شعر...دلم هوای تو کرده...


گر کشد خصم بزور از کف من دامن دوست
چکند با کشش دل که میان من و اوست؟
گفتم به عزم توبه نهم جام می ز کف
مطرب زد این ترانه که می نوش و لاتخف
عمر تو گنج و هر نفس از وی یکی گهر
گنجی چنین لطیف مکن رایگان تلف
























ای دوست بیا تا غمِ فردا نخوریم
وین یک دمِ عمر را غنیمت شمریم
فردا که ازین دیرِ فنا درگذریم
با هفتهزارسالگان سربهسریم

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مهر ۱۴۰۳ ساعت 7:25 توسط یوسف نورایی مطلق
|