حدیث بهای بهشت

حدیث توصیف بهشت

آب های بهشت

undefined

آب های بهشت هیچ گاه گندیده نمی شود و طعمش تغییر نمی کند.

Stream مثل الجنه التي وعد المتقون by Ahmed Gamal(elmaw) | Listen online for  free on SoundCloud

مَّثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ أُكُلُهَا دَائِمٌ وَظِلُّهَا تِلْكَ عُقْبَى الَّذِينَ اتَّقَوا وَّعُقْبَى الْكَافِرِينَ النَّارُ ‎

مَّثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ فِيهَا أَنْهَارٌ مِّن مَّاءٍ غَيْرِ آسِنٍ وَأَنْهَارٌ مِّن لَّبَنٍ لَّمْ يَتَغَيَّرْ طَعْمُهُ وَأَنْهَارٌ مِّنْ خَمْرٍ لَّذَّةٍ لِّلشَّارِبِينَ وَأَنْهَارٌ مِّنْ عَسَلٍ مُّصَفًّى وَلَهُمْ فِيهَا مِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ وَمَغْفِرَةٌ مِّن رَّبِّهِمْ كَمَنْ هُوَ خَالِدٌ فِي النَّارِ وَسُقُوا مَاءً حَمِيمًا فَقَطَّعَ أَمْعَاءَهُمْ ‎ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ عَلَيْهَا مَلَائِكَةٌ غِلَاظٌ شِدَادٌ لَّا يَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ

Verse 15 - Surah Muhammad: (مثل الجنة التي وعد المتقون ۖ فيها أنهار من ماء غير آسن وأنهار من لبن لم يتغير طعمه وأنهار من...)




صفت بهشتى که پرهیزکاران بدان وعده شده اند (این چنین است که) در آن نهرهایى است از آبى که طعم و بویش برنگشته، و نهرهایى از شیر که طعمش تغییر نکرده، و نهرهایى از شراب که سراپا لذت است براى نوشندگان،

حدیث توصیف بهشت

🔹🔸🔹🔸🔹🔸

پیامبر صلی الله علیه و آله:

فِی الجَنَّهِ ما لا عَینٌ رَأَت وَ لا اُذُنٌ سَمِعَت وَ لا خَطَرَ عَلی قَلبِ بَشَرٍ؛

در بهشت چیزهایی هست که نه چشمی دیده و نه گوشی شنیده و نه به خاطر کسی گذشته.

نهج الفصاحه ص 590 ، ح 2060

🔹🔸🔹🔸🔹🔸

حدیث در مورد بهشت

حدیث در مورد بهشت

#حدیث با موضوع بهشت

امام صادق علیه السلام:

إِنَّ أَدْنَی أَهْلِ الْجَنَّهِ مَنْزِلًا لَوْ نَزَلَ بِهِ الثَّقَلَانِ الْجِنُّ وَ الْإِنْسُ لَوَسِعَهُمْ طَعَاماً وَ شَرَاباً وَ لَا یَنْقُصُ مِمَّا عِنْدَهُ شَیْ ء

کمترین فرد بهشت چنان است که اگر جن و انس میهمان او شوند همه را با خوردنی و آشامیدنی پذیرایی کند و از آنچه دارد چیزی کم نشود.

بحارالأنوار(ط-بیروت) ج 8، ص 120، ح 11

🔹🔸🔹🔸🔹🔸

امام علی علیه السلام:

لَذَّاتُهَا لَا تُمِلُّ وَ مُجْتَمَعُهَا لَا یَتَفَرَّقُ سُکَّانُهَا قَدْ جَاوَرُوا الرَّحْمَنَ وَ قَامَ بَیْنَ أَیْدِیهِمُ الْغِلْمَانُ بِصِحَافٍ مِنَ الذَّهَبِ فِیهَا الْفَاکِهَهُ وَ الرَّیْحَان

لذتها و خوشیهای بهشت دل را نمی زند، انجمن آن از هم نمی پاشد، ساکنانش در پناه خدای رحمانند و در برابر آنان غلامانی با طبق های زرین پر از میوه و گل های خوشبو ایستاده اند.

امالی(مفید) ص 266 - امالی(طوسی) ص 29 ، ح 31

🔹🔸🔹🔸🔹🔸

پیامبر صلی الله علیه و آله:

مَنِ اشتاقَ اِلَی الجَنَّهِ سارَعَ فِی الخَیراتِ؛

هر کس مشتاق بهشت است برای انجام خوبی ها سبقت می گیرد.

بحارالأنوار(ط-بیروت) ج 74 ، ص 94

🔹🔸🔹🔸🔹🔸

امام علی علیه السلام:

اِنَّهُ لَیسَ لاَنفُسِکُم ثَمَنٌ اِلاّ الجَنَّهُ فَلا تَبیعوها اِلاّ بِها؛

برای جان های شما بهایی جز بهشت نیست، پس آنها را جز به بهشت مفروشید.

نهج البلاغه(صبحی صالح) ص 556 ، ح 456 - بحارالأنوار(ط-بیروت) ج 75 ، ص 13 ، ح 71

🔹🔸🔹🔸🔹🔸

پیامبر صلی الله علیه و آله:

اضْمَنُوا لِی سِتّاً مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَضْمَنْ لَکُمُ الْجَنَّهَ اصْدُقُوا إِذَا حَدَّثْتُمْ وَ أَوْفُوا إِذَا وَعَدْتُمْ وَ أَدُّوا إِذَا اؤْتُمِنْتُمْ وَ احْفَظُوا فُرُوجَکُمْ وَ غُضُّوا أَبْصَارَکُمْ وَ کُفُّوا أَیْدِیَکُمْ.

شش چیز را برای من ضمانت کنید تا من بهشت را برای شما ضمانت کنم، راستی در گفتار، وفای به عهد، بر گرداندن امانت، پاکدامنی، چشم بستن از گناه و نگه داشتن دست (از غیر حلال).

کنز الفؤاد ج 2 ، ص 11 - نهج الفصاحه ص 216 ، ح 321

🔹🔸🔹🔸🔹🔸

#چهل حدیث بهشت

پیامبر صلی الله علیه و آله:

وَ الَّذی نَفسُ مُحَمَّدٍ بِیَدِهِ لا تَدخُلُوا الجَنَّهَ حَتّی تُؤمِنوا وَ لا تُؤمِنوا حَتّی تَحابّوا اَفَلا اُنَبِّئُکُم بِشَیْ ءٍ اِذا فَعَلتُموهُ تَحابَبتُم؟ اَفشُوا السَّلامَ بَینَکُم؛

به خدایی که جان محمد در دست (قدرت) اوست به بهشت نمی روید تا مؤمن شوید و مؤمن نمی شوید تا یکدیگر را دوست بدارید، آیا می خواهید شما را به چیزی خبر دهم که با انجام آن، یکدیگر را دوست بدارید؟ سلام کردن بین یکدیگر را رواج دهید.

نهج الفصاحه ص 479 ، ح 1555

🔹🔸🔹🔸🔹🔸

امام علی علیه السلام:

لا یَفوزُ بِالجَنَّهِ اِلاّ مَن حَسُنَت سَریرَتُهُ وَ خَلُصَت نیَّتُهُ؛ به پاداش بهشت نمی رسد مگر آن کس که باطنش نیکو و نیّتش خالص باشد.

عیون الحکم و المواعظ(لیثی) ص 535 ، ح 9806

🔹🔸🔹🔸🔹🔸

پیامبر صلی الله علیه و آله:

أَنَا زَعِیمٌ بِبَیْتٍ فِی رَبَضِ الْجَنَّهِ وَ بَیْتٍ فِی وَسَطِ الْجَنَّهِ وَ بَیْتٍ فِی أَعْلَی الْجَنَّهِ لِمَنْ تَرَکَ الْمِرَاءَ وَ إِنْ کَانَ مُحِقّاً وَ لِمَنْ تَرَکَ الْکَذِبَ وَ إِنْ کَانَ هَازِلًا وَ لِمَنْ حَسُنَ خُلُقُهُ.

من برای کسی که بگومگو را رها کند، هر چند حق با او باشد و برای کسی که دروغ گفتن را اگر چه به شوخی باشد، ترک گوید و برای کسی که اخلاقش را نیکو گرداند، خانه ای در حومه بهشت و خانه ای در مرکز بهشت و خانه ای در بالای بهشت ضمانت می کنم.

خصال ص 144، ح 170

🔹🔸🔹🔸🔹🔸

امام رضا علیه السلام:

مَن سألَ اللهَ الجَنَّهَ وَ لَم یَصبِر عَلَی الشَّدائِدِ فَقَدِ استَهَزا بِنَفسِه.

هر که از خدا بهشت خواهد و در برابر سختی ها پایداری نورزد بی گمان خود را ریشخند کرده است.

معدن الجواهر ص 59 - بحارالانوار(ط-بیروت) ج 75 ، ص 356

🔹🔸🔹🔸🔹🔸

امام صادق علیه السلام:

لا یَدخُلُ الجَنَّهَ مَن فِی قَلبهِ مِثقالَ ذَرَّهٍ مِن کِبر؛

کسی که در قلبش به اندازه ذره ای کبر و خود بزرگ بینی باشد به بهشت وارد نمی شود. کافی(ط-الاسلامیه) ج 2 ، ص 310 ، ح 6

🔹🔸🔹🔸🔹🔸

پیامبر صلی الله علیه و آله:

یَا عَلِیُّ الْعَقْلُ مَا اکْتُسِبَتْ بِهِ الْجَنَّهُ وَ طُلِبَ بِهِ رِضَا الرَّحْمَن

یا علی عقل چیزی است که با آن بهشت و خشنودی خداوند رحمان به دست می آید.

من لا یحضره الفقیه ج 4 ، ص 369

🔹🔸🔹🔸🔹🔸

پیامبر صلی الله علیه و آله:

لَنْ یَشْبَعَ الْمُؤْمِنُ مِنْ خَیْرٍ یَسْمَعُهُ حَتّی یَکونَ مُنْتَهاهُ الْجَنَّهَ ؛

هرگز مؤمن از شنیدن خیر و خوبی سیر نمی شود، تا آن که سرانجامش بهشت گردد.

نهج الفصاحه ص 639 ، ح 2292

🔹🔸🔹🔸🔹🔸

امام علی علیه السلام:

اَلا وَ مَن اَکَلَهُ الحَقُّ فَاِلَی الجَنَّهِ وَ مَن اَکَلَهُ الباطِلُ فَاِلَی النّارِ؛

بدانید که هر کس در راه حق از دنیا برود، به بهشت و هر کس در راه باطل از دنیا برود، به جهنم می رود.

نهج البلاغه(صبحی صالح) ص 374 ، نامه 17

🔹🔸🔹🔸🔹🔸

پیامبر صلی الله علیه و آله:

لا یَدخُلُ الجَنَّهَ عَبدٌ لا یَأَمَنُ جارُهُ بَوائِقَهُ؛

کسی که همسایه از شرش در امان نباشد به بهشت نمی رود.

نهج الفصاحه ص 681 ، ح 2532

🔹🔸🔹🔸🔹🔸

امام کاظم علیه السلام:

الْحَیَاءُ مِنَ الْإِیمَانِ وَ الْإِیمَانُ فِی الْجَنَّهِ وَ الْبَذَاءُ مِنَ الْجَفَاءِ وَ الْجَفَاءُ فِی النَّار

حیا از ایمان و ایمان در بهشت است و بدزبانی از بی مهری و بدرفتاری است و بدرفتاری در جهنم است.

تحف العقول ص 394 - بحارالأنوار(ط-بیروت) ج 75 ، ص 309 ، ح 1

🔹🔸🔹🔸🔹🔸

امام علی علیه السلام:

إنَّ الجِهادَ بابٌ مِن أبوابِ الجَنَّهِ فَتَحهُ اللَّهُ لِخاصَّهِ أولیائِهِ، و هو لِباسُ التَّقوی و دِرْعُ اللَّهِ الحَصِینَهُ و جُنَّتُهُ الوَثِیقَهُ،

براستی که جهاد یکی از درهای بهشت است که خداوند آن را برای اولیای خاص خود گشوده است. جهاد جامه تقوا و زره استوار خداوند و سپر محکم اوست.

مکاتیب الائمه ج 2 ، ص 108

🔹🔸🔹🔸🔹🔸

امام صادق علیه السلام:

لَا یَزَالُ الْمُؤْمِنُ یُورِثُ أَهْلَ بَیْتِهِ الْعِلْمَ وَ الْأَدَبَ الصَّالِحَ حَتَّی یُدْخِلَهُمُ الْجَنَّهَ جَمِیعا

مؤمن همواره خانواده خود را از دانش و تربیت شایسته بهره مند می سازد تا همه آنان را وارد بهشت کند.

مستدرک الوسایل ج 12 ، ص 201 ، ح 13881

🔹🔸🔹🔸🔹🔸

پیامبر صلی الله علیه و آله:

اَلنِّیَّهُ الحَسَنَهُ تُدخِلُ صاحِبَهَا الجَنَّهَ؛ نیت خوب صاحب خویش را به بهشت می برد.

نهج الفصاحه ص 791 ، ح 3163

🔹🔸🔹🔸🔹🔸

پیامبر صلی الله علیه و آله:

اِنَّ لِلجَنَّهِ بابا یُدعی اَلرَّیّانَ لایَدخُلُ مِنهُ اِلاّ الصّائِمونَ؛ بهشت را دری است که ریّان نامیده می شود از آن در، جز روزه داران وارد نشوند.

معانی الأخبار ص 409 ، ح 90

🔹🔸🔹🔸🔹🔸

امام حسین علیه السلام:

أَیُّمَا اثْنَیْنِ جَرَی بَیْنَهُمَا کَلَامٌ فَطَلَبَ أَحَدُهُمَا رِضَی الْآخَرِ کَانَ سَابِقَهُ إِلَی الْجَنَّه

هر یک از دو نف-ری که میان آنها نزاعی واقع و یک-ی از آن دو رضایت دیگری را بج-وی-د، سبقت گی-رن-ده اهل بهشت خ-واه-د ب--ود.

کشف الغمه(ط-القدیمه) ج 2 ، ص 33

🔹🔸🔹🔸🔹🔸

پیامبر صلی الله علیه و آله:

مَن رَدَّ عَن عِرضِ اَخیهِ المُسلِمِ وَجَبَت لَهُ الجَنَّهُ اَلبَتَّهَ؛

هرکس آبروی مؤمنی را حفظ کند، بدون تردید بهشت بر او واجب می شود.

ثواب الاعمال و عقاب الاعمال ص 145 - جعفریات(اشعثیات) ص 198

🔹🔸🔹🔸🔹🔸

پیامبر صلی الله علیه و آله:

مَنْ أَخَذَ لِلْمَظْلُومِ مِنَ الظَّالِمِ کَانَ مَعِی فِی الْجَنَّهِ مُصَاحِبا

هر کس داد مظلوم را از ظالم بگیرد، در بهشت با من یار و هم نشین باشد.

بحارالأنوار(ط-بیروت) ج 72، ص 359، ح 74

حدیث با موضوع بهشت

حدیث با موضوع بهشت

🔹🔸🔹🔸🔹🔸

#حدیث درباره بهشت

امام صادق علیه السلام:

قِیلَ لَهُ أَیْنَ طَرِیقُ الرَّاحَهِ فَقَالَ ع فِی خِلَافِ الْهَوَی قِیلَ فَمَتَی یَجِدُ عَبْدٌ الرَّاحَهَ فَقَالَ ع عِنْدَ أَوَّلِ یَوْمٍ یَصِیرُ فِی الْجَنَّهِ.

در پاسخ به این سؤال که راه رسیدن به آسایش چیست؟ فرمودند: مخالفت با هوا و هوس. عرض شد: پس، چه وقت انسان به آسایش می رسد؟ فرمودند: در نخستین روز ورودش به بهشت.

تحف العقول ص 370

🔹🔸🔹🔸🔹🔸

پیامبر صلی الله علیه و آله:

مَنْ قَالَ إِنِّی خَیْرُ النَّاسِ فَهُوَ مِنْ شَرِّ النَّاسِ وَ مَنْ قَالَ إِنِّی فِی الْجَنَّهِ فَهُوَ فِی النَّار

هر کس بگوید: من از همه مردم بهترم، او بدترین مردم است و هر کس بگوید: من بهشتی هستم، او جهنمی است.

نوادر(راوندی) ص 11

🔹🔸🔹🔸🔹🔸

امام علی علیه السلام:

مَا خَیْرٌ بِخَیْرٍ بَعْدَهُ النَّارُ وَ مَا شَرٌّ بِشَرٍّ بَعْدَهُ الْجَنَّهُ وَ کُلُّ نَعِیمٍ دُونَ الْجَنَّهِ فَهُوَ مَحْقُور وَ کُلُّ بَلَاءٍ دُونَ النَّارِ عَافِیَه

خیری که به دنبال آن آتش باشد، خیر نیست و شری که به دنبال آن بهشت باشد، شر نیست. هر نعمتی جز بهشت ناچیز است و هر بلایی جز آتش، سلامتی.

نهج البلاغه(صبحی صالح) ص 544 ، حکمت 387

🔹🔸🔹🔸🔹🔸

امام صادق علیه السلام:

الْخَیْرُ کُلُّهُ أَمَامَکَ وَ إِنَّ الشَّرَّ کُلَّهُ أَمَامَکَ وَ لَنْ تَرَی الْخَیْرَ وَ الشَّرَّ إِلَّا بَعْدَ الْآخِرَهِ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ جَعَلَ الْخَیْرَ کُلَّهُ فِی الْجَنَّهِ وَ الشَّرَّ کُلَّهُ فِی النَّار

همه خوبی ها و بدی ها در مقابل توست و هرگز خوبی و بدی واقعی را جز در آخرت نمی بینی، زیرا خداوند همه خوبی ها را در بهشت و همه بدی ها را در جهنم قرار داده است.

تحف العقول ص 306

🔹🔸🔹🔸🔹🔸

امام صادق علیه السلام:

إِنَّ لِأَهْلِ الْجَنَّهِ أَرْبَعَ عَلَامَاتٍ وَجْهٌ مُنْبَسِطٌ وَ لِسَانٌ لَطِیفٌ وَ قَلْبٌ رَحِیمٌ وَ یَدٌ مُعْطِیَه هشتی ها چهار نشانه دارند: روی گشاده، زبان نرم، دل مهربان و دستِ دهنده.

امالی(طوسی) ص 683 ، ح 1454 - مجموعه ورام ج 2، ص 91 )شبیه این حدیث در اختصاص ص 335 )

🔹🔸🔹🔸🔹🔸

امام صادق علیه السلام:

ثَلَاثٌ مَنْ أَتَی اللَّهَ بِوَاحِدَهٍ مِنْهُنَّ أَوْجَبَ اللَّهُ لَهُ الْجَنَّهَ الْإِنْفَاقُ مِنْ إِقْتَارٍ وَ الْبِشْرُ لِجَمِیعِ الْعَالَمِ وَ الْإِنْصَافُ مِنْ نَفْسِهِ.

هر کس یکی از این کارها را به درگاه خدا ببرد، خداوند بهشت را برای او واجب می گرداند: انفاق در تنگدستی، گشاده رویی با همگان و رفتار منصفانه.

کافی(ط-الاسلامیه) ج 2 ، ص 103 ، ح 2

🔹🔸🔹🔸🔹🔸

پیامبر صلی الله علیه و آله:

مَنِ اشْتاقَ اِلَی الْجَنَّهِ سارَعَ اِلَی الْخَیْراتِ وَ مَنْ اَشْفَقَ مِنَ النّارِ لَهی عَنِ الشَّهَواتِ؛

هر کس مشتاق بهشت است، به سوی نیکی ها می شتابد و هر کس از جهنم بترسد، از هوا و هوس روی می گرداند.

نهج الفصاحه ص 726 ، ح 2768

🔹🔸🔹🔸🔹🔸

پیامبر صلی الله علیه و آله:

اِنَّ فِی الجَنَّهِ دارا یُقالُ لَها دارُ الفَرَحِ لا یَدخُلُها اِلاّ مَن فَرَّحَ یَتامَی المُؤمِنینَ؛

در بهشت خانه ای هست که آن را شادی سرا گویند و جز آنان که یتیمان مؤمنان را شاد کرده اند وارد آن نمی شوند.

نهج الفصاحه ص 329 ، ح 864

🔹🔸🔹🔸🔹🔸

پیامبر صلی الله علیه و آله:

تنظّفوا بکلّ ما استطعتم فإنّ اللَّه تعالی بنی الإسلام علی النّظافه و لن یدخل الجنّه إلّا کلّ نظیف.

خودتان را با هر وسیله ای که می توانید پاکیزه کنید، زیرا که خدای متعال اسلام را برپایه پاکیزگی بنا کرده است و هرگز به بهشت نمی رود، مگر کسی که پاکیزه باشد.

نهج الفصاحه ص 391 ، ح 1182

🔹🔸🔹🔸🔹🔸

امام علی علیه السلام:

مَنْ باعَ نَفْسَهُ بِغَیْرِ نَعیمِ الْجَنَّهِ فَقَدْ ظَلَمَها؛

هر کس خودش را جز به نعمت بهشت بفروشد، براستی که به خویشتن ظلم کرده است.

ویژگی های دوزخ و جهنم در آیات قرآن

يكي از معروف‌ترين نام‌هاي دوزخ كه 77 بار در قرآن مجيد تكرار شده ـ يعني جهنم ـ برخورد مي‌كنيم، اين آيه اشاره به پيروان ابليس كرده، مي‌گويد: «جهنم وعده گاه همه‌ي آنها است ـ و براي آن هفت در است!». در معني واژه‌ي «جهنَّم» ميان ارباب لغت و مفسّران گفتگو بسيار است، بعضي آن را به معني «آتش»، و بعضي آن را به معني «عميق و ژرف» دانسته‌اند.

معرفت ما درباره‌ مسائل مربوط به جهان دیگر هر قدر زیاد هم باشد محدود است، تنها شبحی از دور برای ما نمایان است، اما جزئیات و خصوصیات آن روشن نیست چرا که عالم آخرت به طور کلی جهانی است بالاتر از این عالم، درست مانند عالم جنین نسبت به زندگی بیرون شکم مادر. بنابراین احاطه‌ کامل بر اسرار آن برای مردم دنیا غیر ممکن است، ولی این امر هرگز مانع معرفت و شناخت اجمالی نخواهد بود. به هر حال برای پی بردن به ماهیت دوزخ به سراغ نام‌ها و اوصاف و اشارات قرآن در این زمینه می‌رویم و به آیات زیر که نمونه‌هایی از اسماء و اوصاف دوزخ را بیان می‌کند، گوش دل می‌سپاریم:

وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِینَ لَها سَبْعَةُ اَبْوابٍ.[1] و جهنم میعادگاه همه آنها است. هفت در دارد.

سَأُصْلِیهِ سَقَرَ ـ وَ ما أَدْراکَ ما سَقَرُ ـ لا تُبْقِی وَ لا تَذَرُ ـ لَوَّاحَةٌ لِلْبَشَرِ[2] (اما) به زودی او را وارد دوزخ می‌کنیم و تو نمی‌دانی دوزخ چیست؟ (آتشی است که) نه چیزی را باقی می‌گذارد و نه چیزی را رها می‌سازد! پوست تن را به کلی دگرگون می‌کند!.

فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِی وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ أُعِدَّتْ لِلْکافِرِینَ[3] از آتشی بترسید که هیزم آن بدن‌های مردم (گنهکار) و سنگ‌ها است! و برای کافران آماده شده است.

فَرِیقٌ فِی الْجَنَّةِ وَ فَرِیقٌ فِی السَّعِیرِ[4] گروهی در بهشت و گروهی در سعیر (آتش).

فَأَمَّا مَنْ طَغى ـ وَ آثَرَ الْحَیاةَ الدُّنْیا ـ فَإِنَّ الْجَحِیمَ هِیَ الْمَأْوى[5] اما آن کسی که طغیان کرده، و زندگی دنیا را مقدم داشته مسلماً «جحیم» جایگاه او است.

کَلاَّ لَیُنْبَذَنَّ فِی الْحُطَمَةِ ـ وَ ما أَدْراکَ مَا الْحُطَمَةُ ـ نارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ ـ الَّتِی تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ[6] چنین نیست که او می‌پندارد به زودی در «حطمه» پرتاب می‌شود و تو چه می‌دانی «حطمه» چیست؟ آتش برافروخته الهی است، آتشی که از دل‌ها سر بر می‌زند!.

وَ أَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوازِینُهُ ـ فَأُمُّهُ هاوِیَةٌ ـ وَ ما أَدْراکَ ما هِیَهْ ـ نارٌ حامِیَةٌ[7] و اما کسی که ترازوهایش سبک است پناهگاهش «هاویه» و تو چه می‌دانی «هاویه» چیست؟ آتشی سوزان.

کَلاَّ إِنَّها لَظى ـ نَزَّاعَةً لِلشَّوى ـ تَدْعُوا مَنْ أَدْبَرَ وَ تَوَلَّى[8] اما هرگز چنین نیست (که آنها می‌پندارند) شعله‌های سوزان آتشی است که دست و پا و پوست سر را می‌کند و می‌برد، و کسانی را که به فرمان خدا پشت کردند صدا می‌زند!.

تعبیرات مختلف قرآن درباره‌ دوزخ

در نخستین آیه به یکی از معروف‌ترین نام‌های دوزخ که 77 بار در قرآن مجید تکرار شده ـ یعنی جهنم ـ برخورد می‌کنیم، این آیه اشاره به پیروان ابلیس کرده، می‌گوید: «جهنم وعده گاه همه‌ی آنها است ـ و برای آن هفت در است!». در معنی واژه‌ی «جهنَّم» میان ارباب لغت و مفسّران گفتگو بسيار است، بعضی آن را به معنی «آتش»، و بعضی آن را به معنی «عمیق و ژرف» دانسته‌اند، در لسان العرب آمده «جِهِنَّام» به معنی عمق زياد است، و لذا «بئرٌ جَهَنَّم و جِهِنّام» به معنی چاه عميق آمده است. در همان کتاب از بعضی نقل شده که اين واژه در اصل عبرانی است و «کهِنّام» بوده است، و عربی آن به صورت جهنم ذکر شده، (و به همین دلیل از الفاظ مالاینصرف است، چرا که هم معرفه و هم عجمی است). جمعی آن را در اصل از واژه عبری «جهینون» دانسته‌اند[9] و بعضی آن را عربی می‌دانند (و علت مالاینصرف بودن آن را تأنیث و تعریف ذکر کرده‌اند). بعضی نيز آن را از ريشه فارسی دانسته‌اند. به تونل زير زمينی که حرارت در آن می‌دمند و زمين حمام را گرم می‌کند نيز جهنم می‌گویند.[10] به هر حال ریشه آن هر چه بوده باشد (عربی، فارسی، و عبراني) اين واژه در قرآن مجيد نامی است برای محلی که مملو از انواع عذاب‌ها و کانون قهر و غضب الهی است، و دارای درکات و مراتب مختلف است.

در دومين آيه به يکی ديگر از نام‌های دوزخ برخورد می‌کنیم و آن «سقر» است، بعد از اشاره به داستان يکی از مشرکان لجوج و سرسخت (وليد بن مغيره) می‌فرماید به زودی او را وارد «سقر» می‌کنیم، و تو نمی‌دانی سقر چیست (آتشی است که) چيزی را (به حال خود) باقی نمي‌گذارد، و نه چيزی را رها می‌کند، پوست تن را به کلی دگرگون می‌سازد. «سَأُصْلِیهِ سَقَرَ ـ وَ ما أَدْراکَ ما سَقَرُ ـ لا تُبْقِی وَ لا تَذَرُ ـ لَوَّاحَةٌ لِلْبَشَرِ». به هر حال «سقر» يکی از نام‌های دوزخ است که در اصل از ماده‌ی «سَقْر» (بر وزن فقر) به معنی دگرگون شدن و ذوب شدن بر اثر تابش آفتاب گرفته شده.[11]

بعضی آن را نام يکی از طبقات وحشتناک دوزخ می‌دانند چنانکه در حديثی از امام صادق ـ عليه السّلام ـ می‌خوانیم: درّه‌ای است به نام سقر که جايگاه متکبران است و هرگاه نفس بکشد دوزخ را می‌سوزاند.[12] در صحاح اللغه آمده است که «سقرات الشمس» به معنی شدت تابش آفتاب است، و «يَوْمٌ مُسَقَّرٌ» به معنی روز داغ و سوزان است. در التحقيق آمده که اصل اين ماده به معنی حرارت شديدی است که رنگ اشياء يا صفات آنها را دگرگون می‌سازد. ولی تدريجاً اين واژه به صورت نامی از نام‌های آتش دوزخ درآمده است، آتشی شديد و سوزان که همه چيز را دگرگون می‌سازد. اوصافی که در همين آيات آمده نيز شاهد اين مدعی است، چرا که از يک سو می‌گوید: پوست تن را به کلی دگرگون می‌کند، و از سوی ديگر می‌فرماید: چيزی را به حال خود باقی نمي‌گدازد.

اسامی دوزخ

ديگر از اسامی دوزخ که در قرآن مجيد به طور گسترده به کار رفته است «نار» است اين واژه 145 بار در قرآن مجيد آمده که در غالب موارد به معنی آتش دوزخ است، هر چند در مواردی نيز به معنی آتش دنيا آمده است، از جمله در سومین آیه از آیات مورد بحث خطاب به معارضان قرآن کرده، می‌گوید: «اگر شما سوره‌ای همانند قرآن نمي‌آوريد ـ و هرگز نخواهيد توانست ـ از آتشی بپرهيزيد که هيزم آن مردم (گنهکار) و سنگ‌ها است که برای کافران آماده شده است. واژه‌ی «نار» به معنی هر گونه «آتش» است، راغب در مفردات می‌گوید: «نار» به معنی شعله‌ای است که در برابر حسّ انسان ظاهر می‌شود، و به حرارت تنها نیز «نار» گفته می‌شود، بعضی معتقدند «نار» و «نور» از یک ریشه گرفته شده و هر دو با هم همراهند. به هر حال کثرت استعمال اين واژه در خصوص آتش دوزخ در آيات قرآن به حدّی است که به صورت نامی از نام‌های دوزخ درآمده. قرآن مجید در آیه‌ی 10 آل عمران، اشاره به گروهی از مجرمان کرده می‌گوید: «وَ أُولئِکَ هُمْ وَقُودُ النَّارِ»: «آنها هیزم آتشند» يعنی هيزم دوزخند. تعبیر به «اصحاب النار» در آیات متعدد نیز در مورد دوزخیان به کار رفته است و لذا اصحاب النار در مقابل اصحاب الجنّه قرار داده شده.[13] ضمناً از اوصافی که در اين آيه برای آتش دوزخ شمرده شده اين است هيزم و آتش گيره‌ی آن خود انسان‌ها به اضافه‌ی سنگ‌ها (بتها) هستند، بنابراین آتش دوزخ از اين نظر هيچ شباهتی به آتش دنيا ندارد.

در چهارمين آيه به نام و توصيف ديگری درباره‌ی اين کانون قهر الهی يعنی (سعیر) برخورد می‌کنیم. بعد از اشاره به هدف نزول قرآن که انذار مردم و بيم دادن آنها از روز قيامت است می‌فرماید: (در آن روز) گروهی در بهشتند و گروهی در سعیرند (فَرِیقٌ فِی الْجَنَّةِ وَ فَرِیقٌ فِی السَّعِیرِ). واژه‌ی «سعیر» شانزده بار، و جمع آن «سُعر» دوبار در قرآن مجید آمده است، این واژه در اصل از ماده‌ی «سَعر» (بر وزن قعر) گرفته شده که به معنی برافروختن آتش است و به معنی شدت فروزندگی آن نيز آمده، لذا «سعیر» به معنی آتشی است که بسيار سوزان و ملتهب و شعله‌ور باشد، و گاه به معنی «جنون» نیز آمده است، چرا که در این حالت شخص شعله‌ور می‌گردد و هيجان به او دست می‌دهد، ‌به شتر دیوانه، ناقه‌ی مسعوره می‌گویند.[14] از این که «سعیر» در آیه‌ی فوق در مقابل «جنّت» قرار گرفته، چنين استفاده می‌شود که آن هم يکی از نام‌های دوزخ است، تعبیر به «اصحاب السعیر» در چند آیه از قرآن نیز به قرینه‌ی ديگری بر اين نامگذاری است.[15] ولی نمي‌توان انکار کرد که در پاره‌ای از آيات قرآن به همان معنی وصفی به کار رفته، و اشاره به فروزندگی آتش دوزخ است.

پنجمين تعبير که در بيست و پنج مورد در قرآن مجيد آمده است همان جحیم است، در آیه‌ی مورد بحث می‌فرماید: «اما کسی که طغيان کند وز ندگی دنيا را (بر آخرت) مقدم دارد جحیم جایگاه او است» (فَأَمَّا مَنْ طَغى وَ آثَرَ الْحَیاةَ الدُّنْیا فَإِنَّ الْجَحِیمَ هِیَ الْمَأْوى). واژه‌ «جحیم» که از تعبيرات قرآن استفاده می‌شود يکی از نام‌های دوزخ است و از ماده‌ «جَحْم» است که به گفته راغب به معنی «شدت برافروختگی آتش» در «مقاییس اللغه» نيز بر همين معنی تأکيد شده، ولی «صحاح اللغه» آن را به معنی آتش عظيم تفسیر کرده که طبعاً با شدت حرارت و التهاب همراه است. ولی در يک مورد در قرآن مجيد اين واژه در مورد آتش‌های سوزان دنيا به کار رفته در آنجا که از قول مشرکان زمان ابراهيم ـ عليه السّلام ـ نقل می‌کند: قالُوا ابْنُوا لَهُ بُنْياناً فَأَلْقُوهُ فِی الْجَحِيمِ.[16] «گفتند بنای مرتفعی برای او (ابراهيم) بسازيد و او را در جحیم (کانونی پر از آتش سوزان شعله‌ور) بیفکنید». اما این تعبیر مانع از آن نیست که واژه‌ی مزبور از نام‌های جهنم بوده باشد.

در ششمین تعبیر با واژه «حُطَمَة» مواجه می‌شویم که دوبار در سوره‌ی «هُمزه» تکرار شده است، که ضمن اشاره به وضع کسانی که عيب جويی و غيبت می‌کنند و حرص برای جمع آوری اموال دارند می‌فرماید: «چنين نيست که او می‌پندارد، به زودی در حطمه پرتاب می‌شود، تو چه می‌دانی حطمه چیست؟! آتش الهی برافروخته است که از دل‌ها سر می‌کشد.! (کَلاَّ لَیُنْبَذَنَّ فِی الْحُطَمَةِ ـ وَ ما أَدْراکَ مَا الْحُطَمَةُ ـ نارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ ـ الَّتِی تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ). واژه «حطمه» که به گفته «صحاح اللغه» و «مجمع البحرین» نامی از نام‌های دوزخ است، صیغه‌ی مبالغه از ماده‌ی «حطم» به معنی «درهم شکستن» است. و بعضی آن را به معنی «در هم شکستن اشیاء خشک» می‌دانند، لذا به سال‌های قحطی «حُطمة» (بر وزن لقمه) گفته می‌شود، زيرا همه چز را درهم می‌شکند و انسان‌ها را متلاشی می‌سازد و «حطیم» به محلی از کعبه که میان حجر الاسود و در خانه کعبه واقع شده گفته می‌شود، زيرا مردم سخت در آنجا ازدحام می‌کنند گويی از شدت فشار می‌خواهد استخوان‌‌ها درهم بشکند.

بنابراين نام گذاری دوزخ به عنوان «حطمه» به خاطر آن است که آتش سوزانش همه چيز را درهم می‌شکند و متلاشی می‌سازد، و تفسيری که قرآن در آيات مورد بحث برای آن آورده (مي‌گوید: آتش افروخته‌ی الهی است، که از دل‌ها سر می‌کشد) نيز شاهد بر اين مدّعی است. ولی از بعضی از روايات استفاده می‌شود: که هر یک از نام‌های «جهنم» از جمله حطمه اشاره به بخش خاصی از دوزخ می‌باشد.[17]

در هفتیمن تعبیر سخن از «هاویه» است، که فقط يک بار در قرآن مجيد ديده می‌شود، می‌فرماید: وَ أَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوازِینُهُ ـ فَأُمُّهُ هاوِیَةٌ ـ وَ ما أَدْراکَ ما هِیَهْ ـ نارٌ حامِیَةٌ: «اما آن کس که ترازوهای (عمل) او سبک است پناهگاهش هاویه است، و تو چه می‌دانی هاویه چیست؟ آتشی داغ و سوزان»![18] «هاویه» به گفته‌ی ابن منظور در «لسان العرب» يکی از نام‌های «جهنم» است، بنابراین «اُمّه هاوِيَةٌ» مفهومش اين است که مسکن و قرارگاه او دوزخ می‌باشد.[19] در «مقاییس اللغه» و «مفردات راغب» نيز اشاره به اين نام گذاری شده است، این ماده در اصل از ماده «هُوِىّ» به معنی افتادن و سقوط کردن است، زيرا کافران و مجرمان در آن سقوط می‌کنند، ضمناً اشاره به عمق دوزخ نيز می‌باشد. واژه‌ «اُمّ» در اينجا به معنی جايگاه و قرارگاه تفسير شده و گاه به معنی مادر، يعنی همان گونه که مادر فرزند خويش را در آغوش می‌کشد دوزخ نيز افراد را در آغوش می‌گیرد!. بعضی نيز «اُم» را در اينجا به معنی «مغز سر» تفسیر کرده‌اند، و می‌گویند «هاویه» توصيفی است برای دوزخيان زيرا با سر، در آن سقوط می‌کنند، ولی تفسير اول صحيح‌تر به نظر می‌رسد. در هشتمين و آخرين تعبیر به واژه‌ی (لَظي) برخورد می‌کنیم، که آن نیز یک بار در قرآن آمده، در سوره‌ی معارج پس از اشاره به حال مجرمانی که در قيامت دوست دارند همسر و برادر و فرزندان خود را برای نجات خويش قربانی کنند می‌فرماید: کَلاَّ إِنَّها لَظى ـ نَزَّاعَةً لِلشَّوى ـ تَدْعُوا مَنْ أَدْبَرَ وَ تَوَلَّى: «آن گونه نيست که آنها می‌پندارند (بلکه) آن لظی (آتش سوزان) است ـ که دست و پا و پوست سر را می‌کند! ـ و کسانی را که به فرمان خدا پشت کرده‌اند فرا می‌خواند».[20]

«لظی» در اصل به معنی آتش يا شعله‌ی خالص آتش است، ولی به گفته‌ی «لسان العرب» و «مفردات راغب» اين واژه نامی از نام‌های «جهنم» است (لذا به خاطر علم بودن و تأنیث غیر منصرف است). «نزّاعه» به معنی چيزی است که پی در پی جدا می‌سازد، و «شَوی» به معنی دست و پا و اطراف بدن است (هر چند گاهی به معنی بريان کردن نيز آمده، ولی در اينجا مناسب همان معنی اول است چرا که وقتی چيزی را در آتش می‌افکند اول شاخ و برگ و اطراف آن می‌سوزد.) بعضی نيز «شوی» را به معنی پوست تن يا پوست سر معنی کرده‌اند. و از عجائب اين آتش سوزان اين که دوزخيان را به سوی خود فرا می‌خواند! آيا واقعاً دوزخ از نوعی حيات و درک و شعور برخوردار است و چنين می‌کند؟ و یا جاذبه‌ی مرموزی در دوزخ است که مستحقان را به خود جذب می‌نماید؟.

هر دو احتمال امکان پذیر است، ولی ظاهر آيه همان معنی اول می‌باشد. اين نکته قابل توجه است که در روايات اسلامی «نار» از نام‌های دوزخ ذکر نشده، بلکه هفت نام دیگر آمده، و هر کدام به عنوان يکی از طبقات دوزخ معرفی شده، نه این که این نام‌های هفت گانه هر کدام مجموعه‌ی دوزخ را شامل شود. از جمله در حديثی از امير مؤمنان علی ـ عليه السّلام ـ می‌خوانیم که فرمود: «جهنم هفت در دارد و اين درها طبقاتی هستند که هر يک بالای ديگری است سپس حضرت يک دست خود را بر ديگری نهاد و فرمود: این چنین!... پایین‌ترین طبقه، «جهنم» است، و بالای آن «سعیر» و بالای آن «هاویه» است (ولی در بعضی از روايات آمده که پایین‌ترین نقطه آن «هاویه» و بالاترین نقطه آن «جهنم» است).[21] مانعی ندارد که اسامی هفت گانه فوق، گاه بر تمام جهنم اطلاق گردد و گاه بر بخشی از دوزخ، همان گونه که در نام‌های دنيا نيز ديده می‌شود که گاه یک نام بر مجموعه‌ يک استان و گاه بر خصوص شهری که بخشی از استان است اطلاق می‌شود.

نعمات معنوی بهشت

نعمت های بهشت در قرآن

لذات باطنی ، عرفانی و روحانی بهشت از دیگر نعمت هایی است که خداوند به مومنین و محسنین درجه ی اول ( مقربین) و محسنین درجه ی دوم ( اصحاب یمین ) عطا می کند .

از آیات قرآن ۲۶ نعمت معنوی مستفاد می شود .

  1. عبور از جهنم ، دیدن اهل دوزخ و گذشتن از جهنم :

اینان به خاطر عذاب نشدن لذت می برند و خدا را سپاس گزاری می کنند . شایان ذکر است جهنم کسانی را که قابلیت جذب شدن دارند ، به درون خود می کشد .

  1. آمدن بهشت به سوی المتقین

و ازلفت الجنه المتقین

بهشت به سراغ آنان می رود و از ایشان استقبال می کند .

  1. درهای بهشت به روی مومنین باز است و معطلی ندارند .

بر عکس دوزخیان که باید برای رسیدگی و ورود به جهنم ساعاتی چند معطل بمانند . آیات آخر سوره ی زمر موید این موضوع است .

  1. در بدو ورود به بهشت ماموران بهشتی که در راس آن ها جناب رضوان است به استقبال آنان
    می آیند و ندا سر می دهند :

سلام علیکم طبتم

  1. ابلاغ سلام پروردگار به اهل بهشت توسط رضوان

سلام قول من رب الرحیم

  1. وقتی وارد می شوند و آن همه نعمت های الهی را می بینند می گویند : اگر خدا ما را هدایت
    نمی کرد ما لیاقت بهشت نمی یافتیم .

الحمدالله الذی هدانا لهذا و ما کنا لنهتدی لولا ان هدانا الله

  1. از چشمه ای که در ابتدای بهشت قرار دارد به نام کوثر به بهشتیان تعارف می کنند . خاصیت آب این چشمه زایل شدن هر نوع خستگی ، نگرانی ، کینه و حسادت احتمالی و دلسوزی برای دوزخیان می باشد .
  2. گروهی از ملائکه به بهشتیان مژده می دهند خوف و حزنی در این جا نیست .

لا خوف علیکم و لا انتم تحزنون

  1. توسط ملائکه مژده می دهند که شما در این جا جاودانید .
  2. لغو ، دروغ و گناه در آن جا وجود ندارد .

لا یسمعون فیها لغوا و لا تاثیما

  1. فرسودگی ، پیری ، ضعف و مرگ در بهشت معنا ندارد . به عبارت دیگر بهشتیان دارای حیات طیبه هستند .
  2. همه به منتهای آرزوی خود می رسند .
  3. امنیت به معنای تام کلمه در آن جا حکمفرماست .

ان المتقین فی مقام الامین

  1. همه همدل ، هماهنگ و هم جهت هستند .

اخوانا متقابلین

  1. روبروی هم نشسته اند و از دیدن یکدیگر لذت می برند.

علی سرر متقابلین

  1. همه شاد و دل خوشند .

فرحین من اتاهم الله من فضله

  1. همه ذکر واحدی دارند که عبارت است از :

سلام ، الحمدالله ، سبحان الله

شایان ذکر است همه ی کلمات در قیامت از بین می رود به جز سه کلمه فوق الذکر

  1. تکریم شخصیت بهشتیان به حد اعلا صورت می پذیرد .

اولئک فی الجناه المکرمون

  1. همنشینی با اولیا و دوستان خدا همانند پیامبر ، ائمه معصومین و غیره

و چه نعمتی از دیدار آنان بالاتر که به حق مصداق این مصرع است که :

چه خوش بود که بر آید ز یک کرشمه دو کار

  1. همنشینی با ملائکه مقرب خداوند همانند جبرائیل ، میکائیل ، اسرافیل ، عزرائیل

کراما برره

  1. همه از هم راضی و خشنودند .

راضیه مرضیه

  1. بهشتیان به لقاء و دیدار پروردگار نائل می شوند .
  2. خداوند بهشتیان را به حضور می پذیرد.

اهل الجنه جیران الله

  1. اجازه ی نظر افکندن به خدای تعالی داده می شود .

الا ربهم ناظره

  1. از سوی خدا خطاب می رسد که بیایید و در جمع و کنار من قرار گیرید .

عند الملک المقتدر

سعدی شیرازی به زیبایی هر چه تمام تر در قالب یک بیت به این نکته اشاره نمود :

رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند بنـگر که تا چه حـد است مقـام آدمیت

  1. بهشتیان به هم کلامی با خدا می رسند . به عبارت دیگر کلیم الله می شوند .[۱]

أذكار وأدعيه دينيه متحركه - منتديات فخامة العراق

90 دقیقه در بهشت

.90 Minutes in heaven: A true story of death life