وَهَٰذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ فَاتَّبِعُوهُ9

فضیلت و برکات سوره قاف

ق وَالْقُرْآنِ الْمَجِيدِ  

قاف سوگند به قرآن باشكوه 

وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ ﴿۱۶﴾

و ما انسان را آفريده‏ ايم و مى‏ دانيم كه نفس او چه وسوسه‏ اى به او مى ‏كند و ما از شاهرگ [او] به او نزديكتريم (۱۶)

وَنُفِخَ فِي الصُّورِ ذَلِكَ يَوْمُ الْوَعِيدِ ﴿۲۰﴾

و در صور دميده شود اين است روز تهديد [

يَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلَأْتِ وَتَقُولُ هَلْ مِنْ مَزِيدٍ ﴿۳۰﴾

آن روز كه [ما] به دوزخ مى‏ گوييم آيا پر شدى و مى‏ گويد آيا باز هم هست (۳۰)

وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ غَيْرَ بَعِيدٍ ﴿۳۱﴾

و بهشت را براى پرهيزگاران نزديك گردانند بى‏آنكه دور باشد (۳۱)

لَهُمْ مَا يَشَاءُونَ فِيهَا وَلَدَيْنَا مَزِيدٌ ﴿۳۵﴾

هر چه بخواهند در آنجا دارند و پيش ما فزونتر [هم] هست (۳۵)

وَلَقَدْ خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَمَا مَسَّنَا مِنْ لُغُوبٍ ﴿۳۸﴾

و در حقيقت آسمانها و زمين و آنچه را كه ميان آن دو است در شش هنگام آفريديم و احساس ماندگى نكرديم (۳۸)

فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ الْغُرُوبِ ﴿۳۹﴾

و بر آنچه مى‏ گويند صبر كن و پيش از برآمدن آفتاب و پيش از غروب به ستايش پروردگارت تسبيح گوى (۳۹)

وَمِنَ اللَّيْلِ فَسَبِّحْهُ وَأَدْبَارَ السُّجُودِ ﴿۴۰﴾

و پاره‏ اى از شب و به دنبال سجود [به صورت تعقيب و نافله] او را تسبيح گوى (۴۰)

رٍ فَذَكِّرْ بِالْقُرْآنِ مَنْ يَخَافُ وَعِيدِ ﴿۴۵﴾

پس به [وسيله] قرآن هر كه را از تهديد [من] مى‏ ترسد پند ده (۴۵)

فذكر بالقرآن من يخاف وعيد ... تكليف | Movie posters, Pie chart, Chart

 

فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ 

وَذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرَى تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِينَ 

و پند ده كه مؤمنان را پند سود بخشد 

وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ 

و جن و انس را نيافريدم جز براى آنكه مرا بپرستند 

كُلُّ امْرِئٍ بِمَا كَسَبَ رَهِينٌ

هر كسى در گرو دستاورد خويش است 

فَأَعْرِضْ عَنْ مَنْ تَوَلَّى عَنْ ذِكْرِنَا وَلَمْ يُرِدْ إِلَّا الْحَيَاةَ الدُّنْيَا 

پس از هر كس كه از ياد ما روى برتافته و جز زندگى دنيا را خواستار نبوده است روى برتاب 

أَلَّا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى 

كه هيچ بردارنده‏ اى بار گناه ديگرى را بر نمى دارد 

وَأَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى 

و اينكه براى انسان جز حاصل تلاش او نيست 

وَأَنَّ سَعْيَهُ سَوْفَ يُرَى 

و [نتيجه] كوشش او به زودى ديده خواهد شد 

ثُمَّ يُجْزَاهُ الْجَزَاءَ الْأَوْفَى 

سپس هر چه تمامتر وى را پاداش دهند 

وَأَنَّ إِلَى رَبِّكَ الْمُنْتَهَى 

و اينكه پايان [كار] به سوى پروردگار توست 

وَأَنَّهُ هُوَ أَضْحَكَ وَأَبْكَى 

و هم اوست كه مى ‏خنداند و مى‏ گرياند 

وَأَنَّهُ هُوَ أَمَاتَ وَأَحْيَا ﴿۴۴﴾

و هم اوست كه مى‏ ميراند و زنده مى‏ گرداند (۴۴)

وَأَنَّهُ خَلَقَ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَالْأُنْثَى ﴿۴۵﴾

و هم اوست كه دو نوع مى ‏آفريند نر و ماده (۴۵)

مِنْ نُطْفَةٍ إِذَا تُمْنَى ﴿۴۶﴾

از نطفه‏ اى چون فرو ريخته شود (۴۶)

وَأَنَّهُ هُوَ أَغْنَى وَأَقْنَى ﴿۴۸﴾

و هم اوست كه [شما را] بى ‏نياز كرد و سرمايه بخشيد (۴۸)

فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكَ تَتَمَارَى ﴿۵۵﴾

پس به كدام يك از نعمتهاى پروردگارت ترديد روا مى دارى (۵

فَاسْجُدُوا لِلَّهِ وَاعْبُدُوا ﴿۶۲﴾

پس خدا را سجده كنيد و بپرستيد (۶۲

وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ ﴿۱۷﴾

و قطعا قرآن را براى پندآموزى آسان كرده‏ ايم پس آيا پندگيرنده‏ اى هست (۱۷)

إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ ﴿۴۹﴾

ماييم كه هر چيزى را به اندازه آفريده‏ ايم (۴۹)

وَمَا أَمْرُنَا إِلَّا وَاحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ ﴿۵۰﴾

و فرمان ما جز يك بار نيست [آن هم] چون چشم به هم زدنى (۵۰)

إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَنَهَرٍ ﴿۵۴﴾

در حقيقت مردم پرهيزگار در ميان باغها و نهرها (۵۴)

فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ ﴿۵۵﴾

در قرارگاه صدق نزد پادشاهى توانايند (۵۵)

فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

الرَّحْمَنُ ﴿۱﴾

[خداى] رحمان (۱)

عَلَّمَ الْقُرْآنَ ﴿۲﴾

قرآن را ياد داد (۲)

وَالْأَرْضَ وَضَعَهَا لِلْأَنَامِ ﴿۱۰﴾

و زمين را براى مردم نهاد (۱۰)

فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿۱۳﴾

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد (۱۳)

كُلُّ مَنْ عَلَيْهَا فَانٍ ﴿۲۶﴾

هر چه بر [زمين] است فاني‏شونده است (۲۶)

وَيَبْقَى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلَالِ وَالْإِكْرَامِ ﴿۲۷﴾

و ذات باشكوه و ارجمند پروردگارت باقى خواهد ماند (۲۷)

فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿۲۸﴾

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد (۲۸)

يَسْأَلُهُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ ﴿۲۹﴾

هر كه در آسمانها و زمين است از او درخواست مى ‏كند هر زمان او در كارى است

وَلِمَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ جَنَّتَانِ ﴿۴۶﴾

و هر كس را كه از مقام پروردگارش بترسد دو باغ است (۴۶)

فِيهِمَا مِنْ كُلِّ فَاكِهَةٍ زَوْجَانِ ﴿۵۲﴾

در آن دو [باغ] از هر ميوه‏ اى دو گونه است (۵۲)

فِيهِنَّ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنْسٌ قَبْلَهُمْ وَلَا جَانٌّ ﴿۵۶﴾

در آن [باغها دلبرانى] فروهشته‏ نگاهند كه دست هيچ انس و جنى پيش از ايشان به آنها نرسيده است (۵۶)

فِيهِنَّ خَيْرَاتٌ حِسَانٌ ﴿۷۰﴾

در آنجا [زنانى] نكوخوى و نكورويند 

حُورٌ مَقْصُورَاتٌ فِي الْخِيَامِ ﴿۷۲﴾

حورانى پرده‏ نشين در [دل] خيمه ‏ها (۷۲)

لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنْسٌ قَبْلَهُمْ وَلَا جَانٌّ ﴿۷۴﴾

دست هيچ انس و جنى پيش از ايشان به آنها نرسيده است (۷۴)

هَلْ جَزَاءُ الْإِحْسَانِ إِلَّا الْإِحْسَانُ ﴿۶۰﴾

مگر پاداش احسان جز احسان است (۶۰)

فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿۷۷﴾

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد (۷۷)

تَبَارَكَ اسْمُ رَبِّكَ ذِي الْجَلَالِ وَالْإِكْرَامِ ﴿۷۸﴾

خجسته باد نام پروردگار شكوهمند و بزرگوارت (۷۸)

Pin by Doüñyä Żėiñ on ٥٥- سورة الرحمن | Mind map, Calm artwork, Keep calm  artwork

 

 

 

 

قرآن كريم ~ آية ~ هو الأول والآخر والظاهر والباطن وهو بكل شيئ عليم |  Chalkboard quote art, Neon signs, Art quotes

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

 

سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ﴿۱﴾

آنچه در آسمانها و زمين است ‏خدا را به پاكى مى‏ ستايند و اوست ارجمند حكيم (۱)

لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يُحْيِي وَيُمِيتُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿۲﴾

فرمانروايى آسمانها و زمين از آن اوست زنده مى ‏كند و مى‏ ميراند و او بر هر چيزى تواناست (۲)

هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ﴿۳﴾

اوست اول و آخر و ظاهر و باطن و او به هر چيزى داناست (۳)

هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يَعْلَمُ مَا يَلِجُ فِي الْأَرْضِ

وَمَا يَخْرُجُ مِنْهَا وَمَا يَنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ وَمَا يَعْرُجُ فِيهَا وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنْتُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ﴿۴﴾

اوست آن كس كه آسمانها و زمين را در شش هنگام آفريد آنگاه بر عرش استيلا يافت آنچه در زمين درآيد و آنچه از آن برآيد و آنچه در آن بالارود [همه را] مى‏ داند و هر كجا باشيد او با شماست و خدا به هر چه مى ‏كنيد بيناست (۴)

لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ ﴿۵﴾

فرمانروايى [مطلق] آسمانها و زمين از آن اوست و [جمله] كارها به سوى خدا بازگردانيده مى ‏شود (۵)

يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَيُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ وَهُوَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ﴿۶﴾

شب را در روز درمى ‏آورد و روز را [نيز] در شب درمى ‏آورد و او به راز دلها داناست (۶)

 

الاول والاخر زاد مبدعون

وَمَا لَكُمْ لَا تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ شما راچه شده است که به خدا ایمان نمی اورید 

هُوَ الَّذِي يُنَزِّلُ عَلَى عَبْدِهِ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ لِيُخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَإِنَّ اللَّهَ بِكُمْ لَرَءُوفٌ رَحِيمٌ ﴿۹﴾

او همان كسى است كه بر بنده خود آيات روشنى فرو مى‏ فرستد تا شما را از تاريكيها به سوى نور بيرون كشاند و در حقيقت ‏خدا [نسبت] به شما سخت رئوف و مهربان است 

وَمَا لَكُمْ أَلَّا تُنْفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلِلَّهِ مِيرَاثُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ  چه مرگتان شده است که در راه خدایی انفاق نمیکنیید که ثروت مند ترین فرد روی جهان است 

مَا لَكُمْ لَا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقَارًا شما راچه شده است ؟جه مرگتان شده است؟ که از عظمت و وقار خداوند ترسی ندارید ؟؟؟؟؟

شما را چه شده است كه از شكوه خدا بيم نداريد

أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ

اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يُحْيِي الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا

سَابِقُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا كَعَرْضِ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ أُعِدَّتْ لِلَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ ﴿۲۱﴾

[براى رسيدن] به آمرزشى از پروردگارتان و بهشتى كه پهنايش چون پهناى آسمان و زمين است [و] براى كسانى آماده شده كه به خدا و پيامبرانش ايمان آورده‏ اند بر يكديگر سبقت جوييد اين فضل خداست كه به هر كس بخواهد آن را مى‏ دهد و خداوند را فزون‏بخشى بزرگ است (۲۱)

مَا أَصَابَ مِنْ مُصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي أَنْفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتَابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَهَا إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ ﴿۲۲﴾

هيچ مصيبتى نه در زمين و نه در نفسهاى شما [= به شما] نرسد مگر آنكه پيش از آنكه آن را پديد آوريم در كتابى است اين [كار] بر خدا آسان است (۲۲)

لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ ﴿۲۳﴾

تا بر آنچه از دست‏ شما رفته اندوهگين نشويد و به [سبب] آنچه به شما داده است‏ شادمانى نكنيد و خدا هيچ خودپسند فخرفروشى را دوست ندارد (۲۳)

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَأَنَّ الْفَضْلَ بِيَدِ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قِيلَ لَكُمْ تَفَسَّحُوا فِي الْمَجَالِسِ فَافْسَحُوا يَفْسَحِ اللَّهُ لَكُمْ

اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد چون به شما گفته شود در مجالس جاى باز كنيد پس جاى باز كنيد تا خدا براى شما گشايش حاصل كند

أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ

الحشر - 18 : یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و لتنظر نفس ما قدمت لغد... ق 4

 

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنْظُرْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ ﴿۱۸﴾

اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد از خدا پروا داريد و هر كسى بايد بنگرد كه براى فردا[ى خود] از پيش چه فرستاده است و [باز] از خدا بترسيد در حقيقت ‏خدا به آنچه مى ‏كنيد آگاه است (۱۸)

وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْسَاهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ ﴿۱۹﴾

و چون كسانى مباشيد كه خدا را فراموش كردند و او [نيز] آنان را دچار خودفراموشى كرد آنان همان نافرمانانند (۱۹)

لَا يَسْتَوِي أَصْحَابُ النَّارِ وَأَصْحَابُ الْجَنَّةِ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمُ الْفَائِزُونَ ﴿۲۰﴾

دوزخيان با بهشتيان يكسان نيستند بهشتيانند كه كاميابانند (۲۰)

لَوْ أَنْزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خَاشِعًا مُتَصَدِّعًا مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ ﴿۲۱﴾

اگر اين قرآن را بر كوهى فرومى‏ فرستاديم يقينا آن [كوه] را از بيم خدا فروتن [و] از هم ‏پاشيده مى‏ ديدى و اين مثلها را براى مردم مى‏ زنيم باشد كه آنان بينديشند (۲۱)

هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ ﴿۲۲﴾

اوست‏ خدايى كه غير از او معبودى نيست داننده غيب و آشكار است اوست رحمتگر مهربان (۲۲)

هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ ﴿۲۳﴾

اوست‏ خدايى كه جز او معبودى نيست همان فرمانرواى پاك سلامت[بخش و] مؤمن [به حقيقت‏ حقه خود كه] نگهبان عزيز جبار [و] متكبر [است] پاك است‏ خدا از آنچه [با او] شريك مى‏ گردانند (۲۳)

هُوَ اللَّهُ الْخَالِقُ الْبَارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى يُسَبِّحُ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ﴿۲۴﴾

اوست‏ خداى خالق نوساز صورتگر [كه] بهترين نامها [و صفات] از آن اوست آنچه در آسمانها و زمين است [جمله] تسبيح او مى‏ گويند و او عزيز حكيم است 

قرآن كريم ~ آية ~ وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنسَاهُمْ  أَنفُسَهُمْ ۚ أُولَٰئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ | Book cover, Quran, Books

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاءَ تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ

اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد دشمن من و دشمن خودتان را به دوستى برمگيريد [به طورى] كه با آنها اظهار دوستى كنيد

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ ﴿۲﴾

اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد چرا چيزى مى‏ گوييد كه انجام نمى‏ دهيد (۲)

كَبُرَ مَقْتًا عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ ﴿۳﴾

نزد خدا سخت ناپسند است كه چيزى را بگوييد و انجام ندهيد (۳)

إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيَانٌ مَرْصُوصٌ ﴿۴﴾

در حقيقت ‏خدا دوست دارد كسانى را كه در راه او صف در صف چنانكه گويى بنايى ريخته شده از سرب‏اند جهاد مى كنند (۴)

ایمان بدون عمل

 

تجارت با خدا معامله با خدا

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى تِجَارَةٍ تُنْجِيكُمْ مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ ﴿۱۰﴾

اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد آيا شما را بر تجارتى راه نمايم كه شما را از عذابى دردناك مى ‏رهاند (۱۰)

تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿۱۱﴾

به خدا و فرستاده او بگرويد و در راه خدا با مال و جانتان جهاد كنيد اين [گذشت و فداكارى] اگر بدانيد براى شما بهتر است (۱۱)

يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَيُدْخِلْكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ﴿۱۲﴾

تا گناهانتان را بر شما ببخشايد و شما را در باغهايى كه از زير [درختان] آن جويبارها روان است و [در] سراهايى خوش در بهشتهاى هميشگى درآورد اين [خود] كاميابى بزرگ است (۱۲)

أسباب نزول آيات القرآن : يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّكُمْ  عَ... | Chalkboard quote art, Art quotes, Chalkboard quotes

قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِي تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلَاقِيكُمْ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿۸﴾

بگو آن مرگى كه از آن مى‏ گريزيد قطعا به سر وقت‏ شما مى ‏آيد آنگاه به سوى داناى نهان و آشكار بازگردانيده خواهيد شد و به آنچه [در روى زمين] میکرديد آگاهتان خواهد كرد (۸)

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نُودِيَ لِلصَّلَاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ وَذَرُوا الْبَيْعَ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿۹﴾

اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد چون براى نماز جمعه ندا درداده شد به سوى ذكر خدا بشتابيد و داد و ستد را واگذاريد اگر بدانيد اين براى شما بهتر است (۹)

وَاذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيرًا لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُلْهِكُمْ أَمْوَالُكُمْ وَلَا أَوْلَادُكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ ﴿۹﴾

اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد [زنهار] اموال شما و فرزندانتان شما را از ياد خدا غافل نگرداند و هر كس چنين كند آنان خود زيانكارانند (۹)

وَأَنْفِقُوا مِنْ مَا رَزَقْنَاكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ فَيَقُولَ رَبِّ لَوْلَا أَخَّرْتَنِي إِلَى أَجَلٍ قَرِيبٍ فَأَصَّدَّقَ وَأَكُنْ مِنَ الصَّالِحِينَ ﴿۱۰﴾

و از آنچه روزى شما گردانيده‏ ايم انفاق كنيد پيش از آنكه يكى از شما را مرگ فرا رسد و بگويد پروردگارا چرا تا مدتى بيشتر [اجل] مرا به تاخير نينداختى تا صدقه دهم و از نيكوكاران باشم (۱۰)

مَا أَصَابَ مِنْ مُصِيبَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا...إِنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَأَوْلَادُكُمْ فِتْنَةٌ...فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ وَاسْمَعُوا وَأَطِيعُوا وَأَنْفِقُوا خَيْرًا لِأَنْفُسِكُمْ 

وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا ﴿۲﴾يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ فَاتَّقُوا اللَّهَ يَا أُولِي الْأَلْبَابِ الَّذِينَ آمَنُوا قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكُمْ ذِكْرًا

 

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ عَلَيْهَا مَلَائِكَةٌ غِلَاظٌ شِدَادٌ لَا يَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ ﴿۶﴾

اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد خودتان و كسانتان را از آتشى كه سوخت آن مردم و نگهاست‏ حفظ كنيد بر آن [آتش] فرشتگانى خشن [و] سختگير [گمارده شده] اند از آنچه خدا به آنان دستور داده سرپيچى نمى كنند و آنچه را كه مامورند انجام مى‏ دهند (۶)

مسئولیت در برابر هدایت خانواده

 

 

تَبَارَكَ الَّذِي بِيَدِهِ الْمُلْكُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿۱﴾

بزرگوار [و خجسته] است آنكه فرمانروايى به دست اوست و او بر هر چيزى تواناست (۱)

الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَهُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ ﴿۲﴾

همانكه مرگ و زندگى را پديد آورد تا شما را بيازمايد كه كدامتان نيكوكارتريد و اوست ارجمند آمرزنده (۲)

 

 

قُلْ هُوَ الَّذِي أَنْشَأَكُمْ وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ

وَالْأَفْئِدَةَ قَلِيلًا مَا تَشْكُرُونَ ﴿۲۳﴾

بگو اوست آن كس كه شما را پديد آورده و براى شما گوش و ديدگان و دلها آفريده است چه كم سپاسگزاريد (۲۳)

السمع والأبصار والأفئدة | Math, Arabic calligraphy, Calligraphy

 

 

سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُونَ

فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَلَا تَكُنْ كَصَاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نَادَى وَهُوَ مَكْظُومٌ ﴿۴۸﴾

پس در [امتثال] حكم پروردگارت شكيبايى ورز و مانند همدم ماهى [=يونس] مباش آنگاه كه اندوه زده ندا درداد (۴۸)

صدهزاران  کیمیا  حق آفرید 

کیمیایی همچو صبر آدم ندید 

 

 

وَإِنْ يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ ﴿۵۱﴾

و آنان كه كافر شدند چون قرآن را شنيدند چيزى نمانده بود كه تو را چشم بزنند و مى گفتند او واقعا ديوانه‏ اى است (۵۱)

وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعَالَمِينَ ﴿۵۲﴾

و حال آنكه [قرآن] جز تذكارى براى جهانيان نيست

   

قیامت از دیدگاه خدا

فَإِذَا نُفِخَ فِي الصُّورِ نَفْخَةٌ وَاحِدَةٌ ﴿۱۳﴾

پس آنگاه كه در صور يك بار دميده شود (۱۳)

وَحُمِلَتِ الْأَرْضُ وَالْجِبَالُ فَدُكَّتَا دَكَّةً وَاحِدَةً ﴿۱۴﴾

و زمين و كوه ‏ها از جاى خود برداشته شوند و هر دوى آنها با يك تكان ريز ريز گردند (۱۴)

فَيَوْمَئِذٍ وَقَعَتِ الْوَاقِعَةُ ﴿۱۵﴾

پس آن روز است كه واقعه [آنچنانى] وقوع يابد (۱۵)

وَانْشَقَّتِ السَّمَاءُ فَهِيَ يَوْمَئِذٍ وَاهِيَةٌ ﴿۱۶﴾

و آسمان از هم بشكافد و در آن روز است كه آن از هم گسسته باشد (۱۶)

وَالْمَلَكُ عَلَى أَرْجَائِهَا وَيَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّكَ فَوْقَهُمْ يَوْمَئِذٍ ثَمَانِيَةٌ ﴿۱۷﴾

و فرشتگان در اطراف [آسمان]اند و عرش پروردگارت را آن روز هشت [فرشته ] بر سر خود بر مى دارند (۱۷)

يَوْمَئِذٍ تُعْرَضُونَ لَا تَخْفَى مِنْكُمْ خَافِيَةٌ ﴿۱۸﴾

در آن روز شما [به پيشگاه خدا] عرضه مى ‏شويد [و] پوشيده‏ اى از شما پوشيده نمى‏ ماند (۱۸)

فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِ فَيَقُولُ هَاؤُمُ اقْرَءُوا كِتَابِيَهْ ﴿۱۹﴾

اما كسى كه كارنامه‏ اش به دست راستش داده شود گويد بياييد و كتابم را بخوانيد (۱۹)

إِنِّي ظَنَنْتُ أَنِّي مُلَاقٍ حِسَابِيَهْ ﴿۲۰﴾

من يقين داشتم كه به حساب خود مى ‏رسم 

فِي جَنَّةٍ عَالِيَةٍ ﴿۲۲﴾

در بهشتى برين (۲۲)

قُطُوفُهَا دَانِيَةٌ ﴿۲۳﴾

[كه] ميوه هايش در دسترس است (۲۳)

كُلُوا وَاشْرَبُوا هَنِيئًا بِمَا أَسْلَفْتُمْ فِي الْأَيَّامِ الْخَالِيَةِ ﴿۲۴﴾

بخوريد و بنوشيد گواراتان باد به [پاداش] آنچه در روزهاى گذشته انجام داديد (۲۴)

 

اصحاب دست چپ یااصحاب شمال یااصحاب دوزخی 

وَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِشِمَالِهِ فَيَقُولُ يَا لَيْتَنِي لَمْ أُوتَ كِتَابِيَهْ ﴿۲۵﴾

و اما كسى كه كارنامه‏ اش به دست چپش داده شود گويد اى كاش كتابم را دريافت نكرده بودم (۲۵)

وَلَمْ أَدْرِ مَا حِسَابِيَهْ ﴿۲۶﴾

و از حساب خود خبردار نشده بودم (۲۶)

مَا أَغْنَى عَنِّي مَالِيَهْ ﴿۲۸﴾

مال من مرا سودى نبخشيد (۲۸)

هَلَكَ عَنِّي سُلْطَانِيَهْ ﴿۲۹﴾

قدرت من از [كف] من برفت (۲۹)

خُذُوهُ فَغُلُّوهُ ﴿۳۰﴾

[گويند] بگيريد او را و در غل كشيد (۳۰)

ثُمَّ الْجَحِيمَ صَلُّوهُ ﴿۳۱﴾

آنگاه ميان آتشش اندازيد (۳۱)

ثُمَّ فِي سِلْسِلَةٍ ذَرْعُهَا سَبْعُونَ ذِرَاعًا فَاسْلُكُوهُ ﴿۳۲﴾

پس در زنجيرى كه درازى آن هفتاد گز است وى را در بند كشيد (۳۲)

إِنَّهُ كَانَ لَا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ الْعَظِيمِ ﴿۳۳﴾

چرا كه او به خداى بزرگ نمى‏ گرويد (۳۳)

وَلَا يَحُضُّ عَلَى طَعَامِ الْمِسْكِينِ ﴿۳۴﴾

و به اطعام مسكين تشويق نمیکرد (۳۴)

فَلَيْسَ لَهُ الْيَوْمَ هَاهُنَا حَمِيمٌ ﴿۳۵﴾

پس امروز او را در اينجا حمايتگرى نيست (۳۵)

وَلَا طَعَامٌ إِلَّا مِنْ غِسْلِينٍ ﴿۳۶﴾

و خوراكى جز چركابه ندارد (۳۶)

لَا يَأْكُلُهُ إِلَّا الْخَاطِئُونَ ﴿۳۷﴾

كه آن را جز خطاكاران نمى ‏خورند (۳۷)

 

قران چگونه کتابی است ؟

وَإِنَّهُ لَتَذْكِرَةٌ لِلْمُتَّقِينَ 

و در حقيقت [قرآن] تذكارى براى پرهيزگاران است 

تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعَالَمِينَ 

پيامفرودآمده‏ اى است از جانب پروردگار جهانيان 

إِنَّ هَذِهِ تَذْكِرَةٌ فَمَنْ شَاءَ اتَّخَذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِيلًا  اين [آيات] پندنامه‏ اى است تا هر كه خواهد راهى به سوى پروردگار خود پيش گيرد

وَمَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ

فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ 

پس به [پاس] نام پروردگار بزرگت تسبيح گوى 

فَذَرْهُمْ يَخُوضُوا وَيَلْعَبُوا حَتَّى يُلَاقُوا يَوْمَهُمُ الَّذِي يُوعَدُونَ 

پس بگذارشان ياوه گويند و بازى كنند تا روزى را كه وعده داده شده‏ اند ملاقات نمايند

 

تنزيل من رب العالمين | Arabic calligraphy, Quran, Calligraphy

وَأَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ 

و مساجد ويژه خداست

وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا

إِنَّا سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلًا ثَقِيلًا

إِنَّ رَبَّكَ يَعْلَمُ أَنَّكَ تَقُومُ أَدْنَى مِنْ ثُلُثَيِ اللَّيْلِ وَنِصْفَهُ وَثُلُثَهُ وَطَائِفَةٌ مِنَ الَّذِينَ مَعَكَ...فَاقْرَءُوا مَا تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ

در حقيقت پروردگارت مى‏ داند كه تو و گروهى از كسانى كه با تواند نزديك به دو سوم از شب يا نصف آن يا يك سوم آن را [به نماز] برمى ‏خيزيد

هر چه از قرآن ميسر مى ‏شود بخوانيد

فَاقْرَءُوا مَا تَيَسَّرَ مِنْهُ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ... وَمَا تُقَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ مِنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِنْدَ اللَّه

پس هر چه از [قرآن] ميسر شد تلاوت كنيد و نماز را برپا داريد

و هر كار خوبى براى خويش از پيش فرستيد آن را نزد خدا بهتر و با پاداشى بيشتر باز خواهيد يافت

اصحاب الیمین چه کسانی هستند

كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ ﴿۳۸﴾

هر كسى در گرو دستاورد خويش است (۳۸)

إِلَّا أَصْحَابَ الْيَمِينِ ﴿۳۹﴾

بجز ياران دست راست (۳۹)

فِي جَنَّاتٍ يَتَسَاءَلُونَ ﴿۴۰﴾

در ميان باغها از يكديگر مى ‏پرسند 

عَنِ الْمُجْرِمِينَ ﴿۴۱﴾

درباره مجرمان (۴۱)

مَا سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ ﴿۴۲﴾

چه چيز شما را در آتش [سقر] درآورد (۴۲)

قَالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ ﴿۴۳﴾

گويند از نمازگزاران نبوديم (۴۳)

وَلَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكِينَ ﴿۴۴﴾

و بينوايان را غذا نمى‏ داديم (۴۴)

وَكُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخَائِضِينَ ﴿۴۵﴾

با هرزه‏ درايان هرزه‏ درايى میکرديم (۴۵)

وَكُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ ﴿۴۶﴾

و روز جزا را دروغ مى ‏شمرديم (۴۶)

حَتَّى أَتَانَا الْيَقِينُ ﴿۴۷﴾

تا مرگ ما در رسيد (۴۷) 

فَمَا تَنْفَعُهُمْ شَفَاعَةُ الشَّافِعِينَ ﴿۴۸﴾

از اين رو شفاعت‏ شفاعت‏ كنندگان به حال آنها سودى نمى ‏بخشد

أَيَحْسَبُ الْإِنْسَانُ أَنْ يُتْرَكَ سُدًى ﴿۳۶﴾

آيا انسان گمان مى ‏كند بى‏ هدف رها مى ‏شود (۳۶)

إِنَّا أَنْذَرْنَاكُمْ عَذَابًا قَرِيبًا يَوْمَ يَنْظُرُ الْمَرْءُ مَا قَدَّمَتْ يَدَاهُ 

تقدیر اعمال و نامه پیشین ماست

 

فَإِذَا جَاءَتِ الطَّامَّةُ الْكُبْرَى ﴿۳۴﴾

پس آنگاه كه آن هنگامه بزرگ دررسد (۳۴)

يَوْمَ يَتَذَكَّرُ الْإِنْسَانُ مَا سَعَى ﴿۳۵﴾

[آن] روز است كه انسان آنچه را كه در پى آن كوشيده است به ياد آورد (۳۵)

وَبُرِّزَتِ الْجَحِيمُ لِمَنْ يَرَى ﴿۳۶﴾

و جهنم براى هر كه بيند آشكار گردد (۳۶)

فَأَمَّا مَنْ طَغَى ﴿۳۷﴾

اما هر كه طغيان كرد (۳۷)

وَآثَرَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا ﴿۳۸﴾

و زندگى پست دنيا را برگزيد (۳۸)

فَإِنَّ الْجَحِيمَ هِيَ الْمَأْوَى ﴿۳۹﴾

پس جايگاه او همان آتش است (۳۹)

وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَى ﴿۴۰﴾

و اما كسى كه از ايستادن در برابر پروردگارش هراسيد و نفس خود را از هوس باز داشت

فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوَى ﴿۴۱﴾

پس جايگاه او همان بهشت است 

متن و ترجمه سوره نازعات + عکس | شبکه قرآن

 

كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَهَا لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا عَشِيَّةً أَوْ ضُحَاهَا

روزى كه آن را مى ‏بينند گويى كه آنان جز شبى يا روزى درنگ نكرده‏ اند 

 

فَإِذَا جَاءَتِ الصَّاخَّةُ ﴿۳۳﴾

پس چون فرياد گوش‏خراش دررسد (۳۳)

يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ ﴿۳۴﴾

روزى كه آدمى از برادرش (۳۴)

وَأُمِّهِ وَأَبِيهِ ﴿۳۵﴾

و از مادرش و پدرش (۳۵)

وَصَاحِبَتِهِ وَبَنِيهِ ﴿۳۶﴾

و از همسرش و پسرانش مى‏ گريزد (۳۶)

وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ مُسْفِرَةٌ ﴿۳۸﴾

در آن روز چهره ‏هايى درخشانند (۳۸)

ضَاحِكَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ ﴿۳۹﴾

خندان [و] شادانند (۳۹)

وَوُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ عَلَيْهَا غَبَرَةٌ ﴿۴۰﴾

و در آن روز چهره ‏هايى است كه بر آنها غبار نشسته (۴۰)

 

إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعَالَمِينَ ﴿۲۷﴾

اين [سخن] بجز پندى براى عالميان نيست (۲۷)

لِمَنْ شَاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ ﴿۲۸﴾

براى هر يك از شما كه خواهد به راه راست رود (۲۸)

وَمَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ ﴿۲۹﴾

و تا خدا پروردگار جهانها نخواهد [شما نيز] نخواهيد خواست

ياأيها الإنسان ماغرك بربك الكريم ..

 

يَا أَيُّهَا الْإِنْسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ ﴿۶﴾

اى انسان چه چيز تو را در باره پروردگار بزرگوارت مغرور ساخته (۶)

وَإِنَّ عَلَيْكُمْ لَحَافِظِينَ ﴿۱۰﴾

و قطعا بر شما نگهبانانى [گماشته شده]اند (۱۰)

كِرَامًا كَاتِبِينَ ﴿۱۱﴾

[فرشتگان] بزرگوارى كه نويسندگان [اعمال شما] هستند (۱۱)

يَعْلَمُونَ مَا تَفْعَلُونَ ﴿۱۲﴾

آنچه را مى ‏كنيد مى‏ دانند (۱۲)

إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ ﴿۱۳

قطعا نيكان به بهشت اندرند (۱۳)

وَإِنَّ الْفُجَّارَ لَفِي جَحِيمٍ ﴿۱۴﴾

و بي‏شك بدكاران در دوزخند (۱۴)

وَإِذَا قُرِئَ عَلَيْهِمُ الْقُرْآنُ لَا يَسْجُدُونَ ﴿۲۱﴾

و چون بر آنان قرآن تلاوت مى ‏شود چهره بر خاك نمى‏ سايند 

إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْكَبِيرُ 

.........title>يَا أَيُّهَا الْإنْسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ ... سورة  الانفطار ~ أسباب نزول آيات القرآن...........................................................

 

خدایا کریم بودن تو ما را مغرور کرد تا جرات گناه داشته باشیم همین جز این جوابی نداریم

عین عفو تو شده عاصی طلب                               

  عرصه عصیان گرفتم زین سبب

رحمتت را تشنه دیدم آب خواه                                     

تا بکردم در حضورت صد گناه 

Pin on Quran

وَهَٰذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ فَاتَّبِعُوهُ8

 

فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَرَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ  الْعَالَمِينَ | Home decor decals, Decor, Home decor

 

سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ 

به زودى نشانه‏ هاى خود را در افقها[ى گوناگون] و در دلهايشان بديشان خواهيم نمود تا برايشان روشن گردد كه او خود حق است آيا كافى نيست كه پروردگارت خود شاهد هر چيزى است 

أَلَا إِنَّهُمْ فِي مِرْيَةٍ مِنْ لِقَاءِ رَبِّهِمْ       لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ 

آرى آنان در لقاى پروردگارشان ترديد دارند؟؟؟؟

برنامه زندگی پس از زندگی که  درماه مبارک رمضان شبکه چهار ساعت یازده ونیم پخش میشود مصداق عینی این ایه است  لذا دیگر نیازی به فرستادن پیامبران برای هدایت بشر کنونی باقی نمی ماند  فاعتبروا یا اولی البصار

 

٥٣ : ٥٤- فصلت | Art quotes, Chalkboard quote art, Chalkboard quotes

 

 

وَمَا اخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِنْ شَيْءٍ فَحُكْمُهُ إِلَى اللَّهِ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبِّي عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ ﴿۱۰﴾

و در باره هر چيزى اختلاف پيدا كرديد داوريش به خدا [ارجاع مى‏ گردد] چنين خدايى پروردگار من است بر او توكل كردم و به سوى او بازمى‏ گردم (۱۰)

شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ..وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ

از [احكام] دين آنچه را كه به نوح در باره آن سفارش كرد براى شما تشريع كرد و آنچه را به تو وحى كرديم و آنچه را كه در باره آن به ابراهيم و موسى و عيسى سفارش نموديم كه دين را برپا داريد و در آن تفرقه‏ اندازى مكنيد و همان گونه كه مامورى ايستادگى كن

وَلَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبَادِهِ لَبَغَوْا فِي الْأَرْضِ وَلَكِنْ يُنَزِّلُ بِقَدَرٍ مَا يَشَاءُ إِنَّهُ بِعِبَادِهِ خَبِيرٌ بَصِيرٌ ﴿۲۷﴾

و اگر خدا روزى را بر بندگانش فراخ گرداند مسلما در زمين سر به عصيان برمى دارند ليكن آنچه را بخواهد به اندازه‏ اى [كه مصلحت است] فرو مى‏ فرستد به راستى كه او به [حال] بندگانش آگاه بيناست (۲۷)

 

وَهُوَ الَّذِي يُنَزِّلُ الْغَيْثَ مِنْ بَعْدِ مَا قَنَطُوا وَيَنْشُرُ رَحْمَتَهُ وَهُوَ الْوَلِيُّ الْحَمِيدُ ﴿۲۸﴾

و اوست كسى كه باران را پس از آنكه [مردم] نوميد شدند فرود مى ‏آورد و رحمت‏ خويش را مى‏ گسترد و هموست‏ سرپرست‏ ستوده (۲۸)

 

وَجَزَاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُهَا فَمَنْ عَفَا وَأَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ ﴿۴۰﴾

و جزاى بدى مانند آن بدى است پس هر كه درگذرد و نيكوكارى كند پاداش او بر [عهده] خداست به راستى او ستمگران را دوست نمى دارد (۴۰)

لِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ يَهَبُ لِمَنْ يَشَاءُ إِنَاثًا وَيَهَبُ لِمَنْ يَشَاءُ الذُّكُورَ ﴿۴۹﴾

أَوْ يُزَوِّجُهُمْ ذُكْرَانًا وَإِنَاثًا وَيَجْعَلُ مَنْ يَشَاءُ عَقِيمًا إِنَّهُ عَلِيمٌ قَدِيرٌ ﴿۵۰﴾

 

فرمانروايى [مطلق] آسمانها و زمين از آن خداست هر چه بخواهد مى ‏آفريند به هر كس بخواهد فرزند دختر و به هركس بخواهد فرزند پسر مى‏ دهد (۴۹)

يا آنها را پسر[ان] و دختر[انى] توام با يكديگر مى‏ گرداند و هر كه را بخواهد عقيم مى‏ سازد اوست داناى توانا (۵۰)

أَلَا إِلَى اللَّهِ تَصِيرُ الْأُمُورُ   وَإِنَّا إِلَى رَبِّنَا لَمُنْقَلِبُونَ  هش‏دار كه [همه] كارها به خدا بازمى‏ گردد و به راستى كه ما به سوى پروردگارمان بازخواهيم گشت

 

ألا إلى الله تصير الأمور | أَلَا إِلَى اللَّهِ تَصِيرُ الْأُ… | Flickr

 

کلام خدای متعال 11

وَمَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمَنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ ﴿۳۶﴾

و هر كس از ياد [خداى] رحمان دل بگرداند بر او شيطانى مى‏ گماريم تا براى وى دمسازى باشد (۳۶)

 

 

قُلْ إِنْ كَانَ لِلرَّحْمَنِ وَلَدٌ فَأَنَا أَوَّلُ الْعَابِدِينَ ﴿۸۱﴾

بگو اگر براى [خداى] رحمان فرزندى بود خود من نخستين پرستندگان بودم (۸۱)

سُبْحَانَ رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ ﴿۸۲﴾

پروردگار آسمانها و زمين [و] پروردگار عرش از آنچه وصف مى كنند منزه است (۸۲)

فَذَرْهُمْ يَخُوضُوا وَيَلْعَبُوا حَتَّى يُلَاقُوا يَوْمَهُمُ الَّذِي يُوعَدُونَ ﴿۸۳﴾

پس آنان را رها كن تا در ياوه‏ گويى خود فرو روند و بازى كنند تا آن روزى را كه بدان وعده داده مى ‏شوند ديدار كنند (۸۳)

وَتَبَارَكَ الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَعِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ 

و خجسته است كسى كه فرمانروايى آسمانها و زمين و آنچه ميان آن دو است از آن اوست و علم قيامت پيش اوست و به سوى او برگردانيده مى ‏شويد 

وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا لَاعِبِينَ ﴿۳۸﴾

و آسمانها و زمين و آنچه را كه ميان آن دو است به بازى نيافريده‏ ايم (۳۸)

مَا خَلَقْنَاهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ ﴿۳۹﴾

آنها را جز به حق نيافريده‏ ايم ليكن بيشترشان نمى‏ دانند (۳۹)

 

 

   نمایش جهنم از دیدگاه خدا

إِنَّ شَجَرَتَ الزَّقُّومِ ﴿۴۳﴾

آرى درخت زقوم (۴۳)

طَعَامُ الْأَثِيمِ ﴿۴۴﴾

خوراك گناه پيشه است (۴۴)

كَالْمُهْلِ يَغْلِي فِي الْبُطُونِ ﴿۴۵﴾

چون مس گداخته در شكمها مى‏ گدازد (۴۵)

كَغَلْيِ الْحَمِيمِ ﴿۴۶﴾

همانند جوشش آب جوشان (۴۶)

خُذُوهُ فَاعْتِلُوهُ إِلَى سَوَاءِ الْجَحِيمِ ﴿۴۷﴾

او را بگيريد و به ميان دوزخش بكشانيد (۴۷)

ثُمَّ صُبُّوا فَوْقَ رَأْسِهِ مِنْ عَذَابِ الْحَمِيمِ ﴿۴۸﴾

آنگاه از عذاب آب جوشان بر سرش فرو ريزيد (۴۸)

ذُقْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْكَرِيمُ ﴿۴۹﴾

بچش كه تو همان ارجمند بزرگوارى (۴۹)

إِنَّ هَذَا مَا كُنْتُمْ بِهِ تَمْتَرُونَ ﴿۵۰﴾

اين است همان چيزى كه در باره آن ترديد میکرديد (۵۰

 

نمایش بهشت برای پرهیزگاران  

إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي مَقَامٍ أَمِينٍ ﴿۵۱﴾

به راستى پرهيزگاران در جايگاهى آسوده [اند] (۵۱)

فِي جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ ﴿۵۲﴾

در بوستانها و كنار چشمه ‏سارها (۵۲)

يَلْبَسُونَ مِنْ سُنْدُسٍ وَإِسْتَبْرَقٍ مُتَقَابِلِينَ ﴿۵۳﴾

پرنيان نازك و ديباى ستبر مى ‏پوشند [و] برابر هم نشسته‏ اند (۵۳)

كَذَلِكَ وَزَوَّجْنَاهُمْ بِحُورٍ عِينٍ ﴿۵۴﴾

[آرى] چنين [خواهد بود] و آنها را با حوريان درشت‏ چشم همسر مى‏ گردانيم (۵۴)

يَدْعُونَ فِيهَا بِكُلِّ فَاكِهَةٍ آمِنِينَ ﴿۵۵﴾

در آنجا هر ميوه‏ اى را [كه بخواهند] آسوده خاطر مى‏طلبند (۵۵)

لَا يَذُوقُونَ فِيهَا الْمَوْتَ إِلَّا الْمَوْتَةَ الْأُولَى وَوَقَاهُمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ ﴿۵۶﴾

در آنجا جز مرگ نخستين مرگ نخواهند چشيد و [خدا] آنها را از عذاب دوزخ نگاه مى دارد (۵۶)

فَضْلًا مِنْ رَبِّكَ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ﴿۵۷﴾

[اين] بخششى است از جانب پروردگار تو اين است همان كاميابى بزرگ (۵۷)

تِلْكَ آيَاتُ اللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِالْحَقِّ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَ اللَّهِ وَآيَاتِهِ يُؤْمِنُونَ

اين[ها]ست آيات خدا كه به راستى آن را بر تو مى‏ خوانيم پس بعد از خدا و نشانه‏ هاى او به كدام سخن خواهند گرويد

أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ اجْتَرَحُوا السَّيِّئَاتِ أَنْ نَجْعَلَهُمْ كَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَوَاءً مَحْيَاهُمْ وَمَمَاتُهُمْ سَاءَ مَا يَحْكُمُونَ ﴿۲۱﴾

آيا كسانى كه مرتكب كارهاى بد شده‏ اند پنداشته‏ اند كه آنان را مانند كسانى قرار مى‏ دهيم كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‏ اند [به طورى كه] زندگى آنها و مرگشان يكسان باشد چه بد داورى مى كنند (۲۱)

قُلِ اللَّهُ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يَجْمَعُكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لَا رَيْبَ فِيهِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ ﴿۲۶﴾

بگو خدا[ست كه] شما را زندگى مى ‏بخشد سپس مى‏ ميراند آنگاه شما را به سوى روز رستاخيز كه ترديدى در آن نيست گرد مى ‏آورد ولى بيشتر مردم [اين را] نمى‏ دانند (۲۶)

وَإِذَا قِيلَ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ ...الْيَوْمَ نَنْسَاكُمْ كَمَا نَسِيتُمْ لِقَاءَ يَوْمِكُمْ هَذَا ...وَمَأْوَاكُمُ النَّارُ ذَلِكُمْ بِأَنَّكُمُ اتَّخَذْتُمْ آيَاتِ اللَّهِ هُزُوًا وَغَرَّتْكُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا 

فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَرَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿۳۶﴾

پس سپاس از آن خداست پروردگار آسمانها و پروردگار زمين پروردگار جهانيان (۳۶)

وَلَهُ الْكِبْرِيَاءُ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ﴿۳۷﴾

و در آسمانها و زمين بزرگى از آن اوست و اوست‏ شكست‏ ناپذير سنجيده‏ كار (۳۷)

فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَرَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ  الْعَالَمِينَ (36) - YouTube

🌸 منتظران نور ³¹³ 🌸 ┈••✾•🤍•✾• بگیرنـد️ ️ڪانالی باشیـم️ irallahineedyou  خودســـــازی روشنگــــــری سخنـــرانــــی بزرگــــان مهدویــــت | پیام رسان  سروش پلاس

 

حکم خدا 1- وَوَصَّيْنَا الْإِنْسَانَ بِوَالِدَيْهِ إِحْسَانًا ...إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ

فَاصْبِرْ كَمَا صَبَرَ أُولُو الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَلَا تَسْتَعْجِلْ لَهُمْ كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَ مَا يُوعَدُونَ لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا سَاعَةً مِنْ نَهَارٍ

پس همان گونه كه پيامبران نستوه صبر كردند صبر كن و براى آنان شتابزدگى به خرج مده روزى كه آنچه را وعده داده مى ‏شوند بنگرند گويى كه آنان جز ساعتى از روز را [در دنيا] نمانده‏ اند

الصبر في الكتاب والسنة – فاصبر كما صبر أولو العزم من الرسل | موقع البطاقة  الدعوي

صدهزاران کیمیا حق آفرید        کیمیایی همچو صبر آدم ندید 

أفضل موضوع تعبير عن الصبر - مجلة رجيم

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ ﴿۷﴾

اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد اگر خدا را يارى كنيد ياريتان مى ‏كند و گامهايتان را استوار مى دارد (۷)

إِنَّ اللَّهَ يُدْخِلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَالَّذِينَ كَفَرُوا يَتَمَتَّعُونَ وَيَأْكُلُونَ كَمَا تَأْكُلُ الْأَنْعَامُ وَالنَّارُ مَثْوًى لَهُمْ 

ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ مَوْلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَأَنَّ الْكَافِرِينَ لَا مَوْلَى لَهُمْ 

مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ فِيهَا أَنْهَارٌ مِنْ مَاءٍ غَيْرِ آسِنٍ وَأَنْهَارٌ مِنْ لَبَنٍ لَمْ يَتَغَيَّرْ طَعْمُهُ وَأَنْهَارٌ مِنْ خَمْرٍ لَذَّةٍ لِلشَّارِبِينَ وَأَنْهَارٌ مِنْ عَسَلٍ مُصَفًّى وَلَهُمْ فِيهَا مِنْ كُلِّ الثَّمَرَاتِ وَمَغْفِرَةٌ مِنْ رَبِّهِمْ كَمَنْ هُوَ خَالِدٌ فِي النَّارِ وَسُقُوا مَاءً حَمِيمًا فَقَطَّعَ أَمْعَاءَهُمْ ﴿۱۵﴾أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا

 

خدا كسانى را كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‏ اند در باغهايى كه از زير [درختان] آنها نهرها روان است درمى ‏آورد و [حال آنكه] كسانى كه كافر شده‏ اند [در ظاهر] بهره مى ‏برند و همان گونه كه چارپايان مى ‏خورند مى ‏خورند و[لى] جايگاه آنها آتش است چرا كه خدا  مولی وسرپرست كسانى است كه ايمان آورده‏ اند ولى كافران را سرپرست [و يارى] نيست

مثل بهشتى كه به پرهيزگاران وعده داده شده [چون باغى است كه] در آن نهرهايى است از آبى كه [رنگ و بو و طعمش] برنگشته و جويهايى از شيرى كه مزه‏ اش دگرگون نشود و رودهايى از باده‏ اى كه براى نوشندگان لذتى است و جويبارهايى از انگبين ناب و در آنجا از هر گونه ميوه براى آنان [فراهم] است و [از همه بالاتر] آمرزش پروردگار آنهاست [آيا چنين كسى در چنين باغى دل‏ انگيز] مانند كسى است كه جاودانه در آتش است و آبى جوشان به خوردشان داده مى ‏شود [تا] روده ‏هايشان را از هم فرو پاشد (۱۵)آيا به آيات قرآن نمى‏ انديشند يا [مگر] بر دلهايشان قفلهايى نهاده شده است

 

حکم خدا2-مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنْجِيلِ...هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ ....فَلَا تَهِنُوا ... وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ وَاللَّهُ مَعَكُمْ ... يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ

یدالله فوق ایدیهم | Beauty logo cosmetics, Charity poster, Energy art

حکم خدا 1-يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ وَرَسُولِهِ...

اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد در برابر خدا و پيامبرش [در هيچ كارى] پيشى مجوييد

حکم خدا2-يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ ...أَنْ تَحْبَطَ أَعْمَالُكُمْ وَأَنْتُمْ لَا تَشْعُرُونَ

اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد صدايتان را بلندتر از صداى پيامبر مكنيد و همچنانكه بعضى از شما با بعضى ديگر بلند سخن مى‏ گوييد با او به صداى بلند سخن مگوييد مبادا بى‏آنكه بدانيد كرده ‏هايتان تباه شود 

إِنَّ الَّذِينَ يُنَادُونَكَ مِنْ وَرَاءِ الْحُجُرَاتِ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْقِلُونَ ﴿۴﴾((خارج از خانه با صدای بلند محمد را صدا میزدند ادم های نفهم اینگونه عمل میکنند ))

كسانى كه تو را از پشت اتاقها[ى مسكونى تو] به فرياد مى‏ خوانند بيشترشان نمى‏ فهمند (۴)

وَلَوْ أَنَّهُمْ صَبَرُوا حَتَّى تَخْرُجَ إِلَيْهِمْ لَكَانَ خَيْرًا لَهُمْ...و اگر صبر كنند تا بر آنان درآيى مسلما برايشان بهتر است

حکم خدا 3-يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا 

اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد اگر فاسقى برايتان خبرى آورد نيك وارسى كنيد 

حکم خدا 4-إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ ..وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ...فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ 

حکم خدا 5-يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسَى أَنْ يَكُونُوا خَيْرًا مِنْهُمْ

اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد نبايد قومى قوم ديگر را ريشخند كند شايد آنها از اينها بهتر باشند

حکم خدا6-يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اِجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضًا

اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد از بسيارى از گمانها بپرهيزيد كه پاره‏ اى از گمانها گناه است و جاسوسى مكنيد و بعضى از شما غيبت بعضى نكند

 

ولا تجسسوا ولا يغتب بعضكم بعضا | Saleh Badrah | Flickr

 

حکم خدا7-يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى

وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ

اى مردم ما شما را از مرد و زنى آفريديم و شما را ملت ملت و قبيله قبيله گردانيديم تا با يكديگر شناسايى متقابل حاصل كنيد در حقيقت ارجمندترين شما نزد خدا پرهيزگارترين شماست

 

 

حکم خدا8-قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَلَكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ...إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتَابُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُولَئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ

[برخى از] باديه‏ نشينان گفتند ايمان آورديم بگو ايمان نياورده‏ ايد ليكن بگوييد اسلام آورديم و هنوز در دلهاى شما ايمان داخل نشده است در حقيقت مؤمنان كسانى‏ اند كه به خدا و پيامبر او گرويده و [ديگر] شك نياورده و با مال و جانشان در راه خدا جهاد كرده‏ اند

يَمُنُّونَ عَلَيْكَ أَنْ أَسْلَمُوا قُلْ لَا تَمُنُّوا عَلَيَّ إِسْلَامَكُمْ بَلِ اللَّهُ يَمُنُّ عَلَيْكُمْ  أَنْ هَدَاكُمْ لِلْإِيمَانِ

از اينكه اسلام آورده‏ اند بر تو منت مى ‏نهند بگو بر من از اسلام ‏آوردنتان منت مگذاريد بلكه [اين] خداست كه با هدايت‏ كردن شما به ايمان بر شما منت مى‏ گذارد

 

 

 

آیه نگاشت/ تقوا

يا أيها الذين آمنوا لا, وقوله تعالى: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا  تَرْفَعُوا

Pin on Quran

وَهَٰذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ فَاتَّبِعُوهُ 7

 

 

پیامبر اکرم (ص) می فرمایند: «وَ عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِکٍ عَنِ النَّبِیِّ ص قَالَ إِنَّ لِکُلِّ شَیْ‏ءٍ قَلْباً وَ قَلْبُ الْقُرْآنِ یسبرای هر چیزی قلبی است و قلب قرآن سوره یاسین است»

پیکسل سوره یاسین طرح 1 (پیکسل-جاسوییچی) - فروشگاه اینترنتی دیجی شرق

يس ﴿۱﴾

يس[/ياسين] (۱)

وَالْقُرْآنِ الْحَكِيمِ ﴿۲﴾

سوگند به قرآن حكمت‏ آموز (۲)

إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ ﴿۳﴾

كه قطعا تو از [جمله] پيامبرانى (۳)

عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ ﴿۴﴾

بر راهى راست (۴)

تَنْزِيلَ الْعَزِيزِ الرَّحِيمِ ﴿۵﴾

[و كتابت] از جانب آن عزيز مهربان نازل شده است (۵)

لِتُنْذِرَ قَوْمًا مَا أُنْذِرَ آبَاؤُهُمْ فَهُمْ غَافِلُونَ ﴿۶﴾

تا قومى را كه پدرانشان بيم‏ داده نشدند و در غفلت ماندند بيم دهى (۶)

إِنَّا نَحْنُ نُحْيِي الْمَوْتَى وَنَكْتُبُ مَا قَدَّمُوا وَآثَارَهُمْ وَكُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْنَاهُ فِي إِمَامٍ مُبِينٍ 

آرى ماييم كه مردگان را زنده مى‏ سازيم و آنچه را از پيش فرستاده‏ اند با آثار [و اعمال]شان درج مى ‏كنيم و هر چيزى را در كارنامه‏ اى روشن برشمرده‏ ايم

وَنُفِخَ فِي الصُّورِ ذَلِكَ يَوْمُ الْوَعِيدِ : لاحظة كل الآيات ونفخ فى  الصور ف ( للتعاقب) إلا سورة ق لإنها إخبارية : ذالك يوم الوعيد | Soccer  ball, Ball, Soccer

وَنُفِخَ فِي الصُّورِ فَإِذَا هُمْ مِنَ الْأَجْدَاثِ إِلَى رَبِّهِمْ يَنْسِلُونَ 

و در صور دميده خواهد شد پس بناگاه از گورهاى خود شتابان به سوى پروردگار خويش مى ‏آيند 

قَالُوا يَا وَيْلَنَا مَنْ بَعَثَنَا مِنْ مَرْقَدِنَا هَذَا مَا وَعَدَ الرَّحْمَنُ وَصَدَقَ الْمُرْسَلُونَ 

مى‏ گويند اى واى بر ما چه كسى ما را از آرامگاهمان برانگيخت اين است همان وعده خداى رحمان و پيامبران راست مى گفتند 

إِنْ كَانَتْ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ جَمِيعٌ لَدَيْنَا مُحْضَرُونَ 

[باز هم] يك فرياد است و بس و بناگاه همه در پيشگاه ما حاضر آيند 

فَالْيَوْمَ لَا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئًا وَلَا تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ 

امروز بر كسى هيچ ستم نمى ‏رود جز در برابر آنچه كرده‏ ايد پاداشى نخواهيد يافت 

إِنَّ أَصْحَابَ الْجَنَّةِ الْيَوْمَ فِي شُغُلٍ فَاكِهُونَ 

در اين روز اهل بهشت كار و بارى خوش در پيش دارند 

هُمْ وَأَزْوَاجُهُمْ فِي ظِلَالٍ عَلَى الْأَرَائِكِ مُتَّكِئُونَ 

آنها با همسرانشان در زير سايه ‏ها بر تختها تكيه مى‏ زنند 

لَهُمْ فِيهَا فَاكِهَةٌ وَلَهُمْ مَا يَدَّعُونَ 

در آنجا براى آنها [هر گونه] ميوه است و هر چه دلشان بخواهد 

سَلَامٌ قَوْلًا مِنْ رَبٍّ رَحِيمٍ 

از جانب پروردگار[ى] مهربان [به آنان] سلام گفته مى ‏شود 

وَامْتَازُوا الْيَوْمَ أَيُّهَا الْمُجْرِمُونَ 

و اى گناهكاران امروز [از بى‏ گناهان] جدا شويد 

أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَنْ لَا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ 

اى فرزندان آدم مگر با شما عهد نكرده بودم كه شيطان را مپرستيد زيرا وى دشمن آشكار شماست 

وَأَنِ اعْبُدُونِي هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ 

و اينكه مرا بپرستيد اين است راه راست 

وَلَقَدْ أَضَلَّ مِنْكُمْ جِبِلًّا كَثِيرًا أَفَلَمْ تَكُونُوا تَعْقِلُونَ 

و [او] گروهى انبوه از ميان شما را سخت گمراه كرد آيا تعقل نمیکرديد 

هَذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ 

اين است جهنمى كه به شما وعده داده مى ‏شد 

اصْلَوْهَا الْيَوْمَ بِمَا كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ 

به [جرم] آنكه كفر مى ‏ورزيديد اكنون در آن درآييد 

الْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلَى أَفْوَاهِهِمْ وَتُكَلِّمُنَا أَيْدِيهِمْ وَتَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ 

امروز بر دهانهاى آنان مهر مى ‏نهيم و دستهايشان با ما سخن مى‏ گويند و پاهايشان بدانچه فراهم مى‏ ساختند گواهى مى‏ دهند 

 

إذا أذن الله تعالى بموت الأحياء أمر ملك الصور أن ينفخ فيه، فينفخ نفخة عظيمة  تفزع جميع الخلائق فيصعقون منها ويهلكون، ثم … | Arabic quotes, Arabic,  Arabic calligraphy

أَوَلَمْ يَرَ الْإِنْسَانُ أَنَّا خَلَقْنَاهُ مِنْ نُطْفَةٍ فَإِذَا هُوَ خَصِيمٌ مُبِينٌ 

مگر آدمى ندانسته است كه ما او را از نطفه‏ اى آفريده‏ ايم پس بناگاه وى ستيزه ‏جويى آشكار شده است 

وَضَرَبَ لَنَا مَثَلًا وَنَسِيَ خَلْقَهُ قَالَ مَنْ يُحْيِي الْعِظَامَ وَهِيَ رَمِيمٌ 

و براى ما مثلى آورد و آفرينش خود را فراموش كرد گفت چه كسى اين استخوانها را كه چنين پوسيده است زندگى مى ‏بخشد 

قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَهَا أَوَّلَ مَرَّةٍ وَهُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ 

بگو همان كسى كه نخستين‏ بار آن را پديد آورد و اوست كه به هر [گونه] آفرينشى داناست 

أَوَلَيْسَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِقَادِرٍ عَلَى أَنْ يَخْلُقَ مِثْلَهُمْ بَلَى وَهُوَ الْخَلَّاقُ الْعَلِيمُ 

آيا كسى كه آسمانها و زمين را آفريده توانا نيست كه [باز] مانند آنها را بيافريند آرى اوست آفريننده دانا 

إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ 

چون به چيزى اراده فرمايد كارش اين بس كه مى‏ گويد باش پس [بى ‏درنگ] موجود مى ‏شود 

فَسُبْحَانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ 

پس [شكوهمند و] پاك است آن كسى كه ملكوت هر چيزى در دست اوست و به سوى اوست كه بازگردانيده مى ‏شويد 

Pin by Mohsen Mohmmed on قرآن | Art, Calligraphy

برآورده شدن حاجت مشروع با ختم سوره یس

شخصی از بزرگان و عارفان نقل می کند: سوره یس را زیاد می خواندم و هر خواسته ای که داشتم سوره یاسین را به شکل زیر و به طور مداوم می خواندم تا حاجتم روا می شد: در سوره مبارک یاسین؛ کلمه «مبین» هفت بار آمده است، پس از رسیدن به هر کلمه «مبین» دعای زیر را 3 مرتبه بخوانید: «بسم الله الرحمن الرحیم، سبحان المنفّس عن کل مدیون، سبحان المفرج عن کل محزون، سبحان الناصر عن کل مظلوم، سبحان المخلص عن کل مسجون، سبحان من جعل خزائنه بین الکاف و النون، سبحان انما امره اذا اراد شیئاً ان یقول له کن فیکون، سبحان الذی بیده ملکوت کل شی و الیه ترجعون.»

 

مرحوم علامه طباطبایی (ره) فرمود ما از استادمان مرحوم قاضی سوال کردیم چرا سوره یاسین قلب قرآن است؟ ایشان گفتند به مناسبت آیات پایانی سوره یاسین است.

إنما أمره إذا أراد شيئاً أن يقول له كن فيكون | ‫إِنَّمَا أَم… | Flickr‬

 

13 Story ideas | فن الخط, خط عربي, طباعة

از جمله در حديثى از امام باقر (ع) از پدرش از جدش (ع) نقل شده است كه فرمود: هنگامى كه اين آيه «و كل شى ء احصيناه فى امام مبين» نازل شد.

 

ابو بكر و عمر برخاستند و عرض كردند: اى پيامبر! آيا منظور از آن تورات است ؟ فرمود: نه ، عرض كردند انجيل است ؟ فرمود: نه ، عرض كردند: منظور قرآن است ؟ فرمود: نه ، در اينحال امير مؤ منان على (ع) به سوى پيامبر (ص) آمد هنگامى كه چشم رسول خدا (ص) بر او افتاد فرمود: «هو هذا! انه الامام الذى احصى الله تبارك و تعالى فيه علم كل شى ء»: امام مبين اين مرد است ! او است امامى كه خداوند متعال علم همه چيز را در او احصا فرموده .!((در تفسير على بن ابراهيم از ابن عباس از خود امير مؤ منان نيز نقل شده است كه فرمود: انا و الله الامام المبين ، ابين الحق من الباطل ورثته من رسول الله )) به خدا سوگند منم امام مبين كه حق را از باطل آشكار مى سازم ، اين علم را از رسول خدا به ارث برده و آموخته ام.

گرچه بعضى از مفسران همچون آلوسى از نقل اين گونه روايات از طريق شيعه وحشت كرده ، و آن را به نادانى و بيخبرى از تفسير آيه نسبت داده اند، ولى با كمى دقت روشن مى شود كه اين گونه روايات منافاتى با تفسير امام مبين به لوح محفوظ ندارد، زيرا قلب پاك پيامبر (ص) در درجه اول و قلب وسيع جانشين او در درجه بعد آئينه هائى است كه لوح محفوظ را منعكس مى كند، و قسمت عظيمى از آنچه در لوح محفوظ است از سوى خدا به آن الهام مى گردد، به اين ترتيب نمونه اى از لوح محفوظ ميباشد، و بنا بر اين اطلاق امام مبين بر آن مطلب عجيبى نيست ، چرا كه فرعى است كه از آن اصل گرفته شده ، و شاخه هاى است كه به آن ريشه باز مى گردد.

از اين گذشته وجود انسان كامل - چنانكه مى دانيم - عالم صغيرى است كه عالم كبير را در خود خلاصه كرده است ، و طبق شعر معروف منسوب به حضرت على(ع)

اتزعم انك جرم صغير؟

و فيك انطوى العالم الاكبر!

آيا گمان ميكنى كه تو موجود كوچكى هستى در حالى كه عالم بزرگ در تو خلاصه شده است ؟ و نيز ميدانيم كه عالم هستى از يك نظر صفحه علم خدا و لوح محفوظ است .

عجب اينكه (آلوسى) با اينكه روايات فوق را شديدا انكار ميكند تفسير اخير را چندان بعيد نشمرده است ، و به هر حال در اينكه منظور از امام مبين لوح محفوظ است شكى نيست ، روايات فوق نيز قابل تطبيق بر آن مى باشد (دقت كنيد.

 پاداش و عذاب برزخ

در آيات بالا آمده بود كه مؤ من مزبور بعد از شهادت در بهشت الهى جاى گرفت و آرزو مى كرد ايكاش بازماندگان از سرنوشت او آگاه مى شدند، مسلما اين آيات همانند آيات مربوط به شهيدان مربوط به بهشت جاويدان رستاخيز نيست كه بر طبق آيات ورود در آن بعد از رستاخيز مردگان و حساب محشر صورت خواهد گرفت .

از اينجا روشن مى شود كه ما بهشت و دوزخى نيز در برزخ داريم كه شهيدان در آن متنعم ، و طاغيان همچون آل فرعون صبح و شام در برابر آتش آن قرارمى گيرند، و با توجه به اين مطلب بسيارى از مسائلى كه در مورد بهشت و دوزخ وارد شده ، همانند آنچه در روايات معراج و امثال آن آمده است ، حل مى شود.

فضیلت و خواص سوره یس  

در فضیلت این سوره از حضرت محمد (ص) نقل شده: هر کس سوره «یس» را قرائت نماید مانند آن است که ده بار قرآن را ختم نماید.

ایشان همچنین فرمودند: هر کس سوره «یس» را برای رضای خدا بخواند خداوند او را خواهد بخشید و اجری همانند 12 ختم قرآن به او خواهد داد و اگر برای مریض در شرف مرگی خوانده شود، به تعداد حروف این سوره 10 فرشته  نزد او به صف شده و برای او استغفار کرده و شاهد قبض روحش بوده و جنازه اش را تشییع می کنند و بر او نماز گزارده و شاهد دفنش هستند.

 از ابی بصیر روایت شده که حضرت صادق (ع) فرمودند: براستی برای هر چیزی قلبی است و قلب قرآن سوره یاسین است هر کس آن را قبل از خواب یا در روز، قبل از آنکه شام شود بخواند در آن روز از محفوظین و بهره مندان باشد تا آنکه شام کند و هر کس در شب قبل از خواب آن را تلاوت کند خداوند بر وی 1000 فرشته بگمارد تا او را از شر بدی و هر شیطان رانده شدهو هر آسیب حفظ کنند و هر گاه در همان روز بمیرد خداوند او را وارد بهشت گرداند و 30 هزار فرشته هنگام غسلش گرد آیند و برای او طلب آمرزش کنند و با استغفار او را مشایعت و بدرقه نمایند تا کنار قبر، و چون او را به قبر برند آن فرشتگان جمله در قبر با وی درآیند و خدا را عبادت کنند و ثواب او را به مرده دهند و قبرش تا هر کجا که چشم ببیند فراخ گردد و از فشار قبر ایمن باشد و همیشه از قبرش تا آسمان نوری تابان باشد تا اینکه خداوند او را از قبر بیرون آرد و چون او را برانگیخت فرشتگان خدا با او هستند و بدرقه اش کنند و با وی به گفتگو پردازند و به رویش لبخند زنند و به هر خیر و نیکی مژده اش دهند تا او را از صراط و میزان بگذرانند و در پایگاه قربی او را بدارند که هیچ مخلوقی را جز مقربان و فرستادگان حق آن مقام و منزلت و قرب را باشد، و وی با پیامبران در آن درگاه نزد خدای تعالی باز ایستد و با غمخواران غم نخورد و با اندوهگینان اندوه نکشد و با زاری کنندگان زاری نکند.

آنگاه خداوند تعالی گوید: ای بنده من شفاعت کن هر که را خواهی ،که شفاعت را درباره همه بپذیرم و حاجت بخواه که هر چه خواهی به تو دهم پس وی حاجت را از خدا بخواهد که برآورده شود و شفاعت کند که پذیرفته گردد و حساب او را چون دیگران نکشند و در آنجا چون دیگران بازداشت نشود و چون از زبونان و خوار شدگان زبون و خوار نگردد و به نکبت گناه و عمل زشتی که از او سر زده گرفتار نشود و برات آزادی او را سر گشاده بدو دهند تا اینکه از درگاه الهی به زیر آید و همه مردم از روی تعجب گویند: «سبحان الله» این بنده را حتی یک گناه نبود او از همدمان محمد صلی الله علیه و آله وسلم خواهد شد.

از جابر جعفی روایت شده که امام باقر (ع) فرمودند: هر کس سوره یاسین را در عمر خود یک بار بخواند خداوند به شماره تمام آفریده هایش در این جهان و آن جهان و آنچه در آسمان است به عد هر یک 2000 حسنه در نامه عملش ثبت فرماید و به همین مقدار از گناهان او محو سازد و دچار تنگدستی و زیان و بدهکاری و خانه خرابی نشود و بدبختی و دیوانگی نبیند و مبتلا به جذام و وسواس و دودلی و بیماری های مضر نگردد و خداوند سختی و دشواری مرگ را بر او آسان کند و خود متصدی و مباشر قبض روح او باشد و از جمله کسانی خواهد بود که خداوند فراخی زندگی او را به عهده گرفته و ضامن خوشحالی او هنگام مرگ گردیده و خشنودیش را آخرت تضمین کرده و همه فرشتگان آسمان و زمین را خطاب فرموده که من از بنده راضی هستم پس برای او آمرزش بطلبید.

آثار و برکات سوره

* آثار دهگانه قرائت سوره یس: پیامبر اسلام (ص) به امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: ای علی! «یس» را بخوان که در آن ده اثر است: هر که آن را قرائت کند:

1) اگر گرسنه باشد سیرگردد؛

2) اگر تشنه باشد، سیراب گردد؛

3) اگر عریان باشد، پوشانیده گردد؛

4) اگر عزب باشد، ازدواج کند؛

 5) اگر ترسان باشد، امنیت یابد؛

6) اگر مریض باشد، عافیت یابد؛

7) اگر زندانی باشد، نجات یابد؛

8) اگر مسافر باشد، در سفرش یاری شود؛

9) نزد میت خوانده نمی شود مگر اینکه خدا بر او آسان گیرد؛

10) اگر گمشده داشته باشد، گمشده اش را پیدا کند.

* پیدا شدن گمشده

شخصی به امیرالمؤمنین (ع) عرض کرد: بفرمایید وقتی چیزی یا کسی گم می شود چه باید بکنم؟ حضرت(ع) فرمودند: دو رکعت نماز بخوان و در هر دو رکعت بعد از حمد «یس» بخوان و بعد از آن بگو: «یا هادی الضالّهِ رُدَّ عَلَیَّ ضالَّتی» ای هدایت کننده گمشدگان، گمشده ام را به من برگردان.

شخص می گوید: من این کار را کردم و بعد از مدتی خداوند گمشده ام را به من برگرداند.

* جهت امنیت یافتن از چشم زخم و شر جن

در کتاب المصباح امده: هر کس سوره «یس» را با خود همراه داشته باشد از چشم زخم و از شر جنیان در امان بوده و خواب های خوش می بیند.

* داشتن قلبی نیرومند و ذهن قوی

اگر می خواهید قلبی نیرومند و ذهنی قدرتمند داشته باشید به سخن امام صادق علیه السلام عمل کنید که فرمود: هر کس در نهم شعبان سوره «یس» را با گلاب و زعفران نوشته و بنوشد در حفظ و امان خواهد بود و قلبش نیرومند و ذهنش قوی می گردد.

* برای دیدن پیامبر اکرم (ص) در خواب

در حاشیه زادالمعاد علامه مجلسی آمده جهت دیدن پیامبر اسلام (ص)در خواب، سه شب و هر شب سی مرتبه «آیه 42 یس» را بخواند.

* رفع فقر

جهت رفع فقر هر بامداد «آیه 68 یس» را قرائت کند.

* دوای دردها

از رسول گرامی اسلام (ص) نقل شده است: هر کس سوره یس را نوشته و پس از شستن از آب آن بنوشد در درونش هزار گونه دوا و نیز هزار گونه نور و یقین و برکت و رحمت را وارد کرده است و هر گونه دردی را از او دور می کند.

ختم مجرب

برآورده شدن حاجت مشروع

1) یکی از برزگان و عارفان می گوید: سوره یاسین را بسیار می خواندم و هر حاجتی که داشتم به تلاوت این سوره به این شکل مداومت می نمودم.

در سوره یس هفت «مبین» وجود دارد؛ به هر مبین که رسیدی این دعا را 3مرتبه بخوان: «بسم الله الرحمن الرحیم، سبحان المنفّس عن کل مدیون، سبحان المفرج عن کل محزون، سبحان الناصر عن کل مظلوم، سبحان المخلص عن کل مسجون، سبحان من جعل خزائنه بین الکاف و النون، سبحان انما امره اذا اراد شیئاً ان یقول له کن فیکون، سبحان الذی بیده ملکوت کل شی و الیه ترجعون.»

2) از حضرت سلمان فارسی رحمة الله روایت شده اگر کسی ده روز بعد از نماز صبح قبل از سخن گفتن با کسی، سوره یس را بخواند و این دعا را قبل از تلاوت سوره مزبور ده مرتبه بخواند بعد سوره را بخواند هر حاجتی را که بخواهد انجام شود. انشاءالله زیرا که اسم اعظم خداوندی در این دعا است ودعا است:

«بسم الله الرحمن الرحیم، یا قدیم یا دائم یا حی و یا قیوم یا فرد و یا وتر یا واحد یا احد یا صمد یا من لم یلد و لم یولد و لم یکن له کفواً احد و صلی الله علی محمد و اله اجمعین برحمتک یا ارحم الراحمین.»

3) کسی که می خواهد مشکلش حل شود شب جمعه، چهار رکعت نماز بخواند و به این ترتیب که می آید: در رکعت اول: بعد از سوره «حمد» سوره «یس» را بخواند و سپس به رکوع رود و هنگامی که سر از رکوع بر می دارد صد مرتبه این ذکر را بگوید:

«واذا سلک عبادی عنی فانی قریب اجیب دعوة الداع اذا دعان فلیستجیبوا لی ولیومنوا بی لعلهم یرشدون» (بقره، 186).

در رکعت دوم: حمد را دو مرتبه، سوره «یس» را یک مرتبه بخواند و بعد از آن قنوت را بجای آورد و به رکوع رفته و پس از سر برداشتن از رکوع همان ذکر (بقره، آیه 186) را صد مرتبه تکرار کند و به سجده رود و پس از دو سجده تشهد را بخواند اما بدون سلام برخیزد مثل کاری که در نماط طهر انجام می دهد.

در رکعت سوم: «حمد» را سه مرتبه و «یس» را یک بار و رکوع را بجای آورد و پس از سربرداشتن از رکوع این ذکر را صد مرتبه بگوید: «فسیکفیکهم الله و هو السمیع العلیم»(بقره، آیه 137). در رکعت چهارم: حمد را چهار مرتبه بخواند و «یس»را یکبار بخواند و بعد از رکوع بگو: «یا ربِّ إدْفَعْ عَنّی الضُّرَّ وَ انْتَ اَرْحَمُ الراحِمینْ» .

پس از دو سجده و تشهد و سلام به سجده برود و پیشانی را برزمین بگذارد و صد مرتبه این ذکر را بگوید: «استغفرالله» و بعد از آن گونه راست را بر زمین بگذارد و صد مرتبه بگوید: (ص) و بعد گونه چپ را بر زمین بگذارد و بگوید: «انما امره اذا اراد شیئا ان یقول له کن فیکون» (یس، 82) و پس از آن حاجت را بخواهد که انشاءالله برآورده خواهد شد.

4) برای برآورده شدن جمیع حاجات و سایر مهمات مجرب است به هر نیت که باشد سه نوبت سوره «یس» بخواند و هر نوبت که می خواند احتیاط می کند هرگاه به لفظ مبین می رسد یک انگشت خود را را گره می کند بعد از آنکه سوره را تمام کرد سه نوبت این دعا را بخواند: «سبحان المفرج عن کل مهموم سبحان المنفس عن کل مدیون سبحان من جعل خزائنه بین الکاف و النون انّما امره اذا اراد شیئا ان یقول له کن فیکون فسبحان الذی بیده ملکوت کل شی ء و الیه ترجعون یا مفرج الهم فرج یا مفرج الهم فرج یا مفرج.»

از رسول(ص) گرامی اسلام روایت شده، قرائت کننده این سوره نزد خداوند شریف خوانده می شود و این سوره برای قاری خود شفاعت می کند.

 سوره یس در بیان مرحوم علامه طباطبایی (ره)

مرحوم علامه طباطبایی (ره) فرمود ما از استادمان مرحوم قاضی سوال کردیم چرا سوره یاسین قلب قرآن است؟ ایشان گفتند به مناسبت آیات پایانی سوره یاسین است.

 از رسول اکرم(صلی الله علیه وآله) نقل شده است:«هر چیزی قلبی دارد و قلب قرآن، سوره یس است

برخی اندیشمندان اسلامی نیز آیاتی را به عنوان قلب سوره یاسین معرفی کرده‌اند:

1. آیه پایانی سوره یس: «بنابراین [از هر عیب و نقصى‏] منزّه است خدایى که مالکیّت و فرمانروایى همه چیز به دست اوست، و به سوى او بازگردانده می‌شوید».[2] این آیه شریفه بر این‌که خداوند صاحب ملکوت و هرچه در آن است، تأکید می‌کند؛ از این‌رو قلب این سوره معرفی شده است.[3] این را از کلام ابن عبّاس برداشت کرده‌اند که گفت: «من نمی‌دانستم چگونه این فضیلت‌ها به قرائت سوره یس اختصاص یافته است، تا این‌که دانستم به خاطر این آیه است».[4]

2. قلب سوره یس آیه «سَلامٌ قَوْلاً مِنْ رَبٍّ رَحیمٍ»،[5] است.[6]

ویژگی سوره یاسین:

{ یس } یکی از سوره های مبارکه قرآن می باشد که به آن لقب « قلب قرآن » داده اند و اسرار بسیار زیادی در این سوره نهفته شده است که از حد گفتن و نوشتن فراتر است.

رسول خدا (ص) فرموده اند: در قرآن سوره ای هست که خواننده خودش را شفاعت می کند و شنونده اش را می آمرزد و به خواننده اش خیر دنیا و آخرت را می دهد و این سوره دافعه و قاضیه است، یعنی از صاحبش بدی ها را دفع می کند و حاجت هایش را برآورده می کند

خاصیتی از سوره یس نقل از امام زمان علیه السلام :

شخصی از بندگان خدا در شهر یزد گرفتاری سختی داشت خدمت حضرت صاحب الزمان ارواحنا فدا مشرف می شود ولی آن بزرگوار را نمی شناسد حضرت به او فرموده بودند :

سوره یس را بخوان چون به کلمه مبین که در شش مورد آمده رسیدی حاجت خود را نیت کن و پس از قرائت سوره نیز حاجت خود را درخواست کن تا خداوند دعای تو را مستجاب نماید

او گفت : چون در سوره یس نگاه کردم دیدم کلمه مبین در هفت مورد ذکر شده تعجب کردم اما با تامل دقت کردم فهمیدم در شش مورد بدون الف و لام است ( مبین ) و در یک مورد همراه با آن می باشد ( المبین ) سپس گفت سوره را همان طوری که حضرت فرموده بود خواندم و خداوند نیز دعایم را مستجاب کرد …

 حضرت آیت الله وحید خراسانی: عظمت سوره یاسین بر همگان آشکار نیست / یس گوهر ناشناخته است و ما در حال غفلت به سر می بریم

 از رسول اکرم(صلی الله علیه وآله) نقل شده است:«هر چیزی قلبی دارد و قلب قرآن، سوره یس است

 برخی اندیشمندان اسلامی نیز آیاتی را به عنوان قلب سوره یاسین معرفی کرده‌اند:

1. آیه پایانی سوره یس: «بنابراین [از هر عیب و نقصى‏] منزّه است خدایى که مالکیّت و فرمانروایى همه چیز به دست اوست، و به سوى او بازگردانده می‌شوید».[2] این آیه شریفه بر این‌که خداوند صاحب ملکوت و هرچه در آن است، تأکید می‌کند؛ از این‌رو قلب این سوره معرفی شده است.[3] این را از کلام ابن عبّاس برداشت کرده‌اند که گفت: «من نمی‌دانستم چگونه این فضیلت‌ها به قرائت سوره یس اختصاص یافته است، تا این‌که دانستم به خاطر این آیه است».[4]

2. قلب سوره یس آیه «سَلامٌ قَوْلاً مِنْ رَبٍّ رَحیمٍ»،[5] است.[6]

حضرت رسل اکرم ص فرمود: «لكل شی ء قلبا و قلب القرآن یس». (هر چیز، قلبی دارد و قلب قران، سوره یاسین است)

 امام محمد غزالی از بزرگان اهل تسنن، بر این باور است که صحت ایمان در گرو اعتراف به معاد و روز رستاخیز است و چون در سوره یاسین، این اصل به بهترین وجه ممکن، تبیین شده است، لذا پیامبر(ص) این سوره را بدین نام خوانده است

تفسير قوله تعالى: فالتاليات ذكرا

 

 

فَالتَّالِيَاتِ ذِكْرًا ﴿۳﴾

و به تلاوت‏ كنندگان [آيات الهى] (۳)

إِنَّ إِلَهَكُمْ لَوَاحِدٌ ﴿۴﴾

كه قطعا معبود شما يگانه است (۴)

رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَرَبُّ الْمَشَارِقِ ﴿۵﴾

پروردگار آسمانها و زمين و آنچه ميان آن دو است و پروردگار خاورها (۵)

 

إِنَّا كَذَلِكَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِينَ ﴿۳۴﴾

[آرى] ما با مجرمان چنين رفتار مى ‏كنيم (۳۴)

إِنَّهُمْ كَانُوا إِذَا قِيلَ لَهُمْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ يَسْتَكْبِرُونَ ﴿۳۵﴾

چرا كه آنان بودند كه وقتى به ايشان گفته مى ‏شد خدايى جز خداى يگانه نيست تكبر مى ‏ورزيدند (۳۵)

لِمِثْلِ هَذَا فَلْيَعْمَلِ الْعَامِلُونَ ﴿۶۱﴾

براى چنين [پاداشى] بايد كوشندگان بكوشند (۶۱)

أَذَلِكَ خَيْرٌ نُزُلًا أَمْ شَجَرَةُ الزَّقُّومِ ﴿۶۲﴾

آيا از نظر پذيرايى اين بهتر است‏ يا درخت زقوم (۶۲)

إِنَّا جَعَلْنَاهَا فِتْنَةً لِلظَّالِمِينَ ﴿۶۳﴾

در حقيقت ما آن را براى ستمگران [مايه آزمايش و] عذابى گردانيديم (۶۳)

إِنَّهَا شَجَرَةٌ تَخْرُجُ فِي أَصْلِ الْجَحِيمِ ﴿۶۴﴾

آن درختى است كه از قعر آتش سوزان مى ‏رويد (۶۴)

طَلْعُهَا كَأَنَّهُ رُءُوسُ الشَّيَاطِينِ ﴿۶۵﴾

ميوه‏ اش گويى چون كله ‏هاى شياطين است (۶۵)

فَإِنَّهُمْ لَآكِلُونَ مِنْهَا فَمَالِئُونَ مِنْهَا الْبُطُونَ ﴿۶۶﴾

پس [دوزخيان] حتما از آن مى ‏خورند و شكمها را از آن پر مى كنند (۶۶)

ثُمَّ إِنَّ لَهُمْ عَلَيْهَا لَشَوْبًا مِنْ حَمِيمٍ ﴿۶۷﴾

سپس ايشان را بر سر آن آميغى از آب جوشان است (۶۷)

ثُمَّ إِنَّ مَرْجِعَهُمْ لَإِلَى الْجَحِيمِ ﴿۶۸﴾

آنگاه بازگشتشان بى‏ گمان به سوى دوزخ است (۶۸)

إِنَّهُمْ أَلْفَوْا آبَاءَهُمْ ضَالِّينَ ﴿۶۹﴾

آنها پدران خود را گمراه يافتند (۶۹)

فَهُمْ عَلَى آثَارِهِمْ يُهْرَعُونَ ﴿۷۰﴾

پس ايشان به دنبال آنها مى ‏شتابند (۷۰)

DesertRose ...سبحان ربك رب العزة عما يصفون... | Islami sanat, Tezhip,  Tablolar

سُبْحَانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ ﴿۱۸۰﴾

منزه است پروردگار تو پروردگار شكوهمند از آنچه وصف مى كنند (۱۸۰)

وَسَلَامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ ﴿۱۸۱﴾

و درود بر فرستادگان (۱۸۱)

وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ 

و ستايش ويژه خدا پروردگار جهانهاست 

سُبْحَانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ... | Desserts, Cake,  Food

 

ص وَالْقُرْآنِ ذِي الذِّكْرِ    صاد سوگند به قرآن پراندرز

وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاءَ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا بَاطِلًا ذَلِكَ ظَنُّ الَّذِينَ كَفَرُوا فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ كَفَرُوا مِنَ النَّارِ 

و آسمان و زمين و آنچه را كه ميان اين دو است به باطل نيافريديم اين گمان كسانى است كه كافر شده [و حق‏پوشى كرده]اند پس واى از آتش بر كسانى كه كافر شده‏ اند 

كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ 

[اين] كتابى مبارك است كه آن را به سوى تو نازل كرده‏ ايم تا در [باره] آيات آن بينديشند و خردمندان پند گيرند 

قُلْ إِنَّمَا أَنَا مُنْذِرٌ وَمَا مِنْ إِلَهٍ إِلَّا اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ ﴿۶۵﴾

بگو من فقط هشداردهنده‏ اى هستم و جز خداى يگانه قهار معبودى ديگر نيست (۶۵)

رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا الْعَزِيزُ الْغَفَّارُ ﴿۶۶﴾

پروردگار آسمانها و زمين و آنچه ميان آن دو است همان شكست‏ ناپذير آمرزنده (۶

مجموعة مواقع مداد

کلام شیطان با خدا پس از رانده شدن 

قَالَ رَبِّ فَأَنْظِرْنِي إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ ﴿۷۹﴾

گفت پروردگارا پس مرا تا روزى كه برانگيخته مى ‏شوند مهلت ده (۷۹)

قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ ﴿۸۰﴾

فرمود در حقيقت تو از مهلت‏ يافتگانى (۸۰)

إِلَى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ ﴿۸۱﴾

تا روز معين معلوم (۸۱)

قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ ﴿۸۲﴾

[شيطان] گفت پس به عزت تو سوگند كه همگى را جدا از راه به در مى برم (۸۲)

إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ ﴿۸۳﴾

مگر آن بندگان پاكدل تو را (۸۳)

قَالَ فَالْحَقُّ وَالْحَقَّ أَقُولُ ﴿۸۴﴾

فرمود حق [از من] است و حق را مى‏ گويم (۸۴)

لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنْكَ وَمِمَّنْ تَبِعَكَ مِنْهُمْ أَجْمَعِينَ ﴿۸۵﴾

هرآينه جهنم را از تو و از هر كس از آنان كه تو را پيروى كند از همگي‏شان خواهم انباشت (۸۵)

قُلْ يَا عِبَادِ الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا رَبَّكُمْ لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةٌ وَأَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةٌ إِنَّمَا يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسَابٍ ﴿۱۰﴾

بگو اى بندگان من كه ايمان آورده‏ ايد از پروردگارتان پروا بداريد براى كسانى كه در اين دنيا خوبى كرده‏ اند نيكى خواهد بود و زمين خدا فراخ است بى‏ ترديد شكيبايان پاداش خود را بى‏حساب [و] به تمام خواهند يافت (۱۰)

قُلْ إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ

فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُولَئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ وَاتَّبِعُوا أَحْسَنَ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ

پس بشارت ده به آن بندگان من كه به سخن گوش فرامى‏ دهند و بهترين آن را پيروى مى كنند اينانند كه خدايشان راه نموده و اينانند همان خردمندان

 

وَلَقَدْ ضَرَبْنَا لِلنَّاسِ فِي هَذَا الْقُرْآنِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ ﴿۲۷﴾اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ

و در اين قرآن از هر گونه مثلى براى مردم آورديم باشد كه آنان پندگيرند (۲۷)

ولقد ضربنا للناس في هذا القرآن من كل مثل لعلهم يتذكرون | Flickr

 

قُرْآنًا عَرَبِيًّا غَيْرَ ذِي عِوَجٍ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ ﴿۲۸﴾

قرآنى عربى بى‏ هيچ كژى باشد كه آنان راه تقوا پويند (۲۸)

إِنَّكَ مَيِّتٌ وَإِنَّهُمْ مَيِّتُونَ  أَلَيْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ

وَإِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ

قُلِ اللَّهُمَّ فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ عَالِمَ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ

 

وَنُفِخَ فِي الصُّورِ فَصَعِقَ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَمَنْ فِي الْأَرْضِ إِلَّا مَنْ شَاءَ اللَّهُ ثُمَّ نُفِخَ فِيهِ أُخْرَى فَإِذَا هُمْ قِيَامٌ يَنْظُرُونَ ﴿۶۸﴾

و در صور دميده مى ‏شود پس هر كه در آسمانها و هر كه در زمين است بيهوش درمى‏ افتد مگر كسى كه خدا بخواهد سپس بار ديگر در آن دميده مى ‏شود و بناگاه آنان بر پاى ايستاده مى ‏نگرند (۶۸)

وَأَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا وَوُضِعَ الْكِتَابُ وَجِيءَ بِالنَّبِيِّينَ وَالشُّهَدَاءِ وَقُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْحَقِّ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ ﴿۶۹﴾

و زمين به نور پروردگارش روشن گردد و كارنامه [اعمال در ميان] نهاده شود و پيامبران و شاهدان را بياورند و ميانشان به حق داورى گردد و مورد ستم قرار نگيرند (۶۹)

وَوُفِّيَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَا عَمِلَتْ وَهُوَ أَعْلَمُ بِمَا يَفْعَلُونَ ﴿۷۰﴾

و هر كسى [نتيجه] آنچه انجام داده است به تمام بيابد و او به آنچه مى كنند داناتر است (۷۰)

وَسِيقَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِلَى جَهَنَّمَ زُمَرًا حَتَّى إِذَا جَاءُوهَا فُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ يَتْلُونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِ رَبِّكُمْ وَيُنْذِرُونَكُمْ لِقَاءَ يَوْمِكُمْ هَذَا قَالُوا بَلَى وَلَكِنْ حَقَّتْ كَلِمَةُ الْعَذَابِ عَلَى الْكَافِرِينَ ﴿۷۱﴾

و كسانى كه كافر شده‏ اند گروه گروه به سوى جهنم رانده شوند تا چون بدان رسند درهاى آن [به رويشان] گشوده گردد و نگهبانانش به آنان گويند مگر فرستادگانى از خودتان بر شما نيامدند كه آيات پروردگارتان را بر شما بخوانند و به ديدار چنين روزى شما را هشدار دهند گويند چرا ولى فرمان عذاب بر كافران واجب آمد (۷۱)

قِيلَ ادْخُلُوا أَبْوَابَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا فَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ ﴿۷۲﴾

و گفته شود از درهاى دوزخ درآييد جاودانه در آن بمانيد وه چه بد [جايى] است جاى سركشان (۷۲)

وَسِيقَ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَرًا حَتَّى إِذَا جَاءُوهَا وَفُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا سَلَامٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوهَا خَالِدِينَ ﴿۷۳﴾

و كسانى كه از پروردگارشان پروا داشته‏ اند گروه گروه به سوى بهشت‏ سوق داده شوند تا چون بدان رسند و درهاى آن [به رويشان] گشوده گردد و نگهبانان آن به ايشان گويند سلام بر شما خوش آمديد در آن درآييد [و] جاودانه [بمانيد] (۷۳)

وَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي صَدَقَنَا وَعْدَهُ وَأَوْرَثَنَا الْأَرْضَ نَتَبَوَّأُ مِنَ الْجَنَّةِ حَيْثُ نَشَاءُ فَنِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِينَ 

و گويند سپاس خدايى را كه وعده‏ اش را بر ما راست گردانيد و سرزمين [بهشت] را به ما ميراث داد از هر جاى آن باغ [پهناور] كه بخواهيم جاى مى‏ گزينيم چه نيك است پاداش عمل‏كنندگان (۷۴)

وَتَرَى الْمَلَائِكَةَ حَافِّينَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْشِ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَقُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْحَقِّ وَقِيلَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ

Islamic Shahada There No God God Stock Vector (Royalty Free) 275689013

 

تَنْزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ ﴿۲﴾

فرو فرستادن اين كتاب از جانب خداى ارجمند داناست (۲)

غَافِرِ الذَّنْبِ وَقَابِلِ التَّوْبِ شَدِيدِ الْعِقَابِ ذِي الطَّوْلِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ إِلَيْهِ الْمَصِيرُ ﴿۳﴾رَفِيعُ الدَّرَجَاتِ ذُو الْعَرْشِ...يَعْلَمُ خَائِنَةَ الْأَعْيُنِ وَمَا تُخْفِي الصُّدُورُ

[كه] گناه‏ بخش و توبه‏ پذير [و] سخت‏ كيفر [و] فراخ‏نعمت است‏ خدايى جز او نيست بازگشت به سوى اوست (۳)

  دعای حاملان عرش خدا 

الَّذِينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَمَنْ حَوْلَهُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَيُؤْمِنُونَ بِهِ وَيَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ رَحْمَةً وَعِلْمًا فَاغْفِرْ لِلَّذِينَ تَابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِيلَكَ وَقِهِمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ ﴿۷﴾

كسانى كه عرش [خدا] را حمل مى كنند و آنها كه پيرامون آنند به سپاس پروردگارشان تسبيح مى‏ گويند و به او ايمان دارند و براى كسانى كه گرويده‏ اند طلب آمرزش مى كنند پروردگارا رحمت و دانش [تو بر] هر چيز احاطه دارد كسانى را كه توبه كرده و راه تو را دنبال كرده‏ اند ببخش و آنها را از عذاب آتش نگاه دار (۷)

رَبَّنَا وَأَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِي وَعَدْتَهُمْ وَمَنْ صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ﴿۸﴾

پروردگارا آنان را در باغهاى جاويد كه وعده‏ شان داده‏ اى با هر كه از پدران و همسران و فرزندانشان كه به صلاح آمده‏ اند داخل كن زيرا تو خود ارجمند و حكيمى (۸)

وَقِهِمُ السَّيِّئَاتِ وَمَنْ تَقِ السَّيِّئَاتِ يَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمْتَهُ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ﴿۹﴾

و آنان را از بديها نگاه دار و هر كه را در آن روز از بديها حفظ كنى البته رحمتش كرده‏ اى و اين همان كاميابى بزرگ است (۹)

وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ

وَيَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهَادُ...يَوْمَ لَا يَنْفَعُ الظَّالِمِينَ مَعْذِرَتُهُمْ وَلَهُمُ اللَّعْنَةُ وَلَهُمْ سُوءُ الدَّارِ

الأحقاف ٢،﴿ تنزيل الكتاب من الله العزيز الحكيم ﴾ / ثلاث مرات في القران |  Math, Arabic calligraphy, Calligraphy

لَخَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ أَكْبَرُ مِنْ خَلْقِ النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ ﴿۵۷﴾

قطعا آفرينش آسمانها و زمين بزرگتر [و شكوهمندتر] از آفرينش مردم است ولى بيشتر مردم نمى‏ دانند (۵۷)

 

وَقَالَ رَبُّكُمُ اُدْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ ﴿۶۰﴾

و پروردگارتان فرمود مرا بخوانيد تا شما را اجابت كنم در حقيقت كسانى كه از پرستش من كبر مى ‏ورزند به زودى خوار در دوزخ درمى ‏آيند (۶۰

إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَشْكُرُونَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ

 

فَلَمَّا رَأَوْا بَأْسَنَا قَالُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَحْدَهُ فَلَمْ يَكُ يَنْفَعُهُمْ إِيمَانُهُمْ لَمَّا رَأَوْا بَأْسَنَا

پس چون سختى [عذاب] ما را ديدند گفتند فقط به خدا ايمان آورديم و[لى] هنگامى كه عذاب ما را مشاهده كردند ديگر ايمانشان براى آنها سودى نداد

 

Pin on Quran

 

پاورپوینت تدریس قرآن هشتم | درس 12: سوره غافر، راز سرانگشتان (جلسه دوم) |  گاما

 

تبریک خداوند به خودش

لیله القدر شب 17رمضان 1401

دعای روز بیست و هفتم ماه رمضان

 

شب قدر (به عربیلیلة القدر، به معنای شب سرنوشت؛ که شب فرمان، شب قدرت، شب ارزش، شب تقدیر، یا شب اندازه‌گیری نیز ترجمه شده‌است) نام شبی است که در قرآن، به خصوص سوره قدر، از آن نام برده شده‌است. اغلب مسلمانان اعتقاد دارند قرآن برای اولین بار در شب قدر از سوی خدا بر محمد نازل شد.[۱] اسلام‌شناسان نظرات متفاوتی دربارهٔ معنای شب قدر در قرآن ابراز کرده‌اند؛ از جمله اینکه سوره قدر ریشه در یکی از اشعار افرایم سوری دارد و منظور از شب قدر، تولد عیسی است.[۲]

در اعتقادات مسلمانان، شب قدر در طول ماه رمضان (ماه نهم) واقع می‌شود.[۳] نه قرآن و نه احادیث جمع‌آوری‌شده از محمد روز دقیقی که شب قدر باید بزرگداشت شود را آشکار نمی‌کنند.[۴] طبق بسیاری از منابع مسلمان، و روایات این شب را به عنوان یکی از شب‌های با شماره فرد از ثلث پایانی رمضان شناخته‌اند.[۵][۶] مسلمانان مخصوصاً ده شب آخر ماه رمضان را مبارک می‌دانند. مسلمانان معتقدند که شب قدر با نعمت و رحمت فراوان خدا فرا می‌رسد، گناهان آمرزیده می‌شود، دعاها پذیرفته می‌شوند و این فرمان سالانه برای فرشتگان است که آن را طبق نقشه خدا انجام می‌دهند، آشکار می‌شود.

 

وحی بر محمد

برخی از مفسران معتقدند که قرآن دو بار بر محمد نازل شده‌است.

  • «نازل شدن فوری» در شب قدر
  • «نازل شدن تدریجی» در طول ۲۳ سال.

به گفته علامه طباطبایی، قرآن از کلمه انزل استفاده می‌کند که «نزول فوری» را توجیه می‌کند.[۹] با این حال برخی دیگر معتقدند که نزول قرآن در دو مرحله اتفاق افتاده‌است، مرحله اول نزول کامل آن در شب قدر به فرشته جبرئیل که در پایین‌ترین آسمان است و سپس مکاشفه آیه به آیه بعدی وحی بر محمد توسط جبرئیل بوده.

وحی در سال ۶۱۰ میلادی در غار حرا در کوه جبل النور در مکه آغاز شد. اولین سوره ای که نازل شد سوره العلق بود. در هنگام نزول اول، پنج آیه اول این سوره یا کل سوره نازل شد.[۱۰

مسلمانان تا سحر در این کوشش بیدار می‌مانند. با توجه به نادقیق‌بودن در تشخیص روزی که شب قدر باید در آن بزرگداشت شود، برخی مسلمانان به یک عزلت ۱۰ روزه در آخرین دهه رمضان می‌پردازند.[۴]

شب قدر در سوره ۹۷ قرآن، سوره قدر، مورد اشاره قرار گرفته‌است:[۴][۱۱]

  1. ما [قرآن را] در شب قدر نازل کردیم
  2. و چه تو را به عظمت این شب قدر آگاه تواند کرد؟
  3. شب قدر از هزار ماه ارجمندتر است
  4. در آن [شب] فرشتگان با روح به فرمان پروردگارشان برای هر کاری [که مقرر شده‌است] فرود آیند
  5. [آن شب] تا دم صبح صلح و سلام است[۱۲]

واژه عربی «قدر» می‌تواند هم به معنی سرنوشت باشد و هم به معنی نیرو و توانایی. مفسران مسلمان بر سر این که معنی درست کدام است نظرات مختلفی دارند. اولین آیه در این سوره بیان می‌کند که «ما آن (قرآن) را در شب قدر نازل کردیم . . . شب قدر بهتر از هزار ماه» (آیات ۱ و ۳ سوره قدر، ترجمه مکارم شیرازی[۱۳]).[۶] این مطلب از قرآن همچنین با دریافت کتاب مقدس مسلمانان توسط محمد گره زده شده‌است. و برخی آنچه ذکر شده را به عنوان توصیفی از این که محمد کل قرآن را در یک زمان از فرشتگان تحویل می‌گیرد، برداشت کرده‌اند. این اعتقاد به نظر می‌رسد که روایات اولیه را نقض می‌کند، و با روایاتی که محمد قرآن را به‌طور تدریجی در طول ۲۳ سال آخر زندگی‌اش دریافت می‌کند هم‌نوا نیست.[۴][۶] برای آشتی دادن این دو دیدگاه مفسران مسلمان این طرح را پیشنهاد کرده‌اند که فرشتگان ابتدا آن را در یک شب از «لوح محفوظ» (کتاب آسمانی خداوند) به پایین‌ترین سطح آسمان فرود آورده‌اند و آن را جبرئیل از آن جا به‌طور تدریجی به محمد در مکه و مدینه وحی کرد. با این حال باقی همچنان می‌گویند که این رویداد فقط به اولین وحی محمد در غار حرا اشاره دارد. محققان مطالعات اسلامی اروپایی-آمریکایی خاطر نشان کرده‌اند که بزرگداشت یک تک لحظه از وحی، می‌تواند از سنت‌های پیش‌از اسلامی وحی یهودی و مسیحی الهام گرفته شده باشد، همچون وحی تورات در کوه سینا و تولد عیسی. شیعیان، سطحی دیگر از معنا را نیز به این شب اضافه کرده‌اند، برای این که آن‌ها معتقدند که این شب همچنین شبی است که فاطمه، دختر محمد و مادر امامان، متولد شده‌است، و علی ابن ابی طالب شهید شده‌است.[۶]

طبق احادیث، عبادت و انجام کارهای نیک در این شب بخشش خداوند را برای گناهان گذشته به دست می‌آورد. مسلمانان بسیاری، در حفظ معنای «قدر» به عنوان «سرنوشت» (شب سرنوشت) همچنین معتقدند که هر سال در این شب خداوند همه آنچه را که در سال آتی اتفاق خواهد افتاد مقدر می‌کند،[۶] و این شب را به عنوان لحظه‌ای که الله سرنوشت هر شخص را برای سال پیش رو مقدر می‌کند می‌بینند. بنا به احادیث، الله گناهان همه کسانی که به عبادت و اعمال نیک در این شب می‌پردازند می‌بخشد.[۴][۱۴]

قرآن جزئیات بخصوصی، اگرچه نه کاملاً منسجمی را، از زمانی که وحی شروع به پایین آمدن به محمد کرد ارائه می‌کند. این یا در یک «شب فرخنده» (لیلة المبارک) اتفاق افتاده‌است (سوره دخان، آیه ۳)، یا در «شب قدر» (سوره قدر، آیه ۱)، یا در طول ماه رمضان (سوره بقره، آیه ۱۸۵). بیش‌تر مفسران توضیح می‌دهند که تمام مطالب به یک شب یکسان و واحد اشاره دارد، به نام لیلة القدر، که در ماه رمضان قرار می‌گیرد.[۱۵] سنت و روایات مسلمانان دربارهٔ این که منظور از «در ماه رمضان فرو فرستاده شده‌است» چیست، مردد هستند. یک نظر این است که این عبارت یاد اولین وحی محمد را زنده می‌کند، و نظری دیگر این که حاکی از «فروفرستادن» کل قرآن (به پایین‌ترین آسمان) باشد.[۱۶] «لیلة المبارک»، شب فرخنده، یا با «لیلة القدر»، شب قدر، معادل شمرده می‌شود، یا این که در نظر گرفته می‌شود شب ۱۵ شعبان باشد، نقطه آغازین روزه گرفتن داوطلبانه. به زعم A.J Wnsinck، این دو شب دوره سال نوی باستانی ای را در حوالی انقلاب تابستانی متمایز می‌کردند، که در پس برقرارسازی روزه‌گرفتن در رمضان قرار دارد. Kees Wagtendonk می‌نویسد مفهوم دو شب سال نو در یک دوره چهل روزه نامحتمل است و تقویم عربی باستانی، مانند دیگران در منطقه، یک سال نویی را، یا در بهار یا در پاییز، قبول داشت، و بزرگداشت ۱۵ شعبان بیش‌تر به نظر می‌رسد محصول اسلام باشد.[۱۶]

بنابر آموزه‌های اسلامی خوابیدن در شب قدر مذموم و شب‌زنده‌داری در آن سفارش شده‌است و دعا و استغفار به علت توجه فوق‌العاده خدا به بندگان برای بخشایش گناهان آنان در این شب توصیه شده‌است.[۱۷] روز قدر هم به اندازه شب آن ارجمند است.[۱۷]

دیدگاه اهل سنت

اهل سنت اعتقاد دارند که طبق حدیث نبوی شب قدر در یکی از ده شب آخر ماه رمضان واقع شده‌است. اغلب شب بیست و هفتم را شب قدر می‌دانند و در آن شب به دعا و شب‌زنده‌داری می‌پردازند. مسلمانان سلفی اعتقاد دارند که در شب قدر در تمام روزگار همان شبی بود که قرآن در آن نازل گردید و دیگر تکرار نمی‌شود.[۱۹] برخی نیز اظهار داشته‌اند که تا زمان زندگی محمد شب قدر در هر سال تکرار می‌شد اما پس از ارتحال محمد، شب قدر از بین رفته‌است.[۲۰] برخی نیز معتقد بوده‌اند که شب قدر شبی‌است در تمام سال ولی در هر سال شب نامعلومی است، در سال بعثت در ماه رمضان بوده اما در سال‌های دیگر ممکن است در دیگر ماه‌ها باشد. مسلمانان اهل سنت در سراسر جهان به اعتکاف و احیای این شب‌ها می‌پردازند. آنان در این شب‌ها به خواندن قرآن، ادای صلاه تسبیح، ذکر و دعا می‌پردازند.

دیدگاه شیعه

بر اساس حدیث شیعه که از حماد بن عثمان که وی از حسان بن علی از پیشوا ششم شیعیان پیشوا جعفر صادق نقل شده‌است؛ شب قدر تا قیامت باقی است و در ماه رمضان واقع است.[۲۱] در روایات شیعه آمده‌است که قدر یکی از سه شب ۱۹، ۲۱ یا ۲۳ در ماه رمضان است که احتمال شب بیست‌وسوم بیش‌تر است. در اصول کافی نیز آمده‌است که تقدیر در شب نوزدهم و ابرام در شب بیست و یکم و امضا در شب بیست و سوم است.[۲۲]

اختلاف ساعت

با توجه به این که شب قدر به خاطر اختلاف ساعات در مناطق مختلف کره زمین مختلف می‌شود برخی مفسرین آن را به عنوان یک بار چرخش کامل ناحیه تاریک زمین در سطح آن می‌دانند که طی آن هر بخش تاریک وارد شب قدر خودش می‌شود.[۲۳] از پیامبر اسلام نقل است که هوای شب قدر معتدل است و خورشید در صبح آن طلوع می‌کند، بدون شعاع و نور[۲۴] اما به نظر طباطبایی این نشانه‌ها نه دائمی است و نه اکثری.[۲۵]

 

شب قدر از شب 17 رمضا ن شروع تا شب 27 تمام میشود یکی از این ده شب است احتمال شبهای فرد بیشتر است مثل 17 19 21 23 25 27   شیعیان بیشتر 21  23 را شب قدر میدانند اهل تسنن بیشتر شب 27 را شب قدر میدانند والله اعلم لذا از امشب که شب 17 است ده بند از دعای جوشن کبیر را خواندم ودر انجام ده بند دعا کردم خدایا فضل شب قدر را روزی  ما کن    اللهمّ ارْزُقْنی فیهِ فَضْلَ لَیْلَةِ القَدْرِ

دعای جوشن کبیر با صدای فرهمند + متن و ترجمه / pdf

 

 

 

 

بنام مولا

دعای جوشن کبیر ده بند

 

1- اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ باسْمِکَ یَا اللَّهُ یَا رَحْمَانُ یَا رَحِیمُ یَا کَرِیمُ یَا مُقِیمُ یَا عَظِیمُ یَا قَدیمُ یَا عَلِیمُ یَا حَلِیمُ یَا حَکِیمُ سُبْحَانَکَ یَا لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ خَلِّصْنَا مِنَ النَّارِ یَا رَبّ 

آلبوم عکس شب قدر و التماس دعا برای وضعیت واتساپ - تــــــــوپ تـــــــــاپ

 

 

2- یَا سَیِّدَ السَّادَاتِ یَا مُجِیبَ الدَّعَوَاتِ یَا رَافِعَ الدَّرَجَاتِ یَا وَلِیَّ الْحَسَنَاتِ یَا غَافِرَ الْخَطِیئَاتِ یَا مُعْطِیَ الْمَسْأَلاتِ یَا قَابلَ التَّوْبَاتِ یَا سَامِعَ الْأَصْوَاتِ یَا عَالِمَ الْخَفِیَّاتِ یَا دَافِعَ الْبَلِیَّاتِ

 

 آلبوم عکس شب قدر و التماس دعا برای وضعیت واتساپ - تــــــــوپ تـــــــــاپ

 

3- یَا مَنْ لَهُ الْعِزَّةُ وَ الْجَمَالُ یَا مَنْ لَهُ الْقُدْرَةُ وَ الْکَمَالُ یَا مَنْ لَهُ الْمُلْکُ وَ الْجَلالُ یَا مَنْ هُوَ الْکَبیرُ الْمُتَعَالِ یَا مُنْشئَ السَّحَاب الثِّقَالِ یَا مَنْ هُوَ شَدیدُ الْمِحَالِ یَا مَنْ هُوَ سَرِیعُ الْحِسَاب یَا مَنْ هُوَ شَدیدُ الْعِقَاب یَا مَنْ عِنْدَهُ حُسْنُ الثَّوَاب یَا مَنْ عِنْدَهُ أَمُّ الْکِتَاب 

 

آلبوم عکس شب قدر و التماس دعا برای وضعیت واتساپ - تــــــــوپ تـــــــــاپ

 

4- یَا مَنْ تَوَاضَعَ کُلُّ شَیْ‏ءٍ لِعَظَمَتِهِ یَا مَنِ اسْتَسْلَمَ کُلُّ شَیْ‏ءٍ لِقُدْرَتِهِ یَا مَنْ ذَلَّ کُلُّ شَیْ‏ءٍ لِعِزَّتِهِ یَا مَنْ خَضَعَ کُلُّ شَیْ‏ءٍ لِهَیْبَتِهِ یَا مَنِ انْقَادَ کُلُّ شَیْ‏ءٍ مِنْ خَشْیَتِهِ یَا مَنْ تَشَقَّقَتِ الْجِبَالُ مِنْ مَخَافَتِهِ یَا مَنْ قَامَتِ السَّمَاوَاتُ بأَمْرِهِ یَا مَنِ اسْتَقَرَّتِ الْأَرَضُونَ بإِذْنِهِ یَا مَنْ یُسَبّحُ الرَّعْدُ بحَمْدهِ یَا مَنْ لا یَعْتَدی عَلَی أَهْلِ مَمْلَکَتِهِ

آلبوم عکس شب قدر و التماس دعا برای وضعیت واتساپ - تــــــــوپ تـــــــــاپ

 

 

5- یَا عُدَّتِی عِنْدَ شدَّتِی یَا رَجَائِی عِنْدَ مُصِیبَتِی یَا مُونِسی عِنْدَ وَحْشَتِی یَا صَاحِبی عِنْدَ غُرْبَتِی یَا وَلِیِّی عِنْدَ نِعْمَتِی یَا غِیَاثِی عِنْدَ کُرْبَتِی یَا دَلِیلِی عِنْدَ حَیْرَتِی یَا غَنَائِی عِنْدَ افْتِقَارِی یَا مَلْجَئِی عِنْدَ ضْطِرَارِی یَا مُعِینِی عِنْدَ مَفْزَعِی

آلبوم عکس شب قدر و التماس دعا برای وضعیت واتساپ - تــــــــوپ تـــــــــاپ

 

6- یَا مَنْ هُوَ رَبُّ کُلِّ شَیْ‏ءٍ یَا مَنْ هُوَ إِلَهُ کُلِّ شَیْ‏ءٍ یَا مَنْ هُوَ خَالِقُ کُلِّ شَیْ‏ءٍ یَا مَنْ هُوَ صَانِعُ کُلِّ شَیْ‏ءٍ یَا مَنْ هُوَ قَبْلَ کُلِّ شَیْ‏ءٍ یَا مَنْ هُوَ بَعْدَ کُلِّ شَیْ‏ءٍ یَا مَنْ هُوَ فَوْقَ کُلِّ شَیْ‏ءٍ یَا مَنْ هُوَ عَالِمٌ بکُلِّ شَیْ‏ءٍ یَا مَنْ هُوَ قَادرٌ عَلَی کُلِّ شَیْ‏ءٍ یَا مَنْ هُوَ یَبْقَی وَ یَفْنَی کُلُّ شَیْ‏ءٍ

آلبوم عکس شب قدر و التماس دعا برای وضعیت واتساپ - تــــــــوپ تـــــــــاپ

7- یَا مَنْ هُوَ فِی مُلْکِهِ مُقِیمٌ یَا مَنْ هُوَ فِی سُلْطَانِهِ قَدیمٌ یَا مَنْ هُوَ فِی جَلالِهِ عَظِیمٌ یَا مَنْ هُوَ عَلَی عِبَادهِ رَحِیمٌ یَا مَنْ هُوَ بکُلِّ شَیْ‏ءٍ عَلِیمٌ یَا مَنْ هُوَ بمَنْ عَصَاهُ حَلِیمٌ یَا مَنْ هُوَ بمَنْ رَجَاهُ کَرِیمٌ یَا مَنْ هُوَ فِی صُنْعِهِ حَکِیمٌ یَا مَنْ هُوَ فِی حِکْمَتِهِ لَطِیفٌ یَا مَنْ هُوَ فِی لُطْفِهِ قَدیمٌ

آلبوم عکس شب قدر و التماس دعا برای وضعیت واتساپ - تــــــــوپ تـــــــــاپ

8- یَا مَنْ أَظْهَرَ الْجَمِیلَ یَا مَنْ سَتَرَ الْقَبیحَ یَا مَنْ لَمْ یُؤَاخِذْ بالْجَرِیرَةِ یَا مَنْ لَمْ یَهْتِکِ السّتْرَ یَا عَظِیمَ الْعَفْوِ یَا حَسَنَ التَّجَاوُز یَا وَاسعَ الْمَغْفِرَةِ یَا بَاسطَ الْیَدَیْنِ بالرَّحْمَةِ یَا صَاحِبَ کُلِّ نَجْوَی یَا مُنْتَهَی کُلِّ شَکْوَی

آلبوم عکس شب قدر و التماس دعا برای وضعیت واتساپ - تــــــــوپ تـــــــــاپ

9- یَا أَعْظَمَ مِنْ کُلِّ عَظِیمٍ یَا أَکْرَمَ مِنْ کُلِّ کَرِیمٍ یَا أَرْحَمَ مِنْ کُلِّ رَحِیمٍ یَا أَعْلَمَ مِنْ کُلِّ عَلِیمٍ یَا أَحْکَمَ مِنْ کُلِّ حَکِیمٍ یَا أَقْدَمَ مِنْ کُلِّ قَدیمٍ یَا أَکْبَرَ مِنْ کُلِّ کَبیرٍ یَا أَلْطَفَ مِنْ کُلِّ لَطِیفٍ یَا أَجَلَّ مِنْ کُلِّ جَلِیلٍ یَا أَعَزَّ مِنْ کُلِّ عَزیزٍ

 

آلبوم عکس شب قدر و التماس دعا برای وضعیت واتساپ - تــــــــوپ تـــــــــاپ

10- یَا مَنْ فِی السَّمَاءِ عَظَمَتُهُ یَا مَنْ فِی الْأَرْضِ آیَاتُهُ یَا مَنْ فِی کُلِّ شَیْ‏ءٍ دَلائِلُهُ یَا مَنْ فِی الْبحَارِ عَجَائِبُهُ یَا مَنْ فِی الْجِبَالِ خَزَائِنُهُ یَا مَنْ یَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ یُعِیدُهُ یَا مَنْ إِلَیْهِ یَرْجِعُ الْأَمْرُ کُلُّهُ یَا مَنْ أَظْهَرَ فِی کُلِّ شَیْ‏ءٍ لُطْفَهُ یَا مَنْ أَحْسَنَ کُلَّ شَیْ‏ءٍ خَلَقَهُ یَا مَنْ تَصَرَّفَ فِی الْخَلائِقِ قُدْرَتُهُ

آلبوم عکس شب قدر و التماس دعا برای وضعیت واتساپ - تــــــــوپ تـــــــــاپ

شب قدر از دیدگاه اهل تسنن 

1. زمان شب

قدر از جمله موارد اختلاف نظر در کتب روایی و آثار مفسران اهل سنت، که سرانجام اجماع عالمان این مذهب بر آن مهر خاتمت می نهد، موضوع «زمان شب قدر» است. شب قدر، اگر چه در تواتر روایات شیعی، قطعا از شب های دهۀ سوم ماه مبارک رمضان شمرده می شود و تردید در آن نیز به دلیل روایات منقول از معصومان(ع) و نیز تفاوت تفاسیر روایات است، اما از این حیث که شبی خارج از ماه رمضان نیست، مورد اجماع کلی و قطعی است.

در میراث روایی و تفسیری اهل سنت، ابتدا در این خصوص و سپس در قطعی بودن جایگاه این شب در ماه رمضان تردید و تفاوت وجود دارد.

دسته ای از روایات، همچون روایت مشهور ابو حنیفه در«شرح الازهار»، بر این اعتقاد تأکید می کنند که شب قدر قطعا نمی تواند دراین دهه باشد، بلکه در تمامی شب های سال پنهان است.

این روایت، که در ضمن مسئله ای فقهی وارد شده، چنین است: «شب قدر، در میان شب های سال پنهان است و اگر کسی طلاق همسرش را مشروط به وقوع آن در شب قدر نماید، بدون گذشت یک سال کامل، طلاق واقع نشده است»[1].

این حکم واره، و در واقع روایت مستند، به این معنا اشاره دارد که زمان شب قدر، در حد احتمال نزدیک به یقین نیز نیست تا بتوان بر مبنای آن، به شکوک فروع واحتمالات نیز توجه کرد.

در حقیقت، این روایت و روایات مشابه، مانند روایت «عبد الله بن مسعود» با این مضمون که «تنهاکسی می تواند شب قدر را درک کند که یکسال تمام شب زنده داری کرده باشد»[2]، بر موضوع پنهان بودن زمان شب قدر تأکید دارد و این بدان معناست که احتمال قرار داشتن شب قدر در یکی از شب های دهۀ آخر رمضان، منتفی و حداقل، به لحاظ احتمال، با شب های دیگر سال برابر است.

در این دسته از روایات از سوی دسته ای دیگر از روایات معتبرتر، که در نهایت به اجماع بیشتر مفسران و عالمان اهل سنت انجامیده است، تردید شده است.

اگر گشودن بابی با عنوان «باب فضیلة (فضل) لیلة القدر» در کنارابواب «صوم» و «صیام» در منابع روایی اهل سنت اشاره ای به موضوع قرار داشتن شب قدر در ماه رمضان و ارتباط آن با ماه صیام پنداشته نشود، روایات معتبر چندانی در این باره وجود دارد که بر موضوع فوق تأکید دارد.

از ماوردی در «الحاوی الکبیر» روایتی سراغ داریم با این مضمون: «در این که شب قدر در دهۀ سوم ماه رمضان است، تردیدی بین عالمان نباید باشد؛ چه، ابوذر از رسول الله روایت کرده است که این شب دردهۀ پایانی ماه رمضان است»[3]؛ نیز روایت عبد الله بن عمر از رسول خدا(ص) که فرموده است: «شب قدر را در دهۀ پایانی رمضان بجویید»[4]

شاید بتوان روایت عایشه از احوال پیامبر اسلام(ص) در دهه پایانی ماه رمضان را نیز تأکیدی بر این جایگاه زمانی شمرد: «آن گاه که دهه آخر رمضان فرا می رسید، رسول خدا شب ها را بیدار بود و اهل خود را نیزبیدارنگه  می داشت و از زنان دوری می جست»[5] و نیز روایت «ابن عمر» از اعتکاف پیامبر در دهۀ پایانی ماه مبارک رمضان را در صحیح مسلم آمده است: «پیامبر دهۀ انجامین ماه رمضان را در اعتکاف بودند»[6].

گفته شد با وجود تعدد روایاتی که زمان شب قدر را ماه رمضان و به خصوص دهه سوم این ماه می داند، روایات و تفاسیر مبنی بر پنهان بودن شب قدر در شب های مجموع سال تضعیف می شود؛ اما باب اختلاف بر سر تعیین زمان واقعی این شب در میان شب های دهه آخر رمضان هم چنان در میان راویان و مفسران حدیث اهل تسنن مفتوح است.

روایات و مباحث متفاوتی در این موضوع در منابع اهل سنت هست که در یک طبقه بندی کلی به سه دسته روایات تأکید کننده بر شب بیست و یکم، شب بیست و سوم و شب بیست و هفتم تقسیم می شوند.البته روایات بسیار ضعیفی نیز مبنی بر شب قدر بودن شب هفدهم وجود دارد؛ از جمله روایت ابن عباس در«درالمنثور»[7].

بیشترین تأکید در منابع روایی سنّی، بر شب بیست و سوم است و البته این تنها در منابع آمده است و اما در عمل، امروزه، به استناد روایات مربوط به شب بیست و هفتم، این احتمال قوی تری از احتمال های دیگر دانسته شده و اعمال ویژه شب قدر نیز در میان اهل سنت، به طور خاص در این شب صورت می پذیرد.

برخی روایات در منابع اهل سنت در این زمینه را مرور می کنیم: در«صحیح مسلم»آمده است: «گفته شده شب بیست و سوم، شب قدر است و این، قول بسیاری صحابه و تابعین است»[8].

در روایتی از ابن عمر منقول است که فردی نزد پیامبر آمد و عرض کرد که در خواب دیده است شب قدر، هفت روز مانده به پایان رمضان است. پیامبر فرمود: «خواب های شما که بر قدر بودن بیست و سوم توافق دارند صحیح اند و هر کس خواست شب زنده داری قدر را درک کند، این شب را احیا نگهدارد»[9]. روایت منقول از سعید بن جبیر در «در المنثور» مؤید همین نظراست[10].

شب جُهَنی

داستان معروف «عبد الله بن انیس جُهَنی» و «شب جهنی» نیز، که به تکرار در منابع اهل سنت و شیعه نقل شده است، بر شب بیست و سوم ماه رمضان به عنوان شب قدر تأکید می کند. چکیده این داستان چنین است: عبد الله بن انیس از تیره «جهنیه» که رمه داری بادیه نشین بود، به دلیل دوری از مدینه، امکان حضور دایم در مدینه را نداشت.

روزی خدمت رسول خدا رسید و احوال خویش را باز گفت که به دلیل دوری مسافت، امکان حضور دایم در شب های رمضان و احیا نگه داشتن در مدینه را ندارد و از پیامبر خواست تا شب قدر را برای او معین کند تا در آن شب در مدینه حضور یابد.

پیامبر در پاسخ وی فرمود: «شب بیست و سوم ماه رمضان» و از آن پس، شب بیست و سوم به عنوان شب قدر و «شب جهنمی» معروف شد

[11].دسته ای دیگر از روایات و تفاسیر اهل سنت، بر شب قدر بودن شب های بیست و یکم و بیست و هفتم حکایت دارند.

قول دوم از این دسته روایات؛ یعنی شب قدر بودن بیست و هفتم، تقریبا پذیرفته تر از قول اول است؛ اگر چه با قول او نیز، به لحاظ تعدد روایات و تفاسیر سندی در برابر است، اما به جهت اقبال خاص، امروزه شایع تر از دیدگاه دیگر مورد اهتمام اهل سنت است. البته شب های بیست و سوم و بیست و یکم نیز مانند آنچه در بین شیعیان متداول است، در بین اهل سنت محل اهتمام و توجه است.

روایات متعددی نیز شب بیست و هفتم را شب قدر می دانند که می توان با مراجعه به کتب روایی، تفاسیر آنها را مشاهده کرد. اگر تأکید و یقین منقول از «ابیّ بن کعب» در ضمن روایت منقول از وی در صحیح مسلم که می گوید «ابّی قسم یاد کرده است شب قدر شب بیست و هفتم است؛ زیرا به روایت پیامبر در بامداد شب قدر، خورشید کم رونق و کم رمق و بدون پرتوهای چندان طلوع می کند»[12] را به روایات دیگر مثل روایتی منقول از پیامبر (ص) توسط عایشه که: «شب قدر را در شب بیست و هفتم بجویید» و روایت های مشابه دیگر ضمیمه کنیم، تقریبا احتمالی که برای روایات شب بیست و سوم به دست می آمد، برای این شب نیز قابل تصور است.

البته تأکید بر این شب از سوی اهل سنت، بدون دلیل دیگری و شاید در پی آمد عرف رایج بین عالمان و عامیان، ترجیح بلا مرجحی است که یافتن دلیل برای آن حوصله بررسی متون فراوانی را -آن هم بدون اعتماد به رسیدن به نتیجه قطعی- می طلبد.

به هر حال بین شب بیست وسوم، که روایات معروف اهل سنت و شیعه به صورت مشترک بدان اشاره دارند، و بین شب بیست و هفتم، تأکید و تردیدی خاص وجود ندارد، مگر تفاوت نظری که به آن اشاره شد.

در مجموع، به نظر می رسد حاصل جمع روایات و وجه غالب آنها و دیگر تفاسیر اهل سنت، نخست بر مسئله زمان شب قدر در ماه رمضان و سپس بر قرار داشتن این شب در دهه سوم اتفاق دارند و وجوه دیگر، با وجود تعدد سندی و اقبال به آن ها، به لحاظ ضعف در برابر این دسته روایات و تفاسیر منقول، معتبر نیستند.

2. عمومیّت شب قدر

از مباحث دیگر مربوط به شب قدر، اختصاص و عمومیت زمانی شب قدر به دوره ای خاص، یا جریان داشتن آن به همه دوره هاست. اتفاق نظر به حد اجماع و تواتر نقل شده است که شب قدر نسبت به همه دوره ها و زمان ها عمومیّت دارد.

پاره ای احادیث منقول در اسناد روایی اهل سنت، که گاه به آنها استدلال می شود و بی طرفدار نیز نیستند، بر این اعتقاد استوارند که شب قدر مخصوص به دوره خاص حیات پیامبر(ص) بوده است و دیگر شب قدری وجود ندارد.

به بیان دیگر، این شب، اختصاص به دوره ای خاص از زمان(دوران حیات پیامبر) داشته است و قابل تکرار نیست.دسته ای دیگر از روایات، که در روایات شیعه نیز مشابه آن یافت می شود، نه تنها دایرۀ عمومیت شب قدر را از دوران پیامبر تا روزگار ما وسعت می دهد، بلکه آن را به قبل از آن دوره نیز سرایت می دهد و این اعتقاد را که شب قدر از ابتدای خلقت آدم وجود داشته و بابی وسیع از ابواب رحمت الهی بوده مسلّم می پندارد و بر آن ابرام می ورزد.

اکنون روایات مؤید هر سه نظر را مرور می کنیم: گفتیم مسلم است که شب قدر با شب های دیگر سال متفاوت است؛ شبی که اهمیت آن برای همه معلوم است.

دسته ای از روایات، از جمله روایت منقول در «صحیح بخاری» و «فتح الباری» نشان می دهد که «شب قدر از میان رفته» و آن، «شب مخصوصی بوده که در زمان پیامبر وجود داشته است»[13].

روایت دیگری نیز صحیح بخاری از «عباده بن صامت» با این مضمون نقل شده است که «پیامبر تصمیم داشتند ما را از شب قدر به طور دقیق آگاه کنند، اما در راه دو نفر را در حال نزاع دیدند و وقتی به جمع ما وارد شدند، فرمودند به دلیل همین(نزاع ها) شب قدر از میان شما برداشته شد»[14].

البته عده ای بر این اعتقادند که این برداشتن، قطعی نیست و تنها آگاهی از زمان شب قدر را از بین برده است. اما این دسته از روایات با پاره ای از روایات و شروح دیگر، که مفادشان اختصاصی بودن شب قدر است در تضاد است.

این روایات در منابع اهل سنت دیده می شود و حتی بر دسته اول، به لحاظ تعداد و اهمیت، رجحان دارد.از جمله این روایات، نقل «ابا هریره» است از قول «عبد الله بن مکانس» که به «ابا هریره» گفته بود: «گمان می کنند شب قدر از بین رفته» و وی در پاسخ گفته بود: «دروغ است و در همه ماه های رمضانی که در پیش روست، شب قدر قرار دارد»[15].

از عبد الله بن عمر نیز روایت شده است که «درباره شب قدر از پیامبر(ص) سؤال شد که آیا همیشگی است یا به زمان خاصی اختصاص دارد؟ [و] حضرت فرمود: همه ماه های رمضان دارای شب قدر است»[16]. از جمله روایات شیعه نیز در این باره روایات هشام بن حکم از امام صادق(ع) است که آن حضرت فرمودند: «شب قدر در تمام سال ها موجود است»[17].

در مجموع در می یابیم که آنچه به اجماع پذیرفته است، این است که شب قدر به دوره ای خاص از تاریخ، یعنی زمان پیامبر، اختصاص ندارد و تاکنون ادامه دارد و تا ابد نیز چنین خواهد بود.

پاره ای دیگر از روایات، بر ممتاز بودن امت محمد(ص) به این امتیاز و فقدان آن برای سایر امت های قبل از اسلام اشاره دارند و بر این عقیده استوارند که شب قدر امتیازی اختصاصی برای مسلمانان است و در امت های گذشته سابقه نداشته است. در میان روایات اهل سنت، این نظر طرفداران بسیار دارد.

در تعلیل این استناد نیز گفته می شود چون پیامبر(ص) اعمال امت های پیشین را نگریست، دریافت اعمال صالح آنان، به دلیل عمر طولانی شان، بسیار بیشتر از امت خودش است و به همین دلیل از خداوند خواست شب قدر را به مسلمانان اختصاص دهد تا این کاستی جبران شود و آنها با داشتن اعمال نیک، پیش از پیشینیان ممتاز شوند[18] و نیز روایات دیگری از این دست، که اشاره به ممتاز بودن امت پیامبر به واسطۀ جعل شب قدر برای آنان دارند[19].

در مقابل، روایات دیگر، این موضوع را تأیید نمی کنند و این امتیاز را به قبل نیز سرایت می دهند. اگرچه تعداد این دسته روایات بین اهل سنت کمتر است، اما در منابع شیعه، روایات زیادی یافت می شود که در آن ها، شب قدر برای قبل از امت پیامبر نیز دانسته شده است.

از گروه روایات فوق، از جمله می توان به روایت «درالمنثور» منقول از ابوذر اشاره کنیم که از پیامبر پرسید: «آیا شب قدری که در امت های پیشین بوده و برای امت شما هم هست تا ابد ادامه خواهد داشت؟» و پیامبر نیز فرمودند: «آری» [و مخالفتی با بیان ابوذر نکردند]»[20]. از روایات شیعه نیز می توان به روایت منقول از حضرت امام جواد(ع) اشاره کرد که در ضمن حدیثی مفصل فرمودند: «به خدا سوگند. . . امری که بر تمام انبیا تا حضرت محمد در شب قدر نازل می شد، وصیت کردن و قرار دادن شخص به عنوان وصی بود»[21].

در جمع روایات سه گانه فوق می توان گفت شب قدر، با توجه به روایات و مستندات، از دیدگاه شیعه اختصاص به قبل از پیامبر و بعد از آن تا به امروز دارد و شاید فضیلت های آن در امّت پیامبر فراوان شده باشد. از دیدگاه اهل سنت، شب قدر، شبی است مخصوص امت پیامبر(ص) که تا امروز نیز ادامه دارد و قبل از پیامبر نبوده و در واقع امتیاز مسلمانان بر سایر امت هاست؛ اگر چه روایاتی اندک شمار نیز در منابع اهل سنت وجود دارد که شب قدر را فقط مربوط به زمان پیامبر(ص) می داند.

 

ده بند شب 19 21 و23 و25 و 27 رمضان خوانده شود شب های احیا با خداوند در دل کنییم 

آلبوم عکس شب قدر و التماس دعا برای وضعیت واتساپ - تــــــــوپ تـــــــــاپ

1- یَا مَنْ لَهُ ذِکْرٌ لَایُنْسىٰ ، یَا مَنْ لَهُ نُورٌ لَایُطْفىٰ ، یَا مَنْ لَهُ نِعَمٌ لَاتُعَدُّ ، یَا مَنْ لَهُ مُلْکٌ لَایَزُولُ ، یَا مَنْ لَهُ ثَنَاءٌ لَایُحْصىٰ ، یَا مَنْ لَهُ جَلالٌ لَایُکَیَّفُ ، یَا مَنْ لَهُ کَمالٌ لَایُدْرَکُ ، یَا مَنْ لَهُ قَضاءٌ لَایُرَدُّ ، یَا مَنْ لَهُ صِفاتٌ لَاتُبَدَّلُ ، یَا مَنْ لَهُ نُعُوتٌ لَاتُغَیَّرُ.

 ای آن‌که یادی دارد فراموش‌نشدنی، ای آن‌که نوری دارد خاموش نشدنی، ای آن‌که عطایایی بخشیده ناشمردنی، ای آن‌که فرمانروایی‌اش بی‌زوال است، ای آن‌که ستایشش بی‌آمار است، ای آن‌که شکوهش چگونگی نپذیرد، ای آن‌که کمالی دارد درک ناشدنی، ای آن‌که داوری‌اش بازگشت ناپذیر است، ای آن‌که صفاتی دارد دگرگون ناپذیر، ای آن‌که جلوه‌هایی دارد غیر قابل تغییر.

آلبوم عکس شب قدر و التماس دعا برای وضعیت واتساپ - تــــــــوپ تـــــــــاپ

2- یَا مَنْ ذِکْرُهُ شَرَفٌ لِلذَّاکِرِینَ ، یَا مَنْ شُکْرُهُ فَوْزٌ لِلشَّاکِرِینَ ، یَا مَنْ حَمْدُهُ عِزٌّ لِلْحامِدِینَ ، یَا مَنْ طَاعَتُهُ نَجاهٌ لِلْمُطِیعِینَ، یَا مَنْ بابُهُ مَفْتُوحٌ لِلطَّالِبِینَ ، یَا مَنْ سَبِیلُهُ واضِحٌ لِلْمُنِیبِینَ ، یَا مَنْ آیاتُهُ بُرْهانٌ لِلنَّاظِرِینَ ، یَا مَنْ کِتابُهُ تَذْکِرَهٌ لِلْمُتَّقِینَ ، یَا مَنْ رِزْقُهُ عُمُومٌ لِلطَّائِعِینَ وَالْعاصِینَ ، یَا مَنْ رَحْمَتُهُ قَرِیبٌ مِنَ الْمُحْسِنِینَ.

 ای آن‌که ذکرش برای ذاکران شرف است، ای آن‌که شکرش برای شاکران رستگاری است، ای آن‌که ستایشش برای ستایشگران عزّت است، ای آن‌که طاعتش برای مطعیان مایه نجات است، ای آن‌که درگاهش گشوده است به روی جویندگان، ای آن‌که راهش برای توبه‌کاران هموار است، ای آن‌که نشانه‌هایش برای بینندگان دلیل قاطع است، ای آن‌که کتابش برای پرواپیشگان مایه پند و یادآوری است، ای آن‌که روزی‌اش همه مطیعان و گنه‌کاران را فراگیرد، ای آن‌که رحمتش به نیکوکاران نزدیک است.
3- یَا مَنْ تَبارَکَ اسْمُهُ ، یَا مَنْ تَعالىٰ جَدُّهُ ، یَا مَنْ لَاإِلٰهَ غَیْرُهُ ، یَا مَنْ جَلَّ ثَناؤُهُ ، یَا مَنْ تَقَدَّسَتْ أَسْماؤُهُ ، یَا مَنْ یَدُومُ بَقاؤُهُ ، یَا مَنِ الْعَظَمَهُ بَهاؤُهُ ، یَا مَنِ الْکِبْرِیاءُ رِداؤُهُ ، یَا مَنْ لَاتُحْصىٰ آلاؤُهُ ، یَا مَنْ لَاتُعَدُّ نَعْماؤُهُ.

 ای آن‌که نامش خجسته است، ای آن‌که عنایتش بس بلند است، ای آن‌که معبودی جز او نیست، ای آن‌که ستایشش والا است، ای آن‌که نام‌هایش مقدس است، ای آن‌که هستی‌اش پایدار است، ای آن‌که بزرگی جلوه زیبایی اوست، ای آن‌که بزرگ‌منشی پوشش اوست، ای آن‌که عطاهایش در شمار نیاید، ای آن‌که نعمت‌هایش شمرده نشود.

آلبوم عکس شب قدر و التماس دعا برای وضعیت واتساپ - تــــــــوپ تـــــــــاپ

4- یَا مَنْ لَاشَرِیکَ لَهُ وَلَا وَزِیرَ ، یَا مَنْ لَاشَبِیهَ لَهُ وَلَا نَظِیرَ ، یَا خالِقَ الشَّمْسِ وَالْقَمَرِ الْمُنِیرِ ، یَا مُغْنِىَ الْبائِسِ الْفَقِیرِ ، یَا رازِقَ الطِّفْلِ الصَّغِیرِ ، یَا راحِمَ الشَّیْخِ الْکَبِیرِ ، یَا جابِرَ الْعَظْمِ الْکَسِیرِ ، یَا عِصْمَهَ الْخائِفِ الْمُسْتَجِیرِ ، یَا مَنْ هُوَ بِعِبادِهِ خَبِیرٌ بَصِیرٌ ، یَا مَنْ هُوَ عَلىٰ کُلِّ شَىْءٍ قَدِیرٌ.

 ای آن‌که شریک و وزیری ندارد، ای آن‌که مثل و مانندی ندارد، ای آفریننده خورشید و ماه تابان، ای بی‌نیاز کننده درمانده تهیدست، ای روزی دهنده کودک خردسال، ای مهرورز بر پیر بزرگسال، ای پیونددهنده استخوان شکسته، ای پناه ترسان پناه‌جو، ای آن‌که بر بندگانش آگاه و بیناست، ای آن‌که بر هر چیز تواناست.

آلبوم عکس شب قدر و التماس دعا برای وضعیت واتساپ - تــــــــوپ تـــــــــاپ

5- یَا مَنْ یَخْلُقُ ما یَشَاءُ ، یَا مَنْ یَفْعَلُ ما یَشَاءُ ، یَا مَنْ یَهْدِى مَنْ یَشَاءُ ، یَا مَنْ یُضِلُّ مَنْ یَشَاءُ ، یَا مَنْ یُعَذِّبُ مَنْ یَشَاءُ ، یَا مَنْ یَغْفِرُ لِمَنْ یَشَاءُ ، یَا مَنْ یُعِزُّ مَنْ یَشَاءُ ، یَا مَنْ یُذِلُّ مَنْ یَشَاءُ ، یَا مَنْ یُصَوِّرُ فِى الْأَرْحامِ مَا یَشَاءُ ، یَا مَنْ یَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ یَشَاءُ.

 ای آن‌که هرچه خواهد آفریند، ای آن‌که هرچه بخواهد بکند، ای آن‌که هرکه را بخواهد راهنمایی کند، ای آن‌که هرکه را بخواهد گمراه سازد، ای آن‌که هرکه را بخواهد عذاب کند، ای آن‌که هرکه را بخواهد بیامرزد، ای آن‌که هرکه را بخواهد عزّت بخشد، ای آن‌که هرکه را بخواهد خوار گرداند، ای آن‌که در رحم مادران هرچه خواهد صورت بخشد، ای آن‌که هرکه را بخواهد به رحمتش مخصوص گرداند.

آلبوم عکس شب قدر و التماس دعا برای وضعیت واتساپ - تــــــــوپ تـــــــــاپ

6- یَا مَنْ عَلا فَقَهَرَ ، یَا مَنْ مَلَکَ فَقَدَرَ ، یَا مَنْ بَطَنَ فَخَبَرَ ، یَا مَنْ عُبِدَ فَشَکَرَ ، یَا مَنْ عُصِىَ فَغَفَرَ ، یَا مَنْ لَاتَحْوِیهِ الْفِکَرُ ، یَامَنْ لَایُدْرِکُهُ بَصَرٌ ، یَا مَنْ لَایَخْفىٰ عَلَیْهِ أَثَرٌ، یَا رازِقَ الْبَشَرِ ، یَا مُقَدِّرَ کُلِّ قَدَرٍ.

- ای آن‌که فراتر رفت و چیره گشت، ای آن‌که دارا گشت و توان یافت، ای آن‌که نهان شد و آگاهی یافت، ای آن‌که پرستش شد و ارج نهاد، ای آن‌که نافرمانی شد و آمرزید، ای آنکه اندیشه‌ها او را فرا نگیرد، ای آن‌که دیده‌ای او را در نیابد، ای آن‌که اثری بر او پوشیده نماند، ای روزی‌دهنده آدمیان، ای اندازه دهنده هر اندازه.

آلبوم عکس شب قدر و التماس دعا برای وضعیت واتساپ - تــــــــوپ تـــــــــاپ

7- یَامَنْ لَا یَعْلَمُ الْغَیْبَ إِلّا هُوَ ، یَا مَنْ لَایَصْرِفُ السُّوءَ إِلّا هُوَ ، یَا مَنْ لَایَخْلُقُ الْخَلْقَ إِلّا هُوَ ، یَا مَنْ لَایَغْفِرُ الذَّنْبَ إِلّا هُوَ ، یَا مَنْ لَایُتِمُّ النِّعْمَهَ إِلّا هُوَ ، یَا مَنْ لَایُقَلِّبُ الْقُلُوبَ إِلّا هُوَ ، یَا مَنْ لَایُدَبِّرُ الْأَمْرَ إِلّا هُوَ ، یَا مَنْ لَایُنَزِّلُ الْغَیْثَ إِلّا هُوَ ، یَا مَنْ لَا یَبْسُطُ الرِّزْقَ إِلّا هُوَ ، یَا مَنْ لَایُحْیِى الْمَوْتىٰ إِلّا هُوَ.

 ای آن‌که جز او غیب نداند، ای آن‌که برنگرداند بدی را جز او، ای آن‌که آفریدگان را جز او نیافریند، ای آن‌که گناه را جز او نیامرزد، ای آن‌که نعمت را جز او کامل نکند، ای آن‌که دل‌ها را جز او دگرگون نکند، ای آن‌که کارها را جز او تدبیر ننماید، ای آن‌که باران را جز او فرو نبارد، ای آن‌که روزی را جز او نگستراند، ای آن‌که مردگان را جز او زنده نسازد.

آلبوم عکس شب قدر و التماس دعا برای وضعیت واتساپ - تــــــــوپ تـــــــــاپ

8-یَا مَنْ عِلْمُهُ سابِقٌ ، یَا مَنْ وَعْدُهُ صادِقٌ ، یَا مَنْ لُطْفُهُ ظاهِرٌ ، یَا مَنْ أَمْرُهُ غالِبٌ ، یَا مَنْ کِتابُهُ مُحْکَمٌ ، یَا مَنْ قَضاؤُهُ کائِنٌ ، یَا مَنْ قُرْآنُهُ مَجِیدٌ ، یَا مَنْ مُلْکُهُ قَدِیمٌ ، یَا مَنْ فَضْلُهُ عَمِیمٌ ، یَا مَنْ عَرْشُهُ عَظِیمٌ.

 ای آن‌که علمش پیش است، ای آن‌که وعده‌اش راست است، ای آن‌که لطفش آشکار است، ای آن‌که فرمانش چیره است، ای آن‌که کتابش استوار است، ای آن‌که حکمش شدنی است، ای آن‌که قرآنش باشکوه است، ای آن‌که فرمانروایی‌اش دیرین است، ای آن‌که بخششش فراگیر است، ای آن‌که پایگاهش بس بزرگ است.

آلبوم عکس شب قدر و التماس دعا برای وضعیت واتساپ - تــــــــوپ تـــــــــاپ
9-یَا مَنْ لَایَشْغَلُهُ سَمْعٌ عَنْ سَمْعٍ ، یَا مَنْ لَایَمْنَعُهُ فِعْلٌ عَنْ فِعْلٍ ، یَا مَنْ لَایُلْهِیهِ قَوْلٌ عَنْ قَوْلٍ ، یَا مَنْ لَایُغَلِّطُهُ سُؤالٌ عَنْ سُؤالٍ ، یَا مَنْ لَایَحْجُبُهُ شَىْءٌ عَنْ شَىْءٍ ، یَا مَنْ لَایُبْرِمُهُ إِلْحاحُ الْمُلِحِّینَ ، یَا مَنْ هُوَ غایَهُ مُرادِ الْمُرِیدِینَ ، یَا مَنْ هُوَ مُنْتَهىٰ هِمَمِ الْعارِفِینَ ، یَا مَنْ هُوَ مُنْتَهىٰ طَلَبِ الطَّالِبِینَ ، یَا مَنْ لَایَخْفىٰ عَلَیْهِ ذَرَّهٌ فِى الْعالَمِینَ.

 ای آن‌که شنیدنی از شنیدن دیگر بازش ندارد، ای آن‌که کاری از کار دیگر منعش نکند، ای آن‌که گفتاری از گفتار دیگر سرگرمش نکند، ای آن‌که درخواستی از درخواست دیگر او را به اشتباه نیافکند، ای آن‌که چیزی از چیز دیگر پرده‌اش نشود، ای آن‌که اصرار اصرارکنندگان او را به ستوه نیاورد، ای آن‌که آرمان واپسین جویندگان است، ای آن‌که نهایت همّت عارفان است، ای آن‌که پایان جستجوی جویندگان است، ای آن‌که غباری در سراسر هستی بر او پوشیده نیست.

آلبوم عکس شب قدر و التماس دعا برای وضعیت واتساپ - تــــــــوپ تـــــــــاپ


10- یَا حَلِیماً لَایَعْجَلُ ، یَا جَوَاداً لَایَبْخَلُ ، یَا صادِقاً لَا یُخْلِفُ ، یَا وَهَّاباً لَایَمَلُّ ، یَا قاهِراً لَایُغْلَبُ ، یَا عَظِیماً لَایُوصَفُ ، یَا عَدْلاً لَا یَحِیفُ ، یَا غَنِیّاً لَایَفْتَقِرُ ، یَا کَبِیراً لَایَصْغُرُ ، یَا حافِظاً لَایَغْفُلُ ، سُبْحانَکَ یَا لَا إِلٰهَ إِلّا أَنْتَ ، الْغَوْثَ الْغَوْثَ خَلِّصْنا مِنَ النَّارِ یَا رَبِّ.

 ای بردباری که شتاب نکند، ای بخشنده‌ای که بخل نورزد، ای راست‌گویی که تخلّف نکند، ای عطاکننده‌ای که خستگی نپذیرد، ای چیره‌ای که شکست‌ناپذیر است، ای بزرگی که به وصف در نیاید، ای دادگری که ستم ننماید، ای توانگری که نیازمند نشود، ای بزرگی که کوچک نگردد، ای نگهداری که غفلت ننماید، منزّهی تو ای که معبودی جز تو نیست، فریادرس، فریادرس، ما را از آتش رهایی بخش پروردگارا.

 

 

آلبوم عکس شب قدر و التماس دعا برای وضعیت واتساپ - تــــــــوپ تـــــــــاپ

استاد فاطمی نیا فرمود در شب قدر سوره واقعه ویک سوره توحید با 7بار یا الله بگویید وحاجت بطلبید مجرب است ومارا دعا کنیید 

 

Pin on Quran

وَهَٰذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ فَاتَّبِعُوهُ 6

فاصبر إن وعد الله حق : ثلاث مرات في القرآن، مرتان في غافر / فاصبر إن  العاقبة للمتقين : وحيدة في هود ٤٩ // فاصبر : إحدى عشرة مرة بزياد… | Math,  Quran, Math equations

 

حکم خدا 1-لِلَّهِ الْأَمْرُ مِنْ قَبْلُ وَمِنْ بَعْدُ  وَعْدَ اللَّهِ لَا يُخْلِفُ اللَّهُ وَعْدَهُ

أَوَلَمْ يَتَفَكَّرُوا فِي أَنْفُسِهِمْ مَا خَلَقَ اللَّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ وَأَجَلٍ مُسَمًّى وَإِنَّ كَثِيرًا مِنَ النَّاسِ بِلِقَاءِ رَبِّهِمْ لَكَافِرُونَ ﴿۸﴾

آيا در خودشان به تفكر نپرداخته‏ اند خداوند آسمانها و زمين و آنچه را كه ميان آن دو است جز به حق و تا هنگامى معين نيافريده است و [با اين همه] بسيارى از مردم لقاى پروردگارشان را سخت منكرند 

فَسُبْحَانَ اللَّهِ حِينَ تُمْسُونَ وَحِينَ تُصْبِحُونَ 

پس خدا را تسبيح گوييد آنگاه كه به عصر درمى ‏آييد و آنگاه كه به بامداد درمى ‏شويد 

وَلَهُ الْحَمْدُ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَعَشِيًّا وَحِينَ تُظْهِرُونَ 

و ستايش از آن اوست در آسمانها و زمين و شامگاهان و وقتى كه به نيمروز مى ‏رسيد 

يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَيُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ وَيُحْيِي الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَكَذَلِكَ تُخْرَجُونَ 

زنده را از مرده بيرون مى ‏آورد و مرده را از زنده بيرون مى ‏آورد و زمين را بعد از مرگش زنده مى‏ سازد و بدين گونه [از گورها] بيرون آورده مى ‏شويد 

 

حکم خدا 2-وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَكُمْ مِنْ تُرَابٍ...وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا....وَمِنْ آيَاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافُ أَلْسِنَتِكُمْ وَأَلْوَانِكُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِلْعَالِمِينَ...وَمِنْ آيَاتِهِ مَنَامُكُمْ بِاللَّيْلِ وَالنَّهَارِ...وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ تَقُومَ السَّمَاءُ وَالْأَرْضُ بِأَمْرِهِ....وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ يُرْسِلَ الرِّيَاحَ مُبَشِّرَاتٍ...اللَّهُ الَّذِي يُرْسِلُ الرِّيَاحَ فَتُثِيرُ سَحَابًا..فَانْظُرْ إِلَى آثَارِ رَحْمَتِ اللَّهِ كَيْفَ يُحْيِي الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا إِنَّ ذَلِكَ لَمُحْيِي الْمَوْتَى وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ..وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ يُقْسِمُ الْمُجْرِمُونَ مَا لَبِثُوا غَيْرَ سَاعَةٍ...فَيَوْمَئِذٍ لَا يَنْفَعُ الَّذِينَ ظَلَمُوا مَعْذِرَتُهُمْ...وَلَقَدْ ضَرَبْنَا لِلنَّاسِ فِي هَذَا الْقُرْآنِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ...فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَلَا يَسْتَخِفَّنَّكَ الَّذِينَ لَا يُوقِنُونَ

فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ 

پس روى خود را با گرايش تمام به حق به سوى اين دين كن با همان سرشتى كه خدا مردم را بر آن سرشته است آفرينش خداى تغييرپذير نيست اين است همان دين پايدار ولى بيشتر مردم نمى‏ دانند 

مُنِيبِينَ إِلَيْهِ وَاتَّقُوهُ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ 

به سويش توبه بريد و از او پروا بداريد و نماز را برپا كنيد و از مشركان مباشيد 

أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشَاءُ وَيَقْدِرُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ

 

فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ ۖ وَلَا يَسْتَخِفَّنَّكَ الَّذِينَ لَا  يُوقِنُونَ )

 

حکم خدا 1-أَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَأَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَةً وَبَاطِنَةً

آيا ندانسته‏ ايد كه خدا آنچه را كه در آسمانها و آنچه را كه در زمين است مسخر شما ساخته و نعمتهاى ظاهر و باطن خود را بر شما تمام كرده است

يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ وَاخْشَوْا يَوْمًا لَا يَجْزِي وَالِدٌ عَنْ وَلَدِهِ وَلَا مَوْلُودٌ هُوَ جَازٍ عَنْ وَالِدِهِ شَيْئًا إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَلَا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَلَا يَغُرَّنَّكُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ 

اى مردم از پروردگارتان پروا بداريد و بترسيد از روزى كه هيچ پدرى به كار فرزندش نمى ‏آيد و هيچ فرزندى [نيز] به كار پدرش نخواهد آمد آرى وعده خدا حق است زنهار تا اين زندگى دنيا شما را نفريبد و زنهار تا شيطان شما را مغرور نسازد 

إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَيُنَزِّلُ الْغَيْثَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْأَرْحَامِ وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ مَاذَا تَكْسِبُ غَدًا وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ 

در حقيقت ‏خداست كه علم [به] قيامت نزد اوست و باران را فرو مى‏ فرستد و آنچه را كه در رحمهاست مى‏ داند و كسى نمى‏ داند فردا چه به دست مى ‏آورد و كسى نمى‏ داند در كدامين سرزمين مى‏ ميرد در حقيقت ‏خداست [كه] داناى آگاه است 

 

حکم خدا3-تَنْزِيلُ الْكِتَابِ لَا رَيْبَ فِيهِ مِنْ رَبِّ الْعَالَمِينَ أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ بَلْ هُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ لِتُنْذِرَقَوْمًا ..لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَ ...بَلْ هُمْ بِلِقَاءِ رَبِّهِمْ كَافِرُونَ

نازل شدن اين كتاب كه هيچ [جاى] شك در آن نيست از طرف پروردگار جهانهاست آيا مى‏ گويند آن را بربافته است [نه چنين است] بلكه آن حق و از جانب پروردگار توست تا مردمى را كه پيش از تو بيم‏ دهنده‏ اى براى آنان نيامده است هشدار دهى اميد كه راه يابند بلكه آنها به لقاى پروردگارشان [و حضور او] كافرند

وَلَوْ تَرَى إِذِ الْمُجْرِمُونَ نَاكِسُو رُءُوسِهِمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ رَبَّنَا أَبْصَرْنَا وَسَمِعْنَا فَارْجِعْنَا نَعْمَلْ صَالِحًا إِنَّا مُوقِنُونَ 

و كاش هنگامى را كه مجرمان پيش پروردگارشان سرهاشان را به زير افكنده‏ اند مى‏ ديدى [كه مى‏ گويند] پروردگارا ديديم و شنيديم ما را بازگردان تا كار شايسته كنيم چرا كه ما يقين داريم 

وَلَوْ شِئْنَا لَآتَيْنَا كُلَّ نَفْسٍ هُدَاهَا وَلَكِنْ حَقَّ الْقَوْلُ مِنِّي لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ  فَذُوقُوا بِمَا نَسِيتُمْ لِقَاءَ يَوْمِكُمْ هَذَا إِنَّا نَسِينَاكُمْ

و اگر مى‏ خواستيم حتما به هر كسى [از روى جبر] هدايتش را مى‏ داديم ليكن سخن من محقق گرديده كه هر آينه جهنم را از همه جنيان و آدميان خواهم آكند 

وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُكِّرَ بِآيَاتِ رَبِّهِ ثُمَّ أَعْرَضَ عَنْهَا إِنَّا مِنَ الْمُجْرِمِينَ مُنْتَقِمُونَ  أَفَلَا تَتَذَكَّرُونَ  أَفَلَا يَسْمَعُونَ أَفَلَا يُبْصِرُونَ ??????

و كيست ظالمتر از آن كس كه به آيات پروردگارش پند داده شود [و] آنگاه از آن روى بگرداند قطعا ما از مجرمان انتقام‏ كشنده‏ ايم 

السجدة ٢ : تنزيل الكتاب لا ريب فيه من رب العالمين | Math, Quran

لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا 

يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّسَاءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ

إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِينَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِينَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِينَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِينَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِينَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيرًا وَالذَّاكِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا 

مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان با ايمان و مردان و زنان عبادت‏پيشه و مردان و زنان راستگو و مردان و زنان شكيبا و مردان و زنان فروتن و مردان و زنان صدقه‏ دهنده و مردان و زنان روزه‏ دار و مردان و زنان پاكدامن و مردان و زنانى كه خدا را فراوان ياد مى كنند خدا براى [همه] آنان آمرزشى و پاداشى بزرگ فراهم ساخته است 

مَا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِنْ رِجَالِكُمْ وَلَكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزًا عَظِيمًا 

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلًا سَدِيدًا 

اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد از خدا پروا داريد و سخنى استوار گوييد 

 إِنَّ رَبِّي يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشَاءُ وَيَقْدِرُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ   إِنَّ رَبِّي يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَيَقْدِرُ لَهُ 

بگو پروردگار من است كه روزى را براى هر كس كه بخواهد گشاده يا تنگ مى گرداند ليكن بيشتر مردم نمى‏ دانند

محمد پدر هيچ يك از مردان شما نيست ولى فرستاده خدا و خاتم پيامبران است و خدا همواره بر هر چيزى داناست 

يا أيها الذين آمنو اذكروا الله ذكراً كثيراً | يَا أَيُّهَا ا… | Flickr

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا 

اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد خدا را ياد كنيد يادى بسيار 

وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلًا 

و صبح و شام او را به پاكى بستاييد 

حکم خدا -يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَكَحْتُمُ الْمُؤْمِنَاتِ ثُمَّ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَمَسُّوهُنَّ فَمَا لَكُمْ عَلَيْهِنَّ مِنْ عِدَّةٍ 

اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد اگر زنان مؤمن را به نكاح خود درآورديد آنگاه پيش از آنكه با آنان همخوابگى كنيد طلاقشان داديد ديگر بر عهده آنها عده‏ اى كه آن را بشماريد نيست

 

قرآن كريم ~ آيه ~ اذكروا الله ذكرا كثيرا | Paks

 

Pin by Mohsen Mohmmed on إسلاميه | Person, Personalized items, Coins

يَا أَيُّهَا النَّاسُ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ هَلْ مِنْ خَالِقٍ غَيْرُ اللَّهِ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ...وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ فَإِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي مَنْ يَشَاءُ 

اى مردم نعمت‏ خدا را بر خود ياد كنيد آيا غير از خدا آفريدگارى است كه شما را از آسمان و زمين روزى دهد و [همه] كارها به سوى خدا بازگردانيده مى ‏شود 

 

یا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَلَا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَلَا يَغُرَّنَّكُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ 

اى مردم همانا وعده خدا حق است زنهار تا اين زندگى دنيا شما را فريب ندهد و زنهار تا [شيطان] فريبنده شما را در باره خدا نفريبد 

إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا إِنَّمَا يَدْعُو حِزْبَهُ لِيَكُونُوا مِنْ أَصْحَابِ السَّعِيرِ وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى وَمَنْ تَزَكَّى فَإِنَّمَا يَتَزَكَّى لِنَفْسِهِ وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ

در حقيقت‏ شيطان دشمن شماست‏ شما [نيز] او را دشمن گيريد [او] فقط دار و دسته خود را مى‏ خواند تا آنها از ياران آتش باشند 

حکم خدا -مَنْ كَانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعًا  يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ

هر كس سربلندى وعزت  مى‏ خواهد سربلندى يكسره از آن خداست‏ 

اى مردم شما به خدا نيازمنديد و خداست كه بى ‏نياز ستوده است 

حکم خدا- إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ إِنَّ الَّذِينَ يَتْلُونَ كِتَابَ اللَّهِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلَانِيَةً يَرْجُونَ تِجَارَةً لَنْ تَبُورَ

 أَوَلَمْ نُعَمِّرْكُمْ مَا يَتَذَكَّرُ فِيهِ مَنْ تَذَكَّرَ

 ازبندگان خدا تنها دانايانند كه از او مى‏ ترسند در حقيقت كسانى كه كتاب خدا را مى‏ خوانند و نماز برپا مى دارند و از آنچه بديشان روزى داده‏ ايم نهان و آشكارا انفاق مى كنند اميد به تجارتى بسته‏ اند كه هرگز زوال نمى ‏پذيرد مگر شما را [آن قدر] عمر دراز نداديم كه هر كس كه بايد در آن عبرت گيرد عبرت مى‏ گرفت

وَلَوْ يُؤَاخِذُ اللَّهُ النَّاسَ بِمَا كَسَبُوا مَا تَرَكَ عَلَى ظَهْرِهَا مِنْ دَابَّةٍ وَلَكِنْ يُؤَخِّرُهُمْ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى فَإِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِعِبَادِهِ بَصِيرًا 

و اگر خدا مردم را به [سزاى] آنچه انجام داده‏ اند مؤاخذه میکرد هيچ جنبنده‏ اى را بر پشت زمين باقى نمى‏ گذاشت ولى تا مدتى معين مهلتشان مى‏ دهد و چون اجلشان فرا رسد خدا به [كار] بندگانش بيناست

ثلاث تجارات لا تعرف الخسارة | دعاة الإسلام Amino

 

Pin by Mohsen Mohmmed on إسلاميه | Arabic calligraphy, Calligraphy

تاجر مع الله لا مع الناس - Dimah

خدایا مولای من چه تجارت ومعامله خوبی پیشنهاد کرده ای روی چشمم اطاعت میکنم با تومعامله میکنم هر چند که ترا ملاقات نکرده ام اما روی حرفت حساب باز کرده ام هر چند که ترا ندیده ام اما نان ونمک ترا زیاد خورده ام نمک گیرم کردی ودل بردی چطور معامله ترا نپذیرم در حالی که هر چه دارم از تو دارم به ما فرمان داده ای از مال خودت که به ما بخشیده ای انفاق کنییم هنر زیادی نکرده ام از مال تو می بخشیم با مال تو رستگار میشویم چه معامله قشنگی است انگار یک بازی کودکانه است قائده همین است همه دنیا در مقابل اقکار واندیشه تو کودکی بیش محسوب نمیشوند خدایا ما تجارت ترا میپذیزیم کلام ترا تلاوت میکنییم تلاوت که چیزی نیست  کلام ترا درقلب وذهن خود به ودیعه گذاشته ام کلام تو در قلب ما حک شده است ان را حفظ کرده ام واین کلام تو  ما را احاطه کرده است کلام تو بر ما محیط شده است ایا اتش دوزخ تو بر قلبی که کلام تو دران جای گرفته  است اسیبی میرساند ؟؟؟؟

Pin on Quran

وَهَٰذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ فَاتَّبِعُوهُ 5

http://www.parsquran.com/

٢٦ - سورة الشعراء

وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ ~ وتوكل على العزيز الرحيم |  Math, Math equations

لَا ضَيْرَ إِنَّا إِلَى رَبِّنَا مُنْقَلِبُونَ    باكى نيست ما روى به سوى پروردگار خود مى ‏آوريم 

   وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ    وَإِنَّهُ لَتَنْزِيلُ رَبِّ الْعَالَمِينَ نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ  بِلِسَانٍ عَرَبِيٍّ مُبِينٍ

وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ  وَتَوَكَّلْ عَلَى الْعَزِيزِ الرَّحِيمِ الَّذِي يَرَاكَ حِينَ تَقُومُ وَتَقَلُّبَكَ فِي السَّاجِدِينَ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ 

هَلْ أُنَبِّئُكُمْ عَلَى مَنْ تَنَزَّلُ الشَّيَاطِينُ 

آيا شما را خبر دهم كه شياطين بر چه كسى فرود مى ‏آيند 

تَنَزَّلُ عَلَى كُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ 

بر هر دروغزن گناهكارى فرود مى ‏آيند 

 وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ   و كسانى كه ستم كرده‏ اند به زودى خواهند دانست به كدام بازگشتگاه برخواهند گشت

رب المشارق والمغارب - اروردز

Iqra

وَالشُّعَرَاءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغَاوُونَ

و شاعران را گمراهان پيروى مى كنند 

أَلَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِي كُلِّ وَادٍ يَهِيمُونَ 

آيا نديده‏ اى كه آنان در هر واديى سرگردانند 

وَأَنَّهُمْ يَقُولُونَ مَا لَا يَفْعَلُونَ 

و آنانند كه چيزهايى مى‏ گويند كه انجام نمى‏ دهند 

إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَذَكَرُوا اللَّهَ كَثِيرًا مگر كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده و خدا را بسيار به ياد آورده اند

معاني كلمات سورة الشعراء

٢٧- سورة النمل

وَإِنَّكَ لَتُلَقَّى الْقُرْآنَ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ عَلِيمٍ

 يَا أَيُّهَا النَّاسُ عُلِّمْنَا مَنْطِقَ الطَّيْرِ       قَالَتْ نَمْلَةٌ يَا أَيُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَسَاكِنَكُمْ لَا يَحْطِمَنَّكُمْ سُلَيْمَانُ وَجُنُودُهُ وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ 

أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيَكْشِفُ السُّوءَ وَإِنَّ رَبَّكَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَشْكُرُونَ 

إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يَقُصُّ عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَكْثَرَ الَّذِي هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ ﴿۷۶﴾

بى‏ گمان اين قرآن بر فرزندان اسرائيل بيشتر آنچه را كه آنان در باره‏ اش اختلاف دارند حكايت مى ‏كند 

وَإِنَّهُ لَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ 

و به راستى كه آن رهنمود و رحمتى براى مؤمنان است

أَلَمْ يَرَوْا أَنَّا جَعَلْنَا اللَّيْلَ لِيَسْكُنُوا فِيهِ آيا نديده‏ اند كه ما شب را قرار داده‏ ايم تا در آن بياسايند 

وَيَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ فَفَزِعَ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَمَنْ فِي الْأَرْضِ إِلَّا مَنْ شَاءَ اللَّهُ 

و روزى كه در صور دميده شود پس هر كه در آسمانها و هر كه در زمين است به هراس افتد مگر آن كس كه خدا بخواهد

وَتَرَى الْجِبَالَ تَحْسَبُهَا جَامِدَةً وَهِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ ..و كوهها را مى ‏بينى [و] مى ‏پندارى كه آنها بى‏حركتند و حال آنكه آنها ابرآسا در حركتند

إِنَّمَا أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ رَبَّ هَذِهِ الْبَلْدَةِ الَّذِي حَرَّمَهَا وَلَهُ كُلُّ شَيْءٍ وَأُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُسْلِمِينَ 

من ((محمد)) مامورم كه تنها پروردگار اين شهر را كه آن را مقدس شمرده و هر چيزى از آن اوست پرستش كنم و مامورم كه از مسلمانان باشم 

وَأَنْ أَتْلُوَ الْقُرْآنَ فَمَنِ اهْتَدَى فَإِنَّمَا يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ وَمَنْ ضَلَّ فَقُلْ إِنَّمَا أَنَا مِنَ الْمُنْذِرِينَ 

و اينكه قرآن را بخوانم پس هر كه راه يابد تنها به سود خود راه يافته است و هر كه گمراه شود بگو من فقط از هشداردهندگانم 

وَقُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ سَيُرِيكُمْ آيَاتِهِ فَتَعْرِفُونَهَا وَمَا رَبُّكَ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ 

و بگو ستايش از آن خداست به زودى آياتش را به شما نشان خواهد داد و آن را خواهيد شناخت و پروردگار تو از آنچه مى ‏كنيد غافل نيست 

 

وقل الحمد لله – لاينز

نعمة تنجي من الظلم.. أمور لا تعرفها عن فضل الحمد | فتاوى وأحكام | الموجز

 

سلسلة ( الحمد لله ) – وقل الحمد لله سيريكم آياته فتعرفونها | موقع البطاقة  الدعوي

 

وقل الحمد لله – لاينز

بالصور.. مصير الشمس في ضوء القرآن | مصراوى

مثال این ایه درعصر ما برنامه زندگی پس از زندگی که در ماه رمضان شبکه چهار هر شب ساعت یازده ونیم شب پخش میشود ایات انفسی که علم ومعرفت واثبات روح در انسان را به نمایش میگذارد  ویقین ما را به اخرت افزون میکند وایمان ما را به خداوند تثبیت وتقویت میکند این برنامه از ظهور یک پیغمبر در تربیت روحی ما بیشتر موثر بوده است خدای حکیم خود میداند که گزاف نمی گویم سَنُرِيهِمْ ءَايَٰتِنَا فِى ٱلْءَافَاقِ وَفِىٓ أَنفُسِهِمْ حَتَّىٰ يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ ٱلْحَقُّ ۗ 

 

Pin on Caligraphy

حکم خدا -قالَ هَذَا مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ عَدُوٌّ مُضِلٌّ مُبِينٌ ...قَالَ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي....فَقَالَ رَبِّ إِنِّي لِمَا أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ

حکم خدا 2- سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِينَ ....وَاللَّهُ عَلَى مَا نَقُولُ وَكِيلٌ   وَمَا أُوتِيتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَمَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَزِينَتُهَا وَمَا عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ وَأَبْقَى أَفَلَا تَعْقِلُونَ

وَهُوَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ لَهُ الْحَمْدُ فِي الْأُولَى وَالْآخِرَةِ وَلَهُ الْحُكْمُ

حکم خدا 2-إِنَّ قَارُونَ كَانَ مِنْ قَوْمِ مُوسَی ...إِذْ قَالَ لَهُ قَوْمُهُ لَا تَفْرَحْ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْفَرِحِينَ وَأَحْسِنْ كَمَا أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيْكَ وَلَا تَبْغِ الْفَسَادَ فِي الْأَرْضِ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ ...فَخَسَفْنَا بِهِ وَبِدَارِهِ الْأَرْضَ آنگاه [قارون] را با خانه‏ اش در زمين فرو برديم

حکم خدا 3-تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ

إِنَّ الَّذِي فَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لَرَادُّكَ إِلَى مَعَادٍ در حقيقت همان كسى كه اين قرآن را بر تو فرض كرد يقينا تو را به سوى وعده‏ گاه بازمى‏ گرداند

شیخ ابوسعید میفرمود رسول خدا پس از مهاجرت به مدینه دلتنگ اقوام واشنایان بود وخداوند به او وعده بازگشت به مکه را داد منظور مرگ ومعاد وقیامت نیست 

وَلَا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ لَهُ الْحُكْمُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ

و با خدا معبودى ديگر مخوان خدايى جز او نيست جز ذات او همه چيز نابودشونده است فرمان از آن اوست و به سوى او بازگردانيده مى ‏شويد

 

کل شیء هالک الا وجهه

هو الحي القيوم - عکس ویسگون

أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ 

آيا مردم پنداشتند كه تا گفتند ايمان آورديم رها مى ‏شوند و مورد آزمايش قرار نمى‏ گيرند 

وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَلَيَعْلَمَنَّ الْكَاذِبِينَ 

و به يقين كسانى را كه پيش از اينان بودند آزموديم تا خدا آنان را كه راست گفته‏ اند معلوم دارد و دروغگويان را [نيز] معلوم دارد 

أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئَاتِ أَنْ يَسْبِقُونَا سَاءَ مَا يَحْكُمُونَ 

آيا كسانى كه كارهاى بد مى كنند مى ‏پندارند كه بر ما پيشى خواهند جست چه بد داورى مى كنند 

وَمَنْ جَاهَدَ فَإِنَّمَا يُجَاهِدُ لِنَفْسِهِ إِنَّ اللَّهَ لَغَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ 

و هر كه بكوشد تنها براى خود مى ‏كوشد زيرا خدا از جهانيان سخت بى ‏نياز است 

وَوَصَّيْنَا الْإِنْسَانَ بِوَالِدَيْهِ حُسْنًا

و به انسان سفارش كرديم كه به پدر و مادر خود نيكى كند

فَابْتَغُوا عِنْدَ اللَّهِ الرِّزْقَ وَاعْبُدُوهُ وَاشْكُرُوا لَهُ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ  يُعَذِّبُ مَنْ يَشَاءُ وَيَرْحَمُ مَنْ يَشَاءُ  وَالَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَلِقَائِهِ أُولَئِكَ يَئِسُوا مِنْ رَحْمَتِي وَأُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ  مَثَلُ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْلِيَاءَ كَمَثَلِ الْعَنْكَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَيْتًا وَإِنَّ أَوْهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ الْعَنْكَبُوتِ وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ وَمَا يَعْقِلُهَا إِلَّا الْعَالِمُونَ  

اتْلُ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنَ الْكِتَابِ وَأَقِمِ الصَّلَاةَ إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ وَلَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ اللَّهُ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَيَقْدِرُ لَهُ

وَلَا تُجَادِلُوا أَهْلَ الْكِتَابِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِلَّا الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ وَقُولُوا آمَنَّا بِالَّذِي أُنْزِلَ إِلَيْنَا وَأُنْزِلَ إِلَيْكُمْ وَإِلَهُنَا وَإِلَهُكُمْ وَاحِدٌ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ 

و با اهل كتاب جز به [شيوه‏ اى] كه بهتر است مجادله مكنيد مگر [با] كسانى از آنان كه ستم كرده‏ اند و بگوييد به آنچه به سوى ما نازل شده و [آنچه] به سوى شما نازل گرديده ايمان آورديم و خداى ما و خداى شما يكى است و ما تسليم اوييم

يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ أَرْضِي وَاسِعَةٌ فَإِيَّايَ فَاعْبُدُونِ 

اى بندگان من كه ايمان آورده‏ ايد زمين من فراخ است تنها مرا بپرستيد 

كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ ثُمَّ إِلَيْنَا تُرْجَعُونَ 

هر نفسى چشنده مرگ است آنگاه به سوى ما بازگردانيده خواهيد شد 

وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَنُبَوِّئَنَّهُمْ مِنَ الْجَنَّةِ غُرَفًا تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا نِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِينَ 

و كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‏ اند قطعا آنان را در غرفه ‏هايى از بهشت جاى مى‏ دهيم كه از زير آنها جويها روان است جاودان در آنجا خواهند بود چه نيكوست پاداش عمل‏كنندگان 

وَمَا هَذِهِ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا لَهْوٌ وَلَعِبٌ وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوَانُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ 

اين زندگى دنيا جز سرگرمى و بازيچه نيست و زندگى حقيقى همانا [در] سراى آخرت است اى كاش مى‏ دانستند 

وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ 

و كسانى كه در راه ما كوشيده‏ اند به يقين راه ‏هاى خود را بر آنان مى ‏نماييم و در حقيقت ‏خدا با نيكوكاران است 

 

الحياة الدنيا - رقيم

وإن الدار الآخرة لهي الحيوان

Pin on Quran

وَهَٰذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ فَاتَّبِعُوهُ 4

تفسير قوله تعالى: وهذا ذكر مبارك أنـزلناه أفأنتم له منكرون

و اين [كتاب قرآن] كه آن را نازل كرده‏ ايم پندى خجسته است آيا باز هم آن را انكار مى ‏كنيد

حکم خدا1-اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ مُعْرِضُونَ لَقَدْ أَنْزَلْنَا إِلَيْكُمْ كِتَابًا فِيهِ ذِكْرُكُمْ أَفَلَا تَعْقِلُونَ وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاءَ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا لَاعِبِينَ

حکم خدا 2- لَا يُسْأَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَهُمْ يُسْأَلُونَ در آنچه [خدا] انجام مى‏ دهد چون و چرا راه ندارد و[لى] آنان [=انسانها] سؤال خواهند شد

حکم خدا3-أَوَلَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ كَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ أَفَلَا يُؤْمِنُونَ

كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ وَنَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَالْخَيْرِ فِتْنَةً وَإِلَيْنَا تُرْجَعُونَ وَأَنَّ اللَّهَ يَبْعَثُ مَنْ فِي الْقُبُورِ وَهَذَا ذِكْرٌ مُبَارَكٌ أَنْزَلْنَاهُ أَفَأَنْتُمْ لَهُ مُنْكِرُونَ

إِبْرَاهِيمَ ...إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ مَا هَذِهِ التَّمَاثِيلُ الَّتِي أَنْتُمْ لَهَا عَاكِفُونَ قَالَ أَفَتَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَنْفَعُكُمْ شَيْئًا وَلَا يَضُرُّكُمْ أُفٍّ لَكُمْ وَلِمَا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَفَلَا تَعْقِلُونَ وَلُوطًا آتَيْنَاهُ حُكْمًا وَعِلْمًا وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْقَرْيَةِ الَّتِي كَانَتْ تَعْمَلُ الْخَبَائِثَ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمَ سَوْءٍ فَاسِقِينَ

Pin on بلغوا عني ولو آية

در حقيقت ما كتابى ((قران))به سوى شما نازل كرديم كه پند واندرز شما در آن است آيا نمى‏ انديشيد

حکم خدا 1-وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ وَأَنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يُرِيدُ

حکم خدا2-يَوْمَ نَطْوِي السَّمَاءَ كَطَيِّ السِّجِلِّ لِلْكُتُبِ

لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَيْءٌ عَظِيمٌ يَوْمَ تَرَوْنَهَا تَذْهَلُ كُلُّ مُرْضِعَةٍ عَمَّا أَرْضَعَتْ وَتَضَعُ كُلُّ ذَاتِ حَمْلٍ حَمْلَهَا وَتَرَى النَّاسَ سُكَارَى وَمَا هُمْ بِسُكَارَى وَلَكِنَّ عَذَابَ اللَّهِ شَدِيدٌ إِنَّ اللَّهَ يُدْخِلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ إِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ مَا يُرِيدُ

وَمَنْ يُهِنِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ مُكْرِمٍ إِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ مَا يَشَاءُ و هر كه را خدا خوار كند او را گرامى دارنده‏ اى نيست چرا كه خدا هر چه بخواهد انجام مى‏ دهد

حکم خدا3-فَالَّذِينَ كَفَرُوا قُطِّعَتْ لَهُمْ ثِيَابٌ مِنْ نَارٍ يُصَبُّ مِنْ فَوْقِ رُءُوسِهِمُ الْحَمِيمُ يُصْهَرُ بِهِ مَا فِي بُطُونِهِمْ وَالْجُلُودُ وَلَهُمْ مَقَامِعُ مِنْ حَدِيدٍ

إِنَّ اللَّهَ يُدْخِلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِنْ ذَهَبٍ وَلُؤْلُؤًا وَلِبَاسُهُمْ فِيهَا حَرِيرٌ

جکم خدا4-وَيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ فِي أَيَّامٍ مَعْلُومَاتٍ ...وَلْيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ...وَأَطْعِمُوا الْبَائِسَ الْفَقِيرَ... وَأَطْعِمُوا الْقَانِعَ وَالْمُعْتَرَّ

وَمَنْ يُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ إِنَّ اللَّهَ يُدَافِعُ عَنِ الَّذِينَ آمَنُوا وَأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ إِنَّ اللَّهَ لَطِيفٌ خَبِيرٌ

فَإِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَلَهُ أَسْلِمُوا وَبَشِّرِ الْمُخْبِتِينَ وَيَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذَابِ وَلَنْ يُخْلِفَ اللَّهُ وَعْدَهُ وَإِنَّ يَوْمًا عِنْدَ رَبِّكَ كَأَلْفِ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ

و از تو با شتاب تقاضاى عذاب مى كنند با آنكه هرگز خدا وعده‏ اش را خلاف نمى كند و در حقيقت‏ يك روز [از قيامت] نزد پروردگارت مانند هزار سال است از آنچه مى ‏شمريد

حکم خدا 5-يَا أَيُّهَا النَّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَنْ يَخْلُقُوا ذُبَابًا وَلَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ مَا قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ

اى مردم مثلى زده شد پس بدان گوش فرا دهيد كسانى را كه جز خدا مى‏ خوانيد هرگز [حتى] مگسى نمى ‏آفرينند هر چند براى [آفريدن] آن اجتماع كنند

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ارْكَعُوا وَاسْجُدُوا وَاعْبُدُوا رَبَّكُمْ وَافْعَلُوا الْخَيْرَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ وَجَاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ هُوَ اجْتَبَاكُمْ وَمَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ مِلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْرَاهِيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمِينَ مِنْ قَبْلُ وَفِي هَذَا لِيَكُونَ الرَّسُولُ شَهِيدًا عَلَيْكُمْ وَتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ فَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَاعْتَصِمُوا بِاللَّهِ هُوَ مَوْلَاكُمْ فَنِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ

Quran-HD | 022038 إن الله يدافع عن الذين آمنوا | Quran-HD

حکم خدا 1-يَا أَيُّهَا الرُّسُلُ كُلُوا مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَاعْمَلُوا صَالِحًا إِنِّي بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ وَهُوَ الَّذِي أَنْشَأَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ قَلِيلًا مَا تَشْكُرُونَ

اِدْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ السَّيِّئَةَ.. رَبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَمَزَاتِ الشَّيَاطِينِ وَأَعُوذُ بِكَ رَبِّ أَنْ يَحْضُرُونِ رَبَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنْتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ

رَبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَأَنْتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ

قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ ﴿۱﴾

به راستى كه مؤمنان رستگار شدند (۱)

الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ ﴿۲﴾

همانان كه در نمازشان فروتنند (۲)

وَالَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ ﴿۳﴾

و آنان كه از بيهوده رويگردانند (۳)

وَالَّذِينَ هُمْ لِلزَّكَاةِ فَاعِلُونَ ﴿۴﴾

و آنان كه زكات مى ‏پردازند (۴)

وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ ﴿۵﴾

إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ ﴿۶﴾

مگر در مورد همسرانشان يا كنيزانى كه به دست آورده‏ اند كه در اين صورت بر آنان نكوهشى نيست (۶)

فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاءَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْعَادُونَ ﴿۷﴾

پس هر كه فراتر از اين جويد آنان از حد درگذرندگانند (۷)

وَالَّذِينَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ ﴿۸﴾

و آنان كه امانتها و پيمان خود را رعايت مى كنند (۸)

وَالَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَوَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ ﴿۹﴾

و آنان كه بر نمازهايشان مواظبت مى ‏نمايند (۹)

أُولَئِكَ هُمُ الْوَارِثُونَ ﴿۱۰﴾

آنانند كه خود وارثانند (۱۰)

الَّذِينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ ﴿۱۱﴾

همانان كه بهشت را به ارث مى ‏برند و در آنجا جاودان مى‏ مانند (۱۱)

حکم خدا 2-إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشِيعَ الْفَاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ

حکم خدا 3-يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ وَمَنْ يَتَّبِعْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ فَإِنَّهُ يَأْمُرُ بِالْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ مَا زَكَى مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ أَبَدًا وَلَكِنَّ اللَّهَ يُزَكِّي مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ

اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد پاى از پى گامهاى شيطان منهيد و هر كس پاى بر جاى گامهاى شيطان نهد [بداند كه] او به زشتكارى و ناپسند وامى دارد و اگر فضل خدا و رحمتش بر شما نبود هرگز هيچ كس از شما پاك نمى ‏شد ولى [اين] خداست كه هر كس را بخواهد پاك مى‏ گرداند و خدا[ست كه] شنواى داناست

حکم خدا 4-يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتًا غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا فَلَا تَدْخُلُوهَا حَتَّى يُؤْذَنَ لَكُمْ

اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد به خانه ‏هايى كه خانه ‏هاى شما نيست داخل مشويد تا اجازه بگيريد

اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِي زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبَارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ لَا شَرْقِيَّةٍ وَلَا غَرْبِيَّةٍ يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِيءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُورٌ عَلَى نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشَاءُ وَيَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ

حکم خدا 5-رِجَالٌ لَا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ ...وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَعْمَالُهُمْ كَسَرَابٍ بِقِيعَةٍ يَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ مَاءً

كلام الله ❤

رجال لا تلهيهم تجارة ولا بيع عن ذكر الله منصور السالمي

وَلِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ و فرمانروايى آسمانها و زمين از آن خداست و بازگشت [همه] به سوى خداست

وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَخْشَ اللَّهَ وَيَتَّقْهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ وَإِنْ تُطِيعُوهُ تَهْتَدُوا أَلَا إِنَّ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ

رمضان .. بين الفهم والتدبر (1) … بقلم : جمال عمر – اقلام مصرية

تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعَالَمِينَ نَذِيرًا

بزرگ [و خجسته] است كسى كه بر بنده خود فرقان [=كتاب جداسازنده حق از باطل] را نازل فرمود تا براى جهانيان هشداردهنده‏ اى باشد (۱)

الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلَمْ يَتَّخِذْ وَلَدًا وَلَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَخَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِيرًا

كنوز قرآنية...وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ  هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا ... سورة الفرقان  المباركة: آية 63

وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا ﴿۶۳﴾

و بندگان خداى رحمان كسانى‏ اند كه روى زمين به نرمى گام برمى دارند و چون نادانان ايشان را طرف خطاب قرار دهند به ملايمت پاسخ مى‏ دهند (۶۳)

وَالَّذِينَ يَبِيتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّدًا وَقِيَامًا ﴿۶۴﴾

و آنانند كه در حال سجده يا ايستاده شب را به روز مى ‏آورند (۶۴)

وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذَابَ جَهَنَّمَ إِنَّ عَذَابَهَا كَانَ غَرَامًا ﴿۶۵﴾

و كسانى‏ اند كه مى‏ گويند پروردگارا عذاب جهنم را از ما بازگردان كه عذابش سخت و دايمى است (۶۵)

إِنَّهَا سَاءَتْ مُسْتَقَرًّا وَمُقَامًا ﴿۶۶﴾

و در حقيقت آن بد قرارگاه و جايگاهى است (۶۶)

وَالَّذِينَ إِذَا أَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَلَمْ يَقْتُرُوا وَكَانَ بَيْنَ ذَلِكَ قَوَامًا ﴿۶۷﴾

و كسانى‏ اند كه چون انفاق كنند نه ولخرجى مى كنند و نه تنگ مى‏ گيرند و ميان اين دو [روش] حد وسط را برمى‏ گزينند (۶۷)

وَالَّذِينَ لَا يَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ وَلَا يَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ وَلَا يَزْنُونَ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ يَلْقَ أَثَامًا ﴿۶۸﴾

و كسانى‏ اند كه با خدا معبودى ديگر نمى‏ خوانند و كسى را كه خدا [خونش را] حرام كرده است جز به حق نمى ‏كشند و زنا نمى كنند و هر كس اينها را انجام دهد سزايش را ريافت‏ خواهد كرد (۶۸)

يُضَاعَفْ لَهُ الْعَذَابُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَيَخْلُدْ فِيهِ مُهَانًا ﴿۶۹﴾

براى او در روز قيامت عذاب دو چندان مى ‏شود و پيوسته در آن خوار مى‏ ماند (۶۹)

إِلَّا مَنْ تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فَأُولَئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا ﴿۷۰﴾

مگر كسى كه توبه كند و ايمان آورد و كار شايسته كند پس خداوند بديهايشان را به نيكيها تبديل مى ‏كند و خدا همواره آمرزنده مهربان است (۷۰)

وَمَنْ تَابَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَإِنَّهُ يَتُوبُ إِلَى اللَّهِ مَتَابًا ﴿۷۱﴾

و هر كس توبه كند و كار شايسته انجام دهد در حقيقت به سوى خدا بازمى‏ گردد (۷۱)

وَالَّذِينَ لَا يَشْهَدُونَ الزُّورَ وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًا ﴿۷۲﴾

و كسانى‏ اند كه گواهى دروغ نمى‏ دهند و چون بر لغو بگذرند با بزرگوارى مى‏ گذرند (۷۲)

وَالَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ لَمْ يَخِرُّوا عَلَيْهَا صُمًّا وَعُمْيَانًا ﴿۷۳﴾

و كسانى‏ اند كه چون به آيات پروردگارشان تذكر داده شوند كر و كور روى آن نمى‏ افتند (۷۳)

وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا ﴿۷۴﴾

و كسانى‏ اند كه مى‏ گويند پروردگارا به ما از همسران و فرزندانمان آن ده كه مايه روشنى چشمان [ما] باشد و ما را پيشواى پرهيزگاران گردان (۷۴)

أُولَئِكَ يُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِمَا صَبَرُوا وَيُلَقَّوْنَ فِيهَا تَحِيَّةً وَسَلَامًا ﴿۷۵﴾

اينانند كه به پاس آنكه صبر كردند غرفه[هاى بهشت را] پاداش خواهند يافت و در آنجا با سلام و درود مواجه خواهند شد (۷۵)

خَالِدِينَ فِيهَا حَسُنَتْ مُسْتَقَرًّا وَمُقَامًا ﴿۷۶﴾

در آنجا جاودانه خواهند ماند چه خوش قرارگاه و مقامى (۷۶)

الذين يمشون على الأرض هونًا».. صفات عباد الرحمن - دار الهلال

حکم خدا 2-قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ

بگو اگر دعاى شما نباشد پروردگارم هيچ اعتنايى به شما نمى ‏كند

Pin on Quran

دعاثی مجیر  13رمضان  1401

نبئ عبادي أني أنا الغفور الرحيم.. ❤ | Arabic calligraphy, Calligraphy, Words

 

دعای مجیر

اين دعا در بين دعاها از جايگاه بلندى برخوردار است و از حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله روايت شده و دعايى است كه جبرئيل براى آن حضرت هنگامى كه در مقام ابراهيم مشغول نماز بودند آورد هر كه اين دعا را در «ايام البيض» [روزهاى سيزدهم و چهارهم و پانزدهم] ماه رمضان بخواند گناهش آمرزيده می شود، 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

سُبْحَانَكَ يَا اللَّهُ تَعَالَيْتَ يَا رَحْمَانُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا رَحِيمُ تَعَالَيْتَ يَا كَرِيمُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا مَلِكُ تَعَالَيْتَ يَا مَالِكُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا قُدُّوسُ تَعَالَيْتَ يَا سَلامُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا مُؤْمِنُ تَعَالَيْتَ يَا مُهَيْمِنُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا عَزِيزُ تَعَالَيْتَ يَا جَبَّارُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا مُتَكَبِّرُ تَعَالَيْتَ يَا مُتَجَبِّرُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ،

سُبْحَانَكَ يَا خَالِقُ تَعَالَيْتَ يَا بَارِئُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا مُصَوِّرُ تَعَالَيْتَ يَا مُقَدِّرُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا هَادِي تَعَالَيْتَ يَا بَاقِي أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا وَهَّابُ تَعَالَيْتَ يَا تَوَّابُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا فَتَّاحُ تَعَالَيْتَ يَا مُرْتَاحُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا سَيِّدِي تَعَالَيْتَ يَا مَوْلايَ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا قَرِيبُ تَعَالَيْتَ يَا رَقِيبُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا مُبْدِئُ تَعَالَيْتَ يَا مُعِيدُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا حَمِيدُ تَعَالَيْتَ يَا مَجِيدُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا قَدِيمُ تَعَالَيْتَ يَا عَظِيمُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا غَفُورُ تَعَالَيْتَ يَا شَكُورُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا شَاهِدُ تَعَالَيْتَ يَا شَهِيدُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا حَنَّانُ تَعَالَيْتَ يَا مَنَّانُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا بَاعِثُ تَعَالَيْتَ يَا وَارِثُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا مُحْيِي تَعَالَيْتَ يَا مُمِيتُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا شَفِيقُ تَعَالَيْتَ يَا رَفِيقُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا أَنِيسُ تَعَالَيْتَ يَا مُونِسُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا جَلِيلُ تَعَالَيْتَ يَا جَمِيلُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا خَبِيرُ تَعَالَيْتَ يَا بَصِيرُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا حَفِيُّ تَعَالَيْتَ يَا مَلِيُّ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا مَعْبُودُ تَعَالَيْتَ يَا مَوْجُودُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا غَفَّارُ تَعَالَيْتَ يَا قَهَّارُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا مَذْكُورُ تَعَالَيْتَ يَا مَشْكُورُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا جَوَادُ تَعَالَيْتَ يَا مَعَاذُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا جَمَالُ تَعَالَيْتَ يَا جَلالُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا سَابِقُ تَعَالَيْتَ يَا رَازِقُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا صَادِقُ تَعَالَيْتَ يَا فَالِقُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا سَمِيعُ تَعَالَيْتَ يَا سَرِيعُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا رَفِيعُ تَعَالَيْتَ يَا بَدِيعُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا فَعَّالُ تَعَالَيْتَ يَا مُتَعَالُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا قَاضِي تَعَالَيْتَ يَا رَاضِي أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا قَاهِرُ تَعَالَيْتَ يَا طَاهِرُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا عَالِمُ تَعَالَيْتَ يَا حَاكِمُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا دَائِمُ تَعَالَيْتَ يَا قَائِمُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا عَاصِمُ تَعَالَيْتَ يَا قَاسِمُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا غَنِيُّ تَعَالَيْتَ يَا مُغْنِي أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا وَفِيُّ تَعَالَيْتَ يَا قَوِيُّ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا كَافِي تَعَالَيْتَ يَا شَافِي أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا مُقَدِّمُ تَعَالَيْتَ يَا مُؤَخِّرُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا أَوَّلُ تَعَالَيْتَ يَا آخِرُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ،

سُبْحَانَكَ يَا ظَاهِرُ تَعَالَيْتَ يَا بَاطِنُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا رَجَاءُ تَعَالَيْتَ يَا مُرْتَجَى أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا ذَا الْمَنِّ تَعَالَيْتَ يَا ذَا الطَّوْلِ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا حَيُّ تَعَالَيْتَ يَا قَيُّومُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا وَاحِدُ تَعَالَيْتَ يَا أَحَدُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا سَيِّدُ تَعَالَيْتَ يَا صَمَدُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا قَدِيرُ تَعَالَيْتَ يَا كَبِيرُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا وَالِي تَعَالَيْتَ يَا مُتَعَالِي [عَالِي] أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا عَلِيُّ تَعَالَيْتَ يَا أَعْلَى أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا وَلِيُّ تَعَالَيْتَ يَا مَوْلَى أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا ذَارِئُ تَعَالَيْتَ يَا بَارِئُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا خَافِضُ تَعَالَيْتَ يَا رَافِعُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا مُقْسِطُ تَعَالَيْتَ يَا جَامِعُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا مُعِزُّ تَعَالَيْتَ يَا مُذِلُّ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا حَافِظُ تَعَالَيْتَ يَا حَفِيظُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا قَادِرُ تَعَالَيْتَ يَا مُقْتَدِرُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا عَلِيمُ تَعَالَيْتَ يَا حَلِيمُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا حَكَمُ تَعَالَيْتَ يَا حَكِيمُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا مُعْطِي تَعَالَيْتَ يَا مَانِعُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا ضَارُّ تَعَالَيْتَ يَا نَافِعُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا مُجِيبُ تَعَالَيْتَ يَا حَسِيبُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا عَادِلُ تَعَالَيْتَ يَا فَاصِلُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا لَطِيفُ تَعَالَيْتَ يَا شَرِيفُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا رَبُّ تَعَالَيْتَ يَا حَقُّ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا مَاجِدُ تَعَالَيْتَ يَا وَاحِدُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا عَفُوُّ تَعَالَيْتَ يَا مُنْتَقِمُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا وَاسِعُ تَعَالَيْتَ يَا مُوَسِّعُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا رَءُوفُ تَعَالَيْتَ يَا عَطُوفُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا فَرْدُ تَعَالَيْتَ يَا وِتْرُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا مُقِيتُ تَعَالَيْتَ يَا مُحِيطُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا وَكِيلُ تَعَالَيْتَ يَا عَدْلُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا مُبِينُ تَعَالَيْتَ يَا مَتِينُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا بَرُّ تَعَالَيْتَ يَا وَدُودُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا رَشِيدُ تَعَالَيْتَ يَا مُرْشِدُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا نُورُ تَعَالَيْتَ يَا مُنَوِّرُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا نَصِيرُ تَعَالَيْتَ يَا نَاصِرُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا صَبُورُ تَعَالَيْتَ يَا صَابِرُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا مُحْصِي تَعَالَيْتَ يَا مُنْشِئُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا سُبْحَانُ تَعَالَيْتَ يَا دَيَّانُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا مُغِيثُ تَعَالَيْتَ يَا غِيَاثُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا فَاطِرُ تَعَالَيْتَ يَا حَاضِرُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا ذَا الْعِزِّ وَ الْجَمَالِ تَبَارَكْتَ يَا ذَا الْجَبَرُوتِ وَ الْجَلالِ

سُبْحَانَكَ لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ

فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَ نَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذَلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ

وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى سَيِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ أَجْمَعِينَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ

وَ حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ

 

هرگاه دعا را خواندی اگر گناه کاری به یاد گناهانی که انجام دادی  با حالت تضرع وگریه  بگو

الهی ربی سیدی مولای  اَنَا الْعَبْدُ الضَّعيفُ الْمُذْنِبُ‏
و من بنده ناتوان گنه كار
الْعاصِى الْمُحْتاجُ الْحَقيرُ
نافرمان نيازمند كوچكم
اَشْهَدُ لِمُنْعِمى‏ وَ خالِقى‏ وَ رازِقى‏ وَ مُكْرِمى‏،
گواهى دهم براى نعمت دهنده و آفريننده و روزى ده و اكرام كننده ‏ام
كَما شَهِدَ لِذاتِهِ
چنانچه‏ او براى خود گواهى داده
وَ شَهِدَتْ لَهُ الْمَلائِكَةُ وَ اُولُوا الْعِلْمِ مِنْ عِبادِهِ،
و فرشتگان و دانشمندان از بندگانش براى او گواهى داده ‏اند
بِاَنَّهُ‏ لا اِلهَ اِلاَّ هُوَ
كه معبودى نيست جز او
ذُو النِّعَمِ وَ الْإِحْسانِ وَ الْكَرَمِ وَ الْإِمْتِنانِ قادِرٌ اَزَلِىٌّ
آن صاحب نعمت و احسان و كرم و بخشش و توانا ازلى
عالِمٌ اَبَدِىٌّ حَىٌّ اَحَدِىٌّ مَوْجُودٌ سَرْمَدِىٌّ سَميعٌ بَصيرٌ
داناى جاويدان زنده يگانه موجود هميشگى شنواى بيناى

يَسْتَحِقُّ هذِهِ الصِّفاتِ
با اراده با كراهت درك كننده ‏اى‏ كه نيازمند نيست و شايسته اين اوصاف است
 وَ هُوَ عَلى‏ ما هُوَ عَلَيْهَ فى‏ عِزِّ صِفاتِهِ
و او در عين آن كه بى نياز از اين صفات است‏
كانَ‏ قَوِيّاً قَبْلَ وُجُودِ الْقُدْرَةِ وَ الْقُوَّةِ
پيش از پيدايش نيرو و قدرت نيرومند بوده
وَ كانَ عَليماً قَبْلَ ايجادِ الْعِلْمِ وَ الْعِلَّةِ
و پيش از ايجاد علم و علت‏ دانا بوده
لَمْ يَزَلْ سُلْطاناً اِذْ لا مَمْلَكَةَ وَ لامالَ
هنگامى كه نه كشورى بوده و نه مالى او سلطنت و پادشاهى داشته
وَ لَمْ يَزَلْ سُبْحاناً عَلى‏ جَميعِ الْأَحْوالِ
هميشه در همه احوال منزه و بى ‏نياز بوده‏
وُجُودُهُ قَبْلَ الْقَبْلِ فى‏ اَزَلِ الْأزالِ
هستى او پيش از هر پيشى در ازل ازلها بوده
وَ بَقآئُهُ بَعْدَ الْبَعْدِ مِنْ غَيْرِ اِنْتِقالٍ‏ وَ لا زَوالٍ
و ماندنش بعد از هر بعدى است بدون تغيير و زوال‏
غَنِىٌّ فِى الْأَوَّلِ وَ الْاخِرِ
بى‏ نياز است در آغاز و انجام
مُسْتَغْنٍ فِى الْباطِنِ وَالظَّاهِرِ
و مستغنى است در نهان و آشكار
لا جَوْرَ فى‏ قَضِيَّتِهِ
هيچ ستمى‏ در داوريش نيست
وَ لامَيْلَ فى‏ مَشِيَّتِهِ
و هيچ انحراف و اعوجاجى در مشيتش نخواهد بود
وَ لا ظُلْمَ فى‏ تَقْديرِهِ
و هيچ ظلمى در اندازه ‏گيرى او وجود ندارد
وَ لا مَهْرَبَ مِنْ‏ حُكُومَتِهِ
و راه گريزى از حكمش نیست
وَ لا مَلْجَاَ مِنْ سَطَواتِهِ
و پناه گاهى در برابر حملات و يورشش نيست
وَ لا مَنْجا مِنْ نَقِماتِهِ
و وسيله نجاتى از انتقام و غضبش وجود ندارد
سَبَقَتْ رَحْمَتُهُ‏ غَضَبَهُ
رحمت او برغضبش پيشى گرفته

سُبْحانَهُ ما اَبْيَنَ كَرَمَهُ
منزه باد او كه‏ چقدركرم‏ و بزرگواری اش‏ آشكار
وَ اَعْلى‏ شَاْنَهُ
و شأن‏ و مرتبه‏ اش بلند است
سُبْحانَهُ ما اَجَلَّ نَيْلَهُ
منزه باد كه چه اندازه عطايش ارجمند
وَ اَعْظَمَ اِحْسانَهُ
و احسان‏ و بخشش‏ بزرگ است‏

اَللّهُمَ‏ فَضْلُكَ رَجآئى‏
خدايا فضل تو را اميد دارم
وَ كَرَمُكَ وَ رَحْمَتُكَ اَمَلى‏
و كرم و رحمتت آرزوى من است
لا عَمَلَ لى‏ اَسْتَحِقُّ بِهِ الْجَنَّةَ
عملى كه بدان سزاوار بهشت‏ باشم ندارم
وَ لا طاعَةَ لى‏ْ اَسْتَوْجِبُ بِهَا الرِّضْوانَ
و نه طاعتى كه بدان مستوجب رضوان گردم
اِلاَّ اَنِّى اِعْتَقَدْتُ تَوْحيدَكَ وَ عَدْلَكَ
جز آن كه من به يگانگى و عدل و داد تو معتقد هستم‏
وَ ارْتَجَيْتُ اِحْسانَكَ وَ فَضْلَكَ
و به احسان و فضل تو اميدوارم
وَ اَنْتَ اَكْرَمُ الْأَكْرَمينَ
و تو بزرگوارترين كريمانى
وَ اَرْحَمُ الرَّاحِمينَ
و مهربان ترين مهربانانى

إِلٰهِى ربی سیدی مولای اِرْحَمْ عَبْدَكَ الذَّلِيلَ، ذَا اللِّسَانِ الْكَلِيلِ، وَالْعَمَلِ الْقَلِيلِ، وَامْنُنْ عَلَيْهِ بِطَوْلِكَ الْجَزِيلِ، وَاكْنُفْهُ تَحْتَ ظِلِّكَ الظَّلِيلِ،

يَا كَرِيمُ يَا جَمِيلُ،يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ.

 

     إِلَهِی رًبی سیدی مولای سَهِّلْ لِی مَنَاهِجَ الْوُصْلَةِ وَ الْوُصُولِ وَ تَوِّجْنِی بِتَاجِ الْکَرَامَةِ وَ الْوَقَارِ وَ أَلِّفْ بَیْنِی وَ بَیْنَ أَحِبَّائِکَ فِی دَارِ الدُّنْیَا وَ دَارِ الْقَرَارِ

إِلَهِی ربی سیدی مولای   قَدْ سَتَرْتَ عَلَی ذُنُوبا فِی الدُّنْیا وَ أَنَا أَحْوَجُ إِلَی سَتْرِهَا عَلَی مِنْک فِی الْأُخْرَی فَلاتَفْضَحْنِی یوْمَ الْقِیامَةِ عَلَی رُءُوسِ الْأَشْهَادِ

إِلَهِی ربی سیدی مولای إِنْ أَخَذْتَنِی بِجُرْمِی أَخَذْتُک بِعَفْوِک وَ إِنْ أَخَذْتَنِی بِذُنُوبِی أَخَذْتُک بِمَغْفِرَتِک وَ إِنْ أَدْخَلْتَنِی النَّارَ أَعْلَمْتُ أَهْلَهَا أَنِّی أُحِبُّک 

إِلَهِی ربی سیدی مولای  إِنْ دَعَانِی إِلَی النَّارِ عَظِیمُ عِقَابِک فَقَدْ دَعَانِی إِلَی الْجَنَّةِ جَزِیلُ ثَوَابِک إِلَهِی فَلَک أَسْأَلُ وَ إِلَیک أَبْتَهِلُ وَ أَرْغَبُ وَ

أَسْأَلُک أَنْ تُصَلِّی عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَجْعَلَنِی مِمَّنْ یدِیمُ ذِکرَک وَ لاینْقُضُ

عَهْدَک وَ لایغْفُلُ عَنْ شُکرِک وَ لایسْتَخِفُّ

بِأَمْرِک  یا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِکرَامِ    یا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِکرَامِ  یا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِکرَامِ 

یَا ذَا الْجَلاَلِ وَ الإِْکْرَامِ یَا ذَا النَّعْمَاءِ وَ

   الْجُودِ یَا ذَا الْمَنِّ وَ الطَّوْلِ حَرِّمْ شَیْبَتِی عَلَی النَّارِ

با توفیق وعنایت حق تعالی در سیزدهم رمضان 1401 در روز جمعه دعای مجیر راخواندم وبعد از دعای مجیر با فقراتی از دعای عدیله وشعبانیه ومابقی دعاهای ماثوره با مولایم برای امرزش گناهان راز ونیاز ومناجات کردم وسعی کردم به اندازه بال مگسی هم که شده نم اشکی برای جلب رحمت او از چشمان خشکیده دراثر گناه وقساوت قلب جاری کنم وخدای را برایم امری که واقع شده است  سپاسگذارم وامیدوارم در دوروز  بعدی هم این توفیق را به ما عنایت بفرماید 

 

وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ إِنَّ رَبِّي رَحِيمٌ وَدُودٌ  یوم الجمعه 13رمضان 1301

دعا برای حفظ سلامتی از امام جعفر صادق علیه السلام Pray for safety - YouTube

Pin on Quran

160 دعاهای قرانی همراه با ترجمه فارسی (دری) - برنامه‌ها در Google Play

☔🌨 رودســـ❄ـرا🌨☔ بشود مهدی لِوَلِیِّکَـــ عَجِّــلْ الّلهُـمَّ الْفَــرَج  فاطمیه نگاهی الــــــــهی زهرای | پیام رسان سروش پلاس

 

راه های افزایش ثروت از منظر قرآن

وَهَٰذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ فَاتَّبِعُوهُ 3

افهم آية on Twitter | Quran verses, Sweet words, Verses

 

http://www.parsquran.com/

 

حکم خدا 1-كِتَابٌ أُحْكِمَتْ آيَاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ  وَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ كَبِيرٍإِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لِمَنْ خَافَ عَذَابَ الْآخِرَةِ ذَلِكَ يَوْمٌ مَجْمُوعٌ لَهُ النَّاسُ وَذَلِكَ يَوْمٌ مَشْهُودٌ  يَوْمَ يَأْتِ لَا تَكَلَّمُ نَفْسٌ إِلَّا بِإِذْنِهِ فَمِنْهُمْ شَقِيٌّ وَسَعِيدٌ فَأَمَّا الَّذِينَ شَقُوا فَفِي النَّارِ لَهُمْ فِيهَا زَفِيرٌ وَشَهِيقٌ خَالِدِينَ فِيهَا مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ إِلَّا مَا شَاءَ رَبُّكَ إِنَّ رَبَّكَ فَعَّالٌ لِمَا يُرِيدُ وَأَمَّا الَّذِينَ سُعِدُوا فَفِي الْجَنَّةِ خَالِدِينَ فِيهَا مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ إِلَّا مَا شَاءَ رَبُّكَ عَطَاءً غَيْرَ مَجْذُوذٍ

 

حکم خدا2-وَأَقِمِ الصَّلَاةَ طَرَفَيِ النَّهَارِ وَزُلَفًا مِنَ اللَّيْلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ ذَلِكَ ذِكْرَى لِلذَّاكِرِينَ فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ ..وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ إِنَّ رَبِّي رَحِيمٌ وَدُودٌ

ذكرى للذاكرين | Explore Tumblr Posts and Blogs | Tumgir

امیدبخش ترین آیه قرآن از نظر امام علی (ع)
شاید تاکنون این سؤال برای ما پیش آمده باشد که امیدوارکننده‎ترین آیه قرآن که خداوند در قرآن قرار داده است کدام است؟ امیرالمؤمنین(ع) روزی همین سؤال را از مردم پرسیدند و در پایان خودش به این سؤال پاسخ دادند. متن روایت علامه مجلسی در جلد79، صفحه220 بحارالانوار از تفسیر عیاشی و مجمع البیان به شرح زیر اینگونه روایت می‎کند.
ابوحمزه ثمالی از امام سجاد یا امام محمدباقر(ع) نقل می‎کند روزی امام علی‎(ع) رو به مردم کرد و فرمود از نظر شما کدام آیه قرآن امیدوارکننده‎تر است. برخی گفتند آیه «إِنَّ اللَّهَ لا یَغْفِرُ أَنْ یُشْرَکَ بِهِ وَ یَغْفِرُ ما دُونَ ذلِکَ لِمَنْ یَشاء؛ مسلّماً خدا، این را که به او شرک ورزیده شود نمی‎بخشاید و غیر از آن را برای هر که بخواهد می‎بخشاید». علی(ع) فرمود آیه نیکویی است، اما این آیه نیست. برخی گفتند «وَ مَنْ یَعْمَلْ سُوءاً أَوْ یَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ یَسْتَغْفِرِ اللَّهَ یَجِدِ اللَّهَ غَفُوراً رَحیما؛ و هر کس کار بدی کند، یا بر خویشتن ستم ورزد؛ سپس از خدا آمرزش بخواهد، خدا را آمرزنده مهربان خواهد یافت.» علی(ع) فرمود آیه نیکویی است، اما این آیه نیست.
برخی گفتند آیه «قُلْ یا عِبادِیَ الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلی‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیم‏؛ بگو:«ای بندگان من -که بر خویشتن زیاده ‏روی روا داشته‏ اید- از رحمت خدا نومید مشوید. در حقیقت، خدا همه گناهان را می‎آمرزد، که او خود آمرزنده مهربان است.» علی(ع) فرمود آیه نیکویی است، اما این آیه نیست.
سپس حضرت پرسیدند:آیا آیه دیگری نمی‏دانید که به نظر شما امیدوارکننده‎ترین آیات قرآن باشد؟ اصحاب گفتند نه یا امیرالمومنین، به خدا سوگند چیزی در نزد ما نیست که بخوانیم.

امام(ع) فرمود:از حبیبم رسول خدا (صلی الله علیه و آله) شنیدم که فرمودند:امیدوارکننده ‎ترین آیه در قرآن این آیه شریفه است:«وَ أَقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَیِ النَّهارِ وَ زُلَفاً مِنَ اللَّیْلِ إِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئاتِ ذلِکَ ذِکْری‏ لِلذَّاکِرِینَ؛ و در دو طرف روز [=اول و آخر آن‏] و نخستین ساعات شب نماز را برپا دار، زیرا خوبی‎ها بدی‎ها را از میان می‌‏برد. این ذکری است برای ذکرکنندگان.»
سپس پیامبر(ص) فرمود:یا علی قسم به خدایی که مرا بشیر و نذیر قرار داد و مبعوث به رسالت کرد، اگر یکی از شما با وضو قیام به نماز کند، گناهان او از اعضای او فرو می‎ریزد؛ یَا عَلِیُّ وَ الَّذِی بَعَثَنِی بِالْحَقِّ بَشِیراً وَ نَذِیراً إِنَّ أَحَدَکُمْ لَیَقُومُ إِلَی وُضُوئِهِ فَتَسَاقَطُ عَنْ جَوَارِحِهِ الذُّنُوب‏»

چون با چهره و دل خود به خدا روی کند، هنوز نماز را به پایان نبرده، تمام گناهانش پاک شود، مانند روزی که از مادر متولد شده است و گناهانی که در فاصله دو نماز کرده نیز پک شود؛ فَإِذَا اسْتَقْبَلَ اللَّهَ بِوَجْهِهِ وَ قَلْبِهِ لَمْ یَنْفَتِلْ عَنْ صَلَاتِهِ وَ عَلَیْهِ مِنْ ذُنُوبِهِ شَیْ‏ءٌ کَمَا وَلَدَتْهُ أُمُّهُ فَإِنْ أَصَابَ شَیْئاً بَیْنَ الصَّلَاتَیْنِ کَانَ لَهُ مِثْلُ ذَلِک.‏» حضرت به همین ترتیب نمازهای پنجگانه را بر شمرد.
سپس پیامبراکرم(ص) فرمود:یاعلی! بدان که منزلت نماز های پنجگانه برای امت من مانند نهری است که بر درِ خانه یکی از شما باشد. آیا اگر شخصی در بدن او چرک باشد و هر روز پنج بار در آن نهر شستشو کند، آیا در بدن او از آن چرک باقی خواهد ماند؟ به خدا سوگند که نمازهای پنجگانه نیز برای امّت من چنین حکمی دارند؛ یَا عَلِیُّ إِنَّمَا مَنْزِلَةُ الصَّلَوَاتِ الْخَمْسِ لِأُمَّتِی کَنَهَرٍ جَارٍ عَلَی بَابِ أَحَدِکُمْ فَمَا ظَنَّ أَحَدُکُمْ لَوْ کَانَ فِی جَسَدِهِ دَرَنٌ ثُمَّ اغْتَسَلَ فِی ذَلِکَ النَّهَرِ خَمْسَ مَرَّاتٍ فِی الْیَوْمِ أَ کَانَ یَبْقَی فِی جَسَدِهِ دَرَنٌ فَکَذَلِکَ وَ اللَّهِ الصَّلَوَاتُ الْخَمْسُ لِأُمَّتِی.»

 

حکم خدا 3- از ظلم دوری کنیید وظالم را یاری نکنیید ظالم پاره از اتش دوزخ است                         

وَلَا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ.. أَلَا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ

از ظلم وستم به هرکسی دوری کنیید ظلم وظالم همه اتش محض هستند ولعنت خدا برظالمان جاری شده است 

ألا لعنة الله على الظالمين | أَلَا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى ال… | Flickr

حکم 4- رَبِّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَسْأَلَكَ مَا لَيْسَ لِي بِهِ عِلْمٌ 

پروردگارا من به تو پناه مى برم كه از تو چيزى بخواهم كه بدان علم ندارم

حکم خدا5-أَأَرْبَابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ... إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ ...قَالَ اللَّهُ.. عَلَى مَا نَقُولُ وَكِيلٌ

  لَقَدْ كَانَ فِي يُوسُفَ وَإِخْوَتِهِ آيَاتٌ لِلسَّائِلِينَ       لَقَدْ كَانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِي الْأَلْبَابِ...وَلَدَارُ الْآخِرَةِ خَيْرٌ لِلَّذِينَ اتَّقَوْا أَفَلَا تَعْقِلُونَ 

جکم خدا 6-

اللَّهُ الَّذِي رَفَعَ السَّمَاوَاتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُسَمًّى يُدَبِّرُ الْأَمْرَ يُفَصِّلُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ بِلِقَاءِ رَبِّكُمْ تُوقِنُونَ 

عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ الْكَبِيرُ الْمُتَعَالِ ..وَيُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ ...وَيُنْشِئُ السَّحَابَ الثِّقَالَ..وَهُوَ شَدِيدُ الْمِحَالِ.. اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ 

حکم خدا 7-لِلَّذِينَ اِسْتَجَابُوا لِرَبِّهِمُ الْحُسْنَى وَالَّذِينَ لَمْ يَسْتَجِيبُوا لَهُ لَوْ أَنَّ لَهُمْ مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا وَمِثْلَهُ مَعَهُ لَافْتَدَوْا بِهِ أُولَئِكَ لَهُمْ سُوءُ الْحِسَابِ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمِهَادُ...الَّذِينَ يُوفُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَلَا يَنْقُضُونَ الْمِيثَاقَ وَالَّذِينَ يَصِلُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَيَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَيَخَافُونَ سُوءَ الْحِسَابِ وَالَّذِينَ صَبَرُوا ابْتِغَاءَ وَجْهِ رَبِّهِمْ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلَانِيَةً وَيَدْرَءُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ أُولَئِكَ لَهُمْ عُقْبَى الدَّارِ جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَهَا وَمَنْ صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَالْمَلَائِكَةُ يَدْخُلُونَ عَلَيْهِمْ مِنْ كُلِّ بَابٍ سَلَامٌ عَلَيْكُمْ بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ

وَالَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ أُولَئِكَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَلَهُمْ سُوءُ الدَّارِ  مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ أُكُلُهَا دَائِمٌ وَظِلُّهَا تِلْكَ عُقْبَى الَّذِينَ اتَّقَوْا وَعُقْبَى الْكَافِرِينَ النَّارُ 

حکم خدا 8-كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَلَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ

أَفِي اللَّهِ شَكٌّ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ...مَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ أَعْمَالُهُمْ كَرَمَادٍ اشْتَدَّتْ بِهِ الرِّيحُ فِي يَوْمٍ عَاصِفٍ...أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ

 

حکم خدا9-وَقَالَ الشَّيْطَانُ لَمَّا قُضِيَ الْأَمْرُ إِنَّ اللَّهَ وَعَدَكُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَوَعَدْتُكُمْ فَأَخْلَفْتُكُمْ وَمَا كَانَ لِيَ عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطَانٍ إِلَّا أَنْ دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِي فَلَا تَلُومُونِي وَلُومُوا أَنْفُسَكُمْ مَا أَنَا بِمُصْرِخِكُمْ وَمَا أَنْتُمْ بِمُصْرِخِيَّ...قُلْ لِعِبَادِيَ الَّذِينَ آمَنُوا يُقِيمُوا الصَّلَاةَ وَيُنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلَانِيَةً مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لَا بَيْعٌ فِيهِ وَلَا خِلَالٌ

 

حکم خدا9-اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَأَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقًا لَكُمْ...وَسَخَّرَ لَكُمُ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ دَائِبَيْنِ وَسَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ

وَآتَاكُمْ مِنْ كُلِّ مَا سَأَلْتُمُوهُ وَإِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لَا تُحْصُوهَا إِنَّ الْإِنْسَانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ...وَلَا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ غَافِلًا عَمَّا يَعْمَلُ الظَّالِمُونَ..وَأَنْذِرِ النَّاسَ يَوْمَ يَأْتِيهِمُ الْعَذَابُ فَيَقُولُ الَّذِينَ ظَلَمُوا رَبَّنَا أَخِّرْنَا إِلَى أَجَلٍ قَرِيبٍ نُجِبْ دَعْوَتَكَ وَنَتَّبِعِ الرُّسُلَ..فَلَا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ مُخْلِفَ وَعْدِهِ رُسُلَهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ ذُو انْتِقَامٍ..هَذَا بَلَاغٌ لِلنَّاسِ وَلِيُنْذَرُوا بِهِ وَلِيَعْلَمُوا أَنَّمَا هُوَ إِلَهٌ وَاحِدٌ وَلِيَذَّكَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ

حکم خدا 10-دعای حضرت ابراهیم  ع     رَبِّ اجْعَلْنِي مُقِيمَ الصَّلَاةِ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي رَبَّنَا وَتَقَبَّلْ دُعَاءِ...رَبَّنَا اغْفِرْ لِي وَلِوَالِدَيَّ وَلِلْمُؤْمِنِينَ يَوْمَ يَقُومُ الْحِسَابُ

بسم الله الرحمن الرحيم الر كتاب أنزلناه إليك لتخرج الناس من الظلمات إلى  النور بإذن ربهم إلى صراط - YouTube

 

حکم خدا 1- إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِينَ لَهَا سَبْعَةُ أَبْوَابٍ لِكُلِّ بَابٍ مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُومٌ نَبِّئْ عِبَادِي أَنِّي أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِيمُ

وَأَنَّ عَذَابِي هُوَ الْعَذَابُ الْأَلِيمُ وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ الْخَلَّاقُ الْعَلِيمُ وَلَقَدْ آتَيْنَاكَ سَبْعًا مِنَ الْمَثَانِي وَالْقُرْآنَ الْعَظِيمَ

لَا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِنْهُمْ..فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَكُنْ مِنَ السَّاجِدِينَ وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ

 

 

حکم خدا2- -وَإِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لَا تُحْصُوهَا ...وَمَا بِكُمْ مِنْ نِعْمَةٍ فَمِنَ اللَّهِ ...وَاللَّهُ فَضَّلَ بَعْضَكُمْ عَلَى بَعْضٍ فِي الرِّزْقِ ...وَاللَّهُ أَخْرَجَكُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ لَا تَعْلَمُونَ شَيْئًا وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ...خَلَقَ الْإِنْسَانَ مِنْ نُطْفَةٍ فَإِذَا هُوَ خَصِيمٌ مُبِينٌ...

 

حکم خدا 3-إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ وَإِيتَاءِ ذِي الْقُرْبَى وَيَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ وَالْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ...مَا عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَمَا عِنْدَ اللَّهِ بَاقٍ 

مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً...إِنَّ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ لَا يَهْدِيهِمُ اللَّهُ ....وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَكِنْ يُضِلُّ مَنْ

يَشَاءُ وَيَهْدِي مَنْ يَشَاءُ..فَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ...فَكُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلَالًا طَيِّبًا وَاشْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ ...إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَوْا وَالَّذِينَ هُمْ مُحْسِنُونَ

 

حکم خدا 4- وَقُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ وَلَدًا وَلَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَلَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِّ وَكَبِّرْهُ تَكْبِيرًا 

سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى ...إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ ..وَقَضَى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا 

وَقُلْ لَهُمَا قَوْلًا كَرِيمًا .....وَلَا تُبَذِّرْ تَبْذِيرًا إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كَانُوا إِخْوَانَ الشَّيَاطِينِ وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِرَبِّهِ كَفُورًا وَلَا تَقْرَبُوا الزِّنَا إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً وَسَاءَ سَبِيلًا

وَلَا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ..وَلَا تَقْرَبُوا مَالَ الْيَتِيمِ ..وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ ...وَلَا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحًا...وَلَقَدْ صَرَّفْنَا فِي هَذَا الْقُرْآنِ لِيَذَّكَّرُوا 

وَلَقَدْ صَرَّفْنَا فِي هَذَا الْقُرْآنِ لِيَذَّكَّرُوا ..تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالْأَرْضُ وَمَنْ فِيهِنَّ وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلَكِنْ لَا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ

وَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ جَعَلْنَا بَيْنَكَ وَبَيْنَ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ حِجَابًا مَسْتُورًا ..يَوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ..وَمَنْ كَانَ فِي هَذِهِ أَعْمَى فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمَى وَأَضَلُّ سَبِيلًا

وَقُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كَانَ مَشْهُودًا..

وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَلَا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَسَارًا  قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَالْجِنُّ عَلَى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هَذَا الْقُرْآنِ لَا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ 

 

حکم خدا 5-وَلَا تَجْهَرْ بِصَلَاتِكَ وَلَا تُخَافِتْ بِهَا وَابْتَغِ بَيْنَ ذَلِكَ سَبِيلًا 

نمازت را به آواز بلند مخوان و بسيار آهسته‏ اش مكن و ميان اين [و آن] راهى [ميانه] جوى

استخاره با قرآن کریم | استخاره آنلاین - تاروت رنگی

حکم خدا1--الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَى عَبْدِهِ الْكِتَابَ وَلَمْ يَجْعَلْ لَهُ عِوَجًا قَيِّمًا لِيُنْذِرَ بَأْسًا شَدِيدًا مِنْ لَدُنْهُ ...وَيُنْذِرَ الَّذِينَ قَالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا..مَا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ وَلَا لِآبَائِهِمْ كَبُرَتْ كَلِمَةً تَخْرُجُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ إِنْ يَقُولُونَ إِلَّا كَذِبًا...

أَصْحَابَ الْكَهْفِ ...فَقَالُوا رَبَّنَا آتِنَا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً وَهَيِّئْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَدًا 

وَلَا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فَاعِلٌ ذَلِكَ غَدًا إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ

و زنهار در مورد چيزى مگوى كه من آن را فردا انجام خواهم دادمگر آنكه خدا بخواهد

مَا شَاءَ اللَّهُ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ...وَوُضِعَ الْكِتَابُ فَتَرَى الْمُجْرِمِينَ مُشْفِقِينَ مِمَّا فِيهِ وَيَقُولُونَ يَا وَيْلَتَنَا مَالِ هَذَا الْكِتَابِ لَا يُغَادِرُ صَغِيرَةً وَلَا كَبِيرَةً إِلَّا أَحْصَاهَا

وَوَجَدُوا مَا عَمِلُوا حَاضِرًا وَلَا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَدًا

وَيَسْأَلُونَكَ عَنْ ذِي الْقَرْنَيْنِ...قَالَ هَذَا رَحْمَةٌ مِنْ رَبِّي

حکم خدا 2-

قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمَالًا الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعًا

أُولَئِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ وَلِقَائِهِ فَحَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فَلَا نُقِيمُ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَزْنًا ذَلِكَ جَزَاؤُهُمْ جَهَنَّمُ بِمَا كَفَرُوا وَاتَّخَذُوا آيَاتِي وَرُسُلِي هُزُوًا

بگو آيا شما را از زيانكارترين مردم آگاه گردانم [آنان] كسانى‏ اند كه كوشش‏شان در زندگى دنيا به هدر رفته و خود مى ‏پندارند كه كار خوب انجام مى‏ دهند

[آرى] آنان كسانى‏ اند كه آيات پروردگارشان و لقاى او را انكار كردند در نتيجه اعمالشان تباه گرديد و روز قيامت براى آنها [قدر و] ارزشى نخواهيم نهاد 

اين جهنم سزاى آنان است چرا كه كافر شدند و آيات من و پيامبرانم را به ريشخند گرفتند

 

قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمَالًا

 

حکم خدا1-جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِي وَعَدَ الرَّحْمَنُ عِبَادَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّهُ كَانَ وَعْدُهُ مَأْتِيًّا لَا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا إِلَّا سَلَامًا وَلَهُمْ رِزْقُهُمْ فِيهَا بُكْرَةً وَعَشِيًّا تِلْكَ الْجَنَّةُ الَّتِي نُورِثُ مِنْ عِبَادِنَا مَنْ كَانَ تَقِيًّا...فَاعْبُدْهُ وَاصْطَبِرْ لِعِبَادَتِهِ اِنَّمَا إِلَهُكُمُ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ وَسِعَ كُلَّ شَيْءٍ عِلْمًا وَعَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَيِّ الْقَيُّومِ وَقَدْ خَابَ مَنْ حَمَلَ ظُلْمًا

حکم خدا 2-طه مَا أَنْزَلْنَا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقَى إِلَّا تَذْكِرَةً لِمَنْ يَخْشَى   وَكَذَلِكَ أَنْزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا وَصَرَّفْنَا فِيهِ مِنَ الْوَعِيدِ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكًا وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَى  اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ لَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى وَالسَّلَامُ عَلَى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَى وَقُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْمًا 

فَاقْضِ مَا أَنْتَ قَاضٍ فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا وَمِنْ آنَاءِ اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ...وَلَا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ وَرِزْقُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَأَبْقَى وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلَاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَيْهَا...

رقم سورة طه – لاينز

Pin on Quran

 

وَهَٰذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ فَاتَّبِعُوهُ 2

 

مقصف التشوش تضحية وهذا كتاب أنزلناه مبارك فاتبعوه واتقوا لعلكم ترحمون  المكتبة - philosophyinpractice.net

حکم خدا 1-زندگی دنیا بازیچه ای بیش نیست وسرای اخرت برای شما بهتر است اگر تقوی پیشه کنیید 

 وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَلَلدَّارُ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِّلَّذِينَ يَتَّقُونَ أَفَلَا تَعْقِلُونَ

 

الشيخ ماهر المعيقلي(وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا لَعِبٌ وَلَهْوٌ ۖ )  - YouTube

حکم خدا2- هرکس به ملاقات خدا ایمان نداشته باشد زیان میکند 

قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِلِقَاءِ اللَّهِ ۖ..وَكَذَٰلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ وَلِتَسْتَبِينَ سَبِيلُ الْمُجْرِمِينَ إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ ۖ يَقُصُّ الْحَقَّ ۖ وَهُوَ خَيْرُ الْفَاصِلِينَ 

ثُمَّ رُدُّوا إِلَى اللَّهِ مَوْلَاهُمُ الْحَقِّ ۚ أَلَا لَهُ الْحُكْمُ وَهُوَ أَسْرَعُ الْحَاسِبِينَ..وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ ۖ ... قَوْلُهُ الْحَقُّ ۚ وَلَهُ الْمُلْكُ يَوْمَ يُنفَخُ فِي الصُّورِ ۚ عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ ۚ وَهُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِيرُ....وَمَا قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ

حکم خدا 3-به تمام مذاهب احترام بگذارید ودشنام وبی احترامی نکنیید 

وَلَا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْوًا بِغَيْرِ عِلْمٍ ۗ كَذَٰلِكَ زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ 

و آنهايى را كه جز خدا مى‌خوانند دشنام مدهيد كه آنان از روى دشمنى [و] به نادانى، خدا را دشنام خواهند داد. اين گونه براى هر امتى كردارشان را آراستيم. 

حکم خدا 4-وصیت خدا به بندگان در زندگی که صراط مسقیم است

 قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ ۖ أَلَّا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا ۖ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا ۖ وَلَا تَقْتُلُوا أَوْلَادَكُم مِّنْ إِمْلَاقٍ ۖ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ ۖ وَلَا تَقْرَبُوا الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ ۖ وَلَا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ ۚ ذَٰلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَلَا تَقْرَبُوا مَالَ الْيَتِيمِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّىٰ يَبْلُغَ أَشُدَّهُ ۖ وَأَوْفُوا الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ ۖ لَا نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا ۖ وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُوا وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَىٰ ۖ وَبِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُوا ۚ ذَٰلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ‎﴿١٥٢﴾‏ وَأَنَّ هَٰذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ ۖ وَلَا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ۚ ذَٰلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ 

حکم خدا 5- هرکار نیک ده برابر پاداش دارد وکار بد یک برابر جزا دارد        

  مَن جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا ۖ وَمَن جَاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلَا يُجْزَىٰ إِلَّا مِثْلَهَا 

 

Volcano Assortment Suspect وجهت وجهي للذي commitment cowboy alien

بنده حقیر قبل از تکبیر نماز واجب این دعا را که از امام مهدی ع اموخته ام میخوانم بعد تکبیرمیگویم ونماز را شروع میکنم 

دعای افتتاح نماز 

 إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ حَنِيفًا ۖمُسلِماً عَلی مِلَةِ اِبراهیمَ وَدینِ مُحمَد وَهَدیَ اَمیرَالمُومنینَ  وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ     إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ‎لَا شَرِيكَ لَهُ ۖ وَبِذَٰلِكَ أُمِرْتُ وَأَنَامِنَ الْمُسْلِمِينَ اَللهُمَ الاجعَلنی مِنَ المُسلِمینَ اَعُوذُ بِاللهِ سَمیعُ العَلیم مِنَ الشَیطانِ رَجیم 

قل إن صلاتي و نسكي و محياي و مماتي لله رب العالمين 🤍✨ | Home decor decals,  Home decor, Decor

حکم خدا1-

يَا بَنِي آدَمَ خُذُوا زِينَتَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَكُلُوا وَاشْرَبُوا وَلَا تُسْرِفُوا ۚ إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ ‎‏ قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ

وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَىٰ آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ

 

حکم خدا2-

إِنَّ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَاسْتَكْبَرُوا عَنْهَا لَا تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوَابُ السَّمَاءِ وَلَا يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتَّىٰ يَلِجَ الْجَمَلُ فِي سَمِّ الْخِيَاطِ ۚ وَكَذَٰلِكَ نَجْزِي الْمُجْرِمِينَ

حکم خدا3-

إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَىٰ عَلَى الْعَرْشِ ..وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومَ مُسَخَّرَاتٍ بِأَمْرِهِ ۗ أَلَا لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ ۗ تَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ ‎ ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعًا وَخُفْيَةً ۚ إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ ‎‏ وَلَا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلَاحِهَا وَادْعُوهُ خَوْفًا وَطَمَعًا ۚ إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَرِيبٌ مِّنَ الْمُحْسِنِينَ

حکم خدا 4-

قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ جَمِيعًا الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۖ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ يُحْيِي وَيُمِيتُ ۖ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ النَّبِيِّ الْأُمِّيِّ الَّذِي يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَكَلِمَاتِهِ وَاتَّبِعُوهُ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِّنَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ ۖ لَهُمْ قُلُوبٌ لَّا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَّا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَّا يَسْمَعُونَ بِهَا ۚ أُولَٰئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ ۚ أُولَٰئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ

حکم خدا 5-

وَإِذَا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَأَنصِتُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ‎‏ وَاذْكُر رَّبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعًا وَخِيفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ وَلَا تَكُن مِّنَ الْغَافِلِينَ ‎ إِنَّ الَّذِينَ عِندَ

رَبِّكَ لَا يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِهِ وَيُسَبِّحُونَهُ وَلَهُ يَسْجُدُونَ

ولله الاسماء الحسنى فادعوه بها | Quran verses, Verses, Quran

 

99 نام خدا 1462750

 

 

حکم خدا 1- قُل لَّا أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعًا وَلَا ضَرًّا إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ ۚ   قُلْ لَا أَمْلِكُ لِنَفْسِي ضَرًّا وَلَا نَفْعًا إِلَّا مَا شَاءَ اللَّه   أَنَّ اللَّهَ مَوْلَاكُمْ ۚ نِعْمَ الْمَوْلَىٰ وَنِعْمَ النَّصِيرُ ‎

ذِكَر — islamiyatsb: قُل لَّن يُصِيبَنَا إِلَّا مَا...

حکم خدا 2-إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِندَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لَا يَعْقِلُونَ 

إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِندَ اللَّهِ الَّذِينَ كَفَرُوا فَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ

 

إن شر الدواب عند الله : مرتان في الأنفال // الدَّواب : أربع مرات، مرتان  معطوفة بزيادة الواو ( والدواب ) // دابّة : أربع عشر… | Math, Arabic  calligraphy, Calligraphy

 

حکم3-يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَل لَّكُمْ فُرْقَانًا وَيُكَفِّرْ عَنكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ۗ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ

حکم4-وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُم مِّن شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَىٰ وَالْيَتَامَىٰ وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ إِن كُنتُمْ آمَنتُم بِاللَّهِ

حکم5-وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا ... ۖ وَاصْبِرُوا ۚ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ

حکم خدا 6-أَتَخْشَوْنَهُمْ ۚ فَاللَّهُ أَحَقُّ أَن تَخْشَوْهُ...قُلْ إِن كَانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِيرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَيْكُم مِّنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّىٰ يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ ۗ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ ‎

جکم  خدا 7-وَكَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيَا..

حکم خدا 8-إِن تُصِبْكَ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ ۖ وَإِن تُصِبْكَ مُصِيبَةٌ يَقُولُوا قَدْ أَخَذْنَا أَمْرَنَا مِن قَبْلُ وَيَتَوَلَّوا وَّهُمْ فَرِحُونَ ‎ قُل لَّن يُصِيبَنَا إِلَّا مَا كَتَبَ اللَّهُ لَنَا هُوَ مَوْلَانَا ۚ

حکم خدا 9-هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ ..قَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ إِنَّا إِلَى اللَّهِ رَاغِبُونَ أَنَّ اللَّهَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ 

أَلَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَيَأْخُذُ الصَّدَقَاتِ ...  إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاءِ وَالْمَسَاكِينِ وَالْعَامِلِينَ عَلَيْهَا وَالْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَفِي الرِّقَابِ وَالْغَارِمِينَ وَفِي سَبِيلِ اللَّهِ وَابْنِ السَّبِيلِ فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ  .......وَقُلِ اِعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ 

حکم خدا 10-يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ 

 

تفسير قل لن يصِيبنا إِلا ما كتب الله لنا هو مولى - موسوعة انا عربي

 

حکم خدا 1-إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مَا مِنْ شَفِيعٍ إِلَّا مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ إِلَيْهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا وَعْدَ اللَّهِ حَقًّا إِنَّهُ يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ لِيَجْزِيَ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ بِالْقِسْطِ وَالَّذِينَ كَفَرُوا لَهُمْ شَرَابٌ مِنْ حَمِيمٍ وَعَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُوا يَكْفُرُونَ هُوَ الَّذِي جَعَلَ الشَّمْسَ ضِيَاءً وَالْقَمَرَ نُورًا وَقَدَّرَهُ مَنَازِلَ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِينَ وَالْحِسَابَ إِنَّ الَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَاءَنَا وَرَضُوا بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَاطْمَأَنُّوا بِهَا وَالَّذِينَ هُمْ عَنْ آيَاتِنَا غَافِلُونَ أُولَئِكَ مَأْوَاهُمُ النَّارُ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ يَهْدِيهِمْ رَبُّهُمْ بِإِيمَانِهِمْ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهَارُ فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ دَعْوَاهُمْ فِيهَا سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ وَتَحِيَّتُهُمْ فِيهَا سَلَامٌ وَآخِرُ دَعْوَاهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ 

حکم خدا 2-يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَتْكُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَشِفَاءٌ لِمَا فِي الصُّدُورِ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذَلِكَ فَلْيَفْرَحُوا هُوَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ

أَلَا إِنَّ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ أَلَا إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ..وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ كَأَنْ لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا سَاعَةً مِنَ النَّهَارِ يَتَعَارَفُونَ بَيْنَهُمْ قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِلِقَاءِ اللَّهِ..أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ....وَمَا تَكُونُ فِي شَأْنٍ وَمَا تَتْلُو مِنْهُ مِنْ قُرْآنٍ وَلَا تَعْمَلُونَ مِنْ عَمَلٍ إِلَّا كُنَّا عَلَيْكُمْ شُهُودًا إِذْ تُفِيضُونَ فِيهِ...

و در هيچ كارى نباشى و از سوى او [=خدا] هيچ [آيه‌اى‌] از قرآن نخوانى و هيچ كارى نكنيد، مگر اينكه ما بر شما گواه باشيم آنگاه كه بدان مبادرت مى‌ورزيد. و هم‌وزن ذرّه‌اى، نه در زمين و نه در آسمان از پروردگار تو پنهان نيست، و نه كوچكتر و نه بزرگتر از آن چيزى نيست، مگر اينكه در كتابى روشن [درج شده‌] است.

 

Pin on Quran verses

وما تكون في شأن | Bullet journal, Quran, Allah

 

 

 

حکم خدا 3-قَالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا سُبْحَانَهُ هُوَ الْغَنِيُّ..

قُلْ إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ لَا يُفْلِحُونَ..

 

Pin on تأملات في المتشابهات

وَلَا يَحْزُنْكَ قَوْلُهُمْ إِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ 

رَبَّنَا اَطْمِسْ عَلَى أَمْوَالِهِمْ وَاشْدُدْ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَلَا يُؤْمِنُوا حَتَّى يَرَوُا الْعَذَابَ الْأَلِيمَ

تدبرات حول سورة يونس - الإيمان أولاً

Pin on Quran

وَهَٰذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ فَاتَّبِعُوهُ 1

وَهَٰذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ فَاتَّبِعُوهُ 

و مبارک کتابی بنام قرآن برشما نازل کرده ام پس از دستورات ان پیروی کنیید 

وهذا كتاب أنزلناه مبارك - islamicda

 

 

قانون اساسی خداوند درقران 

أَفَغَيْرَ اللَّهِ أَبْتَغِي حَكَمًا وَهُوَ الَّذِي أَنزَلَ إِلَيْكُمُ الْكِتَابَ مُفَصَّلًا ۚ وَالَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْلَمُونَ أَنَّهُ مُنَزَّلٌ مِّن رَّبِّكَ بِالْحَقِّ ۖ فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ

ای درد توام درمان در بستر ناکامی

و ای یاد توام مونس در گوشه تنهایی

در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم

لطف آن چه تو اندیشی حکم آن چه تو فرمایی

فکر خود و رای خود در عالم رندی نیست

کفر است در این مذهب خودبینی و خودرایی

در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم - عکس ویسگون

 

 

 

 

 

1-حکم خداوند ---اگر به کسی قرص میدهید مکتوب بدهید ودونفر شاهد مرد یا یک مرد ودو زن شاهد بگیرید یا چک بگیرید یا سفته بگیرید ((گرو بگیرید ))

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا تَدَايَنتُم بِدَيْنٍ إِلَىٰ أَجَلٍ مُّسَمًّى فَاكْتُبُوهُ ۚ...وَاسْتَشْهِدُوا شَهِيدَيْنِ مِن رِّجَالِكُمْ ۖ فَإِن لَّمْ يَكُونَا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ..وَإِن كُنتُمْ عَلَىٰ سَفَرٍ وَلَمْ تَجِدُوا كَاتِبًا فَرِهَانٌ مَّقْبُوضَةٌ

2-حکم خداوند-اگر به کسی قرض دادید وتوانایی نداشت پس بدهید به او مهلت بدهید یا به عنوان صدقه وانفاق اورا ببخشید 

وَإِن كَانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلَىٰ مَيْسَرَةٍ ۚ وَأَن تَصَدَّقُوا خَيْرٌ لَّكُمْ

حکم خداوند در باره ربا- ای مسلمانان ربا نخورید ربا همانند جنگ با خداو رسولش محسوب میشود خداوند برکت را از ربا برده است برکت در صدقه دادن است روز قیامت رباخواران همانند کسی که شیطان او را لمس کرده است محشور میشوند خداوند معامله وخرید فروش را حلال وربا را حرام دانسته است 

  يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَأْكُلُوا الرِّبَا أَضْعَافًا مُّضَاعَفَةً...يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَذَرُوا مَا بَقِيَ مِنَ الرِّبَا ...فَإِن لَّمْ تَفْعَلُوا فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِّنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ..يَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبَا وَيُرْبِي الصَّدَقَاتِ ۗ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ كَفَّارٍ أَثِيمٍ...الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبَا لَا يَقُومُونَ إِلَّا كَمَا يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَانُ مِنَ الْمَسِّ ۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبَا ۗ وَأَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا ۚ

 

3- حکم خداوند در باره انفاق وصدقه وبخشیدن مال وجه الله ومرضات الله 

هیچ حکمی به اندازه بخشیدن مال برای رضای خداوند مثل انفاق وصدقه ان قدر تاکید نشده است الا نماز یعنی بعد از نماز انفاق مال دومین پله صعود برای یک فرد با ایمان است اما در انفاق چند شرط لازم است اول فقط برای رضای خداوند واطاعت از فرمان او صدقه بدهیم به خواهش دل وهوای نفس و واسطه شدن دیگران والتماس بندگان انفاق ندهیم تادل راضی نشد انفاق ندهید شروط انفاق 

1حکم خدا- وَمَا تُنفِقُونَ إِلَّا ابْتِغَاءَ وَجْهِ اللَّهِ ۚ فقط فی وجه الله برای رضای خداوند بدهید 

2حکم خدا - انفاق را هم پنهان وهم اشکار بدهید 50 در صد اشکار باشد برای تشویق دیگران به انفاق 50 درصد پنهان بدهید تا فرمان خداوند را اجرا کرده باشید 

 إِن تُبْدُوا الصَّدَقَاتِ فَنِعِمَّا هِيَ ۖ وَإِن تُخْفُوهَا وَتُؤْتُوهَا الْفُقَرَاءَ فَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ ۚ وَيُكَفِّرُ عَنكُم مِّن سَيِّئَاتِكُمْ...الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُم بِاللَّيْلِ وَالنَّهَارِ سِرًّا وَعَلَانِيَةً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ ‎

3حکم خدا- خداوند پاداش انفاق را چگونه توصیف کرده است دو مثال زیبا در قران امده است تا مارا تشویق به انفاق کند 

وَمَثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَتَثْبِيتًا مِّنْ أَنفُسِهِمْ كَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصَابَهَا وَابِلٌ فَآتَتْ أُكُلَهَا ضِعْفَيْنِ فَإِن لَّمْ يُصِبْهَا وَابِلٌ فَطَلٌّ ۗ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ 

و مَثَل [صدقات‌] كسانى كه اموال خويش را براى طلب خشنودى خدا و استوارى روحشان انفاق مى‌كنند، همچون مَثَل باغى است كه بر فراز پشته‌اى قرار دارد [كه اگر] رگبارى بر آن برسد، دو چندان محصول برآورد، و اگر رگبارى هم بر آن نرسد، بارانِ ريزى [براى آن بس است‌]، و خداوند به آنچه انجام مى‌دهيد بيناست.

 مَّثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِي كُلِّ سُنبُلَةٍ مِّائَةُ حَبَّةٍ ۗ وَاللَّهُ يُضَاعِفُ لِمَن يَشَاءُ ۗ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ

مَثَل [صدقات‌] كسانى كه اموال خود را در راه خدا انفاق مى‌كنند همانند دانه‌اى است كه هفت خوشه بروياند كه در هر خوشه‌اى صد دانه باشد؛ و خداوند براى هر كس كه بخواهد [آن را] چند برابر مى‌كند، و خداوند گشايشگر داناست.

4حکم خدا- اگر صدقه را برای رضای خداوند بدهید بر کسی منت نگذارید ویا او را اذیت نکنیید این امر صدقه را باطل ونابود میکند زبان خوش واخلاق خوب با مردم بهتر از انفاقی است که ازار ومنتی در پی داشته باشد 

 يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِكُم بِالْمَنِّ وَالْأَذَىٰ ...الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ثُمَّ لَا يُتْبِعُونَ مَا أَنفَقُوا مَنًّا وَلَا أَذًى ۙ لَّهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ  قَوْلٌ مَّعْرُوفٌ وَمَغْفِرَةٌ خَيْرٌ مِّن صَدَقَةٍ يَتْبَعُهَا أَذًى...

5حکم خدا- تا در دنیا فرصت دارید صدقه وانفاق بدهید با مرگ پرونده معامله با خدا بسته میشود 

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ يَوْمٌ لَّا بَيْعٌ فِيهِ وَلَا خُلَّةٌ وَلَا شَفَاعَةٌ ۗ 

اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، از آنچه به شما روزى داده‌ايم انفاق كنيد، پيش از آنكه روزى فرا رسد كه در آن نه داد و ستدى است و نه دوستى و نه شفاعتى

6حکم خدا- اگر صدقه واناق میدهید از چیزهای خوب مالتان صدقه بدهید چیزهای به درد نخور را انفاق نکنیید 

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنفِقُوا مِن طَيِّبَاتِ مَا كَسَبْتُمْ وَمِمَّا أَخْرَجْنَا لَكُم مِّنَ الْأَرْضِ ۖ وَلَا تَيَمَّمُوا الْخَبِيثَ مِنْهُ.. الشَّيْطَانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَيَأْمُرُكُم بِالْفَحْشَاءِ ۖ وَاللَّهُ يَعِدُكُم مَّغْفِرَةً مِّنْهُ وَفَضْلًا ۗ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ 

7حکم خدا- چقدر صدقه بدهیم مازاد بر حوائج زندگی خود را در راه خداوند باید انفاق کرد گاهی لازم است نصف اموالت را در راه خداوند بدهی کما اینکه اصحاب رسول خدا ع بارها تمام زندگی خود را دراه خداوند بخشیدند 

وَيَسْأَلُونَكَ مَاذَا يُنفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ ۗ ...و از تو مى‌پرسند: «چه چيزى انفاق كنند؟» بگو: «مازاد [بر نيازمندى خود] را.

8حکم خدا- به چه کسانی صدقه وانفاق بدهیم این حساسترین مرحله انفاق است به کسانی که خداوند به ترتیب فرمان داده است انفاق بدهید اگر پدر ومادر فقیری دارید انها در اولویت اول برای انفاق هستند بعد فامیل نزدیک برادر خواهر عمع دایی عمو هر صله رحمی که با تو قرابت دارد در اولویت دوم است اولویت سوم یتیمان غیر فامیل هستند اولویت چهارم فقرا ومساکین ان شهری که هستید را پیدا کنیید وشناسایی کنیید 5- نیازمندانی که به در خانه مراجعه میکنند یا در بین راه به انان برخورد میکنیید 

يَسْأَلُونَكَ مَاذَا يُنفِقُونَ ۖ قُلْ مَا أَنفَقْتُم مِّنْ خَيْرٍ فَلِلْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ وَالْيَتَامَىٰ وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ ۗ وَمَا تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ 

ای پیغمبر از تو مى‌پرسند: «چه چيزى انفاق كنند [و به چه كسى بدهند]؟» بگو: «هر مالى انفاق كنيد، به پدر و مادر و نزديكان و يتيمان و مسكينان و به در راه‌مانده تعلّق دارد، و هر گونه نيكى كنيد البته خدا به آن داناست.»

9- معیار وارزش انفاق در نزد خداوند چقدر است ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

1-از دیدگاه خداوند  انسان پرهیز گار 5 خصلت دارد یکی ازان انفاق است سومین خصلت انان بعد از ایمان به غیب ونماز انفاق مال خود است 

الم ‎﴿١﴾‏ ذَٰلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ ۛ فِيهِ ۛ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ ‎﴿٢﴾‏ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَا

هُمْ يُنفِقُونَ ‎﴿٣﴾‏ وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ وَبِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ ‎﴿٤﴾‏ أُولَٰئِكَ عَلَىٰ هُدًى مِّن رَّبِّهِمْ ۖ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ

2- خداوند به ده گروه وعده پاداش ومغفرت عظیم داده است یک گروه ازانان صدقه دهندگان وانفاق کنندگان است 

 إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِينَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِينَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِينَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِينَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِينَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيرًا وَالذَّاكِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا ‎

3- خداوند صفت مومنین رابیان کرده است یک صفت برجسته انان زکات که همان بخشیدن مال در راخداست 

قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ ‎﴿١﴾‏ الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ ‎﴿٢﴾‏ وَالَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ ‎﴿٣﴾‏ وَالَّذِينَ هُمْ لِلزَّكَاةِ فَاعِلُونَ ‎﴿٤﴾‏ وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ ‎﴿٥﴾‏ إِلَّا عَلَىٰ أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ ‎﴿٦﴾‏ فَمَنِ ابْتَغَىٰ وَرَاءَ ذَٰلِكَ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْعَادُونَ ‎﴿٧﴾‏ وَالَّذِينَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ ‎﴿٨﴾‏ وَالَّذِينَ هُمْ عَلَىٰ صَلَوَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ ‎﴿٩﴾‏ أُولَٰئِكَ هُمُ الْوَارِثُونَ ‎﴿١٠﴾‏ الَّذِينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ ‎

4- خداوند صفات خوب بندگان مطیع خدای رحمن را توصیف کرده است واناق وبخشندگی مال یکی از صفات برجسته انان است 

 وَعِبَادُ الرَّحْمَٰنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا ‎﴿٦٣﴾‏ وَالَّذِينَ يَبِيتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّدًا وَقِيَامًا ‎﴿٦٤﴾‏ وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذَابَ جَهَنَّمَ ۖ إِنَّ عَذَابَهَا كَانَ غَرَامًا ‎﴿٦٥﴾‏ إِنَّهَا سَاءَتْ مُسْتَقَرًّا وَمُقَامًا ‎﴿٦٦﴾‏ وَالَّذِينَ إِذَا أَنفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَلَمْ يَقْتُرُوا وَكَانَ بَيْنَ ذَٰلِكَ قَوَامًا وَالَّذِينَ لَا يَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلَٰهًا آخَرَ وَلَا يَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ وَلَا يَزْنُونَ ۚ وَمَن يَفْعَلْ ذَٰلِكَ يَلْقَ أَثَامًا ‎﴿٦٨﴾‏ يُضَاعَفْ لَهُ الْعَذَابُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَيَخْلُدْ فِيهِ مُهَانًا ‎﴿٦٩﴾‏ إِلَّا مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فَأُولَٰئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ ۗ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا ‎﴿٧٠﴾‏ وَمَن تَابَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَإِنَّهُ يَتُوبُ إِلَى اللَّهِ مَتَابًا ‎﴿٧١﴾‏ وَالَّذِينَ لَا يَشْهَدُونَ الزُّورَ وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًا ‎﴿٧٢﴾‏ وَالَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ لَمْ يَخِرُّوا عَلَيْهَا صُمًّا وَعُمْيَانًا ‎﴿٧٣﴾‏ وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا ‎﴿٧٤﴾‏ أُولَٰئِكَ يُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِمَا صَبَرُوا وَيُلَقَّوْنَ فِيهَا تَحِيَّةً وَسَلَامًا ‎﴿٧٥﴾‏ خَالِدِينَ فِيهَا ۚ حَسُنَتْ مُسْتَقَرًّا وَمُقَامًا

5-خدای تبارک وتعالی صفات نیکوکاران را اینگونه بیان کرده است که انفاق اصفات برجسته نیکوکاران است 

لَّيْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَٰكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَىٰ حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَىٰ وَالْيَتَامَىٰ وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلَاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُوا ۖ وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ وَحِينَ الْبَأْسِ ۗ أُولَٰئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا ۖ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ 

نيكوكارى آن نيست كه روى خود را به سوى مشرق و [يا] مغرب بگردانيد، بلكه نيكى آن است كه كسى به خدا و روز بازپسين و فرشتگان و كتاب [آسمانى‌] و پيامبران ايمان آورد، و مال [خود] را با وجود دوست داشتنش، به خويشاوندان و يتيمان و بينوايان و در راه‌ماندگان و گدايان و در [راه آزاد كردن‌] بندگان بدهد، و نماز را برپاى دارد، و زكات را بدهد، و آنان كه چون عهد بندند، به عهد خود وفادارانند؛ و در سختى و زيان، و به هنگام جنگ شكيبايانند؛ آنانند كسانى كه راست گفته‌اند، و آنان همان پرهيزگارانند.

 

10حکم خدا- اندازه وحد انفاق باید درحد میانه باشد وخود را به هلاکت فقر نیندازیم چون رسول خدا ص فرمود همانا فقر نزدیک است که به کفر بینجامد 

وَأَنفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ ۛ وَأَحْسِنُوا ۛ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ

و در راه خدا انفاق كنيد، و خود را با دست خود به هلاكت ميفكنيد، و نيكى كنيد كه خدا نيكوكاران را دوست مى‌دارد.

11حکم خدا - انسان  هر چقدر هم داشته باشد وهرچه قدر هم ببخشد باز بخیل وتنگدست است این صفت در ذات انسان است بخشندگی را از خداوند بیاموزیم اناق را از او یاد بگیریم که بر بدکاران ونیکوکاران نعمتهای خود را عطا میکند وملاحظه اعمال انان را نمیکند چه مثال زیبایی در قران برای انسانهای بخیل زده است 

قُل لَّوْ أَنتُمْ تَمْلِكُونَ خَزَائِنَ رَحْمَةِ رَبِّي إِذًا لَّأَمْسَكْتُمْ خَشْيَةَ الْإِنفَاقِ ۚ وَكَانَ الْإِنسَانُ قَتُورًا

بگو: «اگر شما مالك گنجينه‌هاى رحمت پروردگارم بوديد، باز هم از بيم خرج كردن قطعاً امساك مى‌ورزيديد، و انسان همواره بخيل است.»

 

12حکم خدا- واما اگر مال خود را انفاق نکنییم خدای تبارک وتعالی ما را تهدید کرده است واز عقوبت مال اندوزی ترسانده است اگر مال خود را تبدیل به سکه کنییم و در راه خداوند انفاق نکییم و بمیریم با همان سکه ها ما را داغ میکنند پیشانی وپهلویمان را سکه داغ میکنند 

 وَالَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلَا يُنفِقُونَهَا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ ‎﴿٣٤﴾‏ يَوْمَ يُحْمَىٰ عَلَيْهَا فِي نَارِ جَهَنَّمَ فَتُكْوَىٰ بِهَا جِبَاهُهُمْ وَجُنُوبُهُمْ وَظُهُورُهُمْ ۖ هَٰذَا مَا كَنَزْتُمْ لِأَنفُسِكُمْ فَذُوقُوا مَا كُنتُمْ تَكْنِزُونَ وَلَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَيْكَ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ ۖ وَمَا يَكْفُرُ بِهَا إِلَّا الْفَاسِقُونَ 

 و كسانى كه زر و سيم را گنجينه مى‌كنند و آن را در راه خدا هزينه نمى‌كنند، ايشان را از عذابى دردناك خبر ده.روزى كه آن [گنجينه‌]ها را در آتش دوزخ بگدازند، و پيشانى و پهلو و پشت آنان را با آنها داغ كنند [و گويند:] «اين است آنچه براى خود اندوختيد، پس [كيفر] آنچه را مى‌اندوختيد بچشيد.»و همانا بر تو آياتى روشن فرو فرستاديم، و جز فاسقان [كسى‌] آنها را انكار نمى‌كند.

13حکم خدا- مال وفرزندان ما وسیله ازمایش وامتحان ما در نزد خداوند هستند پس مواظب باشیم این دو ما را از راه خداوند باز ندارند 

إِنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَأَوْلَادُكُمْ فِتْنَةٌ ۚ وَاللَّهُ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ ‎﴿١٥﴾‏ فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ وَاسْمَعُوا وَأَطِيعُوا وَأَنفِقُوا خَيْرًا لِّأَنفُسِكُمْ ۗ وَمَن يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ

اموال شما و فرزندانتان صرفاً [وسيله‌] آزمايشى [براى شما]يند، و خداست كه نزد او پاداشى بزرگ است.

پس تا مى‌توانيد از خدا پروا بداريد و بشنويد و فرمان ببريد، و مالى براى خودتان [در راه خدا] انفاق كنيد، و كسانى كه از خسّت نفس خويش مصون مانند، آنان رستگارانند.

14-حکم خدا-فَاعْفُوا وَاصْفَحُوا حَتَّىٰ يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ..وَمَا تُقَدِّمُوا لِأَنفُسِكُم مِّنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِندَ اللَّهِ ۗ إِنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ

 پس عفو كنيد و درگذريد، تا خدا فرمان خويش را بياورد،و هر گونه نيكى كه براى خويش از پيش فرستيد، آن را نزد خدا باز خواهيد يافت؛ آرى، خدا به آنچه مى‌كنيد بيناست.

15-حکم خدا-يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اِسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ ۚ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ

اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، از شكيبايى و نماز يارى جوييد؛ زيرا خدا با شكيبايان است.

اثر آیدا صلاح اندیش در هنر خوشنویسی محفل خوشنویسی - 100هنر

حکم خدا1 -در دنیا چه چیزی بخوریم چه چیزی نخوریم همه جیز بخورید اما حلال وطیب باشد کلمه حلالا طیبا 4بار درقران امده است 

يَا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُوا مِمَّا فِي الْأَرْضِ حَلَالًا طَيِّبًا وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ ۚ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ ‎﴿١٦٨﴾‏ إِنَّمَا يَأْمُرُكُم بِالسُّوءِ وَالْفَحْشَاءِ وَأَن تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ

 يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُلُوا مِن طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَاشْكُرُوا لِلَّه.. إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنزِيرِ

حکم خدا 2-قصاص امری واجب است حکمی واجب است 

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصَاصُ فِي الْقَتْلَى ۖ الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالْأُنثَىٰ بِالْأُنثَىٰ...وَلَكُمْ فِي الْقِصَاصِ حَيَاةٌ يَا أُولِي الْأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ 

حکم خدا 3- وصیت کردن امری واجب است 

كُتِبَ عَلَيْكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ إِن تَرَكَ خَيْرًا الْوَصِيَّةُ لِلْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ بِالْمَعْرُوفِ ۖ حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِينَ 

بر شما مقرر شده است كه چون يكى از شما را مرگ فرا رسد، اگر مالى بر جاى گذارد، براى پدر و مادر و خويشاوندان [خود] به طور پسنديده وصيت كند؛ [اين كار] حقى است بر پرهيزگاران.

حکم خدا 4-روزه واجب است 

یا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ ..وَأَن تَصُومُوا خَيْرٌ لَّكُمْ

حکم خدا 5- شراب وقمار دوگناه کبیره است 

 يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ ۖ قُلْ فِيهِمَا إِثْمٌ كَبِيرٌ ....يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالْأَنصَابُ وَالْأَزْلَامُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ‎ إِنَّمَا يُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَن يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ فِي الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ وَيَصُدَّكُمْ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَعَنِ الصَّلَاةِ ۖ فَهَلْ أَنتُم مُّنتَهُونَ 

همانا شيطان مى‌خواهد با شراب و قمار، ميان شما دشمنى و كينه ايجاد كند، و شما را از ياد خدا و از نماز باز دارد. پس آيا شما دست برمى‌داريد؟

حکم خدا6- به زنان خود هنگام حیض یا عادت ماهانه نزدیکی ومقاربت نکنیید تا هنگامی که پاک شوند وعادت انان تمام شود 

وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الْمَحِيضِ ۖ قُلْ هُوَ أَذًى فَاعْتَزِلُوا النِّسَاءَ فِي الْمَحِيضِ ۖ وَلَا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّىٰ يَطْهُرْنَ ۖ فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللَّهُ ۚ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ

از تو در باره عادت ماهانه [زنان‌] مى‌پرسند، بگو: «آن، رنجى است. پس هنگام عادت ماهانه، از [آميزش با] زنان كناره گيرى كنيد، و به آنان نزديك نشويد تا پاك شوند. پس چون پاك شدند، از همان جا كه خدا به شما فرمان داده است، با آنان آميزش كنيد.» خداوند توبه‌كاران و پاكيزگان را دوست مى‌دارد.

نکته ای که در این فرمان است شرم وحیای خدای تبارک وتعالی را نشان میدهد فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللَّهُ خداوند اشاره میکند که از زنان فقط لذت جنسی از واژن مباح وحلال است ونزدیکی از دبر ((عقب )) حرام است وگناه کبیره است ولواط محسوب میشود حتی اگر همسرت باشد فرقی ندارد 

حکم خدا 7- درباره طلاق -البته این رابدانییم که منفور ترین چیز در نزد خدا طلاق است لذا اگر با همسرتان سازگاری باشید  ولو بداخلاق باشد بهتر است اما اگر طلاق واقع شد مهریه زن امری واجب است اگر زنی را عقد کنییم وبا او نزدیکی نشود وطلاق بگیرد حکم خداوند نصف مهریه است زنی که طلاق بگیرد حکم خداوند این است که نکاح دیگری نشود تا سه عادت ماهانه ببیند ییا سه ماه  از طلاق او بگذرد اما زنانی که شوهرشان بمیرد 4ماه ده روز عده نگه دارند نکته دیگر در مورد طلاق این است که طلاق تا دو بار رجوع دارد بار سوم حق رجوع نداریم مگر یکبار دیگر زن با کس دیگری ازدواج کند وطلاق بگید انگاه میتوانییم دوباره ان زن را نکاح کنییم کسی که همسرش بمیرد اگر ازدواج نکند تا یکسال او را ازان خانه اخراج نکنیید ((مثلا زن پدر ))

وَالْمُطَلَّقَاتُ يَتَرَبَّصْنَ بِأَنفُسِهِنَّ ثَلَاثَةَ قُرُوءٍ... الطَّلَاقُ مَرَّتَانِ...فَإِن طَلَّقَهَا فَلَا تَحِلُّ لَهُ مِن بَعْدُ حَتَّىٰ تَنكِحَ زَوْجًا غَيْرَهُ...وَإِن طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِن قَبْلِ أَن تَمَسُّوهُنَّ وَقَدْ فَرَضْتُمْ لَهُنَّ فَرِيضَةً فَنِصْفُ مَا فَرَضْتُمْ إِلَّا أَن يَعْفُونَ....وَالَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنكُمْ وَيَذَرُونَ أَزْوَاجًا يَتَرَبَّصْنَ بِأَنفُسِهِنَّ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَعَشْرًا....وَالَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنكُمْ وَيَذَرُونَ أَزْوَاجًا وَصِيَّةً لِّأَزْوَاجِهِم مَّتَاعًا إِلَى الْحَوْلِ غَيْرَ إِخْرَاجٍ ۚ...

حکم خدا 8- درباره شیر دادن به کودک این است که دوسال تمام شیر بدهید وایات خدا را به مسخره نگیرید 

وَالْوَالِدَاتُ يُرْضِعْنَ أَوْلَادَهُنَّ حَوْلَيْنِ كَامِلَيْنِ...وَلَا تَتَّخِذُوا آيَاتِ اللَّهِ هُزُوًا ۚو آيات خدا را به ريشخند مگيريد

أَفَغَيْرَ دِينِ اللَّهِ يَبْغُونَ وَلَهُ أَسْلَمَ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ طَوْعًا وَكَرْهًا وَإِلَيْهِ يُرْجَعُونَ

آيا جز دين خدا را مى‌جويند؟ با آنكه هر كه در آسمانها و زمين است خواه و ناخواه سر به فرمان او نهاده است، و به سوى او بازگردانيده مى‌شويد.

حکم خدا9-- بهترین  دین کدام است  خدای تعالی بهترین دین را اسلام دانسته است ونیز از او بترسیم ان طور که درشان خداست وبه ریسمان خدا چنگ بزنیم ومتفرق نباشیم یکدل به سوی خدا حرکت کنییم 

إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ ۗ....وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلَامِ دِينًا فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ ‎... يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ ‎﴿١٠٢﴾‏ وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا ۚ

و هر كه جز اسلام، دينى [ديگر] جويد، هرگز از وى پذيرفته نشود، و وى در آخرت از زيانكاران است.

حکم خداوند 10- رفتن به حج امری واجب است وفرمان خداوند است 

وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا ۚ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ ‎

و براى خدا، حج آن خانه، بر عهده مردم است؛ [البته بر] كسى كه بتواند به سوى آن راه يابد. و هر كه كفر ورزد، يقيناً خداوند از جهانيان بى‌نياز است.

 

آخرین خبر | شاعرانه/ در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم از حافظ

1- حکم خدا -ما خلیفه خدا در زمین هستیم وانچه که در زمین است خداوند برای خلیفه خود خلق کرده است البته بودند کسانی مثل حضرت داود که شایستگی خود را در خلیفه بودن نشان دادند وخداوند انان راستوده است خلیفه خدا باید به هوای نفس عمل نکند به انچه که حداوند حکم کرده است فرمان بدهد هرکسی میتواند تا اندازه ای به خلیفه الله خود عمل کند به شرطی که رنگ وبوی خدای به خود بگیریم از هوی هوس به دور باشیم از خود رایی به دور باشیم ادم های گیاه خوار خود رای هستند ادم های همه چیز خوار خود رای هستند انچه که خدا فرمان داده بهترین حکم است خداوند حکم کرده بهائم خوردن حلال است گوشت انان حلال است لذا سر بریدن انان به فرمان خداست سنگدلی نیست خدای تبارک وتعای به ابراهیم ع فرمان داد اسماعیل را قربانی کن او عمل کرد البته امتحان بود وموفق شد وخداوند قربانی را در گوسفند پذیرفت ابراهیم ع هنگام سر بریدن فرزند سنگدل نبود بلکه به اطاعت از فرمان خداوند داشت عمل میکرد واگر خداوند تبارک وتعالی از این کار ممانعت نمیکرد فرمان خدا را با رضایت خاطر انجام میداد 

وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً...هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُم مَّا فِي الْأَرْضِ اوست آن كسى كه آنچه در زمين است، همه را براى شما آفريد

يَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُم بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَلَا تَتَّبِعِ الْهَوَىٰ فَيُضِلَّكَ عَن سَبِيلِ اللَّه

اى داوود، ما تو را در زمين خليفه [و جانشين‌] گردانيديم؛ پس ميان مردم به حق داورى كن، و زنهار از هوس پيروى مكن كه تو را از راه خدا به در كند

وَهُوَ الَّذِي جَعَلَكُمْ خَلَائِفَ الْأَرْضِ وخداست که شما را در زمین خلیفه قرار داد

2-حکم خدا-فَانكِحُوا مَا طَابَ لَكُم مِّنَ النِّسَاءِ مَثْنَىٰ وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ ۖ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً

3-حکم خدا مهریه زنان پرداخت کنیید وَآتُوا النِّسَاءَ صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَةً ۚ فَإِن طِبْنَ لَكُمْ عَن شَيْءٍ مِّنْهُ نَفْسًا فَكُلُوهُ هَنِيئًا مَّرِيئًا ‎

حکم خدا 4- ارث مردان دو برابر زنان است يُوصِيكُمُ اللَّهُ فِي أَوْلَادِكُمْ ۖ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنثَيَيْنِ

تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ ۚ وَمَن يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا ۚ وَذَٰلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ

‎﴿١٣﴾‏ وَمَن يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَتَعَدَّ حُدُودَهُ يُدْخِلْهُ نَارًا خَالِدًا فِيهَا وَلَهُ عَذَابٌ مُّهِينٌ ‎

حکم خدا 5-وَلَا تَنكِحُوا مَا نَكَحَ آبَاؤُكُم مِّنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ ۚ إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً وَمَقْتًا وَسَاءَ سَبِيلًا...وَأَن تَجْمَعُوا بَيْنَ الْأُخْتَيْنِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ ۗ إِنَّ اللَّهَ كَانَ غَفُورًا رَّحِيمًا ‎فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً ۚ

حکم خدا 6-الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ...

حکم خدا 7- هرگناهی به جز شرک به خدا بخشیدنی است إِنَّ اللَّهَ لَا يَغْفِرُ أَن يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَٰلِكَ لِمَن يَشَاءُ ۚ

حکم خدا 8 -إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَن تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَىٰ أَهْلِهَا وَإِذَا حَكَمْتُم بَيْنَ النَّاسِ أَن تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ ۚ

حکم خدا9-وَإِن تُصِبْهُمْ حَسَنَةٌ يَقُولُوا هَٰذِهِ مِنْ عِندِ اللَّهِ ۖ وَإِن تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَقُولُوا هَٰذِهِ مِنْ عِندِكَ ۚ قُلْ كُلٌّ مِّنْ عِندِ اللَّهِ ....مَّا أَصَابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ ۖ وَمَا أَصَابَكَ مِن سَيِّئَةٍ فَمِن نَّفْسِكَ ۚ

حکم خدا 10-وَإِذَا حُيِّيتُم بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْهَا أَوْ رُدُّوهَا ۗ  اگر کسی بر شما درود وتحیت فرستاد شما بهتر ازان به او تحیت بگویید

 

 

شتان بين قناة “الأحمدية” وقناة “الحياة”!

حکم خدا 1- وَإِذَا ضَرَبْتُمْ فِي الْأَرْضِ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَن تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلَاةِ 

حکم خدا 2- فَإِذَا قَضَيْتُمُ الصَّلَاةَ فَاذْكُرُوا اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىٰ جُنُوبِكُمْ ۚ

و چون نماز را به جاى آورديد، خدا را [در همه حال‌] ايستاده و نشسته و بر پهلوآرميده، ياد كنيد.

حکم خدا 3-۞ لَّا يُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَن ظُلِمَ ۚ

خداوند، بانگ برداشتن به بدزبانى را دوست ندارد، مگر [از] كسى كه بر او ستم رفته باشد، 

حکم خدا 4- وَقَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِيحَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ اللَّهِ وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَٰكِن شُبِّهَ لَهُمْ ۚ .... وَمَا قَتَلُوهُ يَقِينًا ‎﴿١٥٧﴾‏ بَل رَّفَعَهُ اللَّهُ إِلَيْهِ

إِنَّمَا الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ رَسُولُ اللَّهِ وَكَلِمَتُهُ أَلْقَاهَا إِلَىٰ مَرْيَمَ وَرُوحٌ مِّنْهُ ۖ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ ۖ وَلَا تَقُولُوا ثَلَاثَةٌ ۚ انتَهُوا خَيْرًا لَّكُمْ ۚ إِنَّمَا اللَّهُ إِلَٰهٌ وَاحِدٌ ۖ سُبْحَانَهُ أَن يَكُونَ لَهُ وَلَدٌ ۘ لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ....

 

حکم خدا 5-يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ ۚ أُحِلَّتْ لَكُم بَهِيمَةُ الْأَنْعَامِ 

اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، به قراردادها[ى خود] وفا كنيد. براى شما [گوشت‌] چارپايان حلال گرديده،است 

علي محمد الشرفاء يكتب: إن الحكم إلا لله | وكالة الوئام الوطني للأنباء  الموريتانية

1- وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَىٰ ۖ وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ ۚ... إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ

2-حکم خدا در باره عدالت

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ ۖ وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَىٰ أَلَّا تَعْدِلُوا ۚ اعْدِلُوا...وَإِنْ حَكَمْتَ فَاحْكُم بَيْنَهُم بِالْقِسْطِ ۚ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ

3- حکم خدا درباره دزدی---وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُمَا جَزَاءً بِمَا كَسَبَا نَكَالًا مِّنَ اللَّهِ

و مرد و زن دزد را به سزاى آنچه كرده‌اند، دستشان را به عنوان كيفرى از جانب خدا ببريد

4- جکم خدا درباره قتل نفس

مَن قَتَلَ نَفْسًا بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعًا وَمَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعًا

 هر كس كسى را -جز به قصاص قتل، يا [به كيفر] فسادى در زمين- بكشد، چنان است كه گويى همه مردم را كشته باشد. و هر كس كسى را زنده بدارد، چنان است كه گويى تمام مردم را زنده داشته است.

5- حکم خدا        إِنَّا أَنزَلْنَا التَّوْرَاةَ فِيهَا هُدًى وَنُورٌ ۚ ....وَآتَيْنَاهُ الْإِنجِيلَ فِيهِ هُدًى وَنُورٌ 

هدایت ونور در دوکتاب تورات وانجیل یافت میشود پس مطالعه این دو کتاب برای هدایت به راه راست واجب است 

 

مقصف التشوش تضحية وهذا كتاب أنزلناه مبارك فاتبعوه واتقوا لعلكم ترحمون  المكتبة - philosophyinpractice.net

في معنى قوله تعالى “وَهُوَ الَّذِي أَنْزَلَ إِلَيْكُمُ الْكِتَابَ  مُفَصَّلًا وَالَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْلَمُونَ أَنَّهُ  مُنَزَّلٌ مِنْ رَبِّكَ بِالْحَقِّ” – التصوف 24/7

قل اللهم مالك الملك تؤتي الملك من تشاء وتنزع الملك ممن تش… | Flickr

قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَن تَشَاءُ وَتَنزِعُ الْمُلْكَ مِمَّن تَشَاءُ وَتُعِزُّ مَن تَشَاءُ وَتُذِلُّ مَن تَشَاءُ ۖ بِيَدِكَ الْخَيْرُ ۖ إِنَّكَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ‎ تُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَتُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ ۖ وَتُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَتُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ ۖ وَتَرْزُقُ مَن تَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ

۵۲۸۹۵۴_AIGBuuKd – از فلسفه تا نزديک

شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ وَالْمَلَائِكَةُ وَأُولُو الْعِلْمِ قَائِمًا بِالْقِسْطِ ۚ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ‎ إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ ۗ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ إِلَّا مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ ۗ وَمَن يَكْفُرْ بِآيَاتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ ‎

 

أسباب نزول آيات القرآن : شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ  وَال... | قبول, الله, أعمال يدوية

 

Pin on Quran

سیری درقران سوره بقره

درسنامه «تدبّر در قرآن سوره حمد و بقره» منتشر شد + عکس

 

 از امام سجاد(ع) از پیامبر اکرم(ص) چنین نقل شده است: کسى که چهار آیه از آغاز سوره بقره و آیة الکرسى و دو آیه بعد از آن و سه آیه از آخر آن را بخواند هرگز در جان و مال خود ناخوش‏آیندى نخواهد دید، و شیطان به او نزدیک نمى‌‏شود، و قرآن را فراموش نخواهد کرد.

 

وَ سُئِلَ (ص) أَیُّ سُوَرِ الْقُرْآنِ أَفْضَلُ فَقَالَ سُورَةُ الْبَقَرَةِ فَقِیلَ أَیُّ آیَتِهَا أَفْضَلُ فَقَالَ آیَةُ الْکُرْسِی‏»؛[1] از پیامبر اکرم (ص) پرسیدند کدام‌یک از سوره‌‏هاى قرآن از همه برتر است؟ فرمود: سوره بقره، پرسیدند کدام آیه از آیات سوره بقره افضل است؟ فرمود: آیة الکرسى.

 

            مُتَّقِينَ          

    الم ‎﴿١﴾‏ ذَٰلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ ۛ فِيهِ ۛ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ ‎﴿٢﴾‏ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ ‎﴿٣﴾‏ وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ وَبِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ ‎﴿٤﴾‏ أُولَٰئِكَ عَلَىٰ هُدًى مِّن رَّبِّهِمْ ۖ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ 

    قران کتابی برای هدایت افراد با تقوی وپرهیزگار است پرهیزگار 5خصلت دارد 1- ایمان به غیب 2- نماز 3- انفاق وبخشیدن مال 4- ایمان به قران وشریعت محمدص 4- ایمان به کتابهای اسمانی تورات انجیل وزبور ((کتاب مقدس ))وشریعت نهفته درانان وتصدیق پیامبران گذشته ودوست داشتن وحب انان 

     

     

     

        آیت الکرسی     

    اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ ۚ لَا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلَا نَوْمٌ ۚ لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ ۗ مَن ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِندَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ ۚ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ ۖ وَلَا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِمَا شَاءَ ۚ وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ ۖ وَلَا يَئُودُهُ حِفْظُهُمَا ۚ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ ‎ لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ ۖ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ ۚ فَمَن يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىٰ لَا انفِصَامَ لَهَا ۗ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ ۖ وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِيَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ ۗ أُولَٰئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ ۖ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ .

     

     

    آیت الكرسی سید آیات قرآن

    پیامبر به حضرت علی (ع) فرمود: " یا علی ! من سید عربم-مكه سید شهر هاست- كوه سینا سید همه كوه هاست- جبرئیل سید همه فرشتگان است - فرزندانت سید جوانان اهل بهشتند- قرآن سید همه كتاب هاست - بقره سید همه سوره های قرآن است - ودر بقره یك آیه است كه آن آیه 50كلمه دارد و هر كلمه 50 بركت دارد و آن آیت الكرسی است.

     

    ================================

     

    پا داش كسی كه آیت الكرسی را زیاد می خواند

    عبدالله بن عوف گفته است:" شبی خواب دیدم كه قیامت شده است و من را آوردند و حساب من را به آسانی بررسی كردند. آنگاه مرا به بهشت بردند و كاخ های زیادی به من نشان دادند. به من گفتند: درهای این كاخ را بشمار ؛ من هم شمردم 50 درب داشت.

    بعد گفتند: خانه هایش را بشمار. دیدم 175 خانه بود. به من گفتند این خانه ها مال توست. آن قدر خوشحال شدم كه از خواب پریدم و خدا را شكر گفتم.

    صبح كه شد نزد ابن سیرین رفتم و خواب را برایش تعریف كردم.

    او گفت : معلوم است كه تو آیه الكرسی زیاد می خوانی. گفتم : بله ؛ همین طور است. ولی تو از كجا فهمیدی. گفت برای اینكه این آیه 50 كلمه و 175 حرف دارد. من از زیركی حافظه او تعجب كردم. آنگاه به من گفت : هر كه آیه الكرسی را بسیار بخواند سختی های مرگ بر او آسان می شود.

     

    =========

     

    داستان نزول

    رسول اكرم (ص) فرمود: چون خدای متعال خواست سوره ی حمد و آیه های شهدالله (18و19 آل عمران) و قل اللهم (26-27آل عمران) و سوره توحید و آیه الكرسی را به زمین نازل كندهمگی به عرش الهی چنگ زدند در حالی كه بین آن ها و خداوند حجابی نبود.

    سپس فرمودند : پروردگارا ما را به خانه پر گناه و به سوی كسانی كه عصیان و گناه می كنند می فرستی ؛ در حالی كه ما پاك و مطهر هستیم.

    سپس خدای متعال فرمود :" به عزت و جلال خودم سوگند ، هیچ كس شما را بعد از نماز نخواند مگر این كه او را در مرتبه بالای قدس جای دهم كه از نعمت های آن استفاده كنند و در هر روز 70 بار به او با نظر رحمت خود بنگرم و در هر روز 70 حاجت او را برآورم هرچند كه بسیار گناه كرده باشد كه كمترین آن دعاها و حاجت ها و آمرزش گناهان باشد. او را از هر دشمنی پناه می دهم و برای پیروزی بر هر دشمنی یاریش می دهم و مانعی به جز مرگ برای بهشت رفتن او نباشد.

    امان نامه الهی

    امام كاظم (ع) فرمود: از بعضی پدران بزرگوارم شنیدم كه كسی داشت سوره حمد را می خواند پس حضرت فرمود: هم شكر خدا را به جای آورد و هم به پاداش رسید. بعد حضرت شنید كه سوره توحید می خواند فرمود: ایمان آورد و ایمنی به دست آورد و سپس شنید كه سوره قدر می خواند فرمود: راست گفت و آمرزیده شد و بعد شنید كه آیت الكرسی می خواند فرمود: خداوند خالق امان نامه برایش فرو فرستاد.

    ================

    قرآن برتر است یا تورات؟

    روایت شده كه از پیامبر (ص) پرسیدند: قرآن برتر است یا تورات؟ فرمودند: در قرآن آیه ای است كه از تمام كتابهایی كه خداوند بر پیامبرانش نازل فرموده بهتر و برتر و والاتر است و آن آیه الكرسی است.

    پیامبر فرمودند با فضیلت ترین آیه ای كه بر من نازل شد آیه الكرسی است.

    پیامبر فرمودند آیه الكرسی وسوره توحید عظیم تر از همه چیزهایی است كه دون و پست تر از خداست.

    پیامبر (ص) فرمودند: دانش بر تو گوارا باد. سوگند به كسی كه جان محمد در دست اوست این آیه دارای دو زبان و دو لب است كه در عرش الهی تسبیح و تقدیس خدا می گوید.

    رسول خدا (ص) فرمود: در شب معراج دو لوح را دیدم ، كه در یك لوح سوره حمد و در لوح دیگر كل قرآن قرار داشت كه سه نور از آن می درخشید . پس گفتم ای جبرئیل این نوره چیست؟ جبرئیل در جواب گفت : آن سه نور یكی سوره توحید و یكی سوره یاسین و دیگری آیه الكرسی می باشد.

    پیامبر (ص) فرمودند: در معراج در آـسمان هفتم دیدم كه ملائكه حجب سوره نور را می خوانند ، خزان كرسی آیه الكرسی و حمله عرش سوره مومن را می خوانند.

    امام صادق (ع) فرمود: همانا من از آیه الكرسی برای بالا رفتن درجات استفاده می كنم.

    امام صادق (ع) فرمودند: هرگاه سوره حمد و توحید و قدر را با آیه الكرسی بخوانید و بعد از آن برخیزید و و رو به قبله حاجات خود را از خدا بخواهید كه حاجاتتان بر آورده خواهد شد زیرا اسم اعظم هستند.

    امام علی (ع) فرمودند اگر شما از آثار معنوی آیه الكرسی آگاه بودید در هیچ حال خواندن آن را ترك نمی كردید.

    امام محمد باقر (ع) فرمودند: هر كس یك بار آیه الكرسی را بخواند خداوند هزار ناراحتی از ناراحتی های دنیا و هزار سختی آخرت رااز او دور می كند كه كمترین ناراحتی دنیا فقر و كمترین سختی آخرت فشار قبر است.

    رسول خدا در خواب به دختر خویش فرمودند: ترازوی اعمال خویش را با آیه الكرسی سنگین گردان. زیرا هركس آن را قرائت نماید آسمان وزمین با فرشتگانش به جنبش و حركت در آیند و خداوند را با صدای بلند به پاكی یاد كنند و او را بزرگ بدارند و تسبیح گویند. پس از آن تمامی فرشتگان از خداوند می خواهند كه گناه خواننده آیه الكرسی را ببخشد و از خطا و لغزشش در گذرد.

    رسول خدا (ص) فرمودند: هركس آیه الكرسی را یك بار بخواند اسم او از دیوان اشقیا و انسان های بد محو می شود.

    =======

    بعد از نماز

    پیامبر فرمودند: هر كس آیه الكرسی را بعد از نماز بخواند هفت آسمان شكافته گردد و به هم نیاید تا خداوند متعال به سوی خواننده آیت الكرسی نظر رحمت افكند و فرشته ای را بر انگیزد كه از آن زمان تا فردای آن كارهای خوبش را بنویسد و كارهای بدش را محو كند.

     

    رسول اكرم (ص) فرمود: یا علی بر تو باد به خواندن آیه الكرسی بعد از هر نماز واجب. زیرا به غیر از پیغمبر و صدیق و شهید كسی به خواندن آن بعد از هر نماز محافظت نمی كند و هر كس بعد از هر نماز آیه الكرسی را بخواند به جز خداوند متعال كسی او را قبض روح نمی كند و مانند كسی باشد كه همراه پیامبران خدا جهاد كرده تا شهید شده است و فرمود: بعد از مرگ بلا فاصله داخل بهشت می شود و به جز انسان صدیق و عابد كسی بر خواندن آیه الكرسی مواظبت نمی كند.

     

    در روایتی از امام باقر آمده است:" هر كس آیه الكرسی را بعد از هر نماز بخواند از فقر و بیچارگی در امان شود و رزق او وسعت یابد و خداوند به او از فضل خودش مال زیادی بخشد."

     

     

    رسول اكرم فرمودندك هر كس آیه الكرسی را بعد از هر نماز واجب بخواند نمازش قبول درگاه حق می گردد و در امان خدا باشد و خداوند او را از بلاها و گناهان نگه دارد.

     

    زیادی علم وحافظه

    پیامبر (ص) روایت كرده است كه فرمودند : 5 چیز حافظه را قوی می گرداند: خوردن شیرینی - گوشت نزدیك گردن - عدس - نان سرد و خواندن آیت الكرسی

     

    عالمی گوید : هر كه علم می خواهد بر پنج چیز مواظبت می كند:

     

    1- پرهیزكاری در آشكارا و پنهان 2- خواندن آیت الكرسی 3- همیشه با وضو بودن 4- نماز شب خواندن حتی اگر دو ركعت باشد. 5- غذا خوردن به منظور نیرو گرفتن نه شكم پر كردن.

     

    سفر

    امام صادق (ع) فرمود: سفر را با دادن صدقه و یا با خواندن آیت الكرسی آغاز كنید. كسی كه در سفر هر شب آیه الكرسی را بخواند هم خودش در سلامت باشد و هم چیزهایی كه همراه اوست.

          آمن الرسول        

    آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْهِ مِن رَّبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ ۚ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِّن رُّسُلِهِ ۚ وَقَالُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا ۖ غُفْرَانَكَ رَبَّنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ ‎‏ لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا ۚ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَيْهَا مَا اكْتَسَبَتْ ۗ رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَا إِن نَّسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا ۚ رَبَّنَا وَلَا تَحْمِلْ عَلَيْنَا إِصْرًا كَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِنَا ۚ رَبَّنَا وَلَا تُحَمِّلْنَا مَا لَا طَاقَةَ لَنَا بِهِ ۖ وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا ۚ أَنتَ مَوْلَانَا فَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ

    پیامبر بدانچه از جانب پروردگارش بر او نازل شده است، ایمان آورده است، و مؤمنان همگی به خدا و فرشتگان و کتاب‌ها و فرستادگانش ایمان آورده‌اند [و گفتند:] «میان هیچ یک از فرستادگانش فرق نمی‌گذاریم» و گفتند: «شنیدیم و گردن نهادیم، پروردگارا، آمرزش تو را [خواستاریم] و فرجام به‌سوی تو است.» خداوند هیچ‌کس را جز به‌قدر توانایی‌اش تکلیف نمی‌کند. آنچه [از خوبی] به دست آورده به سود او، و آنچه [از بدی] به دست آورده به زیان اوست. پروردگارا، اگر فراموش کردیم یا به خطا رفتیم بر ما مگیر، پروردگارا، هیچ بار گرانی بر [دوش] ما مگذار همچنان که بر [دوشِ] کسانی که پیش از ما بودند نهادی. پروردگارا، و آنچه تاب آن نداریم بر ما تحمیل مکن و از ما درگذر و ما را ببخشای و بر ما رحمت آور. سرور ما تویی پس ما را بر گروه کافران پیروز کن.

     

    در روایتی از ابن عباس آمده است: رسول خدا (صلی الله علیه واله وسلم) هنگامی که جبرئیل در حضورش بود، صدایی از بالای سر خود شنید. جبرئیل با نگاه به آسمان گفت: هم اکنون دری از آسمان باز شد که تاکنون گشوده نشده بود؛ سپس فرشته ای فرود آمد و پیامبر را به دو نور، یکی فاتحه الکتاب و دیگری آیات پایانی سوره ی بقره بشارت داد که به هیچ پیامبر دیگری داده نشده بود.

     

    بر پایه حدیثی که در منابع اهل‌سنت به نقل عبدالله بن عمر از پیامبر روایت شده است، دو بار قرائت این آیات پس از نماز عشاء، از نماز شب کفایت می‌کند

     

    در خصوص شأن نزول این آیات گفته‌اند هنگامى که آیه ۲۸۴ سوره بقره مبنی بر اینکه: «اگر چیزى در دل پنهان دارید یا آشکار کنید، خدا حساب آن را می‌‏رسد» نازل شد، گروهى از صحابه نگران این مسئله شدند که آن‌ها نیز مانند امت‌های پیشین عصیان کنند.

    ازاین‌رو به پیامبر (ص) گفتند: «هیچ‌یک از ما از وسوسه‏‌هاى باطنى و خطورات قلبى خالی نیست». به‌ همین علت، آیات فوق نازل شد و راه و رسم ایمان، تضرع، استغفار به درگاه خداوند و اطاعت و تسلیم را به آنان آموخت.

    امام صادق u

    در روایتی از امام صادق (علیه السلام) «آیه آمن الرسول» خطاب دو جانبه و بی واسطه خداوند با پیامبر در شب معراج دانسته شده است. در این روایت امام صادق (علیه السلام) از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل می کند؛ هنگامی که در معراج به سدره المنتهی رسیدم و تا اندازه دو قوس کمان به او نزدیک شدم، پروردگارم ندا داد:« آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنزِلَ إِلَیْهِ مِن رَّبِّهِ» (پیامبر [خدا] به آنچه از جانب پروردگارش بر او نازل شد، ایمان آورد). و من از طرف خود و امتم به خداوند پاسخ دادم:« وَالْمُؤْمِنُونَ کُلٌّ آمَنَ بِاللّهِ وَمَلآئِکَتِهِ وَکُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لاَ نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِّن رُّسُلِهِ وَقَالُواْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا غُفْرَانَکَ رَبَّنَا وَإِلَیْکَ الْمَصِیرُ» (مومنان همگی به خدا و فرشتگان و کتاب ها و فرستادگانش ایمان آوردند [و گفتند] میان هیچ یک از فرستادگانش فرق نمی گذاریم و گفتند؛ شنیدیم و گردن نهادیم. پروردگارا! آمرزش تو را [خواستاریم] و فرجام به سوی توست). آنگاه خداوند فرمود:« لاَ یُکَلِّفُ اللّهُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا لَهَا مَا کَسَبَتْ وَعَلَیْهَا مَا اکْتَسَبَتْ» (خداوند هیچ کس را جز به قدر تواناییش تکلیف نمی کند. آنچه [از خوبی] به دست آورده، به سود او، و آنچه [از بدی] به دست آورده، به زیان اوست).
    و من از خدا خواستم:« رَبَّنَا لاَ تُؤَاخِذْنَا إِن نَّسِینَا أَوْ أَخْطَأْنَا» (پروردگارا! هیچ بار گرانی [بر دوش] ما مگذار؛ همچنان که بر [دوش] کسانی که پیش از ما بودند نهادی). خداوند این دعا را نیز پذیرفت. گفتم:« رَبَّنَا وَلاَ تُحَمِّلْنَا مَا لاَ طَاقَةَ لَنَا بِهِ وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَآ أَنتَ مَوْلاَنَا فَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْکَافِرِینَ» (پروردگارا! و آنچه را تاب تحملش نداریم، بر ما تحمیل مکن و از ما درگذر و ما را ببخشای و بر ما رحمت آور. سرور ما تویی، پس ما را بر گروه کافران پیروز کن). از سوی خداوند ندا آمد: هر آنچه از من خواستی به تو و امتت بخشیدم. در روایتی دیگر، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) با استناد به همین آیه فرموده است: چهار چیز (خطا، فراموشی، آنچه از روی اکراه انجام می شود و آنچه خارج از طاقت انسان است) از امت من برداشته شده است.

    خواص آیه آمن الرسول

    در زمینه آثار و فضیلت خواص آیه آمن الرسول، از پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله وسلم) نقل شده که هر کس دو آیه آخر سوره بقره را در شب بخواند، برایش کافی است.

    از امیرمومنان، امام علی (علیه السلام) نیر نقل شده که هر کس اسلام را در یافته باشد، پیش از خواندن امن الرسول و آیه الکرسی نمی خوابد.

     

    هر کس این دو آیه را بعد از نماز عشا بخواند، ثواب کسی را دارد که تمام شب را به عبادت و نماز پرداخته است. هم چنین فرموده اند که اگر در خانه ای این آیه خوانده شود، شیطان نمی تواند به آن خانه داخل شود.

    در حدیث قدسی آمده است که خداوند فرمود: "ای رسول گرامی‌ برای تو و امتت گنجی از گنج‌های عرشم را دادم‌. این گنج فاتحة الکتاب و آخر سوره بقره است‌."(تفسیر صافی‌، فیض کاشانی‌ )

     

    ********************************************************************

     وَاللَّهُ غَفُورٌ حَلِيمٌ 

    حلیم کسی است که در عین توانایی در هیچ کاری قبل از وقتش شتاب نمیکند مصداق این صفت خداوند متعال است اما بعضی از بندگان که روحی وسیع دارند نیز ازاین صفت بی بهره نیستند ان ابراهیم لاواه حلیم سوره توبه حضرت ابراهیم ع بسیار بردبار وحلیم بود 

    علی ع دید که کسی به قنبر غلامش دشنام داد وقنبر خواست که مقابله به مثل کند امام ع او را صداکرد وفرمود 

    ((آرام باش وکسی را که به تو دشنام داد رسوا شده رها کن که در این صورت خدای رحمن را راضی کرده ای وشیطان را خشمگین ودشمنت را مجازات کرده ای قسم به خدایی که دانه را شکافت وجانداران را افرید انسان با ایمان با هیچ چیزی همانند حلم وبردباری خدای خود را خشنود نمی کند وشیطان را با هیچ چیزی مثل سکوت خشمگین نمی سازد وادم احمق را به خاطر کار زشتش با هیچ مثل سکوت در برابر او مجازات نمیکند ))

    وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ مَا فِي أَنفُسِكُمْ فَاحْذَرُوهُ ۚ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَفُورٌ حَلِيمٌ

    از بین تمام صفات خوب خداوند حلم او را بیشتر دوست دارم چون بیشترین بهره وسود خود را از این صفت خوب او برده ام یادم  میاید هنگامی که کودک بودم به او جسارتی از روی نادانی ونفهمی وعدم معرفت کرده ام واو با حلم خود خشم وغضبش را از من دورکرد والان که به او معرفت پیدا کرده ام که چه مولای مهربان  وخوبی دارم شرمنده میشوم واز او طلب عفو میکنم ومیدانم که او به حرف کودکی نادان بر اشفته نمیشود وحلم وبردباری او بسیار زیادتر ان ان است که ما تصور میکنییم بااین زبان کوچک جسارت کرده ام وکفاره ان این است که با این زبان کوچک بسیار او را تمجید کنم شاید ما را عفو کند وان گناه زمان کودکی را عفو کند ونادیده بگیرد 

    لذا هرگاه به یاد این خاطره تلخ میافتم در میبابم برای تسکین این خاطره بهترین ورد تسبیح وذکری است که شیخ ابوسعید ابوالخیر  درکودکی به ان تمسک جست ومعرفت وچشم باطنی او به دریچه غیب باز شد 

    سُبحانَکَ وبِحَمدِکَ عَلی حِلمِکَ بَعدَ عِلمکَ    سُبحانَکَ وبِحَمدِکَ عَلی عَفوِکَ بَعدَ قُدرَتِک َ

    خدایا ترا تسبیح وسپاس میگویم به خاطر انکه با علم به اینکه میدانستی بنده گناهکارت به تو جسارت میکند و از  اوامرت سرپیچی میکند با حلم وبردباری بیکران خود باز او راخلق کردی وبه او فرصت حیات دادی واو را بزرگ کردی خدایا ترا تسبیح وسپاس میگویم بر اینکه بعد ازمرگ بااینکه قادر بودی به خاطر جسارت ما با قدرتی که داشتی عقوبت کنی وسزای جسارت وبی ادبی ما را بدهی اما تو به خاطر بزرگواری که داشتی به خاطر صفات رحمن ورحیم بودنت به خاطر حنان بودنت ما را عفو کردی وما را در نزد خود شرمنده وخاکسار وسرافکنده کردی این زیباترین تفسیری بود که ازاین ورد شیخ اوسعید برزبان جاری کردم وزیباترین مفهومی بود که ازاین کلام درک کردم 

     

     

    در ارتباط با خدا ؛ حلم از صفات سلبی خداوند است (تنزیه خدا از شتاب و پریشانی) و در ارتباط با انسان ؛ حلم یکی از خصلت ‌های نیکوی بندگان است .(2) حلیم یکی از اسمای خداوند است که به همراه اسما و صفات دیگر، 11 بار در قرآن آمده است (6 بار با اسم غفور، 3 بار با اسم علیم، یک بار با شکور و یک بار با غنی).(3) این صفت 4 بار هم درباره حضرت ابراهیم و اسماعیل و شعیب علیهم السلام در قرآن تکرار شده است.

    صفت بردباری در مورد دو پیامبر بزرگ الهی؛ یعنی حضرت ابراهیم علیه السلام و حضرت شعیب علیه السلام در قرآن کریم به کار رفته است. خداوند کریم در قرآن مجید نسبت به حضرت ابراهیم علیه السلام می فرماید: « إِنَّ إِبْرَاهِیمَ لأوَّاهٌ حَلِیمٌ ؛  راستی، ابراهیم، دل سوزی بردبار بود».(11)

    حضرت ابراهیم علیه السلام در مورد پدر خویش دو کار انجام داد: جفا و بدی پدر را تحمل کرد؛ برایش آمرزش طلبید.

    تحمل جفای پدر در بردباری حضرت ابراهیم علیه السلام ریشه داشت. طلب مغفرتش نیز از اواه بودن او بر می خاست . اواه؛ یعنی کسی که بسیار اهل گریه و آه و ناله و توبه است. خداوند می فرماید:« إِنَّكَ لَأَنتَ الْحَلِیمُ الرَّشِیدُ ؛ راستى كه تو بردبار و رهیافته اى».(12) کتاب شریف مجمع البحرین، همین آیه را ذیل ماده «حلیم» ذکر می کند و می نویسد:«الحلیم، الذی لم یعاجل بالعقوبه؛ بردبار کسی است که در عقوبت عجله نمی کند .» و سپس می نویسد:«این جمله (انک لأنت الحلیم الرشید) سخن قوم حضرت شعیب علیه السلام است که از سر استهزا به پیامبر خویش می گفتند. این جمله کنایه از سفاهت و جهالت است».(13)

     

     

    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَقُولُوا رَاعِنَا وَقُولُوا انْظُرْنَا وَاسْمَعُوا ۗ

    این جریان که در عصر رسول خدا اتفاق افتاده است واین ایه دیگر الان منسوخ شده است وکاربردی ندارد وبرای عصر ما اتفاق نمیافتد که ما را ازان نهی کنند 

    ای اهل ایمان (هنگام تکلم با رسول) به کلمه راعنا (ما را رعایت کن) تعبیر مکنید، بلکه بگویید: انظرنا (ناظر احوال ما باش)؛ و (سخن خدا را) بشنوید

    راعنا: فعل امر است از مراعاة يعنى: ما را مراعات كن

    برخى از مسلمانان براى اينكه سخنان پيامبر را خوب درك كنند، درخواست مى‌كردند كه آن حضرت با تأنّى و رعايت حال آنان سخن بگويد. اين تقاضا را با كلمه‌ «راعِنا» مى‌گفتند.

    يعنى مراعاتمان كن. ولى چون اين تعبير در عرف يهود، نوعى دشنام تلقى مى‌شد، «1» آيه نازل شد كه بجاى‌ «راعِنا» بگوييد: «انْظُرْنا» تا دشمن سوء استفاده نكند.راعنا« از ماده‏ى «رعى» به معنى مهلت دادن است. ولى یهود کلمه‏ ى »راعنا« را از ماده‏ى «الرعونة» که به معنى کودنى و حماقت است، مى‏ گرفتند.

    اين اوّلين آيه از آغاز قرآن است كه با خطاب: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا»* شروع مى‌شود. و از اين به بعد بيش از هشتاد مورد وجود دارد كه با همين خطاب آمده است.

    1.  ابن منذر در تفسير خود از سدى روايت كند كه دو نفر يهودى بنام مالك بن الضيف و رفاعة بن زيد هر وقت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را مي‌ديدند با گفتار كلمات (راعنا سمعك) او را خطاب مي‌كردند مسلمين در مرحله اول خيال مي‌كردند جمله خوبى است سپس از گفتن آن منع گرديدند.
    2. ابو نعيم از عامه نيز در دلائل از طريق سدى صغير از كلبى او از ابوصالح او از ابن عباس روايت كند و همچنين صاحب كشف الاسرار از عامه و صاحب روض الجنان از خاصه چنين گويند كه راعنا دشنام زشتى بود كه يهوديان به زبان مى آوردند و سعد بن معاذ كه زبان عبرى مي‌دانست مسلمين را از گفتن آن بازمي‌داشت و به يهوديان گفته بود هر كه اين كلمات را به زبان بياورد او را گردن خواهم زد.

    اَللهُمَّ ارْزُقنی رَحْمَةَ الأَیتامِ وَإِطْعامِ الطَّعامِ وَإفْشاءِ السَّلامِ وصُحْبَةِ الکِرامِ اَللهُمَّ ارْزُقنی  اَعِنّی فیهِ عَلی صِیامِهِ وقیامِهِ   وارْزُقْنی فیهِ    

    ذِکْرَکَ  بِدوامِهِ  اَللهُمَّ ارْزُقْنی فیهِ طاعَةَ الخاشِعین  اَللهُمَّ ارْزُقْنِي اجْتِهَادَ الْمُجْتَهِدِينَ وَ لَا تَجْعَلْنِي مِنَ الْغَافِلِينَ الْمُبْعَدِينَ وَ اغْفِرْ لِي يَوْمَ الدِّين‏

     اَللهُمَّ ارْزُقنی  مُحِبّاً لِأوْلیائِکَ وَمُعادیاً لأعْدائِکَ

    مُسْتَنّاً بِسُنّةِ خاتَمِ انْبیائِکَ 

    اللهُمَّ ارْزُقْنی  فَضْلَ لَیْلَةِ القَدْرِ وصَیّرْ أُموری فیهِ مِنَ العُسْرِ اِلی الیُسْرِ  اللهُمَّ  وَارْزُقْنی فیهِ التُّوفیقِ والعِصْمَةِاللهُمَّ  ارْزُقنی  صیامی باِلشّکْرِ

    وَالقَبولِ اللهُمَّ ارْزُقنی  سَعْیی فیهِ مَشْکوراً وذَنْبی فیهِ مَغْفوراً وعَملی فیهِ مَقْبولاً وعَیْبی فیهِ مَسْتوراً یا أسْمَعِ السّامعین.

     

    سحر

     

    سحر با باد می گفتم حدیث آرزومندی
    خطاب آمد که واثق شو به الطاف خداوندی
    دعای صبح و آه شب کلید گنج مقصود است
    بدین راه و روش می رو که با دلدار پیوندی

     

     

     

    رسول خدا (ص)» می‌فرمایند: «إنّ لِرَبِّکُم فی أیّامِ دَهرِکُم نَفَحاتٍ، فَتَعَرَّضُوا لَهُ لَعَلَّهُ أن یُصِیبَکُم نَفحَةٌ مِنها فلا تَشقَونَ بَعدَها أبدا؛

    همانا از سوى پروردگار شما در طول عمرتان نسیم‌هایى مى‌وزد، پس خود را در معرض آن‌ها قرار دهید، باشد که نسیمى از آن نفحات به شما بوزد و زان پس هرگز به شقاوت نیفتید».

    دعای سحر

     

     

    ای خدا ای مهربان ، پروردِگار
    ای که کردی عشقها را ماندگار


    ای که برما داده ای از نعمتت
    همچنین از بیکرانِ رحمتت


    از تو می خواهم  تو ای معبودِ من
    ای درخشنده ترین مقصودِ من


    از تو می خواهم توای پروردگار
    بر بلندای جمالت ای نگار


    از تو می خواهم توای آرا مشم
    بر شکوه و بر جلالت ، خواهشم


    از تو می خواهم خداوند عظیم
    بر بزرگیّ بزرگت ای کریم


    از تو می خواهم خدای روشنی
    روشنی بخشِ دلِ همچو منی


    از تو می خواهم خداوند رحیم
    بر تمام رحمتت ای ذی حلیم


    از تو می خواهم خدای کبریا
    ای سخنهایت دوای دردِ ما


    از تو می خواهم خدای آشنا
    برکمالت حکمتِ بی انتها


    از تو می خواهم خداوند علیم
    بر تمامِ نامهایت ای حکیم


    از تو می خواهم خداوند بصیر
    بر مرام و عزتت ای بی نظیر


    از تو می خواهم خداوند جهان
    بر توان و قدرتت ای پر توان


    از تو می خواهم خدای پادشاه
    بر جلالِ شاهیّت شاهِ گواه


    از تو می خواهم خداوند حکیم
    بر تمام آنچه خواهی ای سلیم


    از تو می خواهم خدای رَهنما
    برتمامِ آبرویت ای شَها


    از تو می خواهم خداوند ندا
    بر تمامیّ مقامت ، جان فدا


    ای که کردی تو اجابت بی امان
    پس اجابت کن دعایم این زمان


    ای خدای من کنون بارِ دگر
    بر گناهم با مَوِّدت کن نظر

     

    از کجا جویم ز خیرِ ماندگار
    پُشته گشته در برِ پروردگار


    گر که نیکی میکند هر جا کسی
    نزد نیکیّ خدا باشد خَسی


    یاکسی گشته قوی با اذنِ او
    قدرتش نزد خدا باشد چو مو


    پس رفیقم ، همچو(احمد) بی ریا
    خیز و خوان ذِکر سحر را بر دعا

    حضرت باقر علیه السلام در عظمت و ارزش این دعا مى فرماید: «اگر مردم به اهمیت و بزرگى خواسته هایى كه در این دعا آمده و سرعت اجابت آنها در حق خواننده اش، پى مى بردند، براى دست یافتن آن با شمشیر با یكدیگر مى جنگیدند»[1].
    و در كلامى دیگر مى فرماید: «اگر مى خواستم سوگند بخورم، قسم مى خوردم كه اسم اعظم خداوند در این دعا است. پس در هنگام خواندن خداوند با این دعا، جدیت و كوشش كنید؛ چون این دعا از علوم و حقایق پنهان و سر به مهر است. آن را از نااهلان؛ یعنى، منافقان و دروغ گویان و منكران كتمان كنید و تنها بر شایستگان آشكار سازید»

     

    دعای سحر در ۲۳ بند با عبارت «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ» شروع می‌شود و از خداوند به حق زیبایی، جمال، جلال، عظمت، نور، رحمت، سخنان، کمال، اسماء، عزّت، مشیّت، قدرت، علم، قول، خواسته‌ها، مراتب شرف، سلطنت، فرمانروایی، مقام بلند، احسان قدیم، آیات و شأن و جبروت او درخواست می‌کند. و سپس می‌گوید: پروردگارا، از تو درخواست می‌کنم به آنچه که هرگاه از تو به آن طلب کنم اجابتم می‌کنی، پس ای خدا، اجابتم کن. و در پایان دعا آمده است: آنگاه هر حاجت دارى‏ از خدا بخواه،كه به‌یقین برآورده خواهد شد.

     

     

    فضیلت دعای سحر

     

     

    امام صادق علیه السلام:

    پس هرگاه این دعا را خواندید، تمام کوشش خویش را در دعا به کار زنید، زیرا گنج‏ هاى دانش و آگاهى- که نزد خدا است- بهتر و پایدارتر مى ‏باشد، پس این دعا را شفیع و واسطه‏ ى برآورده شدن خواسته‏ هایتان قرار دهید، و آن را جز از اهلش، یعنى از کم خردان و منافقان، پنهان دارید.

    امام باقر علیه السلام:

    اگر مردم از بزرگى این خواسته‏ ها نزد خدا و زود مستجاب شدن آن براى خواننده ‏ى آن آگاه بودند، مسلماً براى به دست آوردن آن- اگرچه با شمشیر مى‏ بود- با یکدیگر مى ‏جنگیدند و خداوند هر کس را که بخواهد، به رحمت خویش مخصوص مى‏ گرداند.

    اگر سوگند یاد مى ‏نمودم، راست بود، که بى ‏گمان اسم اعظم خدا در این دعا نهفته است. پس هرگاه این دعا را نمودید، تمام تلاش خود را در دعا به کار زنید؛ زیرا این دعا، از جمله علم مکنون و پوشیده است، و آن را جز از اهلش پوشیده بدارید، و مسلّماً منافقان و تکذیب کنندگان و منکران اهل آن نیستند.

    .

    اسم اعظم دردعای سحر کدامیک ازاسماءاست؟
    علامه طباطبایی:درباره دعای سحر فرمودند

    اسم اعظم معنا است نه لفظ، یعنى هر کس از طریق عمل و تبعیّت از انبیا و اولیا- علیهم‏السّلام- به قدر سعه ‏ى وجودى ‏اش به ولایت کلّى الهى شهوداً راه یابد، به اسم اعظم دست مى ‏یابد و مى ‏تواند باذن اللَّه کارهاى خدایى کند و اگر بخواهیم لفظى را نام ببریم که حاکى از آن معنا بوده و اشاره به آن باشد، شاید بتوان لفظ جلاله‏ «اللَّه» و یا «هو» را نام برد، و در خصوص این دعا شاید «بَهاء»، حاکى از آن باشد که در اوّل دعا آمده است.
     «اسم اعظم الهى در این دعا بهاء است؛ زیرا در میان اسامى الهى استفاده شده از قرآن و احادیث، بهاء ذکر نشده است.»
    بهاى هر شیئى، چیزى است که اقسام و انواع مختلف آن شئى به وسیله آن سنجیده مى ‏شود. مانند طلاى ناب که دیگر اقسام طلا را با آن عیار مى ‏زنند و هکذا نسبت به اشیاى دیگر.» خداوند، بهاء و معیار شناسایى همه ‏ى موجودات است .  در واقع، ارزش هر چیز به اندازه‏ ى کمالاتى است که خداوند از خویش در آن به ودیعت گذاشته است. به طورى که اگر خدا و کمالات او را معیار نمى ‏گرفتیم، نمى ‏توانستیم اندازه‏ ى کمالات موجودات را بدانیم.

    جایگاه دعای سحر

    ایوب بن یقطین نامه‌ای به امام رضا (ع) نوشت و از او خواست که درستی این دعا را بیان کند. امام به او نوشت:

    آری این دعا، دعای امام باقر(ع) در سحرهای ماه رمضان است. پدرم از جدش امام باقر نقل کرد که: «اسم اعظم خداوند، در این دعاست. پس هرگاه دعا کردید، در دعا بکوشید؛ چرا که آن از دانش نهفته است و آن را جز از اهلش، از دیگران پنهان بدارید. منافقان، تکذیب کنندگان، و منکِران اهل آن نیستند و این، دعای مباهله است.»

     

    تشابه با دعای مباهله

    در روز مباهله (روز ۲۴ ذی‌الحجه) دعایی به نام دعای مباهله[۷] نقل شده است که شبیه دعای سحر است، ولی تفاوت‌هایی دارد و مقداری از این دعا بیشتر است. سید بن طاووس معتقد است دعای سحر همان دعای مباهله است.[۸]

    سوء استفاده بهائیت

    بهائیان درباره این دعا تأویلاتی آورده‌اند که مقبول نظر شیعیان نیست و با فرهنگ اسلامی سازگاری ندارد

     

    دعای در سحرگاه، بهترین دعاها

    در یک روایت دیگری از امام صادق (علیه‏السلام) آمده است که حضرت فرمود: «إِنَّ أَفْضَلَ مَا دَعَوْتُمُ اللَّهَ بِالْأَسْحَارِ. قَالَ اللَّهُ تَعَالَى وَ بِالْأَسْحارِ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ‏». حضرت آیه دیگری را استخدام کرد که بهترین زمان برای دعا کردن به درگاه خداوند، سحرگاهان است. نگاه کنید! من روایات را با آیات تطبیق می‏دهم. آن‏هایی که اهلش هستند دقت کنند! حدیث دیگری از امام صادق(علیه‏السلام) است که فرمودند: «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) خَیْرُ وَقْتٍ دَعَوْتُمُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فِیهِ الْأَسْحَار»؛ بهترین وقتی که شما دعا می‏کنید، سَحَرها است. «وَ تَلَا هَذِهِ الْآیَةَ فِی قَوْلِ یَعْقُوبَ عَلَیهِ السَّلامُ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَکُمْ رَبِّی وَ قَالَ أَخَّرَهُمْ إِلَى السَّحَر».[9] یعنی حضرت این آیه را تلاوت کردند که وقتی حضرت یعقوب(علیه‏السلام) به فرزندانش گفت بعداً از پروردگارم برایتان استغفار می‏کنم، دعایش را نسبت به آنها به تأخیر انداخت تا در سَحَر این کار را انجام دهد.

    دانلود برنامه دعای سحر صوتی برای اندروید | مایکت

    دعای سحر

    اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ مِنْ بَهائِكَ بِأَبْهاهُ وَكُلُّ بَهائِكَ بَهِیٌّ ، اللّٰهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُكَ بِبَهائِكَ كُلِّهِ . اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ مِنْ جَمالِكَ بِأَجْمَلِهِ وَكُلُّ جَمالِكَ جَمِیلٌ ، اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِجَمالِكَ كُلِّهِ . اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ مِنْ جَلالِكَ بِأَجَلِّهِ وَكُلُّ جَلالِكَ جَلِیلٌ ، اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِجَلالِكَ كُلِّهِ . اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ مِنْ عَظَمَتِكَ بِأَعْظَمِها وَكُلُّ عَظَمَتِكَ عَظِیمَةٌ ، اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِعَظَمَتِكَ كُلِّها . اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ مِنْ نُورِكَ بِأَنْوَرِهِ وَكُلُّ نُورِكَ نَیِّرٌ ، اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِنُورِكَ كُلِّهِ . اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ مِنْ رَحْمَتِكَ بِأَوْسَعِها وَكُلُّ رَحْمَتِكَ واسِعَةٌ ، اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِرَحْمَتِكَ كُلِّها. اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ مِنْ كَلِماتِكَ بِأَتَمِّها وَكُلُّ كَلِماتِكَ تامَّةٌ ، اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِكَلِماتِكَ كُلِّها؛ اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ مِنْ كَمالِكَ بِأَكْمَلِهِ وَكُلُّ كَمالِكَ كامِلٌ ، اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِكَمالِكَ كُلِّهِ . اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ مِنْ أَسْمائِكَ بِأَكْبَرِها وَكُلُّ أَسْمائِكَ كَبِیرَةٌ ، اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِأَسْمائِكَ كُلِّها . اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ مِنْ عِزَّتِكَ بِأَعَزِّها وَكُلُّ عِزَّتِكَ عَزِیزَةٌ ، اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِعِزَّتِكَ كُلِّها . اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ مِنْ مَشِیئَتِكَ بِأَمْضاها وَكُلُّ مَشِیئَتِكَ ماضِیَةٌ، اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِمَشِیئَتِكَ كُلِّها . اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ مِنْ قُدْرَتِكَ بِالْقُدْرَةِ الَّتِى اسْتَطَلْتَ بِها عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍ وَكُلُّ قُدْرَتِكَ مُسْتَطِیلَةٌ ، اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِقُدْرَتِكَ كُلِّها . اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ مِنْ عِلْمِكَ بِأَنْفَذِهِ وَكُلُّ عِلْمِكَ نافِذٌ ، اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِعِلْمِكَ كُلِّهِ . اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ مِنْ قَوْلِكَ بِأَرْضاهُ وَكُلُّ قَوْ لِكَ رَضِیٌّ ، اللّٰهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُكَ بِقَوْلِكَ كُلِّهِ . اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ مِنْ مَسائِلِكَ بِأَحَبِّها إِلَیْكَ وَكُلُّهٰا إِلَیْكَ حَبِیبَةٌ ، اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِمَسائِلِكَ كُلِّها؛ اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ مِنْ شَرَفِكَ بِأَشْرَفِهِ وَكُلُّ شَرَفِكَ شَرِیفٌ ، اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِشَرَفِكَ كُلِّهِ . اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ مِنْ سُلْطانِكَ بِأَدْوَمِهِ وَكُلُّ سُلْطانِكَ دَائِمٌ ، اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِسُلْطانِكَ كُلِّهِ . اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ مِنْ مُلْكِكَ بِأَ فْخَرِهِ وَكُلُّ مُلْكِكَ فاخِرٌ ، اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِمُلْكِكَ كُلِّهِ . اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ مِنْ عُلُوِّكَ بِأَعْلاهُ وَكُلُّ عُلُوِّكَ عالٍ ، اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِعُلُوِّكَ كُلِّهِ . للّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ مِنْ مَنِّكَ بِأَ قْدَمِهِ وَكُلُّ مَنِّكَ قَدِیمٌ ، اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِمَنِّكَ كُلِّهِ . اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ مِنْ آیاتِكَ بِأَكْرَمِها وَكُلُّ آیاتِكَ كَرِیمَةٌ ، اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بآیاتِكَ كُلِّها . اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِما أَنْتَ فِیهِ مِنَ الشَّأْنِ وَالْجَبَرُوتِ وَأَسْأَلُكَ بِكُلِّ شَأْنٍ وَحْدَهُ وَجَبَرُوتٍ وَحْدَها ، اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِما تُجِیبُنِى بِهِ حِینَ أَسْأَلُكَ فَأَجِبْنِى یَا اللّٰهُ.

    دعای سحر ماه رمضان و اذان - حلول ماه مبارک رمضان مبارک - التماس دعا

    یکی از توفیقات ربانی ماه مبارک رمضان اشنایی من با دعای سحر بود  که از امام باقر ع به یادگار مانده است ان قدر این دعا رادوست دارم که  ان را حفظ کردم لذا اگر خدای تبارک وتعالی توفیق بدهد که به زیارت خانه خدا کعبه بروم با خود عهد بسته ام هر صبح از حفظ با این دعا با مولایم خدای تبارک وتعالی در جوار کعبه به تمجید او مشغول باشم ودر اخر دعا حوائج خود را از او طلب کنم حفظ ان سخت نیست اندکی دقت بشود حفظ دعا اسان است 

    منم که گوشهٔ میخانه خانقاهِ من است

    دعایِ پیرِ مغان وردِ صبحگاهِ من است

    گَرَم ترانهٔ چنگ صَبوح نیست چه باک

    نوایِ من به سحر آهِ عذرخواهِ من است

    ز پادشاه و گدا فارغم بحمدالله

    گدایِ خاکِ درِ دوست، پادشاه من است

    غرض ز مسجد و میخانه‌ام وصال شماست

    جز این خیال ندارم خدا گواهِ من است

    مگر به تیغ اجل خیمه بَرکَنَم ور نی

    رمیدن از درِ دولت نه رسم و راهِ من است

    از آن زمان که بر این آستان نهادم روی

    فرازِ مسندِ خورشید تکیه‌گاهِ من است

     

    Pin on Quran

     

    سیری درقران سوره بقره

    آشنایی با سوره بقره - مجله نورگرام


    بقره سیدوسرور سوره های قران 

    رسول اکرم(ص) به علی(ع) فرمودند: «قرآن کلامی برتر و بزرگ است و سوره بقره، سید قرآن و آیةالکرسی سید بقره است.» سپس فرمود: در آیةالکرسی، پنجاه کلمه است و در هر کلمه پنجاه برکت و خیر وجود دارد.»   سوره بقره سید وسرور سوره های قران اگر بخواهم بزرگی وسروری این سوره را توصیف کنم که در کجای این سوره به ان عظمت بخشیده است  باید بگویم تنها سوره ای است که ابتدا ومیانه واخر ان مبارک است یعنی اگر کسی بخواهد این سوره را گلچین کند هم ابتدا وهم میانه وهم انتهای این درخت زیبا قایل چیدن است ابتدای ان با نصیحت زیبای مولایمان شروع میشد میانه ان با ایت الکرسی که برترین ووالاترین ایات قرانی است وانتهای سوره گنجی از گنجهای مخزون خداوند است سوره بقره به معنای گاو ماده است هر چقدر تورات وکتاب مقدس را خواندم حکایت این گاو را در ان کتاب مقدس پیدا نکردم چون حکایت این گاو مربوط به بنی اسرائیل است سوره بقره سوره پر از نصیحت وپندهای مولایمان خدای کعبه برای بندگان است بیشتر احکام شریعت اسلام دراین سوره امده است 

    ابن کعب می گوید: سوره فاتحه الکتاب  را نزد پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم قرائت کردم خضرت فرمود: قسم به کسی که جانم به دست اوست درتورات و انجیل و زبور و فرقان ، مثل این سوره نازل نشده است و این سوره مادرکتاب و مادر قران است و هفت آیه دارد و تقسیم می شود بین خدا و بنده اش، و برای بنده است آنچه  که از خدا بخواهد

     

    ابتدای بقره 

    الم ‎﴿١﴾‏ ذَٰلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ ۛ فِيهِ ۛ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ ‎﴿٢﴾‏ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ ‎﴿٣﴾‏ وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ وَبِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ ‎﴿٤﴾‏ أُولَٰئِكَ عَلَىٰ هُدًى مِّن رَّبِّهِمْ ۖ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ

    میانه بقره 

     اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ ۚ لَا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلَا نَوْمٌ ۚ لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ ۗ مَن ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِندَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ ۚ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ ۖ وَلَا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِمَا شَاءَ ۚ وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ ۖ وَلَا يَئُودُهُ حِفْظُهُمَا ۚ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ ‎﴿٢٥٥﴾‏ لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ ۖ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ ۚ فَمَن يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىٰ لَا انفِصَامَ لَهَا ۗ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ ۖ وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِيَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ ۗ أُولَٰئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ ۖ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ

    انتهای بقره

     آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْهِ مِن رَّبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ ۚ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِّن رُّسُلِهِ ۚ وَقَالُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا ۖ غُفْرَانَكَ رَبَّنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ ‎﴿٢٨٥﴾‏ لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا ۚ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَيْهَا مَا اكْتَسَبَتْ ۗ رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَا إِن نَّسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا ۚ رَبَّنَا وَلَا تَحْمِلْ عَلَيْنَا إِصْرًا كَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِنَا ۚ رَبَّنَا وَلَا تُحَمِّلْنَا مَا لَا طَاقَةَ لَنَا بِهِ ۖ وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا ۚ أَنتَ مَوْلَانَا فَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ 

    عبدالله بن عوف گفته است:" شبی خواب دیدم که قیامت شده است و من را آوردند و حساب من را به آسانی بررسی کردند. آنگاه مرا به بهشت بردند و کاخ های زیادی به من نشان دادند. به من گفتند: درهای این کاخ را بشمار ؛ من هم شمردم 50 درب داشت .بعد گفتند: خانه هایش را بشمار. دیدم 175 خانه بود. به من گفتند این خانه ها مال توست. آن قدر خوشحال شدم که از خواب پریدم و خدا را شکر گفتم .صبح که شد نزد ابن سیرین رفتم و خواب را برایش تعریف کردم .او گفت : معلوم است که تو آیه الکرسی زیاد می خوانی. گفتم : بله ؛ همین طور است. ولی تو از کجا فهمیدی. گفت برای اینکه این آیه 50 کلمه و 175 حرف دارد. من از زیرکی حافظه او تعجب کردم. آنگاه به من گفت : هر که آیه الکرسی را بسیار بخواند سختی های مرگ بر او آسان می شود


    احکام وفرمانهای خداوند در سوره بقره

     1-کافر چگونه است ؟إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ سَوَآءٌ عَلَيۡهِمۡ ءَأَنذَرۡتَهُمۡ أَمۡ لَمۡ تُنذِرۡهُمۡ لَا يُؤۡمِنُونَ خَتَمَ ٱللَّهُ عَلَىٰ قُلُوبِهِمۡ وَعَلَىٰ سَمۡعِهِمۡۖ وَعَلَىٰٓ أَبۡصَٰرِهِمۡ غِشَٰوَةٞۖ...فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْكَافِرِينَ کافر کسی است که خداوند پرده ای در برابر قلب وچشم وگوش انان کشیده تا هیچ چیزی را درک نکنند یعنی قابل تغیر نیستند ودر مقابل هیچ حقیقتی سر خم میکنند هیچ نصیحتی را نمیپذیرد 

     

    يَا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ‎﴿٢١﴾‏ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ فِرَاشًا وَالسَّمَاءَ بِنَاءً وَأَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقًا لَّكُمْ ۖ فَلَا تَجْعَلُوا لِلَّهِ أَندَادًا وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ ‎﴿٢٢﴾‏ وَإِن كُنتُمْ فِي رَيْبٍ مِّمَّا نَزَّلْنَا عَلَىٰ عَبْدِنَا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِّن مِّثْلِهِ....فَإِن لَّمْ تَفْعَلُوا وَلَن تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ ۖ أُعِدَّتْ لِلْكَافِرِينَ ‎﴿٢٤﴾‏وَبَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ۖوَلَهُمْ فِيهَا أَزْوَاجٌ مُّطَهَّرَةٌ ۖ وَهُمْ فِيهَا خَالِدُونَ ‎﴿٢٥﴾‏ هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُم مَّا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا ...إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً ۖيَا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ

    یا ایها الناس 20 بار درقران امده است عبادت خداوند مختص به همه بشر است هرکجا این خطاب امده است همه بشر مورد خطاب خدای تبارک وتعالی است لذا عبادت خداوند برهمه بشر واجب است راز ونیاز با خداوند لازم وواجب است چون ما را خلق کرده است واو هرانچه در زمین است را برای خلیفه خود خلق کرده است هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُم مَّا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا خداوند چقدر این خلیفه رادوست دارد که همه چیز دنیا از گوسفند گاو درخت ماهی عسل شیر گیاه همه را برای استتفاده ما خلق کرده است وازما عبادت وشکر گذاری طلب کرده است 

     

     

    خدای تبارک وتعالی به ادم دو چیز یاد داد به خلیفه خود دو چیز یاد داد یکی قبل از هبوط یکی بعد از هبوط 1- وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا ....قبل از هبوط  بعضی مفسران گفته اند خداوند تمام علوم مربوط به زمین واسمان وانواع ساختنی ها واستخراج معادن وکاشتن درختان وخواص ومنابع انان را به ادم تعلیم داد یا در طبیعت وواستعداد او به طور فشرده قرارداد وادم با تمام اسرار جهان اشنا شد درحدیثی امام صادق در تفسیر این ایه فرموده است ((منظور تمام زمین ها کوهها دره ها وبستر رودخانه ها است سپس به فرشی که زیر پایش گسترده بود نظر افکند وفرمود این فرش هم از اموری بوده که خدا با ادم تعلیم داد ))این تعبیر نشان میدهد که ادم تمام این علوم را دارابود 2-فَتَلَقَّىٰ آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ ۚ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ سپس آدم از پروردگارش كلماتى را دريافت نمود؛ و [خدا] بر او ببخشود؛ آرى، او[ست كه‌] توبه‌پذيرِ مهربان است.   بعد از هبوط به زمین خداوند به ادم چه کلماتی اموخت که توبه  او قبول شد این کلمات چه بود ؟؟؟؟دونفر درقران کلمات از خدا دریافت کردند یکی ادم ع ودیگری ابراهیم ع بوده است  مفضل ( از شاگردان خاص امام) خدمت امام صادق (علیه السلام ) عرضه می دارد که آقا ، «و اذا ابتلی ابراهیم ربه بکلمات »بقره124 یعنی چه ؟حضرت می فرمایند : این همان کلماتی است که حضرت آدم آنها را از خداوند دریافت نمود ، پس خداوند حضرت ابراهیم را با کلماتی آزمود ، این کلمات ، همان است که در آیه 37 خدا می فرماید : که حضرت آدم، این کلمات را از خداوند دریافت نمود .بعد حضرت می فرمایند : وقتی که این کلمات را فرا گرفت ، اینگونه گفت : اسئلک بحق محمد و علی و فاطمه و الحسن و الحسین إلا تبت علی؛خدایا از تو می خواهم به حق پیامبر اکرم ، امیر المومنین ، فاطمه زهرا ، امام حسن و امام حسین که توبه ی مرا بپذیری .فتاب علیه ؛ خداوند توبه اش را پذیرفت سپس مفضل پرسید : فاتمهنّ یعنی چه ؟ ( در آیه 124 بقره )خداوند حضرت ابراهیم را با کلماتی آزمود ، و حضرت ابراهیم آن کلمات را به پایان رسانید ،امام فرمودند:یعنی اینها را تا امام دوازدهم ، حضرت قائم (علیه السلام ) معتقد شد ، تمام کرد ، به اتمام رسانید که جمعا 12 امام که نه تن از آن ها از فرزندان امام حسین (علیه السلام ) هستند .خداوند امامت را در صلب امام حسین قرار داد و نه تن از آنان از نسل امام حسین اند که مهدی این امت نیز از آنهاست .چگونگی توبهاز امام باقر (ع) نقل است که منظور از کلمات، این دعا و نیایش است:اللّهم لا إله إلّا أنت، سبحانک و بحمدک، ربّ إنّی ظلمت نفسی فاغفر لی، إنّک خیر الغافرین. اللّهم لا إله إلّا أنت، سبحانک و بحمدک، ربّ إنّی ظلمت نفسی فارحمنی إنّک خیر الراحمین. اللّهم لا إله إلّا أنت، سبحانک و بحمدک، ربّ إنّی ظلمت نفسی فتب عَلیّ إنّک أنت التوّاب الرحیم.[۱۷]عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: سَأَلْتُ النَّبِيَّ (ص) عَنِ الْكَلِمَاتِ الَّتِي تَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ- فَتابَ عَلَيْهِ قَالَ سَأَلَهُ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيٍّ وَ فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ‏ إِلَّا تُبْتَ عَلَيَّ فَتَابَ عَلَيْهِ.ابن عباس گفت: درباره کلماتی که حضرت آدم(ع) از خدای متعال آموخت و [به واسطه این کلمات] خدا توبه وی را پذیرفت، از پیامبر(ص) پرسیدم؛ ایشان فرمود: از خداوند درخواست کرد که به حق محمد و علی و فاطمه و حسن و حسین توبه مرا بپذیر و خداوند توبه او را پذیرفت.عدّه ای از دانشمندان اهل سنّت احتمال سوم، که مورد اتّفاق علماء شیعه می باشد، را پذیرفته اند و روایاتی در این زمینه نقل کرده اند که به هشت نفر از آنان اشاره می شود:1-علّامه بیهقی در کتاب دلائل النّبوّة[15]2-علّامه ابن عساکر در مسند[16]3-علّامه سیوطی در تفسیر الدّرّ المنثور[17]4-علّامه سیوطی در جمع الجوامع [18]5-علّامه کاشفی در معارج النّبوّة[19]آیات ولایت در قرآن، ص 2486-علّامه قندوزی در ینابیع المودّة[20]7-علّامه ابن المغازلی در مناقب [21]8-علّامه نطنزی در خصایص العلویة[22].به چند نمونه از روایات مذکور توجّه کنید:الف- ابن مغازلی از ابن عبّاس چنین نقل می کند: سُئِلَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم عَنِ الْکلِماتِ الَّتی تَلَقَّاها آدَمَ، قال: سَأَلَهُ آدَمُ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ عَلِی وَ فاطِمَةَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَینِ الّا ما تُبْتَ عَلَیهِ فَتابَ عَلَیهِ [23]از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم سؤال شد: که منظور از کلماتی که آدم آن ها را از سوی خداوند دریافت کرد (و به آن ها توسّل جست و توبه کرد) چه بوده است؟حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: آدم از خداوند خواست که به حقّ محمّد، علی، فاطمه، حسن و حسین توبه او را بپذیرد و خداوند توبه اش را پذیرفت.ب- ابن عساکر در مسند، از خلیفه دوم چنین نقل می کند: قالَ آدَمُ: أَسْأَلُک بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ آلِه الّا غَفَرْتَ لی- الی قوله علیه السلام- وَ لَوْ لا هُوَ ما خَلَقْتُک [24]آدم (به هنگام توبه به درگاه پروردگار چنین) گفت: پروردگارا! تو را به حقّ محمّد و آل محمّد می خوانم که از من درگذری...و اگر محمّد و آل محمّد نبود، خداوند آدم را خلق نمی کرد. عمر بن خطاب هر چند این روایت را به پیامبر نسبت نداده، ولی اینگونه مطالب چیزی نیست که غیر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم یا امام معصوم علیهم السلام از آن مطّلع باشد؛ بنابراین، حتماً آن را از پیامبر اسلام شنیده است.ج- علّامه نطنزی روایت زیر را در خصائص العلویه از مجاهد نقل می کند: انَّ الْکلِماتِ الَّتی تَلَقَّاها آدَمُ مِنْ رَبِّهِ اللَّهُمَّ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ عَلِی وَ فاطِمَةَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَینِ الّا تُبْتَ عَلَیهِ فَتابَ اللَّهُ عَلَیهِ [25]کلماتی که آدم از خداوند دریافت کرد چنین بود: «پروردگارا! به حقّ محمّد، علی، فاطمه، حسن و حسین توبه ام را بپذیر، سپس خداوند توبه اش را پذیرفت. در ادامه این روایت آمده است که وقتی توبه آدم پذیرفته شد، انگشتری برای خویش تهیه کرد که بر روی نگین آن نام پیامبر اسلام به عنوان رسول اللَّه، و نام حضرت علی به عنوان امیر المؤمنین حک شده بود.خلاصه این که، طبق روایات فراوانی که در کتاب های تشیع و تسنّن آمده(و آنچه ذکر شد نمونه ای از آن احادیث فراوان بود) منظور از کلماتی که حضرت آدم به آن توسّل جست و در سایه توسّل به آن کلمات توبه اش پذیرفته شد، «خمسه طیبه» بوده است.  

     

     حضرت آدم (علیه‌السلام) چهل روز از دوری بهشت گریه کرد. بعد از چهل روز جبرئیل نازل شد و به وی گفت: چرا گریه می‌کنی؟ حضرت آدم جواب داد: چرا گريه نكنم، در حالي كه از جوار خداوند به اين دنيا فرود آمده ام؟ جبرئیل گفت: به درگاه خدا توبه كن و بسوي او بازگرد. حضرت پرسید: چگونه؟ جبرئیل جواب داد: آدم برخیز. سپس حضرت آدم را در روز هشتم ذی‌الحجه به منی برد و شب را در آنجا ماند. وقتی ظهر روز عرفه رسید، به حضرت آدم دستور داد تا غسل کند. حضرت آدم چنین کرد و بعد از نماز عصر جبرئیل دعایی را به حضرت آدم آموزش داد. او نیز آن را خواند:

    "سُبْحَانَكَ‏ اللَّهُمَ‏ وَ بِحَمْدِكَ‏ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ عَمِلْتُ سُوءاً وَ ظَلَمْتُ نَفْسِي وَ اعْتَرَفْتُ بِذَنْبِي فَاغْفِرْ لِي إِنَّكَ أَنْتَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ سُبْحَانَكَ‏ اللَّهُمَ‏ وَ بِحَمْدِكَ‏ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ عَمِلْتُ سُوءاً وَ ظَلَمْتُ نَفْسِي وَ اعْتَرَفْتُ بِذَنْبِي فَاغْفِرْ لِي إِنَّكَ خَيْرُ الْغَافِرِينَ سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ وَ بِحَمْدِكَ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ عَمِلْتُ سُوءاً وَ ظَلَمْتُ نَفْسِي وَ اعْتَرَفْتُ بِذَنْبِي فَاغْفِرْ لِي‏ إِنَّكَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِيم

    [۱]خدایا پاک و منزهی تو و تورا شکر می‌کنم. هیچ خدایی جز تو نیست. من عمل بدی انجام دادم. و به خودم ظلم کردم. و به گناهم اعتراف می‌کنم. پس مرا ببخش که همانا تو بخشنده و مهربانی.خدایا پاک و منزهی تو و تورا شکر می‌کنم. هیچ خدایی جز تو نیست. من عمل بدی انجام دادم و به خودم ظلم کردم و به گناهم اعتراف می‌کنم. پس مرا ببخش که همانا تو برترین بخشندگان هستی.خدایا پاک و منزهی تو و تورا شکر می‌کنم. هیچ خدایی جز تو نیست. من عمل بدی انجام دادم و به خودم ظلم کردم و به گناهم اعتراف می‌کنم. پس مرا ببخش که همانا تو توبه‌پذیر و مهربان هستی.تا غروب روز عرفه حضرت آدم در عرفات ماند و سپس راهی مشعر شد. صبح عید قربان در مشعر خداوند کلمات را به وی آموزش داد و به برکت این کلمات خدا توبه حضرت آدم را پذیرفت. امالی شیخ صدوق، ص76در کتاب‌های تفسیری، چگونگی توبه آدم(ع) به شکل‌های گوناگونی ذکر شده است که شیخ طوسی و مکارم شیرازی برآنند که احتمال درستی همه آن احتمالات وجود دارد و ناسازگاری میان آنها نیست.[۱۸] بر اساس معنای ظاهری آیه «فَتَلَقَّیٰ آدَمُ مِن رَّبِّهِ کَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَیْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ؛ سپس آدم از پروردگارش کلماتی را دریافت نمود و [خدا] بر او ببخشود. آری او[است که] توبه‌پذیر مهربان است»،[۱۹] آدم(ع) با استفاده از کلماتی که خداوند به او القاء نمود، توبه کرد. احتمالات مختلفی در تفسیر واژه «کلمات» بیان شده است:چنانکه ناصر مکارم شیرازی در تفسیر نمونه آورده است، این «کلمات» همان تعابیر وارد شده در آیه ۲۳ سوره اعراف («قَالَا رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنْفُسَنَا وَإِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَکُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِینَ؛ گفتند پروردگارا ما بر خویشتن ستم کردیم و اگر بر ما نبخشایی و به ما رحم نکنی مسلماً از زیانکاران خواهیم بود») است.[۲۰]در روایتی از امام باقر(ع) «کلمات»، به دعایی تفسیر شده که با این جمله شروع می‌شود: «اللهم لا اله الا انت، سبحانک وبحمدک ربّ إنّی ظلمت نفسی...».[۲۱]در روایات بسیار دیگری تلقین «کلمات»، به تعلیم نام‌های محمد(ص)، علی(ع)، فاطمه(س)، حسن(ع) و حسین(ع) تفسیر شده که آدم(ع) با توسل به این نام‌ها از خداوند تقاضای بخشش نمود.[۲۲] سیوطی از مفسران اهل تسنن نیز چنین روایتی را از پیامبر اسلام(ص) نقل کرده است.[۲۳] جعفر سبحانی، از فقیهان و مفسران معاصر شیعه، با تمسک به این روایات، بر مشروعیت توسل استدلال کرده است.[۲۴]علامه طباطبایی، معتقد است آدم(ع) با خوردن میوه ممنوعه، به زندگی سخت دنیایی که نسیان خدا را در پی داشت مبتلا شد و با توبه کردن از خداوند درخواست جبران آن خسارت را نمود‏[۲۵]‏ و خدا برای جبران آن، دین را تشریع فرمود

    .[۲۶]‏  وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ ۚوَإِذْ وَاعَدْنَا مُوسَىٰ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً ....وَقُلْنَا يَا آدَمُ اسْكُنْ أَنتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَكُلَا مِنْهَا رَغَدًا حَيْثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَٰذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ ‎﴿٣٥﴾‏ فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطَانُ عَنْهَا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا كَانَا فِيهِ ۖ وَقُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ ۖ وَلَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَىٰ حِينٍ ‎﴿٣٦﴾‏ فَتَلَقَّىٰ آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ ۚ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ ‎إِلَىٰ حِينٍ ..

    .حین چه مدت است تمام عمر یک روز سه روز ....متغیر است

     مردی برای حاجتی نذر کرد که من یک حین روزه بگیرم،و وقتی را معین نکرده بود، سپس دچار تردید شد که این «حین» چند مدّت است؟داوری به نزد امام علی‏ علیه السلام بردند،حضرت فرمود:باید شش ماه روزه بگیرد،و آنگاه این آیه را تلاوت فرمود:تُؤْتی اُکُلَها کُلَّ حینٍ بِاِذْنِ رَبِّهَا«و اشجار از روزی که شکوفه می‏نماید تا به ثمر برسد شش ماه طول می‏کشد.» [1] .که در این آیه «حین» برای مدّت 6 ماه به کار رفته است.پی نوشت ها:[1] سوره ابراهیم آیه 25.   امام  صادق ع  درباره بهشت ادم فرمود ((باغی از باغ های دنیابود که خورشید وماه بران میتابید واگر بهشت جاودان بود هرگز ادم ازان بیرون رانده نمیشد ))ازاینجا روشن میشود هبوط ونزول ادم به زمین نزول مقامی بوده است نه مکانی این احتمال  میرود که این بهشت در یکی از کرات اسمانی بوده است

     إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالنَّصَارَىٰ وَالصَّابِئِينَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ لَا تَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَذِي الْقُرْبَىٰ وَالْيَتَامَىٰ وَالْمَسَاكِينِ وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ ثُمَّ تَوَلَّيْتُمْ إِلَّا قَلِيلًا...وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ لَا تَسْفِكُونَ دِمَاءَكُمْ وَلَا تُخْرِجُونَ أَنفُسَكُم مِّن دِيَارِكُمْ...وَلَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَيْكَ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ ۖ وَمَا يَكْفُرُ بِهَا إِلَّا الْفَاسِقُونَ 

    ‎بنی اسرائیل کلمه اسرائیل که لقب حضرت یعقوب پدر حضرت یوسف ع بود کلمه اسرائیل عبری است اسرا به معنای عبد و ئیل به معنای الله است یعقوب دوازده فرزند داشت که به بنی اسرائیل معروف شدند وحضرت موسی ع در مصر به چار واسطه به یعقوب میرسد ویوسف ع با چهار واسطه به ابراهیم ع می رسد پس موسی ع با 8واسطه یا 8پشت از فرزندان بنی اسرایئل به ابراهیم ع میرسد  

     بِبَابِلَ هَارُوتَ وَمَارُوتَ ۚ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَقُولُوا رَاعِنَا وَاللَّهُ يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَن يَشَاءُ ۚ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ ‎ فَاعْفُوا وَاصْفَحُوا حَتَّىٰ يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ ۗوَمَا تُقَدِّمُوا لِأَنفُسِكُم مِّنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِندَ اللَّهِ ۗ إِنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌوَلِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ ۚ فَأَيْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ وَاسِعٌ عَلِيمٌ ‎﴿١١٥﴾‏ وَقَالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا ۗ سُبْحَانَهُ ۖ بَل لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۖ كُلٌّ لَّهُ قَانِتُونَ ‎﴿١١٦﴾‏ بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۖ وَإِذَا قَضَىٰ أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُونُ رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا ۖ إِنَّكَ أَنتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ أَمْ كُنتُمْ شُهَدَاءَ إِذْ حَضَرَ يَعْقُوبَ الْمَوْتُ إِذْ قَالَ لِبَنِيهِ مَا تَعْبُدُونَ مِن بَعْدِي قَالُوا نَعْبُدُ إِلَٰهَكَ وَإِلَٰهَ آبَائِكَ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ إِلَٰهًا وَاحِدًا وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ

     آيا وقتى كه يعقوب را مرگ فرا رسيد، حاضر بوديد؟ هنگامى كه به پسران خود گفت: «پس از من، چه را خواهيد پرستيد؟» گفتند: «معبود تو، و معبود پدرانت، ابراهيم و اسماعيل و اسحاق -معبودى يگانه- را مى‌پرستيم؛ و در برابر او تسليم هستيم.

     لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِّنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ ‎﴿١٣٦﴾‏ فَإِنْ آمَنُوا بِمِثْلِ مَا آمَنتُم بِهِ فَقَدِ اهْتَدَوا ۖ وَّإِن تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا هُمْ فِي شِقَاقٍ ۖ فَسَيَكْفِيكَهُمُ اللَّهُ ۚ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ‎﴿١٣٧﴾‏ صِبْغَةَ اللَّهِ ۖ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً ۖ وَنَحْنُ لَهُ عَابِدُونَ...قُلْ أَتُحَاجُّونَنَا فِي اللَّهِ وَهُوَ رَبُّنَا وَرَبُّكُمْ وَلَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُخْلِصُونَوَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ و خدا از آنچه مى‌كنيد غافل نيست.قُل لِّلَّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ ۚ يَهْدِي مَن يَشَاءُ إِلَىٰ صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ‎﴿١٤٢﴾‏ وَكَذَٰلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِّتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ قَدْ نَرَىٰ تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّمَاءِ ۖ فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضَاهَا ۚ فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ ۚ وَحَيْثُ مَا كُنتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ.... ۗوَمِنْ حَيْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ

    ما [به هر سو] گردانيدنِ رويت در آسمان را نيك مى‌بينيم. پس [باش تا] تو را به قبله‌اى كه بدان خشنود شوى برگردانيم؛ پس روى خود را به سوى مسجدالحرام كن؛ و هر جا بوديد، روى خود را به سوى آن بگردانيد.و از هر كجا بيرون آمدى، روى خود را به سوى مسجدالحرام بگردان، الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ ۖ فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ حق از جانب پروردگار توست. پس مبادا از ترديدكنندگان باشى

     فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ وَاشْكُرُوا لِي ... يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ ۚ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ..وَلَنَبْلُوَنَّكُم بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ ۗ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ ‎﴿١٥٥﴾‏ الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ  وَإِلَٰهُكُمْ إِلَٰهٌ وَاحِدٌ ۖ لَّا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ الرَّحْمَٰنُ الرَّحِيمُإِنَّ الصَّفَا وَالْمَرْوَةَ مِن شَعَائِرِ اللَّهِ ۖ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِ أَن يَطَّوَّفَ بِهِمَا ۚ

    در حقيقت، «صفا» و «مروه» از شعاير خداست [كه يادآور اوست‌]؛ پس هر كه خانه [خدا] را حج كند، يا عمره گزارد، بر او گناهى نيست كه ميان آن دو سعى به جاى آورد فَلَا تَجْعَلُوا لِلَّهِ أَندَادًا ....  وَمِنَ النَّاسِ مَن يَتَّخِذُ مِن دُونِ اللَّهِ أَندَادًا يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللَّهِ ۖ وَالَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِّلَّهِ پس براى خدا همتايانى قرار ندهيد،و برخى از مردم، در برابر خدا، همانندهايى [براى او] برمى‌گزينند، و آنها را چون دوستى خدا، دوست مى‌دارند؛ ولى كسانى كه ايمان آورده‌اند، به خدا محبت بيشترى دارند

    يَا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُوا مِمَّا فِي الْأَرْضِ حَلَالًا طَيِّبًا وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ ۚ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ ‎﴿١٦٨﴾‏ إِنَّمَا يَأْمُرُكُم بِالسُّوءِ وَالْفَحْشَاءِ وَأَن تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ اى مردم، از آنچه در زمين است حلال و پاكيزه را بخوريد، و از گامهاى شيطان پيروى مكنيد كه او دشمن آشكار شماست.[او] شما را فقط به بدى و زشتى فرمان مى‌دهد، و [وامى‌دارد] تا بر خدا، چيزى را كه نمى‌دانيد بربنديد. يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُلُوا مِن طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَاشْكُرُوا لِلَّهِ..إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنزِيرِ وَمَا أُهِلَّ بِهِ لِغَيْرِ اللَّهِ ۖ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلَا عَادٍ فَلَا إِثْمَ عَلَيْهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ [خداوند،] تنها مردار و خون و گوشت خوك و آنچه را كه [هنگام سر بريدن‌] نام غير خدا بر آن برده شده، بر شما حرام گردانيده است. [ولى‌] كسى كه [براى حفظ جان خود به خوردن آنها] ناچار شود، در صورتى كه ستمگر و متجاوز نباشد بر او گناهى نيست، زيرا خدا آمرزنده و مهربان است.

      لَّيْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَٰكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَىٰ حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَىٰ وَالْيَتَامَىٰ وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلَاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُوا ۖ وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ وَحِينَ الْبَأْسِ ۗ أُولَٰئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا ۖ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ 

    نيكوكارى آن نيست كه روى خود را به سوى مشرق و [يا] مغرب بگردانيد، بلكه نيكى آن است كه كسى به خدا و روز بازپسين و فرشتگان و كتاب [آسمانى‌] و پيامبران ايمان آورد، و مال [خود] را با وجود دوست داشتنش، به خويشاوندان و يتيمان و بينوايان و در راه‌ماندگان و گدايان و در [راه آزاد كردن‌] بندگان بدهد، و نماز را برپاى دارد، و زكات را بدهد، و آنان كه چون عهد بندند، به عهد خود وفادارانند؛ و در سختى و زيان، و به هنگام جنگ شكيبايانند؛ آنانند كسانى كه راست گفته‌اند، و آنان همان پرهيزگارانند. 

    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصَاصُ فِي الْقَتْلَى ۖ الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالْأُنثَىٰ بِالْأُنثَىٰ...وَلَكُمْ فِي الْقِصَاصِ حَيَاةٌ يَا أُولِي الْأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ‎كُتِبَ عَلَيْكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ إِن تَرَكَ خَيْرًا الْوَصِيَّةُ لِلْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ بِالْمَعْرُوفِ ۖ حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِينَ

    بر شما مقرر شده است كه چون يكى از شما را مرگ فرا رسد، اگر مالى بر جاى گذارد، براى پدر و مادر و خويشاوندان [خود] به طور پسنديده وصيت كند؛ [اين كار] حقى است بر پرهيزگاران

    .يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ‎﴿١٨٣﴾‏ أَيَّامًا مَّعْدُودَاتٍ ۚ فَمَن كَانَ مِنكُم مَّرِيضًا أَوْ عَلَىٰ سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ ۚ وَعَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فِدْيَةٌ طَعَامُ مِسْكِينٍ ۖ فَمَن تَطَوَّعَ خَيْرًا فَهُوَ خَيْرٌ لَّهُ ۚ وَأَن تَصُومُوا خَيْرٌ لَّكُمْ ۖ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ ‎﴿١٨٤﴾‏ شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أُنزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَىٰ وَالْفُرْقَانِ ۚ فَمَن شَهِدَ مِنكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ ۖ وَمَن كَانَ مَرِيضًا أَوْ عَلَىٰ سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ ۗ يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلَا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَلِتُكْمِلُوا الْعِدَّةَ وَلِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلَىٰ مَا هَدَاكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ‎﴿١٨٥﴾‏ وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ ۖ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ ۖ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَلْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيَامِ الرَّفَثُ إِلَىٰ نِسَائِكُمْ ۚ..

    در شبهاى روزه، همخوابگى با زنانتان بر شما حلال گرديده است.وَلَا تَعْتَدُوا ۚ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ ‎و در راه خدا، با كسانى كه با شما مى‌جنگند، بجنگيد، ولى از اندازه درنگذريد، زيرا خداوند تجاوزكاران را دوست نمى‌دارد؛فَمَنِ اعْتَدَىٰ عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَىٰ عَلَيْكُمْ ۚ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ ‎﴿١٩٤﴾‏ وَأَنفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ ۛ وَأَحْسِنُوا ۛ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ  وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ ۚ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ ۖ وَلَا تَحْلِقُوا رُءُوسَكُمْ حَتَّىٰ يَبْلُغَ الْهَدْيُ مَحِلَّهُ ۚ فَمَن كَانَ مِنكُم مَّرِيضًا أَوْ بِهِ أَذًى مِّن رَّأْسِهِ فَفِدْيَةٌ مِّن صِيَامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُكٍ ۚ فَإِذَا أَمِنتُمْ فَمَن تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ ۚ فَمَن لَّمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ فِي الْحَجِّ وَسَبْعَةٍ إِذَا رَجَعْتُمْ ۗ تِلْكَ عَشَرَةٌ كَامِلَةٌ ۗ ذَٰلِكَ لِمَن لَّمْ يَكُنْ أَهْلُهُ حَاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ ۚ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ 

    و براى خدا حجّ و عمره را به پايان رسانيد، و اگر [به علت موانعى‌] بازداشته شديد، آنچه از قربانى ميسر است [قربانى كنيد]؛ و تا قربانى به قربانگاه نرسيده سر خود را متراشيد؛ و هر كس از شما بيمار باشد يا در سر ناراحتيى داشته باشد [و ناچار شود در احرام سر بتراشد] به كفاره [آن، بايد] روزه‌اى بدارد، يا صدقه‌اى دهد، يا قربانيى بكند؛ و چون ايمنى يافتيد، پس هر كس از [اعمال‌] عمره به حجّ پرداخت، [بايد ]آنچه از قربانى ميسر است [قربانى كند]، و آن كس كه [قربانى ]نيافت [بايد] در هنگام حجّ، سه روز روزه [بدارد]؛ و چون برگشتيد هفت [روز ديگر روزه بداريد]؛ اين ده [روز] تمام است. اين [حجّ تمتّع ]براى كسى است كه اهل مسجد الحرام [=مكّه‌] نباشد؛ و از خدا بترسيد، و بدانيد كه خدا سخت‌كيفر است.الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَّعْلُومَاتٌ ۚ فَمَن فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ فَلَا رَفَثَ وَلَا فُسُوقَ وَلَا جِدَالَ فِي الْحَجِّ ۗ وَمَا تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ يَعْلَمْهُ اللَّهُ ۗ وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَىٰ ۚ وَاتَّقُونِ يَا أُولِي الْأَلْبَابِ حجّ در ماههاى معينى است. پس هر كس در اين [ماه‌]ها، حجّ را [برخود] واجب گرداند، [بداند كه‌] در اثناى حجّ، همبسترى و گناه و جدال [روا] نيست، و هر كار نيكى انجام مى‌دهيد، خدا آن را مى‌داند، و براى خود توشه برگيريد كه در حقيقت، بهترين توشه، پرهيزگارى است، و اى خردمندان! از من پروا كنيد.

     رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ... وَاذْكُرُوا اللَّهَ فِي أَيَّامٍ مَّعْدُودَاتٍ..أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ كَافَّةً وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ ۚ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ...وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ ‎...زُيِّنَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَيَسْخَرُونَ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا ۘ وَالَّذِينَ اتَّقَوْا فَوْقَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ۗ وَاللَّهُ يَرْزُقُ مَن يَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ .. وَاللَّهُ يَهْدِي مَن يَشَاءُ إِلَىٰ صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ‎﴿٢١٣﴾‏ أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَأْتِكُم مَّثَلُ الَّذِينَ خَلَوْا مِن قَبْلِكُم ۖ مَّسَّتْهُمُ الْبَأْسَاءُ وَالضَّرَّاءُ وَزُلْزِلُوا حَتَّىٰ يَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ مَتَىٰ نَصْرُ اللَّه

    انفاق

     يَسْأَلُونَكَ مَاذَا يُنفِقُونَ ۖ قُلْ مَا أَنفَقْتُم مِّنْ خَيْرٍ فَلِلْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ وَالْيَتَامَىٰ وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ ۗ وَمَا تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ  وَيَسْأَلُونَكَ مَاذَا يُنفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ ۗ كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ ‎﴿٢١٩﴾‏يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ يَوْمٌ لَّا بَيْعٌ فِيهِ وَلَا خُلَّةٌ وَلَا شَفَاعَةٌ

    اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، از آنچه به شما روزى داده‌ايم انفاق كنيد، پيش از آنكه روزى فرا رسد كه در آن نه داد و ستدى است و نه دوستى و نه شفاعتى

    مَّثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِي كُلِّ سُنبُلَةٍ مِّائَةُ حَبَّةٍ ۗ وَاللَّهُ يُضَاعِفُ لِمَن يَشَاءُ ۗ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ ‎﴿٢٦١﴾‏ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ثُمَّ لَا يُتْبِعُونَ مَا أَنفَقُوا مَنًّا وَلَا أَذًى ۙ لَّهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ ‎﴿٢٦٢﴾‏ ۞ قَوْلٌ مَّعْرُوفٌ وَمَغْفِرَةٌ خَيْرٌ مِّن صَدَقَةٍ يَتْبَعُهَا أَذًى ۗ وَاللَّهُ غَنِيٌّ حَلِيمٌ ‎﴿٢٦٣﴾‏ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِكُم بِالْمَنِّ وَالْأَذَىٰ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنفِقُوا مِن طَيِّبَاتِ مَا كَسَبْتُمْ وَمِمَّا أَخْرَجْنَا لَكُم مِّنَ الْأَرْضِ ۖ وَلَا تَيَمَّمُوا الْخَبِيثَ..الشَّيْطَانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَيَأْمُرُكُم بِالْفَحْشَاءِ ۖ وَاللَّهُ يَعِدُكُم مَّغْفِرَةً مِّنْهُ وَفَضْلًا ۗ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ ‎﴿٢٦٨﴾‏ يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَن يَشَاءُ ۚ وَمَن يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْرًا كَثِيرًا ۗ وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِإِن تُبْدُوا الصَّدَقَاتِ فَنِعِمَّا هِيَ ۖ وَإِن تُخْفُوهَا وَتُؤْتُوهَا الْفُقَرَاءَ فَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ ۚ وَيُكَفِّرُ عَنكُم مِّن سَيِّئَاتِكُمْ ۗ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ وَمَا تُنفِقُوا مِنْ خَيْرٍ فَلِأَنفُسِكُمْ ۚ وَمَا تُنفِقُونَ إِلَّا ابْتِغَاءَ وَجْهِ اللَّهِ ۚ وَمَا تُنفِقُوا مِنْ خَيْرٍ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنتُمْ لَا تُظْلَمُونَ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُم بِاللَّيْلِ وَالنَّهَارِ سِرًّا وَعَلَانِيَةً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ

    ربا

     يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَذَرُوا مَا بَقِيَ مِنَ الرِّبَا إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ‎﴿٢٧٨﴾‏ فَإِن لَّمْ تَفْعَلُوا فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِّنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ

    بدهکاران

    وَإِن كَانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلَىٰ مَيْسَرَةٍ ۚ وَأَن تَصَدَّقُوا خَيْرٌ لَّكُمْ ۖ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ ‎﴿٢٨٠﴾‏ وَاتَّقُوا يَوْمًا تُرْجَعُونَ فِيهِ إِلَى اللَّهِ ۖ ثُمَّ تُوَفَّىٰ كُلُّ نَفْسٍ مَّا كَسَبَتْ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ ‎قرض دادنيَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا تَدَايَنتُم بِدَيْنٍ إِلَىٰ أَجَلٍ مُّسَمًّى فَاكْتُبُوهُ ۚ..وَاسْتَشْهِدُوا شَهِيدَيْنِ مِن رِّجَالِكُمْ ۖ فَإِن لَّمْ يَكُونَا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ.. وَاتَّقُوا اللَّهَ ۖ وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ ۗ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ و از خدا پروا كنيد، و خدا [بدين گونه‌] به شما آموزش مى‌دهد، و خدا به هر چيزى داناست.۞ وَإِن كُنتُمْ عَلَىٰ سَفَرٍ وَلَمْ تَجِدُوا كَاتِبًا فَرِهَانٌ مَّقْبُوضَةٌ ۖ...وَلَا تَكْتُمُوا الشَّهَادَةَ ۚ وَمَن يَكْتُمْهَا فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ ۗكُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ كُرْهٌ لَّكُمْ ۖ وَعَسَىٰ أَن تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ ۖ وَعَسَىٰ أَن تُحِبُّوا شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّكُمْ ۗ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ ۖ قُلْ فِيهِمَا إِثْمٌ كَبِيرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُمَا أَكْبَرُ مِن نَّفْعِهِمَا ۗوَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الْمَحِيضِ ۖ قُلْ هُوَ أَذًى فَاعْتَزِلُوا النِّسَاءَ فِي الْمَحِيضِ ۖ وَلَا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّىٰ يَطْهُرْنَ ۖ فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللَّهُ ۚ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ ‎وَلَا تَجْعَلُوا اللَّهَ عُرْضَةً لِّأَيْمَانِكُمْ و خدا را دستاويز سوگندهاى خود قرار مدهيدلَّا يُؤَاخِذُكُمُ اللَّهُ بِاللَّغْوِ فِي أَيْمَانِكُمْ وَلَٰكِن يُؤَاخِذُكُم بِمَا كَسَبَتْ قُلُوبُكُمْ خداوند شما را به سوگندهاى لغوتان مؤاخذه نمى‌كند، ولى شما را بدانچه دلهايتان [از روى عمد] فراهم آورده است، مؤاخذه مى‌كند،وَالْمُطَلَّقَاتُ يَتَرَبَّصْنَ بِأَنفُسِهِنَّ ثَلَاثَةَ قُرُوءٍ ۚو زنان طلاق داده شده، بايد مدت سه پاكى انتظار كشند،وَالَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنكُمْ وَيَذَرُونَ أَزْوَاجًا يَتَرَبَّصْنَ بِأَنفُسِهِنَّ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَعَشْرًا ۖو كسانى از شما كه مى‌ميرند و همسرانى بر جاى مى‌گذارند، [همسران‌] چهار ماه و ده روز انتظار مى‌برند؛ الطَّلَاقُ مَرَّتَانِ..فَإِن طَلَّقَهَا فَلَا تَحِلُّ لَهُ مِن بَعْدُ حَتَّىٰ تَنكِحَ زَوْجًا غَيْرَهُ...وَتِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ يُبَيِّنُهَا لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ... وَلَا تَتَّخِذُوا آيَاتِ اللَّهِ هُزُوًا ۚوَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ‎وَالْوَالِدَاتُ يُرْضِعْنَ أَوْلَادَهُنَّ حَوْلَيْنِ كَامِلَيْنِ ۖو مادران [بايد] فرزندان خود را دو سال تمام شير دهند.لَا تُكَلَّفُ نَفْسٌ إِلَّا وُسْعَهَا ۚ لَا تُضَارَّ وَالِدَةٌ بِوَلَدِهَا وَلَا مَوْلُودٌ لَّهُ بِوَلَدِهِ.. هيچ كس جز به قدر وسعش مكلف نمى‌شود. هيچ مادرى نبايد به سبب فرزندش زيان ببيند، و هيچ پدرى [نيز] نبايد به خاطر فرزندش [ضرر ببيند]. وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ  وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَفُورٌ حَلِيمٌ حَافِظُوا عَلَى الصَّلَوَاتِ وَالصَّلَاةِ الْوُسْطَىٰ وَالَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنكُمْ وَيَذَرُونَ أَزْوَاجًا وَصِيَّةً لِّأَزْوَاجِهِم مَّتَاعًا إِلَى الْحَوْلِ غَيْرَ إِخْرَاجٍ ۚو كسانى از شما كه مرگشان فرا مى‌رسد، و همسرانى بر جاى مى‌گذارند، [بايد] براى همسران خويش وصيّت كنند كه آنان را تا يك سال بهره‌مند سازند و [از خانه شوهر] بيرون نكنندإِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَشْكُرُونَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ

     

    حکایت طالوت ((شائول)) وجالوت درقران  

     أَلَمْ تَرَ إِلَى الْمَلَإِ مِن بَنِي إِسْرَائِيلَ مِن بَعْدِ مُوسَىٰ إِذْ قَالُوا لِنَبِيٍّ لَّهُمُ ابْعَثْ لَنَا مَلِكًا نُّقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ...    وَقَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طَالُوتَ مَلِكًا    رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ وَقَتَلَ دَاوُودُ جَالُوتَ وَآتَاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ وَالْحِكْمَةَ وَعَلَّمَهُ مِمَّا يَشَاءُ ۗ وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لَّفَسَدَتِ الْأَرْضُ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْعَالَمِينَ.. اللَّهَ يَفْعَلُ مَا يُرِيدُ 

    خداوند آنچه را مى‌خواهد انجام مى‌دهد.این نبی که در سوره بقره به ان اشاره شده است که بنی اسراییل چندین قرن بعد از موسی ع خواستند که پادشاه انتخاب کنند که در راه خدا بجنگنند سموئیل نبی بوده است وخداوند شائول را برای پادشاهی انتخاب کرد اما در قران طالوت امده است درکتاب مقدس شائول نام دارد 
    طالوت که «شاؤل»،[۱] «شارک» و «ساوا»[۲] نیز خوانده شده از نسل بنیامین فرزند حضرت یعقوب(ع) بود.[۳] از پدرش با نام‌های «قیس»[۴] و «امال»[۱] یاد شده است. برخی معتقدند طالوت را به جهت طول قدش طالوت نامیده‌اند.[۱]
    نام طالوت در دو آیه ۲۴۷ و ۲۴۹ سوره بقره آمده و داستان او نیز در ۶ آیه از همین سوره[۵] بیان شده است.[۶] قرآن طالوت را دارای علم و جسمی قدرتمند می‌داند.[۷] تورات نیز او را بلند قد و خوش اندام معرفی می‌کند.[۸] تورات از طالوت به نام شاؤل یاد کرده است.[۹] طالوت بیش از پنج قرن بعد از حضرت موسی(ع)‌ زندگی می‌کرده است.[۱۰]
    گفتارهای مختلفی در مورد شغل طالوت وجود دارد. برخی او را چوپان[۱۱] عده‌ای او را دَبّاغ[۱۲] و تعدادی نیز او را سقّاء و فروشنده آب دانسته‌اند.[۱۳] برخی محققان معتقدند او فقیر بوده است[۱۱] اما این مطلب، مخالفانی دارد.[۱۴]
    در زمان طالوت جنگ بزرگی در گرفت. طالوت وعده داد هر شخصی جالوت؛ بزرگ‌ترین قهرمان سپاه دشمن را بکشد، نصف مالش را به او می‌دهد و دخترش را نیز به عقد او در می‌آورد.[۱۵] در آن جنگ حضرت داوود توانست جالوت را بکشد[۱۶] و نصف اموال طالوت را گرفت و داماد او شد.[۱۷]وفات
    براساس برخی منابع، طالوت در اواخر عمر خود به حضرت داوود حسادت کرده و تصمیم به کشتن او گرفت. اما پس از وقایعی از تصمیم خود پشیمان شده و طلب توبه کرد. طالوت برای قبولی توبه خود به همراه فرزندانش به جهاد رفت و پس از کشته شدن فرزندانش،‌ خود به میدان رفته و کشته شد.[۱۸] براساس برخی منابع دیگر طالوت به مرگ عادی و در خواب مرد.[۱۹]پادشاهی
    بنی‌اسرائیل از پیامبر زمان خود درخواست کردند برای آنان پادشاهی قرار دهد تا در راه خداوند جهاد کنند.[۲۰] آن پیامبر به دستور الهی طالوت را به عنوان پادشاه انتخاب کرد.[۲۱] بنی‌اسرائیل به این انتخاب اعتراض کردند.[۲۲] اما در نهایت طالوت به پادشاهی بنی‌اسرائیل رسید.[۲۳] برخی طالوت را اولین پادشاه بنی‌اسرائیل معرفی کرده‌اند.[۲۴] او بیست[۲۵] یا چهل سال[۲۶] بر بنی‌اسرائیل پادشاهی کرد. به گفته مسعودی پادشاهی طالوت ۵۷۲ سال بعد از خروج موسی و بنی اسرائیل از مصر بوده است.[۲۷]اعتراض بنی‌اسرائیل
    بنی‌اسرائیل دو اعتراض به انتخاب طالوت داشتند.قرآن از اعتراض اول به صورت کلی یاد می‌کند که برخی بنی‌اسرائیل معتقد بودند استحقاق آن‌ها برای پادشاهی بیشتر از طالوت است.[۲۸] در علت این کلام، مفسران آورده‌اند که انبیاء بنی‌اسرائیل از نسل لاوی بن یعقوب(ع) و پادشاهان از نسل یهودا بن یعقوب(ع) بودند. طالوت از نسل بنیامین بود و طبق روال عادی نمی‌توانست پادشاه گردد و همین موجب اعتراض برخی افراد شد.[۲۹] روایتی از امام باقر(ع) نیز همین مطلب را تأیید می‌کند.[۳۰]بنی‌اسرائیل معتقد بودند طالوت به لحاظ مالی توانایی چندانی ندارد و همین امر سبب اعتراض آن‌ها بر انتخاب طالوت شد.[۳۱]
    در مقابل این‌ اعتراضات،‌ پیامبر خدا طالوت را انتخاب الهی برای پادشاهی دانست و عالم بودن و قدرت جسمانی او را علت این انتخاب بیان کرد.[۳۲] همچنین وعده داد که او، تابوت عهد را برای شما خواهد آورد.[۳۳]امتحان نوشیدن آب
    زمانی که طالوت به همراه سپاه بنی‌اسرائیل به جنگ می‌رفتند، طالوت به دستور خداوند مأمور شد سپاهیان خود را امتحان کند.[۳۴] طالوت به سپاهیان تشنه دستور داد زمانی که به آب رسیدند[۳۵]، بیشتر از یک کف دست آب نخورند و هر فردی که بیشتر بنوشد، دیگر اجازه همراهی سپاه را نخواهد داشت. بیشتر افراد سپاه از دستور اطاعت نکردند[۳۶] و از همراهی طالوت و جنگ با دشمنان باز ماندند.[۳۷] برخی مفسران تعداد این افراد را چند هزار نفر دانسته‌اند.[۳۸]
    امام باقر(ع) تعداد افرادی که این امتحان الهی را با موفقیت پشت سر گذاشتند را سیصد و سیزده نفر دانسته است.[۳۹] پیرامون علت این امتحان، نکات بسیاری ذکر شده است.[۴۰]
    در کتاب داوران از کتاب‌های مقدس یهودیان، داستانی نقل شده که شباهت بسیار زیادی به این داستان قرآن دارد. البته این داستان در مورد شخصی به نام جدعون نقل شده است.[۴۱]
    سموئیل نبی

    در کتاب مقدس بعد ازداوران یَسی پدر داوود امد ودر آن ایام زنی مومنه بنام حنابود که صاحب اولاد نمیشد وآنان هر سال برای قربانی وعبادت برای یهوه صبایوت به خانه خدا در شیلوه میامدند واودر انجا دعا کرد که اگر صاحب فرزند شود او را وقف خیمه اجتماع کند واستره برسرش نخواهد امد وبعد از مرور ایام حنا  حامله شد وپسری زایید واورا سَموئیل نامید زیرا گفت اورا از خداوند مسئلت نمودم وسال بعد هنگامی که کودک از شیر گرفته شد او را به خانه خدا اورد وبه عیلی کاهن داد وفرمود من این کودک رابرای خدا وقف کردم تا ایامی که زنده باشد وقف خداوند باشد پس خود در انجا به عبادت یهوه مشغول شد وحنا در موقع دعا فرمود ((دل من در خداوند وجد مینماید مثل یهوه قدوسی نیست زیرا غیر از یهوه کسی نیست زیرا یهوه خدای علام است وبه اواعمال سنجیده میشود خداوند میمیراند وزنده میکند به قبر فرود می اورد وبر میخیزاند خداوند فقیر میسازد وغنی میگرداند پست میکند وبلند میسازد )) سموئیل درنزد عیلی کاهن خداوند راخدمت مینمود  وهم نزد خداوند وهم نزد مردمان پسندیده شد وعیلی کاهن رادوپسر بود که گناهکاربودند وبازنانی که خیمه اجتماع را خدمت میکردند میخوابیدند وعیلی انان رانصیحت کرد وفرمود اگر شخصی بر شخصی گناه ورزد خدااوراداوری خواهد کرد اما اگر شخصی برخداوند گناه ورزد کیست که برای وی شفاعت نماید؟؟ اما ایشان سخن پدر خود رانشنیدند تا اینکه یهوه مرد خدایی را نزد عیلی فرستاد وفرمودیهوه چنین میگوید تو پسران خود را زیادتر از من محترم میداری حاشا از من زیرا انانی که مراتکریم نمایند تکریم خواهم نمودوکسانی که مرا حقیر شمارند خوار خواهند شد اکنون ایامی می اید که بازوی تووخاندان ترا قطع خواهم کرد واین برای تو علامت باشد که هردو پسرت در یکروز خواهندمرد وکاهن امینی به جهت خودبر پاخواهم داشت که موافق دل وجان من رفتار خواهد نمودسموئیل در حضور عیلی کاهن خداوند راخدمت مینمود ودر ان روزها کلام خداوند نادر بود ورویا مکشوف نمیشد وسموئیل در هیکل خدا جایی که تابوت عهد بودمیخوابید وخداوند دررویا سه بار سموئیل را خواند واوفرمود لبیک بنده تومیشنود فرمود به عیلی بگو که گناه خاندان عیلی به قربانی وهدیه تا به ابد کفاره نخواهد شد چونکه پسرانش بر خود لعنت اوردند واوایشان رامنع ننمودسموئیل رویا خود را به عیلی بیان کرد واوگفت انچه در نظر خداوند پسند آید به انجام برسدپس فلسطینیها به جنگ بنی اسراییل امدند ومشایخ بنی اسراییل تابوت عهد خداوند را از شیلوه همراه با دوپسر عیلی به میدان جنگ اوردند وبنی اسراییل از فلسطینی ها شکست خوردند ودوپسر عیلی در جنگ کشته شدند وفلسطینی ها تابوت عهد خداوند را گرفته به اشدود بردند ومرد بنیامینی از لشکر دویده در همان روز با جامه دریده وخاک بر سر به شیلوه امد چون وارد شد به عیلی برخورد وعیلی 98سال داشت وچهل سال بر اسراییل داوری کرده بود عیلی از اوپرسید ای پسرم کار چگونه گذشت ان مرد فرموداسراییل از حضور فلسطینی ها فرار کردند وشکست عظیمی هم در قوم واقع شد وسی هزار پیاده کشته شدند ودو پسر تو نیز کشته شدند وتابوت خداوند باخود برند که ناگهان عیلی از کرسی خود به پشت افتاده وگردنش شکست وبمرد زیرا که مردی پیر وسنگین بود وتابوت خداوند در ولایت فلسطینیان هفت ماه ماند وبه انواع بلاها گرفتار شدند تا عاقبت تابوت خداوند را در ارابه به دوگاوبستند ورها کردند وگفتند اگر به سوی بیت شمس بروند پی یهوه خدای عبرانیان این بلاها رابرماواردکرده اند واگر غیر این باشد این امور اتفاقی است وبا کمال تعجب دیدند که ارابه به سمت بیت شمس حرکت کردند واهل بیت شمس از دیدن تابوت عهد خوشحال شدند  ولاویان تابوت عهد را از عرابه پایین اوردند وگاوان را برای قربانی سوختنی برای خدا قربانی کردندواز انجا به قریه یعاریم تابوت عهد رابردند وبه خانه العازار بردند واوانراتقدیس تا تابوت رانگهبانی کند و20سال انجابود تا اینکه سموئیل تمام خاندان اسراییل رادر مصفه  جمع کرد وان روز را روزه گرفتند وبه انان فرمود ((اگر به تمامی دل به سوی خداوند بازگشت نمایید وخدایان غیر وعشتاروت را ازمیان خود دور کنید ودلهای خود رابرای خداوندحاضر ساخته اوراتنها عبادت نمایید پس اوشماراازدست فلسطینی ها خواهد رهانید انگاه اسراییل بَعل وعَشتاروت رادور کرده خداوند راتنها عبادت نمودند وسمویل نزد خداوند تضرع کرده خداوند اورا اجابت نمود وسموئیل  در تمامی روزهای عمر بر اسراییل داوری نمود چون سموییل پیر شد جمیع مشایخ اسراییل  نزد او به رامه آمدند وبه او گفتند الان برای ما پادشاهی نصب نما تا مثل سایر امت ها بر ما حکومت کند واین امر در نظر سموئیل ناپسند امد وسموئیل نزد خداوند دعاکرد خداوند به سموییل گفت سخنان قوم را رادر هر چه به تو گفتند بشنو زیرا که ترا ترک نکردند بلکه مرا ترک کردند پس الان اواز ایشان رابشنو لکن بر ایشان بتاکید شهادت بده وایشان را از رسم پادشاهی که بر ایشان حکومت خواهد کرد مطلع ساز زیرا رسم پادشاهی که حکم خواهد نمود این است که پیران شما را گرفته بر عرابه وسواران خود خواهد گماشت دختران شمارا برای عطر کشی وطباخی وخبازی خواهدگرفت وبهترین باغها وتاکستان رابرای خود خواهد گرفت وشما غلام اوخواهید شد ودر ان روز از دست پادشاهی که برای خویش برگزیده اید فریاد خواهید کرد وخداوند شما را اجابت نخواهید کرد اما قوم از شنیدن قول سموئیل ابا کردند وگفتند نی بلکه میباید برای ما پادشاهی تعین کنیدمردی از قبیله بنیامین بنام قیس که مردی قوی ومقتدر بود واورا پسری بود بنام شاوُل((طالوت که درقران امده است )) جوانی خوش اندام وبلند قد بود یک روز قبل از امدنش اول خداوند بر سموئیل کشف کرد  گفت فردا در این وقت شخصی از زمین بنیامین نزد تو میفرستم اورا مسح نما تا بر قوم من اسراییل رئیس باشد وقوم مرااز دست فلسطینیان رهایی دهد چون تضرع ایشان نزد من رسید پس سموییل ظرف روغن راگرفته بر سر وی ریخت واورابوسیده گفت خداوند ترا مسح کرد تا بر میراث او حاکم شوی    وشاول30ساله بود که پادشاه شد وشاول به جهت خود سه هزار نفر از اسراییل را برگزید واز ایشان دوهزار با شاول در بیت ایل بودند ویک هزار با یوناتان (پسر شاول ) در جبعه بنیامین بودند ویونانان قراول فلسطینیان را در جبعه شکست داده بودند وفلسطینیان این را شنیدند وسی هزار عرابه وشش هزار سوار جمع کردند تا با اسراییل نبرد کنند انها در مخماس اردو زدند انگاه قوم مظطرب شدند گروهی خود رادر مغاره ها وصخره ها پنهان کردند عدهای از عبرانیان از اردن عبور کردند شاول هنوز در جلجال بود وتمامی قوم در عقب او  مضطرب بودند سموئیل بعد از هفت روز درنگ به جلجال امد شاول گفت قربانی سوختنی وذبایح سلامتی رانزد من اورید چون از قربانی سوختنی فارغ شد اینک سموئیل برسید شاول به استقبال اورفت سمویل گفت چه کردی شاول گفت چون دیدم که قوم از نزد من پراکنده میشوند وتو در روز های معین نیامدی من رضامندی خداوند را نطلبیدم پس خویشتن را مجبور ساخته قربانی سوختنی را گذرانیدم سمویل به شاول گفت احمقانه عمل نمودی امر یهوه را بجانیاوردی لیکن الان سلطنت تو استوار نخواهد ماند وخداوند مردی موافق دل خود طلب کرده که پیشوای قوم خود باشد چونکه تو فرمان خداوند را نگه نداشتی سمویئیل برخاسته از جلجال به جبعه بنیامین امد وشاول وفرزندش یوناتان نیز امدند یوناتان پسر شاول به جوان سلاح دار خود گفت بیا تا به قراول فلسطینیان حمله کنیم اماپدر خود را خبر نداد یوناتان گفت بیا تا بر قراول این نامختونان حمله کنیم زیرا خداوند را از رهانیدن با کثیر یا قلیل مانعی نیست شاول رادختر کوچکی بود که میکال نام داشت واما سردار لشکر شاول اَبنیر بن نیرعموی شاول بود

    اولین نافرمانی شاول ((طالوت))

    سموئیل به شاول گفت خداوند مرا فرستاد که ترا مسح نمایم تا بر قوم اسراییل پادشاه شوی پس الان آواز کلام خداوند را بشنو((یهوه صبایوت چنین میگوید انچه عمالیق به اسراییل کرد را به خاطر داشته ام که چگونه هنگامی که از مصر بر می امد در راه مقاومت کرد پس الان برو وعمالیق را شکست بده وجمیع مایملک ایشان را تماما نابود ساز وبر ایشان شفقت منما بلکه مرد وزن وطفل وشیر خوار ه وگاو وگوسفند وشتر والاغ را بکش)) پس شاول 200هزار پیاده را سان دید وشهر عمالیق را محاطره وانان را شکست داد وپادشاه عمالیق را زنده گرفت واما شاول وقوم بهترین گوسفندان وگاوان وبره ها وهر چیز خوب را دریغ نموده وانها راهلاک نکردند لیکن هر چیز خوار وبیمقدار را نابود ساختند وکلام خداوند بر سموییل نازل شده گفت پشیمان شدم که شاول را پادشاه ساختم زیرا از پیروی من بر گشته کلام مرا به جا نیاورده است سموئیل خشمناک شده تمامی شب نزد خداوند فریاد بر اورد وبامدادان برخاست تا شاول را ملاقات کند وچون سموئیل نزد شاول رسید شاول به اوگفت ((برکت خداوند بر تو باد من فرمان خداوند را بجا اوردم )) سموییل گفت پس این صدای گوسفندان وبانگ گاوان که میشنوم چیست ؟ شاول گفت اینها را از عمالقه آورده اند زیرا قوم بهترین گوسفندان وگاوان را دریغ داشتند تا برای یهوه خدایت قربانی نمایند وبقیه را بالکل هلاک ساختیم سموئیل به شاول گفت تامل نما تا انچه خداوند دیشب به من گفت بتو گویم شاول فرمود بگو سموییل گفت ((هنگامی که تو در نظر خود کوچک بودی آیا رییس اسباط اسراییل نشدی آیا خداوند ترامسح نکرد تا بر اسراییل پادشاه شوی وخداوند ترا براهی فرستاد وگفت این عمالقه گناهکار را بالکل هلاک ساز پس چرا قول خداوند را نشنیدی بلکه بر غنیمت هجوم آورده آنچه را که در نظر خداوند بد است عمل نمودیآیا خداوند به قربانی های سوختنی وذبایح خشنود است یا به اطاعت  فرمان خداوند ؟اینک اطاعت از قربانی ها وگوش گرفتن از پیه قوچ ها نیکوتر است زیرا که تمرد مثل گناه جادوگری است وگردن کشی مثل بت پرستی وترافیم است چونکه کلام خداوند را ترک کردی اونیز سلطنت ترا رد نموده است)) شاول به سموئیل گفت گناه کردم زیرا از فرمان خداوند وسخن تو تجاوز نمودم تمنا اینکه گناه مرا عفو فرمایی وبا من برگردی تا خداوند راعبادت نماییم سموییل گفت با تو بر نمی گردم چونکه کلام خداوند را ترک نموده خداوند نیز ترا از پادشاه بودن بر اسراییل رد نموده است وچون سموییل برگشت که روانه شود اودامن جامه اورا گرفت که پاره شد سموییل گفت امروز خداوند سلطنت اسراییل را از تو پاره نموده انرا به همسایه ات که از تو بهتر است داده است وجلال یهوه خدای اسراییل دروغ نمیگوید وتغیر به اراده خود نمیدهد زیرا او انسان نیست که به اراده خود تغیر بدهد گفت گناه کرده ام حال تمنا اینکه مرا بحضور مشایخ قوم محترم داری تایهوه راعبادت نماییم پس سموئیل با شاول روانه شد تا خداوند را عبادت نمایند سموییل گفت اَجاج پادشاه عمالیق را نزد من بیاورید آنگاه سموئیل به پادشاه گفت چنانکه شمشیر تو زنان را بی اولاد کرده است همچنین مادر تو از میان زنان بی اولاد خواهد شد سموئیل اجاج را بحضور خداوند در جلجال پاره پاره کرد سموئیل به رامه رفت وبرای دیدن شاول تا روز وفاتش دیگر نماید اما سموئیل برای شاول ماتم میگرفت

    ظهور داود ع

    خداوند به سموئیل وحی کرد تا به کی تو برای شاول ماتم میگیری چونکه من اورا از سلطنت کردن بر اسراییل رد کرده ام پس حقه خود را از روغن پرکرده بیا تا ترا نزد یسای بیت لحمی بفرستم زیرا که از پسرانش پادشاهی برای خود تعین نموده ام گوساله ای را همراه خود برای قربانی ببر ویسا رابرای قربانی دعوت کن من ترا اعلام میکنم که چه کسی رابرای من مسح نمایی سموئیل به بیت لحم آمدمشایخ شهر به استقبال او امدند فرمود به جهت گذراندن قربانی برای خداوند امده ام اویسا وپسرانش را تقدیس نموده به قربانی دعوت نمود چون فرزندان یسا آمدند سموئیل بر الیآب نظر انداخته گفت یقینا مسیح خداوند به حضور وی است خداوند به سموئیل وحی کرد ((به چهره اش وبلندی قامتش نظر منا زیرا که او را رد کرده ام چونکه خداوند مثل انسان نمینگرد زیرا که انسان به ظاهر مینگرد وخداوند به دل مینگرد ))یسا هفت پسر خود را از حضور سموئیل گذرانید وسموئیل به یسی گفت خداوند اینها رابرنگزیده است سمویئل یسا را گفت آیا پسرانت تمام شدند گفت کوچکتر هنوز باقی است واینک او گله را میچراند سموئیل به یسا گفت بفرست اورا به نزد من اورند پس فرستاده اورا اوردند او سرخ رو نیکو چشم وخوش منظر بود خداوند سموئیل را گفت برخاسته اورا مسح کن زیرا که همین است پس سموئیل حقه روغن را گرفته اورادر میان برادرانش مسح کرد وبعد روح خداوند بر داود مستولی شد وسموئیل برخاسته به رامه رفت وروح خداوند از شاول دور شد واورا مضطرب ساخت بندگان شاول گفتند کسی که بربط نواختن ماهر است رابجویند تا اضطراب شاول را مداوا کنند شاول به بندگان گفت کسی که بنواختن ماهر است برای من پیدا کرده نزد من بیاورند یکی از خادمانش در جواب گفت پسر یسا بیت لحمی رادیدم که شجاع ومرد جنگ آزموده وفصیح زبان وشخصی نیکو صورت است ودر نواختن بربط ماهر است شاول قاصدان نزد یسا فرستاد که پسرت داود رانزد مابفرست داود نزد شاول امده به نزد وی ایستاد واو داود  را بسیاردوست داشت وسلاح دار اوشد وهنگامی که روح بد از جانب خدا بر شاول میامد داود بربط گرفته بدست خود مینواخت وشاول را راحتی وصحت حاصل میشد

    مبارزه داودوجُلیات(جالوت)

     

     

    وواقع شد که فلسطینی ها برای مبارزه با شاول (طالوت )اردو زدند واز اردوی فلسطینی ها مرد مبارزی مسمی به جُلیات که از شهر جَت بود بیرون امد با قد بسیار بلند وسراسر بدنش زره وکلاهخود برنجی برسرداشت او لشکر اسراییل را صدا زد وفرمود برای خود شخصی را انتخاب وبرای مبارزه بامن بفرستید اگر او مرابکشد مابندگان شما خواهیم شد واگر من اورا بکشنم شما مارابندگی خواهید کردوفریاد میزند ننگ باد برشما اگر شخصی را برای مبارزه با من به میدان نفرستید وچون شاول وجمیع اسراییل این کلام جلیات راشنیدند هراسان شده بسیار تر سیدند وان فلسطینی صبح وشام چهل روز خود را ظاهر میساخت ومبارز میطلبیددر ایام شاول یسی بیت لحمی یهودا در میان مردمان پیر وسالخورده بود وسه پسر خود بزرگ خود بنام الیآب اَبیناداب وشَماه  را برای جنگ با شاول فرستاده بود وداود از نزد شاول رفت وآمد میکرد تا گوسفندان پدر خود در بیت لحم را بچراند یسی پسر خود داود راگفت ده قرص نان با ده قطعه پنیر با خود بردار وبه اردو شاول ببر واز سلامتی برادرانت خبری برایم بیاور هنگامی که داود به اردوگاه رسید که یسلامتی برادران خود رلبپرسد چون با برادران گفتگو میکرد اینک آن مرد مبارز فلسطینی که اسمش جلیات بود مثل پیش به میدان امد وداود سخنان اورا شنید انگاه داود در حضور لشگر شاول فرموداین فلسطینی نامختون کیست که لشگرهای خدای حی را به ننگ اورد داود به شاول گفت دل کسی به سبب او نهراسد بنده ات میرود وبا این فلسطینی جنگ میکند شاول به داود گفت تو نمی توانی به مقابله او (جالوت) بروی زیرا که تو جوان هستی واو مردی جنگ آزموده است داود به شاول گفت بنده ات گله پدرر خود را میچرانید که شیری وخرسی آمدهبره از گله ربودند ومن ان دو را تعاقب نموده هم شیر وهم خرس راکشتم واین فلسطینی نامختون مثل یکی از انها خواهد بود چونکه لشکرهای خدای حیّ را به ننگ اورده است داود گفت خداوند مرا از چنگ شیر وخرس رهانید مرا از دست این فلسطینی خواهد رهانید شاول به داود گفت برو وخداوند با توباد شاول لباس خود را بهداود پوشانید وخود برنجی بر سرش نهاد وزره بر اوپوشانید وشمشیرش را به اوداد داود هنگامی که خواست برود گفت با انها نمیتوانم رفت چونکه نیازموده ام پس داود انها را از خود بیرون آورد چوب دستی خود رابدست گرفته پنج سنگ مالیده از نهر سوا کرد وانها را در انبان شبانی خود گذاشت وفلاخنش رابدست گرفته به مبارزه جالوت رفت جالوت به داود نظری افکند اوراحقیر شمرد زیرا جوانی خشرو ونیکو منظر بود جالوت گفت آیا به مبارزه سگی امده ای که با چوبدستی به میدان امده ای وداود را به خدایانخود لعنت کرد داود نیز فرمود تو با شمشیر ونیزه ومزراق نزد من می ایی اما من به اسن یهوه صبایوت خدای لشگرهای اسراییل که او را به ننگ اورده نزد تو می ایم وخداوند امروز ترا بدست من تسلیم خواهد کرد وترا زده وسرت را از تن جدا خواهم کرد ولاشهای لشگر فلسطین را به مرغان هوا ودرندگان زمین خواهم داد تا تمامی زمین بدانند که در اسراییل خدایی هست وتمامی این جماعت خواهند دانست که خداوند به شمشیر ونیزه خلاصی نمیدهد زیرا که جنگ از ان خداوند است واو شما را بدست ما تسلیم خواهد کرد چون جالوت به داود نزدیک شد داود دست خود را به کیسه برد وسنگی از ان گرفته در فلاخن وبه سوی او انداخت سنگ بر پیشانی جالوت فرو رفت واو بر زمین افتاد داود دویده  شمشیر او را از غلافش کشید واو را کشت وسرش را از بدن جداکرد وچون فلسطینی ها مبیارز خودرا کشته دیدند گریختند ومردان اسراییل برخاسته انان راتعاقب نموده واردوی ایشان راغارت کردندگذاشتعهد ودوستی داود با یوناتان فرزند شاولدر ان روز بعد از جنگ شاول داود را نگذاشت به خانه پدرش برگردد ویوناتان فرزند شاول باداود عهد بست که او را مثل جان خود دوست خواهد داشا ووردایی را که در برش بود با شمشیر وکمان وکمربند خود به داود هدیه داد وواقع شد هنگامی که داود از کشتن جالوت بر میگشت چون ایشان میامدند زنان از جمیع شهرهای اسراییل با دف وشادی والات موسیقی باسرود ورقص کنان به استقبال شاول پادشاه بیرون آمدند وزنان میگفتند شاول هزاران خودرا وداود ده هزاران خود راکشته است این سخن در نظر شاول بسیار ناپسند امده وغضبناک شده وفرمود به داود ده هزاران دادند وبه منهزاران دادند پس غیر از سلطنت برایش چه باقی است واز ان روز ببعد بر داود به چشم بد مینگریست شاول اورا برمردان جنگی خود گماشت وتمام مردان داود رادوست میداشتند ومیکال دختر شاول داود رادوست میداشت وچون شاول راخبر دادند این امر وی راپسند امد شاول گفت اورا به وی میدهم تا برایش دام شود ودست فلسطینیان بر اودراز شود شاول به داودگفت داماد من خواهی شد داود گفت این چگونه باشدحال که من مردی مسکین وحقیرم شاول گفت پادشاه مهر نمیخواهد جز صد قلفه فلسطینیان تا از دشمنان پادشاه انتقام کشیده شود وشاول فکر کرد که داود رابدست فلسطینیان به قتل رساند پس داود برخاسته بامردان جنگی رفت ودویست نفر از فلسطینیان راکشته قلفه های ایشان را اورد وانان را نزد پادشاه گذاشت تا داماد پادشاه شود وشاول دختر خود میکال را بوی بزنی داد شاول فهمید که خداوند با داود است واز داود بیشتر ترسید وشاول همه اوقات دشمن داود بودوشاول به پسر خود یوناتان وجمیع خادمان خویش فرمود تاداود رابکشند اما یوناتان داود راخیلی دوست میداشت واورا خبر دار کرد که شاول قصد قتل ترا دارد پس خویش راتابامداد مخفی کن ومیکال زن داود اورا خبر داده که اگر امشب جان خود را خلاص نکنی فردا کشته خواهی شد پس اورا فراری داد وداود نزد سموئیل به رامه امد وهر انچه شاول با وی کرده بود رابیان کرد پس شاول را خبر داده که داود در نایوت رامه است واو قاصدانی برای گرفتن داود فرستاد وداود از رامه فرار کرد وبه حضور یوناتان فرزند شاول امد وگفت چه کرده ام وگناهم چیست که پدرت قصد جان مرادارد یوناتان گفت تو نخواهی مرد پدرم هیچ امری بزرگیا کئچک را نخواهد کردجز انکه مرا اطلاع دهد داود گفت پدرت خوب میداند که در نظر تو التفات یافتهام وما همدیگر رادوست میداریم لکن میگوید اگر یوناتان بداند غمگی نشود لیکن به حیات خداوند وبه جان تو قسم که فاصله بین من ومرگ یک قدم بیش نیست یوناتان قسم یاد کرد که اورا مانند جان خود دوست دارد وفرمودموضوع را با پدرم موقع شام بیان خواهم کرد وهنگامی که موضوع داود را با پدرش در میان گذاشت خشم شاول بر یوناتان افروخته شد وفرمود (0ای پسر زن گردن کش فتنه انگیز ایا نمیدانم که تو پسر یسا را به جهت افتضاح خود اختیار کرده ای زیرا مادامی که پسر یسا بر روی زمین زنده باشد تو وسلطنت تو پایدار نخواهدماند پس الان بفرست واو را نزد من بیاور زیرا که البته خواهد مرد ویونانان با خشم از سر سفره بلند شد وبه نزد داود رفت ویکدیگر رابوسیده گریه کردند یوناتان بهداود گفت بسلامتی برو چونکه ما هردو بنام خداوند قسم خورده گفتیم که خداوند در میان من وتو ودر میان ذریه من وذریه تو تا به ابد باشد پدرم قصد جان ترا دارد وبه قصر برنگرد وتا میتوانی مخفی شو ویوناتان به شهر برگشت وداود به نوب به نزد اخیملک کاهن رفت واز انجا شمشیری گرفت وبه مغاره عدلام رفت وبرادران وتمامی خاندان پدرش چون شنیدند نزد وی رفتند وتخمینا 400 نفر با اوجمع شدند وبر ایشان سردار شد جاد نبی به داود گفت در اینجا توقف نکن به زمین یهودا برو وبه جنگا حارث در امد شاول دانست که که داود با مردمان طرفدارش پیدا شده اند واو در انجا با فلسطینی ها جنگ وانان راشکست داد وشاول در انجا قصد حمله به داود راداشت که از ایفود نبی خواست که ایا انجا بماند کهفرمود اهالی قعیله ترابه شاول تسلیم میکنند وداود با ششصد نفر از انجا فرار کرد به شاول خبر دادن که داود در بیابان عینجدی است شاول سه هزار نفر را برداشت برای جستجوی داود بر صخره های بزهای کوهی رفت وشاول در انجا به اغل گوسفندان که در انجا مغاره بود رسید که پاهای خود رابشوید وکسانی از اشنایان داود در ان نزدیکی شاول رادیدند که داخل شد وداود را خبرکردند وگفتند اینک روزی که خداوند به تو وعده داده است که همانا دشمن ترا بدست توتسلیم کند تا هر چهدر نظرت پسند اید با اوکنی فرا رسیده است وداود وارد مغاره شد دیدشاول خوابیده است برخاسته دامن ردای شاول را اهسته برید وبعد از ان دل داود مظطرب شد از این جهت که دامن شاول رابریده بود وبه کسان خود گفت حاشا برمن که این امر را به اقای خود مسیح خداوند بکنم ودست خود را بر او دراز نمایم چونکه او مسیح (مسح شده خدا ) خداوند است پس داود کسان خود را به این سخنان توبیخ نموده ایشان رانگذاشت که شاول رابه قتل رسانند وشاول از مغاره برخاسته راه خود راپیش گرفت وداود از مغاره برخاسته واز عقب شاول راصدا زد گفت ای اقایم پادشاه وچون شاول بعقب خود نگاه کرد داود روی برزمین نهاده خمشده تعظیم کرد وداود به شاول گفت چرا سخنان مردم را میشنوی که میگویند داود قصد اذیت ترا دارد اینک امروز چشمانت  دیده است  که چگونه خداوند ترا در مغاره امروز بدست من تسلیم نمود وبعضی گفتند که ترا بکشم اما چشمم بر تو شفقت نموده گفتم دست خود را بر اقای خویش دراز نکنم زیرا که مسیبح خداوند است وای پدرم ملاحظه کن ودامن ردای خود را در دست من ببین زیرا اینکه جامه ترا دریدم وترا نکشتم بدان وببین که بدی وخیانت در دست من نیست وبتو گناه نکرده ام اما تو جان مرا شکار میکنی تا انرا گرفتار سازی خداوند در میان من وتو حکم کند وخداوند انتقام مرا از تو بکشد اما دست من بر تو نخواهد شدپس خداوند داور باشد ومیان من وتو حکم نماید ودعوی مرا با تو فیصل دهد ومرا از دست تو برهاند وچون داود  از  گفتن این سخنان بشاول فارغ شد شاول گفت ای پسر من داود وشاول اواز خود رابلند کرده گریست وبداود گفت تو از من نیکوتر هستی زیرا که تو جزای نیکو به من رساندی ومن جزای بد به تو رساندم وتو امروز ظاهر کردی که چگونه به من احسان نمودی چونکه خداوند مرا به تو تسلیم کرده ومرا نکشتی واگر کسی دشمن خویش رابیابد ایا اورا به نیکویی رها نماید پس خدا ترا به نیکویی جزا دهد بسبب انچه امروز بمن کردی وحال اینکه میدانم که البته پادشاه خواهی شد وسلطنت اسراییل در دست تو ثابت خواهد گردید پس الان برای من بخداوند قسم بخور که بعد از من ذریه مرا مرا منقطع نسازی واسم مرا از خاندان پدرم محو نکنی وداود برای شاول قسم خوردوسموئیل وفات نمود وتمامی اسراییل برای اونوحه گری کردند واورادر خانه اش در رامه دفن کردند وداود در بیابان فاران فرود شد وشاول دوباره با سه هزار مرد برای جستجوی داود به بیابان زیف رفت وسردار لشکرش ابنیر بن نیر را اورده بود داود جاسوسانی فرستاد دریافت که شاول در عقب او به بیابان امده است لذا داود برخاسته به جایی که شاول در ان اردو زده بود امد وشاول در اندرون سنگر میخوابید وقوم در اطراف او فرود امده بودند داود وابیشای در شب به میان قوم امدند وشاول در میان سنگر دراز کشیده وخوابیده بود ونیزه اش بالای سرش بود وابنیر در کنار او خوابیده بود ابیشای به داود گفت امروز خداوند دشمن ترا بدست تو تسلیم کرده است پس الان اذن بده تا اورا با یک نیزه به زمین بدوزم داود به ابیشای گفت اوراهلاک مکن زیرا کیست که به مسیح خداوند خود دست دراز کرده بیگناه باشد وداود گفت به حیات یهوه قسم که یا خداوند اورا خواهد زد یا اجلش رسیده خواهد مرد یا به جنگ فرود شده هلاک خواهد گردید حاشا بر من که دست خود را بر مسیح خداوند دراز کنم اما الان نیزه بالای سر او وسبوی اب اورا بگیر وبرویم  روز بعد ازبالای کوهی داود ابنیر را ندا کرد وگفت ایا تو مرد نیستی چرا اقای خود پادشاه را نگاهبانی نمیکنی زیرا یکی از قوم امد تا آقایت پادشاه را هلاک کند پی الان ببین که نیزه پادشاه وسبوی آب که نزد سرش بود کجاست شاول اواز داود را شناخته گفت این اواز تواست ای پسر من داود داود گفت ای اقایم اواز من است وگفت از چه سبب است که اقایم بنده خود را تعاقب میکند زیراچه کردم وچه بدی در دست من است شاول گفت گناه ورزیدم ای پسرم داود برگرد ودیگر ترا اذیت نخواهم کرد چونکه امروز جان من در نظر تو عزیز امد اینک احمقانه رفتار نمودم وبسیار گمراه شدمپس داود راه خود را پیش گرفت وشاول به جای خود مراجعت کردوداود در دل خود گفت الحال روزی بدست شاول هلاک خواهم شد برای من بهتر نیست که بزمین فلسطینیان فرار کنم وشاول از جستجوی من در تمامی حدود اسراییل مایوس شود پس از دست او نجات خواهم یافت داود بر خاسته با ششصد نفر همراه همراه دو زن خود به نزد اخیش پادشاه جَت رفت وشاول دیگر او را جستجو نکرددر ان ایام فلسطینیان لشکرهای خود را برای جنگ  فراهم اوردند تا با اسراییل مقاتله نمایند وسموییل وفات نموده بود وشاول تمامی اصحاب اجنه وفالگیران را از زمین خود بیرون کرده بود چون شاول لشکر فلسطینیان رادید  بترسید ودلش بسیار مضطرب شد وشاول به نزد زنی صاحب اجنه رفت که روح سموییل  را احضار کند زن گفت مردی پیر میاید بردایی ملبس است شاول دانست که سموییل است سموییل به شاول فرمود خداوند از تو دور شده ودشمن تو گردیده است وسلطنت را از دست تو دریده به همسایه ات داود داده است چونکه کلام خداوند را نشنیدی وشدت غضب اورا بر عمالیق بعمل نیاوردی خداوند اسراییل را با تو بدست فلسطینیان خواهد داد وتو وپسرانت فردا نزد من خواهید بود وشاول باشنیدن این کلام بر زمین افتاد چونکه تمامیروز وشب را نان نخورده بودوفلسطینیان با اسراییل جنگ کرده وشاول وسه پسرش یوناتان وابیناداب وملکیشوع را کشتند وسر او را از بدن جدا وجسد او را به دار آویختند هنگامی که داود از مرگ شاول خبر دار شد قبیله یهودا او را به پادشاهی بر بنی اسراییل قبول کردند داود هنگامی که پادشاه شد سی ساله بود وچهل سال سلطنت نمود هفت سال در حبرون بر یهودا سلطنت کرد و33 سال در اورشلیم بر تمامی اسراییل سلطنت نمودوداود دستور داد تا تابوت عهد را از جبعه بیاورند وداود وتمامی خاندان اسراییل با انواع الات چوب سرو وبربط ورباب ودف ودهل وسنج ها بحضور خداوند بازی میکردند وتمامی خاندان اسراییل تابوت خداوند را به اواز شادمانی واواز کرنا اوردند وچون تابوت خداوند داخل شهر داود میشد میکال دختر شاول از پنجره نگاه کرد داود پادشاه را دید که بحضور خداوند جست وخیز ورقص میکند پس اورا در دل خود حقیر شماردهنگامی که داود به اهل خانه امد میکال دختر شاول به استقبال او امد واز روی طعنه فرمود پادشاه اسراییل امروز خود رادر نزد کنیزان حقیر کردید داود به میکال گفت بحضور خداوند بود که مرا بر پدرت وبر تمامی خاندانش برتری داد تا مرا بر اسراییل پیشوا سازد از این جهت به حضور خداوند رقص وبازی کردم واز این زیاده تر خود را در حضور خداوند پست وحقیر خواهم  شد لکن در نزد کنیزان معظم خواهم بود ومیکال دختر شاول تا روز وفاتش صاحب اولاد نشدساختن بیت المقدس در اورشلیمدر هنگام پادشاهی داود خداوند به ناتان نبی در شب وحی کرد که برو به بنده من داود بگو خداوند چنین میگویدایا تو خانه ای برای سکونت من بنا میکنی زیرا از روزی که بنی اسراییل را از مصر بیرون آورده ام تا امروز در خانه ساکن نشده ام بلکه در خیمه ومسکن گردش کرده امداود وزن اوریای حتی واقع شد که داود در وقت عصر از بسترش برخاسته بر پشت بام خانه گردش کرد واز پشت بام زنی رادید که خویشتن را شستشو میداد وان زن بسیار نیکو منظر بود داود فرستاد گفتند وی زن اوریای حتی است داود اوریای حتی را دعوت کرد ودر ان هنگام داود یوآب را به جنگ بنی عمون فرستاده بود داود مکتبی برای یوآب نوشت وان رابدست اوریای حتی دادودر مکتوب به این مضمون نوشت که اوریا رادر مقدمه جنگ سخت بگذارید واز عقبش پس بروید تا زده شده بمیرد وچون یوآب شهر را محاطره کرد اوریا رادر مکانی که میدانست مردان شجاع در انجا میباشند گذاشت مردان شهر بیرون امدند واوریای حتی کشته شد چون زن اوریا شنیدکه شوهرش مرده است برای شوهر خود ماتم گرفت وچون ایام ماتم گذشت داود فرستاده او را به خانه خود اورد واو زن وی شد وبرایش پسری زایید اما کاری که داود کرد ه بود در نظر خداوند ناپسند آمدوخداوند ناتان نبی را به نزد داود فرستاد وی نزد داود امد وگفت ((در شهری دو مرد بودند یکی دولتمند ودیگری فقیر ودولتمند را گاو وگوسفند بسیار بود وفقیر را جز یک ماده گوسفند بیش نبود مسافری نزد ان مرد دولتمند آمد واو بره ان مرد فقیر را برای ان مسافر مهیا کرد آنگاه خشم داود افروخته شد وبه ناتان گفت به حیات خداوند قسم کسی که این کار را کرده است مستوجب قتل است ))ناتان به داود گفت ان مرد توهستی یهوه خدای اسراییل چنین میگوید من ترا بر اسراییل به پادشاهی مسح کردم ومن ترا از دست شاول رهایی دادم وخانه آقایت را به تو دادم وزنان آقای تورا به آغوش تو عطا کردم واگر این کم میبود چنین وچنان برای تو مزید میکردم پس چرا کلام خداوند راخوار نموده در نظر وی عمل بد بجا اوردی واوریای حتی را با شمشیر بنی عمون به قتل رساندی وزن او را گرفتی خداوند چنین میگوید پس حال شمشیر از خانه تو هرگز دورنخواهد شد بعلت اینکه مرا تحقیر نموده زن اوریای حتی را گرفتی تا زن تو باشد خداوند چنین میگوید اینک من از خانه خودت بدی را بر تو عارض خواهم کرد وزنان ترا پیش چشم تو گرفته بهمسایه ات خواهم داد واو در نظر این آفتاب با زنان تو خواهد خوابید زیرا که تو این کار را پنهانی کردی اما من این کار را پیش تمام اسراییل ودر نظر آفتاب خواهم نمودداود به ناتان گفت بخداوند گناه کرده ام ناتان بداود گفت خداوند نیز گناه تو را عفو نموده است که نخواهی مرد لیکن پسری که زن اوریا زاییده خواهد مرد بعد از مدتی طفل بیمار شد وداود برای طفل در نزد خدا دعا میکرد وروزه میگرفت وطفل بعد از هفت روز بمرد وکسی جرات نداشت که به داودخبر دهد گفتند سخت رنجیده میشود وچون خادمان با هم نجوی میکردند داود دانست که طفل مرده است از زمین برخاسته خود را شستشو داد تدهین کرد ولباس خود را عوض کرد به خانه خداوند رفت وعبادت کرد وبه خانه امد وخوراک طلب کرد وخورد خادمان بوی گفتند وقتی طفل زنده بود روزه گرفته گریه میکردی حال که مرده براحتی غذا میخوری داوند فرمود ((وقتی طفل زنده بود روزه گرفتم وگریه نمودم شاید خداوند بر من ترحم بفرماید اما الان طفل مرده است من نزد او خواهم رفت لیکن او نزد من باز نخواهد امد ))وداود زن خود را تسلی داد ونزد او امده خوابید واو پسری زایید که اوراسلیماننام نهاد وخداوند اورادوست داشت وبدست ناتان نبی فرستاد  **وبعد از این واقع شد که ابشالوم بن داود در اواخر جکومت داود بر علیه پدرش قیام کرد وداود از شهر اورشلیم متواری شد ومجدا لشگری جمع کرد وپسرش ابشالوم در جنگ کشته شد وداود دوباره حکومت خود را در اورشلیم بنا کرد وابشالوم کسی بود که بر پشت بام خیمه ای بر پا کرد ودر نظر تمام اسراییل به متعه های پدرش خوابید وانچه که خداوند به داود وعده داده بود محقق گشت**دراواخر حکومت داود کلام خداوند به جاد نبی نازل شد وگفت داود را بگو خداوند چنین میگوید سه چیز پیش تو میگذارم پس یکی از انها رابرای خود اختیار کن تا برایت بعمل آورم پس جاد نزد داود آمده اورامخیر ساخت گفت آیا هفت سال قحط در زمینت بر تو عارض شود یا سه ماه از حضور دشمنان خود فرار نمایی وایشان تراتعاقب کنندیا بیماری وبا را سه روز در زمین تو واقع شودداود به جاد گفت ((در شدت تنگی هستم تمنا اینکه بدست خداوند بیفتم زیرا که رحمت های او عظیم است وبدست انسان نیفتم ))پس خداوند بیماری وبا رابرقوم اسراییل فرستاد که هفتاد هزار نفر از قوم از دان تابِئر شَبَع مردند  **

    وفات داود ع وظهور سلیمان ع وساختن بیت المقدس خانه خدا در اورشلیم 

    چون ایام وفات داود نزدیک شد به پسر خود سلیمان وصیت کرد واو را جانشین خود کرد واما اَدونیا برادر اَبشالوم نیز در صدد تصرف سلطنت بود وهنگامی که باسلیمان بیعت کردند از ترس سلیمان به مذبح رفت وفرمود سلیمان پادشاه برای من قسم بخوردکه بنده خود رابه شمشیر نخواهد کشت سلیمان گفت اگر مرد صالح باشد یکی از مویهایش بر زمین نخواهد افتاد اما اگر بدی در او یافت شود خوهد مرد اَدونیا وسلیمان از دو مادر بودند ولی هردو پسر داود بودند وبعد از مرگ داود سلیمان فرمان قتل او را صادر کرد

    سلیمان ودرخواست حکمت

    سلیمان خداوند رادوست میداشت وبه فرایض پدر خود داود رفتار مینمود ودر مکانهای بلندقربانی میگذرانید زیرا خانه ای برای اسم خداوند تا آن زمان بنا نشده بود سلیمان به جبعون رفت وبر آن مذبح هزار قربانی سوختنی برای خداوند گذرانید وخداوند به سلیمان در جبعون درخواب ظاهر شد وگفت(( انچه را میخواهی به تو عطا کنم طلب نما سلیمان گفت خدایا تو با پدرم داود بنده ات هر گاه در حضور تو با راستی وعدالت وقلب سلیم با تو رفتار مینمود احسان عظیم نمودی واین احسان عظیم رابرای او نگه داشتی که پسری به اودادی تا بر کرسی وی بنشیند چنانکه امروز واقع شده است والان ای یهوه خدای من من طفل صغیر هستم که در میان  قوم عظیم که کثیرند   انتخاب شده ام پس به بنده خود دل فهیم عطا فرما تا قوم ترا داوری نمایم ودر میان نیک وبد تمیز کنم زیرا کیست که این قوم عظیم تراداوری تواند نمود واین امر به نظر خداوند پسند آمد که سلیمان این چیز را خواسته بود پس خداوند ویرا گفت چونکه حکمت را طلب کردی وطول ایام برای خویشتن نطلبیدی ودولت برای خود سوال ننمودی وجان دشمنانت را نطلبیدی بلکه به جهت خود حکمت خواستی تا انصاف رابفهمی اینک بر حسب کلام توکردم واینک دل حکیم وفهیم بتودادم به طوری که پیش از تو مثل تویی نبوده است وبعد از تو مثل تو بر نخواهد خواست ونیز آنچه را نطلبیدی یعنی هم دولت وهم جلال را بتو عطا فرمودم به حدی که در تمامی روزهایت کسی مثل تو در میان پادشاهان نخواهد بود واگر در راههای من سلوک نموده فرایض واوامر مرا نگاهداری به طوری که پدر تو داود سلوک نمود روزهایت را طویل خواهم نمود)) ******

    وسلیمان بر تمامی ممالک از نهر فرات تا زمین فلسطینیان وتا سرحد مصر سلطنت مینمود وخدا به سلیمان حکمت وفطانت زیاده از حد عطافرمود طوری که حکمت او از حکمت تمامی بنی مشرق واز حکمت جمیع مصریان بیشتر بود واسم او در میان تمامی امتها شهرت یافت وسه هزار مثل گفت وسرودهایش هزار وپنج بود در باره درختان وبهایم ومرغان وحشرات وماهیان سخن گفت وجمیع طوایف وپادشاهان زمین که آوازه حکمت اورا شنیده بودند می آمدند تا حکمت سلیمان را استماع کنند

    بنای بیت المقدس به فرمان سلیمان

    در ایام سلطنت داود تابوت عهد خداوند را اورده ودر خیمه ای که داود برایش برپا کرده بود گذاشتندولاویان را برای خدمت گذاری پیش تابوت خداوند تعین کرد تایهوه خدای اسراییل را ذکر وشکر گویند وداود این سرود را در همان روز بدست آساف وبرادرانش داد تا خداوند را اینگونه تسبیح گویند((یهوه را حمد گویید ونام اورا بخوانید در تمام کارهای عجیب او تفکر نمایید در نام قدوس او فخر کنید دل طالبان خداوند شادمان باشد ایات وداوری های دهان خداوند را طالب باشید زیرا داوریهای او در تمامی جهان است عهد اورا بیاد اورید ان عهدی را که با ابراهیم بسته است وقسمی را که برای اسحاق خورده است وان را برای یعقوب فریضه قرار داد وبرای اسراییل عهد جاودانی قرار دادای تمامی زمین یهوه را بسرایید نجات اورا روز به روز بشارت دهید در میان امتها جلال اورا ذکر کنید زیرا خداوند عظیم است وبینهایت محمود واومهیب است بر جمیع خدایان زیرا جمیع خدایان امتها بت هاهستند اما یهوه آسمانها را افرید مجد وجلال به حضور وی است قوت وشادمانی در مکان او است یهوه راحمد بگویید زیرا که رحمت او جاودانه است یهوه خدای اسراییل از ازل تا ابد متبارک بادوواقع شد که داود در خانه خود نشسته بود که داود به ناتان نبی گفت اینک من در کاخ پادشاهی خود ساکن میباشم وتابوت عهد خداوند زیر پرده ها ساکن است ناتان نبی به داود گفت هر آنچه در دلت باشد بعمل آور زیرا خدا باتو است ودر آن شب کلام خداوند به ناتان نبی نازل شد گفت برو وبه بنده من داود بگو خداوند چنین میفرماید تو خانه ای برای سکونت من بنا نخواهی کرد اما پسر تو خانه ای برای من بنا خواهد کردپس داود قبل از وفاتش پسر خود سلیمان را خوانده او را وصیت کرد که خانه ای برای یهوه بنا نماید وداود به سلیمان گفت ای پسرم من اراده داشتم که خانه ای برای اسم یهوه خدای خود بنا نمایم لیکن کلام خداوند بر من نازل شده فرمود چونکه بسیار خون ریخته شده وجنگهای عظیم کرده ای پس خانه ای برای اسم من بنا نخواهی کرد اما پسر تو سلیمان در ایام او اسراییل را سلامتی وراحتی عطا خواهم فرمود اوخانه ای برای اسم من بنا خواهد کردوتو ای پسر من سلیمان خدای پدر خود رابشناس واورا به دل کامل وبه ارادت تمام عبادت نما زیرا خداوند همه دلها را تفتیش مینماید وهر تصور فکرها راادراک مینماید واگر او راطلب نمایی اورا خواهی یافت اما اگر اوراترک کنی ترا تابه به ابد دور خواهد انداخت حال باحذر باش زیرا خداوند ترابرگزیده تا خانه ای به جهت مقدس اوبنانمایی واینک من در تنگی خود صدهزار وزنه طلا ونقره وبرنج وآهن برای خانه خداوند حاظر ساخته ام وچوب وسنگ نیز مهیا کرده ام تو بر آنها مزید کن آنگاه داود پادشاه به تمامی جماعت گفت پسرم سلیمان که خدا اورا به تنهایی برای خود برگزیده جوان ولطیف است واین مهم عظیمی است زیرا که هیکل به جهت انسان نیست بلکه برای یهوه خدا است ومن به جهت خانه خدای خود به تمامی قوتم تدارک دیده ام وچونکه به خانه خدای خود رغبت داشتم طلا ونقره از اموال خاص خود را برای خانه خدای خود دادم پس کیست که به خوشی دا خویش امروز برای خداوند وقف نماید آنگاه تمام قوم  بنی اسراییل به خوشی دل هدیه اوردند وداود پادشاه مسرور شدوداود به حضور تمامی جماعت خداوند را متبارک خواند وفرمود ((ای یهوه خدای پدر ما اسراییل تو از ازل تا به ابد متبارک هستی وای خداوند عظمت وجبروت وجلال وقوت وکبریا از آن تو است وای خداوند ملکوت از آن تو است وتو برهمه چیره ومتعال هستی ودولت وجلال از تو می آید وتو بر همه حاکمی وکبریا وجبروت در دست تو است وما ترا حمد میگوییم واسم مجید ترا تسبیح میخوانیم لیکن من وقوم من کیستند که قابلیت داشته باشیم که به تو هدیه بدهیم زیرا که همه این چیزها از آن تو است واز دست تو به توداده ایم زیرا که ما مثل همه اجداد خود بحضور تو غریب ونزیل میباشیم وایام ما بر زمین مثل سایه است وهیچ دوام ندارد ومیدانم ای خداوند که تو دلها را می آزمایی واستقامت را دوست میداری ومن به استقامت دل خود همه این چیزها را به خوشی دادم وقوم نیز به خوشی دل هدایا برای تو آوردند آنگاه داود  وقوم خداوند را متبارک خوانده وبرو افتاده خداوند را سجده کردند ))***سلیمان فرمود میخواهم که خانه ای باسم یهوه خدای خود بنا کنم چنانکه خداوند به پدرم داود وعده داد وگفت که پسرت که او را به جای تو بر کرسی تو خواهم نشانید خانه ای را به اسم من بنا خواهد کردوواقع شد در سال 480 از خروج اسراییل از زمین مصر((حدود 1000سال قبل ازمیلاد مسیح )) در سال چهارم سلطنت سلیمان بنای خانه خداوند ((بیت المقدس )) را شروع کردند وخانه خداوند که سلیمان پادشاه بنا نمود طولش شصت ذراع وعرضش بیست ذراع وبلندیش سی ذراع بود ودر اندرون خانه یعنی هیکل محراب را ساخت تا تابوت عهد خداوند را در ان بگذارد وسلیمان داخل وخارج خانه خدا را با زر خالص پوشانید بنای  خانه خدا هفت سال طول کشید وسلیمان چیزهایی که پدرش داود وقف کرده بود از نقره وطلا در آورده در خزینه های خانه خداوند گذاشت هنگامی که خانه خدا اماده شد سلیمان پیش مذبح خداوند دستهای خود را به سوی آسمان برافراشت وفرمود            ((   ای یهوه خدای اسراییل خدایی مثل تو نه در بالا در آسمان ونه در پایین بر زمین هست که با بندگان خود که بحضور تو به تمامی دل خویش سلوک مینمایند عهد ورحمت را نگاه میداری اما آیا خدا فی الحقیقه بر زمین ساکن خواهد شد اینک فلک وفلک الافلاک گنجایش ترا ندارد تا چه رسد به این خانه ای که من بنا کرده ام لیکن ای یهوه خدای من به دعا وتضرع  واستغاثه بنده خود توجه نما تا آنکه شب وروز چشمان تو بر این خانه باز شودوهنگامی که آسمان بسته شود وبه سبب گناهی که به تو ورزیده باشندباران نبارد اگر بسوی این مکان دعا کنند واسم ترا اعتراف نمایند واز گناه خویش بازگشت کنند آنگاه از آسمان بشنو وگناه انانرابیامرز وایشان را به راه نیکو تعلیم ده وبر زمین آنا ن باران بفرست زیرا که تو بتنهایی عارف قلوب بنی آدم هستی ))آنگاه سلیمان از پیش مذبح خداوند برخاست ایستاده وتمامی جماعت اسراییل را به اواز بلند برکت داد وفرمودمتبارک باد خداوند که قوم خود اسراییل را موافق هر چه وعده کرده بود آرامی داده است زیرا که از تمامی وعده های نیکو که بواسطه بنده خودموسی داده بود یک سخن بر زمین نیفتاد یهوه خدای ما با ما باشد چنانکه با پدران ما بود وماراترک نکند ورد ننماید ودلهای مارا به سوی خود مایل بگرداند تادر تمامی طریقهایش سلوک نموده اوامر وفرایض واحکام اورا که به پدران ما امر فرموده بود نگاه داریم پس دل شما بایهوه خدای ما کامل باشد تا تمامی قومهای جهان بدانند که یهوه خداست ودیگری نیست سلیمان بیست ودو هزار گاو و120هزار گوسفند ذبح نمود وجمیع بنی اسراییل خانه خداوند راتبریک نمودندخداوند بار دیگر به سلیمان ظاهر شد چنانکه در جبعون بر وی ظاهر شده بود خداوند وی را گفتدعا وتضرع ترا که به حضور من کردی اجابت نمودم واین خانه را که بنا نمودی تا نام من تا به ابد نهاده شود تقدیس نمودم و وچشمان ودل من همیشه اوقات در ان خواهد بود پس اگر تو با دل کامل واستقامت به طوری که پدرت داود رفتار نمود به حضور من سلوک نمایی وهر چه ترا امر فرمایم به جا اوری وفرایض واحکام مرا نگاه داری انگاه کرسی سلطنت ترا بر اسراییل برقرار خواهم گردانید اما اگر شما وپسران شما از متابعت اوامر وفرایض من روی گردانیده وخدایان غیر را عبادت وسجده کنند آنگاه اسراییل را از روی زمینی که به ایشان دادم منقطع خواهم ساخت واین خانه ای را که به اسم خود تقدیس نمودم را از حضور خویش دور خواهم کرد  واسراییل در میان جمیع قوم ها ضرب المثل ومضحکه خواهد شد***ایامی که سلیمان در اورشلیم بر تمامی اسراییل سلطنت کرد چهل سال بود پس سلیمان با پدران خود خوابید ودر شهر پدر خود داود دفن شد وپسرش رَحُبعام در جای اوسلطنت نمود***بعد از مرگ سلیمان فقط سبط یهودا از رحبعام پیروی کردند وپادشاهی اورا قبول کردند ده سبط از یَرُبعام که مرد شجاع جنگی بود اورا پادشاه کردند واخیای شیلونی نبی در زمان سلیمان به اووعده داده بود که بعد از سلیمان مملکت اورا پاره میکنم وده سبط به تو میدهم ودر ایام سلطنت سلیمان فرمان قتل اوصادر شد واو از ترس سلیمان به مصر فرار کرد وبعد از مرگ سلیمان به اورشلیم آمد وبه رحبعام فرمود پدر تو یوغ ما راسخت ساخت اما تو الان یوغ سنگینی را که پدرت سلیمان برمانهادرا سبک ساز تا ترا خدمت کنیم اما رحبعام گوش نگرفت واسباط بنی اسراییل متفرق شدند ودر قوم بنی اسراییل دو پادشاه مستقر شد

    داستان طالوت و جالوت در قرآن کریم - NEXT MEDIA - YouTube

    Pin on Quran

    رمضان 1401 وسیری در قران

     وَأَن تَصُومُوا خَيْرٌ لَّكُمْ ۖ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ

    و اگر بدانيد، روزه گرفتن براى شما بهتر است.

    ماه مبارک رمضان خوش امدی ماه خدا خوش امدی ماهی که پر از خیر وبرکت هستی خوش امدی 

    ای کاش خوبی های  ترا درک میکردیم انگونه که خدای نبارک ترا درک کرده است وترا ماه خیر وبرکت دانسته است 

    خدایا

    می‌گویند ماه رمضان ماه مهمانی توست 🌙

    و تو خدای همه عالمیانی 

    پس همه به این ضیافت دعوتیم 
     
    فارغ از هر اعتقاد و باوری؛  

    خدایا 

    می‌دانم که یگانه میزبانی

    در جهان چون تو نیست 

    که همه‌ٔ عالم به خوان کرمت ریزه خواریم 

    و به لطف و مرحمتت امیدوار

    پس به حرمت میزبانیت

    ذهن‌هایمان را بصیرت ببخش

    بر کلام‌مان صداقت و مهربانی ارزانی‌دار 

    به دل‌هایمان سخاوت در عشق بیاموز 

    گام‌هایمان را در 

    پیمودن راه درست استوار بدار 

    و انسان بودن را فارغ از هر عقیده و باوری 

    که داریم ره توشه‌ٔ زندگی‌مان قرار ده

     

     

     

     

    وأن تصوموا خير لكم | الأوراس نيوز

    (ا) الا یا ایها الاول به نامت ابتدا کردم
    (ب) برای عاشقی کردن به نامت اقتدا کردم
    (پ) پشیمانم پریشانم که بر خالق جفا کردم
    (ت) توکل بر شما کردم بسویت التجا کردم
    (ث) ثنا کردم دعا کردم صفا کردم
    (ج) جوانی را خطا کردم زمهرت امتناع کردم
    (چ) چرایش را نمیدانم ببخشا که خطا کردم
    (ح) حصارم شد گناهانی که آنجا در خفا کردم
    (خ) خداوندا تو میدانی سر غفلت چه هاکردم
    (د) دلم پر مهر تو اما چه بی پروا گناه کردم
    (ذ) ذلالم داده ای اکنون که بر تو اقتدا کردم
    (ر) رهت گم کرده بودم من که گفتم اشتباه کردم
    (ز) زبانم قاصر از مدح و کمی با حق صفاکردم
    (س) سرم شوریده میخواهی سرم از تن جدا کردم
    (ش) شدی شافی برای دل تقاضای شفا کردم
    (ص) صدا کردی که ادعونی خدایا من صدا کردم
    (ض) ضعیف و ناتوانم من به در گاهت ندا کردم
    (ط) طلسم از دل شکستم من که جادو بی بها کرد
    (ظ) ظلمت نفس اماره که شکوه بر صبا کردم
    (ع) علیمی عالمی بر من ببخشا که خطا کردم
    (غ) غمی غمگین به دل دارم که نجوا با خدا کردم
    (ف) فقیرم بر سر کویت غنی را من صدا کردم
    (ق) قلم را من به قرآن کریمت مقتدا کردم
    (ک) کتابت ساقی دلها قرائت والضحی کردم
    (گ) گرم از درگهت رانی نمی رنجم خطا کردم
    (ل) لبم خاموش و دل را با تکاثر آشنا کردم
    (م) مرا سوی خود آوردی از این رو من صفا کردم
    (ن) نرانی از درگهت یا رب که الله راصدا کردم
    (و) ولی را من تو می دانم تورا هم مقتدا کردم
    (ه) همین شعرم به درگاهت قبول افتد دلم را مبتلا کردم
    (ی) یکی عبد گنهکارم اگرعفوم کنی یارب غزل را انتها کردم  

    فوائد الصوم الصحية

     

     

    سیری در قران رمضان 

    سورة الفاتحة

    آشنایی با سوره حمد قرآن - مجله نورگرام

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ ‎﴿١﴾‏ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ‎﴿٢﴾‏ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ ‎﴿٣﴾‏ مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ ‎﴿٤﴾‏ إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ 

    ‎﴿٥﴾‏ اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ ‎﴿٦﴾‏ صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلَا الضَّالِّينَ 

     

    فاتحه (سوره) - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

    سوره حمد یا سبع المثانی یا فاتحه الکتاب 

    سوره حمد چون هفت ایه دارد سبع المثانی نام دارد وبسم الله الرحمن الرحیم یک ایه محسوب میشود  اما در سوره های دیگر قران ایه اول حساب نمیشود واما هرگاه در این سوره فرمودی الحمدلله رب العالمین  این جز آیه های توحیدی است ک مفهومش این است ک تنها قدرت در دستان خداوند و کسی جز او قدرتی ندارد و تنها یک منبع قدرت به نام الله در جهان وجود دارد…  دقت کن که چه کلمه بزرگ وبا  عظمتی را بر زبان جاری کرده ای رب یعنی کسی که چیزی را با خلاقیت وعلم خود خلق میکند وعالمین یعنی تمام  عالم هستی که فقط خداوند میداند چقدر بزرگ ووسیع است وچند هزار عالم خلق کرده است که زمین کوچک ما حتی نقطه ای از این عالم محسوب نمی شود وخدای تبارک وتعالی خودش از این عالم که خلق کرده است بزرگتر و سیع تر است و محیط به تمام عالم هستی است خدای تبارک وتعالی دو صفت خیلی عجیب وبا عظمت دارد که عقول بشری از درک ان عاجز است ((انت الذی لا تغیرک ازمنه   ولا یحیط بک امکنه خدایا تو پروردگاری هستی که زمانها ترا تغیر نمیدهند ومکانها ترا احاطه نمیکنند ))

    هرگونه حمدی ستایشی برای خداست، مخصوص اوست، یعنی انحصارا اختصاصا مخصوص اوست، هر چیزی رو مورد ستایش قرار بدیم که او رو نبینیم نقض الحمد الله است، مادام که چشم ما ظاهربین هست در شرک هستیم، اونچه رو که میبینیم آیا نشان خدا را در اون میبینیم؟
    مثلا اگر زیبایی رو ببینیم در طبیعت باید خدا رو ستایش کنیم نه طبیعت رو … وگرنه شرک خفی هست
    به دریا بنگرم دریا تو بینم    به صحرا بنگرم صحرا تو بینم            به هر جا بنگرم کوه و در و دشت         نشان از قامت رعنا تو بینم
      ستایش مخصوص خداوندى است که پروردگار جهانیان است.
    «ربّ» به کسى گفته مى‏شود که هم مالک وصاحب چیزى است و هم در رشد و پرورش آن نقش دارد.
    خداوند هم صاحب حقیقى عالم است و هم مدبّر و پروردگار آن. پس همه هستى حرکت تکاملى دارد و در مسیرى که خداوند معیّن کرده، هدایت مى‏شود.
    علاوه بر سوره حمد، چهار سوره‏ انعام، کهف، سبأ وفاطر نیز با جمله «الحمدللّه» آغاز گردیده، ولى فقط در سوره حمد بعد از آن «ربّ العالمین» آمده است.
    مفهوم حمد، ترکیبى از مفهوم مدح و شکر است. انسان در برابر جمال و کمال و زیبایى، زبان به ستایش و در برابر نعمت و خدمت واحسان دیگران، زبان به تشکّر مى‏گشاید. خداوند متعال به خاطر کمال و جمالش، شایسته‏ى ستایش وبه خاطر احسان‏ها و نعمت‏هایش، لایق شکرگزارى است.
    «الحمدللّه»، بهترین نوع تشکّر از خداوند است. هر کس در هرجا، با هر زبانى، هرگونه ستایشى از هر کمال و زیبایى دارد، در حقیقت سرچشمه‏ى آن را ستایش مى‏کند. البتّه حمد خداوند منافاتى با سپاسگزارى از مخلوق ندارد، به شرط آنکه به امر خداوند و در خط و مسیر او باشد.

    رب العالمین -بزرگی عالم را چگونه تصور میکنی خداوند چند عالم خلق کرده است از دیدگاه عالم ال محمد امام صادق ع العالمین چگونه است 

    شیخ صدوق روایتی را به این مضمون از امام صادق(ع) نقل می‌کند:
    «حَدَّثَنا أَبِی قالَ حَدَّثَنا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللهِ قالَ حَدَّثَنِی الْحُسَیْنُ بْنُ عَبْدِ الصَّمَدِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ أَبی عُثْمانَ قالَ حَدَّثَنا الْعُبَّادُ بْنُ عَبْدِ الْخالِقِ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللهِ(ع) قالَ: إِنَّ للهِ عَزَّ وَ جَلَّ اثْنَیْ‏ عَشَرَ أَلْفَ‏ عالَمٍ‏ کُلُّ عالَمٍ مِنْهُمْ أَکْبَرُ مِنْ سَبْعِ سَماواتٍ وَ سَبْعِ أَرَضِینَ ما تَرَى عالَمٌ مِنْهُمْ أَنَّ للهِ عَزَّ وَ جَلَّ عالَماً غَیْرَهُمْ وَ أَنَا الْحُجَّةُ عَلَیْهِمْ»؛ به‌راستى که خداى عزّ و جلّ دوازده هزار جهان((عالم)) دارد که هر جهانى از آنها بزرگ‌تر از هفت آسمان و هفت زمین است، و هیچ جهانى از آن جهان‌ها نمی‌داند که خداى متعال به جز او جهان دیگرى هم آفریده، و من بر همه آن جهان‌ها حجّتم.

     

    آیاتی که اشاره به عوالم و موجودات دیگر دارند



    در روایات مطرح شده است که امام باقر (ع) به جابربن یزید می گوید:

    گویا تو گمان می کنی که خداوند فقط این عالم را آفرید و بس و همچنین گمان می کنی که خداوند بشری غیر از شما نیافریده است؛ آری به خدا قسم!خداوند هزار هزار عالم و هزار هزار آدم آفرید و تو در آخر این عالم ها و آدم ها هستی...(صدوق،خصال،ج۲،ص۴۵۰؛بحارالانوار،ج۶۳،ص۸۲-۸۳)

    از حضرت علی ( علیه السلام ) پرسیدند:

    پیش از آدم ابوالبشر چه کسی بود ؟ حضرت علی فرمودند : " آدمی دیگر ! خداوند ۱۰۰۰ عالم و ۱۰۰۰۰۰۰ آدم آفریده است و تو در آخرین عالم و سلسه ی آخرین آدمیان هستی !
    " ( کتاب روح و ریحان ، ص ۱۳۳)

    مانند آن روایت از امام باقر (علیه السلام) در الخصال ، ج۲ ، ص ۶۵۲ نیز نقل شده است.

    از امام صادق(ع) روایت شده که به راوی فرمود:

    شاید شما گمان می‌کنید که خدا غیر از شما هیچ بشری دیگری نیافریده است! نه، چنین نیست، بلکه هزار آدم آفرید که شما از نسل آخرین آنها هستید».
    (صدوق، توحید، ج ۱، ص ۲۷۷)

    نیز از امام باقر(ع) روایت شده:

    خدا از روزی که زمین را آفرید، هفت عالم را در آن خلق کرد (و سپس منقرض کرد) که هیچ یک از آن عوالم از نسل آدم ابوالبشر نبودند. خداوند همه آنها را از پوسته روی زمین آفرید و نسل بعد از نسل دیگر ایجاد کرد و برای هر یک عالمی بعد از عالم دیگر پدید آورد تا در آخر، آدم ابوالبشر را بیافرید و ذریه‌اش از او جدا ساخت».(صدوق، خصال، ج ۲، ص ۶۵۲، ح ۵۴)

    حضرت امیرالمومنین(ع)می فرماید:

    سپس خداوند منزه برای اسکان آسمانها و ابادسازی برترین طبقه ی ملکوت ,مخلوقات جدیدی از ملائکه اش ایجاد نمود و شکاف های اسمان و مکان های خالی ان جا را با انها پر نمود. (بحار الانوار ج ۵۲ ص ۱۰۹ )

    حضرت باقر (ع)در خطاب به ابوحمزه ثمالی می فرماید:

    ای ابا حمزه ,این قبه (گنبد ،سیاره )پدر ما ادم است و خداوند غیر از ان (سیاره) سی و نه گنبد(سیاره) دارد و در انجا مخلوقاتی هستند که یک چشم بهم زدن نیز نافرمانی خداوند نکرده اند. (روضه کافی ص۲۳۱ )

    قبه در این حدیث اشاره به تمدن اسمانی است و تعداد ۳۹ صرفا تعیین حدود نیست بلکه معرفی تعدادی از این تمدن ها و جهان هاست زیرا در احادیث متعدد تعداد ان ها را مختلف اوردند.

    حضرت صادق(ع) می فرماید:

    در ورای این خورشید شما چهل خورشید دیگر است که در ورای ان ها مخلوقات بسیاری وجود دارند ودر ورای این ماه شما چهل ماه است که مخلوقات بسیاری در انها زندگی می کنند.
    (بصائر الدرجات ص۵۱۰)

    امیر المومنین (ع)می فر ماید:

    خداوند پشت مغرب سرزمینی دارد که به ان جابلقا می گویند ودر جابلقا هفتاد تمدن است که هیچ یک مثل این تمدن (بشری) نیست هیچ گاه نافرمانی خداوند نکرده اند.

    وفی خلقکم و ما یبث من دابه آیات لقوم یوقنون(جاثیه/۴) ودر خلقت شما و آنچه از جنبندگان که پراکندیم نشانه هائیست برای قومی که یقین آورندگانند.

    والله خلق کل دابه من ماء فمنهم من یمشی علی بطنه و منهم من یمشی علی رجلین ومنهم من یمشی علی اربع یخلق الله ما یشاء ان الله علی کل شیئ قدیر(نور/۴۵).

    وخداوند هر جنبنده ای را از آب آفرید ،گروهی بر شکم خود راه میروند و گروهی بر دو پای خود و گروهی بر چهار پا راه میروند،خداوند هر چه بخواهد می آفریند زیرا خدا بر همه چیز تواناست.

    ومن آیاته خلق السموات والارض و ما بث فیهما من دابه و هو علی جمعهم اذا یشاء قدیر(شوری/۲۹)

    واز آیات اوست آفرینش سیارات(سموات) و زمین و آنچه از جنبندگان در آنها منتشر نموده، و او هرگاه بخواهد بر جمع آنها توانست.

    ولله یسجد ما فی السموات و ما فی الارض من دابه و الملائکه و هم لا یستکبرون(نحل/۴۹)

    آنچه در سموات و آنچه در زمین از جنبندگان وجود دارند و همچنین ملائک برای خدا سجده می کنند و تکبر نمی ورزند.

    و کاین من دابه لا تحمل رزقها الله یرزقها و ایاکم و هو السمیع العلیم(عنکبوت/۶۰)

    و چه بسیار جنبنده ای که قدرت حمل روزی خود را ندارد،خداوند او و شما را روزی می دهد و او شنوا و داناست.

    سوره: طه , آیه: ۶

    آنچه در آسمانها و آنچه در زمین و آنچه میان آن دو و آنچه زیر خاک است از آن اوست

    سوره: ۳۴ , آیه: ۱

    سپاس خدایى را که آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن اوست و در آخرت [نیز] سپاس از آن اوست و هم اوست سنجیده کار آگاه

    سوره: الانبیا , آیه: ۱۹

    و هر که در آسمانها و زمین است براى اوست و کسانى که نزد اویند از پرستش وى تکبر نمى ورزند و درمانده نمى شوند.

    سوره: الحج , آیه: ۱۸

    آیا ندانستى که خداست که هر کس در آسمانها و هر کس در زمین است و خورشید و ماه و [تمام] ستارگان و کوهها و درختان و جنبندگان و بسیارى از مردم براى او سجده مى کنند و بسیارىاند که عذاب بر آنان واجب شده است و هر که را خدا خوار کند او را گرامى دارنده اى نیست چرا که خدا هر چه بخواهد انجام مى دهد.

    سوره: الانبیا , آیه: ۳۰

    آیا کسانى که کفر ورزیدند ندانستند که آسمانها و زمین هر دو به هم پیوسته بودند و ما آن دو را از هم جدا ساختیم و هر چیز زنده اى را از آب پدید آوردیم آیا [باز هم] ایمان نمى آورند.

    سوره:الفتح, آیه: ۴

    اوست آن کس که در دلهاى مؤمنان آرامش را فرو فرستاد تا ایمانى بر ایمان خود بیفزایند و سپاهیان آسمانها و زمین از آن خداست و خدا همواره داناى سنجیده کار است.

    سوره:الحاثیه , آیه: ۱۳

    و آنچه را در آسمانها و آنچه را در زمین است به سود شما رام کرد همه از اوست قطعا در این [امر] براى مردمى که مى اندیشند نشانه هایى است.

    سوره:الشوری, آیه: ۲۹

    و از نشانه هاى [قدرت] اوست آفرینش آسمانها و زمین و آنچه از [انواع] جنبنده* در میان آن دو پراکنده است و او هرگاه بخواهد بر گردآوردن آنان تواناست .

    سوره:الاسرا , آیه: ۴۴

    آسمانهاى هفتگانه* و زمین و *هر کس که در آنهاست* او را تسبیح مى گویند و هیچ چیز نیست مگر اینکه در حال ستایش تسبیح او مى گوید ولى شما تسبیح آنها را درنمى یابید به راستى که او همواره بردبار [و] آمرزنده است.

    امیرمؤمنان علی علیه السلام می فرماید:

    هذِهِ النُّجُومُ الَّتی فی السَّماءِ مَدائِنُ مِثلُ المَدائِنِ الَّتی فی الأرضِ مَربُوطَهٌ کُلُّ مَدینَةٍ اِلی عَمُودٍ مِن نُورٍ

    این ستارگانی که در آسمان هستند شهرها (و آبادی‌هایی) همچون شهرهای زمینند، هر شهری از آنها با ستونی از نور (با شهرهای دیگر) پیوسته است.


    سفینة البحار، جلد ۳، صفحه‌ی ۵۷۴

    امام صادق (ع) فرمودند: « إِنَّ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ اثْنَیْ عَشَرَ أَلْفَ عَالَمٍ کُلُّ عَالَمٍ مِنْهُمْ أَکْبَرُ مِنْ سَبْعِ سَمَاوَاتٍ وَ سَبْعِ أَرَضِینَ مَا یَرَى عَالَمٌ مِنْهُمْ أَنَّ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَالَماً غَیْرَهُمْ وَ إِنِّی الْحُجَّةُ عَلَیْهِمْ . ــــ برای خدای عزّ و جلّ دوازده هزار عالم است که هر کدام آنها بزرگتر از هفت آسمان و هفت زمین می باشد. هیچکدام از (اهل) این عوالم برای خدا عالمی غیر از عالم خودشان نمی بینند و من حجّت هستم برای همه ی این عالمها.» (بحارالأنوار ، ج۲۷ ، ص۴۱ )

    جابر گوید از امام باقر (ع) شنیدم که می فرمودند:همانا بیرون از این خورشید شما چهل چشمه ی خوشید است که از هر خورشیدی تا خورشید دیگر چهل روز فاصله است. در آن مخلوقات فراوانی هستند که نمی دانند آیا خدا آدمی خلق کرده یا نه. و بیرون این ماه شما چهل ماه است که بین ماهی تا ماه دیگر مسیر چهل روز است. در آن مخلوقات فراوانی هستند که نمی دانند آیا خدا آدمی خلق کرده یا نه. به آنها الهام شده همانگونه که به زنبور عسل الهام شده که لعنت کنند اوّلی و دومی را در هر زمانی از زمانها ؛ و بر آنها فرشتگانی گماشته شده اند تا هر گاه لعنت نکردند آنها را عذاب کرده شوند.» (بحارالأنوار ، ج ۲۷ ، ص۴۶)

    ابن عبّاس گوید رسول خدا بر ما وارد شد در حالی که حلقه حلقه نشسته بودیم ؛ پس به ما فرمود: در چه کارید؟ گفتیم: درباره ی خورشید فکر می کنیم که چگونه طلوع می کند و چگونه غروب می نماید. فرمودند: احسنت بر شما چنین کنید و تفکّر نمایید در مخلوق و تفکّر نکنید در خالق. پس همانا خدا خلق نمود هر چه را که خواست برای هر چه که خواست که شما تعجّب می کنید از آن. همانا از پشت قاف هفت دریاست که هر دریایی پانصد سال است و از پشت آن هفت زمین است که نور آن اهلش را روشن می کند. و از پشت آن هفتاد هزار امّت است که خلق شده اند به مانند پرندگان. او و جوجه اش همواره در هوا هستند و از تسبیح واحد خسته نمی شوند. و از پشت آن هفتاد هزار امّت است که از باد خلق شده اند و غذا ، نوشیدنی ، لباس ، ظروف و حیوانات آنها از باد است. لانه های حیوانات آنها در زمین مستقرّ نمی شود تا بر پایی قیامت ؛ چشمان آنها در سینه ی آنهاست. هر کدام آنها یک بار می خوابد و بیدار می شود در حالی که روزی اش بالای سر اوست. و از پشت آن سایه ی عرش است و در سایه عرش هفتاد هزار امّت است که نمی دانند خدا آدم و بنی آدمی آفریده است و نمی دانند که ابلیس و بنی ابلیسی خلق نموده است و این است قول خدا که فرمود:« وَ یَخْلُقُ ما لا تَعْلَمُونَ ـ و خلق می کند آنچه را که نمی دانید. » » (بحارالأنوار ،ج۵۴ ،ص۳۴۸)

    امیرالمومنین (ع) فرمودند: « إِنَّ مِنْ وَرَاءِ قَافٍ عَالَماً لَا یَصِلُ إِلَیْهِ أَحَدٌ غَیْرِی وَ أَنَا الْمُحِیطُ بِمَا وَرَاءَهُ وَ عِلْمِی بِهِ کَعِلْمِی بِدُنْیَاکُمْ َذِهِ وَ أَنَا الْحَفِیظُ الشَّهِیدُ عَلَیْهَا وَ لَوْ أَرَدْتُ أَنْ أَجُوبُ الدُّنْیَا بِأَسْرِهَا وَ السَّمَاوَاتِ السَّبْعَ وَ الْأَرَضِینَ فِی أَقَلَّ مِنْ طَرْفَةِ عَیْنٍ لَفَعَلْتُ لِمَا عِنْدِی مِنَ الِاسْمِ الْأَعْظَمِ وَ أَنَا الْآیَةُ الْعُظْمَى وَ الْمُعْجِزُ الْبَاهِرُ . ـــــ پشت قاف عالمی است که جز من به آن نمی رسد و من محیط هستم به فراتر از آن و علم من به آن مانند علم من است به این دنیای شما و منم نگهبان و شاهد بر آن عالم و اگر بخواهم به سرعت جواب دهم دنیا را تماماً و آسمانها و زمینهای هفتگانه را در کمتر از چشم بر هم زدنی می توانم ؛ به خاطر اسم عظمی که نزد من است و منم آیه عظمای خدا و معجزه ی باهر.» (بحارالأنوار، ج۵۴ ، ص۳۳۶)

    قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ (ع):« هَذِهِ النُّجُومُ الَّتِی فِی السَّمَاءِ مَدَائِنُ مِثْلُ الْمَدَائِنِ الَّتِی فِی الْأَرْضِ مَرْبُوطَةٌ کُلُّ مَدِینَةٍ إِلَى عَمُودٍ مِنْ نُورٍ طُولُ ذَلِکَ الْعَمُودِ فِی السَّمَاءِ مَسِیرَةُ مِائَتَیْنِ وَ خَمْسِینَ سَنَةً ــــ این ستارگانی که در آسمان می باشند شهرهایی هستند مانند شهرهای موجود در زمین که هر شهری به ستونی از نور مربوط و متّصل است که طول آن ستون در آسمان به اندازه ی مسیر دویست و پنجاه سال است.» (بحارالأنوار ، ج۵۵ ،ص۹۱)

    « سَأَلَ ابْنُ الْکَوَّاءِ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ ع عَنْ قَوْلِهِ تَعَالَى وَ السَّماءِ ذاتِ الْحُبُکِ قَالَ ذَاتِ الْخَلْقِ الْحَسَنِ ــــ ابن الکوّا ء از امیرالمومنین (ع) درباره ی این قول خدای تعالی پرسید که « وَ السَّماءِ ذاتِ الْحُبُکِ ــ و سوگند به آسمان که دارای حبک است» ؛ امام فرمودند: یعنی دارای مخلوقات نیکوست.» (بحارالأنوار ، ج ۵۵ ، ص۹۲)

    انواع عالم 

    عالم هپروت عالم پنجم !!

    عالم هپروت

    عالم وهم و خیال و پندار است عالمی است كه رویا پر دازي و خيال بافي به خوبي در آن رواج دارد

     

    1-   عالم   لاهوت مشتق از الله و به معانی عالم غیب، عالم الهی

    2-      عالم جبروت : عالم اسماى الهى عالم تجّرد و جبروت است. عالم  فرشتگان بدون عيب و نقص هاي جهان مادي

    3-      عالم ملكوت : كه توسط فرشته ها ايجاد شده است و آن را عالم برزخ هم مي نامند

    4-      عالم ناسوت:  به معنای طبیعت، عالم مادی است . در اصطلاح قرآن به آن  عالم «شهادت» هم مي گويند كه دورترين عالم از مبدأ متعال بوده، از وجود ضعيف‏ترى برخوردار است و در وجود ماده جلوه مى‏كند

    5- عالم هپروت عالم وهم و خیال و پندار است عالمی است كه رویا پر دازي و خيال بافي به خوبي در آن رواج دارد.

    در تداول عاميانه هم به افرادي كه خيالبافي مي كنند اصطلاحا مي گويند فلاني در عالم هپروت سير مي كند. اين روزها خيلي از رجال در عالم در هپروت هستند .

    هرگاه به الرحمن الرحیم رسیدی اگر گناه کار هستی بدان که باگفتن این کلمه به خدای تبارک وتعالی وبخشش او امیدوار هستی با گفتن این کلمه باتمام گناهانت خودت را در دامن خداوند می اندازی خدایی که از مادر مهربانتر است اگر در روز قیامت خدای تبارک وتعالی خواست که ترا مواخذه کند بگو خدایا من بارها در دنیا ندا میکردم تو ارحمن الرحیم هستی ومن به این جمله امیدوارم بودم وخوشبین بودم که مرا میبخشی 

     : معنى «رحمان» و «رحیم» بودن خداوند چیست؟

    مشهور در میان گروهى از مفسران این است که: صفت «رحمان»، اشاره به رحمت عام خدا است که شامل دوست و دشمن، مؤمن و کافر، نیکوکار و بدکار مى باشد؛ زیرا «باران رحمت بى حسابش همه را رسیده، و خوان نعمت بى دریغش همه جا کشیده» همه بندگان از مواهب گوناگون حیات بهره مندند، و روزى خویش را از سفره گسترده نعمت هاى بى پایانش بر مى گیرند، این همان رحمت عام او است که پهنه هستى را در بر گرفته و همگان در دریاى آن غوطه ورند.
    ولى «رحیم» اشاره به رحمت خاص پروردگار است که ویژه بندگان مطیع، صالح و فرمانبر است؛ زیرا آنها به حکم ایمان و عمل صالح، شایستگى این را یافته اند که از رحمت، بخشش و احسان خاصى که آلودگان و تبهکاران از آن سهمى ندارند، بهره مند گردند.
    تنها چیزى که ممکن است اشاره به این مطلب باشد آن است که: «رحمان» در همه جا در قرآن به صورت مطلق آمده است که نشانه عمومیت آن است، در حالى که «رحیم» گاهى به صورت مقید ذکر شده که دلیل بر خصوصیت آن است مانند: «وَ کانَ بِالْمُؤْمِنینَ رَحیماً»؛ (خداوند نسبت به مؤمنان رحیم است)، (1) و گاه به صورت مطلق مانند سوره «حمد».

    در روایتى نیز از امام صادق(علیه السلام) مى خوانیم که فرمود: «وَ اللّهُ إِلَهُ کُلِّ شَیْء، الرَّحْمنُ بِجَمِیعِ خَلْقِهِ، وَ الرَّحِیمُ بِالْمُؤْمِنِینَ خاصَّةً»؛ (خداوند معبود همه چیز است، نسبت به تمام مخلوقاتش رحمان، و نسبت به خصوص مؤمنان رحیم است). (2) از سوئى دیگر «رحمان» را صیغه مبالغه دانسته اند که خود دلیل دیگرى بر عمومیت رحمت او است، و «رحیم» را صفت مشبهه که نشانه ثبات و دوام است و این ویژه مؤمنان مى باشد.
    شاهد دیگر این که «رحمان» از اسماء مختص خداوند است و در مورد غیر او به کار نمى رود، در حالى که «رحیم» صفتى است که هم در مورد خدا و هم در مورد بندگان استعمال مى شود، چنان که درباره پیامبر(صلى الله علیه وآله) در قرآن مى خوانیم: «عَزیزٌ عَلَیْهِ ما عَنِتُّمْ حَریصٌ عَلَیْکُمْ بِالْمُؤْمِنینَ رَئُوفٌ رَحیم»؛ (ناراحتى هاى شما بر پیامبر گران است، و نسبت به هدایت شما سخت علاقمند است، و نسبت به مؤمنان مهربان و رحیم مى باشد). (3)
    لذا در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) نقل شده: «اَلرَّحْمانُ إِسْمُ خاصٍّ، بِصِفَة عامَّة، وَ الرَّحِیْمُ إِسْمُ عامٍّ بِصِفَة خاصَّة»؛ (رحمان اسم خاص است اما صفت عام دارد [نامى است مخصوص خدا ولى مفهوم رحمتش همگان را در بر مى گیرد] ولى رحیم اسم عام است به صفت خاص)، (4) نامى است که بر خدا و خلق هر دو گفته مى شود اما اشاره به رحمت ویژه مؤمنان دارد.
    با این همه، گاه مى بینیم «رحیم» نیز، به صورت یک وصف عام استعمال مى شود البته، هیچ مانعى ندارد تفاوتى که گفته شد در ریشه این دو لغت باشد، اما استثناهائى نیز در آن راه یابد.
    در دعاى بسیار ارزنده و معروف امام حسین(علیه السلام) به نام دعاى «عرفه» مى خوانیم: «یا رَحْمانَ الدُّنْیا وَ الآْخِرَةِ وَ رَحِیمَهُما»؛ (اى خدائى که رحمان دنیا و آخرت توئى و رحیم دنیا و آخرت نیز توئى!). (5)
    سخن خود را در این بحث با حدیث پر معنى و گویائى از پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) پایان مى دهیم آنجا که فرمود: «إِنَّ لِلّهِ عَزَّوَجَلَّ مِأَةَ رَحْمَة، وَ إِنَّهُ أَنْزَلَ مِنْها واحِدَةً إِلَى الأَرْضِ فَقَسَمَها بَیْنَ خَلْقِهِ بِها یَتَعاطَفُونَ وَ یَتَراحَمُونَ، وَ أُخَرُ تِسْعَ وَ تِسْعِیْنَ لِنَفْسِهِ یَرْحَمُ بِها عِبادَهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ»؛ (خداوند بزرگ صد باب رحمت دارد که یکى از آن را به زمین نازل کرده است، و در میان مخلوقاتش تقسیم نموده و تمام عواطف و محبتى که در میان مردم است از پرتو همان است، ولى نود و نه قسمت را براى خود نگاه داشته و در قیامت بندگانش را مشمول آن مى سازد). (6)، (7)

    صفت «الرحمن» و «الرحیم» از واژه رحمت مشتق است. ما رحمت را به معنای مهربانی و شفقت معنای می‌کنیم، اما آیا رحمت به همین معناست؟ به لحاظ وزن صرفی، «الرحمن» صیغه مبالغه است، ولی «الرحیم» صفت مشبهه است. «الرحمن» دلالت بر کثرت دارد، ولی «الرحیم» دلالت بر استمرار دارد. متأسفانه در برخی ترجمه‌ها این دو کلمه را خوب ترجمه نکردند؛ چون بخشنده و مهربان ملازم رحمن و رحیم است. پس ما باید چگونه این دو واژه را معنا کنیم؟ «الرحمن» یعنی «واسعه‌الرحمه»، «الرحیم» یعنی «دائم‌الرحمه». اگر قرار باشد این واژه‌ها را به فارسی ترجمه کنیم، «رحمن» یعنی خدایی که رحمتش گسترده بر همه آفریدگان است و «رحیم» یعنی کسی که رحمتش ویژه انسان‌های مخصوصی است. در برخی از دعاها می‌خوانیم: «يَا رَحْمَانَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ رَحِيمَهُمَا».

     

    واما هرگاه به  مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ رسیدی بدان که به دو شکل قرائت میشود مالک به معنای صاحب روز قیامت ومَلِکِ به معنای پادشاه روز قیامت به هردو صورت قرائت ان در نماز صحیح است نقش انگشتری من الملک الله است به معنی پادشاه من الله است   مرحوم الهی قمشه ای چه زیبا سروده است 

    جهان کشور من خدا شاه من      نداند جز این قلب آگاه من 

    واما چون به  إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ رسیدی بدان که همگی ما در بیان این کلمه دروغ گو هستیم تنها  ترا میپرستیم وتنها ازتو کمک میجوییم حال شاید در تنها ترا میپرستیم صادق باشیم اما در تنها ازتو کمک میجوییم صادق نیستیم چون در مشکلات وگرفتاری زندگی ورسیدن به ارزوها وحوائج بیشتر ازانکه به خدا متکی باشیم به مخلوقات خدا متکی هستیم میگویند هنگامی که ابراهیم خلیل الرحمن ع  را در  منجنیق گذاشتند که به سوی اتش پرتاب کنند هنگام پرتاب که بین اتش وهوا معلق بود جبرئیل بر او ظاهر شد وفرمود ایا به ما نیازی داری فرمود نه به خدای تبارک وتعالی  نیازمندم اما به تو نیازی ندارم یا هنگامی که یونس ع را  به دریا پرتاب کردند دران لحظه دلهره اور که هر کس باشد برای ترس از جان خود فریاد میزند فرمود لا اله لا انت سبحانک انی کنت من الظالمین انها به حقیقت کسانی بودند که جمله ایاک نعبد وایاک نستعین در باره انان مصداق داشته است 

    واما چون به اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ رسیدی کمی مکث کن ببین صراط مستقیم چه مسیری است که شبانه روز ده مرتبه جویای ان از خدای تبارک وتعالی هستی ایا مسیری است مستقیم که سرت را پایین بیندازی وان را طی کنی بدون انحراف به چپ وراست دقیقا همین طورا است منظور صراط مستقیم این است که در جاده دنیا ما سرمان را پایین بیندازیم وگوش به فرمان مولایمان خدای تبارک وتعالی باشیم وهرچه او امر بکند وفرمان بدهد بدون چون وچرا انجام بدهیم ودر مسیر طول عمر زندگی مان اگر فرمود نماز بخوان بگوییم چشم اگر فرمود روزه بگیرید بگوییم چشم اگر فرمود دزذی نکنیید بگوییم چشم اگر فرمود مشروب مست کننده ننوشید بگوییم چشم اگر فرمود انفاق بکنییم چشم به پدر ومادر نیکی بکنییم چشم با مردم خوش اخلاق باشیم چشم اینها همگی صراط مستقیم هستند راهی که به خدا منتهی میشود واما خدای تبارک وتعالی صراط مستقیم را در قران معرفی کرده است 

    قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ ۖ أَلَّا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا ۖ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا ۖ وَلَا تَقْتُلُوا أَوْلَادَكُم مِّنْ إِمْلَاقٍ ۖ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ ۖ وَلَا تَقْرَبُوا الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ ۖ وَلَا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ ۚ ذَٰلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَلَا تَقْرَبُوا مَالَ الْيَتِيمِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّىٰ يَبْلُغَ أَشُدَّهُ ۖ وَأَوْفُوا الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ ۖ لَا نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا ۖ وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُوا وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَىٰ ۖ وَبِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُوا ۚ ذَٰلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ‎﴿١٥٢﴾‏ وَأَنَّ هَٰذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ ۖ وَلَا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ۚ ذَٰلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ

    داریم ساقیا هوس عشرت و نشاط           جویای راه میکده ایم اهدناالصراط
    میخانه ای بساز و بکن وقف عاشقان        چیزی که بی ریاست به از صد پل و صراط
    شبانه روز پنج مرتبه به حضور حق و هر مرتبه دو بار «اهدنا الصراط» گویاییم، و حضرت حق صدو بیست و چهار هزار پیغمبر داشته است که شاید در مقابل هر نبی لااقل ده ولی بوده است، و همه آنها برای هدایت طریق آمده اند. پیغمبری در مناجات عرض کرد:«رب این الطریق الیک» یعنی: «پروردگارا ! راه به سوی تو کدام است؟» خطاب رسید: «دع نفسک و تعال» یعنی : « نفس خویش را رها کن و بیا»
    تو را تا در نظر اغیار و غیر است              اگر در مسجدی آن عین دیر است
    چو برخیزد ز پیشت کثرت غیر                تو را مسجد نماید صورت دیر
    عزیز من به هر حالت که هستی            خلاف نفس کافر کن که رستی

     

    واما چون به   صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ   رسیدی بدان که خداوند نعمتهای خود را برای چه کسانی مهیا کرده است کسانی که طالب راه راست وصراط میسقیم بودند راه راست راهی است  که به خداوند منتهی میشو د راهی که قدم به قدم این راه به اراده وحکم خداوند گره خورده است واما خداوند به چه کسانی نعمتهای خود را ارزانی کرده انها کسانی هستند که خداوند در قران که کلام خود اوست با انان اشاره کرده است 

    وَمَن يُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَٰئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِم مِّنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ ۚ وَحَسُنَ أُولَٰئِكَ رَفِيقًا ‎

    کسانی که خداوند به انها نعمت داده است در زمره این چهار گروه هستند لذا اگر طالب راه راست هستی زندگی عارفان واولیا الله را سرمشق خودمان قرار بدهیم تا در زمره چنیین رفیقانی باشیم که بهترین رفیق دنیا هستند وخداوند ما را باانان محشور میکند 

     

     

    واما چون به غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلَا الضَّالِّينَ رسیدی بدان که یهودیان خدای تبارک وتعالی را با بی اعتمادی به او به خشم اوردند واهل نصاری یا مسیحیان با تثلیث شرک را با این ایین وارد کردند وگمراه شدند واما یهودیان چگونه خدای تبارک وتعالی را به خشم اوردند؟؟برای این کار باید سیری در تاریخ یهود داشته باشیم میدانییم که هنگامی که حضرت یوسف ع نوه ابراهیم خلیل رحمن در مصر به ان مقام بزرگ در دربار مصر رسید تمام اقوام خود را به مصر دعوت کرد پدرش یعقوب با 11 برادر وفرزندان انان را به مصر دعوت کرد وانان جمعا 72 نفر بودند حضرت یعقوب ع که نام دیگر او اسرائیل است وپیامبری است که 12 قرزند داشت که به بنی اسرائیل معروف شدند چون تمام پیامبران بعد از او شاخه ای از این دوازده فرزند هستند وبه پیامبران بنی اسرائیل معروف هستند یعقوب ع به مصر امد وبه فرزندش یوسف فرمود به یک شرط به مصر میایم که اگر انجا مردم مرا درمصر دفن نکنی بلکه به اورشلیم نزد جدم ابراهیم ع وساره دفن شوم ویوسف ع قبول کرد وبعد از مرگش او را مومیایی کرد وبه انجا فرستاد تا دفن شود واما این 72 نفر حدود 400سال در مصر ماندند تا موسی ع از یکی از فرزندان بنی اسرائیل ظهور کرد وبه فرمان خدای تبارک وتعالی این قوم بزرک که اکنون ششصد هزار نفر بودند را از سرزمین مصر خارج کرد چون خدای تعالی وعده داده بود که به سرزمین پدری خود ابراهیم که اکنون در دست کافران بت پرست بود بیایند ومالک ان سرزمین بشوند واز قید بنگی وظلم فرعون رها بشوند واما خدای تبارک وتعالی 9 معجزه اشکار در سرزمین مصر نمایان ساخت طوری که فرعون با این حال که کافر بود بارها به خدای موسی ع ایمان اورد وبارها نقض پیمان کرد تا انجا که برای قتل بنی اسرائیل وتعقیب انان لشگر کشی کرد ودر دریای سرخ غرق شد این قوم همه این معجزات را دیدند با این حال که موحد وخدا پرست بودند وجز یهوه که همان الله باشد کسی دیگر را نمی شناختند از مصر که خارج شدند خدای تبارک وتعالی در مقابل چشمان انان انوار جلال خودش را برکوه تجلی کرد طوری که همه بیهوش شدند برای این قوم ششصد هزار نفری در بیابان برهوت من وسلوی را نازل کرد که قوت روزانه خود را هر روز بدون زحمت بدست اوررند با این همه لطف وعنایت از سوی خدای تبارک وتعالی هنگامی که به دروازه ای اورشلیم رسیدند وموسی ع یوشع بن نون و چند نفر را برای جاسوسی به داخل شهرهای انان فرستاد با این حال که خداوند وعده پیروزی به انان داده بود هنگامی که قدهای بلند جنگجویان وزره وشمشیرهای انان را دیدند از فرمان موسی ع وخداوند سر باز زدند وبرای جنگ اماده نشدند انگاه خشم خداوند بر انگیخته شد واگر وساطت موسی ع ودعاهای او نبود قوم را تمام نابود میگکرد واما این غضب باعث شد که خدای تبارک وتعالی به موسی ع وحی کرد که به ذاتم سوگند که احدی از انان وارد این سرزمین نمیشوند وتو نیز از این نعمت محروم هستی تا همه در این بیابان بمیرند وفقط یوشع بن نون وفرزندان انان مالک این سرزمین که وعده داده بودم میشوند 

    واما یک جای دیگر که قوم یهود خشم خداوند را برانگیختند هنگام غیبت موسی در کوه طور بود وی فرمود من 30 روز به کوه میروم خدای تبارک وتعالی برای امتحان قوم ده روز بران غیبت موسی ع افزود ودر این ده روز قوم به عادت بت پرستان مصر از طلا گوساله سامری را ساختند واز فرمان هارون ع برادر موسی سر پیچی کردند وبه عبادت گوساله طلایی پرداختند هنگامی که موسی ع امد ان گوساله را در اتش ذوب کرد وگرد وغبار ان را به باد داد واما خشم وغضب خداوند بر انگیخته شد وباز وساطت موسی ع انان رانجات داد واما انان در اردوگاهی بزرگ زندگی میکردند خداوند به موسی ع فرمان داد کفاره این گناه بزرگ ایشان این است که تمام قوم شمشیر بردارند واز این سر اردوگاه به سر دیگر اردوگاه رفت امد کنند وهرکس هرکس را ببیند بکشد 

    وَإِذْ قَالَ مُوسَىٰ لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ إِنَّكُمْ ظَلَمْتُمْ أَنفُسَكُم بِاتِّخَاذِكُمُ الْعِجْلَ فَتُوبُوا إِلَىٰ بَارِئِكُمْ فَاقْتُلُوا أَنفُسَكُمْ ذَٰلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ عِندَ بَارِئِكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْ ۚ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ

    در ان روز قوم بنی اسرائیل به کفاره ان گناه چندین هزار نفر از یکدیگر را کشتند واین ام هم درقران وهم در تورات به ان اشاره شده است وخداوند توبه انان را با ریختن خود یکدیگر پذیرفت واین درس عبرتی برای اهل ایمان است که نافرمانی خداوند برای موحدان او بسیار سخت است کفاره نافرمانی خداوند بسیار سخت است لذا هرگاه درقران به غیر المضوب رسیدی بگو خدایا پناه مبرم به اینکه با نافرمانی از اوامر تو خشم وغضب ترا برانگیزم ومن نیز مثل گذشتگان باشم مثل قوم یهود باشم 

    واما گمراهان این عصر کسانی هستند که ل اعتقاد به تثلیث شرک را وارد دین خود کرده اند وتعدادشان هم کم نیست حدود یک ملیارد مسیحی داریم که اعتقاد راسخ به تثلیث وشرک دارند ودر نماز میگوییم خدایا ما را در زمره این گروه قرار مده 

    انس و آشنایی با سوره ی مبارک حمد

    حکایت عجیب در باره سوره حمد

    کربلایی کاظم ساروقی وآیت الله بروجردی

    آقای سید اسماعیل علوی که پسر عموی آیت الله بروجردی بود محمد کاظم  ساروقی را به نزد وی فرستاد تا موهبتی بودن حفظ قرآن اورا امتحان کند

    آیت الله بروجردی یک صفحه از قرآن را باز کردوفرمود اذ یعد کم الله احدی الطائفتین وقرآن را بستند کربلایی کاظم آن آیه را ادامه داد ودر آخر به آیت الله بروجردی فرمودند آقا اول آیه ودارد واذ یعدکم الله ایشان لبخندی زدند وحاظران با من تندی کردند وگفتند آقا درست خوانده اندمن گفتم قرآن را نگاه کنید خودم قران راگرفتم وآیه را در سوره انفال نشان دادم

    آنگاه کر بلایی کاظم فرمودند شما مرا امتحان کردید حال من یک کلام از شما میپرسم آقا تبسمی کرد وحظارازاین سوال من به خنده افتادند بعد ایت الله بروجردی فرمودند بپرسید

    گفتم کدام سوره است که هفت حرف از حروف الفبا را ندارد

    آقی بروجردی قدری فکر کردند وفرمودند خاطر ندارم من گفتم آن سوره فاتحة الکتاب است که این هفت حرف راندارد وچون این هفت حرف مربوط به هفت طبقه جهنم است آن را در این سوره که سوره رحمت است نیاورده است واین حروف عبارتنداز

    ث  اذا القو منها ...دعوا هنا لک ثبورا

    ج وان جهنم  لموعدهم اجمعین

    خ ذالک هوخسران المبین

    ز  ان شجرة زقوم طعام  الاثیم

    ش فا ما الذین شقوا

    ظ کلا انها لظی

    ف لا یحزنهم الفزع الا کبر

    این هفت حرف را خداوند برداشت ودر آیه ظلمانی که در سوره انعام(ایه 122) است قرار داد اومن کان میتا فاحییناه وجعلنا له نورایمشی به فی الناس کمن مثله فی الظلمات لیس بخارج منها کذالک زین للکافرین ما کانوا یعملون)

    ***تقریر در تفاسیر قرآن این آیه در شان حمزه وابوجهل آمده حمزه به شکار رفته بود وابوجهل به رسول خدا جسارت کرد هنگامی که از شکاربرگشت با کمان به صورت ابوجهل زد و شهادتین  بر زیان جاری کرد وایمان آورد واین آیه در شان اونازل شد.

    دعای قنوت ماه رمضان 

        اَللّـهُمَّ ارْزُقْنى حَلاوَهَ ذِکْرِکَ   وَ، اِقامَهِ اَمْرِکَ، وَ، وَاَوْزِعْنى

    لاَِدآءِ شُکْرِکَ، وَاحْفَظْنى بِحِفْظِکَ وَسَتْرِکَ، بِکَرَمِکَ  یا اَبْصَرَ  النّاظِرینَ

    فاتحه (سوره) - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

     

     

    سوره فاتحه - عکس ویسگون

    رمضان 1401

    لماذا سمي شهر رمضان بهذا الاسم وهل له أسماء أخرى؟ | ثقافة | الجزيرة نت

     

    Free Ramadan Kareem Cards 2021..Ramadan Mubarak background ⋆belarabyapps

     امام حسن عسکری ع  مَن صامُ عَشَرةُ اَشهُر رَمَضان مُتوالیانِ دَخَل الجَنَه

    کسی که ده سال پی در پی رمضان را روزه بگیرد به بهشت میرود

    Image result for لااله الاالله متحرک

    ماه رمضان را خداوند معرفی کرده است 

    شَهْرُ رَمَضَانَ اَلَّذِي أُنزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَىٰ وَالْفُرْقَانِ ۚ فَمَن شَهِدَ مِنكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ ۖ 

    وَمَن كَانَ مَرِيضًا أَوْ عَلَىٰ سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ ۗ يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلَا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ

    وَلِتُكْمِلُوا الْعِدَّةَ وَلِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلَىٰ مَا هَدَاكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ وَأَن تَصُومُوا خَيْرٌ لَّكُمْ ۖ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ 

     

    روزه -صوم  از دیدگاه خداوند تبارک وتعالی 

    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ

    إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِينَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِينَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِينَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ

    وَالْمُتَصَدِّقِينَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِينَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيرًا وَالذَّاكِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا 

    ماه رمضان ماه خیر است  چون ماهی است که قران نازل شده است روزه خیر است چون خداوند برای روزه داران مغفرت گناهان واجر وپاداشی عظیم که نامه اعمال ما را سنگین کند مهیا کرده است خداوند با روزه بر ما اسان گرفته است سختی نخواسته است چون با روزه داری ما را از اتش دوزخ که وعده داده است نجات میدهد واین امتحان بسیار اسانی است برای کسی که مطیع خداوند باشد واین ماه را برای اطاعت از امر او که امری واجب است روزه بگیرد 

    9 توصیه عالی از مرحوم آيت الله كشميرى برای ماه مبارک رمضان


    🔻 کمیت‌گرا نباشید
    ١- "کمیت گرا نباشید؛ کیفیت جو باشید!"
    دنبال ختم آیات و ادعیه نباشید؛ بلكه در پی هضم آنها باشید! غذای اندک را خوب بجوید تا جزء جان تان شود. بزرگترین مشکل ما قشری‌نگری به دین و شریعت است. با خود فکر کنید آنقدر در سال های قبل با ولعِ زیادخوانی اعمال انجام دادید، به کجا رسیدید؟!

    آغاز ماه رمضان حتماً نیت کنید فقط براى الله روزه بگیرید؛ فقط الله! آداب روزه‌داری را تا آنجا که نشاط دارید، انجام دهید:

    🔻٢- تفکر
     حتماً دقایقی از ساعات رازآمیز روزه‌داری خود را به برترین عبادت اختصاص دهید و آن هم چیزی نیست جز «تفکر»! با خود و خدای خود خلوت ‌کنید.
    خصوصاً به نوع رابطه حضرت حق با خودتان بیندیشد؛ امید است ابوابی از معرفت به رویتان باز شود.


    🔻٣_ یکی از مهم‌ترین حالات بندگی خصوصاً در ماه رمضان، حالتی است که توصیه‌ى مؤکد نبی مکرم است و آن «سجده طولانی» است.
    فقط خدا و اولیاء الهی می‌دانند هنگام سجده‌ى عبودیت چه بارانی از ابر رحمت و چه برکاتی از عالم ربوبیت بر سر شما می‌بارد. حتماً در روز یک سجده‌ى طولانی داشته باشید.

    🔻۴- حتی‌المقدور در خانه خود افطار کنید؛ حتی در مساجد افطار نکنید.
    بگذارید برکت افطار و دعای مستجاب لحظه‌ی افطار به خانواده و خانه‌ى شما تعلق گیرد.
    در ضمن، هنگام افطار دِلال کنید!
    "دِلال يعنى ناز کردن"
    هنگام افطار برای خدا ناز کنید! چون براش روزه ‌گرفتید وحضرتش خوان کرم گسترده؛ لقمه‌ى اول را نزدیک دهان ببرید، اما نخورید! دعا کنید؛ یعنی به خدا عرض کنید: "اگر حاجتم را بدی، افطار می‌کنم!"
    این حالت معجزه می‌كند!

    🔻۵- رمز ماندگاری در ضیافت الهی رمضان کیمیای«حُسن خلق» است.
    با فرزندان، خویشان و دوستان خود با اکسیر حسن خلق و مهربانی برخورد ‌کنید. لحظه‌ى عصبانیت و خشم شما همان لحظه اخراج شما از این مهمانی الهی است!

    🔻۶- کشتی رؤیایی رمضان سوار بر امواج دریای «اشک» به ساحل نجات می رسد! از خدای سبحان در این ماه خصوصاً اسحار سحرآمیز آن اشک و گریه درخواست کنید.

    🔻۷- از ابتدای ماه رمضان باید هدف‌گذاری شما "لیلة القدر” باشد که جان رمضان است.
    در این خصوص، سخن زیاد است؛ لکن، «مصلحت نیست که از پرده برون افتد راز» فقط سعی کنیم شب قدر در  ما واقع شود نه در ماه!

    🔻۸- این ماه ماه «ربیع القرآن» ماست.
     در این بهار قرآنی هرروز یک آیه را انتخاب کنید و تا افطار به طور متناوب تلاوت و در پیرامون آن تدبر نمایید. امید است دم دمای افطار آن آیه برای شما پرده از رخسار بردارد!

    🔻۹- در سراسر ماه رمضان توجه شما به روزه‌دار حقیقی و انسان کامل یعنی امام عصر نباید منقطع شود .

      _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|___͡͡͡ _▫_͡ ___͡͡π__͡͡ __͡▫__͡͡ _|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|___͡͡͡ _▫_͡ ___͡͡π__͡͡ __͡▫__͡͡ _|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_

     

    امام صادق(ع) :


    1- طلبتُ الجنة، فوجدتها فى السخاء : بهشت را جستجو نمودم، پس آن را در بخشندگى و جوانمردى یافتم.

    2- و طلبتُ العافیة، فوجدتها فى العزلة: و تندرستى و رستگارى را جستجو نمودم، پس آن را در گوشه‏ گیرى (مثبت و سازنده) یافتم.

    3- و طلبت ثقل المیزان، فوجدته فى شهادة »ان لا اله الا الله و محمد رسول الله»:
    و سنگینى ترازوى اعمال را جستجو نمودم، پس آن را در گواهى به یگانگى خدا تعالى و رسالت حضرت محمد (ص) یافتم.

    4- و طلبت السرعة فى الدخول الى الجنة، فوجدتها فى العمل لله تعالى: سرعت در ورود به بهشت را جستجو نمودم، پس آن را در كار خالصانه براى خداى تعالى یافتم.

    5- و طلبتُ حب الموت، فوجدته فى تقدیم المال لوجه الله:و دوست داشتن مرگ را جستجو نمودم، پس آن را در پیش فرستادن ثروت (انفاق) براى خشنودى خدا یافتم.

    6- و طلبت حلاوة العبادة، فوجدتها فى ترك المعصیة: و شیرینى عبادت را جستجو نمودم، پس آن را در ترك گناه یافتم.

    7- و طلبت رقة القلب، فوجدتها فى الجوع و العطش: و رقت (نرمى) قلب را جستجو نمودم، پس آن را در گرسنگى و تشنگى (روزه) یافتم.

    8- و طلبت نور القلب، فوجدته فى التفكر و البكاء: و روشنى قلب را جستجو نمودم، پس آن را در اندیشیدن و گریستن یافتم.

    9- و طلبت الجواز على الصراط، فوجدته فى الصدقة: و (آسانى) عبور بر صراط را جستجو نمودم، پس آن را در صدقه یافتم.

    10- و طلبت نور الوجه، فوجدته فى صلاة اللیل: و روشنى رخسار را جستجو نمودم، پس آن را در نماز شب یافتم.

    11- و طلبت فضل الجهاد، فوجدته فى الكسب للعیال: و فضیلت جهاد را جستجو نمودم، پس آن را در به دست آوردن هزینه زندگى زن و فرزند یافتم.
     
    12- و طلبت حدب الله عزوجل، فوجدته فى بغض اهل المعاصى: و دوستى خداى تعالى را جستجو كردم، پس آن را در دشمنى با گنهكاران یافتم.

    13- و طلبت الرئاسة، فوجدتها فى النصیحة لعبادالله: و سرورى و بزرگى را جستجو نمودم، پس آن را در خیرخواهى براى بندگان خدا یافتم.

    14- و طلبت فراغ القلب، فوجدته فى قلة المال: و آسایش قلب را جستجو نمودم، پس آن را در كمى ثروت یافتم.

    15- و طلبت عزائم الامور، فوجدتها فى الصبر :و كارهاى پر ارزش را جستجو نمودم، پس آن را در شكیبایى یافتم.

    16- و طلبت الشرف، فوجدته فى العلم: و بلندى قدر و حسب را جستجو نمودم، پس آن را در دانش یافتم.

    17- و طلبت العبادة فوجدتها فى الورع: و عبادت در جستجو نمودم، پس آن را در پرهیزكاری یافتم.

    18- و طلبت الراحة، فوجوتها فى الزهد:و آسایش را جستجو نمودم، پس آن را در پارسایى یافتم.

    19- و طلبت الرفعة، فوجدتها فى التواضع: برترى و بزرگوارى را جستجو نمودم، پس آن را در فروتنى یافتم.

    20- و طلبت العز، فوجدته فى الصدق: و عزت (سرافرازی و ارجمندى) را جستجو نمودم، پس آن را در راستى و درستى یافتم.

    21- و طلبت الذلة، فوجدتها فى الصوم: و نرمى و فروتنى را جستجو نمودم، پس آن را در روزه یافتم.
    22- و طلبت الغنى، فوجدته فى القناعة: و توانگرى را جستجو نمودم، پس آن را در قناعت یافتم.

    23- و طلبت الانس، فوجدته فى قرائة القرآن: و آرامش و همدمى را جستجو نمودم، پس آن را در خواندن قرآن یافتم.

    24- و طلبت صحبة الناس، فوجدتها فى حسن الخلق: و همراهى و گفتگوى با مردم را جستجو نمودم، پس آن را در خوشخویى یافتم.

    25- و طلبت رضى الله، فوجدته فى برالوالدین: و خوشنودى خدا تعالى را جستجو کردم، پس آن را در نیكى به پدر و مادر یافتم.    

    -شیخ صدوق به سند معتبره روایت کرده از حضرت امام رضا (علیه السلام) از پدران بزرگوار  خود از حضرت امیرالمؤ منین علی ع  که فرمود : خطبه اى خواند براى  ما روزى حضرت رسول خدا (صَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَ آله) پس فرمود : اَیها النّاس بدرستى  که رو کرده است به سوى شما ماه خدا با برکت و رحمت و آمرزش. ماهى است که نزد خدا  بهترین ماه ها است و روزهایش بهترین روزها است و شب هایش بهترین شب ها است و ساعت هایش  بهترین ساعتها است و آن ماهی است که خوانده اند شما را در آن بسوى ضیافت خدا و گردیده  اید در آن از اهل کرامت خدا . نَفَسهاى شما در آن ثواب تسبیح دارد و خواب شما ثواب  عبادت دارد و عملهاى شما در آن مقبول است و دعاهاى شما در آن مستجاب است . پس سؤ ال کنید  از پروردگار خود به نیت هاى درست و دل هاى پاکیزه از گناهان و صفات ذمیمه که توفیق  دهد شما را براى روزه داشتن آن و تلاوت کردن قرآن در آن .

    به درستى که شقى و بد عاقبت  کسى است که محروم گردد از آمرزش خدا در این ماه عظیم و یاد کنید به گرسنگى و تشنگى  شما در این ماه تشنگى و گرسنگى روز قیامت را و تَصدّق کنید بر فقیران و مسکینان خود  و تعظیم نمائید پیران خود را و رحم کنید کودکان خود را و نوازش نمائید خویشان خود  را و نگاه دارید زبان هاى خود را از آنچه نباید گفت و بپوشید دیدهاى خود را از آنچه  حلال نیست شما را در نظر کردن به سوى آن و بازدارید گوش هاى خود را از آنچه حلال نیست شما  را شنیدن آن و مهربانى کنید با یتیمان مردم تا مهربانى کنند بعد از شما با یتیمان  شما و بازگشت کنید به سوى خدا از گناهان خود و بلند کنید دست هاى خود را به دعا در  اوقات نمازهاى خود ، زیرا که وقت نمازها بهترین ساعت ها است که نظر مى کند حق تعالى در  این اوقات به رحمت به سوى بندگان خود و جواب مى گوید ایشان را هرگاه او را مناجات  کند و لبّیک مى گوید ایشان را هرگاه او را ندا کنند و مستجاب مى گرداند هرگاه او را  بخوانند اى گروه مردمان . به درستى که جان هاى شما در گروِ  کرده هاى شما است ، پس از گرو  به در آورید به طلب آمرزش از خدا و پشت هاى شما گرانبار است از گناهان شما ، پس سبک  گردانید آنها را به طول دادن سجده ها و بدانید که حق تعالى سوگند یاد کرده است به  عزّت و جلال خود که عذاب نکند نمازگذارندگان و سجده کنندگان در این ماه را و  نترساند ایشان را به آتش جهنم در روز قیامت .

    ایها النّاس هر که از شما افطار دهد  روزه دار مؤمنى را در این ماه از براى او خواهد بود نزد خدا ثواب بنده آزاد کردن و  آمرزش گناهان گذشته . پس ‍ بعضى از اصحاب گفتند : یا رسول الله همه ما قدرت بر آن  نداریم .  حضرت فرمود : بپرهیزید از آتش جهنم به افطار فرمودن روزه داران اگرچه به نصف  دانه خرما باشد و اگر چه به یک شربت آبى باشد ؛ به درستى که خدا این ثواب را مى دهد کسى  را که چنین کند اگر قادر بر زیاده از این نباشد .

    اَیها النّاسُ هر که خُلْق خود را  در این ماه نیکو گرداند بر صراط آسان بگذرد در روزى که قدم ها بر آن لغزد و هر که  سبک گرداند در این ماه خدمت غلام و کنیز خود را ، خدا در قیامت حساب او را آسان  گرداند و هر که در این ماه شرّ خود را از مردم باز دارد ، حق تعالى غضب خود را در  قیامت از او باز دارد و هر که در این ماه یتیم بى پدرى را ، گرامى دارد خدا او را در قیامت گرامى دارد و هر که در این ماه صله و احسان کند با خویشان خود خدا وَصل کند او را به رحمت خود در قیامت و هر که در این ماه قطع احسان از خویشان خود بکند ، خدا در قیامت قطع رحمت از او کند و هر که نماز سنّتى در این ماه بکند خدا براى  او برات بیزارى از آتش جهنم بنویسد و هر که در این ماه نماز واجبى را ادا کند خدا  عطا کند به او ثواب هفتاد نماز واجب که در ماه هاى دیگر کرده شود و هر که در این ماه  بسیار بر من صلوات فرستد خدا سنگین گرداند ترازوى عمل او را در روزى که ترازوهاى  اعمال سبک باشد و کسى که یک آیه از قرآن در این ماه بخواند ثواب کسى دارد که در  ماه هاى دیگر ختم قرآن کرده باشد .

    -

    2-امام الصّادِقِ علیه السلام : اَنَّهُ مَنْ  لَمْ یغْفَرْ لَهُ فى شَهْرِ

    رَمَضانَ لَمْ یغْفَرْ لَهُ اِلى قابِلٍ اِلاّ اَنْ یشْهَدَ عَرَفَةَ

     

    امام صادق علیه السلام فرمود: هر که در  ماه رمضان آمرزیده نشود

    تا سال آینده آمرزیده نشود مگر آنکه در عرفات حاضر شود

     

    3-از حضرت رسول (صَلَّى  اللَّهِ عَلِیهِ وَ آله) نقل کرده اند که آن حضرت فرمود هرکه این دعا را در ماه  رمضان بعد از هر نماز واجبى بخواند حق تعالى بیامرزد گناهان او را تا روز قیامت و دعا این است :

    اَللّهُمَّ اَدْخِلْ عَلى اَهْلِ الْقُبُورِ  السُّرُورَ

    اَللّهُمَّ اَغْنِ کلَّ فَقیرٍ اَللّهُمَّ اَشْبِعْ کلَّ جایعٍ اَللّهُمَّ اکسُ  کلَّ عُرْیانٍ

    اَللّهُمَّ اقْضِ دَینَ کلِّ مَدینٍ اَللّهُمَّ فَرِّجْ عَنْ کلِّ مَکرُوبٍ  اَللّهُمَّ رُدَّ

    کلَّ غَریبٍ اَللّهُمَّ فُک کلَّ اَسیرٍ اَللّهُمَّ اَصْلِحْ کلَّ فاسِدٍ مِنْ  اُمُورِ

    الْمُسْلِمینَ اَللّهُمَّ اشْفِ کلَّ مَریضٍ اَللّهُمَّ سُدَّ فَقْرَنا بِغِناک  اَللّهُمَّ

    غَیرْ سُوءَ حالِنا بِحُسْنِ حالِک اَللّهُمَّ اقْضِ عَنَّا الدَّینَ  وَاَغْنِنا مِنَ

    الْفَقْرِ اِنَّک عَلى کلِّشَىءٍ قَدیرٌ

    4-بدانکه بهترین اعمال در شبها و روزهاى ماه مبارک رمضان خواندن قرآن است و بسیار  باید خواند چه آنکه قرآن در این ماه نازل شده است و وارد شده که هر چیزى را بهاریست  و بهار قرآن ماه رمضان است و در ماه هاى دیگر هر ماهى یک ختم سنت است و اقلّش شش روز  است و در ماه رمضان در هر سه روز یک ختم سنّت است

    5-آنکه در وقت افطار دعاهاى وارده آن را بخواند از جمله آنکه بگوید:

    اَللّهُمَّ  لَک صُمْتُ وَعَلى رِزْقِک اَفْطَرْتُ وَعَلَیک تَوَکلْتُ

    خدایا براى تو روزه گرفتم و با روزى تو افطار کنم و بر تو توکل کنم

    در لقمه اوّل بگوید بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرّحَیمِ یا واسِعَ الْمَغْفِرَةِ اِغْفِرْ لى تا خدا او را بیامرزد

    6-سید روایت کرده که هر که این دعا را بخواند در هر شب ماه رمضان آمرزیده شود  گناهان چهل سال او :

    اَللّهُمَّ رَبَّ شَهْرِ رَمَضانَ الَّذى اَنْزَلْتَ فیهِ الْقُرْآنَ وَافْتَرَضْتَ  على

    عِبادِک فیهِ الصِّیامَ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَارْزُقْنى حَجَّ  بَیتِک

    الْحَرامِ فى عامى هذا وَ فى کلِّ عامٍ وَاغْفِرْ لى تِلْک الذُّنُوبَ الْعِظامَ

    فَاِنَّهُ لا یغْفِرُها غَیرُک یا رَحْمنُ یا عَلاّمُ

    7-شیخ کفعمى در حاشیه بلد الا مین از سید بن باقى نقل کرده که فرموده مستحبّ  است در هر شب ماه رَمَضان دو رکعت نماز در هر رکعت حمد و توحید سه مرتبه و چون سلام  داد بگوید:

    سُبْحانَ مَنْ هُوَ حَفیظٌ لا یغْفُلُ    سُبحانَ مَنْ هُوَ رَحیمٌ لا یعْجَلُ

    سُبْحانَ مَنْ هُوَ قاَّئِمٌ لا یسْهُو     سُبْحانَ مَنْ هُوَ دائِمٌ لا یلْهُو 

    منزه است آن خداى نگهبانى که غفلت نکند منزه است آن خداى مهربانى که شتاب نکند  

    منزه است آن خداى پابرجایى که کسى را از یاد نبرد منزه است آن خداى جاویدانى که  به چیزى سرگرم نشود

    پس بگوید تسبیحات اربع را هفت مرتبه پس بگوید:

    سُبْحانَکَ سُبْحانَکَ سُبْحانَکَ  یا عَظیمُ اغْفِرْ لِىَ الذَّنْبَ الْعَظیمَ

    منزّهى تو منزّهى منزّهى اى خداى بزرگ بیامرز گناهان بزرگم را

    پس ده مرتبه صلوات بفرستد بر پیغمبر و آل او علیهم السلام . کسى که این دو رکعت نماز را بجا آورد  تا حق تعالى از براى او هفتاد هزار گناه بیامرزد

    دعاى سحر معروف

    دعای سحر

    اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ مِنْ بَهائِكَ بِأَبْهاهُ وَكُلُّ بَهائِكَ بَهِیٌّ ، اللّٰهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُكَ بِبَهائِكَ كُلِّهِ . اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ مِنْ جَمالِكَ بِأَجْمَلِهِ وَكُلُّ جَمالِكَ جَمِیلٌ ، اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِجَمالِكَ كُلِّهِ . اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ مِنْ جَلالِكَ بِأَجَلِّهِ وَكُلُّ جَلالِكَ جَلِیلٌ ، اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِجَلالِكَ كُلِّهِ . اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ مِنْ عَظَمَتِكَ بِأَعْظَمِها وَكُلُّ عَظَمَتِكَ عَظِیمَةٌ ، اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِعَظَمَتِكَ كُلِّها . اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ مِنْ نُورِكَ بِأَنْوَرِهِ وَكُلُّ نُورِكَ نَیِّرٌ ، اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِنُورِكَ كُلِّهِ . اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ مِنْ رَحْمَتِكَ بِأَوْسَعِها وَكُلُّ رَحْمَتِكَ واسِعَةٌ ، اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِرَحْمَتِكَ كُلِّها. اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ مِنْ كَلِماتِكَ بِأَتَمِّها وَكُلُّ كَلِماتِكَ تامَّةٌ ، اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِكَلِماتِكَ كُلِّها؛ اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ مِنْ كَمالِكَ بِأَكْمَلِهِ وَكُلُّ كَمالِكَ كامِلٌ ، اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِكَمالِكَ كُلِّهِ . اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ مِنْ أَسْمائِكَ بِأَكْبَرِها وَكُلُّ أَسْمائِكَ كَبِیرَةٌ ، اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِأَسْمائِكَ كُلِّها . اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ مِنْ عِزَّتِكَ بِأَعَزِّها وَكُلُّ عِزَّتِكَ عَزِیزَةٌ ، اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِعِزَّتِكَ كُلِّها . اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ مِنْ مَشِیئَتِكَ بِأَمْضاها وَكُلُّ مَشِیئَتِكَ ماضِیَةٌ، اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِمَشِیئَتِكَ كُلِّها . اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ مِنْ قُدْرَتِكَ بِالْقُدْرَةِ الَّتِى اسْتَطَلْتَ بِها عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍ وَكُلُّ قُدْرَتِكَ مُسْتَطِیلَةٌ ، اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِقُدْرَتِكَ كُلِّها . اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ مِنْ عِلْمِكَ بِأَنْفَذِهِ وَكُلُّ عِلْمِكَ نافِذٌ ، اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِعِلْمِكَ كُلِّهِ . اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ مِنْ قَوْلِكَ بِأَرْضاهُ وَكُلُّ قَوْ لِكَ رَضِیٌّ ، اللّٰهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُكَ بِقَوْلِكَ كُلِّهِ . اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ مِنْ مَسائِلِكَ بِأَحَبِّها إِلَیْكَ وَكُلُّهٰا إِلَیْكَ حَبِیبَةٌ ، اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِمَسائِلِكَ كُلِّها؛ اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ مِنْ شَرَفِكَ بِأَشْرَفِهِ وَكُلُّ شَرَفِكَ شَرِیفٌ ، اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِشَرَفِكَ كُلِّهِ . اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ مِنْ سُلْطانِكَ بِأَدْوَمِهِ وَكُلُّ سُلْطانِكَ دَائِمٌ ، اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِسُلْطانِكَ كُلِّهِ . اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ مِنْ مُلْكِكَ بِأَ فْخَرِهِ وَكُلُّ مُلْكِكَ فاخِرٌ ، اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِمُلْكِكَ كُلِّهِ . اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ مِنْ عُلُوِّكَ بِأَعْلاهُ وَكُلُّ عُلُوِّكَ عالٍ ، اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِعُلُوِّكَ كُلِّهِ . للّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ مِنْ مَنِّكَ بِأَ قْدَمِهِ وَكُلُّ مَنِّكَ قَدِیمٌ ، اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِمَنِّكَ كُلِّهِ . اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ مِنْ آیاتِكَ بِأَكْرَمِها وَكُلُّ آیاتِكَ كَرِیمَةٌ ، اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بآیاتِكَ كُلِّها . اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِما أَنْتَ فِیهِ مِنَ الشَّأْنِ وَالْجَبَرُوتِ وَأَسْأَلُكَ بِكُلِّ شَأْنٍ وَحْدَهُ وَجَبَرُوتٍ وَحْدَها ، اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِما تُجِیبُنِى بِهِ حِینَ أَسْأَلُكَ فَأَجِبْنِى یَا اللّٰهُ.

    8-دعاهای بعد از نماز در ماه رمضان دو دعا خیلی مهم است 1-

    یا عَلِىُّ یا عَظیمُ یا غَفُورُ یا رَحیمُ اَنْتَ  الرَّبُّ الْعَظیمُ الَّذى لَیسَ کمِثْلِهِ شَىءٌ

    وَ هُوَ السَّمیعُ الْبَصیرُ وَ هذا شَهْرٌ عَظَّمْتَهُ وَ کرَّمْتَهُ وَ شَرَّفْتَهُ  وَ فَضَّلْتَهُ

    عَلَى الشُّهُورِ وَ هُوَ الشَّهْرُ الَّذى فَرَضْتَ صِیامَهُ عَلَىَّ وَ هُوَ شَهْرُ

    رَمَضانَ الَّذى اَنْزَلْتَ فیهِ الْقُرْآنَ هُدىً لِلنّاسِ وَ بَیناتٍ مِنَ  الْهُدى

    وَالْفُرْقانِ وَ جَعَلْتَ فیهِ لَیلَةَ الْقَدْرِ وَ جَعَلْتَها خَیراً مِنْ  اَلْفِ شَهْرٍ فَیا

    ذَالْمَنِّ وَ لا یمَنُّ عَلَیک مُنَّ عَلَىَّ بِفَکاک رَقَبَتى مِنَ النّارِ  فیمَنْ تَمُنُّ

    عَلَیهِ وَ اَدْخِلْنِى الْجَنَّةَ بِرَحْمَتِک یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ

     

    10-هرجمعه رمضان بعد از نماز صبح دعای نور را بخواند وحاجت بطلبد

    هركس آنرا((دعای نور)) به صدق دل در ماه مبارك رمضان در روز آدینه(جمعه) در هنگامی كه نماز صبح را گذارده باشد و با كسی سخن نگفته باشد بخواند  هر حاجتی كه دارد حقتعالی در شب قدر كه شب فیض است برآورد 

    دعای نور 

    اَللّهُمَّ یانُورَ النَّورِ تَنَوَّرْتَ بِالنُّورِوَالنُّورُفی نُورِكَ یا نُورُ ،

    اَللّهمَّ یاعَزیزُ تَعَزَّزْتَ بِالعِّزةِ والعِزَّةُ فی عِزَّةِ عِزَّتِكَ یاعَزیزُ ،

    اَللّهُمَّ یا جَلیلُ تَجَلَّلْتَ بِالْجَلالِ والجَلالُ فی جَلالِ جَلالِكَ یا جَلیلُ اَللّهُمَّ یا قَدیمُ تَقَدَّمْتَ بِالْقِدَمِ وَالْقِدَمُ فی قِدَمِ قِدَمِكَ یاقَدیمُ ،

    اَللّهُمَّ یا قَدیرُ تَقَدَّرْتَ بِالْقُدْرَةِ وَالْقُدْرَةُ فی قُدْرَةِ قُدْرَتِكَ یا قَدیرُ

    اَللّهُمَّ یاوَهّابُ تَوَهَّبْتَ بِالْهَیْبَةِ وَالْهَیْبَةُ فِی هَیْبَةِ هَیْبَتِكَ یا وَهّاب

    اَللّهُمَّ یا عَلیْمُ تَعَلَّمْتَ بِالْعِلْمِ وَالْعِلْمُ فِی عِلْمِ عِلْمِكَ یا عَلیمُ

    اَللّهُمَّ یا حَكیمُ تَحَكَّمْتَ بِالْحِكْمَةِ وَالْحِكْمَةُ فِی حِكْمَةِ حِكْمَتِكَ یا حَكیمُ اَللّهُمَّ یامالِكُ تَمَلَّكْتَ بِالْمُلْكِ وَالْمَلَكُوتُ فِی مَلَكوتِ مَلَكوتِكَ یا مالِكُ

    اَللّهُمَّ یا قُدُّوسُ تَقَدَّسْتَ بِالْقُدْسِ وَالقُدْسُ فِی قُدْسِ قُدْسِكَ یا قُدّوسُ اَللّهُمَّ یا صَبُورُ تَصَبَّرْتَ بِالْصَبْرِ وَالْصَبْرُ فِی صَبْرِ صَبْرِكَ یا صَبُور ،

    اَللّهُمَّ یا مَنّانُ تَمَنَّنْتَ بِالْمِنَّةِ وَالْمِنَّةُ فِی مِنَّتِ مِنَّتِكَ یا مَنّانُ

    اَللّهُمَّ یا فَرْدُ تَفَرَّدْتَ بِالْفَرْدِ وَالْفَرْدُ فِی فَرْدِ فَرْدِكَ یا فَرْدُ

    اَللّهُمَّ یا واحِدُ تَوَحَّدْتَ بِالْوَحْدانِیَّةِ والْوَحْدانِیَّةُ فِی وَحدانیَّةِ وَحْدانیَّتِكَ یا واحِدُ

    اَللّهُمَّ یا جَمیلُ تَجَمَّلْتَ بِالْجَمالِ وَالْجَمالُ فِی جَمالِ جَمالِكَ یا جَمیلُ، اَللّهُمَّ یاسَلامُ تَسَلَّمْتَ بِالْسَّلامِ وَالْسَّلامُ فِی سَلامِ سَلامِكَ یا

    سَلامُ ، اَللّهُمَّ یارَبِّ تَرََبَّیْتَ بِالْرُّبُوبِیَّةِ والْرُّبُوبِیَّةُ فِی رُبُوبِیَّةِ رُبوبِیَّتِكَ یا رَبُّ،

    اَللّهُمَّ یاقَهّارُ تَقَهَّرْتَ بِالْقَهْرِ وَالْقَهْرُ فِی قَهْرِ قَهْرُكَ یا قَهّارُ ،

    اَللّهُمَّ یا جَبّارُتَجَبَّرْتَ بِالْجَبَروتِ وَالْجَبَروتُ فِی جَبَروتِ جَبَروتِكَ یاجَبّارُ،

    اَللّهُمَّ یا كَریمُ تَكَرَّمْتَ بِالْكَرَمِ وَالْكَرَمُ فِی كَرَمِ كَرَمِكَ یا كَریمُ،

    اَللّهُمَّ یاكَبیرُتَكَبَّرْتَ بِالْكِبْرِیاءِ وَالْكِبْرِیاءُ فِی كِبْرِیاءِ كِبْرِیائِكَ یا كَبیرُ، اَللّهُمَّ یا رَحیمُ تَرَحَّمْتَ بِالرَّحْمَةِ وَالرَحْمَةُ فِی رَحْمَةِ رَحْمَتِكَ یا رَحیمُ ،اَللّهُمَّ یا عَظیمُ تَعَظَّمْتَ بِالْعَظَمَةِ والعَظَمَةُ فی عَظَمَةِ عَظَمَتِكَ یا عَظیمُ ، اَللّهُمَّ یا مَجیدُ تَمَجَّدْتَ بِالْمَجْدِ وَالْمَجْدُ فِی مَجْدِ مَجْدِكَ یا مَجیدُ ، اَللّهُمَّ یا حَلیمُ تَحَمَّلْتَ بِالْحِلمِ وَالْحِلْمُ فِی حِلْمِ حِلْمِكَ یا حَلیمُ ، اَللّهُمَّ لااله الّا اَنْتَ ،اِنَّكَ عَلی كُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ، سُبْحانَ الْقَهّارِ ،سُبحانَ الْغَفّارِ، سُبحانَ الْقادِرِ، سُبحانَ العزیزِ، سُبحانَ الحَیِّ، سُبحانَ القیومِ سُبحانَ القاهرِ، سُبحانَ الجَبّارِ، سُبحانَ الصَّبِیرِ، سُبحانَ الجَبّارِالْوَهّابِ، سُبحانَ المانِع، سُبحانَ المُبِینِ ، سُبحانَ الشّافِیِ، سُبحانَ الْكافِیِ، سُبحانَ الْمُعافِیِ ، سُبحانَ الْمؤمِنِ، سُبحانَ المُهَیْمِنِ سُبحانَ الْماجِدِ، سُبحانَ الواحِدِ، سُبحانَ الاَحَدِ، سُبحانَ الرَّحْمنِ، سُبحانَ الجَلِیلِ، سُبحانَ الكَریمِ، سُبحانَ المُقَدِّمِ، سُبحانَ الْمُؤَخِّرِ، سُبحانَ الَاوَّلِ، سُبحانَ الْآخِرِ، سُبحانَ الظّاهِرِ، سُبحانَ الْباطِنِ ،سُبحانَ الْوافِیِ ، سُبحانَ الغَنیِّ، سُبحانَ المُغَنِیِّ، سُبحانَ المُقَدِّرِ، سُبحانَ النُّورِ،

    سُبحانَ الْهادیِ، سُبحانَ الجَلیلِ، سُبحانَ المُجِیبِ، سُبحانَ اللهِ وَالْحَمْدُلِلّهِ ولااِلهَ الّااللهُ وَاللهُ اَكبر، سُبحانَ اللهِ المُسَمّی قَبْلَ اَنْ یُسَمّی سُبحانَ الْعَلِیِّ الْاَعْلی ، سُبحانَ اللهِ وتَعالی عَمّا یَقولُونَ عُلُواً كَبیرا، سُبحانَ ذِی الْمُلْكِ وَالْمَلَكوتِ، سُبحانَ ذِی الْعِزَّةِ وَالعَظَمَةِ وَالْهَیْبَةِ وَالْقُدْرَةِ وَالْكِبرِیاءِ وَالْجَلالِ وَالْجَبَروتِ، سُبحانَ الْمَلِكِ الْمَعْبود، سُبحانَ الْمَلِكِ المَقصود، سُبحانَ الْمَلِكِ الْحَیِّ الْعَلیمِ الْحَكیمِ

    اَلَّذی لایَنامُ ولایَفوتُ اَبَداً دائِماً باقِیاً سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّنا وَ رَبُّ الْمَلائِكَةِ وَالْرّوحِ لاِالهَ اِلّااللهُ وَحْدَهُ لاشَریكَ لَه , لَهُ الْمُلْكُ وَلَهُ الْحَمْدُ وَهوَعَلی كُلِّ شَی ءٍ قَدیرٌ، یاحَیُّ یاقَیُّومُ یاذَالْجَلالِ وَالْاِكرامِ لاالهَ اِلّا هُوَ ،عَلیهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَرَبُّ الْعَرْشِ الْعَظیمِ وَلاحَوْلَ وَلاقُوَّةَ اِلّابِاللهِ الْعَلِیِّ الْعَظیمِ بِرَحْمَتِكَ یااَرْحَمَ اْلراحِمِینَ ،لااِلهَ اِلّااللهُ الْحَلِیمُ الْكَریمُ لااِلهَ اِلّااللهُ العَلِیُّ الْعَظیمُ سُبحانَ اللهِ رَبِّ الْسَّمواتِ السَّبْعِ وَرَبِّ الْاَرَضینَ الْسَّبْعِ وَما فِیهِنَّ وَمابَینَهُنَّ وَرَبِّ الْعَرْشِ الْعَظیمِ وَالْْحَمدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمِینِ . یا مَن اَظْهَرَالْجَمیلَ وَسَتَرَ الْقَبِیحَ، یا مَنْ لَمْ یُؤاخِذْ بِالْجَریرَةِ وَلَم یَهْتِكِ الْسِّتْرَ یا عَظیمَ الْعَفو یا حَسَنَ التَّجاوُزِ یا واسِعَ الْمَغفِرَةِ وَ یا باسِطَ الْیَدَیْنِ بِالرََّحْمَةِ یا صاحِبَ كُلِّ نَجْوی وَیا مُنْتَهی كُلِّ شَكْوی وَ یا مُفَرِّجَ كُلِّ كُرْبَةٍ یا مُقِیلَ كُلِّ عَثْرَةٍ یا كَریمَ الصَفْحِ یا عَظیمَ الْمَنِّ یا مُبْتَدِءً بِالنِّعَمِ قَبْلَ اِسْتِحْقاقِها یا رَ بّاهُ یا سَیّداهُ یا غَایَةَ رَغْبَتاهُ اَسْئَلُكَ بِكَ وَبِمُحَمَّدٍ وَعَلِیٍّ وَفاطِمَةَ وَالْحَسَنِ وَالْحُسینِ وَعَلی بنِ الْحُسَین وَمُحَمَّد بنِ عَلی وَجَعْفَرِبنِ مُحَمَّدٍ وَمُوسَی بنِ جَعْفَرٍ وَعَلیِّ بنِ مُوسی وَمُحَمَّدٍ بن عَلیٍّ وعَلیِّ بنِ مُحَمَّدٍ والحَسَنِ بن عَلیِ وَالْقائِمِ المَهْدِیِّ، اَلْاَئِمَّةِ الْهادِیةِ عَلَیْهِمُ الْسَّلامُ اَنْ تُصَلّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَاَسْئَلُكَ یا اللهُ یااللهُ یا اللهُ اَن لاتُشَوِّهَ خَلْقِی بِالْنّارِ وَ اَن تَفْعَلَ بِی ما اَنْتَ اَهْلُهُ بِرَحْمَتِكَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمِینَ.

    11-درهر شب جمعه فردی را برای افطاری دعوت کند تا به این روایت حضرت رسول عمل کرده باشد

    از حضرت رسول (صَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَ آله)  مرویست که کسى که افطار دهد روزه دارى را از براى او خواهد بود مثل اجرِ آن روزه  دار بدون آنکه از اجر او چیزى کم شود و هم از براى او خواهد بود مثل آن عمل نیکویى  که  آن افطار کننده به قوه آن طعام بجا آورد

    12-درایام البیض ماه رمضان (13و14و15))هرروز دعای مجیر را بخواند چون روایت شده هر که این دعا را در ایام البیض ماه رمضان بخواند گناهانش آمرزیده شود  اگر چه به عدد دانه هاى باران و برگ درختان و ریگ بیابان باشد

    دعای مجیر

     

     

     

     

     

    13-درشب 23رمضان دوسوره عنکبوت وروم تلاوت شود که حضرت صادق علیه السلام قَسم یاد فرموده که خواننده این دو سوره دراین شب از اهل بهشت است

    14- در شب قدر دعای جوشن کبیر فراموش نشود 

    سنت حسنه در ماه رمضان 

    یک سنت حسنه خوب ماه رمضان قرائت قران وهدیه به گذشتگان است ورویه بنده حقیر این است که یک هفته اخر رمضان سوره توحید را به اندازه مقدور تلاوت میکنم وبه روح مومنان در گذشته هدیه میکنم چه از رسول خدا ص روایت شده است که سوره توحید ثلث قران است واگر سه سوره توحید به روح در گذشتگان هدیه کنیم مانند این است که یه ختم کامل قران را به انان هدیه کرده ایم

    امام باقر علیه السلام فرموده اند: سوره توحید برابر با یک سوم قران است. (2)

    مرحوم آیت الله علی سعادت پرور تهرانی در آخرین جلساتی که با شاگردان خاص خودشان داشتند فرموده بودند: «مردنم را به من نشان دادند، واضح واضح و هم اکنون نیز آن زمان برایم مشهود است، دیدم که انبیا و اولیای الهی(ع) در تشییع جنازه ام شرکت کرده اند و این به خاطر آن است که بنده چهل سال در وقت سحر با توجه، صد مرتبه سوره «قل هو الله احد» را می خواندم و به روح یکصد و بیست و چهار هزار پیامبر هدیه کرده ام
     

    رسول خدا (ص) به امام علي(ع) فرمود:

    مثَل تو مثَل "قل هو الله احد" است. اين سوره را هر كس يك بار بخواند، گويا ثلث قرآن را خوانده و هر كس دو بار بخواند گويا دو ثلث قرآن را خوانده و هر كس سه بار بخواند، گويا همه قرآن را ختم كرده است. تو را هم هر كس به قلبش دوست داشته باشد، ثلث ثواب بندگي را به دست آورده و هر كس علاوه بر دوست داشتن قلبي، به زبان هم اين دوست داشتن را اعلام كند، دو سوم ثواب بندگي را به دست آورده و هر كس به قلب و زبان و عمل(با عمل اعضا و جوارح) اين دوست داشتن را اعلام كند و نشان دهد، همه ثواب بندگي را به دست آورده است. (1)

     

    هدیه سوره توحید به گذشتگان سنت حسنه ماه رمضان 

     

    واما کسانی که در ماه رمضان  سوره توحید را به انها هدیه کرده ام

    1_12 سوره توحید هدیه به محمد مصطفی ص

    2- 12سوره توحید هدیه به ابراهیم خلیل الرحمن ع

    3-دوازده سوره توحید هدیه به عیسی بن مریم روح الله ع

    4-دوازده سوره توحید هدیه به موسی بن عمران کلیم الله ع

    5- دوازده سوره توحید هدیه به حضرت داود ع

    6-دوازده سوره توحید هدیه به حضرت سلیمان ع

    7-سه سوره توحید هدیه به ادم صفی الله -ادریس ع الیاس ع نوح ع   اسماعیل ع اسحاق ع  یعقوب ع  یوسف ع  لوط ع شعیب ع یحیی ع ذکریا ع حضرت هارون ع حضرت هود ع حضرت صالح ع   دانیال نبی سموئیل نبی ع حضرت ایوب ع حضرت یونس ع  شائول (طالوت )  ذالقرنین ع

    8- به اوصیا برحق رسول الله که دوازده نفر هستند از امام علی ع تا حجت بن الحسن عسکری هر کدام سه سوره توحید

    9-حواریون حضرت عیسی ع به استثناء یهودای اسخریوطی ونیز قدیس پولس وقدیس برنابا قدیس اگوستین همراه با یوشع بن نون وصی برحق حضرت موسی ع هرکدام سه سوره توحید هدیه میکنم

    10-اما ار صحابه صادق اسلام به سلمان فارسی وابوذر غفاری مقداد واویس قرنی مالک اشتر وحمزه سیدالشهدا هرکدام سه سوره توحید هدیه میکنم

    11-اما از علما وعارفان سلف وعلمای قرن اخیر  هرکدام سه سوره توحید هدیه میکنم به ترتیب 1-شیخ اکبر محی الدین عربی صاحب فتوحات مکیه 2-شیح ابوسعید ابوالخیر عارف بزرگ که اسلام که کتاب اسرار التوحید بزرگی شان او را اثبات میکند  3/ شیخ عبدالقادر گیلانی  صاحب کتاب فتوح الغیب  4-بایزید بسطامی  5- ملاصدرای شیرازی   عارف وفیلسوف بزرگ اسلام   6-  ملاهادی سبزواری فیلسوف وعارف  7-  حاج شیخ عباس قمی صاحب کتاب مفاتیح الجنان   8- سید علی اقای قاضی تبریزی  9-  سید هاشم حداد عارف عراقی که کتاب روح مجرد شان ومرتبت این عارف را  بیان کرده است 10-شیخ مفید   11- شیخ کلینی صاحب کتاب کافی  12-سید بن طاوس 13-شیخ بهایی مدفون در امام رضا ع  14- شیخ جعفر مجتهدی عارف مدفون در حرم امام رضا ع  15- شیخ حسنعلی اصفهانی (نخودکی ) مدفون در حرم امام رضا 16- علامه محمد باقر مجلسی صاحب بحار الانوار  17- شیخ محمد بهاری همدانی مدفون در بهار همدان 18-شیخ محمد جواد انصاری همدانی عارف بزرگ مدفون در قم 19-شیخ میرزا جواد اقا ملکی تبریزی مدفن در قم  20--شیخ رجبعلی خیاط مدفون در ابن بابویه تهران  21-شیخ صدوق صاحب کتاب من لا یحضره الفقیه مدفون در ابن بابویه تهران 21-حاج میرزا احمد عابد نهاوندی (مرشد چلویی) مدفون در ابن بابویه تهران  22- روح الله موسوی الخمینی عارف بزرگ ورهبر فقید اسلام 23-ایت الله مرعشی نجفی 24- ایت الله بهجت 25-ایت الله بروجردی 26-ایت الله بها الدینی 27- حاج اسماعیل دولابی 28-علامه طباطبایی صاحب المیزان 29- علامه شهید مرتضی مطهری 30-ایت الله شاه ابادی استاد امام خمینی مدفون در عبدالعظیم حسنی 31-سید شرف الدین جبل العاملی صاحب کتاب المراجعات 32- سلطان الواعظین شیرازی صاحب کتاب شب های مکه شبهای پیشاور که از حقانیت مذهب شیعه دفاع کرده است 33- علامه امینی صاحب کتاب الغدیر که از حقانیت شیعه دفاع کرده است 34-ایت الله کوهستانی بهشهری 35-امام محمد غزالی صاحب کتاب کیمیای سعادت

    12-از بانوان که هرکدام سه سوره توحید به انان هدیه میکنم1-حضرت حوا مادر همه عالم 2-حضرت سارا همسر ابراهیم 3-حضرت اسیه همسر فرعون4-حضرت مریم مقدس مادر عیسی ع 5-حضرت خدیجه کبری 6-حضرت فاطمه زهرا بنت محمد مصطفی 7-حضرت فاطمه معصومه بنت موسی بن جعفر 8-رابعه عدویه زن عارف قرن دوم هجری-9 بانوترزا زن مومن مسیحی  10زینب بنت علی ع

    13-ازشاعران فردوسی حافظ سعدی شیرازی مولوی  هزین لاهیجی ملااحمد نراقی صاحب مثنوی طاقدیس شیخ محمود شبستری صاحب گلشن راز  هرکدام سه سوره توحید هدیه میکنم

    ازنویسندگان بزرگ 1- ویل دورانت     2- جواهر لعل نهرو   چون هرکدام با نوشتن کتاب تاریخ تمدن هرکدام سه سوره توحید هدیه میکنم 

     

    چرا سوره توحید به این نام معروف شده است | علت نامگذاری سوره توحید

     

    ولله الحمد. | Quran verses, Holy quran, Noble quran

    سال 1401 ویک ارزوی مهم که از خداوند خواستم

    شب اول قبر به انسان چه می‌گذرد؟

     

    زمان دقیق لحظه تحویل سال 1401

    حیوان سال 1401 چیست؟ - صنایع دستی صوفی | هدایای تبلیغاتی خلاقانه | هدایای  سازمانی خاص

    درفروردین ماه 1401 وارد 655ماه زندگی از عمرم شدم دقیقا تا این ماه 655ماه از عمرم را ورق زده ام همیشه از مولایم طلب هزار ماه عمر کرده ام واز باقی عمرم تقریبا  30 سال باقی مانده است امیدوارم مولایم این 30سال باقی مانده را به من عنایت کند تابرای ملاقات با او اماده شوم لذا میدانم که در نوروز 1430 دیگر ارام در قبر ارمیده ام به قول حافظ نوروز 1430 گل های خود را دمیده است وما در گل قبر اقامت کرده ایم لذا مرگ یک حقیقت است که باید انرا بپذیریم اما اماده شدن برای رفتن حقیقت دیگری است که باید برای رفتن خوب درباره ان تامل کنییم شکر سپاس خدای تبارک وتعالی که در 655ماه عمرم دوباره خدای تبارک وتعالی مرا به مهمانی خود دعوت کرده است لذا برای ماه خوب خداوند رمضان لحظه شماری میکنم ماه رمضان رادوست دارم همان طور که نماز را دوست دارم خدایا از تو میخواهم 30 سال دیگر به من عمر عطا به فرمایی ود راین 30 سال سلامتی جسم من را برای عبادت وبندگی تضمین کنی ونیز روزی حلال مرا تا اخرین لحظه زندگی ام را تضمین کنی ومرا برای جبران خطاها وگناهان گذشته ام یاری فرمایی تا بتوانم برای ملاقات با تو با قلبی ارام وضمیری مطمئن به فضل تو اماده بشوم 

    خدایا ازتو عمری بسیار طولانی طلب نکرده ام 655ماه عنایت کرده ای ممنون وسپاس گذارم 345ماه دیگر عمر طلب میکنم تا برای ملاقات با تو خطاهای گذشته ام راجبران کنم هر چند که هر روز به چشم خود می بینم که با مرگ دوستان وعزیزان بین انان وارزوهایشان جدایی می افتد اما من به این جمله زیبای تو در قران بسیار خوشبین هستم  ٱدْعُونِىٓ أَسْتَجِبْ لَكُمْ ۚ از من بخواهید به شما عطا میکنم خدایا شیطان از تو طلب کرد تا روز قیامت به او طول عمر عنایت کنی وتو خواهش اورا اجابت فرمودی من از تو ای پادشاه عالم خواهش میکنم که بر این بنده حقیر منت فرمایی و345 ماه دیگر عمر عنایت فرمایی ودر دی ماه 1429 که 1000 ماه عمرم ورق خورده باشد   با خود عهد می بندم برای ملاقات با تو 40 روز قبل روزه باشم وجز ذکر ویاد تو به چیزی مشغول نباشم وسعی میکنم در مقدسترین مکان دنیا یعنی مکه باشم اگر مقدور باشد انشا الله 

    خوش ان روزی که سال سی در آیو                ملاقات من  و   مولا سر   آیو

     چیست ازین خوبتر در همه آفاق کار             دوست بر دوست رفت یار بر یار

    قل لن يصيبنا الا ما كتب الله لنا | Quran verses, Quran, Noble quran

    سجده بر قبر آدم

    دهم دی ماه 1429شمسی  شمع عمرم خاموش میشود وحباب هستی ام در اقیانوس زمان از بین میرود وبرای همیشه فراموش میشویم 

     

     

    ولله الحمد. | Quran verses, Holy quran, Noble quran

     

     

    دلا تا کی در این کاخ مجازی    کنی مانند طفلان خاکبازی

    عبرت گرفتن در احادیث | موسسه تحقیقات و نشر معارف اهل البیت علیهم السلام

     

     

    دلا تا کی درین کاخ مجازی

    کنی مانند طفلان خاک‌بازی

    خلیل آسا در ملک یقین زن

    نوای «لا احب الافلین» زن

    یکی دان و یکی بین و یکی گوی

    یکی خواه و یکی خوان و یکی جوی

    ز هر ذره بدو رویی و راهی‌ است

    بر اثبات وجود او گواهی‌ است

    بدو آر از همه روی ارادت

    وز او جو ختم کارت بر سعادت

     

    علی  (عليه السلام): لِكُلِّ اِمْرِئٍ فِي مَالِهِ شَرِيكَانِ، الْوَارِثُ وَ الْحَوَادِث.

     

    علی  فرمود (ع): هر كس را در مالش دو شريك است،

    يكى وارث و يكى حوادث.

     


    امام عليه السلام در اين گفتار حكيمانه به افراد بخيل و خسيس هشدار مى دهد ومى فرمايد: «هر انسانى در اموالش دو شريك دارد: وارثان و حوادث»؛ (لِكُلِّ امْرِيءٍ فِي مَالِهِ شَرِيكَانِ: الْوَارِثُ، وَآلْحَوَادِثُ).
    اشاره به اينكه افراد بخيل به چه مى انديشند؟ آيا تصور مى كنند اين اموال را با خود مى برند با اينكه از دو حال خارج نيست: يا به وسيله حوادث وپيش آمدهاى روزگار ازقبيل ورشكست شدن در تجارت، ربوده شدن به وسيله سارقان، سيل و آتش سوزى و امثال آن بر باد مى رود و يا در صورت مصون ماندن از حوادث به دست وارث مى رسد. وارثى كه غالبآ دلش به حال صاحب مال نسوخته و آن را تملك مى كند و از آن براى منافع خود و عيش و لذت بهره مى گيرد؛ بى آنكه به فكر صاحب اصلى مال باشد. بسيار ديده ايم افرادى را كه اموالى از آنها به ارث رسيده و در ميان آن ثلث يا موقوفاتى وجود دارد و وارثان اصرار دارند كه با بهانه هايى حتى ثلث را تملك كرده و وقف را به نوعى باطل كنند و عين موقوفه را به تملك خود درآورند! افراد بخيل اگر در اين امور درست بينديشند به اشتباه بزرگ خود پى مى برند. آيا بهتر آن نيست كه شريك ديگرى براى خود دست و پا كنند؟ شريكى كه در مشكلات برزخ و قيامت به داد آنها مى رسد و به مضمون «(مَا عِنْدَكُمْ يَنفَدُ وَمَا عِنْدَ اللهِ بَاقٍ)؛ آنچه نزد شماست فانى مى گردد و آنچه نزد خداست باقى مى ماند»، هرگز خللى در آن وارد نمى شود. آرى اين شريك، همان نيازمندان و محرومانى هستند كه انفاق بر آنها در قرآن مجيد با تعبير وام دادن به خدا بيان شده است: (مَّنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللهَ قَرْضآ حَسَنآ فَيُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافآ كَثِيرَةً) همان وامى كه حداقل ده برابر و حداكثر هفتصد برابر و بيشتر به آن سود داده خواهد شد.
    همانگونه كه در بحث اسناد اين گفتار حكيمانه اشاره شد اين سخن به دو صورت ديگر نيز نقل شده: نخست: «بَشِّر مالَ الْبَخِيلِ بِحادِثٍ أو وارِثٍ؛ به مال افراد بخيل بشارت ده كه يا حوادث نابودكننده در انتظار آن است و يا وارث» وديگر اينكه: «إنَّ لَکَ فِي مالِکَ شَريكَيْنِ: الْحَدَثانِ وَالْوارِثِ فَإنِ اسْتَطَعْتَ أنْ لا تَكُونَ أبْخَسُ الشُّرَكاءِ حَظّآ فَافْعَلْ؛ در مال تو (جز تو) دو شريك هست: حوادث نابودكننده و وارث، هرگاه بتوانى سهم تو كمتر از آن دو نباشد انجام ده (بخشى از اموالت را انفاق كن)».
    شگفت اينكه بسيار ديده شده است فرزندان افراد ثروتمند، انتظار مرگ پدر را مى كشند تا هرچه زودتر بتوانند از اموال او بهره ببرند. عجيب تر از آن اينكه در زمان خود ديده ايم فرزندان در اواخر عمر پدر، مال او را ميان خود تقسيم مى كنند و حتى پدر را از نيازمندى هاى زندگى خود محروم مى سازند در حالى كه هنوز زنده و به حكم خدا و قوانين بشرى مالك اموال خويش است.

     

    روح  قناعت 

    علی ع در باره افراد باتقوی ومتقین میفرماید  (( وحاجاتُهُم خَفیفَة))

    ترجمه: نیازهاى آنان (پرهیزکاران) اندک است.

    * * *

     شرح: متقین در زمره انسانهاى پرخرج و سنگین هزینه و داراى تشکیلات پر زرق و برق نیستند، اگر لباسى بخواهند یا مسکنى طلبند، در محدوده نیاز خود جستجو مى کنند، اگر با لباسى ارزان قیمت و مسکنى معمولى امور زندگى خود را مى توانند بگذرانند، با دست خود، خود را در مهلکه قرار نمى دهند، همانند افرادى نیستند که اگر زندگى پرزرق و برق و لوکس و مدرنى نباشد، نتوانند زندگى کنند، آنها با اینکه مى توانند چنین امورى را هم فراهم کنند، ولى خود را از این امور مستغنى مى دانند، و از این روى اگر مدتى در فشار زندگى و تورّم اقتصادى قرار گیرند، چون خود را با قناعت تطبیق داده اند، هرگز سختى و ناراحتى را احساس نمى کنند.

    اما کسانى که از ابتدا خود را با نیازهاى گسترده و تجمّل همسو کرده اند، در مواقع کمبود، چاره اى جز سختى و ناراحتى ندارند، زیرا طبیعتى که بر امرى عادت داده شد، در موقع فقدان آن امر طبیعتاً غم را باید با آغوشى باز استقبال کند، پس عاقل آن است، که: انجام کار را در آغاز بنگرد، و دوراندیشى و تدبیر نگرى را در مدّنظر گیرد، اگر نفس بر خِفّت و کمى احتیاج عادت کند، نه در گشایش زندگى بسیار خوشنود و نه در سختى آن ناخشنود مى گردد، زیرا در هر دو حال به اندازه نیاز مصرف مى کند.

    یکى از عوامل پیشرفت اسلام در صدر اسلام و عدم شکست آن در زیر فشارهاى شکننده دشمنان، منطبق شدن مسلمانان با نیازهاى اندک بود، آنها با این عمل خود را در برابر فشارهاى اقتصادى بیمه کردند جریان محاصره هاى اقتصادى و شعب ابیطالب و سختى مسلمانان و در نتیجه مقاومت آنان زبانزد خاص و عام بود. اسلام از طرفى با تعالیم خود توسط پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) و از طرفى با الگوسازى و ارائه الگوهاى مطمئن چون پیامبران و به ویژه پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) مسلمانان را در این امر یارى رساند; آنان را چنان ساخت که اگر مى خواستند به زندگى پرزرق و برق روى آورند، کمال نفسانى و ایمان بارور آنها به آنان اجازه نمى داد، و چنان آنها را قانع کرد، که به اندک چیزى مى ساختند، و دم نمى زدند. امثال سلمان را چنان ساخت که او با اینکه فرماندار مدائن بود، نقل مى کنند وقتى سیل آمد با اساس مختصرى که داشت از شهر دور شد، و گفت: «نَجَى المُخَفَّفُون»: «رستگارند کسانى که تخفیف در حوائج مى دهند و به کم قانع اند» زیرا در وقت خطر سریع مى توانند از معرکه دور شوند، همچون مرغ سبکبالى که از چنگ عقاب تیزپرواز مى گریزد، ولى حیوان تن پرور در هنگام شکار شدن، قدرت فرار ندارد، و از این روى در دام بلا سقوط مى کند.

     

     

    بروز و صدور این چنین حالات و سخنان از چنین بزرگانى همچون سلمان ریشه در رهبرى هاى رهبران آنان دارد. وقتى پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) و على(علیه السلام) جانشین بلافصل او چنین قانعانه زندگى مى کنند، چرا پیروانشان این چنین نباشند؟! پیروان یک رهبر نشان دهنده حالات و فرامین او هستند، مولائى که وقتى املاک شخصى و دسترنج خود را مى فروشد، و دینارى را به خانه برنمى گرداند، و همه را به فقرا مى دهد، و چنین خفیف المؤونه با خانواده اش با گرده نانى زندگى را سپرى مى کنند، چرا رهروان او نکنند؟ چرا پرهیزکاران که از او الگو گرفته اند نکنند؟ اگر نمى توانیم همچون رهبران خود باشیم، چنانکه مولى الکونین و رهبر آزادگان على(علیه السلام) بر این مطلب تصریح فرمود، ولى ما را هم افسار گسیخته رها نکرده و فرمودند مرا با تلاش و کوشش خود یارى دهید، و سعى کنید تا حداکثر به ما نزدیک شوید.

    باید آگاه بود که، به قدر ضرورت تهیه کردن امورات زندگى منافات با تقوى و زهد ندارد; این مقدار چنانکه در روایات آمده است، از دین است نه از دنیا، ولى بیشتر از قدر حاجت و نیاز، از دنیا است نه از دین. با نگرشى به زندگى درونى اغنیاء این مسئله بسیار ملموس مى شود، زندگى آنها همراه به محنت و بلا و رنج است، و چه بسا خود توجهى به آن ندارند. رنجى که شاید یک دهم و عشر آن در زندگى کسانى که اکتفاء به قدر حاجت کردند نباشد، باید پذیرفت که این افراد قانع پادشاهى مى کنند نه پادشاهانى که قناعت نمى کنند.

    و به قول شاعر:

    نگهبانى مُلک و دولت بلاست *** گدا پادشا هست و نامش گداست 

    نهایت ثمرى که از این مال و ثروت زیادى عائد شخص مى شود، بر فرض اینکه دستخوش حوادث نگردیده و نابود نشود این است که ورثه استفاده کرده، و چه بسا روزگارى به معصیت کردگار سپرى کنند، و چه خوش فرمود مولى الموالى در نهج البلاغه که: «لِکُلِّ امرء فى ماله شریکانِ، الوارث و الحوادث»(1): «براى هر کس در مالش دو شریک است یکى وارث و دیگرى پیشامدهاى زندگى» پس خردمند و دانا کسى است که: از این دو شریک اگر پیش نمى افتد، پس نیفتد، به این معنا که به مقدار ضرورت برداشت کرده، و زیاده بر آن را انفاق کند، یا در دیگر امور خیریه مصرف نماید; ولى دیده مى شود که افرادى مثل کرم ابریشم تا آخر عمر ابریشم تنیده اطراف خود را از ثروت پر کرده، و وقتى به نظر خودش در آخر عمر مى خواهد استراحتى کند، و از دسترنج خود بهره اى گیرد، در درون آن پیله و میان انبوهى از ثروت جان مى بازد، و ابریشم ها و ثروت ها را براى دیگرى مى گذارد، اى کاش به راحتى مى گذاشت و مى رفت، این مال در وقت مفارقت روح، او را به سوى دنیا مى کشد و از طرفى ملک الموت ریشه هاى قلب او را گرفته و به سوى آخرت مى کشد، و در این وسط اگر براى او مسئله به راحتى سپرى شود، مثل کسى خواهد بود که اعضاء او را در وقت مرگ از یکدیگر جدا کنند.

    منشأ کمى حاجت بر سبک بودن مؤونه پرهیزکار را باید در وجود گوهرى به نام حبّ به محبوب واقعى و خالق حقیقى جستجود کرد، وقتى حبّ آمد، به اعتنائى نسبت به دنیا را به دنبال دارد، دنیا به معنى ما سواى محبوب، دنیا به معنى مشغول کننده و بازدارنده از توجه به معشوق.

    ظرف را یا هوا پر مى کند یا آب، هر چه از یکى کاسته شود بر دیگرى افزوده مى گردد، اگر در ظرف دل حبّ قرار گیرد هواپرستى و دنیاطلبى بیرون مى رود وگرنه اگر هواپرستى و تمایل به دنیا در آن قرار گرفت، جاى حبّ نیست هرچه از حبّ کاسته شود، بر هوا افزوده و هر چه از هوا کاسته شود، بر حب اضافه مى گردد. پرهیزکار چون حب به محبوب در قلب او لانه کرده، توجّهى به غیر او نمى کند، او در رابطه با مسائل مادّى و حوائج روزمره خود، خود را همچون تشنه اى مى بیند که از دریاى مادّیات به اندازه رفع تشنگى بهره برمى گیرد و به بقیه باقیمانده دیگر بى اعتنا است، این بى اعتنائى و غناى در فقر خود عنایتى و هدیه اى از ناحیه آن محبوب واقعى و آن غنّى بالذات است، که این عاشق با او رابطه برقرار کرده است و به همین معنا اشاره دارد کلام رسول گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله) «تحفة المؤمن فی الدنیا الفقر»: «هدیه مؤمن در دنیا فقر است».

    در روایت است که خداوند روز قیامت به چنین افراد به ظاهر فقیر مى فرماید: اى بنده من دنیا را به تو ندادم نه از این جهت بود که دنیا به تو حیف بود; بلکه از آن بود که تو به دنیا حیف بودى، گاهى هم که دعاى تو را اجابت نمى کردم، براى این بود که دوست داشتم ناله تو را بشنوم، و از ناله و توجه تو به خود خشنود و مسرور گردم.

    دنیات ندادم نه از خوارى تست *** کونین فداى یک نفس زارى تست

    هر چند دعا کنى اجابت نکنم *** زیرا که مرا محبت زارى تست

    اگر بگوئیم حقیقى را خداوند بارى تعالى به چنین پرهیزکارانى در اثر قناعت عطا فرموده سخن به گزاف نگفته ایم.

    اگرت سلطنت فقر ببخشند ایدل *** کمترین ملک تو از ماه بود تا ماهى

    خشت زیر سر و بر تارک هفت اختر پاى *** دست قدرت نگر و منصب صاحبخانى

    پرهیزکاران در اثر تعالى روح در برابر کسى که آنها را فقیر انگاشته، و مالى بخواهد بخشد با حالتى متکبّرانه برخورد مى کنند. در روایتى آمده که حضرت على(علیه السلام) به حضرت خضر(علیه السلام)رسیده از ایشان سؤال فرمودند: «بهترین اعمال چیست»؟ گفت: «بذل اغنیاء بر فقراء و کمک کردن به آنها، براى رضاى خدا»، مولى فرمودند: «از آن بهتر ناز و تکبّر فقراء است بر اغنیاء به خاطر وثوق و اطمینانى که به خدا دارند»، خضر(علیه السلام) در جواب گفت: «این کلامى است که باید با نور بر صفحه رخسار حور نوشت».

    کلام پیامبر گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله): «الفَقْر فَخْرى»: «فقر افتخار من است» اشاره به فقر عرفى و خفیف المؤونه بودن است، یعنى کم نیازى و خفیف الحاجه بودن مدال افتخار من است; البته محتمل است که اشاره به فقر ذاتى باشد (انتم الفقراء الى الله و الله هو الغنى) که همه مخلوقات ذاتاً محتاج و فقیرِ خداوند متعال و غنّى بالذات هستند.

    علماء اخلاق، فقر(2) عرضى را به چند قسم تقسیم کرده اند: 1ـ فقرى که در آن فقیر راغب به مال است، به طورى که اگر راهى براى یافتن و به دست آوردن آن پیدا کند، اگرچه با مشقّت زیادى همراه باشد، آن مال را طلب مى کند، این فرد را فقیر حریص نامند.

    2ـ فقرى که فقیر در آن وجود مال را محبوب تر از عدم آن دانسته، ولى مثل حالت اول به سراغ آن نرفته; بلکه اگر براى او آورده شود گرفته و خوشنود است، این فرد را فقیر قانع گویند.

    3ـ فقرى که در آن فقیر از مال کراهت داشته، و از آن فرارى و بیزار است، این فرد را فقیر زاهد گویند که اگر اعراض و تزهّد او به خاطر خوف از عقاب باشد، فقیر را «فقیر خائف» و اگر براى شوق به ثواب باشد «فقیر راجى» (امیدوار) گویند.

    4ـ فقرى که در آن فقیر نسبت به مال دنیا بى توجه مى شود، و اغراض دنیوى و اخروى را فراموش کرده و فقط روى توجه با تمام وجودش به خالق متعال دارد، این فرد را «فقیر عارف» گویند و در واقع چنین شخصى (مستغنى راضى) باید نام نهاده شود، زیرا کم نیازى او نوعى بى نیازى است، بى نیازى و استغناء نسبت به ما سوى الله و راضى به هر چه از محبوب به او مى رسد، این نوع فقر که در پرهیزکاران خفیف الاحتیاج بروز مى کند، مافوق زهد است، زیرا در زهد، زاهد مشغول به دنیا است ولى کاره از آن، یعنى در عین مشغول بودن به دنیا به آن بى میل است; چنانکه راغب به مال هم مشغول دنیا است، و به آن میل نشان مى دهد، و همین اشتغال اگرچه با کراهت همراه است، ولى خود حجابى از حجب ظلمانى عالم مادّه است.

    در روایات زیادى بشارت به فقراء و افراد خفیف الحاجة داده شده، که از مصداق بارز این مبشّرین، پرهیزکاران کم حاجتى هستند که به اندازه نیاز توشه برمى گیرند.

    البته جاى تذکر است که خفیف الحاجة بودن ملازم با فقر نیست; بلکه گاهى انسان خفیف الحاجة است، و بیش از نیاز هم در بساط ندارد، و گاهى بیش از نیاز هم دارد، ولى در رابطه با امور شخصى مصرف نمى کند; بلکه در مواردى که مورد رضاى خدا است صرف کرده، و براى خود به قدر نیاز برداشت مى کند.

    دو نکته را به مناسبت فقر متذکر شویم:

    1ـ ممکن است به ذهن کسى بیاید که: چنین انسانهاى متکاملى که مستغنى از مال و منال هستند، چرا فقیر نامیده مى شوند؟ اطلاق فقیر بر چنین بزرگانى و چنین اغنیائى مثل اطلاق عبد است بر عرفائى که حق عبودیت را شناختند، اگرچه عبد بر هر غافلى هم صدق مى کند، ولى هرچه عرفان و شناخت شخص نسبت به عبودیّت بالاتر رود، مُحِق تر بر اخذ نام عبد مى گردد. چنانکه در تشهد نماز خداوند متعال و شارع مقدس پیامبر خود را ابتداء با نام «عبد» و سپس با نام «رسول» مى ستاید: (و اشهد انّ محمداً عبده و رسوله). در رابطه با فقر هم هر چه عرفان نسبت به احتیاج داشتن بنده به خدا در جمیع امور بیشتر شود، این شخص به موازات شناختش محق تر به اطلاق این نام بر خود مى شود.

    2ـ در روایات بسیارى «فقر» ستوده شده، و براى فقرا مقامات بلندى در نظر گرفته شده است، از طرفى در روایاتى فقر مورد مذمّت قرار گرفته است، مثلا از پیامبر گرامى(صلى الله علیه وآله)رسیده: «کادَ الفقرُ اَنْ یَکونَ کُفرا»(3): «نزدیک است که فقر به کفر بیانجامد» و همچنین از آن حضرت روایت شده: «الفقرُ الموتُ الاکبرُ»(4): «فقر مرگ بزرگتر است» یعنى فقیر بدتر و بیشتر از یکبار مى میرد.

    از امام على(علیه السلام) هم رسیده: «مَنْ اِبْتَلى بالفقرِ ابتلى باربع خصال: بالضعف فى یقینه، و النقصان فى عقلهِ و الرّقة فی دینهِ، و قلّة الحیاء فى وجههِ، فنعوذ باللهِ مِن الفقرِ»(5): «کسى که مبتلا به فقر شود مبتلا به چهار خصلت مى گردد: به ضعف در یقین، نقصان و کمبود در عقل، سستى در دین و کمبود حیاء در صورتش ـ یعنى فقر موجب بى حیائى و پاره شدن پرده حیا مى شود ـ پس پناه مى بریم به خدا از فقر».

    حال چگونه بین این دو دسته از روایات را مى توان جمع کرد؟ جمع بین آنها با کمى تأمل واضح است. آن روایاتى که فقر را مذمّت مى کنند ناظر به فقرى هستند که فقیر مضطّر شده باشد مثل گرسنه اى که مشرف بر مرگ یا برهنه اى که از فرط سرما خوف تلف دارد، و روایاتى که مدح فقر را مى کند ناظر به غیر چنین فقرى است، مثل آنکه نان و یا چیزى که سدّ جوع کند دارد ولى خورش ندارد یا نان و خورش بسیار معمولى دارد ولى خود را محتاج به خورش بهترى مى داند.(6)

    حال براى روشن شدن خفیف الحاجة بودن مناسب است مثالهائى بزنیم:

    1ـ گاهى دیده مى شود افرادى براى مسافرت کوتاهى چندین چمدان و ساک باید به دنبال ببرند تا به خیال خود راحت باشند، در حالى که خود و دیگران را به زحمت مى اندازند، ولى عدّه اى دیگر دیده مى شوند که با یک ساک کوچک مسافرت را سپرى مى کنند، اینها خفیف المؤونه و کم نیازند، اما دسته اول از جمله کسانى هستند که بار خود را سنگین کرده و زیر آن زانو مى زنند. به راستى کدام دسته موافق عقل عمل کرده و کدام زندگى راحتى دارند؟ جواب را به عهده خوانندگان مى گذاریم.

    2ـ در بعضى قبرستانها قبرهائى درست مى کنند در ابعاد 5/1 متر در 50 سانتى متر که مجموعش 1 متر مربع یا کمتر مى شود گاهى چند طبقه اى درست مى کنند، یعنى در یک متر جا چند نفر را جا مى دهند; حال بنگرید به اهرم مصر که قبر فراعنه است، چندین هزار متر قاعده این هرم است با ارتفاعى در حدود 150 متر. ده، پانزده سال، هر روز دهها هزار کارگر را بکار گرفتند، تا این ساختمان عظیم برپا شود و چه بسیار افرادى زیر این کار طاقت فرسا جان دادند، چندین میلیون قطعه سنگ روى هم نهادند، سنگهائى که از هزار کیلومترى آورده شد تا این بنا برپا شود. دانشمندى نوشته، مرتفع ترین بناى سنگى بر روى کره زمین اهرام مصر است، آیا یک قبر این قدر تشکیلات لازم دارد؟ دقیقاً معلوم نیست این سنگهاى بزرگ به چه وسیله اى آورده شده، بعضى از دانشمندان معتقداند تمدّنى پیشرفته در آن زمان بوده، و سپس نابود گشته و از بین رفته است، با این مثال و نمونه روشن شد که دائره خفیف المؤونه بودن و عدم آن تا بعد از مرگ هم مى تواند توسعه داشته باشد.

    3ـ در اوائل انقلاب، اختلافى در اطراف کرج بود و به آنجا رفتیم، پیشنهاد شد که از کاخ شمس، یکى از خواهرهاى شاه دیدن کنیم، 2000 هکتار (200 میلیون متر مربع) وسعت آن بود در کنارش بنائى همچون کاخ براى خدمتکار مخصوص او بنا شده بود به وسعت 70 هزار متر مربع; زمانى که نزدیک درب خروجى در موقع برگشتن رسیدیم، حدود 50 نفر را ملاقات کردیم که مى گفتند: ما کارکنان کاخ بودیم، به قدرى به ما حقوق کم مى دادند که الان که صاحبان کاخها فرار کرده اند، هیچ پس اندازى نداریم، و در حال حاضر بیکار هستیم. پس از مشاهده این چیزها این آیه ها به خاطرم آمد: «کَمْ تَرکُوا مِنْ جِنّات و عُیُون ـ و زُرُوع وَ مَقام کَریم ـ وَ نَعْمَة کانُوا فِیهَا فاکِهِینَ»(7) خداوند درباره فرعونیان مى فرماید: «چه بسیار باغ و بستان و چشمه هاى آب و کشت و زرعها و منزلهاى عالى و ناز و نعمتهاى وافرى که در آن غرق و خشنود بودند رها کردند و رفتند».

    چرا انسانى که مى تواند در کم نیازى زندگى راحتى را سپرى کند با دست خود، را بدون جهت گرفتار مى کند؟ در مکه در سرزمین منا بودیم، چادرهائى به ما براى سکونت داده بودند، که سهم هر نفرى 3 متر بود به حجاج گفتم خانه هاى شما چه بسا به 2000 متر مى رسد، صحیح است که «مِنْ سعادةِ المرءِ سعةُ داره»: «از سعادت مرد وسیع بودن خانه او است»، ولى وسعت خانه حساب و کتاب دارد، بدانید در 3 متر هم مى توانید زندگى کنید، چنانکه الان در مِنا زندگى مى کنید. یک تکّه تاریخى بسیار جالب از نهج البلاغه نقل کنم: شُریح قاضى یک از قضات زمان مولى على(علیه السلام)خانه اى خرید، شریح که مرد سلیم النفس نبود در زمان خلیفه دوم توسط وى منصوب شده بود و بعد هم امام على(علیه السلام) بر طبق مصالحى وى را در مقام خود ابقاء کرده بودند ولى به او فرمودند قضاوت نهائى را نزد من آر، و عملا قضاوت او را از کار انداختند.

    مرحوم فیض الاسلام درباره شریح در ذیل نامه سوم نهج البلاغه خود چنین مى گوید: «شریح مردى بود کوسج که مو، در رو (صورت) نداشت و عمر بن خطاب او را قاضى کوفه قرار داد، و در آن دیار به قضاء و حکومت شرعیه مشغول بود، امیرالمؤمنین(علیه السلام) خواست او را عزل نماید، اهل کوفه گفتند: او را عزل مکن، زیرا او از جانب عمر منصوبست، و ما با این شرط با تو بیعت نمودیم که: آنچه ابوبکر و عمر مقرّر نموده اند، تغییر ندهى، و چون مختار ابن ابى عبیده ثقفى به مقام حکومت و امارت رسید، او را از کوفه بیرون نموده، به دهى که ساکنین آن یهودى بودند فرستاد، و چون حجاج امیر کوفه گردید او را به کوفه بازگردانیده با اینکه پیرمرد سالخورده اى بود، امر کرد به قضاء مشغول گردد، او به جهت خوارى که از مختار دیده بود درخواست نمود تا او را از قضاء عفو نماید; حجاج پذیرفت. خلاصه هفتاد و پنج سال قاضى بود فقط دو سال آخر عمر بر کنار ماند، و در سنّ یکصد و بیست سالگى از دنیا رفت». گویند: شریح در دوران قضاوت خود خانه اى خرید به 80 دینار (دینار برابر یک مثقال طلا بوده و الان بخواهیم با قیمت بازار امروز محاسبه کنیم، هر مثقال 6000 تومان است پس قیمت خانه مى شود 480000 = 600 × 80 تومان حال ببینید مولى(علیه السلام)به قاضى معروف کوفه که خانه اى معادل 480 هزار تومان (با محاسبه در بازار آزاد خریده و امروزه با این قیمت، خانه اى مثلا سه اطاقى مى دهند) چه مى فرماید: راوى مى گوید وقتى خبر به مولى رسید او را خواسته و به او فرمودند: به من خبر رسیده که خانه اى به قیمت 80 دینار خریده اى و سند و قباله اى هم براى آن نوشته و شهودى هم بر این جریان گرفته اى؟! شریح گفت: بلى یا امیرالمؤمنین، راوى مى گوید: حضرت با نگاهى غضبناک به او نگریسته و فرمودند: اى شریح آگاه باش که به زودى نزد تو مى آید کسى (عزرائیل) که نظر به نوشته و قولنامه تو نمى کند، و نیز از بیّنه و شاهدهاى تو سؤالى نخواهد کرد، تا تو را از این دنیا و این خانه خارج کرده و دور کند، و بدون هیچ چیزى و با دستى خالى تحویل قبر دهد، پس اى شریح بنگر که این خانه را از مال غیر نخریده باشى، یا پول و قیمت آن را از مال غیر حلال نداده باشى؟ که در این صورت تو زیانکار در دنیا و آخرتى (خسر الدنیا و الاخرة). بدان اگر وقتى مى خواستى این خانه را بخرى، نزد من مى آمدى من قباله و کتابتى مثل این قباله (که در ذیل مى آورم) براى تو مى نگاشتم که هرگز رغبت در خرید این خانه حتى به درهمى نمى کردى (چه رسد به 80 دینار).

    و قباله اى که مى نوشتم چنین بود: «هذا ما اشترى عبدٌ ذلیلٌ من عبد اُزْعِجَ للرّحیلِ، اِشترى منهُ داراً من دارِ الغُرورِ من جانبِ الفانینَ و خطَةِ الهالکینَ و تجمعُ هذه الدارُ حدودٌ اربعةٌ: الحدُّ الاولُ ینتهى الى دَواعى الافاتِ و الحدُ الثانى یَنْتهى الى دَواعى المُصیباتِ و الحدُّ الثالثُ ینتهى الى الهَوَى المُرْدى و الحدُ الرابعُ یَنْتهى الى الشیطانِ المُغْوِى و فیه یُشْرعُ بابُ هذه الدارِ اِشْترى هذا المُغْتَرُّ بالاَمَلِ مِن هذا المُزْعَج بالاجَلِ هذه الدارَ بالخروج مِنْ عزِّ القناعةِ و الدخولِ فى ذُلِّ الطلبِ و الضَّراعَةِ فما اَدْرَک هذا المشترى فیما اشْترى منه مِنْ دَرَک فَعَلى مُبَلْبِلِ اجسام الملوکِ و سالب نفوس الجبابرة و مُزیلِ ملک الفَراعِنهِ مِثل کسْرى و قیصِر و تُبَّعِ وَ حِمْیَرَ و مَنْ جمعَ المالَ على المالِ فَأَکثَر و مَنْ بَنى و شَیَّد و زَخْرَفَ و نَجَّدَ و ادَّخَرَ و اعتَقَدَ و نَظَرَ بزعمهِ للولدِ، اشخاصهم جمیعاً الى موقِفِ العرضِ و الحسابِ و موضعِ الثوابِ و العقابِ اذا وقع الامرُ بفَصلِ القضاءِ (و خَسِرَ هنالِک المُبطِلونَ) شَهدَ على ذلکَ العَقْلُ اِذا خَرَج مِنْ اَسْرِ الهَوى و سَلِمَ مِنْ عَلائِق الدنیا» مولى در این نوشته بنابر آنچه در قباله و قولنامه تنظیم مى گردد براى وى نگاشتند: ابتدا خریدار و فروشنده را معرفى کرده، سپس مبیع (شى مورد معامله یعنى خانه) را یادآور شدند، و اینکه در کدام محل و خیابانى واقع است، و پس از آن حدود چهارگانه آن را توضیح مى دهند، متذکر مى شوند که درب این خانه به حدّ چهارم باز مى شود سپس بهائى را که خریدار در مقابل این مبیع (یعنى شىء مورد معامله) مى پردازد ذکر کرده و اینکه خسارت و ضررى که از جانب این معامله متوجه مى شود به چه کسى مى رسد و در پایان از شاهد بر چگونگى این معامله را هم نام مى برند.

    «این خانه اى است که خرید بنده خوار و پست، از مرده اى که (کسى که حتماً خواهد مرد و از خانه اش) بیرون شده براى کوچ (به خانه آخرت) خرید از او خانه اى از سراى فریب (دنیا) از جانب (محله) نیست شوندگان، و (خیابان) هلاک شوندگان و در برمى گیرد این خانه این حدود چهارگانه را: حدّ اول: به پیشامدهاى ناگوار (خرابى، بیمارى، گرفتارى، دزدى) منتهى مى شود و حدّ دوم: به موجبات اندوهها (مرگ عزیزان، از دست رفتن خواسته و سرمایه ها) و حدّ سوم: به خواهش و آرزوى تباه کننده، و حدّ چهارم به شیطان گمراه کننده و درب این خانه از حدّ چهارم: باز مى گردد (و ورود شیطان و اتباع و اولیاء او آسان تر است).

    این شخص فریفته به خواهش و آرزو چنین خانه از این شخص بیرون شده براى مرگ خرید، به بهاى خارج شدن از ارجمندى قناعت و داخل شدن در پستى و درخواست و خوارى (زیرا قناعت و بى نیازى را از دست دادن گرفتارى ها و سختیهائى در بر دارد که موجب ذلّت و خوارى است، پس در واقع بهاى خانه اى که محل احتیاج و نیاز نبوده خروج از قناعت و شرافت و آبرو و دخول در ذلّت خواهش و سختى و گرفتارى است).

    پس چه بسیار خسارت دید این مشترى در خانه اى که خرید، پس بر بیمارى بخش اجسام پادشاهان و گیرنده جان جبّاران و زائل کننده سلطنت فرعون ها مثل کسرى (پادشاهان ایران) و قیصر (پادشاهان روم) و تُبَّع (پادشاهان یمن) و حِمْیَر (فرزندان حمیر بن سبَأ بن یَشْجَبِ بن یَعْرب بن قحطان که صاحب قبیله بودند) و (نیز بر زائل کننده) کسى که جمع کرد مال را برمال تا زیاد شد، و کسى که بنا کرد و محکم کرد و طلاکارى کرد و زینت نمود، و اندوخت و نگهدارى کرد، و به گمان خود براى فرزندان باقى گذارد بر آن زائل کننده یعنى خداوند متعال است فرستادن و جمع کردن اینچنین افرادى را در موقف و محل عرض اعمال و حساب و موضع ثواب و عقاب، زمانى که فرمان قطعى (بین حق و باطل و بهشتى و دوزخى از جانب خداى تعالى) صادر شود و در آنجا بیهودگان زیان برند.

    در قرآن کریم سوره مؤمن آیه 78 آمده: (فَاذا جاءَ اَمْرُ اللّهِ قُضِىَ بالحَقِّ وَ خَسِرَ هُنالَکَ المُبطِلُون):«چون (در روز رستاخیر) فرمان خداوند سبحان رسد، به حق و راستى حکم شود، و در آنجا بیهودگان (و تباهکاران) زیان برند» حضرت در کلام خود اقتباس از این آیه شریفه کرده اند.

    شاهد بر این (قباله) عقل است آنگاه که از تحت تأثیر هوا و هوس خارج گردد، و از علائق دنیا جان سالم بِدَر برد».(8)

    اگر نبود بر حقانیّت تفوّق علم مولى بر دیگر خلفاء جز تنظیم این قباله، کافى بود در تقدم او بر مدّعیان خلافتى که سر تا پا جهل و گمراهى بودند.

    باید مطلب هشدار دهنده اى را متذکر شوم و آن اینکه: یکى از عوامل مؤثر در ایجاد فقر و یا بقاء آن، انباشته شدن ثروتها، نزد عدّه اى ثروت اندوز است، آنهائى که درد فقر را در بدن احساس نکرده و مضمضه گرسنگى را در دهان خود نیازموده اند، باید دانست سرمایه هاى موجود در جهان نامحدود نیست; بلکه محدود است، و استفاده بى حدّ، اسرافها، تبذیرها و انباشتن ثروتها، موجب اختلال در گوشه اى از نظام جهان مى گردد، و هیچ فقیرى فقیر نخواهد شد، مگر اینکه مقدار و سهمیه اى که باید به او برسد ثروتمندى بالا کشیده، و از آن بهره برگرفته است، و به قول مولى على(علیه السلام):«ما مُنعَ فقیرٌ الاّ بما مُتّعَ به غَنىٌ»: «هیچ فقیرى از معاش خود محروم نمانده است، مگر اینکه یک غنى و توانگرى از حق مالى او بهره مند گشته است»(9)

    اگر این ثروتمندان به فقراء و نیازمندان عنایت کرده و مساعدت مى کردند، هیولاى فقط بر سر جوامع عموماً و کشورهاى مسلمان خصوصاً سایه نمى افکند، اى کاش فقز کمک نمى کردند و خود از ثروت خود استفاده مى کردند، کار امروزه به جائى رسیده که آمریکاى به اصطلاح متمدّن و حامى بشر گندم اضافه خود را به دریا مى ریزد تا نرخ گندم پائین نیاید، و در کنار این گندم به دریا ریختن ها، مردم کشورهاى آفریقائى در اثر فقر و گرسنگى جان مى دهند، و هر چه زمان به پیش مى رود، با خود آمار تلفات را هم بالا مى برد. اى کاش ذرّه اى عاطفه بر سران بعضى کشورها حاکم بود، اى کاش حال به دین و مرامى پایبند نیستند، لااقل خوى انسانى را مراعات کرده و آزاده بودند.

    روایات صله رحم و رسیدگى به خویشاوندان متواتر و بسیار زیاد است که ما فقط به دو روایت اکتفا مى کنیم تا بى دردان جامعه کمى احساس درد کرده، و به رسالت انسانى اسلامى خود آگاه گردند.

    1ـ قال ابوجعفر(علیه السلام): «صِلَةُ الاَرْحامِ تُزَکّىِ الاَعْمال و تُنْمِى الاموالَ و تَرفَع البلوى و تُیَسّر الحسابَ و تُنْسى فی الاجل» امام باقر(علیه السلام) فرمودند: «رسیدگى به خویشاوندان و مرتفع ساختن احتیاجات آنها، اعمال انسان را رشد و نمو داده (عاملى براى تکثیر اعمال نیک است) و موجب زیادى اموال و رفع بلا و مصیبت گشته، و محاسبه را آسان و اجل را به تأخیر مى اندازد».(10)

    2ـ قال ابوعبدالله(علیه السلام): «صِلَةُ الرَّحمِ و حُسْنُ الجوارِ یَعْمُران الدّیارِ و یَزیدان فى الاَعْمارِ» (امام صادق(علیه السلام) فرمودند: «رسیدگى به خویشاوندان و رفع احتیاجات آنها و رفتار نیکو با همسایگان شهرها را آباد و عمرها را زیاد مى کند».(11)

    از این دو روایت استفاده چند خاصیت که بر صله رحم مترتّب مى گردد قابل توضیح است:

    1ـ رشد و نمو اعمال: رسیدگى و نیکى به خویشاوندان موجب تصفیه و پاکیزگى اعمال و رشد کردار آدمى مى گردد; وقتى انسان به شاخ و برگ درخت زندگى خود که همان اقوام او باشند، رسیدگى کرد، و از خشکیدن حتى برگى از برگهاى این درخت جلوگیرى نمود، احساس آرامش و صفاى باطنى خواهد کرد، که خود عاملى براى تصفیه و رشد اعمال نیک است. وقتى چنین صفائى را حاکم بر نفس خود مشاهده کرد، به تدریج در صدد برمى آید تا بوسیله نیکیهاى دیگر بر این صفا و روحانیّت دل بیفزاید، و بالطبع کردار او خالص تر و اعمال نیک او بیشتر مى گردد.

    2ـ رشد و افزایش اموال: صله رحم عاملى براى رشد و افزایش مال است، افزایش چه از نظر ارزیابى ذهنى و چه از نظر عینى و در خارج از ذهن. اگر روح انسانى به اینجا رسید که ایثار و گذشت را سرلوحه زندگى قرار داد، و در صدد رفع نیاز دوستان و نزدیکان خود برآمد، یک ریال زیادتر از مؤونه زندگى خود را هم زیاد ارزیابى کرده، و افزون مى یابد، و در صدد است حتى این مقدار کم را هم صرف غیر کند، و اما از نظر عینى و محیط بیرون از محدوده ذهن هم مال او فزونى مى یابد، کسى که به دستور خداوند متعال عمل کرده و نیکى مى کند خداوند راههائى را براى توسعه اموال براى او مى گشاید، راههائى که قبل از این نیکى به روى او باز نبود، راههائى که اموال حلال از آن طریق به دست مى آید و دیگر لازم نیست براى جمع مال حتى به کارهاى حرام روى آورد و علاوه بر این طبعاً از نظر روانى وقتى این آسودگى را احساس کرد که شاخ و برگ خاندان و وابستگان او با طراوت و شادابى به زندگى ادامه مى دهند، خود نیز با فکر و اندیشه اى باز در تمام امور و جهات و از جمله کسب مال تلاش مى کند، و با روشنائى تفکر آزاد روزهائى را مى یابد که قبل از این اعمال نیک نمى یافت زیرا تاکنون تاریکى خودپسندى و حبس مال اجازه روشنائى و یافتن آن روزنه را نمى داد.

    3ـ برطرف شدن بلاها و گرفتاریها: امورى که نام آن را بلا و گرفتارى مى نامیم عوامل مختلف و گوناگونى دارد از مهمترین آنها جمع ثروت است، جمع مال خود عاملى براى بلاها و حوادث است، اختلالات روانى، تشتتات ذهنى و افکار درهم ریخته که از ازدیاد مال بروز مى کند، عواملى براى خودکشى ها، تصادفات، نزاع ها، کشمکش ها و تخاصمات است.

    اکثر این پیشامدها را باید در کانال توجه بیش از حدّ به ثروت و انقطاع عاطفى نسبت به خویشاوندان جستجو کرد، بى عنایتى به کسانى که همچون بازوهاى کارسازى مى توانند در هر لحظه و برهه زمانى یار و یاور و مددکارى مفید باشند.

    چرا ایجاد حوادث معلول طبیعى و منطقى جمع ثروت نباشد؟ در حالى که هر چه اموال بر هم انباشته گردد، به همان نسبت فکر انسان در زندان محاسبات محبوس و زندانى مى گردد; حتى در خواب هم فکر آزادى ندارد، و دائماً مشغول به محاسبه در مورد ثروت و راههاى ازدیاد و حفظ آن است.

    این حوادث و بلاها را انسان خود آفریننده است، و مسلّماً خداوندى که عالم به همه مکنونات است وقتى مشاهده کند، که بنده اى در راستاى اطاعت از فرامین او به بیچاره اى رسیدگى کرد چرا در وقت بیچارگى و گرفتارى حوادثى را که از ناحیه غیر او به او متوجه مى شود، دفع نکند؟

    مگر مى شود چنین نکند که پیامبرش فرمود: «الخلقُ کلُّهم عیالُ الله و اَحَبّهم الیهِ اَنْفَعُهُم لَهُم»: «خلق همه به منزله خاندان خدایند، محبوب ترین مردم در نزد خداوند سودمندترین مردم به خلق او مى باشند».(11)

    4ـ آسان شدن حساب در روز قیامت: آسان گرفتن بر خلق خدا که عیال او محسوب مى شوند و به ویژه آسان گرفتن بر نزدیکان و کمک کردن بر آنها مسلّماً آسانى در آخرت را به دنبال دارد، زندگى و حیاتى که بر محور آگاهى و معرفت دور زده و در آن هر فردى جلوه اى از جلوات الهى و رشحه اى از رشحات خداوندى به حساب آید، و هر کمکى به فردى بر مبناى چنین دیدى انجام پذیرد، حیاتى معقول خواهد بود و چنین حیات معقولى یقیناً، معلولى به نام آسانى حساب را به دنبال دارد.

    پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) زمانى که پسر و دختر حاتم طائى در جنگ اسیر شدند، با آنها رفتار اسیر جنگى نفرمود و به آنها احترام گذارد و وقتى از ایشان سؤال مى شود چرا آنها را مورد احترام قرار دادید با اینکه کافر هستند؟ مى فرماید: پدر آنها داراى خصلت نیکوئى بود که خدا آن را دوست دارد، او داراى صفت پسندیده سخاوت بود، وقتى پیامبر خدا به خاطر آسان گرفتن و اعانت حاتم به مردم، حتى به فرزندان او آسان مى گیرد، چگونه خداوند متعال با خود افرادى که متّصف به چنین صفت نیکى هستند، در دنیا و آخرت آسان نگیرد.

    5ـ ازدیاد طول عمر و تأخیر افتادن مرگ: چنانکه در خصوصیت سوم اشاره شد، بسیارى از مرگهاى زودرس معلول اختلالات روانى، اندوهها، غمها و نگرانى هائى است که بواسطه درد و رنج همنوع براى وجدان انسان پیش مى آید، وقتى عضوى از پیکره جامعه در حال درد و غم بسر برد تأثیرى عمیق در تمامى اجزاء جامعه مى گذارد، اگر این مسئله براى ما واضح شد، که تمامى انسانها اعضاء یک پیکرند و فشارى در عضوى به مثابه فشار در دیگر اعضاست و چه بسا دردى در عضو کوچکى، تمامى ماشین بدن را از حرکت باز مى دارد، و سعى و تلاش کردیم تا هرگز دردى حاصل نشود، و یا اگر شد سریعاً برطرف کردیم، خواهیم دید که ماشین بیشتر دوام مى یابد.

    به قول سعدى:

    بنى آدم اعضاى یک پیکرند *** که در آفرینش ز یک گوهرند

    چو عضوى به درد آورد روزگار *** دگر عضوها را نماند قرار

    اگر چنان کردیم که اصلا بار فقر بر گُرده فردى از افراد جامعه سنگینى نکرد و یا اگر نشانه اى از آن ظاهر گردید سریعاً در زوال آن کوشش کردیم، دیگر مرگهاى ناشى از این احساس درد و اندوه مرتفع خواهد شد و انسانها بیشتر عمر کرده و بهتر به زندگى خود ادامه مى دهند.

    گذشته از این خداوند متعال برحسب مقتضاى حکمت خود هر چه و هر کس نافع تر براى جامعه باشد در صورت عدم وجود مانعى بیشتر ابقاء خواهد نمود، تا هر چه زیادتر مردم از شمع وجودى او نور و حرارت بگیرند قرآن مجید مى فرماید: (وَأَمَّا مَا یَنفَعُ النَّاسَ فَیَمْکُثُ فِى الاَْرْضِ): «و امّا آنچه نفع مى رساند به مردم، در زمین باقى مى ماند».(13)

    6ـ آبادى شهرها: انفاق به محرومان و ناتوانان، اگر بطور فراگیر بر تمام خانه ها و بر فرد فرد جامعه سایه بگستراند و از جامعه فقر به کلى ریشه کن گردد قهرى است که شهرها نیز آباد مى گردد. آرى جامعه همچون درختى است که ثروت باید به صورت مواد غذائى از آوندها و مجارى تغذیه آن بالا رفته و به تمامى سلولها، حتى سلولهائى که در زوایاى یک برگ لمیده اند برسد، وگرنه به تدریج شاخه هاى آن رو به زردى گرائیده و تمام درخت نابود مى گردد.

    در پایان به کلام زیبا و بلند مولى در خطبه 23 نهج البلاغه(14) درباره رسیدگى به نزدیکان اشاره مى کنم.

    «اَلا لا یَعْدَلَنَّ اَحَدُکُم عن القرابة یَرى بها الخَصاصةَ انْ یَسُدَّها بالّذىِ لا یَزیدَهُ اِنْ اَمسَکهُ و لا یَنْقُصُهُ اِنْ اَهْلکَهُ و مَنْ یَقبض یَدَه عن عَشیرتِهِ فَانَّما تُقْبَضُ منهُ عنهُمْ یدٌ واحدةٌ و تُقْبَضُ منهم عنهُ اَیْد کثیرةٌ و مَنْ تَلِنْ حاشِیَتُهُ یَسْتَدِم مِنْ قَومِه المودّةَ».

    :«آگاه باشید، نباید یکى از شما از نزدیکان خود روى برگرداند، در حالى که آنها گرفتار فقر و پریشانى هستند، و (نباید) امتناع کند از مالى که اگر نگه دارد به مال او چیزى افزوده نمى شود، و اگر انفاق کند چیزى از مال او کم نمى شود، ـ اگر از خویشان او تنگدست و محتاج اند نباید از کمک مالى دریغ کند، مالى که اگر حفظ شود تأثیرى در ازدیاد اموال نداشته و اگر تقدیم مستحقّى گردد تأثیر و کمبودى در ثروت احساس نمى شود و خداوند متعال جبران مى کند ـ و کسى که دست از ارحام خویش کشد جز این نیست که او یک دست از آنها مى کشد، و در مقابل دستهاى زیادى از او کشیده مى شود ـ زیرا او یک نفر و جمعیت طائفه بسیار است و طبعاً جدا شدن یک نفر ضررى به دیگران نمى زند ولى جدائى یک فامیل از یک فرد مضرّ به حال او است ـ و کسى که (با خویشان خود) متواضع و مهربان و همراه باشد، دوستى همیشگى آنها را جلب کرده است (هر وقت کمک و یارى بخواهد دستها و قدمهائى آماده، براى خدمت به او مهیّا خواهد بود)».

    مرحوم الهى در ذیل این فراز (حاجاتهم خفیفة) چنین مى سراید:

    نکویان جهان از بى نیازى *** نمى گیرند عالم را به بازى

    سبکبار اندرین دار مجازند *** به کمتر مایه آنان بى نیازند

    نیاز جسم و جان را برده از یاد *** به ناز دلبر خود گشته دلشاد

    به جز خالق که از کُل بى نیاز است *** خلائق را به یکدیگر نیاز است

    ولیکن پارسایان را قناعت *** سبک بنموده سنگین بار حاجت

    چو قوتى یابى و کهنه قبائى *** بزن بر فرق گردون پشت پائى

    جهان را سهل گیر ار هوشمندى *** منه بر پاى خود از حرص بندى

    توئى مرغ سبک پرواز هشیار *** در این ره رو چو آگاهان سبکبار

    سبکباران به منزلها رسیدند *** کهن دزدان به غافل ها رسیدند

    سبکبارى نشاط این جهان است *** قناعت بى گمان گنج نهان است

    ز دام حرص و شهوت رست بتوان *** دَر صدگونه حاجت بست بتوان

    هزاران حاجت از حرص آیدت پیش *** قناعت کن ز محتاجى بیندیش

    زند چون حرصِ مرغى، گربه را راه *** در افتد سرنگون آن گربه در چاه

    نیاز دانه و آز تَنَعُّم *** کِشد هر مرغ در دام تألّم

    ز حرص آهوان ناگه در افتاد *** پلنگى خشمگین بر جان صیاد

    تو نیز ار هوشمندى پند بنیوش *** سبکتر بار حاجت گیر بر دوش

    مبادا بار سنگین نیازت *** در اندازد به چاه حرص و آزت

    ز حال پارسایان راز بشنو *** سبکرو زیر این چرخ سبکرو

     

    فَإِذَا قَرَأْتَ ٱلْقُرْءَانَ فَٱسْتَعِذْ بِٱللَّهِ مِنَ ٱلشَّيْطَٰنِ ٱلرَّجِيمِ 

    سوره حمد وتوحی کلام قران است پس برما خواندن دعای افتتاح واجب است چون امر خداست که از شر شیطان رجیم به خدای شنوا ودانا پناه ببریم 

    الاستعاذة بالله من الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ, الاستعاذة بالله من الشيطان  الرجيم من صيغ الاستعاذة:

    دعای افتتاح نماز                        

     إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ حَنِيفًا ۖمُسلِمََا عَلی مِلَةِ اِبراهیمَ وَدینِ مُحمَد وَهَدیَ اَمیرَالمُومنینَ  وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ     إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ‎لَا شَرِيكَ لَهُ ۖ وَبِذَٰلِكَ أُمِرْتُ وَأَنَامِنَ الْمُسْلِمِينَ اَللهُمَ الاجعَلنی مِنَ المُسلِمینَ اَعُوذُ بِاللهِ سَمیعُ العَلیم مِنَ الشَیطانِ رَجیم 

     

    ولله الحمد. | Quran verses, Holy quran, Noble quran