گریه ....

.gif)

.gif)
فَلْيَضْحَكُوا قَلِيلًا وَلْيَبْكُوا كَثِيرًا جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ کم بخندند وبسیار بگریند به سزای اعمال زشتی که انجام دادند

در کتاب خویش چون حی قدیر
بندگان را گفت وَلْيَبْكُوا كَثِيرًا
خیز و شب ها چشم دل بیدار کن
گریه از خوف خدا بسیار کن
چون بگرید مؤمن از خوف خدا
لرزه می افتد به عرش کبریا
گریه بر هر درد بی درمان دواست
چشم گریان چشمه ی فیض خداست
از پی هر گریه آخر خنده ای است
مرد آخر بین مبارک بنده ای است
آب کم جو، تشنگی آور به دست
تا بجوشد آبت از بالا و پست
تا نگرید ابر کی خندد چمن
تا نگرید طفل کی نوشد لبن
کام تو موقوف زاری دل است
بی تضرع کامیابی مشکل است
چون خدا خواهد که غفاری کند
میل بنده جانب زاری کند
ای خدا زاری ز تو مرهم ز تو
هم دعا از تو، اجابت هم ز تو
![Stream [ فليضحكوا قليلا وليبكوا كثيرا ] - تلاوه لـ خالد الجليل - مبكيه وخاشعة جدا َ by Quran1001 | Listen online for free on SoundCloud](https://i1.sndcdn.com/artworks-000086232924-iw9cn3-t500x500.jpg)

گر چه بری است از مَلال ذاتِ ذُوالجلال
او در دل است و هیچ دلی نیست بی مَلال


أَللّهُمَّ ارْزُقْنی شَفاعَهَ الْحُسَیْنِ یَومَ الْوُرُودِ.

تمثال مبارک شیخ جعفر مجتهدی
تلنگر وحکایتی عجیب
مرحوم شیخ جعفر اقای مجتهدی با چندی از طلاب و شاگردان داخل حجره نشسته بودند و مشغول کار . . .
آقا شیخ جعفر کاغذ و قلمی طلب میکنه . . .
چشماش چند دقیقه ای بسته میشه و بعد شروع میکنه به گریه شدید . . .
دو بیت شعر رو کاغذ می نویسه . . .
طلاب سئوال میکنند آقا این دوبیت انقدر تاثیر داشت روی شما ؟
شیخ می فرمایند : این شعر رو خود حضرت صاحب الزمان ( عجل الله تعالی فرجه ) در مورد عمویشان عباس (علیه السلام ) فرمودند و من یاد داشت کردم . . .
اون دو بیت این بود :
یادم ز وفای اشجع الناس آید
وز چشم ترم سوده الماس آید
آید به جهان اگر حسین دگری
هیهات برادری چوعباس آید

شاید دراین حدیث دچار شک وتردید شوی که اسمان چگونه گریه میکند خدای تبارک وتعالی در قران این حدیث را تایید کرده است که اسمان وزمین برای مرگ گروهی گریه میکنند وبرای مرگ گروهی گریه نمیکنند خدای تبارک وتعالی میفرماید هنگامی که لشگر فرعون واو را غرق کردیم اسمان وزمین در مرگ انان گریه نکردند این کلام حدیث بالا را تایید میکند
فَمَا بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّمَاءُ وَالْأَرْضُ و آسمان و زمین بر آنان گریه وزاری زاری نکردند

جناب آقای مصطفی حسنی تعریف کردند : روزی همراه بعضی از دوستان...
جناب آقای مصطفی حسنی تعریف کردند : روزی همراه بعضی از دوستان جهت زیارت آقای مجتهدی به قزوین منزل آقای حاج فتحعلی رفتیم ، بعد از اینکه لحظاتی را در خدمتشان سپری کردیم ، خطاب به حاج آقا فتحعلی فرمودند : کاغذ و قلمی تهیه کنید تا یک دو بیتی درباره حضرت ابالفضل علیه السلام بگویم ، حاج علی آقا یک برگ کاغذ و قلمی به ایشان دادند ، پشت کاغذ مقدار اندکی خط خورگی داشت ، فرمودند اسم آقا را بر روی کاغذ قلم خورده نمی نویسند و حاج علی آقا فورا کاغذی کاملا تمیز مهیّا نمودند ، آنگاه آقای مجتهدی گفتند : حضرت ولیّ عصر ارواحناه فداه می فرمایند : هر کس با این دو بیت شعر متوسل به عمویم قمر منیر بنی هاشم حضرت عباس علیه السلام بشود ،حتما حاجتش بر آورده خواهد شد و سپس شروع به خواندن بیت اوّل کردند و در فاصله بین بیت اوّل و دوّم حدود نیم ساعت با شدت تمام می گریستند ، آنگاه بیت دوّم را خوانده و باز حدود نیم ساعت شدیداً گریه کردند آنگاه دو بیتی را روی کاغذ نوشتیم که عبارت بود از:
یادم ز وفای اشجع الناس آید
وز چشم ترم سوده الماس آید
آید به جهان اگرحسین دگری
هیهات برادری چو عباس آید
کتاب لاله ای از ملکوت – شیخ جعفر مجتهدی







اشک
به خود می گویم:
لااقل چشمی گریان داشته باش.......
امام زين العابدين علیه السلام:
كُلُّ عَينٍ ساهِرةٌ يَومَ القِيامةِ إلّا ثلاثَ عُيونٍ: عَينٌ سَهِرَت في سَبيلِ اللّهِ، وعينٌ غَضَّت عَن مَحارمِ اللّهِ، وعَينٌ فاضَت مِن خَشية اللّهِ؛
تمام چشمها در روز قيامت گريان و چون چشمه روانند مگر سه چشم: چشم بيدارى كشيده در راه خدا و چشم فروهشته از حرام هاى الهى و چشم اشك بار از ترس خدا.
الكافي: ج ۲ ص ۸۰ ح ۲ / چشم تماشا: ج1 ص144.
