شعر به جهان خرم از آنم … – سایت رسمی زرین هنر ایران

به جهان خرم از آنم...

به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست

عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست

به غنیمت شمر ای دوست دم عیسی صبح

تا دل مرده مگر زنده کنی کاین دم از اوست

به حلاوت بخورم زهر که شاهد ساقیست

به ارادت ببرم درد که درمان هم از اوست

پادشاهی و گدایی بر ما یکسان است

که بر این در همه را پشت عبادت خم از اوست

در دنیا دنی از این شادم که تمام عالم هستی چون کاردستی خدای تبارک وتعالی است تمام عالم خرم وشاد است واین امر نیز مرا شاد نگه میدارد عالم هستی کاردستی محبوب من مولای من خدای تبارک وتعالی است ومن هر گاه به کوه نگاه میکنم خرم وشاد وسرحال میگردم هرگاه به دریا نگاه میکنم شاد میگردم هرگاه به اسمان وعظمت عالم هستی مینگرم شاد میشوم وسر تعظیم فرود میاورم

به غنیمت شمر ای دوست دم عیسی صبح

تا دل مرده مگر زنده کنی کاین دم از اوست

ای دوست قدر سحر ونماز صبح وبدان این لحظه دم عیسوی است که از سوی دوست ومولای ما خدای تبارک وتعالی در عالم هستی دمیده میشود تا دلهای مرده دلهای غفلت زده را زنده کند اگر میخواهی دل زنده شوی سحر خیز باش سعدی چقدر قشنگ ارزش صبح را دانسته است وحافظ عارف چگونه قدر این لحظات را دانسته است

خود را بکش ای بلبل از این رشک که گُل را

با بادِ صبا وقتِ سحر جلوه گری بود

هر گنجِ سعادت که خدا داد به حافظ

از یُمنِ دعایِ شب و وِردِ سَحَری بود

آخرین خبر | شاعرانه/ اوقات خوش آن بود که با دوست به سر رفت...

الله

مست عشقم مست شوقم مست دوست

مست معشوقی که عالم مست اوست

قیمت و خرید مگنت مدل شعر سعدی و ای مرغ سحر S12131

شعر نو : جواد رحیمی - مرغ سحر

سحر با باد می‌گفتم حدیث آرزومندی

خطاب آمد که واثق شو به الطاف خداوندی

دعای صبح و آه شب کلید گنج مقصود است

بدین راه و روش می‌رو که با دلدار پیوندی

قلم را آن زبان نَبوَد که سرِّ عشق گوید باز

ورای حد تقریر است شرح آرزومندی

الا ای یوسف مصری که کردت سلطنت مغرور

پدر را باز پرس آخر کجا شد مهر فرزندی؟!

جهان پیر رعنا را ترحم در جِبِلَّت نیست

ز مهر او چه می‌پرسی؟! در او همت چه می‌بندی؟!

همایی چون تو عالی‌قدر حرص استخوان تا کی؟!

دریغ آن سایهٔ همت که بر نااهل افکندی

در این بازار اگر سودی‌ست با درویش خرسند است

خدایا منعمم گردان به درویشی و خرسندی

به شعر حافظ شیراز می‌رقصند و می‌نازند

سیه‌چشمان کشمیری و ترکان سمرقندی

تفسیر شعر: دعای صبح و آه شب کلید گنج مقصود است

دوستان برادران قدر سحر خیزی ونماز ودعای صبح را بدانیید أَقِمِ الصَّلَاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلَىٰ غَسَقِ اللَّيْلِ وَقُرْآنَ الْفَجْرِ ۖ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كَانَ مَشْهُودًا

نماز خوا ن باشید چون این امر وفرمان مولای ما خدای تبارک وتعالی است وَقُرْآنَ الْفَجْرِ ۖدر اینجا قران معنی قران که کتاب اسمانی است نیست معنای نماز میدهد نماز صبح که خداوند به ان اشاره کرده است واین نماز مشهود خداوند وتمام فرشتگان عالم هستی است تمام عالم هستی به این دورکعت نماز صبح چشم دوخته است قدر ان را بدانیید همان طور که حافظ وسعدی قدر ان را دانسته اند ورستگار شده اند

دعای صبح و آه شب کلید گنج مقصود است

غزل شماره ۴۴۰ حافظ: سحر با باد می‌گفتم حدیث آرزومندی - ستاره

به صحرا بنگرم صحرا تو بینم

به دریا بنگرم دریا تو بینم

بهر جا بنگرم کوه و در و دشت

نشان از روی زیبای توبینم

تفاوت بین دوبیتی و رباعی + نمونه شعر

چندرسانه‌ای به صحرا بنگرم صحرا تو بینم

خداوند به موسی علیه السلام فرمود: - عکس ویسگون