دیدار بزرگان ۷ (استاد عارف مهدی طیب)

استاد عارف مهدی طیب شاگرد عارف گرانقدر مرحوم حاج اسماعیل دولابی

آشنایی با استاد مهدی طیّب

tavvabin.com--098

استاد، مهندس مهدی طیّب، متولّد سال ۱۳۳۱ در تهران، از قریب چهل سال قبل، به موازات درس آموزی و کسب فیض از محضر عالمان دین و عارفان اهل یقین، در جهت نشر و آموزش معارف اهل بیت علیهم السّلام، به سخنرانی و تدریس در دانشگاه ها و جلسات دینی پرداخته و به پژوهش و نگارش مقالات و کتب دینی مبادرت ورزیده اند .
وی قبل از انقلاب در رشته مهندسی معماری در مقطع کارشناسی ارشد، فارغ‌التحصیل شد. او در زمینه تحصیلات و مطالعات خود گفته‌است:
دوران تحصیلات دبیرستانی را در دبیرستان علوی سپری کردم. سپس در حوزه مسائل دینی مطالعاتم شروع شد و بعد هم با عنایت خداوند از محضر اساتید بزرگی بهره بردم. بعدها هم از محضر یک عارف بزرگی که نامش هم مشهور است بهره بردم.
منظور وی از عارف بزرگ محمد اسماعیل دولابی، استاد برجسته و تاثیرگذار وی می‌باشد که در کتاب مصباح‌الهدی، سخنانش را گردآوری کرده‌است.
مهدی طیب، در تهران به سخنرانی و تدریس در جلسات دینی و نگارش و نشر مقالات و کتب دینی اشتغال دارد. مباحث مطرح شده در جلسات وی را می‌توان از جمله در قالب محورهای زیر دسته‌بندی کرد:
• آشنایی با عقاید اسلامی (از قبیل نبوّت، امامت، مهدویّت، رجعت و…)
• آشنایی با آموزه‌های عرفانی مکتب اهل بیت (از قبیل سلسله دروس شرح مصباح‌الهدی، عرفان عملی، شرح حدیث عنوان بصری، شرح حدیث اولیاء، شرح دیدار موسی و خضر و…)
استاد طیّب در پاسخ ابراز علاقه و ارادت دوستداران کتب و سخنانشان، این گونه سروده اند .

نه پیـر خـرابـاتم و نه شیـخ مناجـات                   من عبد گنه‌ کارم و وامانده ز طاعات
********
نه مـرادم و نه مرشد، نه مربّی و نه استــاد         به مثال طفل مـانده بـه کـلاس در دو سالم
که شنیـده ام ز استـاد، به پـار، نکته بسیـار          ز شنیــده های بسیــار، کمی بـه یـاد دارم
و کنون به دومین سال، حدیث و قصه گویم        ز بـرای همکلاســـان، ز دروس پـارسـالم

استاد به آنچه تدریس می کرد در عمل پایبند بود و به عنوان مصداقی روشن از یک مسلمان واقعی شناخته می شد. دانشجویان استاد علاوه بر بیان متین ٰ، مؤثر و علمی و مستندش، شجاعت و صراحت لهجه در بیان حقایق اجتماعی و اعتراض به ناهنجاری های فرهنگی و اخلاقی را نیز از او به خاطر دارند و در واقع مهدی طیب را نمونه ای از استادی که به آنچه می گوید در عمل اعتقاد دارد می شناسند و کیست که نداند این روش ، بیشترین و عمیق ترین تأثیر را در پرورش نسل جوان دربردارد.

tavvabin-313
رونمایی از مکتب عرفانی مرحوم دولابی و معرفی آن به نسل تشنه عرفان ناب شیعی ٰ، نمونه دیگری از برکات وجودی استاد است که معارف بلند عرفانی صادر شده از شخصیت بزرگ مرحوم میرزا اسماعیل دولابی را در بیانی ضابطه مند و منطقی به مخاطبین خود عرضه نمود. لازم به این توضیح است که روش مرحوم میرزا اسماعیل دولابی (اعلی الله مقامه الشریف)- عارف معاصری که به اذعان علما و فقهایی که او را از نزدیک دیده بودند بهره مند از الطاف خاص الهی بود – به میزانی که خود نگارنده توفیق حضور مستقیم در جلساتش را داشته است ، بر محور محبت و ولایت استوار بود و سعی وافری داشت تا با بیانی آمیخته به ادبیات و ضرب المثل های عامیانه و زبانی غیر کلاسیک و حوزوی، مسیر سلوک انسانی و اخلاقی را از انحصار طبقه و صنفی خاص خارج سازد و عمومی نماید.

تألیفات
• کتاب «مصباح‌الهدی»، در حوزه عرفان شیعی و روش عرفانی اهل محبّت و ولاء.
• کتاب «سرّ حق»، در حوزه عرفان و بحث اثبات اصالت و لغزشگاه‌های در مسیر سیر و سلوک.
• کتاب «ره توشه دیدار»، نگاه عرفانی به مسئله زیارت اهل بیت.
• کتاب «روش مدیریت اسلامی» (از جمله آثاری که قبل از انقلاب به رشته تحریر در آمده‌است.)
• کتاب «پایان شب سیه در بحث مهدویت» (به زبان انگلیسی هم ترجمه شده‌است.)
• کتاب «آیین بندگی در آیینه اندیشه و احساس» (ترجمه فارسی «العبادات فی‌اسلام» اثر: سید محمدباقر صدر)
• کتب «شراب طهور»، سلوک در صراط مستقیم عرفان.

مقالات
• سرچشمهٔ عرفان یا عرفان در مکتب اهل بیت علیهم السّلام (مجلّهٔ زبان و ادب دانشگاه علاّمه طباطبائی)
• تحلیل رفتار فرد مسلمان و شیوه‌ای برای اصلاح رفتار (مجلّهٔ مدیریت دولتی)
• نقش فرد در سازمان در جهت تحقّق کمال انسانی (مجلّهٔ مدیریت دولتی)
• جنگ و صلح در فقه اسلامی (مجلّهٔ صف)

 

دیداربزرگان ۴ (حاج آقا قنبری -پیر مهر)

حاج آقا قنبری(پیر مهر)

صبح خیزی و سلامت طلبی چون حافظ  ……  هـرچه کـردم هـمه از دولـت قـرآن کــردم

tavvabin.com_011

شاید بسیاری از اهالی تهران، اسم “حاج آقا نباتی” را شنیده باشند. پیر مهری که با دادن نبات متبرک و خواندن دعا بیماران لاعلاج را شفا میدهد. حاج حسین قنبری قائم معروف به حاج آقا نباتی یا پیر مهر از شاگردان عارف بزرگوار مرحوم استاد «سید ابوالحسن حافظیان» (از شاگردان شیخ حسنعلی اصفهانی(نخودکی)) است که در جوانی با رعایت ارشادات ایشان به مقاماتی دست میابد تا جایی که استاد ایشان بشارت میدهند: “الحمدلله که اشتباه نکردم و بعد از ۲۶ سال آن کسی را که میخواستم پیدا کردم … از امروز شما میتوانید برای امراض اشخاص طلب شفا کنید” … و سال هاست که منزل ایشان،محل رجوع مومنین است تا به واسطه ایشان به منبع بی پایان لطف الهی متصل شوند و با شستشوی خویش در دریای بی کران رحمت الهی از بیماری های روحی و جسمی رهایی یابند.

نشانی منزلش میان اهالی منطقه یک، شهره است. دو کلمه «دکتر» و «نباتی» به هر منظور و از دهان هر کس بیرون بیاید و هر چند پیش درآمد جمله ای طولانی باشد، برای ساکنان خیابان جنب ایستگاه آتش نشانی دزاشیب کفایت می کند تا انگشتشان را به سمت کوچه ای نشانه روند و خانه ای قدیمی را نشان دهند که تمام ایام سال کانون توجه خانواده های بیماران لاعلاج و بدحال است. «دکترنباتی» در این خانه «امید به زندگی» با کمک «شفابخش مطلق» هدیه می دهد.

اینکه باور قلبی و نقطه اتصال روحی عده ای با خداوند به حدی است که اثرش، شعاعی به اندازه بیدار کردن امید زندگی و شفا یافتن هزاران نفر دارد، حقیقت محض است. «دکترنباتی» هم جزو همین دسته محسوب می شود. وی از سال ها پیش به چهره ای مشهور برای درمان بیماری های لاعلاج تبدیل شده و آوازه اش در جای جای نقاطی که بیماری با ناخوشی مزمن دست و پنجه نرم می کند، رفته است. البته به حق می توان این پیرمرد خوش برخورد را از نوادر روزگار و شاید از آنهایی دانست که فقط یک بار متولد می شوند، چرا که او بدون استفاده از دارو تنها با تکه ای نبات که دعای خاصی روی آن می خواند و صدالبته امید به خداوند، تاکنون هزاران نفر را از انتهای راه زندگی به آغوش گرم و مشتاق خانواده هایشان باز گردانده است. شهرت او به «نباتی» از همین جا سرچشمه می گیرد. هر چند عده ای با اشاره به تابلویی که در سر در خانه اش جا خوش کرده و ساعت ملاقات بیماران را در خود جای داده است، نام واقعی اش را «قائم قنبری» می دانند، اما همه او را با عنوان «حاجی نباتی» می شناسند.

خدا نکند روزی گرهی در کارتان بیفتد اما اگر گذرتان به خیابان شهید رمضانی و دارالشفای قائم افتاد، نگاهی به در ورودی آن بیندازید. اگر جای خالی دیدید جایزه دارید. هر کس حرف دلش را با خودکار یا ماژیک روی در نوشته است: «حاج آقا! آمدیم از راه دور مریض سرطانی داریم، التماس دعا ….»، «دکترنباتی؛ خانوادگی ناراحتی اعصاب داریم، التماس دعا …» و بعضی مشکلات دنیایی شان را با دکتر نباتی در میان گذاشته اند: «حاج آقا مستأجریم التماس دعا…» البته برخی از این خطوط با سماجت خودشان را در تیررس نگاهتان جای می دهند و بعضی با بی حالی و بی رمقی آخرین تلاش خود را برای ماندن روی در ورودی به کار بسته اند. خواندن این همه درد دل که حتی روی زنگی که دکمه اش از جا درآمده مهارت خاصی می طلبد.

با این همه اگر خدای ناکرده خواستید برای مریضی که از او قطع امید کرده اند کاری انجام دهید، به این خانه بیایید، خرجی ندارد دکتر نباتی حتی نبات را هم مجانی به شما می دهد. فقط کافی است چاقوی جراحی بدن بیمار را لمس نکرده باشد. اگر نشانی را پیدا نکردید، نگران نباشید. مغازه دارها عادت کرده اند روزی هزاربار پس از شنیدن نام «دکترنباتی» از پشت پیشخوان بیرون بیایند و خانه این پزشک بی دارو اما شفابخش را نشانتان بدهد.

فقط برای مشکلات کاری ، شرطش اینکه یک هفته قبلش

نباید نماز قضا داشته باشند( و با آستین کوتاه نباشید )

برای دعای اولاد :آقایان تا چهل روز نمازهای واجب را قضا نکنند.

و خانم ها علاوه بر پوشش چادر ( حجاب کامل )

واجبات شرعی را انجام دهند

آدرس : تجریش- سه راه نیاوران- جنب آتش نشانی

خیابان شهید رمضانی- بن بست درالشفاء قائم

عارف والا مقام دکتر حسین قنبری تا به حال ریالی از کسی دریافت نکرده و نمیکند.

 

نگاهی بر خویشتن(بازگشت به خویش از نگاه استاد خانجانی)

 

 

tavvabin-586545

 

جهاد برای بازگشت به خویشتن و نظر کردن بر دل خویش و به خود آمدن و خود را تحت نظر قرار دادن، بزرگترین عبادت است و برترین دعاست که عین اجابت است که کمترین اجرش اینست که می بینی که در تو چه خبر است و چه می گذرد و جز خدا همه چیز هست. ولی آیا این نگاهی که تو را به تو نشان می دهد کیست جز او! پس آنکه بر خود نظر می کند زیر نظر او قرار می گیرد و از نزد او صاحب نگاه می شود و اینست عظمت و قداست تلاش برای شناخت خویشتن که مصداق اجابت این دعاست که: پروردگارا بر ما نظر فرما. (قرآن)- و نیز تحقق این کلام الهی که: نگاه پروردگار بسویتان آمد پس زین پس هرکه خود را دید هدایت شد.
و اینست که رسول اکرم معرفت نفس و تأمل در اسرار وجود خویش را عین نزول رحمت خدا خوانده است و علی مرتضی معرفت نفس را صراط المستقیم و شاهراه علم و رستگاری نامیده است و بلکه راه وجودیابی: “براستی هرکه خود را نشناخت نابود است.” زیرا همانطورکه دیدیم حتی تلاش جهت نگاه کردن به خویشتن، فرد را تحت نظر خدا قرار می دهد یعنی او را با خدا می کند و بدینگونه وجود می بخشد. پس باید گفت که انسان با خدا، کسی جز اهل معرفت نفس نیست.
پس واضح است که اراده رجعت به خود و نظر بسوی خود عین اراده خداست که توأمان است با نظر او بر خود. پس باید گفت که حتی میل به معرفت نفس و تأمل در خویشتن یک اجر عظیم است همانطور که علی(ع) فرموده معرفت نفس کم مشتری ترین علوم است یعنی میل به با خدا بودن اراده ای کمیاب است زیرا میل به خودشناسی عین میل به خداشناسی است و روی نمودن به خود عین رویکرد به خداست. و انسان تا زیر و رو نشود چنین رویکردی نمی یابد: “زیر و رو می شوید و سپس بسوی خداوند رجعت می کنید.” قرآن- یعنی آدمی تا در کل زندگیش واژگون نگردد و این واژگونی را نبیند میلی به خدا نمی یابد. به همین دلیل است که آدمی در نخستین نظر به خویشتن جز واژگونی خود را نمی یابد و این بینش و یافتن حاصل نظر خدا به انسان است وگرنه آدمی نمی تواند دوتا شود تا خودش را زیر نظر گیرد. پس آن یکی که این یکی را می نگرد جز خدا چه کسی می تواند باشد که چنین نگاهی از جمله برترین نعمات دین محمد(ص) است همانطور که فرموده: “هوشیار باشید که نگاه پروردگار بسویتان آمد.” قرآن- و لذا متعاقب این آیه فرموده که از خود نگریزید و به این نگاه ادامه دهید وگرنه گم می شوید. و اینست که امر به معرفت نفس فقط در دین محمد(ص) است که تبدیل به دین آخرالزمان شده است.
وقتی آدمی با چشم خداوند باطن خود را می نگرد و جز واژگونی ارزشها و سلطه توهمات و دروغ و تباهی نمی بیند بایستی آنقدر به این نگاه ادامه دهد تا هرچه غیر او از باطن برود و می رود و این صبر بر خویشتن عین صبر با خداست که چنین صبری به مقصود نمیرساند و میسّر نیست الا بشوق لقای یار: “بواسطه صلوه و صبر خود را یاری نمائید و بدانید که این کاری بس بزرگ است و از پس آن برنمی آید الا کسی که در شوق جستجوی دیدار پروردگار باشد.” قرآن کریم- زیرا با چنین نگاهی بر دل خویشتن بتدریج امیال و احساسات و توهمات ظلمانی زائل می گردد و بتدریج از پس این ظلمات نور حق در دل نمایان می گردد و از این رویاروئی دیدار رخ می نماید که تجلیش در بیرون به جمال می آید در بی نهایت تجلی. پس کسی که مشتاق دیدارش نباشد اهل معرفت نفس نیست و هیچ عبادتی هم در آخرالزمان به دادش نمی رسد. پس بدان که صلوه عرفانی در دین محمد که منجر به معراج روح و لقای حق می شود همان معرفت نفس است بمعنای رویکرد به خویشتن و نزدیک شدن به خود و وارد بر خود گشتن. و این سه معنا از مفهوم لغوی صلوه است که در اینجا رویکرد و تقرب و ورود بر خود عین رویکرد و تقرب و الحاق به پروردگار است. و لذا آن را که چنین صلوه عرفانی نیست صلوه جسمانی هم فقط درب ورود به جهنم است و الحاق به خناسان. یکی صلوه علوی است و دیگری صلوه ابن ملجمی.
“چرا در خود نمی نگرید تا ببینید که در شماست هر آنچه که در آسمانها وعده داده شده اید و آن همچون سخن گفتن شماست.” قرآن- یعنی چرا بر خود نظر نمی کنید و آنچه را که می بینید بیان نمی کنید تا دریابید که همه نیازهای آسمانی شما در شما نقد است و اجابت شده اید. در اینجا سخن از اعجاز تبیین عرفان نفس است که منجر به خلق رحمانی انسان می شود که همان هویت الهی اوست که محقق می گردد. این همان علم بیان در سوره رحمن است که حامل قدرت خلاقه الهی در انسان است. در اینجا سخن از جهانی است که در باطن انسان آفریده می شود. این همان رحمت مطلقه خدا در واقعه تبیین عرفانی است که انسان را مظهر خلق جدید و جهانهای برتر می سازد. پس این خود خداوند است که در انسان نشسته و در انتظار است که این انسان به او روی کند و با او سخن نماید تا ببیند که عین خود اوست یعنی هم نظر کننده خداست و هم آنکه دیده می شود. گوئی که خداوند در انسان عارف دوتاست: ناظر و منظور، شاهد و مشهود، واجد و موجود و خالق و مخلوق. که یکی خود است و دیگری خودآ….

 

 

 

برگرفته از کتاب ارض ملکوت و فرج امام زمان علی اکبر خانجانی

http://www.blogfa.com/Desktop/Default.aspx?r=2636613