وَأَن تَصُومُوا خَيْرٌ لَّكُمْ ۖ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ

و اگر بدانيد، روزه گرفتن براى شما بهتر است.

ماه مبارک رمضان خوش امدی ماه خدا خوش امدی ماهی که پر از خیر وبرکت هستی خوش امدی 

ای کاش خوبی های  ترا درک میکردیم انگونه که خدای نبارک ترا درک کرده است وترا ماه خیر وبرکت دانسته است 

خدایا

می‌گویند ماه رمضان ماه مهمانی توست 🌙

و تو خدای همه عالمیانی 

پس همه به این ضیافت دعوتیم 
 
فارغ از هر اعتقاد و باوری؛  

خدایا 

می‌دانم که یگانه میزبانی

در جهان چون تو نیست 

که همه‌ٔ عالم به خوان کرمت ریزه خواریم 

و به لطف و مرحمتت امیدوار

پس به حرمت میزبانیت

ذهن‌هایمان را بصیرت ببخش

بر کلام‌مان صداقت و مهربانی ارزانی‌دار 

به دل‌هایمان سخاوت در عشق بیاموز 

گام‌هایمان را در 

پیمودن راه درست استوار بدار 

و انسان بودن را فارغ از هر عقیده و باوری 

که داریم ره توشه‌ٔ زندگی‌مان قرار ده

 

 

 

 

وأن تصوموا خير لكم | الأوراس نيوز

(ا) الا یا ایها الاول به نامت ابتدا کردم
(ب) برای عاشقی کردن به نامت اقتدا کردم
(پ) پشیمانم پریشانم که بر خالق جفا کردم
(ت) توکل بر شما کردم بسویت التجا کردم
(ث) ثنا کردم دعا کردم صفا کردم
(ج) جوانی را خطا کردم زمهرت امتناع کردم
(چ) چرایش را نمیدانم ببخشا که خطا کردم
(ح) حصارم شد گناهانی که آنجا در خفا کردم
(خ) خداوندا تو میدانی سر غفلت چه هاکردم
(د) دلم پر مهر تو اما چه بی پروا گناه کردم
(ذ) ذلالم داده ای اکنون که بر تو اقتدا کردم
(ر) رهت گم کرده بودم من که گفتم اشتباه کردم
(ز) زبانم قاصر از مدح و کمی با حق صفاکردم
(س) سرم شوریده میخواهی سرم از تن جدا کردم
(ش) شدی شافی برای دل تقاضای شفا کردم
(ص) صدا کردی که ادعونی خدایا من صدا کردم
(ض) ضعیف و ناتوانم من به در گاهت ندا کردم
(ط) طلسم از دل شکستم من که جادو بی بها کرد
(ظ) ظلمت نفس اماره که شکوه بر صبا کردم
(ع) علیمی عالمی بر من ببخشا که خطا کردم
(غ) غمی غمگین به دل دارم که نجوا با خدا کردم
(ف) فقیرم بر سر کویت غنی را من صدا کردم
(ق) قلم را من به قرآن کریمت مقتدا کردم
(ک) کتابت ساقی دلها قرائت والضحی کردم
(گ) گرم از درگهت رانی نمی رنجم خطا کردم
(ل) لبم خاموش و دل را با تکاثر آشنا کردم
(م) مرا سوی خود آوردی از این رو من صفا کردم
(ن) نرانی از درگهت یا رب که الله راصدا کردم
(و) ولی را من تو می دانم تورا هم مقتدا کردم
(ه) همین شعرم به درگاهت قبول افتد دلم را مبتلا کردم
(ی) یکی عبد گنهکارم اگرعفوم کنی یارب غزل را انتها کردم  

فوائد الصوم الصحية

 

 

سیری در قران رمضان 

سورة الفاتحة

آشنایی با سوره حمد قرآن - مجله نورگرام

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ ‎﴿١﴾‏ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ‎﴿٢﴾‏ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ ‎﴿٣﴾‏ مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ ‎﴿٤﴾‏ إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ 

‎﴿٥﴾‏ اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ ‎﴿٦﴾‏ صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلَا الضَّالِّينَ 

 

فاتحه (سوره) - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

سوره حمد یا سبع المثانی یا فاتحه الکتاب 

سوره حمد چون هفت ایه دارد سبع المثانی نام دارد وبسم الله الرحمن الرحیم یک ایه محسوب میشود  اما در سوره های دیگر قران ایه اول حساب نمیشود واما هرگاه در این سوره فرمودی الحمدلله رب العالمین  این جز آیه های توحیدی است ک مفهومش این است ک تنها قدرت در دستان خداوند و کسی جز او قدرتی ندارد و تنها یک منبع قدرت به نام الله در جهان وجود دارد…  دقت کن که چه کلمه بزرگ وبا  عظمتی را بر زبان جاری کرده ای رب یعنی کسی که چیزی را با خلاقیت وعلم خود خلق میکند وعالمین یعنی تمام  عالم هستی که فقط خداوند میداند چقدر بزرگ ووسیع است وچند هزار عالم خلق کرده است که زمین کوچک ما حتی نقطه ای از این عالم محسوب نمی شود وخدای تبارک وتعالی خودش از این عالم که خلق کرده است بزرگتر و سیع تر است و محیط به تمام عالم هستی است خدای تبارک وتعالی دو صفت خیلی عجیب وبا عظمت دارد که عقول بشری از درک ان عاجز است ((انت الذی لا تغیرک ازمنه   ولا یحیط بک امکنه خدایا تو پروردگاری هستی که زمانها ترا تغیر نمیدهند ومکانها ترا احاطه نمیکنند ))

هرگونه حمدی ستایشی برای خداست، مخصوص اوست، یعنی انحصارا اختصاصا مخصوص اوست، هر چیزی رو مورد ستایش قرار بدیم که او رو نبینیم نقض الحمد الله است، مادام که چشم ما ظاهربین هست در شرک هستیم، اونچه رو که میبینیم آیا نشان خدا را در اون میبینیم؟
مثلا اگر زیبایی رو ببینیم در طبیعت باید خدا رو ستایش کنیم نه طبیعت رو … وگرنه شرک خفی هست
به دریا بنگرم دریا تو بینم    به صحرا بنگرم صحرا تو بینم            به هر جا بنگرم کوه و در و دشت         نشان از قامت رعنا تو بینم
  ستایش مخصوص خداوندى است که پروردگار جهانیان است.
«ربّ» به کسى گفته مى‏شود که هم مالک وصاحب چیزى است و هم در رشد و پرورش آن نقش دارد.
خداوند هم صاحب حقیقى عالم است و هم مدبّر و پروردگار آن. پس همه هستى حرکت تکاملى دارد و در مسیرى که خداوند معیّن کرده، هدایت مى‏شود.
علاوه بر سوره حمد، چهار سوره‏ انعام، کهف، سبأ وفاطر نیز با جمله «الحمدللّه» آغاز گردیده، ولى فقط در سوره حمد بعد از آن «ربّ العالمین» آمده است.
مفهوم حمد، ترکیبى از مفهوم مدح و شکر است. انسان در برابر جمال و کمال و زیبایى، زبان به ستایش و در برابر نعمت و خدمت واحسان دیگران، زبان به تشکّر مى‏گشاید. خداوند متعال به خاطر کمال و جمالش، شایسته‏ى ستایش وبه خاطر احسان‏ها و نعمت‏هایش، لایق شکرگزارى است.
«الحمدللّه»، بهترین نوع تشکّر از خداوند است. هر کس در هرجا، با هر زبانى، هرگونه ستایشى از هر کمال و زیبایى دارد، در حقیقت سرچشمه‏ى آن را ستایش مى‏کند. البتّه حمد خداوند منافاتى با سپاسگزارى از مخلوق ندارد، به شرط آنکه به امر خداوند و در خط و مسیر او باشد.

رب العالمین -بزرگی عالم را چگونه تصور میکنی خداوند چند عالم خلق کرده است از دیدگاه عالم ال محمد امام صادق ع العالمین چگونه است 

شیخ صدوق روایتی را به این مضمون از امام صادق(ع) نقل می‌کند:
«حَدَّثَنا أَبِی قالَ حَدَّثَنا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللهِ قالَ حَدَّثَنِی الْحُسَیْنُ بْنُ عَبْدِ الصَّمَدِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ أَبی عُثْمانَ قالَ حَدَّثَنا الْعُبَّادُ بْنُ عَبْدِ الْخالِقِ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللهِ(ع) قالَ: إِنَّ للهِ عَزَّ وَ جَلَّ اثْنَیْ‏ عَشَرَ أَلْفَ‏ عالَمٍ‏ کُلُّ عالَمٍ مِنْهُمْ أَکْبَرُ مِنْ سَبْعِ سَماواتٍ وَ سَبْعِ أَرَضِینَ ما تَرَى عالَمٌ مِنْهُمْ أَنَّ للهِ عَزَّ وَ جَلَّ عالَماً غَیْرَهُمْ وَ أَنَا الْحُجَّةُ عَلَیْهِمْ»؛ به‌راستى که خداى عزّ و جلّ دوازده هزار جهان((عالم)) دارد که هر جهانى از آنها بزرگ‌تر از هفت آسمان و هفت زمین است، و هیچ جهانى از آن جهان‌ها نمی‌داند که خداى متعال به جز او جهان دیگرى هم آفریده، و من بر همه آن جهان‌ها حجّتم.

 

آیاتی که اشاره به عوالم و موجودات دیگر دارند



در روایات مطرح شده است که امام باقر (ع) به جابربن یزید می گوید:

گویا تو گمان می کنی که خداوند فقط این عالم را آفرید و بس و همچنین گمان می کنی که خداوند بشری غیر از شما نیافریده است؛ آری به خدا قسم!خداوند هزار هزار عالم و هزار هزار آدم آفرید و تو در آخر این عالم ها و آدم ها هستی...(صدوق،خصال،ج۲،ص۴۵۰؛بحارالانوار،ج۶۳،ص۸۲-۸۳)

از حضرت علی ( علیه السلام ) پرسیدند:

پیش از آدم ابوالبشر چه کسی بود ؟ حضرت علی فرمودند : " آدمی دیگر ! خداوند ۱۰۰۰ عالم و ۱۰۰۰۰۰۰ آدم آفریده است و تو در آخرین عالم و سلسه ی آخرین آدمیان هستی !
" ( کتاب روح و ریحان ، ص ۱۳۳)

مانند آن روایت از امام باقر (علیه السلام) در الخصال ، ج۲ ، ص ۶۵۲ نیز نقل شده است.

از امام صادق(ع) روایت شده که به راوی فرمود:

شاید شما گمان می‌کنید که خدا غیر از شما هیچ بشری دیگری نیافریده است! نه، چنین نیست، بلکه هزار آدم آفرید که شما از نسل آخرین آنها هستید».
(صدوق، توحید، ج ۱، ص ۲۷۷)

نیز از امام باقر(ع) روایت شده:

خدا از روزی که زمین را آفرید، هفت عالم را در آن خلق کرد (و سپس منقرض کرد) که هیچ یک از آن عوالم از نسل آدم ابوالبشر نبودند. خداوند همه آنها را از پوسته روی زمین آفرید و نسل بعد از نسل دیگر ایجاد کرد و برای هر یک عالمی بعد از عالم دیگر پدید آورد تا در آخر، آدم ابوالبشر را بیافرید و ذریه‌اش از او جدا ساخت».(صدوق، خصال، ج ۲، ص ۶۵۲، ح ۵۴)

حضرت امیرالمومنین(ع)می فرماید:

سپس خداوند منزه برای اسکان آسمانها و ابادسازی برترین طبقه ی ملکوت ,مخلوقات جدیدی از ملائکه اش ایجاد نمود و شکاف های اسمان و مکان های خالی ان جا را با انها پر نمود. (بحار الانوار ج ۵۲ ص ۱۰۹ )

حضرت باقر (ع)در خطاب به ابوحمزه ثمالی می فرماید:

ای ابا حمزه ,این قبه (گنبد ،سیاره )پدر ما ادم است و خداوند غیر از ان (سیاره) سی و نه گنبد(سیاره) دارد و در انجا مخلوقاتی هستند که یک چشم بهم زدن نیز نافرمانی خداوند نکرده اند. (روضه کافی ص۲۳۱ )

قبه در این حدیث اشاره به تمدن اسمانی است و تعداد ۳۹ صرفا تعیین حدود نیست بلکه معرفی تعدادی از این تمدن ها و جهان هاست زیرا در احادیث متعدد تعداد ان ها را مختلف اوردند.

حضرت صادق(ع) می فرماید:

در ورای این خورشید شما چهل خورشید دیگر است که در ورای ان ها مخلوقات بسیاری وجود دارند ودر ورای این ماه شما چهل ماه است که مخلوقات بسیاری در انها زندگی می کنند.
(بصائر الدرجات ص۵۱۰)

امیر المومنین (ع)می فر ماید:

خداوند پشت مغرب سرزمینی دارد که به ان جابلقا می گویند ودر جابلقا هفتاد تمدن است که هیچ یک مثل این تمدن (بشری) نیست هیچ گاه نافرمانی خداوند نکرده اند.

وفی خلقکم و ما یبث من دابه آیات لقوم یوقنون(جاثیه/۴) ودر خلقت شما و آنچه از جنبندگان که پراکندیم نشانه هائیست برای قومی که یقین آورندگانند.

والله خلق کل دابه من ماء فمنهم من یمشی علی بطنه و منهم من یمشی علی رجلین ومنهم من یمشی علی اربع یخلق الله ما یشاء ان الله علی کل شیئ قدیر(نور/۴۵).

وخداوند هر جنبنده ای را از آب آفرید ،گروهی بر شکم خود راه میروند و گروهی بر دو پای خود و گروهی بر چهار پا راه میروند،خداوند هر چه بخواهد می آفریند زیرا خدا بر همه چیز تواناست.

ومن آیاته خلق السموات والارض و ما بث فیهما من دابه و هو علی جمعهم اذا یشاء قدیر(شوری/۲۹)

واز آیات اوست آفرینش سیارات(سموات) و زمین و آنچه از جنبندگان در آنها منتشر نموده، و او هرگاه بخواهد بر جمع آنها توانست.

ولله یسجد ما فی السموات و ما فی الارض من دابه و الملائکه و هم لا یستکبرون(نحل/۴۹)

آنچه در سموات و آنچه در زمین از جنبندگان وجود دارند و همچنین ملائک برای خدا سجده می کنند و تکبر نمی ورزند.

و کاین من دابه لا تحمل رزقها الله یرزقها و ایاکم و هو السمیع العلیم(عنکبوت/۶۰)

و چه بسیار جنبنده ای که قدرت حمل روزی خود را ندارد،خداوند او و شما را روزی می دهد و او شنوا و داناست.

سوره: طه , آیه: ۶

آنچه در آسمانها و آنچه در زمین و آنچه میان آن دو و آنچه زیر خاک است از آن اوست

سوره: ۳۴ , آیه: ۱

سپاس خدایى را که آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن اوست و در آخرت [نیز] سپاس از آن اوست و هم اوست سنجیده کار آگاه

سوره: الانبیا , آیه: ۱۹

و هر که در آسمانها و زمین است براى اوست و کسانى که نزد اویند از پرستش وى تکبر نمى ورزند و درمانده نمى شوند.

سوره: الحج , آیه: ۱۸

آیا ندانستى که خداست که هر کس در آسمانها و هر کس در زمین است و خورشید و ماه و [تمام] ستارگان و کوهها و درختان و جنبندگان و بسیارى از مردم براى او سجده مى کنند و بسیارىاند که عذاب بر آنان واجب شده است و هر که را خدا خوار کند او را گرامى دارنده اى نیست چرا که خدا هر چه بخواهد انجام مى دهد.

سوره: الانبیا , آیه: ۳۰

آیا کسانى که کفر ورزیدند ندانستند که آسمانها و زمین هر دو به هم پیوسته بودند و ما آن دو را از هم جدا ساختیم و هر چیز زنده اى را از آب پدید آوردیم آیا [باز هم] ایمان نمى آورند.

سوره:الفتح, آیه: ۴

اوست آن کس که در دلهاى مؤمنان آرامش را فرو فرستاد تا ایمانى بر ایمان خود بیفزایند و سپاهیان آسمانها و زمین از آن خداست و خدا همواره داناى سنجیده کار است.

سوره:الحاثیه , آیه: ۱۳

و آنچه را در آسمانها و آنچه را در زمین است به سود شما رام کرد همه از اوست قطعا در این [امر] براى مردمى که مى اندیشند نشانه هایى است.

سوره:الشوری, آیه: ۲۹

و از نشانه هاى [قدرت] اوست آفرینش آسمانها و زمین و آنچه از [انواع] جنبنده* در میان آن دو پراکنده است و او هرگاه بخواهد بر گردآوردن آنان تواناست .

سوره:الاسرا , آیه: ۴۴

آسمانهاى هفتگانه* و زمین و *هر کس که در آنهاست* او را تسبیح مى گویند و هیچ چیز نیست مگر اینکه در حال ستایش تسبیح او مى گوید ولى شما تسبیح آنها را درنمى یابید به راستى که او همواره بردبار [و] آمرزنده است.

امیرمؤمنان علی علیه السلام می فرماید:

هذِهِ النُّجُومُ الَّتی فی السَّماءِ مَدائِنُ مِثلُ المَدائِنِ الَّتی فی الأرضِ مَربُوطَهٌ کُلُّ مَدینَةٍ اِلی عَمُودٍ مِن نُورٍ

این ستارگانی که در آسمان هستند شهرها (و آبادی‌هایی) همچون شهرهای زمینند، هر شهری از آنها با ستونی از نور (با شهرهای دیگر) پیوسته است.


سفینة البحار، جلد ۳، صفحه‌ی ۵۷۴

امام صادق (ع) فرمودند: « إِنَّ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ اثْنَیْ عَشَرَ أَلْفَ عَالَمٍ کُلُّ عَالَمٍ مِنْهُمْ أَکْبَرُ مِنْ سَبْعِ سَمَاوَاتٍ وَ سَبْعِ أَرَضِینَ مَا یَرَى عَالَمٌ مِنْهُمْ أَنَّ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَالَماً غَیْرَهُمْ وَ إِنِّی الْحُجَّةُ عَلَیْهِمْ . ــــ برای خدای عزّ و جلّ دوازده هزار عالم است که هر کدام آنها بزرگتر از هفت آسمان و هفت زمین می باشد. هیچکدام از (اهل) این عوالم برای خدا عالمی غیر از عالم خودشان نمی بینند و من حجّت هستم برای همه ی این عالمها.» (بحارالأنوار ، ج۲۷ ، ص۴۱ )

جابر گوید از امام باقر (ع) شنیدم که می فرمودند:همانا بیرون از این خورشید شما چهل چشمه ی خوشید است که از هر خورشیدی تا خورشید دیگر چهل روز فاصله است. در آن مخلوقات فراوانی هستند که نمی دانند آیا خدا آدمی خلق کرده یا نه. و بیرون این ماه شما چهل ماه است که بین ماهی تا ماه دیگر مسیر چهل روز است. در آن مخلوقات فراوانی هستند که نمی دانند آیا خدا آدمی خلق کرده یا نه. به آنها الهام شده همانگونه که به زنبور عسل الهام شده که لعنت کنند اوّلی و دومی را در هر زمانی از زمانها ؛ و بر آنها فرشتگانی گماشته شده اند تا هر گاه لعنت نکردند آنها را عذاب کرده شوند.» (بحارالأنوار ، ج ۲۷ ، ص۴۶)

ابن عبّاس گوید رسول خدا بر ما وارد شد در حالی که حلقه حلقه نشسته بودیم ؛ پس به ما فرمود: در چه کارید؟ گفتیم: درباره ی خورشید فکر می کنیم که چگونه طلوع می کند و چگونه غروب می نماید. فرمودند: احسنت بر شما چنین کنید و تفکّر نمایید در مخلوق و تفکّر نکنید در خالق. پس همانا خدا خلق نمود هر چه را که خواست برای هر چه که خواست که شما تعجّب می کنید از آن. همانا از پشت قاف هفت دریاست که هر دریایی پانصد سال است و از پشت آن هفت زمین است که نور آن اهلش را روشن می کند. و از پشت آن هفتاد هزار امّت است که خلق شده اند به مانند پرندگان. او و جوجه اش همواره در هوا هستند و از تسبیح واحد خسته نمی شوند. و از پشت آن هفتاد هزار امّت است که از باد خلق شده اند و غذا ، نوشیدنی ، لباس ، ظروف و حیوانات آنها از باد است. لانه های حیوانات آنها در زمین مستقرّ نمی شود تا بر پایی قیامت ؛ چشمان آنها در سینه ی آنهاست. هر کدام آنها یک بار می خوابد و بیدار می شود در حالی که روزی اش بالای سر اوست. و از پشت آن سایه ی عرش است و در سایه عرش هفتاد هزار امّت است که نمی دانند خدا آدم و بنی آدمی آفریده است و نمی دانند که ابلیس و بنی ابلیسی خلق نموده است و این است قول خدا که فرمود:« وَ یَخْلُقُ ما لا تَعْلَمُونَ ـ و خلق می کند آنچه را که نمی دانید. » » (بحارالأنوار ،ج۵۴ ،ص۳۴۸)

امیرالمومنین (ع) فرمودند: « إِنَّ مِنْ وَرَاءِ قَافٍ عَالَماً لَا یَصِلُ إِلَیْهِ أَحَدٌ غَیْرِی وَ أَنَا الْمُحِیطُ بِمَا وَرَاءَهُ وَ عِلْمِی بِهِ کَعِلْمِی بِدُنْیَاکُمْ َذِهِ وَ أَنَا الْحَفِیظُ الشَّهِیدُ عَلَیْهَا وَ لَوْ أَرَدْتُ أَنْ أَجُوبُ الدُّنْیَا بِأَسْرِهَا وَ السَّمَاوَاتِ السَّبْعَ وَ الْأَرَضِینَ فِی أَقَلَّ مِنْ طَرْفَةِ عَیْنٍ لَفَعَلْتُ لِمَا عِنْدِی مِنَ الِاسْمِ الْأَعْظَمِ وَ أَنَا الْآیَةُ الْعُظْمَى وَ الْمُعْجِزُ الْبَاهِرُ . ـــــ پشت قاف عالمی است که جز من به آن نمی رسد و من محیط هستم به فراتر از آن و علم من به آن مانند علم من است به این دنیای شما و منم نگهبان و شاهد بر آن عالم و اگر بخواهم به سرعت جواب دهم دنیا را تماماً و آسمانها و زمینهای هفتگانه را در کمتر از چشم بر هم زدنی می توانم ؛ به خاطر اسم عظمی که نزد من است و منم آیه عظمای خدا و معجزه ی باهر.» (بحارالأنوار، ج۵۴ ، ص۳۳۶)

قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ (ع):« هَذِهِ النُّجُومُ الَّتِی فِی السَّمَاءِ مَدَائِنُ مِثْلُ الْمَدَائِنِ الَّتِی فِی الْأَرْضِ مَرْبُوطَةٌ کُلُّ مَدِینَةٍ إِلَى عَمُودٍ مِنْ نُورٍ طُولُ ذَلِکَ الْعَمُودِ فِی السَّمَاءِ مَسِیرَةُ مِائَتَیْنِ وَ خَمْسِینَ سَنَةً ــــ این ستارگانی که در آسمان می باشند شهرهایی هستند مانند شهرهای موجود در زمین که هر شهری به ستونی از نور مربوط و متّصل است که طول آن ستون در آسمان به اندازه ی مسیر دویست و پنجاه سال است.» (بحارالأنوار ، ج۵۵ ،ص۹۱)

« سَأَلَ ابْنُ الْکَوَّاءِ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ ع عَنْ قَوْلِهِ تَعَالَى وَ السَّماءِ ذاتِ الْحُبُکِ قَالَ ذَاتِ الْخَلْقِ الْحَسَنِ ــــ ابن الکوّا ء از امیرالمومنین (ع) درباره ی این قول خدای تعالی پرسید که « وَ السَّماءِ ذاتِ الْحُبُکِ ــ و سوگند به آسمان که دارای حبک است» ؛ امام فرمودند: یعنی دارای مخلوقات نیکوست.» (بحارالأنوار ، ج ۵۵ ، ص۹۲)

انواع عالم 

عالم هپروت عالم پنجم !!

عالم هپروت

عالم وهم و خیال و پندار است عالمی است كه رویا پر دازي و خيال بافي به خوبي در آن رواج دارد

 

1-   عالم   لاهوت مشتق از الله و به معانی عالم غیب، عالم الهی

2-      عالم جبروت : عالم اسماى الهى عالم تجّرد و جبروت است. عالم  فرشتگان بدون عيب و نقص هاي جهان مادي

3-      عالم ملكوت : كه توسط فرشته ها ايجاد شده است و آن را عالم برزخ هم مي نامند

4-      عالم ناسوت:  به معنای طبیعت، عالم مادی است . در اصطلاح قرآن به آن  عالم «شهادت» هم مي گويند كه دورترين عالم از مبدأ متعال بوده، از وجود ضعيف‏ترى برخوردار است و در وجود ماده جلوه مى‏كند

5- عالم هپروت عالم وهم و خیال و پندار است عالمی است كه رویا پر دازي و خيال بافي به خوبي در آن رواج دارد.

در تداول عاميانه هم به افرادي كه خيالبافي مي كنند اصطلاحا مي گويند فلاني در عالم هپروت سير مي كند. اين روزها خيلي از رجال در عالم در هپروت هستند .

هرگاه به الرحمن الرحیم رسیدی اگر گناه کار هستی بدان که باگفتن این کلمه به خدای تبارک وتعالی وبخشش او امیدوار هستی با گفتن این کلمه باتمام گناهانت خودت را در دامن خداوند می اندازی خدایی که از مادر مهربانتر است اگر در روز قیامت خدای تبارک وتعالی خواست که ترا مواخذه کند بگو خدایا من بارها در دنیا ندا میکردم تو ارحمن الرحیم هستی ومن به این جمله امیدوارم بودم وخوشبین بودم که مرا میبخشی 

 : معنى «رحمان» و «رحیم» بودن خداوند چیست؟

مشهور در میان گروهى از مفسران این است که: صفت «رحمان»، اشاره به رحمت عام خدا است که شامل دوست و دشمن، مؤمن و کافر، نیکوکار و بدکار مى باشد؛ زیرا «باران رحمت بى حسابش همه را رسیده، و خوان نعمت بى دریغش همه جا کشیده» همه بندگان از مواهب گوناگون حیات بهره مندند، و روزى خویش را از سفره گسترده نعمت هاى بى پایانش بر مى گیرند، این همان رحمت عام او است که پهنه هستى را در بر گرفته و همگان در دریاى آن غوطه ورند.
ولى «رحیم» اشاره به رحمت خاص پروردگار است که ویژه بندگان مطیع، صالح و فرمانبر است؛ زیرا آنها به حکم ایمان و عمل صالح، شایستگى این را یافته اند که از رحمت، بخشش و احسان خاصى که آلودگان و تبهکاران از آن سهمى ندارند، بهره مند گردند.
تنها چیزى که ممکن است اشاره به این مطلب باشد آن است که: «رحمان» در همه جا در قرآن به صورت مطلق آمده است که نشانه عمومیت آن است، در حالى که «رحیم» گاهى به صورت مقید ذکر شده که دلیل بر خصوصیت آن است مانند: «وَ کانَ بِالْمُؤْمِنینَ رَحیماً»؛ (خداوند نسبت به مؤمنان رحیم است)، (1) و گاه به صورت مطلق مانند سوره «حمد».

در روایتى نیز از امام صادق(علیه السلام) مى خوانیم که فرمود: «وَ اللّهُ إِلَهُ کُلِّ شَیْء، الرَّحْمنُ بِجَمِیعِ خَلْقِهِ، وَ الرَّحِیمُ بِالْمُؤْمِنِینَ خاصَّةً»؛ (خداوند معبود همه چیز است، نسبت به تمام مخلوقاتش رحمان، و نسبت به خصوص مؤمنان رحیم است). (2) از سوئى دیگر «رحمان» را صیغه مبالغه دانسته اند که خود دلیل دیگرى بر عمومیت رحمت او است، و «رحیم» را صفت مشبهه که نشانه ثبات و دوام است و این ویژه مؤمنان مى باشد.
شاهد دیگر این که «رحمان» از اسماء مختص خداوند است و در مورد غیر او به کار نمى رود، در حالى که «رحیم» صفتى است که هم در مورد خدا و هم در مورد بندگان استعمال مى شود، چنان که درباره پیامبر(صلى الله علیه وآله) در قرآن مى خوانیم: «عَزیزٌ عَلَیْهِ ما عَنِتُّمْ حَریصٌ عَلَیْکُمْ بِالْمُؤْمِنینَ رَئُوفٌ رَحیم»؛ (ناراحتى هاى شما بر پیامبر گران است، و نسبت به هدایت شما سخت علاقمند است، و نسبت به مؤمنان مهربان و رحیم مى باشد). (3)
لذا در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) نقل شده: «اَلرَّحْمانُ إِسْمُ خاصٍّ، بِصِفَة عامَّة، وَ الرَّحِیْمُ إِسْمُ عامٍّ بِصِفَة خاصَّة»؛ (رحمان اسم خاص است اما صفت عام دارد [نامى است مخصوص خدا ولى مفهوم رحمتش همگان را در بر مى گیرد] ولى رحیم اسم عام است به صفت خاص)، (4) نامى است که بر خدا و خلق هر دو گفته مى شود اما اشاره به رحمت ویژه مؤمنان دارد.
با این همه، گاه مى بینیم «رحیم» نیز، به صورت یک وصف عام استعمال مى شود البته، هیچ مانعى ندارد تفاوتى که گفته شد در ریشه این دو لغت باشد، اما استثناهائى نیز در آن راه یابد.
در دعاى بسیار ارزنده و معروف امام حسین(علیه السلام) به نام دعاى «عرفه» مى خوانیم: «یا رَحْمانَ الدُّنْیا وَ الآْخِرَةِ وَ رَحِیمَهُما»؛ (اى خدائى که رحمان دنیا و آخرت توئى و رحیم دنیا و آخرت نیز توئى!). (5)
سخن خود را در این بحث با حدیث پر معنى و گویائى از پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) پایان مى دهیم آنجا که فرمود: «إِنَّ لِلّهِ عَزَّوَجَلَّ مِأَةَ رَحْمَة، وَ إِنَّهُ أَنْزَلَ مِنْها واحِدَةً إِلَى الأَرْضِ فَقَسَمَها بَیْنَ خَلْقِهِ بِها یَتَعاطَفُونَ وَ یَتَراحَمُونَ، وَ أُخَرُ تِسْعَ وَ تِسْعِیْنَ لِنَفْسِهِ یَرْحَمُ بِها عِبادَهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ»؛ (خداوند بزرگ صد باب رحمت دارد که یکى از آن را به زمین نازل کرده است، و در میان مخلوقاتش تقسیم نموده و تمام عواطف و محبتى که در میان مردم است از پرتو همان است، ولى نود و نه قسمت را براى خود نگاه داشته و در قیامت بندگانش را مشمول آن مى سازد). (6)، (7)

صفت «الرحمن» و «الرحیم» از واژه رحمت مشتق است. ما رحمت را به معنای مهربانی و شفقت معنای می‌کنیم، اما آیا رحمت به همین معناست؟ به لحاظ وزن صرفی، «الرحمن» صیغه مبالغه است، ولی «الرحیم» صفت مشبهه است. «الرحمن» دلالت بر کثرت دارد، ولی «الرحیم» دلالت بر استمرار دارد. متأسفانه در برخی ترجمه‌ها این دو کلمه را خوب ترجمه نکردند؛ چون بخشنده و مهربان ملازم رحمن و رحیم است. پس ما باید چگونه این دو واژه را معنا کنیم؟ «الرحمن» یعنی «واسعه‌الرحمه»، «الرحیم» یعنی «دائم‌الرحمه». اگر قرار باشد این واژه‌ها را به فارسی ترجمه کنیم، «رحمن» یعنی خدایی که رحمتش گسترده بر همه آفریدگان است و «رحیم» یعنی کسی که رحمتش ویژه انسان‌های مخصوصی است. در برخی از دعاها می‌خوانیم: «يَا رَحْمَانَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ رَحِيمَهُمَا».

 

واما هرگاه به  مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ رسیدی بدان که به دو شکل قرائت میشود مالک به معنای صاحب روز قیامت ومَلِکِ به معنای پادشاه روز قیامت به هردو صورت قرائت ان در نماز صحیح است نقش انگشتری من الملک الله است به معنی پادشاه من الله است   مرحوم الهی قمشه ای چه زیبا سروده است 

جهان کشور من خدا شاه من      نداند جز این قلب آگاه من 

واما چون به  إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ رسیدی بدان که همگی ما در بیان این کلمه دروغ گو هستیم تنها  ترا میپرستیم وتنها ازتو کمک میجوییم حال شاید در تنها ترا میپرستیم صادق باشیم اما در تنها ازتو کمک میجوییم صادق نیستیم چون در مشکلات وگرفتاری زندگی ورسیدن به ارزوها وحوائج بیشتر ازانکه به خدا متکی باشیم به مخلوقات خدا متکی هستیم میگویند هنگامی که ابراهیم خلیل الرحمن ع  را در  منجنیق گذاشتند که به سوی اتش پرتاب کنند هنگام پرتاب که بین اتش وهوا معلق بود جبرئیل بر او ظاهر شد وفرمود ایا به ما نیازی داری فرمود نه به خدای تبارک وتعالی  نیازمندم اما به تو نیازی ندارم یا هنگامی که یونس ع را  به دریا پرتاب کردند دران لحظه دلهره اور که هر کس باشد برای ترس از جان خود فریاد میزند فرمود لا اله لا انت سبحانک انی کنت من الظالمین انها به حقیقت کسانی بودند که جمله ایاک نعبد وایاک نستعین در باره انان مصداق داشته است 

واما چون به اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ رسیدی کمی مکث کن ببین صراط مستقیم چه مسیری است که شبانه روز ده مرتبه جویای ان از خدای تبارک وتعالی هستی ایا مسیری است مستقیم که سرت را پایین بیندازی وان را طی کنی بدون انحراف به چپ وراست دقیقا همین طورا است منظور صراط مستقیم این است که در جاده دنیا ما سرمان را پایین بیندازیم وگوش به فرمان مولایمان خدای تبارک وتعالی باشیم وهرچه او امر بکند وفرمان بدهد بدون چون وچرا انجام بدهیم ودر مسیر طول عمر زندگی مان اگر فرمود نماز بخوان بگوییم چشم اگر فرمود روزه بگیرید بگوییم چشم اگر فرمود دزذی نکنیید بگوییم چشم اگر فرمود مشروب مست کننده ننوشید بگوییم چشم اگر فرمود انفاق بکنییم چشم به پدر ومادر نیکی بکنییم چشم با مردم خوش اخلاق باشیم چشم اینها همگی صراط مستقیم هستند راهی که به خدا منتهی میشود واما خدای تبارک وتعالی صراط مستقیم را در قران معرفی کرده است 

قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ ۖ أَلَّا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا ۖ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا ۖ وَلَا تَقْتُلُوا أَوْلَادَكُم مِّنْ إِمْلَاقٍ ۖ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ ۖ وَلَا تَقْرَبُوا الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ ۖ وَلَا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ ۚ ذَٰلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَلَا تَقْرَبُوا مَالَ الْيَتِيمِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّىٰ يَبْلُغَ أَشُدَّهُ ۖ وَأَوْفُوا الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ ۖ لَا نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا ۖ وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُوا وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَىٰ ۖ وَبِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُوا ۚ ذَٰلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ‎﴿١٥٢﴾‏ وَأَنَّ هَٰذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ ۖ وَلَا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ۚ ذَٰلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ

داریم ساقیا هوس عشرت و نشاط           جویای راه میکده ایم اهدناالصراط
میخانه ای بساز و بکن وقف عاشقان        چیزی که بی ریاست به از صد پل و صراط
شبانه روز پنج مرتبه به حضور حق و هر مرتبه دو بار «اهدنا الصراط» گویاییم، و حضرت حق صدو بیست و چهار هزار پیغمبر داشته است که شاید در مقابل هر نبی لااقل ده ولی بوده است، و همه آنها برای هدایت طریق آمده اند. پیغمبری در مناجات عرض کرد:«رب این الطریق الیک» یعنی: «پروردگارا ! راه به سوی تو کدام است؟» خطاب رسید: «دع نفسک و تعال» یعنی : « نفس خویش را رها کن و بیا»
تو را تا در نظر اغیار و غیر است              اگر در مسجدی آن عین دیر است
چو برخیزد ز پیشت کثرت غیر                تو را مسجد نماید صورت دیر
عزیز من به هر حالت که هستی            خلاف نفس کافر کن که رستی

 

واما چون به   صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ   رسیدی بدان که خداوند نعمتهای خود را برای چه کسانی مهیا کرده است کسانی که طالب راه راست وصراط میسقیم بودند راه راست راهی است  که به خداوند منتهی میشو د راهی که قدم به قدم این راه به اراده وحکم خداوند گره خورده است واما خداوند به چه کسانی نعمتهای خود را ارزانی کرده انها کسانی هستند که خداوند در قران که کلام خود اوست با انان اشاره کرده است 

وَمَن يُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَٰئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِم مِّنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ ۚ وَحَسُنَ أُولَٰئِكَ رَفِيقًا ‎

کسانی که خداوند به انها نعمت داده است در زمره این چهار گروه هستند لذا اگر طالب راه راست هستی زندگی عارفان واولیا الله را سرمشق خودمان قرار بدهیم تا در زمره چنیین رفیقانی باشیم که بهترین رفیق دنیا هستند وخداوند ما را باانان محشور میکند 

 

 

واما چون به غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلَا الضَّالِّينَ رسیدی بدان که یهودیان خدای تبارک وتعالی را با بی اعتمادی به او به خشم اوردند واهل نصاری یا مسیحیان با تثلیث شرک را با این ایین وارد کردند وگمراه شدند واما یهودیان چگونه خدای تبارک وتعالی را به خشم اوردند؟؟برای این کار باید سیری در تاریخ یهود داشته باشیم میدانییم که هنگامی که حضرت یوسف ع نوه ابراهیم خلیل رحمن در مصر به ان مقام بزرگ در دربار مصر رسید تمام اقوام خود را به مصر دعوت کرد پدرش یعقوب با 11 برادر وفرزندان انان را به مصر دعوت کرد وانان جمعا 72 نفر بودند حضرت یعقوب ع که نام دیگر او اسرائیل است وپیامبری است که 12 قرزند داشت که به بنی اسرائیل معروف شدند چون تمام پیامبران بعد از او شاخه ای از این دوازده فرزند هستند وبه پیامبران بنی اسرائیل معروف هستند یعقوب ع به مصر امد وبه فرزندش یوسف فرمود به یک شرط به مصر میایم که اگر انجا مردم مرا درمصر دفن نکنی بلکه به اورشلیم نزد جدم ابراهیم ع وساره دفن شوم ویوسف ع قبول کرد وبعد از مرگش او را مومیایی کرد وبه انجا فرستاد تا دفن شود واما این 72 نفر حدود 400سال در مصر ماندند تا موسی ع از یکی از فرزندان بنی اسرائیل ظهور کرد وبه فرمان خدای تبارک وتعالی این قوم بزرک که اکنون ششصد هزار نفر بودند را از سرزمین مصر خارج کرد چون خدای تعالی وعده داده بود که به سرزمین پدری خود ابراهیم که اکنون در دست کافران بت پرست بود بیایند ومالک ان سرزمین بشوند واز قید بنگی وظلم فرعون رها بشوند واما خدای تبارک وتعالی 9 معجزه اشکار در سرزمین مصر نمایان ساخت طوری که فرعون با این حال که کافر بود بارها به خدای موسی ع ایمان اورد وبارها نقض پیمان کرد تا انجا که برای قتل بنی اسرائیل وتعقیب انان لشگر کشی کرد ودر دریای سرخ غرق شد این قوم همه این معجزات را دیدند با این حال که موحد وخدا پرست بودند وجز یهوه که همان الله باشد کسی دیگر را نمی شناختند از مصر که خارج شدند خدای تبارک وتعالی در مقابل چشمان انان انوار جلال خودش را برکوه تجلی کرد طوری که همه بیهوش شدند برای این قوم ششصد هزار نفری در بیابان برهوت من وسلوی را نازل کرد که قوت روزانه خود را هر روز بدون زحمت بدست اوررند با این همه لطف وعنایت از سوی خدای تبارک وتعالی هنگامی که به دروازه ای اورشلیم رسیدند وموسی ع یوشع بن نون و چند نفر را برای جاسوسی به داخل شهرهای انان فرستاد با این حال که خداوند وعده پیروزی به انان داده بود هنگامی که قدهای بلند جنگجویان وزره وشمشیرهای انان را دیدند از فرمان موسی ع وخداوند سر باز زدند وبرای جنگ اماده نشدند انگاه خشم خداوند بر انگیخته شد واگر وساطت موسی ع ودعاهای او نبود قوم را تمام نابود میگکرد واما این غضب باعث شد که خدای تبارک وتعالی به موسی ع وحی کرد که به ذاتم سوگند که احدی از انان وارد این سرزمین نمیشوند وتو نیز از این نعمت محروم هستی تا همه در این بیابان بمیرند وفقط یوشع بن نون وفرزندان انان مالک این سرزمین که وعده داده بودم میشوند 

واما یک جای دیگر که قوم یهود خشم خداوند را برانگیختند هنگام غیبت موسی در کوه طور بود وی فرمود من 30 روز به کوه میروم خدای تبارک وتعالی برای امتحان قوم ده روز بران غیبت موسی ع افزود ودر این ده روز قوم به عادت بت پرستان مصر از طلا گوساله سامری را ساختند واز فرمان هارون ع برادر موسی سر پیچی کردند وبه عبادت گوساله طلایی پرداختند هنگامی که موسی ع امد ان گوساله را در اتش ذوب کرد وگرد وغبار ان را به باد داد واما خشم وغضب خداوند بر انگیخته شد وباز وساطت موسی ع انان رانجات داد واما انان در اردوگاهی بزرگ زندگی میکردند خداوند به موسی ع فرمان داد کفاره این گناه بزرگ ایشان این است که تمام قوم شمشیر بردارند واز این سر اردوگاه به سر دیگر اردوگاه رفت امد کنند وهرکس هرکس را ببیند بکشد 

وَإِذْ قَالَ مُوسَىٰ لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ إِنَّكُمْ ظَلَمْتُمْ أَنفُسَكُم بِاتِّخَاذِكُمُ الْعِجْلَ فَتُوبُوا إِلَىٰ بَارِئِكُمْ فَاقْتُلُوا أَنفُسَكُمْ ذَٰلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ عِندَ بَارِئِكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْ ۚ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ

در ان روز قوم بنی اسرائیل به کفاره ان گناه چندین هزار نفر از یکدیگر را کشتند واین ام هم درقران وهم در تورات به ان اشاره شده است وخداوند توبه انان را با ریختن خود یکدیگر پذیرفت واین درس عبرتی برای اهل ایمان است که نافرمانی خداوند برای موحدان او بسیار سخت است کفاره نافرمانی خداوند بسیار سخت است لذا هرگاه درقران به غیر المضوب رسیدی بگو خدایا پناه مبرم به اینکه با نافرمانی از اوامر تو خشم وغضب ترا برانگیزم ومن نیز مثل گذشتگان باشم مثل قوم یهود باشم 

واما گمراهان این عصر کسانی هستند که ل اعتقاد به تثلیث شرک را وارد دین خود کرده اند وتعدادشان هم کم نیست حدود یک ملیارد مسیحی داریم که اعتقاد راسخ به تثلیث وشرک دارند ودر نماز میگوییم خدایا ما را در زمره این گروه قرار مده 

انس و آشنایی با سوره ی مبارک حمد

حکایت عجیب در باره سوره حمد

کربلایی کاظم ساروقی وآیت الله بروجردی

آقای سید اسماعیل علوی که پسر عموی آیت الله بروجردی بود محمد کاظم  ساروقی را به نزد وی فرستاد تا موهبتی بودن حفظ قرآن اورا امتحان کند

آیت الله بروجردی یک صفحه از قرآن را باز کردوفرمود اذ یعد کم الله احدی الطائفتین وقرآن را بستند کربلایی کاظم آن آیه را ادامه داد ودر آخر به آیت الله بروجردی فرمودند آقا اول آیه ودارد واذ یعدکم الله ایشان لبخندی زدند وحاظران با من تندی کردند وگفتند آقا درست خوانده اندمن گفتم قرآن را نگاه کنید خودم قران راگرفتم وآیه را در سوره انفال نشان دادم

آنگاه کر بلایی کاظم فرمودند شما مرا امتحان کردید حال من یک کلام از شما میپرسم آقا تبسمی کرد وحظارازاین سوال من به خنده افتادند بعد ایت الله بروجردی فرمودند بپرسید

گفتم کدام سوره است که هفت حرف از حروف الفبا را ندارد

آقی بروجردی قدری فکر کردند وفرمودند خاطر ندارم من گفتم آن سوره فاتحة الکتاب است که این هفت حرف راندارد وچون این هفت حرف مربوط به هفت طبقه جهنم است آن را در این سوره که سوره رحمت است نیاورده است واین حروف عبارتنداز

ث  اذا القو منها ...دعوا هنا لک ثبورا

ج وان جهنم  لموعدهم اجمعین

خ ذالک هوخسران المبین

ز  ان شجرة زقوم طعام  الاثیم

ش فا ما الذین شقوا

ظ کلا انها لظی

ف لا یحزنهم الفزع الا کبر

این هفت حرف را خداوند برداشت ودر آیه ظلمانی که در سوره انعام(ایه 122) است قرار داد اومن کان میتا فاحییناه وجعلنا له نورایمشی به فی الناس کمن مثله فی الظلمات لیس بخارج منها کذالک زین للکافرین ما کانوا یعملون)

***تقریر در تفاسیر قرآن این آیه در شان حمزه وابوجهل آمده حمزه به شکار رفته بود وابوجهل به رسول خدا جسارت کرد هنگامی که از شکاربرگشت با کمان به صورت ابوجهل زد و شهادتین  بر زیان جاری کرد وایمان آورد واین آیه در شان اونازل شد.

دعای قنوت ماه رمضان 

    اَللّـهُمَّ ارْزُقْنى حَلاوَهَ ذِکْرِکَ   وَ، اِقامَهِ اَمْرِکَ، وَ، وَاَوْزِعْنى

لاَِدآءِ شُکْرِکَ، وَاحْفَظْنى بِحِفْظِکَ وَسَتْرِکَ، بِکَرَمِکَ  یا اَبْصَرَ  النّاظِرینَ

فاتحه (سوره) - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

 

 

سوره فاتحه - عکس ویسگون