وطن...آخرت

حبّ الوطن) مبدأ تربوي في مجموعة أبي الفضل العباس (عليه السلام) التعليمية..

مفهوم جمله وطن دوستی نشانه ایمان است - دانشچی

یکی از جملاتی که به پیامبر اکرم(ص) تحت عنوان حدیث نسبت داده شده است، جمله‌ی «حُبّ الوطن مِن الإیمان» است؛ یعنی«دوست داشتن وطن، از نشانه‌های ایمان است». این سخن در کتاب‌های حدیثی دسته اول و مورد اعتماد شیعه و اهل سنت نقل نشده است. ولی در برخی از کتاب‌ها بدون ذکر سند آمده است. بنابراین، اصل روایت بودن آن قطعی نیست و نمی‌توان آن را به پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) نسبت داد. اما نباید از متن آن دست برداشت؛ زیرا وطن‌دوستی با ایمان هیچ منافاتی ندارد و وقتی به روایات هم بنگریم دوستی وطن حتی به معنای جایگاه و مکان و سرزمین آباء و اجدادی را نیز ستوده و به محبت و علاقه‌مندی و آبادانی آن سفارش می‌کنند؛ چرا که اساساً انسان، رابطه‌ی مادّی و معنوی ویژه‌ای با زادگاه خود دارد و همین پیوند عاطفی، باعث علاقه‌ی او به وطن می‌شود. به علاوه؛ وطن‌دوستی، منطقی و موافق عقل نیز است؛ چون وطن‌دوستى معلول حب ذات می‌باشد. پس در حقیقت بحث از وطن‌دوستى، بررسى یکى از نتایج و معلولات خود دوستى (به معناى عمومى آن) می‌باشد.

با این وجود، تلازمی عقلی و قطعی میان حب وطن و ایمان وجود ندارد و به‌صورت مطلق و درباره‌ی همه‌ی انسان‌ها نمی‌توان گفت: وطن‌دوستی، نشانه‌ی ایمان به خداست، اما می‌توان درباره‌ی گروهی دیگر از انسان‌ها گفت: وطن‌دوستی، نشانه و از آثار ایمان به خدا است، به این بیان؛ از آنجایی که انسان مؤمن -بر اساس درجات ایمان- دارای خصلت‌های نیکو است و در صدد ایجاد و پرورش صفات نیک اخلاقی در خویش است، وطن‌دوستی در مسیر درست آن نیز، به عنوان یک صفت نیک انسانی او شمرده می‌شود، همان‌طور که امام علی(ع) آن‌را از صفت‌های نیکو و کرامت انسان معرّفی فرموده است. با این نگاه می‌توان وطن‌دوستی را – با شرایطی که بیان شد- از نشانه‌های ایمان به خداوند دانست؛ زیرا سرچشمه هر خصلت و صفت نیکویی که از انسان صادر می‌شود از ایمان به خداوند است.

همچنین اگر بخواهیم سخن و تفسیر شیخ بهایی(ره) را درباره‌ی این جمله بپذیریم و وطن را، آخرت بدانیم؛ یعنی معنای والای معنوی وطن؛ در این صورت نیز، دوستی آخرت به عنوان یک وطن‌ حقیقی از نشانه‌های ایمان خواهد بود؛ و میان حب وطن و ایمان رابطه‌ی ملازمه وجود دارد؛ چون کسی که ایمان به آخرت دارد، آن را دوست خواهد داشت و تا ایمان به چیزی نباشد، محبت و دوستی پدید نخواهد آمد.

حب الوطن من الايمان (غلاف) ابيض

شیخ بهایی

ایهاالمأثور فی قید الذنوب

ایها المحروم من سر الغیوب

لا تقم فی اسر لذات الجسد

انها فی جید حبل من مسد

قم توجه شطر اقلیم النعیم

و اذکر الاوطان والعهد القدیم

گنج علم «ما ظهر مع ما بطن»

گفت: از ایمان بود حب الوطن

این وطن، مصر و عراق و شام نیست

این وطن، شهری‌ست کان را نام نیست

زانکه از دنیاست، این اوطان تمام

مدح دنیا کی کند «خیر الانام»

حب دنیا هست رأس هر خطا

از خطا کی می‌شود ایمان عطا

ای خوش آنکو یابد از توفیق بهر

کاورد رو سوی آن بی‌نام شهر

تو در این اوطان، غریبی ای پسر!

خو به غربت کرده‌ای، خاکت به سر!

آنقدر در شهر تن ماندی اسیر

کان وطن، یکباره رفتت از ضمیر

رو بتاب از جسم و، جان را شاد کن

موطن اصلی خود را یاد کن

زین جهان تا آن جهان بسیار نیست

در میان، جز یک نفس در کار نیست

تا به چند ای شاهباز پر فتوح

باز مانی دور، از اقلیم روح؟

حیف باشد از تو، ای صاحب هنر!

کاندرین ویرانه ریزی بال و پر

تا به کی ای هدهد شهر سبا

در غریبی مانده باشی، بسته پا؟

جهد کن! این بند از پا باز کن

بر فراز لامکان پرواز کن

تا به کی در چاه طبعی سرنگون؟

یوسفی، یوسف، بیا از چه برون

تا عزیز مصر ربانی شوی

وا رهی از جسم و روحانی شوی

حب الوطن من الایمان - عکس ویسگون

حافظ

بیا که قصرِ اَمَل سخت سست بنیادست

بیار باده که بنیادِ عمر بر بادست

غلامِ همتِ آنم که زیرِ چرخِ کبود

ز هر چه رنگِ تعلق پذیرد آزادست

چه گویمت که به میخانه دوش مست و خراب

سروشِ عالَمِ غیبم چه مژده‌ها دادست

که ای بلندنظر شاهبازِ سِدره نشین

نشیمن تو نه این کُنجِ محنت آبادست

تو را ز کنگرهٔ عرش می‌زنند صفیر

ندانمت که در این دامگه چه افتادست

نصیحتی کنمت یاد گیر و در عمل آر

که این حدیث، ز پیرِ طریقتم یادست

غمِ جهان مخور و پندِ من مَبَر از یاد

که این لطیفهٔ عشقم ز رهروی یادست

رضا به داده بده وز جبین گره بگشای

که بر من و تو دَرِ اختیار نگشادست

مجو درستیِ عهد از جهانِ سست نهاد

که این عجوز، عروس هزاردامادست

غزل شماره ۳۱۷ حافظ: فاش می‌گویم و از گفته خود دلشادم - ستاره

فاش می‌گویم و از گفته خود از حافظ شیرازی غزل 317 | شعر در شعر نوش

فاش می‌گویم و از گفتهٔ خود دلشادم

بندهٔ عشقم و از هر دو جهان آزادم

طایرِ گلشنِ قدسم چه دهم شرحِ فراق؟

که در این دامگَهِ حادثه چون افتادم

من مَلَک بودم و فردوسِ بَرین جایَم بود

آدم آورد در این دیرِ خراب آبادم

سایهٔ طوبی و دلجوییِ حور و لبِ حوض

به هوایِ سرِ کویِ تو بِرَفت از یادم

نیست بر لوحِ دلم جز الفِ قامتِ دوست

چه کُنَم؟ حرفِ دِگَر یاد نداد استادم

کوکبِ بختِ مرا هیچ مُنَجِّم نَشِناخت

یا رب از مادرِ گیتی به چه طالع زادم؟

تا شدم حلقه به گوشِ درِ میخانهٔ عشق

هر دَم آید غمی از نو به مبارکبادم

می‌خورد خونِ دلم مردمک دیده، سزاست

که چرا دل به جگرگوشهٔ مردم دادم

پاک کن چهرهٔ حافظ به سرِ زلف ز اشک

ور نه این سیلِ دَمادَم بِبَرَد بنیادم

رِفعت و تعالیِ عاقبت اندیشی و آخرت جویی - سماء

مزن بر دل ز نوکِ غمزه تیرم

که پیشِ چشمِ بیمارت بمیرم

نِصاب حُسن در حدِّ کمال است

زکاتم دِه که مسکین و فقیرم

چو طفلان تا کِی ای زاهد، فریبی

به سیبِ بوستان و شهد و شیرم

چُنان پُر شد فضایِ سینه از دوست

که فکرِ خویش گم شد از ضمیرم

قدح پُر کن که من در دولتِ عشق

جوانبخت جهانم گرچه پیرم

قراری بسته‌ام با مِی فروشان

که روزِ غم به جز ساغر نگیرم

مبادا جز حسابِ مُطرب و مِی

اگر نقشی کشد کِلکِ دبیرم

در این غوغا که کَس کَس را نپُرسد

من از پیرِ مُغان منّت پذیرم

خوشا آن دَم کز اِستغنایِ مستی

فَراغت باشد از شاه و وزیرم

من آن مرغم که هر شام و سحرگاه

ز بامِ عرش می‌آید صَفیرم

چو حافظ گنج او در سینه دارم

اگرچه مُدَّعی بیند حقیرم

دانلود فایل ترانسپرنت و بدون پس زمینه طوطی رنگارنگ در حال پرواز با پسوند png

اسم الله الأعظم – أفكار الكتب من أخضر

پيامبر خدا صلي الله عليه و آله : دنيا، هووى آخرت است. عنه صلي الله عليه و آله : الدُّنيا وَالآخِرَةُ ضَرَّتانِ ؛ بِقَدرِ ما تَقرُبُ مِن أحَدِهِما تَبعُدُ عَنِ الاُخرى . پيامبر خدا صلي الله عليه و آله : دنيا و آخرت ، هووى يكديگرند.

دنیا و آخرت مانند هوو هستند و با انتخاب یکی از آن‌ها دیگری را از دست خواهیم داد. این دو به گونه‌ای است که تا سراغ این میروید دیگری را از دست می‌دهید و نمی‌توانید هم لذت دنیا را ببرید و هم لذت آخرت.

مثلا نمی‌شود هم خواب خوبی داشته باشید و هم نماز شب بخوانید، نمی‌شود روزه بگیرید و بهترین غذا را هم استفاده کنید. باید چشم پوشی کنید از آن‌ها و یکی را انتخاب کنید. باید بگذرید تا به دیگری برسید یعنی تا از این نگذرید به آن نمی‌رسید. هوو بودن دنیا و آخرت را می‌توان اینگونه توصیف کرد که باید انتخاب کنید و انتخاب هم با توست.

جوان‌هایی که دنبال نسخه می‌گردند بدانند که نسخه برای دین مانند کوه نوردی نیست که با خوردن چیزی بتوانید شاهکار کنید، راهش مبارزه با نفس است و باید با نفست مخالفت کنید. خواندن نماز صبح راحت است به شرط آنکه بتوانید نفست را کنترل کنید و بین دنیا و آخرت یکی را انتخاب کنید.

قـالَ النّبِیّ صلی الله علیه و آله

الدُّنيا وَالآخِرَةُ ضَرَّتانِ؛ بِقَدرِ ما تَقرُبُ مِن أحَدِهِما تَبعُدُ عَنِ الاُخری.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: دنیا و آخرت، هووی یكدیگرند. هر اندازه به یكی از آنها نزدیك شوی، از دیگری دور می شوی.

منبع: عوالی اللآلی: ج 1 ص 277 ح 106 و ج 4 ص 114 ح 177.

مرحوم حاج میرزا احمد عابد نهاوندی عارف وارسته در شعری به این حدیث نبوی اشاره کرده است

این جهان با ان جهان باشند هوو

دو هوو با هم نسازند ای عمو

هم خدا خواهی هم خرما عجب

این بود افعال طفل بی ادب

مرشد چلویی» عارف و شاعر و بهترین کاسب قرن

گر ترا هست مجال بینش

بنگر به کتاب آفرینش

همچو ساعی از دو عالم درگذر
تــا شــوی از آفرینش ، بــاخبــر‌

خرو خرگوش و خرس و خوک و مور و مار می بینم

توصیف دایره ۲۱ از نگاه شاعر بزرگ ؛حاج مرشد چلویی ملقب به؛ ساعی

نمیدانم جهان تار است یا من تار می بینم

نمیدانم که خواب آلوده یا بیدار می بینم

نمیدانم چــرا آزادگان را خـــــــوار می بینم؟

نمیدانم طبیبان را چــرا بیـمار می بینم!؟

نیم یوسف ولیکن گرگ آدم خوار می بینم

یکی در گوشـــه افتــاده به صــد خــــواری!

یکی از مال و دارایی زده بر طبل بی عاری

یکی ازدست این بی رحم مردم می کندزاری

یکی تا مستراح خانه اش را کرده گل کاری

عجب سیری بزیر گنبد دوار می بینم!!!!!!

بغیر از آنکسی که علم و تقوی و هنر دارد

به هر کس بنگرم در سر هوای سیم و زر دارد

به افسار طبیعت بسته خوی گاو و خر دارد

زحب مـال دنیا چشــم کــور و گوش کــــر دارد

خرو خرگوش و خرس و خوک و مور و مار می بینم

به قرآن خــدا بعـد از نبــی بی احترامی شــد

به دست کورها افتاد و اسباب گدایی شد

محل کسب شد مسجد ، عبادتها ریایی شد

میان مسلمین آشـوب افتـاد و جدایی شد

ربارا در میان مردم بازار می بینم

چه بازاری که باشد شعله اش ازناز نمرودی

چه بازاری که تا محشر نبیند رنگ بهبودی

چه بازاری که اهلش را کشاند رو به نابودی

بیا ساعی مکـررکن بیاناتی که بســرودی

که من هشتاد مردم را ز صد بیمار می بینم

خدایش رحمت کند

احادیث امام علی علیه السلام: تشبیه دنیا و آخرت به مرد دو زنه - موسسه  تحقیقات و نشر معارف اهل‌البیت علیهم‌السلام

مولانا: مرغ باغ ملکوت

12.4173.medium.aspx


روزها فکر من این است و همه شب سخنم
که چرا غافل از احوال دل خویشتنم؟
از کجا آمده ام؟ آمدنم بهر چه بود؟
به کجا می روم آخر ننمایی
وطنم

مانده ام سخت عجب کز چه سبب ساخت مرا
یا چه بوده است مراد وی از این ساختنم

جان که از عالم علویست یقین میدانم
رخت خود باز برآنم که همانجا فکنم

مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک
چند روزی قفسی ساخته ام از بدنم

ای خوش آن روز که پرواز کنم تا بر دوست
به هوای سر کویش پر و بالی بزنم

دانلود فایل دوربری شده پرنده ایستاده (گنجشک) قهوه ای با فرمت png

کیست در گوش که او میشنود آوازم
یاکدامیست سخن میکند اندر دهنم

کیست در دیده که از دیده برون می نگرد
یا چه جانست نگویی که منش پیرهنم

تا به تحقیق مرا منزل و ره ننمایی
یکدم آرام نگیرم نفسی دم نزنم

می وصلم بچشان تا در زندان ابد
از سر عربده مستانه بهم درشکنم

من به خود نامدم این جا که به خود باز روم
آن که آورد مرا باز برد در وطنم

تو مپندار که من شعر بخود می گویم
تا که هشیارم و بیدار یکی دم نزنم

شمس تبریز اگر روی بمن ننمایی
والله این قالب مردار بهم درشکنم

تصویر متحرک کبوتر با فرمت GIF - دیجیت باکس - DigitBox

فاش می گویم و از گفته خود دلشادم

من آن مرغم که هر شام و سحرگاه

ز بامِ عرش می‌آید صَفیرم

چو حافظ گنج او در سینه دارم

اگرچه مُدَّعی بیند حقیرم

عکس نوشته در مورد رضای خدا - عکس نودی

گردنبند الله (اسم خدا) کد 100576 - آویزساز

دنیا...فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ

قرائتي / تفسير آيه 185 سوره اعراف - تفکر و نگاه کردن به آسمانها و زمین

ما هٰذِهِ الحَياةُ الدُّنيا إِلّا لَهوٌ وَلَعِبٌ ۚ وَإِنَ - عکس ویسگون

مجموعه استوری: در محضر قرآن - موسسه تحقیقات و نشر معارف اهل‌البیت  علیهم‌السلام

وَمَا هَٰذِهِ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا لَهْوٌ وَلَعِبٌ ۚ وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوَانُ ۚ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ

وَالدَّارُ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِّلَّذِينَ يَتَّقُونَ أَفَلَا تَعْقِلُونَ ‎

بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا

بلكه شما حيات دنيا را مقدم مي‏داريد.

وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ وَأَبْقَى

در حالي كه آخرت بهتر و پايدارتر است.

وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَلَلدَّارُ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ أَفَلَا تَعْقِلُونَ

و زندگى دنيا جز بازى و سرگرمى نيست و قطعا سراى بازپسين براى كسانى كه پرهيزگارى مى كنند بهتر است آيا نمى‏ انديشيد

معرفی و دانلود کتاب اگر زندگی بازی است، پس قوانین خودش را دارد: ده قانون  برای انسان بودن | شری کارتر اسکات | کتابراه

شری کارتر اسکات

دکتر شری کارتر اسکات (متولد 30 مه 1949) نویسنده شماره 1 نیویورک تایمز پرفروش ترین نویسنده است. و استاد مجرب و مربی زندگی، که به دلیل پیشگام بودن در صنعت مربیگری، اغلب به عنوان "مادر مربیگری" خوانده می شوند. کارتر اسکات در Convent of the Sacred Heart در شهر نیویورک حضور یافت و مدت کوتاهی در Sacred Heart در گرینویچ، کانکتیکات سوار شد. او در کالج بردفورد در ماساچوست شرکت کرد و پس از آن دانشگاه دیژون در فرانسه و سپس دانشگاه دنور که لیسانس خود را در تئاتر و آموزش دریافت کرد. سپس او در مدرسه فارغ التحصیل دانشگاه مینسوتا در تئاتر و دانشگاه فارغ التحصیل رشته ای در سانتا باربارا شرکت کرد و در آنجا مدرک دکتری و پست دکتری در سال 1994 در توسعه انسانی و سازمانی، دریافت کرد.

معرفی کتاب ده قانون انسان بودن اثر شری کارتر اسکات

کتاب «ده قانون انسان بودن» نوشته‌ی شری کارتر اسکات، یک راهنمای عملی و الهام‌بخش برای زندگی بهتر و پربارتر است. این کتاب با زبانی ساده و قابل درک، مجموعه‌ای از اصول و قواعد را ارائه می‌کند که می‌توانند به خوانندگان کمک کنند تا از زندگی خود لذت بیشتری ببرند و به موفقیت‌های بزرگ‌تری دست یابند.
کارتر اسکات، که خود یک مشاور و سخنران موفق است، در این کتاب از تجربیات شخصی و حرفه‌ای خود بهره می‌برد تا نکات ارزشمندی را در اختیار خوانندگان قرار دهد. او با استفاده از داستان‌ها، مثال‌ها و تمرینات عملی، مفاهیم مهمی را آموزش می‌دهد که شامل خودشناسی، مدیریت استرس، ارتباطات سازنده، تفکر مثبت و هدف‌گذاری می‌شوند.
یکی از ویژگی‌های برجسته این کتاب، ساختار منظم و منطقی آن است. نویسنده قواعد زندگی را در ۱۰ فصل تقسیم‌بندی کرده است، که هر فصل به یک جنبه خاص از زندگی می‌پردازد. از جمله این فصل‌ها می‌توان به «قانون انتخاب»، «قانون پذیرش مسئولیت»، «قانون تعادل» و «قانون تغییر» اشاره کرد.
نکته‌ی قابل توجه دیگر در این کتاب، استفاده از مثال‌های واقعی و قابل درک است. کارتر اسکات از داستان‌های واقعی زندگی افراد مختلف بهره می‌برد تا نشان دهد چگونه اعمال این قواعد می‌تواند تأثیر عمیقی بر زندگی آن‌ها داشته باشد. این روش، به خوانندگان کمک می‌کند تا ارتباط بهتری با مفاهیم کتاب برقرار کنند و آن‌ها را در زندگی روزمره خود به کار گیرند.
علاوه بر این، سبک نگارش کارتر اسکات بسیار روان و جذاب است. او با استفاده از زبانی ساده و گیرا، پیام‌های خود را به شکلی شیرین و قابل فهم ارائه می‌کند. این ویژگی، خواندن کتاب را به تجربه‌ای لذت‌بخش تبدیل می‌کند و انگیزه‌ی خوانندگان را برای پیاده‌سازی قواعد زندگی افزایش می‌دهد.
در مجموع، کتاب «ده قانون انسان بودن» یک منبع ارزشمند برای کسانی است که به دنبال رشد شخصی، موفقیت و زندگی پربارتر هستند. با ارائه‌ی راهکارهای عملی و قابل اجرا، این کتاب می‌تواند به خوانندگان کمک کند تا چالش‌های زندگی را بهتر مدیریت کنند و از فرصت‌ها برای پیشرفت بیشتر بهره ببرند.

تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ ‎

ما این دار (بهشت ابدی) آخرت را برای آنان که در زمین اراده علوّ و فساد و سرکشی ندارند مخصوص می‌گردانیم و حسن عاقبت خاص پرهیزکاران است.

على بن ابى‌طالب علیه‌السلام فرماید: این آیه درباره اهل تواضع از حکام و ولات و اهل قدرت و توانائى نازل گردیده است.[۱]

ين آيه به منزله قطعنامه داستان قارون است كه هر گونه ثروت‌اندوزى و برترى‌جويى، مايه‌ى هلاكت در دنيا و شقاوت در آخرت مى‌شود. بر اساس روايات، حضرت على عليه السلام، اين‌ آيه را براى تاجران بازار تلاوت مى‌فرمود. «1» امام خمينى قدس سره بنيانگذار جمهورى اسلامى نيز در پايان درس اخلاقشان براى طلّاب و فضلاى حوزه‌ى علميّه‌ى قم به آن عنايت داشتند.

در حديث مى‌خوانيم كه اگر كسى به واسطه بهتر بودن بند كفشش بر ديگرى خود را برتر ببيند، جزو كسانى است كه اراده‌ى علوّ در زمين دارند.

چه بسيارند كسانى كه در تهيه مسكن، مركب، لباس، كلام، ازدواج و نام‌گذارى فرزند، كارى مى‌كنند كه در جامعه نمودى داشته باشند و مردم متوجّه آنان شوند كه به فرموده روايت، اين افراد اراده برترى در زمين دارند و از بهشت محرومند.

Association of Islamic Charitable Projects جمعية المشاريع الخيرية الإسلامية  قال تعالى تِلْكَ الدَّارُ الآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ  عُلُوًّا. - ppt download

خرید و قیمت گردنبند پرمانه طرح ادعیه و مذهبی کد pmd.298 مدل دو طرفه

قرآنٌ مبین

فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ

(و ماالحیوه الدنیا الا لعب و لهو و للدار الاخره خیر للذین یتقون افلاتعقلون ):(زندگی دنیوی چیزی جز بازیچه و سرگرمی نیست و هر آینه خانه آخرت برای کسانی است که تقوی پیشه می کنند نیکوتر است ، آیا باز هم تعقل نمی کنید؟)، زندگی دنیوی عبارتست از یک سلسله عقاید اعتباری و غرضهای موهوم و دنیا از آنجا که آدمی را از مهمات حیات اخرویش که حیات حقیقی وابدی است ، باز می دارد، نوعی لهو و لعب است ، (چون لعب عبارتست ازسرگرمی به موهومات و لهو هم چیزی است که انسان را از امور مهم بازمی دارد)، اما چرا آخرت تنها برای متقین خیر است ؟ چون دار آخرت حیاتی است ، حقیقی و ثابت و چنین حیاتی جز برای اهل تقوی (ملازمان بر اوامر وترک نواهی الهی ) حاصل نمی شود و لذا آخرت برای متقین خیر است .

اگر دنیا مزرعه‏ى آخرت قرار نگیرد، بازیچه مى‏شود و مردم مانند کودکانى که سرگرم به اسباب بازى‏هایى چون مال و مقام و مانند آن شده‏اند. مثل صحنه‏ى نمایش که یکى لباس شاه مى‏پوشد، دیگرى نقش نوکر را بازى مى‏کند و سوّمى وزیر مى‏شود، ولى ساعتى بعد که همه‏ى لباسها و نقش‏ها کنار مى‏رود، مى‏فهمند که همه‏ى عناوین، خیالى بیش نبود. خیر بودن آخرت به خاطر آن است که هم لذّت‏هایش آمیخته به رنج نیست و هم زودگذر و موهوم و خیالى نیست. با توجّه به آیات دیگر قرآن، نباید این آیه را دعوت به رهبانیّت و ترک دنیا دانست. کلمه‏ى «لعب» به کارى گفته مى‏شود که قصد صحیحى در آن نباشد و کلمه‏ى «لهو» به کارى گفته مى‏شود که انسان را از کارهاى مهم و اصلى باز دارد. <299> شباهت دنیا به لهو و لعب از جهاتى است: الف: دنیا مثل بازى، مدّتش کوتاه است. ب: دنیا مثل بازى، تفریح و خستگى دارد و آمیخته‏اى از تلخى و شیرینى است. ج: غافلان بى‏هدف، بازى را شغل خود قرار مى‏دهند. د: دنیاگرایى مثل بازى، انسان را از اهداف مهم باز مى‏دارد. 1- دنیا محورى، فکرى کودکانه و پوچ است. (لهو ولعب معمولاً کار کودکان است و سرگرم شدن به دنیا انسان را از آخرت باز مى‏دارد) «لهو ولعب» 2- راه نجات از حسرت آخرت، فکر و تعقّل است. «یا حسرتنا... أفلا تعقلون» 3- خردمند، فریب دنیا را نمى‏خورد. «و للدّار الاخرة خیر... أفلا تعقلون» 4- بکار نگرفتن اندیشه، زمینه توجّه به دنیا وغفلت از آخرت است. «أفلاتعقلون» 5 - غفلت از آخرت، سبب توبیخ است. «أفلا تعقلون» 6- تعقّل و تقوا، ملازم یکدیگرند. «یتّقون أفلاتعقلون»

عارف رومى نخستین گام در عرفان را براى نوآموزان خام، پاره کردن علقه هاى دنیوى و ترک مال و ثروت مى داند زیرا هر کس تنها مى تواند به قسمتى که روزى او شده است برسد نه بیش تر زیرا زندگى دنیا بازیچه اى بیش نیست، که مردم همچون کودکان به بازى با آن مشغولند نکته دیگرى نیز دارد و آن این که خود را مدیون شراب عشق الهى دان و سر همانجا نِه که از آنجا شراب عشقت را خورده اى

بند بگسل، باش آزاد اى پسر چند باشى، بندِ سیم و بندِ زر

گر بریزى بحر را در کوزه اى چند گنجد قسمتِ یک روزه اى

کوزۀ چشم حریصان پُر نشد تا صدف قانع نشد پُر دُرّ نشد

هرکه را جامه ز عشقى چاک شد او ز حرص و عیبِ کُلّى پاک شد

شاد باش اى عشقِ خوش سوداى ما اى طبیبِ جمله علّتهاى ما

اى دواى نخوت و ناموس ما اى تو افلاطون و جالینوس ما

جسمِ خاک از عشق بر افلاک شد کوه در رقص آمد و چالاک شد

بشنو الفاظ حکیم و پرده اى سر همآنجا نه که باده خورده اى

چون که از میخانه، مستى ضال شد تسخَر و بازیچۀ اطفال شد

مى فتد او سو به سو بر هر رهى در گل و مى خنددش هر ابلهى

او چنین و کودکان اندر پى اش بى خبر از مستى و ذوق مى اش

خلق اطفال اند، جز مست خدا نیست بالغ، جز رهیده از هوا

گفت: دنیا لعب و لهو است و شما کودکید و راست فرماید خدا

از لعب بیرون نرفتى کودکى بى ذکات روح، کى باشد ذکى ؟

چون جماع طفل دان این شهوتى که همى رانند اینجا، اى فتى

آن جماعِ طفل چه بْوَد بازیى با جماعِ رستمى و غازیى

جنگِ خلقان همچو جنگِ کودکان جمله بى معنى و بى مغز و مُهان

جمله با شمشیر چوبین جنگشان جمله در لایَنْفَعى آهنگشان

جمله شان گشته سواره بر نَیى کاین بُراق ماست یا دُلدُل پَیى

از هواها، کى رهى بى جام هو؟ اى ز هو قانع شده با نام هو

از صفت و ز نام چه زاید؟ خیال و آن خیالش هست دلاّلِ وصال

به نظر من زیباترین شعر ادبی را درباره ترک دنیا واشتیاق به دنیی اخروی را علی ع سروده است انجا که فرمود

فإن تكن الدنيا تعد نفيسة - موسوعة الأدب العربي

علی ع

فَإِن تَكُنِ الدُنيا تُعَدُّ نَفيسَةً

فَإِنَّ ثَوابَ اللَهِ أَعلى وَأَنبلُ

وَإِن تَكُنِ الأَرزاقُ حَظاً وَقِسمَةً

فَقِلَّةُ حِرصِ المَرءِ في الكَسبِ أَجمَلُ

وَإِن تَكُنِ الأَموالُ لِلتَركِ جَمعُها

فَما بالُ مَتروكٍ بهِ الحُرُّ يَبخَلُ

وَإِن تَكُنِ الأَبدانُ لِلمَوتِ أُنشِئَت

فَقَتلُ اِمريءٍ لِلّهِ بِالسَيفِ أَفضَلُ

اگر دنیا چیز نفیس وبا ارزشی است ثواب وکار خیر برای خدا ازآن گران بها تر ونفیس تر است اگر روزی ها تقسیم شده است حرص ادمی در زندگی زیباتر است واگر اموالی که جمع کردیم برای ترک کردن ان است پس برای ادم ازاده حرص معنی ندارد واگر بدن ها برای مرگ افریده شده است کشته شدن با شمشیر در را ه خدا افضل است

در کتاب ها امده است که این شعر هم از علی ع وهم از امام حسین ع روایت شده است شاید امام حسین ع این شعر را از پدرش اموخته است وان رابیان کرده است در هردو صورت فرقی نمیکند هم علی ع وهم امام حسین ع به این شعر را بارها سروده اند وجالب است که هردو به ان عمل کرده اند وبا شمشیر برای رضای خدا کشته شدند ودر بستر مرگ نمردند انها گفتند اگر بدن ها برای مرگ افریده شده اند کشته شدن باشمشیر درراه خداوند افضل است به ان عمل کردند وباشمشیر وبدن مجروح وجسم خون الود خداوند را ملاقات کردند

لئن كانت الدنيا تعد نفيسة - موسوعة الأدب العربي

قصيدة فإن تكن الدنيا تعد نفيسة للشاعر علي بن أبي طالب

عاشقانه

عکس نوشته دلم هوای تو کرده بگو چه چاره کنم

Stream Lala Basha Mosque جامع لالا مصطفى باشا | Listen to سلسلة وإن تطيعوه  تهتدوا playlist online for free on SoundCloud

الله

طریقه‌ی نقشبندان کبار

سلسله پیران کبار نقشبند و مجاهدان فی سبیل الله
طریقه ی عالیه ای که از حضرت پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و صحبه سلّم اخذ و به وسیله حضرت صدیق اکبر (رض) و حضرت سلمان فارسی (رض) و حضرت امام جعفر صادق (رض) و دیگر بزرگان، سینه به سینه تا زمان حضرت خواجه بهاءالدّين محمّد بن محمّد بن محمّد(رح) مشهور به شاه نقشبند و ملقّب به «محمّد البخاری» که در قرن هشتم پا به عرصه وجود گذاشت، منتقل شد، به نقشبندیه معروف گشت.

ایشان فعالیّت خود را همچون مشایخ سلف صالح، بر اتباع سنّت و اجتناب از بدعت پایه گذاری کردند. بعد از آن حضرت، اکثر خلفای ایشان در مناطق ماوراء النّهر به تبلیغ و تأیید طریقه عالیه نقشبندیه پرداختند و طریقه را گسترش دادند تا اینکه این امانت گرانقدر براساس مقدّرات الهی به سرزمین هند منتقل شد؛ در این سرزمین، اعجوبه ­ای صاحب کمال پا به عرصه وجود گذاشت که خداوند تعالی وجود ذی جود ایشان را باعث خیر و برکت بشریّت قرار داد: ایشان قطب ­المحقّقین، حضرت امام ربانی مجدّد الف ثانی، شیخ احمد فاروقی سرهندی (رح) [که مجدّد وقت و یکی از بزرگ ترین کسانی که در زمینه عرفان، تحقیقات و مکاشفات دارای درجه والایی است] بودند. آن حضرت احوالات طرق دیگر را نیز در ضمن نقشبندیه به سالکان می­ آموختند.
از زمان ایشان، طریقه عالیه «نقشبندیه» به «نقشبندیه مجدّدیه» مشهور شد.

پس از حضرت امام ربّانی(رح)، این راه و روش به وسیله خلفای بزرگوارشان ادامه یافت تا اینکه در زمان حاج الحرمین الشریفین، حضرت حاج دوست محمّد صاحب قندهاری(رح) که در منطقه درّه اسماعیل خان مشغول خدمت و دعوت و تبلیغ طریقه عالیه بودند، به نوعی این طریقه عالیه به وسیله ی بعضی خلفا به کشورهایی همچون ایران، پاکستان و افغانستان گسترش یافت. یکی از این خلفا و شخصیّت های بزرگ، حضرت شهید مولانا شاه امان الله نقشبندی مجددی (رح) است که پس از به پایان رساندن سیر و سلوک و رسیدن به مقام کمال، حضرت حاج دوست محمّد صاحب(رح) ایشان را اجازه تام دادند و با زبان درفشان خود فرمودند: الله تعالي وجود شما را آيه ­اي از آيه ­ها و رحمتي از رحمت هاي خود گردانيده كه مانند آفتاب جهان تاب طلوع كرده است. اميد به كرم الهي چنان است كه همه ی عالم را منوّر خواهد ساخت و مخلوق بي شمار از اثر صحبت شما، رنگين خواهند شد.
یکی از نوادگان و ادامه دهندگان راه این پیر بزرگ، حضرت شهید مولانا شاه شمس الحق نقشبندی مجددی (رح) بودند در مدّت مسئولیّت ایشان عدّه ی زیادی به طریقه نقشبندیه داخل نمودند که هر یک از آنها خود به دعوتگرانی بزرگ تبدیل شدند

شيخ بهاءالدين محمّد بن محمّد بن محمّد(رح) مشهور به نقشبند و ملقّب به «محمّد البخاری» است. در ماه محرّم سال (717 هـ ق) در قريه ي قصر هندوان که بعداً به (قصر عارفان) نام نهاده شد، متولّد گرديده است. در برخی منابع بيان شده که او سيّد حسينی است و جدّ بزرگش محمّد جلال الدّين مي باشد. خواجه بهاءالدين نقشبند(رح) مريد خواجه محمّد باباي سماسی(رح) است که شيخ طريقه ی خواجگان است. خواجه محمّد باباسماسی(رح) در سال (755 هـ ق) وفات يافته است. روزي خواجه محمّد باباسماسی(رح) با شماری از مريدان خود به مهماني در قصر - هندوان- که قريه ي محمّد بهاءالدين(رح) بود، آمد. در اين زمان از عمر حضرت خواجه ي نقشبند(رح) سه روز بيشتر نگذشته بود. پدر بزرگ حضرت خواجه(رح) او را در آغوش گرفته و به حضور شيخ سماسی(رح) آورد. شيخ سماسی(رح) با ديدن بهاءالدين خوشحال شد و گفت: اين طفل را به فرزندي خود قبول کردم. او مريدان خود را بشارت داد که در آينده اين طفل پيشوای زمان خود خواهد شد. جدّش تربيت نقشبند را به تربيت صوفيانه می خواست؛ از اين رو در سن هجده سالگي براي او همسري انتخاب نمود و در همان سال او را برای خدمت به عارف بزرگ، شيخ محمّد باباسماسی(رح) و اخذ طريقه از او، به سماس برد و بعد از وفات شيخ سماسی(رح) در سال (755 هـ) جدش او را با خود در جستجوی مرد صالحی که بر تربيت محمّد بهاءالدين(رح) قادر باشد، به سمرقند برد.

پس از آن نزد حضرت امير کلال(رح) ـ خليفه شيخ سماسی ـ رفتند و شاه نقشبند(رح) طريقه را از او گرفت و به سلوک آغاز کرد. امير کلال(رح) به وي گفت كه حضرت شيخ محمّد باباسماسی(رح) او را در مورد نقشبند وصيّت نموده و گفته است که در تربيت فرزندم محمّد بهاءالدين با شفقت و مهربانی از هيچ سعی و کوششي فرو گذار نکنی. لذا خواجه بهاءالدين(رح) در نزد امير کلال(رح) به ذکر و فکر و سلوک در تصوّف و تصفيه ی قلب و تزکيه ي نفس شروع کرد، در حالي که استعدادش فوق العاده بود؛ به گونه اي که فاصله ی يک ماه را به يک روز و فاصله يک سال را به چند روز طی مي كرد.

در يکی از روزها،حضرت سيّد امير کلال(رح) مريدان خود را جمع کرد و در محضر آنها به محمّد بهاءالدين(رح) گفت: من وصيّت مرشد خود حضـرت خواجه سماسی(رح) را در تربيت تو اجرا نمودم و در آموزش تو از هيچ سعی و کوششي کوتاهی نکردم. سپس دست خود را بر سينه اش کشيده و گفت: من تو را از تمامی شيری که در سينه ام بود نوشانيدم و پستان من خشک گرديد؛ بر اخراج قلب تو از قشر بشريت و نجات تو از نفس و شيطان قدرت يافتم و تو مرد بزرگی شدی و به عين مقام من قرار گرفتی؛ مگر همّت تو خواستار مقام بالاتر و والاتر از اين است و اين حد منتهای توان من بر تربيت تو بود. اكنون به تو اجازه مي دهم تا در جستجوی مردی صالح تر از من بروي که شايد او بتواند تو را به مقام بلندتري عروج دهد.

پس از آن که شاه نقشبند(رح) حضرت سيّد اميـر کلال(رح) را ترک كرد، هفت سال را با مولانا عارف ديگـرانی(رح) ـ که يکی از خليفه های سيّـد اميـر کلال(رح) و مصاحب او بود ـ و دوازده سال را با شيخ ترکی که نامش «خليل آتا» بود سپری کرد. برای عبوديت و بندگی و سلوک عاشقی شيفته و شيدا شده بود. خواجه محمّد بهاءالدين(رح) علاوه بر سلوک طريقت، شريعت غرّا و سنّت مطهّر نبوی(ص) با فراست از علما فرا مي گرفت.

او دو مرتبه به سفر حج رفت و در يکی از سفرهای خود عازم هرات شد و در آنجا ملک معزالدين به او احترام شايان نمود. او سفرهای زيادی داشت؛ به سمرقند، ايورتون، سمنان، مرو، طوس، مشهد، تايباد و قزل رباط کيش سفر كرد.

حضرت خواجه بهاءالدين نقشبند(رح) شب دوشنبه سوم ماه ربيع الاول سال (791 هـ ق) در سن هفتاد و چهار سالگی وفات يافت و در باغ خود ـ جايي كه امر کرده بود ـ دفن شد و پيروانش بر قبر او گنبد بزرگی بنا کردند که همواره زيارتگاه مردم ـ از ارباب ذوق و عرفان و سلوک و شيفتگان راه حق ـ بوده است.

در اين امر ترديدی نيست که او ده ها هزار مريد را تربيت کرده و بعضی از مريدانش به درجه ي اجازه مطلقه رسيده اند و درجات بقاء بعد الفنا را طی کرده اند و به فيض برکات او، خليفه ها و نايبانش قدرت رسانيدن مريدان خود را به اهدافشان حاصل نموده اند. يکی از آن نايبان، حضرت خواجه محمّد پارسا(رح) است که در بخارا (سال 749 هـ) تولّد يافته و در سال (865 هـ) در بلخ از دنيا رفته است.

از ديگر بزرگان طريقه ی نقشبنديّه که سلسله ی ما به ايشان وصل می گردد، شيخ محمّد بن محمّد مشهور به خواجه علاءالدين عطّار(رح) است که صدها مريد را تربيت کرده و به اوج اهدافشان رسانيده است. در کتاب «الحدايق الورديه» دهها نام از اسماء مريدان او و اخبار دهها نفر از خليفه های او آمده است. در اين کتاب نقل شده است که حضرت خواجه نقشبند(رح) داراي خليفه هايی است همچون ستاره های آسمان. در کتاب «القدسيه» با تحقيق و طبع سيّد احمد طاهر عراقی، به مراجع خطی اين طريقه اشاره گرديده است. اين کتاب مزيّن به تصوير ضريح نقشبند بوده كه متن نوشته شده بر روي آن به شرح زير است:

«مقبره ی حضرت خواجه ي نقشبند(رح) در يک گوشه از باغ که انبوهی از درختان توت و زردآلو در آن مي باشد که به دو طرف آن مسجد جامع است و متداوم زيارت مي شود».

از مينوس که در قرن نوزدهم مي زيسته گفته است: بر مقبره ي حضرت خواجه ي نقشبند(رح) دايماً مردم زيادی گروه گروه وارد مي گردند؛ حتّی از چين!! و عادت اهل بخارا اين است که آنها روزهای چهارشنبه، ضريح شاه نقشبند(رح) را زيارت مي کنند و از آن جمله اشخاصی هستند که هميشه تمام شب را در جامع آن نماز مي خوانند. در يک طرف مرقد شيخ نقشبند،مسجد است و خانقاه او نيز مي باشد. در کتاب «الحدائق الورديه» (انوار قدسيه) آمده است: وقتي حضرت خواجه ي نقشبند(رح) وفات يافت، در باغش دفن گرديد و فوراً بر قبر او گنبدی بنا شد و در يک طرف قبرش جامعی آباد گرديد و شاهان و بزرگان املاک زيادی را بر ضريح او وقف کردند.

مجموعه استوری: در محضر قرآن - موسسه تحقیقات و نشر معارف اهل‌البیت  علیهم‌السلام

Portfolio 1

مدیریت عمر

گر نبود اسب مطلی لگام

برقدم خویش توان زد گام

ور نبود مشربه از زر ناب

با دو کف دست، توان خورد آب

ور نبود بر سر خوان، آن و این

هم بتوان ساخت به نان جوین

ور نبود جامهٔ اطلس تو را

دلق کهن، ساتر تن بس تو را

شانهٔ عاج ار نبود بهر ریش

شانه توان کرد به انگشت خویش

جمله که بینی، همه دارد عوض

در عوضش، گشته میسر غرض

آنچه ندارد عوض، ای هوشیار

عمر عزیز است، غنیمت شمار

هر کسی باید بداند که هر لحظه از زندگی اش تنها یک بار رخ خواهده داد و پس از آن دیگر تکراری در کار نخواهد بود و ضمن این که باید بیاموزیم انسان ها در وضعیت های مختلف احساسات متفاوتی درباره گذر زمان دارند، گاه خوشحال و امیدوار و گاه نا امیدی و پر از ترس.

زمان که می گذرد حتی یک ثانیه از آن را نیز نمی توانیم باز گردانیم، حداقل تا زمانی که این متن را نوشته ایم دیگر چنین رخدادی در پیش نخواهد بود، همواره باید به یاد داشته باشیم که وقتی با گذر زمان اتفاق تلخ برای ما رقم می خورد عموما دوست داریم زود تر از دوره جوانی، میانسالی، کودکی و… گذر کنیم. مثلا یک جوان به دلیل مسئولیت های سخت دوست دارد زود تر از این وضعیت رها شده و چند سالی از سنش بگذرد.

در صورتی که این مسئله اشتباه است، ما باید در لحظه زندگی کنیم و بیاموزیم که هر دوره زمانی و سنی مزایا و معایب خاص خود را دارد و باید به بهترین شکل ممکن از آن استفاده کنیم تا در آینده با حسرت از کنار لحظات مختلف زندگی مان نگذریم. ما نمی توانیم دوباره تجربه های دوره جوانی و میانسالی را بدست آوریم، پس باید در همان لحظه بهترین استفاده از عمر خود را داشته باشیم تا در آینده از اتفاقاتی که رخ داده است پشیمان نباشیم.

بهترین اشعار شیخ بهایی + گلچین شعر کوتاه و بلند عاشقانه شیخ بهایی

Portfolio 1

بهترین اعمال نزد پروردگار

🎋از حضـرت ابو الدرداء صحابي رض روايت شده است كه حضرت رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند:

🌾«آيا شما را به بهترين اعمال شما و پاكيزه ترين آن نزد پروردگار شما آگاه نسازم؛

🌾 عملي كه باعث بلندي درجات شماست و براي شما از صدقه دادن طلا و نقره بهتر است و نيز مفيدتر است

🌾 از اينكه با دشمنان خود روبرو شويد پس گردنهاي آنان را بزنيد و يا آنان گردنهاي شما را از بدنهايتان جدا كنند؟


🌾صحابه كرام رض گفتند: آري خبر دهيد؛ رسول اكـرم صلی الله علیه وسلم فرمـود:

🌾«آن عمل ذكر خدا جل جلاله مي باشد».

Portfolio 1

Portfolio 1

Portfolio 1

Portfolio 1

شعر...دلم هوای تو کرده...

عکس نوشته انتظار – شماره ۵۱ | گروه فرهنگی امیدواران

گالری تصاویر

گر کشد خصم بزور از کف من دامن دوست

چکند با کشش دل که میان من و اوست؟

گفتم به عزم توبه نهم جام می ز کف

مطرب زد این ترانه که می نوش و لاتخف

عمر تو گنج و هر نفس از وی یکی گهر

گنجی چنین لطیف مکن رایگان تلف

Portfolio 1

Portfolio 1

Portfolio 1

Portfolio 1

Portfolio 1

Portfolio 1

Portfolio 1

Portfolio 1

Portfolio 1

Portfolio 1

Portfolio 1

Portfolio 1

Portfolio 1

Portfolio 1

Portfolio 1

Portfolio 1

Portfolio 1

Portfolio 1

Portfolio 1

Portfolio 1

Portfolio 1

Portfolio 1

ای دوست بیا تا غمِ فردا نخوریم

وین یک دمِ عمر را غنیمت شمریم

فردا که ازین دیرِ فنا درگذریم

با هفت‌هزارسالگان سربه‌سریم

گالری تصاویر

الله

Pin page

۶۰۹) وَ اصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ  الْعَشِيِّ يُريدُونَ وَجْهَهُ وَ لا تَعْدُ عَيْناكَ عَنْهُمْ تُريدُ زينَةَ  الْحَياةِ الدُّنْيا وَ لا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنا وَ  اتَّبَعَ

شبكة فجر الثقافية :: ﴿اتْلُ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنَ الْكِتَابِ وَأَقِمِ  الصَّلَاةَ﴾

کلامی از مولای ما خدای تبارک وتعالی

وَاتْلُ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِن كِتَابِ رَبِّكَ ۖ لَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِهِ وَلَن تَجِدَ مِن دُونِهِ مُلْتَحَدًا ‎﴿٢٧﴾‏وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ ۖ وَلَا تَعْدُ عَيْنَاكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ۖ وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَن ذِكْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَكَانَ أَمْرُهُ فُرُطًا ‎﴿٢٨﴾‏ وَقُلِ الْحَقُّ مِن رَّبِّكُمْ ۖ فَمَن شَاءَ فَلْيُؤْمِن وَمَن شَاءَ فَلْيَكْفُرْ ۚ إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ نَارًا أَحَاطَ بِهِمْ سُرَادِقُهَا ۚ وَإِن يَسْتَغِيثُوا يُغَاثُوا بِمَاءٍ كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ ۚ بِئْسَ الشَّرَابُ وَسَاءَتْ مُرْتَفَقًا ‎﴿٢٩﴾‏ إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ إِنَّا لَا نُضِيعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلًا ‎﴿٣٠﴾‏ أُولَٰئِكَ لَهُمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهِمُ الْأَنْهَارُ يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٍ وَيَلْبَسُونَ ثِيَابًا خُضْرًا مِّن سُندُسٍ وَإِسْتَبْرَقٍ مُّتَّكِئِينَ فِيهَا عَلَى الْأَرَائِكِ ۚ نِعْمَ الثَّوَابُ وَحَسُنَتْ مُرْتَفَقًا

((و آنچه را که از کتاب پروردگارت به تو وحی شده است بخوان. کلمات او را تغییردهنده‌ای نیست، و جز او هرگز پناهی نخواهی یافت.و با کسانی که پروردگارشان را صبح و شام می‌خوانند [و] خشنودی او را می‌خواهند، شکیبایی پیشه کن، و دو دیده‌ات را از آنان برمگیر که زیور زندگی دنیا را بخواهی، و از آن کس که قلبش را از یاد خود غافل ساخته‌ایم و از هوس خود پیروی کرده و [اساس‌] کارش بر زیاده‌روی است، اطاعت مکن.و بگو: «حق از پروردگارتان [رسیده‌] است. پس هر که بخواهد بگرود و هر که بخواهد انکار کند، که ما برای ستمگران آتشی آماده کرده‌ایم که سراپرده‌هایش آنان را در بر می‌گیرد، و اگر فریادرسی جویند، به آبی چون مس گداخته که چهره‌ها را بریان می‌کند یاری می‌شوند. وه! چه بد شرابی و چه زشت جایگاهی است.»كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‌اند [بدانند كه‌] ما پاداش كسى را كه نيكوكارى كرده است تباه نمى‌كنيم آنانند که بهشتهای عدن به ایشان اختصاص دارد که از زیر [قصرها]شان جویبارها روان است. در آنجا با دستبندهایی از طلا آراسته می‌شوند و جامه‌هایی سبز از پرنیان نازک و حریر ستبر می‌پوشند. در آنجا بر سریرها تکیه می‌زنند. چه خوش پاداش و نیکو تکیه‌گاهی!))

وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ  وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ

((خدای تبارک وتعالی فرموده است کتاب پروردگارت که قران است را تلاوت کن واتل کلمه امر است یعنی این کتاب را بخوان تلاوت کن این کتاب مال من است از سوی من است ونفس خود را باصبر عادت بده که مثل کسانی باشی که صبح وشب به ذکر ویاد خدا وتسبیح او مشغول هستند وچشم خود را مدوز به مال دنیا پرستان که رزق وبرق دنیا قلب انان را از یاد ماغافل ساخته است وبدان که کلام حق با خدا است حال میخواهید ایمان بیاورید میخواهید کافر باشید ما برای ظالمان اتش دوزخ وبرای اهل ایمان جنات عدن را مهیا کرده ایم خود دانید ////؟؟؟؟؟))

018029 وقل الحق من ربكم فمن شاء فليؤمن ومن شاء فليكفر 1 – القرآن الكريم بدقة غير مسبوقة - جودة عالية جدا

Pin page

عرض وقفة التدبر | تدارس القرآن الكريم

Pin page

Pin page

Stream episode ‎⁨وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم  بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ - للشيخ محمد عبد الهادي توري_mp4⁩.mp3 by enas m  podcast | Listen online for free on SoundCloud

سوره کهف آیه ۲۷

سه روایت تاریخی در سوره کهف+ دانلود صوت و تصویری

هر روز یک آیه قرآن - فصلت 36 ترجمه

سحرتني آية (14).. “وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم” |  بوابة العدل والإحسان

قَالَ اَلله تَبَارَکَ وَ تَعَالَی : وَ اصْبِرْ نَفْسَکَ م

Image

زهد و پارسايی

«وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ وَلَا تَعْدُ عَيْنَاكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَكَانَ أَمْرُهُ فُرُطًا». (كهف28)

(با كسانى كه صبح و شام، پروردگارشان را می‌خوانند در حالى كه همواره خشنودى او را می‌طلبند، خود را پايدار و شكيبا دار و در طلب زينت و زيور زند‌گى دنيا ديدگانت از آنان [به سوى ثروتمندان] برنگردد و از كسى كه دلش را [به سبب كفر و طغيانش] از ياد خود غافل كرده‌ايم و از هواى نفسش پيروى كرده و كارش اسراف و زياده‌روى است، اطاعت مكن)

زهد و پارسايی يكی از صفات برازنده‌ی مسلمان واقعی است؛ پيامبر (صلی‌الله‌علیه‌وسلم) هميشه ياران خود را توصيه می‌فرمود كه اسير كشش‌های مادی نگردند، چون گرايش بيش از حد لازم به دنيا انسان را از دايره‌ی انسانيت خارج می‌كند. در حديثی كه بيهقی آن را روايت كرده پيامبر (صلی‌الله‌علیه‌وسلم) فرمودند:

«حب الدينار رأس كل خطيئة»

(محبت دنيا، مقدمه‌ی همه گناهان است)

برداشت افراطی از زهد باعث گرديده كه تعدادی از مسلمانان، با سردادن شعار پارسايی و بی‌توجهی به دنيا، دست از تلاش و مبارزه كشيده دنيا را برای رشد و ترقی كفار رها كنند و ميدان را برای تاخت و تاز نيروهای شيطانی تخليه نمايند؛ و برداشت تفريطی از زهد سبب شده تا دنيا و زياده طلبی در دنيا گروهی از مسلمانان را طوری به خود مشغول كند كه در تمام ساعت زندگی خود هيچ برنامه‌يی برای آخرت نداشته باشند.

بشريت از اين دو برداشت غلط از مفهوم زهد و پارسايی در دنيا ضررهای جبران ناپذيری را متحمل شده است؛ امتی كه مأمور بود هم دنيای انسان‌ها را آباد كند و هم به آنان موفقيت و كاميابی در جهان ديگر را نويد دهد، دست از مسؤوليت اصلی خود كشيده، يا به گوشه‌يی خزيد و زمينه‌ساز تسلط شاگردان شيطان بر سرنوشت انسان‌ها شد؛ و يا غرق در شهوت دنياطلبی گرديده از پل‌زدن دنيا به آخرت غافل ماند.

تعاليم رسول اكرم (صلی‌الله‌علیه‌وسلم) به گونه‌يی بود كه به بهترين وجه تعادل ميان دو پهلوی افراط و تفريط را حفظ می‌كرد؛ در تعاليم پيامبر (صلی‌الله‌علیه‌وسلم) دنيا حيثيت مزرعه و كشت‌زار آخرت را دارد و اگر انسان در اين جهان كشت خوبی نداشته باشد، در جهان ديگر حاصل خوبی بر نمی‌دارد؛ ارشادات پيامبر (صلی‌الله‌علیه‌وسلم) از طرفی انسان را موجودی معرفی می‌كند كه بايد غرق در آخرت بوده و جز رضای الله (جل‌جلاله) و كاميابی آخرت هيچ همّ و غمّی نداشته باشد و از جانب ديگر زند‌گی او را به گونه‌یی عيار می‌نمايد كه يك لحظه از لحظات زند‌گی‌اش بيهوده و بی‌برنامه سپری نشود.

پيامبر اكرم (صلی‌الله‌علیه‌وسلم) مفهوم زهد را چنين بيان می‌كنند: «الزَّهَادَةُ فِي الدُّنْيَا لَيْسَتْ بِتَحْرِيمِ الْحَلَالِ وَلَا إِضَاعَةِ الْمَالِ وَلَكِنَّ الزَّهَادَةَ فِي الدُّنْيَا أَنْ لَا تَكُونَ بِمَا فِي يَدَيْكَ أَوْثَقَ مِمَّا فِي يَدَيْ اللَّهِ وَأَنْ تَكُونَ فِي ثَوَابِ الْمُصِيبَةِ إِذَا أَنْتَ أُصِبْتَ بِهَا أَرْغَبَ فِيهَا لَوْ أَنَّهَا أُبْقِيَتْ لَكَ»

(پارسايی در دنيا اين نيست كه حلالی را حرام كرده و يا مالی را تلف نماييد، لكن زهد در دنيا اين است كه اعتماد شما به آن چه در دست خود‌تان هست بيشتر از آن چه در يد الله است نباشد، و هر وقت به مصيبتی مبتلا شديد، رغبت‌تان به ثواب مصيبت بيشتر از دورشدن از مصيبت باشد)

سفيان ثوری می‌فرمايد: «الزهد في الدنيا قصر الأمل ليس بأكل الغليظ ولا لبس العباء»

(زهد در دنيا عبارت است از كوتاه كردن آرزو، نه خوردن غذای خشن و پوشيدن لباس فراخ)

زهدی كه در اسلام به آن تشويق شده رابطه‌ی عميقي با فلسفه‌ی زند‌گی انسان دارد؛ اسلام به حيث يك دين جامع و كامل بخش‌های مختلف زندگی انسان را به گونه‌يی با هم پيوند می‌دهد كه همه جوانب شخصيت انسانی را از ازل تا ابد فرا می‌گيرد؛ پيامبر اكرم (صلی‌الله‌علیه‌وسلم) مأمور بود تا همين قضيه را به صورت واضح و روشن به انسان‌ها شرح دهد. رسول الله (صلی‌الله‌علیه‌وسلم) آمد از يك طرف قرآن مجيد را به مردم تعليم داد، از سويی در 23 سال زندگی پيامبری‌اش در مواقع مختلف دساتير قرآن را عملاً به كار بست و از جانبی ياران خود را از صفات منفی پاكسازی ‌نمود.

انسان در مكتب اسلام برتر و بالاتر از تمام موجودات جهان معرفی شده است. در قرآن مجيد می‌خوانيم روزی كه بساط زندگی انسان از روی زمين برچيده شود، ديگر نه آفتاب می‌ماند نه مهتاب و ستاره‌گان و نه زمين و موجوداتی كه در اين كره زند‌گی می‌كنند.

ابر و باد و مه و خورشيد و فلك در كاراند

تا تو نانی به كف آری و به غفلت نخوری

همه از بهر تو سرگشته و فرمان بردار

شرط انصاف نباشد كه تو فرمان نبری

متأسفانه برداشت بسياری از انسان‌ها، حتی تعداد كثيری از مسلمانان اين است كه دين با تشويق نمودن به زهد مانع پيشرفت و ترقی انسان می‌گردد؛ از اين فراتر بعضی خيال می‌كنند دين زندگی عادی انسان را مختل می‌سازد، به همين خاطر تمايلی به دينداری نشان نمی‌دهند. در حالی كه خداوند متعال ما را آفريده است و دوست دارد و نعمت‌های فراوانی را برای استفاده‌ی ما خلق نموده است و به ما اجازه نداده است كه خود را از چيزهای مفيد محروم گردانيم؛ پروردگار بزرگ دوست دارد كه ما تا زمانی در اين دنيا هستيم آزاد، باوقار، سربلند، باعزت و مطمئن زندگی كنيم و وقتی از اين دنيا می‌رويم دروازه‌های بهشت به روی ما گشوده شود.

رسد آدمی به جایی كه به جز خدا نبيند

بنگر كه تا چه حد است مقام آدميــت

عده‌ی زيادی از مسلمانان به حدی در زياده‌طلبی غرق می‌شوند كه افزدن بر مال و… غيره آنان را از پرداختن به جسم و روح شان نيز غافل می‌كند. خداوند متعال در مورد چنين كسانی می‌فرمايد:

«أَلْهَاكُمْ التَّكَاثُرُ». (تكاثر1)

(زياده‌طلبی شما را [از مسؤوليت اصلی‌تان] غافل ساخت)

زياده‌طلبی در مال، ثروت، شهرت، تعداد پيروان، طرفداران، توصيف‌كننده‌گان و… مرضی است كه متأسفانه اكثريت قريب به اتفاق مسلمانان را خوار و ذليل دنيا و آخرت كرده است. بلی كسانی را می‌بينيم كه به كار جمعی به خاطر اسلام قايل‌اند، اما صرف به علت اين كه اگر در كنار ديگران فعاليت كنند كارشان معلوم نمی‌شود، دست از كار و فعاليت جمعی می‌كشند؛ و يا شماری از مسلمانان در حالی كه می‌دانند فلان گروه در راه اعلاء كلمه‌ی خدا مخلصانه كار می‌كنند، ولی چون گروه و جماعت ديگر سروصداي بيشتري دارد، بدون در نظر داشت اخلاص كار كنان و نتيجه‌ی فعاليت‌ها در كنار گروهی می‌ايستند كه از آوازه‌ی بيشتری برخوردار است…

رسول الله (صلی‌الله‌علیه‌وسلم) اصحاب خود را طوری تربيت نموده بود كه از نعمت‌های دنيا به خوبی بهره می‌گرفتند، در راه آباد نمودن دنيا شب و روز تلاش می‌كردند، برای بهتر زنده‌گي كردن برنامه‌ريزی می‌نمودند، جهت كوتاه كردن دست تجاوزگران به جهاد می‌پرداختند، برای گسترش اسلام به دورترين نقاط دنيا سفر می‌كردند، حق خود را از دهان شير بيرون می‌كشيدند… و در عين حال زاهد بودند، يعنی به دنيا توجهی نداشتند، چون برای محبت مال و متاع دنيا جایی در قلب شان باقی نگذارده بودند؛ قلوب شان مالامال از محبت الله و پيامبر شده بود؛ وقتی مشركان مكه خبيب (رضی‌الله‌عنه) را اسير نموده می‌خواستند به دارش زنند، از او پرسيدند آيا دوست داشتی كه امروز محمد (صلی‌الله‌علیه‌وسلم) به جای تو می‌بود؟ گفت:

«لا والله العظيم ما أحب أن يفديني بشوكة يشاكها في قدمه»

(نه قسم به خدای بزرگ دوست ندارم كه خاری به پای او بخلد و من در عوض از كشته‌شدن نجات پيدا كنم)

وقتي پيامبر اكرم (صلی‌الله‌علیه‌وسلم) در غزوه‌ی تبوك مسلمانان را به بذل مال تشويق كردند، ابوبكر (رضی‌الله‌عنه) تمام دارايی خود را كه (چهارهزار درهم بود) آورد و گفت برای فاميل خود الله و رسول او را گذاشتم.

اين بزرگواران می‌دانستند كه زند‌گی صحنه‌ی امتحان و آزمايش است و اگر انسان از امتحانی كه داده مطمئن باشد، ديگر بهانه‌يی برای ماندن در دنيا و استفاده از متاع بی‌ارزش دنيا باقی نمی‌ماند. چه دليلی قوی‌تر از آن است كه پيامبر (صلی‌الله‌علیه‌وسلم) برای شخصی نويد رفتن به جنت دهد؟… ما كه دنيا را دوست داريم و نمی‌‌توانيم قلب خود را از متاع دنيا جدا كنيم، علتش اين است كه از يك طرف افزون‌طلبی و دنياگرايی، هدف زندگی ما شده و از سوی سنگينی بار گناهان قدرت و جرأت فكر كردن در مورد مرگ و آخرت را از ما گرفته است.

وَاتْلُ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِن كِتَابِ رَبِّكَ لَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِهِ وَلَن تَجِدَ مِن دُونِهِ مُلْتَحَدًا ‎﴿الكهف: ٢٧﴾‏

۲. اتْلُ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنَ الْكِتَابِ وَأَقِمِ الصَّلَاةَ إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَىٰ عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنكَرِ وَلَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تَصْنَعُونَ ‎﴿العنكبوت: ٤٥﴾‏

شبكة فجر الثقافية :: ﴿اتْلُ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنَ الْكِتَابِ وَأَقِمِ  الصَّلَاةَ﴾

حق الله

حق خدا

رساله حقوق امام زین‌العابدین علیه‌السلام یکی از درخشان‌ترین متونی است که در اختیار بشریت قرار دارد. این رسالۀ گران‌بها که در پی سامان‌دهی اخلاق، رفتار فردی و اجتماعی می‌باشد، با بیان حقوق متنوع در حوزه شخصی و عمومی، در پی دست‌یابی به انسان نمونه در جامعه‌ای نمونه است. هر انسان مومنی که می‎‌خواهد در زندگی فردی و اجتماعی خود در مسیر رضایت خداوند متعال حرکت نماید، لازم است این رساله گران‌سنگ را دائم مطالعه نموده و احوالات و رفتار فردی و اجتماعی خود را با آن میزان نماید.

«اعْلَمْ رَحِمَکَ اللَّهُ أَنَّ لِلَّهِ عَلَیْکَ حُقُوقاً مُحِیطَةً بِکَ فِی کُلِّ حَرَکَةٍ تَحَرَّکْتَهَا أَوْ سَکَنَةٍ سَکَنْتَهَا أَوْ مَنْزِلَةٍ نَزَلْتَهَا أَوْ جَارِحَةٍ قَلَبْتَهَا وَ آلَةٍ تَصَرَّفْتَ بِهَا بَعْضُهَا أَکْبَرُ مِنْ بَعْض‏»؛ خدایت بیامرزد! آگاه باش که پروردگار را بر تو حقوقی است که سراپای وجودت را فراگرفته است؛ در هر جنبش و آرامشت در هر جایگاهی که به آن در آیی و در هر اندامی که آن را حرکت دهی و در هر ابزاری که آن را به کارگیری، از او بر تو حقی واجب است و برخی از این حقوق بزرگ‌تر از برخی دیگر است.

حقوق خدا

«أَکْبَرُ حُقُوقِ اللَّهِ عَلَیْکَ مَا أَوْجَبَهُ لِنَفْسِهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى مِنْ حَقِّهِ الَّذِی هُوَ أَصْلُ الْحُقُوقِ وَ مِنْهُ تَفَرَّع‏ ... فَأَمَّا حَقُّ اللَّهِ الْأَکْبَرُ فَإِنَّکَ تَعْبُدُهُ لَا تُشْرِکُ بِهِ شَیْئاً فَإِذَا فَعَلْتَ ذَلِکَ بِإِخْلَاصٍ جَعَلَ لَکَ عَلَى نَفْسِهِ أَنْ یَکْفِیَکَ أَمْرَ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ وَ یَحْفَظَ لَکَ مَا تُحِبُّ مِنْهَا»؛ بزرگترین حقوق خداوند بر تو حقیست که آن ذات مقدس به عنوان حق خود رعایت آن را بر تو واجب نموده است؛ حقـی که اصل حقوق است و از آن حقـوق دیـگر منتشر و متفرع می شود ... پس حق خداوند که بزرگترین حـق است؛ برگردن تو آن است که فقط بنده او باشی و در عبادت و بندگی شرک نورزی؛ پس وقتی که به سبب اخلاص به این مقام رسیدی؛ خداوند نیز بر خود واجب می‌کند که دنیا و آخرت تو را کفایت نموده و آنچه را که از دنیا و آخرت دوست می‌داری برای تو حفظ نماید.(1)

رسول اکرم صلی الله علیه و آله در روایتی که انواع قلوب را فرموده است برای قلبی که مشغول به خدا می‌باشد ویژگی‌ای بسیار ممتاز فرموده است: «وَ اَمَّا الْقَلْبُ الْمَشْغولُ بِالْمَوْلَی فَلَهُ الدُّنْیا وَ الْعُقْبَی وَ الْمَوْلَی»؛ و اما قلبی که مشغول به خداوند است هم دنیا به او روی می‌آورد و هم آخرت و هم خود خداوند

امام زین العابدین علیه السلام یک رساله‌ای دارد، حقوق در آن بیان شده، حقّ خدا، پیغمبر، حقّ پدر، مادر، همسر، فرزند، همسایه، دوست، مشتری، فروشنده، حقّ چشم، گوش، دست، پا، پنجاه و یک حق است، ما چند ماهی است که این حقوق را هی باز می‌کنیم. در این جلسه‌ی بیست و پنج شش دقیقه‌ای حقّ همسایه و حقّ شریک را می‌خواهیم بگوییم.
«أَمَّا حَقُّ الشَّرِیکِ فَإِنْ غَابَ کَفَیْتَهُ» (تحف العقول، ص 267)، می‌گوید اگر شریکت نیست، «کَفَیْتَهُ»، اگر شریکت نیست، تو او را جبران کن. یکی از وزرای عزیزی که در جمهوری اسلامی وزیر محترمی بود و شهید شد، ایشان با خانمش مکّه می‌رود. در کاروان یک خانمی مریض می‌شود، مکّه، عمره هم بوده، حج واجب نبوده که بیست، سی روز باشد، عمره یک هفته هستند، با کم و زیادش، وارد مکّه که می‌شود، یک خانمی مریض می‌شود، این خانم چند روز مسجدالحرام و مکّه هست، ولی نمی‌رود اعمال حجّش را انجام بدهد، می‌گوید این زن بی‌کس است، من پهلوی این باشم که احساس تنهایی نکند، مهم است این.
یک کاروانی در مدینه بودند، یکی مریض شد، یکی هم پهلویش پرستار شد، باقی‌ها رفتند حرم پیغمبر. حضرت فرمود آن کسی که پرستاری می‌کند، ثواب او کم‌تر از آن‌هایی نیست که آمدند پیغمبر را زیارت کنند.
1- حقوق همسایه بر مردم، در حضور و غیاب او
همسایه به گردن همسایه حق دارد. «أَمَّا حَقُّ الشَّرِیکِ فَإِنْ غَابَ»، اگر نیست، مشکلاتش را حل کن. «وَ إِنْ حَضَرَ سَاوَیْتَهُ» (تحف العقول، ص 267)، اگر حضور دارد، با او شریک هستید یک جور، سهم خودت سهم بیش‌تر را قرار نده. «لَا تَعْزِمْ عَلَى حُکْمِکَ دُونَ حُکْمِهِ» (تحف العقول، ص 267)، تا رأی او را نگرفتی، تصرّف نکن، راهرو مال همه هست، آسانسور مال همه هست، این پارک مال همه هست، خیابان مال همه هست، با اجازه‌ی همدیگر، بیش از متعارف حق نداری استفاده کنی، رأی خودت را غالب نکن، من دوست دارم اینجا، بچّه‌هایم می‌خواهند بازی کنند، خب بچّه‌هایت می‌خواهند بازی کنند، همسایه‌های دیگر اذیّت می‌شوند، نباید به خاطر این‌که بچّه‌ی شما بازی دوست دارد، بچّه‌ی شما هم باید بازی کند، اما یک جوری برنامه‌ریزی کنید که، بازی بچّه‌ی شما یک حق است، بچّه دلش می‌خواهد بازی کند، حق دارد، ولی همسایه هم می‌خواهد بخوابد، او هم حق دارد، خب همه درست می‌گویند.
یک چیزی یادم آمد، برایتان بگویم. یک کسی رفت تو یک رستورانی غذا خورد و سرش را هم پایین انداخت و پول نداد. این رستورای گفت: «آقا، ببخشید شما حساب نکردی هان؟!» گفت: «درست می‌گویی!» گفت: «خب درست می‌گویم، بده پولش را» هی گفت: «پول بده» او گفت: «درست می‌گویی» یک نفر غذا می‌خورد، صحنه را دید، گفت: «آقا چرا مردم‌آزاری می‌کنی؟ خب غذا خوردی، پولش را بده.» گفت: «تو هم درست می‌گویی!» یک نفر دیگر گفت: «آقا شاید ندارد.» گفت: «هان، تو هم درست می‌گویی.» حالا شما می‌گویی بچّه است، خب بچّه است، درست می‌گویی، بچّه بازی می‌خواهد، درست می‌گویی، اما او هم انسان است، خسته است، از سر کار آمده، می‌خواهد یک ساعت بخوابد، یک جوری بنشینید، برنامه‌ریزی کنید که هم بچّه به بازی‌اش برسد، هم همسایه اذیت نشود. «إِنْ غَابَ کَفَیْتَهُ»، اگر همسایه نیست، پاسدار خانه‌اش باش، «إِنْ غَابَ». «إِنْ حَضَرَ سَاوَیْتَهُ»، اگر حاضر است، سهم خودت را بیش‌تر قرار نده. «لَا تَعْزِمْ عَلَى حُکْمِکَ دُونَ حُکْمِهِ» (تحف العقول، ص 267)، تنهایی تصمیم نگیر، شریکی است، باید همه با هم رأی بدهند. «لَا تَعْمَلْ بِرَأْیِکَ دُونَ مُنَاظَرَتِهِ» (تحف العقول، ص 267)، رأی خودت را به تنهایی عمل نکن، ببین رأی آن‌ها چی هست. «تَحْفَظُ عَلَیْهِ مَالَهُ» (تحف العقول، ص 267)، مالش را حفظ کن، می‌بینی که مثلاً به مالش تجاوز می‌کنند، تصرّف می‌کنند، نگو به من ربطی ندارد! به ما چه؟! اگر می‌بینی ضربه‌ی مالی به همسایه می‌زنند، تو دفاع کن، اگر می‌بینی خیانتی دارند به همسایه می‌کنند، تو دفاع کن، دختر همسایه است، پسر همسایه، مرد همسایه، زن همسایه، دیدی بوی خیانت می‌آید، آنجا بی‌تفاوت نباش. مالش را حفظ کن، «فِیمَا عَزَّ أَوْ هَانَ» (تحف العقول، ص 267)، چه مال کم باشد، چه مال زیاد باشد، نگو حالا چیزی نیست، مال کم هم که هست، خیانت می‌کنند به مال همسایه، تو باید از خودت تعهّد نشان بدهی.
حدیث داریم خداوند به افراد شریک لطف می‌کند، مادامی که شریک‌ها به هم خیانت نکنند. (تحف العقول، ص 267) یعنی اگر دو تا شریک به هم خیانت نکردند، دست خدا هم بالای سر این‌ها هست، خدا هم این‌ها را حمایت می‌کند، اما اگر همسایه به همسایه خیانت کرد، این دست خدا برداشته می‌شود. خدا شریک ندارد، «لا شَریکَ لَه»، «أشهَد أن لا إله إلّا الله وَحدَهُ لا شَریکَ لَه»، «لا شَریکَ لَه» خدا شریک ندارد، اما ما بدون شریک نمی‌توانیم زندگی کنیم، ما یک بوته نیستیم که خودمان در خیابان سبز بشویم، خودمان خشک بشویم، کاری به بغلی نداشته باشیم، زندگی ما.
2- حفظ حقوق دیگران در مکان‌های عمومی
یک وقت‌هایی انسان یک غذایی می‌خورد، کاری به کسی ندارد، حالا یا خوب، یا بد، حالا یک وقت سیر و پیاز می‌خورد، اسلام می‌گوید اگر سیر و پیاز خوردی، باید مواظب فضای عمومی باشی، مسجد نروی هان، خانه نماز بخوان، یا اگر رفتی مسجد، ثوابش ارزشِ خیلی ندارد، برای این‌که فضای مسجد مال همه‌ی کسانی است که تو مسجد آمدند، حالا تو سیر خوردی، یا سیگار می‌کشی، هوای مسجد مال همه هست، شما چهار نفر سیگاری می‌آیی، هی سیگار می‌کشی، خب این هوای همه را تصرّف می‌کنی، این تجاوز به حریم هوایی است، یک وقت تجاوز به حریم هوایی توسّط خلبان است، که می‌آید دیوار صوتی را می‌شکند، یک وقت تجاوز به حریم هوایی مال خلبان نیست، مال همین سیگار تو است، بلند حرف زدن، صدای رادیو و تلویزیون را بلند کردن.
شرکت در مسائل فکری. این‌که می‌گویند مشورت کن، یعنی چه؟ یعنی هر چه که فهمیدی، با دیگران هم مطرح کن، ببین آن‌ها می‌گویند چه، از عقل آن‌ها کمک بگیر، فکری باشد، علمی باشد، اجتماعی باشد، خانوادگی باشد.
استبداد رأی در قرآن رد شده است. فرعون می‌گفت: «هر چی من می‌گویم، کس دیگر حق ندارد حرف بزند، من شریک ندارم، هر چی من گفتم باید اطاعت بشود.» «ما أُریکُمْ إِلاَّ ما أَرى‏» (غافر/29)، یعنی رأی فقط رأی من است، این استبداد رأی کار فرعون است، حالا یک کسی، خانم می‌گوید هر چی من گفتم، شوهر می‌گوید هر چی من گفتم، پسر، دختر، داماد، عروس. اگر کسی می‌گوید آقا هر چی من گفتم، عمل کنید، این پیداست این قلدر است، این طاغوت است این، علامت طاغوت این است که می‌گوید «لا أری إلّا ما أری»، حتّی ساحرها وقتی معجزه‌ی حضرت موسی را دیدند و ایمان آوردند، فرعون گفت: «آمَنْتُمْ؟» (اعراف/ 123)، من شما ساحرها را دعوت کردند که با سحر و جادو آبروی موسی را بریزید، حالا خودتان ایمان آوردید؟! «قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَکُمْ» (اعراف/ 123)، بدون اجازه‌ی من؟! یعنی می‌گوید که اگر می‌خواهید ایمان بیاورید، باید من اجازه بدهم که ایمان بیاورید. این‌ها علامت طاغوت است.
3- شرکت در کارهای خیر دیگران با رضایت باطنی
خب بحث ما چی هست؟ حقّ شریک. اگر کسی به کار کسی راضی باشد، در اجر شریک است. (تحف العقول، ص 456) بنده در تلویزیون حدیثی می‌خوانم، مثلاً شما خوشحال می‌شوی، می‌گویی: «الحَمدُلِله»، همین که خوشحال شدی، اگر من ثوابی داشته باشم، به شما هم می‌دهند و لذا ما می‌توانیم هر شبی که می‌خواهیم، بگوییم: «خدایا از امروز صبح تا الآن که ما خوابیدیم، چه‌قدر کار خیر شده، برای هر کار خیری که شده، خدا را شکر.» همین که می‌گویی خدا را شکر، راضی هستی به کار خیر، در همه‌ی کارهای خیر شریک می‌شوی، روایت داریم.
اگر یک کسی یک کار غلطی کرد و شما به کار غلط او راضی بودی، در گناه او شریک هستی. (تحف العقول، ص 456) یعنی شرکت فقط شرکت تجاری و کارخانه‌ها و سرمایه‌دارها نیست، انسان می‌تواند در همه‌ی خیرها شریک باشد،
در نماز حق نداری بگویی: «السّلامُ عَلَیَّ»، نمازت باطل است، باید بگویی: «السّلامُ عَلَینا». «عَلَیَّ» یعنی سلام بر من، «السّلامُ عَلَینا» یعنی سلام بر ما. شما بگویی سلام بر من، تو یک نفری.
در دعاها داریم: «أشرِکنی»، «أشرِکهُم»، یعنی خدایا من را در خوبی‌های دیگران شریک کن، اگر کار من خوب است، دیگران را در کار من شریک کن. شرکت فقط شرکت تجاری و رب گوجه و مرغ یخی و نمی‌دانم این‌ها نیست، در همه‌ی خوبی‌ها شریک بشویم. شما حال درس خواندن نداری، ولی می‌بینی یک کسی خوب درس می‌خواند، می‌گویی: «الحَمدُلِله» این درس می‌خواند»، اگر گفتی «الحَمدُلِله» این درس می‌خواند، در درس خواندن او شریک هستی.
در زیارت عاشورا یکی از جملاتش این است که خدایا لعنت کن آن کسی را که امام حسین را کشت، بعد می‌گوید: «وَ شایَعَت»: نکشت ولی مشایعت کرد، یعنی بدرقه کرد، «وَ بایَعَت»: بیعت کرد، «وَ تابَعَت»: تبعیت کرد. « وَ شایَعَت وَ تابَعَت وَ بایَعَت» یعنی یک کسی که. در یکی از جنگ‌ها یک نفر به حضرت علی گفت: «کاش فلانی بود، پیروزی امروز ما را می‌دید!» فرمود: «مگر قلبش با ما نیست؟!» بعد حضرت فرمود: «هر کس قلبش با ما باشد، در اجر ما شریک است. حتّی بچّه‌هایی که هنوز به دنیا نیامدند، هنوز متولّد نشدند، در شکم مادرشان هستند، این‌ها اگر قلبشان بعد از تولّد، بزرگ شدند، اگر کار را راضی بودند، این‌ها در این جهاد شریک هستند.» (نهج البلاغه، کلام 12) انسان می‌تواند خیلی سرمایه‌گذاری کند، در همه‌ی خیرهای هستی انسان می‌تواند سرمایه‌گذاری کند.
ما به راحتی می‌توانیم در همه‌ی خیرها شریک شویم، اصلاً صدقه هم همین‌طور است، یک پولی می‌دهم برای سلامتی خودم. خب تو یک نفری، بگو برای دفع بلا از همه‌ی مسافرین. چرا مسافرین؟! ممکن است کسی مسافر نباشد، دفع بلا از همه‌ی حاضر و غایب، مسافر و غیر مسافر. صدقه بدهم برای سلامتی بچّه‌ام. چرا بچّه‌ام، برای سلامتی همه‌ی بچّه‌ها، شفای همه‌ی مریض‌ها. ما می‌توانیم هم دیگران را در خودمان شریک کنیم، هم خودمان در کارهای خیر شریک شویم.
جالب است که می‌گوید آدمی که گناه می‌کند، دو تا گناه می‌کند، یکی گناه می‌کند، یکی خوشحال است که گناه می‌کند، همین که راضی است که گناه می‌کند، یک گناه هم برای رضایتش می‌دهند. آخر یک کسی لقمه حرام می‌خورد، گیر کرده، می‌بیند از گرسنگی بمیرد، یا هیچ غذای دیگری نیست، غذای حرام را می‌خورد، ولی ناچاری، یک کسی هم غذای حرام می‌خورد، هم خوشحال است که می‌خورد، می‌خواهم بگویم اگر کسی راضی باشد به کار کسی، در آن شریک است.
4- مشارکت در امور اجتماعی با حضور افراد مختلف
به حضرت موسی گفتند: «برو پهلوی فرعون نصیحتش کن.» گفت: «تنهایی نمی‌توانم، شریکی، «أَشْرِکْهُ فی‏ أَمْری‏» (طه/ 32)». در یک منطقه یک استاد دانشگاه هست، یک مدیر مدرسه هست، یک دبیر هست، یک طلبه هست، این‌ها دور هم جمع بشوند، بگویند ما پنج نفریم، بیایید یک کلاسی درست کنیم، ورزشش با تو، انگلیسی‌اش با تو، عربی‌اش با تو، دینی‌اش با من، جغرافی‌اش با تو، شریکی پنج، شش تا جوان دانشجو، یک منطقه، یک کلاس بگذاریم برای بچّه‌هایی که دانشجو نیستند و ضعیفند. ما می‌توانیم شریک بشویم.
تاجر است. پسرهایش داماد شدند، دخترهایش عروس شدند، پیر شده، در آستانه‌ی آخر عمرش است دیگر، اواخر عمرش است، من دلم می‌خواهد دو تا پسر داشته باشم مثل آقای مطهّری، مثل دکتر بهشتی، مثل چمران، رجائی، خب الآن جوان‌هایی هستند رجائی‌های آینده هستند، برو یک مشکل دارد، حل کن. من یک پولی دارم، خیلی خب برو پهلوی رئیس دانشگاه، حالا دانشگاه‌های عمومی، یا دانشگاه‌های خصوصی مثل دانشگاه فرهنگیان، به رئیس دانشگاه بگو آقا شما این‌ها را چند قدم رفتید؟ چون دانشگاه فرهنگیان چند تا امتیاز دارد، اوّل گزینش شدند، همین‌طور از خیابان نیامدند، گزینش شدند، دوّم شغل آینده‌شان هم معلوم است، معلّم هستند، بعد از لیسانس دنبال شغل نیستند، هم گزینش شدند، هم شغل آینده‌شان معلوم است، هم شغلشان مقدّس است، معلّم نسل آینده هستند، شغلشان هم مقدّس است و هم یک حقوقی الآن دارند، ولو خیلی کم، دخالت کنید مسئله‌ی عقد و جهازشان را، این‌ها ازدواج کنند، شما که پسرهایت داماد شدند، دخترهایت هم عروس شدند، بیا چهار تا از این‌ها را هم داماد کن، چه اشکالی دارد؟! بگو آقا من پسرهایم داماد شدند، دخترهایم عروس شدند، سه تا طلبه‌ها را می‌خواهم داماد کنم، گزینشش، سوادش، تقوایش، دینش، درسش با شما، اگر همه‌ی این‌ها گزینش سالم شد، من مطمئن شدم، جهازش را من درست می‌کنم. ما می‌توانیم در کارهای خیر شریک بشویم. به موسی گفتند: «برو پهلوی فرعون»، گفت: «هارون هم باشد، شریکی» بعضی پارچه‌ها با نخ یک لا دوخته نمی‌شود، باید نخ را دولایش کرد. «هارُونَ أَخی» (طه/ 30)، «أَشْرِکْهُ‏» (طه/ 32)
بنده می‌توانم بخندانم، یکی می‌تواند بگریاند، می‌گوییم می‌رویم جلسه درست کنیم، طنزش را من می‌گویم، حدیثش را تو بگو، یا به عکس. «تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى» (مائده/ 2)، شریک که شدید، کمک هم می‌کنید، قرآن سفارش کرده در کارهای خیر کمک همدیگر کنید، «تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى». البتّه گاهی هم برای جنایت شریک می‌شوند، قاچاقچی هستند، برای حمل و نقل تریاک، موادّ مخدّر. برادرهای یوسف ده تا بودند، همه شریک شدند یوسف را در چاه بیندازند، یعنی در کار خیر باید باشد، وگرنه یوسف را تو چاه انداختند.
5- مشارکت در سفر، با تقسیم کارها و هزینه‌ها
حدیث داریم مسافرت تنها نروید: «لَا تَخْرُجْ فِی سَفَرٍ وَحْدَکَ» (الکافی، چاپ إسلامیه، ج ‏8، ص 303)، مسافرت تنها. غذا تنها نخورید، مسافرت تنها نروید، تو خانه‌ای که در آن هیچ کس نیست، خانه خالی است، در خانه‌ی خالی نخوابید. (وسائل الشیعه، ج ‏11، ص 410) این‌ها همه‌اش نهی شده.
حدیث داریم امام باقر فرمود که اگر می‌خواهید با هم بروید مسافرت، دنگی حساب کنید، مثلاً کسی گفت: «آقای قرائتی مهمان من، بیا برویم»، مهمان کسی نشوید، بگو: «آقا کار را تقسیم می‌کنیم، پول را هم تقسیم می‌کنیم» خیلی حدیث قشنگی است. عربی‌اش را بخوانم: «إِذَا صَحِبْتَ»، وقتی با کسی رفیق شدی، مصاحب شدی، «فَاصْحَبْ نَحْوَکَ»، یک کسی باشد که زندگی‌اش مثل شما باشد، با پولدارها نباشد، چون آن‌ها یک غذایی می‌خورند، یک ماشینی سوار می‌شوند، شما که نمی‌توانی مثل آن‌ها، اذیّت می‌شوی. با فقیرها هم نباش، مثل خودت، خودت در چه سطحی هستی، «فَاصْحَبْ نَحْوَکَ»، برو یک کسی که نحو خودت است، مثل خودت است پیدا کن. برای این‌که اگر رفیق شدی، با پولدارها همسفر شدی، او خرج تو را دارد، «فَإِنَّ ذَلِکَ مَذَلَّهٌ لِلْمُؤْمِنِ.» (الکافی، چاپ إسلامیه، ج‏ 4، ص 286)، باید ذلیل می‌شوی، چون او بچّه پولدار است، پول تو را می‌دهد، تو باید در ماشین را برای او باز کنی، تو باید ظرف‌هایش را بشویی، می‌خواهد برود دستشویی، تو باید آفتابه‌اش را آبش کنی، باید میوه‌اش را برایش پوست کنی، چون وقتی خرج تو را می‌دهد، شما را عملاً به نوکری می‌کشاند، با کسی همسفر شوید، رفیق شوید که خرج تو را ندهد، هر کسی خرج خودش را بدهد، سهمیه، هر دونگ ما هر چی شد، شد.
در اسلام رکود ممنوع است، رکود فکر.
6- دوری از رکورد و جمود در فکر و مال و امکانات
رکود ممنوع، رکود فکر. فکرش راکد است، مشورت نمی‌کند؛
رکود مال، ثروت است؛
– رکود زمین، زمین را رها کرده، از آن استفاده نمی‌کند؛
– رکود آب، آبش را درست مصرف نمی‌کند؛
– رکود آب و خاک و رکود باغ؛
– رکود کتاب؛ و همه‌ی رکودها؛
– رکود فکر، تعلیم و تربیت؛
– رکود مال، کنز ممنوع است، شما حق نداری پولت را گنج بخوابانی، به کارش بینداز؛
– رکود زمین، مزارعه، مزارعه یعنی شما زمین داری، ولی حال کشاورزی نداری، بده به یک کشاورز، بگو زمین از من، کار از تو، بعد میوه‌اش و درآمدش را چه جوری تقسیم کنیم، مزارعه؛
– آب، مساقات، مساقات همان سقّایی است، یعنی من سهمیه‌ی آب دارم، ولی حال کشاورزی ندارم، سهمیه‌ی آبم مال تو، تو از این آب سهم من استفاده کن، میوه‌اش را چه جور تقسیم کنیم، باغ؛
– کتاب.
هر چیزی که، اسلام می‌گوید همه چیز باید در جریان باشد، همین‌‌طور که قلب راکد باشد، مغز راکد باشد، آدم سکته می‌کند، نعمت‌های خدا هم نباید راکد باشد، باید استفاده کرد. ما خیلی استفاده می‌توانیم بکنیم.
حدیث داریم، اسلام به ما می‌گوید اگر کسی زمینی را دیوارکشی کرد، زنجیر، سیم‌کشی کرد، تا سه سال حق دارد، اگر چهار سال شد و نکاشت، سیمش را بردارید، دور اندازید، سنگ‌هایش را هم بردارید، سنگ‌چینی کرده که مال من، خب سه سال مهلتت دادیم. نباید یک چیزی راکد بماند، فکر را باید.
7- مشورت با زیردستان و بهره‌گیری از نظرات آن‌ها
امام رضا از یک غلام سیاه مشورت کرد. غلام گفت: «آقا تو امام رضا هستی! من یک برده‌ی سیاه‌پوست هستم!» فرمود: «اشکالی دارد خدا یک چیزی را به ذهن تو بیندازد که به ذهن من نیندازد؟» یعنی چه؟ نگویید من بهتر از او می‌فهمم، شما یک اطّلاعاتی داری، اما این‌طور نیست که تو بهتر بفهمی. گاهی بچّه‌ها به طور طبیعی یک چیزهایی می‌فهمند، که ما نمی‌فهمیم، من خودم نوه داشتم، با خانواده صحبت می‌کردیم که بچّه را دو سال کامل شیرش بده، تا دو سال غیر شیر هیچی بهش نده. بچّه‌ی من تازه به زبان آمده بود، گفت: «آقا جان، دندان که درآمد، یعنی غذا بخور، دندان که درآمد، یعنی بچّه از وقتی که دندان درآمد، خدا که دندان را فرستاده، پس باید کنار مکیدن سینه‌ی مادر باید از دندانش هم استفاده کند.» من ماندم دیدم عجب، این بچّه چه راحت فهمید! این‌قدر فهم‌های عرفی گره‌هایی را باز می‌کند. رکود، بیاییم شریک شویم، درها را باز کنیم. افرادی هستند شعرشان را نمی‌دهند، افرادی هستند ماشینشان را نمی‌دهند، افرادی هستند، پول، وام نمی‌دهند، این‌ها هیچ کدام با ما وارد قبر نخواهد شد. اگر لقمه‌ی حرام آدم بخورد، حدیث داریم، چون قرآن داریم که شیطان هم شریک شده، چون بچّه شرکت است، شیطان هم در انسان شریک است، «شارِکْهُمْ فِی الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلاد» (إسراء/ 64)، آن وقت حدیث داریم می‌گفت زن حامله لقمه‌ی حرام می‌خورد، این شیطان در بچّه‌ی او شریک می‌شود. (تفسیر العیاشى، ج ‏2، ص 299)
خدایا تو خودت می‌دانی از اوّل عمر تا حالا چه‌قدر در کارهای خیر می‌توانستیم شریک بشویم، غافل بودیم، بخل کردیم، کتمان کردیم، چه چیزهایی را می‌توانستیم به کار ببریم، راکد، رکود. ظرف زیادی، گاهی وقت‌ها یک چیزی را، یک دیگ برای هیئت خریده، سالی یک بار این دیگ روی چراغ گاز می‌رود، در طول سال که هیئتی نیست، خب بده تو عروسی‌ها، عزاها، نذری‌ها، هر چی داریم در اختیار دیگران هم بگذاریم. قدیم خانه‌ها را که می‌ساختند، بیرون خانه یک تختگاه درست می‌کردند که پیرزن‌ها و، تاکسی و ماشین این‌قدر نبود، که یک کسی که دارد تو کوچه راه می‌رود، خسته شد، بگیرد بنشیند اینجا، اصلاً تختگاه خانه، پشت در خانه، مثل یک چهارپایه‌ی کوچک با آجر، با خشت، می‌گفت از خانه‌ی ما خیر برسد. لامپ درون خانه را می‌گذاشتند، یک سوراخ می‌کردند، هم تو خانه روشن باشد، هم تو کوچه روشن باشد، این لامپ را یک جایی آویزان می‌کردند که دو سمت از آن استفاده بشود. ایّام تابستان آب تو راه می‌گذاشتند، خب سردخانه و یخچال نبود، بسیاری از خانه‌ها من بچّه بودم، یادم هست که یک شیر آب تو کوچه می‌گذاشتند که کسی اگر دارد می‌رود، تشنه‌اش است، یک لیوان آب بخورد. رحم کنیم، حتّی رحم به حیوان، رحم به انسان.
خدایا تو می‌دانی چه‌قدر نعمت به ما دادی و ما این نعمت‌ها را هدر دادیم، گذشته‌ی ما را هر چه بوده، ببخش، از این به بعد هر نعمتی به ما دادی، توفیق بده با خالص‌ترین نیّت‌ها، آن نعمت‌ها را در بهترین راه‌هایی که تو راضی هستی، مصرف کنیم و ما را از بخل و کنس بودن و رکود در همه‌ی ابعاد نجات بده.

أَيَحْسَبُ الْإِنسَانُ أَن يُتْرَكَ سُدًى

وَالسَّلَامُ عَلَىٰ مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَىٰ

عمر گران میگذرد خواهی نخواهی - عکس ویسگون

الله....یاد خدا

هنگامی که محمد ص وارد غار حرا شد با این کلام رسالت خود را اغاز کرد قولوا لا اله الا الله تفلحوا بگویید لا اله الا الله تا رستگار شوید 200 سال بعد از محمد در سال 202 هجری قمری هنگامی که امام رضا ع از نیشابور به طرف طوس میرفت امام رضا ع نیز همان جمله محمد را در غار حرا بیان کرد اهل قلم وباسوادان شهر نیشابور کنارکجاوه امام رضا ع جمع شدند واز او خواستند تا حدیثی برایشان بخواند تا ان را به یادگار بنویسند امام رضا حدیثی به نقل از اجداد خود تا جبرئیل واو از زبان خدای عز وجل بیان کرد وفرمود این حدیث قدسی است از جانب خدای تبارک وتعالی است خدای تبارک وتعالی فرمود

وروي‌ الصدوق‌ في‌ «معاني‌ الاخبار» عن‌ محمّد بن‌ موسي‌بن‌ المتوكّل‌، عن‌ أبي‌ الحسين‌ محمّد بن‌ جعفر الاسدي‌ّ، عن‌ محمّد بن‌ الحسين‌ الصوفي‌ّ، عن‌ يوسف‌ بن‌ عقيل‌، عن‌ إسحاق‌ بن‌ راهويه‌ قال‌:

لمّا وافي‌ أبو الحسن‌ الرضا علیه‌ السلام‌ نيسابور وأراد أن‌ يخرج‌ منها إلي‌ المأمون‌، اجتمع‌ إليه‌ أصحاب‌ الحديث‌ فقالوا له‌: يا ابن‌ رسولِالله‌! ترحلُ عنّا ولا تحدّثنا بحديث‌ فنستفيده‌ منك‌؟

وكان‌ قد قعد في‌ العُمارية‌، فأطلع‌ رأسه‌ وقال‌:

سمعتُ أبي‌ موسي‌ بن‌ جعفر يقول‌: سمعتُ أبي‌ جعفر بن‌ محمّد يقول‌: سمعتُ أبي‌ محمّد بن‌ علی‌ّ يقول‌: سمعتُ أبي‌ علی‌ّ بن‌ الحسين‌ يقول‌: سمعتُ أبي‌ الحسين‌ بن‌ علی‌ّ بن‌ أبي‌ طالب‌ يقول‌: سمعتُ أبي‌ أميرالمؤمنين‌ علی‌ّ بن‌ أبي‌ طالب‌ علیهم‌ السلام‌ يقول‌: سمعتُ رسول‌الله‌ صلّي‌الله‌ علیه‌ وآله‌ يقول‌: سمعتُ جبرئيل‌ علیه‌ السلام‌ يقول‌:

سَمِعْتُ اللَهَ عَزَّ وَجَلَّ يَقُولُ: «لاَ إلَهَ إِلاَّ اللَهُ حِصْنِي‌،

فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِي‌ أَمِنَ ] مِنْ [ عَذَابِي‌».

آویز و مدال لا اله الا الله - بامی شاپ

. محبوب‌ترین چیز در پیشگاه خداوند:
راوی می‌گوید از امام صادق(ع) شنیدم که می‌فرمود ((زیاد ذکر تهلیل و تکبیر بگویید؛ زیرا هیچ چیزی در پیشگاه خداوند محبوب‌تر از تهلیل و تکبیر نیست))

یاد خدا سعادت ما را تضمین میکند هر صبح وشب از تسبیح خداوند غافل نباشید

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا ‎‏ وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلًا هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلَائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ ۚ

إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِينَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِينَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِينَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِينَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِينَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيرًا وَالذَّاكِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا

مَّثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ ۖ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ۖ أُكُلُهَا دَائِمٌ وَظِلُّهَا ۚ تِلْكَ عُقْبَى الَّذِينَ اتَّقَوا ۖ وَّعُقْبَى الْكَافِرِينَ النَّارُ

وَمِنْهُمُ الَّذِينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَيَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَّكُمْ وَالَّذِينَ يُؤْذُونَ رَسُولَ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ

إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُّهِينًا

حالات واتس قران كريم 💙| ان الذين يؤذون الله ورسوله لعنهم الله في الدنيا  والأخرة |إسلام صبحي 💕 - YouTube

إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ

حدای تبارک وتعالی در قران فرموده است کسانی هستند که خداوند را اذیت میکنند لعنت خدا در دنیا واخرت بر کسانی است که خداوند را اذیت میکنند انچه که خداوند را اذیت میکند اعمال بد ادمیان است نافرمانی خداوند وظلم وستم خداوند را اذیت میکند

أَلَمْ يَعْلَمُوا أَنَّهُ مَن يُحَادِدِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَأَنَّ لَهُ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدًا فِيهَا ذَٰلِكَ الْخِزْيُ الْعَظِيمُ

آیا ندانسته‌اند که هر کس با خدا و پیامبر او درافتد برای او آتش جهنم است که در آن جاودانه خواهد بود، این همان رسوایی بزرگ است.

۲. أَلَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ سِرَّهُمْ وَنَجْوَاهُمْ وَأَنَّ اللَّهَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ

۳. أَلَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَيَأْخُذُ الصَّدَقَاتِ وَأَنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ

Quran Islamic Picture Frame (الناس, 20X30)

وَاللَّهُ أَحَقُّ أَن تَخْشَاهُ

فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلَاهُ

سوره ناس آیه 2 | درک حضور

اگر در روز قیامت مولایم خدای تبارک وتعالی را ملاقات کنم بدون درنگ در شان او این ایات را تلاوت میکنم واو را می ستایم چنانکه خود را در قران ستوده است وهمچنان که در دنیا در مستور بودن او ایشان را ستوده ام در مشهود بودن او در حضور ومولا وسرورم نیز این ایات را تلاوت میکنم وخطاب به پادشاه ادمیان میگویم ....

هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ ۖ هُوَ الرَّحْمَٰنُ الرَّحِيمُ هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ ۚ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ هُوَ اللَّهُ الْخَالِقُ الْبَارِئُ الْمُصَوِّرُ ۖ لَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَىٰ ۚ يُسَبِّحُ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۖ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ

فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَرَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَلَهُ الْكِبْرِيَاءُ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۖ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ وَلَدًا وَلَمْ يَكُن لَّهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَلَمْ يَكُن لَّهُ وَلِيٌّ مِّنَ الذُّلِّ ۖ وَكَبِّرْهُ تَكْبِيرًا

سُبْحَانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ وَسَلَامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ

سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۖ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۖ يُحْيِي وَيُمِيتُ ۖ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ ۖ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ

هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَىٰ عَلَى الْعَرْشِ ۚ يَعْلَمُ مَا يَلِجُ فِي الْأَرْضِ وَمَا يَخْرُجُ مِنْهَا وَمَا يَنزِلُ مِنَ السَّمَاءِ وَمَا يَعْرُجُ فِيهَا ۖ وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ ۚ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ‎‏ لَّهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۚ وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَيُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ ۚ وَهُوَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ

معنى لا إله إلا الله - مقال

لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ الجَلیلُ الجَبار،

لااِلهَ اِلاَّاللهُ الواحِدُ القَهّارُ

، لا اِلهَ الاَّاللهُ العَزیزُ الغَفّار
لااِلهَ اِلاَّ اللهُ الکَریمُ السَتّار

،لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ الکَبیرُ المُتَعال؛

لا اِلهَ اِلا اللَّهُ حَقّاً حَقّاً

لا اِلهَ اِلا اللَّهُ ايماناً وَ تَصْديقاً

لا اِلهَ اِلا اللَّهُ عُبُودِيَّةً وَرِقّاً

لا إِلَهَ إِلّا اللَّهُ عَدَدَ الشَّوْكِ وَ الشَّجَرِ

لا إِلَهَ إِلّا اللَّهُ عَدَدَ الشَّعْرِ وَ الْوَبَرِ

لا إِلَهَ إِلّا اللَّهُ عَدَدَ الْحَجَرِ وَ الْمَدَرِ

6 حدیث اعجاب انگیز درباره ذکر لا اله الا الله - ما مسلمانیم

خواب های صادقانه زبیده خاتون همسر هارون الرشید

زبیده خاتون زن هارون رشید خلیفه مقتدر عباسی زن نیک سرشتی بود او را بعد از مرگ به خواب دیدند گفتند خدای تعالی با تو چه کرد گفت بر من رحمت کرد به خاطر این چهار کلام که بارها می گفتم

لا اله الاالله اُفنی بِها عُمری

لا اله الا الله اَدخُل بِها قَبری

لا اله الا الله اَخلُوا بِها وَحدی

لااله الا الله اُلقی یِها رَبی

با کلمه طیبه لااله الا الله عمرم را به پایان میبرم وبا آن داخل قبر میشوم ومونس من درقبرکه جای خلوت وتنهایی است این کلمه باشد ودر قیامت نیز با این کلمه طیبه به ملاقات پروردگارم می شتابم

لااله الاالله؛ تک بیت غزل حق - آیت الله العظمی محمدرضا نکونامثواب عجیب ۷ بار «لا اله الا الله»قبل از وضو

آخرین خبر | ذکرلااله الاالله

رحلت حضرت محمد رسول مهربانی تسلیت - نوای دل

لا اله الا الله حقا حقا لا اله الا الله عبودية و رقا , لا اله الا الله  إيمانا و صدقا - مؤسسة السبطين العالمية

سبحان ربك رب العزة عما يصفون ۝ وسلام على المرسلين ۝ والحمد لله رب العالمين﴾  [الصافات: ١٨٠-١٨٢] - YouTube

Image

Pin page

No photo description available.

که ما [شر] ریشخندگران را از تو برطرف خواهیم کرد.

إِنَّا كَفَيْنَاكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ

مدونة ابن النجف IBENALNAJAF: مناقب الإمام علي بن أبي طالب - فإن الله هو  مولاه وجبريل وصالح المؤمنين

وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا كَافَّةً لِّلنَّاسِ......محمد ص فرستاده خداوند برای همه عالم بود

ﵟ وَمَآ أَرۡسَلۡنَٰكَ إِلَّا كَآفَّةٗ لِّلنَّاسِ بَشِيرٗا وَنَذِيرٗا وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعۡلَمُونَ 28 ﵞ
<br>
[سُورَةُ سَبَإٍ:28]

تفسیر قران ....

وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا كَافَّةً لِّلنَّاسِ بَشِيرًا وَنَذِيرًا وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ (28)

يقول تعالى لعبده ورسوله محمد ، صلوات الله وسلامه عليه : ( وما أرسلناك إلا كافة للناس ) : أي : إلا إلى جميع الخلق من المكلفين ، كقوله تعالى : ( قل يا أيها الناس إني رسول الله إليكم جميعا ) [ الأعراف : 158 ] ، ( تبارك الذي نزل الفرقان على عبده ليكون للعالمين نذيرا ) [ الفرقان : 1 ] . ( بشيرا ونذيرا ) أي تبشر من أطاعك بالجنة ، وتنذر من عصاك بالنار .
( ولكن أكثر الناس لا يعلمون ) ، كقوله تعالى : ( وما أكثر الناس ولو حرصت بمؤمنين ) [ يوسف : 103 ] ، ( وإن تطع أكثر من في الأرض يضلوك عن سبيل الله ) [ الأنعام : 116 ] .
قال محمد بن كعب في قوله : ( وما أرسلناك إلا كافة للناس ) يعني : إلى الناس عامة .
وقال قتادة في هذه الآية : أرسل الله محمدا صلى الله عليه وسلم إلى العرب والعجم ، فأكرمهم على الله أطوعهم لله عز وجل .
وقال ابن أبي حاتم : حدثنا أبو عبد الله الظهراني ، حدثنا حفص بن عمر العدني ، حدثنا الحكم - يعني : ابن أبان - عن عكرمة قال : سمعت ابن عباس يقول : إن الله فضل محمدا صلى الله عليه وسلم على أهل السماء وعلى الأنبياء . قالوا : يا ابن عباس ، فيم فضله الله على الأنبياء ؟ قال : إن الله قال : ( وما أرسلنا من رسول إلا بلسان قومه ليبين لهم ) ، وقال للنبي صلى الله عليه وسلم : ( وما أرسلناك إلا كافة للناس ) ، فأرسله الله إلى الجن والإنس .
وهذا الذي قاله ابن عباس قد ثبت في الصحيحين رفعه عن جابر قال : قال رسول الله صلى الله عليه وسلم : " أعطيت خمسا لم يعطهن أحد من الأنبياء قبلي : نصرت بالرعب مسيرة شهر . وجعلت لي الأرض مسجدا وطهورا ، فأيما رجل من أمتي أدركته الصلاة فليصل . وأحلت لي الغنائم ، ولم تحل لأحد قبلي . وأعطيت الشفاعة . وكان النبي يبعث إلى قومه ، وبعثت إلى الناس عامة " .
وفي الصحيح أيضا أن رسول الله صلى الله عليه وسلم قال : " بعثت إلى الأسود والأحمر " : قال مجاهد . يعني : الجن والإنس . وقال غيره : يعني : العرب والعجم . والكل صحيح .

تلنگر

خداوند در باره شخصیت محمد ص وشناخت او حجت را بر همه عالم تمام کرده است اوبرای همه مردم فرستاده شد حتی جن وانس بواسطه اطاعت از او رستگار میشوند وهرکس از اطاعت خدا ورسول او محمد سر پیچی کند در گمراهی اشکار به سر میبرد

وَمَن يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَتَعَدَّ حُدُودَهُ يُدْخِلْهُ نَارًا خَالِدًا فِيهَا وَلَهُ عَذَابٌ مُّهِينٌ

۲. وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَن يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَن يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُّبِينًا

وَمَن يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَإِنَّ لَهُ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا

خدای تبارک وتعالی در باره محمد دو ایه نازل کرده است که هر دو جای تامل دارد وصداقت پیامبری او را اثبات میکند

مَّا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِّن رِّجَالِكُمْ وَلَٰكِن رَّسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ ۗ وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا

يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِدًا وَمُبَشِّرًا وَنَذِيرًا ‎﴿٤٥﴾‏ وَدَاعِيًا إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَسِرَاجًا مُّنِيرًا

وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلًا ۚ

در باره شخصیت محمدص این دو ایه کفایت میکند 1- خداوند فرمود اخرین پیامبر است و1400سال است که صداقت خداوند اثبات شد قبل از اسلام هر 500 سال یک پیامبر ظهور پیدا میکرد به اذن خداوند تا بشر را راهنمایی کنند اما بعد از نزوال این ایه درب نبوت بسته شد

2- محمد یک داعی الی الله بود ودر این عصر که او نیست تمام پیروان او میتوانند به عنوان یک داعی عمل بکنند

وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِمَّنْ دَعَا إِلَى اللَّهِ وَعَمِلَ صَالِحًا وَقَالَ إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ

3- هرکس منکر رسول خدا بودن محمد ص باشد طبق فرموده قران وخداوند کافر است

4- خداوند اشاره کرده است که او یک چراغ روشنی سِرَاجًا مُّنِيرًا بود که تمام بشر را به سوی نور هدایت کند واز ظلمات جهل وگمراهی ما را بیرون بیاورد به همین خاطر است که حافظ رحمت الله ع فرمود

ستاره ای بدرخشید وماه مجلس شد

دل رمیده ما را انیس ومونس شد

نگار من که به مکتب نرفت وخط ننوشت

به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد

من أهم صفات الداعية إلى الله

كن داعيا لله

الداعي إلى الله تعالى.. صفاته وآدابه وتكوينه

(داعي ) به‌طور کلی کسی است که از مردم دعوت کند به اسلام روی آورند. این عنوان ابتدا به‌طور خاص توسط شیعیان زیدی در زمان علویان طبرستان و سپس توسط شیعیان اسماعیلی در الموت و دیگر قلاع دیلم استفاده می‌شد

در کتاب المراقبات، مرحوم آیت‌الله حاج میرزا جواد ملکی تبریزی (ره) درباره مراقبت از اعمال در ماه رجب و فضیلت های این ماه بسیار ذکر شده است. یکی از روایات جالب در این باره مطلبی از آیت‌الله میرزا جوادآقا ملکی تبریزی در این کتاب در ارتباط با حدیث «مَلَک داعی» است.

ایشان می‌نویسد: «یکی از مراقبت‌های مهم در ماه رجب به یاد داشتن حدیث «مَلَک داعی» است. از پیامبر اکرم (ص) روایت شده است.» که فرمودند: «خدای متعال در آسمان هفتم فرشته‏‌ای را قرار داده است که «داعی» گفته می‏‌شود. هنگامی که ماه رجب آمد، این فرشته در هر شب این ماه تا صبح می‏‌گوید: خوشا به حال رجبیّون، خوشا به حال تسبیح کنندگان خدا، خوشا به حال فرمانبرداران خدا، خوشا به حال آنان که از برکت ماه رجب نصیبی اندوخته‌اند، خوشا به حال آنان که والایی ماه رجب را دریافته‌اند».

Balgal-oula بلغ العلى بكماله

غزل شماره ۱۶۷ حافظ: ستاره‌ای بدرخشید و ماه مجلس شد - ستاره

الله...لیکن بیشتر مردم نمیدانند

وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ

آيات من القرآن الكريم Quran, Quick Saves

والله غالب على أمره ولكن أكثر الناس لا يعلمون | مستقل

تلنگر

از تلاوت ایات مولایمان خدای تبارک وتعالی ان طور فهمیدم که اکثر مردم دنیا به سه درد مهلک گرفتار هستند واز خدای تبارک وتعالی میخواهم که ما را از این سه درد درامان نگه دارد

1- درد نفهمی وجهالت در خداشناسی والهیات است اکثر مردم در جهل ونااکاهی ونفهمی قرار دارند خداوند 11 مرنبه درقران فرموده است وَلَـٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ اکثر مردم نادان هستند اگاهی ندارند نسبت به شناخت خدا نسبت به قیامت نسبت به اینکه من روزی دهنده هستم نسبت به این که امر فقط امر ما است حکم فقط حکم ما است حول وقوه ای در نیا جز حول ما امر ما وحکم وجود ندارد اکثر مردم دنیا نسبت به این امور نادان هستند اکثر مردم دنیا این حقیقت را درک نکردند که حضرت محمد ص برای همه دنیا فرستاده شد واو رحمتی برای همه دنیا بود که هم بشارت به هم بترساند اکثر مردم نمیدانند خداوند است که روزی را زیاد وروزی را تنگ میکنند اگر این حقیقت را بدانند حرص دنیا درانان خاموش وحسادت وچشم هم چشمی از بین میرود اکثر مردم دنیا نمیدانند که خداوند خلف وعده نمیکند و قیامت وسنجیدن اعمال حق است اکثر مردم نمیدانند که دین قیم وحقیقی اسلام است اکثر مردم نمیدانند که خلقت اسمانها بسیار با عظمت است و خداوند بنا اسمانها ومخترع و مبتدع ان است اکثر مردم نمیدانند که خداست زنده میکند می میراند ودوباره در قیامت که شکی دران نیست زنده میشویم ودر پیشگاه خداوند حاظر میشویم تا اعمال خود راببینیم

2- دومین دردی که اکثر مردم دنیا به ان گرفتارند درد ناسپاسی است نسبت به نعمتهای خداوند ناسپاس هستیم همه نعمتهای او را میبینیم واستفاده میکنییم اما زبان سپاسگذاری ندارم وَإِن تَشْكُرُوا يَرْضَهُ لَكُمْ اگر خداوند را شاکر باشیم خداوند از ما راضی خواهد شد خداوند ناسپاسی را دوست ندارد لذا هر چیزی که در دنیا داریم از خدا داریم وباید بابت همه این نعمتها از او شکرگذار باشیم اما بندگان شاکر خداوند اندک هستند واکثر مردم دنیا ناسپاس هستند وشکر گذار نیستند وَقَلِيلٌ مِّنْ عِبَادِيَ الشَّكُورُ

3- سومین درد دنیای کنونی این است که اکثر مردم نبست به کلام خداوند وکتابهای اسمانی کافر هستند یعنی اکثر مردم ایمان ندارند وَلَـٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يُؤْمِنُونَ ‎شیخ ابوسعید ابوالخیر 1000سال قبل فریاد زد ای مردم قحط خدای امده است والان هم باید فریاد زد قحط خدای امده است قحط دین وایمان امده است این همه کشتن وجنگ ناشی از قحط خدای است گرنه دنیا کوچک نیست امکانات زندگی برا همه بشر کافی است فقط قحط خدای امده است واین همه جدال وجنگ ناشی از این قحطی است

جنگ هفتاد ودوملت همه را عذر بنه

چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند

mohammadesfahani.original@instagram on Pinno: جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر  بنه، چون ن...

شکر نعمت نعمتت افزون کند، کفر نعمت از کفت بیرون کند.

اللَّهُ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ لِتَسْكُنُوا فِيهِ وَالنَّهَارَ مُبْصِرًا إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَـٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَشْكُرُونَ ‎﴿غافر: ٦١﴾‏

اعْمَلُوا آلَ دَاوُودَ شُكْرًا وَقَلِيلٌ مِّنْ عِبَادِيَ الشَّكُورُ

فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ وَاشْكُرُوا لِي وَلَا تَكْفُرُونِ

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُلُوا مِن طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَاشْكُرُوا لِلَّهِ

وَلَقَدْ مَكَّنَّاكُمْ فِي الْأَرْضِ وَجَعَلْنَا لَكُمْ فِيهَا مَعَايِشَ قَلِيلًا مَّا تَشْكُرُونَ

۱۲. وَالْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَبَاتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَالَّذِي خَبُثَ لَا يَخْرُجُ إِلَّا نَكِدًا كَذَٰلِكَ نُصَرِّفُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَشْكُرُونَ

وَاللَّهُ أَخْرَجَكُم مِّن بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ لَا تَعْلَمُونَ شَيْئًا وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ

۲۰. فَكُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلَالًا طَيِّبًا وَاشْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ

إِنَّمَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ أَوْثَانًا وَتَخْلُقُونَ إِفْكًا إِنَّ الَّذِينَ تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ لَا يَمْلِكُونَ لَكُمْ رِزْقًا فَابْتَغُوا عِندَ اللَّهِ الرِّزْقَ وَاعْبُدُوهُ وَاشْكُرُوا لَهُ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ

أَنِ اشْكُرْ لِلَّهِ وَمَن يَشْكُرْ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ

۳۰. وَوَصَّيْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَيْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْنًا عَلَىٰ وَهْنٍ وَفِصَالُهُ فِي عَامَيْنِ أَنِ اشْكُرْ لِي وَلِوَالِدَيْكَ إِلَيَّ الْمَصِيرُ

. لِيَأْكُلُوا مِن ثَمَرِهِ وَمَا عَمِلَتْهُ أَيْدِيهِمْ أَفَلَا يَشْكُرُونَ

۳۶. وَلَهُمْ فِيهَا مَنَافِعُ وَمَشَارِبُ أَفَلَا يَشْكُرُونَ

۳۷. إِن تَكْفُرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنكُمْ وَلَا يَرْضَىٰ لِعِبَادِهِ الْكُفْرَ وَإِن تَشْكُرُوا يَرْضَهُ لَكُمْ

اللَّهُ الَّذِي سَخَّرَ لَكُمُ الْبَحْرَ لِتَجْرِيَ الْفُلْكُ فِيهِ بِأَمْرِهِ وَلِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ‎﴿الجاثية: ١٢﴾‏

۴۰. وَوَصَّيْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَيْهِ إِحْسَانًا حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهًا وَوَضَعَتْهُ كُرْهًا وَحَمْلُهُ وَفِصَالُهُ ثَلَاثُونَ شَهْرًا حَتَّىٰ إِذَا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَبَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً قَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَعَلَىٰ وَالِدَيَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي إِنِّي تُبْتُ إِلَيْكَ وَإِنِّي مِنَ الْمُسْلِمِينَ

لَوْ نَشَاءُ جَعَلْنَاهُ أُجَاجًا فَلَوْلَا تَشْكُرُونَ ‎﴿الواقعة: ٧٠﴾‏

۴۳. قُلْ هُوَ الَّذِي أَنشَأَكُمْ وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ قَلِيلًا مَّا تَشْكُرُونَ

حدیث‎نگاشت/ رابطه جهالت و هلاکت

1-يَسْأَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْسَاهَا قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِندَ رَبِّي لَا يُجَلِّيهَا لِوَقْتِهَا إِلَّا هُوَ ثَقُلَتْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَا تَأْتِيكُمْ إِلَّا بَغْتَةً يَسْأَلُونَكَ كَأَنَّكَ حَفِيٌّ عَنْهَا قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِندَ اللَّهِ وَلَـٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ ‎﴿الأعراف: ١٨٧﴾‏

۲. وَقَالَ الَّذِي اشْتَرَاهُ مِن مِّصْرَ لِامْرَأَتِهِ أَكْرِمِي مَثْوَاهُ عَسَىٰ أَن يَنفَعَنَا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَدًا وَكَذَٰلِكَ مَكَّنَّا لِيُوسُفَ فِي الْأَرْضِ وَلِنُعَلِّمَهُ مِن تَأْوِيلِ الْأَحَادِيثِ وَاللَّهُ غَالِبٌ عَلَىٰ أَمْرِهِ وَلَـٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ ‎﴿يوسف: ٢١﴾‏

۳. مَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِهِ إِلَّا أَسْمَاءً سَمَّيْتُمُوهَا أَنتُمْ وَآبَاؤُكُم مَّا أَنزَلَ اللَّهُ بِهَا مِن سُلْطَانٍ إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ أَمَرَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ ذَٰلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَـٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ ‎﴿يوسف: ٤٠﴾‏

۴. وَلَمَّا دَخَلُوا مِنْ حَيْثُ أَمَرَهُمْ أَبُوهُم مَّا كَانَ يُغْنِي عَنْهُم مِّنَ اللَّهِ مِن شَيْءٍ إِلَّا حَاجَةً فِي نَفْسِ يَعْقُوبَ قَضَاهَا وَإِنَّهُ لَذُو عِلْمٍ لِّمَا عَلَّمْنَاهُ وَلَـٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ ‎﴿يوسف: ٦٨﴾‏

۵. وَأَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لَا يَبْعَثُ اللَّهُ مَن يَمُوتُ بَلَىٰ وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا وَلَـٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ ‎﴿النحل: ٣٨﴾‏

۶. وَعْدَ اللَّهِ لَا يُخْلِفُ اللَّهُ وَعْدَهُ وَلَـٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ ‎﴿الروم: ٦﴾‏

۷. فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَٰلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَـٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ ‎﴿الروم: ٣٠﴾‏

۸. وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا كَافَّةً لِّلنَّاسِ بَشِيرًا وَنَذِيرًا وَلَـٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ ‎﴿سبإ: ٢٨﴾‏

۹. قُلْ إِنَّ رَبِّي يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاءُ وَيَقْدِرُ وَلَـٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ ‎﴿سبإ: ٣٦﴾‏

۱۰. لَخَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ أَكْبَرُ مِنْ خَلْقِ النَّاسِ وَلَـٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ ‎﴿غافر: ٥٧﴾‏

11- قُلِ اللَّهُ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يَجْمَعُكُمْ إِلَىٰ يَوْمِ الْقِيَامَةِ لَا رَيْبَ فِيهِ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ

12-وَإِنَّ رَبَّكَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَـٰكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَشْكُرُونَ

13- إِنَّ السَّاعَةَ لَآتِيَةٌ لَّا رَيْبَ فِيهَا وَلَـٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يُؤْمِنُونَ

إِنَّ السَّاعَةَ لَآتِيَةٌ لَّا رَيْبَ فِيهَا ﴾ | خالد الجليل - YouTube

“إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَشْكُرُونَ”
“God is indeed limitless in His bounty unto mankind-but most of them are ungrateful. (Quran 10:60)”
Source: aaxnbjfg, via IslamicArtDB

گلبانگ زیبای اذان با صدای استاد محمد صدیق منشاوی

پاورپوینت مطالعات اجتماعی نهم | درس 1: زمین، مهد زیبای انسان‌ها - گاما

فضا

No photo description available.

٤٥- سورة الجاثية

انفاق

315///شمارش معکوس عمر

سپاس مولایی که 315 ماه زندگی را به من عطا فرمود

۹ مهر – شد ۱۰ ماه – روزنوشت

10 مهر | مجتمع چاپ و بسته بندی پارت

Pin page

7 JJ ideas | studio background images, wedding stage decorations, wedding  stage

معشوقی شایسته‌تر از خدا وجود ندارد :

او بحث نمی کند ، درگیر نمی شود ، قضاوت نمی کند. دلیل و دلایل نمی طلبد ، محکوم نمی کند ، سرزنش نمی کند ، هزاران بار می توانی او را کنار بزنی ، می توانی نادیده بگیری اش ، می توانی نافرمانی کنی ، می توانی دور بروی ، اما وقتی دوباره به او روی می آوری ، چنان می نوازد و آغوش باز می کند که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده است ، شاید تو روی بگردانی ، اما او به عشق ورزیدن ادامه می دهد ، خورشیدش مثل همیشه به تو نور می دهد ، آفرینش او طبقِ معمول برای تو کار می کند ، چرخِ دنیای او همچنان به نفعِ تو می چرخد ، هیچ چیزی متوقف نمی گردد ، برای همین است که عاشقانش به او سر و جان سپرده اند و یک لحظه با او بودن را به کلِ دنیا و عقبا و بهشتِ برین نمی دهند ، تنها چنین معشوقی شایستگی عشق و دلبستن دارد.

Numéro 315 Banque d'images détourées - Alamy

Red floral backdrop

این زندگی همه آن چیزی است که داریم ...!
وظیفه ما این است که با زندگی عاشقانه و آموختن شناخت خداوند، در زندگی کنونی رستگاری را بیابیم ...
دین‌داری واقعی شامل : عدالت ، نیکوکاری ، احسان و عشق به انسان‌هاست ...!

124 Number 315 Images, Stock Photos, and Vectors | Shutterstock

قُلِ اِنتَظِرُوا إِنَّا مُنتَظِرُونَ

إِنَّا مِنَ الْمُجْرِمِينَ مُنتَقِمُونَ

خدای تبارک وتعالی مولای ما برای بندگان بد خود در قران خط ونشان کشیده است وانان را تهدید کرده است وفرموده است منتظر امدن شما بعد از مرگتان هستم ما از مجرمین وگناهکاران انتقام خواهیم گرفت

315 number vector font alphabet. Number 315 with decorative element stock  vector 13886788 Vector Art at Vecteezy

زندگی خیلی کوتاهه
اگر خیلی خوش شانس باشی ۴۰۰۰ هفته زنده‌ای

اون سفر رو برو
برای اون شغل درخواست بده
اون کاری رو که می‌خواهی شروع کن

محدود کردن خودت دیگه کافیه!

124 Number 315 Images, Stock Photos, and Vectors | Shutterstock

در مقابله با مسائل زندگی آرام و صبور باشید. به خداوند شکایت نکنید، نگران آینده نباشید، به خدا اعتماد کنید و همه چیز را به بزرگی و عشق او بسپارید. خداوند از همه مسائل ما بزرگ‌تر است. خدا راه‌حل مسائل ما را بهتر می‌داند، خدا از درون ما باخبر است.

مشکلات را از تخت پادشاهی پایین بکشید و به خود بگویید:
"خدا از همه‌چیز بزرگتر است."
"خدا بر همه‌چیز تواناست."
"خدا از همه‌چیز آگاه است."

Book White & Gold Theme Engagement Decor @ AED 3120 - Hafla UAE

به يک‌جايی از زندگی که رسيدی، می‌فهمی رنج را نبايد امتداد داد! بايد مثل يک چاقو که چيزها را می‌بُرد و از ميانشان می‌گذرد، از بعضی آدم‌ها بگذری و برای هميشه قائله رنج‌آور را تمام کنی.

Make Red And White Backdrop Effortlessly | Wedding,Birthday Engagement  Backdrop - YouTube

زندگی به ما می آموزد که عشق خیره شدن به یکدیگر نیست،
بلکه باهم به یکسو نگریستن است...

Red Backdrop Curtains 2 Panels 5ft x 10ft Polyester Photo Backdrop Drapes  for Wedding Christmas Party Decorations : Buy Online at Best Price in KSA -  Souq is now Amazon.sa: Electronics

خوشبختی تصادفی نیست یک هنر است ؛
شما منتظر خوشبختی نمینشینید، بلکه برایش
برنامه ریزی میکنید
خوشبختی را باید مانند طرحی زیبا، بر روی پارچه ای سفید دوخت ...!

خرید و قیمت مگنت پرمانه طرح آیه های قرآنی کد pmag.22846

DIY - Dollar Tree Carnations Backdrop

نخستین عاملی که لازم است تا جهان را برای زیست قابل تحمل سازد،
درک این حقیقت است که خودخواهی بشر، امری الزامی و اجتناب ناپذیر است.

تو از دیگران توقع از خودگذشتگی داری
و این توقعی غیرمعقول است که انسان ها می‌بایست به‌خاطر تو، امیال خود را زیر پا بگذارند.
چرا باید این کار را بکنند؟
وقتی این حقیقت را پذیرفتی و با خود کنار آمدی که در این دنیا هر کس برای خودش زندگی می‌کند،
آنگاه از دیگران کمتر توقع خواهی‌کرد .
آنان تو را مایوس نخواهند کرد و با عطوفت بیشتری به مردم خواهی نگریست.
انسان ها تنها در جستجوی یک چیز و تنها یک چیز هستند و آن لذایذ خودشان است. .........

File:Iowa 315.svg - Wikipedia

الله ...اطاعت از خداوند

حجاب... :: بنام مولا

وَإِذَا ذُكِّرُوا لَا يَذْكُرُونَ

و چون پند داده شوند عبرت نمی‌گیرند.

أَفَلَا يَسْمَعُونَ أَفَلَا يُبْصِرُونَ

مگر نمی‌شنوند؟مگر نمی‌بینند؟

Pin page

الله لطيف بعباده | مستقل

Surat AlAnam - سورة الانعام

وَسِعَ رَبِّي كُلَّ شَيْءٍ عِلْمًا أَفَلَا تَتَذَكَّرُونَ

مَا لَكُم مِّنْ إِلَـٰهٍ غَيْرُهُ أَفَلَا تَتَّقُونَ

وَالدَّارُ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِّلَّذِينَ يَتَّقُونَ أَفَلَا تَعْقِلُونَ

. لَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَيْكُمْ كِتَابًا فِيهِ ذِكْرُكُمْ أَفَلَا تَعْقِلُونَ

وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ أَفَلَا يُؤْمِنُونَ

. وَإِذَا ذُكِّرُوا لَا يَذْكُرُونَ

u/Standard_Reason1 - وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَنْ نُؤْمِنَ بِهَذَا الْقُرْآنِ وَلا بِالَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ ...  سورة سبأ

وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَن نُّؤْمِنَ بِهَٰذَا الْقُرْآنِ ... وَلَوْ تَرَىٰ إِذِ الظَّالِمُونَ مَوْقُوفُونَ عِندَ رَبِّهِمْ...

وَأَسَرُّوا النَّدَامَةَ لَمَّا رَأَوُا الْعَذَابَ وَجَعَلْنَا الْأَغْلَالَ فِي أَعْنَاقِ الَّذِينَ كَفَرُوا ۚ هَلْ يُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ

وَلَقَدْ وَصَّيْنَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ وَإِيَّاكُمْ أَنِ اتَّقُوا اللَّهَ إِن تَكْفُرُوا أَنتُمْ وَمَن فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا فَإِنَّ اللَّهَ لَغَنِيٌّ حَمِيدٌ

إِن تَكْفُرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنكُمْ وَلَا يَرْضَىٰ لِعِبَادِهِ الْكُفْرَ

﴿ وَلَقَدْ وَصَّيْنَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ  وَإِيَّاكُمْ أَنِ اتَّقُوا الله ﴾

و ما به کسانی که پیش از شما به آنان کتاب داده شده، و [نیز] به شما سفارش کردیم که از خدا پروا کنید اگر شما و هر که در روی زمین است همگی کافر شوید، بی‌گمان، خدا بی‌نیاز ستوده‌[صفات‌] است.»اگر کفر ورزید، خدا از شما سخت بی‌نیاز است و برای بندگانش کفران را خوش نمی‌دارد

تقوا در رفتار، گفتار و پندار

Image

اگر ما نیز به قران که نامه خداوند به بندگان است ایمان نداشته باشیم در زمره کافران قرار میگیریم وروزی در پیشگاه خدای تبارک وتعالی خواهیم ایستاد وندامت وپشیمانی بر ما غالب خواهد شد وزنجیر اهنین در گردن ما خواهند انداخت وبه سوی خانه ابدی رهسپار خواهیم شد معاذ الله وپاداش کفر ونافرمانی را خواهیم گرفت

لذا برای اینکه در زمره لَن نُّؤْمِنَ بِهَٰذَا الْقُرْآنِ کافران نباشی به خواندن ایه امن الرسول که در قران امده است مداومت داشته باشید کلمه لن نفی مطلق است لذا هنگامی که موسی ع وقوم او گفتند خدایا میخواهیم جمال ترا چهره ترا ببینیم خداوند فرمود لن ترانی هرگز مرا نخواهید دید لذا کافران با کلمه لن یعنی هرگز به قران ایمان نمیاوریم دریچه امید ونجات را بر خود بستند لذا خداوند جاودانه انان را معذب خواهد ساخت هنگامی که کلمه لن را بکار ببری یعنی حتی اگر حقانیت قران اشکار شود حتی اگر معجزه هم بیاوری ما ایمان نمی اوریم به همین خاطر است که کافران در اتش دوزخ جاودانه هستند چون مستحق عذاب هستند

حال که این طور است تو بر خلاف کلام کافران که گفتند لَن نُّؤْمِنَ بِهَٰذَا الْقُرْآنِ بر ایه امن الرسول قران مدامت داشته باشید تا رستگار شوید

آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْهِ مِن رَّبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ ۚ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِّن رُّسُلِهِ ۚ وَقَالُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا ۖ غُفْرَانَكَ رَبَّنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ

در روایتى که علی بن‌ابراهیم به سند خود از امام صادق علیه السلام نقل کرده، آمده است که آیه «آمن‌الرّسول» خطاب دو جانبه و بى‌واسطه خداوند با پیامبر در شب معراج است.
در این روایت، امام صادق علیه السلام از پیامبر صلى الله علیه و آله نقل مى‌کند: هنگامى که در معراج به سدرةالمنتهی رسیدم و تا اندازه دو قوس کمان به او نزدیک شدم، پروردگارم ندا داد: «ءَامنَ الرّسولُ بِما أُنزلَ إِلیهِ مِن رَبّهِ» و من از طرف خود و امّتم به خداوند پاسخ دادم: «و المُؤمِنونَ كُلٌّ ءَامنَ بِاللّهِ و مَلل- كَتهِ و كُتبهِ و رُسلهِ لانُفرّقُ بيَنَ أَحدٍ مِن رُسلِهِ» و گفتم: «سَمِعنا و أَطَعنا غُفرانَكَ رَبَّنا و إِلیكَ المَصِیر»؛ آن‌گاه خداوند فرمود: «لَايُكِلّفُ اللّهُ نَفسًا إِلّا وُسعَها لَها ماكَسبَت و عَلیهَا ما اکتَسبَت» و من از خدا خواستم: «رَبَّنا لَاتُؤاخِذنَا إَن نَسِینا أو أَخطَأنا» و خداوند فرمود: پذیرفتم.
گفتم: «رَبَّنا ولَاتَحمِل عَلَینا إِصرًا كَماحَملتَهُ عَلى الّذِینَ مِن قَبلِنا» و خداوند این دعا را نیز پذیرفت.
و گفتم «رَبَّنا و لَاتُحمّلنا مالَاطاقَةَ لَنَا بِهِ و اعفُ عَنّا واغفِرلَنا وارحَمنَا أَنتَ مَولنا فَانصُرنا عَلى‌القَومِ الکفِرین» و خداوند پاسخ داد: هر آن‌چه را از من خواستى، به تو و امّت تو بخشیدم.

No alternative text description for this image

بنام مولا

سورة الرحمن - surat alrahman

سورة الأعراف - Surat AlA'araf

عکس پروفایل آیه قرانی 99

عکس نوشته از قرآن کریم

الله..واتقوالله از خداوند بترسید

وَاتَّقُوا اللَّهَ ۖ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ

وَاتَّقُوا اللَّهَ ۚ إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ

وَكَذَٰلِكَ أَنزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا وَصَرَّفْنَا فِيهِ مِنَ الْوَعِيدِ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ

وَهَٰذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ فَاتَّبِعُوهُ وَاتَّقُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ

و این گونه آن را [به صورت‌] قرآنی عربی نازل کردیم، و در آن از انواع هشدارها سخن آوردیم، شاید آنان راه تقوا در پیش گیرند،

و این، خجسته کتابی است که ما آن را نازل کردیم؛ پس، از آن پیروی کنید و پرهیزگاری نمایید، باشد که مورد رحمت قرار گیرید،

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَل لَّكُمْ فُرْقَانًا وَيُكَفِّرْ عَنكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ۗ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ

إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ وَأَنَّ اللَّهَ مُخْزِي الْكَافِرِينَ

إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَوا وَّالَّذِينَ هُم مُّحْسِنُونَ

ای کسانی که ایمان آورده‌اید، اگر از خدا بترسید ، برای شما [نیروی‌] تشخیص [حق از باطل‌] قرار می‌دهد؛ و گناهانتان را از شما می‌زداید؛ و شما را می‌آمرزد؛ و خدا دارای بخشش بزرگ است. چرا که خدا پرهیزگاران را دوست دارد. و این خداست که رسواکننده کافران است.

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَوَلَّوْا عَنْهُ وَأَنتُمْ تَسْمَعُونَ وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ قَالُوا سَمِعْنَا وَهُمْ لَا يَسْمَعُونَ إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِندَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لَا يَعْقِلُونَ إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِندَ اللَّهِ الَّذِينَ كَفَرُوا فَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ

اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، خدا و فرستاده او را فرمان بريد و از او روى برنتابيد در حالى كه [سخنان او را] مى‌شنويد.قطعاً بدترین جنبندگان نزد خدا کران و لالانی‌اند که نمی‌اندیشند. بی‌تردید، بدترین جنبندگان پیش خدا کسانی‌اند که کفر ورزیدند و ایمان نمی‌آورند.

إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا أُولَٰئِكَ هُمْ شَرُّ الْبَرِيَّةِ

إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا أُولَٰئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ

فَذَكِّرْ إِنَّمَا أَنتَ مُذَكِّرٌ

پس تذکر ده که تو تنها تذکردهنده‌ای.

فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ

پس آیا پندگیرنده‌ای هست؟

شبكة فجر الثقافية :: الدعوة إلى التعقل من قبل القرآن

قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ

أَتَخْشَوْنَهُمْ ۚ فَاللَّهُ أَحَقُّ أَن تَخْشَوْهُ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ

وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ

Image

سوره نحل آیه 128 - 22 اردیبهشت 1403 - یک آیه | پخش زنده شبکه 1 - ۲۲  اردیبهشت ماه ۱۴۰۳

قال الله الحکیم: «ان الله مع الذین اتقوا و الذین هم محسنون»

آیات قرآنی مناسب بیو و کپشن اینستا

آیه های قرآنی کوتاه و با معنی

الوعد والوعيد في القرآن المجيد –  وصرفنا فيه من الوعيد لعلهم يتقون

No photo description available.

5 98 – القرآن الكريم بدقة غير مسبوقة - جودة عالية جدا

🔔 ارزش ترس از خداوند

متن درباره قران کوتاه

جملات ادبی و زیبا درمورد قرآن کریم

امثال 9:10 - «ترس خداوند آغاز حکمت است،
و شناخت آن قدوس، بصیرت.

امثال 7:1 - ترس خداوند سرآغاز دانش است،
اما حکمت و ادب را جاهلان خوار می‌شمارند.

بوشهر| خیر بوشهری ماهانه 40 میلیون تومان به نیازمندان کمک می‌کند

مفهوم «ترس از خداوند» در آیات قرآن

الله ...فذکر بالقران

شبكة فجر الثقافية :: الخوف في القرآن(١)

ق ۚ وَالْقُرْآنِ الْمَجِيدِ

قاف، سوگند به قرآن باشکوه،

تَبْصِرَةً وَذِكْرَىٰ لِكُلِّ عَبْدٍ مُّنِيبٍ

براى هر بنده توبه‌كارى بينش‌افزا و پندآموز باشد.

وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ

و ما از شاهرگ [او] به او نزديكتريم.

وَنُفِخَ فِي الصُّورِ ۚ ذَٰلِكَ يَوْمُ الْوَعِيدِ

و در صور دمیده شود؛ این است روز تهدید [من‌].

وَمَا أَنَا بِظَلَّامٍ لِّلْعَبِيدِ

و من [نسبت‌] به بندگانم بیدادگر نیستم.»

فَذَكِّرْ بِالْقُرْآنِ مَن يَخَافُ وَعِيدِ

پس به [وسیله‌] قرآن هر که را از تهدید [من‌] می‌ترسد پند ده.

الوعد والوعيد في القرآن المجيد – ونفخ في الصور ذلك يوم الوعيد

سورة ق - YouTube

ق ۚ وَالْقُرْآنِ الْمَجِيدِ

وَمَا أَنَا بِظَلَّامٍ لِّلْعَبِيدِ

ق ۚ وَالْقُرْآنِ الْمَجِيدِ

فَذَكِّرْ بِالْقُرْآنِ مَن يَخَافُ وَعِيدِ

ق ۚ وَالْقُرْآنِ الْمَجِيدِ

تَبْصِرَةً وَذِكْرَىٰ لِكُلِّ عَبْدٍ مُّنِيبٍ

وَنُفِخَ فِي الصُّورِ ۚ ذَٰلِكَ يَوْمُ الْوَعِيدِ

وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ

وَنُفِخَ فِي الصُّورِ ۚ ذَٰلِكَ يَوْمُ الْوَعِيدِ

فَذَكِّرْ بِالْقُرْآنِ مَن يَخَافُ وَعِيدِ

فذكر بالقرآن من يخاف وعيد | فَذَكِّرْ بِالْقُرْآنِ مَن يَخَا… | Flickr

Pin page

الله...اطاعت از خدا

القارئ منصور السالمي سورة طه (وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ  مَعِيشَةً ضَنْكًا)

وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِي...نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَىٰ

إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِّأُولِي النُّهَىٰ

أَتَتْكَ آيَاتُنَا فَنَسِيتَهَا ۖ وَكَذَٰلِكَ الْيَوْمَ تُنسَىٰ

فَمَنِ اتَّبَعَ هُدَايَ فَلَا يَضِلُّ وَلَا يَشْقَىٰ

فَنَتَّبِعَ آيَاتِكَ مِن قَبْلِ أَن نَّذِلَّ وَنَخْزَىٰ

هر کس از قران دوری کند روز قیامت کور محشور میشود وروز قیامت خداوند همچنان که کلام او را فراموش کردند خداوند نیز انان را فراموش میکند اگر الان که زنده هستیم از هدایت قران بهره مند شویم هرگز گمراه وبدبخت نمیشویم وخوشبختی را در اغوش میکشیم قبل از انکه خواری ورسوایی روز قیامت دامن گیر ما شود باید از ایات قران پیروی کنییم

وما كنا معذبين حتي نبعث رسولاً

77 سورة طه ideas | quran tafseer, place card holders, peaceful words

ومن اعرض عن ذكري-~~~~

الله ...دار السلام

وَاللَّهُ يَدْعُو إِلَىٰ دَارِ السَّلَامِ

الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ الْمُؤْمِنُ السَّلَامُ

وَاللَّهُ يَدْعُو إِلَىٰ دَارِ السَّلَامِ

وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ حَدِيثًا وکلام

Bayt Al Fann (@BaytAlFann) / X

خدای تبارک وتعالی ما را به سوی دار سلامتی که همان بهشت اوست فرا خوانده است وباید اورا دراین امر متابعت وپیروی کنییم چون او صادقترین فرد در گفتار وکردار است باید به حرف او اعتماد داشته باشیم ودل به دنیایی که پر از درد وگرفتاری وافت است نبندیم بلکه به دار السلام که وعده داده است امید داشته باشیم وتمام اعمال ما برای رسیدن به ان منزل باشد

دار السلام: خانه سلامت. سلام و سلامت هر دو به يك معنى است . بهشت ظاهرا از آن دار السلام است كه در آن سلامت اكمل حكم فرماست‏ . لَهُمْ دارُ السَّلامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ . (‏ انعام/ 127)

مبلّغان بهائی مدعی‌اند دارالسلامی که خداوند در قرآن وعده داده است، همان شهر بغداد است که بعدها حسینعلی نوری در آن ادعای پیامبری کرده است. این در حالیست که با مراجعه به تفاسیر اهل بیت (علیهم السلام) از این آیه‌ی شریفه در می‌یابیم که مقصود از دارالسّلام بهشت موعود است.

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ به مناسبت ایام رضوان بهائی و ادعای نزول دینی جدید توسط پیامبرخوانده‌ی بهائیت، مبلّغان بهائی با نقل آیه‌ی 25 سوره مبارکه یونس، مدعی شدند که خداوند در این آیه‌ی شریفه، به بعثت حسینعلی نوری از شهر بغداد بشارت داده است.
همچنان که در آیه‌ی مبارکه می‌خوانیم: «وَاللَّهُ يَدْعُو إِلَىٰ دَارِ السَّلَامِ وَيَهْدِي مَنْ يَشَاءُ إِلَىٰ صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ [یونس/25]؛ و خداوند به سرای صلح و سلامت دعوت می‌کند؛ و هرکس را بخواهد (و شایسته و لایق ببیند)، به راه راست هدایت می‌نماید».
مبلّغان بهائی، ذیل این آیه‌ی شریفه می‌گویند که دارالسّلام لقب شهر بغداد است و آیه‌ی شریفه، نوعی بشارت به طرح ادعای پیامبری حسینعلی نوری از شهر بغداد می‌باشد.

اما در پاسخ به ادعای مبلّغان بهائی، می‌گوییم:

اول: بر فرض نادیده گرفتن تفاسیر و تصور شهر دارالسّلام به عنوان مقصود آیه، چه قرینه‌ای وجود دارد که منظور آیه‌ شریفه، شهر دارالسلام در کشور تانزانیا نباشد؟!
دوم: مگر طبق ادعای مبلّغان بهائی، حسینعلی بهاء همان موعود باب کاذب نیست؟! پس چگونه وقتی علی‌محمد شیرازی مکان ظهور موعود خود را مسجدالحرام معرفی نمود[1]، حسینعلی بهاء از بغداد ادعای پیامبری بلند می‌کند و پیروانش بی‌توجه به این تناقض، به تحریف قرآن نیز می‌پردازند! بلاخره حسینعلی بهاء موعود قرآن کریم است یا بیان ساختگی باب؟!
سوم: حتی اگر دارالسلام را لقب بغداد و مقصود این آیه در نظر بگیریم، برای اثبات مقصود بهائیان لازم می‌بود به جای (إلی) در آیه شریفه، (مِن) بکار برده شود.
چهارم: با توجه به دلایل عقلی و نقلی بسیار، از جمله آیه‌ی شریفه‌ی: «وَ أَنْزَلْنا إِلَيْکَ الذِّکْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ [نحل/44]؛ ما این ذکر [ قرآن ] را بر تو نازل کردیم، تا آنچه به سوی مردم نازل شده است برای آن‌ها روشن سازی»؛ حضرت محمّد (صلّی الله علیه و آله) و بالتبع اهل‌بیت (علیهم السلام) مفسران حقیقی کلام الهی هستند.
از این‌رو با مراجعه به تفاسیر، در می‌یابیم که تحریف بهائیان از تفسیر این آیه‌ی شریفه، فرسنگ‌ها فاصله دارد. چرا که روایات ذیل این آیه‌ی شریفه، «السّلام» یکی از نام‌های پروردگار معرفی شده [2] و دارالسّلام به معنای بهشت است؛ همچنان که امام سجاد (علیه السلام) می‌فرمایند: «وَ اللهُ یَدْعُوا إِلی دارِ السَّلامِ یَعْنِی بِهِ الْجَنَّهًَْ [3]؛ منظور از دارالسّلام، بهشت است».

Image

اِتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ

يُحِقُّ اللَّهُ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ

محمد ص

به نظر من زیباترین شعر را در باره حضرت محمد مصطفی ص را حافظ سروده است انجا که میگوید

ستاره ای بدرخشید وماه مجلس شد

دل رمیده ما را انیس ومونس شد

نگار من که به مکتب نرفت وخط ننوشت

به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد

حال ببین خداوند در قران در باره محمد ص چه میگوید فکر نکن چون پیامبر هستی هر کس را که دوست داشته باشی به سوی من هدایت میکنی هدایت به اراده من است هر کس لیاقت هدایت را داشته باشد خداوند او را هدایت میکند حال که درب نبوت مسدود شده است به قران متمسک بشویم واز خداوند وکتاب اسمانی او طلب هدایت بکنییم

Image

إِنَّكَ لَا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَن يَشَاءُ ۚ

در حقیقت، تو هر که را دوست داری نمی‌توانی راهنمایی کنی، لیکن خداست که هر که را بخواهد راهنمایی می‌کند

Image

حافظ در باره اراده خداوند در بدبختی وخوشبختی ما میگوید

آیین تقوی ما نیز دانیم

لیکن چه چاره با بخت گمراه

آیین تقوا ما نیز دانیم شعر حافظ در زمان آدم ما و می و زاهدان و تقوا - عکس  ویسگون


تقویم برترین‌ ها: بزرگداشت حافظ

تعبيرية

وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَٰكِن يُضِلُّ مَن يَشَاءُ وَيَهْدِي مَن يَشَاءُ

و اگر خدا می‌خواست قطعاً شما را امتی واحد قرار می‌داد، ولی هر که را بخواهد گمراه و هر که را بخواهد هدایت می‌کند

Image

أفمن زين له سوء عمله فرآه حسنا فإن الله يضل من يشاء ويهدي من يشاء فلا تذهب  نفسك عليهم حسرات ….)غافر

لَيْسَ عَلَيْكَ هُدَاهُمْ وَلَكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ.