27رجب 1403
في معنى قولِ اللهِ تعالى “يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ”

يَوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ
[یاد کن] روزی را که هر گروهی را با پیشوایشان فرا میخوانیم.
درا ن روز ابتدا دست به دامن امام اول خود میشوم که علی بن ابیطالب است فورا پشت سر او صف میکشیم میگویم امام من علی ع است همه عالم دنیا علی را میشناسند وبه او افتخار میکنیم با افتخار میگویم من شیعه علوی هستم وسریع در صف امام خود صف میکشیم
اگر علی ع ما را لیاقت علوی بودن ندانست فورا بدون درنگ میروم پشت سر امام صادق ع قرار میگیرم میگویم من شیعه جعفری هستم واو را امام خود میدانستم همه عالم هم علم ودانش ودرایت هوش امام صادق را میدانند گروهی از دانشمندان مسیحی کتابی بنام مغز متفکر جهان شیعه در باره شخصیت او نوشته اند علمای اهل تسنن در دانشگاه الازهر مصر ان قدر شیفته فقه این امام شدند که کرسی فقه جعفری را به رسمیت شناختند اگر این دو امام مر انپذیرند مجبورم پشت سر نگارم محبوبم قرار بگیرم ومتوسل به شفاعت او بشوم اخرین دریچه امید ما مسلمانان نگارمان محمد ص است
لذا من با افتخار میگویم شیعه علوی هستم با افتخار هم میگویم شیعه جعفری هستم اگر این بزرگواران ما را به عنوان شیعه خود بپذیرند قبول درگاه حق تعالی واقع میشویم ورستگار میشویم




شيخ طوسى از محمد بن سليمان ديلمى روايت كرده است كه: به خدمت حضرت صادق عليه السلام عرض كردم كه شيعيان تو مىگويند كه ايمان بر دو قسم است يكى مستقر و ثابت و ديگر آنكه به امانت سپرده شده است و زايل مىگردد پس به من بياموز دعايى را كه هر گاه آن را بخوانم ايمان من كامل گردد و زايل نشود فرمود كه بگو بعد از هر نماز واجب
رَضِيتُ بِاللَّهِ رَبّاً وَ بِمُحَمَّدٍ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ نَبِيّاً وَ بِالْإِسْلاَمِ دِيناً وَ بِالْقُرْآنِ كِتَاباً وَ بِالْكَعْبَةِ قِبْلَةً وَ بِعَلِيٍّ وَلِيّاً وَ إِمَاماً وَ بِالْحَسَنِ وَ اَلْحُسَيْنِ وَ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ وَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ وَ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ وَ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ اَلْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ وَ اَلْحُجَّةِ بْنِ اَلْحَسَنِ صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَيْهِمْ أَئِمَّةً اَللَّهُمَّ إِنِّي رَضِيتُ بِهِمْ أَئِمَّةً فَارْضَنِي لَهُمْ إِنَّكَ عَلىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ


پیامبر اکرم ص فرمودند: هر کاری که با بسم الله الرحمن الرحیم شروع نشود ابتر است.


امام صادق ع فرمودند
طلبت ثقل الميزان، فوجدته فى شهادة »ان لا اله الا الله و محمد رسول الله»:
و سنگينى ترازوى اعمال را جستجو نمودم، پس آن را در گواهى به يگانگى خدا تعالى و رسالت حضرت محمد (ص) يافتم.
نام رسول گرامی اسلام حضرت محمد (ص) چهار بار در قرآن و در سوره های زیر آمده است:
1. آل عمران، آیه 144: "وَ ما مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِکُمْ وَ مَنْ یَنْقَلِبْ عَلى عَقِبَیْهِ فَلَنْ یَضُرَّ اللَّهَ شَیْئاً وَ سَیَجْزِی اللَّهُ الشَّاکِرینَ".
2. احزاب، آیه 40: "ما کانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِکُمْ وَ لکِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَ خاتَمَ النَّبِیِّینَ وَ کانَ اللَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلیماً.
3. محمد، آیه 2: "وَ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ آمَنُوا بِما نُزِّلَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ هُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ کَفَّرَ عَنْهُمْ سَیِّئاتِهِمْ وَ أَصْلَحَ بالَهُمْ".
4. فتح، آیه 29: "مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَماءُ بَیْنَهُمْ تَراهُمْ رُکَّعاً سُجَّداً یَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللَّهِ وَ رِضْواناً سیماهُمْ فی وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذلِکَ مَثَلُهُمْ فِی التَّوْراةِ وَ مَثَلُهُمْ فِی الْإِنْجیل...".
یکبار نام رسول خدا ص به اسم احمد امده است
وَإِذْ قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُم مُّصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ يَأْتِي مِن بَعْدِي اِسْمُهُ أَحْمَدُ
مابقی ایات اشاره به او شده است مثل طه یس عبد ....بیشترین اشاره عبد است چون او از بندگی به این مقام رسید
هُوَ الَّذِي يُنَزِّلُ عَلَىٰ عَبْدِهِ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ لِّيُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ ۚ وَإِنَّ اللَّهَ بِكُمْ لَرَءُوفٌ رَّحِيمٌ
رَّسُولًا يَتْلُو عَلَيْكُمْ آيَاتِ اللَّهِ مُبَيِّنَاتٍ لِّيُخْرِجَ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ ۚ
تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَىٰ عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعَالَمِينَ نَذِيرًا
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَنزَلَ عَلَىٰ عَبْدِهِ الْكِتَابَ وَلَمْ يَجْعَل لَّهُ عِوَجًا ۜ
سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَىٰ بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا ۚ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ
فَأَوْحَىٰ إِلَىٰ عَبْدِهِ مَا أَوْحَىٰ
وَإِنَّكَ لَعَلَىٰ خُلُقٍ عَظِيمٍ
قال رسول الله ص
إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاقِ
روایتی در کتاب کافی از امام صادق(ع) و با سند متصل و صحیح روایت شده است که ایشان فرمودند:
«خداى عزّ و جلّ پیغمبرانش را به "مکارم اخلاق" زینت داد، شما نیز خود را بیازمائید، اگر چنین اخلاق والایی در وجود شما هم بود، خدا را سپاس گوئید و بدانید که بودن آنها در شما خیر است و اگر در شما نبود، از خدا بخواهید و نسبت به آنها رغبت جوئید.
امام سپس ده مصداق از مکارم اخلاق را بیان فرمود:
یقین، قناعت، صبر، شکر، خویشتن دارى، خلق نیکو، سخاوت، غیرت، شجاعت و مروّت».
سرآمد همه پیامبران الهی حضرت پیامبر خاتم(ص) است که خداوند در این زمینه ایشان را به «خُلق عظیم» ستوده و دربارهاش فرموده: «و اخلاق نیک برجستهاى در اندرونت وجود دارد».
«أَخْبَرَنا أبو محمّد بن یوسُف الاصبَهانی، أنبأ أبو سعید بن الأعرابیّ، ثنا أبو بکر محمّد بن عُبَید المَرْوَرّوذیّ، ثنا سعید بن منصور، ثنا عبد العزیز بن محمّد، أخبرنی محمّد بن عَجْلان، عن القَعْقاع بن حکیم، عن أبی صالح، عن أبی هُرَیْرَة، قال: قال رسول الله(ص): إِنَّما بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکارِمَ الْأَخْلاقِ»؛ بیهقی، احمد بن حسین، السنن الکبری، ج 10، ص 323، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ سوم، 1424ق.
وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلًا ۚ قُلْ كَفَىٰ بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ
و كسانى كه كافر شدند مىگويند: «تو فرستاده نيستى.» بگو: «كافى است خدا و آن كس كه نزد او علم كتاب است، ميان من و شما گواه باشد.»
خدای تبارک وتعالی انقدر محمد ص را دوست دارد که کسانی که منکر این هستند که محمد فرستاده ورسول خداست را کافر خوانده است وخدای تبارک وتعالی دو نفر را برای صداقت اینکه تو فرستاده خدا هستی را کافی دانسته است یکی خود خداوند گواه است ودیگری کسی که علم کتاب خدا قران در نزد اوست وان کسی جز علی بن ابیطالب نیست
الأمالي ، الشيخ الصدوق ، ص 659 .
ابي سعيد خدري گفته است : از رسول خدا راجع به آيه « ومن عنده علم الكتاب » سؤال كردم ، فرمود : كسي كه علمي از كتاب در نزد او است آن كس وصي و برادرم سليمان بن داود است . گفتم يا رسول اللَّه در گفتار ديگري خداوند عز و جل : « بگو بس است به خدا گواه ميان من و شما و كسي كه نزد او است علم كتاب » فرمودند : آن كس برادرم علي بن ابي طالب است .
رسول خدا(ص) در شب معراج فرشتهای را به شکل و شمایل امام علی(ع) مشاهده نمود که در این زمینه باید گفت که اصل وجود فرشتهای با شکل و شمایل امام علی(ع) و یا حتی حضور خود امام(ع) در بهشت، مطلبی نیست که مخالف عقل و یا نقل باشد، اما هر گزارش باید جداگانه مورد بررسی سندی و محتوایی قرار گیرد. به هر حال، در یکی از این گزارشها میخوانیم:
رسول خدا(ص) فرمود: شبی که مرا به معراج بردند، در آسمان فرشتهای را دیدم که بر منبری از نور نشسته و فرشتگان گرد او جمع بودند. از جبرئیل سؤال کردم این فرشته کیست؟ به من گفت: به او نزدیک شو و سلامش کن. من نزدیکش شدم و سلامش کردم. در این هنگام مشاهده نمودم که او برادر و پسر عمویم علی بن ابی طالب(ع) است. به جبرئیل گفتم: یا جبرئیل! علی(ع) بر من سبقت جسته و در آسمان چهارم است؟! جبرییل(ع) چنین گفت: او علی(ع) نیست! لکن ملائکه به جهت محبت زیادی که به علی(ع) دارند از خداوند درخواست دیدار او را کردند و خداوند ملکی را به صورت علی(ع) خلق نمود که در هر شب و روز جمعه، هفتاد هزار فرشته او را زیارت نموده و تسبیح و تقدیس مینمایند و ثواب آن را به دوستان او هدیه مینمایند.[1]
خدای تبارک وتعالی در قرانئ5بار نام رسول خدا ص پیامبر اسلام را اورده است چهار بار محمد ویکبار احمد نام برده است اما ذربیشتر موارد به جای محمد کلمه عبد را بکار برده است یعنی محمد ص اگر به جایی رسید از بندگی وعبد رسید ودر زمره نعم العبد بوده است
تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَىٰ عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعَالَمِينَ نَذِيرًا
الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلَمْ يَتَّخِذْ وَلَدًا وَلَمْ يَكُن لَّهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ
وَخَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِيرًا
امام علی عليه السلام:
فـَبـَعـَثَ اللّهُ مـُحـَمَّداً (ص) بـِالْحـَقِّ لِيـُخـرِجَ عـِبـادَهُ مِنْ عِبادَةِ الاَْوْثانِ إلى عِبادَتِهِ وَ مِنْ طاعَةِ الشَّيْطانِ اِلى طاعَتِهِ؛
خداوند، محمد(ص) را به حق برانگيخت تا بندگانش را از پرستش بتان به عبادت او درآورد و از پيروى شيطان به فرمان بردارى او سوق دهد.
نهج البلاغه : خ ۱۴۷، ص ۴۴۶
پيامبر صلي الله عليه و آله : إنَّما بُعِثتُ لاُِتَمِّمَ مَكارِمَ الأخلاقِ ؛
پيامبر صلي الله عليه و آله :من مبعوث شدم تا بزرگوارى هاى اخلاقى را كامل كنم
باید درسنن رسول خدا تحقیق وتفحص کنییم تا مکارم اخلاقی اورا در زندگی فردی او کشف وبوسیله عمل به ان اخلاق رستگار شویم وخدای تبارک وتعالی به ما فرمان داده است که از سنن رسول خدا ص پیروی کنییم پیروی از اخلاق وسنن او پیروی از خداوند به حساب امده است
مَّن يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ
چهل اخلاق و رفتار پیامبر گرامى اسلام
1-دائماً متفکر بود
2-اکثر اوقات ساکت بود
3-خلقش نرم بود
4کسى را تحقیر نمى کرد
5دنیا و ناملایمات هرگز او را به خشم نمى آورد
6حقى كه پایمال مى شد از شدت خشم کسى او را نمى شناخت تا اینکه حق را یارى کند
7هنگام اشاره به تمام دست اشاره مى فرمود
8وقتى خوشحال میشد چشمها را به هم مى نهاد
9بیشترخندههاىآنحضرت تبسم بود
10همیشه مى فرمود حاجت و نیاز کسانى که به من دسترسى ندارند را ابلاغ کنید
11🔹هر کس را به مقدار فضیلتى که در دین داشت احترام مى کرد
12🔹با مردم انس مى گرفت و آنان را از خود دور نمى کرد
13در همه امور اعتدال داشته و افراط و تفریط نمى کرد
14زبان خویش را از بیان سخنان غیرضرورى کنترل مى کرد
15🔹در انجام وظیفه به هیچ وجه کوتاهى نمى كرد
16🔹بافضیلتترین فرد نزد پیامبر خیرخواهترین آنان براى مردم بود
17🔹پیامبر در هیچ محفل و انجمنى نمى نشست و برنمى خاست جز آنکه به یاد خدا باشد
18🔹در مجالس جایگاه خاص براى خود برنمى گزید
19🔹هنگامى كه بر جمعى وارد مى شد هر جایى خالى بود مى نشست و به یاران خویش دستور مى داد این گونه عمل کنند.
20🔹هر کس براى رفع نیاز رجوع مى کرد نیازش را برآورده مى کرد یا با کلام دلنشین آن حضرت قانع مى شد.
21🔹رفتار پیامبر آنقدر نرم بود که مردم او را همچون پدرى دلسوز و مهربان مى دانستند و حق همه مردم نزد آن بزرگوار یکسان بود
22🔹مجلسش مجلس بردبارى، حیا، صدق و امانت بود
23🔹عیبجو نبود و از کسى هم تعریف زیاد نمى کرد
24🔹پیامبر نفس خود را از سه چیز پرهیز مى داد جدال، پرحرفى و سخنان غیرضرورى
25🔹هرگز کسى را سرزنش نمى کرد
26🔹در پى لغزشهاى مردم نبود
27🔹سخن نمى گفت مگر در جایى که امید ثواب در آن وجود داشت
28🔹سخن کسى را قطع نمى کرد مگر این که از حد متعارف تجاوز مى کرد
29🔹به آرامى و متانت گام برمى داشت
30🔹کلامش مختصر، جامع، آرام و شمرده بود و آهنگ صدایش از همه مردم زیباتر بود
31🔹رسول خدا صلی الله علیه وسلم شجاعترین، بهترین و سخاوتمندترین مردم بود
32🔹پیامبر در تمام حالات و در برابر همه مشکلات شکیبا بود
33🔹پیامبر بر روی زمین مى نشست و غذا مى خورد
34🔹با دست خویش کفش خود را وصله مى زد و جامه خود را با دست خود مى دوخت
35🔹آنقدر از ترس خدا مى گریست که جاى نماز آن حضرت نمناک مى شد
36🔹هر روز هفتاد بار استغفار مى كرد
37🔹لحظهاى از عمر بابرکت خویش را بیهوده نمى گذرانید
38🔹دیرتر از همه مردم به خشم مى آمد و زودتر از همه راضى مى گشت
39🔹با ثروتمندان و تهیدستان یکسان دست مى داد و مصافحه مى کرد وقتى به کسی دست مى داد بیش از او دست خویش را باز نمى کشید
40🔹با مردم شوخى مى کرد تا مردم را خوشحال سازد.
حال که رسول خدا ص در میان ما نیست مکارم اخلاقی را باید از قران بیاموزیم وعمل کنییم تمام مکارم اخلاقی وصفات خوب رسول خدا ص در قران امده است باید انقدر در قران تامل وتفحص کنییم که تمام سجایای اخلاقی انسانی را کشف ودر خود پیاده کنییم ویقین بدانید هرکس انسان قرانی بشود انسان کاملی است اولین نصیحت را از علی ع بیان میکنم تا قدر قران وعمل به ان را بدانی
در کتاب شریف نهج الابلاغه تحت عنوان نامه ۴۷ به وصيّت امام عليه السلام به حسن و حسين عليهما السّلام پس از ضربت ابن ملجم كه لعنت خدا بر او باد اشاره شده كه در ماه رمضان سال ۴۰ هجرى در شهر كوفه مطرح فرمود:
((شما را به ترس از خدا سفارش مى كنم، به دنيا پرستى روى نياوريد، گر چه به سراغ شما آيد، و بر آنچه از دنيا از دست مى دهيد اندوهناك مباشيد، حق را بگوييد، و براى پاداش الهى عمل كنيد و دشمن ستمگر و ياور ستمديده باشيد. شما را، و تمام فرزندان و خاندانم را، و كسانى را كه اين وصيّت به آنها مى رسد، به ترس از خدا، و نظم در امور زندگى، و ايجاد صلح و آشتى در ميانتان سفارش مى كنم، زيرا من از جدّ شما پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شنيدم كه مى فرمود: «اصلاح دادن بين مردم از نماز و روزه يك سال برتر است». خدا را خدا را در باره يتيمان، نكند آنان گاهى سير و گاه گرسنه بمانند، و حقوقشان ضايع گردد خدا را خدا را در باره همسايگان، حقوقشان را رعايّت كنيد كه وصيّت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شماست، همواره به خوشرفتارى با همسايگان سفارش مى كرد تا آنجا كه گمان برديم براى آنان ارثى معيّن خواهد كرد.
خدا را خدا را در باره قرآن، مبادا ديگران در عمل كردن به دستوراتش از شما پيشى گيرند. خدا را خدا را در باره نماز، چرا كه ستون دين شماست. خدا را خدا را در باره خانه خدا، تا هستيد آن را خالى مگذاريد، زيرا اگر كعبه خلوت شود، مهلت داده نمى شويد. خدا را خدا را در باره جهاد با اموال و جانها و زبان هاى خويش در راه خدا. بر شما باد به پيوستن با يكديگر، و بخشش همديگر، مبادا از هم روى گردانيد، و پيوند دوستى را از بين ببريد. امر به معروف و نهى از منكر را ترك نكنيد كه بدهاى شما بر شما مسلّط مى گردند، آنگاه هر چه خدا را بخوانيد جواب ندهد (سپس فرمود).
اى فرزندان عبد المطلّب: مبادا پس از من دست به خون مسلمين فرو بريد [و دست به كشتار بزنيد] و بگوييد، امير مؤمنان كشته شد، بدانيد جز كشنده من كسى ديگر نبايد كشته شود. درست بنگريد اگر من از ضربت او مردم، او را تنها يك ضربت بزنيد، و دست و پا و ديگر اعضاى او را مبريد، من از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شنيدم كه فرمود: «بپرهيزيد از بريدن اعضاى مرده، هر چند سگ ديوانه باشد».))
ما در در این کلام علی ع به این جمله درباره قرآن بسنده میکنییم خدا را خدا را در باره قرآن، مبادا ديگران در عمل كردن به دستوراتش از شما پيشى گيرند.
تا قدر قران وعمل به ان رادرک کنییم اگر به کلام علی ع ایمان نمیاوریم کلام خدای تبارک وتعالی در باره قران رابیان میکنییم ودر قران کریم غور میکنییم تا سجایای اخلاقی ومکارم اخلاقی را کشف وعمل کنییم
وَهَـٰذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ مُّصَدِّقُ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَلِتُنذِرَ أُمَّ الْقُرَىٰ وَمَنْ حَوْلَهَا وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَهُمْ عَلَىٰ صَلَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ ﴿الأنعام: ٩٢﴾
۲. وَهَـٰذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ فَاتَّبِعُوهُ وَاتَّقُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ﴿الأنعام: ١٥٥﴾
خدای تبارک وتعالی در دو جای قران فرموده است قران مبارک کتابی است که برای ترساندن شما نازل شده است وازان پیروی کنیید
گروهی از مسیحیان خدمت علی ع امدند واز او سوال کردند آیا خدا را بوسیله محمد شناختی یا محمد را بوسیله خداوند شناختی؟ علی ع فرمود((خدا را به محمد نشناختم بلکه محمد را بوسیله خدا شناختم))
اگر میخواهی محمد را بشناسی اول قران را بشناس همه پیامبران در قران ذوب شده اند قران معجونی است که تمام انبیا واولیا وعرفا دران غرق شده اند پس قران را بجش تا با رایحه واخلاق انبیا گذشته اشنا شوی
حال با اولین نکته اخلاقی قران که خداوند به توصیه کرده است شما را اشنا میکنم وباید در طول زندگی همیشه عامل به ان باشی تا جان در بدن داری همواره به ان عمل کنم
1-إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ ۚ
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا
1. شبى پیامبر خدا(ص) در مسجد با یارانش سخن میگفت، و در ضمن سخنانش فرمود: «یَا قَوْمِ إِذَا ذَکَرْتُمُ الْأَنْبِیَاءَ الْأَوَّلِینَ فَصَلُّوا عَلَیْهِمْ، وَ إِذَا ذَکَرْتُمْ أَبِی إِبْرَاهِیمَ فَصَلُّوا عَلَیْهِ ثُمَّ صَلُّوا عَلَیّ»؛
اى مردم! زمانى که پیامبران نخستین را یاد مینمایید، بر آنان درود بفرستید، ولى هنگامى که پدرم ابراهیم را یاد مینمایید، بعد از آنکه بر او درود فرستادید، آنگاه بر من نیز صلواتی نثار کنید.
یاران گفتند: اى رسول خدا! به چه سبب ابراهیم(ع) به چنین مقامى رسیده است؟
پیامبر خدا(ص) فرمود: «بدانید! شبى که من به معراج برده شدم وقتى به آسمان سوّم رسیدم منبرى از نور براى من نصب گردید، من در فراز آن منبر قرار گرفتم، و ابراهیم یک درجه پایینتر از من نشست و سایر پیامبران نخستین در اطراف منبر نشستند. در این هنگام على(ع) آمد، او بر مرکبى از نور سوار شده بود که چهرهاش مانند ماه میدرخشید، و یارانش مانند ستارگان در گرداگرد وجودش بودند. ابراهیم رو به من کرد و گفت: "اى محمّد! این شخص، کدام پیامبر بزرگوار و یا کدام فرشته مقرّب الهی است؟" گفتم: او نه پیامبر بزرگوار و نه فرشته مقرّب است. او برادر، پسر عمو، داماد و وارث علم من؛ علىّ بن ابیطالب است. ابراهیم گفت: "آن کسانی که مانند ستارگان گرداگرد وجود او حلقه زدهاند، کیستند؟" گفتم: شیعیان او هستند. اینجا بود که ابراهیم به درگاه خداوند عرض کرد: "خدایا! مرا نیز از شیعیان على قرار ده." در این هنگام جبرئیل فرود آمد و این آیه شریفه را نازل کرد: "وَ إِنَّ مِنْ شِیعَتِهِ لَإِبْراهیمَ"[1]».
چگونگی صلوات
از حضرت محمد(ص) درباره چگونگی صلوات پرسیده شد، و آنحضرت فرمود که اینگونه صلوات فرستاده شود: «اللّهُمَّ صَلِّ علی مُحمَّدٍ و علی آلِ محمّدٍ کَما صَلَّیتَ علی ابراهیمَ و علی آلِ ابراهیمَ انَّکَ حَمیدٌ مَجیدٌ،اللّهُمَّ بارِک علی مُحمَّدٍ و علی آلِ محمّدٍ کَما بارِکتَ علی ابراهیمَ و علی آلِ ابراهیمَ انَّکَ حَمیدٌ مَجیدٌ».
به همین دلیل است که در دعای ام داود در نیمه رجب اینگونه صلوات بیان شده است ودعای کاملی است
1-اَللّـهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد، وَارْحَمْ مُحَمَّداً وَآلَ مُحَمَّد، وَبارِکْ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد،
کَما صَلَّیْتَ وَرَحِمْتَ وَبارَکْتَ عَلی اِبْراهیمَ وَآلِ اِبْراهیمَ، اِنَّکَ حَمیدٌ مَجیدٌ،
2- اَلّلهُمَّ صَلِّ عَلی سَیِّدنا مُحَمَّدٌ مَا اخْتَلَفَ الْمَلَوان وَ تَعاقَبَ الْعَصْرانِ
وَ کَرَّ الْجَدیدانِ وَ سْتَقْبَلَ الْفَرْقَدانِ وَ بَلَّغْ رُوحَهُ وَ اَرْواحَ اَهْلِ بَیْتِهِ مِنّا التَّحِیَّهَ وَ السَّلامُ
وَبارِک وسَــــلِم عَلیه کَثـــــــــــــــیرا
3-اللّٰهُمَّ يَا أَجْوَدَ مَنْ أَعْطىٰ، وَيَا خَيْرَ مَنْ سُئِلَ، وَيَا أَرْحَمَ مَنِ اسْتُرْحِمَ . اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ فِى الْأَوَّلِينَ، وَصَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ فِى الْآخِرِينَ، وَصَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ فِى الْمَلَاَ الْأَعْلىٰ، وَصَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ فِى الْمُرْسَلِينَ . اللّٰهُمَّ أَعْطِ مُحَمَّداً وَآلَهُ الْوَسِيلَةَ وَالْفَضِيلَةَ وَالشَّرَفَ وَالرِّفْعَةَ وَالدَّرَجَةَ الْكَبِيرَةَ . اللّٰهُمَّ إِنِّى آمَنْتُ
بِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَلَمْ أَرَهُ فَلا تَحْرِمْنِى فِى الْقِيامَةِ رُؤْيَتَهُ، وَارْزُقْنِى صُحْبَتَهُ، وَتَوَفَّنِى عَلَىٰ مِلَّتِهِ، وَاسْقِنِى مِنْ حَوْضِهِ مَشْرَباً رَوِيّاً سائِغاً هَنِيئاً لَاأَظْمَأُ بَعْدَهُ
أَبَداً، إِنَّكَ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍ قَدِيرٌ . اللّٰهُمَّ إِنِّى آمَنْتُ بِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَلَمْ أَرَهُ فَعَرِّفْنِى فِى الْجِنانِ وَجْهَهُ . اللّٰهُمَّ بَلِّغْ مُحَمَّداً صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ مِنِّى تَحِيَّةً
كَثِيرَةً وَسَلاماً.
4-اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ
وَ أَهْلِکْ عَدُوَّهُمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ مِنَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ
![ﵟ وَمَآ أَرۡسَلۡنَٰكَ إِلَّا كَآفَّةٗ لِّلنَّاسِ بَشِيرٗا وَنَذِيرٗا وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعۡلَمُونَ 28 ﵞ
<br>
[سُورَةُ سَبَإٍ:28]](https://iqra-images.s3.ap-south-1.amazonaws.com/quran/%EF%B5%9F-%D9%88%D9%8E%D9%85%D9%8E%D8%A7%D9%93-%D8%A3%D9%8E%D8%B1%DB%A1%D8%B3%D9%8E%D9%84%DB%A1%D9%86%D9%8E%D9%B0%D9%83%D9%8E-%D8%A5%D9%90%D9%84%D9%91%D9%8E%D8%A7-%D9%83%D9%8E%D8%A7%D9%93%D9%81%D9%91%D9%8E%D8%A9%D9%97-%D9%84%D9%91%D9%90%D9%84%D9%86%D9%91%D9%8E%D8%A7%D8%B3%D9%90-%D8%A8%D9%8E%D8%B4%D9%90%D9%8A%D8%B1%D9%97%D8%A7-%D9%88%D9%8E%D9%86%D9%8E%D8%B0%D9%90%D9%8A%D8%B1%D9%97%D8%A7-%D9%88%D9%8E%D9%84%D9%8E%D9%B0%D9%83%D9%90%D9%86%D9%91%D9%8E-%D8%A3%D9%8E%D9%83%DB%A1%D8%AB%D9%8E%D8%B1%D9%8E-%D9%B1%D9%84%D9%86%D9%91%D9%8E%D8%A7%D8%B3%D9%90-1831862.png)
تفسیر قران ....
وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا كَافَّةً لِّلنَّاسِ بَشِيرًا وَنَذِيرًا وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ (28)
يقول تعالى لعبده ورسوله محمد ، صلوات الله وسلامه عليه : ( وما أرسلناك إلا كافة للناس ) : أي : إلا إلى جميع الخلق من المكلفين ، كقوله تعالى : ( قل يا أيها الناس إني رسول الله إليكم جميعا ) [ الأعراف : 158 ] ، ( تبارك الذي نزل الفرقان على عبده ليكون للعالمين نذيرا ) [ الفرقان : 1 ] . ( بشيرا ونذيرا ) أي تبشر من أطاعك بالجنة ، وتنذر من عصاك بالنار .
( ولكن أكثر الناس لا يعلمون ) ، كقوله تعالى : ( وما أكثر الناس ولو حرصت بمؤمنين ) [ يوسف : 103 ] ، ( وإن تطع أكثر من في الأرض يضلوك عن سبيل الله ) [ الأنعام : 116 ] .
قال محمد بن كعب في قوله : ( وما أرسلناك إلا كافة للناس ) يعني : إلى الناس عامة .
وقال قتادة في هذه الآية : أرسل الله محمدا صلى الله عليه وسلم إلى العرب والعجم ، فأكرمهم على الله أطوعهم لله عز وجل .
وقال ابن أبي حاتم : حدثنا أبو عبد الله الظهراني ، حدثنا حفص بن عمر العدني ، حدثنا الحكم - يعني : ابن أبان - عن عكرمة قال : سمعت ابن عباس يقول : إن الله فضل محمدا صلى الله عليه وسلم على أهل السماء وعلى الأنبياء . قالوا : يا ابن عباس ، فيم فضله الله على الأنبياء ؟ قال : إن الله قال : ( وما أرسلنا من رسول إلا بلسان قومه ليبين لهم ) ، وقال للنبي صلى الله عليه وسلم : ( وما أرسلناك إلا كافة للناس ) ، فأرسله الله إلى الجن والإنس .
وهذا الذي قاله ابن عباس قد ثبت في الصحيحين رفعه عن جابر قال : قال رسول الله صلى الله عليه وسلم : " أعطيت خمسا لم يعطهن أحد من الأنبياء قبلي : نصرت بالرعب مسيرة شهر . وجعلت لي الأرض مسجدا وطهورا ، فأيما رجل من أمتي أدركته الصلاة فليصل . وأحلت لي الغنائم ، ولم تحل لأحد قبلي . وأعطيت الشفاعة . وكان النبي يبعث إلى قومه ، وبعثت إلى الناس عامة " .
وفي الصحيح أيضا أن رسول الله صلى الله عليه وسلم قال : " بعثت إلى الأسود والأحمر " : قال مجاهد . يعني : الجن والإنس . وقال غيره : يعني : العرب والعجم . والكل صحيح .
تلنگر
خداوند در باره شخصیت محمد ص وشناخت او حجت را بر همه عالم تمام کرده است اوبرای همه مردم فرستاده شد حتی جن وانس بواسطه اطاعت از او رستگار میشوند وهرکس از اطاعت خدا ورسول او محمد سر پیچی کند در گمراهی اشکار به سر میبرد
وَمَن يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَتَعَدَّ حُدُودَهُ يُدْخِلْهُ نَارًا خَالِدًا فِيهَا وَلَهُ عَذَابٌ مُّهِينٌ
۲. وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَن يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَن يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُّبِينًا
وَمَن يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَإِنَّ لَهُ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا
خدای تبارک وتعالی در باره محمد دو ایه نازل کرده است که هر دو جای تامل دارد وصداقت پیامبری او را اثبات میکند
مَّا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِّن رِّجَالِكُمْ وَلَٰكِن رَّسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ ۗ وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا
يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِدًا وَمُبَشِّرًا وَنَذِيرًا ﴿٤٥﴾ وَدَاعِيًا إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَسِرَاجًا مُّنِيرًا
وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلًا ۚ
در باره شخصیت محمدص این دو ایه کفایت میکند 1- خداوند فرمود اخرین پیامبر است و1400سال است که صداقت خداوند اثبات شد قبل از اسلام هر 500 سال یک پیامبر ظهور پیدا میکرد به اذن خداوند تا بشر را راهنمایی کنند اما بعد از نزوال این ایه درب نبوت بسته شد
2- محمد یک داعی الی الله بود ودر این عصر که او نیست تمام پیروان او میتوانند به عنوان یک داعی عمل بکنند
وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِمَّنْ دَعَا إِلَى اللَّهِ وَعَمِلَ صَالِحًا وَقَالَ إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ
3- هرکس منکر رسول خدا بودن محمد ص باشد طبق فرموده قران وخداوند کافر است
4- خداوند اشاره کرده است که او یک چراغ روشنی سِرَاجًا مُّنِيرًا بود که تمام بشر را به سوی نور هدایت کند واز ظلمات جهل وگمراهی ما را بیرون بیاورد به همین خاطر است که حافظ رحمت الله ع فرمود
ستاره ای بدرخشید وماه مجلس شد
دل رمیده ما را انیس ومونس شد
نگار من که به مکتب نرفت وخط ننوشت
به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد


ماه فروماند از جمال محمد
سرو نباشد به اعتدال محمد
قدر فلک را کمال و منزلتی نیست
در نظر قدر با کمال محمد
وعدهٔ دیدار هر کسی به قیامت
لیلهٔ اسری شب وصال محمد
آدم و نوح و خلیل و موسی و عیسی
آمده مجموع در ظلال محمد
عرصهٔ گیتی مجال همت او نیست
روز قیامت نگر مجال محمد
وآنهمه پیرایه بسته جنت فردوس
بو که قبولش کند بلال محمد
همچو زمین خواهد آسمان که بیفتد
تا بدهد بوسه بر نعال محمد
شمس و قمر در زمین حشر نتابد
نور نتابد مگر جمال محمد
شاید اگر آفتاب و ماه نتابند
پیش دو ابروی چون هلال محمد
چشم مرا تا به خواب دید جمالش
خواب نمیگیرد از خیال محمد
سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی
عشق محمد بس است و آل محمد

بَلَغَ العُلیٰ بِکَمالِهِ
کَشَفَ الدُّجیٰ بِجَمالِهِ
حَسُنَت جَمیعُ خِصالِهِ
صَلُّوا عَلَیهِ وَ آلِهِ[۱]
پیامبر اکرم(ص) به عالیترین مدارج کمال رسیده است. تاریکیها را با نور جمالش برطرف ساخته و دارای همه ویژگیهای نیکو است. درود خدا بر او و آل وی باد.