خدا را چگونه شناختی....
خدا را چگونه شناختی؟
به امیرالمومنین(علیهالسلام) گفت:
یا علی؛ خدا را چگونه شناختی؟!
فرمود:
با به هم ریختن اراده ها و شکستن تصمیم ها!
گاهی به کاری همت میکنم
ناگهان قدرتی میان
من و قصدم مانع میشود،
تصمیمی میگیرم و برنامه ریزی میکنم
اما دست تقدیر آن را بر هم میزند…
از این راه پی میبرم؛
که تدبیر به دست دیگری است.
در سال 1405 برای دو مورد برنامه ریخته بودم 1-تعطیلات عید به کیش بروم مثل سال قبل که خیلی خوش گذشت اما اراده خداوند جنگ رمضان بود واراده ما را نقض کرد 2-دیگری در خرداد ماه دو هفته قبل برای یک عروسی از اقوام نزدیک عید قربان برنامه ریخته بودیم اما درست یک روز قبل به علت فوت یکی از اقوام نزدیک در غزا ومصیبت دعوت شدیم لذا دانستم که خداوند را باید به فسخ اراده ای بشری بشناسیم تقدیر او اراده های ما را نقض می کند واین همان جبر خداوند است

چقدر برایتان پیش آمده که برای کاری دقیقاً برنامهریزی کردهاید، اما ناگهان همه چیز برخلاف میلتان پیش رفته؟ ممکن است در آن لحظه احساس ناامیدی یا سردرگمی کنید. اما امیرالمؤمنین علی (ع) در یک جملهی عمیق، زیباترین نگاه را به این «تغییر مسیرها» میآموزد.
ایشان میفرمایند: «عَرَفْتُ اللَّهَ سُبْحَانَهُ بِفَسْخِ الْعَزَائِمِ، وَ حَلِّ الْعُقُودِ، وَ نَقْضِ الْهِمَم». یعنی:«خداوند سبحان را به واسطهی برهم خوردن تصمیمهای قطعی، باز شدن گره عزمها و در هم ریختن ارادهها شناختم.»
اما این جمله چه معنایی دارد؟
این حکمت، به زیبایی اشاره میکند که گاهی ما برای زندگی خودمان «عزم» میبندیم و «عقد» میکنیم (تصمیمهای محکم میگیریم)، اما میبینیم بدون دلیل واضحی، همهچیز تغییر میکند. اینجاست که پی میبریم ارادهای برتر از ارادهی ما، مشغول تدبیر است.
این برهم خوردن برنامهها، نشانهی غفلت یا تنبیه نیست؛ بلکه نشانهی حضور مدیری حکیم است که از آیندهی زندگی ما باخبر است و گاهی اجازه نمیدهد تصمیمهای محدود ما، مانع خیر و نیکی بزرگتری شود که از آن بیخبریم.
نکتهی زیبای دیگر: در شرح این حدیث آمده که این سه کلمه (عزم، عقد، همت) ممکن است اشاره به مراتب مختلف اراده داشته باشند. یعنی چه ارادهی ضعیف و چه تصمیمهای خیلی محکم ما، همه در مشیت الهی است و اوست که نهایت امر را تعیین میکند.
امام علی (ع):«عَرَفْتُ اللَّهَ سُبْحَانَهُ بِفَسْخِ الْعَزَائِمِ وَ حَلِّ الْعُقُودِ وَ نَقْضِ الْهِمَمِ.
خدا را از سست شدن اراده های قوی، گشوده شدن گره های دشوار، و درهم شکسته شدن تصمیم ها، شناختم
