Pin page

يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ ۚ

وَكَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيَا ۗ

خدای تبارک وتعالی مولای ما در همه چیز دست بالا را دارد نام او بلندترین نامها را دارد دست او بالای همه دست ها است بخشنده ترین دست ها را دارد خلاقترین دستها را در خلقت دارد

دست خدا بالای همه دستهاست . او مافوق مخلوقات خویش است، کسی نمیتواند از خواست و اراده خدا فرار کند. کسی نمیتواند از عذاب خدا فرار کند. ژاپن در ساخت ساختمانهای مستحکم در جهان قدرت اول را دارند. ژاپنیها ساختمانهای مستحکمی در مقابله زلزله بنا کرده بودند. زلزله نتوانست ضرر زیادی به آنها برساند. اما سونامی بعد از زلزله را پیش بینی نکرده بودند. تمام عوامل طبیعت در دست خداست. همیشه خدا یک چیز بالاتر دارد. خدا نسبت به پیشرفته ترین تکنولوژی هم یک قدم جلوتر است. اگر ژاپن روزی ساختمانهای خویش را نسبت به سونامی هم مقاوم کند، خدا قدم بعدی بعد از سونامی را اجرا می کند. همیشه خدا یک حرف بیشتر برای گفتن دارد. خدا نیازی به عذاب خیلی پیشرفته ندارد. کشوری که ساختمانهای محکم ندارد، با زلزله 6 ریشتر عذاب میشود. اما برای ژاپن 8 ریشتر و متعاقبا سونامی اجرا میشود. گرد و خاک ناشی از بیابانهای عراق و سوریه تمام خاورمیانه را پر کرده است. مردم خاورمیانه تکنولوژی از بین بردنش را ندارند. دست خدا بالای همه دستهاست. خدا از نظر علمی بر همه حوادث جهان تسلط دارد. خدا می داند که برای چه قومی چه عذابی بفرستد. خدا نقطه ضعف همه ملتها را دارد. هیچ کس نمی تواند از دست خدا فرار کند. افراد زیادی در جهان برای پیشگیری از بیماری و مرگ خویش ، تمهیدات زیادی انجام می دهند. اما خدا بر همه چیز احاطه دارد. خدا این افراد را از طریقی می میراند که خود فرد هیچوقت به ذهنش نمی رسد. خدا از همه نظر بر همه چیز احاطه کامل دارد. هر فرد و جامعه ای نقطه ضعفی دارد. خدا نقطه ضعف همه افراد و ملتها را دارد. در زمانهای قدیم بنایی ساختمانی درست می کند. او در این ساختمان یکی از آجرها را طوری قرار می دهد که با بیرون کشیدن این آجر ، کل ساختمان به هم می ریزد. این آجر نقطع ضعف ساختمان است. هر انسانی و هر جامعه ای نقطه ضعفی دارد. این نقطه ضعفها را فقط خدا می داند. هیچکس نقطه ضعف واقعی خویش را نمی داند. کسانی بوده اند که در پیشگیری از مرگ خویش ، اقدامات پر هزینه ای انجام می دهند ، اما آنها در تشخیص نقطه ضعف خویش اشتباه می کنند. زیرا فقط خداست که نقطه ضعفها را می داند. قذافی برای محافظت از خویش ، هزاران محافظ برای خویش تعیین کرده بود ، اما بیفایده بود. همه نقطه ضعفها نزد خداست. فقط خدا می تواند نقطه ضعفها را بردارد. شفای مریضیها فقط دست خداست ، زیرا فقط خدا مکان آجر نقطه ضعف را می داند و فقط او می داند که کجاست. خدا با جا انداختن و تعمیر آجر نقطع ضعف ، مریضیها را شفا می دهد. به همین خاطر ما باید تمام دعاها و درخواستهای خویش را مطلقا به خدا اختصاص دهیم.

کلام وحی روزی یک آیه از قرآن مجید

يد الله فوق أيديهم من سورة الفتح آية (10)

معنى قوله تعالى يد الله فوق أيديهم - الشیعة

.. بت ِ نفس ...

مدّتی استاد ابوالقاسم قشیری در صحبت شیخ ابوسعید ابوالخیر بود تا روزی هر دو در بازار نشابور می‌رفتند.
شلغم پخته دیدند نهاده سپید و پاکیزه. نَفسِ هر دو بزرگ را بدان رغبتی افتاد.
شیخ قراضه‌ای بداد و از آن شلغم بستد و بخورد.
استاد ابوالقاسم با خود گفت: من امامِ نشابورم در میانِ بازار شلغم چگونه خورم؟ نخورد و به خانقاه رفت.
چنانک معهود شیخ بوده است، بعد از سفره سماع کردند.
شیخ را حالتی عظیم پیدا آمد.
بر دل استاد ابوالقاسم بگذشت که چندین تحصیل که من کرده‌ام و در راه طریقت رنج‌ها برده
مرا چنین وقتی و حالتی مسلّم نشد.
شیخ سر برآورد و گفت: آن ساعت که من در بازار شلغم می‌خوردم تو بُتِ نفس می‌پرستیدی
و می‌گفتی: من امام نشابورم در بازار چگونه شلغم خورم؟ ندانی که هیچ بت پرست را این وقت وحالت ندهند؟

دیو چو بیرون رود، فرشته درآید

خواب ...

نقل است که "شاه شجاع کرمانی"چهل سال نخفت و نمک در چشم می کرد تا چشمهای او چون دو قدح خون شده بود . بعد از چهل سال شبی بخفت خدای را به خواب ديد.
گفت: بارخدايا! من تو را به بيداری می جستم در خواب يافتم.
فرمود که ای شاه! ما را در خواب از آن بيداريها يافتی.
اگر آن بيداری نبودی چنين خوابی نديدی.
بعد از آن او را ديدندی که هرجا که رفتی بالشی می‌نهادی و می‌خفتی و گفتی:
باشد که يکبار ديگر چنان خواب بينم. عاشق خواب خود شده بود.
و گفت: يک ذره از اين خواب خود به بيداری همه عالم ندهم.


"تذکرة الاولیا_عطار"

زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست
پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست
نرگسش عربده جوی و لبش افسوس کنان
نیم شب دوش به بالین من آمد بنشست
سر فرا گوش من آورد به آواز حزین
گفت ای عاشق دیرینه من خوابت هست

دیو چو بیرون رود، فرشته درآید

ديدن و دانستن ...

يك روز، شيخ ابوسعيد ابوالخير در نيشابور، مجلس مى گفت . خواجه بوعلى سينا، از خانقاه شيخ در آمد و ايشان هر دو پيش از اين يكديگر را نديده بودند؛ اگر چه ميان ايشان مكاتبه رفته بود. چون بوعلى از در درآمد، ابوسعيد روى به وى كرد و گفت حكمت دانى آمد.
خواجه بوعلى در آمد و بنشست . شيخ به سر سخن خود رفت و مجلس تمام كرد و به خانه خود رفت . بوعلى سينا با شيخ در خانه شد و در خانه فراز كردند و با يكديگر سه شبانه روز به خلوت سخن گفتند كه كس ندانست و هيچ كس نيز نزد ايشان در نيامد مگر كسى كه اجازت دادند،
و جز به نماز جماعت بيرون نيامدند.
بعد از سه شبانه روز، خواجه بوعلى سينا برفت .
شاگردان او سؤال كردند كه شيخ ابوسعيد را چگونه يافتى ؟
گفت هر چه من مى دانم ، او مى بيند.
و مريدان از شيخ سؤال كردند كه اى شيخ،خواجه بوعلى سينا را چگونه يافتى ؟
گفت:هر چه ما مى بينيم ، او مى داند .

و البته كه بسيار فرق است ميان ديدن و دانستن .

دیو چو بیرون رود، فرشته درآید

همین الان بلند شو و قدمی بردار ...

شيخ ابوسعيد، يكبار به طوس رسيد،
مردمان از شيخ خواستند كه بر منبر رود و وعظ گويد .
شيخ پذيرفت .
مجلس را آراستند و منبرى بزرگ ساختند.
از هر سو مردم مى آمدند و در جايى مى نشستند .
چون شيخ بر منبر شد، كسى قرآن خواند.
جمعيت ، همچنان ازدحام مى كردند تا آن كه ديگر جايى براى نشستن نبود.
شيخ همچنان بر منبر نشسته بود و آماده سخن .
كسى برخاست و فرياد برآورد:
خدايش بيامرزد هر كسى را كه از جاى خود برخيزد و يك گام فراتر آيد .
شيخ چون اين بشنيد، گفت :
و صلى الله على محمد و آله اجمعين .
و از منبر فرود آمد .
گفتند: يا شيخ !
جمعيت از دور و نزديك آمده اند تا سخن تو بشنوند؛ تو ترك منبر مى گويى ؟
گفت : هر چه ما مى خواستيم كه بگوييم و آنچه پيامبران گفتند،
همه را آن مرد به صداى بلند گفت .
مگر جز اين است كه همه كتب آسمانى و رسالت پيامبران و سخن واعظان ،
براى اين است كه مردم ، يك گام پيش نهند؟
آن روز، بيش از اين نگفت ...

"اسرار التوحید";کتاب شرح عارف بزرگ شیخ ابوسعید ابوالخیر

دیو چو بیرون رود، فرشته درآیدپ

جذبِ حق ...

ابوسعید ابوالخیر درباره جذبِ حق چنین گوید :
" خدای را به هر روز سیصد و شصت نظر به دل بنده خویش است
تا بنگرد که آیا دلِ بنده هیچ به سوی او می نگرد .
اگر بیند که دلی بنده نگران اوست ،
افزونیش بخشد و به زیادت ها و روشنی ها اکرامش کند
و دلش را به سوی خویش کشد و هر که را جذبه ای از جانب بالا نباشد
کارش نظام نگیرد و حالش سامان نپذیرد.
" آنگونه که مشایخ گفته اند :
کششی از سوی حق ، بهتر از همه عبادتهاست که پرنیان و آدمیان کنند

در کشش افتی رَوِش گم گرددت
گر بوَد یک قطره ، قُلزُم گرددت

دیو چو بیرون رود، فرشته درآید

گر با غم عشق سازگار آید دل
بر مرکب آرزو سوار آید دل
گر دل نبود کجا وطن سازد عشق ؟
ور عشق نباشد ، به چه کار آید دل ؟

"ابوسعید ابوالخیر"

تفسیر سوره انعام، آیه 18

قُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ ۖ

أَلَيْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ ۖ

أَلَيْسَ اللَّهُ بِأَحْكَمِ الْحَاكِمِينَ

بگو: «خدا مرا بس است

آیا خدا کفایت‌کننده بنده‌اش نیست؟

آیا خدا نیکوترین داوران نیست؟

قرآن حکیم Quran Hakim - Apps on Google Play