مژده....مژده

هِجران بَلای ماشد یارب بلا بگردان
مَقدور نیست وِصالت حُکمِ قَضا بِگردان



وَأَقِمِ الصَّلَاةَ طَرَفَيِ النَّهَارِ وَزُلَفًا مِّنَ اللَّيْلِ ۚ إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ ۚ ذَٰلِكَ ذِكْرَىٰ لِلذَّاكِرِينَ
و در دو طرف روز [=اول و آخر آن] و نخستین ساعات شب نماز را برپا دار، زیرا خوبیها بدیها را از میان میبرد. این برای پندگیرندگان، پندی است.
در طول زندگی خود چندین بار کتاب قران ختم کردم هزاران بار این کتاب را زیر و رو کردم هزاران بار به این گنجینه الهی سرک کشیدم ودر اخر دریافتم ان چیزی که بزرگترین امید را برای رستگاری در من بوجود میاورد این است که نماز خوان هستم ان چیزی که مرا امیدوار میکند این است که مولایی که در عالم هستی خدا است را عاشق شدم به او دل بستم وبرای ستودن او وتمجید او ویاد او روزی 5 بار رو به سوی خانه او کعبه در روی کره خاکی به سجده میافتم واین یک افتخار است بزرگترین افتخار ایمان است هر کس را دیدی نماز نمی خواند شک نکن فقر روحی دارد یک فکر غنی یک ذهن فهیم خداوند را به حقیقت درک میکند وبا نماز خود اثبات میکند رسولان او در طول تاریخ به حق ظهور کردند
كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ * إِلَّا أَصْحَابَ الْيَمِينِ فِي جَنَّاتٍ * يَتَسَاءَلُونَ عَنِ الْمُجْرِمِينَ * مَا سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ * قَالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ * وَلَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكِينَ * وَكُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخَائِضِينَ * وَكُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ * حَتَّىٰ أَتَانَا الْيَقِينُ
یقین داشته باشید که بهشت وجهنم حق است وسقر یکی از نامهای جهنم است ود رانجا فرشتگان عذاب خداوند از مجرمین میپرسند چه چیزی شما را جهنمی کرد اولین کلامشان این است لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ ما نماز خوان نبودیم لذا به این کلام خداوند خوب دقت کنیید واگر از کسانی هستید که نماز نمیخوانیید بدانیید که دریچه رحمت خداوند را بر خود بسته اید
ابوحمزه ثمالی از امام سجاد یا امام محمدباقر(ع) نقل میکند روزی امام علی(ع) رو به مردم کرد و فرمود از نظر شما کدام آیه قرآن امیدوارکننده تر است. برخی گفتند آیه «إِنَّ اللَّهَ لا یَغْفِرُ أَنْ یُشْرَکَ بِهِ وَ یَغْفِرُ ما دُونَ ذلِکَ لِمَنْ یَشاء؛ مسلّماً خدا، این را که به او شرک ورزیده شود نمیبخشاید و غیر از آن را برای هر که بخواهد میبخشاید». علی(ع) فرمود آیه نیکویی است، اما این آیه نیست. برخی گفتند «وَ مَنْ یَعْمَلْ سُوءاً أَوْ یَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ یَسْتَغْفِرِ اللَّهَ یَجِدِ اللَّهَ غَفُوراً رَحیما؛ و هر کس کار بدی کند، یا بر خویشتن ستم ورزد؛ سپس از خدا آمرزش بخواهد، خدا را آمرزنده مهربان خواهد یافت.» علی(ع) فرمود آیه نیکویی است، اما این آیه نیست
برخی گفتند آیه «قُلْ یا عِبادِیَ الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلی أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیم؛ بگو:«ای بندگان من -که بر خویشتن زیاده روی روا داشته اید- از رحمت خدا نومید مشوید. در حقیقت، خدا همه گناهان را میآمرزد، که او خود آمرزنده مهربان است.» علی(ع) فرمود آیه نیکویی است، اما این آیه نیست.
سپس حضرت پرسیدند:آیا آیه دیگری نمیدانید که به نظر شما امیدوارکنندهترین آیات قرآن باشد؟ اصحاب گفتند نه یا امیرالمومنین، به خدا سوگند چیزی در نزد ما نیست که بخوانیم.
امام(ع) فرمود:از حبیبم رسول خدا (صلی الله علیه و آله) شنیدم که فرمودند:امیدوارکنندهترین آیه در قرآن این آیه شریفه است:«وَ أَقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَیِ النَّهارِ وَ زُلَفاً مِنَ اللَّیْلِ إِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئاتِ ذلِکَ ذِکْری لِلذَّاکِرِینَ؛ و در دو طرف روز [=اول و آخر آن] و نخستین ساعات شب نماز را برپا دار، زیرا خوبیها بدیها را از میان میبرد. این ذکری است برای ذکرکنندگان.»
سپس پیامبر(ص) فرمود:یا علی قسم به خدایی که مرا بشیر و نذیر قرار داد و مبعوث به رسالت کرد، اگر یکی از شما با وضو قیام به نماز کند، گناهان او از اعضای او فرو میریزد؛ یَا عَلِیُّ وَ الَّذِی بَعَثَنِی بِالْحَقِّ بَشِیراً وَ نَذِیراً إِنَّ أَحَدَکُمْ لَیَقُومُ إِلَی وُضُوئِهِ فَتَسَاقَطُ عَنْ جَوَارِحِهِ الذُّنُوب»
چون با چهره و دل خود به خدا روی کند، هنوز نماز را به پایان نبرده، تمام گناهانش پاک شود، مانند روزی که از مادر متولد شده است و گناهانی که در فاصله دو نماز کرده نیز پک شود؛ فَإِذَا اسْتَقْبَلَ اللَّهَ بِوَجْهِهِ وَ قَلْبِهِ لَمْ یَنْفَتِلْ عَنْ صَلَاتِهِ وَ عَلَیْهِ مِنْ ذُنُوبِهِ شَیْءٌ کَمَا وَلَدَتْهُ أُمُّهُ فَإِنْ أَصَابَ شَیْئاً بَیْنَ الصَّلَاتَیْنِ کَانَ لَهُ مِثْلُ ذَلِک.» حضرت به همین ترتیب نمازهای پنجگانه را بر شمرد.
سپس پیامبراکرم(ص) فرمود:یاعلی! بدان که منزلت نماز های پنجگانه برای امت من مانند نهری است که بر درِ خانه یکی از شما باشد. آیا اگر شخصی در بدن او چرک باشد و هر روز پنج بار در آن نهر شستشو کند، آیا در بدن او از آن چرک باقی خواهد ماند؟ به خدا سوگند که نمازهای پنجگانه نیز برای امّت من چنین حکمی دارند؛ یَا عَلِیُّ إِنَّمَا مَنْزِلَةُ الصَّلَوَاتِ الْخَمْسِ لِأُمَّتِی کَنَهَرٍ جَارٍ عَلَی بَابِ أَحَدِکُمْ فَمَا ظَنَّ أَحَدُکُمْ لَوْ کَانَ فِی جَسَدِهِ دَرَنٌ ثُمَّ اغْتَسَلَ فِی ذَلِکَ النَّهَرِ خَمْسَ مَرَّاتٍ فِی الْیَوْمِ أَ کَانَ یَبْقَی فِی جَسَدِهِ دَرَنٌ فَکَذَلِکَ وَ اللَّهِ الصَّلَوَاتُ الْخَمْسُ لِأُمَّتِی.»

در داستان جالبى از امیر المومنین حضرت على علیه السلام به این مضمون نقل شده است که روزى رو به سوى مردم کرد و فرمود:
به نظر شما امیدبخش ترین آیه قرآن کدام آیه است ؟
بعضى گفتند آیه “ان الله لا یغفر ان یشرک به و یغفر ما دون ذلک لمن یشاء”
“خداوند هرگز شرک را نمى بخشد و پائین تر از آن را براى هر کس که بخواهد مى بخشد”
سوره نساء آیه ۴۸
امام فرمود: خوب است ، ولى آنچه من میخواهم نیست ،
بعضى گفتند آیه “و من یعمل سوء او یظلم نفسه ثم یستغفرالله یجد الله غفورا رحیما”
“هر کس عمل زشتى انجام دهد یا بر خویشتن ستم کند و سپس از خدا آمرزش بخواهد خدا را غفور و رحیم خواهد یافت”
سوره نساء آیه۱۱۰
امام فرمود: خوبست ولى آنچه را مى خواهم نیست .
بعضى دیگر گفتند آیه “قل یا عبادى الذین اسرفوا على انفسهم لا تقنطوا من رحمه الله ان الله یغفر الذنوب جمیعا انه هو الغفور الرحیم”
“اى بندگان من که در اثر گناه، بر خویشتن زیاده روی کرده اید، از رحمت خدا مأیوس نشوید در حقیقت خدا همه گناهان را مىآمرزد که او خود آمرزنده مهربان است”
سوره زمر آیه ۵۳
امام فرمود خوبست اما آنچه مى خواهم نیست !
بعضى دیگر گفتند آیه “و الذین اذا فعلوا فاحشه او ظلموا نفسهم ذکروا الله فاستغفروا لذنوبهم و من یغفر الذنوب الا الله”
“پرهیزکاران کسانى هستند که هنگامى که کار زشتى انجام مى دهند یا به خود ستم مى کنند به یاد خدا مى افتند، از گناهان خویش آمرزش مى طلبند و چه کسى است جز خدا که گناهان را بیامرزد”
سوره آل عمران آیه۱۳۵
باز امام فرمود خوبست ولى آنچه مى خواهم نیست.
در این هنگام مردم از هر طرف به سوى امام متوجه شدند و همهمه کردند
فرمود: چه خبر است اى مسلمانان؟
عرض کردند: به خدا سوگند ما آیه دیگرى در این زمینه سراغ نداریم.
امام فرمود: از حبیب خودم رسول خدا شنیدم که فرمود:
امید بخش ترین آیه قرآن این آیه است :
“واقم الصلوه طرفى النهار و زلفا من اللیل ان الحسنات یذهبن السیئات ذلک ذکرى للذاکرین”
سوره هود آیه۱۱۴
و فرمود: اى على!
آن خدایى که مرا به حق مبعوث کرده و بشیر و نذیرم قرار داده، یکى از شما که برمىخیزد براى وضو گرفتن، گناهانش از جوارحش مىریزد، و وقتى به روى خود و به قلب خود متوجه خدا مىشود، از نمازش کنار نمىرود مگر آنکه از گناهانش چیزى نمىماند، و مانند روزى که متولد شده پاک مىشود، و اگر بین هر دو نماز گناهى بکند؛ نماز بعدى پاکش میکند، آن گاه نمازهاى پنجگانه را شمرد.
بعد فرمود:
یا على جز این نیست که نمازهاى پنجگانه براى امت من حکم نهر جارى را دارد، که در خانه آنها واقع باشد؛ حال چگونه است وضع کسى که بدنش آلودگى داشته باشد، و خود را روزى پنج نوبت در آن آب بشوید؟
نمازهاى پنجگانه هم به خدا سوگند براى امت من همین حکم را دارد.
قال رسول الله محمد ص
حُبِّبَ إِلَيَّ مِنَ اَلدُّنْيَا اَلنِّسَاءُ وَ اَلطِّيبُ وَ قُرَّةُ عَيْنِي فِي اَلصَّلاَةِ.
رسول خدا(ص)فرمود: از دنيا سه چيز به نظر من خوش آيند است زنان و عطر ولي روشني چشم من در نماز است.
رسول خدا محمد که کاملترین انسان تاریخ بوده است وخوش سلیقه بوده است از زخارف دنیا سه چیز را دوست داشت زنان عطر و نماز در مورد زنان که این امر صحیح است ود ر طول زندگی خود 8همسر داشته است زنان موجودات دوست داشتنی خداوند هستند واگر کسی به این موجود عشق نداشته باشد در انسان بودن او باید شک کرد واما عطررا نیز همگی همگی دوست داریم اما در مورد نماز فرق میکند بعضی از نماز روی گردان هستند درحالی که رسول خدا فرموده است نماز نور چشم من است یعنی عشق وعلاقه او به نماز هم از زنان بیشتر بوده است لذتی که از نماز برده است از زنان نصیب او نشده است لذا اگر کسی از نماز رویگردان بود باید در انسان بودن خود شک کند


شعر “وزن جهان” شفیعی کدکنی
«جهان» معنای ژرف و تازه ای بود
به شیوایی برون ز اندازه ای بود
به خود گفتم که در این عمر کوتاه
سرودن خواهمش در وزن دلخواه
به وزنی آرَمَش پُر شور و شیرین
که مانَد همچنان تا دیر و دیرین
حریفان ناگهش از من ربودند
به وزن دیگری آن را سرودند
به وزنی ناخوش و نظمی نه دلخواه
به هنجاری کژ و کوژ و روانکاه
هنر گوید: مرنج ای شاعر از این
که این معنی نخواهد کرد تمکین
نپاید هیچ رمزی از حقایق
مگر در وزنِ دلخواه خلایق
اگر ماندی به وزنی دیگرش آر
جهان را صورتی نو کن پدیدار
یکی صورت که انسانی نو آیین
پدید آری در آن، آزاد از کین
و گر رفتی و ماند این نظم باقی
مرنج از این خلاف و بی وفاقی
پس از تو شاعرانی دیگر آیند
به ضرباهنگِ دلخواهش سُرایند
به وزنی هم طنین با جست و جوها
به نظمی در عروضِ آرزوها
به اسلوب درخت و باد و باران
پُر از تصویرِ باران و بهاران
جهان با این بدی مقرون نماند
چنین کژ نظم و ناموزون نماند.
آیتالله مصباح یزدی:
من از بچگی وقتی میشنیدم که در آن روایت دارد که وقتی حضرت زهرا سلام الله علیها در محراب عبادت میایستادند بدنشان میلرزید، خدای متعال وحی میکرد به فرشتگان اُنظُروا إلى أمَتي کیف تَرتَعِدُ فَرائصُها خدا مباهات میکرد به عبادت حضرت زهرا (س) بر فرشتگان، به فرشتگان میفرمود بروید نگاه کنید ببینید این بنده من، این کنیز من چگونه عبادت میکند؟ که بند بند بدنش میلرزد. اما از همان بچگی این برای من سوال بود که آخر یعنی چه آدم در مقابل خدا اینجور باشد مخصوصا با توجه به این که حضرت زهرا سلام الله علیها معصوم بودند گناهی مرتکب نشده بودند حالا آنها که خیلی از سطح فهم امثال بنده بالاتر است آیت الله بهجت رضوان الله علیه ایشان حتی آن وقتی که صلوات میفرستادند اَلَّسلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا النَّبِىُّ میگفتند آنچنان گریه میکردند صداشون میشکست که بنده که یادم نمیآید برای توبه از هیچ گناهی همچون گریهای کرده باشم چرا اصلا این نماز را اینجور میخواند که این قدر گریه کند؟ حالا اضافه کنید به این سوال مطلبی که از ایشان نقل شده به نقل موثق که فرمودند اگر سلاطین عالم میدانستند که در نماز چه لذتی هست حاضر بودند دست از سلطنت بکشند برای اینکه به آن لذت برسند معنایش این است که ایشان که اینجور در نمازش گریه میکرد، حالا نماز شبش را که ما ندیدیم خودشان مدعی بودند که این نماز با این گریه لذتش از همه لذائذ عالم بالاتر است و تا این لذت نباشد اینجور عاشقانه آدم دل به عبادت نمیسپارد هر فرصتی پیدا کند دو رکعت نماز بخواند یک زیارتی بخواند یک نماز جعفر بخواند یک زیارت عاشورا بخواند تا عاشق نباشد نمیتواند این کار را بکند مگر میشود تصنعی یا با تحمیل آدم شبانه روزش را به این حالات بگذارند.

حکایت یک جوان تهرانی وراز فریاد آیتالله بهجت(ره) هنگام سلام نماز
فریادهای آقای بهجت (ره) هنگام سلام نماز برای من سئوال شده بود، گفتم اگر ندانم چرا فریاد میکشد دیگر برای نماز به قم نمیروم.
«تهران زندگی میکردم، کارم در زمینه کامپیوتر بود، روزی از تلویزیون یکی از نمازهایی را که آیتالله بهجت (ره) میخواندند را دیدم و لذت بردم.
تصمیم گرفتم به قم بروم و نماز جماعتم را به امامت آیتالله بهجت (ره) بخوانم، همین کار را هم کردم، به قم رفتم، دیدم بله همان نماز باشکوهی که در تلویزیون دیدم در قم اقامه میشود، نمازهای پشت آقا بسیار برایم شیرین و لذت بخش بود، برنامهام را طوری تنظیم کردم که هر روز صبح بروم قم و نماز صبحم را به امامت آقای بهجت بخوانم و به تهران برگردم.
یک سال کارم همین شده بود، هر روز صبح میرفتم قم نماز میخواندم و برمیگشتم، در این زمان شیطان هم بیکار ننشسته بود، هر روز مرا وسوسه میکرد که چرا از کار و زندگی میزنی و به قم میروی؟ خوب همین نماز را در تهران بخوان و … .
کم کم نسبت به فریادهای آیتالله بهجت (ره) هنگام سلام دادن آخر نماز حساس شده بودم، آخه چرا آقا فریاد میکشه؟ چرا داد میزنه؟ چرا با درد سلام میده؟ حساسیتم طوری شده بود که خودم قبل از سلامهای آقا سلام میدادم.
به خودم گفتم من اگر نفهمم چرا آقا موقع سلام آخر نماز فریاد میکشه دیگه نمیام قم نماز بخونم، همون تهران میخونم، این هفته هفته آخرمه …
یک روز آومدم و رفتم دم درب منزل آقا، در زدم، گفتم باید بپرسم دلیل این فریادهای بلند چیه، رفتم دیدم آقا میهمان داشتند، گوشه اتاق نشستم و در افکار خودم غوطهور شدم، تو ذهن خودم با آقا حرف میزدم، آقا اگر بهم نگی میرم هان! آقا دیگه نمیام پشتت نماز بخونم هان! تو همین افکار بودم که آیتالله بهجت انگار حرفامو شنیده باشه سر بلند کرد و به من خیره شد، به خودم لرزیدم، یعنی آقا فهمیده من چی میگفتم؟ من که تو دلم گفتم، بلند حرفی نزدم، چطور شنید؟
سرم را پایین انداختم و آرام از مجلس خارج شدم و به تهران برگشتم، در راه دائما با خودم میگفتم آقا چطور حرفهای من را شنید؟ در همین افکار بودم تا اینکه شب شد و خوابیدم، در خواب دیدم پشت آیتالله بهجت (ره) ایستادم و در صف اول نماز میخوانم، متعجب شدم، در بیداری اصلا نمیتوانستم به چند صف جلو برسم چه برسد به اینکه برم صف اول!
خوشحال بودم و پشت آقا نماز میخواندم، یک دفعه تعجب کردم، دیدم در جلوی آقا، روبروی محراب یک دربی باز است به یک باغ بزرگ و آباد، آخه این در رو کی باز کردند؟ اصلا قم چنین باغ بزرگی نداره، تعجب کردم، باغ سر سبز و پر از میوهای بود، خدای من این باغ کجا بوده؟ در همین افکار بودم که به سلام آخر نماز رسیدیم، در انتهای نماز و هنگام سلام نماز درب باغ محکم بسته شد، یک لحظه از خواب پریدم.
یعنی من خواب بودم؟ آقا جواب سئوال من رو در خواب دادند، پس راز این فریاد بلند آقا هنگام سلام نماز درد دل کندن از آن باغ آباد و بازگشت به زمین خاکی بود؟ به دلیل این درد آقا فریاد میکشید، من جواب سئوالم رو گرفته بودم و پس از آن سه سال دیگر عاشقانه هر روز صبح برای نماز به قم میرفتم و سپس به تهران بازمیگشتم تا آقا رحلت کردند.»
آیت الله بهجت (ره) در مورد نماز میفرمودند: ” اگر سلاطین عالم لذت نماز را درک میکردند به دنبال لذائذ دیگر دنیا نمیرفتند.”


