دلربا دلتنگم...


ای دلربا دلتنگم با من سر جنگ داری
آنقدر به تو میبازم تا دل به من بسپاری
من بی تو ابری میشوم چشمان من غم دارد
بهتر اگر با گریه ام باران ببارد ...
تو از درون سینه ام قلب مرا ربودی
تو نیم دیگرم که نه تمام من تو بودی
نفس نمیکشم ببین هوای من تو بودی
گفتی خداحافظ ولی خدای من تو بودی
بگو چرا چگونه شد که دل به تو سپردم
چگونه جان من شدی که بی بهانه مردم
به مرز گریه میرسم بدون شانه هایت
تمام ناتماممی ای عشق بی نهایت









+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم آبان ۱۴۰۴ ساعت 7:18 توسط یوسف نورایی مطلق
|