********************

"آن کس که بهشت را روی زمین نیافته است"

آن کس که بهشت را روی زمین نیافته است
در آسمان نیز نخواهد یافت
خانۀ خدا جنب خانۀ ماست
و اثاث البیت او عشق است.

مَن کانَ فی هذِه اَعمی فَهُو فی الاخره اَعمی. ( اسراء: آیۀ 72(
هر کس در این جهان نابینا باشد در جهان دیگر نیز نابینا خواهد بود.

هر که امروز نبیند به جهان طلعت دوست
غالب آن است که فرداش نباشد دیدار
سعدی

"Who has not found the heaven below"
Who has not found the heaven below
Will fail of it above.
God’s residence is next to mine,
His furniture is love.
Emily Dickinson


شعر از امیلی دیکنسون
ترجمه حسین الهی قمشه ای
برگرفته از کتاب "در قلمرو زرین"
نقاشی از توماس کینکید



********************

"هر شب شب قدر است اگر قدر بدانی"

جامی
باید هر شبی را قدر دانست و تبدیل به یک شب نورانی کرد
زیرا خداوند از شب و روز بیرون است
و سرّ آن که فرموده است قرآن را در ماه رمضان نازل کردیم این است
که وقتی انسان متوجه طعام خاکی و نیازهای جسمانی بهترين است آمادگی برای دریافت مائده آسمانی ندارد.
اما وقتی دهان از این لقمه های خاکی بست لقمانی می شود که از لقمه های افلاکیِ حکمت نصیب می گیرد
و به طور کلی باید گفت حال خوش روزه یعنی فراغت از نیازهای جسمانیبهترین زمان دریافت وحی و الهام است .
به خصوص روزۀ سخن می تواند گوش جان را در شنیدن پیامهای غیبی یاری کند .
در چنین حالی است که فرشتگان بر آدمی نازل می شوند
و بر حسب استعداد و قابلیتِ هر کس برای او
ارمغان هایی از اندیشه های بدیع ، شعرها و موسیقی ها ، نقش ها و صورت ها و الهامات و بشارتها می آورند
و عاشقان را برات آزادی می بخشند.
از این رو می توان با حافظ هم آواز شد که :
آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است
یا رب این تأثیر دولت از کدامین کوکب است
و نصیحت مولانا را به گوش گرفت که :
تو لیلة القبری برو تا لیلة القدری شوی
چون قدر مر ارواح را کاشانه شو کاشانه شو

دکترحسین الهی قمشه ای
بر گرفته از کتاب در صحبت قرآن
نقاشی اثر ویلیام بلیک



********************

"رایحۀ عشق"

چندی پیش حلقه ای از گل سرخ برایت فرستادم
که هر چند بر شکوه و افتخار تو نمی افزود
اما این امید بود که به طراوت روی تو آن گل پیوسته شاداب ماند،
اما تو تنها نفسی در آن گل دمیدی
و آن را برای من بازپس فرستادی
تا وقتی غنچه هایش باز شود
و رایحۀ لطیف آن پخش گردد،
من به جای بوی گل رایحۀ عشق تو را از آن استشمام کنم.

“The Scent of Love”
I sent thee late a rosy wreath,
Not so much honoring thee
As giving it a hope, that there
It could not withered be.
But thou thereon didst only breathe
And sent’st it back to me;
Since when it grows, and smells, I swear,
Not of itself, but thee.
Ben Jonson
اثر بن جانسن
ترجمۀ حسین الهی قمشه ای
منبع: کتاب در قلمرو زرین



********************

"از روزه یاری بجوییم"

مسلّم کسی را بود روزه داشت
که درمانده ای را دهد نان و چاشت
و گرنه چه حاجت که زحمت بری
ز خود واستانی و هم خود خوری
سعدی

روزه می تواند شخص را بر نفس خویشتن توانا کند زیرا وقتی نفس موقتأ به فرمان الهی از حلال پرهیز می کند قوت پرهیز در او افزون می شود تا در مواجهه با حرام آن قدرت را به کار گیرد. دیگر آن که شخص با این پرهیز قدر نعمت ها را بیشتر خواهد دانست و هنگام برخورداری لذت بیشتر خواهد برد. سوم آن که با محرومان و مسکینان همدرد می شود و تجربه گرسنگی و محرومیت بر آگاهی و توسعۀ وجودی شخص موثراست .چهارم آن که اگر از بیش از یک میلیارد مسلمان تنها دویست میلیون نفر در ماه رمضان روزۀ واقعی گیرند بدین معنی که یک وعده از غذای خود را بکاهند ، مصرف غذا به قدر شش میلیارد وعده در ماه پایین می آید و این خود به منزلۀ تولید شش میلیارد وعده غذاست و اگر همه مسلمانان روزه گیر بهای سی وعده غذا را که نخورده اند و از هزینه شان کاسته شده است به نیازمندان نثار کنند جامعۀ مسلمان می تواند در هر سال معادل شش میلیارد وعده غذا به سفرۀ گرسنگان در جهان کمک کند و این کمک کوچکی نیست ، زیرا معادل یک وعده غذای کل ساکنان زمین خواهد بود و این نیز نوعی استعانت از روزه است . پنجم آن که پایین آوردن میزان مصرف غذا به مقدار یک سوم به تأیید متخصصان ، موجب افزایش سلامتی است ،زیرا بسیاری از پزشکان معتقدند یک سوم غذایی که خورده می شود به طور متوسط بیش از ضرورت است و کمکی به بدن نمی کند بلکه مشکلاتی نیز می آفریند وبه طور کلی کم کردن غذا در اکثر مردمان موجب افزایش سلامتی است و این که در حدیث آمده است که"صوموا تصحّوا" یعنی روزه بگیرید تا سالم بمانید، یک واقعیت پزشکی است . ششم آن که وقتی شخص مصرف غذا را پایین آورد مقداری وقت که صرف خرید و خوردن و تدارک مقدمات آن می گردد برای او ذخیره می شود که می تواند آن وقت را در خوردن طعام های معنوی صرف کند .

اندرون از طعام خالی دار
تا در او نور معرفت بینی
تهی از حکمتی به علت آن
که پری از طعام تا بینی
سعدی
برگرفته از کتاب در صحبت قرآن
اثر حسین الهی قمشه ای
خوشنویسی از میرعماد



********************

“زندگی تجربه دیدن خدا بر روی زمین است”

آن روز که ما را از بهشت راندند ،
آن بهشت آفرین که در عین آشنایی با ما بیگانگی کرد
بر دروازۀ بهشت ایستاده بود،
همچون مادری که فرزندش را به جبهه می فرستد.
دلش بر تنهایی ما می سوخت
اما می دانست که فرزندش روزی پیروزو سربلند از جبهه باز خواهد گشت .
پس به دلداری ما از دور ندا کردکه:
از این ساحت رفیع بدان جایگاه فرودین روید و هیچ نهراسید
زیرا من آنجا برسر هرگذرگاهی پیش روی شما ایستاده ام
و به هر کجا رو کنی چهره من آنجاست:

نیم ز کار تو غافل همیشــــــه در کارم
که لحظه لحظه تو را من عزیزتر دارم
به جان پاک تو و آفتـــــــــــاب سلطنتم
که من تو را نگذارم ، به مهر بردارم
مولانا
شما که مرا در آسمان دیده اید در زمین نیز مشاهده کنید .
زندگی تجربه دیدن خدا برروی زمین است .
و من گفته ام :اوست آنکس که در زمین الاهه است و در آسمان الاهه است .
قرآن-زفوف :84
دیدن من در زمین لطفی دیگر دارد .
اما اگر بپرسی چگونه دانم که آن تویی
گویم هر کجا با عشق نظر کردی مرا دیده ای
عشق به هر چیز مشاهده خدا در آن چیز است.

خداوند در پشت همه چیزها پنهان است
اما اشیا کدر و تیره اند
دوست داشتن هر چیز شفاف کردن آن است.
ویکتور هوگو

سبزه خط تو دیدیم و ز گلزار بهشت
به تماشایی این مهر گیاه آمده ایم
حافظ

نوشته و خوشنویسی : حسین الهی قمشه ای
منبع : www.drelahighomshei.com



********************

"مادر طبیعت"

هنگامی که روز به پایان می رسد،
یک مادر مهربان و مشفق
کودک خردسال خود را با ریشخند به اتاق خوب می برد.
کودک، با احساسی آمیخته از میل و بی میلی،
اسباب بازیهای شکسته خود را بر کف اتاق نشیمن ترک می کند،
اما هنوز با نگاه مشتاق از شکاف در به آنها می نگرد.
هنوز دلش از فراق اسباب بازیها آرام نیافته
و هنوز خیالش به وعده هایی که برای گرفتن اسباب بازیهای تازه و بهتر
به او داده اند جمع نشده و نگران است که آنها را نپسندد.
مادر طبیعت نیز با ما چنین رفتار می کند.
اسباب بازیها را یک یک از ما می گیرد
و چنان ما را با مهربانی می خواباند
که به سختی می توانیم بدانیم که میل ما به رفتن است یا ماندن.
خواب بر پلکهایمان سنگینی می کند
و راه را بر فهم این نکته می بندد
که دانش آن وجود ناشناخته چقدر فراتر از دانش ماست.


"Mother Nature"
As a fond mother, when the day is o’er,
Leads by the hand her little child to bed,
Half willing, half reluctant to be led
And leave his broken playthings on the floor,
Still gazing at them through the open door,
Nor wholly reassured and comforted
By promises of others in their stead,
Which, though more splendid, may not please him more;
So Nature deals with us, and takes away
Our playthings one by one, and by the hand
Leads us to rest so gently, that we go
Scarce knowing if we wish to go or stay,
Being too full of sleep to understand
How far the unknown transcends the what we know.
Henry Wadsworth Longfellow

شعر از هنری وادزورث لانگ فلو
ترجمه حسین الهی قمشه ای
برگرفته از کتاب در قلمرو زرین



********************

“گل های سعدی”

امروز صبح می خواستم دامنی از گل سرخ برایت بیاورم
اما آنقدر گل به دامن ریختم که گره دامن تاب نیاورد و گسست
گره دامن گسست و گلها به همراه باد به پرواز آمدند
و همه در دامن دریا ریختند
و همراه امواج رفتند و دیگر باز نگشتند
فقط امواج را گلگونه کردند
و آتشی در دل دریا انداختند.
امشب دامن من هنوز از آن گلهای بامدادی عطرآگین است
اگر می خواهی بوی خوش آن گلها را احساس کنی
سر در دامن من بگذار.
Les roses de Saadi
J'ai voulu ce matin te rapporter des roses ;
Mais j'en avais tant pris dans mes ceintures closes
Que les noeuds trop serrés n'ont pu les contenir.

Les noeuds ont éclaté. Les roses envolées
Dans le vent, à la mer s'en sont toutes allées.
Elles ont suivi l'eau pour ne plus revenir ;

La vague en a paru rouge et comme enflammée.
Ce soir, ma robe encore en est tout embaumée...
Respires-en sur moi l'odorant souvenir.
Marceline Desbordes

شاعر : خانم مارسلین دبور
ترجمه دکتر حسین الهی قمشه ای

شعر فوق ملهم از قطعه زیر در دیباچه گلستان سعدی است :
به خاطر داشتم که چون به درخت گل رسم
دامنی پر کنم هدیه اصحاب را
چون برسیدم،
بوی گلم چنان مست کرد که دامنم از دست برفت.

برگرفته از کتاب 365 روز با سعدی



********************

"شکار شادی"

شادی در این جهان ،
اگر به سراغ کسی آید ،
معمولأ به تبع چیزهای دیگر ، خود به خود و بی هیچ نقشه و تدبیر می آید .
اگر بخواهی شادی را شکار کنی ،
همچون غاز می گریزد و تو را به دنبال خود می کشاند
و هیچ گاه بدان نمی رسی ،
اما اگر به کار دیگری – که وظیفۀ توست – بپردازی
بسا که شادی خود به سوی تو شتابد
شادیی که در خواب هم حتی نمی دیدی .


“Hunting Happiness”

Happiness in this world, when it comes, comes incidentally.
Make it the object of pursuit, and it leads us a wild-goose chase,
and is never attained. Follow some other object, and very possibly we may find that we have caught happiness without dreaming of it.

Nathaniel Hawthorne

شعر از ناتانیل هوثورن
ترجمه حسین الهی قمشه ای
برگرفته از کتاب در قلمرو زرین



********************

"اي برادر"

اي برادر،
در اين اشارات، زبده حقايق حكمت را بر تو ايثار كردم
پس اين (گنج معرفت) را از دسترس جاهلان (و بيخردان)
و افرادي كه آن را به خاطر هدفهاي ناچيز طلب مي‌كنند،
و آنها كه از هوش و ذكاوت و جرأت و شجاعت بهره‌اي نبرده‌اند،
و آنان كه ميلشان به جانب اكثريت است،
يا از سوفسطائيان و فيلسوفان ملحد تبعيت مي‌كنند، دور نگهدار.
اما هرگاه جوينده‌اي روشن ضمير و با همت يافتي كه از وساوس شيطاني بركنار مانده
و حق را به چشم رضا و اخلاص مي نگرد، اين حقايق را بر وي عرضه كن.
چنانكه از مطالب ما قبل مباحث ما بعد بر او روشن گردد.
و از او در پيشگاه خداوند عهد و پيمان گير كه در اشاعة آنچه مي‌آموزد طريق تو را اختيار كند.
پس اگر اين علوم را به گوش نااهل رساندي و ضايع گردانيدي،
خداوند بين من و تو حاكم خواهد بود، و او به داوري كافي است.

منبع : کتاب اشارات ابن سینا
ترجمه : حسین الهی قمشه ای



********************

"امید به فرجام نیک"

امید من این است
که خورشید تیره ترین ابرهای آسمان را خواهد شکافت
وپس از پایان آغاز می آید،
اگر چه دوری بس عظیم باید طی شود .
امید من در این است
که آنچه با نیکو ترین نظام آغاز شد
نمی تواند به زشت ترین عاقبت پایان یابد
و ممکن نیست آنچه را که خداوند زمانی تقدیس کرده است
ملعون و مطرود از کار درآید.


"Hoping for the Best"
My own hope is , a sun will
Pierce the thickest cloud ever stretched
That after last , returns the first
Though a wide compass round be fetched ;
That what began best , can't end worst.
Nor what God blessed once , prove accurst .

Robert Browning

اثر رابرت براونینگ
ترجمه حسین الهی قمشه ای
برگرفته از کتاب در قلمرو زرین



********************

" زن"

ای زن ، ای نازنینی که در ایام راحت و آرامش
محجوب و ناز آلود ومردد و شرم اندود می نمایی
و چون سایه های بید، رقصان و سبکسار
هر دم به رنگی و طرحی جلوه می کنی
شگفتا از تو که وقتی دشواری های جانکاه و غصه های روح فرسا
پیشانی ما مردان را پیچ در پیچ و گره در گره می کند
در آن هنگام تو چون فرشته ای چابک و چیره دست
گستاخ و بی هراس به فریاد می رسی.

O Woman! In our hours of ease
Uncertain,coy, and hard to please,
And variable as the shade
By the light quivering aspen made:
When pain and anguish wring the brow,
A ministering angel thou!
Sir Walter Scott

شعر از سر والتر اسکات
ترجمه حسین الهی قمشه ای
نقاشی اثر توماس گینزبورو
www.drelahighomshei.com



********************

"در زیر نگاه خداوند"


الم یعلم بان الله یری

آیا نمی داند که خداوند می بیند؟

چه پرسش و خطاب جذاب و شیرینی است، گویی نازنینی از پشت شما را در آغوش می گیرد و می پرسد اگر مرا شناختی؟ آری خدواند می فرماید مرا نمی بینی که پیش روی تو ایستاده ام و از پنجره هر ذره ای

تو را مشاهده می کنم؟ این شرم حضور است که می تواند نگهبان ما از هر بدی باشد. این احساس حضور است که فضیلت حیا و آزرم را می آفریند، که هان هوشیار باشید:

اینجا کسی است پنهان، خود را مگیر تنها
بس تیز گوش دارد، مگشا به بد زبان را - دیوان شمس

از پی آن گفت حق خود را بصیر
که بوَد دیدِ ویت هر دم نذیر
از پی آن گفت حق خود را سمیع
تا ببندی لب زگفتار شنیع

بر گرفته از کتاب سیصدو شصت و پنج روز در صحبت قرآن



********************

"عشق همه چیز است"


اينكه عشق همه چيز است
همه آن چيزي است كه از عشق مي دانيم
و همين ما را كافي است
بار كشتي بايد به قدر گنجايش آن باشد

Love is All
That Love is all there is,
Is all we know of Love;
It is enough, the freight should be
Proportioned to the groove.
Emily Dickenson

شعر از امیلی دیکنسن
ترجمه حسین الهی قمشه ای
برگرفته از کتاب در قلمرو زرین



********************

"مرگ"


مرگ واقعه اي سخت ناگوار است
زيرا حضور پر نعمت اين عالم رنگارنگ را به مرگ از دست خواهم داد
و صحبت دوستان را
و همه محبوبان و نازنينان را
من به هر خاشاكي چنگ مي زنم
از ترس آنكه مبادا در بحر وجود خدا غرق شوم.
Death
Death - hard
To lose world's abundant presence
Those I love, friends
I cling to all straws
Fearing to drown in God
Kathleen Raine.
شعر از کتلین رین
ترجمه حسین الهی قمشه ای
برگرفته از کتاب در قلمرو زرین



********************

" آدمي مالك چيست؟"


هيچ چيز را براستي نتوان از آن خود دانست
مگر مرگ را
و آن قطعه زمين كوچك بي حاصل را
كه پوست و استخوان ما در نقاب آن نهان خواهد شد


Nothing Can we Call Our Own

And nothing can we call our own but death
And that small model of the barren earth
Which serves as paste and cover to our bones
شعر از شکسپیر
ترجمه حسین الهی قمشه ای
برگرفته از کتاب در قلمرو زرین



********************

"همت"


چه بسیار انسانها که با وجود شوق و استعداد در کسب کمالات به سبب نداشتن پایداری در نیمه راه می مانند و دستشان از دامن مقصود کوتاه می ماند. باید کمر همت بست و مانند فردوسی با خود گفت:
اگر جز به کام من آید جواب
من و گرز و میدان و افراسیاب

برگرفته از کتاب 365 روز در صحبت قرآن



********************

" خرد جمعی "


خرد جمعی (collective intelligence) در طول تاریخ تا به امروز پیوسته ستایشگر موسیقی به عنوان یکی از بلندترین قله های زیبایی و معنویت بوده است و بزرگان جهان به اتفاق گفته اند آنچه در خرد جمعی انسانها مطلوب و محبوب است نشانی از محبوبیت و مطلوبیت
آن در پیشگاه خدا است. بنا بر حدیث پیامبر اکرم هر انسانی بر اساس فطرت به دنیا می آید و دین ها و آئین ها ، همه بعد از فطرت قرار می گیرند و بنابر آیات مکرر در قرآن فطرت انسان همان فطرت الهی است ( فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا ) بنابر این اگر تعارضی میان ظواهر دیانت و تفسیرهای دینی و فطرت آدمی باشد ، آن مسموع نیست زیرا پیامبر اکرم فرموده است : ( کلّ ما حکم به العقل، حکم به الشرع ) ، یعنی آنچه شرع به آن حکم می کند ، عقل نیز با آن هماهنگ است و همچنین در حدیث دیگر آمده است که پیامبر فرمود (أنَّ العقل رسولٌ من داخل، والرسول عقلٌ من خارج، ) یعنی عقل آدمی رسول الهی است در درون او و رسول الهی عقل آدمی است در خارج ذات او
برگرفته از کتاب 365 روز در صحبت قرآن



********************

" خداوند خورشید حقیقت است "


خداوند خورشید حقیقت است که ازلاً و ابداً می درخشد و آفتاب او که عالم را پرکرده است لازمه ذات اوست . او به خود نگفته است که خوب است عالم را بیافرینم ، برای این یا آن هدف ، بلکه عوالم بی نهایت همه تجلی ذات اوست و هدف طبیعی این تجلی ستایش زیبايي

و خیر و خوبی است که موجد عشق است و عشق نه هدف بلکه عین آفرینش است که در تمام ذرات عالم حضور دارد.

گر سر برون کردی مهش روزی چو قرص آفتاب
ذره به ذره در هوا لیلی و مجنون آمدی دیوان شمس
برگرفته از کتاب 365 روز در صحبت قرآن



********************

"دعا"


دعا اين نيست كه از خدا بخواهيم كاري را براي ما و به جاي ما انجام دهد بلكه دعا بسيج همه نيروهاي دروني است براي رسيدن به مقصودي كه آن مقصود از خير و خوبي و حقيقت برخوردار است. بنابراين هر دعايي يك دستور العمل است كه چنين بايد كرد و چنان نبايد

كرد و بدين سان ما در هر دعايي وظيفه اي بر دوش داريم كه بايد انجام دهيم و آنگاه منتظر رحمت خدا باشيم و چه بسيار باشد كه آنچه از خدا مي طلبيم در صلاح و خير ما نيست و اين خود سعادتي است كه آن دعا به جايي نرسد . البته خدا بندگان را به گونه هاي مختلف در زندگي مي آزمايد تا در اين آزمايشها فرد پخته تر و آگاه تر شود و نهايتاً از خود به خدا برسد.
برگرفته از کتاب 365 روز در صحبت قرآن



********************

"دوست حقیقی"


دوست حقيقي آن كس باشد كه دوستيش آدمي را از تاريكي به نور و از ظلمت غم به نور شادي و از ظلمت ظلم به نور عدالت و از ظلمت جهل به نور دانايي و از ظلمت تنهايي به نور مصاحبت و دوستي برساند . اگر چنين دوستي در جهان هست بايد شناخت و در شمار دوستان او قرار گرفت تا از بركات اين دوستي برخوردار شد.
و آن دوست جز پروردگار عالميان نيست.

برگرفته از کتاب مائده هاي فرهنگي



********************

"کلمه رحمت"


آدميان مي توانند مانند پروردگارشان رحمت و بركت را بر نفس وجود خويش بنگارند يعني سرا پا جود و بخشش و خدمت شوند نه آنكه تنها نام مقدسي را به عادت بر زبان آورند و به هواهاي خويش پردازند. حقيقت معني بسم الله تبلور رحمت و محبت و رافت در ذات گوينده است.

برگرفته از کتاب 365 روز در صحبت قرآن



********************

"هر گناهی جز شرک بخشودنی است"


شرك چنان گناهي است كه در معني وسيع همه گناهان را در بر مي گيرد زيرا شريك قائل شدن براي حق ميل كردن به ناحق است و آن سرچشمه همه ظلم ها و گناهان است زيرا آدميان براي رسيدن به مقصودها به جاي آنكه از حق و حقيقت مدد جويند متوسل به دروغ و تجاوز

و خدعه و نيرنگ مي شوند و اينها همه شريك قائل شدن براي خداست زيرا گمان دارد كه دروغ نيز مي تواند او را به شهرت برساند در حاليكه كه حق و راستي است كه او را در رسيدن به شهرت حقيقي مدد مي كند.

برگرفته از کتاب 365 روز در صحبت قرآن



********************

"زمان هزار چهره"


زمان
بر آنان كه در انتظارند ، بسيار آهسته مي گذرد
بر آنان كه هراسناكند ، با شتاب
بر آنان كه غصه دارند، بس دراز است
و بر آنان كه شاد و خرسند، بسي كوتاه
اما بر آنان كه عاشقند
زمان ، ابديت است

Protean Time

Time is :
Too slow for those who Wait,
Too swift for those who Fear,
Too long for those who Grieve,
Too short for those who Rejoice,
But for those who Love,Time is eternity
Henry van Dyke.

اثرهنري ون دايك
ترجمه حسین الهی قمشه ای
برگرفته از کتاب در قلمرو زرین



********************

"در فنای آنچه نزد عالمیان است و بقای آنچه نزد خداست"


كسي كه مال و نفس خويش را به مشتري ثروتمندي كه غني بالذات است بفروشد هيچگاه زيان نمي كند و همه آنچه را كه داده است به اضعاف مضاعف به او باز مي دهند.
اين وعده الهي است و ثروتمندان حقيقي عالم كساني هستند كه از خود ثروتي ندارند و خود را

كارگزارثروت الهي مي دانند و به عنوان نماينده و خليفه پروردگارشان در عالم عمل مي كنند و هيچ اضطراب و نگراني از دزدان و اهريمنان و سيل و طوفان و ركود بازار و سقوط اقتصاد ندارند جز آنكه بكوشند تا خدمتي كنند و كارها را رونقي بخشند و يا با اهريمني بجنگند و ديوي را از سر راه مردمان بردارند.

برگرفته از کتاب 365 روز در صحبت قرآن



********************

"رسالت مسیح"


جان کلام و رسالت حضرت مسیح عشق به بشریت و رنج بردن در راه رهایی و شادی مردمان است. مسیح با همه آدمیان هم درد بود ، او تاریکی نابینایان و ناتوانی مفلوجان ، رنج مستمر مبروصان و جذامیان را با تمام وجود حس می کرد. فاسقان و گناهکاران را می فهمید

و با گمراهان و سر گشتگان همدرد بود. همه همتش را بر این گذاشت که عشق الهی را از آسمان به زمین آورد تا همه مردم بتوانند خدا را دوست بدارند و با خدمت بندگان او بر عشق و عبودیت خود نسبت به او گواهی دهند.
مسیح دایره ای عظیم از عشق بر کشید و هیچ کس را برون دایره ننهاد و به تعبیر زیبای اسکاروایلد " همه بشریت را عروس خود کرد و بر صلیب رنج و خدمت عهد و میثاق ازدواج خود را با آن عروس به امضاء رساند و عروس خود را با خود به بهشت خواهد برد" اما بیشتر متولیان دیانت او را نشناختند و پیام او را در نیافتند و چنان رفتاری با بندگان خدا کردند که شرح زشتی آن را از ویلیام بلیک و نیچه باید شنید . اما این تعالیم آسمانی پیوسته حافظی آسمانی داشته است که خداوند در قرآن فرمود " انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون" همانا که ما خود صحیفه یاد و ذکر را فرستادیم و خود آنرا حفظ می کنیم.
در قرن نوزدهم ویکتورهوگو در بینوایان کشیشی را به نام مون فریر معرفی کرد که آراسته به اوصاف مسیح بود و دل در گرو عشق مردمان داشت از بد و نیک ، و کیمیاگری محبت را به زیباترین وجه در کتاب مستطاب نشان داد.


برگرفته از کتاب آن خردمند دیگر
اثر هنری ون دایک – ترجمه دکتر حسین الهی قمشه ای

نگارگری اثر لئوناردو داوینچی



********************

"فردوسی چراغ افروز خرد،فرهنگ و زبان"


فردوسي افزون بر اينكه "چراغ فروزان خرد" را در پيش پاي آدميان نهاد ، و اهريمن تاريكي را بدان دور كرده ، و افزون بر اينكه "چراغ فرهنگ اهورايي" ايران باستان و آئين هاي ديرينه اين مرز و بوم را كه از ديدگاه انديشه بر بنياد يگانه پرستي و جاودانگي

جان نهاده شده و در جايگاه رفتارها و پيوند ها بر پايه پندار نيك ، گفتار نيك و كردار نيك استوار است ، روشن نگاه داشته همچنين "چراغ زبان پارسي" را كه مي رفت در توفان هاي سهمگين روزگار يكسره خاموش گردد چنان فروغي پايدار بخشيده كه تا زبان و فرهنگ در جهان هست زبان و فرهنگ پارسي نيز زنده خواهد بود و شاهنامه فرزانه طوس هر دم آن را جان تازه خواهد بخشيد و شگفتا از اين نامه نامور و اين آتش يگانه پرستي كه به يك فروغ سه چراغ خرد و فرهنگ و زبان را روشن كرده و خود بر جاودانگي خويش گواهي داده است:

بسي رنج بردم در اين سال سي
عجم زنده كردم بدين پارسي
بناهاي آباد گردد خراب
ز باران و از تابش آفتاب
پي افكندم از نظم كاخي بلند
كه از باد و باران نيابد گزند
جهان كرده ام از سخن چون بهشت
از اين بيش تخم سخن كس نكشت
نميرم از اين پس كه من زنده ام
كه تخم سخن را پراكنده ام
هر آنكس كه دارد هش و راي و دين
پس از مرگ بر من كند آفرين


برگرفته از سالنامه فردوسي همراه با گزيده شاهنامه به اهتمام دكتر حسين محي الدين الهي قمشه اي



********************

"ستایش و نیایش"


ستايش بيان شادي روح است از شكوه جمال و
نيايش تمناي جان است بر وصال شاهد زيبايي

ستايش وصف رخساره آن خورشيد است و
نيايش اشتياق روح است كه پرواز كنم

ستايش روايت حيرت است از مشاهده اطوار نامتناهي جمال و
نيايش حكايت شوق است كه چگونه بايد جان و جهان را بپاي آن اطوار افشاند

ستايش بانگ طبلي است كه : هان شهريار حسن و ملاحت را بنگريد و
نيايش صلايي است كه مس بي بهاي هستي خويش را در پيش موكب آن شهريار به خاك افكنيد

برگرفته از كتاب "ياد يار مهربان" با مقدمه دكتر حسين الهي قمشه اي



********************

"در معرفی منطق الطیر عطار"


منطق الطّیر به اتفاق اهل نظر از برترین مثنوی های عطّار است که می توان آنرا پیشرو مثنوی جلال الدین رومی و سرچشمه الهام او دانست. در تذکره ها آمده است که سلطان العلما، پدر مولانا ، در سفر از بلخ به قونیه ، در نیشابور با شیخ عطّار دیدار کرد و

جلال الدین در آن زمان هشت ساله بود و عطّار یک نسخه از اسرارنامه (منطق الطیر) خود را به جلال الدین هدیه کرد و پدرش را گفت: "زود باشد که این پسر آتش در خرمن سوختگان عالم زند" و مولانا بعدها در مثنوی مکرر بدین آتش اشاره کرده است.
عنوان منطق الطیر از یکی از آیات سوره نمل (به معنی مور) از قرآن کریم گرفته شده است. اصل داستان منطق الطیر و بنیان تمثیلی آن ، که مرغان را رمزی از اصناف آدمیان گرفته و از جان جهان به مرغی بی نشان ، چون سیمرغ و عنقا ، تعبیر کرده ، از ابداعات عطار نیست ، بلکه ابن سینا و احمد غزالی در این باب بر عطار سبقت دارند و نیز در افسانه های کهن هندوان و ملل دیگر نظایر این داستان به چشم می خورد ، اما عطار چنان پرداخت تازه ای از حکایت مرغان کرده و چندان تفصیلات بدیع بر آن افزوده و آنرا با تعالیم توحیدی عمق بخشیده و به آتش عشق گرم کرده و با طنزی لطیف نمکین ساخته که گوی سبقت را از همه پیشینیان ربوده و اقلیم منطق الطیر را ملک خود کرده است.

برگرفته از کتاب گزیده منطق الطیر
تلخیص ، مقدمه و شرح: حسین محی الدین الهی قمشه ای



********************

"پرهیز از کجروی"


تا کی دو شاخه چون رخی
تا کی چو بیدق کم تکی
تا کی چو فرزین کج روی
فرزانه شو ، فرزانه شو

رخ در بازی شطرنج به دو جانب عمودی و افقی می تواند حرکت کند و آنرا مولانا به دو شاخگی مذمت کرده و بیدق که همان پیاده است ، سرعتش بسیار کم است ،
چون غیر از بار اول بیش از یک خانه نمی تواند پیش برود ، لذا کم تکی می کند و مورد ملامت است و فرزین که در شطرنج نام وزیر است مانند فیل می تواند اریب و کج حرکت کند. البته این حرکتها هر یک برای صاحب آن مهره کمال است الا آنکه مولانا از این تشبیه در جهت نصیحت به پرهیز از کجروی و کم تکی و دو شاخگی بهره گرفته است.

برگرفته از کتاب 365 روز در صحبت مولانا



********************

"فرمان دل را گرامی دار"


و هرچه داری به عشق بسپار:
دوستان و خویشان را
و ملک و مال و نام و شهرت را
و تدبیرها و تکیه گاهها را
و جمله هنرها
همه را یکسر به عشق بسپار
و هیچ چیز را از عشق دریغ مدار.


Give All to Love;
Obey thy heart;
Friend, kindred, days,
Estate, goodfame,
Plans, credit and the Muse,
Nothing refuse.
R.W Emerson
"برگرفته از کتاب در قلمرو زرین"
تصویر : خوشنویسی از حسین الهی قمشه ای



********************

"رستاخیز زمین در بهار و رستاخیز انسان در قیامت"


مهمترین رحمت بهار، که بیش از همه شکوفه ها و گلها و سبزه ها و بارانها و نسیمهای خوش مطبوع و دلپذیر است، این است که آدمیان می توانند در رستاخیز بهار بنگرند و ایمان بیاورند به اینکه خداوند که بر هرکار تواناست می تواند همه مردگان پیشین و پسین جهان را در عرصه دیگری زنده کند و غوغای حیات را در نشئه دیگری بر روی صحنه آورد.
این بهار نو ز بعد برگریز
هست برهان وجود رستخیز
"بر گرفته از کتاب 365 روز در صحبت قرآن"



********************



من از خدا هستم و به خدا باز خواهم گشت
آن خدای مهربان، به من فروغی از انوار خویش ارزانی خواهد کرد
و آن فروغ مرا بدان حیات و سعادت ابد رهنمون خواهد شد
ای غبار جسمانی من، پس از اندکی درنگ برخیز
برخیز و زندگی از سرگیر
آن کس که تو را به ضیافت هستی دعوت کرد
تو را زندگی جاودانه خواهد بخشید
ای قلب من، باور کن که تو را در این واقعه هیچ زیانی نخواهد رسید
همه آرزوها و آرمانها که برایش تلاش کرده ای برآورده خواهد شد

تو را برای هیچ نیافریده اند، تو را برای هیچ زندگی نبخشیده اند
اینهمه رنج و محنت که کشیدی برای هیچ نبوده است
ترس و هراس و لرزش را رها کن و خود را برای زندگی تازه ای آماده کن
ای مرگ، ای امیر و ارباب همه چیزها، من اکنون بر تو پیروز شده ام
و با بالهایی که از همت عشق بافته ام به عالم بالا پرواز خواهم کرد
و بدان نور خواهم رسید که هیچ چشمی ندیده است
ای قلب من، همه رنجهای تو، تو را به سوی خدا سوق خواهد داد.

بخشی از سمفونی معروف رستاخیز اثر « گوستاو مالر »



********************

"عرفان و فن آوری"


عرفان و فن آوری به هم بسیار نزدیک اند. زیرا عرفان نیز مانند فن آوری در کار مهار کردن دیوهاست. دیو حرص اگر در خدمت سلیمان معرفت کار کند، علم و دانش و خیر و آسایش می آفریند و حرص او در این خرج می شود که تمامی افراد جامعه را به نعمت و برکت برساند.

همچنین دیوهای دیگری چون انتقام، حسد، عجب و جاه طلبی می توانند همه در فضای عرفان به نیروهای شاداب و سرزنده و سازنده بدل شوند و عرفان عملی پیوسته در کار همین کیمیاگری است که نفس سرکش را رام کند و قوای اهریمنی او را به نیروهای ملکوتی تبدیل کند.
"بر گرفته از کتاب 365 روز در صحبت قرآن"



********************

"فرمان استقامت در اجرای رسالت"


گفتا کجاست محنت، گفتم که کوی عشقت
گفتا که چونی آنجا؟ گفتم در استقامت

در حدیث آمده است که پیامبر فرمود سوره هود مرا پیر کرد و بسیاری از مفسران، همین آیه استقامت را علت حدیث می دانند:

فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَن تَابَ مَعَكَ وَلا تَط
غَوْا إنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ

عطار حکایت می کند که:

وقتی شبلی با اصحاب از راهی می گذشت. مردی را دیدند که به دار آویخته بودند. از اطرافیان پرسیدند: سبب چیست؟ گفتند این بارها و بارها دزدی کرده و مجازات شده و حتی دست های او را نیز قطع کردند بلاخره بار آخر به دستور قاضی او را به دار آویختند. شبلی پیش آمد و بوسه ای بر پای آن دزد زد و گفت: زهی مرد! چنین باید بود در کار و چنین باید ایستاد تا جان.
"بر گرفته از کتاب 365 روز در صحبت قرآن"



********************

"در ضرورت هلاک مسرفان و گناه کاران"


وَإِذَآ أَرَدۡنَآ أَن نُّہۡلِكَ قَرۡيَةً أَمَرۡنَا مُتۡرَفِيہَا فَفَسَقُواْ فِيہَا فَحَقَّ عَلَيۡہَا ٱلۡقَوۡلُ فَدَمَّرۡنَـٰهَا تَدۡمِيرً۬ا سوره اسراء آیه 16

" و ما هرگاه اراده کنیم شهر و دیاری را هلاک گردانیم، متنعمان و ثروتمندان آن شهر را فرمان دهیم که راه گناه و تبه کاری پیش گیرند پس (به جرم این اعمال) فرمان عذاب ما بر آنها مقرر خواهد شد و آن شهر و دیار را به کلی به هلاکت خواهیم سپرد."

شگفت آیتی است که بسیاری را به حیرت واداشته است: داستان این است که خداوند در این

آیه یکی از قوانین کلی این عالم را بیان می کند و رابطه میان دو پدیده را اعلام می دارد و آن این است که هر بلا و سختی که بر قومی پیش می آید علل و اسبابی دارد و از جمله فساد و تباهی و ظلم و تعدی ثروتمندان به بینوایان و ظلم پذیری و همراهی بینوایان با ظالمان در جهان بی جزا نمی ماند. این خداوند نیست که قومی را نابود می کند بلکه فسادی است که در میان آن قوم به دلایل گوناگون پدید می آید.
"بر گرفته از کتاب 365 روز در صحبت قرآن"



********************