هَٰذَا رَحْمَةٌ مِّن رَّبِّي ....




هَٰذَا رَحْمَةٌ مِّن رَّبِّي
بهترین هدیه ای که در زندگی خدای تبارک وتعالی به من هدیه کرده است یک خانه مسکونی در شمال تهران است ومنتظرم که مولای من سند ان را نیز بنام من بزند وانگاه در سر در ان خانه یک تابلو هَٰذَا مِن فَضْلِ رَبِّي نصب بکنم ودر ان خانه طوری مولایم را مدح وستایش بکنم وطوری شکر این نعمت را به جا اورم که از من راضی شود حکایت این خانه مثل حکایت حضرت یوسف وبرادران اوست واز جهتی این حکایت غریب است که نام من هم یوسف است من با خریدن خانه ای در تهران در سال 1388 به چاهی افتادم که بیرون امدن از ان چاه 16سال طول کشیده است اما به لطف خداوند ورق برگشته است ومن این را رحمتی از سوی او میدانم وبزودی منتظر ان هستم که با گرفتن سند این خانه چشم من به رحمت وفضل خداوند روشن بشود
واما برای رسیدن به این خانه چه مشقت ها که ندیدم لذا میشود یک کتابی در باره ان نوشت کتابی که چشمان کسانی را که تجربه ندارند را باز میکند که چطور به اسانی میتوان از یک مشکل بزرگ در زندگی جلوگیری کرد اما بعضی از ازمایش های زندگی کار خداست چون با تمام احتیاط معامله کردم ولی خداوند طوری دیگری اراده کرده بود وباز هم خداوند ما را یاری کرد ومن این را رحمتی از سوی او میدانم هر موقع سند این هدیه خدا بنام من زده شد تاریخ ان را برایتان بیان میکنم وشمه ای از ماجرای عجیب این هدیه خدا رابیان میکنم...............






