302شمارش معکوس عمر

من خودم را در دستان
هستی رها کردهام
اگر هستی میتواند
میلیونها ستاره، میلیونها سیاره،
و میلیونها منظومه را بگرداند،
من که دیگر فقط
یک انسان معمولی هستم،
زندگی من را هم میتواند
اگر چرخ وجود من
از این گردش فرو ماند
بگرداند مرا آن کس
که گردون را بگرداند

302 ماه زنــــــــــــدگی مبـــــــــــــــــــــــــارک
آهنگ خوش سه تار تقدیم تو باد ،
آرایش گلهای بهار تقدیم تو باد .
گویند که عشق هدیه پاک خداست ،
این هدیه هزار بار تقدیم تو باد .

302ماه زندگی مبارک
خدایا از تو توفیق 302 ماه پر از خیر وبرکت را ازتو طلب میکنم ....

پیش از آن که واپسین نفس را برآرم
پیش از آن که پرده فرو افتد
پیش از پژمردن آخرین گل
برآنم که زندگی کنم
برآنم که عشق بورزم
برآنم که باشم.
در این جهان ظلمانی
در این روزگار سرشار از فجایع
در این دنیای پر از کینه
نزد کسانی که نیازمند منند
کسانی که نیازمند ایشانم
کسانی که ستایش انگیزند،
تا دریابم
شگفتی کنم
بازشناسم
که ام
که می توانم باشم
که می خواهم باشم،
تا روزها بی ثمر نماند
ساعت ها جان یابد
و لحظه ها گرانبار شود
هنگامی که می خندم
هنگامی که می گریم
هنگامی که لب فرو می بندم
در سفرم به سوی تو
به سوی خود
به سوی خدا
که راهی ست ناشناخته
پُر خار
ناهموار،
راهی که، باری
در آن گام می گذارم
که در آن گام نهاده ام
و سر ِ بازگشت ندارم
بی آن که دیده باشم شکوفایی ِ گل ها را
بی آن که شنیده باشم خروش رودها را
بی آن که به شگفت درآیم از زیبایی ِ حیات.-
اکنون مرگ می تواند
فراز آید
اکنون می توانم به راه افتم
اکنون می توانم بگویم .
که زنده گی کرده ام …
مارگوت بیکل
ترجمه از احمد شاملو

برای دیده شدن
تلاش بیجا نکن
به کمال که برسی
خواه ـ ناخواه
دیده خواهی شد
![]()
زندگی به طور اتفاقی
در جریان نیست
بلکه پاسخي در برابر بخشش ها
و داده های شماست ...
زندگی بازتاب صدا و آهنگ
خودتان است!!
![]()
الله
چگونه دوست دارمت؟
بگذار روشهایم را بشمارم
دوستت دارم
به ژرفا و پهنا و بلندایی
که روحم را توان رسیدن به آن هست
آنگاه که سرشار از حسی ناپیدا
به نهایت بودن
و کمال زیبایی هستم
دوستت دارم
به اندازه خاموشترین نیاز هر روز
به آفتاب و نور شمع
دوستت دارم
رها
چنان مردمانی که برای حقیقت میجنگند
دوستت دارم
ناب
چنان مردمانی که به سماع در میآیند
دوستت دارم
با شوقی
که اندوه دیرسال مرا محو میکند
و با ایمان کودکیام
دوستت دارم
با عشقی که از دست رفتنی مینماید
و با قدیسین از دست رفتهام
دوست دارمت
با نفسها
لبخندها و
اشکهای تمام زندگیام
و اگر تو مولای من خدای کعبه مرا توفیق بدهی
پس از مرگ
نیکوتر از این
دوست خواهمت داشت ...

**********
من و جام می و معشوق، الباقی اضافات است
اگر هستی که بسم الله، در تأخیر آفات است
مرا محتاج رحم این و آن کردی، ملالی نیست
تو هم محتاج خواهی شد، جهان دار مکافات است...
ز من اقرار با اجبار می گیرند، باور کن
شکایت های من از عشق ازین دست اعترافات است
میان خضر و موسی چون فراق افتاد، فهمیدم
که گاهی واقعیت با حقیقت در منافات است
اگر در اصل، دین حُبّ است و حُبّ در اصل دین، بی شک
به جز دلدادگی هر مذهبی، مُشتی خرافات است...

الله
دلهره ای دارم ...
دنیای بی تو را نمی خواهم !
در کدامین پنجره ی شب فریاد بزنم ؟
به که گویم ؟
به بهار یا زمستان ؟
به پاییز یا تابستان ؟
به مادرم یا به پدرم ؟
به که گویم که من
دنیای بی تو را
هرگز و هرگز نمی خواهم!

♦️دیر زمانی است که دریافتهایم دگرگون کردن
دنیا محال است، نوسازی دنیا محال است،
دنیا دارد چهارنعل به پیش میتازد و مهار این اسب سرکش محال است.
پس بــرای محافظت از خود تنها
یک راه وجود دارد و آن هم جـدی نگرفتن دنیا است.

سيمين بهبهانى واقعا زيباگفت :
رها کردیم خالق را، گرفتاران ادیانیم!
تعصب چیست در مذهب؟!
مگر نه این که انسانیم!
اگر روح خدا در ماست. . .
خدا گر مفرد و تنهاست. . .
ستیزه پس برای چیست؟!
برای خود پرستی هاست. .