گفتگوی من وخدا


گفتگوی من با خدا
سلام ودرود برتو ای سرور بزرگوار ای ولی نعمت من ای کسی که به من هستی بخشیدی ترا را سپاس می گویم سپاسی که سزاور شان توست جلال وجبروت تو همه هستی را فرا گرفته است وپادشاهی تو وعظمت تو بر همگان اشکار است به جز کسانی که کور دل هستند واین امر بدیهی ست که کوران از این جلال وشان بی بهره باشند خدای مهربان من خوشا به حال موسی ع که ترا ملاقات کرد وبا تو حرف زد خوشا به حال عیسی ع که روح قدسی خود در مادرش مریم دمیدی واز شهوت پدری او را خلق نکردی میدانم به هر کسی در دنیا بهره ونصیبی از رحمت ولطف خود حواله کرده ای به عزت وجلالت قسمت میدهم مارا نیزمشمول لطف وعنایت خودت قرار بده خدای مهربانم شکوه وگلایه ای از تو دارم به درد دل بنده ات گوش کن وبه ان پاسخی بده وان پاسخ را درذهن من نمایان کن سروم مولای من مرا در زمانی بس عجیبب خلق کرده ای تمام تمدنهای بشری بواسطه اینترنت در هم امیخته است حق وباطل چنان به امیخته است که گویا علائم اخر الزمان است که خوبان تودر گذشته ان را یاداوری کرده اند سروم الان که باب نبوت بسته شده است محتاج معجزاتی از سوی توهستیم تا ایمان ما تثبیت شود ودر ایمان به تو استوار بمانییم من میدانم که تو عالم هستی را محل امتحان ما قرار داده ای ومعمای هستی را باید خودمان کشف کنییم لذا محتاج راهنمایی بیشتری هستیم ومن میدانم برای رسیدن به حل این معما وراز هستی محتاج به عشق هستیم همان طور که حافظ به ان اشاره کرده است
با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی
تا بیخبر بمیرد در درد خودپرستی
عاشق شو ار نه روزی کار جهان سر آید
ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی
خدایا چنان عشق وشوری در دل ما ایجاد کن که همواره محبت ودوستی ترا جویا باشیم وبعد ازشناخت ومعرفت به تو دیگران را نیز ترغیب به عشق به تو که پادشاه عالم هستی هستی بکنییم اما دراین زمانه اکثر مردم دیگر با تو میانه ای ندارند دلهایشان وزبانهایشان با تو بیگانه است وتو نیز در پس پرده غیب پنهان شده ای وختم نبوت را اعلان کرده ای ودر این اشفته بازار که دراین عصر وجود دارد ندای ایمان به خود را در کتاب های اسمانی گوشزد کرده ای در حالی که گذشت روزهای طولانی دلهای اهل ایمان راهم زنگ زده کرده است وحچابی دلها ودیدگان همه را فرا گرفته است سرورم مولایم از تو میخواهم که جلال وجبروت وپادشاهی خود را بروشنی خورشید برهمگان اشکار کنی واز این امتحان سخت ما رانجات بدهی مولای من اگر این کار را انجام ندهی حل معمای هستی بر همگان گشودنی نیست واکثر مردمان مردود میشوند ونمیدانند که خداوند هدف از خلقت انان را در چه چیزی قرار داده است
اسرار ازل را نه تو دانی و نه من
وین حرف معما نه تو خوانی و نه من
هست از پس پرده گفتگوی من و تو
چون پرده برافتد نه تو مانی و نه من
مولای من ای کاش در هدق خلقت خود یقین پیدا میکردیم ای کاش در امر اخرت یقینی پیدا میکردیم که به خاطر دنیا اخرت خود را تباه نمی کردیم ای کاش به خاطر پنهان بودن تو این همه بی شرمی ونافرمانی نمی کردیم اما با تمام این ضعف هایی که در خود داریم هنگامی که به رحمت ولطف تو پناه میبریم چون اهو ارام میشویم وچون شیر بی باک ...چون میدانییم به تمام نقص هایی که در ما وجود داشت اگاهی داشتی وبا حلم وبزرگواری که داشتی ما را خلق کردی وسر سفره خود ما را بزرگ کردی وبرای امتحانی عادلانه وازاد به ما فرصت دادی تا دراین مدت عمر در پند واندزهای تو در کتابهای اسمانی که در دسترس همگان است نظر افکنییم واز گذشتگان عبرت بگیریم ومسیر هدایت خود را باتلاش کشف کنییم واما سرورم زیاد بر ما سخت نگیر ما لنگان لنگان به سوی تو می اییم گاهی گناه میکنیم وگاهی استغفار میکنییم گاهی شریعت ترا روی چشم میگذاریم وروزه میگیریم گاهی در خوردن نعمتهای تو اسراف میکنییم وزبان شکرکذاری ترا هم نداریم ما را باتمام نقصهایمان بپذیر وما را از این امتحان سخت واز این عصر سخت با سرافرازی وسربلندی عبور بده تا هنگام ملاقات تو که زمان مرگ ماست سرهایمان در پیش تو سرافکنده نباشد
پس ار ااینکه گفتگوی من با محبوبم خدای تبارک وتعالی پایان یافت دیدم مولایم با صدایی لطیف ودلنواز پاسخی را در دهنم نمایان ساخت وان پاسخ این بود
((ای بنده من من مثل یک گنج در عالم هستی مخفی هستم همان طور که گنج پنهان است در دل طبیعت وفقط جویندگان آن آن را کشف میکنند در معمای هستی نیز فقط کسانی که طالب کشف ما باشند ما را درمی یابند ))
توداری اژدهایی بر سر گنج
بکش ان اژدها فارغ شو از رنج
اگر قوتش دهی بدزهره باشی
ز گنج بی کران بی بهره باشی
مراد از اژدهاهوای نفس است ومراد از گنج خداست هوای نفسانی مانع رسیدن به خدا میشود وما را از ان گنج بیکران وبا عظمت باز میدارد

در دعای یستشیر علی ع در دعا فرموده است خداوند کنز الفقراء است خداوند گنجی است که فقیران باید جویای این گنج باشند حافظ شیرازی فقیری بود است که دنبال این گنج بوده است وبعد از اینکه به این گنج دسترسی پیدا کرده است فرموده است صد گدای همچون خود را قارون زمان کردم واقعا ادم دست ودل بازی بوده است حافظ بعد از 500 سال این همه ادم را فقیر را به تور وغلاب خود میاندازد وانها را جذب این گنج بیکران که همان خداست میکند
من که پی بردم به گنج حسن بی پایان دوست
صد گدای همچو خود را یعد از این قارون کنم
عاشقان را گر در آتش می پسندد لطف دوست
تنگ چشمم گر نظر در چشمه کوثر کنم

داود علیه السلام گفت: «یا رَبّ لِماذا خَلَقْتَ الخَلْق؟ قال: کُنْتُ کَنزا مَخفّیا فَاَحبَبْتَ اَن اُعْرَف فَخَلَقْتُ الخلَقَ لاُِعرَف» یعنی: پروردگارا! برای چه مخلوقات را آفریدی؟ خدای تعالی فرمود: گنجی پنهان بودم، دوست داشتم که شناخته شوم، پس خلق را آفریدم تا مرا بشناسند.

يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ
هَا أَنتُمْ هَـٰؤُلَاءِ تُدْعَوْنَ لِتُنفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَمِنكُم مَّن يَبْخَلُ وَمَن يَبْخَلْ فَإِنَّمَا يَبْخَلُ عَن نَّفْسِهِ وَاللَّهُ الْغَنِيُّ وَأَنتُمُ الْفُقَرَاءُ وَإِن تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ ثُمَّ لَا يَكُونُوا أَمْثَالَكُم

همه ما بندگان در درگاه مولایمان خدای تبارک وتعالی فقیر هستیم همه ما از در خانه او طلب گدایی میکنییم ما گدایاند ر گاه سلطانی هستیم که الله نام مقدس اوست ویهوه از اسماء مشهور اوست لذا باید صبح وشب سر بر استین این در گاه داشته باشیم وهمه حاجت های خود را از او طلب کنییم

مَوْلاَیَ یَا مَوْلاَیَ أَنْتَ الرَّازِقُ وَ أَنَا الْمَرْزُوقُ
مَوْلاَیَ یَا مَوْلاَیَ أَنْتَ الرَّازِقُ وَ أَنَا الْمَرْزُوقُ وَ هَلْ یَرْحَمُ الْمَرْزُوقَ إِلاَّ الرَّازِقُ
اى آقاى من
تویى روزى دهنده و من روزى خواهم
و آیا در حق روزىخواهان جز روزى دهنده که ترحم خواهد کرد؟
فرازی از مناجات امیرالمومنین





خدایا میدانم ثروتمندترین فرد عالم هستی تویی ما فقیران را به گدایی قبول کن ....

