325 ماه شمارش معکوس عمر

سپاس خدایی که 325 ماه زندگی را به من هدیه داد الطاف تو ای خدای کعبه برمن حقیرهمیشگی وپایدار باد ....

محبت چون به غایت رسد
آن را عشق خوانند
و عشق خاصتر از محبت است زیرا که
همه عشقی محبت باشد
اما همه محبتی عشق نباشد
و محبت خاصتر از معرفت است .
پس اول پایه معرفت است
دوم پایه محبت
و سوم پایه عشق
و به عالم عشق که بالای همه است نتوان رسیدن تا از معرفت و محبت دو پایه ی نردبام نسازند........
#شیخ_اشراق
#سهروردی


امام صادق (ع) در تفسیر آیه «ذکراً کثیراً» میفرماید: «اذا ذکر العبد ربه فیالیوم مائه مره کان ذلک کثیراً»: هرگاه بنده، پروردگار خویش را روزی صد بار یاد کند، این معنای ذکر بسیار است

به اعتقاد امام خمینی انسان می تواند در یک نماز حقیقی قلبش را جلوه گاه تجلّیات ربّانی کند: «تکبیرات افتتاحیه برای شهود تجلیّات است از ظاهر به باطن و از تجلیّات افعالی تا تجلّیات ذاتی ... و تکبیرات اختتامیه برای تجلیّات از باطن به ظاهر و از تجلیّات ذاتیه تا تجلیّات افعالیه است.»
«من اکثر ذکر الله احبه » ; هر کس زیاد خدا را یاد کند، محبت خداوند در قلبش حاکم می شود .
انسان های محبوب نزد خدا اینگونه اند
مطیع فرامین الهی هستند و از گناه بیزارند
به نماز و عبادت اهتمام ویژه ای دارند
افرادی که به دنبال جبران گذشته هستند و علاقمندند با توبه ای محکم سبک زندگی خدایی را تجربه کنند.
دارای روحیه بخشش و گذشت هستند و در راه خدا انفاق میکنند
زبان و چشم خود را از گناه حفظ می نماید
در برابر خطا توبهکننده هستند
با تواضع و مهربانی با دیگران رفتار میکنند
پس اگر میخواهید انسانی محبوب در نزد خدا باشید، باید در مسیر بندگی خداوند قرار بگیرید
از رسول خدا (ص) شنیدم که میفرمود:
«من اطاع الله فقد ذکر الله و ان قلت صلاته و صیامه و تلاوته للقرآن و من عصی الله فقد نسی الله و ان کثرت صلاته و صیامه و تلاوته للقرآن» هر که از خدا پیروی کند، خدا را یاد کرده است؛ حتی اگر نماز و روزه و قرآن خواندنش کم باشد (فقط به نماز واجب خود اکتفا کند). و هر که خدا را معصیت کند، او را از یاد برده است؛ حتی اگر نماز و روزه و قرآن خواندنش بسیار باشد.
الله
در شهر بودم
دیدم هرکس به دنبال چیزی می دود
یکی به دنبال پول
یکی به دنبال چهره دلکش
یکی به دنبال لحظه ای توجه چشمان هرزگرد
یکی به دنبال نان
یکی هم به به دنبال اتوبوس !
اما دریغ که هیچکس به دنبال خدا نبود !!!
الله
آن کس که تو را شناخت جان را چه کند
فرزند و عیال و خانمان را چه کند
دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی
دیوانهٔ تو هر دو جهان را چه کند
الله
حدیث قدسی:
مَنْ طَلَبَنِی وَجَدَنِی، وَمَنْ وَجَدَنِی عَرَفَنِی، وَمَنْ عَرَفَنِی أحَبَّنِی، وَمَنْ أَحَبَّنِی عَشَقَنِی، وَمَنْ عَشِقَنِی عَشِقْتُهُ، وَمَنْ عَشِقْتُهُ قَتَلْتُهُ، وَمَنْ قَتَلْتُهُ فَعَلَیَّ دِیَتُهُ، وَمَنْ عَلَیَّ دِیَتُهُ فَأَنَا دِیَتُهُ.
آنکس که مرا طلب می کند می یابد و آن کس که مرا یافت می شناسد و آنکس که مرا شناخت دوستم می دارد و آنکس که دوستم داشت به من عشق می ورزد ، آنکس که به من عشق ورزید من نیز به او عشق می ورزم ، آنکس که به او عشق ورزیدم می کشم و آنکس که که من بکشم خونبهایش برمن واجب است و آنکس که خونبهایش بر من واجب است پس من خونبهایش هستم.

کلامی از کتاب مقدس
عیسی ع با جماعتی سخن میگفت که مادر وبرادرانش در طلب وی بیرون ایستاده بودند شخصی گفت اینک مادر تو وبرادرانت بیرون ایستاده میخواهند با تو سخن گویند عیسی در جواب فرمود ((کیست مادر من وبرادرانم کیانند انگاه دست خود رابسوی شاگردان خود دراز کرده وگفت اینانند مادر من وبرادرانم زیرا هرکه اراده خدای مرا که در اسمان است بجا اورد همان برادر وخواهر من است
ملکوت اسمان مثل دامی است که به دریا افکنده شود واز هر جنسی به ان دراید وچون پر شود بکناره اش کشند ونشسته خوبها را در ظروف جمع کنند وبدها را دور اندازند همین طور در اخر این عالم (قیامت) خواهد شد فرشتگان بیرون امده طالحین را از صالحین جدا کرده ایشان را در تنور اتش (جهنم)خواهند انداخت جایی که گریه وفشار دندان میباشد
حواریون عیسی ع از وی پرسیدند چه کسی در ملکوت اسمان بزرگتر است انگاه عیسی طفلی طلب نموده در میان ایشان بر پا داشت وگفت هر اینه به شما میگویم تا بازگشت نکنیید ومثل طفل کوچک نشوید هرگز داخل ملکوت اسمان نخواهید شد پس هر که مثل این بچه کوچک خودرافروتن سازد همان در ملکوت اسمان بزرگتر است
شخصی به نزد عیسی ع آمد وفرمود ای استاد نیکو چه عمل نیکی انجام دهم تا حیات جاودانی یابم عیسی ع فرمود از چه سبب مرا نیکو گفتی وحال انکه کسی فقط جز خدا نیکو نیست لیکن اگر بخواهی داخل حیات شوی احکام را نگه دار به عیسی فرمود کدام احکام را نگه دارم عیسی ع فرمود ((قتل مکن زنا مکن دزدی مکن شهادت دروغ مده وپدر ومادر خود را حرمت دار وهمسایه خود را مثل نفس خود دوست دار)) ان جوان فرمود همه این احکام را از طفولیت نگاه داشته ام دیگر مرا چه نقصی است عیسی به وی فرمود اگر بخواهی کامل شوی رفته مایملک خود رابفروش وبه فقرا بده که در اسمان گنجی خواهی یافت وامده مرا متابعت نما چون جوان این سخن راشنید محزون شد وبرفت زیرا که مال بسیار داشت انگاه عیسی به شاگردان خود گفت هر اینه به شما میگویم ((شخص دولتمند به ملکوت اسمان بدشواری داخل میشود وباز شما رامیگویم که گذشتن شتر از سوراخ سوزن اسانتر است از دخول شخص ثروتمند در ملکوت خدا ))شاگردان چون شنیدند بغایت متحیر گشتند وگفتند پس چه کسی میتواند نجات یابد عیسی فرمود نزد انسان این محال است لیکن نزد خدا همه چیز ممکن است لیکن بسا اولین که اخرین میکردند واخرین اولین زیرا خوانده شدگان بسیارند وبرگزیدگان اندک هستند لکن هرکه در میان شما میخواهد بزرگ گردد خادم شما باشد
انگاه فقیهی از عیسی ع پرسید ای استاد کدام حکم در شریعت بزرگتر است عیسی وی را گفت اینکه خدای خود را بهمه دل وتمامی نفس وتمامی فکر خود محبت نما این حکم اول واعظم است ودوم حکم همسایه خود را مثل خود محبت نما بدین دو حکم تمام تورات وصحف انبیا متعلق است
الله
ساکنان قلبت را به دقت انتخاب کن
زیرا هیچ کس به غیر از تو
بهای سکونتشان را نخواهد پرداخت.
نیچه: هر روز بیشتر به این واقعیت پی میبرم که زندگی را نمیتوان تحمل کرد مگر دیوانگی چاشنی آن باشد.
تقدیر
شمس" مولانا را گفت:
تقدیر به آن معنا نیست
که مسیر زندگیمان از پیش تعیین شده.
به همین سبب اینکه انسان گردن خم کند
و بگوید:"چه کنم. تقدیرم این بوده،"
نشانهٔ جهالت است.
تقدیر همهٔ راه نیست،
فقط تا سر دو راهی هاست.
گذرگاه مشخص است اما انتخاب در دست مسافر است.
پس نه بر زندگیت حاکمی و نه محکوم آنی..

دور شو از برم ای واعظ و بیهوده مگوی
چون که تقدیر چُنین است، چه تدبیر کنم

و چقدر دیر می فهمیم که
زندگی ایستگاهی نیست که
شتابان به دنبالش می رویم ...
بلکه همین روزهاییست که منتظر گذشتنش هستیم

