آدام گرنت

آدام گرنت (به انگلیسی: Adam Grant)(زادهٔ ۱۳ اوت ۱۹۸۱ میلادی) نویسنده و استاد مدرسه وارتون دانشگاه پنسیلوانیا است. او در شهر دیترویت ایالت میشیگان بزرگ شد. گرنت به خاطر کسب افتخارات بالای علمی در سنین جوانی در مدرسه وارتون دانشگاه پنسیلوانیا شهرت دارد. او نویسنده کتاب توانمندی های نهان است.
۱۳ اوت ۱۹۸۱ - آمریکایی
آدام گرانت نویسنده، کارآفرین و استاد دانشگاه وارتون است. او با نوشتن کتاب «ببخش و بگیر» مورد توجه قرار گرفت که این کتاب در سال ۲۰۱۳ به عنوان نامزد بهترین کتاب غیرداستانی معرفی شد. از این نویسندهی آمریکایی چندین کتاب به فارسی ترجمه شده است.

زندگینامه آدام گرانت
آدام گرانت (Adam Grant) در وست بلومفیلد ایالت میشیگان به دنیا آمد. پدرش وکیل و مادرش معلم بود. او در دبیرستان بهصورت حرفهای بسکتبال و غواصی را دنبال کرد.
آدام گرانت کارشناسی ارشد و دکتری خود را از دانشگاه هاروارد گرفت و در سال 2007، بهعنوان استادیار دانشگاه کارولینای شمالی مشغول به کار شد. پس از آن، در سال 2009، در 28سالگی، بهعنوان جوانترین استاد دانشگاه وارتون شروع به کار کرد.
آدام گرنت یکی از 10 مبتکر علم کسبوکار در دنیا معرفی شده است و در کارنامهاش جوایز انجمن روانشناسی آمریکا و بنیاد ملی علوم به چشم میخورد.

بهترین کتابهای آدام گرانت
کتاب ببخش و بگیر؛ چرا کمک به دیگران ما را به سمت موفقیت سوق میدهد؟ (Give and Take: A Revolutionary Approach to Success): این کتاب آدام گرانت دربارهی مدیریت شغل و ارتباط با انسانهاست و به سؤالات شما دربارهی اینکه آیا کمک به دیگران میتواند به موفقیت ما نیز کمک کند، جواب میدهد.
کتاب نوآوران؛ چگونه افراد خلاق دنیا را تغییر میدهند؟ (Originals: How Non-Conformists Move the World): در این کتاب آدام گرنت به ما میگوید که کارآفرینی، با تمام ریسک و سختی، چطور میتواند به دنیای ما کمک کند.
کتاب گزینه ب؛ مواجه با سختی، ارتقای حد تحمل و یافتن شادی (Option B: Facing Adversity, Building Resilience, and Finding Joy): در این کتاب میخوانیم که چگونه در شرایط بحرانی منعطف باشیم، حس همدردی خود را تقویت کنیم، کودکانمان را مستقل و قوی پرورش دهیم، و شاد زندگی کنیم.
کتاب دوباره فکر کن: قدرت دانستن چیزهایی که نمیدانیم (Think Again: The Power of Knowing What You Don't Know): این کتاب آدام گرانت به ما میآموزد که چگونه از افکار قدیمی بگذریم و با توجه به اشتباهاتی که در گذشته انجام دادهایم، زندگی خوبی برای خود بسازیم.
بهترین کتابهای آدام گرانت بهصورت کتاب الکترونیک و کتاب صوتی در اپلیکیشن و سایت کتابراه قابل خواندن و شنیدن است. اگر میخواهید موفقیت در کسبوکار را تجربه کنید، کتابهای آدام گرانت را از دست ندهید.
جملات برگزیده آدام گرانت
- نوآفرین بودن، مستلزم اول بودن نیست. این مفهوم، فقط به معنی متفاوت و بهتر بودن است. (کتاب نوآوران)
- یک دوست، به عمیقترین معنای کلمه، کسی است که پتانسیل بیشتری نسبت به چیزی که شما در خودتان میبینید، در وجودتان میبیند. کسی که به شما کمک میکند بهترینِ نوع خودتان باشید. (کتاب نوآوران)
- نادانی بیش از دانش موجب اعتمادبهنفس خواهد شد. (کتاب دوباره فکر کن)
معرفی آدام گرانت

۱۳ اوت ۱۹۸۱
|
آمریکایی
آدام گرانت روانشناس سازمانی و نویسندۀ کتابهای پرفروش در زمینۀ بررسی علوم مرتبط با انگیزه، سخاوتمندی، تجدید نظر کردن و پتانسیل است. گرانت ۷ سال متوالی استاد برتر دانشگاه وارتون امریکا بوده است. همچنین گرنت به عنوان روانشناس سازمانی، به افراد مشغول در سازمانها در زمینۀ پیدا کردن انگیزه و معنا، بازنگری مفروضات و زندگی خلاقانه و سخاوتمند کمک میکند.
زندگینامه و فعالیتهای آکادمیک آدام گرانت
آدام گرانت متولد ۱۳ اوت ۱۹۸۱ در وست بلومفیلد میشیگان است. پدر او وکیل و مادرش معلم بود. مدرک کارشناسی آدام گرنت از دانشگاه هاروارد و دکترای او در رشتۀ روانشناسی سازمانی از دانشگاه میشیگان است. او دستاوردهای علمی متعددی از آکادمی مدیریت، انجمن روانشناسی آمریکا و بنیاد ملی علوم دریافت کرده است و به عنوان یکی از تاثیرگذارترین محققان جهان در تجارت و اقتصاد شناخته شده است.
آدام گرانت همچنین تأثیرگذارترین متفکر مدیریتی شماره ۲ در جهان و یکی از ۴۰ نفر از افراد زیر ۴۰ سال مجلۀ Fortune است. آدام گرنت رهبری پیشگام است که به شما کمک میکند تا به آرزوهای دور از ذهن خود دست پیدا کنید، حتی باعث میشود تا از انتظارات خود فراتر بروید.
فعالیتهای کاری آدام گرانت
آدام گرانت پادکست پرمخاطب TED Re:Thinking and WorkLife را میزبانی میکند. تدتاکهای او در زمینۀ مقالات و کتابهای languishing, original thinkers, and givers and takers بیش از ۳۵ میلیون بازدید داشته است. مقالۀ “languishing” گرانت بسیار وایرال شد و پرخوانندهترین مقالۀ نیویورک تایمز در سال ۲۰۲۱ بود. گوگل، NBA، بریج واتر و بنیاد گیتس از مشتریان سخنرانیها و مشاورههای او هستند.
او برای نیویورک تایمز در موضوعات کار و روانشناسی مینویسد و در هیئت نوآوری دفاعی در پنتاگون خدمت کرده است. آدام گرنت بیش از ۸ میلیون دنبالکننده در شبکههای اجتماعی دارد و دیدگاههایش را در خبرنامه ماهانه رایگان خود به نام GRANTED به اشتراک میگذارد.
او همراه با سوزان کین، مالکوم گلدول و دنیل پینک سرپرست کلوپ Next Big Idea است و در هر فصل دو کتاب برای مشترکین انتخاب میکند و تمام سود آن را صرف تهیۀ کتاب برای کودکان جوامع کمتر برخوردار میکند.
آدام گرانت دورههای مختلفی در زمینۀ MBA، رهبری، مذاکره، کار تیمی و رفتار سازمانی را برگزار میکند. او همچنین تاثیرگذاری بسیاری در افزایش عملکرد و کاهش فرسودگی شغلی در بین معلمان، مهندسان و فروشندگان داشته است. قبل از تحصیلات تکمیلیاش در انتشارات Let’s Go فعالیت میکرد و به عنوان مدیر سال انتخاب شد. برای آشنایی بیشتر با آدام گرنت وبسایت او به آدرس www.adamgrant.net را مشاهده کنید.
کتابهای آدام گرانت
آدام گرنت نویسنده شماره یک ۶ کتاب پرفروش نیویورک تایمز شامل توانمندی های نهان، دوباره فکر کن، بده و بستان، نوآفرینی، گزینه ب، و power moves است که میلیونها نسخه از آنها فروخته و به ۴۵ زبان ترجمه شده است. کتاب های آدام گرانت جزء بهترین کتابهای سال توسط آمازون، اپل، فایننشال تایمز و وال استریت ژورنال شناخته شدهاند.
دوباره فکر کن (Think again)
کتاب دوباره فکر کن جزو پرفروشترینهای نیویورک تایمز است. در این کتاب یاد میگیرید که چگونه با زیر سوال بردن نظراتتان و پذیرا بودن نسبت به نظرات دیگران، موقعیتی عالی در کار و زندگی برای خود فراهم کنید. آدام گرنت نشان میدهد که چگونه میتوان از در اشتباه بودن استقبال کرد.
توانمندیهای نهان (Hidden Potential)
آدام گرانت در کتاب توانمندی های نهان با داستانسرایی از کلاس درس تا اتاق هیئت مدیره، بازیهای المپیک، و حتی فضای بیرونی شواهد پیشگامانه و بینشهای شگفتانگیزی در اختیار خواننده قرار میدهد. این کتاب همانطور که از ناماش پیداست به شما کمک میکند تا توانمندیهای نهان خود را ببینید. با خواندن این کتاب یاد میگیرید، چگونه زمانی که فرصتهای پیش روی شما بسته است، دری برای خود بسازید.
گزینۀ ب (Option B)
در کتاب گزینه ب آدام گرانت و شریل سندبرگ یاد میگیرید که چگونه در خود انعطافپذیری ایجاد کنید و پس از شکستهای اجتنابناپذیر زندگی باز هم به جلو حرکت کنید. این کتاب را به عنوان یک نقشۀ راه در نظر بگیرید؛ نقشهای برای زمانهایی که گزینۀ الف در دسترس نیست.
بده و بستان (Give and Take)
کتاب بده و بستان نشان میدهد که چرا نحوه تعامل شما با دیگران در نهایت کلید موفقیت شما خواهد بود. بده و بستان نیروهای غافلگیرکننده را به طور عمیق مورد بررسی قرار میدهد؛ اینکه چرا بعضی از افراد به بالای نردبان موفقیت صعود میکنند، در حالی که به نظر میرسد سایرین به پایین سقوط میکنند. با این کتاب آدام گرانت بینشهایی بهدست خواهید آورد که به شما در تغییر نحوۀ عملکرد و تعاملتان کمک خواهد کرد.
نوآفرینی (Originals)
در این کتاب کشف میکنید که چگونه از ایدهها، خط مشیها و شیوههای جدید حمایت کنید. گرنت در این کتاباش تکامل جهان از منظر یک فرد نوآور را به چالش میکشد، یعنی انتخاب اینکه از ایدههای جدید که برخلاف اصالت و سنتهای منسوخ شده است، حمایت کنید.
خلاصه کتاب توانمندی های نهان، جدیدترین کتاب آدام گرانت

17دی
در دنیای امروزه عموم مردم فکر میکنند دلیل موفقیت بسیاری از افراد استعدادهای ذاتی آنهاست. آدام گرانت اما با این عقیده مخالف است او معتقد است ما مهارتهایی که میتوانیم یاد بگیریم را نادیده میگیریم. گرانت به این مهارتها، توانمندیهای نهان میگوید که در جدیدترین کتابش به این موضوع پرداخته است. در این مقاله خلاصه کتاب توانمندی های نهان را بررسی کردیم. بعد از خواندن این مطلب شما میتوانید تصمیم بگیرید که آیا این کتاب ارزش خواندن دارد یا نه.
آدام گرانت در کتاب توانمندی های نهان با استفاده از بینشها و داستان سرایی شفافش ما را به کلاس درس، اتاق مدیر، زمین بازی، المپیک و فضا میبرد تا نشان دهد پیشرفت وابستگی زیادی به یادگیری دارد. رشد کردن به نبوغی نیست که دارید بلکه به مهارتهای منشی است که میتوانید یاد بگیرید.
توامندیهای نهان نشان میدهد که همۀ افراد در یک چارچوب مشخص میتوانند به دستاوردهای بزرگی دست یابند. مهارتهای منش، ساختارهایی برای حفظ انگیزه و سیستمهایی برای گسترش فرصتها که به افراد اجازه یادگیری و رسیدن به بالاترین ارتفاع خود را میدهد از اجزای این چارچوب هستند. در این کتاب یاد میگیرید که چطور میتوان در پیشرفت کردن پیشرفت کرد. در ادامه خلاصه کتاب توانمندی های نهان را با هم مرور میکنیم.
ایده اصلی کتاب توانمندی های نهان چیست؟
به طور خلاصه کتاب توانمندی های نهان دربارۀ دستیابی به آرمانها و آنچه دوست دارید به آن بدل شوید است. آدام گرانت باور دارد برای دستیابی به هدفهای بزرگ، نیازی به نابغهبودن، نیست. او معتقد است همۀ افراد دنیا اگر فرصت و انگیزه کافی داشته باشند، میتوانند با آموختن مهارت مورد علاقه خود به دستاوردهای بزرگ برسند.
برای برانگیختن ارادۀ افراد باید راهی به آنها نشان دهیم. این کار با روش داربستسازی شدنی است. داربست، استعارهای از یاریها و راهنماییهای مربیانی است که شرایط رشد را برای دیگران فراهم میکنند.
هدف گرانت از نگارش کتاب توانمندی های نهان، فراهمسازی این داربست برای کسانیست که به مربی دسترسی ندارند. او میگوید، مهم نیست که چقدر برای رسیدن به آرمانها سختی میکشیم؛ مهم میزان رشد ماست. رشد به عاملی ورای نوعی ذهنیت خاص نیاز دارد. رشد با فراگیری مجموعه مهارتهایی آغاز میشود که معمولاً از آنها غافلیم.
منش به تعبیر آدام گرانت
آدام گرانت در آخرین کتابش در مورد مهارتهای منش (Character) و تفاوت آن با شخصیت (Personality) صحبت کرده است. بهطور خلاصه کتاب توامندی های نهان به مهارتهای منش میپردازد. به عقیدۀ او شخصیت غریزه اصلی است برای اینکه چگونه فکر، احساس و عمل کنید. اما منش توانایی شما برای اولویت دادن به ارزشهای خود برابر غرایز است. در واقع شخصیت هر چیزی است که میخواهید انجام دهید در حالی که منش چیزی است که انتخاب میکنید تا انجام دهید.
به عقیدۀ آدام گرانت، رشد به کمک مهارتهای منش (Character skills) اتفاق میافتد نه هوش و ژنتیک افراد و خوشبختانه این مهارتها قابل دستیابی و قابل بهبود هستند. به عقیدۀ او همۀ افراد توانمندیهای نهانی دارند که قابل شکوفا شدن است؛ در این کتاب با راههایی برای شکوفا شدن این توانمندیها آشنا میشوید.
خلاصه بخشهای مختلف کتاب توانمندی های نهان
کتاب توانمندی های نهان به سه بخش تقسیم شده است و هر بخش سه فصل دارد. در بخش اول، گرانت به بررسی “مهارتهای منش” میپردازد که به پیشرفت در زندگی افراد کمک میکند. این مهارتها را میتوانید در قالب زندگی افراد مختلفی که به عنوان مثال آورده شده است، یاد بگیرید.
برای یادگیری این مهارتها باید یاد بگیرید خودتان را بندۀ رنج کنید و در سختی قرار بگیرید، اشتباه کنید، به انسانی اسفنجی و نقصگرا تبدیل شوید.
اما فقط یادگیری مهارتهای منش کفایت نکرده و افراد را برابر فرسودگی مصون نمیکند. به همین علت در بخش دوم “ساختارهایی برای حفظ انگیزه” را مطرح میکند. در این بخش میآموزید که رسیدن به موفقیت لزوما به معنای کار زیاد نیست.
در این بخش هم با مرور داستانهای مختلفی یاد میگیرید چطور میتوان اسیر یکنواختی نشد، در مواقعی به نقطۀ شروع بازگشت و مسیر تازهای شروع کرد، از سایر افراد کمک گرفت، با آموزش دادن یاد گرفت و مسیر پیش رو را هموار کرد.
بخش سوم در مورد چگونگی “ساختن سیستمهایی با هدف گسترش فرصتها” است. معمولا جوامع منابع خود را صرف افراد موفق میکنند و این باعث میشود به افرادی که توانمندیهای نهانی دارند و شرایط نشان دادن تواناییهایشان را نداشتهاند فرصتی داده نشود. در این فصل خواهید خواند که چگونه میتوان تیمی موفق ساخت.

خلاصه کتاب توانمندی های نهان، فصل اول: بندۀ رنج باش و راحتبین
در فصل اول، گرنت با بیان مثالهای متعددی از افراد مختلف سعی میکند تاثیر مهارتهای منش در زندگی این افراد را نشان دهد. اینکه این افراد چطور توانستهاند با بهکارگیری مهارتهای منش، توانمندیهای نهان خود را آشکار کنند و به نتیجه برسند.
گرنت معتقد است، بندۀ رنج شدن میتواند توانمندی های نهان ما را برای انواع یادگیریها آشکار سازد. برترین راه برای تسهیل رشد به استقبال سختی رفتن، جستوجو و تشدید احساس پریشانی است. شهامت رویارویی با رنج، مهارتی منشی و شکل ویژهای از تصمیمگیری به شمار میرود.
چطور میتوان مهارت های منش را تقویت کرد؟
اگر شرایط یادگیری برای همۀ فراهم باشد، تقریبا تمام آدمها میتوانند هر مهارتی را یاد بگیرند. به عقیدۀ گرنت برای تقویت مهارت های منش باید بندۀ رنج شوید اما این به چه معناست؟ شما باید سختی و رنج آن را بپذیرید تا پیشرفت کنید. آدام گرانت برای رسیدن به آن پیشنهاد میکند:
- روشهای یادگیری رایج را کنار بگذارید
آدام گرانت معتقد است برای کسب مهارتهای منش باید سبکهای آزمودهشده را فراموش کنید. روشی که دوست دارید بر اساس آن مطالب را یاد بگیرید، همان روشی است که برای شما آسوده و راحت است، اما لزوما بهترین روش نیست. گاهی مطالب را به روشی بهتر یاد میگیرید که برایتان سختتر از سایر روشها است، زیرا باید برای آن بیشتر تلاش کنید.
- قبل از اینکه حس آمادگی داشتید وارد میدان شوید
تا زمانی که یک مهارت را تمرین نکرده باشید بر آن مسلط نخواهید شد و بدون شروع کردن و وارد میدان شدن، یادگیری اتفاق نمیافتد. تجربه رنج و سختی عامدانه یکی از کارهایی است که به شما در مسیر یادگیری کمک خواهد کرد.
مغز همیشه انسان را به انجام کارهای آسان و سرگرمکننده وا میدارد و شما را از انجام کار سخت باز میدارد. راحتی، در فرآیند یادگیری، یک پارادوکس است. خودتان را در معرض سختی قرار دهید. وقتی سختی نشانه پیشرفت قلمداد شود، دیگر از آن فرار نخواهید کرد.
- اشتباه کنید
ترس از اشتباه کردن، یک مانع در مسیر پیشرفت و توسعه فردی است. برای کاهش ترس از اشتباه راهکاریهایی وجود دارد. اولین راهکار پذیرفتن اشتباه کردن به عنوان بخشی طبیعی از فرآیند یادگیری است. دومین راهکار این است که اشتباه کردن را تمرین کنید و آن را یک فرصت برای یادگیری و رشد بدانید.
به افرادی که سعی میکنند تحت هر شرایطی، حتی با مرتکب اشتباه شدن، کار خود را انجام دهند proactive imperfections یا نقدگرای پیشگام میگویند. این افراد در مسیر یادگیری برای خود حد خطایی مشخص میکنند و تا رسیدن به آن تعداد خطای روزانه دست از تمرین برنمیدارند. با انجام این کار افراد میتوانند از نقطۀ امن خود فاصله بگیرند و شانس پیشرفت کردن را بیشتر کنند. این افراد، انسانهای اسفنجی هستند که در فصل دوم گرانت به آنها اشاره میکند.
خلاصه کتاب توانمندی های نهان، فصل ۲: انسان اسفنجی
انسان اسفنجی یعنی کسی که تلاش میکند از راههای مختلف اطلاعات جذب کند. اما کلید اسفنجی شدن این است که مشخص کنید چه اطلاعاتی را جذب و چه اطلاعاتی را فیلتر کنید. برای این کار باید از دیگران توصیه بخواهید و منابع مورد اعتماد و کمککننده را پیدا کنید.
اسفنجیبودن نه تنها مهارتی فعالانه که مهارتی جامعهپسندانه نیز به شمار میرود. اگر اسفنجیشدن درست پیش رود، فقط به رشد ما یاری نمیرساند، بلکه به آزادسازی منابع برای تسهیل رشد دیگران هم کمک میکند.
در خلاصه کتاب توانمندی های نهان در فصل دوم داستانی در مورد گونهای بقا یافته مطالعه میکنید و متوجه میشوید این گونه، سازگارترین گونه بوده است نه باهوشترین. این فصل بر اهمیت یادگیری تاکید میکند. گاهی اوقات پیشرفت با هوشمندانه کار کردن دستیافتنی میشود.
فصل ۳: نقص گرایان
در خلاصه کتاب توانمندی های نهان در این بخش به نقص گرایان میپردازیم. افرادی که نه برای کمال بلکه برای برتری تلاش میکنند، افرادی که داور کار خود هستند و به رضایت خود از کارشان توجه بیشتری میکنند. این افراد سعی میکنند میزان پیشرفت خود را دربازۀ زمانی طولانیتر بررسی کنند.
آدام گرانت میگوید، موفقیت نه به معنای نزدیک شدن به کمال مطلق، بلکه توانایی غلبه بر کمالگرایی در طول مسیر است. یکی از بخشهای تاملبرانگیز این بخش، وابیسابی یا ارجنهادن به زیبایی در عین نقص است. در اینجا نه سخن از ایجاد نقصی عامدانه، بلکه پذیرش و دریافت این واقعیت است که نقصها اجتنابناپذیرند و مانع تعالی پدیدهها نمیشوند.
این فصل با مثالی از یک معمار برتر دنیا شروع میشود و با کمال گرایی ادامه مییابد و در نهایت راههایی برای رهایی از کمالگرایی ارائه میشود. کمال گرایان هیچ برتریای نسبت به سایر افراد ندارند و معمولا برای رسیدن به نتایجی بیعیب و نقص دچار خطاهایی میشوند:
- دربارۀ جزئیات کماهمیت وسواس دارند
- از موقعیتهای ناآشنا و کارهای دشوار با احتمال شکست اجتناب میکنند
- خود را بابت اشتباهات سرزنش میکنند
برای رهایی از دام و خطاهای کمالگرایی پیشنهاد میکنیم ادامۀ مباحث را در کتاب توانمندیهای نهان بخوانید.
فصل ۴: متحول کردن امور یکنواخت روزانه
فصل چهار تا شش این کتاب در بخش دوم قرار دارد. در فصل چهارم گرنت با اشاره به مثالهایی توضیح میدهد که چطور میتوان کارهای یکنواخت را به منبع شادی روزمره تبدیل کرد. وقتی از کار خود لذت ببرید، دچار یکنواختی نخواهید شد.
یکی از این روشها برای مبارزه با یکنواختی، تمرین از طریق بازی است. به ما یاد دادهاند که برای توسعه مهارتهایمان، باید به تمرینهای یکنواخت طولانی بپردازیم. بااینهمه، برترین روش برای آشکارسازی توانمندی های نهان، نه رنج کشیدن از تمرینهای یکنواخت، بلکه تبدیل این تمرینها به منبع شادمانی هرروزه است. اینکه در موسیقی، برای اصطلاح «تمرین کردن» از فعل play استفاده میکنند، اصلاً تصادفی نیست.
در این فصل گرانت همچنین از اهمیت استراحت کردن میگوید و اینکه چطور استراحت کردن میتواند جانی دوباره برای ادامۀ مسیر به ما بدهد. استراحت کردن سه فایده دارد؛ اشتیاق را حفظ میکند، ایدههای جدیدی به ذهن میرساند و به یادگیری عمق میبخشد. در نتیجه نباید برای استراحت کردن منتظر خسته شدن ماند.
پرداختن به این موضوع در خلاصه کتاب توانمندی های نهان ممکن نیست به همین علت پیشنهاد میکنیم اگر به این موضوع علاقهمندید کتاب را مطالعه نمایید.

خلاصه کتاب توانمندی های نهان، فصل ۵: رهایی از در بسته
گاهی در مسیر پیشرفت احساس درجا زدن دارید و حس میکنید متوقف شدهاید. درجا زدن به معنی شکست نیست بلکه نشانهای است برای دور زدن و پیدا کردن مسیر جدید برای ادامۀ راه. گرانت در این فصل به این موضوع اشاره میکند که گاهی باید به عقب برگشت و مسیری تازه شروع کرد.
برای برگشت و شروع مسیر جدید نیاز به یک قطبنما دارید. این قطبنما میتواند هر چیزی باشد و از انحراف شما در مسیر جلوگیری کند. در این مسیر بهتر است به دنبال چندین راهنما باشید و از آنها کمک بگیرید. گاهی بهرهوری از چند راهنما با دیدگاههای مختلف میتواند آن قطبنمایی باشد که به شما در ادامه دادن مسیر کمک کند.
پیشرفتها ندرتاً ماهیتی شبیه به عکس فوری دارند؛ آنها پس از سپریشدن دورههای زمانی بلندمدت خود را نشان میدهند. تنها زمانی متوجه بلندای مسافت طیشده خواهیم شد که به آن در طول هفتهها، ماهها یا سالها بنگریم.
فصل 6: سرپیچی از نیروی جاذبه
به فصل ششم از خلاصه کتاب توانمندی های نهان رسیدیم. این بخش با مثالی تاملبرانگیز در مورد شانزده سیاهپوست که در دورۀ آموزش افسری نیروی دریایی شرکت کردند و چالشهایی که این افراد با آن روبهرو شدهاند، آغاز میشود. افرادی که وقتی به مانعی برخورد کردند تسلیم نشدند و در نهایت موفق شدند، توامندیهای نهان خود را به همه اثبات کنند.
اگر چندین حامی معتبر به ما ایمان داشته باشند، احتمالاً زمان آن رسیده است که این ایمان را باور کنیم و اگر منفیبافانی ناآگاه، باوری به ما ندارند، احتمالاً زمان آن رسیده است تا توانایی خود را به آنها اثبات کنیم.
گرانت در این فصل به معرفی اصل مربیگری میپردازد و معتقد است بهترین روش برای یادگیری، آموزش دادن است.
خلاصه کتاب توانمندی های نهان، فصل 7: هر کودکی میتواند پیشرفت کند
فصل 7 تا 9 کتاب در بخش سوم است که به افراد توصیه میکند سیستمهایی را تولید کنند که در آن همۀ افراد شانس برابری برای موفقیت دارند، نه فقط افرادی با توانمندیهای بالا. آدام گرانت در فصل هفتم با مثالی از رقابتی جهانی بین مدارس شروع میکند و سیستم آموزشی کشور فنلاند را بررسی میکند و توضیح میدهد چرا این سیستم موفق بوده است.
سیستم آموزشیای را میتوان موفق دانست که برای همۀ کودکان، صرفنظر از پیشینه و منابعشان، فرصتی برای آشکارسازی و دستیابی به توانمندی هایشان فراهم میآورد.
ساختن مدرسههایی که در آنها، دانشآموزان به دستاوردهای بزرگتر میرسند به معنای تمرکز بر تعداد معدودی از افراد برگزیده که آنها را به سوی برتری هل میدهیم، نیست. باید محیطی را فراهم آوریم که در آن همۀ دانشآموزان اجازه رشد فکری و هیجانی داشته باشند.
خلاصه کتاب توانمندی های نهان، فصل 8: حفاری برای استخراج طلا
آدام گرانت در این فصل با شرح داستان ماموریت نجات کارگران معدن سن خوزه شیلی، از اصول تیمسازی میگوید. هوش جمعی، انتخاب بهترین رهبر برای گروه، جلسات طوفان فکری و جایگزینی آن با نگارش فکری و استفاده از سیستم شبکهای به جای سیستم نردبانی برای شکوفا شدن اعضای تیم، از شاخصترین موضوعاتی است که گرانت در قالب داستان نجات معدنچیان سن خوزه بیان میکند. گرانت در بخشی از این فصل در مورد سیستم شبکهای میگوید:
“سیستم شبکهای یک سازمان ماتریسی نیست؛ اینطور نیست که در چنین سیستمی همچون فضای متعارف اداری با هشـت رئیس مختلف سروکله بزنید. شما در این سیستم چنـد مدیر ندارید کـه عقـب نگاهتان دارنـد و صدایتان را خاموش کنند. هدف چنین سیستمی ایـن است کـه بـه شـما امکان دسترسی به چنـد رهبر را بدهـد که مایـل و قادر به کمک رسانی به شما هستند تـا بـه جلـو حرکت کنیـد و خودتان را بالا بکشید.”
خلاصه کتاب توانمندی های نهان، فصل 9: الماس صیقل نخورده
در آخرین فصل بخش سوم، گرانت به موضوع قضاوت شدن توسط توانمندیها میپردازد. او معتقد است سیستمهای گزینشی با اولویت قرار دادن افرادی که دستاوردهای مهمی را به دست آوردهاند، متقاضیان توانمند جهت انجام کارهای بزرگتر آتی را دست کم و نادیده میگیرند. او معتقد است این سیستمها با خطا همراه هستند زیرا فقط نتیجه را میبینند، نه شرایط حاکم را.
درجۀ دشواری کارها و مسیری که افراد در زندگی طی میکنند یکسان نیست به همین علت گرانت معتقد است سیستم گزینش افراد به بازنگری نیاز دارد. ما نیاز به سیستمی داریم که با آن بتوان الماسهای صیقلنخورده را کشف کرد.
چه کسانی باید توانمندیهای نهان را بخوانند؟
این کتاب پر از داستانهای واقعی و تحقیقات آکادمی است که برای همۀ افرادی که دغدغه توسعه و بهتر شدن را دارند مناسب است. آدام گرانت خواندن این کتاب را به والدین، رهبران، مربیان و هر عضو هیئت مدیره مدرسه پیشنهاد میکند. شما میتوانید کتاب توانمندی های نهان را به صورت آنلاین از وب سایت نشر نوین خریداری کنید.

در این مقاله خلاصه کتاب توانمندی های نهان را با هم مرور کریم. راهکارهای کتاب توانمندی های نهان، به ما کمک میکنند تا توانمندی های خود و دیگران را فارغ از حوزهای خاص کشف کنیم، ارج نهیم و شکوفا سازیم. باید به یاد داشت رسیدن به دستاوردهای بزرگ ناگهانی رخ نمیدهد. کسانی که برای رسیدن به هدف تلاش کردند به مانع برخوردند. اگر بپذیریم که مسیر همواره مستقیم نیست، تابآوری و امید بیشتری برای ادامهدهی خواهیم داشت.
خلاصه کتاب پتانسیل پنهان
آدام گرنت در کتاب پتانسیل پنهان با بررسی صدها نفر از موفق ترین افراد در حوزه های مختلف به توضیح کشف استعدادهای پنهان و راز موفقیت این افراد می پردازد.
آدام گرنت کیست؟
آدام گرنت متولد ۱۳ اوت ( آگوست ) ۱۹۸۱، نویسنده، کارآفرین و استاد دانشگاه است.
پدر آدام گرنت وکیل و مادرش معلم بود.
آدام گرنت درمورد یافتن انگیزه، معنا و زندگی خلاقانه معروف است و متفکری تاثیرگذار در مدیریت است.
او در رشته روانشناسی سازمانی درس خوانده است.
گل کاشتن در سنگ فرش در خلاصه کتاب پتانسیل پنهان آدام گرنت
استعدادها به طور مساوی بین همه افراد توزیع شده اند اما فرصت ها نه.
هر فردی دارای استعداد پنهانی است که باید کشف شود.
گروهی از روانشناسان تحقیق جامعی بر روی ۱۲۰ فرد موفق از جمله برندگان جوایز علمی، شناگران المپیک، نوازندگان کنسرت های تحسین شده و غیره انجام دادند
و با معلمان، مربیان و خانواده این افراد صحبت کردند تا روش کشف این استعدادها و راز موفقیت آنها را بدانند.
محققان در کمال تعجب متوجه شدند چیزی که این افراد را برجسته کرده استعداد ذاتی نبوده
بلکه علاقه ای بوده که به یادگیری این رشته ها داشتند
و این علاقه معمولا توسط یک مربی یا معلمی ایجاد شد که یادگیری را برایشان لذت بخش کرده بود.
در تحقیق دیگری که یکی از تاثیرگذارترین اقتصاددانان جهان بر روی رابطه میزان درآمد در بزرگسالی و اولین معلم افراد در مدرسه انجام شد،
متوجه شدند به میزانی که اولین مربی افراد فرد باتجربه تر و بهتری بوده درآمد افراد در بزرگسالی بیشتر شده است.
این تحقیقات نشان می دهد آموزش اولیه در هر حوزه ای اگر توسط مربی آغاز شود
که می تواند یادگیری را لذت بخش کند و باعث علاقه مندی به یادگیری بیشتر شود، احتمال کسب موفقیت های بزرگ افزایش می یابد.
یک مربی عالی اصول اولیه هر مهارتی را آموزش می دهد
اما آنچه باعث می شود یک مربی افراد را به نتایج بزرگ برساند مهارت های شخصیتی است که در آنها ایجاد می کند.
مهارت های شخصیتی در خلاصه کتاب پتانسیل پنهان آدام گرنت
چهار مهارت شخصیتی که در کنار یادگیری اصول اولیه باعث کشف استعدادها یا همان پتانسیل پنهان می شوند:
۱-پویایی:
مربیان برجسته افراد را به یادگیری بیشتر و استفاده از منابع مختلف مثل کتاب ها، جستجوهای اینترنتی، سوال پرسیدن و تحقیق و مطالعه خارج از تایم کلاس تشویق می کنند.
۲-جمع گرایی:
اگر افراد با هم گروهی های خود تعامل بیشتری داشته باشند، یاد بگیرند و به دیگران یاد بدهند، برای حل یک چالش همفکری کنند خودشان هم بهتر یاد می گیرند و مربیان برتر این مهارت را در کلاس های گروهی آموزش می دهند
۳-انضباط:
تمرین به موقع، حضور در کلاس، ارائه به موقع تحقیقات و انجام وظایف گروهی در هر حوزه ای افراد را به موفقیت می رساند
۴-پشتکار:
در یادگیری هر حوزه ای چالش ها و سختی هایی وجود دارد. اینکه یک مربی آنچنان علاقه ای با یادگیری و تحقیق و کار گروهی ایجاد کند که افراد در مواجه با مشکلات و چالش ها بتوانند پشتکار داشته باشند و مهارت حل مشکل را پیدا کنند از افراد مدال آوران و نام آوران را می سازد.
مثالی از نقش مربی در خلاصه کتاب پتانسیل پنهان آدام گرنت
به عنوان مثال در بازی شطرنج خیلی از مربیان شروع به آموزش کارایی هر مهره و قوانین شطرنج می کنند اما یک مربی باتجربه یک بازی را می چیند و در ابتدای کار یک ترفند برای مات کردن آموزش می دهد و از افراد می خواهد تا جلسه بعدی چند تکنیک مات کردن پیدا کنند و به کلاس بیاورند.
از همان ابتدا با کسب لذت پیروزی و پویایی برای یافتن روش های دیگر مهارت های شخصیتی را در کنار اصول بازی، آموزش می دهد.
خلاصه کتاب پتانسیل پنهان آدام گرنت شامل ۳ بخش است:
۱-مهارت های شخصیتی
۲-حفظ انگیزه
۳-کشف فرصت ها
بخش ۱ مهارت های شخصیتی در خلاصه کتاب پتانسیل پنهان آدام گرنت:
در تحقیقی بر روی ۱۵۰۰ کارآفرین شامل مردان و زنانی از غرب آفریقا و در دهه های سوم، چهارم و پنجم زندگی، آنها را به ۳ گروه تقسیم کردند:
اولین گروه: کار خود را طبق روال گذشته ادامه می دادند
دومین گروه: یک هفته آموزش های تخصصی درباره امور مالی و بازاریابی و موارد اقتصادی می دیدند و هفته دوم این آموزش ها را در کار اجرا می کردند
سومین گروه: یک هفته آموزش هایی مثل انضباط، پشتکار، پویایی و حفظ انگیزه در چالش ها و موانع داده می شد و در هفته بعد این مهارت ها را در کنار کار اجرا می کردند.
بعد از ۲ سال گروه سوم نتایج چشمگیری کسب کردند.
این گروه در هنگام مواجه با مشکلات به جای تسلیم شدن، تدبیر به خرج می دادند و به دنبال راه حل جایگزین بودند و راه های جدید را امتحان می کردند.
این آزمایش چند نکته مهم را به ما یاد می دهد.
نکته اول اینکه رشد مهارت های شخصیتی ما را به نتایج عالی می رساند
دوم اینکه شخصیت بخشی از تقدیر ما نیست و قابل تغییر است
و نکته سوم این است که هیچگاه برای رشد مهارت های شخصیتی دیر نیست.
مهارت های شخصیتی مهم ترین عاملی است که باعث می شود پتانسیل پنهان ما آزاد شود.
روش یادگیری چند زبان در خلاصه کتاب پتانسیل پنهان آدام گرنت
آیا تابحال افراد چندزبانه دیده اید؟
افرادی که به چند زبان صحبت می کنند و در زبان های مختلف مهارت دارند؟
یادگیری یک زبان جدید رویای خیلی از افراد است
و شاید تا حدودی تلاش می کنند اما به این نتیجه می رسند که کاری سخت است یا خودشان استعداد کافی ندارند.
آیا کسانی که به ۵ یا ۶ زبان مختلف تسلط دارنداستعداد فوق العاده ای دارند؟
چندزبانه ها راز یادگیری زبان های مختلف را کشف کردند و این راز چیزی نیست جز استمرار و پشتکار
هروقت می خواهیم از حاشیه امن خود خارج شویم، اولین کاری که به ذهنمان می رسد به تعویق انداختن کار است.
تکرار اهمال کاری و به تعویق انداختن باعث افزایش حس بی کفایتی و پائین آمدن اعتماد به نفس می شود.
اهمال کاری نشانه تنبلی نیست بلکه نشان دهنده ترس های ماست.
ما از تجربیات جدید و مواجه شدن با احساسات ناخوشایند می ترسیم.
بنابراین برای رهایی از به تعویق انداختن کارها نیاز به مدیریت زمان نیست بلکه ما به مدیریت احساسات نیاز دارم.
افرادی که نتایج بزرگی کسب می کنند یادگیری و اجرا کردن را همزمان انجام می دهند و منتظر نمی مانند تا عالی شوند بلکه انجام می دهند تا عالی شوند.
افراد چندزبانه از همان ابتدا شروع به صحبت می کنند و خیلی وقت ها خود را در شرایطی قرار می دهند که مجبور باشند صحبت کنند. مثلا سفر به کشورهای مختلف و صحبت کردن تا حدی که می توانند. در این میان متوجه اشتباهات خود می شوند و آن را اصلاح می کنند.
پس آزادکردن پتانسیل پنهان نیاز به شجاعت دارد. شجاعت اشتباه کردن و اصلاح کردن.
می توانیم از روز اول برنامه نویسی کنیم، از روز اول والیبال بازی کنیم، از روز اول به زبانی دیگر خودمان را معرفی کنیم و غیره. بنابراین اجرا کردن از روز اول یادگیری شیوه عالی برای یادگیری است.
آدم های اسفنجی در خلاصه کتاب پتانسیل پنهان آدام گرنت
کدام گونه ها در طول تاریخ توانستند جان سالم به در ببرند؟
خردمندترین یا قوی ترین گونه ها نیستند که بقا یافتند بلکه سازگارترین ها توانستند جان سالم به در ببرند.
افرادی می توانند به نتایج شگفت انگیز برسند که مدام یاد می گیرند و خود را با آموزه های جدید سازگار می کنند.
این افراد فعالانه به دنبال یادگیری و جذب اطلاعات جدید می روند و منتظر نمی مانند کسی اطلاعات عالی به آنها بدهد.
کلید آزادسازی پتانسیل پنهان در این است که تعیین کنیم چه اطلاعاتی به درد بخور هستند و چه اطلاعاتی باید ویرایش شوند.
به همین علت متوجه می شوند که به کدام مربی اعتماد کنند و از کدام مربی باید فقط چند نکته را یاد بگیرند.
کمال گرایی پیدا کردن حد مطلوب بین نقص و کمال در خلاصه کتاب پتانسیل پنهان آدام گرنت
در ژاپن سنتی به نام مراسم چای ژاپنی وجود دارد که چای سبز (ماچا) را طی اصول خاصی می نوشند.
مراسم چای ژاپنی از قرن شانزدهم تغییر بزرگی کرد که کاسه های ترک خورده جایگزین ظرف های بی عیب و نقص شد.
مردم شروع کردند به نوشیدن چای از ظرف های لب پریده و رنگ و رو رفته. ژاپنی ها به این کار وابی سابی می گویند.
وابی سابی هنر توجه کردن به زیبایی با وجود نقص هاست. یعنی پذیرش این نکته که نقص ها اجتناب ناپذیرند.
نتایج تحقیقات نشان می دهد افراد کمالگرا به دنبال نتایج بی عیب و نقص هستند و این کمالگرایی مانع رشد می شود زیرا
۱-افراد کمالگرا در مورد جزییات بی اهمیت وسواس به خرج می دهند
۲-از کارهای که ممکن این منجر به شکست شود اجتناب می کنند
۳-به جای درس گرفتن از اشتباهات مدام خود را سرزنش می کنند.
موفقیت به معنای رسیدن به کمال نیست بلکه به معنای میزان رشد ماست.
در سیلیکون ولی اعتقاد دارند کار انجام شده از کار کامل باارزشتر است.
بخش ۲ حفظ انگیزه در خلاصه کتاب پتانسیل پنهان آدام گرنت
برای رشد در هرکاری مواقعی پیش می آید که با مانع بزرگی مواجه می شویم.
در این زمان ها حفظ انگیزه در کنار مهارت های شخصیتی لازم است.
راه رها کردن پتانسیل پنهان مشقت کشیدن نیست بلکه حفظ انگیزه در کنار استمرار و پشتکار است.
برای بهترین شدن در هر زمینه ای کافی است هر روز تمرین کنید اما چطور در سختی ها انگیزه خود را حفظ کنیم؟
در روانشناسی کسالت شغلی یک اصطلاح رایج است یعنی کار بیش از حد و وسواس گونه باعث استهلاک می شود افرادی که برجسته شدند هر روز تمرین می کردند اما آنها به جای من باید تمرین کنم از عبارت من دوست دارم تمرین کنم استفاده می کنند. وقتی اشتیاق به کاری وجود دارد نیاز به انگیزه از بین می رود. ما کاری را به دلیل لذت انجام می دهیم نه وظیفه.
اشتیاق به تمرین باید جایگزین احساس فشار برای رسیدن به نتیجه شود.
طراحی آموزشی همراه با لذت:
همانطور که گفتیم اولین مربیان مهم ترین نقش را در موفقیت افراد دارند. کسانی که علاقه به یادگیری را به وجود می آورند و مسیر رشد را لذت بخش می کنند.
مربیان افراد برجسته آموزش ها را طراحی می کنند تا افراد ضمن کسب لذت به دستاوردهای بزرگ برسد.
با این روش کارهای پیچیده و تخصصی به گام های کوچکی تقسیم می شود که با انجام هرکدام مهارت خاصی را یاد می گیریم
و موفقیت نتیجه مجموع این مهارت هاست.
به این کار یادگیری به همراه بازی آگاهانه می گویند.
تغییر دادن ابزارها و روش های مختلف انجام کار ، یادگیری را از حالت کسل کننده خارج می کند
و افراد با دستاوردهای کوچک علاقه مند می شوند بیشتر یاد بگیرند.
تمرین وسواسی باعث می شود استراحت را مانع بدانیم و تا مرز فرسودگی خود را مجبور به تمرین کنیم
چون تصور می کنیم تنها در این صورت به برتری می رسیم.
اما حقیقت این است که استراحت علاوه براینکه منبع سوخت و انرژی ماست، باعث افزایش خلاقیت می شود.
استراحت اتلاف وقت نیست بلکه فرصتی برای پرورش افکار جدید است.
بخش ۳ یافتن فرصت در خلاصه کتاب پتانسیل پنهان آدام گرنت
یکی از مزایای زندگی در خانواده های مرفه، ارتباطات سطح بالاست.
ارتباط با اقوام، دوستان و همسایگان برجسته باعث می شود راهنماهای بهتری داشته باشیم.
طبق تحقیقات بعد از نقل مکان خانواده ها به مناطق سطح بالاتر، احتمال اینکه فرزندانشان در بزرگسالی اختراعی ثبت کنند بالاتر می رود.
اما طراحی آموزشی می تواند این شکاف بین خانواده های فقیر و مرفه را پر کند.
در نظام آموزشی کشور فنلاند یک شعار معروف وجود دارد: ما نمی توانیم حتی یک مغز را هدر بدهیم.
در فنلاند باور دارند که هوش انواع مختلفی دارد و برهمین اساس اقداماتی برای کمک به تک تک دانش آموزان انجام می دهند
و به آنها برنامه شخصی رشد داده می شود. در مدارس بر پرورش علایق فردی هر دانش آموز به طور جداگانه تمرکز می کنند.
تجربیات دانش آموزان در مدرسه می تواند رشد آنها را تقویت کند یا آن را کند کند.
طراحی آموزشی و استفاده از معلمان و مربیان توانمند باعث می شود ویژگی های هر دانش آموز کشف شود.
خلاصه کتاب ببخش و بگیر : نوشته: آدام گرانت

معرفی و خلاصه کتاب ببخش و بگیر : نوشته: آدام گرانت
نویسنده این کتاب تاکید زیادی روی این موضوع داره که اگه در محیط کار، زندگی شخصی یا حتی در جامعه، بخشندهتر باشی، میتونی بیشتر بدست بیاری و موفقتر بشی. اگه واسه شمام این سوال پیش اومده که چرا کمک به دیگران باعث موفقیت ما میشه توی این خلاصه کتاب همراهمون باش.
خلاصه متنی رایگان کتاب ببخش و بگیر
هممون ضرب المثل معروف "از هر دستی بدی از همون دست می گیری" رو شنیدیم
مادربزرگ و پدربزرگای ما خیلی سرشون توی کتاب خوندن و این چیزا نبوده، ولی به چشم دیده بودن که آدمایی که بخشنده ترن و بیشتر به بقیه کمک می کنن، زندگی بهتری دارن و خدا بیشتر بهشون میده.
خلاصه کتاب امروز ما توسط یه نویسنده آمریکایی نوشته شده اما در مورد مطلبی صحبت می کنه که ناخودآگاه این ضرب المثل معروف به ذهنمون میاد. عنوان کتاب "ببخش و بگیره" . نویسنده تاثیر این بخشنده بودن رو هم مرتبه با تلاش، استعداد و شانس میدونه و ازمون میخواد برای رشد و پیشرفت بیشتر در زندگی، دست بقیه رو هم بگیریم و کمکشون کنیم.
اگه واسه شمام این سوال پیش اومده که چرا کمک به دیگران باعث موفقیت ما میشه توی این خلاصه کتاب همراهمون باش، چون قراره کنار هم کلی از کتاب "ببخش و بگیر" یاد بگیریم.
این کتاب جزو پرفروش ترین کتاب های نیویورک تایمز و آمازونه و تونسته کلی ایده های جالب در دانشکده کسب وکار هاروارد خلق کنه. آدام گرانت نویسنده این کتاب موفق، جوون ترین استاد دانشگاه پنسیلوانیاست که برای مدت پنج سال متوالی به عنوان استاد برتر دانشکده کسب وکار وارتون انتخاب شده. آدام گرانت آثار معروف و پرفروشی مثل "نوآوران"، "دوباره فکر کن" و "ببخش و بگیر" رو منتشر کرده و به عنوان یکی از موثرترین افراد در دنیای کسب وکار شناخته میشه. این نویسنده در حوزه روانشناسی و مباحث مربوط به کسب وکار، همکاری های زیادی داشته و مشاور شرکت های بزرگی مثل گوگل و فیسبوک هم بوده و جوایزی هم از انجمن روانشناسای آمریکا و سازمان های معتبر مربوطه کسب کرده.
بریم که خلاصه این کتاب پرفروش که توسط نویسنده سرشناسی مثل دن اریلی هم تحسین شده رو با هم بشنویم.
انسان موجودی اجتماعیه و در موقعیت های مختلف با آدمای زیادی سر و کار داره
البته بعضی از آدما درونگرا هستن و کمتر دوست دارن در جمع باشن و بعضی هم برونگرا و همیشه در جمع هستن، اما همه ما به واسطه شغلمون با آدمهایی در ارتباطیم که می تونن تاثیر زیادی روی موفقیت ما بذارن.
اینکه ما باید آدمایی رو انتخاب کنیم که از هر نظر مورد تایید باشن و بتونن باعث موفقیت ما بشن واضح و روشنه اما به کارگیری یه روش درست و اصولی برای تعامل با آدمای دوروبرمون در جامعه امروز واجب و ضروریه، چون کیفیت این روابط می تونه روی موفقیت ما تاثیر زیادی بذاره.
اهمیت این روابط اونقدر زیاده که نه تنها روی موفقیت شخصی ما تاثیر میذاره بلکه باعث میشه محیط اطرافمون هم رشد کنه و جامعه بهتری داشته باشیم.
آدام گرانت اعتقاد داره، جهان داره به سمت دیگه ای حرکت می کنه، به سمتی که هر چقدر شما بیشتر بخشنده باشین و بیشتر دانش و اطلاعاتتون رو در اختیار بقیه قرار بدین، بیشتر بدست میارین.
فرض کنید شما در یک تیم، کار می کنید و مشکلی واستون پیش اومده و از همکارتون درخواست کمک دارین. آدما در این شرایط به چند دسته تقسیم میشن:
دسته اول از خودشون می پرسن سود این کمک کردن واسه من چیه و چه منفعتی واسم داره؟
دسته دوم معمولا از خودشون می پرسن در ازای انجام این کمک بعدا به من چیزی داده میشه و این فرد بعدا در شرایط این چنینی بهم کمک می کنه یا نه؟ و دسته آخر هم با راضایت کامل میگن بله و از کمک کردن خوشحال هم میشن.
آدما موقع کمک کردن رفتارهای متفاوتی رو از خودشون بروز میدن و یکسان عمل نمی کنن.
از نظر نویسنده سه سبک متقابل وجود داره که ما می تونیم موقع تعامل با افراد دیگه انتخاب کنیم:
گیرنده ، بخشنده و حسابگر
گیرنده ها آدمایی هستن که همیشه تلاش می کنن که فقط و فقط به دست بیارن و در هر رابطه ای به دنبال سود بردن هستن. اونها وقتی سر و کله شون پیدا میشه که سودی وجود داشته باشه و بتونن منفعتی از اون رابطه ببرن وگرنه شما کمتر اونارو می بینید. اگرم جایی دیدید که این دسته از آدما به کسی کمک می کنن بدونید که بعدا توقع دریافت سود چند برابری دارن و بی دلیل به کسی کمک نمی کنن.
حسابگرا از قانون حسابداری استفاده می کنن و همیشه تساوی رو رعایت می کنن. حسابگرا به اندازه ای به شما کمک می کنن که بعدا بتونن به همون اندازه از شما دریافت کنن. از نظر اونا روابط در تعادله و این شعار رو دارن که باید به اندازه ای به بقیه کمک کنیم که انتظار داریم بهمون کمک میشه.
و اما بخشنده ها.... اون دسته از آدمای نادری هستن که اگه کنارتون هستن قدرشون رو بدونید. اونها بدون هیچ چشم داشتی به بقیه کمک می کنن و در بیشتر مواقع هم برای کمک به بقیه نهایت تلاششون رو می کنن. بخشنده ها موقع کمک کردن انتظاری از کسی ندارن و بی توقع می بخشن. توی این دوره زمونه که هر کسی به دنبال سود و منافع خودشه و بی دلیل به کسی کمک نمی کنه، این آدما خیلی کمیاب هستن. بخشنده ها معمولا با آغوشی باز کمک کردن رو می پذیرن و این کار اونهارو خوشحال می کنه و حس خوبی از انجامش پیدا می کنن.
شما جزو کدوم دسته از آدما هستین؟ شده تا حالا به کسی کمک کنین بدون اینکه توقع جبران داشته باشین؟
آدام گرانت معتقده که همه آدما، بخشنده ها، حسابگرا و حتی گیرنده ها می تونن موفق بشن، اما نکته ای که وجود داره اینه که موفقیت بخشنده ها کمی متفاوت تره. در واقع موفقیت اونها موندگارتره. و بهمون پیشنهاد میده اگه دنبال موفقیت های شغلی موندگارتر هستیم بیشتر ببخشیم و کمک دهنده باشیم.
این سبک های تعامل می تونه به اندازه تلاش، استعداد و حتی شانس در موفقیت ما نقش داشته باشه،
پس اگه دنبال رشد و پیشرفت هستیم؛ مهمه که کدومش رو انتخاب می کنیم.
افراد و نویسنده های زیادی همیشه اشتیاق، کار سخت، استعداد و شانس رو از عوامل موفقیت در کسب و کارها دونستن اما آدام گرانت نحوه تعامل رو هم به این موارد اضافه کرده و شانس موفقیت رو برای بخشنده ها بالاتر میدونه. همه ما در نهایت یکی از این سه مورد رو انتخاب می کنیم و در محل کارمون بخشنده، گیرنده یا حسابگر رفتار می کنیم و از نظر نویسنده معمولا سبکی که انتخاب میشه همیشه مورد استفاده قرار می گیره. به عنوان مثال اگه شما حسابگری رو برای ارتباط با بقیه انتخاب کنید احتمالش کمه که بعدا بتونید بخشنده رفتار کنید.
تحقیقی روی 160 مهندس در کالیفرنیا و همچنین 600 دانشجوی پزشکی در بلژیک و میزان بهره وری اونها و نحوه تعاملشون با اطرافیان انجام شد. هدف این تحقیق پیدا کردن رابطه بین میزان بهره وری و انتخاب سبکی بود که اون افراد برای تعامل با بقیه انتخاب کرده بودن.
نتیجه تحقیق جالب بود. مهندسایی که بیشترین بهره وری رو داشتن، از دسته بخشنده ها بودن. اما نتایج نشون میداد مهندسایی با کمترین بهره وری هم بخشنده بودن!
این تحقیق و تحقیق های مشابه دیگه این رو نشون میداد که افراد بخشنده معمولا در بالا و پایین نمودار بودن.
در تحقیق دانشجوهای پزشکی دانشجوهایی که همیشه نمره های خوبی می گرفتن به بقیه هم در همون درس کمک می کردن و از طرفی دانشجوهایی که نمره های کم داشتن هم آدمایی بودن که کمک کننده بودن اما تفاوت این دو گروه چیه؟
ادام گرانت گفته بود افراد بخشنده موفق ترن پس چرا بعضی از بخشنده ها پایین نردبون بودن و نتونسته بودن به بالای نردبون برن؟
شنیدیم که نتیجه این تحقیقات نشون داده که، افرادی که بهره وری بالایی داشتن و در بالای نردبان موفقیت بودن جزو آدمای بخشنده در محیط کار بودن
و از طرفی آدمای پایین نردبون هم جزو بخشنده ها بودن و حسابگرها در وسط قرار گرفته بودن. از این تحقیق متوجه میشیم که بخشنده ها هم به دودسته تقسیم میشن: بخشنده های موفق و حواس جمع و بخشنده های افراطی..
آدمای بخشنده پایین نردبون کسایی بودن که هرگز به همکاراشون نه نمی گفتن و به همین دلیل ازشون سواستفاده میشده و در نهایت نتونسته بودن هیچ رشدی در شغلشون داشته باشن.
حتما شما هم در محیط کارتون آدمای ساده و بخشنده رو دیدید؟ آدمایی که در ازای هر درخواستی سریعا بله میگن و نه گفتن رو بلد نیستن.
اگه شما جزو این دسته از آدما هستین بهتون پیشنهاد میدیم خلاصه کتاب "هنر نه گفتن" از 365 بوک رو گوش بدین تا بتونین درمواقع لزوم نه بگید و نه گفتن رو تمرین کنید.
نتیجه این تحقیق نشون میده بخشنده بودن افراطی نه تنها باعث رشد و پیشرفت نمیشه بلکه فرد رو به پایین هل میده و در نهایت سقوط می کنه. اگه شما از زمان کار خودتون بزنید و مدام در حال کمک کردن به بقیه باشین چیزی که به شما میرسه موفقیت بقیه اس و خودتون سودی از این بخشندگی نمی برید.
برگردیم به بخشنده های بالای نردبون
این بخشنده ها همیشه در صدر قرار می گیرن چون شبکه های قوی تری دارن، مردم بهشون اعتماد می کنن و مشتاق کمک کردن به اونها هستن. این افراد معمولا الهام بخش تیم ها هستن و با کمک های بدون توقعی که به افراد دیگه می کنن معمولا محبوبیت بالایی دارن و خیلی راحت می تونن در کارشون رشد کنن و پله های موفقیت رو بالا برن. و توی هر تیمی کار می کنن تیم موفق میشه و موفقیت تیم مساویه با موفقیت فرد.
اگه دوست دارین شانستون رو برای موفقیت بلندمدت بالا ببرین سعی کنید طرز فکرتون رو به سمت بخشنده بودن ببرید و بدون توقع به آدمای اطرافتون کمک کنین. اما حواستون باشه نه گفتن رو بلد باشید تا به ته دره موفقیت سقوط نکنین و مورد سو استفاده مدیر و همکاراتون قرار نگیرین.
آدمایی که نه گفتن رو در عین بخشنده بودن بلد نیستن خیلی زود دچار فرسودگی شغلی میشن و از اینکه هیچ پیشرفتی در کارشون ندارن مایوس و ناامید میشن.
پس اگه دوست ندارین جزو این دسته از بخشنده ها باشین به پیشنهاد نویسنده در این مورد عمل کنید.
آدام گرانت میگه یه بخشنده موفق قبل از هر کمکی از خودش سه تا سوال می پرسه:
چرا؟
چه زمانی؟
و برای چه کسی؟
و با جواب دادن به این سوال هاست که می تونیم درست و اصولی رفتار کنیم و بخشنده موفقی باشیم.
خیلی مهمه که ما چه چیزی و چه زمانی و به چه کسی کمک می کنیم.
در جواب به سوال چرا؟ نویسنده تحقیقی رو روی دسته ای از آتش نشانا بررسی کرده.
گرانت میگه من وقتی روی آتش نشانا مطالعه کردم، متوجه شدم اونهایی که انرژی و زمان خودشون رو صرف احساس لذت و هدف می کردن، به جای وظیفه و تعهد، می تونستن خیلی سخت تر و طولانی تر کار کنن.
شغل آتش نشانی سخت و در عین حال لذت بخشه. اگه شما این شغل رو فقط از روی اجبار و انجام وظیفه انجام بدین، خیلی زود از کارتون خسته میشین و نمی تونید مثل قبل این کارو انجام بدین و احتمال استعفا از شغلتون وجود داره. همچنین افرادی که در موسسه های خیریه کار می کنن، هم باید بدونن که این کمک رو صرفا چرا و به چه دلیلی انجام میدن در غیر این صورت خیلی زود دلزده و خسته میشن.
از نظر نویسنده وقتی شما به این دلیل کمک می کنید که وظیفه شماست، کم کم انرژی شما تحلیل میره و این احساس رو پیدا می کنید که مجبور به انجام دادن این کارها هستین
اما زمانی که شما برای هدفی والاتر کمک می کنید و می بخشید و این کمک رو از سر اجبار و وظیفه انجام نمیدین، خیلی راحتتر می بخشید و دچار افسردگی و فرسودگی شغلی نمیشید.
گرانت ازمون میخواد زمانی که این بخشنده بودن تاثیر منفی روی شخصیت و زندگی ما داره این کار رو متوقف کنیم چون نه تنها مارو به موفقیت نمی رسونه بلکه باعث درجا زدن ما هم میشه. گرانت میگه زمانی که احساس کردین مجبور به کمک کردن و بخشنده بودن هستید، اون رو محدود کنید.
چرایی کمک کردن و بخشیدن خیلی مهمه. اینکه قبل از انجام هر کاری از خودمون بپرسیم که چرا من باید کمک کنم؟ چرا باید ببخشم؟ جواب این سوالا در این مسیر خیلی بهتون کمک می کنه و باعث میشه شما از مسیر اصلی تعامل با بقیه دور نشید. پس قبل از هر بخششی دلیل خودتون رو پیدا کنید.
دومین سوالی که باید از خودمون بپرسیم اینه که چه زمانی من باید کمک کنم؟
زمانتون رو بین خودتون و کارهایی که باید انجام بدین و کمک به بقیه تقسیم کنید و یه برنامه ریزی درست داشته باشین. یادتون باشه چه کسایی پایین پله های موفقیت بودن و چرا؟ کسایی که نمی تونستن تعادلی بین بخشنده بودن پیدا کنن و مدام در حال کمک کردن به بقیه بودن. نویسنده میگه بین بخشیدن به خودتون و بخشیدن به دیگران یه تعادل برقرار کنید، تا از سقوط جلوگیری کنید.
هر روز بدونین که چه زمانهایی رو باید به خودتون اختصاص بدین و برای پیشرفت خودتون زمان بذارین و چه زمانهایی رو کنار بقیه باشید و بهشون کمک کنید.
کمک بیش از حد شما رو محبوب تر نمی کنه و فقط باعث ناامیدی و عدم موفقیت شما میشه.
شرایطی رو در نظر بگیرین که در محیط کارتون به همه شما وظایفی داده شده که باید تا پایان روز انجام بدین اگه شما تمام مدت رو فقط در حال کمک کردن به بقیه باشید عملا وظایف خودتون رو انجام ندادین و این کمک نه تنها حاصلی برای شما نداشته، بلکه باعث شده پایان اون روز توبیخ هم بشید. یادتون باشه کمک هاتون رو باید محدود به زمان هایی کنید که تایمتون خالیه و برای کمک کردن به بقیه از زمان خودتون نبخشید.
از طرفی اگه شما در بازه های متفاوتی به بقیه کمک کنید خیلی خوشحال تر از زمانی هستین که ساعت های طولانی و پشت سر هم رو به اونها کمک می کنید.
آخرین و مهم ترین سوالی که باید بهش جواب بدیم اینه که برای چه کسی؟
خیلی مهمه که شما به یک حسابگر کمک می کنید یا به یه بخشنده و بدتر از همه به یک گیرنده!
اگه شما تموم انرژی و زمانتون رو صرف کمک به گیرنده ها کنید خیلی زود خسته و فرسوده میشید. چون هیچ وقت این کمک ها به شما برنمی گرده و در نهایت به نفع گیرنده س. شما خیلی زود مورد سواستفاده افراد گیرنده قرار می گیرین و احتمالش زیاده که برای همیشه عطای بخشندگی رو به لقاش ببخشید. گیرنده ها رو بشناسید و شجاعانه بهشون نه بگید.
اگه به یه حسابگر کمک کنید قطعا بهتون کمک میشه اما به همون اندازه ای که بهش کمک کردید و نباید انتظار دریافت کمک بیشتری رو داشته باشید اما وقتی کنار بخشنده ها هستین و بهشون کمک می کنید این چرخه زیبا ادامه دار میشه و آدمای زیادی از این بخشش و کمک لذت می برن و در نتیجه این به نفع همه اس.
آدمای بخشنده هیچ وقت در کارهای گروهی از کلمه های من و برای من استفاده نمی کنن و اونها سعی می کنن همیشه از کلمه های ما و برای ما استفاده کنن. اگه خودتون آدم بخشنده ای باشید و کنار آدمای بخشنده هم باشید خیلی زودتر پله های موفقیت طی می کنید و انرژی این کار به اطرافیان شما هم میرسه و در نهایت تیم موفقی هم خواهید داشت.
بخشنده بودن رو هر روز تمرین کنیم و سعی کنیم دوستامون رو از بین اونها انتخاب کنیم تا از زمانمون به بهترین شکل ممکن استفاده کنیم و در کنار لذت بردن از کارمون پله های موفقیت رو خیلی سریع تر طی کنیم و همزمان آدمای اطرافمون رو از این بخشش بی نصیبنذاریم.










