زندگی نامه دکتر هوشنگ اعظمی لرستانی بیرانوند

 

زندگی نامه دکتر هوشنگ اعظمی لرستانی بیرانوند

 

 

 

 

دکتر هوشنگ اعظمی در سال ۱۳۱۵ در خرم‌آباد متولد شد.  در بدو تولدش، پدر او مرتضی اعظمی دستگیر و همراه تمام اعضای خانواده به خراسان تبعید شدند و در کلات نادری تحت نظر قرار گرفتند. در سال ۱۳۲۰، پس از تبعید رضا شاه، پدر هوشنگ اعظمی از زندان آزاد و همراه خانواده به لرستان بازگشتند

زندگی نامه دکتر هوشنگ اعظمی لرستانی بیرانوند

 

 

علی راس کمالوند

علی راسکمالوند یکی از بزرگترین خوانندگان لر،  لک و ایران در زمان حکومت پهلوی بود و با توجه به فضای حاکم بر آن دوران  بیشتر اشعار و ترانه هایش عاشقانه و گاهی مبتذل بود اما با این حال  طرفداران بسیار زیادی در زمان خود داشت به نحوی که کمتر فرد لر و لک و حتی  کردی می توان یافت که آهنگ های این خواننده را نشنیده باشد.

ره عشق

از آن زمان که به دام غمت دل افتـاده ست

میــانه مــن و دل کــارمشکل افتـاده ست

وصال دوست به هستینمی شـود ممکن

خودی میان من ودوست حائل افتاده ست

از آب دیــده «رعنا » بــود که در ره عشق

هـــزار عــاشق بیچارهدر گِل افتــاده ست

حاج دوخا محمد متخلص به «رعنا»
 
سنایی ودفاع از ابلیس 
 
 

 با او دلم به مه‍ر و مودت یگانه بود         سیمرغ عشق را دل  من آشیانه بود

بردرگه‍م ز جمع فرشته سپاه بود               عرش مجید جاه  مرا آستانه بود

در راه من نهاد نه‍ان دام مکر خویش            آدم میان حلقة  آن دام دانه بود

می خواست تا نشانة لعنت کند مرا         کرد آنچه خواست آدم خاکی بهانه بود

بودم معلم ملکوت اندر آسمان               امید من به خلد  برین جاودانه بود

هفصد هزار سال به طاعت ببوده ام          وز طاعتم هزار  ه‍زاران خزانه بود

در لوح خوانده ام که یکی لعنتی شود        بودم گمان به هرکس و بر  خود گمانه بود

آدم زخاک بود من از نور پاک او                   گفتم یگانه من بوم  و او یگانه بود

گفتند مالکان که نکردی تو سجده ای        چون کردمی که با منش این  در میانه بود

جانا بیا و تکیه به طاعات خود مکن                کاین بیت به‍ر بینش  اهل زمانه بود

دانستم عاقبت که به ما از قضا رسید          صد چشمه آن زمان ز دو  چشمم روانه بود

ای عاقلان عشق مرا هم گناه نیست              ره یافتن به  جانبشان بی  رضا نه بود

 

 

دکتر هوشنگ اعظمی در سال ۱۳۱۵ در خرم‌آباد متولد شد.  در بدو تولدش، پدر او مرتضی اعظمی دستگیر و همراه تمام اعضای خانواده به خراسان تبعید شدند و در کلات نادری تحت نظر قرار گرفتند. در سال ۱۳۲۰، پس از تبعید رضا شاه، پدر هوشنگ اعظمی از زندان آزاد و همراه خانواده به لرستان بازگشتند.

دکتر هوشنگ اعظمی در سال‌های ۱۳۲۹ تا ۱۳۳۲ به مبارزه سیاسی روی آورد.  درسال ۱۳۳۸ در دانشگاه پزشکی اصفهان مشغول تحصیل شد و همزمان به دانشکده افسری وارد شد که پس از یک سال به دلیل نداشتن صلاحیت، از دانشکده افسری اخراج شد .وی پس از موفقیت در اتمام دوره پزشکی به زادگاهش خرم‌آباد بازگشت و در این شهر نیز فعالیت‌های سیاسی خود را ادامه داد. هوشنگ اعظمی با گروهی از مبارزان مسلح در شهر خرم‌آباد همکاری می‌کرد.

در دوران دانشجویی و درسال‌های ۱۳۳۹ تا ۱۳۴۲ با سازمان دانشجویان جبهه ملی فعالیت می‌کرد و در این دوره چند بار توسط حکومت پهلوی دستگیر و راهی زندان شد. او در این مقطع با گروه بیژن جزنی آشنا می‌شود و نقش برجسته‌ای در متشکل کردن مبارزان انقلابی استان لرستان ایفا می‌کند. به‌دنبال دستگیری بیژن جزنی و یارانش در تهران، او مبارزات را ادامه می‌دهد. در تابستان سال ۱۳۴۹، دوباره دستگیر و به زندان قزل قلعه تهران منتقل گردید که پس از چندین ماه آزاد شد.

وی در خرداد سال ۱۳۵۳، به قصد شروع مبارزه مسلحانه در کوه‌های لرستان، مخفی شد و در ۲۵ اردیبهشت سال ۱۳۵۵ در یک درگیری با نیروهای ساواک کشته شد.  ساواک به دلیل جلوگیری از شورش احتمالی مردم خبر مرگ وی را اعلام نکرد و این مسئله باعث شد چند ماه پس از انقلاب ۱۳۵۷، در اسناد بدست آمده از بیمارستان شهدای عشایر خرم‌آباد زمان و نحوه مرگ وی مشخص شد.

دکتر هوشنگ اعظمی لرستانی بیرانوند (متولد۱۳۱۵، خرم‌آباد - ۲۵ اردیبهشت ۱۳۵۵، لرستان) پزشک لرستانی و از فعالان در جریان نهضت ملی شدن صنعت نفت بود. وی به دلیل عقاید ملی‌گرایانه و مخالفت با حکومت پهلوی بارها توسط سازمان ساواک دستگیر شد.وی در سال ۱۳۵۵ در جریان درگیری مسلحانه با ماموران ساواک کشته شد.

روحش شاد و یادش گرامی باد