حكمت 297 نهج البلاغه/ ضرورت عبرت گرفتن‏ | ضیاءالصالحین

بلند ترین نیایش حضرت داود با خدا

مزمور صد و نوزدهم

احکام خداوند

1 .خوشا به حال كاملان طريق، كه به شريعت خداوند سالكند 2 .خوشا به حال آناني كه شهادات او را حفظ ميكنند، و به تمامي دل او را ميطلبند 3 .كجروي نيز نميكنند، و به طريقهاي وي سلوك مينمايند 4 .تو فرمانها خود را امر فرموده اي، تا آنها را تماماً نگاه داريم 5 .كاش كه راههاي من هموار شود، تا فرايض تو را حفظ كنم 6 .آنگاه خجل نخواهم شد، چون تمام اوامرتو را در مدنظر خود دارم 7 .تو را به راستي دل حمد خواهم گفت، چون داوريهاي عدالت تو را آموخته شوم 8 .فرايض تو را نگاه ميدارم، من را تا هميشه ترك منما 9 .به چه چيز مرد جوان راه خود را هموار ميسازد، به نگاه موافق با كلام تو 10 .به تمامي دل تو را طلبيدم، مگذار كه از اوامرتو گمراه شوم 11 .كلام تو را در دل مخفي داشتم، كه مبادا به تو گناه ورزم 12 .اي خداوند تو متبارك هستي، فرايض خود را به من بياموز 13 .به لبهاي خود بيان كردم، تمامي داوريهاي دهان تو را 14 .در طريق گواهي هاي تو شادمانم چنان كه در هر كاري توانگري 15 .در اوامرتو تفكر ميكنم، و در طريقهاي تو تأمل خواهم كرد 16 .از فرايض تو لذت ميبرم، پس كلام تو را فراموش نخواهم كرد 17 .به بندة خود احسان بنما تا زنده بمانم، و كلام تو را حفظ نمايم 18 .چشمان من را بگشا تا از شريعت تو چيزهايي عجيب بينم 19 .من در زمين غريب هستم، اوامر خود را از من مخفي مدار 20 .جان من شكسته ميشود، از اشتياق داوريهاي تو در هروقت 21 .ظالمان ملعون را توبيخ نمودي، كه از اوامرتو گمراه ميشوند 22 .ننگ و رسوايي را از من بگردان، زيرا كه گواهيهاي تو را حفظ كرده ام 23 .سروران نيز نشسته به ضد من سخن گفتند، ليكن بندة تو در فرايض تو تفكر ميكند 24 .گواهيهاي تو نيز شادي من، و مشورت دهندگان من بوده اند 25 .جان من به خاك چسبيده است، من را موافق كلام خود زنده ساز 26 .راههاي خود را ذكر كردم و من را اجابت نمودي، پس فرايض خويش را به من بياموز 27 .طريق اوامر خود را به من بفهمان، و در كارهاي عجيب تو تفكر خواهم نمود 28 .جان من از حزن گداخته ميشود، من را موافق كلام خود برپا بدار 29 .راه دروغ را از من دور كن، و شريعت خود را به من عنايت فرما 30 .طريق راستي را اختيار كردم، و داوريهاي تو را پيش (روي) خود گذاشتم 31 .به گواهيهاي تو پيوستم، اي خداوند من را خجل مساز 32 .در طريق فرمانهاي تو دوان خواهم رفت، وقتي كه دل من را وسعت دادي 33 .اي خد.اوند طريق فرايض خود را به من بياموز، پس آنها را تا به آخر نگاه خواهم داشت 34 .من را فهم بده و شريعت تو را نگاه خواهم داشت، و ان را به تمامي دل خود حفظ خواهم نمود 35 .من را در طريق اوامر خود سالك گردان، زيرا كه در آن رغبت دارم 36 .دل من را به گواهي هاي خود مايل گردان، و نه به سوي طمع 37 .چشمانم را از ديدن بديها برگردان، و از طريق خود من را زنده ساز 38 .كلام خود را بر بندة خويش استوار كن، كه بترس تو سپرده شده است 39 .ننگ بدنامي من را كه از آن ميترسم از من دور كن، زيرا كه داوريهاي تو نيكو است 40 .هان به اوامرتو اشتياق دارم، به حسب عدالت خود من را زنده ساز 41 .اي خد.اوند رحمتها تو به من برسد، و نجات تو به حسب كلام تو 42 .تا بتوانم ملامت كنندة خود را جواب دهم، زيرا بر كلام تو توكل دارم 43 .و كلام راستي را از دهانم هرگز مگير، زيرا كه به داوريهاي تو اميدوارم 44 .و شريعت تو را هميشه نگاه خواهم داشت، تا به ابد 45 .و به آزادي راه خواهم رفت، زيرا كه اوامرتو را طلبيده ام 46 .و در گواهيهاي تو به حضور پادشاهان سخن خواهم گفت، و خجل نخواهم شد 47 .و از اوامرتو شادي خواهم يافت، كه آنها را دوست ميدارم 48 .و دستهاي خود را به امرتو كه دوست ميدارم برنخواهم افراشت، و در فرايض تو تفكر خواهم نمود 49 .كلام خود را با بندة خويش به ياد آور، كه من را برآن اميدوار گردانيدي 50 .اين در پريشاني تسلي من است، زيرا قول تو من را زنده ساخت 51 .ظالمان من را بسيار استهزاء كردند، ليكن از شريعت تو رو نگردانيم 52 .اي خد.اوند داوريهاي تو را از قديم به يادآوردم، و تسلي مييابم 53 .فراواني خشم من را درگرفته است، به سبب شريراني كه شريعت تو را ترك كرده اند 54 .فرايض تو سرودهاي من گرديد، در خانة تنهايي من 55 .اي خداوند نام تو را در شب به ياد آوردم، و شريعت تو را نگاه داشتم 56 .اين بهرة من گرديد، زيرا كه اوامرتو را نگاه داشتم 57 .خد.اوند نصيب من است، گفتم كه كلام تو را نگاه خواهم داشت 58 .رضامندي تو را به تمامي دل خود طلبيدم، به حسب كلام خود بر من رحم فرما 59 .در راههاي خود تفكر كردم، و پايهاي خود را به گواهي هاي تو مايل ساختم 60 .شتاب كردم و درنگ نكردم، تا اوامرتو را نگاه دارم 61 .ريسمانهاي شريران من را احاطه كرد، ليكن شريعت تو را فراموش نكردم 62 .در نصف شب برخاستم تا تو را حمد گويم، براي داوريهاي عدالت تو 63 .من همة ترسندگانت را رفيق هستم، و آناني را كه اوامرتو را نگاه ميدارند 64 .اي خد.اوند زمين از رحمت تو پر است، فرايض خود را به من بياموز 65 .با بندة خود احسان نمودي، اي خد.اوند موافق كلام خويش 66 .خردمندي نيكو و معرفت را به من بياموز، زيرا كه به اوامرتو ايمان آوردم 67 .قبل از آنكه مصيبت را ببينم من گمراه شدم، ليكن اينك كلام تو را نگاه داشتم 68 .تو نيكو هستي و نيكويي ميكني، فرايض خود را به من بياموز 69 .ظالمان بر من دروغ بستند، و اما من به تمامي دل اوامرتو را نگاه داشتم 70 .دل ايشان مثل پيه فربه است، و اما من به تمامي دل اوامرتو را نگاه داشتم 71 .من را نيكو است كه مصيبت را ديدم، تا فرايض تو را بياموزم 72 .شريعت دهان تو براي من بهتر است، از هزاران طلا و نقره 73 .دستهاي تو من را ساخته و آراسته است، من را فهيم گردان تا اوامرتو را بياموزم 74 .ترسندگان تو چون من را بينند شادمان گردند، زيرا به كلام تو اميدوار هستم 75 .اي خد.اوند دانستهام كه داوريهاي تو عدل است، و بر حق من را مصيبت دادهاي 76 .پس رحمت تو براي تسلي من بشود، موافق كلام تو با بندة خويش حضرت داوود 77 .رحمتهاي تو به من برسد تا زنده بمانم، زيرا كه شريعت تو شادماني من است 78 .شريران خجل شوند، زيرا به عبث من را ظلم رسانيدند، و اما من در اوامرتو تفكر ميكنم 79 .ترسندگان تو به من رجوع كنند، و آناني كه گواهيهاي تو را ميدانند 80 .دل من در فرايض تو كامل شود، تا خجل نشوم 81 .جان من براي (دريافتن) نجات از تو كاهيده ميشود، ليكن به كلام تو اميدوار هستم 82 .چشمان من براي كلام تو تار گرديده است، و ميگويم كي من را تسلي خواهي داد 83 .زيرا كه مثل مشك دود زده گرديده ام، ليكن فرايض تو را فراموش نكرده ام 84 .چند است ايام عمر بندة تو، و كي بر جفاكنندگانم داوري خواهي نمود 85 .شريران براي من دامها گستردند، زيرا كه موافق شريعت تو نيستند 86 .تمامي اوامرتو امين است، بر من ناحق جفا كردند پس من را امداد فرما 87 .نزديك بود كه من را از زمين نابود سازند، اما من اوامرتو را ترك نكردم 88 .به حسب رحمت خود من را زنده نگاهدار، تا شهادات نداي تو را نگاه دارم 89 .اي خد.اوند كلام تو، تا به ابد در آسمانها پايدار است 90 .امانت تو نسلاً بعد نسل است، زمين را آراستي و پايدار ميماند 91 .براي داوريهاي تو تا امروز ايستاده اند، زيرا كه همه بندة تو هستند 92 .اگر شريعت تو شادماني من نميبود، هر آينه در مذلت خود هلاك ميشدم 93 .اوامرتو را تا به ابد فراموش نخواهم كرد، زيرا به آنها من را زنده ساختهاي 94 .من از آن تو هستم من را نجات ده، زيرا كه اوامرتو را طلبيدم 95 .شريران براي من انتظار كشيدند تا من را هلاك كنند، ليكن در پيمانها تو تأمل ميكنم 96 .براي هر كمالي پاياني ديدم، ليكن رحمت تو بينهايت وسيع است 97 .شريعت تو را چه قدر دوست ميدارم، تمامي روز تفكر من است 98 .اوامرتو من را از دشمنانم حكيم تر ساخته است، زيرا كه هميشه نزد من ميباشد 99 .از جميع معلمان خود داناتر شدم، زيرا كه گفته هاي تو تفكر من است 100 .از مشايخ خردمندتر شدم، زيرا كه اوامرتو را نگاه داشتم 101 .پايهاي خود را از هرراه بد نگاه داشتم، تا آنكه كلام تو را حفظ كنم 102 .از داوريهاي تو رو برنگردانيم، زيرا كه تو من را تعليم دادي 103 .كلام تو به مذاق من چه شيرين است، و به دهانم از عسل شيرينتر 104 .از احكام تو خويشتنداري را تحصيل كردم، بنابراين هر راه دروغ را مكروه ميدارم 105 .كلام تو چراغ راه من، و براي راههاي من روشنايي است 106 .قسم خوردم و آن را وفا خواهم نمود، كه داوريهاي عدالت تو را نگاه خواهم داشت 107 .بسيار ذليل شده ام، اي خداوند موافق كلام خود من را احياء ساز 108 .اي خد.اوند هداياي بخشيدني دهان من را منظور فرما، و داوريهاي خود را به من بياموز 109 .جان من هميشه در كف من است، ليكن شريعت تو را فراموش نميكنم 110 .شريران براي من دام گذاشته اند، اما از اوامرتو گمراه نشدم 111 .گواهيهاي تو را تا به ابد ميراث خود ساختهام، زيرا كه آنها شادماني دل من هستند 112 .دل خود را براي به جا آوردن فرايض تو مايل ساختم، تا به ابد و تا نهايت 113 .مردمان دورو را مكروه داشته ام، ليكن شريعت تو را دوست ميدارم 114 .پناه و سپر من تو هستي، به كلام تو انتظار ميكشم 115 .اي بدكاران از من دور شويد، اوامر خد.اي خويش را نگاه خواهم داشت 116 .من را به حسب كلام خود تأييد كن تا زنده بمانم، و از اميد خود خجل نگردم 117 .من را تقويت كن تا رستگار گردم، و بر فرايض تو هميشه نظر نمايم 118 .همة كساني را كه از فرايض تو گمراه شده اند حقير شمرده اي، زيرا كه تظاهر ايشان دروغ است 119 .جميع شريرانِ زمين را مثل درد فنا ميكني، بنابراين گواهي هاي تو را دوست ميدارم 120 .موي بدن من از خوف تو برخاسته است، و از داوريهاي تو ترسيدم 121 .داد و عدالت را به جا آوردم، من را به ظلمكنندگانم تسليم منما 122 .براي سعادت بندة خود ضامن شو، تا شريران بر من ظلم نكنند 123 .چشمانم براي نجات تو تار شده است، و براي كلام عدالت تو 124 .با بندة خويش موافق رحمت خود عمل نما، و فرايض خود را به من بياموز 125 .من بندة تو هستم من را فهيم گردان، تا گواهي هاي تو را دانسته باشم 126 .وقت است كه خد.اوند عمل كند، زيرا كه شريعت تو را باطل نموده اند 127 .بنابراين اوامر تو را دوست ميدارم، زيادتر از طلا و زر خالص 128 .بنابراين همة اوامرتو را در هر چيز راست ميدانم، و هر راه دروغ را مكروه ميدارم 129 .گواهي هاي تو عجيب است، ازين سبب جان من آنها را نگاه ميدارد 130 .كشف كلام تو نور ميبخشد، و سادهدلان را فهيم ميگرداند 131 .دهان خود را به خوبي بازكرده نفس كشيدم، زيرا كه مشتاق اوامرتو بودم 132 .بر من نظر كن و كرم فرما، بر حسب عادت تو به آناني كه نام تو را دوست ميدارند 133 .قدمهاي من را در كلام خودت بيارا، تا هيچ كجرفتاري برمن تسلط نيابد 134 .من را از ظلم انسان خلاصي ده، تا اوامرتو را نگاه دارم 135 .روي خود را بر بندة خود روشن ساز، و فرايض خود را به من بياموز 136 .نهرهاي آب از چشمانم جاريست، بخاطر(آنانيكه) كه شريعت تو را نگاه نميدارند 137 .اي خد.اوند تو عادل هستي، و داوريهاي تو راست است 138 .گواهي هاي خود را به راستي امر فرمودي، و به امانت تا نهايت 139 .غيرت من منرا هلاك كرده است، زيرا كه دشمنان من كلام تو را فراموش كرده اند 140 .كلام تو بينهايت مصفا است، و بندة تو آن را دوست مي دارد 141 .من كوچك و حقير هستم، اما اوامرتو را فراموش نكردم 142 .عدالت تو عدل است تا به ابد، و شريعت تو راست است 143 .تنگي و ناتواني من را درگرفته است، اما اوامرتو شادماني من است 144 .گواهي هاي تو عادل است تا به ابد، من را فهيم گردان تا زنده بمانم 145 .به تمامي دل خوانده ام اي خداوند من را جواب ده، تا فرايض تو را نگاه دارم 146 .تو را خوانده ام پس من را نجات ده، و پيمانهاي تو را نگاه خواهم داشت 147 .بر طلوع فجر سبقت جسته استغاثه كردم، و كلام تو را انتظار كشيدم 148 .چشمانم بر پاسهاي شب سبقت جست، تا در كلام تو تفكر بنمايم 149 .به حسب رحمت خود آواز من را بشنو، اي خداوند موافق داوريهاي خود من را زنده ساز 150 .آناني كه در پي پستي ميروند نزديك ميآيند، و از شريعت تو دور ميباشند 151 .اي خداوند تو نزديك هستي، و جميع اوامرتو راست است 152 .گواهي هاي تو را از زمان پيش دانسته ام، كه آنها را بنيان كردهاي تا به ابد 153 .بر بيچارگي من نظر كن و من را خلاصي ده، زيرا كه شريعت تو را فراموش نكرده ام 154 .در دعواي من دادرسي فرموده من را نجات ده، و به حسب كلام خويش من را زنده ساز 155 .نجات از شريران دور است، زيرا كه فرايض تو را نميطلبند 156 .اي خد.اوند رحمتهاي تو بسيار است، به حسب داوريهاي خود من را زنده ساز 157 .جفا كنندگان و دشمنان من بسيارند، اما از فرامين تو روبرنگردانيدم 158 .خيانتكاران را ديدم و (با آنها) جدل كردم، زيرا كلام تو را نگاه نميدارند 159 .ببين كه اوامر تو را دوست ميدارم، اي خد.اوند به حسب رحمت خود من را زنده ساز 160 .جملة كلام تو راستي است، و تمامي داوري عدالت تو تا به ابد است 161 .فرمانروايان بيجهت بر من جفا كردند، اما دل من از كلام تو ترسان است 162 .من در كلام تو شادمان هستم، مثل كسي كه غنيمت وافرپيدا نموده باشد 163 .از دروغ كراهت و نفرت دارم، اما شريعت تو را دوست ميدارم 164 .هر روز تو را هفت مرتبه تسبيح ميخوانم، براي داوريهاي عادلانه تو 165 .آناني را كه شريعت تو را دوست ميدارند سلامتي عظيم است، و هيچ چيز باعث لغزش ايشان نخواهد شد 166 .اي خد.اوند براي نجات تو اميدوار هستم، و اوامرتو را به جا ميآورم 167 .جان من گواهيهاي تو را نگاه داشته است، و آنها را بينهايت دوست ميدارم 168 .اوامر و پيمانهاي تو را نگاه داشتهام، زيرا كه تمام طريقهاي من در مدنظرتو است 169 .اي خد.اوند فرياد من به حضور تو برسد، به حسب كلام خود من را فهيم گردان 170 .مناجات من به حضور تو برسد، به حسب كلام خود من را خلاصي ده 171 .لبهاي من حمد تو را جاري كند، زيرا فرايض خود را به من آموختهاي 172 .زبان من كلام تو را بسرايد، زيرا كه تمام اوامرتو عدل است 173 .دست تو ياري من بشود، زيرا كه وصاياي تو را برگزيدهام 174 .اي خد.اوند براي نجات تو مشتاق بوده ام، و شريعت تو شادماني من است 175 .جان من زنده باشد تا تو را تسبيح بخواند، و داوريهاي تو مددكار من باشند 176 .مثل گوسفند گم شده آواره گشتم بندة خود را طلب نما، زيرا كه اوامرتو را فراموش نكردم

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَا لَكُمْ ۚ أَرَضِيتُم بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا مِنَ الْآخِرَةِ ۚ فَمَا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فِي الْآخِرَةِ إِلَّا قَلِيلٌ

ای کسانی که ایمان آورده‌اید، شما را چه شده است آیا به جای آخرت به زندگی دنیا دل خوش کرده‌اید؟ متاع زندگی دنیا در برابر آخرت، جز اندکی نیست.

دلا تا کی در این کاخ مجازی

کنی مانند طفلان خاکبازی

خلیل آسا در ملک یقین زن

ندای لا احب الآفلین زن