لیله القدر شب 17رمضان 1401

شب قدر (به عربی: لیلة القدر، به معنای شب سرنوشت؛ که شب فرمان، شب قدرت، شب ارزش، شب تقدیر، یا شب اندازهگیری نیز ترجمه شدهاست) نام شبی است که در قرآن، به خصوص سوره قدر، از آن نام برده شدهاست. اغلب مسلمانان اعتقاد دارند قرآن برای اولین بار در شب قدر از سوی خدا بر محمد نازل شد.[۱] اسلامشناسان نظرات متفاوتی دربارهٔ معنای شب قدر در قرآن ابراز کردهاند؛ از جمله اینکه سوره قدر ریشه در یکی از اشعار افرایم سوری دارد و منظور از شب قدر، تولد عیسی است.[۲]
در اعتقادات مسلمانان، شب قدر در طول ماه رمضان (ماه نهم) واقع میشود.[۳] نه قرآن و نه احادیث جمعآوریشده از محمد روز دقیقی که شب قدر باید بزرگداشت شود را آشکار نمیکنند.[۴] طبق بسیاری از منابع مسلمان، و روایات این شب را به عنوان یکی از شبهای با شماره فرد از ثلث پایانی رمضان شناختهاند.[۵][۶] مسلمانان مخصوصاً ده شب آخر ماه رمضان را مبارک میدانند. مسلمانان معتقدند که شب قدر با نعمت و رحمت فراوان خدا فرا میرسد، گناهان آمرزیده میشود، دعاها پذیرفته میشوند و این فرمان سالانه برای فرشتگان است که آن را طبق نقشه خدا انجام میدهند، آشکار میشود.
وحی بر محمد
برخی از مفسران معتقدند که قرآن دو بار بر محمد نازل شدهاست.
- «نازل شدن فوری» در شب قدر
- «نازل شدن تدریجی» در طول ۲۳ سال.
به گفته علامه طباطبایی، قرآن از کلمه انزل استفاده میکند که «نزول فوری» را توجیه میکند.[۹] با این حال برخی دیگر معتقدند که نزول قرآن در دو مرحله اتفاق افتادهاست، مرحله اول نزول کامل آن در شب قدر به فرشته جبرئیل که در پایینترین آسمان است و سپس مکاشفه آیه به آیه بعدی وحی بر محمد توسط جبرئیل بوده.
وحی در سال ۶۱۰ میلادی در غار حرا در کوه جبل النور در مکه آغاز شد. اولین سوره ای که نازل شد سوره العلق بود. در هنگام نزول اول، پنج آیه اول این سوره یا کل سوره نازل شد.[۱۰
مسلمانان تا سحر در این کوشش بیدار میمانند. با توجه به نادقیقبودن در تشخیص روزی که شب قدر باید در آن بزرگداشت شود، برخی مسلمانان به یک عزلت ۱۰ روزه در آخرین دهه رمضان میپردازند.[۴]
شب قدر در سوره ۹۷ قرآن، سوره قدر، مورد اشاره قرار گرفتهاست:[۴][۱۱]
- ما [قرآن را] در شب قدر نازل کردیم
- و چه تو را به عظمت این شب قدر آگاه تواند کرد؟
- شب قدر از هزار ماه ارجمندتر است
- در آن [شب] فرشتگان با روح به فرمان پروردگارشان برای هر کاری [که مقرر شدهاست] فرود آیند
- [آن شب] تا دم صبح صلح و سلام است[۱۲]
واژه عربی «قدر» میتواند هم به معنی سرنوشت باشد و هم به معنی نیرو و توانایی. مفسران مسلمان بر سر این که معنی درست کدام است نظرات مختلفی دارند. اولین آیه در این سوره بیان میکند که «ما آن (قرآن) را در شب قدر نازل کردیم . . . شب قدر بهتر از هزار ماه» (آیات ۱ و ۳ سوره قدر، ترجمه مکارم شیرازی[۱۳]).[۶] این مطلب از قرآن همچنین با دریافت کتاب مقدس مسلمانان توسط محمد گره زده شدهاست. و برخی آنچه ذکر شده را به عنوان توصیفی از این که محمد کل قرآن را در یک زمان از فرشتگان تحویل میگیرد، برداشت کردهاند. این اعتقاد به نظر میرسد که روایات اولیه را نقض میکند، و با روایاتی که محمد قرآن را بهطور تدریجی در طول ۲۳ سال آخر زندگیاش دریافت میکند همنوا نیست.[۴][۶] برای آشتی دادن این دو دیدگاه مفسران مسلمان این طرح را پیشنهاد کردهاند که فرشتگان ابتدا آن را در یک شب از «لوح محفوظ» (کتاب آسمانی خداوند) به پایینترین سطح آسمان فرود آوردهاند و آن را جبرئیل از آن جا بهطور تدریجی به محمد در مکه و مدینه وحی کرد. با این حال باقی همچنان میگویند که این رویداد فقط به اولین وحی محمد در غار حرا اشاره دارد. محققان مطالعات اسلامی اروپایی-آمریکایی خاطر نشان کردهاند که بزرگداشت یک تک لحظه از وحی، میتواند از سنتهای پیشاز اسلامی وحی یهودی و مسیحی الهام گرفته شده باشد، همچون وحی تورات در کوه سینا و تولد عیسی. شیعیان، سطحی دیگر از معنا را نیز به این شب اضافه کردهاند، برای این که آنها معتقدند که این شب همچنین شبی است که فاطمه، دختر محمد و مادر امامان، متولد شدهاست، و علی ابن ابی طالب شهید شدهاست.[۶]
طبق احادیث، عبادت و انجام کارهای نیک در این شب بخشش خداوند را برای گناهان گذشته به دست میآورد. مسلمانان بسیاری، در حفظ معنای «قدر» به عنوان «سرنوشت» (شب سرنوشت) همچنین معتقدند که هر سال در این شب خداوند همه آنچه را که در سال آتی اتفاق خواهد افتاد مقدر میکند،[۶] و این شب را به عنوان لحظهای که الله سرنوشت هر شخص را برای سال پیش رو مقدر میکند میبینند. بنا به احادیث، الله گناهان همه کسانی که به عبادت و اعمال نیک در این شب میپردازند میبخشد.[۴][۱۴]
قرآن جزئیات بخصوصی، اگرچه نه کاملاً منسجمی را، از زمانی که وحی شروع به پایین آمدن به محمد کرد ارائه میکند. این یا در یک «شب فرخنده» (لیلة المبارک) اتفاق افتادهاست (سوره دخان، آیه ۳)، یا در «شب قدر» (سوره قدر، آیه ۱)، یا در طول ماه رمضان (سوره بقره، آیه ۱۸۵). بیشتر مفسران توضیح میدهند که تمام مطالب به یک شب یکسان و واحد اشاره دارد، به نام لیلة القدر، که در ماه رمضان قرار میگیرد.[۱۵] سنت و روایات مسلمانان دربارهٔ این که منظور از «در ماه رمضان فرو فرستاده شدهاست» چیست، مردد هستند. یک نظر این است که این عبارت یاد اولین وحی محمد را زنده میکند، و نظری دیگر این که حاکی از «فروفرستادن» کل قرآن (به پایینترین آسمان) باشد.[۱۶] «لیلة المبارک»، شب فرخنده، یا با «لیلة القدر»، شب قدر، معادل شمرده میشود، یا این که در نظر گرفته میشود شب ۱۵ شعبان باشد، نقطه آغازین روزه گرفتن داوطلبانه. به زعم A.J Wnsinck، این دو شب دوره سال نوی باستانی ای را در حوالی انقلاب تابستانی متمایز میکردند، که در پس برقرارسازی روزهگرفتن در رمضان قرار دارد. Kees Wagtendonk مینویسد مفهوم دو شب سال نو در یک دوره چهل روزه نامحتمل است و تقویم عربی باستانی، مانند دیگران در منطقه، یک سال نویی را، یا در بهار یا در پاییز، قبول داشت، و بزرگداشت ۱۵ شعبان بیشتر به نظر میرسد محصول اسلام باشد.[۱۶]
بنابر آموزههای اسلامی خوابیدن در شب قدر مذموم و شبزندهداری در آن سفارش شدهاست و دعا و استغفار به علت توجه فوقالعاده خدا به بندگان برای بخشایش گناهان آنان در این شب توصیه شدهاست.[۱۷] روز قدر هم به اندازه شب آن ارجمند است.[۱۷]
دیدگاه اهل سنت
اهل سنت اعتقاد دارند که طبق حدیث نبوی شب قدر در یکی از ده شب آخر ماه رمضان واقع شدهاست. اغلب شب بیست و هفتم را شب قدر میدانند و در آن شب به دعا و شبزندهداری میپردازند. مسلمانان سلفی اعتقاد دارند که در شب قدر در تمام روزگار همان شبی بود که قرآن در آن نازل گردید و دیگر تکرار نمیشود.[۱۹] برخی نیز اظهار داشتهاند که تا زمان زندگی محمد شب قدر در هر سال تکرار میشد اما پس از ارتحال محمد، شب قدر از بین رفتهاست.[۲۰] برخی نیز معتقد بودهاند که شب قدر شبیاست در تمام سال ولی در هر سال شب نامعلومی است، در سال بعثت در ماه رمضان بوده اما در سالهای دیگر ممکن است در دیگر ماهها باشد. مسلمانان اهل سنت در سراسر جهان به اعتکاف و احیای این شبها میپردازند. آنان در این شبها به خواندن قرآن، ادای صلاه تسبیح، ذکر و دعا میپردازند.
دیدگاه شیعه
بر اساس حدیث شیعه که از حماد بن عثمان که وی از حسان بن علی از پیشوا ششم شیعیان پیشوا جعفر صادق نقل شدهاست؛ شب قدر تا قیامت باقی است و در ماه رمضان واقع است.[۲۱] در روایات شیعه آمدهاست که قدر یکی از سه شب ۱۹، ۲۱ یا ۲۳ در ماه رمضان است که احتمال شب بیستوسوم بیشتر است. در اصول کافی نیز آمدهاست که تقدیر در شب نوزدهم و ابرام در شب بیست و یکم و امضا در شب بیست و سوم است.[۲۲]
اختلاف ساعت
با توجه به این که شب قدر به خاطر اختلاف ساعات در مناطق مختلف کره زمین مختلف میشود برخی مفسرین آن را به عنوان یک بار چرخش کامل ناحیه تاریک زمین در سطح آن میدانند که طی آن هر بخش تاریک وارد شب قدر خودش میشود.[۲۳] از پیامبر اسلام نقل است که هوای شب قدر معتدل است و خورشید در صبح آن طلوع میکند، بدون شعاع و نور[۲۴] اما به نظر طباطبایی این نشانهها نه دائمی است و نه اکثری.[۲۵]
شب قدر از شب 17 رمضا ن شروع تا شب 27 تمام میشود یکی از این ده شب است احتمال شبهای فرد بیشتر است مثل 17 19 21 23 25 27 شیعیان بیشتر 21 23 را شب قدر میدانند اهل تسنن بیشتر شب 27 را شب قدر میدانند والله اعلم لذا از امشب که شب 17 است ده بند از دعای جوشن کبیر را خواندم ودر انجام ده بند دعا کردم خدایا فضل شب قدر را روزی ما کن اللهمّ ارْزُقْنی فیهِ فَضْلَ لَیْلَةِ القَدْرِ

دعای جوشن کبیر ده بند
1- اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ باسْمِکَ یَا اللَّهُ یَا رَحْمَانُ یَا رَحِیمُ یَا کَرِیمُ یَا مُقِیمُ یَا عَظِیمُ یَا قَدیمُ یَا عَلِیمُ یَا حَلِیمُ یَا حَکِیمُ سُبْحَانَکَ یَا لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ خَلِّصْنَا مِنَ النَّارِ یَا رَبّ
.jpg)
2- یَا سَیِّدَ السَّادَاتِ یَا مُجِیبَ الدَّعَوَاتِ یَا رَافِعَ الدَّرَجَاتِ یَا وَلِیَّ الْحَسَنَاتِ یَا غَافِرَ الْخَطِیئَاتِ یَا مُعْطِیَ الْمَسْأَلاتِ یَا قَابلَ التَّوْبَاتِ یَا سَامِعَ الْأَصْوَاتِ یَا عَالِمَ الْخَفِیَّاتِ یَا دَافِعَ الْبَلِیَّاتِ
.jpg)
3- یَا مَنْ لَهُ الْعِزَّةُ وَ الْجَمَالُ یَا مَنْ لَهُ الْقُدْرَةُ وَ الْکَمَالُ یَا مَنْ لَهُ الْمُلْکُ وَ الْجَلالُ یَا مَنْ هُوَ الْکَبیرُ الْمُتَعَالِ یَا مُنْشئَ السَّحَاب الثِّقَالِ یَا مَنْ هُوَ شَدیدُ الْمِحَالِ یَا مَنْ هُوَ سَرِیعُ الْحِسَاب یَا مَنْ هُوَ شَدیدُ الْعِقَاب یَا مَنْ عِنْدَهُ حُسْنُ الثَّوَاب یَا مَنْ عِنْدَهُ أَمُّ الْکِتَاب
.jpg)
4- یَا مَنْ تَوَاضَعَ کُلُّ شَیْءٍ لِعَظَمَتِهِ یَا مَنِ اسْتَسْلَمَ کُلُّ شَیْءٍ لِقُدْرَتِهِ یَا مَنْ ذَلَّ کُلُّ شَیْءٍ لِعِزَّتِهِ یَا مَنْ خَضَعَ کُلُّ شَیْءٍ لِهَیْبَتِهِ یَا مَنِ انْقَادَ کُلُّ شَیْءٍ مِنْ خَشْیَتِهِ یَا مَنْ تَشَقَّقَتِ الْجِبَالُ مِنْ مَخَافَتِهِ یَا مَنْ قَامَتِ السَّمَاوَاتُ بأَمْرِهِ یَا مَنِ اسْتَقَرَّتِ الْأَرَضُونَ بإِذْنِهِ یَا مَنْ یُسَبّحُ الرَّعْدُ بحَمْدهِ یَا مَنْ لا یَعْتَدی عَلَی أَهْلِ مَمْلَکَتِهِ
.jpg)
5- یَا عُدَّتِی عِنْدَ شدَّتِی یَا رَجَائِی عِنْدَ مُصِیبَتِی یَا مُونِسی عِنْدَ وَحْشَتِی یَا صَاحِبی عِنْدَ غُرْبَتِی یَا وَلِیِّی عِنْدَ نِعْمَتِی یَا غِیَاثِی عِنْدَ کُرْبَتِی یَا دَلِیلِی عِنْدَ حَیْرَتِی یَا غَنَائِی عِنْدَ افْتِقَارِی یَا مَلْجَئِی عِنْدَ ضْطِرَارِی یَا مُعِینِی عِنْدَ مَفْزَعِی
.jpg)
6- یَا مَنْ هُوَ رَبُّ کُلِّ شَیْءٍ یَا مَنْ هُوَ إِلَهُ کُلِّ شَیْءٍ یَا مَنْ هُوَ خَالِقُ کُلِّ شَیْءٍ یَا مَنْ هُوَ صَانِعُ کُلِّ شَیْءٍ یَا مَنْ هُوَ قَبْلَ کُلِّ شَیْءٍ یَا مَنْ هُوَ بَعْدَ کُلِّ شَیْءٍ یَا مَنْ هُوَ فَوْقَ کُلِّ شَیْءٍ یَا مَنْ هُوَ عَالِمٌ بکُلِّ شَیْءٍ یَا مَنْ هُوَ قَادرٌ عَلَی کُلِّ شَیْءٍ یَا مَنْ هُوَ یَبْقَی وَ یَفْنَی کُلُّ شَیْءٍ
.jpg)
7- یَا مَنْ هُوَ فِی مُلْکِهِ مُقِیمٌ یَا مَنْ هُوَ فِی سُلْطَانِهِ قَدیمٌ یَا مَنْ هُوَ فِی جَلالِهِ عَظِیمٌ یَا مَنْ هُوَ عَلَی عِبَادهِ رَحِیمٌ یَا مَنْ هُوَ بکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ یَا مَنْ هُوَ بمَنْ عَصَاهُ حَلِیمٌ یَا مَنْ هُوَ بمَنْ رَجَاهُ کَرِیمٌ یَا مَنْ هُوَ فِی صُنْعِهِ حَکِیمٌ یَا مَنْ هُوَ فِی حِکْمَتِهِ لَطِیفٌ یَا مَنْ هُوَ فِی لُطْفِهِ قَدیمٌ
.jpg)
8- یَا مَنْ أَظْهَرَ الْجَمِیلَ یَا مَنْ سَتَرَ الْقَبیحَ یَا مَنْ لَمْ یُؤَاخِذْ بالْجَرِیرَةِ یَا مَنْ لَمْ یَهْتِکِ السّتْرَ یَا عَظِیمَ الْعَفْوِ یَا حَسَنَ التَّجَاوُز یَا وَاسعَ الْمَغْفِرَةِ یَا بَاسطَ الْیَدَیْنِ بالرَّحْمَةِ یَا صَاحِبَ کُلِّ نَجْوَی یَا مُنْتَهَی کُلِّ شَکْوَی
.jpg)
9- یَا أَعْظَمَ مِنْ کُلِّ عَظِیمٍ یَا أَکْرَمَ مِنْ کُلِّ کَرِیمٍ یَا أَرْحَمَ مِنْ کُلِّ رَحِیمٍ یَا أَعْلَمَ مِنْ کُلِّ عَلِیمٍ یَا أَحْکَمَ مِنْ کُلِّ حَکِیمٍ یَا أَقْدَمَ مِنْ کُلِّ قَدیمٍ یَا أَکْبَرَ مِنْ کُلِّ کَبیرٍ یَا أَلْطَفَ مِنْ کُلِّ لَطِیفٍ یَا أَجَلَّ مِنْ کُلِّ جَلِیلٍ یَا أَعَزَّ مِنْ کُلِّ عَزیزٍ
.jpg)
10- یَا مَنْ فِی السَّمَاءِ عَظَمَتُهُ یَا مَنْ فِی الْأَرْضِ آیَاتُهُ یَا مَنْ فِی کُلِّ شَیْءٍ دَلائِلُهُ یَا مَنْ فِی الْبحَارِ عَجَائِبُهُ یَا مَنْ فِی الْجِبَالِ خَزَائِنُهُ یَا مَنْ یَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ یُعِیدُهُ یَا مَنْ إِلَیْهِ یَرْجِعُ الْأَمْرُ کُلُّهُ یَا مَنْ أَظْهَرَ فِی کُلِّ شَیْءٍ لُطْفَهُ یَا مَنْ أَحْسَنَ کُلَّ شَیْءٍ خَلَقَهُ یَا مَنْ تَصَرَّفَ فِی الْخَلائِقِ قُدْرَتُهُ
.jpg)
شب قدر از دیدگاه اهل تسنن
1. زمان شب
قدر از جمله موارد اختلاف نظر در کتب روایی و آثار مفسران اهل سنت، که سرانجام اجماع عالمان این مذهب بر آن مهر خاتمت می نهد، موضوع «زمان شب قدر» است. شب قدر، اگر چه در تواتر روایات شیعی، قطعا از شب های دهۀ سوم ماه مبارک رمضان شمرده می شود و تردید در آن نیز به دلیل روایات منقول از معصومان(ع) و نیز تفاوت تفاسیر روایات است، اما از این حیث که شبی خارج از ماه رمضان نیست، مورد اجماع کلی و قطعی است.
در میراث روایی و تفسیری اهل سنت، ابتدا در این خصوص و سپس در قطعی بودن جایگاه این شب در ماه رمضان تردید و تفاوت وجود دارد.
دسته ای از روایات، همچون روایت مشهور ابو حنیفه در«شرح الازهار»، بر این اعتقاد تأکید می کنند که شب قدر قطعا نمی تواند دراین دهه باشد، بلکه در تمامی شب های سال پنهان است.
این روایت، که در ضمن مسئله ای فقهی وارد شده، چنین است: «شب قدر، در میان شب های سال پنهان است و اگر کسی طلاق همسرش را مشروط به وقوع آن در شب قدر نماید، بدون گذشت یک سال کامل، طلاق واقع نشده است»[1].
این حکم واره، و در واقع روایت مستند، به این معنا اشاره دارد که زمان شب قدر، در حد احتمال نزدیک به یقین نیز نیست تا بتوان بر مبنای آن، به شکوک فروع واحتمالات نیز توجه کرد.
در حقیقت، این روایت و روایات مشابه، مانند روایت «عبد الله بن مسعود» با این مضمون که «تنهاکسی می تواند شب قدر را درک کند که یکسال تمام شب زنده داری کرده باشد»[2]، بر موضوع پنهان بودن زمان شب قدر تأکید دارد و این بدان معناست که احتمال قرار داشتن شب قدر در یکی از شب های دهۀ آخر رمضان، منتفی و حداقل، به لحاظ احتمال، با شب های دیگر سال برابر است.
در این دسته از روایات از سوی دسته ای دیگر از روایات معتبرتر، که در نهایت به اجماع بیشتر مفسران و عالمان اهل سنت انجامیده است، تردید شده است.
اگر گشودن بابی با عنوان «باب فضیلة (فضل) لیلة القدر» در کنارابواب «صوم» و «صیام» در منابع روایی اهل سنت اشاره ای به موضوع قرار داشتن شب قدر در ماه رمضان و ارتباط آن با ماه صیام پنداشته نشود، روایات معتبر چندانی در این باره وجود دارد که بر موضوع فوق تأکید دارد.
از ماوردی در «الحاوی الکبیر» روایتی سراغ داریم با این مضمون: «در این که شب قدر در دهۀ سوم ماه رمضان است، تردیدی بین عالمان نباید باشد؛ چه، ابوذر از رسول الله روایت کرده است که این شب دردهۀ پایانی ماه رمضان است»[3]؛ نیز روایت عبد الله بن عمر از رسول خدا(ص) که فرموده است: «شب قدر را در دهۀ پایانی رمضان بجویید»[4]
شاید بتوان روایت عایشه از احوال پیامبر اسلام(ص) در دهه پایانی ماه رمضان را نیز تأکیدی بر این جایگاه زمانی شمرد: «آن گاه که دهه آخر رمضان فرا می رسید، رسول خدا شب ها را بیدار بود و اهل خود را نیزبیدارنگه می داشت و از زنان دوری می جست»[5] و نیز روایت «ابن عمر» از اعتکاف پیامبر در دهۀ پایانی ماه مبارک رمضان را در صحیح مسلم آمده است: «پیامبر دهۀ انجامین ماه رمضان را در اعتکاف بودند»[6].
گفته شد با وجود تعدد روایاتی که زمان شب قدر را ماه رمضان و به خصوص دهه سوم این ماه می داند، روایات و تفاسیر مبنی بر پنهان بودن شب قدر در شب های مجموع سال تضعیف می شود؛ اما باب اختلاف بر سر تعیین زمان واقعی این شب در میان شب های دهه آخر رمضان هم چنان در میان راویان و مفسران حدیث اهل تسنن مفتوح است.
روایات و مباحث متفاوتی در این موضوع در منابع اهل سنت هست که در یک طبقه بندی کلی به سه دسته روایات تأکید کننده بر شب بیست و یکم، شب بیست و سوم و شب بیست و هفتم تقسیم می شوند.البته روایات بسیار ضعیفی نیز مبنی بر شب قدر بودن شب هفدهم وجود دارد؛ از جمله روایت ابن عباس در«درالمنثور»[7].
بیشترین تأکید در منابع روایی سنّی، بر شب بیست و سوم است و البته این تنها در منابع آمده است و اما در عمل، امروزه، به استناد روایات مربوط به شب بیست و هفتم، این احتمال قوی تری از احتمال های دیگر دانسته شده و اعمال ویژه شب قدر نیز در میان اهل سنت، به طور خاص در این شب صورت می پذیرد.
برخی روایات در منابع اهل سنت در این زمینه را مرور می کنیم: در«صحیح مسلم»آمده است: «گفته شده شب بیست و سوم، شب قدر است و این، قول بسیاری صحابه و تابعین است»[8].
در روایتی از ابن عمر منقول است که فردی نزد پیامبر آمد و عرض کرد که در خواب دیده است شب قدر، هفت روز مانده به پایان رمضان است. پیامبر فرمود: «خواب های شما که بر قدر بودن بیست و سوم توافق دارند صحیح اند و هر کس خواست شب زنده داری قدر را درک کند، این شب را احیا نگهدارد»[9]. روایت منقول از سعید بن جبیر در «در المنثور» مؤید همین نظراست[10].
شب جُهَنی
داستان معروف «عبد الله بن انیس جُهَنی» و «شب جهنی» نیز، که به تکرار در منابع اهل سنت و شیعه نقل شده است، بر شب بیست و سوم ماه رمضان به عنوان شب قدر تأکید می کند. چکیده این داستان چنین است: عبد الله بن انیس از تیره «جهنیه» که رمه داری بادیه نشین بود، به دلیل دوری از مدینه، امکان حضور دایم در مدینه را نداشت.
روزی خدمت رسول خدا رسید و احوال خویش را باز گفت که به دلیل دوری مسافت، امکان حضور دایم در شب های رمضان و احیا نگه داشتن در مدینه را ندارد و از پیامبر خواست تا شب قدر را برای او معین کند تا در آن شب در مدینه حضور یابد.
پیامبر در پاسخ وی فرمود: «شب بیست و سوم ماه رمضان» و از آن پس، شب بیست و سوم به عنوان شب قدر و «شب جهنمی» معروف شد
[11].دسته ای دیگر از روایات و تفاسیر اهل سنت، بر شب قدر بودن شب های بیست و یکم و بیست و هفتم حکایت دارند.
قول دوم از این دسته روایات؛ یعنی شب قدر بودن بیست و هفتم، تقریبا پذیرفته تر از قول اول است؛ اگر چه با قول او نیز، به لحاظ تعدد روایات و تفاسیر سندی در برابر است، اما به جهت اقبال خاص، امروزه شایع تر از دیدگاه دیگر مورد اهتمام اهل سنت است. البته شب های بیست و سوم و بیست و یکم نیز مانند آنچه در بین شیعیان متداول است، در بین اهل سنت محل اهتمام و توجه است.
روایات متعددی نیز شب بیست و هفتم را شب قدر می دانند که می توان با مراجعه به کتب روایی، تفاسیر آنها را مشاهده کرد. اگر تأکید و یقین منقول از «ابیّ بن کعب» در ضمن روایت منقول از وی در صحیح مسلم که می گوید «ابّی قسم یاد کرده است شب قدر شب بیست و هفتم است؛ زیرا به روایت پیامبر در بامداد شب قدر، خورشید کم رونق و کم رمق و بدون پرتوهای چندان طلوع می کند»[12] را به روایات دیگر مثل روایتی منقول از پیامبر (ص) توسط عایشه که: «شب قدر را در شب بیست و هفتم بجویید» و روایت های مشابه دیگر ضمیمه کنیم، تقریبا احتمالی که برای روایات شب بیست و سوم به دست می آمد، برای این شب نیز قابل تصور است.
البته تأکید بر این شب از سوی اهل سنت، بدون دلیل دیگری و شاید در پی آمد عرف رایج بین عالمان و عامیان، ترجیح بلا مرجحی است که یافتن دلیل برای آن حوصله بررسی متون فراوانی را -آن هم بدون اعتماد به رسیدن به نتیجه قطعی- می طلبد.
به هر حال بین شب بیست وسوم، که روایات معروف اهل سنت و شیعه به صورت مشترک بدان اشاره دارند، و بین شب بیست و هفتم، تأکید و تردیدی خاص وجود ندارد، مگر تفاوت نظری که به آن اشاره شد.
در مجموع، به نظر می رسد حاصل جمع روایات و وجه غالب آنها و دیگر تفاسیر اهل سنت، نخست بر مسئله زمان شب قدر در ماه رمضان و سپس بر قرار داشتن این شب در دهه سوم اتفاق دارند و وجوه دیگر، با وجود تعدد سندی و اقبال به آن ها، به لحاظ ضعف در برابر این دسته روایات و تفاسیر منقول، معتبر نیستند.
2. عمومیّت شب قدر
از مباحث دیگر مربوط به شب قدر، اختصاص و عمومیت زمانی شب قدر به دوره ای خاص، یا جریان داشتن آن به همه دوره هاست. اتفاق نظر به حد اجماع و تواتر نقل شده است که شب قدر نسبت به همه دوره ها و زمان ها عمومیّت دارد.
پاره ای احادیث منقول در اسناد روایی اهل سنت، که گاه به آنها استدلال می شود و بی طرفدار نیز نیستند، بر این اعتقاد استوارند که شب قدر مخصوص به دوره خاص حیات پیامبر(ص) بوده است و دیگر شب قدری وجود ندارد.
به بیان دیگر، این شب، اختصاص به دوره ای خاص از زمان(دوران حیات پیامبر) داشته است و قابل تکرار نیست.دسته ای دیگر از روایات، که در روایات شیعه نیز مشابه آن یافت می شود، نه تنها دایرۀ عمومیت شب قدر را از دوران پیامبر تا روزگار ما وسعت می دهد، بلکه آن را به قبل از آن دوره نیز سرایت می دهد و این اعتقاد را که شب قدر از ابتدای خلقت آدم وجود داشته و بابی وسیع از ابواب رحمت الهی بوده مسلّم می پندارد و بر آن ابرام می ورزد.
اکنون روایات مؤید هر سه نظر را مرور می کنیم: گفتیم مسلم است که شب قدر با شب های دیگر سال متفاوت است؛ شبی که اهمیت آن برای همه معلوم است.
دسته ای از روایات، از جمله روایت منقول در «صحیح بخاری» و «فتح الباری» نشان می دهد که «شب قدر از میان رفته» و آن، «شب مخصوصی بوده که در زمان پیامبر وجود داشته است»[13].
روایت دیگری نیز صحیح بخاری از «عباده بن صامت» با این مضمون نقل شده است که «پیامبر تصمیم داشتند ما را از شب قدر به طور دقیق آگاه کنند، اما در راه دو نفر را در حال نزاع دیدند و وقتی به جمع ما وارد شدند، فرمودند به دلیل همین(نزاع ها) شب قدر از میان شما برداشته شد»[14].
البته عده ای بر این اعتقادند که این برداشتن، قطعی نیست و تنها آگاهی از زمان شب قدر را از بین برده است. اما این دسته از روایات با پاره ای از روایات و شروح دیگر، که مفادشان اختصاصی بودن شب قدر است در تضاد است.
این روایات در منابع اهل سنت دیده می شود و حتی بر دسته اول، به لحاظ تعداد و اهمیت، رجحان دارد.از جمله این روایات، نقل «ابا هریره» است از قول «عبد الله بن مکانس» که به «ابا هریره» گفته بود: «گمان می کنند شب قدر از بین رفته» و وی در پاسخ گفته بود: «دروغ است و در همه ماه های رمضانی که در پیش روست، شب قدر قرار دارد»[15].
از عبد الله بن عمر نیز روایت شده است که «درباره شب قدر از پیامبر(ص) سؤال شد که آیا همیشگی است یا به زمان خاصی اختصاص دارد؟ [و] حضرت فرمود: همه ماه های رمضان دارای شب قدر است»[16]. از جمله روایات شیعه نیز در این باره روایات هشام بن حکم از امام صادق(ع) است که آن حضرت فرمودند: «شب قدر در تمام سال ها موجود است»[17].
در مجموع در می یابیم که آنچه به اجماع پذیرفته است، این است که شب قدر به دوره ای خاص از تاریخ، یعنی زمان پیامبر، اختصاص ندارد و تاکنون ادامه دارد و تا ابد نیز چنین خواهد بود.
پاره ای دیگر از روایات، بر ممتاز بودن امت محمد(ص) به این امتیاز و فقدان آن برای سایر امت های قبل از اسلام اشاره دارند و بر این عقیده استوارند که شب قدر امتیازی اختصاصی برای مسلمانان است و در امت های گذشته سابقه نداشته است. در میان روایات اهل سنت، این نظر طرفداران بسیار دارد.
در تعلیل این استناد نیز گفته می شود چون پیامبر(ص) اعمال امت های پیشین را نگریست، دریافت اعمال صالح آنان، به دلیل عمر طولانی شان، بسیار بیشتر از امت خودش است و به همین دلیل از خداوند خواست شب قدر را به مسلمانان اختصاص دهد تا این کاستی جبران شود و آنها با داشتن اعمال نیک، پیش از پیشینیان ممتاز شوند[18] و نیز روایات دیگری از این دست، که اشاره به ممتاز بودن امت پیامبر به واسطۀ جعل شب قدر برای آنان دارند[19].
در مقابل، روایات دیگر، این موضوع را تأیید نمی کنند و این امتیاز را به قبل نیز سرایت می دهند. اگرچه تعداد این دسته روایات بین اهل سنت کمتر است، اما در منابع شیعه، روایات زیادی یافت می شود که در آن ها، شب قدر برای قبل از امت پیامبر نیز دانسته شده است.
از گروه روایات فوق، از جمله می توان به روایت «درالمنثور» منقول از ابوذر اشاره کنیم که از پیامبر پرسید: «آیا شب قدری که در امت های پیشین بوده و برای امت شما هم هست تا ابد ادامه خواهد داشت؟» و پیامبر نیز فرمودند: «آری» [و مخالفتی با بیان ابوذر نکردند]»[20]. از روایات شیعه نیز می توان به روایت منقول از حضرت امام جواد(ع) اشاره کرد که در ضمن حدیثی مفصل فرمودند: «به خدا سوگند. . . امری که بر تمام انبیا تا حضرت محمد در شب قدر نازل می شد، وصیت کردن و قرار دادن شخص به عنوان وصی بود»[21].
در جمع روایات سه گانه فوق می توان گفت شب قدر، با توجه به روایات و مستندات، از دیدگاه شیعه اختصاص به قبل از پیامبر و بعد از آن تا به امروز دارد و شاید فضیلت های آن در امّت پیامبر فراوان شده باشد. از دیدگاه اهل سنت، شب قدر، شبی است مخصوص امت پیامبر(ص) که تا امروز نیز ادامه دارد و قبل از پیامبر نبوده و در واقع امتیاز مسلمانان بر سایر امت هاست؛ اگر چه روایاتی اندک شمار نیز در منابع اهل سنت وجود دارد که شب قدر را فقط مربوط به زمان پیامبر(ص) می داند.
ده بند شب 19 21 و23 و25 و 27 رمضان خوانده شود شب های احیا با خداوند در دل کنییم
.jpg)
1- یَا مَنْ لَهُ ذِکْرٌ لَایُنْسىٰ ، یَا مَنْ لَهُ نُورٌ لَایُطْفىٰ ، یَا مَنْ لَهُ نِعَمٌ لَاتُعَدُّ ، یَا مَنْ لَهُ مُلْکٌ لَایَزُولُ ، یَا مَنْ لَهُ ثَنَاءٌ لَایُحْصىٰ ، یَا مَنْ لَهُ جَلالٌ لَایُکَیَّفُ ، یَا مَنْ لَهُ کَمالٌ لَایُدْرَکُ ، یَا مَنْ لَهُ قَضاءٌ لَایُرَدُّ ، یَا مَنْ لَهُ صِفاتٌ لَاتُبَدَّلُ ، یَا مَنْ لَهُ نُعُوتٌ لَاتُغَیَّرُ.
ای آنکه یادی دارد فراموشنشدنی، ای آنکه نوری دارد خاموش نشدنی، ای آنکه عطایایی بخشیده ناشمردنی، ای آنکه فرمانرواییاش بیزوال است، ای آنکه ستایشش بیآمار است، ای آنکه شکوهش چگونگی نپذیرد، ای آنکه کمالی دارد درک ناشدنی، ای آنکه داوریاش بازگشت ناپذیر است، ای آنکه صفاتی دارد دگرگون ناپذیر، ای آنکه جلوههایی دارد غیر قابل تغییر.
.jpg)
2- یَا مَنْ ذِکْرُهُ شَرَفٌ لِلذَّاکِرِینَ ، یَا مَنْ شُکْرُهُ فَوْزٌ لِلشَّاکِرِینَ ، یَا مَنْ حَمْدُهُ عِزٌّ لِلْحامِدِینَ ، یَا مَنْ طَاعَتُهُ نَجاهٌ لِلْمُطِیعِینَ، یَا مَنْ بابُهُ مَفْتُوحٌ لِلطَّالِبِینَ ، یَا مَنْ سَبِیلُهُ واضِحٌ لِلْمُنِیبِینَ ، یَا مَنْ آیاتُهُ بُرْهانٌ لِلنَّاظِرِینَ ، یَا مَنْ کِتابُهُ تَذْکِرَهٌ لِلْمُتَّقِینَ ، یَا مَنْ رِزْقُهُ عُمُومٌ لِلطَّائِعِینَ وَالْعاصِینَ ، یَا مَنْ رَحْمَتُهُ قَرِیبٌ مِنَ الْمُحْسِنِینَ.
ای آنکه ذکرش برای ذاکران شرف است، ای آنکه شکرش برای شاکران رستگاری است، ای آنکه ستایشش برای ستایشگران عزّت است، ای آنکه طاعتش برای مطعیان مایه نجات است، ای آنکه درگاهش گشوده است به روی جویندگان، ای آنکه راهش برای توبهکاران هموار است، ای آنکه نشانههایش برای بینندگان دلیل قاطع است، ای آنکه کتابش برای پرواپیشگان مایه پند و یادآوری است، ای آنکه روزیاش همه مطیعان و گنهکاران را فراگیرد، ای آنکه رحمتش به نیکوکاران نزدیک است.
3- یَا مَنْ تَبارَکَ اسْمُهُ ، یَا مَنْ تَعالىٰ جَدُّهُ ، یَا مَنْ لَاإِلٰهَ غَیْرُهُ ، یَا مَنْ جَلَّ ثَناؤُهُ ، یَا مَنْ تَقَدَّسَتْ أَسْماؤُهُ ، یَا مَنْ یَدُومُ بَقاؤُهُ ، یَا مَنِ الْعَظَمَهُ بَهاؤُهُ ، یَا مَنِ الْکِبْرِیاءُ رِداؤُهُ ، یَا مَنْ لَاتُحْصىٰ آلاؤُهُ ، یَا مَنْ لَاتُعَدُّ نَعْماؤُهُ.
ای آنکه نامش خجسته است، ای آنکه عنایتش بس بلند است، ای آنکه معبودی جز او نیست، ای آنکه ستایشش والا است، ای آنکه نامهایش مقدس است، ای آنکه هستیاش پایدار است، ای آنکه بزرگی جلوه زیبایی اوست، ای آنکه بزرگمنشی پوشش اوست، ای آنکه عطاهایش در شمار نیاید، ای آنکه نعمتهایش شمرده نشود.
.jpg)
4- یَا مَنْ لَاشَرِیکَ لَهُ وَلَا وَزِیرَ ، یَا مَنْ لَاشَبِیهَ لَهُ وَلَا نَظِیرَ ، یَا خالِقَ الشَّمْسِ وَالْقَمَرِ الْمُنِیرِ ، یَا مُغْنِىَ الْبائِسِ الْفَقِیرِ ، یَا رازِقَ الطِّفْلِ الصَّغِیرِ ، یَا راحِمَ الشَّیْخِ الْکَبِیرِ ، یَا جابِرَ الْعَظْمِ الْکَسِیرِ ، یَا عِصْمَهَ الْخائِفِ الْمُسْتَجِیرِ ، یَا مَنْ هُوَ بِعِبادِهِ خَبِیرٌ بَصِیرٌ ، یَا مَنْ هُوَ عَلىٰ کُلِّ شَىْءٍ قَدِیرٌ.
ای آنکه شریک و وزیری ندارد، ای آنکه مثل و مانندی ندارد، ای آفریننده خورشید و ماه تابان، ای بینیاز کننده درمانده تهیدست، ای روزی دهنده کودک خردسال، ای مهرورز بر پیر بزرگسال، ای پیونددهنده استخوان شکسته، ای پناه ترسان پناهجو، ای آنکه بر بندگانش آگاه و بیناست، ای آنکه بر هر چیز تواناست.
.jpg)
5- یَا مَنْ یَخْلُقُ ما یَشَاءُ ، یَا مَنْ یَفْعَلُ ما یَشَاءُ ، یَا مَنْ یَهْدِى مَنْ یَشَاءُ ، یَا مَنْ یُضِلُّ مَنْ یَشَاءُ ، یَا مَنْ یُعَذِّبُ مَنْ یَشَاءُ ، یَا مَنْ یَغْفِرُ لِمَنْ یَشَاءُ ، یَا مَنْ یُعِزُّ مَنْ یَشَاءُ ، یَا مَنْ یُذِلُّ مَنْ یَشَاءُ ، یَا مَنْ یُصَوِّرُ فِى الْأَرْحامِ مَا یَشَاءُ ، یَا مَنْ یَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ یَشَاءُ.
ای آنکه هرچه خواهد آفریند، ای آنکه هرچه بخواهد بکند، ای آنکه هرکه را بخواهد راهنمایی کند، ای آنکه هرکه را بخواهد گمراه سازد، ای آنکه هرکه را بخواهد عذاب کند، ای آنکه هرکه را بخواهد بیامرزد، ای آنکه هرکه را بخواهد عزّت بخشد، ای آنکه هرکه را بخواهد خوار گرداند، ای آنکه در رحم مادران هرچه خواهد صورت بخشد، ای آنکه هرکه را بخواهد به رحمتش مخصوص گرداند.
.jpg)
6- یَا مَنْ عَلا فَقَهَرَ ، یَا مَنْ مَلَکَ فَقَدَرَ ، یَا مَنْ بَطَنَ فَخَبَرَ ، یَا مَنْ عُبِدَ فَشَکَرَ ، یَا مَنْ عُصِىَ فَغَفَرَ ، یَا مَنْ لَاتَحْوِیهِ الْفِکَرُ ، یَامَنْ لَایُدْرِکُهُ بَصَرٌ ، یَا مَنْ لَایَخْفىٰ عَلَیْهِ أَثَرٌ، یَا رازِقَ الْبَشَرِ ، یَا مُقَدِّرَ کُلِّ قَدَرٍ.
- ای آنکه فراتر رفت و چیره گشت، ای آنکه دارا گشت و توان یافت، ای آنکه نهان شد و آگاهی یافت، ای آنکه پرستش شد و ارج نهاد، ای آنکه نافرمانی شد و آمرزید، ای آنکه اندیشهها او را فرا نگیرد، ای آنکه دیدهای او را در نیابد، ای آنکه اثری بر او پوشیده نماند، ای روزیدهنده آدمیان، ای اندازه دهنده هر اندازه.
.jpg)
7- یَامَنْ لَا یَعْلَمُ الْغَیْبَ إِلّا هُوَ ، یَا مَنْ لَایَصْرِفُ السُّوءَ إِلّا هُوَ ، یَا مَنْ لَایَخْلُقُ الْخَلْقَ إِلّا هُوَ ، یَا مَنْ لَایَغْفِرُ الذَّنْبَ إِلّا هُوَ ، یَا مَنْ لَایُتِمُّ النِّعْمَهَ إِلّا هُوَ ، یَا مَنْ لَایُقَلِّبُ الْقُلُوبَ إِلّا هُوَ ، یَا مَنْ لَایُدَبِّرُ الْأَمْرَ إِلّا هُوَ ، یَا مَنْ لَایُنَزِّلُ الْغَیْثَ إِلّا هُوَ ، یَا مَنْ لَا یَبْسُطُ الرِّزْقَ إِلّا هُوَ ، یَا مَنْ لَایُحْیِى الْمَوْتىٰ إِلّا هُوَ.
ای آنکه جز او غیب نداند، ای آنکه برنگرداند بدی را جز او، ای آنکه آفریدگان را جز او نیافریند، ای آنکه گناه را جز او نیامرزد، ای آنکه نعمت را جز او کامل نکند، ای آنکه دلها را جز او دگرگون نکند، ای آنکه کارها را جز او تدبیر ننماید، ای آنکه باران را جز او فرو نبارد، ای آنکه روزی را جز او نگستراند، ای آنکه مردگان را جز او زنده نسازد.
.jpg)
8-یَا مَنْ عِلْمُهُ سابِقٌ ، یَا مَنْ وَعْدُهُ صادِقٌ ، یَا مَنْ لُطْفُهُ ظاهِرٌ ، یَا مَنْ أَمْرُهُ غالِبٌ ، یَا مَنْ کِتابُهُ مُحْکَمٌ ، یَا مَنْ قَضاؤُهُ کائِنٌ ، یَا مَنْ قُرْآنُهُ مَجِیدٌ ، یَا مَنْ مُلْکُهُ قَدِیمٌ ، یَا مَنْ فَضْلُهُ عَمِیمٌ ، یَا مَنْ عَرْشُهُ عَظِیمٌ.
ای آنکه علمش پیش است، ای آنکه وعدهاش راست است، ای آنکه لطفش آشکار است، ای آنکه فرمانش چیره است، ای آنکه کتابش استوار است، ای آنکه حکمش شدنی است، ای آنکه قرآنش باشکوه است، ای آنکه فرمانرواییاش دیرین است، ای آنکه بخششش فراگیر است، ای آنکه پایگاهش بس بزرگ است.
.jpg)
9-یَا مَنْ لَایَشْغَلُهُ سَمْعٌ عَنْ سَمْعٍ ، یَا مَنْ لَایَمْنَعُهُ فِعْلٌ عَنْ فِعْلٍ ، یَا مَنْ لَایُلْهِیهِ قَوْلٌ عَنْ قَوْلٍ ، یَا مَنْ لَایُغَلِّطُهُ سُؤالٌ عَنْ سُؤالٍ ، یَا مَنْ لَایَحْجُبُهُ شَىْءٌ عَنْ شَىْءٍ ، یَا مَنْ لَایُبْرِمُهُ إِلْحاحُ الْمُلِحِّینَ ، یَا مَنْ هُوَ غایَهُ مُرادِ الْمُرِیدِینَ ، یَا مَنْ هُوَ مُنْتَهىٰ هِمَمِ الْعارِفِینَ ، یَا مَنْ هُوَ مُنْتَهىٰ طَلَبِ الطَّالِبِینَ ، یَا مَنْ لَایَخْفىٰ عَلَیْهِ ذَرَّهٌ فِى الْعالَمِینَ.
ای آنکه شنیدنی از شنیدن دیگر بازش ندارد، ای آنکه کاری از کار دیگر منعش نکند، ای آنکه گفتاری از گفتار دیگر سرگرمش نکند، ای آنکه درخواستی از درخواست دیگر او را به اشتباه نیافکند، ای آنکه چیزی از چیز دیگر پردهاش نشود، ای آنکه اصرار اصرارکنندگان او را به ستوه نیاورد، ای آنکه آرمان واپسین جویندگان است، ای آنکه نهایت همّت عارفان است، ای آنکه پایان جستجوی جویندگان است، ای آنکه غباری در سراسر هستی بر او پوشیده نیست.
.jpg)
10- یَا حَلِیماً لَایَعْجَلُ ، یَا جَوَاداً لَایَبْخَلُ ، یَا صادِقاً لَا یُخْلِفُ ، یَا وَهَّاباً لَایَمَلُّ ، یَا قاهِراً لَایُغْلَبُ ، یَا عَظِیماً لَایُوصَفُ ، یَا عَدْلاً لَا یَحِیفُ ، یَا غَنِیّاً لَایَفْتَقِرُ ، یَا کَبِیراً لَایَصْغُرُ ، یَا حافِظاً لَایَغْفُلُ ، سُبْحانَکَ یَا لَا إِلٰهَ إِلّا أَنْتَ ، الْغَوْثَ الْغَوْثَ خَلِّصْنا مِنَ النَّارِ یَا رَبِّ.
ای بردباری که شتاب نکند، ای بخشندهای که بخل نورزد، ای راستگویی که تخلّف نکند، ای عطاکنندهای که خستگی نپذیرد، ای چیرهای که شکستناپذیر است، ای بزرگی که به وصف در نیاید، ای دادگری که ستم ننماید، ای توانگری که نیازمند نشود، ای بزرگی که کوچک نگردد، ای نگهداری که غفلت ننماید، منزّهی تو ای که معبودی جز تو نیست، فریادرس، فریادرس، ما را از آتش رهایی بخش پروردگارا.
.jpg)
استاد فاطمی نیا فرمود در شب قدر سوره واقعه ویک سوره توحید با 7بار یا الله بگویید وحاجت بطلبید مجرب است ومارا دعا کنیید
