میرزا حسین نوری وکتاب تحریف قران
کتاب
فصل الخطاب فی تحریف کتاب رب الارباب
وی در سال ۱۲۹۲ ه.ق. کتابی تحت عنوان فصل الخطاب فی تحریف کتاب رب الارباب نگاشته و در آن دلایلی در تحریف قرآن ارائه نمود. شمارگان این روایتهابیش از هزار است[۷] و تحریف آن را نه از جهت تغییر و زیاده بلکه فقط از جهت نقیصه خواستهاست به اثبات برساند. [۸] وی در دیباچه این کتاب می نویسد: «این کتابی است لطیف که در اثبات تحریف قرآن، و فضایح اهل جور و عدوان فراهم آورده ام، و آنرا فصل الخطاب فی تحریف کتاب رب الارباب نام نهادم، و بر سه سرآغاز و دو باب قرار دادم». [۹]
همین امر سبب اعتراضات گستردهای در جهان اسلام شد و در ردّ آن کتب و مقالات بسیاری نوشته شد. آقا بزرگ تهرانی از شاگردان وی مینویسد: «استاد ما حاجی در اواخر عمر خویش میگفت: اینجانب در نام گذاری کتابم اشتباه کردم و سزاوار بود نام آن را فصل الخطاب فی عدم تحریف الکتاب میگذاشتم چرا که در آن ثابت میکنم قرآن شریف موجود، با تمامی سورهها و آیات و جملاتش وحی الهی است که هیچ گونه تغییر و تبدیل و زیاده و نقصان از هنگام جمع آوری آن به امروز در آن واقع نشدهاست. [۱۰] و عليهذا ناميدن آن به اين نامی كه مردم آن را بر خلاف منظور و مراد من حمل میكنند، اشتباهی است در نامگذاری. ولیكن من در اين كتاب نیاوردهام آنچه را كه آن را بر او حمل مینمايند. بلكه مراد من، اسقاط بعضی وحی مُنْزَل الهی است؛ و اگر میخواهی تو نام آن را بگذار الْقَوْلُ الفَاصِلُ فِي إسْقَاطِ بَعْضِ الْوَحْيِ النَّازِلِ». [۱۱]
سوره ولایت
محدث نوری سوره نورین را با نام سوره ولایت از کتاب دبستان مذاهب نقل کرده است. [۱۲] وی درباره این سوره مینویسد: هيچ اثرى از اين سوره در كتابهاى شيعه نيافتم جز آنچه از كتاب مثالب منسوب به ابن شهر آشوب حكايت شده كه آنان تمام سوره ولايت را ساقط كردند, پس شايد اين سوره بوده است: [۱۳] «ياايها الذين آمنوا آمنوا بالنورين انزلناهما يتلوان عليكم آياتى و يحذرانكم عذاب يوم عظيم ب ان الذين يوفون بعهداللّه ورسوله فى آيات لهم جنات النعيم. واصطفى من الملائكة والرسل و جعل من المومنين اولئك فى خلقه يفعل اللّه مايشاء قد خسر الذين كانوا عن اياتى و حكمى معروضون. وان عليا من المتيقن. يا ايها الرسول قدانزلنا اليك آيات بينات فيها من يتوفاه مومنا ومن يتوليه من بعدك يظهرون. ولقد آتيناك بك الحكم كالذين من قبلك من المرسلين. وجعلنا لك منهم وصيا لعلهم يرجعون. ان عليا قانتا بالليل ساجدا يحذر الاخرة ويرجو ثواب ربه. قل هل يستوى الذين ظلموا وهم بعذابى يعلمون».
یعنی: «اى كسانى كه ايمان آورده ايد، به دو نور ايمان بياوريد. آن دو را نازل كرديم كه آياتم را بر شما بخوانند و شما را از عذاب روزى بزرگ بر حذر دارند. آنان كه به عهد خدا و پيامبرش وفا مى كنند در آياتى برايشان بهشتهاى نعمت است و برگزيد از فرشتگان و پيامبران و قرارداد از مومنان, آنان را در خلقش. خدا هرچه بخواهد مى كند. زيان كردند آنها كه از آيات و حكم من دور گردانده شدند. و على از متقيان است اى پيامبر، ما به سوى تو آياتى روشن نازل كرديم كه در آن است, هركس او را در حال ايمان دريابد و هركس ولايت او را بـپذيرد بعد از تو نمايان مى شوند. و تو را به تو حكم داديم, همانند كسانى كه پيش از تو بودند از پـيامبران. و قرارداديم براى تو از ايشان جانشينى شايد بازگردند. همانا على در شب قنوت مى گرفت, سجده مى كرد از آخرت مى ترسيد و ثواب پروردگارش را اميدداشت. بگو آيا مساويند آنها كه ظلم كردند درحالى كه به عذاب من آگاهى دارند».
آیه رجم
در کتاب فصل الخطاب به نقل از احادیثی آمده است که سوره احزاب از سوره بقره کوچکتر نبوده و آيه رجم (سنگسار) نيز در آن بوده و آن آیه چنين است: «اذا زنى الشيخ والشيخة فارجموهمها البتة نكالا من الله والله عزيز حكيم». یعنی: «هرگاه پيرمرد و پـيرزن زناكردند حتما آنها را سنگسار كنيد، اين عذاب و كيفرى است از ناحيه خداوند و خداوند شكست ناپذير و حكيم است».[۱۳]
آیه وضو
از امام صادق درباره آیه «فاغسلوا وجوهکم وأیدیکم إلى المرافق» میپرسند. پاسخ میدهد تنزیلش چنین نیست؛ بلکه چنین است: «فاغسلوا وجوهکم وأیدیکم من المرافق».[۱۴] این روایت را شیخ حر عاملی نقل کرده و محدث نوری نیز در کتاب خود آورده است.
آیه تبلیغ
در کتاب فصل الخطاب آیه تبلیغ به نقل از قرائت ابن مسعود اين گونه است: «يا ايها الرسول بلغ ماانزل اليك من ربك، ان عليا مولى المومنين ...» یعنی: «ای پیامبر آن چه به تو نازل شده است را ابلاغ کن كه على مولای مومنان است ...». [۱۳]
آیه کرسی
در کتاب فصل الخطاب آیةالکرسی را به نقل از ثقةالاسلام کلینی این گونه بیان میکند: «... له مافی السموات والارض و ما بینهما و ما تحت الثری عالم الغیب والشهادة الرّحمن الرحیم من ذی الذی یشفع عنده الاّ بإذنه...»[۱۵]
همین آیه در مفاتیح الجنان در حاشیه باقیات الصالحات، در اعمال روز جمعه ، ص ۳۶، انتشارات اسوه ، جلد دوم نیز اینچنین آمده است:[۱۶]
علامه مجلسی فرموده كه به روایت علی بن ابراهیم و كلینی، آیه الكرسی علی التنزیل چنین است: «االله لا إله إلا هو الحی القیوم لا تأخذه سنة ولا نوم له ما فی السماوات و ما فی الأرض و ما بینهما و ما تحت الثری عالم الغیب والشهادة الرحمن الرحیم من ذا الذی ... هم فیها خالدون»
انگیزه نوشتن کتاب فصل الخطاب
سردار کابلی میگوید: از میرزا حسین نوری پرسیدم: چرا چنین کتابی نوشتی که مایه خجالت ما و تهاجم معاندین گردد؟ محدث نوری گریست و گفت: معمم سید هندیای نزد من آمد و به من گفت: اگر خدا اسم علی را در قرآن آورده بود دیگر به این شکل حقش غصب نمیشد و به این شکل خانه نشین نمیشد؛ و اصرار بسیار نمود که کتابی نوشته شود در نقص قرآن که باعث تسکین قلبهای ما باشد و محبت ما را به امیرالمؤمنین بیشتر نماید، و با اصرار خواست که لااقل روزی یک صفحه از آن کتاب نوشته شود، و خودش هر روز نزد من میآمد و صفحهای از روایات در مورد تحریف را از من میگرفت. وقتی کتاب به پایان رسید، دیگر او نیامد و از او خبری نشد. یک بار که اتفاقا در بغداد برای اخذ ویزا به سفارت بریتانیا رفتم -زیرا آن زمان عراق تحت سلطه بریتانیا بود- دیدم یکی از اعضای سفارت به من نگاهی طولانی میکند. او را نگریستم و احساس کردم او را قبلا جایی دیدهام. به من سلام کرد خود را شناساند که همان سید هندی است که هر روز نزد من میآمده و خواستار صفحات کتاب فصل الخطاب میشده، با این عضو سفارت انگلیس بوده است. [۱۷][۱۸]
نقدهایی بر کتاب فصل الخطاب
کتابهایى که در رد کتاب فصل الخطاب نوشتهاند عبارتند از:[۱۹]
- کشف الارتياب فى عدم تحريف کتاب رب الارباب، تأليف محمود بن ابى القاسم مشهور به معرب تهرانى، درگذشت سال ۱۳۱۳هـ ق، تاريخ چاپ کتاب ۱۳۰۳ هـ ق
- حفظ الکتاب الشريف عن شبهة القول بالتحريف، تأليف هبة الدين سيد محمد حسين شهرستانى درگذشت سال ۱۳۱۵ هـ ق
- تنزيه التنزيل، تأليف على رضا حکيم خسروانى، تاريخ چاپ کتاب ۱۳۷۱ هـ ق
- الحجة على فصل الخطاب فى ابطال القول بتحريف الکتاب، تأليف عبدالرحمن محمدى هيدجى، تاريخ چاپ کتاب ۱۳۷۲ هـ ق
- البرهان على عدم تحريف القران، تأليف مرحوم ميرزا مهدى بروجردى، تاريخ چاپ کتاب ۱۳۷۴ هـ ق
- آلاء الرحيم فى الرد على تحريف القران، تأليف ميرزا عبدالرحيم مدرس خيابانى، تاريخ چاپ کتاب ۱۳۸۱ هـ ق
- صيانة القران عن التحريف، تأليف محمد هادى معرفت، تاريخ چاپ کتاب ۱۴۱۶ هـ ق
- القران الکريم فى روايات المدرستين، تأليف سید مرتضی عسکری، تاريخ چاپ کتاب ۱۴۲۰ هـ ق
- اکذوبة تحريف القران بين الشيعة والسنة، تأليف رسول جعفريان، تاريخ چاپ کتاب ۱۴۱۳ هـ ق
- آلاء الرحمن فى تفسير القران، تأليف شيخ جواد بلاغى،
- البیان فی تفسیر القرآن، تألیف سید ابوالقاسم خویی
- تهذيب الاصول، درس خارج اصول سید روح الله خمینی در مبحث حجيت ظواهر کتاب
- افسانه تحریف قرآن، رسول جعفریان
محدث نوری و تحریفات عاشورا
محدث نوری دغدغه خود را برای جلوگيری از انحرافهایی كه اهل منبر و روضه خوانان در ذكر مصيبت حسین بن علی دچار آن شدهاند در کتاب لؤلؤ و مرجان آورده است. او مسامحه اهل علم در اين زمينه را عامل گستاخی طايفه اهل منبر میداند و سكوتكنندگان در اين باب را شريك گناه متجرّيان بر میشمرد. [۲۰] مرتضی مطهری در بخش تحریفات لفظی واقعه عاشورا، به شدت از محدث نوری و کتاب او در زمینه تحریفات عاشورا، یعنی لؤلؤ و مرجان متاثر است . مطهری مصادیق تحریفات لفظی را بیشتر از این کتاب نقل کرده و صراحت و شجاعت محدث نوری را تحسین میکند. [۲۱]
محدث نوری و تحریم تنباکو
در ماجرای تحریم تنباکو و خدمات اجتماعی میرزای شیرازی در سامرا، وی رکن اساسی داشت. [۲۲] بعد از آنکه میرزای شیرازی فتوای تحریم تنباکو را داد، شایع شد که این فتوا از طرف میرزا صادر نشدهاست. مردم ایران به عراق نامه نوشتند و از محدث نوری کسب تکلیف کردند. وی در پاسخ چنین نوشت:[۶] «جناب شریعتمدار، آقای آقا شیخ فضل الله نوری سلمه الله تعالی جمعی از تهران سؤال نمودهاند و از حکم میرزای شیرازی در خصوص دخانیات پرسیدهاند، عجب است! بلی، حکم صادر و مجدداً هم دست خط مبارک با پست ارسال میگردد».
یادکرد دیگر علما از محدث نوری
میرزای شیرازی وی را علامه زمان و نادره دوران نامید.[۳] محدث قمی در شب مرگ استادش -محدث نوری- متنی نگاشت که ترجمه بخشی از آن به شرح زیر است: [۲۳]
... در این شب شکافی در اسلام به وجود آمد و آن شب ۲۷ جمادی الآخر سال ۱۳۲۰ است. شیخ علامه ما درگذشت، ناشر آثار امامان پاک، رئیس فقیهان و محدثان، یگانه دوران و نشانه زمان، الگوی محققان و ریزبینان، نمونهی پیشینیان و بازماندگان، پشتیبان مذهب و دین و خادم احادیث ائمه معصومین (ع)، نشانه پاک و ترویج دهنده راه –دین-، محقق علامه حاج میرزا حسین نوری طبرسی،...نوشتهی عباس پسر محمدرضا قمی، با اندوه فراوان... .
کتابخانه محدث نوری
ميرزای نوری دارای كتابخانه جامع و معتبری بود كه در ايران و عراق نظير آن در كمیّت و كيفیّت يافت نمی شد، ولی اين كتابخانه پس از مرگ ميرزا به كلی پراکنده شد. بسياری از كتب نفيس ميرزا حسين، نزد فرزندان شيخ فضل الله نوری ماند. بعدها تعدادی از اين كتب، توسط سید حسین طباطبایی بروجردی خريداری و به كتابخانه او در نجف منتقل شد. [۲۴]