فرمان 2 امتحان خدا از انسان
فرمان 2
امتحان خداوند از انسان
أَحَسِبَ النَّاسُ أَن يُتْرَكُوا أَن يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ أَوَلَا يَرَوْنَ أَنَّهُمْ يُفْتَنُونَ فِي كُلِّ عَامٍ مَّرَّةً أَوْ مَرَّتَيْنِ ثُمَّ لَا يَتُوبُونَ وَلَا هُمْ يَذَّكَّرُونَ وَالَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا سَنَسْتَدْرِجُهُم مِّنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُونَ أَيَحْسَبُ الْإِنسَانُ أَن يُتْرَكَ سُدًى وَالسَّلَامُ عَلَىٰ مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَىٰ
آیا مردم پنداشتند که تا گفتند ایمان آوردیم، رها میشوند و مورد آزمایش قرار نمیگیرند؟آیا نمیبینند که آنان در هر سال، یک یا دو بار آزموده میشوند، باز هم توبه نمیکنند و عبرت نمیگیرند؟و کسانی که آیات ما را تکذیب کردند، به تدریج، از جایی که نمیدانند گریبانشان را خواهیم گرفت.آیا انسان گمان میکند بیهدف رها میشود؟!و بر هر کس که از هدایت پیروی کند درود باد.
اگر در این کلام خداوند خوب تامل کنییم در می یابیم که دنیا محل امتحان خداوند از انسان است برای همین به این دنیا فرستاده شده ایم واین زندان محل ازمایش ما است خوشا به سعادت کسی که دراین زندان تحمل کند واز این امتحان سربلند بیرون بیاید
امتحان خدا
امتحان خداوند گاهی فردی است فقط یک نفر را امتحان میکند سالی یکبار تا دوبار ما را امتحان میکند گاهی امتحان خداوند عام است گاهی یک ملت را همه امتحان میکند مثل قوم موسی بنی اسرایل هنگامی که موسی در کوه طور ده روز تاخیر کرد خداوند بوسیله فردی سامری وساختن گوساله ای انان را امتحان کرد گوساله ای که نفع وضرری برای انان نداشت را عبادت کردند درحالی که هارون ع برادر موسی انان را از این امر نهی کرد وگفت این امتحان خداوند است که شما را بیازماید اما خواستند هارون را بکشند
فَإِنَّا قَدْ فَتَنَّا قَوْمَكَ مِن بَعْدِكَ وَأَضَلَّهُمُ السَّامِرِيُّ وَلَقَدْ
قَالَ لَهُمْ هَارُونُ مِن قَبْلُ يَا قَوْمِ إِنَّمَا فُتِنتُم بِهِ
لَتُبۡلَوُنَّ فِيٓ أَمۡوَٰلِكُمۡ وَأَنفُسِكُمۡ...........
وَاعْلَمُوا أَنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَأَوْلَادُكُمْ فِتْنَةٌ وَأَنَّ اللَّهَ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ
یک حقیقت دراین عالم وجود دارد وان این است که خدای تبارک وتعالی ما را افریده است وما مخلوق خداوند هستیم واو ما را در دو چیز امتحان میکند هم خودمان را امتحان میکند ونبز ما را درمال هایی که به ما عطا کرده است امتحان میکند واین امتحان خداوند در مال ونفس خودمان سالی یک یا دوبار اتفاق می افتد
أَوَلَا يَرَوۡنَ أَنَّهُمۡ يُفۡتَنُونَ فِي كُلِّ عَامٖ مَّرَّةً أَوۡ مَرَّتَيۡنِ ثُمَّ لَا يَتُوبُونَ وَلَا هُمۡ يَذَّكَّرُونَ در این عالم راه میانه ای وجود ندارد خداوند حجت را برما تمام کرده است لَآ إِكۡرَاهَ فِي ٱلدِّينِۖ قَد تَّبَيَّنَ ٱلرُّشۡدُ مِنَ ٱلۡغَيِّۚ راه هدایت وراه ضلالت اشکار شده است وراه میانه ای وجود ندارد هرکسی خود بهتر میداند که در کدام طرف ایستاده است به همین دلیل دیگر اجباری در دین نیست حتی یک فرد عامی به راحتی این حقیقت را درک میکند هر کسی می داند خوشبخت است یا بدبخت راه میانه ای وجود ندارد
فَمِنۡهُمۡ شَقِيّٞ وَسَعِيدٞ 105
فَأَمَّا ٱلَّذِينَ شَقُواْ فَفِي ٱلنَّارِ لَهُمۡ فِيهَا زَفِيرٞ وَشَهِيقٌ 106
خَٰلِدِينَ فِيهَا مَا دَامَتِ ٱلسَّمَٰوَٰتُ وَٱلۡأَرۡضُ إِلَّا مَا شَآءَ رَبُّكَۚ إِنَّ رَبَّكَ فَعَّالٞ لِّمَا يُرِيدُ 107
وَأَمَّا ٱلَّذِينَ سُعِدُواْ فَفِي ٱلۡجَنَّةِ خَٰلِدِينَ فِيهَا مَا دَامَتِ ٱلسَّمَٰوَٰتُ وَٱلۡأَرۡضُ إِلَّا مَا شَآءَ رَبُّكَۖ عَطَآءً غَيۡرَ مَجۡذُوذٖ
ادم های یدبخت وشقی وارثان جهنم هستند وادمهای سعید وخوشبخت وارثان بهشت هستند وراه میانه ای در بین نیست ای کاش راه میانه ای بود اما افسوس که خدای تبارک وتعالی این راه را از میان برداشته است تاما تمام سعی وتلاشمان را در دنیا انجام بدهیم تا دراین امتحان الهی که در جان ومالمان وجود دارد مردود نشویم واین امتحان های الهی بر ما مستور است حضرت ابراهیم ع چند نفر جوان را به خانه اش دعوت کرد برای مهمانی واو نمیدانست که انان فرشتگان خداوند بودند حضرت لوط هم عده ای را به مهمانی دعوت کرد انان نیز فرشتگان الهی بودند گاهی کسی از ما درخواستی دارد شاید امتحان خداوند باشد عینک بدبینی را باید از خودمان دور کنییم






سَنَسْتَدْرِجُهُم
![]()
امام حسین(ع): خدایا نعمتی که از شکرش غفلت خواهم کرد را نمیخواهم
متن روایت: روی عن حسین بن علی علیهما السلام فی دعائه:
«اللَّهُمَّ لَا تَسْتَدْرِجْنِي بِالْإِحْسَانِ وَ لَا تُؤَدِّبْنِي بِالْبَلَاءِ.»
شرح روایت: در دعایی از امام حسین«صلواتاللهعلیه» منقول است که حضرت فرمودند: «اللَّهُمَّ لَا تَسْتَدْرِجْنِي بِالْإِحْسَانِ»، خدایا! من را با احسان کردن آزمایش نکن. روش خدا این است که با اعطاء نعمت و احسان، بندگان را امتحان میکند. خدا اینطوری است که هم وقتی نعمت میدهد و هم هنگامیکه نعمت را میگیرد، در حال امتحان است. در هر دو خدا امتحان میکند. یکی از معانی استدراج همین است.
در روایتی از امام زین العابدین«صلواتاللهعلیه» منقول است که حضرت در را بطه با استدراج فرمودند: اگر خداوند نعمتی را بدهد و تو شکر نعمتش را فراموش کنی، برای مرتبة دوم به تو نعمت میدهد و امتحانت میکند تا ببیند آیا شکرش میکنی یا باز هم فراموش میکنی. اگر باز هم سپاس نگویی، برای مرتبة سوم، یک نعمت دیگر میدهد. اگر شکر نکردی یکی دیگر میدهد. عجب امتحانی است! خدا اینطوری امتحان میکند. این استدراج اینگونه است: نعمت دادن، فراموشی و غفلت از شکر.
در این دعایی امام حسین«علیهالسلام» میفرمایند: خدایا من را با استدراج امتحان نکن؛ یعنی خدایا! نعمتی که از شکرش غفلت خواهم کرد را نمیخواهم. این دعا خیلی مهم است! نعمتی که همراهش غفلت از شکر است را نمیخواهم.
بخش دوم دعا: «وَ لَا تُؤَدِّبْنِي بِالْبَلَاءِ»، اگر از امتحان باصطلاح رفوضه درآمدی، خدا باید با تو چه کار کند؟ اگر بچّه کار اشتباهی کند با او چه میکنند؟ ادبش میکنند. باید گوشش را بگیری بمالی. حضرت میفرمایند: خدایا، من را با بلا ادب نکن! اگر من خطا کردم، من را اینطوری ادب نکن! چون تحمّل بلای تو بسیار مشکل است.
قالالامامالحسین(ع): «اللهم لاتستدرجنی بالاحسان، ولاتودینی بالبلاء».
امامحسین(ع) در دعایی فرمود: پروردگارا! با احسانهای پیدرپی خود، توفیق سپاسگزاری را از من سلب مگردان، و مرا با غفلت از عواقب سوء گناهان آرامآرام به وادی شقاوت و بدبختی نیفکن! و با حوادث ناگوار و بلاها و گرفتاریها مرا تادیب نفرما!(1)
