323 شمارش معکوس عمر....


سپاس خداوند کعبه که 323ماه زندگی را به من هدیه کرد تا ریزه خوار سفره مولایم باشم وشکر گذار نعمتهای بیکران او باشم
آدمی به مرور آرام میگیرد
بزرگ میشود
بالغ میشود
و پای اشتباهاتش میایستد
گذشتهاش را قبول میکند،
نادیدهاش نمیگیرد
میفهمد که زندگی یک موهبت است،
یک غنیمت است
یک نعمت است
و نباید آن را فدای آدمهای بیمقدار کرد!
اصلا از یک جایی به بعد حال آدم خودش خوب میشود
در من بسیاری چیزها از بین رفتند،
که گمان میکردم تا ابد ماندگارند …
بله دوستان! آدمها میروند، تغییر میکنند، آدمها صفحه خاصی از کتاب نیستند که رهایشان کنید و بروید و وقتی برگشتید، همچنان سر جای خودشان باشند. آدمها را در زمان خودش دریابید.

تمام آن چيزی که دربارهی تو در سرم هست، دهها کتاب میشود.
اما تمام چيزى که در دلم هست، فقط دو کلمه است:
دوستت دارم!...الله الله الله
👤ویکتور هوگو
.jpg)

عشق یعنی پاک ماندن در فساد
آب ماندن در دمای انجماد
در حقیقت عشق یعنی سادگی
در کمال برتری افتادگی

همه ی بادكنك ها روزی می تركند . حقايق و روياهای زندگی چون بادكنكی است كه كودكی در دست گرفته و به دنبال خود می كشد.
كودك با شنيدن صدای تركيدن بادكنكش به گريه می افتد ، اما بعد به دنبال بادكنك تازه ای مي گردد . زندگی تسلسل بادكنك هاست...!
کفشهایم را میپوشم و در زندگی قدم میزنم
من زنده ام و زندگی
ارزش رفتن دارد.
آن قدر می روم تا صدای پاشنه هایم
گوش ناامیدی را کر کند
خوب میدانم که گاه کفشها،
پاهایم را میزند، میفشرد و به درد میاورد
امامن همچنان خواهم رفت
زیرا زندگی ارزش لنگ لنگان رفتن را نیز دارد.
ماندن در کار نیست
گذشته های دردناک را رها میکنم و به آینده نامعلوم
نمی اندیشم
ولی این را میدانم؛
گذشته با آینده یکسان نیست.
زندگی نه ماندن است نه رسیدن
زندگی به سادگی رفتن است
به همین راحتی،
زندگی چقدر آسان است…
زندگی ارزش لنگ لنگان رفتن را نیز دارد،،،
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮔﻮﯾم.
ﺍﮔﺮ ﺑﺨﻮﺍﻫﯽ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻟﺬﺕ ﺑﺒﺮﯼ؛
ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰﺵ ﻟﺬﺕ ﺑﺮﺩﻧﯽ ﺍﺳﺖ …
ﺍﮔﺮ ﺑﺨﻮﺍﻫﯽ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺭﻧﺞ ﺑﺒﺮﯼ؛
ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰﺵ ﺭﻧﺞ ﺑﺮﺩﻧﯽ ﺍﺳﺖ …
ﮐﻠﯿﺪ ﻟﺬﺕ ﻭ ﺭﻧﺞ ﺩﺳﺖ ﺗﻮﺳﺖ
قصد داشتم دست اتفاق را بگيرم؟؟ تا نيفتد ! اما امروز فهميدم که اتفاق خواهد افتاد
اين ما هستيم که نبايد با او بيفتيم ..

ای كه همه نگاهِ من،خورده گره به روی تو
تا نرود نفس زِ تن،پا نكشم زِ كوى تو..
گرچه به شعله می کشی قلب مرا به عشوه ات
بر دوجان نمیدهم یک سر تار موی تو

بشر زمانی فهمید
به شعور ﺍعتمادی نیست
که بجای نصب تابلوی " از سرعت خود بکاهید "
اﺯ سرعتگیر استفاده کرد!!!


ای دل من گرچه در این روزگار
جامه رنگین نمی پوشی بکام
باده رنگین نمی بینی به جام
نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از آن می که می باید تهی است
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گر نکوبی شیشه غم را به سنگ
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ
فریدون مشیری
بمیرید پیش از آن که بمیرید
حکایتی است از مولانا بَهاءُالدّین وَلَد قَدَّسَ اللهُ سِرَّهُ۱. روزی اصحاب او را مُستغرق۲ یافتند، وقت نماز رسید. بعضی مریدان آواز دادند مولانا را که: وقت نماز است. مولانا به گفتِ ایشان التفات نکرد. ایشان برخاستند و به نماز مشغول شدند. دو مرید موافقتِ شیخ کردند و به نماز نهایستادند. یکی از آن مریدان که در نماز نبود، خواجگی۳ نام، به چشمِ سِرّ به وی عیان بنمودند که جملۀ اصحاب که در نماز بودند با امام، پشتشان به قبله بود و آن دو مُرید را که موافقتِ شیخ کرده بودند، رویشان به قبله بود، زیرا چون شیخ از ما و من بگذشت و اوییِ او فنا شد و نماند و در نورِ حق مُستهلک شد، که: مُوْتُوْا قَبْلَ اَنْ تَمُوْتَوْا۴.
پیغمبر(ص) فرمود: هرکس میخواهد مرده ای را ببیند که حرکت میکند, به علی بن ابیطالب -ع- بنگرد.
امام علی (علیه السلام)در خطبه 203 نهج البلاغه می فرمایند: اخرجوا من الدنیا قلوبکم من قبل ان تخرج منها ابدانکم
به نظر بنده حقیر سن ادمی به 60 سالگی که رسید باید همان سال به این حدیث جامه عمل بپوشاند ودل از دنیا برکند وهمه میل او به اخرت باشد وبداند که اخرت خانه جاودانگی است واز دنیا وزرق وبرق ان بالاتر است



با نیمه عاشقها ننشین.
به نیمه رفیقها اعتماد نکن.
نصفهنیمه زندگی نکن.
نصفهنیمه امیدوار نباش.
برای کسی که نصفهنیمه گوش میدهد نخوان.
نصف جواب را انتخاب نکن.
روی نیمهای از حقیقت پافشاری نکن.
رویای نصفه نیمه نخواه ...
تا انتهای سکوتت ساکت باش و به حرف که آمدی تمام حرفت را بزن.
سکوت نکن که حرف بزنی و حرف نزن که سکوت کنی.
نصف، در واقع همان چیزی است که تو را میان آشنایانت غریب جلوه میدهد.
اگر رضایت داری کاملا راضی باش و اگر نمیخواهی کلا بگو من نمیخواهم.
خندهی نیمهکاره، یعنی به تعویق انداختن خنده.
دوست داشتن نصفهنیمه یعنی هجران.
رفاقت نصفهنیمه یعنی بلد نبودن رفاقت.
نوشیدن نصفهنیمه عطشت را کم نمیکند و خوردن نصفهنیمه سیرت نمیکند.
راهِ ناتمام به جایی نمیرساندت.
زندگی نصفهنیمه یعنی تو ناتوانی در زندگی کردن و تو ناتوان نیستی؛
تو کاملی عزیز من تو کاملی و نه نصفی از هر چیزی.
تو به دنیا آمدی برای کامل زندگی کردن
و نه زندگی در نصفهنیمهها و ناتمامها.
چیزی را دوست داری با تمام وجودت به سمتش برو.
چیزی را نمیخواهی محکم بگو: "نه"
#جبران_خلیل_جبران

یک عمر دنبال رفیق گشتم اما هیچ تا اینکه در « جوشن کبیر » پیدایش کردم یا رفیقَ مَن لا رفیقَ لَه و اینجا بود که تازه فهمیدم یه رفیق دارم اسمش خداست
اشتیاقی که به دیدار تو دارد دلِ من
دل من داند و من دانم و دل داند و من
تن من گِل شود و گُل شکفد از گِل من
تا ابد مهر تو بیرون نرود از دلِ من
