هو بالاتر است یا الله


از علما سوال شده است از نامهای مقدس خداوند هُوَ اعلم تر است یا الله نظر بیشتر غلما این است که هو بالاتر واعلم تر است

وَهُوَ اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ لَهُ الْحَمْدُ فِي الْأُولَىٰ وَالْآخِرَةِ ۖ وَلَهُ الْحُكْمُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ
در كتاب «توحيد» صدوق از أمير المؤمنين عليه السّلام روايت است كه فرمود:
رَأَيْتُ الْخِضْرَ عَلَيْهِ السَّلَامُ فِى الْمَنَامِ قَبْلَ بَدْرٍ بِلَيْلَةٍ، فَقُلْتُ لَهُ: عَلِّمْنِى شَيْئاً أُنْصَرُ بِهِ عَلَى الأعْدَاءِ! فَقَالَ: قُلْ: يَا هُوَ يَا مَنْ لَا هُوَ إلَّا هُوَ! فَلَمَّا أَصْبَحْتُ قَصَصْتُهَا عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَقَالَ لِى: يَا عَلِىُّ! عُلِّمْتَ الاِسْمَ الاعْظَمَ! فَكَانَ عَلَى لِسَانِى يَوْمَ بَدْرٍ.
وَ إنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِي عَلَيْهِ السَّلَامُ قَرَأ: قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ. فَلَمَّا فَرَغَ قَالَ: يَا هُوَ يَا مَنْ لَا هُوَ إلَّا هُوَ، اغْفِرْ لِى وَ انْصُرْنِى عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ! «من حضرت خضر عليه السّلام را در خواب، يك شب مانده به غزوۀ بدر ديدم، و به او گفتم: چيزى به من تعليم نما تا بدان چيز بر دشمنان ظفر يابم!
خضر گفت: بگو: يَا هُوَ يَا مَنْ لَا هُوَ إلَّا هُوَ! (اى هُويّت مطلقۀ عامّه! اى كسى كه هويّتى در عالمْ وجود ندارد بجز هويّت او!)
چون شب را به صبح آوردم آن رؤيا را بر رسول خدا صلّى الله عليه و آله
حكايت كردم. رسول خدا به من گفت: اى علىّ! اين اسم اعظم حقّ است كه به تو تعليم شده است! و آن ذكر بر زبان من در روز معركۀ بدر جارى بود.
و أمير المؤمنين عليه السّلام سورۀ قُلْ هُوَ اللّٰهُ أَحَدٌ را قرائت كرد، و چون فارغ شد گفت: يَا هُوَ يَا مَنْ لَا هُوَ إلَّا هُوَ! (اى هويّت مطلقۀ عامّه! اى كسى كه هويّتى در عالم وجود ندارد بجز هويّت او!) غفرانت را شامل حالم بفرما! و مرا بر گروه كافران پيروزى ده!»

روزی شخصی از سید هاشم حداد در مورد آیه «إِنَّا سَنُلْقِی عَلَیْکَ قَوْلًا ثَقِیلًا؛ ما به زودی بر تو سخن سنگین را القاء میکنیم.» (مزمل: 5) سؤال کرد و از او پرسید مقصود از قول ثقیل چیست؟ آیا مقصود نزول جبرئیل است؟ ایشان فرمود: «جبرئیل در برابر عظمت رسول خدا(ص) امر ثقیل نیست تا از او به قول ثقیل تعبیر شود، مراد از قول ثقیل، «لا هو الا هو» است».
توضیح:
منظور از قول، سخن به زبان نیست، بلکه القای یک حقیقت است که آن توحید خاص است. بنابراین، طبق بیان سید هاشم حداد، ترجمه آیه این میشود که: ما به زودی مقام احدیت خود را به تو القا میکنیم.
لذا خدواند تبارک وتعالی هر گاه خواست مقام توحید خود را برای عوام بیان بکند سوره توحید را نازل کرد
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ يَكُن لَّهُ كُفُوًا أَحَدٌ ﴿٤﴾
اما هرگاه خواست توحید خالص رابرای عارفان وعاقلان وزیرکان بیان بکند ایات اخر سوره حشر وایت اولین حدید را نازل کرد
هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ ۚ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ ﴿٢٣﴾ هُوَ اللَّهُ الْخَالِقُ الْبَارِئُ الْمُصَوِّرُ ۖ لَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَىٰ ۚ يُسَبِّحُ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۖ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۖ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ﴿١﴾ لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۖ يُحْيِي وَيُمِيتُ ۖ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿٢﴾ هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ ۖ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَىٰ عَلَى الْعَرْشِ ۚ يَعْلَمُ مَا يَلِجُ فِي الْأَرْضِ وَمَا يَخْرُجُ مِنْهَا وَمَا يَنزِلُ مِنَ السَّمَاءِ وَمَا يَعْرُجُ فِيهَا ۖ وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ ۚ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ﴿٤﴾ لَّهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۚ وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ ﴿٥﴾ يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَيُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ ۚ وَهُوَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ
در کتاب مقدس تورات خواندم این بود که هنگامی که خداوند بر موسی ع ظاهر شد وبا او گفتگو کلامی کرد وملقب به کلیم الله شد موسی از او پرسید اگر نزد قوم بنی اسرائیل وفرعون بروم بگویم مرا چه کسی فرستاده است ونام ترا طلب بکنند به انها چه جوابی بدهم خدواند فرمود نام من (( هستم انکه هستم )) بگو ((هستم)) خدای اجداد شما ابراهیم اسحاق یعقوب مرا پیش شما فرستاده است این نام جاودانه من است وتمام نسلها مرا به این نام خواهند شناخت
هستم آنکه هستم (به عبری: אהיה אשר אהיה) یا به صورت مختصر اِهیِه واژهای عبری است که در کتاب مقدس ترجمه قدیم عیناً آمدهاست. اصل این عبارت چنین است: «اِهیِه اَشِر اِهیِه»، به معنی «هستم آنکه هستم» و از نامهای خداوند در یهودیت و مسیحیت است. وقتی موسی در کوه حوریب خدا را ملاقات میکند و خدا موسی را مامور رساندن پیامش به سوی بنی اسرائیل میکند، موسی چنین میگوید:
«اینک چون من نزد بنیاسرائیل برسم، و بدیشان گویم خدای پدران شما مرا نزد شما فرستاده است، و از من بپرسند که نام او چیست، بدیشان چه گویم؟» خدا به موسی گفت: «هستم آنکه هستم.» و گفت: «به بنیاسرائیل چنین بگو: اَهْیَه (هستم) مرا نزد شما فرستاد.» و خدا باز به موسی گفت: «به بنیاسرائیل چنین بگو، یَهُوَه خدای پدران شما، خدای ابراهیم و خدای اسحاق و خدای یعقوب، مرا نزد شما فرستاده.»[۱]
ehyeh=allah

تلنگر ((دعای اللّٰهُمَّ يَا شاهِدَ كُلِّ نَجْوىٰ،))
یکی از دعاهای توصیه شده در متون مذهب شیعه دعای اللهم یا شاهد کل نجوی است این دعا در شب جمعه وشب عرفه توصیه شده که مسلمانان بخوانندروایت شده: هرکه آن را در شب عرفه یا شبهای جمعه بخواند، خدا او را بیامرزد:
در فقره ای از این دعا امده است وَباهِيّاً شَراهِيّاً.این فقره عربی نیست که قابل ترجمه باشد درمفاتیح الجنان این گونه ترجمه کرده است
و بهحق باهی و شراهی [دو نام اعظم یا دو راز یا دو تن از اولیای الهی] فقط در یکی از کتب خواندم که علامه طباطبایی که اهل علم ومطالعه بود فرموده بود این کلمه عبری است ومعنای یا حی یاقیوم را میدهد اما امروز با مراجعه به کتاب مقدس بر من روشن شد که این فقره از دعا همان «اِهیِه اَشِر اِهیِه»، به معنی «هستم آنکه هستم» و از نامهای خداوند در یهودیت و مسیحیت است. ودر متون دعا ما به این شکل تغیر کرده است ونوشته شده است خداوند منان را سپاسگذارم که ما را به روشنایی وراه های خود هدایت میکند

I Am that I Am
(هستم آنکه هستم)

گلچین دعای سمات
اَللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ الْعَظِيمِ الْأَعْظَمِ الْأَعَزِّ الْأَجَلِّ الْأَكْرَمِ
خدايا از تو درخواست مى كنم به نام بزرگ تو آن نام كه بسى بزرگتر و با عزت و جلال و گراميترين نامهاست
الَّذِي إِذَا دُعِيتَ بِهِ عَلَى مَغَالِقِ أَبْوَابِ السَّمَاءِ لِلْفَتْحِ بِالرَّحْمَةِ اِنْفَتَحَتْ
آن نامى كه هرگاه به آن خوانده شوى براى گشايش درهاى بسته آسمان به رحمت و بركت گشوده گردد
وَ إِذَا دُعِيتَ بِهِ عَلَى مَضَائِقِ أَبْوَابِ الْأَرْضِ لِلْفَرَجِ اِنْفَرَجَتْ
و هرگاه خوانده شوى بر مشكلات و تنگناهاى حوادث روى زمين به فراخى و سهولت مبدل گردد
وَ إِذَا دُعِيتَ بِهِ عَلَى الْعُسْرِ لِلْيُسْرِ تَيَسَّرَتْ
و چون خوانده شوى بر هر كار دشوار عالم سهل و آسان گردد
وَ إِذَا دُعِيتَ بِهِ عَلَى الْأَمْوَاتِ لِلنُّشُورِ اِنْتَشَرَتْ
و چون براى زنده شدن مردگان به آن نام خوانده شوى همه زنده شوند
وَ إِذَا دُعِيتَ بِهِ عَلَى كَشْفِ الْبَأْسَاءِ وَ الضَّرَّاءِ اِنْكَشَفَتْ
و چون براى دفع غم و درد و مصيبتها خوانده شوى همه برطرف شود
وَ بِجَلاَلِ وَجْهِكَ الْكَرِيمِ أَكْرَمِ الْوُجُوهِ وَ أَعَزِّ الْوُجُوهِ الَّذِي عَنَتْ لَهُ الْوُجُوهُ
اَللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ وَ بِاسْمِكَ الْعَظِيمِ الْأَعْظَمِ وَ بِعِلْمِكَ وَ جَلاَلِكَ وَ كِبْرِيَائِكَ وَ عِزَّتِكَ وَ جَبَرُوتِكَ
أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
تو اى خدا درود فرست بر محمد (ص) و آل محمد (ع)
وَ أَنْ تُبَارِكَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
و بركت عطا كن بر محمد (ص) و آل محمد (ع)
وَ تَرَحَّمَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
و رحمت فرست بر محمد (ص) و آل محمد (ع)
كَأَفْضَلِ مَا صَلَّيْتَ وَ بَارَكْتَ وَ تَرَحَّمْتَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَ آلِ إِبْرَاهِيمَ
بهترين درود و بركت و رحمتى كه بر ابراهيم (ع) و آلش فرستادى
إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ فَعَّالٌ لِمَا تُرِيدُ وَ أَنْتَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
يَا اللَّهُ يَا حَنَّانُ يَا مَنَّانُ يَا بَدِيعَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ يَا ذَا الْجَلاَلِ وَ الْإِكْرَامِ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ وَ اغْفِرْ لِي مِنْ ذُنُوبِي مَا تَقَدَّمَ مِنْهَا وَ مَا تَأَخَّرَ
و گناهانم از گذشته و آينده همه را ببخش
وَ وَسِّعْ عَلَيَّ مِنْ حَلاَلِ رِزْقِكَ وَ اكْفِنِي مَئُونَةَ إِنْسَانِ سَوْءٍ وَ جَارِ سَوْءٍ وَ قَرِينِ سَوْءٍ إِنَّكَ عَلَى مَا تَشَاءُ قَدِيرٌ وَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ آمِينَ رَبَّ الْعَالَمِينَ

وقتی که کتاب مقدس نوشته میشد، نامِ خدا «یَهُوَه» حدود ۷۰۰۰ بار در آن آمد
شعر سنگ تثلیث
در کلیسا به دلبری ترسا
گفتم ای دل به نام تو در بند
ره به حق نیافتن تا کی
سنگ تثلیث می زنی تا چند
نام حق یگانه چون شاید
که اب وابن وروح القدوس نهند
لب شیرین گشاد وبا من گفت
وز شکر خنده ریخت از لب قند
که از سر وحدت آگــــــــــاهی
تهمت کافری به ما مپســـــند
در سه آینه شاهــــــــد ازلی
پرتو از روی تابناک افکـــــــند
سه نگردد ابریشم گر او را
پرنیان خوانی و حریر وپرند
ما در این گفتگو که از یک سو
شد زناقوس این ترانه بلــــــند
که یکی هست ونیست جز او
وحــــــــده لا اله الا هــــــــــــــو
