دانلود کتاب انجیل برنابا با ترجمه فارسی - ایرانی دیتا

 


کتاب انجیل برنابا
 

انجیل برنابا اثری پدیدار شده در قرن شانزدهم و هجدهم به زبان‌های اسپانیایی و ایتالیایی است[۱] که به ادعای برخی از مسلمانان‌ توسط برنابا، شخصیت مسیحی برجسته از قرون اول میلادی به نگارش درآمده‌است.[۲] این رساله توسط پژوهشگران جعلی شناخته شده‌است[۳] و اسناد قدیمی از آن وجود ندارد[۴]. این رساله توسط یک یا چند نویسندۀ احتمالا مسلمان نوشته شده‌است.[۵] این کتاب نسبت به انجیل‌های رسمی مسیحیت شباهت بسیار بیشتری به اعتقادات مسلمانان دارد.[۶] در سال 1976، انتشارات اشرم در کراچی پاکستان 10 هزار نسخه از این کتاب را منتشر کرد[۷].برنابا
برنابا که نام اصلی او «جوزف» یا یوسف است، جزو مسیحیان اولیه بود و جزو شخصیت های مهم در مسیحیت است. او و پُولُس در سفرهایی به بشارت دین مسیح پرداخته‌اند[۸]. طبق کتاب مقدس مسیحی (بخشِ اعمال رسولان مسیح) او علایق دنیوی را قطع کرد و مردم را به دین مسیح ترغیب می‌کرد و در مصائب و زحمات آن‌ها شریک می‌شد. در نتیجه کتاب مقدس مسیحی برنابا را یکی از رسولان عیسی مسیح[۹] و پدران کلیسای مسیحی می نامد. برنابا در کنار سایر رسولان عیسی مسیح در تمام کلیساها مورد احترام است.تحلیل انجیل برنابا از دیدگاه اسلام
برنابا یا پسر وعظ، یکی از پیروان عیسی مسیح بود (غیر از دوازده شاگرد خاص معروف به حواریون عیسی مسیح). به اعتقاد مسلمین، انجیل وی یکی از بهترین نسخه های اناجیل است. در این انجیل، بر خلاف سایر کتب آسمانی، بشاراتی صریح در مورد محمد، پیامبر اسلام دیده می شود.
آنچنان که در این انجیل آمده، برنابا این کتاب را به امر مسیح نوشته‌است.[۱۰] از نکات قابل توجه این کتاب این است که در آن به صراحت از بی‌ایمانی پولس سخن گفته ‌است[۱۱]. در مورد رابطه پولس و برنابا، طبق کتاب اعمال رسولان (که یکی از بخش های کتاب مقدس مسیحیان است)، پولس که در ابتدا به عنوان یک یهودی از مخالفان سرسخت آیین مسیحی بود پس از یک مکاشفه با عیسی مسیح که در نتیجۀ آن بینایی خود را از دست داد، نزد یک مسیحی شناخته شده و خداترس به نام حنانیا برده شد. حنانیا به الهام از روح خدا چشمان پولس را لمس کرده و پولس بینایی خود را بازیافت و از آن پس به عیسی مسیح ایمان آورد. در ادامه، برنابا، پولس را پس از آنکه هدایت یافت به حواریون معرفی کرد و حواریون از جمله پطرس او را تایید کرده، پذیرفتند. از آن پس پولس و برنابا به همراه یکدیگر به بشارت دین مسیح می پرداختند. و با با حواریون مسیح در ارتباط بوده اند. پس از سفر سومی که برنابا و پولس به اورشلیم (بیت‌المقدس) رفتند، در خصوص انتخاب همسفر برای ادامۀ سفر تبشیری خود اختلاف نظر داشتند که در نهایت از یکدیگر جدا شده و هرکدام با همسفران مورد نظر خود به دو مقصد متفاوت سفر کردند.
در مورد انجیل برنابا، نکات زیر قابل توجه است:در لیستی که در زمان پاپ جلاسیوس اول تهیه شد، لیستی از کتاب ها و یا نامه هایی بود، که جزو متون مقدس به حساب نمی آمدند. در این لیست، کتب و نامه های مختلفی ثبت شده است، مانند: "انجیل توماس"، "اعمال پولس و تکلا" و چند اثر دیگر که یکی از آن ها اثری است به نام "انجیل برنابا"[۱۲] که متن مقدس قلمداد نمی شدند. پاپ جلاسیوس در سال ۴۹۲ میلادی یعنی ۱۱۸ سال پیش از پیامبر اسلام به سمت پاپ منصوب شد. این موضوع البته خالی از جای بحث و بررسی نیست، چرا که اولاً کتاب مقدس مسیحی، در قرن چهارم میلادی (100 سال قبل از پاپ جلاسیوس) لیست ثابت و قطعی داشت و لیستی که در زمان پاپ جلاسیوس تهیه شده بود بر کتب مقدس مسیحی نه چیزی افزود و نه از آن کاست و تاییدی بود بر همان کتاب مقدس مسیحی که 100 سال قبل از لیست رسمی خود را داشت و در آن هنگام اسمی از اثری به نام انجیل برنابا نبوده است. از طرفی اما اثر دیگری به نام رسالۀ برنابا هم در قرن چهارم و هم در قرن پنجم (در زمان پاپ جلاسیوس) شناخته شده بود که امروزه نیز در دسترس است. بنا بر نظر محققان، متن پاپ جلاسیوس نمی توانسته "انجیل برنابا"یی که امروزه در دسترس است را مد نظر داشته باشد، بلکه بسیار محتمل است که منظور رسالۀ برنابا بوده باشد که محتوای آن البته به کلی با "انجیل برنابا" که امروزه در دسترس است متفاوت است. به این موضوع در بخش انتقادات پرداخته شده است.صاحب اکسیهومو (از دانشمندان پروتستان) بخش پنجم از تتمه کتابش را به معرفی انجیل برنابا تخصیص داده و مطالبی را از قدمای مسیحی نقل کرده‌است. این کتاب در ۱۸۱۳ میلادی در لندن چاپ شده‌است.پطرس بستانی، از دانشمندان مسیحی در دائرةالمعارف کبیر، مطالب شایان توجهی راجع به برنابا و انجیل منسوب به وی می‌نویسد که قسمتی از آن‌ها در ادامه بررسی می‌شود[نیازمند منبع]:
"نام اصلی برنابا، جوزف (یوسف) بود. کلمه برنابا سریانی و بمعنی "ابن النبّوة" یا "ابن الانذار" یا "ابن التعزیة" است. برنابا نخستین کسی از میان حواریون است که آیین یهودیت را ترک کرد و به مسیح ایمان آورد. گفته می‌شود کاتب رساله برنابا قدّیس برنابا است. این رساله در قرون اول مسیحی معروف بوده و مکرراً مورد استفاده قرار می‌گرفته‌است. از جمله کسانی که از آن اقتباس نموده‌اند اکلیمنضس اسکندری و اوریجانس هستند. "اوسابیوس" و "ایرونیموس" نیز از آن یاد کرده‌اند. انجیل برنابا در طی قرون متمادی فراموش شده و نسخه‌های آن از دسترس مردم خارج شده بود تا آنکه در قرن ۱۷ میلادی "سرمند" یونانی آن را در رساله خطی از رسائل "بولیکبوس " یافت و در همین قرن "هوغومیزدوس " نسخه لاتینی آن را در دیر "کورفی " به‌دست آورد که در سال ۱۶۴۵ میلادی در پاریس چاپ شد. در سال ۱۶۹۴ میلادی، رئیس اساقفه (مرجع روحانی مسیحیت)، اوشه، نیز نسخه‌ای از این انجیل به دست آورده و به رسائل اغناطیوس افزود؛ ولی بر اثر یک آتش‌سوزی در آکسفورد، کتابخانه‌ها آتش گرفته و قسمت اندکی از این نسخه باقی‌ماند. نسخه یونانی و لاتینی انجیل برنابا مکرراً چاپ شده و "ویک" آن را به انگلیسی و شخص دیگری نیز آن را به زبان آلمانی ترجمه کرد. ناگفته نماند که تمامی نسخ ذکر شده، کپی نسخه (سرمند) یونانی است که ناقص و در چهار فصل است، ولی در سال ۱۸۵۹ میلادی، "تیشندرف" نسخه یونانی کاملی را که ۲۱ فصل داشت از جبل سینا به دست آورد. بهترین نسخه این رساله به صورت لاتینی قدیمی با حواشی و تفسیر است که به "هلجنفلد" مشهور است. این نسخه در سال ۱۸۶۵ میلادی در "لیبسیک" و در سال ۱۸۶۴ میلادی در جرنال آمریکایی چاپ شد. تعداد زیادی از دانشمندان معتقدند که انجیل برنابا را قدّیس برنابا، رفیق پولس نوشت و رأی متأخرین این است که این نسبت صحیح نیست و از جمله دلایل منکرین این است که در این رساله از خرابی اورشلیم سخن به میان آمده، بنابراین قطعاً بعد از سال ۷۰ میلادی نوشته شده‌است زیرا برنابا قبل از خرابی اورشلیم یعنی سال ۶۴ وفات کرده بود. بهتر است که بگوییم این نسخه در کنیسه اسکندریه در قرون اولیه مسیحیت پیدا شده‌است و احدی قائل نشده که بعد از سال ۱۲۰ میلادی نوشته شده‌است."
جیمز هاکس در قاموس مقدس می‌نویسد: «بعضی رساله به عبرانیان را به برنابا نسبت می‌دهند، و رساله دیگری را که نیز به اسم اوست ولی نویسنده‌اش معین نیست (رساله برنابا ، با انجیل برنابا اشتباه گرفته نشود) به او نسبت می‌دهند. به‌طور قطع [می‌توان گفت که] برنابا آن را ننوشت. شاید این رساله در اوایل سال ۷۰ بعد از میلاد نوشته شده‌است». [نیازمند منبع]نام بسیاری از اناجیلی که در قرون اولیه مسیحیت در میان مسیحیان مورد استفاده قرار می‌گرفت ذکر شده‌است. البته در زمان هر یک از مراجع روحانی مسیحی در آن‌ها تبدیل و تغییری ایجاد شد یا نسخه‌ای در جهت مطالعه یا عدم مطالعه برخی صادر شده‌است. نام انجیل برنابا و انجیل مسیح نیز در میان آن‌ها دیده می‌شود.[۱۳]
در انجیل مرقس[۱۴] و انجیل برنابا،[۱۵] به انجیل مسیح اشاره شده‌است و از آیه ۵–۱ از آن سخن گفته شده‌است؛ که از انجیل مسیح چیزی در دست نیست. اناجیلی که سابقاً و فعلاً معمول بوده و هست، نوشته شاگردان مسیح است.[۱۶][۱۷]. در کتب نویسندگان اسلامی، حتی در کتاب‌هایی که در خصوص اثبات اسلام و رد مسیحیت نوشته شده نامی از انجیل برنابا به میان نیامده‌است در فهرست‌های قدیمی و جدید فارسی و عربی کتابخانه‌های بزرگ جهان و مستشرقین که نام نادرترین و گمنام‌ترین کتب عربی و فارسی هم در آن‌ها موجود است، کوچک‌ترین اثری از این انجیل وجود ندارد.[۱۸]
انجیل برنابا مخالفتی شدید با تعالیم اساسی کتب عهد جدید دارد، که از جمله مهمترین آن ها، مصلوب شدن عیسی و زنده شدن او پس از سه روز است[نیازمند منبع]. این انجیل بر خلاف سایر اناجیل موضوع صلیب (به دار آویختن) مسیح را شدیداً انکار و آن را زشت‌ترین نسبت ناروا به وی می‌داند[نیازمند منبع]. با توحیدِ تثلیثی مخالفت می کند[نیازمند منبع] و توحید به سبک اسلامی حمایت می کند[نیازمند منبع]. برخلاف آموزه‌ی کتب عهد جدید که ایمان را شرط اول رستگاری و سپس عمل بر اساس ایمان را لازم می داند[نیازمند منبع]، تنها راه سعادت را داشتن توامان عقیده و عمل پاک می‌داند.[نیازمند منبع] انجیل برنابا با تمامی کتاب های عهد جدید (شامل انجیل متی، مرقس، لوقا، یوحنا و رساله های رسولان مسیح) را که نجات انسان را از طریق ایمان به محبت خدا از طریق عیسی مسیح و اعتقاد به توحیدِ تثلیثی می‌داند مخالف است [نیازمند منبع]. مسائلی از این دست و بشارات صریح و مکرر آن در مورد پیامبری محمد در مورد خاستگاه نگارش این کتاب، همواره سوالاتی را ایجاد کرده است.نام محمّد از دیدگاه انجیل برنابا
مسیح بر اساس آنچه در انجیل برنابا[۱۹] نوشته شده ‌است، در پاسخ سؤال کاهنی که نام آن حضرت را پرسیده بود پاسخ داد: نام مسیا عجیب است، زیرا که خدا وقتی روان او را آفرید و او را در نور آسمانی گذاشت، برای او نامی انتخاب کرد[۲۰] خدا فرمود: صبر کن ای محمّد! زیرا می‌خواهم برای تو (و فقط برای تو) بهشت و جهان خلق کنم؛ و می‌خواهم به خاطر تو بسیاری از خلایق [گناهکار] را که می‌بخشم. حتی هر که نام تو را مبارک، مبارک می‌کنم و هر که تو را لعنت کند [و با تو دشمنی ورزد] ملعون [و دور از رحمت من] می‌شود.
و سپس فرمود:[۲۱] همانا نام مبارک او محمّد است. آن وقت همه مردم [که در اطراف یسوع بودند] با صدای بلند گفتند: ای خدا! پیامبر خود را به سوی ما بفرست. ای محمّد! خیلی زود برای خلاص جهان [از ظلم و فساد] بیا.[۲۲]خاتمیت محمد از دیدگاه انجیل برنابا
در انجیل برنابا[۲۳] در مورد خاتمیت محمد می‌گوید: (۶) و به تحقیق پیامبران همه آمدند، مگر «رسول اللّه». آن‌که زود است بعد از من بیاید، زیرا که خدا می‌خواهد که من راه او را مهیا سازم. مسیح در آیه فوق از پیامبر پس از خود با عنوان «رسول اللّه» و آخرین پیامبران یاد کرده و ایمان به رسالت آن محمد را با خاتمیت وی ملازم دانسته‌است.
در جای دیگری از این انجیل[۲۴] دربارهٔ خاتمیت محمد آمده‌است: (۷) کاهن در جواب مسیح گفت آیا پیامبران دیگر بعد از آمدن پیامبر خدا خواهند آمد؟ (۸) پس یسوع در جواب فرمود: بعد از او پیامبران راستگو که از جانب خدا فرستاده شده باشند نخواهند آمد (۹) و لیکن جمع بسیاری از پیامبران دروغگو خواهند آمد و همین است که مرا غمگین می‌سازد.[۲۵]دستنوشته‌های قدیمی
نخستین دستخط‌های این انجیل در اواخر قرن شانزدهم در دو نسخه به زبان‌های ایتالیایی و اسپانیایی کشف شد.[۲۶] البته اخیراً دولت ترکیه اعلام کرده[۲۷] نسخه ای از این انجیل به زبان آرامی را که متعلق به حدود قرن ۶ میلادی (یعنی پیش از ظهور اسلام) در ترکیه امروزی که سابقاً جزء امپراطوری بیزانس بوده کشف کرده ‌است[۲۸] که گفته می‌شود واتیکان را شکه کرده‌است و حتی پاپ بندیکت شانزدهم[۲۹] خواستار دیدن آن شده بود. اگر قدمت این انجیل در نظر گرفته شود، بسیاری از ادعاهای مسلمانان در مورد تحریف تعالیم عیسی مسیح، و بشارت به پیامبر اسلام اثبات می‌شود.[۲۹] این نسخه از انجیل، خطی و طلاکاری شده‌است که به زبان مسیح آرامی، نوشته شده و گفته می‌شود حاوی نخستین آموزه‌های عیسی است. این انجیل که برگه‌های آن از پوست حیوانات است، در سال ۲۰۰۰، همزمان با عملیات مبارزه با قاچاق، توسط پلیس ترکیه کشف و شناسایی شد. به نوشتهٔ روزنامه انگلیسی دیلی میل، دولت ترکیه، این انجیل یک‌هزار و ۵۰۰ ساله را تا سال ۲۰۱۰ نزد خود نگه داشت آن گاه آن را به موزه آنتروپولوژی آنکارا تحویل داد.[۳۰]
آرتوگرول گونای وزیر فرهنگ و گردشگری سابق ترکیه گفت: این انجیل در سال ۲۰۰۰ در جزایر دریای مدیترانه متعلق به ترکیه یافت شده‌است و یابندگان آن نیز عده‌ای از یابندگان غیرقانونی آثار باستانی بوده‌اند.[۲۹] وی همچنین گفته‌است: امکان دارد که این نسخه از انجیل، نسخهٔ اصلی باشد که کلیسای مسیحی، آن را به سبب تشابه شدید به آموزه‌های مسلمانان در خصوص مسیح پنهان کرده بود. وی افزود: واتیکان، رسماً برای دیدنِ این کتاب مقدس درخواست داد، زیرا برخی باورها بر آن است که این نسخه از انجیل می‌تواند مکمل نسخه‌های چهارگانهٔ مرقس، متی، لوقا و یوحنا باشد.[۳۰] در این انجیل مسیح بشر (نه خدا) معرفی شده‌است و آمده‌است: «مسیح کاهنی را که از او دربارهٔ جانشینش سؤال کرد خبرداد: محمد اسم مبارک اوست، از سلاله اسماعیل پدر عرب من».[۲۹]
البته اینکه گفته می‌شود تاریخ نگارش این انجیل مربوط ۱۵۰۰ سال پیش است یک ادعا هست و اما تا به حال هیچ دلیل و پژوهش علمی که قدمت آن را تأیید کند و متن آن را آشکار نماید ارائه نشده‌است[۳۱].
ضمناً مشخص نیست که اگر این ادعای دولت ترکیه صحت داشته باشد، چرا این کتاب را هیچ گاه در دسترس محققان قرار نداده است. این دست ادعاها از سمت ترکیه بی سابقه نیست و رجب طیب اردوغان، نخست وزیر ترکیه، در ادّعایی دیگر نیز در سال 2014 اعلام کرده بود که مسلمانان پیش از کریستف کلمپ آمریکا را کشف کرده اند[۳۲][۳۳]. با توجه به اینکه رجب طیب اردوغان سعی در پیروی از رویۀ دولت عثمانی و جلب توجه برای رهبری مسلمانان را دارد، این امکان هست که ادعاهای وی از جمله در خصوص انجیل برنابایی که کشف کرده، بیشتر سیاسی باشد تا تاریخی.
از اول ظهور اسلام تا قرن اخیر در میان مسلمانان، اسمی و رسمی از انجیل برنابا نبوده. چنانچه لونسدال و لوراراغ و خلیل سعادت و تعدادی دیگر از دانشمندان برجسته اروپا بدین مطلب اذعان دارند.[۳۴]شباهت‌ها به اعتقادات اسلامی
این انجیل شامل مواعظ اخلاقی و اعتقادی می‌شود که شباهت زیادی به تعلیمات اسلامی دارد. تعداد کمی از این شباهت‌های عمده آورده می‌شود:مسیح پسر خدا نیست[۳۵]مسیح مصلوب نشده‌است[۳۶]ملغی نشدن هیچکدام از بخش های شریعت، از جمله ختنۀ مردان[۳۵]پیشگویی پیامبر اسلام[۳۷]انتقاداتعدم پیشینه تاریخی در مباحثات مسلمانان
در مباحثات مسلمانان و مسیحیان قبل از قرن ۱۵ میلادی هیچ نامی از این کتاب نیامده‌است.[۳۸] نویسندگان و مورخان و فلاسفه مسلمانی نظیر فارابی (وفات ۹۵۰ م)، مسعودی (وفات ۹۵۶ م)، قندی (وفات ۹۶۱ م)، ابن حزم (وفات ۱۰۶۳ م)، غزالی (وفات ۱۱۱۱ م)، ابوالعباس العارف (وفات ۱۱۴۱ م)، ابن رشد (وفات ۱۱۹۸ م)، محی‌الدین ابن العربی (وفات ۱۲۴۰ م) و ابن خلدون (وفات ۱۴۰۶ م) هرگز این انجیل را به‌عنوان شاهدی علیه اعتقادات مسیحیت ارائه نداده‌اند.[۳۹]مسیح در انجیل برنابا
در این کتاب می‌خوانیم:
آن وقت یسوع (عیسی) فرمود: وقتی که رسول‌الله بیاید، پس از نسل که خواهد بود؟ شاگردان جواب دادند: از داوود… تصدیق کنید مرا؛ زیرا به شما راستی می‌گویم به درستی که عهد بسته شده‌است با اسماعیل نه با اسحاق.[۴۰]
پس اعتراف نمود یسوع و فرمود: براستی و درستی که من مسیا نیستم.[۴۱]
در کل، این کتاب صریحاً اعلام می‌کند که عیسی، "مسیا" نیست[۴۲] ،مسیا ظاهراً ترجمهٔ واژه عبری «ماشیح» می‌باشد و شخصی از نسل اسماعیل، (محمد بن عبدالله خواهد بود.
با این حال در بخش‌های اولیهٔ این کتاب می‌بینیم که از عیسی با عنوان «مسیح» یاد شده:
پیغمبر تازه‌ای که فرستادهٔ خداست بسوی جهان، بر حسب روایت برنابا فرستادهٔ او. برنابا، فرستادهٔ یسوع ناصری مسمی به مسیح آرزو می‌کند از برای همهٔ ساکنین زمین اسلام تسلیه را. ای عزیز! به درستی که خدای بزرگ عجیب تفقد نموده‌است ما را در این روزهای پسین به پیغمبر خود یسوع مسیح، به رحمت بزرگ از برای تعلیم؛ و آیاتی که گرفته‌است آن‌ها را شیطان وسیلهٔ گمراه نمودن بسیاری را به دعوی پرهیزگاری، (۴) که بشارت دهندگانند به تعلیمی که سخت کفر است خوانندگان مسیح را پسرخدای.[۴۳]
برخی معتقدند نویسندهٔ این انجیل تشخیص نمی‌دهد که دو واژهٔ مسیح (که برای عیسی به کار برده شده) و مسایا (که برای موعودی از نسل اسماعیل به کار برده شده) هر دو ترجمهٔ کلمهٔ کریستوس بوده و به معنای مسح شده می‌باشند.[۴۴][۴۵][۴۶] قابل ذکر است، در طومارهای دریای مرده که اخیراً در نزدیکی دریای مرده کشف شده‌اند و به قرن اول تا سوم قبل میلاد تعلق دارد، نیز به دو مسیح، و نه تنها یک مسیح، که در آخرالزمان ظهور خواهند کرد اشاره شده‌است.[۴۷] با این حال نکته‌ای که در انجیل برنابا موجود می‌باشد، این است که که مسیا (ترجمهٔ عبری مسیح) بودن مسیح انکار شده و در بخشی دیگر بر مسیح بودن وی تأکید شده که این مسئله، موضوع را فرضیهٔ «باور اسین‌ها (اهالی قمران) به ۲ مسیح» جدا می‌سازد.نقل قول‌هایی از دانته در انجیل برنابا
دانته، یکی از مشهورترین نویسندگان ایتالیا، در دوره بونیفاس هشتم می‌زیست. او نوشتن «کمدی الهی» معروف خود را در سال ۱۳۰۰م. آغاز کرد.[۴۸] برخی محققین بر این باورند که نویسندهٔ انجیل برنابا نقل قول‌هایی از دانته را به مسیح نسبت داده[۴۸][۴۹] برای مثال، عبارت مورد استفادهٔ دانته، «خدایان دروغین و دروغگو»[۵۰] چندین بار در این انجیل استفاده شد.[۵۱][۵۲] همچنین توصیفات جهنم در انجیل برنابا[۵۳] به گونهٔ چشمگیری شباهت به توصیفات دانته پیرامون برزخ و جهنم دارد[۵۴] در این انجیل می‌خوانیم که نه آسمان وجود دارند و بهشت از تمام این آسمان‌ها بزرگتر است.[۵۵] که این باز ما را به یاد آثار دانته می‌اندازد.[۴۸][۴۹] البته سردار کابلی در مقدمه ترجمه فارسی انجیل برنابا، چنین مطلبی را رد کرده و گفته‌است که چون برنابا قبل از دانته می‌زیسته، بنابراین به نظر می‌رسد که نقل قول دانته از برنابا منطقی تر باشد.[۵۶] البته این امر بعید است زیر انجیل برنابا بعدها کشف شد و دانته و هم زمانان او از ان اطلاعی نداشتند و دانته در آثار خود به ان اشاره ای نکرده‌است که به بخواهد از ان نقل قول کند
اشتباه جغرافیایی
یسوع بسوی دریای جلیل رفت و در کشتی نشست. سفر کنان بسوی شهر خود ناصره. ۱
چون کشتی به شهر ناصره رسید، ملاحان در شهر نشر دادند همه آنچه را که یسوع کرده بود. ۹
یسوع بر شد به کفرناحوم و نزدیک شهر شد. ۱
برنابا۲۰: ۱، ۹ ۲۱: ۱
اما شاید نویسندۀ انجیل برنابا نمی‌دانست که ناصره شهری نبود که ساکنین آن به حرفه ماهیگیری بپردازند. شهر ناصره ۱۴ مایل با دریای جلیل فاصله داشته و در کوهپایه برقرار بود. در عوض کفرناحوم، شهری که مسیح به آن وارد شد، شهری بود که شهروندان آن به ماهیگیری مشغول بودند. این دو، کفرناحوم و ناصره شهرهایی بودند که عیسی به همراه شاگردانش مرتب ملاقات می‌کردند؛ بنابراین هر کسی که با مسیح همراه بود و با او آشنا بود، مطمئناً با این دو شهر آشنایی داشت. اما از نوشته‌های این کتاب اینگونه بر می‌آید که نویسنده آن که ادعای رسالت مسیح را می‌کند، چندان به موقعیت جغرافیایی این شهرها واقف نیست.[۳۱]تناقض درون متنیدر کتاب انجیل برنابا از قول عیسی مسیح در مورد راز مصلوب شدنش نوشته شده "«این باقی خواهد بود تا بیاید محمّد پیغمبر خدای، آن که چون بیاید این فریب را کشف خواهد فرمود بر کسانی که به شریعت خدای ایمان دارند.»"[۵۷] به این معنی که تا زمان آمدن محمد، اینکه عیسی مسیح مصلوب نشد، پنهان و به صورت راز باقی خواهد ماند و محمّد این راز را آشکار خواهد کرد. در حالی که نویسندۀ کتاب "انجیل برنابا" که ادّعا می کند برنابای مذکور در کتاب اعمال رسولان در کتاب مقدس مسیحی است، خود (آن طور که ادعا می کند[۵۸])، به دستور عیسی این کتاب را نوشته. از آنجا که عمر معمول افراد معمولاً بیش از 100 سال نمی شود و از طرفی برنابا حداقل باید در زمان این اتفاقات 20 سال داشته باشد، پس او نهایتاً در سال 100 میلادی فوت کرده بود (که البته بر اساس روایات کلیسایی اینطور نبوده)، در نتیجه کتاب "انجیل برنابا" آن طور که نویسندۀ آن ادعا می کند، باید تا اواخر قرن اول میلادی نوشته شده باشد، که این یعنی 5 قبل از اسلام (!) و این با متن کتاب در تناقض است که راز مصلوب نشدن عیسی "پنهان خواهد ماند، تا زمان محمّد آشکار کند".در فصل آخر این کتاب[۵۹] نوشته شده که عده ای اَشرار و مُدّعی، در مورد عیسی مسیح خبرهای جعلی پخش کردند، اما سوالی که پیش می آید، این است که قاعدتاً همان طور که این اشرار پیام نادرست را پخش می کردند، قاعدتاً افراد غیر شر نیز در مورد عیسی مسیح تبلیغ کرده اند، از جمله در این مورد که عیسی مسیح مصلوب نشده، حال آنکه بر اساس مستندات تاریخی می دانیم که هیچ دسته ای از مسیحیان بر این باور نبوده که عیسی مسیح مصلوب نشده، بلکه مسئلۀ مصلوب شدن مسیح و برخاستن او از مرگ، همواره برای مسیحیان تداعی گر زندگی پس از مرگ بوده که باعث می شد آزار و اذیت های حکومتی روم را تحمل کنند. شواهد این باور مسیحیان به مرگ و برخاستن از مرگ که الهام گرفته از مصلوب شدن و رستاخیز عیسی مسیح بود، برای مثال در گورستان معروف زیر زمینی شهر رُم کاملاً مشهود است.آیا انجیل برنابا از کتاب مقدس مسیحیان حذف شد؟
برنابا جزو مسیحیان اولیه بود و جزو شخصیت های مهم در مسیحیت است و سفرهای او و پولس برای تبلیغ مسیحیت، در کتاب اعمال رسولان ذکر شده. در نتیجه برنابا یکی از پدران کلیسای مسیحی به حساب آمده و در کنار سایر چهره های مهم مسیحیت در تمام کلیساها مورد احترام است. اما اینکه آیا انجیل برنابا را واقعاً برنابا، مسیحی قرن اول میلادی نوشته یا شخص دیگری این کتاب را نوشته و به برنابا نسبت داده، موضوعی است که این بخش سعی دارد به آن بپردازد. از نظر نسخه شناسی، نظر غالب بر این است که انجیل برنابا اثری است مربوط به قرن 14 یا اوایل قرن 15 میلادی[۶۰][۶۱][۶۲][۶۳][۶۴][۶۵]. دکتر شبیر علی نیز که یک مبلغ مسلمان است، در اعتبار این انجیل تردید دارد و به اعتبار آن اصراری ندارد[۶۶].
برخی از منابع اسلامی این ادعا را مطرح کرده اند که انجیل برنابا در مسیحیت نخستین وجود داشته، اما بعداً به خاطر بشارت به نبوت محمد و اسلام، توسط مسیحیان ممنوع و کنار گذاشته شد. اخیراً کتاب هایی در شهر کراچی در پاکستان به انتشارات دانشگاه عایشه باوانی منتشر شده است که در اعتبار دهی به این کتاب، یعنی انجیل برنابا کوشش نموده اند[۶۷] .عطاء الرحیم، نویسندۀ مسلمان و مدافع انجیل برنابا در کتاب خود به نام عیسی پیامبری از اسلام می نویسد[۶۸]: "انجیل برنابا به عنوان یک انجیل رسمی تا سال 325 میلادی در کلیساهای اسکندریه (واقع در مصر امروزی) خوانده می شده است.[۶۹]" عطاءالرحیم در ادامه ادعا می کند : "انجیل برنابا تا قرن دوم میلادی در بین مسیحیان خوانده می شده و ایرنائوس در مخالفت با تعالیم پولس به دفعات زیاد به انجیل برنابا اشاره می کند"[۷۰]. این ادعای بسیار غریبی است، زیرا ایرنائوس (200 - 130 میلادی) شخصیت شناخته شده ای است و ترجمۀ تمامی کتاب ها و نامه هایی که نوشته در دسترس است و می دانیم که او اولاً هیچگاه با پولس یا سایر شاگردان مسیح مخالفت نکرده، بلکه در کتاب خود به نام علیه بدعت ها از پولس به عنوان رسول عیسی مسیح یاد می کند[۷۱]؛ دوماً ایرنائوس در هیچ کدام از کتاب های خود هیچ اشاره ای به کتابی به نام انجیل برنابا نمی کند و هیچ نقل قولی نیز از این کتاب ندارد! در مقابل اما عطاءالرحیم سند و مدرک تاریخی ای برای ادعاهای خود ارائه نمی دهد.
در مجموع 3 اثر به برنابا منسوب می شود[۷۲]:رساله برنابا(نگاشته شده بین سال های 135 - 70 میلادی[۷۳])اعمال برنابا (نگاشته شده احتمالاً در قرن پنچم میلادی[۷۴])انجیل برنابا (قرن 14 یا 15 میلادی[۷۵])
نکتۀ شایان ذکر این است، که در ترجمۀ منابع انگلیسی زبان به فارسی، گاهی واژۀ رساله، با واژۀ انجیل اشتباه گرفته می شود، که این نکته برای خواننده گمراه کننده می باشد. رسالۀ برنابا و انجیل برنابا دو کتاب به کلی متفاوت هستند. انجیل برنابا کتابی است که امروزه مورد توجه برخی از مسلمانان از جمله نویسندگانی چون عطاءالرحیم است، در حالی که رسالۀ برنابا کتابی قدیمی و مربوط به قرون اولیۀ مسیحی است و محتوایی کاملاً متفاوت با انجیل برنابا"دارد. در رسالۀ برنابا در مورد تصلیب و رستاخیز مسیح از مردگان و سایر آموزه هایی که شباهت های زیادی با کتب مقدس مسیحی (کتب عهد جدید)دارند، سخن به میان آمده و از این جهت با انجیل برنابا که هدف آن بیشتر تایید اسلام است، به کلی متفاوت می باشد[۷۶]. این نکته به این دلیل حائز اهمیت است که پیش تر گفته شد که عطاءالرحیم، نویسندۀ مدافع انجیل برنابا در کتاب خود می نویسد که انجیل برنابا در قرون اولیۀ میلادی بسیار مورد استفاده مسیحیان بوده است، در حالی که او در واقع به "رسالۀ برنابا" اشاره می کند و واژه های رساله و انجیل را با هم جابجا می کند[۷۷] و ایرنائوس در نوشته های خود به رسالۀ برنابا اشاره کرده است و از آن نقل قول کرده، نه به انجیل برنابا. اما آیا انجیل برنابا که اکنون در دسترس ماست، آن طور که عطاءالرحیم ادعا می کند، توسط کلیسا در قرن چهارم ممنوع شد؟
رسالۀ برنابا فارغ از اینکه جزو کتاب مقدس باید حساب می شد یا خیر، برای مسیحیان قرون اول میلادی شناخته شده بود و همانطور که پیش تر اشاره شد، ایرنائوس این رساله را می شناخته. در مقابل، قدیمی ترین اشاره به کتابی با نام "انجیل برنابا" در متن گلاسیانوم (مربوط به قرن پنجم میلادی) است و در زمان پاپ گلاسیوس نگاشته شده (نسخۀ اصلی این متن در دست نیست، یک نسخه بردار در قرن ششم میلادی این متن را بازسازی کرده[۷۸]). در نسخۀ بازسازی شدۀ متن گلاسیانوم، نام انجیل برنابا در بین کتاب هایی به چشم می خورد که جزو لیست کتاب های رسمی عهد جدید به حساب نمی آیند، هرچند هیچ اثری یا اشاره ای به محتوای آن وچود ندارد، دو احتمال برای انجیل برنابای مذکور در این لیست وجود دارد:اکثر محققان باور دارند که کتاب انجیل برنابای مذکور در این لیست، در واقع یک اشتباه نگارشی است، و منظور در واقع همان رسالۀ برنابا است که بسیار هم شناخته شده بود[۷۹]. زیرا تنها باری که از برنابا در این لیست اسمی به میان آمده، در همینجاست، پس بسیار محتمل است که می بایست منظور همان کتاب شناخته شدۀ برنابا یعنی رسالۀ برنابا بوده باشد که اشتباهاً، به جای واژۀ رساله، واژۀ انجیل استفاده شده است.احتمال دوم اینکه نسخه برداری که متن گلاسیانوم را در قرن ششم کپی برداری (بازسازی) کرده، واژۀ رساله را اشتباهاً با واژۀ انجیل جایگزین کرده.
می دانیم که پس از پایان یافتن دوران تعقیب شکنجۀ مسیحیان در روم باستان از حدود سال 70 میلادی (ویرانی معبد اورشلیم، در زمان امپراتوری نرون در روم) تا حدود سال 311 میلادی (زمان امپراتوری گالریوس در روم) که تعقیب و شکنجه و کشتار مسیحیان بعد از حدود 3 قرن پایان یافت[۸۰]، مسیحیان برای نخستین بار امکان این را یافتند تا بتوانند بدون مشکلات حکومتی، در مورد بدعت ها و یا اعتقادات اصیل دین خود تصمیم گیری کنند. در نهایت در چندین شورای متفاوت، دیدگاه های مختلف خود را به بحث گذاشته و در مورد آن تصمیمی رسمی بگیرند. از جملۀ این تصمیمات، اعلام رسمی لیست قطعی در مورد کتبی بود که به کتاب مقدس مسیحی تعلق داشت یا نداشت. لازم به ذکر است، که بر اساس مستندات تاریخی می دانیم که بسیاری از این کتب که در لیست کتاب مقدس جای داده شدند، از قرن اول در بین مسیحیان خوانده می شدند و مورد استفاده بوده اند، اما از آنجا که اجتماع های کوچک و بزرگ مسیحی به دلیل فشار های سیاسی و حکومتی از سوی امپراتوری روم، امکان ارتباط چامع و کامل با یکدیگر را نداشته اند[۸۱]، در نتیجه گاهی کتابی در محلی (برای مثال در مصر امروزی) شناخته شده بود، که در یونان یا رم (پایتخت روم) در اختیار نبود. در نهایت در چندین شورا، مسیحیان در مورد لیست کتاب مقدس مسیحی تصمیم رسمی گرفتند و 27 کتاب کنونی را در لیست کتاب مقدس (عهد جدید) جای داده و کتاب هایی را به عنوان غیر مقدس اعلام کردند. برخی از کتاب هایی که در این شوراها جعلی تشخیص داده شدند به ترتیب زیر هستند[۸۲]:کتاب یوبیلرسالۀ برنابارسالۀ شبان هرماسنامۀ پولس به لائودیکیهاعمال پولس (نگاشته شده در حدود سال 160 میلادی)رسالۀ اول کلمنترسالۀ دوم کلمنتتعالیم پطرسمکاسفۀ پطرسانجیل منتسب به مصریان ، نگارش بین سال های 120 تا 150 بعد از میلاد[۸۳]انجیل منتسب به عبرانیان نگارش بین سال های 100 تا 150 میلادی[۸۴]دیداخهانجیل توماس ، در مورد تاریخ نگارش دیدگاه ها بسیار متفاوت هستند، در خوش بینانه ترین حالت این انجیل در قرن اول میلادی و در بدبینانه ترین حالت، در اواخر قرن دوم میلادی (بین سال های 150 تا 200 میلادی)[۸۵]انجیل یهودا اسخریوطی (شاگردی که به عیسی خیانت کرد)، نگارش در اواخر قرن دوم (180 تا 200 بعد از میلاد)انجیل مریم مجدلیه، نگارش در حدود سال 160 بعد از میلاد[۸۶]
معیارهایی که تصمیم در مورد اینکه کدام کتاب ها به کتاب مقدس تعلق دارند یا ندارند، بر اساس 4 معیار صورت گرفته که به صورت تاریخی مستند است[۸۷]:انتساب آن به یکی از حواریون مسیح یا شاگردِ نزدیکِ یکی از حواریون مسیحمورد استفاده بودن در بین مسیحیان قزن اولمحتوای آموزه های کتب، باید با تعالیمی که سینه به سینه نقل شده بود، مطابقت می داشتاینکه متن کتاب، ادعا بر وحیانی بودن خود داشته باشد
نکتۀ قابل ذکر این است که تصمیم گیری در مورد لیست کتب مورد تایید در کتاب مقدس، هیچگاه موضوعی جنجالی نبود و هیچگاه سندی از بالا گرفتن اختلاف و مشاجره بر سر تصمیم در مورد کتب مقدس و جعلی بین مسیحیان نبوده[۸۸]، زیرا کتب تایید شدۀ مسیحی (27 کتاب موجود در کتاب عهدجدید، شامل 4 انجیل متی و مرقس و لوقا و یوحنا موجود در کتاب مقدس مسیحیان) از همان قرن اول میلادی برای اکثر مسیحیان شناخته شده و مورد استفاده بود و این شوراها، به آن کتب رسمیت می بخشید. در مقابل اما، بحث ها و مباحثات و تکفیر ها بر سر نحوۀ تفسیر این کتاب ها وجود داشته. یک مورد معروف، اختلاف بین آریوس و پیروانش با سایر مسیحیان بود، که بر سر ماهیت عیسی مسیح بود. آریوس عیسی مسیح را مخلوق خدا می دانست، که خدا او را به فرزندی پذیرفت[۸۹][۹۰]، اما سایر مسیحیان معتقد بودند عیسی همواره هم ذات با خدا بوده، در کنار اینکه او یک انسان بود، خانۀ خدا هم بود، بنابراین روح ساکن در او، روح خود خدا بود. گذشته از این ها، هرچند آریوس و طرفدارانش و سایر مسیحیان، یکدیگر را تکفیر کردند، اما هیچگاه در مورد خود کتب مقدس اختلافی نداشتند.
با در نظر گرفتن موارد ذکر شده، در نهایت برخی محققان بر این باورند که کتاب انجیل برنابا در یک فضای اسلامی و جهت پُر کردن فاصلۀ بین کتاب مقدس و قرآن نوشته شده است[۹۱][۹۲]. به طوری که نویسندۀ مسلمان در کتاب خود می نویسد[۹۳]: "در خصوص انجیل برنابا، هیچ جای تردیدی نیست که یک اثر جعلی مربوط قرون وسطی است. یک نسخۀ کامل به زبان ایتالیایی از آن وجود دارد، که ظاهراً ترجمه ای از نسخه ای به زبان اسپانیایی است و برای تشویق مسلمانان عصر خود نوشته شده. این کتاب با اصول اسلام نیز در تضاد است، زیرا پیامبر (محمد) را مسیح می نامد. سبک و سیاق این کتاب و نویسندۀ آن در خصوص کتاب مقدس مسیحی، مانند سبک و سیاق نوشته های بهاءالله (بنیان گذار دین بهائیت) است در مورد قرآن".دیدگاه مسلمانان
این انجیل اگر چه نسبت به انجیل‌های رسمی مطابقاتی خیلی بیشتر با منابع اسلامی دارد ولی به‌طور صددرصد با منابع اسلامی سازگار نیست برای نمونه در فصل سوم آمده‌است مسیح بدون درد زاده شده‌است[۹۴] در حالی که در قرآن سوره مریم صحبت از درد زایمان مریم است[۹۵] از این رو برخی از مسلمانان آن را به صورت کامل نپذیرفته‌اند.
البته عده‌ای دیگر به شدت به خاطر متن خاص آن و انطباق بسیار زیاد آن با تعلیمات اسلامی و دلایل دیگر از اصل بودن این انجیل دفاع کرده‌اند، از جمله علمای شیعه، محمد صادقی تهرانی[۹۶] و محمد تقی بهجت[۹۷] و در علمای مصری مثل رشید رضا یا سید عبد العلی موودی عالم پاکستانی و معتقدند که تغییرات تاریخی کمتری نسبت به اناجیل رسمی مسیحیت در مورد این انجیل اتفاق افتاده‌است.[۹۸]
سید محمدحسین حسینی طهرانی در کتاب معادشناسی به مقام شفاعت پیامبر که در این انجیل اشاره شده‌است ارجاع می‌دهد و در کتاب نور ملکوت قرآن مفصل راجع به این انجیل صحبت می‌کند و می‌گوید: «مرحوم قاضی، استاد علّامه آیت‌الله طباطبائی رضوان الله علیهما بدین انجیل عنایت داشته‌است، و خواندن آن را به شاگردان سلوکی و عرفانی خود توصیه می‌نموده‌است»[۹۹][۱۰۰]
آیت الله محمد تقی بهجت در مورد این انجیل می‌گوید:
انجیل برنابا با اناجیل اربعه مخالف است. جهات عجیبه و شواهد صدقی در آن است که خدا می‌داند چقدر به اسلام نزدیک است از جمله تحریم لحم خنزیر… بله دو سه جایی یادم می‌آید که این (کتاب) با اسلام مخالفت دارد. فقط چیزی که هست این است که این دو سه جا هم داخل در انجیل برنابا شده‌است… اما مخالفت‌های صریحی با دیگر اناجیل دارد که سبب شده بگویند این انجیل مجعول است با آنکه هر کسی که این انجیل را ببیند یقین پیدا می‌کند که (قسمت) زیادش همان بیانات خود حضرت عیسی (ع) است… اگرچه الفاظ آن شبیه قرآن نیست، نه در معانی و نه در الفاظ اما خیلی شبیه به روایات عالی ما است… من انجیل برنابا را به زبان گرجی دیده‌ام که روی پارچه بوده و جلدش هم چرم نبود بلکه تخته (= چوب) بود. آقای مرعشی نجفی آن را به آقا طباطبایی داد و گفت این چند سال قدمت دارد؟ آقا طباطبایی گفت: حدس می‌زنم پانصد سال! که الآن هم پنجاه سال از آن تاریخ می‌گذرد. آقا مرعشی گفت: این را نگه داشته‌ایم تا اگر کسی را یافتیم که به زبان گرجی وارد بود آن را به فارسی یا عربی ترجمه کند؛ که هر چه قدیمی تر باشد به صحت و درستی نزدیکتر است…[۱۰۱]
همچنین آیت‌الله محمد صادقی تهرانی در مورد انجیل برنابا می‌گوید:
جرم انجیل برنابا مخالفت شدید آن با تعالیم پولس است. این انجیل بر خلاف سایر اناجیل موضوع صلیب (به دار آویختن) مسیح را شدیداً انکار و آن را زشت‌ترین نسبت ناروا به وی می‌داند. عنوان تثلیث را از میان می‌برد و توحید حقیقی الهی را اثبات می‌کند. برخلاف پولس که شریعت عمل را نسخ کرد، تنها راه سعادت را داشتن توامان عقیده و عمل پاک می‌داند. وی با پولس که نجات امت را تنها مرهون محبت مسیح و اعتقاد به تثلیث می‌داند و به نام دین، مسیحیان را در انجام هرگونه عمل منافی عفت آزاد گذاشت (و به همین سبب در مدت کمی پیروان بسیاری پیدا کرد)، مخالف است. پس از اسلام جرم دیگری نیز بر آن افزوده شد و آن بشارات صریح و مکرر آن در مورد طلوع نور قدسی محمّدی است. همه این‌ها سبب شد تا استفاده از این انجیل در بین مسیحیان متروک شود.[۱۰۲][پیوند مرده][55][55]
لازم است ذکر شود برخی محققان غربیِ معتقد به جعل نیز به خاطر ویژگی‌های متن حتی اذعان دارند که این متن یک جعل فی البداهه در قرن ۱۴–۱۶ نیست بلکه معتقدند که منابع اولیه‌ای از فرقه‌های غیررسمی در اختیار جاعل بوده‌است.[۱۰۳][۱۰۴][۱۰۵][۱۰۶] در حالی که مسلمانان مدافع این انجیل متن آن را مربوط به برنابای واقعی می‌دانند که تغییراتی در اثر نسخه برداری و ترجمه و … در طول تاریخ بر آن اتفاق افتاده‌است.ترجمه‌های فارسی انجیل برنابا                                                                                       
انجیل برنابا در ایران توسط چهار مترجم ترجمه شده‌است، اولین ترجمه مربوط به علّامه حیدرقلی سردار کابلی از روی متن‌های عربی و انگلیسی است، ترجمه دوم از مرتضی فهیم کرمانی، و ترجمه سوم (ترجمه جدید) از سعید کریم پور است (چاپ اول: ۱۳۹۳؛ چاپ دوم با ویرایش: ۱۳۹۵). ترجمه چهارم، از امیررضالبافی (۱۳۹۸) است. نسخه ترجمه شده توسط سردار کابلی به خاطر نثر قدیمی که دارد، بخش‌هایی از آن سخت فهم است، در مقابل با وجود این که ترجمه فهیم کرمانی یک زبان واسطه دیگر (عربی) را گذرانده و اشکالاتی در آن به چشم می‌خورد اما با این حال ترجمه‌ای روان و امروزی است. فهیم کرمانی ترجمه این کتاب را به درخواست سید محمود طالقانی در زندان قصر انجام داده‌است. آیت‌الله طالقانی، دکتر خلیل سعادت (محقق مسیحی و مترجم انجیل برنابا به عربی)، سید محمد رشید رضا، سردار کابلی و جمشید غلامی نهاد برای این کتاب مقدمه نوشته‌اند.
سومین ترجمه فارسی انجیل برنابا، از سعید کریم پور است که مستقیماً از روی ترجمه انگلیسی نسخه ایتالیایی و تطبیق آن با دو متن اصلی ایتالیایی و اسپانیایی انجام گرفته‌است. ترجمه فارسی کریم پور اولین و تنها ترجمه فارسی انجیل برناباست که مقدمه‌ای مبتنی بر جعلی بودن این انجیل بر آن نوشته شده‌است. این ترجمه را پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در سال ۱۳۹۳ منتشر کرده و در سال ۱۳۹۵ به چاپ دوم رسیده‌است.
ناشران انجیل برنابا:نشر المعی (سردار کابلی)نشر نیایش (سردار کابلی)نشر صحیفه خرد (مرتضی فهیم کرمانی)پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی (سعید کریم پور)[۱]انتشارات آریا دانش (امیررضالبافی)[۱۰۷]

انجیل برنابا: با ترجمه روان و شرح و تعلیق - کتابخانه دیجیتال (بازار کتاب)  قائمیه

 

انجیل برنابا وشرح دوزخ وبهشت قیامت

درکتاب انجیل برنابا عیسی ع یسوع نامیده شده است


فصل پنجاه و يكم

(1)پس از آنكه يسوع براي پروردگار نماز گزارد،شاگردانش بسوي او آمدند و گفتند:اي معلم! دوست داريم كه دو چيز را بشناسيم.(2)يكي اينكه چگونه با شيطان سخن كردي؟با اينكه تو مىگوئي كه او توبه كار نيست.(3)ديگر اينكه چگونه خداي مىآيد تا كيفر دهد در روز جزا؟(4) يسوع فرمود: ((حق مىگويم شما را؛بدرستي كه من مهربان شدم بر شيطان چون دانستم افتادن او را.(5)نيز مهربان شدم بر جنس بشري كه او را مىفريبد تا گناه كند.(6)از اين رو نماز گزاردم و روزه گرفتم از براي خداي كه با واسطه ي فرشته خود جبرئيل به من عطا فرمود: (7)چه طلب مىكني اي يسوع!و مطلب تو چيست؟(8)جواب دادم:اي پروردگار!تو مىداني كدام بدي است كه شيطان سبب آن بود و اينكه بواسطه ي فريب او بسياري هلاك مىشوند.(9)او آفريده شده ي توست اي پروردگار!(10)پس به او رحم كن اي پروردگار!(11)خداي فرمود:اي يسوع!ببين كه همانا من از او مىگذرم.(12)پس او را وابدار بر اينكه فقط بگويد اي پروردگار من!هرآينه بتحقيق خطا كردم؛پس به من رحم كن.(13)در اين صورت از او گذشت خواهم كرد و خواهم برگردانيد او را به حال اولش.)) (14) يسوع فرمود: ((چون اين را بشنيدم بسي خوشحال شدم، در حالتي يقين كننده بودم به اينكه من اين صلح را به جا آورده ام.(15)لهذا شيطان را خواندم؛ پس آمده،گفت:چه بايدبكنم ازبراي تواي يسوع!(16)جواب دادم:بدرستي كه تو خودخواهي كردي اي شيطان!(17)من خدمت تو را دوست ندارم.(18)جز اين نيست كه تو را خواندم،براي آنچه كه صلاح تو در آن است.(19)شيطان جواب داد:هرگاه تو خدمت مرا دوست نداشته باشي،پس بدرستي كه من دوست ندارم خدمت تو را؛زيرا من شريف ترم از تو.(20)پس تو نيستي لايق اينكه مرا خدمت كني.توئي كسي كه او گِل است،اما من روحم.(21)پس گفتم:اين سخنان را بگذاريم. بگو به من مگر خوب نيست اينكه برگردي به جمال اوّل و حال اوّل خود؟(22)تو مىداني اينكه فرشته ميخائيل زود است بزند تو را در روز بازخواست به شمشير خداي،صدهزار ضربت.(23) آنگاه زود است برسد تو را از هر ضربتي عذاب ده دوزخ.(24)شيطان جواب داد:زود است ببينم در آن روز كه كدام ما بيشتر است در كار.(25) پس بدرستي كه زود است مرا باشد در آن روز ياوران بسياري از فرشتگان و ازسخت ترين بت پرستان در توانائي،آنانكه خداي را مضطرب سازند. (26)زود است خداي بداند خطاي بزرگي را مرتكب شده به راندن من از براي گِل ناپاكي.(27) آن وقت گفتم:اي شيطان!بدرستي كه تو ضعيف العقل هستي و نمىداني آنچه را كه مىگوئي.(28) پس آن وقت شيطان سخريه كنان سر خود را جنبانيد و گفت: حالا بيا و اين مصالحه را ميان من و خداي تمام كن.(29)بگو تو اي يسوع! چه واجب است بر من؛ زيرا تو درست دانشي. (30) جواب دادم: واجب است تكلم به دو كلمه فقط.(31) شيطان پرسيد آن دو كلمه چيست؟(32) جواب دادم: آن دو اين است كه بگوئي گناه كردم؛ پس به من رحم كن. (33) شيطان گفت: بدرستي كه من با خوشي اين مصالحه را قبول مىكنم،هرگاه اين دو كلمه را خداي به من بگويد. (34)پس گفتم:باز شو از من اي رانده شده.(35)زيرا توئي گناهكار پديد آورنده ي هرستم و گناه. (36)ليكن خداي است دادگر منزّه از گناهان.(37)پس شيطان با ولوله باز شد و گفت:بدرستي كه امر چنين نيست اي يسوع!ليكن تو دروغ مىگوئي تا خشنود سازي خداي را.))(38)آنگاه يسوع فرمود به شاگردانش: ((حالا ببينيد كه چگونه خواهد يافت رحمتي را.))(39)شاگردان جواب دادند:هرگز نيابد،اي پروردگار!زيرا او ناتوبه كار است.(40)امّا حالا پس به ما خبر ده از بازخواست خداي.فصل پنجاه ودوم(1)يسوع فرمود: ((حق مىگويم به شما؛ بدرستي كه روز بازخواست خداي زود است بشود سهمناك،به اندازه اي كه افتادگان تفضيل مىدهند ده دوزخ را بر اينكه بشنوند كلامِ خداي را كه سخن مىكند با ايشان با غضب شديد.(2)آنانكه زود است شهادت دهد بر ايشان همه ي مخلوقات.(3)حق مىگويم به شما؛نيستند افتادگان تنها كساني كه ايشان مىترسند؛بلكه قدّيسان و اصفياي خداي نيز چنين هستند.(4)حتي اينكه ابراهيم به خوبي خود وثوق ندارد.(5)ايوب را نيز وثوقي به پاكي خود نباشد.(6)چه بگويم؟(7)بلكه بدرستي كه رسول الله هم خواهيد ترسيد.(8) زيرا زود است بجهت اظهار بزرگواري خود برهنه نمايد رسول خداي را از نيروي ياد آور.(9)ياد نيادش كه چگونه هر چيزي را به او عطا فرموده.(10) حق مىگويم به شما؛ در حالتي كه سخن كننده ام از دل.بدرستي كه من تن لرزه مىگيرم؛زيرا جهان زود است مرا خداي بخواند.(11)بر من است كه پيش كنم از براي اين حساب را.(12)سوگند به هستي خداي كه روانم در حضور وي ايستاده است،بدرستي كه من مردي هستم نابود شونده،مثل باقي مردم.(13)اگرچه مرا بر پا داشته است خداي به پيغمبري بر خانه ي اسرائيل از براي بهبودي ناتوانان و اصلاح گناه كاران؛ ليكن خود خدمتگذار خدايم.(14)شما ب راين گواهانيد كه چگونه من انكار مىنمايم براين بدكاراني كه بعد از درگذشتن من از جهان،زود باشد كه باطل سازند حق انجيل مرا به عمل شيطان.(15) ليكن زود است كه نزديك به انجام جهان برگردم.(16)زود باشد كه خنوخ و ايليا با من بيايند. (17)آنگاه شهادت بدهيم بر بدكاراني كه زود است لعنت كرده شده باشد آخرت ايشان.))(18) پس از آنكه يسوع چنين تكلم فرمود، اشك ها را سرازير نمود.(19) پس شاگردانش به آواز بلند گريستند و آواز هاي خود را بلند نموده، گفتند: گذشت فرما اي پروردگار! و به خدمتگذار پاك دامن خود رحم كن.(20)پس يسوع جواب داد: ((آمين،آمين!))فصل پنجاه و سوم(1)آنگاه يسوع فرمود: ((پيش از آنكه آن روز بيايد،زود باشد كه فرود آيد به جهان تباهي بزرگي.(2)زود باشد كه درگيرد كارزار خونريز خورد كننده.(3)پس پدر پسر را مىكشد. (4)پسر پدر را مىكشد،بسبب گمراهي هاي طوايف.(5)ازاين جهت منقرض خواهد شد شهرها و بلاد تهي خواهند شد.(6)وباهاي مهلك رخ دهد تا اينكه چنان شود كه يافت نشود كسي كه مردگان را به گورستان ها ببرد؛بلكه گذارده شوند براي طعمه ي حيوانات.(7)زود باشدكه بفرستد خداي گرسنگي را بر آنانكه بمانند بر زمين؛پس بشود نان در قيمت،زيادتر از طلا.(8)پس بخورند همه انواع چيزهاي ناپاك را.(9)واي بربدبختي آن قرن،كه نزديك مىشود شنيده نشود از كسي كه بگويد:گناه كردم پس به من رحم كن اي خداي.(10)بلكه با آوازهاي سهمناك كفر مىكنند بر خداي بزرگوار فرخنده تا ابد.(11)پس وقتي كه آغاز نمود آن روز به نزديك شدن،هر روز علامتي بيايد سهمناك بر ساكنان زمين به مدت پانزده روز(12)در روز اولّ آفتاب سير مىكنند در مدارخود در آسمان بي نور.(13)بلكه سياه مىشود مثل رنگ جامه.(14)زود است كه بنالد،چنانكه پدر بر پسري كه مشرف به موت است ناله مىكنند.(15)در روز دوّم،ماه به خون برگردد.(16)زود باشد بيايد خون بر زمين،چون شبنم!(17)در روز سوّم ستارگان ديده شوند كه شروع به جنگ نمودن با يكديگر كنند،مثل سپاهي از دشمنان.(18)در روز چهارم كوه ها و سنگ هاي بزرگ به هم بخورند،مثل دشمنان جنگخوي. (19)در روز پنجم هر رستني و گياهي خون بگريد.(20)در روز ششم دريا طغيان كند بي آنكه از جاي خود تجاوز كند،تا بلندي صدوپنجاه ذراع.(21)آنگاه در تمام روز،مثل ديوار بايستد.(22)در روز هفتم كار برعكس شود؛پس فرو نشيند حتي نزديك شود كه ديده نشود.(23)در روز هشتم پرندگان وجانوران صحرا و آب جمع شوند،در حالتي كه زاري و فرياد دارند.(24)در روز نُهم فرود آيد باراني از تگرگ سهمناك،بحيثي كه خونريزي كند،چه خونريزيي كه نزديك باشد نجات نيابند از آن ده يكِ زندگان.(25)در روز دهم بيايد برق و رعد سهمناكي؛پس شكافته و سوخته شود سه يكِ كوه ها.(26)در روز يازدهم روان شود هر جوئي واپس و از خون روان شود نه از آب.(27)در روز دوازدهم، ناله و فرياد كند هر آفريده اي.(28)در روز سيزدهم،پيچيده شود آسمان چون پيچيدگي نامه.(29)آنگاه آتش ببارد تا هر زنده اي بميرد.(30)در روز چهاردهم زلزله ي سهمناكي پديدار شود و كوه ها از آن در هوا پران شوند،چون پرندگان.(31)آنگاه همه ي زمين بيابان گردد.(32)در روز پانزدهم فرشتگان پاك بميرند.(33)پس زنده نماند مگر خداي تنها،آنكه او راست اكرام و مجد.))(34)چون يسوع اين بفرمود،رويِ خود را تپانچه زد با دست هاي خود.(35)آنگاه سر خود را بر زمين نهاد و چون سر خويش را برداشت،فرمود: ((ملعون باد هركسي كه درج كند در گفته هاي من اين را كه من پسر خدايم.))(36)پس بيفتادند شاگردان،هنگام اين سخنان،مثل مردگان.(37)پس يسوع ايشان را برخيزانده،فرمود ((بايد از خداي بترسيم،هرگاه بخواهيم كه در آن روز ترسانيده نشويم.فصل پنجاه وچهارم(1)پس چون اين معاملات بگذرد،فراگيرد جهان را تاريكي تا چهل سال كه نباشد درآن زنده اي بجز خداي تنها،كه او راست اكرم و مجد تا ابد(2)چون چهل سال بگذرد،زنده كند خداي رسول خود را كه زود باشد طلوع نمايد مثل آفتاب.(3)پس مىنشيند و سخن نمىگويد؛زيرا زود باشد بشود مانند ديوانه.(4)هم زود باشدكه برخيزاند خداي فرشتگان چهارگانه ي مقربّان خود را،كه آنها رسول الله را سراغ مىنمايند.(5)پس هر وقتي كه او را جستند بر چهار سوي آنجا بايستند تا حراست كنند او را.(6)آنگاه خداي زنده مىكند باقي فرشتگان را كه مانند زنبور عسل مىآيند و به گردِ رسول الله بر مىآيند.(7)آنگاه خداي زنده مىكند پس از آن باقي پيغمبران خود را،كه زود باشد بيايند همه ي ايشان پيروي كنان از آدم.(8)پس دست رسول الله را ببوسند و خودشان را قرار دهند در سايه ي نگاهباني او.(9)آنگاه خداي زنده كند باقي پاكان راكه فرياد مىزنند: به ياد آر ما را اي محمد!(10)پس بجنبش آيد مهرباني در رسول الله از فرياد ايشان.(11)او نظر مىنمايد در آنچه او را بايد كرد از براي خلاص ايشان.(12)آنگاه زنده كند خداي پس از آن هر مخلوقي را كه برمىگردد به هستي نخستين خود.(13) زود باشد كه علاوه بر اين از براي هر يك نيروي نطق باشد.(14)آنگاه خداي زنده كند انداخته شدگان را،كساني كه وقت برخاستن ايشان ساير خلق خداي مىترسند بسبب زشتي ديدار آنها(15)انداخته شدگان فرياد مىكنند:اي پروردگار ما!وامگذار ما را از رحمت خود.(16) پس از اين خداي برخيزاند شيطان را،كه زود باشد هر آفريده اي در وقت نگريستن بسوي او مثل مرده شود از ترس هيأت ديدار هولناك او.))(17)آنگاه يسوع فرمود: ((اميدواربه خداي هستم كه نبينم اين هول را در آن روز.(18)بدرستي كه رسول الله از اين ديدار ها نمىهراسد؛زيرا نمىترسد مگر از خداي تنها.(19) آنگاه فرشته بار ديگر بِدَمد بوقي را؛ پس همه به آواز بوق او برخيزند و بگويد:اي آفريدگان!بياييد از براي جزا؛ زيرا آفريدگار شما مىخواهد جزاي شما را بدهد.(20) پس آن هنگام ديده مىشود در ميان آسمان،بالاي وادي يهوشافات،تختي درخشان كه بر آن ابر سفيدي سايه اندازد.(21)آن هنگام فرشتگان فريادكنند:خجسته باد خداي ما.توئي آنكه ما را آفريدي و از لغزش شيطان رهانيدي.(22)آن وقت رسول الله هراسان شود؛زيرا او درك خواهد كرد كه كسي نيست تا خداي را چنانكه شايسته است دوست داشته باشد.(23)زيرا آنكه مىگيرد به صرّافي طلا پاره اي را،بايدكه شصت پشيز با او باشد؛پس هرگاه نزد او يك پشيز باشد نمىتواند آن را صرّافي كند.(24)ليكن هرگاه رسول الله بهراسد پس چه خواهند كرد بدكاراني كه پر از شرّ هستند؟فصل پنجاه و پنجم(1)آنگاه رسول الله زاري كنان مىرود تا جمع نمايد همه ي پيغمبران را كه با آنها سخن كند و با آنها برود براي زاري كردن بسوي خداي بجهت شفاعت مؤمنان.(2)پس هر يك از ترس عذر آورند.(3)به هستي خداي سوگند همانا من خود نخواهم رفت آنجا؛زيرا من آگاهم به آنچه كه بايد بدانم.(4)وقتي كه خداي اين ببيند يادآوري كند رسول خود را كه چگونه او آفريده است همه ي چيزها را بخاطر محبّت او.(5)پس ترس او بر طرف شود و بسوي عرش پا پيش نهد با محبت و احترام. (6)فرشتگان بسرايند:خجسته باد نام پاك تو اي خداي ما!(7)چون به نزديك عرش شود،بگشايد براي رسول خود دروازه را،مانند دوستي براي دوست خود كه بعد از مدت ها يكديگر را نديده باشند.(8)آنگاه رسول الله نخست آغازكند درسخن؛پس بگويد:بدرستي كه من عبادت تو مىكنم و دوستي تو مىكنم اي خداي من!(9) شكر تو مىگويم به تمام دل و روان خود.(10) زيرا تو خواستي و مرا آفريدي تا بنده ي تو باشم.(11)هر چيزي را براي محبّت من آفريدي تا از هرچيزي، و در هر چيزي و برتر از هر چيزي دوستي تو بِوَرزَم.(12)پس بايد همه ي آفريدگان تو حمدِ تو گويند،اي خداي من!(13) آن هنگام همه ي آفريدگان خداي بگويند:شكر تو مىگوئيم اي پروردگار!و خجسته باد نام پاك تو.(14) حق مىگويم به شما؛ بدرستي كه شياطين و انداخته شدگان آن هنگام مىگِريَند تا حدي كه هر آينه از آب چشم يكي از ايشان روان شود، بيشتر از آنچه در رود اردن است.(15) با وجود اين،خود نمىبينند خداي را.(16)پس خداي با رسول خود سخن نموده،بفرمايد:مرحبا به تو اي بنده ي امين من!(17)طلب كن هر چه كه مىخواهي كه به هر چيزي خواهي رسيد.(18)پس رسول الله جواب دهد:اي پروردگار من!ياد كن كه چون مرا آفريدي،فرمودي بدرستي كه تو اراده نموده اي كه بيافريني جهان را و فرشتگان را و مردم را از روي محبت به من تا تمجيد نمايند تو را به وجود من،بنده ي تو.(19)از ين رو زاري مىكنم بسوي تو اي پروردگار مهربان دادگر كه به ياد آوري وعده ي خويش را به بنده ات.(20)پس خداي،مانند دوستي كه با دوست خود شوخي كند،مىفرمايد:اي خليل من،محمد! آيا گواهاني داري بر اين سخن؟(21)پس با احترام بگويد:آري اي پروردگار من!(22)پس خداي بفرمايد:اي جبرئيل!برو و ايشان را بخوان.(23)پس جبرئيل بسوي رسول الله بيايد و بگويد:گواهان تو اي آقا چه كساني هستند؟(24)پس رسول الله جواب دهد:ايشان آدم،ابراهيم،اسماعيل،موسي، داوود و يسوع پسر مريم هستند.(25)پس فرشته باز شود و ندا كند گواهان مذكور را،كه آنان حاضر خواهند شد در آنجا ترسان.(26)پس وقتي حاضر شوند،خداي به ايشان بفرمايد:آيا به ياد داريد آنچه را رسول من ثابت نموده؟(27)جواب دهند: چيست اي پروردگار!(28) پس خداي بفرمايد:اينكه هر چيزي را از روي محبّت به او آفريده ام تا همه ي آفريدگان،مرا به او حمد گويند. (29)پس هريك از ايشان جواب دهند: (30)ماسه گواه داريم كه افضل ازما هستند،اي پروردگار! (31)پس خداي جواب دهد:آن سه گواه كيانند؟(32)موسي گويد:نخست كتابي است كه مرا عطا فرمودي.(33)داوود گويد:دوم كتابي است كه مرا عطا فرمودي.(34) آنكه اكنون با شما سخن مىدارد گويد:اي پروردگار!بدرستي كه تمام جهان را شيطان گمراه نمود؛پس گفت همانا من پسر و شريك توام.(35)ليكن كتابي كه مرا عطا فرمودي گفته كه حقاً،بدرستي كه من بنده ي توام.(36)همان كتاب اعتراف دارد به آنچه رسول تو او را ثابت كرده.(37)پس آن هنگام رسول الله به سخن درآيد و بگويد:اينچنين مىگويد كتابي كه مرا عطا فرمودي اي پروردگار! (38)وقتي كه رسول الله اين بگويد، خداي به سخن درآمده، بگويد: بدرستي كه آنچه حالا كردم جز اين نيست كه از اين رو كردم تا هر كسي اندازه ي محبّت مرا به تو بداند.(39)پس از آنكه اين سخن را بگويد، عطا كند خداي رسول خود را كتابي كه در آن نامه هاي همه ي برگزيدگان خداي نوشته شده باشد.(40)پس هرمخلوقي به سجده درآمده،بگويد تو راست تنها،اي خداي!مجد و اكرام؛زيرا ما را به رسول خود بخشيدي.فصل پنجاه و ششم(1)خداي بگشايد كتابي را كه در دست رسول اوست.(2)پس بخواند رسول او آن را و آواز كند همه ي فرشتگان و پيغمبران وهمه ي برگزيدگان را.(3)در پيشاني هريك علامت رسول الله نوشته باشد و در كتاب نوشته شده مجد بهشت.(4)پس هر يك بگذرند به دست راست ملكوت خداي كه به نزديكي رسول الله است.(5)آنگاه پيغمبران به پهلويش بنشينند.(6)قدّيسان به پهلوي پيغمبران بنشينند.(7)فرخندگان نيز به پهلوي قدّيسان.(8)پس در اين هنگام فرشته در بوق بِدَمَد و شيطان را براي كيفر فرا بخواند.فصل پنجاه و هفتم(1)آن وقت آن بدبخت بيايد در كمال ذلّت وهر آفريده اي از او شكوه كند.(2)خداي ندا كند فرشته ميخائيل را،پس بزند او را با شمشير خداي صد هزار ضربت.(3)مىباشد هر ضربتي كه به آن شيطان را مىزند به سنگيني ده دوزخ.(4)او مىباشد اول كسي كه درهاويه افكنده شود. (5)آنگاه فرشته ندا كند پيروان او را؛پس خوارشوند و مانند او از آنها شِكوه مىشود.(6)آن هنگام فرشته ميخائيل بزند برخي را صد ضربت و برخي را پنجاه ضربت و برخي را بيست و برخي را دَه و برخي را پنج..(7)آنگاه فرود آورده شوند؛زيرا خداي مىفرمايد به ايشان:بدرستي كه دوزخ آرامگاه شماست،اي رانده شدگان!(8)آنگاه همه ي كافران و انداخته شدگان خوانده شوند بسوي جزا.(9)نخست برخيزند بر ايشان همه ي آفريدگان كه از انسان پست ترند،گواهان پيش خداي كه چگونه خدمت كرده اند اين مردم را.(10)نيزگواهان كه چگونه اينان مجرم شدند به خداي وخلق او.(11)همچنين هريك ازپيغمبران برخيزند گواه برايشان. (12)پس حكم نمايد خداي برايشان به زبانه هاي آتش دوزخي.(13)حق مىگويم به شما؛بدرستي كه سخني يا انديشه اي از باطل نباشد كه جزا بر آن داده نشود در روز سهمناك.(14)حق مىگويم به شما؛بدرستي كه پيراهن موئين چون آفتاب بتابد و هر ذره اي كه بر انسان از روي محبت خداي بوده مرواريد گردد.(15)بينواياني كه از دل خدمت خداي مىكردند به بينوائي حقيقي، هرآينه فرخندگانند سه برابر و چهار برابر.(16)زيرا ايشان در اين جهان خالي باشند از كارهاي جهاني؛پس محو كرده شود به اين جهت از ايشان گناهان بسيار.(17)محتاج نمىشوند در آن روز اينكه پيش كنند حسابي كه چگونه صرف نموده اند غناي جهاني را.(18)بلكه جزا داده مىشوند به جهت صبر و بينوائي خود.(19)حق مىگويم به شما؛بدرستي كه هرگاه جهان مىدانست اين را، هرآينه تفضيل مىداد پيراهن موئين را بر جامه ي ارغوان و بينوائي را بر طلا و روزه را بر وليمه ها.(20)وقتي كه حساب همه به پايان آمد،خداي به رسول خود بفرمايد:اي خليل من!نظر كن چه بزرگ بوده است شرِّ ايشان.(21)زيرا من آفريدگار ايشانم مُسَخَّر نمودم همه ي آفريدگان را براي خدمت ايشان،پس خوار داشتند مرا در هر چيزي.(22)عدل،و همه ي عدل است در اين صورت كه به ايشان رحم نكنم.(23)پس رسول الله جواب داد:راستي اي پروردگار بزرگوار ما! بدرستي كه هيچ يك ازخليلان وبندگان تو نمىتوانند كه از تو درخواست كنند رحمتي را بر ايشان. (24)همانا من بنده ي تو بيش از همه مىطلبم عدل را درباره ي ايشان.(25)پس از آنكه اين سخن بگويد، فرشتگان و پيغمبران بتمامىبر ضد ايشان فرياد برآرند با برگزيدگان خداي همگي؛بلكه براي چه بگويم برگزيدگان.(26)زيرا حق ميگويم به شما؛بدرستيكه غنده ها و مگسها و سنگها و ريگها هر آينه فرياد كنند ازفاجران و طلب كنند برپاداشتن عدل را.(27)آن هنگام خداي برگرداند بسوي خاك هر نفس زنده ي پست تر از انسان را.(28) و بفرستد به دوزخ فاجراني را كه ببينند بار ديگر در اثناي سير خود،آن خاكي كه را كه بر ميگردد بسوي آن سگ ها و اسب ها و غير آنها و جانوران ناپاك.(29) پس در آن هنگام بگويند: اي پروردگار! برگردان ما را نيز به اين حال؛ ليكن عطا نمىشوند درخواست خود را.))فصل پنجاه و هشتم(1)در بين اينكه يسوع سخن مىكرد،شاگردان سخت مىگريستند.(2)يسوع نيز اشك بسيار ريخت.(3)پس از آنكه گريست،يوحنا گفت:اي معلم!دوست داريم كه دو امر را بدانيم.(4)يكي اينكه چگونه ممكن است رسول الله را –وحال آنكه از مهرباني پر است –كه شفقت ننمايد در آن روز بر اين انداخنه شدگان و حال آنكه ايشان از همان گِلي هستند كه او از آن است.(5) ديگر آنكه مقصود از بودن شمشير ميخائيل مثل ده دوزخ چيست؟مگر بيشتر از يك دوزخ هم است؟ (6)يسوع فرمود: ((مگر نشنيده ايد آنچه را كه داوود پيغمبر مىفرمايد كه:چگونه مىخنددد نيكوكار از هلاكت گناهكاران؟پس گناهكار را به اين كلمات ريشخند نموده،مىفرمايد:ديدم انسان را كه اعتماد بر نيرو و توانگري خود داشت و خداي را فراموش نموده بود.(7)پس حق مىگويم به شما؛بدرستي كه ابراهيم زود باشد به پدر خود استهزا كند وآدم به همه ي انداخته شدگان. (8)جز اين نيست كه اين باشد كه برگزيدگان زود باشد برخيزند در حالتي كه كامل و متّحد باشند با خداي.(9)راه نيابد به عقول ايشان كمتر انديشه اي برخلاف عدل او.(10)از اين رو هر يك از ايشان زود باشد كه بطلبند بر پا داشتن عدل را،بويژه رسول الله.(11)سوگند به هستي خداي كه در حضورش مىايستم،با اينكه من اكنون مىگريم از روي مهرباني بر جنس بشري،هر آينه البته طلب خواهم كرد در آن روز عدل را بدون مهرباني براي اينان كه خوار مىشمارند سخن مرا.(12)بويژه براي آنانكه انجيل مرا ناپاك مىنمايند.فصل پنجاه و نهم(1)اي شاگردان من!بدرستي كه دوزخ يكي است و در آن عذاب كرده مىشوند رانده شدگان، تا ابد.(2)مگر اينكه آن را هفت طبقه يا پايه هاي ژرف است كه يكي از ديگري ژرف تر باشد. (3) آنكه مىرود به دورترين آنها در ژرفي،به او مىرسد عقاب سخت تر.(4) با وجود اين سخن من درباره ي شمشير فرشته ميخائيل راست است؛زيرا كسي كه بجز يك گناه مرتكب نشوند، مستحق يك دوزخ خواهد بود وآن كس كه دو گناه مرتكب شود،مستحق دو دوزخ خواهد بود.(5)پس از اينجهت انداخته شدگان درك مىكنند،درجاتي كه در يك دوزخند، قصاصي را كه گويا با آن در ده دوزخ يا درصد يا در هزار هستند.(6)خداي توانا برهرچيز،زود باشد كه به نيرو و عدل خود شيطان را چنان گرداند كه رنجي بكشد كه گويا در هزار هزار دوزخ است وباقي ماندگان را هريك به اندازه ي گناهش رنجي برسد.)) (7)دراين وقت پطرس گفت: اي معلم!بدرستي كه عدل خداي بزرگ است.(8)هرآينه بتحقيق تو را اين خطاب امروز غمگين گردانيد.(9)ازاينجهت زاري مىكنيم به سوي توكه استراحت نمائي وفردا ما را خبرده چه چيز به دوزخ مانند است.(10)يسوع جواب داد: ((اي پطرس!همانا تو به من مىگوئي استراحت نما و تو نمىداني كه چه مىگوئي وگرنه چنين سخن نمىگفتي.(11)حق مىگويم؛بدرستي كه راحت در اين جهان جز اين نيست كه آن زهر پرهيزگاري است و آتشي است كه هر صالح را مىخورد.(12)مگر فراموش نموده ايد كه به همين جهت همانا چگونه سليمان،پيغمبر خداي،و باقي پيغمبران كاهلي را عيب گفته اند.(13)راست است آنكه مىگويد:تنبل زراعت نمىكند از ترس سرما، پس او از اين جهت در تابستان گدائي مىكند.(14)از اين رو فرموده:هرآنچه دست تو برانجام آن تواناست پس آن را بكن بدون راحت.(15)چه،مىگويد ايوب،نيكوترين دوستان خداي: چنانكه پرنده براي پريدن زائيده شده است،انسان براي كار كردن زائيده شده.(16)حق مىگويم به شما؛بيشتر از هر چيزي ناخوش مىدارم راحتي را.فصل شصتم(1)دوزخ يكي است و آن ضد بهشت است؛چنانكه زمستان همانا ضد تابستان و سردي ضد گرمىاست.(2)پس از اين رو واجب است برآن كسي وصف مىكند بدبختي دوزخ را،اينكه بتحقيق ديده باشد بهشت آرامش خداي را.(3)دوزخ عجيب جائي است كه به عدل خداي ملعون است از براي لعنت كافران و انداخته شدگان.(4)جايگاهي كه درباره ي آن ايوب خليل الله فرموده:آنجا آرامشي نيست؛بلكه هراسي جاويد است.(5)اشعياي پيغمبر درباره ي انداخته شدگان گويد: زبانه ي آتش آن خاموش نشود وكِرم هاي بدن ايشان نميرد.(6)داوود، پدر ما گريه كنان فرموده: آن هنگام ببارد بر ايشان برق و صاعقه هاوگوگرد و تندباد سختي.(7)بدا به حال گناهكاران دور شده!چه سخت مكروه دارند آن هنگام گوشت هاي نيكو و جامه ي قيمتي و بالش هاي نرم و الحان خوش را.(8)چه سخت بيمار كند ايشان را گرسنگي و افروزه ي سوزنده و آتش افروخته و رنج دردناك با گريه ي سخت و تلخ.))(9)آنگاه يسوع ناليد با افسوس و گفت: ((راستي بهتر بود براي ايشان هرگاه خلق نشده بودند از اينكه رنج دردناك را تحمل كنند.(10)تصور كنيد مردي را كه در هر اندامىاز بدن خود رنج مىكشد و كسي نيست آنجا كه بر او رِقَّت نمايد؛ بلكه همه به او استهزا مىكنند.(11) مرا خبر دهيد،مگر اين رنجي سخت نيست؟)) (12) پس شاگردان يسوع جواب دادند:سخت ترين سختي هاست.(13)يسوع فرمود: ((بدرستي كه اين، هرآينه آرامش دوزخ است.(14)زيرا من به شما حق مىگويم؛بدرستي كه هر گاه خداي مىنهاد در ترازو همه ي رنج هائي را كه در اين جهان مردم كشيده اند و آنچه را كه زود باشد بكشند تا روز باز خواست و در ترازوي ديگر يك ساعت از رنج دوزخ را قرار مىداد،هرآينه انداخته شدگان،بي شك اختيار مىكردند رنج هاي جهاني را.(15)زيرا رنج هاي جهاني بر دست انسان مىآيد:اما آن ديگري،پس به دست شياطيني است كه هيچ شَفقَّت ندارند،مطلقاً.(16)پس چه سخت است آنچه گناه كاران بد بخت از رنج خواهند كشيد.(17)چه سخت است سرماي سختي كه تخفيف نمىدهد زبانه ي آتش ايشان را!چه سخت است آواز داندان ها و گريه ناله هايشان! (18)زيرا آب رود اردن كمتر است از اشك هائي كه زود باشد هر دقيقه اي از ديدگانشان جاري شود.(19)زود باشد لعنت كند ايشان را همه ي مخلوقات و هم پدر و مادر ايشان و آفريننده ايشان كه تا ابد خجسته است.))
 
کتاب متن کامل انجیل برنابا: براساس نسخه ایتالیایی کتابخانه وین و نسخه  اسپانیایی دانشگاه سیدنی ~سعید کریم پور - نشر پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات  فرهنگی - آدینه بوک