کِشنده‌ایم.

Image recherchée visuellement

أفنجعل المسلمين كالمجرمين / د مهران ماهر

الله .....مطیع اوامر خدا باشید

أَلَّا تَعْلُوا عَلَيَّ وَأْتُونِي مُسْلِمِينَ

بر من بزرگی مکنید و مرا از در اطاعت درآیید.»

أَفَنَجْعَلُ الْمُسْلِمِينَ كَالْمُجْرِمِينَ

پس آیا فرمانبرداران را چون بدکاران قرار خواهیم داد؟

Iqra

فَاللَّهُ هُوَ الْوَلِيُّ ......

فَاللَّهُ هُوَ الْوَلِيُّ سُبْحَانَكَ أَنتَ وَلِيُّنَا

PPT - قَالُوا سُبْحَانَكَ لا عِلْمَ لَنَا إلاَّ مَا عَلَّمْتَنَا إنَّكَ  أَنتَ العَلِيمُ الحَكِيمُ PowerPoint Presentation - ID:6977069

معبودی جز تو نیست، منزّهی تو، راستی که من از ستمکاران بودم.

در برخی منابع اهل سنت از پیامبر (ص) نقل شده است که این دعا، اسم اعظم خداوند است که اگر خدا را به آن بخوانند، اجابت می‌کند. پیامبر در پاسخ به سوال اصحاب که آیا این دعا تنها برای نجات یونس بود، به ادامه همین آیه قرآن استناد کرد که «و مؤمنان را نیز چنین نجات می‌دهیم.» در حدیث دیگری از پیامبر تاکید شده است که هر مسلمانی برای حاجت خود، این ذکر را بخواند، خداوند خواسته او را برآورده می‌کند. از امام صادق (ع) نیز روایت شده است که در شگفتم از کسی که اندوه دارد چگونه به این آیه قرآن «لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَک إِنِّی کنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ» پناه نمی‌برد در حالی که خداوند در ادامه آیه فرموده است: ما دعای او را پذیرفتیم و او را از اندوه نجات دادیم و مومنان را این گونه نجات می‌بخشیم. آیات ۸۷ و ۸۸ سوره انبیا که اشاره به ماجرای یونس و دربردارنده ذکر یونسیه است، در رکعت اول نماز غفیله بعد از سوره حمد خوانده می‌شود.دا را به آن بخوانند، اجابت می‌کند. پیامبر در پاسخ به سوال اصحاب که آیا این دعا تنها برای نجات یونس بود، به ادامه همین آیه قرآن استناد کرد که «و مؤمنان را نیز چنین نجات می‌دهیم.» در حدیث دیگری از پیامبر تاکید شده است که هر مسلمانی برای حاجت خود، این ذکر را بخواند، خداوند خواسته او را برآورده می‌کند. از امام صادق (ع) نیز روایت شده است که در شگفتم از کسی که اندوه دارد چگونه به این آیه قرآن «لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَک إِنِّی کنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ» پناه نمی‌برد در حالی که خداوند در ادامه آیه فرموده است: ما دعای او را پذیرفتیم و او را از اندوه نجات دادیم و مومنان را این گونه نجات می‌بخشیم. آیات ۸۷ و ۸۸ سوره انبیا که اشاره به ماجرای یونس و دربردارنده ذکر یونسیه است،

لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَک إِنِّی کنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ

پاورپوینت تدریس قرآن هفتم | درس 11: قرآن در جبهه (جلسه اول) - گاما

وحی.....

وحی و الهام

saeedislamicart:
““ { وَكَذَلِكَ } حين أوحينا إلى الرسل قبلك { أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا } وهو هذا القرآن الكريم، سماه روحا، لأن الروح يحيا به الجسد، والقرآن تحيا به القلوب والأرواح، وتحيا به مصالح الدنيا والدين، لما فيه من الخير...

وحـــــــــــــــــی

وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْيًا أَوْ مِن وَرَاءِ حِجَابٍ ...وَكَذَٰلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِّنْ أَمْرِنَا ۚ مَا كُنتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلَا الْإِيمَانُ وَلَٰكِن جَعَلْنَاهُ نُورًا نَّهْدِي بِهِ مَن نَّشَاءُ مِنْ عِبَادِنَا ۚ وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَىٰ صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ‎﴿٥٢﴾‏ صِرَاطِ اللَّهِ الَّذِي لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ ۗ أَلَا إِلَى اللَّهِ تَصِيرُ الْأُمُورُ وَكَذَٰلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لِّتُنذِرَ أُمَّ الْقُرَىٰ وَمَنْ حَوْلَهَا وَتُنذِرَ يَوْمَ الْجَمْعِ لَا رَيْبَ فِيهِ ۚ فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ وَفَرِيقٌ فِي السَّعِيرِ

قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يُوحَىٰ إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَٰهُكُمْ إِلَٰهٌ وَاحِدٌ ۖ فَمَن كَانَ يَرْجُو لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا

قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يُوحَىٰ إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَٰهُكُمْ إِلَٰهٌ وَاحِدٌ فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ وَاسْتَغْفِرُوهُ ۗ وَوَيْلٌ لِّلْمُشْرِكِينَ ‎﴿٦﴾‏ الَّذِينَ لَا يُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُم بِالْآخِرَةِ هُمْ كَافِرُونَ

قُلِ اللَّهُ ۖ ثُمَّ ذَرْهُمْ فِي خَوْضِهِمْ يَلْعَبُونَ ‎﴿٩١﴾‏ وَهَٰذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ مُّصَدِّقُ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَلِتُنذِرَ أُمَّ الْقُرَىٰ وَمَنْ حَوْلَهَا ۚ وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ يُؤْمِنُونَ بِهِ ۖ وَهُمْ عَلَىٰ صَلَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ وَهَٰذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ فَاتَّبِعُوهُ وَاتَّقُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِّيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ ‎

و هیچ بشری را نرسد که خدا با او سخن گوید جز [از راه‌] وحی یا از فراسوی حجابی، وهمین گونه، روحی از امر خودمان به سوی تو وحی کردیم. تو نمی‌دانستی کتاب چیست و نه ایمان [کدام است؟] ولی آن را نوری گردانیدیم که هر که از بندگان خود را بخواهیم به وسیله آن راه می‌نماییم، و به راستی که تو به خوبی به راه راست هدایت می‌کنی.راه همان خدایی که آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آنِ اوست. هش‌دار که [همه‌] کارها به خدا بازمی‌گردد.

و بدین گونه قرآن عربی به سوی تو وحی کردیم تا [مردم‌] مکّه و کسانی را که پیرامون آنند هشدار دهی، و از روز گردآمدن [خلق‌] -که تردیدی در آن نیست- بیم دهی؛ گروهی در بهشتند و گروهی در آتش.

بگو: «من هم مِثل شما بشری هستم و[لی‌] به من وحی می‌شود که خدای شما خدایی یگانه است. پس هر کس به لقای پروردگار خود امید دارد باید به کار شایسته بپردازد، و هیچ کس را در پرستش پروردگارش شریک نسازد.»

بگو: «من، بشری چون شمایم، جز اینکه به من وحی می‌شود که خدای شما خدایی یگانه است. پس مستقیماً به سوی او بشتابید و از او آمرزش بخواهید. و وای بر مشرکان.»همان كسانى كه زكات نمى‌دهند و آنان كه به آخرت ناباورند.

بگو: «خدا [همه را فرستاده‌]»؛ آنگاه بگذار تا در ژرفای [باطل‌] خود به بازی [سرگرم‌] شوند. و این قران خجسته‌کتابی است که ما آن را فرو فرستادیم، [و] کتابهایی را که پیش از آن آمده تصدیق می‌کند. و برای اینکه [مردم‌]ام‌القری [=مکّه‌] و کسانی را که پیرامون آنند هشدار دهی. و کسانی که به آخرت ایمان می‌آورند، به آن [قرآن نیز] ایمان می‌آورند، و آنان بر نمازهای خود مراقبت می‌کنند.

و این، خجسته کتابی است که ما آن را نازل کردیم؛ پس، از آن پیروی کنید و پرهیزگاری نمایید، باشد که مورد رحمت قرار گیرید،[این‌] کتابی مبارک است که آن را به سوی تو نازل کرده‌ایم تا در [باره‌] آیات آن بیندیشند، و خردمندان پند گیرند.

وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ قُرْآَنًا عَرَبِيًّا لِتُن… | Flickr

في معنى قوله تعالى “وَهُوَ الَّذِي أَنْزَلَ إِلَيْكُمُ الْكِتَابَ  مُفَصَّلًا وَالَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْلَمُونَ أَنَّهُ  مُنَزَّلٌ مِنْ رَبِّكَ بِالْحَقِّ” – التصوف 24/7

Image

قال تعالى: ( وهذا كتاب أنزلناه مبارك فاتبعوه واتقوا لعلكم ترحمون ) سورة  الأنعام ١٥٥ #جمعية_تحفيظ_أضم #القطاع_غير_الربحي #ق٣

دلربا  دلتنگم...

عکس الله برای پروفایل

No photo description available.

ای دلربا دلتنگم با من سر جنگ داری
آنقدر به تو میبازم تا دل به من بسپاری
من بی تو ابری میشوم چشمان من غم دارد
بهتر اگر با گریه ام باران ببارد ...

تو از درون سینه ام قلب مرا ربودی
تو نیم دیگرم که نه تمام من تو بودی

نفس نمیکشم ببین هوای من تو بودی
گفتی خداحافظ ولی خدای من تو بودی
بگو چرا چگونه شد که دل به تو سپردم
چگونه جان من شدی که بی بهانه مردم
به مرز گریه میرسم بدون شانه هایت
تمام ناتماممی ای عشق بی نهایت

سنگ دلربا / Gold stone

عکس الله برای پروفایل

عکس الله برای پروفایل

عکس الله برای پروفایل

عکس الله برای پروفایل

عکس الله برای پروفایل

عکس الله برای پروفایل

عکس الله برای پروفایل

عکس الله برای پروفایل

حکم ....

حکم خداوند | درک حضور

إِنَّا أَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِمَا أَرَاكَ اللَّهُ وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ

وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ فَأُولَـٰئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ

وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ فَأُولَـٰئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ ‎

إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ ذَٰلِكُمْ حُكْمُ اللَّهِ ۖ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ ۚ

خدای تبارک وتعالی مولای ما در قران تمام حکم ها وفرمانهای خود را صادر کرده است وهرکس از جکم خداوند سرپیچی کند ظالم فاسق وکافر معرفی شده است لذا باید در قران خوب تامل کنییم وتمام حکم های خداوند تا قیامت باید مطابعت شود چون قران قانون اساسی برای تمام بشریت است وحکم خداوند است که نافرمانی از ان خشم خداوند را در پی دارد

إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ

إِنَّ الْأَمْرَ كُلَّهُ لِلَّهِ

خدایا امر امرتوست وحکم حکم توست

لَيْسَ لَكَ مِنَ الْأَمْرِ شَيْءٌ

إِنَّ الْأَمْـــــــــــرَ كُلَّهُ لِلَّهِ

إِنِ الْحُـــــــــــكْمُ إِلَّا لِلَّهِ

وَمَا تَوْفِيــــــــقِي إِلَّا بِاللَّه

هیچ امری بدست بندگان نیست همه امروفرمانها بدست خداست وهمه توفیق ها بدست خداست

چقدر خدا قشنگ تو قرآن میگه: «قُلْ إِنَّ الْأَمْرَ کُلَّهُ لِلَّهِ»برای  ویدیو بیشتر پیجو منو گم نکن

فروشگاه صنایع دستی سین آرت شاپ | تابلو شعر نوشته چاپ روی سنگ طبیعی

یاد دارم ......

یاد دارم در غـــــــروبی سرد سرد

می گذشت از کوچه ی ما دوره گرد

داد می زد : کهنه قالی می خرم

دسته دوم جنس عالی می خرم

کاسه و ظرف سفالی می خرم

گر نداری کوزه خالی می خرم

اشک در چشمان بابا حلقه بست

عاقبت آهی کشید بغضش شکست

اول ماه است و نان در سفره نیست

ای خدا شکرت ولی این زندگیست؟

بوی نان تازه هوشش برده بود

اتفاقا مادرم هم روزه بود

خواهرم بی روسری بیرون دوید

گفت اقا سفره خالی می خرید...؟

دل داده ام بر باد ، بر هر چه بادا باد

دل داده ام بر باد،بر هر چه باداباد

مجنون تر از لیلی،شیرین تر از فرهاد

ای عشق از آتش اصل و نسب داری

از تیره ی دودی،از دودمان باد

آب از تو طوفان شد،خاک از تو خاکستر

از بوی تو آتش،در جان باد افتاد

هر قصر بی شیرین،چون بیستون ویران

هر کوه بی فرهاد کاهی به دست به باد

هفتاد پشت ما از نسل غم بودند

ارث پدر مارا، اندوه مادر زاد

از خاک ما در باد بوی تو می آید

تنها تو می مانی،ما میرویم از یاد

Vaezi_pour on X

هَٰذَا رَحْمَةٌ مِّن رَّبِّي  ....

No photo description available.

خرید و قیمت تابلو معرق مس طرح بسم الله مدل T005

هذا رحمة من ربي This Blessing Stock Illustration 2017147718 | Shutterstock

إعراب قوله تعالى : قَالَ هَٰذَا رَحْمَةٌ مِّن رَّبِّي فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ  رَبِّي جَعَلَهُ ۖ

هَٰذَا رَحْمَةٌ مِّن رَّبِّي

بهترین هدیه ای که در زندگی خدای تبارک وتعالی به من هدیه کرده است یک خانه مسکونی در شمال تهران است ومنتظرم که مولای من سند ان را نیز بنام من بزند وانگاه در سر در ان خانه یک تابلو هَٰذَا مِن فَضْلِ رَبِّي نصب بکنم ودر ان خانه طوری مولایم را مدح وستایش بکنم وطوری شکر این نعمت را به جا اورم که از من راضی شود حکایت این خانه مثل حکایت حضرت یوسف وبرادران اوست واز جهتی این حکایت غریب است که نام من هم یوسف است من با خریدن خانه ای در تهران در سال 1388 به چاهی افتادم که بیرون امدن از ان چاه 16سال طول کشیده است اما به لطف خداوند ورق برگشته است ومن این را رحمتی از سوی او میدانم وبزودی منتظر ان هستم که با گرفتن سند این خانه چشم من به رحمت وفضل خداوند روشن بشود

واما برای رسیدن به این خانه چه مشقت ها که ندیدم لذا میشود یک کتابی در باره ان نوشت کتابی که چشمان کسانی را که تجربه ندارند را باز میکند که چطور به اسانی میتوان از یک مشکل بزرگ در زندگی جلوگیری کرد اما بعضی از ازمایش های زندگی کار خداست چون با تمام احتیاط معامله کردم ولی خداوند طوری دیگری اراده کرده بود وباز هم خداوند ما را یاری کرد ومن این را رحمتی از سوی او میدانم هر موقع سند این هدیه خدا بنام من زده شد تاریخ ان را برایتان بیان میکنم وشمه ای از ماجرای عجیب این هدیه خدا رابیان میکنم...............

خرید و قیمت تابلو معرق مس طرح هذا من فضل ربی مدل پتینه

خرید و قیمت تابلو طلا کوب مارک گلد طرح نماد ماه تولد آذر کد TS08S

خرید و قیمت تابلو طلا کوب زرکات طرح دو لک لک مدل F169

خرید و قیمت  تابلو طلا کوب مارک گلد  طرح مرغ عشق کد TF03

خرید و قیمت تابلو طلاکوب زرین هنر ایران مدل کشتی

خرید و قیمت تابلو ورق طلا طرح  لک لک ها سری بامبو کد TB02

خرید و قیمت تابلو ورق طلا طرح کشتی سری بامبو کد TB03

ترس از خداوند....

Image

خرید و قیمت کتیبه نقش برجسته لوح هنر طرح بسم الله کد 103

وَتَخْشَى النَّاسَ وَاللَّهُ أَحَقُّ أَن تَخْشَاهُ ۖ

أَتَخْشَوْنَهُمْ ۚ فَاللَّهُ أَحَقُّ أَن تَخْشَــــــوْهُ

در زندگی ازهیچکس جز خداوند نترسید چون به فرموده علی ع بزرگترین گناه ترس است وخدای تبارک وتعالی مولای ما به همگان در قران که کلام اوست توصیه کرده است دوبار تاکید کرده است که اگر بخواهید از چیزی بترسید من به ترسیدن مستحق تر هستم

خرید و قیمت گردنبند ترمه ۱ طرح بزرگترین گناه کد Sam 195

روستایی گــــــــــاو در آخور ببست

شیر گاوش خورد و بر جایش نشست

روستایی شد در آخور سوی گاو

گاو را می‌جست شب آن کنج‌کاو

دست می‌مالید بر اعضای شیر

پشت و پهلو گاه بالا گاه زیر

گفت شیر ار روشنی افزون شدی

زهره‌اش بدریدی و دل خون شدی

این چنین گستاخ زان می‌خاردم

کو درین شب گاو می‌پنداردم

حق همی‌گوید که ای مغرور کور

نه ز نامم پاره پاره گشت طور

🕋 روزی یک آیه از قرآن کریم 🕋 - عکس ویسگون

قال امام علی علیه سلام

🔴 امام رضا علیه السلام

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم - عکس ویسگون

زندگی....قالی بزرگی  است

زندگی بافتن یک قالیست!!

قالی بزرگی است زندگی...
که تو می بافی و من می بافم و او می بافد
همه بافنده ایم
می بافیم و نقش می زنیم
می بافیم و رج به رج بالا می بریم
می بافیم و می گستریم
دار این جهان را خدا به پا کرد.
و خدا بود که فرمود: ببافید و آدم نخستین گره را بر پود زندگی زد.
هر که آمد گره ای تازه زد و رنگی ریخت و طرحی بافت.
چنین شد که قالی آدمی رنگ رنگ شد
آمیزه ای از زیبا و نا زیبا...
سایه روشنی از گناه و صواب...
گره تو هم بر این قالی خواهد ماند
طرح و نقشت نیز...
وهزارها سال بعدآدمیان برفرشی خواهند زیست که گوشه ای ازآن را تو بافته ای
کاش گوشه را که سهم توست زیبا تر ببافی...

درخت زندگی، کهن ترین طرح‌ فرش‌ دستباف

تا توانی در جــــــــــــــــهان یکرنگ باش

قالی از صد رنگ بودن زیر پا افتاده است

تلنگر

همان طور که فرموده اند که در شب جمعه انار تناول کنیید وکسی را دران شریک نکنیید بهتر است در زندگی این قالی را به تنهایی ببافید وبه یادگار بگذارید خدایا مولای من ترا شاهد میگیرم که کانال بلاگفایی بنام مولا قالی است که ده سال زحمت کشیده ام ومدتهای زیادی از عمر گرانبهای خود را صرف ان کرده ام وتمام تار وپود این قالی با انگشتان من گره زده شده است این قالی را به توهدیه کرده ام تا شاید بین تو وبنده ای که شایستگی هدایت داشته باشد عشق ومحبتی ایجاد بکنم من این قالی را بدون هیچ چشم داشتی از دیگران به یادگار میگذارم ازتو میخواهم این قالی به یادگار مانده از من را سالها بعد از مرگ من حفظ بفرمایی ونگه داری کنی چون تو بهترین حافظ ونگهدارنده هستی

قُلِ اللَّهُ ۖ ثُمَّ ذَرْهُمْ فِي خَوْضِهِمْ يَلْــــــــــــــعَبُونَ

قُلْ إِنَّمَا أَعِظُكُم بِوَاحِدَةٍ ۖ أَن تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَىٰ وَفُرَادَىٰ

در زندگی برای بافتن این قالی فقط توجه به الله کن یک یا الله بگو وهمه مردم دنیا را که مشغول بازی در دنیا هستند رها کن چون خداوند به یک موعظه واحد ما را دعوت به خود کرده است وما را برای قیام وحرکت به سوی خود به تنهایی وبدون دیگران فرا خوانده است لذا قالی زندگی را به تنهایی با یک یاالله وترک دیگران شروع کن وان را زیبا بباف وبه یادگار بگذار واز این دنیا پرواز کن وبه سوی معبود وخالق خود راهی شو ........

چرا عاقلان را نصیحت کنیم؟
بیایید از عشق صحبت کنیم

تمام عبادات ما عادت است
به بی‌عادتی کاش عادت کنیم

چه اشکال دارد پس از هر نماز
دو رکعت گلی را عبادت کنیم؟

به هنگام نیّت برای نماز
به آلاله‌ها قصد قربت کنیم

چه اشکال دارد که در هر قنوت
دمی بشنو از نی حکایت کنیم؟

چه اشکال دارد در آیینه‌ها
جمال خدا را زیارت کنیم؟

مگر موج دریا ز دریا جداست؟
چرا بر «یکی» حکم «کثرت» کنیم؟

پراکندگی حاصل کثرت است
بیایید تمرین وحدت کنیم

«وجود» تو چون عین «ماهیت» است
چرا باز بحث «اصالت» کنیم؟

اگر عشق خود علت اصلی است
چرا بحث «معلول» و «علت» کنیم؟

بیا جیب احساس و اندیشه را
پر از نُقل مهر و محبت کنیم

پر از «گلشن راز» ، از «عقل سرخ»
پر از «کیمیای سعادت» کنیم

بیایید تا عینِ «عین القضات»
میان دل و دین قضاوت کنیم

اگر سنت اوست نوآوری
نگاهی هم از نو به سنت کنیم

مگو کهنه شد رسم عهد الست
بیایید تجدید بیعت کنیم

برادر چه شد رسم اخوانیه؟
بیا یاد عهد اخوت کنیم

بگو قافیه سست یا نادرست،
همین بس که ما ساده صحبت کنیم

خدایا دلی آفتابی بده
که از باغ گل‌ها حمایت کنیم

رعایت کن آن عاشقی را که گفت:
بیا عاشقی را رعایت کنیم !

"دکتر قیصر امین پور"

درجات الصوم | امبراطورية الأنمي Amino

الله

در پیش رخ تو ماه را تاب کــــــــجاست

عشاق تو را به دیده در خواب کجاست

خورشـــــــــید ز غیرتت چنین می‌گوید

کز آتش تو بســــــــوختم آب کجاست

از جملهٔ رفتگان این راه دراز

بازآمده کیست تا به ما گوید راز؟!

پس بر سر این دو راههٔ آز و نیاز

تا هیچ نمانی که نمی‌آیی باز

متقین ....

وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِين إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ

سورة البقرة 14×19 عرض – Dubai library distributors

قناة الناس's Gif on X

تفسير كلام الله.. ما قاله الإمام القرطبى فى قوله تعالى

مولای ما خدای تبارک وتعالی میفرماید من با متقین هستم وانان را دوست میدارم وعمل خوب متقین را قبول میکنم از هر کسی اعمال او را پذیرا نیستم متقین چه کسانی هستند ایا هرکس دورکعت نماز خواند وروزه گرفت متقین است نه متقین صفاتی دارند که اهل ان به ان صفات شناخته میشوند وهرکس تمام ان صفات را داشته باشد در زمره متقین است وانان کسانی هستند که خداوند با انان است وانان را دوست میدارد واعمال انان را میپذیرد وقبول میکند در زمان خلافت علی ع فردی بنام همام از علی ع سوال کرد میشود بفرمایید متقین چه کسانی هستند وانان را طوری توصیف کنی گویا انان را میبینم علی ع صفات متقین رابیان کرد وهمام تحمل ان سخنرانی را نکرد وجان به جان افرین تسلیم کرد امام علی عليه السّلام فرمود) سوگند به خدا من از اين پيش آمد بر همّام مى ترسيدم. سپس گفت: آيا پندهاى رسا با آنان كه پذيرنده آنند چنين مى كند

No photo description available.

Gallery item

an arabic text written in two languages, with a pencil and eraser next to it

إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي مَقَامٍ أَمِينٍ ‎﴿٥١﴾‏ فِي جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ ‎﴿٥٢﴾‏ يَلْبَسُونَ مِن سُندُسٍ وَإِسْتَبْرَقٍ مُّتَقَابِلِينَ ‎﴿٥٣﴾‏ كَذَٰلِكَ وَزَوَّجْنَاهُم بِحُورٍ عِينٍ ‎﴿٥٤﴾‏ يَدْعُونَ فِيهَا بِكُلِّ فَاكِهَةٍ آمِنِينَ ‎﴿٥٥﴾‏ لَا يَذُوقُونَ فِيهَا الْمَوْتَ إِلَّا الْمَوْتَةَ الْأُولَىٰ ۖ وَوَقَاهُمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ ‎﴿٥٦﴾‏ فَضْلًا مِّن رَّبِّكَ ۚ ذَٰلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ

به راستی پرهیزگاران در جایگاهی آسوده [اند]،در بوستانها و كنار چشمه‌سارها.پرنيان نازك و ديباى ستبر مى‌پوشند [و] برابر هم نشسته‌اند

[آرى،] چنين [خواهد بود] و آنها را با حوريان درشت‌چشم همسر مى‌گردانيم.در آنجا هر ميوه‌اى را [كه بخواهند] آسوده خاطر مى‌طلبند.در آنجا جز مرگ نخستین، مرگ نخواهند چشید و [خدا] آنها را از عذاب دوزخ نگاه می‌دارد.این‌] بخششی است از جانب پروردگار تو. این است همان کامیابی بزرگ.

خوشا به سعادت متقین که خداوند تبارک وتعالی مولای ما انان را به مقام امن که همان بهشت پر از ناز ونعمت است وعده داده است فقط متقین لیاقت ان جایگاه ومقام امین رادارند ودر انجا به فوز ورستگاری عظیم نائل میگردند پس منتظر باشید فَارْتَقِبْ

Image

خطبه همام علی ع در صفات متقین نهج البلاغه خطبه 193

يكى از ياران پرهيزكار امام عليه السّلام به نام همّام گفت: اى امير مؤمنان پرهيزكاران را براى من آنچنان وصف كن كه گويا آنان را با چشم مى نگرم. امام عليه السّلام در پاسخ او درنگى كرد و فرمود «اى همّام از خدا بترس و نيكوكار باش كه خداوند با پرهيزكاران و نيكوكاران است». امّا همّام دست بردار نبود و اصرار ورزيد، تا آن كه امام عليه السّلام تصميم گرفت صفات پرهيزكاران را بيان فرمايد. پس خدا را سپاس و ثنا گفت، و بر پيامبرش درود فرستاد، و فرمود):

أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى خَلَقَ الْخَلْقَ حِينَ خَلَقَهُمْ غَنِيّاً عَنْ طَاعَتِهِمْ آمِناً مِنْ مَعْصِيَتِهِمْ لِأَنَّهُ لَا تَضُرُّهُ مَعْصِيَةُ مَنْ عَصَاهُ وَ لَا تَنْفَعُهُ طَاعَةُ مَنْ أَطَاعَهُ. فَقَسَمَ بَيْنَهُمْ مَعَايِشَهُمْ وَ وَضَعَهُمْ مِنَ الدُّنْيَا مَوَاضِعَهُمْ.


پس از ستايش پروردگار، همانا خداوند سبحان پديده ها را در حالى آفريد كه از اطاعتشان بى نياز، و از نافرمانى آنان در امان بود، زيرا نه معصيت گناهكاران به خدا زيانى مى رساند و نه اطاعت مؤمنان براى او سودى دارد، روزى بندگان را تقسيم، و هر كدام را در جايگاه خويش قرار داد.

فَالْمُتَّقُونَ فِيهَا هُمْ أَهْلُ الْفَضَائِلِ؛ مَنْطِقُهُمُ الصَّوَابُ وَ مَلْبَسُهُمُ الِاقْتِصَادُ وَ مَشْيُهُمُ التَّوَاضُعُ، غَضُّوا أَبْصَارَهُمْ عَمَّا حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ وَقَفُوا أَسْمَاعَهُمْ عَلَى الْعِلْمِ النَّافِعِ لَهُمْ، نُزِّلَتْ أَنْفُسُهُمْ مِنْهُمْ فِي الْبَلَاءِ كَالَّتِي نُزِّلَتْ فِي الرَّخَاءِ وَ لَوْ لَا الْأَجَلُ الَّذِي كَتَبَ اللَّهُ [لَهُمْ‏] عَلَيْهِمْ لَمْ تَسْتَقِرَّ أَرْوَاحُهُمْ فِي أَجْسَادِهِمْ طَرْفَةَ عَيْنٍ شَوْقاً إِلَى الثَّوَابِ وَ خَوْفاً مِنَ الْعِقَابِ، عَظُمَ الْخَالِقُ فِي أَنْفُسِهِمْ فَصَغُرَ مَا دُونَهُ فِي أَعْيُنِهِمْ، فَهُمْ وَ الْجَنَّةُ كَمَنْ قَدْ رَآهَا فَهُمْ فِيهَا مُنَعَّمُونَ وَ هُمْ وَ النَّارُ كَمَنْ قَدْ رَآهَا فَهُمْ فِيهَا مُعَذَّبُونَ، قُلُوبُهُمْ مَحْزُونَةٌ وَ شُرُورُهُمْ مَأْمُونَةٌ وَ أَجْسَادُهُمْ نَحِيفَةٌ وَ حَاجَاتُهُمْ‏ خَفِيفَةٌ وَ أَنْفُسُهُمْ عَفِيفَةٌ، صَبَرُوا أَيَّاماً قَصِيرَةً أَعْقَبَتْهُمْ رَاحَةً طَوِيلَةً تِجَارَةٌ مُرْبِحَةٌ يَسَّرَهَا لَهُمْ رَبُّهُمْ، أَرَادَتْهُمُ الدُّنْيَا فَلَمْ يُرِيدُوهَا وَ أَسَرَتْهُمْ فَفَدَوْا أَنْفُسَهُمْ مِنْهَا.

1. سيماى پرهيزكاران

امّا پرهيزكاران در دنيا داراى فضيلت هاى برترند، سخنانشان راست، پوشش آنان ميانه روى، و راه رفتنشان با تواضع و فروتنى است، چشمان خود را بر آنچه خدا حرام كرده مى پوشانند، و گوش هاى خود را وقف دانش سودمند كرده اند.

و در روزگار سختى و گشايش، حالشان يكسان است. و اگر نبود مرگى كه خدا بر آنان مقدّر فرموده، روح آنان حتى به اندازه بر هم زدن چشم، در بدن ها قرار نمى گرفت، از شوق ديدار بهشت، و از ترس عذاب جهنّم. خدا در جانشان بزرگ و ديگران كوچك مقدارند، بهشت براى آنان چنان است كه گويى آن را ديده و در نعمت هاى آن به سر مى برند، و جهنّم را چنان باور دارند كه گويى آن را ديده و در عذابش گرفتارند.

دل هاى پرهيزكاران اندوهگين، و مردم از آزارشان در أمان، تن هايشان لاغر، و درخواست هايشان اندك، و نفسشان عفيف و دامنشان پاك است.

در روزگار كوتاه دنيا صبر كرده تا آسايش جاودانه قيامت را به دست آورند: تجارتى پر سود كه پروردگارشان فراهم فرموده، دنيا مى خواست آنها را بفريبد امّا عزم دنيا نكردند، مى خواست آنها را اسير خود گرداند كه با فدا كردن جان، خود را آزاد ساختند.

أَمَّا اللَّيْلَ فَصَافُّونَ أَقْدَامَهُمْ تَالِينَ لِأَجْزَاءِ الْقُرْآنِ يُرَتِّلُونَهَا تَرْتِيلًا يُحَزِّنُونَ بِهِ أَنْفُسَهُمْ وَ يَسْتَثِيرُونَ بِهِ دَوَاءَ دَائِهِمْ فَإِذَا مَرُّوا بِآيَةٍ فِيهَا تَشْوِيقٌ رَكَنُوا إِلَيْهَا طَمَعاً وَ تَطَلَّعَتْ نُفُوسُهُمْ إِلَيْهَا شَوْقاً وَ ظَنُّوا أَنَّهَا نُصْبَ أَعْيُنِهِمْ وَ إِذَا مَرُّوا بِآيَةٍ فِيهَا تَخْوِيفٌ أَصْغَوْا إِلَيْهَا مَسَامِعَ قُلُوبِهِمْ وَ ظَنُّوا أَنَّ زَفِيرَ جَهَنَّمَ وَ شَهِيقَهَا فِي أُصُولِ آذَانِهِمْ فَهُمْ حَانُونَ عَلَى أَوْسَاطِهِمْ مُفْتَرِشُونَ لِجِبَاهِهِمْ وَ أَكُفِّهِمْ وَ رُكَبِهِمْ وَ أَطْرَافِ أَقْدَامِهِمْ يَطْلُبُونَ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى فِي فَكَاكِ رِقَابِهِمْ.

2. شب پرهيزكاران

پرهيزكاران در شب بر پا ايستاده مشغول نمازند، قرآن را جزء جزء و با تفكّر و انديشه مى خوانند، با قرآن جان خود را محزون و داروى درد خود را مى يابند. وقتى به آيه اى برسند كه تشويقى در آن است، با شوق و طمع بهشت به آن روى آورند، و با جان پر شوق در آن خيره شوند، و گمان مى برند كه نعمت هاى بهشت برابر ديدگانشان قرار دارد، و هر گاه به آيه اى مى رسند كه ترس از خدا در آن باشد، گوش دل به آن مى سپارند، و گويا صداى بر هم خوردن شعله هاى آتش، در گوششان طنين افكن است، پس قامت به شكل ركوع خم كرده، پيشانى و دست و پا بر خاك ماليده، و از خدا آزادى خود را از آتش جهنّم مى طلبند.

وَ أَمَّا النَّهَارَ فَحُلَمَاءُ عُلَمَاءُ أَبْرَارٌ أَتْقِيَاءُ قَدْ بَرَاهُمُ الْخَوْفُ بَرْيَ الْقِدَاحِ يَنْظُرُ إِلَيْهِمُ النَّاظِرُ فَيَحْسَبُهُمْ مَرْضَى وَ مَا بِالْقَوْمِ مِنْ مَرَضٍ وَ يَقُولُ لَقَدْ خُولِطُوا وَ لَقَدْ خَالَطَهُمْ أَمْرٌ عَظِيمٌ لَا يَرْضَوْنَ مِنْ أَعْمَالِهِمُ الْقَلِيلَ وَ لَا يَسْتَكْثِرُونَ الْكَثِيرَ فَهُمْ لِأَنْفُسِهِمْ مُتَّهِمُونَ وَ مِنْ أَعْمَالِهِمْ مُشْفِقُونَ إِذَا زُكِّيَ أَحَدٌ مِنْهُمْ خَافَ مِمَّا يُقَالُ لَهُ فَيَقُولُ أَنَا أعْلَمُ بِنَفْسِي مِنْ غَيْرِي وَ رَبِّي أَعْلَمُ بِي مِنِّي بِنَفْسِي اللَّهُمَّ لَا تُؤَاخِذْنِي بِمَا يَقُولُونَ وَ اجْعَلْنِي أَفْضَلَ مِمَّا يَظُنُّونَ وَ اغْفِرْ لِي مَا لَا يَعْلَمُونَ.

3. روز پرهيزكاران

پرهيزكاران در روز، دانشمندانى بردبار، و نيكوكارانى با تقوا هستند كه ترس الهى آنان را چونان تير تراشيده لاغر كرده است، كسى كه به آنها مى نگرد مى پندارد كه بيمارند امّا آنان را بيمارى نيست، و مى گويد، مردم در اشتباهند در صورتى كه آشفتگى ظاهرشان، نشان از امرى بزرگ است.

از اعمال اندك خود خشنود نيستند، و اعمال زياد خود را بسيار نمى شمارند. نفس خود را متّهم مى كنند، و از كردار خود ترسناكند.

هرگاه يكى از آنان را بستايند، از آنچه در تعريف او گفته شد در هراس افتاده مى گويد: «من خود را از ديگران بهتر مى شناسم و خداى من، مرا بهتر از من مى شناسد، بار خدايا، مرا بر آنچه مى گويند محاكمه نفرما، و بهتر از آن قرارم ده كه مى گويند، و گناهانى كه نمى دانند بيامرز».

فَمِنْ عَلَامَةِ أَحَدِهِمْ أَنَّكَ تَرَى لَهُ قُوَّةً فِي دِينٍ وَ حَزْماً فِي لِينٍ وَ إِيمَاناً فِي يَقِينٍ وَ حِرْصاً فِي عِلْمٍ وَ عِلْماً فِي حِلْمٍ وَ قَصْداً فِي غِنًى وَ خُشُوعاً فِي عِبَادَةٍ وَ تَجَمُّلًا فِي فَاقَةٍ وَ صَبْراً فِي شِدَّةٍ وَ طَلَباً فِي حَلَالٍ وَ نَشَاطاً فِي هُدًى وَ تَحَرُّجاً عَنْ طَمَعٍ يَعْمَلُ الْأَعْمَالَ الصَّالِحَةَ وَ هُوَ عَلَى وَجَلٍ يُمْسِي وَ هَمُّهُ الشُّكْرُ وَ يُصْبِحُ وَ هَمُّهُ الذِّكْرُ يَبِيتُ حَذِراً وَ يُصْبِحُ فَرِحاً حَذِراً لِمَا حُذِّرَ مِنَ الْغَفْلَةِ وَ فَرِحاً بِمَا أَصَابَ مِنَ الْفَضْلِ وَ الرَّحْمَةِ إِنِ اسْتَصْعَبَتْ عَلَيْهِ نَفْسُهُ فِيمَا تَكْرَهُ لَمْ يُعْطِهَا سُؤْلَهَا فِيمَا تُحِبُّ قُرَّةُ عَيْنِهِ فِيمَا لَا يَزُولُ وَ زَهَادَتُهُ فِيمَا لَا يَبْقَى يَمْزُجُ الْحِلْمَ بِالْعِلْمِ وَ الْقَوْلَ بِالْعَمَلِ تَرَاهُ قَرِيباً أَمَلُهُ قَلِيلًا زَلَـلُه خَاشِعاً قَلْبُهُ قَانِعَةً نَفْسُهُ مَنْزُوراً أَكْلُهُ سَهْلًا أَمْرُهُ حَرِيزاً دِينُهُ مَيِّتَةً شَهْوَتُهُ مَكْظُوماً غَيْظُهُ الْخَيْرُ مِنْهُ مَأْمُولٌ وَ الشَّرُّ مِنْهُ مَأْمُونٌ إِنْ كَانَ فِي الْغَافِلِينَ كُتِبَ فِي الذَّاكِرِينَ وَ إِنْ كَانَ فِي الذَّاكِرِينَ لَمْ يُكْتَبْ مِنَ الْغَافِلِينَ.

4. نشانه هاى پرهيزكاران

و از نشانه هاى يكى از پرهيزكاران اين است كه او را اينگونه مى بينى: در ديندارى نيرومند، نرمخو و دور انديش است، داراى ايمانى پر از يقين، حريص در كسب دانش، با داشتن علم بردبار. در توانگرى ميانه رو، در عبادت فروتن، در تهيدستى آراسته، در سختى ها بردبار، در جستجوى كسب حلال، در راه هدايت شادمان و پرهيز كننده از طمع ورزى، مى باشد.

اعمال نيكو انجام مى دهد و ترسان است، روز را به شب مى رساند با سپاسگزارى، و شب را به روز مى آورد با ياد خدا، شب مى خوابد اما ترسان، و بر مى خيزد شادمان، ترس براى اينكه دچار غفلت نشود، و شادمانى براى فضل و رحمتى كه به او رسيده است.

اگر نفس او در آنچه دشوار است فرمان نبرد، از آنچه دوست دارد محرومش مى كند. روشنى چشم پرهيزكار در چيزى قرار دارد كه جاودانه است، و آن را ترك مى كند كه پايدار نيست، بردبارى را با علم، و سخن را با عمل، در مى آميزد.

پرهيزكار را مى بينى كه: آرزويش نزديك، لغزش هايش اندك، قلبش فروتن، نفسش قانع، خوراكش كم، كارش آسان، دينش حفظ شده، شهوتش در حرام مرده و خشمش فرو خورده است. مردم به خيرش اميدوار، و از آزارش در امانند. اگر در جمع بى خبران باشد نامش در گروه ياد آوران خدا ثبت مى گردد، و اگر در ياد آوران باشد نامش در گروه بى خبران نوشته نمى شود.

يَعْفُو عَمَّنْ ظَلَمَهُ وَ يُعْطِي مَنْ حَرَمَهُ وَ يَصِلُ مَنْ قَطَعَهُ؛ بَعِيداً فُحْشُهُ لَيِّناً قَوْلُهُ غَائِباً مُنْكَرُهُ حَاضِراً مَعْرُوفُهُ مُقْبِلًا خَيْرُهُ مُدْبِراً شَرُّهُ؛ فِي الزَّلَازِلِ وَقُورٌ وَ فِي الْمَكَارِهِ صَبُورٌ وَ فِي الرَّخَاءِ شَكُورٌ؛ لَا يَحِيفُ عَلَى مَنْ يُبْغِضُ وَ لَا يَأْثَمُ فِيمَنْ يُحِبُّ؛ يَعْتَرِفُ بِالْحَقِّ قَبْلَ أَنْ يُشْهَدَ عَلَيْهِ لَا يُضِيعُ مَا اسْتُحْفِظَ وَ لَا يَنْسَى مَا ذُكِّرَ وَ لَا يُنَابِزُ بِالْأَلْقَابِ وَ لَا يُضَارُّ بِالْجَارِ وَ لَا يَشْمَتُ بِالْمَصَائِبِ وَ لَا يَدْخُلُ فِي الْبَاطِلِ وَ لَا يَخْرُجُ مِنَ الْحَقِّ؛ إِنْ صَمَتَ لَمْ يَغُمَّهُ صَمْتُهُ وَ إِنْ ضَحِكَ لَمْ يَعْلُ صَوْتُهُ وَ إِنْ بُغِيَ عَلَيْهِ صَبَرَ حَتَّى يَكُونَ اللَّهُ هُوَ الَّذِي يَنْتَقِمُ لَهُ؛ نَفْسُهُ مِنْهُ فِي عَنَاءٍ وَ النَّاسُ مِنْهُ فِي رَاحَةٍ أَتْعَبَ نَفْسَهُ لِآخِرَتِهِ وَ أَرَاحَ النَّاسَ مِنْ نَفْسِهِ؛ بُعْدُهُ عَمَّنْ تَبَاعَدَ عَنْهُ زُهْدٌ وَ نَزَاهَةٌ وَ دُنُوُّهُ مِمَّنْ دَنَا مِنْهُ لِينٌ وَ رَحْمَةٌ لَيْسَ تَبَاعُدُهُ بِكِبْرٍ وَ عَظَمَةٍ وَ لَا دُنُوُّهُ بِمَكْرٍ وَ خَدِيعَةٍ.


ستمكار خود را عفو مى كند، به آن كه محرومش ساخته مى بخشد، به آن كس كه با او بريده مى پيوندد، از سخن زشت دور، و گفتارش نرم، بدى هاى او پنهان، و كار نيكش آشكار است. نيكى هاى او به همه رسيده، آزار او به كسى نمى رسد.

در سختى ها آرام، و در ناگواريها بردبار و در خوشى ها سپاسگزار است. به آن كه دشمن دارد ستم نكند، و نسبت به آن كه دوست دارد به گناه آلوده نشود.

پيش از آن كه بر ضد او گواهى دهند به حق اعتراف مى كند، و آنچه را به او سپرده اند ضايع نمى سازد، و آنچه را به او تذكّر دادند فراموش نمى كند. مردم را با لقب هاى زشت نمى خواند، همسايگان را آزار نمى رساند، در مصيبت هاى ديگران شاد نمى شود.

و در كار ناروا دخالت نمى كند، و از محدوده حق خارج نمى شود. اگر خاموش است سكوت او اندوهگينش نمى كند، و اگر بخندد آواز خنده او بلند نمى شود، و اگر به او ستمى روا دارند صبر مى كند تا خدا انتقام او را بگيرد. نفس او از دستش در زحمت، ولى مردم در آسايشند. براى قيامت خود را به زحمت مى افكند، ولى مردم را به رفاه و آسايش مى رساند.

دورى او از برخى مردم، از روى زهد و پارسايى، و نزديك شدنش با بعضى ديگر از روى مهربانى و نرمى است. دورى او از تكبّر و خود پسندى، و نزديكى او از روى حيله و نيرنگ نيست.

قَالَ: فَصَعِقَ هَمَّامٌ صَعْقَةً كَانَتْ نَفْسُهُ فِيهَا فَقَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (علیه السلام) أَمَا وَ اللَّهِ لَقَدْ كُنْتُ أَخَافُهَا عَلَيْهِ ثُمَّ قَالَ أَهَكَذَا تَصْنَعُ الْمَوَاعِظُ الْبَالِغَةُ بِأَهْلِهَا. فَقَالَ لَهُ قَائِلٌ: فَمَا بَالُكَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ؟ فَقَالَ (علیه السلام) وَيْحَكَ، إِنَّ لِكُلِّ أَجَلٍ وَقْتاً لَا يَعْدُوهُ وَ سَبَباً لَا يَتَجَاوَزُهُ فَمَهْلًا لَا تَعُدْ لِمِثْلِهَا فَإِنَّمَا نَفَثَ الشَّيْطَانُ عَلَى لِسَانِك.
(سخن امام كه به اينجا رسيد، ناگهان همّام ناله اى زد و جان داد. امام عليه السّلام فرمود) سوگند به خدا من از اين پيش آمد بر همّام مى ترسيدم. سپس گفت: آيا پندهاى رسا با آنان كه پذيرنده آنند چنين مى كند؟ شخصى رسيد و گفت: چرا با تو چنين نكرد؟ امام عليه السّلام پاسخ داد: واى بر تو، هر أجلى وقت معيّنى دارد كه از آن پيش نيفتد و سبب مشخّصى دارد كه از آن تجاوز نكند. آرام باش و ديگر چنين سخنانى مگو، كه شيطان آن را بر زبانت رانده است.

وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ} [ من  اية١٩٤ سورة البقرة ] - YouTube

وَسَارِعُوا إِلَىٰ مَغْفِرَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ

تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ ‎

وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا ‎﴿٢﴾‏ وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ ۚ وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَّهُ مِنْ أَمْرِهِ يُسْرًا ‎﴿٤﴾‏ ذَٰلِكَ أَمْرُ اللَّهِ أَنزَلَهُ إِلَيْكُمْ ۚ وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يُكَفِّرْ عَنْهُ سَيِّئَاتِهِ

ذلك الكتاب لا ريب فيه هدىً للمتقين | ذَٰلِكَ الْكِتَابُ لَا … | Flickr

واقع نگری در زندگی ....

Image de l'icône

به نظر بنده حقیر این کلام علی ع راباید با آب طلانوشت وقاب کرد وهرروز باید دران خوب بنگریم وتامل کنییم تا در دنیا واقع بین باشیم ومثل کبک سرمان را زیر برف نکرده باشیم واز خواب خرگوشی بیدار شویم وبدانییم دنیا کوتاه وشتابان است واز نعمتهایی که خداوند داده است خوب استفاده کنییم که او صاحب همه نعمتهاست ومثل یک ازاد مرد در جهان زندگی کنییم وان را سپری کنییم

((به یقین بدان که تو به همه آرزوهای خود نخواهی رسید، و تا زمان مرگ بیشتر زندگی نخواهی کرد، و بر راه کسی می‌روی که پیش از تو می‌رفت، پس در به دست آوردن دنیا آرام باش، و در مصرف آنچه به دست آوردی نیکو عمل کن؛ زیرا چه بسا تلاش بی‌اندازه برای دنیا که به تاراج رفتن اموال کشانده شد. پس هر تلاش‌گری به روزی دلخواه نخواهد رسید، و هر مدارا کننده‌ای محروم نخواهد شد. نفس خود را از هرگونه پستی باز دار، هر چند تو را به اهدافت رساند؛ زیرا نمی‌توانی به اندازه آبرویی که از دست می‌دهی بهایی به دست آوری. برده دیگری مباش که خدا تو را آزاد آفرید، آن نیک که جز با شر به دست نیاید نیکی نیست، و آن راحتی که با سختی‌های فراوان به دست آید، آسایش نخواهد بود... . اگر توانستی که بین تو و خدا صاحب نعمتی قرار نگیرد، چنین باش؛ زیرا تو، روزی خود را دریافت می‌کنی و سهم خود برمی‌داری و مقدار اندکی که از طرف خدای سبحان به دست می‌آوری، بزرگ و گرامی‌تر از (مال) فراوانی است که از دست بندگان دریافت می‌داری؛ اگرچه همه از طرف خداست... . شغل همراه با پاک‌دامنی، بهتر از ثروت فراوانی است که با گناهان به دست آید. ))

Para 10 وَاعْلَمُوا Wa A'lamu APK for Android Download

Image de l'icône

وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِين

وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ

وَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ وَاتَّقُوا اللَّهَ

وَاعْلَمُوا أَنَّكُم مُّلَاقُوهُ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ ‎

وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ

وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ‎

وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ مَا فِي أَنفُسِكُمْ فَاحْذَرُوهُ

وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَفُورٌ حَلِيمٌ ‎

وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ‎

وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ ‎

وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ ‎

وَاعْلَمُوا أَنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَأَوْلَادُكُمْ فِتْنَةٌ

فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَوْلَاكُمْ نِعْمَ الْمَوْلَىٰ وَنِعْمَ النَّصِيرُ ‎

اعلموا أن الله يحيي الأرض بعد موتها | اعْلَمُوا أَنَّ اللَّه… | Flickr

واعلموا أن الجنة تحت ظلال السيوف بخط الثلث Thuluth Calligraphyمن متجر مخطوطات ،مخطوطة صالحة لأعمال التصميم والمونتاج

گناه.....

an image of a sign with arabic writing on it in front of some seaweed

خرید و قیمت کتیبه نقش برجسته لوح هنر طرح بسم الله الرحمن الرحیم کد 102

فَلَمَّا آسَفُونَا اِنتَقَمْنَا مِنْهُمْ

فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ شَدِيدُ الْعِقَابِ

‎إِنَّا مِنَ الْمُجْرِمِينَ مُنتَقِمُونَ

و چون ما را به خشم درآوردند، از آنان انتقام گرفتیم پس خدا به [سزای‌] گناهانشان گرفتارشان کرد. آری، خدا نیرومند سخت‌کیفر است.قطعاً ما از مجرمان انتقام‌کِشنده‌ایم.

یکی از کلام های عجیب مولای ما خدای تبارک وتعالی در قران این ایات است ونشان میدهد مولای ما مهربان هست اما گاهی گناه پی در پی بندگان خشم وغضب اورا شعله ور میکنند ودر ان موقع دیگر خودش از انان اتقام میگیرد وانتقام خداوند بسیار سختر از بندگان است لذا اگر پی در پی گناه کردی .ودیدی که خبری از انتقام خداوند ایمن نباشید چون هیچکس نمیداند کاسه صبر خداوند چه موقع لبریز میشود دران موقع دیگر انسان گناهکار با انجام اخرین گناه خود در کمند خشم خداوند اسیر میشود وان لحظه بدبختی ان ادم رغم میخورد وخداوند او را باگناه خودش میگیرد ودر ان موقع دیگری هیچ حجتی برای طلب رحمت وعفو از خداوند نداریم لذا پناه میبریم به خداوند از اینکه در حالی عمرمان به پایان برسد که در حال انجام گناهی باشیم ؟؟؟؟

أسماء الله الحسنى: القــــــوي | جريدة الشروق التونسية

Iran-Backed Militias Celebrate Houthi Attacks On Israel | MEMRI

فأخذهم الله بذنوبهم

دیوار به دیوار....

مفهوم شعر ای قوم به حج رفته کجایید

ای قوم به حج رفته کجایید؟ کجایید؟

معشوق همین جاست، بیایید بیایید

معشوق تو همسایه و دیوار به دیوار

در بادیه سرگشته شما در چه هوایید؟

متن آهنگ قوم به حج رفته

ای قوم به حج رفته کجایید کجایید
معشوق همینجاست ، بیائید بیائید
معشوق تو همسایه‌ی دیوار به دیوار
در بادیه سرگشته شما در چه هوائید ؟!
گر صورت بی‌صورت معشوق ببینید
هم خواجه و هم خوانده و هم کعبه شمائید
ده بار از این راه بدان خانه برفتید
یکبار از آن خانه بر این بام برآئید
این خانه لطیف است نشانهاش بگفتید
از خواجه‌ی آن خانه نشانی بنمائید !

Mp4.ir | آهنگ قوم به حج رفته محسن چاوشی

دانلود آهنگ جدید وحید خوشحال قوم به حج رفته

دست....

از دل و دیده گرامی تر هم آیا هست - شاهکاری از فریدون مشیری - YouTube

از دل و دیده ، گرامی تر هم
آیا هست ؟
آری ، ز دل و دیده گرامی تر :
دست !
زین همه گوهر پیدا و نهان در تن و جان ،
بی گمان دست گرانقدرتر است .
هر چه حاصل کنی از دنیا ،
دستاورد است !
هر چه اسباب جهان باشد ، در روی زمین ،
دست دارد همه را زیر نگین !
سلطنت را که شنیده ست چنین ؟!
شرف دست همین بس که نوشتن با اوست !
خوشترین مایه دلبستگی من با اوست .
در فروبسته ترین دشواری ،
در گرانبارترین نومیدی ،
بارها بر سرخود ، بانگ زدم :
- هیچت ار نیست مخور خون جگر ،
دست که هست !
بیستون را یاد آر ،
دست هایت را بسپار به کار ،
کوه را چون پَر کاه از سر راهت بردار !
وه چه نیروی شگفت انگیزی است ،
دست هایی که به هم پیوسته است !
به یقین ، هر که به هر جای ، در آید از پای
دست هایش بسته است !

two hands holding each other in arabic writing

نامه 31 نهج‌البلاغه

نامه امام علی ـ علیه‌السلام ـ به فرزندش امام حسن مجتبی علیه‌السلام،

دریایی از معارف و آموزه‌های دینی و اخلاقی است. این نامه در حقیقت منشوری از بهترین دستورالعمل‌های اعتقادی و اخلاقی است، برای تمام کسانی که دل در گرو اخلاق و معنویات دارند. امام علی ـ علیه‌السلام ـ در این نامه، علاوه بر بیان توحید، عظمت پروردگار، صفات الهی، هدف آفرینش، معاد و ...، مهم‌ترین نیازهای زندگی مادی و معنوی انسان را مطرح می‌کند

۲ - سفارش‌های امام علی به امام حسن

۲.۱ - ۱. خودسازی با یاد خدا

پسرم همانا تو را به ترس از خدا سفارش می‌کنم که پیوسته در فرمان او باشی و دلت را با یاد خدا زنده کنی. فرزندم، دلت را با اندرز نیکو زنده کن؛ هوای نفس را با بی‌اعتنایی به حرام بمیران؛ جان را با یقین نیرومند کن و با نور حکمت روشنایی بخش.

۲.۲ - ۲. توجه به حوادث روزگار

از پدری فانی، اعتراف‌دارنده به گذشت زمان، زندگی را پشت سر نهاده، مسکن گزیده در جایگاه گذشتگان و کوچ‌کننده فردا، به فرزندی آرزومند بیش از توان، رونده راه نابودشدگان، در دنیا هدف بیماری‌ها، در گرو روزگار، در تیررس مصائب، گرفتار دنیا، اسیر مرگ، هم‌سوگند رنج‌ها، هم‌نشین اندوه‌ها، آماج بلاها و جانشین گذشتگان.

۲.۳ - ۳. ضرورت یاد مرگ

دلت را با یاد مرگ آرام کن؛ به نابودی از او اعتراف‌گیر و با بررسی تحولات ناگوار دنیا به او آگاهی بخش. از دگرگونی روزگار، و زشتی‌های گردش شب و روز او را بترسان؛ تاریخ گذشتگان را بر او بنما و آنچه که بر سر پیشینیان آمده است به یادش آور. در دیار و آثار ویران رفتگان گردش کن و بیندیش که آنها چه کردند از کجا کوچ کرده و در کجا فرود آمدند، از جمع دوستان جدا شده و به دیار غربت سفر کردند، گویا زمانی نمی‌گذرد که تو هم یکی از آنانی، پس جایگاه آینده را آباد کن؛ آخرت را به دنیا مفروش. پسرم، بدان تو برای آخرت آفریده شدی، نه دنیا، برای رفتن از دنیا، نه پایدار ماندن در آن، برای مرگ، نه زندگی جاودانه در دنیا، که هر لحظه ممکن است از دنیا کوچ کنی و به آخرت در آیی و تو شکار مرگی هستی که فرارکننده آن نجاتی ندارد و هر که را بجوید به آن می‌رسد و سرانجام او را می‌گیرد. پس، پسرم فراوان بیاد مرگ باش و به یاد آنچه که به‌سوی آن می‌روی و پس از مرگ در آن قرار می‌گیری. تا هنگام ملاقات با مرگ از هر نظر آماده باش، نیروی خود را افزون و کمر همت را بسته نگهدار که ناگهان نیاید و تو را مغلوب سازد. مبادا دلبستگی فراوان دنیاپرستان و تهاجم حریصانه آنان به دنیا، تو را مغرور کند؛ چراکه خداوند تو را از حالات دنیا آگاه کرده و دنیا نیز از وضع خود تو را خبر داده و از زشتی‌های روزگار پرده برداشته است.

۲.۴ - ۴. امر به معروف و نهی از منکر

به نیکی‌ها امر کن و خود نیکوکار باش و با دست و زبان بدی‌ها را انکار کن و بکوش تا از بدکاران دور باشی.

۲.۵ - ۵. توکل

در تمام کارها خود را به خدا واگذار که به پناهگاه مطمئن و نیرومندی رسیده‌ای.

۲.۶ - ۶. تحمل سختی‌ها برای رسیدن به حق

و برای حق هر کجا که باشد، سختی‌ها را تحمل کن.

۲.۷ - ۷. صبر و استقامت

و خود را بردبارانه بر ناملایمات عادت ده، نیکو صفتی است شکیبایی در راه حق.

۲.۸ - ۸. تلاش در راه کسب کمالات نفسانی جاودان

بدان‌که راهی که در پیش رو داری، بسیار دور و بسی سهمگین و تو در آن‌ را از نیک‌خواهی و توشه برداری به مقداری که تو را با سبک‌بار به سرمنزل برساند بی‌نیاز نیستی. هرگز مباد که بیش از توان، شانه زیر بار دهی که سنگینی‌اش وبالت خواهد بود... . این‌ را نیز بدان که در آن راه گردنه‌های نفس‌گیری در پیش است که هر کس سبک‌بارتر باشد، شادمان‌تر از کسی است که زیر بار گران است.

۲.۹ - ۹. ضرورت بخشش مال و صدقه دادن

باری درخواست کسی را که در روزگار توانگریت از تو وام می‌خواهد تا هنگام تنگ‌دستی آن‌ را بپردازد، مغتنم بشمار.

۲.۱۰ - ۱۰. از حرص و آز برحذر بودن

بپرهیز از آن‌که مرکب طمع‌ورزی تو را به‌سوی هلاکت به پیش راند.

۲.۱۱ - ۱۱. کظم غیظ

خشمت را آهسته‌آهسته فروخور؛ زیرا من نوشیدنی‌ای شیرین‌تر و گواراتر از آن ندیده‌ام، درباره کسی که با تو به خشم و درشتی برخورد کند، نرم باش؛ زیرا دیری نخواهد گذشت که او نیز با تو نرم خواهد شد.

۲.۱۲ - ۱۲. شتاب در تربیت فرزند

پسرم هنگامی که دیدم سالیانی از من گذشت و توانایی‌ام رو به کاستی رفت، به نوشتن وصیت برای تو شتاب کردم و ارزش‌های اخلاقی را برای تو برشمردم، پیش از آن‌که أجل فرا رسد و رازهای درونم را به تو منتقل نکرده باشم و در نظرم کاهشی پدید آید؛ چنان‌که در جسمم پدید آمد و پیش از آن‌که خواهش‌ها و دگرگونی‌های دنیا به تو هجوم آورند و پذیرش و اطاعت مشکل گردد؛ زیرا قلب نوجوان چونان زمین کاشته نشده، آماده پذیرش هر بذری است که در آن پاشیده شود. پس در تربیت تو شتاب کردم، پیش از آن‌که دلت سخت شود و عقل تو به چیز دیگری مشغول گردد، تا به استقبال کارهایی بروی که صاحبان تجربه، زحمت آزمون آن‌ را کشیده‌اند و تو را از تلاش و یافتن بی‌نیاز ساخته‌اند و آنچه از تجربیات آنها نصیب ما شد، به تو هم رسیده و برخی از تجربیاتی که بر ما پنهان مانده بود، برای شما روشن گردد.

۲.۱۳ - ۱۳. روش تربیت فرزند

پس در آغاز تربیت، تصمیم گرفتم تا کتاب خدای توانا و بزرگ را همراه با تفسیر آیات، به تو بیاموزم و شریعت اسلام و احکام آن از حلال و حرام، به تو تعلیم دهم و به چیز دیگری نپردازم.

۲.۱۴ - ۱۴. مطالعه تاریخ

پسرم درست است که من به اندازه پیشینیان عمر نکرده‌ام، اما در کردار آنها نظر افکندم و در اخبارشان اندیشیدم و در آثارشان سیر کردم تا آن‌جا که گویا یکی از آنان شده‌ام؛ بلکه با مطالعه تاریخ آنان، گویا از اول تا پایان عمرشان با آنان بوده‌ام؛ پس قسمت‌های روشن و شیرین زندگی آنان را از دوران تیرگی شناختم و زندگانی سودمند آنان را با دوران زیان‌بارش شناسایی کردم؛ سپس از هر چیزی مهم و ارزش‌مند آن‌ را و از هر حادثه‌ای، زیبا و شیرین آن‌ را برای تو برگزیدم... در دیار و آثار ویران رفتگان گردش کن، و بیندیش که آنها چه کردند از کجا کوچ کرده، و در کجا فرود آمدند از جمع دوستان جدا شده و به دیار غربت سفر کردند، گویا زمانی نمی‌گذرد که تو هم یکی از آنانی؛ پس جایگاه آینده را آباد کن؛ آخرت را به دنیا مفروش.

۲.۱۵ - ۱۵. توجه به معنویات

پسرم در وصیت من درست بیندیش، بدان که در اختیار دارنده مرگ همان است که زندگی در دست او و پدیدآورنده موجودات است، همو می‌میراند و نابودکننده همان است که دوباره زنده می‌کند و آن‌که بیمار می‌کند، شفا نیز می‌دهد؛ بدان‌که دنیا جاودانه نیست و آن‌گونه که خدا خواسته است، برقرار است... پس به قدرتی پناه بر که تو را آفریده، روزی داده و اعتدال در اندام تو آورده است، بندگی تو فقط برای او باشد و تنها اشتیاق او را داشته باش و تنها از او بترس.

۲.۱۶ - ۱۶. آخرت‌گرایی

ای پسرم من تو را از دنیا و تحولات گوناگونش، و نابودی و دست به دست گردیدنش آگاه کردم و از آخرت و آنچه برای انسان‌ها در آن‌جا فراهم است، اطلاع دادم و برای هر دو مثال‌ها زدم، تا پند پذیری، و راه و رسم زندگی بیاموزی؛ همانا داستان آن کس که دنیا را آزمود؛ چونان مسافرانی است که در سر منزلی بی‌آب و علف و دشوار اقامت دارند و قصد کوچ کردن به سرزمینی را دارند که در آن‌جا آسایش و رفاه فراهم است. پس مشکلات راه را تحمل می‌کنند و جدایی دوستان را می‌پذیرند و سختی سفر و ناگواری غذا را با جان و دل قبول می‌کنند، تا به جایگاه وسیع و منزلگاه أمن، با آرامش قدم بگذارند و از تمام سختی‌های طول سفر احساس ناراحتی ندارند و هزینه‌های مصرف شده را غرامت نمی‌شمارند و هیچ چیز برای آنان دوست‌داشتنی نیست، جز آن‌که به منزل أمن و محل آرامش برسند.

۲.۱۷ - ۱۷. معیارهای روابط اجتماعی

ای پسرم نفس خود را میزان میان خود و دیگران قرار ده؛ پس آنچه را که برای خود دوست داری برای دیگران نیز دوست بدار و آنچه را که برای خود نمی‌پسندی، برای دیگران مپسند، ستم روا مدار؛ آن‌گونه که دوست نداری به تو ستم شود، نیکوکار باش؛ آن‌گونه که دوست داری به تو نیکی کنند و آنچه را که برای دیگران زشت می‌داری برای خود نیز زشت بشمار و چیزی را برای مردم رضایت ده که برای خود می‌پسندی، آنچه نمی‌دانی نگو؛ گرچه آنچه را می‌دانی اندک است، آنچه را دوست نداری به تو نسبت دهند، درباره دیگران مگو، بدان‌که خود بزرگ‌بینی و غرور، مخالف راستی و آفت عقل است.

۲.۱۸ - ۱۸. تلاش در جمع‌آوری زاد و توشه

بدان راهی پرمشقت و بس طولانی در پیش روی داری و در این راه بدون کوشش بایسته و تلاش فراوان و اندازه‌گیری زاد و توشه و سبک کردن بار گناه، موفق نخواهی بود، بیش از تحمل خود بار مسئولیت‌ها بر دوش منه که سنگینی آن برای تو عذاب‌آور است. اگر مستمندی را دیدی که توشه‌ات را تا قیامت می‌برد و فردا که به آن نیاز داری به تو باز می‌گرداند، کمک او را غنیمت بشمار و زاد و توشه را بر دوش او بگذار و اگر قدرت مالی داری، بیشتر انفاق کن و همراه او بفرست؛ زیرا ممکن است روزی در رستاخیز در جست‌وجوی چنین فردی باشی و او را نیابی... بدان‌که در پیش روی تو، گردنه‌های صعب العبوری وجود دارد که حال سبک‌باران به مراتب بهتر از سنگین باران است و آن‌که کند رود حالش بدتر از شتاب‌گیرنده می‌باشد و سرانجام حرکت، بهشت و یا دوزخ خواهد بود؛ پس برای خویش قبل از رسیدن به آخرت وسائلی مهیا ساز و جایگاه خود را پیش از آمدنت آماده کن؛ زیرا پس از مرگ، عذری پذیرفته نمی‌شود و راه بازگشتی وجود ندارد.

۲.۱۹ - ۱۹. توبه

و در صورت ارتکاب گناه در توبه را مسدود نکرده است؛ در کیفر تو شتاب نداشته و در توبه و بازگشت، بر تو عیب نگرفته است، در آن‌جا که رسوایی سزاوار تو است، رسوا نساخته و برای بازگشت به خویش شرایط سنگینی مطرح نکرده است، در گناهان تو را به محاکمه نکشیده و از رحمت خویش نا امیدت نکرده؛ بلکه بازگشت تو را از گناهان، نیکی شمرده است. هر گناه تو را یکی و هر نیکی تو را ده به حساب آورده و راه بازگشت و توبه را به روی تو گشوده است... . پس از مرگ بترس، نکند زمانی سراغ تو را گیرد که در حال گناه یا در انتظار توبه کردن باشی و مرگ مهلت ندهد و بین تو و توبه فاصله اندازد که در این حال خود را تباه کرده‌ای.

۲.۲۰ - ۲۰. توجه به دعا

و از گنجینه‌های رحمت او چیزهایی را درخواست کن که جز او کسی نمی‌تواند عطا کند. هر گاه او را بخوانی، ندایت را می‌شنود و چون با او راز دل‌گویی راز تو را می‌داند؛ پس حاجت خود را با او بگوی و آنچه در دل داری نزد او باز گوی، غم و اندوه خود را در پیشگاه او مطرح کن، تا غم‌های تو را برطرف کند و در مشکلات تو را یاری رساند؛ مانند عمر بیشتر، تندرستی بدن و گشایش در روزی. سپس خداوند کلیدهای گنجینه‌های خود را در دست تو قرار داده که به تو اجازه دعا کردن داد، پس هر گاه اراده کردی می‌توانی با دعا، درهای نعمت خدا را بگشایی، تا باران رحمت الهی بر تو ببارد. هرگز از تأخیر اجابت دعا ناامید مباش؛ زیرا بخشش الهی به اندازه نیت است، گاه، در اجابت دعا تأخیر می‌شود تا پاداش درخواست‌کننده بیشتر و جزای آرزومند کامل‌تر شود، گاهی درخواست می‌کنی اما پاسخ داده نمی‌شود؛ زیرا بهتر از آنچه خواستی به‌زودی یا در وقت مشخص، به تو خواهد بخشید، یا به جهت اعطای بهتر از آنچه خواستی، دعا به اجابت نمی‌رسد؛ زیرا چه‌بسا خواسته‌هایی داری که اگر داده شود مایه هلاکت دین تو خواهد بود، پس خواسته‌های تو به‌گونه‌ای باشد که جمال و زیبایی تو را تأمین، و رنج و سختی را از تو دور کند. پس نه مال دنیا برای تو پایدار و نه تو برای مال دنیا باقی خواهی ماند.

۲.۲۱ - ۲۱. شناخت دنیاپرستان

همانا دنیاپرستان چونان سگ‌های درنده، عوعوکنان، برای دریدن صید در شتابند، برخی به برخی دیگر هجوم آورند و نیرومندشان، ناتوان را می‌خورد و بزرگ‌ترها کوچک‌ترها را. و یا چونان شترانی هستند که برخی از آنها پای بسته و برخی دیگر در بیابان رها شده که راه گم کرده و در جاده‌های نامعلومی در حرکت‌اند و در وادی پر از آفت‌ها و در شنزاری که حرکت با کندی صورت می‌گیرد گرفتارند، نه چوپانی دارند که به کارشان برسد و نه چراننده‌ای که به چراگاهشان ببرد. دنیا آنها را به راه کوری کشاند و دیدگانشان را از چراغ هدایت بپوشاند، در بی‌راهه سرگردان و در نعمت‌ها غرق شده‌اند. داستان دنیاپرستان همانند گروهی است که از جایگاهی پر از نعمت‌ها می‌خواهند به سرزمین خشک و بی‌آب و علف کوچ کنند؛ پس در نظر آنان چیزی ناراحت‌کننده‌تر از این نیست که از جایگاه خود جدا می‌شوند و ناراحتی‌ها را باید تحمل کنند.

۲.۲۲ - ۲۲. واقع‌نگری در زندگی

به یقین بدان که تو به همه آرزوهای خود نخواهی رسید، و تا زمان مرگ بیشتر زندگی نخواهی کرد، و بر راه کسی می‌روی که پیش از تو می‌رفت، پس در به دست آوردن دنیا آرام باش، و در مصرف آنچه به دست آوردی نیکو عمل کن؛ زیرا چه بسا تلاش بی‌اندازه برای دنیا که به تاراج رفتن اموال کشانده شد. پس هر تلاش‌گری به روزی دلخواه نخواهد رسید، و هر مدارا کننده‌ای محروم نخواهد شد. نفس خود را از هرگونه پستی باز دار، هر چند تو را به اهدافت رساند؛ زیرا نمی‌توانی به اندازه آبرویی که از دست می‌دهی بهایی به دست آوری. برده دیگری مباش که خدا تو را آزاد آفرید، آن نیک که جز با شر به دست نیاید نیکی نیست، و آن راحتی که با سختی‌های فراوان به دست آید، آسایش نخواهد بود... . اگر توانستی که بین تو و خدا صاحب نعمتی قرار نگیرد، چنین باش؛ زیرا تو، روزی خود را دریافت می‌کنی و سهم خود برمی‌داری و مقدار اندکی که از طرف خدای سبحان به دست می‌آوری، بزرگ و گرامی‌تر از (مال) فراوانی است که از دست بندگان دریافت می‌داری؛ اگرچه همه از طرف خداست... . شغل همراه با پاک‌دامنی، بهتر از ثروت فراوانی است که با گناهان به دست آید.

۲.۲۳ - ۲۳. حقوق دوستان

چون برادرت از تو جدا گردد، تو پیوند دوستی را برقرار کن؛ اگر روی برگرداند تو مهربانی کن و چون بخل ورزد، تو بخشنده باش؛ هنگامی‌که دوری می‌گزیند، تو نزدیک شو و چون سخت می‌گیرد، تو آسان گیر و هنگام گناهش عذر او بپذیر؛ چنان‌که گویا بنده او می‌باشی و او صاحب نعمت توست. دوست آن است که در نهان آیین دوستی را رعایت کند.

۲.۲۴ - ۲۴. ارزش‌های اخلاقی

پسرم بدان‌که روزی دو قسم است؛ یکی آن‌که تو آن‌ را می‌جویی و دیگر آن‌که او تو را می‌جوید و اگر تو به‌سوی آن نروی، خود به‌سوی تو خواهد آمد، چه زشت است فروتنی هنگام نیاز و ستم‌کاری هنگام بی‌نیازی؛ همانا سهم تو از دنیا آن اندازه خواهد بود که با آن سرای آخرت را اصلاح کنی، اگر برای چیزی که از دست دادی ناراحت نشوی. از سخنان بی‌ارزش و خنده‌آور بپرهیز؛ اگرچه آن‌ را از دیگری نقل کرده باشی.

۲.۲۵ - ۲۵. تمسک به ریسمان الهی

استوارترین وسیله‌ای که می‌توانی به آن چنگ زنی، رشته‌ای است که بین تو و خدای تو قرار دارد.

۲.۲۶ - ۲۶. توجه به خویشاوندان

خویشاوندانت را گرامی دار؛ زیرا آنها پر و بال تو هستند که با آن پرواز می‌کنی و ریشه تو هستند که به آنها باز می‌گردی و دست نیرومند تو می‌باشند که با آن حمله می‌کنی.

سخن اهل دل: پیوسته است سلسله موجها به هم

سخن اهل دل: تار و پود عالم امکان به هم پیوسته است

بترسید......

Image

Stream وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ | سورة ق 💔 تلاوة  خاشعة لعبد الباسط by Jubran Alkhater 🦋 | Listen online for free on  SoundCloud

فَذَكِّرْ بِالْقُرْآنِ مَن يَخَافُ وَعِيدِ

وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيد

با پندهای قرانی مردمان را از دوزخ ما بترسان وبه انان بگویید خداوند از رگ گردن به شما نزدیکتر است

امام علی
الناس بأمرائهم اشبه منهم بآبائهم»
«مردم به حاکمان خود شبیه‌ترند از پدران خود

بنیاد ظلم از اندک شروع شود-img

حکایت

اگر ز باغ رعیت ملک خورد سیبی

آورده‌اند که انوشیروان عادل را در شکارگاهی

صید کباب کردند و نمک نبود غلامی به روستا رفت

تا نمک آرد انوشیروان گفت:

نمک به قیمت بِستان تا گرانی باب نگردد

گفتند از این قدر چه خلل آید

گفت: بنیاد ظلم در جهان اوّل اندکی بوده است

هر که آمد بر او مزیدی کرده تا بدین غایت رسیده.

اگر ز باغِ رعیّت مَلِک خورد سیبی

بر آورند غلامانِ او درخت از بیخ

به پنج بیضه که سلطان ستم روا دارد

زنند لشکریانش هزار مرغ به سیخ

قرآن كريم ~ آية ~ ونحن أقرب اليه من حبل الوريد

302شمارش معکوس عمر

10 آبان | مجتمع چاپ و بسته بندی پارت


من خودم را در دستان
هستی رها کرده‌ام
اگر هستی می‌تواند
میلیون‌ها ستاره، میلیون‌ها سیاره،
و میلیون‌ها منظومه را بگرداند،
من که دیگر فقط
یک انسان معمولی هستم،
زندگی من را هم می‌تواند


اگر چرخ وجود من
از این گردش فرو ماند
بگرداند مرا آن کس

که گردون را بگرداند

آهنگ تولد آبان ماهی ها

302 ماه زنــــــــــــدگی مبـــــــــــــــــــــــــارک

آهنگ خوش سه تار تقدیم تو باد ،
آرایش گلهای بهار تقدیم تو باد .
گویند که عشق هدیه پاک خداست ،
این هدیه هزار بار تقدیم تو باد .

302 Logo

302ماه زندگی مبارک

خدایا از تو توفیق 302 ماه پر از خیر وبرکت را ازتو طلب میکنم ....

Numberplate 302 Room, Hotel, Hospital, Lodge,Apartment, Flat,Door  No,College, Library, Rack Numbers Warehouse,Acrylic White board fixed with  Blue color PVC Waterproof sticker : Amazon.in: Office Products

پیش از آن که واپسین نفس را برآرم ‬
‫پیش از آن که پرده فرو افتد ‬
‫پیش از پژمردن آخرین گل ‬
‫برآنم که زندگی کنم ‬
‫برآنم که عشق بورزم‬
‫برآنم که باشم.‬

‫در این جهان ظلمانی ‬
‫در این روزگار سرشار از فجایع ‬
‫در این دنیای پر از کینه ‬
‫نزد کسانی که نیازمند منند ‬
‫کسانی که نیازمند ایشانم‬
‫کسانی که ستایش انگیزند،‬

‫تا دریابم ‬
‫شگفتی کنم ‬
‫بازشناسم ‬
‫که ام ‬
‫که می توانم باشم‬
‫که می خواهم باشم،‬
‫تا روزها بی ثمر نماند ‬
‫ساعت ها جان یابد‬
‫و لحظه ها گرانبار شود‬

‫هنگامی که می خندم ‬
‫هنگامی که می گریم ‬
‫هنگامی که لب فرو می بندم‬

‫در سفرم به سوی تو ‬
‫به سوی خود ‬
‫به سوی خدا ‬
‫که راهی ست ناشناخته ‬
‫پُر خار‬
‫ناهموار،‬
‫راهی که، باری‬
‫در آن گام می گذارم ‬
‫که در آن گام نهاده ام ‬
‫و سر ِ بازگشت ندارم‬

‫بی آن که دیده باشم شکوفایی ِ گل ها را ‬
‫بی آن که شنیده باشم خروش رودها را‬
‫بی آن که به شگفت درآیم از زیبایی ِ حیات.- ‬
‫اکنون مرگ می تواند‬
‫فراز آید‬
‫اکنون می توانم به راه افتم‬
‫اکنون می توانم بگویم .‬
‫که زنده گی کرده ام …‬

مارگوت بیکل

ترجمه از احمد شاملو

House number 302 FREE Stock Photo, Number, House Address, House picture

برای دیده شدن
تلاش بیجا نکن

به کمال که برسی
خواه ـ ناخواه
دیده خواهی شد

Numbers: Number 302

زندگی به طور اتفاقی
در جریان نیست

بلکه پاسخي در برابر بخشش ها
و داده های شماست ...

زندگی بازتاب صدا و آهنگ
خودتان است!!

Numbers: Number 302

الله

چگونه دوست دارمت؟
بگذار روش‌هایم را بشمارم
دوستت دارم
به ژرفا و پهنا و بلندایی
که روحم را توان رسیدن به آن هست
آنگاه که سرشار از حسی ناپیدا
به نهایت بودن
و کمال زیبایی هستم
دوستت دارم
به اندازه خاموش‌ترین نیاز هر روز
به آفتاب و نور شمع

دوستت دارم
رها
چنان مردمانی که برای حقیقت می‌جنگند
دوستت دارم
ناب
چنان مردمانی که به سماع در می‌آیند

دوستت دارم
با شوقی
که اندوه دیرسال مرا محو می‌کند
و با ایمان کودکی‌ام

دوستت دارم
با عشقی که از دست رفتنی می‌نماید
و با قدیسین از دست رفته‌ام

دوست دارمت
با نفس‌ها
لبخندها و
اشک‌های تمام زندگی‌ام
و اگر تو مولای من خدای کعبه مرا توفیق بدهی
پس از مرگ
نیکوتر از این
دوست خواهمت داشت ...

Numéro 302 Avec Vieux Mur De Béton Sur Fond Blanc Banque D'Images et Photos  Libres De Droits. Image 132479918

**********

من و جام می و معشوق، الباقی اضافات است
اگر هستی که بسم الله، در تأخیر آفات است

مرا محتاج رحم این و آن کردی، ملالی نیست
تو هم محتاج خواهی شد، جهان دار مکافات است...

ز من اقرار با اجبار می گیرند، باور کن
شکایت های من از عشق ازین دست اعترافات است

میان خضر و موسی چون فراق افتاد، فهمیدم
که گاهی واقعیت با حقیقت در منافات است

اگر در اصل، دین حُبّ است و حُبّ در اصل دین، بی شک
به جز دلدادگی هر مذهبی، مُشتی خرافات است...

Image

302 Number Animated GIF Logo Designs

الله

‍ دلهره ای دارم ...
دنیای بی تو را نمی خواهم !
در کدامین پنجره ی شب فریاد بزنم ؟
به که گویم ؟
به بهار یا زمستان ؟
به پاییز یا تابستان ؟
به مادرم یا به پدرم ؟
به که گویم که من
دنیای بی تو را
هرگز و هرگز نمی خواهم!

302 Number Animated GIF Logo Designs


♦️دیر زمانی است که دریافته‌ایم دگرگون کردن
دنیا محال است، نوسازی دنیا محال است،
دنیا دارد چهارنعل به پیش می‌تازد و مهار این اسب سرکش محال است.
پس بــرای محافظت از خود تنها
یک راه وجود دارد و آن هم جـدی نگرفتن دنیا است.

302 Number Animated GIF Logo Designs

سيمين بهبهانى واقعا زيباگفت :

رها کردیم خالق را، گرفتاران ادیانیم!
تعصب چیست در مذهب؟!
مگر نه این که انسانیم!
اگر روح خدا در ماست. . .
خدا گر مفرد و تنهاست. . .
ستیزه پس برای چیست؟!
برای خود پرستی هاست. .

 إِنَّا بَلَوْنَاهُمْ ....ما ایشان را امتحان کردیم

((وَبَلَوْنَاهُم بِالْحَسَنَاتِ وَالسَّيِّئَاتِ )) خطبة الجمعة 25 3 2016  لفضيلة الشيخ مصطفى العدوي

إِنَّا بَلَوْنَاهُمْ كَمَا بَلَوْنَا أَصْحَابَ الْجَنَّةِ وَبَلَوْنَاهُم بِالْحَسَنَاتِ وَالسَّيِّئَاتِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ

خدای تبارک وتعالی ما را امتحان میکند امتحان او هم در اسایش وراحتی است هم در رنج وسختی ها به دو شکل گروهی را امتحان میکند هردو امتحان خدا برای رسیدن به خدا است

الم ‏ أَحَسِبَ النَّاسُ أَن يُتْرَكُوا أَن يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ

‎‏ وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ ۖ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَلَيَعْلَمَنَّ الْكَاذِبِينَ

مردمان چه گمان کرده اند ؟ همین که گفتد خدایا ایمان اوردیم انان را رها میکنییم ومورد امتحان قرار نمیدهیم تا صادقان ودورغگویان انان شناخته شوند؟؟

لذا خدای تبارک وتعالی امتحان وی مثل یک غربال است ونیکان و دوروگویان را با امتحان خود غربال میکند خداوند ما را سالی یک بار تا دوبار در مال وجان امتحان میکند وکسی که در ایمان خود ثابت قدم بماند رستگار میشود

لَتُبۡلَوُنَّ فِيٓ أَمۡوَٰلِكُمۡ وَأَنفُسِكُمۡ...........

یک حقیقت دراین عالم وجود دارد وان این است که خدای تبارک وتعالی ما را افریده است وما مخلوق خداوند هستیم واو ما را در دو چیز امتحان میکند هم خودمان را امتحان میکند ونبز ما را درمال هایی که به ما عطا کرده است امتحان میکند واین امتحان خداوند در مال ونفس خودمان سالی یک یا دوبار اتفاق می افتد

أَوَلَا يَرَوۡنَ أَنَّهُمۡ يُفۡتَنُونَ فِي كُلِّ عَامٖ مَّرَّةً أَوۡ مَرَّتَيۡنِ ثُمَّ لَا يَتُوبُونَ وَلَا هُمۡ يَذَّكَّرُونَ

أَحَسِبَ النَّاسُ أَن يُتْرَكُوا أَن يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا  يُفْتَنُونَ}

كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ وَنَبْلُوكُم بِالشَّرِّ وَالْخَيْرِ فِتْنَةً وَإِلَيْنَا تُرْجَعُونَ

وَلَنَبْلُوَنَّكُم بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ ۗ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ

قَالَ فَإِنَّا قَدْ فَتَنَّا قَوْمَكَ مِن بَعْدِكَ وَأَضَلَّهُمُ السَّامِرِيُّ

وَلَقَدْ قَالَ لَهُمْ هَارُونُ مِن قَبْلُ يَا قَوْمِ إِنَّمَا فُتِنتُم بِهِ

تا در این دنیا هستیم امتحان خداوند به شکل شر وخیر ونیکی وبدی ازبین رفتن اموال ومیوه ها با سیل زلزله سقوط هلی کوپتر برما جاری است همه برای این است که ما توبه کنییم وبه سوی خدا باز بگردیم وصبر داشته باشیم ودر هر امر سختی با یک کلمه ان را بر خود اسان کنیم إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ

بنام مولا | دی ۱۴۰۱

أَوَلَا يَرَوْنَ أَنَّهُمْ يُفْتَنُونَ فِي كُلِّ عَامٍ مَّرَّةً أَوْ مَرَّتَيْنِ ثُمَّ لَا يَتُوبُونَ وَلَا هُمْ يَذَّكَّرُونَ

آیا نمی‌بینند که آنان در هر سال، یک یا دو بار آزموده می‌شوند، باز هم توبه نمی‌کنند و عبرت نمی‌گیرند؟

گفتگوی من با خدا

سلام ودرود برتو ای سرور بزرگوار ای ولی نعمت من ای کسی که به من هستی بخشیدی ترا را سپاس می گویم سپاسی که سزاور شان توست جلال وجبروت تو همه هستی را فرا گرفته است وپادشاهی تو وعظمت تو بر همگان اشکار است به جز کسانی که کور دل هستند واین امر بدیهی ست که کوران از این جلال وشان بی بهره باشند خدای مهربان من خوشا به حال موسی ع که ترا ملاقات کرد وبا تو حرف زد خوشا به حال عیسی ع که روح قدسی خود در مادرش مریم دمیدی واز شهوت پدری او را خلق نکردی میدانم به هر کسی در دنیا بهره ونصیبی از رحمت ولطف خود حواله کرده ای به عزت وجلالت قسمت میدهم مارا نیزمشمول لطف وعنایت خودت قرار بده خدای مهربانم شکوه وگلایه ای از تو دارم به درد دل بنده ات گوش کن وبه ان پاسخی بده وان پاسخ را درذهن من نمایان کن سروم مولای من مرا در زمانی بس عجیبب خلق کرده ای تمام تمدنهای بشری بواسطه اینترنت در هم امیخته است حق وباطل چنان به امیخته است که گویا علائم اخر الزمان است که خوبان تودر گذشته ان را یاداوری کرده اند سروم الان که باب نبوت بسته شده است محتاج معجزاتی از سوی توهستیم تا ایمان ما تثبیت شود ودر ایمان به تو استوار بمانییم من میدانم که تو عالم هستی را محل امتحان ما قرار داده ای ومعمای هستی را باید خودمان کشف کنییم لذا محتاج راهنمایی بیشتری هستیم ومن میدانم برای رسیدن به حل این معما وراز هستی محتاج به عشق هستیم همان طور که حافظ به ان اشاره کرده است

با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی

تا بی‌خبر بمیرد در درد خودپرستی

عاشق شو ار نه روزی کار جهان سر آید

ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی

خدایا چنان عشق وشوری در دل ما ایجاد کن که همواره محبت ودوستی ترا جویا باشیم وبعد ازشناخت ومعرفت به تو دیگران را نیز ترغیب به عشق به تو که پادشاه عالم هستی هستی بکنییم اما دراین زمانه اکثر مردم دیگر با تو میانه ای ندارند دلهایشان وزبانهایشان با تو بیگانه است وتو نیز در پس پرده غیب پنهان شده ای وختم نبوت را اعلان کرده ای ودر این اشفته بازار که دراین عصر وجود دارد ندای ایمان به خود را در کتاب های اسمانی گوشزد کرده ای در حالی که گذشت روزهای طولانی دلهای اهل ایمان راهم زنگ زده کرده است وحچابی دلها ودیدگان همه را فرا گرفته است سرورم مولایم از تو میخواهم که جلال وجبروت وپادشاهی خود را بروشنی خورشید برهمگان اشکار کنی واز این امتحان سخت ما رانجات بدهی مولای من اگر این کار را انجام ندهی حل معمای هستی بر همگان گشودنی نیست واکثر مردمان مردود میشوند ونمیدانند که خداوند هدف از خلقت انان را در چه چیزی قرار داده است

اسرار ازل را نه تو دانی و نه من

وین حرف معما نه تو خوانی و نه من

هست از پس پرده گفتگوی من و تو

چون پرده برافتد نه تو مانی و نه من

مولای من ای کاش در هدق خلقت خود یقین پیدا میکردیم ای کاش در امر اخرت یقینی پیدا میکردیم که به خاطر دنیا اخرت خود را تباه نمی کردیم ای کاش به خاطر پنهان بودن تو این همه بی شرمی ونافرمانی نمی کردیم اما با تمام این ضعف هایی که در خود داریم هنگامی که به رحمت ولطف تو پناه میبریم چون اهو ارام میشویم وچون شیر بی باک ...چون میدانییم به تمام نقص هایی که در ما وجود داشت اگاهی داشتی وبا حلم وبزرگواری که داشتی ما را خلق کردی وسر سفره خود ما را بزرگ کردی وبرای امتحانی عادلانه وازاد به ما فرصت دادی تا دراین مدت عمر در پند واندزهای تو در کتابهای اسمانی که در دسترس همگان است نظر افکنییم واز گذشتگان عبرت بگیریم ومسیر هدایت خود را باتلاش کشف کنییم واما سرورم زیاد بر ما سخت نگیر ما لنگان لنگان به سوی تو می اییم گاهی گناه میکنیم وگاهی استغفار میکنییم گاهی شریعت ترا روی چشم میگذاریم وروزه میگیریم گاهی در خوردن نعمتهای تو اسراف میکنییم وزبان شکرکذاری ترا هم نداریم ما را باتمام نقصهایمان بپذیر وما را از این امتحان سخت واز این عصر سخت با سرافرازی وسربلندی عبور بده تا هنگام ملاقات تو که زمان مرگ ماست سرهایمان در پیش تو سرافکنده نباشد

هر روز یک آیه

خالق......

Allah, The Creator of Everything - Wall Chart in Arabic

اللَّهُ الَّذِي خَلَقَكُمْ

ثُمَّ رَزَقَكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ

ثُمَّ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ يَجْمَعُكُمْ

إِلَىٰ يَوْمِ الْقِيَامَةِ

لَا رَيْبَ فِيهِ

وَلَٰكِنَّ أَكْــــــــــثَرَ النَّاسِ

لَا يَعْلَمُونَ

آنکه بود الله اورا ساز وبَرگ

فتنه او حُبِ مال وتَرس مرگ

خیام شعر ادبیات - عکس ویسگون

علم....

علم

Art Deco Islamic Calligraphy Print: Geometric Minimalist Decor (Digital Download) image 2

ۖ وَقُل رَّبِّ زِدْنِي عِلْمًا

وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ ۚ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَٰئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا

رَبِّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَسْأَلَكَ مَا لَيْسَ لِي بِهِ عِلْمٌ

إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ ۗ

خدای تبارک وتعالی مولای ما چهار جمله قشنگ در قران در باره علم بیان کرده است که هرچهار جمله قابل تامل است اول اینکه همیشه ما باید در قنوت نمازهای یومیه از مولایمان بخواهیم که روز به روز بر علم ودانش ما بیفزاید دوم اینکه علم باعث خشیت وخدا ترسی میشود هر کس عالم تر باشد خداترس تر است سوم اینکه به اموری که نسبت به انان اگاهی وعلم نداریم نه پیروی کننیم ونه از خداوند درخواست کنییم

ارزش علم در مذهب امام صادق ع در حدیث عنوان بصری بیان شده است ابتدا حدیث را به طور کامل بیان میکنییم

عُنوان بصری که پیرمردی نود و چهار ساله ای بود می گوید: حدود دو سال با مالک بن انس (پیشوای مذهب مالکی) رفت و آمد داشتم، هنگامی که امام صادق علیه السّلام وارد مدینه شد، خدمت آن حضرت می رسیدم و دوست داشتم از آن حضرت بیاموزم چنانکه از مالک می آموختم. روزی حضرت به من فرمود: من از طرف حکومت تحت نظر می باشم، بعلاوه اینکه در هر ساعت از شب و روز نیز اوراد و اذکاری دارم که باید بگویم، مرا از گفتن ذکر باز مدار، و همان طور که قبلا نزد مالک می رفتی حالا هم برو و مسائلت را از او بپرس؛ من از این سخنان غمگین شدم، و از نزد ایشان رفتم و با خود گفتم: اگر در من خیری می دید مرا از خود نمی راند، و به مالک حواله نمی نمود. بار دیگر وارد مسجد رسول خدا صلّی الله علیه و آله شدم و بر او سلام کردم، سپس از کنار قبر پیامبر وارد حرم شدم و در آنجا دو رکعت نماز خواندم، و گفتم: خدایا! از تو می خواهم که دل جعفر بن محمد را به طرف من متمایل سازی، و از علم او نصیبم گردانی تا با آن به راه راست هدایت شوم.

بعد با غم و اندوه به طرف خانه ام رفتم، و چون محبت جعفر در دلم جای گرفته بود دیگر نزد مالک هم نرفتم، از آن به بعد از منزلم خارج نشدم مگر برای خواندن نماز واجب، تا اینکه صبرم تمام شد، و چون دلتنگ شدم کفشم را پوشیدم و رداء بر دوش انداختم و بعد از خواندن نماز عصر به طرف منزل امام حرکت نمودم، چون بدان جا رسیدم اجازه ورود خواستم، خادم ایشان بیرون آمد و گفت: چه می خواهی؟ گفتم: خواستم خدمت آن بزرگوار برسم و سلامی بدهم، گفت: ایشان نماز می خوانند، کنار در توقف نمودم، بعد از مدت کمی خادم بار دیگر آمد و گفت: بر برکت خدا وارد شو، وارد شدم و سلام کردم، ایشان پاسخم را دادند و فرمود: بنشین خدا تو را رحمت کند. نشستم و ایشان بعد از احوال پرسی سرش را بلند کرد و فرمود: کنیه ات چیست؟ گفتم: أبو عبد الله. فرمود: خداوند کنیه ات را مستدام بدارد، و در آنچه رضای اوست موفق بدارد، با خود گفتم: اگر از این ملاقات و عرض سلام هیچ بهره دیگری غیر از این دعا نداشته باشد، برایم خیر بسیاری است.

سپس حضرت اندکی تأمّل نمود، آنگاه سرش را بلند کرد و فرمود: ای أبا عبد الله! چه می خواهی؟ گفتم: از خدا خواسته ام که دلت را بر من متمایل گرداند و از علمت به من نصیب گرداند، و امید دارم که خداوند آنچه را از او در مورد شما خواستم به من بدهد.

در پاسخ، امام علیه السلام توصیه هایی راهگشا به عنوان بصری می کنند که در ادامه خواهد آمد:

-. . . فَقَالَ یا أَبَا عَبْدِ اللهِ لَیسَ الْعِلْمُ بِالتَّعَلُّمِ إِنَّمَا هُوَ نُورٌ یقَعُ فِی قَلْبِ مَنْ یرِیدُ اللهُ تَبَارَک وَ تَعَالَی أَنْ یَهدِیهُ فَإِنْ أَرَدْتَ الْعِلْمَ فَاطْلُبْ أَوَّلًا مِنْ نَفْسِک حَقِیقَةَ الْعُبُودِیةِ وَ اطْلُبِ الْعِلْمَ بِاسْتِعْمَالِهِ وَ اسْتَفْهِمِ اللهَ یفَهِّمْک.

حضرت فرمود: ای أباعبدالله! علم و دانش به یادگیری نیست، بلکه نوری است در دل کسی که خدای متعال می خواهد او را هدایت کند، اگر طالب علم هستی ابتدا بندگی حقیقی را در خود به وجود آور، و علم را برای عمل کردن بیاموز، و از خداوند فهم بخواه تا تو را فهیم گرداند.

- قُلْتُ یا شَرِیفُ فَقَالَ قُلْ یا أَبَا عَبْدِ اللهِ؛ قُلْتُ یا أَبَا عَبْدِ اللهِ، مَا حَقِیقَةُ الْعُبُودِیةِ؟ قَالَ ثَلَاثَةُ أَشْیاءَ: أَنْ لَا یرَی الْعَبْدُ لِنَفْسِهِ فِیمَا خَوَّلَهُ اللهُ إِلَیهِ مِلْکاً لِأَنَّ الْعَبِیدَ لَا یکونُ لَهُمْ مِلْک یرَوْنَ الْمَالَ مَالَ اللَّهِ یضَعُونَهُ حَیثُ أَمَرَهُمُ اللهُ تَعَالَی بِهِ؛ وَ لَا یدَبِّرُ الْعَبْدُ لِنَفْسِهِ تَدْبِیراً؛ وَ جُمْلَةُ اشْتِغَالِهِ فِیمَا أَمَرَهُ اللهُ تَعَالَی بِهِ وَ نَهَاهُ عَنْهُ؛ فَإِذَا لَمْ یرَ الْعَبْدُ لِنَفْسِهِ فِیمَا خَوَّلَهُ اللهُ تَعَالَی مِلْکاً هَانَ عَلَیهِ الْإِنْفَاقُ فِیمَا أَمَرَهُ اللهُ تَعَالَی أَنْ ینْفِقَ فِیهِ وَ إِذَا فَوَّضَ الْعَبْدُ تَدْبِیرَ نَفْسِهِ عَلَی مُدَبِّرِهِ هَانَ عَلَیهِ مَصَائِبُ الدُّنْیا وَ إِذَا اشْتَغَلَ الْعَبْدُ بِمَا أَمَرَهُ اللهُ تَعَالَی وَ نَهَاهُ لَا یتَفَرَّغُ مِنْهُمَا إِلَی الْمِرَاءِ وَ الْمُبَاهَاةِ مَعَ النَّاسِ فَإِذَا أَکرَمَ اللهُ الْعَبْدَ بِهَذِهِ الثَّلَاثِ هَانَ عَلَیهِ الدُّنْیا وَ إِبْلِیسُ وَ الْخَلْقُ وَ لَا یطْلُبُ الدُّنْیا تَکاثُراً وَ تَفَاخُراً وَ لَا یطْلُبُ عِنْدَ النَّاسِ عِزّاً وَ عُلُوّاً وَ لَا یدَعُ أَیامَهُ بَاطِلًا فَهَذَا أَوَّلُ دَرَجَةِ الْمُتَّقِینَ؛ قَالَ اللهُ تَعَالَی: «تِلْک الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِینَ لا یرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ».

گفتم: ای شریف! فرمود:بگو: یا أباعبدالله، گفتم: یا اباعبدالله! حقیقت بندگی چیست؟ فرمود: به سه چیز است: اول اینکه بنده آنچه را خدا به او بخشیده ملک خود نداند، زیرا بندگان مالک نیستند، بلکه مال را از آن خدا می بینند، و هر کجا خدا فرمان داد مصرفش می کنند. دوم اینکه: بنده تدبیر امور خودش را نمی نماید، سوم اینکه: تمام وقت خود را صرف انجام اوامر خدا و ترک نواهی او کند؛

بنا براین، هر گاه بنده چیزی را که خدا به او بخشیده ملک خود نداند، انفاقش در راه خدا بر وی آسان گردد، و هر گاه تدبیر امورش را به دست مدبّر واقعی سپرد، سختیهای دنیا برایش آسان شود، و هر گاه بنده به امر و نهی خدا گردن نهاد، هیچ گاه با مردم جدال نمی کند، و به آنان فخر نمی فروشد. هر گاه خداوند به بنده این سه خصلت را عطا فرمود، دنیا و شیطان و مردم در نظرش خوار می شود، و به خاطر مال جمع کردن و فخر فروشی به دنبال دنیا نمی رود، و از مردم عزّت و مقام نمی طلبد، و اوقاتش را هدر نمی دهد، این اوّلین درجه پرهیزگاران است، خداوند متعال می فرماید: (جهان آخرت را برای کسانی مهیا نمودیم که در روی زمین دنبال مقام پرستی نرفته و مرتکب فساد نشده باشند و پایان نیک برای پرهیزگاران است).

- قُلْتُ یا أَبَا عَبْدِ اللهِ أَوْصِنِی. فَقَالَ أُوصِیک بِتِسْعَةِ أَشْیاءَ، فَإِنَّهَا وَصِیتِی لِمُرِیدِی الطَّرِیقِ إِلَی اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ اللهَ أَسْأَلُ أَنْ یوَفِّقَک لِاسْتِعْمَالِهِ؛ ثَلَاثَةٌ مِنْهَا فِی رِیاضَةِ النَّفْسِ وَ ثَلَاثَةٌ مِنْهَا فِی الْحِلْمِ وَ ثَلَاثَةٌ مِنْهَا فِی الْعِلْمِ. فَاحْفَظْهَا وَ إِیاک وَ التَّهَاوُنَ بِهَا قَالَ عُنْوَانُ فَفَرَّغْتُ قَلْبِی لَهُ. فَقَالَ أَمَّا اللَّوَاتِی فِی الرِّیاضَةِ: فَإِیاک أَنْ تَأْکلَ مَا لَا تَشْتَهِیهِ فَإِنَّهُ یورِثُ الْحِمَاقَةَ وَ الْبَلَهَ وَ لَا تَأْکلْ إِلَّا عِنْدَ الْجُوعِ وَ إِذَا أَکلْتَ فَکلْ حَلَالًا وَ سَمِّ اللهَ وَ اذْکرْ حَدِیثَ الرَّسُولِ: «مَا مَلَأَ آدَمِی وِعَاءً شَرّاً مِنْ بَطْنِهِ فَإِنْ کانَ لَا بُدَّ فَثُلُثٌ لِطَعَامِهِ وَ ثُلُثٌ لِشَرَابِهِ وَ ثُلُثٌ لِنَفَسِهِ»؛ وَ أَمَّا اللَّوَاتِی فِی الْحِلْمِ: فَمَنْ قَالَ لَک إِنْ قُلْتَ وَاحِدَةً سَمِعْتَ عَشْراً- فَقُلْ إِنْ قُلْتَ عَشْراً لَمْ تَسْمَعْ وَاحِدَةً وَ مَنْ شَتَمَک فَقُلْ إِنْ کنْتَ صَادِقاً فِیمَا تَقُولُ- فَاللَّهَ أَسْأَلُ أَنْ یغْفِرَهَا لِی وَ إِنْ کنْتَ کاذِباً فِیمَا تَقُولُ فَاللهَ أَسْأَلُ أَنْ یغْفِرَهَا لَک وَ مَنْ وَعَدَک بِالْجَفَاءِ فَعِدْهُ بِالنَّصِیحَةِ وَ الدُّعَاءِ؛

وَ أَمَّا اللَّوَاتِی فِی الْعِلْمِ: فَاسْأَلِ الْعُلَمَاءَ مَا جَهِلْتَ وَ إِیاک أَنْ تَسْأَلَهُمْ تَعَنُّتاً وَ تَجْرِبَةً وَ إِیاک أَنْ تَعْمَلَ بِرَأْیک شَیئاً وَ خُذْ بِالاحْتِیاطِ فِی جَمِیعِ مَا تَجِدُ إِلَیهِ سَبِیلًا وَ اهْرُبْ مِنَ الْفُتْیا هَرَبَک مِنَ الْأَسَدِ وَ لَا تَجْعَلْ رَقَبَتَک لِلنَّاسِ جِسْراً. (2)

گفتم: یا ابا عبد اللَّه! مرا نصیحتی فرما، فرمود: تو را به نه چیز سفارش می کنم، و این نه چیز سفارش من است به کسانی که پویندگان راه به سوی خدا هستند، و از خداوند می خواهم که تو را در عمل به آنها توفیق عنایت فرماید. سه تای آنها در تربیت نفس است، و سه تای آنها در بردباری، و سه تای آنها در علم، آنها را به خاطر بسپار، و در مورد آنها سهل انگاری مکن، عنوان گوید: دلم را برای شنیدن آماده ساختم.

اما سه وصیتی که به تربیت نفس مربوط می شود:

اول اینکه آنچه را اشتها نداری نخور، زیرا موجب حماقت و نادانی می شود، دوّم اینکه تا گرسنه نشدی غذا نخور، و سوم اینکه هر گاه خواستی غذا بخوری غذایت حلال باشد و بسم اللَّه بگو، و به یاد آور سخن رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) را که فرمود: آدمی ظرفی را بدتر از شکمش پر نکند، در این صورت اگر ناچار شد، یک سوم آن را برای غذایش، و یک سومش را برای نوشیدنی، و یک سوم دیگر را برای نفس کشیدن بگذارد.

اما آن سه خصلت که در بردباری است:

اول اینکه، اگر کسی به تو گفت: اگر یکی بگویی ده تا می شنوی، بگو: اگر ده تا هم بگویی یکی نمی شنوی، دوم اینکه، اگر کسی دشنامت داد بگو: اگر تو راست می گویی از خدا می خواهم که مرا ببخشد، و اگر دروغ می گویی از خدا می خواهم که تو را ببخشد، سوم اینکه: اگر کسی تو را تهدید به ستم نمود، تو او را اندرز ده و برایش دعا کن.

و اما آن سه خصلت که درباره علم است:

اول اینکه، آنچه را نمی دانی از علما بپرس، و هرگز برای اذیت کردن و آزمایش نمودن آنها سؤال نکن، و دوم اینکه از عمل کردن به رأی خود بر حذر باش، و در هر چه احتیاط را مناسب می بینی احتیاط کن، و سوم اینکه از فتوی دادن بگریز همان گونه که از دست شیر می گریزی، و گردن خود را پل برای مردم قرار مده (با فتوای نامناسب دادن، گناه مردم را به دوش نکش). (2)

امام صادق عليه السلام : لَيسَ العِلمُ بِالتَّعَلُّمِ ، إنَّما هُوَ نورٌ يَقَعُ في قَلبِ مَن يُريدُ اللّه تَبارَكَ و تَعالى أن يَهدِيَهُ

امام صادق عليه السلام : دانش به آموختن نيست، بلكه نورى است كه در دل هر كس كه خداوند تبارك و تعالى بخواهد هدايتش كند، مى‌افتد.

فليكن عندك قلب لا يقسو، و مزاج لا يمل، و لمسة لا تجرح ツ: ( إِنَّمَا يَخْشَى  اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ غَفُورٌ )

« إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ » الشيخ عبد الباسط  عبد الصمد رحمه الله

حدیث عنوان بصری

عنوان بصری که پیرمردی کهنسال بود و ۹۴ سال از عمرش گذشته بود. عنوان گفت: سال‌ها بود نزد مالک بن انس رفت‌وآمد می‌کردم. هنگامی که امام جعفر صادق(ع) به مدینه وارد شد، نزد او رفت‌وآمد کردم و دوست داشتم همان‌گونه که از مالک مطالبی برگرفته بودم، از او نیز بیاموزم.

فَقَالَ لِی یوْمًا: إنِّی رَجُلٌ مَطْلُوبٌ وَ مَعَ ذَلِک لِی أوْرَادٌ فِی کلِّ سَاعَةٍ مِنْ ءَ‌انَآءِ اللَیلِ وَ النَّهَارِ، فَلاَ تَشْغَلْنِی عَنْ وِرْدِی! وَ خُذْ عَنْ مَالِک وَ اخْتَلِفْ إلَیـهِ کمَا کنـْتُ تَخْـتـَلِفُ إلَیهِامام صادق روزی به من فرمود: من مردی هستم که دستگاه حکومت در پی من است و علاوه بر آن برای هر ساعت از شبانه‌روز اوراد و اذکاری دارم که باید به‌جا آورم؛ پس مرا از ورد و ذکرم باز مدار و همان‌گونه که تاکنون نزد مالک آمدوشد می‌کردی، از این پس نیز نزد او رفت‌وآمد کن و علوم را از او بگیر.

فَاغْتَمَمْتُ مِنْ ذَلِک، وَ خَرَجْتُ مِنْ عِنْدِهِ، وَ قُلْتُ فِی نَفْسِی: لَوْ تَفَرَّسَ فِیَّ خَیراً لَمَا زَجَرَنِی عَنِ الاِخْتِلاَفِ إلَیهِ وَ الأخْذِ عَنْهُ. فَدَخَلْتُ مَسْجِدَ الرَّسُولِ صَلَّی الله عَلَیهِ وَ ءَ‌الِهِ وَ سَلَّمْتُ عَلَیهِ، ثُمَّ رَجَعْتُ مِنَ الْغَدِ إلَی الرَّوْضَةِ وَ صَلَّیتُ فِیهَا رَکعَتَینِ وَ قُلْتُ: أسْألُک یا الله یا الله! أنْ تَعْطِفَ عَلَیَّ قَلْبَ جَعْفَرٍ، وَ تَرْزُقَنِی مِنْ عِلْمِهِ مَا أهْتَدِی بِهِ إلَی صِرَاطِک الْمُسْتَقِیمِ! وَ رَجَعْتُ إلَی دَارِی مُغْتَمًّا وَ لَمْ أخْتَلِفْ إلَی مَالِک بْنِ أنَسٍ لِمَا اُشْرِبَ قَلْبِی مِنْ حُبِّ جَعْفَرٍ. فــَمَا خَرَجْــتُ مـِـنْ دَارِی إلاَّ إلَــی الصَّلَـوةِ الْمَکتُـوبَةِ.از این سخن امام غمگین شدم و و از نزد او بیرون آمدم، در حالی که با خود می‌گفتم اگر در من خیری می‌یافت، مرا از رفت‌وآمد نزد خود و کسب علوم از محضر خویش نهی نمی‌کرد و محروم نمی‌ساخت. آنگاه وارد مسجد رسول‌الله(ص) شدم و بر وی سلام کردم. فردای آن روز دوباره به مرقد پیامبر بازگشتم و دو رکعت نماز خواندم و عرض کردم: ای خدا! ای خدا! از تو می‌خواهم تا قلب جعفر را نسبت به من مهربان و متمایل گردانی، و از علمش به آن مقداری روزی‌ام کنی تا با آن به سوی راه مستقیمت راه یابم. سپس با اندوه و غصه به خانه‌ام بازگشتم و به‌خاطر محبتی که از جعفر وارد قلبم شده بود، دیگر نزد مالک بن انس نرفتم و از خانه خارج نمی‌شدم مگر برای نماز واجب جماعت.

حَتَّی عِیلَ صَبْرِی فَلَمَّا ضَاقَ صَدْرِی تَنَعَّلْتُ وَ تَرَدَّیتُ وَ قَصَدْتُ جَعْفَرًا، وَ کانَ بَعْدَ مَا صَلَّیتُ الْعَـصْرَ، فَلَمَّا حَضَرْتُ بَابَ دَارِهِ اسْتَأذَنْتُ عَلَیهِ، فَخَرَجَ خَادِمٌ لَهُ فَقَالَ: مَا حَاجَتُک؟ فَقُلْتُ: السَّلاَمُ عَلَی الشَّرِیفِ، فَقَالَ: هُوَ قَآئِمٌ فِی مُصَلاَّهُ. فَجَلَسْتُ بِحِذَآءِ بَابِهِ، فَمَا لَبِثْتُ إلاَّ یسِیـرًا إذْ خَرَجَ خَادِمٌ فَقَالَ: ادْخُلْ عَلَی بَرَکةِ اللهتا آنکه صبرم تمام و سینه‌ام تنگ شد، بعد نماز عصر کفش به پا کردم و لباس پوشیدم و قصد جعفر نمودم. هنگامی که به در خانه او رسیدم، اذن ورود خواستم. خادمش بیرون آمد و گفت: چه می‌خواهی؟ گفتم: عرض سلامی به خدمت «شریف». گفت: او در محل نمازش به نماز ایستاده است. در آستانه خانه نشستم. دیری نپایید که خادمی بیرون آمد و گفت: برکت الهی همراهت باد! وارد شو!.

فَدَخَلْتُ وَ سَلَّمْتُ عَلَیهِ. فَرَدَّ السَّلاَمَ وَ قَالَ: اجْلِسْ! غَفَرَ الله لَک! فَجَلَسْتُ، فَأطْرَقَ مَلِیا، ثُمَّ رَفَعَ رَأسَهُ، وَ قَالَ: أبُو مَنْ؟ قُلْتُ: أبُو عَبْدِالله! قَالَ: ثَبَّتَ الله کنْیتَک وَ وَفَّقَک یا أبَا عَبْدِالله! مَا مَسْألَتُک؟ فَقُلْتُ فِی نَفْسِی: لَوْ لَمْ یکنْ لِی مِنْ زِیارَتِهِ وَ التَّسْلِیمِ غَیرُ هَذَا الدُّعَآءِ لَکانَ کثِیـرًا. ثُمَّ رَفَعَ رَأسَهُ ثُمَّ قَالَ: مَا مَسْألَتُک؟داخل شدم و بر جعفر سلام کردم. جواب سلام داد و گفت: بنشین! خداوند تو را بیامرزاد! نشستم. امامْ اندکی به حالت تفکر سر به زیر انداخت و سپس سر خود را بالا آورد و گفت: کیستی؟ عرض کردم: ابوعبدالله. فرمود: ای اباعبدالله! خداوند کُنیه‌ات را ثابت و تو را موفق بدارد. خواسته‌ات چیست؟ با خودم گفتم: اگر از دیدار وی و عرض سلام جز همین دعایی که در حق من کرد، چیزی نصیبم نشود، باز هم بهره بسیاری است. سپس جعفر سر خویش را بالا آورد و گفت: چه می‌خواهی؟

فَقُلْتُ: سَألْتُ اللَه أنْ یعْطِفَ قَلْبَک عَلَیّ، وَ یرْزُقَنِی مِنْ عِلْمِک وَ أرْجُو أنَّ اللهَ تَعَالَی أجَابَنِی فِی الشَّریفِ مَا سَألْتُهُ. فَقَالَ: یا أبَا عَبْدِالله! لَیسَ الْعِلْمُ بِالتَّعَلُّمِ؛ إنَّمَا هُوَ نُورٌ یقَعُ فِی قَلْبِ مَنْ یرِیدُ اللَه تَبَارَک وَ تَعَالَی أنْ یهْدِیهُ. فَإنْ أرَدْتَ الْعِلْمَ فَاطْلُبْ أوَّلاً فِی نَـفْسِک حَقِیـقَةَ الْعُبُودِیـَّةِ، وَ اطْلُبِ الْعِلْمَ بِـاسْتـِعْمَالِهِ، وَ اسْـتَـفْـهِمِ الله یُفْهِمْک!گفتم: از خداوند درخواست کردم قلبت را به من مهربان کند و از علمت به من روزی فرماید، و امیدوارم خداوند متعال آنچه را در مورد «شریف» خواسته‌ام، اجابت کرده باشد. پس گفت: ای اباعبدالله! علم تنها با آموختن به دست نمی‌آید. علم نوری است که در قلب هر کسی قرار می‌گیرد که خداوند قصد هدایتش را داشته باشد. اگر به‌دنبال علم هستی، ابتدا حقیقت بندگی را در خودت ایجاد کن و علم را با به کار بردن آن طلب نما، و از خداوند توانایی فهمیدن را بخواه تا او حقایق را به تو بفهماند.

قُلْتُ: یا شَرِیفُ! فَقَالَ: قُلْ: یا أبَا عَبْدِالله! قُلْتُ: یا أبَا عَبْدِالله! مَا حَقِیقَةُ الْعُبُودِیةِ؟ قَالَ: ثَلاَثَةُ أشْیآءَ: أنْ لاَ یرَی الْعَبْدُ لِنَفْسِهِ فِیمَا خَوَّلَهُ الله مِلْکا، لأنَّ الْعَبِیدَ لاَ یکونُ لَهُمْ مِلْک، یرَوْنَ الْمَالَ مَالَ الله، یضَعُونَهُ حَیثُ أمَرَهُمُ الله بِهِ؛ وَ لاَ یدَبِّرَ الْعَبْدُ لِنَفْسِهِ تَدْبِیـرًا؛ وَ جُمْلَةُ اشْتِغَالِهِ فِیمَا أمَرَهُ تَعَالَی بِهِ وَ نَهَاهُ عَنْهُ.گفتم: ای شریف![یادداشت ۱] فرمود: بگو ای اباعبدالله! گفتم: ای اباعبدالله! حقیقت عبودیت کدام است؟ گفت: سه چیز است. [اول] اینکه بنده برای خود درباره آنچه خدا به وی سپرده‌، مالکیتی قائل نباشد؛ چرا که برای بندگان مالکیتی وجود ندارد، بلکه همه اموال را مال خدا می‌پندارند و آن را در جایی قرار می‌دهند که خداوند امر کرده است. [دوم] اینکه بنده برای خود تدبیری نیندیشد؛ [سوم] اینکه تمام مشغولیت بنده معطوف به انجام کاری است که خداوند بلندمرتبه به او امر یا از آن نهی کرده است.

فَإذَا لَمْ یرَ الْعَبْدُ لِنَفْسِهِ فِیمَا خَوَّلَهُ الله تَعَالَی مِلْکا هَانَ عَلَیهِ الإنْفَاقُ فِیمَا أمَرَهُ الله تَعَالَی أنْ ینْفِقَ فِیهِ؛ وَ إذَا فَوَّضَ الْعَبْدُ تَدْبِیـرَ نَفْسِهِ عَلَی مُدَبِّرِهِ هَانَ عَلَیهِ مَصَآئِبُ الدُّنْیا؛ وَ إذَا اشْتَغَلَ الْعَبْدُ بِمَا أمَرَهُ الله تَعَالَی وَ نَهَاهُ، لاَ یـتَـفَرَّغُ مِنْهُمَا إلَی الْمِرَآءِ وَ الْمُبَاهَـاةِ مَعَ النَّاسِ.پس آن‌گاه که بنده در آنچه که خدا به او واگذار کرده، احساس مالکیتی نداشته باشد، انفاق در آنچه که خدا امر کرده، برای او آسان خواهد بود. همچنین اگر بنده تدبیر خود را بر مدبّر خود واگذار کند، سختی‌های دنیا بر او آسان می‌شود و چون بنده اهتمامش در امر و نهی خداوند باشد، دیگر مجالی برای خودنمایی و فخرفروشی به مردم نخواهد داشت.

فَإذَا أکرَمَ الله الْعَبْدَ بِهَذِهِ الثَّلاَثَةِ هَانَ عَلَیهِ الدُّنْیا، وَ إبْلِیسُ، وَ الْخَلْقُ، وَ لاَ یطْلُبُ الدُّنْیا تَکاثُرًا وَ تَفَاخُرًا، وَ لاَ یطْـلُبُ مَا عِنْدَ النَّاسِ عِزًّا وَ عُلُوًّا، وَ لاَ یدَعُ أیامَهُ بَاطِلاً. فَهَذَا أوَّلُ دَرَجَةِ التُّقَی. قَالَ الله تَبَارَک وَ تَعَالَی: «تِلْك الدَّارُ الأخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لاَ يرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الأرْضِ وَ لاَ فَسَادًا وَ الْعَاقِبَةُ الِلْمُـتَّـقِيـنَ»(قصص/آیه۸۳).پس اگر خداوند به بنده‌ای این سه چیز را عطا کند، امر دنیا و ابلیس و مردم برای او آسان می‌شود و برای زیاده‌اندوزی و فخرفروشی خواهان دنیا نخواهد بود و آنچه را در دست مردم است، برای عزت و برتری طلب نمی‌کند و روزهای عمر خود را به باطل نمی‌گذراند. این اولین درجه تقوا است؛ همچنانکه خداوند تبارک و تعالی می‌فرماید: آن سرای آخرت را برای کسانی قرار می‌دهیم که در زمین خواستار برتری و فساد نیستند و فرجام [خوش] از آن پرهیزگاران است.

قُلْتُ: یا أبَا عَبْدِالله! أوْصِنِی! قَالَ: أوْصِیک بِتِسْعَةِ أشْیآءَ، فَإنَّهَا وَصِیتِی لِمُرِیدِی الطَّرِیقِ إلَی الله تَعَالَی، وَ الله أسْألُ أنْ یوَفِّقَک لاِسْتِعْمَالِهِ. ثَلاَثَةٌ مِنْهَا فِی رِیاضَةِ النَّفْسِ، وَ ثَلاَثَةٌ مِنْهَا فِی الْحِلْمِ، وَ ثَلاَثَةٌ مِنْهَا فِی الْعِلْمِ. فَاحْفَظْهَا، وَ إیاک وَ التَّهَاوُنَ بِهَا! قَالَ عُـِنْوَانٌ: فَفَرَّغْتُ قَلْبِی لَهُ.گفتم: یا اباعبدالله! به من توصیه‌ای بگو. امام فرمود: تو را به ۹ چیز سفارش می‌کنم که این موارد توصیه من به مریدان طی طریق بندگی حضرت حق است و از خداوند می‌خواهم تو را در به‌کار بستن آنها موفق دارد. سه مورد از آنها در ریاضت نفس است، سه مورد در حلم است و سه مورد در علم و دانش؛ پس آنها را حفظ کن و از اینکه درباره آنها سستی نمایی بر حذر باش. عنوان گفت: قلبم را برای این توصیه‌ها خالی کردم.

فَقَالَ: أمَّا اللَوَاتِی فِی الرِّیاضَه: فَإیاک أنْ تَأکلَ مَا لاَ تَشْتَهِیهِ، فَإنَّهُ یورِثُ الْحَمَاقَةَ وَ الْبَلَهَ؛ وَ لاَ تَأکلْ إلاَّ عِنْدَ الْجُوعِ؛ وَ إذَا أکلْتَ فَکُلْ حَلاَلاً وَ سَمِّ اللَه وَ اذْکرْ حَدِیثَ الرَّسُولِ صَلَّی الله عَلَیهِ وَ ءَ‌الِهِ: مَا مَلأ ءَ‌ادَمیٌّ وِعَآءً‌ا شَرّاً مِنْ بَطْنِهِ؛ فَإنْ کانَ وَ لاَ بُدَّ فَثُلْثٌ لِطَعَامِهِ وَ ثُلْثٌ لِشَرَابِهِ وَ ثُلْثٌ لِنَفَـْسِهِ.جعفر گفت: اما آنهایی که در مورد ریاضت است؛ [نخست] بر حذر باش از اینکه چیزی را بخوری که به آن میل نداری؛ چرا که حماقت به‌دنبال دارد؛ [دوم] جز هنگام گرسنگی نخور. [سوم] هنگامی که می‌خوری، از حلال بخور و نام خدا را ببر و حدیث رسول خدا را به یاد آر که فرمود: «انسان ظرفی بدتر از شکم خود را پر نکرده است. پس اگر نیاز به خوردن پیدا کردی، یک‌سوم شکم خود را برای غذا، یک‌سوم برای نوشیدنی و یک‌سوم را برای تنفس نگاه‌دار.»

وَ أمَّا اللَوَاتِی فِی الْحِلْمِ: فَمَنْ قَالَ لَک: إنْ قُلْتَ وَاحِدَةً سَمِعْتَ عَشْرًا، فَقُلْ: إنْ قُلْتَ عَشْرًا لَمْ تَسْمَعْ وَاحِدَةً! وَ مَنْ شَتَمَک فَقُلْ لَهُ: إنْ کنْتَ صَادِقًا فِیمَا تَقُولُ فَأسْألُ الله أنْ یغْفِرَ لِی؛ وَ أنْ کنْتَ کاذِبًا فِیمَا تَقُولُ فَالله أسْألُ أنْ یغْفِرَ لَک، وَ مَنْ وَعَدَک بِالْخَنَی فَعِدْهُ بِالنَّصِیحَةِ وَ الرَّعَآءِ.مواردی که در زمینه بردباری است: [نخست] اگر کسی به تو گفت: اگر یکی بگویی، ده تا خواهی شنید؛ بگو: اگر ده تا بگویی یکی هم نخواهی شنید. [دوم] به کسی که تو را ناسزا گفت، بگو: اگر حرفت درست باشد، از خدا می‌خواهم مرا ببخشد و اگر حرفت نادرست باشد، از خدا می‌خواهم تو را ببخشاید. [سوم] اگر کسی تو را به دشنام دادن تهدید کرد او را به خیرخواهی و مراعات وعده بده.

وَ أمَّا اللَوَاتِی فِی الْعِلْمِ: فَاسْألِ الْعُلَمَآءَ مَا جَهِلْتَ، وَ إیاک أنْ تَسْألَهُمْ تَعَنُّتاً وَ تَجْرِبَةً؛ وَ إیّاک أنْ تَعْمَلَ بِرَأیک شَیئًا، وَ خُذْ بِالاِحْتِیاطِ فِی جَمِیعِ مَا تَجِدُ إلَیهِ سَبِیلاً؛ وَ اهْرُبْ مِنَ الْفُتْیا هَرَبَک مِنَ الأسَدِ، وَ لاَ تَجْعَلْ رَقَبَتَک لِلنَّاسِ جِسْرًا. قُمْ عَنِّی یا أبَا عَبْدِالله! فَقَدْ نَصَحْتُ لَک؛ وَ لاَ تُفْسِدْ عَلَیَّ وِرْدِی؛ فَإنِّی امْرُؤٌ ضَنِیـنٌ بِنَفْسِی وَ السَّلاَمُ عَلَی مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَی.و اما مواردی که درباره علم است: [نخست آنکه] آنچه را نمی‌دانی از آگاهان بپرس و مبادا برای خواری و عیبجویی و آزمودن بپرسی. [دوم] بر حذر باش از اینکه به رأی خودت عمل کنی، و احتیاط کن در همه موقعیت‌هایی که امکان احتیاط دارد. [سوم،] و از فتوا دادن بگریز، همانطور که از شیر فرار می‌کنی و گردن خود را پُلی برای مردم قرار نده. [اینک] ای اباعبدالله! از پیش من برو! برایت خیرخواهی کردم و برنامه ورد و ذکرم را خراب نکن؛ چون من درباره خودم، دقیق و حساسم. و سلام بر آنکه از هدایت پیروی کند.[یادداشت ۲]

وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ - نافذة مصر

🔸علم به یادگیری نیست بلکه نوری است که در قلب هر کس که خدا بخواهد هدایت کند قرار می‌گیرد.

دعای از امام صادق ع که مشمول علمی میشود که نافع باشد گاهگاهی در قنوت نمازها از این دعا غفلت نکنیید

اللّٰهُمَّ ارْزُقْنِي عِلْماً نافِعاً، وَيَقِيناً صادِقاً، وَتُقىً وَبِرّاً وَوَرَعاً وَخَوْفاً مِنْكَ، وَأَحْبِبْنِي وَلَا تُبْغِضْنِي،وَتَوَلَّنِي وَلَا تَخْذُلْنِي، وَأَعْطِنِي مِنْ جَمِيعِ خَيْرِ الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ مَا عَلِمْتُ مِنْهُ وَما لَمْ أَعْلَمْ

امام صادق عليه السلام : دانش به آموختن نيست، بلكه نورى است كه در دل هر كس كه خداوند تبارك و تعالى بخواهد هدايتش كند، مى‌افتد . بنابراين، اگر خواهان دانش هستى، نخست حقيقت عبوديت را در جان خودت جويا شو و دانش را از طريق به كار بستن آن بجوى و از خداوند فهم و دانايى بخواه تا تو را فهم و دانايى دهد

عدل...

Islamic Calligraphy Canvas - Surah An-Nahl 90 - Justice & Kindness - Quranic Wall Art - Muslim Home Decor image 5

مولای ما خدای تبارک وتعالی همگان را امر به عدل کرده است وعدل قرار دادن هر چیز در جای خود است وعدل همگان را سود دهد

طبیب خداست

مولای من تو طبیب دلهای ما هستی درمان دلهای زنگ زده ما توهستی جلا ء دلهای زنگار گرفته ما محبت توست تو هم طبیب القلوب هستی هم مقلب القلوب هستی دلهای ما ارزوی محبت تو را طلب میکنند خدایا محبتت را به دلهای ما ارزانی دار عشق خداوند عشقی جاودانه هست چونخداوند ازلی وابدی است عشق او نیز ابد وازلی است واین عشق هیچگاه افول نمیکند

Healer of Hearts - Islamic Handmade Calligraphy Spiritual Maulana Mevlana Rumi Traditonal Soul Wall Art Ramadan Gift image 1

دانلود وکتور خطاطی یا مقلب القلوب

يَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ، يَا طَبِيبَ الْقُلُوبِ، يَا مُنَوِّرَ الْقُلُوبِ، يَا أَنِيسَ الْقُلُوبِ

یا مقلب القلوب – سایت رسمی زرین هنر ایران

ایمنا - دعای تحویل سال صوتی + دانلود یا مقلب القلوب و الابصار - صاحب‌خبر

الله

با هر سختی اسانی هست

الله

Mid Century Modern Islamic Wall Art image 1

همه جا خدا با ماست....

الله

Quran Quote 11:88 Islamic Wall Art Printable, Motivational Islamic Quote Digital Download, Islamic Poster, Muslim Home Decor, Islamic Gift, My success is only by Allah, Islamic Reminder, Eid Gift, Inspirational Quran Verse, Surah Al Baqarah

جهان کشور من خدا شاه من

نداند جز این قلــــــب آگاه من

من مالک زمین وآسمانها هستم

الــــلــــه

لوحة فنية جدارية كانفس ، آية قرآنية ( وما بكم من نعمة فمن الله ) - فيم ستور

و ما بكم من نعمة فمن الله | And Whatever Blessings You Have It Is From Allah | | Muslim Quotes | Islamic Home Decor | Islamic Art | Download image 1

وَمَا بِكُم مِّن نِّعْمَةٍ فَمِنَ اللَّهِ ۖ لِّلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ

و هر نعمتی که دارید از خداست،خدا مالک اسمانها وزمین است

هرگاه مولای ما میفرماید هر نعمتی که در دست شماست مال من است من مالک اسمانها وزمین هستم بنده باید دیگر کم بگوید مال من مال من تو مالی نداری تو مال دیگری را غصب وتصاحب کرده ای واو خدای تبارک وتعالی مولای توست لذا هرگاه فرمان میدهد که از مال خود به فقرا به نیازمندان به گرفتاران به دوستان به صله رحم به یتیمان به پدر ومادر ببخشید وانفاق کنیید زیاد سخت نگیرد از مال خداست که به خاطر رضای خدا میبخشید شما هیچ مالکیتی ندارید بلکه لطف خداست که مالش را به شما بخشیده است وشما بخل .حرص به دنیا را ترک کنیید ودراه خداوند برای بخشیدن دستانی باز داشته باشید خدای تبارک وتعالی برای بخشنده های مال سود 700برابر وعده داده است لذا تا زنده هستید ببخشید وبه این امر ایمان داشته باشید که انچه در دستان ماست فنا پذیر است اما انچه در دستان خدای تعالی قرار بگیرد جاودانه است

لــــــــــــــــــــــــــذت دنیا را کسی برد
که هم بخشید، هم پوشید، هم خورد
هر آن کس کیسه اش محکم گره خورد
خـــــودش مرد، ثروتش را دیگری برد

و ما بكم من نعمة فمن الله | And Whatever Blessings You Have It Is From Allah | | Muslim Quotes | Islamic Home Decor | Islamic Art | Download image 2

وَمَا بِكُم مِّن نِّعْمَةٍ فَمِنَ اللَّهِ

وَمَا تَوْفِـــــــــــيقِي إِلَّا بِاللَّهِ

Salma Mohamed in Cairo, Egypt :: Behance

و ما بکم من نعمه فمن الله

معرفی خدا به زبان ساده......

۴۰ روم - محمد صدیق منشاوی- برای دیدن تلاوتهای بیشتر کانال رو دنبال کنید

Arabic Calligraphy on Black Background

المنشاوي(اللَّهُ الَّذِي خَلَقَكُمْ ثُمَّ رَزَقَكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ  ثُمَّ يُحْيِيكُمْ.. ۖ

اللَّهُ الَّذِي خَلَقَكُمْ ثُمَّ رَزَقَكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ فَمِنكُمْ كَافِرٌ وَمِنكُم مُّؤْمِنٌ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ

قُلِ اللَّهُ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يَجْمَعُكُمْ إِلَىٰ يَوْمِ الْقِيَامَةِ لَا رَيْبَ فِيهِ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ

وَهُوَ الَّذِي أَحْيَاكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ ۗ إِنَّ الْإِنسَانَ لَكَفُورٌ كَيْفَ تَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَكُنتُمْ أَمْوَاتًا فَأَحْيَاكُمْ ۖ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ

الله مولای ما کسی است که ما را خلق کرده است وانگاه روزی داده است وانگاه با مرگ جان ما را میگیرد وبعد از مرگ دوباره زنده میکند وگروهی به او ایمان میاورند وگروهی به او کفر میورزند وکافر هستند وخداوند به انچه که انجام مییدهیم شاهد است

حال که چنیین مولایی داریم که ما را خلق کرده است وروزی ما را تضمین کرده است وسر سفره کرم ولطف او بزرگ شده ایم ومرگ وزندگی ما بدست اوست چرا به او کافر شویم چرا به اوایمان نیاوریم مگر نه این است که مولای ما که خالق ماست ما را ترغیب به نیکی به پدر ومادر کرده است واز ما خواسته است که هیچ طمعی به مال وناموس همسایه خود نداشته باشیم او ما را ترغیب به انجام همه کارهای شایسته کرده است ایمان نیاوردن به چنیین مولایی جای با انصافی است

But Allah is Your Protector and He is The Best of Helpers - Qur'an (3:150)


Picture


Image

Yasir Nawi on X